1 00:00:00,735 --> 00:00:05,235 ،بايد طرف کي باشم؟ "جورج" يه "يورک" ـه !آني" دشمن منه و مادرم در کنارش ـه" 2 00:00:05,242 --> 00:00:07,742 ،تا وقتي که پيروز ميدان دقيق مشخص نشده به کسي ملحق نشو 3 00:00:07,775 --> 00:00:10,975 و بعدش وفاداري بي چون و چرا ـيت رو به آنها يادآوري کن 4 00:00:11,430 --> 00:00:12,988 تا زماني که برات مفيده 5 00:00:12,990 --> 00:00:14,668 پدرم! فرمانده "وارويک" چي؟ 6 00:00:14,670 --> 00:00:17,590 !در ميدان نبرد، سرورم باشکوه ترين مرگ 7 00:00:18,870 --> 00:00:20,268 اي کاش مادرم رو ميديدم 8 00:00:20,270 --> 00:00:23,108 اون ولت کرده و در سمت مخالفت قرار گرفته 9 00:00:23,110 --> 00:00:25,188 جناب "هنري" واقعا فکر ميکنه که ممکنه بميره؟ 10 00:00:25,190 --> 00:00:26,788 بدجوري آسيب ديده 11 00:00:26,790 --> 00:00:29,468 جاسپر" نقشه داره تا "هنري" رو دوباره به تبعيد بفرسته" 12 00:00:29,470 --> 00:00:31,590 هيچ وقت تسليم نشو- نميشم - 13 00:00:33,470 --> 00:00:37,110 با يورک ها صلح کن و بيارش خونه 14 00:00:40,190 --> 00:00:43,268 گمون کنم "جورج" به همسرتون وفاداره 15 00:00:43,270 --> 00:00:44,270 البته فقط امروز 16 00:00:51,150 --> 00:00:53,108 من يه خيانتکار نيستم؟ 17 00:00:53,110 --> 00:00:55,190 من و پادشاه رو دوست داريد؟ 18 00:00:56,710 --> 00:00:58,748 !بيايم اميدوار باشيم که براي "ادوارد" کافي باشه 19 00:00:58,750 --> 00:01:01,908 وقتي که دربار به لندن بازگشت ميبرمت پيش خواهرت 20 00:01:01,910 --> 00:01:04,510 ،دوست دارم تا ايزابل رو ببينم !خيلي، خيلي زياد 21 00:01:05,007 --> 00:01:10,252 : فيلم باران با افتخار تقديم ميکند Baranmovie.TV 22 00:01:10,253 --> 00:01:18,253 : زيرنويس و تنظيم از نيما و ايليا 23 00:01:18,254 --> 00:01:30,254 www.DarkAssassin.blogfa.com Naimie.nima@yahoo.com 22 00:01:51,790 --> 00:01:53,430 " آني نويل " 23 00:02:31,550 --> 00:02:32,590 .سرورم 24 00:02:33,990 --> 00:02:35,150 .تمنا مي‌کنم منو ببخشيد 25 00:02:37,070 --> 00:02:38,590 .قصد نداشتم به شما خيانت کنم 26 00:02:39,590 --> 00:02:43,908 پدرم دستور داد تا با ،پسر " مارگارت آنجو " ازدواج کنم 27 00:02:43,910 --> 00:02:45,590 .و اون هم حکم کرد که باهاشون برم 28 00:02:47,950 --> 00:02:49,150 .من چاره‌اي جز اطلاعت نداشتم 29 00:03:10,190 --> 00:03:12,670 ... مي‌دوني که " مارگارت آنژو " شکست خورده 30 00:03:14,110 --> 00:03:16,390 و دوباره هيچوقت نمي‌تونه ... برضد من قيام کنه 31 00:03:18,950 --> 00:03:21,390 و اينکه قيامش برحق نبود ؟ 32 00:03:23,950 --> 00:03:24,950 الان ديگه مي‌دونم 33 00:03:28,070 --> 00:03:30,108 .خب، همين براي من کافيه 34 00:03:30,110 --> 00:03:32,230 ... مي‌بخشمت و معذرت‌خواهيت رو مي‌پذيرم 35 00:03:34,630 --> 00:03:37,308 ،به قصر خوش اومدي 36 00:03:37,310 --> 00:03:39,030 .مي‌توني با خواهرت اينجا زندگي کني 37 00:03:46,630 --> 00:03:47,470 .سرورم 38 00:03:57,710 --> 00:04:00,230 به خاطر لطفي که بهم کردين .ازتون ممنونم 39 00:04:02,190 --> 00:04:05,390 ... مادرم .اون هنور توي پناهگاهه 40 00:04:06,710 --> 00:04:10,870 .درسته. و تصميم گرفته همونجا بمونه 41 00:04:27,630 --> 00:04:28,710 " ايزابل " 42 00:04:29,950 --> 00:04:31,750 .شاه چقدر بخشنده است 43 00:04:33,230 --> 00:04:36,308 .تو به عنوان پيش خدمت من خواهي بود 44 00:04:36,310 --> 00:04:38,108 ،و کمکم مي‌کني لباس و جواهراتم رو انتخاب کنم 45 00:04:38,110 --> 00:04:41,108 و قبل از اينکه بخوابم .موهامو شونه مي‌زني 46 00:04:41,110 --> 00:04:42,870 .درست مثل زماني که دختر بوديم 47 00:04:51,990 --> 00:04:55,268 .به غير از اينکه مادر توي زندانه و پدر مرده 48 00:04:55,270 --> 00:04:59,348 " مادر توي زندان نيست " آن .توي پناهگاهه 49 00:04:59,350 --> 00:05:02,108 ،ولي اين حقيقت نداره ،همونطور که شاه مي‌گه 50 00:05:02,110 --> 00:05:03,308 .تصميم گرفته همونجا بمونه 51 00:05:03,310 --> 00:05:04,388 ! هيس 52 00:05:04,390 --> 00:05:08,148 ايزي " مادر بهم نامه مي‌نويسه " .و ازم مي‌خواد که بهش کمک کنم 53 00:05:08,150 --> 00:05:10,190 همونطور که وقتي پدر شکست خورد خودش بهت کمک کرد ؟ 54 00:05:12,590 --> 00:05:16,230 " مادر به منم نامه مي‌نويسه " آني .هر روز. پر از التماس و زاري 55 00:05:18,150 --> 00:05:19,110 .نديده‌ش بگير 56 00:05:20,710 --> 00:05:24,430 شاه نبايد به وفاداري دروغين ما .هيچ شکي داشته باشه 57 00:05:26,510 --> 00:05:27,510 خواهر 58 00:05:29,390 --> 00:05:30,590 آن " خيلي نگرانه " 59 00:05:32,790 --> 00:05:35,868 " بايد هم نگران باشه " ايزابل .رنج زيادي تحمل کرده 60 00:05:35,870 --> 00:05:38,988 آني " اينجا جات امنه " .و خوب ازت مراقبت مي‌شه 61 00:05:38,990 --> 00:05:41,348 پادشاه به من دستور داده .تا قيم شما باشم 62 00:05:41,350 --> 00:05:45,988 قيم ؟ نمي‌تونه دستور بده .قيم ما باشي 63 00:05:45,990 --> 00:05:48,708 .اونقدر سنم بالا هست که بيوه باشم چرا بايد قيم داشته باشم ؟ 64 00:05:48,710 --> 00:05:50,870 .چون تو بيوه‌ي يه خائني 65 00:06:02,270 --> 00:06:05,308 ادوارد " بدون لحظه‌اي درنگ " .عذرخواهيش رو پذيرفت 66 00:06:05,310 --> 00:06:07,468 " و بعد از کاري که " وارويک ... با پدر و " جان " کرد 67 00:06:07,470 --> 00:06:09,108 .ادوارد " کاري رو کرد که بايد مي‌کرد " 68 00:06:09,110 --> 00:06:12,388 بايد ميديدي که دختراي "وارويک" دوباره همديگه ـرو ملاقات ميکنن 69 00:06:12,390 --> 00:06:15,670 .انگليس به صلح نياز داره .هرچيز ديگه‌اي رو بايد ناديده گرفت 70 00:06:32,270 --> 00:06:34,230 .مثل روح اينجا واينستا 71 00:06:35,390 --> 00:06:38,310 بيا! بهت اجازه ميدم آخرين ريسمانِ طلا رو کوک بزني 72 00:06:39,990 --> 00:06:41,350 من جهيزيه دارم " ايزابل " ؟ 73 00:06:43,590 --> 00:06:48,950 جهيزيه ؟ واقعاً تو فکر ازدواج هستي " آن " ؟ 74 00:06:50,830 --> 00:06:56,228 .نه البته که نه .فقط مي‌خواستم بدونم 75 00:06:56,230 --> 00:06:58,068 .البته که جهيزيه داري 76 00:06:58,070 --> 00:06:59,668 .نبايد نگران اين چيزا باشي 77 00:06:59,670 --> 00:07:02,228 پادشاه به " جورج " دستور داده ،حواسش به همه مال و اموالمون باشه 78 00:07:02,230 --> 00:07:03,550 .به خاطر تو 79 00:07:04,790 --> 00:07:05,750 به خاطر من ؟ 80 00:07:07,190 --> 00:07:09,148 ،تا وقتي که وقت ازدواجت بشه 81 00:07:09,150 --> 00:07:11,390 .جورج " براي شوهرت يه جهيزيه فراهم مي‌کنه " 82 00:07:13,910 --> 00:07:15,110 اگه نخوام ازدواج کنم چي ؟ 83 00:07:16,790 --> 00:07:19,668 اگه مادر بميره و من ازدواج نکنم چي ؟ 84 00:07:19,670 --> 00:07:21,950 اون موقت چه بلايي سر ارثيه‌م مياد ؟ 85 00:07:23,350 --> 00:07:25,588 " ايزابل " نمي‌بيني دارن چيکار مي‌کنن ؟ 86 00:07:25,590 --> 00:07:28,028 برادران " يورک " مادر رو .توي پناهگاه نگه داشتن 87 00:07:28,030 --> 00:07:30,428 ! تا بتونن ثروتش رو به چنگ بيارن 88 00:07:30,430 --> 00:07:32,428 چي ؟ .آني " کاملاً در اشتباهي " 89 00:07:32,430 --> 00:07:35,228 .براي همينه که " ريچارد " منو آورد اينجا 90 00:07:35,230 --> 00:07:37,708 " براي همينه که " جورج .خودش رو قيم من کرده 91 00:07:37,710 --> 00:07:39,508 ! همه‌ش يه نقشه‌ست 92 00:07:39,510 --> 00:07:40,868 ! اين چيزا رو نگو 93 00:07:40,870 --> 00:07:42,948 " در مورد پسران " يورک .اينطوري حرف نزن 94 00:07:42,950 --> 00:07:45,628 " اين يه نقشه‌ست " ايرابل نمي‌توني بفهمي ؟ 95 00:07:45,630 --> 00:07:47,028 ! ساکت باش ! صداتو مي‌شنون 96 00:07:47,030 --> 00:07:49,388 جورج " تا وقتي مادر بميره " ... منو اينجا نگه مي‌داره و بعد 97 00:07:49,390 --> 00:07:51,270 ! خفه شو ! خفه شو ! خفه شو 98 00:07:54,550 --> 00:07:57,790 ! واي بانوي من ! بانوي من ! بانوي من 99 00:08:08,150 --> 00:08:09,588 .برو به اتاقت 100 00:08:09,590 --> 00:08:10,708 " ايزابل " 101 00:08:10,710 --> 00:08:12,788 .مثل يه سگ هار پاچه مي‌گيري 102 00:08:12,790 --> 00:08:13,788 " ايزابل " 103 00:08:13,790 --> 00:08:16,388 .تو لياقت بودن در جمع خانوم‌ها رو نداري 104 00:08:16,390 --> 00:08:18,028 ! برو 105 00:08:18,030 --> 00:08:22,390 ،و تا وقتي که موقعيتت رو نپذيرفتي .نمي‌خوام ببينمت 106 00:08:23,750 --> 00:08:27,230 .نه نمي‌خواد بپذيري .سپاسگزار باش 107 00:08:31,710 --> 00:08:37,310 همسرم وقت مردن بهم گفت که .بايد باهاشون آشتي کنم 108 00:08:39,950 --> 00:08:40,950 بايد آشتي کنم ؟ 109 00:08:42,790 --> 00:08:46,388 اين تنها راهيه که مي‌تونم پسرم رو ،به سلامت به انگليس برگردونم 110 00:08:46,390 --> 00:08:48,230 تا با " يورک " صلح کنه ؟ 111 00:08:53,630 --> 00:08:55,270 .به يه نشونه نياز دارم پدر 112 00:08:57,190 --> 00:09:01,390 به نشونه نياز دارم که بفهمم ... حتي توي بدبختيم هم خدا صدام رو مي‌شنوه 113 00:09:05,790 --> 00:09:07,668 بانوي من 114 00:09:07,670 --> 00:09:10,188 .بانوي من، نمي‌خواستم مزاحم دعا خوندنتون بشم 115 00:09:10,190 --> 00:09:11,668 پس چرا مزاحم شدي ؟ 116 00:09:11,670 --> 00:09:13,868 .بيشتر از اين نمي‌تونستم صبر کنم 117 00:09:13,870 --> 00:09:17,110 " مادرتون ليدي " بيوچمپ .به سختي مريض شدن 118 00:09:29,830 --> 00:09:31,670 پناه بر خداي بزرگ 119 00:09:54,750 --> 00:09:58,028 .گريه نکن .لياقت اشکهات رو ندارم 120 00:09:58,030 --> 00:09:59,908 .گريه نمي‌کنم 121 00:09:59,910 --> 00:10:05,548 .توي اتاق بوي ترش گوشت گنديده مياد 122 00:10:05,550 --> 00:10:10,590 .مي‌ترسم مي‌خواي بدتر از الانم باشم؟ 123 00:10:12,030 --> 00:10:13,470 من هيچي نميخوام 124 00:10:16,190 --> 00:10:20,670 ... پسر دوست داشتنيم بايد اينجا بود 125 00:10:22,150 --> 00:10:24,110 .و دستام رو مي‌بوسيد 126 00:10:25,710 --> 00:10:28,268 " ولي فقط تو هستي " مارگارت 127 00:10:28,270 --> 00:10:31,390 و تا وقتي منو نبخشي .آرامش پيدا نمي‌کنم 128 00:10:32,990 --> 00:10:34,030 ببخشمت ؟ 129 00:10:35,430 --> 00:10:40,148 به خاطر تمام گناهاني که فکر مي‌کني .مرتکب شدم منو ببخش 130 00:10:40,150 --> 00:10:44,588 ازم مي‌خواي گناهانت رو ببخشم .ولي به هيچکدومش اعتراف نمي‌کني 131 00:10:44,590 --> 00:10:47,228 هنوزم دستورات مقدس الهي هستن ؟ 132 00:10:47,230 --> 00:10:50,868 ،بعد از اين همه سال هنوز ازم متنفري ؟ 133 00:10:50,870 --> 00:10:52,988 به خاطر اينکه نفرستادمت به يه صومعه ؟ 134 00:10:52,990 --> 00:10:55,988 تو يه بچه رو فرستادي که .وظايف يه زن رو انجام بده 135 00:10:55,990 --> 00:11:01,188 نمي‌توني بفهمي که خواست خود خدا بود که تو 136 00:11:01,190 --> 00:11:02,508 وارث "لنکستر"‌ها رو به دنيا بياري ؟ 137 00:11:02,510 --> 00:11:08,148 .البته که مي‌فهمم .انگيزه‌م خدايي و هدفم الهيه 138 00:11:08,150 --> 00:11:10,030 .زندگيم رو وقف همين کردم 139 00:11:13,070 --> 00:11:15,950 ولي تو فقط آرزوت اين بود که بتوني .پسرت رو بزرگ کني 140 00:11:18,150 --> 00:11:20,310 واقعاً همينو مي‌خواستي " مارگارت " ؟ 141 00:11:22,150 --> 00:11:24,910 و همچنين مي‌خواستي ... با " جاسپر تئودور " ازدواج کني 142 00:11:26,430 --> 00:11:28,068 .تا بهت عشق بورزه 143 00:11:28,070 --> 00:11:33,190 حتما سازگاري تمايلت به راهبه بودن و غرورت خيلي دشوار بوده 144 00:11:36,550 --> 00:11:37,590 چقدر تکبر 145 00:11:40,030 --> 00:11:43,028 .مي‌خواستي با عشق ازدواج کني 146 00:11:43,030 --> 00:11:45,870 خوبي، دعا کردن چه فايده‌اي براي هدفت داشت؟ 147 00:11:47,350 --> 00:11:52,470 .بايد ازم ممنون باشي .من تو رو از دست خودت نجات دادم 148 00:12:05,870 --> 00:12:08,788 .خداوند شنبه آينده تو رو پيش خودش مي‌بره 149 00:12:08,790 --> 00:12:12,190 .و وقتي اينکارو بکنه، دوباره متولد مي‌شم 150 00:12:13,190 --> 00:12:14,230 " مارگارت " 151 00:12:16,470 --> 00:12:18,310 ! " مارگارت " 152 00:12:25,110 --> 00:12:26,270 آخ 153 00:12:27,910 --> 00:12:29,030 بيا اينجا شاهزاده من 154 00:12:33,990 --> 00:12:37,308 زياد طول نمي‌کشه که اونو .توي " لودلاو " ببينيم 155 00:12:37,310 --> 00:12:38,590 قلعه " لودلاو " ؟ 156 00:12:39,710 --> 00:12:41,748 قراره توي "ولز" زندگي کنيم ؟ 157 00:12:41,750 --> 00:12:45,230 .ما نه ولي پسرمون از دو سالگي اونجا خواهد بود 158 00:12:47,070 --> 00:12:48,588 .اون پرنس "ولز"ـه 159 00:12:48,590 --> 00:12:50,428 .بايد اونجا خونه و خانواده داشته باشه 160 00:12:50,430 --> 00:12:53,308 و ولز براي يه بچه شاهزاده چه سودي داره ؟ 161 00:12:53,310 --> 00:12:56,188 .مردم بايد اونو از بچگي بشناسن سرورم 162 00:12:56,190 --> 00:12:58,508 اينجوري ياد مي‌گيرن که دوستش داشته باشن 163 00:12:58,510 --> 00:13:01,548 و اينطوري وفاداري ولزي‌ها رو .به "تئودور"ها از بين مي‌بريم 164 00:13:01,550 --> 00:13:05,268 .نه، من پسرم رو تنها نمي‌ذارم 165 00:13:05,270 --> 00:13:08,828 وقتي به جاي يه دختر، يه شاهزاده داشته باشين .بايد اين کار رو هم انجام بدين 166 00:13:08,830 --> 00:13:11,708 موضوع مهم اينه که يه قيم شايسته .براي پسرتون انتخاب کنين 167 00:13:11,710 --> 00:13:13,748 .پس خودم قيم ـش رو تعيين مي‌کنم 168 00:13:13,750 --> 00:13:15,388 من مادرشم ، و اگه قرار باشه منو ترک کنه 169 00:13:15,390 --> 00:13:17,148 .خودم انتخاب مي‌کنم پيش کي بايد بره 170 00:13:17,150 --> 00:13:18,588 .و کي اونو تبديل به يه مرد کنه 171 00:13:18,590 --> 00:13:22,268 .موضوع تبديل کردنش به يک مرد نيست 172 00:13:22,270 --> 00:13:24,508 .موضوع تبديل کردنش به يک پادشاهه 173 00:13:24,510 --> 00:13:26,550 و در اين مورد، شما احتمالاً .بهترين مکان رو نمي‌شناسين 174 00:13:34,550 --> 00:13:35,550 .نبايد بري 175 00:13:53,430 --> 00:13:55,030 هردوتون رو خواهم داشت. من چي ؟ 176 00:14:02,470 --> 00:14:06,668 .تابستان. زماني براي لذت بي‌پايان 177 00:14:06,670 --> 00:14:10,188 وقتي موضوع سر "جورج" ـه عقلش ـو از دست ميده 178 00:14:10,190 --> 00:14:13,750 ،اون نبايد هيچ کاري داشته باشه نبايد کاري به پسرم داشته باشه 179 00:14:15,430 --> 00:14:17,908 جورج " مي‌تونه به يه پسربچه صدمه بزنه ؟ " 180 00:14:17,910 --> 00:14:18,910 .نمي‌دونم 181 00:14:19,910 --> 00:14:25,108 احتمالا بيشتر به خاطر اينکه پسرم رو ازم جدا ميکنن ناراحتم 182 00:14:25,110 --> 00:14:28,830 وقتي با خانواده سلطنتي ازدواج کردين .رسم و رسومشون مال شما شد 183 00:14:31,070 --> 00:14:33,108 .تو هم مثل " ادوارد " اين چيزا رو خوب مي‌فهمي 184 00:14:33,110 --> 00:14:35,388 .نمي‌دونم اون چي مي‌فهمه 185 00:14:35,390 --> 00:14:37,908 ،فقط اينو ميدونم که هر چي به برادراش نزديک تر ميشه 186 00:14:37,910 --> 00:14:40,388 بيشتر ازم فاصله ميگيره 187 00:14:40,390 --> 00:14:43,390 ... درسته مادر. ما خيلي از هم دور شديم 188 00:14:47,110 --> 00:14:49,868 .از وقتي که از جنگ برگشته 189 00:14:49,870 --> 00:14:51,390 .نه اينقدرها هم دور نشدين 190 00:14:53,550 --> 00:14:57,030 مادر ... از کجا مي‌دوني ؟ 191 00:14:58,270 --> 00:15:01,428 .شوهرت مثل يه گاو، باروره 192 00:15:01,430 --> 00:15:05,508 ،هرقت که از يه جنگ پيروزمندانه برگشت .بعدش يه بچه به دنيا آوردي 193 00:15:05,510 --> 00:15:06,828 .هنوز بهش نگفتم 194 00:15:06,830 --> 00:15:08,310 ! خب بهش بگو 195 00:15:10,070 --> 00:15:13,750 دست از مراقبت من بردار و .برو خبر خوبت رو به شوهرت بده 196 00:15:15,070 --> 00:15:17,550 .ممنون. ممنون مادر 197 00:15:19,070 --> 00:15:20,030 .خيلي خوشحالم کردي 198 00:15:25,190 --> 00:15:27,788 .فکر کنم يه کم خسته‌ت کردم 199 00:15:27,790 --> 00:15:29,508 .البته که نه .هيچوقت اينطور نبوده 200 00:15:29,510 --> 00:15:32,270 ! برو. برو ! برو 201 00:16:02,870 --> 00:16:05,670 " اليزابت " 202 00:16:10,430 --> 00:16:12,948 " جين شور " .اسمش همه جاي قصر هست 203 00:16:12,950 --> 00:16:14,308 چطور موفق به اين کار شده ؟ 204 00:16:14,310 --> 00:16:16,788 .نمي‌دونم .مي‌خوام همينو بفهمم 205 00:16:16,790 --> 00:16:19,388 سعي کردي از " ادوارد " بپرسي ؟ 206 00:16:19,390 --> 00:16:20,548 آخه چي بايد بگم ؟ 207 00:16:20,550 --> 00:16:23,148 چي هست که بتونم بگم ؟ 208 00:16:23,150 --> 00:16:26,788 شوهرت يه شاهه .با آرزوهاي شاهانه 209 00:16:26,790 --> 00:16:29,070 .طبيعتش همينجوريه .خودت هم هميشه مي‌دونستي 210 00:16:30,630 --> 00:16:35,788 براي " ادوارد " داشتن يه روسپي .مثل شکار و کشتي فقط به ورزشه 211 00:16:35,790 --> 00:16:37,028 .اون فرق داره 212 00:16:37,030 --> 00:16:39,908 .اون هيچ فرقي نداره .ملکه تويي 213 00:16:39,910 --> 00:16:41,868 الکي گنده ـش نکن 214 00:16:41,870 --> 00:16:46,070 .بهش اهميت مي‌ده. خودم ديدم 215 00:16:50,950 --> 00:16:55,990 ايزابل ؟ ايزابل ؟ ايزي ؟ 216 00:16:57,710 --> 00:16:59,348 .جاسپر " عزيزم " 217 00:16:59,350 --> 00:17:01,788 بهت نامه نوشتم که بگم " همسرم، سر " هنري استفورد 218 00:17:01,790 --> 00:17:02,870 ... بر اثر جراحاتش مُرد 219 00:17:04,270 --> 00:17:06,788 .و مادرم ليدي " بيوچمپ " هم رفته 220 00:17:06,790 --> 00:17:10,950 من الان بيوه‌ام و کسي نيست که .منو راهنمايي کنه يا دستم رو بگيره 221 00:17:13,030 --> 00:17:13,950 مي‌تونم بيام پيش شما ؟ 222 00:17:23,870 --> 00:17:25,748 .مي‌خوام مادر رو ببينم 223 00:17:25,750 --> 00:17:27,310 " ياحمق نباش " آن 224 00:17:28,630 --> 00:17:29,748 " بهش بگو " جورج 225 00:17:29,750 --> 00:17:31,748 .امروز بعد از ظهر مي‌رم .فقط به اسب مي‌خوام 226 00:17:31,750 --> 00:17:34,230 " امروز نمي‌شه " آني .امروز اسب نداريم 227 00:17:43,630 --> 00:17:44,630 بانوي من 228 00:17:58,230 --> 00:18:01,068 .دخترم، سلام منو پذيرا باش ،تو ماه‌ها توي قصر بودي 229 00:18:01,070 --> 00:18:03,548 .ولي هيچ جواب و نامه‌اي ازت بهم نرسيد 230 00:18:03,550 --> 00:18:06,188 همونطور که مي‌دوني، توي پناهگاه هستم .تا از شر دشمنانم در امان باشم 231 00:18:06,190 --> 00:18:08,548 از نفوذت براي پس گرفتن آزادي و ثروتم استفاده کن 232 00:18:08,550 --> 00:18:09,590 مادر عزيزت 233 00:18:19,910 --> 00:18:21,110 همسرم 234 00:18:26,790 --> 00:18:29,270 .مجبورم " آني " رو کنار خودم نگه دارم 235 00:18:30,670 --> 00:18:32,308 .اون روز به روز بزرگتر مي‌شه 236 00:18:32,310 --> 00:18:34,390 .آن " به مراسم جشن نمياد " 237 00:18:37,470 --> 00:18:38,470 نمياد ؟ 238 00:18:39,750 --> 00:18:42,668 ،بدون اجازه من 239 00:18:42,670 --> 00:18:46,710 ،آني " نه جايي مي‌ره " .و نه کاري انجام مي‌ده 240 00:18:48,950 --> 00:18:52,028 ... خب، مهم نيست بياد يا نه. فقط 241 00:18:52,030 --> 00:18:53,150 ! ولش کن 242 00:18:54,190 --> 00:18:56,388 " آني " هنوز عصبانيه " ايزابل " 243 00:18:56,390 --> 00:19:00,268 نمي‌خوام بين مردم تهمت بزنه که زنداني شده 244 00:19:00,270 --> 00:19:02,830 يا در مورد مسائلي که قبلاً توافق شده .سرکوفت بزنه 245 00:19:05,270 --> 00:19:09,390 نبايد جلوي کل خانواده‌هاي اصيل انگليس .بي آبرو بشيم 246 00:19:10,870 --> 00:19:13,550 نه، نه البته که نه 247 00:19:15,830 --> 00:19:17,030 .اون توي اتاقش مي‌مونه 248 00:19:23,150 --> 00:19:25,668 مي‌تونه به کليسا بره ؟ 249 00:19:25,670 --> 00:19:29,670 .البته .سفر به کليسا مي‌تونه آرومش کنه 250 00:19:44,110 --> 00:19:45,150 " آني " 251 00:19:48,510 --> 00:19:50,590 .گفتي منو مي‌بري يه جاي امن 252 00:19:52,190 --> 00:19:53,508 ! ولم کن 253 00:19:53,510 --> 00:19:55,228 اگه از زندگي همراه خواهرت 254 00:19:55,230 --> 00:19:57,668 و زنداني بودن، خوشحالي .ديگه حرفي نمي‌زنم 255 00:19:57,670 --> 00:19:59,270 .نه نيستم. البته که نيستم 256 00:20:01,670 --> 00:20:05,590 .بعد از شام بيا به باغ سرخدار .اونجا منتظرتم 257 00:20:11,270 --> 00:20:12,710 کريسمس مبارک مادر 258 00:20:15,350 --> 00:20:17,390 .بچه‌ها به زودي مي‌رسن 259 00:20:20,550 --> 00:20:21,630 مادر ؟ 260 00:20:23,910 --> 00:20:28,550 .اوه ببخشيد .نشنيدم که اومدي 261 00:20:30,470 --> 00:20:31,390 .نه، ممنون 262 00:20:32,670 --> 00:20:33,788 مريضي ؟ 263 00:20:33,790 --> 00:20:35,470 .نه نه فقط نتونستم بخوابم 264 00:20:41,150 --> 00:20:45,230 .راستش، ترجيح مي‌دم به جاي رقص استراحت کنم 265 00:20:46,230 --> 00:20:48,630 و جشن کريسمس رو از دست بدي ، آره ؟ 266 00:20:51,630 --> 00:20:54,308 و به خاطر نيومدنت تا يکسال قصر پر از شايعه بشه ؟ 267 00:20:54,310 --> 00:20:55,390 .بايد مريض باشي 268 00:20:57,550 --> 00:20:59,428 .طبيب رو خبر مي‌کنم 269 00:20:59,430 --> 00:21:00,310 .نه 270 00:21:01,710 --> 00:21:03,110 .به طبيب احتياجي نيست 271 00:21:05,790 --> 00:21:09,308 ،هيچي نيست که طبيب بخواد ببينه 272 00:21:09,310 --> 00:21:11,988 و خدا رو شکر چيزي نيست که يه احمق با چاقوش 273 00:21:11,990 --> 00:21:13,310 .بخواد اونو ببُره 274 00:21:15,790 --> 00:21:16,870 پس چه مشکلي پيش اومده ؟ 275 00:21:21,350 --> 00:21:24,910 .قلبم. عجيب تپش داره 276 00:21:26,150 --> 00:21:28,870 حس مي‌کنم يهو از جا مي‌پره .و باز آروم مي‌شه 277 00:21:33,550 --> 00:21:35,870 " ديگه هيچوقت درست کار نمي‌کنه " اليزابت 278 00:21:40,470 --> 00:21:41,630 چي داري مي‌گي ؟ 279 00:21:44,830 --> 00:21:49,510 .خودتو آماده کن .ديگه زياد نمي‌تونم باهات بمونم 280 00:22:06,030 --> 00:22:09,750 " اعلي‌حضرت‌ها، شاه " ادوارد " و ملکه " اليزابت 281 00:22:14,510 --> 00:22:15,550 برادر 282 00:23:45,790 --> 00:23:46,750 " آني" 283 00:23:50,110 --> 00:23:52,428 .منو ببخش 284 00:23:52,430 --> 00:23:54,148 " وقتي آوردمت پيش " ايزابل 285 00:23:54,150 --> 00:23:56,108 .فکر مي‌کردم آوردمت به يه جاي امن 286 00:23:56,110 --> 00:23:58,988 .ولي نمي‌دونستم چي پيش مياد 287 00:23:58,990 --> 00:24:01,988 جورج " منو مثل اسير اينجا نگه داشته " و تو اصلاً خبر نداشتي ؟ 288 00:24:01,990 --> 00:24:02,988 نه نداشتم 289 00:24:02,990 --> 00:24:06,548 شش ماه تمام،نه خواهرم و نه هيچ کس ديگه اي 290 00:24:06,550 --> 00:24:10,990 بانوان اطرفش بي خبر بودن 291 00:24:12,830 --> 00:24:15,468 اصلاً فکر نکردي من کجام ؟ 292 00:24:15,470 --> 00:24:16,870 .بيشتر از فکر کردن بود 293 00:24:17,790 --> 00:24:21,788 ،چند بار دنبالت گشتم .ولي هميشه برام بهانه مي‌آوردن 294 00:24:21,790 --> 00:24:23,748 .سرما خورده، ناراحته 295 00:24:23,750 --> 00:24:25,388 اوه درسته 296 00:24:25,390 --> 00:24:28,108 تا وقتي که خواستم تو رو ببينم و جورج " گفت نمي‌شه " 297 00:24:28,110 --> 00:24:30,110 اوه ؟ و دليلش چي بود ؟ 298 00:24:31,510 --> 00:24:32,748 .غم و اندوهت 299 00:24:32,750 --> 00:24:35,428 جورج " گفت براي همسرت عزاداري " 300 00:24:35,430 --> 00:24:36,550 .و نمي‌توني کسي رو ملاقات کني 301 00:24:38,470 --> 00:24:40,908 ،اين ظنم رو به يقين تبديل کرد 302 00:24:40,910 --> 00:24:43,948 که تو رو اينجا نگه مي‌داره .تا از انظار عموم دور باشي 303 00:24:43,950 --> 00:24:49,308 منو اينجا نگه مي‌دارن " تا مادر بميره و " جورج 304 00:24:49,310 --> 00:24:54,788 قيم دوست داشتنيم .تمام ثروت " وارويک " رو بالا بکشه 305 00:24:54,790 --> 00:24:57,028 مي‌خوان منو زنداني نگه دارن و ،نذارن با کسي ازدواج کنم 306 00:24:57,030 --> 00:24:58,430 .همه چي زير سر اونه 307 00:25:00,270 --> 00:25:01,508 " اوه " جورج 308 00:25:01,510 --> 00:25:03,988 .فقط اون نيست که چشم به ثروتمون دوخته برادر 309 00:25:03,990 --> 00:25:06,790 .خواهرم باهاش تباني مي‌کنه 310 00:25:08,190 --> 00:25:13,228 اون نگهبان منه. خدمتکارهاش رو مي‌فرسته .که مثل عقاب مواظب من باشن 311 00:25:13,230 --> 00:25:16,628 منو اينجا نگه مي‌دارن تا وقتي تحملم تموم بشه 312 00:25:16,630 --> 00:25:18,990 و بدون هيچ مقاومتي .تسليم خواسته اونا بشم 313 00:25:21,430 --> 00:25:23,468 " گوش کن " آن 314 00:25:23,470 --> 00:25:26,988 بايد با " جورج " کنار بياي ،تا آزاديت رو به دست بياري 315 00:25:26,990 --> 00:25:29,190 .بايد وانمود کني که با " جورج " کنار مياي 316 00:25:30,190 --> 00:25:31,668 .چاپلوسي و تملق هميشه جواب مي‌ده 317 00:25:31,670 --> 00:25:35,348 از هيچ چيز بيشتر از چاپلوسي خوشش نمياد 318 00:25:35,350 --> 00:25:36,388 .ايزابل " هم همينطور " 319 00:25:36,390 --> 00:25:39,110 ... اينجوري حداقل يه کم آزاديت رو به دست مياري 320 00:25:40,350 --> 00:25:44,148 تا زماني که بتونم به شاه نزديک بشم و ازش بخوام 321 00:25:44,150 --> 00:25:46,350 .قيوميت " جورج " رو از تو برداره 322 00:25:49,430 --> 00:25:51,670 به خاطر من مي‌خواي به شاه نزديک بشي ؟ 323 00:25:53,510 --> 00:25:56,990 .آره اگه بخواي 324 00:25:58,390 --> 00:25:59,630 چرا همچين کاري مي‌کني ؟ 325 00:26:02,630 --> 00:26:03,630 به نظر تو چرا ؟ 326 00:26:15,150 --> 00:26:16,550 .نبايد از پيشم بري 327 00:26:18,830 --> 00:26:20,108 درد داري؟ 328 00:26:20,110 --> 00:26:24,310 نه. من هيچ دردي ندارم جز اينکه بدونم تو دردي داري 329 00:26:27,790 --> 00:26:31,388 چي مي‌بيني ؟ خواهش مي‌کنم بهم بگو 330 00:26:31,390 --> 00:26:35,188 بايد بدونم. آينده‌مون چيه ؟ 331 00:26:35,190 --> 00:26:36,830 آينده من و " ادوارد " چيه ؟ 332 00:26:39,910 --> 00:26:42,070 .تو يه پسر ديگه به دنيا مياري 333 00:26:43,230 --> 00:26:44,230 .اينو که خودم مي‌دونم 334 00:26:46,590 --> 00:26:49,348 ! و چه پسري هم مي‌شه 335 00:26:49,350 --> 00:26:50,748 .اينو هم مطمئنم 336 00:26:50,750 --> 00:26:55,630 .پس خوب شو و پيشم بمون ! و تولدش رو ببين 337 00:26:59,750 --> 00:27:03,988 .توي همه‌چيز باهام بودي. همه‌چيز 338 00:27:03,990 --> 00:27:05,550 .من بدون تو به اينجا نمي‌رسيدم 339 00:27:08,110 --> 00:27:09,990 .هيچکدوممون بدون تو به اينجا نمي‌رسيديم 340 00:27:11,550 --> 00:27:13,630 .ولي الان اينجايي 341 00:27:16,110 --> 00:27:21,470 و در تو و بچه‌هات .پادشاهان آينده رو مي‌بينم 342 00:27:24,510 --> 00:27:25,830 .و همچنين ملکه‌ها رو 343 00:27:33,710 --> 00:27:34,710 .من آماده نيستم 344 00:27:36,990 --> 00:27:38,190 .هيچکس آماده نيست 345 00:27:51,150 --> 00:27:52,470 ... " بانوي عزيزم " مارگارت 346 00:27:53,630 --> 00:27:56,628 بهت تسليت مي‌گم و اميدوارم دونستن اين موضوع که 347 00:27:56,630 --> 00:27:59,750 جاي پسرت امنه و بزرگ و قوي شده .بهت آرامش بده 348 00:28:01,070 --> 00:28:03,828 .احتياجي نيست که پيش ما بياي 349 00:28:03,830 --> 00:28:06,390 .براي کمک به " هنري " بايد توي انگليس بموني 350 00:28:07,630 --> 00:28:11,750 دوران بدي براي لنکسترهاست .ولي بايد ثبت قدم و قوي باشيم 351 00:28:12,870 --> 00:28:15,548 " هيچ شکي به خودت راه نده " مارگارت 352 00:28:15,550 --> 00:28:18,670 فقط به خاطر پادشاه "تئودور"مون .تلاشت رو بيشتر کن 353 00:28:20,110 --> 00:28:22,830 " خادم شما " جاسپر 356 00:28:48,190 --> 00:28:49,188 "جناب "رجينالد 357 00:28:49,190 --> 00:28:50,908 ...بانوي من 358 00:28:50,910 --> 00:28:52,830 تصميم گرفتم که به "يورک" ها وصلت کنم 359 00:28:55,750 --> 00:28:59,590 ازت ميخوام که بري دربار و از طرفم تحقيقات هوشمندانه اي کني 360 00:29:00,910 --> 00:29:02,030 به چشم بانوي من 361 00:29:03,070 --> 00:29:04,548 همراه کي؟ 362 00:29:04,550 --> 00:29:07,908 فقط نزديک ترين رازدار شاه مورد اطمينان ـه 363 00:29:07,910 --> 00:29:10,910 فقط يه مرد تو دربار يورک هست که برام ارزش داره 364 00:29:15,110 --> 00:29:19,628 ميتونم بپرسم چه کسي از بين افراد شاه مدنظرتونه؟ 365 00:29:19,630 --> 00:29:21,508 برادرش 366 00:29:21,510 --> 00:29:23,188 جورج کلارنس"؟" 367 00:29:23,190 --> 00:29:24,628 !نه، ديوونه شدي، ريچارد 368 00:29:24,630 --> 00:29:25,750 اون هنوز نامزد نکرده 369 00:29:26,870 --> 00:29:28,830 فکر نميکنم که سنم خيلي بالا به نظر بياد 370 00:29:37,070 --> 00:29:38,068 جناب "رجينالد"؟ 371 00:29:38,070 --> 00:29:39,110 بله، بانوي من؟ 372 00:29:40,550 --> 00:29:44,310 ،ديگه چي ممکنه به عنوان پشتيبان يه نتيجه ي خوب قلمداد شه؟ 373 00:29:45,470 --> 00:29:48,030 داريد آواز ميخوني، بانوي من؟ 374 00:29:49,070 --> 00:29:50,710 نه، آواز نميخونم 375 00:29:52,790 --> 00:29:58,310 ،ميتوني بهش بگي که از بچه ـگي تا به حال جزو پرهيزکاران بودم 376 00:30:10,670 --> 00:30:13,628 ايزي"، در مورد مادر حق داشتي" 377 00:30:13,630 --> 00:30:15,470 نيازي نيست براي رفتن پيشش، عجله کنم 378 00:30:19,710 --> 00:30:21,390 تصميم گرفتم که اينجا باشم 379 00:30:23,670 --> 00:30:25,150 ...اولش سخت بود ولي 380 00:30:26,910 --> 00:30:28,190 بهت مياد 381 00:30:31,390 --> 00:30:33,190 رنگ پوستت دقيقا به اين ميخوره 382 00:30:37,350 --> 00:30:41,708 ،خب، اگه ميتوني اينجوري رفتار کني ،"آني" 383 00:30:41,710 --> 00:30:44,630 ديگه نياز نيست مدت زيادي رو تو اتاقت سپري کني 384 00:31:03,110 --> 00:31:05,230 خيلي خب، تو يه قاتلي 385 00:31:21,710 --> 00:31:25,428 گمون کنم فرماندهي شکار بر عهده ي شماست؟ 386 00:31:25,430 --> 00:31:27,228 راه رفتنم هم سخته 387 00:31:27,230 --> 00:31:30,948 پادشاه از فرستادن اون بچه به "ولز" پشيمون شده؟ 388 00:31:30,950 --> 00:31:32,668 نه. نشده و نخواهد شد 389 00:31:32,670 --> 00:31:34,468 خب، اون ميدونه که در مورد "جورج" چه احساسي داري 390 00:31:34,470 --> 00:31:38,468 اون بازخواستتون نميکنه و اونو هم مجبور به کاري نميکنه ..."همونطور که براي "ريچارد 391 00:31:38,470 --> 00:31:40,988 "ميخوام که پسرمو ببري، "آنتوني 392 00:31:40,990 --> 00:31:42,708 تو تنها کسي هستي که ميتونم بهش اطمينان کنم 393 00:31:42,710 --> 00:31:43,868 اونا هيچوقت موافقت نميکنن 394 00:31:43,870 --> 00:31:45,828 واسم اهميتي نداره اونا با چي موافقت ميکنن 395 00:31:45,830 --> 00:31:47,908 انجامش ميدي؟ 396 00:31:47,910 --> 00:31:51,268 معلومه، معلومه که ميکنم 397 00:31:51,270 --> 00:31:54,148 با تمام وجودم ازش محافظت ميکنم 398 00:31:54,150 --> 00:31:56,670 اوه، خب، بيايم اميدوار باشيم که اتفاقي براش نيفته 399 00:32:15,230 --> 00:32:16,348 اونجا 400 00:32:16,350 --> 00:32:17,630 !هدف بگيرش! هدف بگيرش 401 00:32:21,790 --> 00:32:25,308 سرورم، بانو "بوفورت" فداکارترين مادر 402 00:32:25,310 --> 00:32:26,548 براي وارث "لنکستري" هاست 403 00:32:26,550 --> 00:32:29,830 تنها خواسته ي بانو "بيفورت" داشتن آرامش کامل در انگلستان ـه 404 00:32:49,830 --> 00:32:51,548 آخر فرار کردي 405 00:32:51,550 --> 00:32:54,110 اگه اين فرار باشه، پس نميتونم اسارت رو تصور کنم 406 00:32:55,710 --> 00:32:58,748 از شکار لذت برديد؟ آخه نميتونستم ببينم 407 00:32:58,750 --> 00:33:00,188 درست پشتتون به ما بود 408 00:33:00,190 --> 00:33:04,828 آره، خب، دوست داشتم که 409 00:33:04,830 --> 00:33:06,348 به پشت سرم هم توجه کنم 410 00:33:06,350 --> 00:33:07,670 درباره ي يه پيشنهاد بود 411 00:33:09,510 --> 00:33:11,188 چه پيشنهادي؟ 412 00:33:11,190 --> 00:33:16,628 "پيشنهاد ازدواج از "مارگارت بيفورت 413 00:33:16,630 --> 00:33:19,710 مارگارت بيفورت"؟" اون که سنش بالاست 414 00:33:20,910 --> 00:33:22,950 !پير و زشت و ديوانه 415 00:33:25,030 --> 00:33:26,508 شايد باشه 416 00:33:26,510 --> 00:33:29,110 ولي اون يکي از ثروتمندترين زنان انگلستان ـه 417 00:33:30,790 --> 00:33:33,628 ...خب، اگه انگيزه ـت از ازدواج اينه، شايد 418 00:33:33,630 --> 00:33:35,150 تو هم تفاوت زيادي با برادرت نداري 419 00:33:36,710 --> 00:33:37,750 "آني" 420 00:33:38,790 --> 00:33:39,828 "آني" 421 00:33:39,830 --> 00:33:43,988 ،اگه اينجا يه زنداني نبودم ،اگه آينده ـم ازم گرفته نميشد 422 00:33:43,990 --> 00:33:46,470 منم ميتونستم با هر مردي که بخوام ازدواج کنم 423 00:33:50,710 --> 00:33:52,990 گمون ميکنم هنوزم سر قولت براي نزديکي به شاه هستي؟ 424 00:33:54,230 --> 00:33:58,828 بهت گفتم به وقتش اين کارو ميکنم ولي هنوز چيزي تغيير نکرده 425 00:33:58,830 --> 00:33:59,868 "ميتوني رو من حساب کني، "آني 426 00:33:59,870 --> 00:34:05,068 نه. مهم نيست به تدارک عروسيت برس 427 00:34:05,070 --> 00:34:07,148 به کمکت نيازي ندارم 428 00:34:07,150 --> 00:34:09,230 يادم گرفتم که فقط روي پاي خودم بايستم 429 00:34:22,350 --> 00:34:25,788 برادر. ميتونم باهات حرف بزنم؟ 430 00:34:25,790 --> 00:34:26,670 معلومه که ميتوني 431 00:34:30,350 --> 00:34:34,428 ،دوست دارم بدونم، اگه قصد ازدواج داشته باشم نظرت چيه؟ 432 00:34:34,430 --> 00:34:36,628 "هنوز سالگرد شوهرت نشده، "آني 433 00:34:36,630 --> 00:34:40,548 تا وقتي که اينطوري ـه صحبت از ازدواج درست به نظر نمياد 434 00:34:40,550 --> 00:34:43,508 مطمئنم که قصد بي احترامي نداشتم، برادر 435 00:34:43,510 --> 00:34:46,228 فقط ميخواستم موقعيتم رو کامل بدونم 436 00:34:46,230 --> 00:34:47,628 موقعيتت؟ 437 00:34:47,630 --> 00:34:50,868 پيشنهاد ازدواج زيادي نگرانت کرده 438 00:34:50,870 --> 00:34:52,748 ميتونه به نظر واقعا نابودت کنه 439 00:34:52,750 --> 00:34:54,468 آني" داري چي کار ميکني؟" داره چي کار ميکنه؟ 440 00:34:54,470 --> 00:34:58,748 اگه اينو ترجيح ميدي، خوشحال ميشم تو صومعه برات يه جايي بگيرم 441 00:34:58,750 --> 00:35:02,908 آره، فکر ميکنم برات خيلي هم مناسب باشه 442 00:35:02,910 --> 00:35:04,830 آره، از اينجا موندن با ما خيلي بهتره 443 00:35:08,990 --> 00:35:10,708 ميذاري اين کارو بکنه؟ 444 00:35:10,710 --> 00:35:12,710 ميذاري که منو به صومعه بفرسته؟ 445 00:35:15,670 --> 00:35:17,268 "برو اتاقت، "آني 446 00:35:17,270 --> 00:35:19,148 ايزابل"، خواهش ميکنم" 447 00:35:19,150 --> 00:35:20,868 نميتوني ببيني داره چي کار ميکنه؟ 448 00:35:20,870 --> 00:35:23,428 ميخواد مثه مادرمون يه جا زندانيم کنه 449 00:35:23,430 --> 00:35:24,990 ديگه هيچوقت منو نميبيني 450 00:35:28,510 --> 00:35:30,470 !"ايزابل"! "ايزابل" 451 00:35:37,190 --> 00:35:39,308 ريچارد" اصلا هم شايسته نبود" 452 00:35:39,310 --> 00:35:42,670 ،وفاداريش مثه خوک بود !مثه سگ 453 00:35:49,110 --> 00:35:53,428 يه گزينه ي ديگه اي هم هست، بانوي من 454 00:35:53,430 --> 00:35:55,148 کي؟ 455 00:35:55,150 --> 00:35:58,628 ،يه مرد، که از اقوام شاه نيست ولي خيلي به شاه نزديکه 456 00:35:58,630 --> 00:36:00,190 تا جايي که ممکنه 457 00:36:02,150 --> 00:36:03,150 "فرمانده "استنلي 458 00:36:04,430 --> 00:36:06,308 اون حذب باده 459 00:36:06,310 --> 00:36:08,108 به خاندان "لنکستر" هم وفادار بود 460 00:36:08,110 --> 00:36:10,828 الآن هم بعد از جنگ "تاوتن" گزينه ـش وفاداري از يورک ها شده 461 00:36:10,830 --> 00:36:12,590 چرا بايد ازدواج با يه خائن رو بخوام؟ 462 00:36:13,990 --> 00:36:17,590 بيشتر نقشه بوده تا خيانت 463 00:36:19,710 --> 00:36:23,348 در هر جنگ، "استنلي" و برادرش جدا ميشن 464 00:36:23,350 --> 00:36:27,348 ،و به دو جناح مختلف ميپيوندن پس مطمئن ميشدن که هميشه 465 00:36:27,350 --> 00:36:30,150 يه استنلي برنده ميشه 466 00:36:37,430 --> 00:36:38,470 ملاقاتي ترتيب بده 467 00:36:44,270 --> 00:36:46,470 بانوي من، اخبار بيشتري از دربار رسيده 468 00:36:48,750 --> 00:36:51,348 جکوتا"، مادر ملکه" 469 00:36:51,350 --> 00:36:52,430 اون چي شده؟ 470 00:36:53,790 --> 00:36:57,630 وقتي که من اومدم، ميگفتن تا آخر هفته تموم ميکنه 471 00:37:00,990 --> 00:37:02,310 غير ممکنه 472 00:37:05,030 --> 00:37:08,628 حتما بايد نفرين يا دعايي نوشته شده باشه 473 00:37:08,630 --> 00:37:12,428 تا بتونه روي اين زمين زنده باقي بمونه 474 00:37:12,430 --> 00:37:13,590 اينطور به نظر نميرسه 475 00:37:24,110 --> 00:37:25,150 همم 476 00:37:29,190 --> 00:37:30,830 "يک پادشاه "ريورزي 477 00:37:37,350 --> 00:37:39,070 بايد استراحت کنم، شرمنده ـم 478 00:37:40,710 --> 00:37:44,670 معذرت خواهي لازم نيست پيشت ميمونم 479 00:37:45,910 --> 00:37:49,788 نه، نه، نه آنتوني ميتونه پيشم بمونه 480 00:37:49,790 --> 00:37:53,988 ميخوام آخرين شبت رو قبل زايمان 481 00:37:53,990 --> 00:37:55,070 با شوهرت سپري کني 482 00:38:09,670 --> 00:38:12,110 چه قصدي براي "آني نويل" داري؟ 483 00:38:14,910 --> 00:38:17,190 چرا؟ قصد خودت چيه؟ 484 00:38:19,750 --> 00:38:21,230 فکر ميکني مقاصدم چي هستن؟ 485 00:38:24,230 --> 00:38:26,030 ...خب، تو دوستش نشدي 486 00:38:27,630 --> 00:38:31,188 که فقط ميتونه يه انگيزهباشه و از انگيزه ي من محترم تر نيست 487 00:38:31,190 --> 00:38:34,510 شايد "ادوارد" گولت رو بخوره، ولي نميتوني منو گول بزني 488 00:38:35,790 --> 00:38:38,550 از آني "نويل" فاصله بگير 489 00:38:41,470 --> 00:38:43,548 نگراني اصلي اينه که ملکه ميخواد... 490 00:38:43,550 --> 00:38:45,908 آنتوني ريورز" به عنوان قيم شاهزاده "ادوارد" باشه" 491 00:38:45,910 --> 00:38:46,950 کِي؟ 492 00:38:52,910 --> 00:38:55,990 سرورم، چه تصادفي 493 00:38:59,150 --> 00:39:01,748 همين الآن داشتيم در مورد مادر بيچاره ـتون حرف ميزديم 494 00:39:01,750 --> 00:39:05,908 که چه شايعه هاي وحشتناکي در موردش درست شد که 495 00:39:05,910 --> 00:39:07,110 اغراق آميز بود 496 00:39:12,550 --> 00:39:14,750 ميتونم بهتون کمک کنم، سرورم؟ 497 00:39:16,670 --> 00:39:20,950 نه، ممنون. شب بخير 498 00:39:23,470 --> 00:39:25,110 دنبال شوهرتون ميگردين؟ 499 00:39:28,030 --> 00:39:30,270 گمون ميکنم امشب پيش "جين شور" باشه 500 00:40:00,590 --> 00:40:03,870 خواهش ميکنم، فقط ... فقط يه لحظه صبر کن 501 00:40:05,110 --> 00:40:08,148 اين براي "ريچارد" ـه "دوک "گلوکستر 502 00:40:08,150 --> 00:40:10,550 از بچه ـگي دوستم بوده 503 00:40:13,990 --> 00:40:15,068 بگيرش 504 00:40:15,070 --> 00:40:18,470 ..."ولي دوک "کلارنس- اينو بايد امشب بهش برسوني- 505 00:42:05,910 --> 00:42:07,628 "آني"- "ريچارد"- 506 00:42:07,630 --> 00:42:10,348 جورج" ميخواد تو صومعه نگهم داره" 507 00:42:10,350 --> 00:42:11,348 معلومه که ميخواد 508 00:42:11,350 --> 00:42:13,948 شايد نبايد باهاش حرف ميزدم و نبايد صادقانه باهاش برخورد ميکردم 509 00:42:13,950 --> 00:42:18,228 .و نبايد اين کارو ميکردم الآن هم فکرشو کرده و اميدي نيست 510 00:42:18,230 --> 00:42:22,148 !نه، اينطور نيست اميد هست 511 00:42:22,150 --> 00:42:23,390 ولي نميتوني برگردي اونجا 512 00:42:24,790 --> 00:42:28,508 جورج" در مورد کاري که ميکنه مردد نميشه" 513 00:42:28,510 --> 00:42:33,068 ...آني"، فرار کن شايد تنها راه اين باشه که" 514 00:42:33,070 --> 00:42:35,468 .دنبال يه پناهگاه بگردي- پس ميرم. من حاضرم برم- 515 00:42:35,470 --> 00:42:39,190 آني"... "آني". بايد مطمئن باشي" 516 00:42:41,710 --> 00:42:45,790 .مطمئنم "من اون دختر بچه اي نيستم که ميشناختي، "ريچارد 517 00:42:46,990 --> 00:42:48,988 بزرگ شدم 518 00:42:48,990 --> 00:42:52,228 مارگارتِ آنجو" بهم ياد داد تا مردد نباشم" 519 00:42:52,230 --> 00:42:55,628 بهم گفت که يه زماني ميشه که بهترين ها رو 520 00:42:55,630 --> 00:42:59,230 براي خودم ميبينم و مسيرمو بدون ترس طي ميکنم 521 00:43:03,470 --> 00:43:04,470 آني"؟" 522 00:43:05,590 --> 00:43:06,590 چي شده؟ 523 00:43:10,790 --> 00:43:11,790 با من ازدواج ميکني؟ 524 00:43:19,550 --> 00:43:20,950 به سرنوشتم گره ميخوري 525 00:43:23,470 --> 00:43:26,670 ،اگه باهات ازدواج کنم هر چي که دارم مال تو ميشه 526 00:43:29,270 --> 00:43:31,188 درسته 527 00:43:31,190 --> 00:43:37,348 ،ازدواج با تو منو مرد ثروتمندي ميکنه ...همونطور که ازدواج با من 528 00:43:37,350 --> 00:43:41,190 تو رو يه دوشس سلطنتي ميکنه و با خواهرت برابر ميشي 529 00:43:43,590 --> 00:43:46,150 ولي من يه شوهر واقعي ميشم، چون دوستت دارم 530 00:43:49,430 --> 00:43:52,550 دوستم داري، ريچارد؟ واقعاً؟ 531 00:43:55,430 --> 00:43:59,990 دوستت دارم، شايد هميشه دوستت داشتم 532 00:44:15,550 --> 00:44:19,550 آني"، باهام ازدواج ميکني؟" 533 00:44:23,630 --> 00:44:24,630 بله؟ 534 00:44:42,710 --> 00:44:43,750 "آني" 535 00:44:58,630 --> 00:44:59,710 آني"؟" 536 00:45:09,150 --> 00:45:12,670 "بانوي من، فرمانده "توماس استنلي 537 00:45:24,630 --> 00:45:25,590 "بانو بيفورت" 538 00:45:34,630 --> 00:45:36,470 اميدوارم که به عنوان همسر راضيتون کنم 539 00:45:43,310 --> 00:45:46,508 فگمون ميکردم اين مقدمات براي جفتمون کافي باشه 540 00:45:46,510 --> 00:45:48,350 شما خيلي باهوشيد که چنين فکري کرديد 541 00:45:50,790 --> 00:45:53,268 گمون کنم که مشاورانم براتون توجيه کردن که 542 00:45:53,270 --> 00:45:55,788 دنبال يه موقعيت سلطنتي تو دربارم 543 00:45:55,790 --> 00:45:57,110 درسته، شفاف سازي کردن 544 00:45:58,390 --> 00:46:00,388 ...و همچنين بهتون گفت که 545 00:46:00,390 --> 00:46:05,148 دوست دارم ازدواجمون بي سر و صدا باشه؟ 546 00:46:05,150 --> 00:46:07,828 نگران نباشيد، موهبت الهي شما براي من کاملا تشريح شده 547 00:46:07,830 --> 00:46:08,870 تازه خلاصه گفتم 548 00:46:09,870 --> 00:46:11,270 آرزو ميکنيد مثه يه راهبه باشيد 549 00:46:12,630 --> 00:46:14,988 اميدوارم که شما باهاش موافق باشيد 550 00:46:14,990 --> 00:46:17,508 دقيقا، قبلا هم يه پسر داشتم 551 00:46:17,510 --> 00:46:19,788 نيازي ندارم که براي يکي ديگه از تو تلاش کنم 552 00:46:19,790 --> 00:46:21,990 بگو ببينم، پسرت الآن چند سالشه؟ 553 00:46:23,830 --> 00:46:24,910 پونزده سالشه 554 00:46:26,230 --> 00:46:30,708 پسرتون ادعاي مشروعي بر تاج و تخت داره، شکي در اين نيست 555 00:46:30,710 --> 00:46:32,750 يه کم برام عجيبه که "ادوارد" ترجيح ميده جايگاهشو حفظ کنه 556 00:46:34,630 --> 00:46:38,708 اين فقط خواست شاهه که ميتونم پسرمو بيارم خونه 557 00:46:38,710 --> 00:46:40,110 عجله اي نيست 558 00:46:41,710 --> 00:46:44,588 بررسي ميکنم ببينم چه کاري براي پسرت از دستم بر مياد 559 00:46:44,590 --> 00:46:47,190 ،و در اين شرايط، چه پاداش هايي که از پسرت ميتونه به من پيشنهاد شه 560 00:46:49,230 --> 00:46:50,670 ..."در مورد جاسپر "تئودور 561 00:46:52,510 --> 00:46:54,468 ادوارد" هيچوقت باهاش صلح نميکنه" 562 00:46:54,470 --> 00:46:56,150 هنري" مجبور ميشه که اونو تنها بذاره" 563 00:46:58,270 --> 00:47:01,348 ...گمون کنم براي مشاورينتون روشن کردم که 564 00:47:01,350 --> 00:47:07,990 "شما براي خاندان "يورک"، پادشاه "ادوارد" و ملکه "اليزابت خدمت ميکنيد؟ 565 00:47:11,870 --> 00:47:15,828 شما بايد در تالار ملکه جايگاهي داشته باشيد 566 00:47:15,830 --> 00:47:18,148 و کاملا وفادار باشيد 567 00:47:18,150 --> 00:47:21,228 و عضو با وفاي خاندان "يورک" باشيد 568 00:47:21,230 --> 00:47:25,148 نبايد کوچکترين شک و ترديدي از روز اول 569 00:47:25,150 --> 00:47:26,990 تا آخرين روز داشته باشن 570 00:47:30,270 --> 00:47:33,068 توي دربار قبولم ميکنن؟ 571 00:47:33,070 --> 00:47:35,070 خوشحال ميشن تا جراحات گذشته رو التيام ببخشن 572 00:47:37,870 --> 00:47:42,350 پس منم سعي ميکنم تا صبور باشم و مورد علاقه ـشون قرار بگيرم 573 00:47:50,070 --> 00:47:51,428 !برادر خودم 574 00:47:51,430 --> 00:47:54,428 اون باهاش فرار کرده و برادر خودم بهم خيانت کرده 575 00:47:54,430 --> 00:47:57,430 !اين يه خيانته يه خيانت گستاخانه و مخفيانه 576 00:47:58,870 --> 00:48:01,748 اون حقي نداره، هر چي هم باشه اون حق نداره تا با اون ازدواج کنه 577 00:48:01,750 --> 00:48:05,508 ،من محافظشم و اگه ميخواست با اون دختره ازدواج کنه 578 00:48:05,510 --> 00:48:07,788 ...پس بايد از من اجازه ميگرفت، و چيزي که هست اينه که 579 00:48:07,790 --> 00:48:10,588 گناه بزرگتر اينه که اون بايد از تو هم اجازه ميگرفت 580 00:48:10,590 --> 00:48:12,588 چي شده؟ چرا داري ميخندي؟ چي خنده داره؟ 581 00:48:12,590 --> 00:48:13,868 چون نميتونم تحمل کنم 582 00:48:13,870 --> 00:48:17,028 ،يادم نمياد قبل از اين که با "ايزابل" ازدواج کني 583 00:48:17,030 --> 00:48:20,950 ازم اجازه خواسته باشي 584 00:48:22,790 --> 00:48:24,588 سرورم 585 00:48:24,590 --> 00:48:26,630 اجازه ـتون رو براي ازدواج با بانو "آني نويل" خواستارم 586 00:48:29,870 --> 00:48:32,228 بهش گفتي که دوستش داري؟ 587 00:48:32,230 --> 00:48:33,668 به همين سادگي بود؟ 588 00:48:33,670 --> 00:48:36,510 !ادوارد" پادشاهه. انتخاب اونه، نه من" 589 00:48:37,510 --> 00:48:38,588 !الآن نه 590 00:48:38,590 --> 00:48:40,788 سرورم، نوزاد ملکه زودتر به دنيا مياد 591 00:48:40,790 --> 00:48:42,508 قابله ميگه که شايد نتونه نجاتش بده 592 00:48:42,510 --> 00:48:44,228 داري ميري و اين مسئله رو حل نشده باقي ميذاري؟ 593 00:48:44,230 --> 00:48:46,750 اين کوته فکري رو بين خودتون حل کنيد 594 00:49:02,590 --> 00:49:03,590 وايسا کنار 595 00:49:34,230 --> 00:49:35,270 يه بار ديگه 596 00:49:39,950 --> 00:49:40,950 زودباش، نفس بکش 597 00:49:42,790 --> 00:49:43,790 خيلي زود به دنيا اومد 598 00:49:49,630 --> 00:49:50,910 نفسش ضعيفه 599 00:50:14,070 --> 00:50:15,150 داره ميميره، مامان 600 00:50:28,790 --> 00:50:30,110 به خاطر من مواظبش باش 601 00:50:59,190 --> 00:51:00,230 نه 602 00:52:39,070 --> 00:52:40,228 عصر بخير 603 00:52:40,230 --> 00:52:41,230 عصر بخير 604 00:52:47,430 --> 00:52:49,430 حالا اون لحظه ـست، آره؟ 605 00:52:51,550 --> 00:52:54,068 اين ها تمام شرايط شما بود که 606 00:52:54,070 --> 00:52:56,190 به هر قيمتي بايد ازشون دور باشي 607 00:52:59,230 --> 00:53:00,868 نترس، مارگارت 608 00:53:00,870 --> 00:53:03,948 خوشحال ميشم به خواسته هات احترام بذارم 609 00:53:03,950 --> 00:53:04,950 شب بخير 610 00:53:39,190 --> 00:53:42,750 نگران بودم که "جورج" يادداشتمو ببينه و نذاره بياي 611 00:53:44,630 --> 00:53:49,628 ،تموم مشکلات ماليش با "ريچارد" حل شده 612 00:53:49,630 --> 00:53:51,670 پس شک دارم که الآن براش مهم باشه من چي کار ميکنم 613 00:53:59,630 --> 00:54:01,348 متاسفم 614 00:54:01,350 --> 00:54:02,390 هر چي بوده گذشته 615 00:54:05,230 --> 00:54:08,830 نامه اي براي مادر نوشتم تا درمورد ازدواجم بهش بگم 616 00:54:10,830 --> 00:54:12,788 اون يه نفرين برام پس فرستاد 617 00:54:12,790 --> 00:54:17,228 آني"، به دعاي خيرش نيازي نداري" 618 00:54:17,230 --> 00:54:20,228 و با نفرين اون چيزيت نميشه 619 00:54:20,230 --> 00:54:25,070 تو يه شوهر داري که دوستت داره و منو داري 620 00:54:28,310 --> 00:54:30,270 و ديگه نميذارم ناراحت بشي 621 00:54:34,910 --> 00:54:36,190 مياي منو ببيني؟ 622 00:54:38,150 --> 00:54:40,310 قراره بريم قلعه ي "وارويک" زندگي کنيم 623 00:54:41,870 --> 00:54:42,950 داريد ميريد خونه 624 00:54:44,710 --> 00:54:45,910 معلومه که ميام ببينمت 625 00:54:47,790 --> 00:54:50,510 گريه نکن، "آني"، گريه نکن 626 00:54:51,630 --> 00:54:53,190 اوه، "ايزابل". دلم برات تنگ شده بود 627 00:55:02,790 --> 00:55:05,790 خوبه که ميدونيم هر جفتشون الان پيش خدائند 628 00:55:09,790 --> 00:55:14,390 لحظه اي که فکر کردم از پيشم رفتي هم اينطور بود 629 00:55:16,190 --> 00:55:17,270 فقط يه لحظه؟ 630 00:55:19,590 --> 00:55:21,508 پس خيلي خوش شانسي 631 00:55:21,510 --> 00:55:24,350 وقتي که به پناهگاه حمله کردي، من در کنارت بودم 632 00:55:26,190 --> 00:55:31,430 وقتي که ديدم پيرمردي رو تو خواب خفه ميکني، دوباره در کنارت بودم 633 00:55:34,390 --> 00:55:35,590 هيچ وقت بهت شک نکردم 634 00:55:39,070 --> 00:55:41,470 تا وقتي که اون شب به اتاقت اومدم 635 00:55:45,230 --> 00:55:50,428 اين؟ اين چيزي ـه که باعث شده اذيت بشي؟ 636 00:55:50,430 --> 00:55:51,590 اين ـه ؟ 637 00:55:53,510 --> 00:55:55,910 تو جوري باهاش خوابيدي که انگار عاشقش بودي 638 00:55:57,870 --> 00:56:01,150 طوري که ميتونست به راحتي جاي منو بگيره 639 00:56:05,630 --> 00:56:09,348 نه اون، بلکه هيچ زن ديگه اي نميتونه جاتو بگيره 640 00:56:09,350 --> 00:56:10,870 خب، اون گرفته 641 00:56:14,150 --> 00:56:19,990 شب قبل از زايمانم، تو با اون بودي، نه من 642 00:56:21,310 --> 00:56:23,508 اليزابت"، وقتي باهام ازدواج کردي ميدونستي که" 643 00:56:23,510 --> 00:56:27,430 من شوهر وفاداري نيستم که بخوام به پات بمونم 644 00:56:31,990 --> 00:56:33,390 ما ديگه جوون نيستيم 645 00:56:35,430 --> 00:56:39,348 ديگه اون 2 تا آدم جووني نيستم که اون طرف جاده همديگرو ديديم 646 00:56:39,350 --> 00:56:40,390 اون آدما مُردن 647 00:56:42,110 --> 00:56:43,150 پس چي باقي ميمونه؟ 648 00:56:47,230 --> 00:56:49,390 چيزي که مونده عشقم ـه نسبت به تو 649 00:56:53,950 --> 00:56:56,830 تو بودي که منو تو جنگ زنده نگه داشتي 650 00:56:58,790 --> 00:57:00,750 تو خونه ـمي 651 00:57:15,350 --> 00:57:16,508 !عزيز دلم 652 00:57:16,510 --> 00:57:19,110 شاهزاده ي "ولز" قراره سوارکار خوبي بشه 653 00:58:17,430 --> 00:58:18,430 سرورم 654 00:58:29,440 --> 00:58:39,437 : ترجمه و تنظيم از نيما و ايليا 655 00:58:39,438 --> 00:58:49,438 www.DarkAssassin.blogfa.com Naimie.nima@yahoo.com 656 00:58:49,439 --> 00:58:58,739 کاري از تيم ترجمه ي فيلم باران BaranMovie.TV