Tokuma Shoten. Japan Television Broadcasting Network Hakuhoudou. Studio Ghibili Co-operative Work

راکون جان میای بیرون بازی کنی؟
(یعنی راکون ژاپنیTanuki)

اوه، الان داری غذا می خوری؟

چی داری می خوری؟

آلوجنگلی شور؟

به من هم بده

اوه، اوه، تو دیگه زیادی حریصی

جنگ راکون ها
ترجمه از طاهره
alivedead65@gmail.com

 

ما همیشه نزدیک این خانه روستایی زندگی می کردیم

 

اوه نه، اینجا نبودیم که از
آدم ها غذا بدزدیم

همیشه به اندازه کافی قورباغه ها،ملخ ها
..موش کور وموش های کیسه دار

اطراف مزارع برنج وجود داره

به علاوه همیشه می تونید
خرمالو و توت جمع کنید

شما می تونید اینجا غذاهای بیشتری نسبت
به ارتفاعات و کوهستان ها پیدا کنید

 

بعد بهار پارسال، ناگهان
خانه روستایی خالی شد

هیچ اثری نبود که کسی
دوباره به اون برمی گرده

پس ما تصمیم گرفتیم که بریم
توی اون و اونجا رو خونه جدیدمون بکنبم

 

به خاطر همین، ما
اوقات خوشی رو اینجا زندگی کردیم

مثل یک رویا بود که توی خونه
حیاط دار زندگی کنی

...ولی یه روز

 

به طور طبیعی ما برای قلمرو نمی جنگیم
ولی حالا همه چی عوض شده

 

بدون توجه به جایی که برای غذا رفتیم، ما
دسته های دیگه ای رو هم تجربه کردیم

دعوا بر سر لانه ها و
زد و خورد های دیگری هم رخ داد

...و سپس

 

در پاییز سی و یکمین سال پونپوکو
(منظور سال راکونی هست)

...جنگ نهایی بین راکن های تاماکیورو

در محل ساخت و ساز بین جنگل های سوزوکا
و تاکاگا در گرفت

 

فرمانده ارتش سرخ گونتا بود
بزرگترین جنگجوی جنگل تاکاگا

رهبر جوانتر جنگل سوزوکا
سیئزائمون، فرمانده ارتش سفید بود

 

در حال حاضر، این یک حقیقت
...کمتر شناخته شده است که همه راکن ها راست می ایستند و

 

روی دو پا راه می روند، وقتی
انسانی اطرافشون نباشه

 

...با وجود سرعت و خشونت هر دو طرف

جنگ زیاد طولانی نشد

!هورا! هورا! جنگل تاکاگا

 

!هورا! هورا! جنگل سوزوکا

چه قرمز پیروز می شد چه آبی
هردوطرف هنوز هم بازنده هستن

راکن های شکست خورده رو بکشید

جنگل تاکاگا امروز می میره

 

جنگل سوزوکا فردا می میره

 

راکن های پر جمعیت جایی برای زندگی ندارند

 

بعد از این راکن ها کجا می تونند زندگی کنند؟

 

جایی برای رفتن نیست! جایی برای زندگی کردن نیست

 

چه قرمز پیروز می شد چه آبی
هردوطرف هنوز هم بازنده هستن

راکن های شکست خورده رو بکشید

 

به خاطر هرنفر، همشون رو بکشید

اگه همه ما بمیرین، پس کی برامون دعا می کنه؟

تعداد راکن ها رو کم کنید

راکن ها زنده مونده باید
جوون ها رو بزرگ و تربیت کنند

راکن بیشتر یعنی دردسر بیشتر

 

دارم بهت می گم دیگه جنگلی نیست

 

Fireball Oroku با ترغیب شدن توسط

راکون ها به پائین نگاه کردند و از آنچه
که دیدند گیج و متحیر شدند

...آن ها دیدند که کوهشان از بین رفته است

 

و تپه ها کنده و مسطح شده اند

این کار دیوانگی است

وقت نداریم با خودمون دعوا کنیم

 

نواحی اطراف توکیو

 

با رشد اقتصادی عظیمی
نابود شده بود

برای ارضای تقاضای سیر نشدنی
...جهت مسکن

نابودی افراطی مزارع، جنگل ها
و زمین ها اتفاق افتاد

 

در 1976، دولت
پروژه شهر جدید تاما را آغاز کرد

مساحت آن بزرگتراز 3000 هکتاربود

جمعیت برنامه ریزی شده در آن بیش از 300،000 نفر بود

جنگل ها و کوه ها سطح بندی و
مزارع و خانه های تاریخی تخریب شدند

محل عظیم ساخت و سازبه طور کامل
ناحیه کوهستانی "تاماکیورو" را دگرگون کرد

 

این برای پرورش یک محیط طبیعی و
آرام برای پروژه مسکن انجام گرفت

در حقیقت یک پروژه ساختمانی بی نظیر

 

واقعا که اون آدم ها باورنکردنی هستند

 

تا حالا ما فکر می کردیم که
اونها حیواناتی مثل ما هستند

با اتفاق هایی که می افتد، ما حالا می دانیم
که آنها قدرت خدایان را دارند

 

برای واکنش به شرایط، خانواده راکون های
...ناحیه "تاماکیورو" اون شب

در معبد متروک "منپوکو" در اعماق
کوهستان "بوتاموچی" دور هم جمع شدند

به اتفاق آرا، یک راهب 150 ساله "تسوروگامه" به
عنوان رئیس انتخاب شد

خوب،این موقیت فعلی است

از حالا به بعد، ما نمی تونیم
فقط شب ها کار کنیم

به خاطر شرایط حاکم
...حتی روزها هم باید کار کنیم، اما

 

حتی با آن همه اغتشاش، آن ها
تصمیم گرفتند در پروژه ساخت و ساز خرابکاری کنند

پس همه ما موافق هستیم

 

راکون ها به سرعت متفرق شدند
چون که اوضاع خطرناک بود

حالا که آنها نقشه ای داشتند، رهبران
طوایف برای بررسی جزئیات گرد هم آمدند

اول، رهبران یک نقشه پنج ساله را
...تصویب کردند

برای احیای هنر و صنعت خود و مطالعه روی انسان ها

برای آموزش سربازان، آن هاتصمیم گرفتند
...که از "راکون های تغییر شکل دهنده" دعوت کنند

از نواحی شیکوکو و سادو که به هنر
همچنان در آن ها پرداخته می شد

سپس، آن ها درمورد این که چه کسی را
به عنوان نماینده خود بفرستند بحث کردند

هیچ کس نمی خواست برای سفری چنین
...خطرناک داوطلب شود

بنابراین همه آن ها وانمود کردند که خواب هستند

خوب، ما فقط باید منتظربمونیم
تا راکون های کوچک، بزرگ بشن

 

هیچ اعتراضی وجود دارد

 

همبرگرهای مک دونالد که روئسای
...طوایف آورده بودند

فوق العاده خوب دریافت شد و
جلسه به تعویق افتاد

 

در این مکان آشغال نریزید

رهبران بزرگتر تصمیم گرفتند که
در معبداصلی منپوکو یک تلوزیون نصب کنند

به عنوان روشی ابتدایی برای
مطالعه آدمیان و اطلاع از اخبار جاری

 

عصر به خیر

عصر به خیر

به هر حال، وجود تلوزیون موقعیت نا خواسته ای را
ایجاد کرد

 

راکون های غیر مجار برای تماشای تلوزیون
در طول روز دائما به معبد می آمدند

 

تغییر شکل نیازمند بیشترین تمرکز است

این آناتومی سلول های شما را دوباره
سازمان می دهد

و بزرگترین هدیه طبیعت به ماست

توانایی کمتر، اسمش تقلیده و
چیزی است که آفتاب پرست هم می تواند انجام دهد

...اما به جز ما

فقط روباه ها وبعضی از گربه ها قادرند
که تغییر شکل دهند

 

هی، گونتا

 

...تو اون جوری تغییر کردی چون که

در تکنیک های اولیه تغییر شکل
استادی

تا زمانی که تمرین می کنید و
مهارت رو یاد بگیرید، هرکس می تونه این کار رو بکنه

حداقل از نظر تئوری

 

برای شروع، من
یه مثال می زنم

 

نیاز ندارید که روی سرتون برگ بزارید؟

این فقط برای مبتدی هاست

 

فقط یک لحظه است

برای قبیله این کار رو بکنید

 

پیر به عنوان معلم Fireball Oroku با

هنر تغییر شکل به سرعت
مطابق نقشه دوباره کشف شد

دانش آموزان، از قبیله های متفاوت

مشتاق بودند و پیشرفت خوبی داشتند

!آفرین، شوکیچی

 

به عنوان یک کودک، من همیشه
به کارهای آدم ها علاقه مند بودم

اما قوانین ما می گفت که نباید به
آن ها نزدیک شویم

با این وجود، پدر ترد شده من بیشتر از دلسرد کردن
من رو تشویق می کرد

مشاهده دقیق آدم ها
اساسی ترین بنیاد تغییر شکله

شاید فکر می کرد این در آینده مفید باشه

 

البته، همه دانش آموزان به طور یک سان
ماهر نبودند

در واقع، بیشتر آن ها کاملا
ناامیدکننده بودند

 

اساس تغییرشکل نیازمند تمرینات شدید
ذهنی، جسمی و روحی است

روباه ها یک مهارت طبیعی براش دارن

اما راکون ها طبیعتا تنبل اند
پس بعضی ها در این هنر موفق نمی شدند

 

!هی

 

!پونکیچی

وقتی مراقب ها به خط شدند
بیاین یه چرخی این اطراف بزنیم

چرخ زدن و چرخ زدن و چرخ زدن

 

اون موقع، من واقعا درگیر تغییر شکل
...بودم و هرگز نفهمیدم که

بهترین دوستم پونکیچی
فقط یک زندگی معمولی راکونی می خواد

 

در هوای گرگ و میش، هنگام گذر از مسیر کوهستان

ماه؛ از پشت کوه طلوع کرد

شاخه ای از درخت سدر نزدیک مسیر
جلوی ما رو گرفته بود

او گفت: این عجیبه

لحظه ای که این را گفت، شاخه
غوطه خورد و

در سمت مخالف ظاهر شد

آآآخ خ خ خ ، پس انسان متوجه شد

او گفت: نه اشتباه کردم
یه شاخه در هر دو سمت بود

و بنابراین یک شاخه دیگر ظاهر شد

ناگهان، یک ضربه زده شد

انتهای داستان

خوب، متوجه شدید چی سقوط کرد؟

!یک راکون

درسته

اما برای چی اون افتاد، گونتا؟

اون یه احمق بدترکیب بود
من هرگز نمی افتم

!خیلی خوبه. چه روحیه ای

ساسوکه، چرا این راکون افتاد؟

باید می زاشت هردو دستش
دوتا شاخه رو بگیره

آفرین

نکته این داستان چیه، شوکیچی؟

فکر کنم باید به چیزهایی که آدم ها می گن
خیلی گوش کنیم

درسته

ما، راکون ها اصولا خیلی
خوش طبع، ساده لوح ومهربانیم

این ها دلایل شکست ماست

فهمیدید؟

!بله، آبوت تسوروگامه

مثلا، ممکنه من بگم
"راکون جان، راکون جان، بیا بازی کنیم"

ما الان درست وسط
!درس خوندن هستیم

شما حالا اینو باور کردین

این وحشتناکه

 

هنگامی که راکون ها مشغول یادگیری در مورد
...آدم ها و تغییر شکل بودند

زمستان تمام شد، شکوفه های زرد آلو شکفت و
فصل عاشقی رسید

اما بیشتر راکون ها
...اخطار اوروکو پیر را رعایت کردند

و سعی کردند که جلوی بچه دار شدن
...خود را بگیرند

تا وقتی که در جنگ پیروز شوند

تک و توک راکون های ماده غریزه اصلیشون
... را سرکوب

و پیشرفت مردها را دفع می کردند

 

ضمنا، پروژه عظیم ساختمانی هم با
ثبات دنبال می شد

جنگل ها قطع می شدند، زمین ها طبقه بندی می شدند
و محلات مسکونی همچنان بزرگتر می شد

...راکون ها این را درخشم و ناراحتی می دیدند

و بهش یه لقب داده بودند: تپه بی ریخت

 

آقای پستچی

یه چیزی رو انداختید

...اون سال، چون از بچه بزرگ کردن معاف بودند

راکون های ماده هم شروع به
یادگیری تغییر شکل کردند

راکون های مرد مشکلاتی با تغییر شکل
به کودکان و ماده ها داشتند

اما وقتی ماده تمرین می کردند
مشکلات حل شد

 

البته، بعضی از راکون های ماده می خواستند
تا به مردهای انسانی تغییر شکل بدهند

 

اوه اوه، مردها برای مدت بیشتری
می ماندند؟

یک روز، تسوروگامه یک سخنرانی مخصوص برای
راکون های مرد انجام داد

 

خوب، این پتویی که
...شما رفقا روش نشستین

اگه حقیقت رو بگم
یک قسمتی از تن منه

اون جای خصوصیم

اندازش 8 در 12 اینچه

و این هم دلیلش

 

آخرین امتحان میدانی
برای تغییر شکل آن ها شروع شد

 

مثل تمرین رانندگی شده بود

آموزگارهایی که دراستاد تغییر شکل
بودند، آن ها را همراهی می کردند

آن ها مطمئن می شدند که دانش آموزها شناسایی نمی شوند
و ازهرحادثه ای جلوگیری می کردند

 

...از همه تغییرشکل های ممکن

باقی ماندن در حالت انسانی، بیشترین
انرژی و تمرکز را لازم داشت

 

...کشش ها و خستگی فیزیکی

خودش را به صورت سیاهی دور چشم
نشان می داد

حتی راکون های تغییر شکل دهنده کهنه کار هم
...باید انرژی زا می خوردند

تا قدرت خود را سریع بازیابی کنند

وگرنه، شکل انسانی شون را ازدست می دادند یا
کاملا به حالت راکونی بر می گشتند

به تازگی، آن ها شروع به استفاده از
...انرژی زاهای انسانی کرده بودند

چون اون ها به سرعت عمل می کردند

... در آخرین قسمت امتحان میدانی

راکون ها باید 1000 ین به تنهایی و با
استفاده از کلمات دوستانه به دست می آوردند

 

!...کمکم کنید

بعضی راکون ها تصمیم گرفتند که
گروهی کار کنند و یک انسان را تقلید کنند

تو خوبی؟

یکی از راکون ها خودش رو شبیه یک کشیش کرد و
در ایستگاه راه آهن از مردم تقاضای اعانه می کرد

یکی دیگه توی یه رستوران کار گرفت اما
بیشتر از درآمدش خرج نوشیدنی می کرد

راکونی هم بود که جکپات های
سالن های پذیرایی را هدف قرار داده بود

یک تانوکی تنبل اعانه ها را می دزدید
ولی نتونست به مقدار کافی گیر بیاره

پس برگ ها را به شکل پول درآورد
به سرعت متوجه شد Old Fireball ولی

 

بهتون گفتم که غیرقانونیه در
این دنیای مدرن پول جعل کنید

 

وقتی در ستاد تمرین می کردیم،به گونتا
گفته شد که به سرعت به جنگل تاکاگا برگرده

از چیزی که می دید شوکه شد

بیش از نیمی از جنگل محل زندگی او
به "تپه بی ریخت" تبدیل شده بود

 

گونتا خشمگین شد

...سریع به ستاد برگشت

و آبوت تسوروگامه رو مجبور کرد
که روئسای قبایل رو جمع کنه

در این ملاقات، اون برای بیرون کردن آدمها
نقشه ای را پیشنهاد داد

من کاملا با این مخالفم

چرا!؟

خیلی زوده، ما فقط در اولین سال از
نقشه 5 ساله خود هستیم

ما امتحان نهایی رو رد کردیم
ما می تونیم بیشتر چیزی که لازم هست رو انجام بدیم

فکر Fireball خوب
می کنی باید بزاریم کاری رو که می خوان انجام بدن؟

...خوب، اون ها باید بتونن از پس این کار بر بیان ولی

ولی؟

اون ها بی تجربه هستند

اگه موفق نشن، خطر شناسایی شدن داره

یه سوال، گونتا

فکر کنم تو ای نقشه رو پیشنهاد کردی
...فقط چون

از نابودی جنگل خودت خشمگین شدی

درسته؟

 

قسم می خورم درست نیست

من این کارو برای خوشحالی
همه راکون های تاما انجام می دم

منظورت چیه از خوشحالیه همه؟

یادتون نره، گونتا تنها کسی بود که
سعی کرد جنگل سوزوکا رو تصرف کنه

!خفه شو

به هر حال، اگر همه شما هم مخالف باشین
ما اهالی جنگل تاکاگا این کارو می کنیم

اگر گونتا واقعا اصرار داره
من هم بهشون ملحق می شم

تو چی؟Shoukichi

 

!ممنون

 

حالا دیگه خیلی دیره که شما
بتونید مارو متوقف کنید

صبر کن، وایسا

!سعی نکن جلوی مارو بگیری مامان بزرگ

 

فقط همین یک بار
تکنیک سری خودم رو یادتون می دم

 

اگر هم شکست خوردید، تا پنج روز
کسی متوجه نمی شه شما راکون هستید

 

پس ما چی خواهیم بود؟

!جنازه یک روباه

...در تابستان سال 32 پونپوکو

با گونتا از جنگل تاکاگا به عنوان مسئول10 راکون
... جوان تغییرشکل دادند

و حمله ناگهانی علیه انسان ها رو
شروع کردن

جنگ سرانجام شروع شد

 

همینه! همشون دارن می یان

 

خوب!خوب

خوب! خوب

 

ما این کارو کردم! ما این کارو کردیم

 

حوادث مضاعف در مکان ساخت و ساز

فاجعه در سایت ساخت و ساز
شهر جدید تاما در ساعت 2و30 بعدازظهر

سه راننده براثر رانش و ریزش صخره
جان دادند

دو نفر دیگر مجروح شدند

قسمتی از سایت ساخت و ساز خانه ها نیز
تخریب شد

 

دید با توجه به بارش باران های سنگین، ضعیف بوده است

به نظر می آید باران شالوده
جاده را فرسوده است

علاوه بر این، با توجه به این واقعیت
که حوادث به طور همزمان رخ داده است

سوال این است که ساخت و سازها
چگونه پیشرفت کرده است

ساکنان محلی ابراز نگرانی کرده اند

در مورد این که ساخت و ساز شهر جدید
چگونه مدیریت می شود

 

همگی صبر کنید

نباید اول به انسانهای بیچاره
...ادای احترام کنیم

چون قربانی این نقشه شدند؟

آبوت درست می گه

خوب، جماعت

چرا برای فداکاری با شکوهشون
یک دقیقه سکوت نکنیم؟

زدی به هدف

دعای خاموش! دعای خاموش

!دعای خاموش

 

!وقته جشنه
بیاین جشن بگیریم! ما موفق شدیم

 

!اوه گونتا جان

 

!این یه بازگشت پیروزمندانه قهرمانان است

!عزیزم

 

!Shoukichi پسر، تو واقعا موفق شدی

 

خوب، به خاطر شما پسرها
ما دوباره می تونیم امیدوار باشیم

هی، امروز فقط یه زد و خورد جزئی بود

!رفقا

!جنگ تازه شروع شده

ما به ضرب وشتم، دک کردن، خرد کردن
و کشتن هرانسانی که بتونیم می پردازیم

!Shoukichi یه چیزی بگو

!و بعدش درخت می کاریم

مقدار زیادی از درختان خرمالوی
مورد علاقه مون

 

زود باش و جوانه بزن، دانه خرمالو

اگر نه، ما تورو با قیچی هامون می بریم

انسان ها رو بیرون کنید

!آدم ها رو بکشید

...بزنید

اوه حالا، حالا، حالا

به هرحال، امروز روز قشنگی بود
!باید با هم جشن بگیریم

هی، یه چیزی منو می ترسونه

چی؟

 

ما مجبوریم همه آدم ها را بکشیم
یا بیرون کنیم؟

!البته که این کارو می کنیم

نمی تونیم یه چندتاشون رو زنده بزاریم
مثل قبلا؟

!بی خیال

!آدم ها دشمنان طبیعی ما هستند
اون ها آفت اند

!انسان ها برای زندگی اخراج خواهند شد

اوه، پس نمی تونیم

منظورم اینه که منم دیگه آدم ها رو دوست ندارم

بعضی از اونها خیلی خوبن

!ولی واقعا من دوستشون ندارم

...فقط

فقط؟

فقط اگر همشون رو بیرون کنیم
دیگه تمپورایی (یه غذای ژاپنی) نیست که بخوریم

!یا ماهی دودی

!یا ذرت

!همبرگر! دونات! جوجه سرخ شده

!چیپس سیب زمینی! شنیسل

منم می خوام بخورمشون

 

پس چه طوره یکم از آدمهارو
این اطراف زنده بزاریم؟ گونتا جان

 

فکر کنم مجبوریم

 

حالا بیا بهش افتخار کنیم گونتا جان

معبد منپوکو

حیاط معبد منپوکو

یه شب مهتابیه امشب

همه بیان بیرون امشب

دوستان ما دارن می رن، راکون ها

جیش میکنه Old Fireball وقتی
روباه ها دوست دارن زیرچشمی نگاه کنند

!اون ها از درون سوراخ قدیمی نگاه خواهند کرد

!اون ها از درون سوراخ قدیمی نگاه خواهند کرد

 

...با این حال، مقامات اعلام کردند که تسهیلات زندگی

برا𪞺 میلیون شهروند بسیار اضطراری
...و لازم است

که پروژه شهر جدید فقط
به خاطر حوادث متوقف شود

چی!؟

اون چی گفت؟

 

این یه حادثه ناگوار بوده

...گونتا از جنگل تاکاگا

...که مسئول موفقیت عملیات بود

بیشترازاین شکست ها رنج کشید و
اندام های درونی او آسیب دید

جراحت های او حداقل یک سال
برای بهبود وقت لازم داشت

 

هیجان راکون ها با گوش دادن به
بقیه اخبار کمتر هم شد

به هر حال، چیزی که شجاعت
...راکون ها را افزایش داد

شنیدن مصاحبه اهالی بود
که به شدت از نفرین شدن ترسیده بودند

شاید ایده درستی نبود که معبد
سووا را تخریب کردند

منظورتون چیه؟

حتما یه نفرین بوده
خدای معبد اون ها رو تنبیه کرد

تا جایی که یادمه خیلی از
جیزوها (بت ژاپنی) و مجسمه ها برداشته شده بود

خوب ما پیشکش هایی دادیم و کشیشی که داشتیم

قبل از درخواست برای جابجایی مجسمه ها
آن ها را متبرک کرد

و شما این رو چه طور می بینید استاد میزوکی؟

آن خداها و بودا،خداوندگار
این نواحی هستند

وقتی شما اون مجسمه ها رو جابه جا می کنید
اون ها برمی گردند و پناهگاه خود رانمی بینند

عجیب نیست که اونها عصبانی باشند

شما طلسم ها ومجازات بیشتری رو انتظار دارید؟

 

شاید اون ها کوهستان هیکاگی
رو حفاری نکنند

 

شوکیچی و سایرین عملیات
بعدی رو شروع کردند

 

...غیبت مالک کوهستان هیکاگی

...که با غرغر های پیمان کار برگشت

ما این همه مجسمه جیزو
توی این کوهستان داریم؟ و سرش رو تکون داد

وبعد گفت: شاید باید صبر کنم و امضای قرارداد رو
به تعویق بندازم

کوماتارو، راکونی که در معبد
...کوهستان اومانوسه مانده بود

خودش رو به شکل یک روباه سفید دریک
... افسانه محلی آشنا تغییر داد

تا در یکی از تشریفات مذهبی مجسمه رو جابه جا کنه

 

...صدای روباه سفید که مانند جیغ بود

کشیش اجاره ای را ترساند و مراسم کنسل شد

اعضای کلیسا از اولیای
...امور درخواست کردند

در مورد جابه جایی مجسمه ها
و پروژه جاده ای تجدید نظر کنند

 

راکون ها واقعا به این موضوع افتخار می کردند

 

...گروه های مختلف راکون ها رقابت می کردند

و از مهارت های جدید خود در
تاکتیک های مختلف پارتیزانی استفاده می کردند

...بیا و ببین

 

!برو کنار

 

!ببرش کنار

 

بیاین غذا های مانده و آشغال هارو
بسته بندی کنیم

!غذا

بزارش همین جا

 

خانم، مشکلی هست؟

 

هی؟ موضوع چیه؟

 

!روح بدون چهره

 

!یه هیولا

 

!اااووه- اون طرف، همین حالا

یه قتل؟

!ن ن نه، اون نیست

اوه، اون یه قتل نیست؟

!این دختره است

دختر دهن شکافته؟

ن نه! نه

نه! چه طور می تونم این رو توضیح بدم؟

اوه، ممکه این یه چیزی شبیه فضایی ها باشه؟

 

!این جاست

 

...این

...این چیز

این چیزه این شکلی بود؟

 

...راکون ها از این حقیقت لذت می بردند که

انسان ها با توانایی های جدیدشان در تغییر شکل
به سادگی فریب می خوردند

پس هر دفعه به همون شکل جشن می گرفتند

 

اما محرک اصلی عملیات اول
....گونتا از جنگل تاکاگا

از زخم های خود به سرعت
بهبود نیافت

...همسر عزیزش از او به خوبی نگهداری می کرد

اما خودش از این که نمی توانست در
جنگ ها شرکت کند خشمگین بود

گونتا همچنین از دوستان راکون ترسوی خود
ناراحت بود

!اخبار دیروز واقعا خوب بود

پلیسی که ما ترسوندیمش در
برنامه ای به نام شهر جدید تسخیر شده شرکت کرد

...سایر مهمانان بلند خندیدند

چون کاملا سرخ شد و
واقعا گند زد

...خیلی خنده دار

!توی احمق

خوب دیگه چی؟

این توسعه را متوقف کرد؟

اگه می خوای تغییر شکل بدی، درست
!مثل من انجام بده

این طوری حوادث و
!مرگ و میر بیشتری رخ می دهد

 

!اوه، گون- سان

!درست همین طوری بود که گونتا گفت

توسعه متوف نشد

فقط همین نبود
اون ها رودخانه رو با سیمان پر کردند

جاده ها روی تپه بدون چهره ساخته می شوند و
مصالح ساختمانی بیشتری آورده شدند

ساخت و ساز ناحیه مسکونی بالاخره
آغاز شد

به هر حال، اتفاقات ماوراء الطبیعه
...در ناحیه ساختمانی و در تاماکیورو

یک موضوع آماده برای روزنامه ها
وبرنامه های تلویزیونی ساخت

اخبار همه جای ژاپن پیچید و
جرات راکون ها حتی بیشتر شد

 

!سنگ

!کاغذ

!قیچی

 

...در پائیز سی و دومین سال راکونی

نماینده ای برای آموزش
... پیشرفته تغییر شکل

به وسیله اشتیاق زیاد به سنگ، کاغذ، قیچی
انتخاب شد

 

تاماسابورو از جنگل اونیگا
به عنوان نماینده برای رفتن به شیکوکو انتخاب شد

بونتا از مرداب میزونومو
نماینده ناحیه سودا شد

 

...ودر شب بعدی ماه کامل

...بعد از نوشیدن آخرین جرعه آب تشریفاتی

...هر دو جوان محل تولد خود را ترک کردند

و سفر خود را با شجاعت شروع کردند

 

هان؟

مشکل چیه؟

435...

 

...بعد از فرستادن دوتا از دوستاشون

سایر راکون ها کشت و کشتار شهر
جدید رو ادامه دادند

 

راکون ها شروع کردند به لذت بردن
...از هنر تغییرشکل

چه جلوی پروژه رو می گرفت چه نمی گرفت

 

!غول ها بیرون

!بابا

 

واقعا می تونیم آدم هارو با این روش بیرون کنیم؟

اون ها می فهمند ما واقعا کی هستیم
اگر اشتباه کنیم

اگر همون طور که گونتا سان گفته
...بود عمل کنیم چی؟ واقعا بجنگیم

نه، کشتن یک یا دو نفر مشکلی رو حل نمی کنه

سوال اینه، ما می تونیم این جوری که هستیم زنده بمونیم؟

 

!اوکیو سان

 

داری اونجا چه غلطی می کنی؟

 

با گردنت مشکلی داری؟

 

!برای تو ژست گرفتم

.امیدوار بودم بگی قشنگه یا همچین چیزی

!اوخ، ببخشید

اوه، حالا گردنم درد گرفت

تو قشنگ بودی

دیگه دیره

!ولی درسته

 

!خوبه

این رو زیاد تمرین نکردم

 

همه این آهنگ رو دوست دارند

فکر کنم درسته

تو "می دونی کجا بودی "رو می شناسی؟

آره، ولی این رو نمی خونن

...خوب تو این سرود رو می شناسی

این راکون اهل کوهستان سنبا بود

...و شکارچی

پدربزرگ من با شلیک یک
اسلحه کشته شد

 

متاسفم. نمی دونستم

 

ولی پدربزرگ فقط خورده نشد

پوستش به یه مبلغ بالا فروخته شد

!کت تو هم خیلی قشنگه

اوه، من چاپلوسی کردم تا اینو بگی
شوکیچی سان

خوب

 

خوب در مورد این آهنگ چی؟

خوب، پدرم دوست داشت این رو بخونه
در بازی با توپ هم ماهر بود

هی، پدرت غیر عادیه

آره، و آخر آهنگ هم سخنرانی می کنه

در مورد چی؟

همتون درست گوش بدید

حتی چیزی به سادگی خواندن

و پرتاب یک توپ
طبیعت وحشی آدم ها رو نشون می ده

اول با تفنگ هاشون بهمون شلیک می کنند
وبعد هم می پزنمون

 

هی می خوای توپ بازی کنیم

خوب بلدی؟

خیلی خوب بلدم

 

باشه، من هم خوبم

 

می دونی کجا هستی؟

در هیگو

هیگو کجاست؟

توی کوماموتو

کوماموتو کجاست؟

در سنبا

راکون هایی توی کوهستان سنبا هستند

...و بعد

کی می خواین عملیات
ستاره های دوقلو رو شروع کنید؟

خوب، واقعا نمی خوام این کارو بکنم

اوه، فکر می کردم ایده خوبیه

 

می خوای با من امشب این کار رو بکنی؟

با تو؟

 

آره، همکار من بودن عصبیت می کنه؟

...نه، اصلا این طوری نیست! ولی

خوب، پس تمومه

ما خوب کار می کنیم

!آره، بیا انجامش بدیم

اگر با هم انجامش بدیم
فکر کنم موفق بشیم

 

خیلی خوشحالم

 

!واو! چه بچه های با حالی

ما از سفر به ستاره ها برگشتیم
!و خانه های ما از بین رفته بودند

سفر به ستاره ها؟

از چشم قرمز عقرب(منظور صورت های فلکیه آسمانه)، پیاده
از بال های گسترده عقاب گذشتیم

از مار سوخته ذغالی ساختیم تا
راهی بالا و پیشانی توله خرس شویم

مسافر در میان ستاره های آسمان
ما شبنم و جنگل را پراکنده می کردیم

... در جهان هرچه بود

 

ما خونسرد بودیم چون خانه ای نداریم

آقا، شما می دونید خانه ما کجاست؟

 

خانه شما؟

خوب، من چیزی در مورد خانه شما نمی دونم

!نمی دونم! نمی دونم

برو خونه! تو برو خونه

!نه،پلیس! ما پلیس خبر می کنیم

 

!چی... هی

 

همون جا وایسا

 

هی!هی!

 

اونها بایدارواح یکی
از خانه های قدیمی باشن

ارواح...؟

!مارو ببخشید، ما رو ببخشید ارواح

 

اه بی خیال! یه لحظه صبر کن

به اون بدی که فکر می کنی نیست

من بیشترپول می دم! هان؟ لطفا

ما دیگه نمی تونیم این کار رو بکنیم

ما بر می گردیم خونه

هیچ راهی نداره که تو این جای
چندش آور بمونیم

!هی، اینو نگو

بیا سوزوکی سان

شنیده بودم توکیو جای ترسناکیه
اما این دیگه خیلی زیاده

شما بچه ها بهتره ساخت و ساز رو متوقف کنید

نمی دونم که این طلسم یا نه ولی بعضی ها
نمی خوان این ساخت و ساز انجام بشه

 

توی این لحظه
راکون ها فریادی از شادی کشیدن

اون شب، جشن به شیوه ای
واقعا مجلل برگزار شد

قهرمانان البته
...اوکیو از کوهستان میمیکیری و

شوکیچی از جنگل کاگه بودند

 

حالا که خانه نگهبانان ساختمان
...خالی شده بود

انگار چراغ ها سوخته شده بودند

اما فردا صبح

 

به نظر می رسید آدم های جایگزین بیشتری
در دسترس هستند

بعد از تعقیب کردن آدم های بیشتر
چهره های جدیدی صبح فردا ظاهر شدند

 

شایعه شده که اهالی محل می گن
این کارراکون ها و روباه هاست

 

خوب پس این همه چی رو آسون می کنه

ما فقط روباه ها و راکون هایی
که مسبب این مشکلات اند رو نابود می کنیم

تنش در میان مرکز بررسی تلوزیون ها
بعد از این بالا رفت

اما روشی که اونها تغییر قیافه دادند درست
مثل قصه های قدیمی هست

پس منطقیه که این شایعات درست باشه

این ثابت نمی کنه که عده ای دارند
شایعات نادرست پخش می کنند

منظورت از شایعات نادرست چیه؟
من با چشم خودم دیدم

درسته، متوجه ام

پس ما فقط این جونورهای کثیف رو
نابود می کنیم

لطفا وقتی حیوانات متجاوز رو دیدید
مارو آگاه کنید

البته
ما یه دلیل هم لازم داریم

 

...شوکیچی تنها کسی نبود که در مورد اثر ترساندن

آدم ها با تغییر شکل شک داشت

همون طور که همتون می دونید
دوره ادو، عصر طلایی راکون ها بود

...تغییر شکل رایج بود و

و نویسنده ها و هنرمند ها برای امتیاز
صحبت در مورد آن رقابت می کردند

ولی راکون ها خیلی مشهور شدند

. و خشم انسان ها رو برانگیختن

بعد از دوره ادو، انسان ها
...تعداد زیادی از راکون ها رو گرفتند

و اونها رو تبدیل به کت های پوستی، مسواک و
قلم های خوشنویسی کردند

و شهوت انتقام خود را راضی کردند

همه شما و ما از این تجربه دردناک یاد گرفتیم

...و چون تغییر شکل را با احتیاط حفظ کردیم

چند دهه گذشته سال های بسیار
صلح آمیزی در تاریخ ما بود

!این درس رو فراموش نکنید

هنر تغییر شکل یک شمشیر دو لبه است

خشم انسان ها رو بر علیه ما با
استفاده از تغییر شکل بیدار نکنید

 

اون موقع، به نظر می رسید
که راکون های تغییر شکل دهنده راه خود را گم کرده بودند

به علاوه، اون وقت پائیز بود ماهی
که راکون ها خود رو برای زمنستان آماده می کردند

...برای آماده شدن بر علیه زمستان پیش رو

راکون ها باید یه عالمه پرخوری کنند تا
چربی تولید و یک کت نازک زمستانی بسازند

 

...راکون های جوان راه خود را تغییر دادند

و از هنر تغییر شکل برای جمع آوری غذا
استفاده کردند

 

یک روز، یه راکون تنهای خسته
به محل ساخت و ساز رسید

 

نگران نباش. ما هم راکون هستیم

 

خیلی متشکرم

 

تو خیلی خسته به نظر می آی
از کجا اومدی؟

من اهل کوهستان فوجینو هستم

واو! توی شیکوکو یا سابو نیست؟

اوه، نه ما اونطرف کاناگا در فوجینو هستیم

چی؟ کاناگا؟
پس اهل شیکوکو نیستی؟

متاسفم

انگار شما رو
نا امید کردم

نه
ما فقط منتظر یه نفربودیم

خوب، به هر حال، شما این جا
چی کار دارید؟

!بالاخره فهمیدم

که کثافتی که کوهستان مارو خراب کرد
!از کجا می یاد

 

طبق صحبت این راکون، هایاشی
...مقدار زیادی دفع غیرقانونی زباله

داشت در دره اطراف کوهستان فوجینو رخ می داد

رودحانه کثیف شده بود و
ریزش های زیادی در زمین روی داده بود

جنگل نابود
و باعث رنج حیوانات زیادی شده بود

برای فهمیدن اینکه کثافت ها
...از کجا می آیند

هایاشی سان
...خودش رو به شکل یک انسان در آورده بود

و اطراف کامیون حمل زباله
غیر قانونی سرک کشیده بود

 

...به هرحال،هایاشی سان در تغییر شکل ماهر نبود

...و وقتی در کامیون بود خسته شد

و به شکل راکون برگشت
وقتی تمرکزش رو از دست داد

فقط فوجینو نبود که این ها رو
تجربه می کرد

شهرهای همسایه
...زباله های شهری

و ناحیه های گلف هم از آن رنج می برند

ما در رنجیم چون ساختمان های
شهر جدید کوهستان ما رو نابود می کند

ناحیه شما تحت تاثیره چون
زباله ها آنجا تخلیه می شه

چقدر کار شیطانی دیگه می خواد انجام بشه؟

 

من تعجب کردم وقتی
در کامیون زباله به اینجا رسیدم

من فکر می کردم آشغال ها از یه شهر
بزرگ می یاد ولی اینجا یه کوهستانه

اونها این کوهستان رو حفر می کنند
و آشغال ها رو توی کوه بعدی تخلیه می کنند

اما همه اینها برای چیه؟

من اصلا نمی فهمم برای
!چی همه این کارهارو می کنند

پس اگر ما این پروژه رو متوقف کنیم
برای قبیله شما و فوجینوهم فایده داره

 

حس خوبی دارم که این رو از تو می شنوم

...با هنر عالی شما در تغییر شکل

شما می تونید کوهستان ما رو مثل شهر خودتون
تاماکیورو حفظ کنید؟

...خوب، اه، می دونی

...این طوری نیست که

 

تاماسابورو و بونتا رفتند
تا ارشد ها رو پیدا کنند

دارم فکر می کنم اونها حالا چقدر می تونن دور بشن؟

 

در پایان، ارشدهای مورد نظر
از شیکوکو و سادو نرسیدند

و سرانجام زمستان به تاماکیورو رسید

درحالی که راکون ها از عملیات
...استراحت می کردند

مردم حوادث شهر جدید رو
...به سرعت فراموش کردند

و رسانه ها خبر رو رها کردند

اونها با پوشش خبرهای خوانندگان، رسوایی ها
و داستان های اختلاس مشغول بودند

 

معبد مانپوکو

معبد مانپوکو، شما بالاخره پیداش کردید

پشمک لرزان، لرزان

بستنی آب شده

دوست های من دارن می رن
راکون ها

 

...در سال جدید سی و سوم راکونی

تاماکیورو با برفی اندک چون
پتویی نقره ای پوشیده شد

در این زمان
...کارگرها به خانه هایشان برگشتند

با هدایایی در دست و
خوشحال از بودن در کنار خانواده

 

!ساعت طلایی راکون ها

!پیاده در یک روز بدون باد

...بچه راکون هایی که تماشا می کردند

!تقلید کردند و پیاده به راه افتادند

!همه ما این رو واقعا دیدیم

یه دسته راکون از صخره بالا رفتند

!ما دروغ نمی گیم

سه تا از اون ها حتی روز عید
در اتاق نگهبانی ماندند

...مسئولان این رو یه شوخی فرض کردند

که سعی می کنه حوادث تابستان گذشته
شهر جدید رو توضیح بده

همان طور که میبینید
برف ها شروع به آب شدن کردند

چی کار کردی، شوکیچی؟

فکر نمی کردم چیزی برای نگران
شدن وجود داشته باشه

!هنوز به قدر کافی خوب پیش نمی ره

نه، شوکیچی می خواست راکون هایی رو
...خوشحال کنه

که هنوزم در هنر تغییر شکل
ماهر نشده بودند

چی می گی، آبوت؟

اووم،فکر کنم درست می شه

همون طور که گفت، درست شد

سه تا کارگر به دلیل کمبود
مدارک آزاد شدند

...البته، راکون ها تنبیه نشدند

بنابراین حوادث در یک پرونده
حل نشده به اتمام رسید

 

و سپس بهار فرا رسید

 

...حالا که یک فصل عشق دیگه رسیده بود

راکون ها، که پرهیز کرده بودند
تحمل خود رو از دست دادند

همه جا، زمزه ها و جنگ های
عشقی جو رو گرفته بود

و حتی آسمان هم در جشن زندگی
می درخشید

 

!صبر کن، هاناکو

 

!هاناکو

!یالا، تو خوب انجامش می دی

 

!هاناکو

!یه لحظه صبر کن،هاناکو

!اگه می تونی منو بگیر

!اذیتم نکن، هاناکو

 

همه اونها خوش می گذروندن
...ولی شما می دونید

ما درست شبیه علف ها و درخت ها هستیم

وقتی بهار می یاد و خورشید
...نورافشانی می کنه

اونها کمکی نمی کنند فقط شکوفه و دانه
پراکنده می کنند

 

ولی ما، به هشدار
...توجه کردیمOld Fireball

و تا پیروزی در این نبرد جلوگیری کردیم

شوکیچی سان
!تو خیلی شگفت انگیزی

!خیلی خوشحالم

 

عشق ما تا ابد طول می کشه

 

شوکیچی سان

 

اون نباید این کار رو می کرد

عشق اون ها فقط آتش رو ورشن کرد

...و مثل اکثر راکون ها در اون بهار

چهار راکون جوان برای
شوکیچی و اوکیو به دنیا اومد

 

مقبره کینچو دایمیوجین نیکوکار

...در انتهای آخرین پائیز

تاماسابورو بعد از دشواری های زیاد
رو به دست آوردAwa

اون درخواست کمک به کینجو دایمیوچین جوان در
... شهر کوماتسوجیما رو داد

اما تقریبا بلافاصله بعدش
به شدت بیمار شد

دختر جوان تر، کوهارو
سریع تا بهبودی ازش پرستاری کرد

در بهار، اون دو ازدواج کرده و
دارای سه فرزند شدند

 

...در خلوتگاه درونی معبد

راکون شیکوکوی جوان
ملاقات های خود را جدی ادامه دادند

...اونها به این نتیجه رسیدند که

...اگر بتوانند توسعه در توکیو رو متوقف کنند

شاخه هایی از راکون ها
در سراسرکشور ایجاد می شود

اما اون ها مجبور بودند تصمیم
...بگیرن که کی باید فرستاده بشه

و کی باید برای اداره شیکوکو
...باقی بمونه

و این که اون ها بتونند بدون عواقبی
با جانشین رفتار کنند

اما بعد از بحث های زیاد
اون ها به هیچ توافقی نرسیدند

 

پدر و سایرین
بارها و بارها ملاقات کردند

حتی در روز فوق العاده ای مثل این

اونها از سال نو روش کار کردن که
می شه شش ماه

بالاخره کی یه تصمیم می گیرند

 

!امیدوارم ملاقات هاشون هیچ وقت تموم نشه

 

تاما ساما، تنها فکری که میگه
...ممکنه برگردی

به مقصدت درتاما
قلب من رو به سادگی می شکنه

 

کوهارو سان، من هم امیدوارم خوشحالیمون
تا ابد ادامه داشته باشه

و این چیز خیلی اشتباهیه؟

گوش کنید، گوش کنید. تاما ساما
من می رم و از پدرم درخواست می کنم

ازش می خوام بزاره تو بمونی و
!تورو به عنوان جانشین خودش معرفی کنه

 

درحالی که تاماسابورو در مورد
...اشتیاق جوانیش مردد بود

بونتا از مرداب میزونومی
...سرگرم زمین های سادو بود

تا فوتاسو-ایوا دانزابورو را پیدا کند

در این مورد، اون شبیه افسانه
زوشی مارو که دنبال مادرش می گشت، بود

اما به دلایلی
...هرگز موفق به یافتن

اندکی از شهرت دانزابورو نشد

 

بین تابستان و پائیز
راکون ها با مشکلات سختی مواجه شدند

...از کاهش آشکارجنگل به دلیل ساخت و ساز

تا ازدواج های بهاری غوغای بچه هایی
که تعدادشون دوبرابر شد

و سرانجام، تابستان غیر عادی که
غذا به شدت کاهش پیدا کرد

طبق پیش بینی، به مقدار کافی
شاه بلوط یا خرمالو در پائیز وجود نداشت

راکون های تغییر شکل دهند مجبور شدند
فعالانه غذاهای انسانی پیدا کنند

اما هیچ وقت مقدار کافی برای
راضی کردن بچه های در حال رشد نبود

 

بنابراین، راکون هایی که نمی توانستند تغییر شکل دهند
...مجبور شدند

به نواحی مسکونی یورش برده
وهر چیز خوردنی را بردارند

به خاطر این، بی عرضگی
...راکون های معمولی

اونها توسط ماشین ها زیر گرفته شده
یا در تله می افتادند و کشته می شدند

 

!دیگه نمی تونم این رو تحمل کنم

ما باید جلوی آدم ها در بیایم و
همین حالا اون ها رو بکشیم

این درست نیست، شوکیچی؟

جسمت خوب شده، گونتا؟

!البته که شده

!ببین؟ فقط این رو تماشا کن

 

!این عالیه

خوب، پس کی سلامتیت رو جشن می گیریم؟

 

حالا وقتش نیست
Old Fireball!

...درضمن من احساس می کنم که باید منتظر

ارشد ها باشیم تا برسن
قبل از این که درگیر جنگ آخر بشیم

تو چی، شوکیچی؟

چه راکون جوان بی بخاری؟

!نه ما نباید انسان ها رو دست کم بگیریم

!اگه این طوری حمله کنیم، حتما شکست می خوریم

 

!ما تا حالا هم زیادی منتظر شدیم

صبر کنید

به شوکیچی گوش بدید

 

تا ارشدها می رسند
من سه مرحله عملی رو پیشنهاد می دم

اول،راکون های تغییر شکل دهنده
غذا جمع کنند

یعنی غذا جیره بندی بشه

دوم،آغاز تمرینات ایمنی عبور و مرور

 

سوم، سازماندهی تیم نجات راکون های
گرفتار در تله ها

تموم شد

 

شوکیچی، تو درست مثل یک انسان حرف می زنی

نه! من یه راکون حقیقی هستم

 

حالا بهتره در مورد جزئیات تصمیم بگیریم

بزارین رای گیری کنیم

!دست ها بالا

!هرچی شما بگی

 

این دیگه چه جور حقه ایه، گونتا؟

حقه نیست! این یه کودتاست

از حالا، نیروهای ضربت،هرکسی رو که با من
!مخالفت کنه بی رحمانه می کشن

فهمیدید!؟

!درسته

!این همه عجول نباش گونتا

 

!او نو جناب گونتا صدا بزنید

!رفقا

این درسته که انسان ها
!بسیار متضاد هستند

به هر حال، اگر ما مشتاقانه زندگیمون رو به
!خطر بندازیم، می تونیم موفق بشیم

!ما می تونیم بکشیم

:ما همه باید این سخن رو یادبگیریم که

!حتی یه طعمه گرفتار، گربه رو گاز خواهد گرفت

طعمه گرفتار؟ منظورت چیه؟

چه لکنت زبانی

منظورش یه موش گرفتاره

درسته

حتی یه موش هم می تونه گربه رو گاز بگیره
!وقتی گرفتاره

!این معنیش بود

!ولی ما که موش نیستیم

!فایده نداره که یه گربه رو گاز بگیریم
(مترجم: راکون ها احمقن)

موش، هان؟

 

یه کم بهش فکر کنید
برای یه مدت موش نداشتیم

موش های تمپورا بهترین هستند

نه، بدون خمیر بهترین هستند

نه، من فکر می کنم
با خمیر مزه بهتری می ده

!اوه، کرانچی دم سرخ شده

 

شما پسرا دارین چه غلطی می کنین؟

 

...من گفتم

!من گفتم موش های تمپورا مورد علاقه منه

 

!اوووم! اوه آره آره

!هی، گونتا

 

ما می تونیم برای مدت طولانی جدی بمونیم

اه،احتمالا بهترین نقشه ما اینه که
منتظر ارشدهای شیگوکو بمونیم

 

متاسفم

بچه ها رو پرورش ندین و خالص باقی بمونید

این قانون احتمالا
برای ما غیر قابل اجراست

!نه، اشتباه می کنی

به جای کم کردن تعداد ما
!ما باید تعداد انسان ها رو کم کنیم

جایی که ما زندگی می کردیم
حالا به وسیله یه گله انسان اشغال شده

 

اونا کسایی هستند که به زور وارد شدند
و هرکاری دلشون خواست کردند

!همشون رو بنداز بیرون

!همشون رو بکشید

 

!همشون رو بندازین بیرون

!!!همشون رو بکشید

 

...ضمنا

 

!هی تاکسی

 

!دارم می رم بهشون بگم شما اینجائید

 

!تاماسابورو

!من ارشدها رو از شیکوکو آوردم

 

آفرین، تاماسابورو

 

!رفقا

 

ما تغییرات قطعی رو در کوهستان شما به
روش خودمان در اینجا ذکر کردیم

!تعهد شما مارو حرکت می ده

همه رو فورا خبر کنید
می خوام امشب یه ملاقات بزرگ تشکیل بدم

پائیز سال سی و سوم راکونی

 

حالا که ارشد ها از شیکوکو رسیدن
ملاقات شورشیان شروع شد

 

این یه ماه خوب خوبه که امشب اومده بیرون

 

همه گرد اومدند
اسم من یاشیمانو هاگه هست

ازامسال من باید نهصد و نود و نه
ساله بشم

!رفقا

 

چرا انسان ها این جا درهونشو بیشتر از شیکوکو
تجاوز می کنند؟

...برای این که

ما راکون ها کاملا از
کوهستان خودمحافظت می کنیم

در شیکوکو، اگر راکونها رو عصبانی کنند
انسان ها بهائی رو که باید بپردازند، می دونند

 

دلیلش هم اینه که من
...و همین زور این دو تا

 

درمعبد تقدیس می شوند
جایی که انسان ها مارو می پرستند

بزارید خودم رو معرفی کنم

من اینوگامی گیوبو هستم. رهبر
هشت صد و هشت راکون در ماتسویاما

 

و من هم فرزند کینچو دایمیجین
ششمین نسل آن ها هستم

 

...برای درهم شکستن انسان ها در توکیو

ما تصمیم گرفتیم که حمله جدیدی رو آماده کنیم
عملیات ارواح خبیث

...فهمیدن عملیات ارواح خبیث

نیازمند فهم و شعور زیادی هست

و هر یک از ما در راه این حمله
ممکنه جونش رو از دست بده

اما،رفقای من، اگر هر کدوم ار شما این عمیلیات رو
...بی نقص اجرا کنه

انسان ها حتما رفتارشون رو نسبت به
راکون ها تغییر می دهند

 

اون ها احترام و ترس از ما رو دوباره
!به دست می آورند

 

...و وقتی این اتفاق افتاد

ما از ترس اون ها استفاده و مجبورشون
می کنیم توسعه رو متوقف کنند

بیشتر از یک راه برای انجام این کار وجود داره

ما شاید کشتی گل و لای از
...کوهستان کاچی کاچی نباشیم

ولی چیزی براتون داریم که کار می کنه

 

!رفقا

ما می خوایم شما
اعتماد به نفس داشته باشین

 

!ای ول

 

!ای ول

!ای ول

!ای ول

 

این یه ماه زیباست، نه؟

 

.و من عاشق این منظره هستم

 

بیایید همگی برای ماه دعا کنیم
که شورشومون موفق بشه

 

راکون ها فورا تمرین برا عملیات
ارواح خبیث رو شروع کردند

 

!نهصد و نود و نهمین تولدت مبارک

 

از همه ممنونم

!مچکرم

 

استاد، می شه کاری که ناسونو یوئیچی در جوانی
شما انجام داد رو بازسازی کنید؟

!البته

 

وقتشه

 

...در سال سی و سوم راکونی

روز شروع عملیات ارواح خبیث سرانجام فرا رسید

یه روز روشن ابری بدون باد بود و
دما به 130 درجه و رطوبت 65% می رسید

یک روز مناسب برای عملیات

 

راکون ها در تغییر شکل به ارواح و اجنه ی
زمان های قدیمی تخصص یافتند

ki راکون ها یاد گرفتند نه تنها از انرژی
...درست استفاده کنند

بلکه همچنین دریافت کردن و افزایش دادن
...انرژی از آتش، برق

شناور بودن، پرواز وسایر
منابع انرژی در طبیعت را یاد گرفتند

سپس یادگرفتند که چگونه آن
را ذخیره و در مواقع نیاز استفاده کنند

...تحت هدایت سه ارشد اهل شیکوکو

آن ها برنامه تمرینی رو شروع کردند
که به طور غیر باوری سنگین بود

زن یا مرد، چه می توانستند
...تغییر شکل دهند یا نه

همه راکون ها شرکت کردند و
هرچه داشتند را فدا کردند

 

اون روز عصر
...اشتیاق راکون ها آنقدر زیاد بود

که آن ها را شبیه آتشی
مهار نشدنی کرده بود

و بعد همه آن ها بیرون آمدند
با وجود این که هیچ انسانی نبود تا آن ها را ببیند

 

!هی نگاه کن

 

چی بود؟

 

!بزار گل ها روی درختان پژمرده شکوفه بزنند

 

!بزار گل ها روی درختان پژمرده شکوفه بزنند

 

!واو

!این رژه اجنه بود

!ما یه عالمه هم در روزهای گذشته می دیدیم

.شبیه دوره رژه فانوس روباه ها

آره، اوون ها رو می دیدیم

و شما فانوس ها رو می دیدید که بالا و
پائین می رن، این طوری

آره، اون فانوس ها تمام شب حرکت می کردند

 

!آره، چه روزهایی بود

فکر می کنی روبا ها واقعا می تونن این کارها رو بکنند؟

 

کی می دونه

 

!ولی مطمئنم که اون ها رو دیدمشون

!آه، حتما تصور کردیم

...رژه عروسی روباه ها
...رژه فانوس روباه ها

!همش تو سر ماست
همیشه فقط تصورات ما بوده

آره، فقط تصور کردیم

 

آره، آره. آتیش که نمی تونه راه بره

!مرد، تصورات ما ترسناکه ها

درمورذش فکر می کنی
بعد به نظرت می رسه که دیدیش

...اما، واقعا هیچ راهی نداره که

 

اون ارواح واقعی باشن

آره، تو فقط فکر می کنی اون ها رو دیدی

 

...خوش اومدی به خونه

 

!اوه، ساچیکو

 

Abira unken saugaa!!

 

!موضوع مسخره ایه، همش بیهوده است

 

Gyobu-sama!

 

Gyobu-sama!

Gyobu-sama!

 

این عالی نبود؟

!ترسناک بود

 

اوه، حالا تموم شد؟

واقعا تمیز بود

آره، بود

بیازودتر بریم خونه وبخوابیم

باشه

 

!یادت نره مسواک بزنی

 

مثل یه رویا بود

می دونم. موندم اونا چی بودن؟

حالا بیشترآدم فضایی رو باور می کنم

اونجا واقعا چیزهای سحرآمیزی هست

 

گیوبو هنگامی که به قبیله ماتسویاما پیوست
دشمنی کرد و با اشرار متحد شد

و این قبیله اش رو به سمت نابودی کشید

اون عمیقا از تصمیمش پشیمان شد

از اون وقت، زندگیش رو صرف
پیشرفت عدالت کرد

ما نباید مرگ قهرمانانه گیوبو
رو نادیده بگیریم

ما باید آرمان های باشکوه اون روجاودانی کنیم

من قسم می خورم که این مبارزه رو
تا روز پیروزی مون ادامه بدم

Namuan dabu

Namuan dabu

!راکون های اهل کوهستان بوتانوچی

!یک عالمه ساکی بخورین و تغییر شکل بدین

!عملیات ارواح خبیث یه موفقیت بزرگه! یه موفقیت بزرگ

راکون ها به قدری به موفقیت خود
...مطوئن بودند که

به جز راکون های مسئول مانیتورینگ
هیچ کس دیگه ای تلویزیون رو ندید

پلیس و ایستگاه تلویزیونی

به دنبال کسانی می گردند که رژه
سحرانگیز امشب را ضبط کردند

تا کنون، کسی جلو نیامده است

که مرتکبان را تعیین کند

من این رو با این می زدم
ولی چیزی ضبط نشده

این خیلی ترسناکه

هیولا ها از درون این
شکاف اومدند

این خیلی وحشتناک بود

اصلا نمی شه که یه انسان این کار رو کرده باشه

واقعا توی این شهر جدید
یه خبرهایی هست

اگه ممکن بود
منم دوستم داشتم حرکت کنم ولی نمی تونم

ما برنامه ویژه ای که بر این
موضوع تمرکز داره،ساعت 12.20 صبح پخش می کنیم

 

هرچی بیشتر سعی می کردند
...بفهمن چه طور این اتفاق افتاده

بیشتر مجبور می شدند تائید کنند که
...آنچه تجربه کرده اند

تصورات نبوده و یک واقعیت
!انکارنشدنیه

سپس، در حالی که علوم پیشرفته و استنباط هایشان
...این معما را حل نکرد

انسان ها بالاخره متوجه شدند

حالا که انسان ها توانایی های جدید
...ما رو دیدند

آن ها می فهمند که بدون هیچ شکی
چه وجود پستی رو، رهبری می کنند

رفقا، همه چیز به اشخاصی می رسه که صبر می کنند

!بیشتر از خوابیدن جشن بگیرید

حالا می تونیم بخونیم و با اشتیاق
!بیشتری بنوشیم

!فقط شکست خورده ها نمی رقصند

 

به هرحال، روز بعد
شرایط غیر قابل پیش بینی تغییر کرد

 

جشن بدون مجوزی که دیشب در تاما در شهر جدید
برپا شد

برای تبلیغ پارک سرزمین عجایب بو ده است

پلیس مسئولان مربوط را برای
تحقیق فراخوانده است

!واقع بین باش

به هر حال، گروه های مستاجر و
...ساکنین محلی توضیح دادند که

این اصلا شبیه یک رژه برای پیشرفت نبود

!البته که نه

رئیس تائید می کند که رژه توسط
بازاریابان سرزمین عجایب برپا شده است

اونا چی گفتن؟

رئیس پارک سرزمین عجایب
کنفرانس مطبوعاتی فوری

من صمیمانه بابت این
مزاحمت در جامعه عذر خواهی می کنم

این دیگه کیه؟

شرکت ما تمام سعی خود را می کند
که پارک سرزمین عجایب را بسازد

برای نشان دادن اینکه سرزمین عجایب
...چقدر عالیه

ما این رو توی خیابون ها آوردیم
...و همش هم مجانیه

بنابراین همه می تونن ازش لذت ببرن

این تصمیم من بود

بعد از فک کردن در این مورد
... به ابتکار خودم تصمیم گرفتم

که این رژه بزرگ را بدون اجازه رسمی برگزار کنم

ها؟ چی چی می گه؟

...خوشبختانه، ما واکنش مشتاقانه ای را دریافت کردیم

از اون هایی که این رژه را دیدند

و در این لحظه، من از لذت می لرزم
نه از ترس

و اگر برای این بازداشت شوم
پس، خوب، من راضی خواهم بود

 

چه حرف هایی..؟

چه...!؟

!حتما یه اشتباهی شده

پس، خوب، من راضی خواهم بود

!شما دیو های عوضی! لعنت به شما

 

این اخبار موجی از وحشت در میان
راکون ها به وجود آورد

...ضمنا، در دفتر سرزمین عجایب

آن ها به سختی به دنبال کسانی بودند که
مسئول این رژه بودند

!ما حالا نمی تونیم برگردیم

کسی که این کارو کرد پیدا کن
!مهم نیست چه طوری

!بعد همه اون ها رو اجیر کن

!آره، جلوشون پول بریز اگه لازمه

!هرقدر که می خوان

این راکون ها بودن که این کار رو کردن

راکون ها؟

آره، برام مهم نیست که راکون صداش می زنید
!یا اینکه چه قدر با هوشه

!ما اون ها رو می خوایم، تبلیغ کننده ها و همشون رو

 

راکون ؟

راکون، بزار ببینیم

نه، فقط شوخی می کردم

...کدوم خری

تو اهل کجایی؟

دستیارت اجازه داد بیام داخل

من قبلا تورو دعوت کرده بودم
اسم من ریوتارو هست

 

این پرونده به نظر خیالی می رسه

و من احتمالا تنها کسی هستم که می تونه
با این تبلیغ چی باهوش مذاکره کنه

!بسیار خوب! من 10 میلیون ین می پردازم

 

درحالی که این شخصیت نا شناخته به
...مانور خودش ادامه می داد

خشم راکون ها در مورد این مرد
که غرش آن ها را دزدیده بود منفجر شد

...اون ها از این بی عدالتی منزجر شدند و

و وقتی که خشم شان را بیرون
...تخلیه کردند

سرشون رو تکون دادند و به شدت
نا امید شدند

 

...به علاوه، چون ویدئو برای تلویزیون موجود بود

پخش مجدد وجود نداشت و
حادثه ارواح خبیث از بین رفت

 

تو یه... روباهی؟

 

! تو خیلی با هوشی

آره، من یه روباه تغییر شکل دهنده
اهل تاماهوری نو اوچی هستم

اسم من ریوتارو است

 

باعث افتخار منه که با کینچو دایمیونجین اهل آوای
مشهور ملاقات می کنم

نه، من تنها ششمین نسل هستم

به هر حال
این ملاقات رو مدیون چی هستم؟

من فقط تحت تاثیر رژه
!فوق العاده شما قرار گرفتم

پس شما متوجه هدف ما شدید؟

طبیعتا

همدردی صمیمانه من رو برای مخمصه خودتون بپذیرید

 

واقعا!؟

چون شما یه روباه هستی
!باید هم بفهمی

من انتظار هرچیزی روبعد از
رژه داشتم

چی!؟

...روباه، ریوتارو

به وسیله زبان چرب و نرمش
....کاری کرد که ششمین کینچو تطمیع شود و

و اون رو به یکی از اتاق های کلوب
معروف گینزا دعوت کرد

!لطفا وارد شوید

 

!لطفا نگران نشوید

این دخترها هم
روباه های تغییر شکل دهنده هستند

 

اون ها رو همین طوری دوست داری یا
به شکل روباه؟

اوه، یا اون ها رو به شکل راکون ترجیح می دی؟

 

من درست می رم سر اصل مطلب

برای راکون های تاما هیچ آینده ای نیست

اون ها مثل روباه های تاما
از بین خواهند رفتد

!پس روباه ها نابود شدند

بله، متاسفانه

و تعداد کمی روباه تغییر شکل دهنده با
تغییر شکل دادن به انسان ها زنده موندن این طوری

انسان ها؟

این تنها راه بقا در توکیوی بزرگ بود

من تورو دعوت کردم اینجا تا این رو
به همه راکون ها پیشنهاد بدم

!یه لحظه صبر کن

سردرگمی تو قابل درکه

در هر حال، من مستقیم می رم سر اصل مطلب

ما فقط مثل انسان های عادی زندگی نخواهیم کرد

آب که از سر گذشت یه یه وجب چه صد وجب

با توجه به وضعیت فعلی
...احساس می کنم بهترین راه حل

برای همه راکون ها اینه که در
سرزمین عجایب کار کنید

چی!؟

منظورت همون سرزمین عجایبه که
ما رو تحقیر کرد؟

بیا منطقی باشیم

بزار فقط بگیم راکون ها تصمیم
گرفتن مثل انسان ها زندگی کنند

!دنیای انسان ها یه دنیای مادیه

و چه طور پولی رو که لازم داری در می یاری؟

بهترین راه انجام دادن کاریه که توش بهترینی

فکر می کنی کجا می تونی بیشترین پول رو در بیاری؟

متاسفانه
از طریق دشمنتون، سرزمین عجایب

اون ها موافقت کردن که برای شروع یه
انعام خوب بهتون بدن

شما ماهانه دستمزد می گیرید

و هرکسی انعام شروع خودش رو داره

البته، هیچ کس به جز من نمی دونه
شما راکون هستید

 

!لطفا به خودتون کمک کنید

 

بیا بخوریم و بعد در موردش فکر کنیم

کینچو دایمیوجین عزیز
شما عادت داشتیدغذاهای خوبی بخوردید

خوردن آت و آشغال باقی مونده در تاما
حتما براتون سخت بوده

این چیزها زیاد برام مهم نیست

:فقط یه سوال دارم

تغییر شکل دهنده ها می تونند مثل انسان ها زندگی کنند
ولی بقیه چی؟

ما نمی تونیم مواطب همه افراد باشیم

به علاوه، برای حفظ یه گونه
فقط بهترین ها موفق می شند

در این مورد، متاسفانه ما مجبوریم
هرکی نمی تونه تغییر شکل بده رو رها کنیم

پس همه اون ها... می میرن؟

درسته

اجتناب ناپذیره

 

!چه غم انگیز

اگه خیالت راحت می شه بگم
برعکس ما،راکون ها همه چیز خورن

پس ممکنه زنده بمونند

در همین اوقات، با غیبت کینچو ششم
...راکون های تاما

برای یافتن راه حل این شرایط خطرناک
با هم ملاقات کردند

فقط تعداد معینی حاضر بودند

به! اون ها می گن بیشتر از یه نقشه دارن
!چه مسخره

گوش دادن به اون پیرهای خرفت
!از اولش هم اشتباه بود

من فقط یادم می یاد که قدیمی ها می گن
جوجه رو آخر پائیز می شمارن

نه، حتی استاد اوشاکا
نمی تونس این رو پیش بینی کنه

نباید ارشد ها رو سرزنش کنید

اون ها رئیس رو راکون باهوش خوندند

انسان ها خیلی عجیبن

!یه جوری می گی انگار مشکل یه نفر دیگه است شوکیچی

نه من فقط می گم ما انسان ها رو به قدر کافی بررسی نکردیم

!خفه شو

تنها شانس ما مبارزه مستقسم
با انسان هاست

این همه خشن نباش، گونتا

...فکر کنم، به جاش باید به انسان ها بگیم که

ما مسئول عملیات ارواح خبیث بودیم

عقلت رواز دست دادی، آبوت؟

!این تنها قانونیه که نباید بشکنیم

درسته! همین که بفهمن ما مسئول بودیم
دیگه ول کن ما نیستن

!ولی من خیلی نا امیدم

که یه نفر شاهکار ما رو دزدیده
و ما باید ساکت بمونیم!؟

نه نه! فقط نمی تونم

می خوام بهشون بگم! اونو خفش کنن

!که ما مسئول بودیم

 

!آبوت تسوروگامه

چه طوری انسان ها رو متقاعد کنیم
که کار ما راکون ها بوده؟

می تونیم رسانه ها رو خبر کنیم
و بهشون بگیم

اون ها احتمالا فکر می کنند این
یه دعوت خرکی بوده

پس به تلویزیون می ریم و درست
نشون می دیم که ما می تونیم تغییر شکل بدیم

این که خیلی مسخره است

اون ها فکر می کنن این یه حقه است
و تو تحقیر می شی

!ببین! این فقط وقت هدر دادنه

...هیچ کس ایده بهتری نداشت

و اون ها در مورد اون تا صبح بحث کردند

 

گوش بدین، ما داریم وقت تلف می کنیم

ولی اگر ما مثل تروریست ها حمله کنیم و
اونها عصبانی بشن، ما رو سلاخی می کنند

دارم بهتون میگم
ما می تونیم این کارو بکنیم و پیدا هم نشیم

پس این نمی تونه چیز بزرگی باشه

 

...من می گم به جای تکی کار کردن

ما باید جمع شیم ویه عملیات ارواح خبیث
بزرگتر رو راه بندازیم

 

تضمینی نیست که همون اتفاق دوباره بیوفته

برای همینه که ما باید جمع شیم
و نیروهامون رو هم جمع کنیم

!هاه! شما فقط نمی خواین هیچ کاری انجام بدین

!لعنت، تو مثل یه زن هرزه عمل می کنی

!حرف دهنت رو بفهم، گونتا
!زن ها هرزه نیستن

و من منظورم اینه که اگر هرزه بودن
درست مثل اون بودن

در هر حال، من برای عملیات ارواح خبیث 2 آماده می شم

کی می خواد همراهیت کنه؟

و کی تورو همراهی می کنه، گونتا ؟

چی گفته؟

!لعنت بهت! لعنت به این

!هی! هی

تمومش کنید

بس کنید

 

!همه گوش بدین

 

فقط یه راه برامون مونده که زندگی مون رو
... ادامه بدیم و متحد بمونیم

در حالی که از قدرت مون که در عملیات نشون دادیم استفاده کنیم

عملیات ما انسان ها رو سردرگم
واون ها رو عصبانی کرد

اما متاسفانه، انسانی که ادعا کرد می تونه کارهای
غیر ممکنی بکنه، اعتبارمون رو گرفت

خوب حالا باید چی کار کنیم؟

 

این رو چه جوری تموم می کنی؟

 

همون طور که می دونید
این روشیه که کولومبوس این کار رو کرد

 

!آفرین

 

یه راه حل عالی مثل این داری؟

 

از حالا به بعد، ما باید مثل انسان هایی که
این حقه غیرممکن رو اجرا کردن زندگی کنیم

 

داری شوخی می کنی؟

 

!اوه نه، این شوخی نیست

ولی اونایی که نمی تونن تغییر شکل بدن چی؟

!رئیس

 

808درخواست تجدید نظر

 

...آبوت تسوروگامه از اتاق بیرون رفت

پس ملاقات بدون صحبت در مورد نظر کینچو
به بعد موکول شد

اتحاد راکون ها شروع به فروپاشی کرد

 

در حالی که عده ای روی غذا جمع کردن و
....مواظبت از خانواده متمرکز شده بودند

گونتای عصبی کوهستان رو برای کسانی
که همراهیش کنند جستجو می کرد

راکون های ارشد، ظاهرا خرفت
...راکون های غییر تغییر شکل دهنده را جمع کردند

و شروع به رقصیدن کردند
و موسس این کیش جدید رو ستایش کردند

 

این دنیای تاریکیه
کشتی لجن

ستایش کنید و برقصید

من به آمیتابا اعتقاد دارم ولی اون مرده

 

سالم و سرحال
ارشدها این رو کم کردند

توکیو واقعا جای ترسناکیه

اگر ما این کارو توی شیکوکو می کردیم
مردم می فهمیدن که ما راکون ها مسئولیم

...در دایمیوجین ما، اهدا کردن دوبرابر می شه

!نه، ده برابر می شه

Rokudaime-sama.

 

من می خوام هرچه زودتر با تو
به جزیره کوماتسو برگردم

!وتمریناتم روشروع کنم

 

می دونم

!تاماسابورو

!بله

تو تصمیم گرفتی جانشین من باشی؟

!بله استاد روکیودایمه

خوشحالم که این رو می شنوم

اما تو اینقدر خودخواه نیستی که
...دوستای راکونت رو فراموش کنی

به عشقم دخترم قسم
هستی؟

!البته که نه

...ولی

ولی...چی؟

حالا که حمایت نمی شی
چی کار می تونیم بکنیم؟

هنوزم کارهای زیادیه که می شه انجام داد

 

!این رستوران پر زرق و برقیه

اونها می خوان که شما راحت باشید
برای همین این همه راه اومدن تا به شما خوش آمد بگن

 

!پسر، این واقعا عالیه

 

!این حتی از دیزنی لند بهتره

 

کینچو ششم، در حال
...تلافی کردن نسبت به رئیس منفور

کاری کرد که یه مبلغ اساسی رو برای
عملیات آینده راکون های تاما سرقت کنه

...رئیس سرزمین عجایب رفت پیش پلیس

و بهش گفت که اون راکون 10 هزار ین دزدیده

 

ضمنا، گروه گونتای خشمگین
...در کوهستان بودند

حملات رو انجام می دادند تا مانع قطع
شدن بیشتر درختان شوند

 

حالت خوبه؟

 

شما محیط بانان! لطفا مانع
خراب کردن مارپیچی ما نشین

!از کوهستان خودتون بیرون بیاین

اعمال شما، سرقت، تصرف اسلحه ها و
خلاف های غیر قانونی رو ایجاد می کنه

 

...اگر به این اخطار توجه نکنید و برید

به وسیله قانون، دستگیر و
به زور جابه جا می شین

 

گروه گونتا، پلیس، شکارچی ها و کارگران رو
در گذرگاه کوهستان نگه داشت

به اخطارهاتوجه نکردند ومانع ورود اون ها به
کوهستان اوراناری شدند

بنابراین هر دو دسته تا شب
در وضع دشواری گرفتار شدند

 

چی؟

اگه نمی تونی جلوی اون ها رو بگیری
!باید بریم و اونها رو نجات بدیم

 

این رو نمی شنوی؟
پلیس ضد شورش اینجاست

دیگه خیلی دیر شده

 

!می رم یه نگاهی بندازم

!نرو! تو رو هم دستگیر می کنند

!ما هم می ریم

 

همه شما حاضرین؟

!آره

...با روحیه کامیکازه ای که داریم
(مترجم:یعنی فداکاری)

!آره
!ما مرگ قهرمانانه ای خواهیم داشت

و به این وسیله برادران ضعیف تر ما
!تا روز پیروزی ما صف آرایی می کنند و می جنگند

!ما باید باور کنیم که اون ها مارو دنبال می کنند

 

قسمت های سربازی راکون ها

به وسیله باد راهنمایی می شه
و زیگزاگ پیچ می خوره

!هاآآ... مرد

!نیروهای ویژه

ما رو ببخشید

!گونتا صبر کن

!عجول نباش

!شروع کنید

 

گونتا

 

این جنگ سربازها در نهایت به
مرگی قهرمانانه انجامید

!راکون جان

 

!راکون جان

!راکون جان

در همون وقت
...در قسمت دیگر جنگل تاماکیورو

ایستگاه تلویزیون در ون پخش سیار
به آنجا رسید

!راکون جان لطفا خودت رو نشون بده

به شکل خودت یا در حالی که تغییرقیافه
دادی خوبه

ما خبرنگارهای اخبارشاهدان دنیا هستیم
و ما دوستان شمائیم

 

به نظر می رسه اون ها نمی یان بیرون

 

راکون جان، راکون جان

!بیا بیرون و حرف بزن

ما حالا غذایی برای خوردن نداریم

!دارن جواب می دن

!اون درخواست بالاخره حقیقت داشت

ما می خوایم داستان مشکلات شما رو بدونیم

خودتون رو نشون می دین؟

 

!اونا اینجان،اونا اینجان،اونا اینجان

!راکون ها، راکون ها، راکون ها

شما واقعا اونهایی هستین که
نمایش هیولا رو راه انداختن؟

!متوجه شدید

 

هی! لطفا به ما هم نشون بدین

!در غیر این صورت بیننده ها ما رو باور نمی کنند

 

همه راکون ها نمی تونن این کار رو بکنند

برای همینه که ما نمی تونیم زنده
بمونیم اگر کوهستان خراب بشه

 

!هی، راکون جان

اگر نمی تونی، این برنامه
اعتبارش رو از دست می ده

شما کسی نبودید که از ما
خواستید باهاتون صحبت کنیم؟

لطفا یه کم صمیمیت بهم نشون بدید

آبوت

 

بهتون التماس می کنم
به انسان ها در مورد گرفتاری ما بگین

 

!اون ها اینجان! اون ها اینجان

...یه راکون ویترین
!آآه، داره راه می ره

 

راکون جان! توضیحی داری؟

ماها...ما ها

بله؟

 

ادامه بده

Old Fireball.

 

!ما کسی بودیم که این کار رو کرد

کوهستان خونه ماست

فقط ما ازشمانمی خوایم که خرابش نکنید

این آرزوی هر موجودیه که این جا زندگی می کنه

 

اونایی که دیروز دیدین
امروز نمی بینید

اونایی که امروز می بینید آینده ای ندارن

ما نمی دونیم فردا چی با خودش داره

ولی امروز رو در تاسف می گذرونیم

...راکون 999 ساله مغرور، هاگه

ادعا کرد که نبرد گنپی یاشیما
رو با چشم خودش دیده

اون در مورد آینده این دنیا نا امیده

پس اون گفت
این آخرشه من دیگه می رم

اون ها سربازهای اون رو محدود کردن

من آمیتابا رو باور دارم

و با هن و هن زیاد تبدیلش
کرد به یه کشتی گنج افسانه ای

 

اون به دسته شمشیری با گنجی عجیب
پر شده بود

نرده های مخصوص لاکی رنگ، طلاهایی که

با صدایی زنگ دار و
...حرکاتی شاد

راکون های معمولی
...مقصد بهشتی خود رو تصور می کردند

.که به هر حال یه سفر عادی رو شروع می کنه
مثل یه منظره غم انگیز بود

 

...در زیر سایه ماه

کشتی جنگی به صخره خورد
...و غرق شد

و به آرامی در رودخانه تاما فرو رفت

...اون ها با جریان در مسیرحمل شدند

مثل اینکه مانند مجموعه ای از تخته ها کشیده می شد

با برخاستن بادبان ها
...و محکم شدن توسط بادها

اون ها کشتی رو به نیگیتاتسو بردند
ومنتظر ماه شدند

...خاطرات زیادی در مورد کشتی بود

همون طور که با موج ها حرکت داده می شد

 

در زیر سایه ماه
...صدای ضربات طبل هاشون

زنگ ها، فلوت ها، نی ها
...تایکو ها ونشاط راکون ها

در اون شب شگفت انگیز ادامه پیدا کرد

کشتی راکون های معمولی
...با طلا و نقره و مرجان پر شد

و به آهستگی از ساحل جدا شد

...گرچه که اون کشتی لجن نبود

راکون ها هیچ چیز به جز گریه جا نگذاشتن

زمین های روشن از علف های نقره ای
شبیه رویایی در یک شب بهاری بود

اون ها به ماه استخوانی نگاه کردند چون
آمیتابا به اون ها بهشت رو نشون داد

به هرحال، هرچقدر بیشتر به طرف بهشت می رفتند
به مرگ نزدیک تر می شدند

با سر و صدا
آن ها به سوی مرگ خود حرکت کردند

راکون های معمولی به سوی مرگ می رفتند

این سفری بود که هیچ بازگشتی نداشت

و با سر و صدا
آن ها به سوی مرگ خود حرکت کردند

راکون های بیچاره به سوی مرگ می رفتند

با سر و صدا
آن ها به سوی مرگ خود حرکت کردند

 

اوه، مرد
ما رقیب انسان ها نیستیم

 

بونتا

این بونتاست، نه؟

بونتا

 

بونتا

تاماسابورو

!بونتا

 

!هی

بونتا

!چه خوبه که برگشتی

ساسوکه، شوکیچی

...استاد دانزابورو

برای استاد دانزابوروی معروف اهل
سادو چه اتفاقی افتاد؟

...خوب

حدودا 55 سال قبل
...در طول قحطی بعد از جنگ

توسط یه شکارچی با گلوله کشته شد

بالاخره این رو فهمیدم

می دونم

آرزو می کردم حداقل یه بار بتونم ببینمش

کارت خوب بود، بونتا

 

خوب این جا چه خبر بوده؟

بعد از سه سال ، من
اوراشیما تارو رو می خوام

هر کاری می تونستیم کردیم

!ولی این یه تغییر شدید

این یه جوک انسانی بود؟

خوب، من تعجب نمی کنم که تو این طوری فکر می کنی

این واقعا کار انسان هاست؟

درسته، همش کار اوناست

!نه، اشتباه می کنی

!فقط راکون ها می تونن همچین کاری کنند

کی دیگه می تونه همچین کاری بکنه!؟

اون انسان ها اولش راکون بودند

نه! اون ها راکون های کثیف و شیطانی هستند
!که مناسب شریک بودن نیستن

 

!کوهستان ما رو پس بدین

!خونه ما رو پس بدین

!زمین های مارو پس بدین

 

باید سعی کنیم؟

بیاین از باقیمانده قدرتمون استفاده کنیم
تا این زمین رو به شکل اولش در بیاریم

می فهمم

ما می تونیم با این توهم انسان ساز
بجنگیم

شوخی می کنی
من به روشنی یادم می یاد اینجا چه طوری بود

باشه. این آخرین موقعیت ما خواهد بود

ولی... با همچین کاری
چی گیرمون می یاد؟

!این تفریحه! تفریح

 

اگر حس شوخ طبعیمون رو از دست بدیم
دیگه ما راکون ها، راکون نخواهیم بود

پس تو هم به ما کمک می کنی، کینچو ؟

البته. گرچه من احتمالا این رو بیشتر شبیه آوا توکوشیما می کنم

!پونکچی

!ای ول

می خواین بقیه راکون ها رو هم خبر کنین، درسته؟

قدرت خودتون رو دوباره به من قرض می دین؟

بسپارش به من

 

!صبر کنید برادرا

 

هی اون شبیه مادر

 

!یوت! اون یوت

Yot-chan!

 

اینم ما

اینم ما مثل بچه ها

 

!هی نگاه کنید! راکون

!چه نازن

 

این ها راکون هستن، نه؟

هنوزم یه چندتایی این اطرافن
حتی یه جایی مثل این

 

صبر کنید راکون ها

 

او، اونا رفتن

می خواستم یه کم غذا بهشون بدم

فکر می کنم راکون ها واقعا می تونن تغییر شکل بدن

 

بعد، وقتی ما جنگ رو باخته بودیم

توسعه شهر جدید ادامه یافت
بدون حادثه ای در آینده

با گذشت زمان
...شهر به تدریج جا افتاد

و جای مناسبی برای زندگی انسان ها شد

کوهستانی که معبد مانپوکو در آن بود
ناحیه ای مدرن و مسکونی شد

از این گذشته این حقیقت که ما
...خود رو به شکل انسان ها درآوردیم

منافع پیش بینی نشده زیادی داشت

روزنامه ها مقالاتی می نوشتند با پیشنهاد راه هایی
برای انسان ها و راکون ها که با هم زندگی کنند

توسعه های بعدی زمین های باقی مانده رو
به پارک های محلی تبدیل کرد

 

مواظب حیوانات باشید

ولی برای ما، دیگه خیلی دیر بود
و فضای کمی برای زندگی مونده بود

...گروهی از ما به کوهستان ها رفتند

به جایی که ماچیدا خوانده می شد و
هنوز جای اندکی برای جنگل ها و کشتزارها بود

ولی هنوزم راکون هایی این اطراف بودند
...و به خاطر توسعه گوشه نشین بودند

اونها هر روز برای زنده ماندن در ترافیک تقلا می کردن

 

سرانجام، ما تصمیمی گرفتیم

 

درسته

اون ها که می تونستن تغییر شکل بدن مثل روباه ها
به عنوان انسان زندگی کردند

من مامور مالیات شدم وهمسرم
کیو در یک رستوران کار می کنه

تعدادی راکون معاملات ملکی شدند و
به توسعه زمین های جنگلی ادامه دادند

ولی بیشتر اون ها نتونستن بر استرس
...شدیدشون غلبه کنند

و خواستند که به کوهستان برگردند

واقعا، من کمکی نمی تونم بکنم ولی
تعجب می کنم که انسان ها چه طور این سبک زندگی رو تحمل می کنند

در پایان، خیلی ها بی خیال شدند و در اطراف
معبد هانازونو در شینجیکو ساکن شدند

و بقیه برای ته مونده ها در ناحیه چراغ قرمز تلاش می کردند
(مترجم:ناحیه چراغ قرمز یعنی محله فاحشه ها)

 

پونکیچی و سایر راکون های معمولی چی؟

 

این گفته که، حداقل اون ها زنده اند
باید برای راکون ها ساخته شده باشه

اون ها در مورد توسعه و تصادفات رانندگی
نا امید شدند

اون ها به زندگی شادشون با بزرگ کردن بچه ها
و سرانجام مرگ ادامه دادند

 

همیشه کسانی بودند که

به من نزدیک باشند

لطفا سعی کن به یاد بیاری

اون اسم فوق العاده رو

قلبت تیره است

!خوبه که تو رو اینجا داریم

!خیلی وقته ندیدمت

در شب که تو کسی رو نمی بینی

همیشه کسی، یه نفری خواهد بود

که به من نزدیکه

حتی اگه تو دور باشی

از جایی که تو متولد شدی

سعی کن فراموش نکنی

نسیم های اون مکان رو

...اوم، تلویزیون و بقیه رسانه ها می گویند که

روباه ها و راکون ها به خاطر توسعه ناپدید شدند

ممکنه لطفا اون ها رو متوقف کنید؟

گرچه درسته که روباه ها و راکون ها
...می تونند تغییر شکل بدن و ناپدید شدند

پس خرگوش ها و گورکن ها چی؟

اون ها هم به خواست خودشون ناپدید شدند؟

 

شما چی کار خواهید کرد؟

وقتی از رویاهات بیدار می شی

همیشه تنها هستی؟

تو همیشه کسی خواهد بود

که به من نزدیکه

لطفا سعی کن به یاد بیاری

اون اسم فوق العاده رو

 

زخم خورده از منازعه

اگر نمی تونی نور رو ببینی

اگر تقلا کنی که اون رو بشنوی

قادر خواهی شد که آهنگ رو بشنوی

اشک ها و رنج ها

یه روز از بین خواهند رفت

درسته، این لبخند توست

که من می خوام ببینم

در شب که نسیم ها می وزند

من می خوام کسی رو ببینم

من این رو در یک رویا دیدم

این تو هستی که من می خوام ببینم

ترجمه این اثر یه کمی سخت بود

لطفا اگر انتقادی دارین

یا پیشنهادی برای بهتر شدن

با من تماس بگیرین

 

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره

alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com

مترجم: طاهره
alivedead65@gmail.com