1 00:00:00,000 --> 00:00:01,950 ...آنچه گذشت 2 00:00:02,000 --> 00:00:05,080 اينجام تا ملکه ي بلامنازع ـتون رو . بهتون معرفي کنم 3 00:00:05,080 --> 00:00:08,320 ، ما با ملکه اي که فکر سوء استفاده از شوهرش رو داشت ... تا بتونه 4 00:00:08,320 --> 00:00:10,640 . انگلستان رو در دست داشته باشه ، هيچ سر و کاري نداريم 5 00:00:10,640 --> 00:00:15,600 ، سرورم ! پادشاه گذشته ـمون ، هنري . که حالا، زنداني ـمونه 6 00:00:15,600 --> 00:00:18,640 ، پدرتون از پادشاه ادوارد درخواست ازدواج برادرانش 7 00:00:18,640 --> 00:00:21,040 . با شما 2 تا رو کرده 8 00:00:21,040 --> 00:00:24,200 ! يه چيزي بهش بده ، ولي اينو نه 9 00:00:24,200 --> 00:00:27,160 ! وارويک بهم خيانت کرد ! جورج هم همينطور 10 00:00:27,160 --> 00:00:30,640 . حالا هم بر خلافه دستور شفافم ، با ايزابل ازدواج کزده 11 00:00:30,640 --> 00:00:33,200 . عروسي من ، اصلا براي خود من نبود 12 00:00:33,200 --> 00:00:37,000 . نشانه اي از سوي پدر بود که مردان بايد در برابر شاه قيام کنند 13 00:00:37,000 --> 00:00:40,280 . تو پادشاه " هنري تئودور " انگلستان خواهي شد 14 00:00:40,280 --> 00:00:43,120 !هر چي که مادرت بهت ميگه رو فراموش کن ، هنري ! چون اين يه خيانته 15 00:00:43,120 --> 00:00:45,120 . و اون به خاطر همين صحبت، سرشو از دست ميده 16 00:00:45,120 --> 00:00:48,640 ....پدرمون... و جان . اونا مردن 17 00:00:48,640 --> 00:00:51,400 . هيچ اتهامي نداشتن ، فقط به فرمان وارويک بود 18 00:00:51,400 --> 00:00:54,120 ! انجامش داد ! پدر شاه رو گرفته 19 00:00:54,120 --> 00:00:58,120 ، ريچارد نويل " ، فرمانده وارويک " . نفرينتون ميکنم 20 00:00:58,120 --> 00:01:02,000 . که به خواسته ي من ، بميريد 21 00:01:04,271 --> 00:01:09,001 تيم ترجمه ي فيلم باران با افتخار تقديم ميکند 22 00:01:09,002 --> 00:01:12,002 ملکه ي صلح فصل اول، قسمت سوم 24 00:01:36,120 --> 00:01:38,500 قلعه لندن ، 1469 23 00:01:12,003 --> 00:01:16,003 : ترجمه، تنظيم و زيرنويس از نيما و مينا 24 00:01:16,004 --> 00:01:17,004 Translated By Dark Assassin & 30likon 25 00:02:02,800 --> 00:02:04,120 حرفي نيست ؟ 26 00:02:05,560 --> 00:02:09,360 آنتوني و ريچارد به شمال رفتن ، تا پشتيباني . وارويک رو بسنجند 27 00:02:09,360 --> 00:02:12,760 ممکنه هر لحظه بگيرنشون و تقديري . مثل جان و پدر داشته باشن 28 00:02:12,760 --> 00:02:15,640 ! خواهش ميکنم ، اليزابت . ديگه اين حرفو نزن- پس چه کمکي از دستم برمياد ؟- 29 00:02:15,640 --> 00:02:17,760 . پادشاه هنري ديوانه ، در آسايش و امنيته 30 00:02:17,760 --> 00:02:19,240 ولي اونا دارن با ادوارد چي کار ميکنن ؟ 31 00:02:19,240 --> 00:02:21,920 همين الآن که وايسادم اينجا ، دارن باهاش چي کار ميکنن ، مادر ؟ 32 00:02:21,920 --> 00:02:23,600 .ميخوام که برگرده پيشم 33 00:02:23,600 --> 00:02:25,240 ! ميدونم 34 00:02:28,240 --> 00:02:31,560 بهم مشاوره بده ، وارويک ؟ 35 00:02:31,560 --> 00:02:33,720 ،نه ميخواي بندازيم زندان، و نه ميخواي تاج و تختم رو ازم بگيري 36 00:02:33,720 --> 00:02:36,800 ولي ، نه ، بهم مشاوره بدي ؟- ... ادوارد، شورا احساس ميکنه که- 37 00:02:36,800 --> 00:02:38,760 . نه ، احساس نميکنه 38 00:02:38,760 --> 00:02:41,720 ، شورا چيزي احساس نميکنه ، مگر چيزي که تو بهشون بگي 39 00:02:41,720 --> 00:02:43,760 . و تو اونا رو مقابل من قرار دادي 40 00:02:43,760 --> 00:02:47,360 ،ادوارد ، فقط ازت ميخوايم تا مشاوران قديمت رو برگردوني 41 00:02:47,360 --> 00:02:50,040 .و خانواده ي ريورز رو مرخص کني- .کاري که ميدوني هيچوقت انجام نميدم- 42 00:02:50,040 --> 00:02:52,960 ،پس، بازي اينه که ازم يه درخواست غير ممکن کني 43 00:02:52,960 --> 00:02:56,960 !و به اون بهونه نگه ـم ميداري اينجا 44 00:02:56,960 --> 00:02:59,080 .در حالي که جورج داره جاي من فرمانروايي ميکنه 45 00:03:01,000 --> 00:03:04,080 .اما در واقع، تو داري به وسيله ي اون فرمانروايي ميکني 46 00:03:04,080 --> 00:03:06,400 ...ادوارد ! وفاداري که ما نسبت بهـ 47 00:03:06,400 --> 00:03:09,240 ! نه! منو بايد عالي جناب صدا کني ، پسر دايي 48 00:03:09,240 --> 00:03:12,400 !خداوند پادشاه و فرمانرواي اين امپراطوري رو تدهين کرده 49 00:03:12,400 --> 00:03:15,600 ...و اعلي حضرتم بايد متوجه بشه که اين يک خيانت از سوي 50 00:03:15,600 --> 00:03:18,680 . خانواده ي ملکه ـست- . اونا بهم وفادارند- 51 00:03:18,680 --> 00:03:22,360 .رابطه ـشون با من که خيلي بهتر از رابطه ي تو و جورج ـه 52 00:03:22,360 --> 00:03:25,120 حالا ، بگو که ملکه کجاست ؟ 53 00:03:25,120 --> 00:03:28,160 ..،چون اگه يه تار از موهاش کم شده باشه 54 00:03:28,160 --> 00:03:30,600 !اون موقع ـست که اون روي سگ منو ميبيني 55 00:03:30,600 --> 00:03:33,080 .ولي اون توي قلعه محاصره شده 56 00:03:33,080 --> 00:03:36,160 ،حالا، پسر دايي 57 00:03:36,160 --> 00:03:37,840 ! به اين ميگن : خيانت 58 00:03:47,240 --> 00:03:49,120 . حالا هر چي که هست 59 00:03:50,560 --> 00:03:53,560 ، اما اگه قرار باشه تو قلعه ي وارويک بمونم 60 00:03:53,560 --> 00:03:56,800 .بايد برام يه مقدار گوشت آهو و آبجو بياري 61 00:03:56,800 --> 00:03:59,680 !پس وقتي که دارم امپراطوريم رو اداره ميکنم، بايد به خرج شما بخورم 62 00:03:59,680 --> 00:04:02,480 درست فهميدي ؟ 63 00:04:02,480 --> 00:04:04,040 ....هيسسسسسسسس 64 00:04:04,040 --> 00:04:07,160 .بله، و برادر جورج ـم رو هم بياريد که 2 کلمه باهاش حرف دارم 65 00:04:10,600 --> 00:04:13,120 ، آه ! همسر جديد برادر جورج ، ايزابل 66 00:04:13,120 --> 00:04:16,120 . که بدون موافقت من ازدواج کرده- ميبريشون اونجا ؟- 67 00:04:16,120 --> 00:04:18,280 ! اميدوارم که ازش انتظار وفاداري نداشته باشين 68 00:04:18,280 --> 00:04:21,400 ! از اينجا ميبريشون بيرون ؟ بريد ، بريد 69 00:04:26,640 --> 00:04:27,920 .هنوز عادات ماهانه ـش رخ نداده 70 00:04:27,920 --> 00:04:29,640 .اون حامله ـست 71 00:04:29,640 --> 00:04:32,880 ، بچه اي که شب ازدواج به وجود بياد . نشون دهنده ي لطف خداست 72 00:04:32,880 --> 00:04:35,560 پسره ؟- از کجا بايد بفهمم ، پدر ؟- 73 00:04:37,000 --> 00:04:39,320 ، توي يورک يه شورا جمع کردم 74 00:04:39,320 --> 00:04:42,640 جايي که ميخوايم به اين وسيله جورج رو شاه و .ايزابل رو ملکه اعلام کنيم 75 00:04:42,640 --> 00:04:45,640 ! ولي ، پدر ! نميتونم ! ساکت باش ، ايزابل .ديگه کار از کار گذشته 76 00:04:45,640 --> 00:04:48,440 .اون خوب ميدونه که داريم چي کار ميکنيم .حالا ديگه نميتوني برگردي 77 00:04:48,440 --> 00:04:51,400 ، بايد رو حرفت بموني . با موفق ميشي يا نابود 78 00:04:51,400 --> 00:04:53,840 .ولي شورا هيچوقت موافقت نميکنه- !بايد موافقت کنه- 79 00:04:55,360 --> 00:04:57,200 . بانو ريورز خيلي منفوره 80 00:04:57,200 --> 00:04:59,200 ...اون، جاي پدرت و هر کدوم از 81 00:04:59,200 --> 00:05:01,480 .اصيل ترين مشاوران تاريخ انگلستان رو گرفت 82 00:05:01,480 --> 00:05:05,360 .و به جاشون ، فاميلاي داهاتي زنش رو گذاشت ! ديگه منو سوال پيچ نميکني ، حالا برو 83 00:05:09,280 --> 00:05:13,440 ... ميتوني وقتي ملکه شدي بازخواستش کني !بعدا ميتوني اين کارو کني 84 00:05:13,440 --> 00:05:15,160 شوهرم؟ 85 00:05:17,600 --> 00:05:20,440 ! يه نامه از طرف " جاسپر تئودور " واسم اومده 86 00:05:20,440 --> 00:05:22,880 ،جاسپر ميگه که شورايي توي يورک تشکيل ميشه 87 00:05:22,880 --> 00:05:25,200 !و ميخوان تصميم بگيرن تا با ادوارد چي کار کنن 88 00:05:25,200 --> 00:05:27,640 . فقط بايد سرش رو از تنش جدا کنن 89 00:05:27,640 --> 00:05:31,200 اين کاري ـه که ميکني ، مارگارت ؟ به راحتي جون يه مرد رو ميگيري ؟ ها ؟ 90 00:05:31,200 --> 00:05:34,560 .اون در مقابل پادشاه و خداي بر حقش ايستاده 91 00:05:34,560 --> 00:05:36,360 . اگه مرد بودم ، براي خودم هم شده اين کارو ميکردم 92 00:05:36,360 --> 00:05:39,320 ، خودم هر جور شده اين کارو ميکردم . همونطور که "جوآن" از خاندان "آرک" بايد اين کارو ميکرد 93 00:05:39,320 --> 00:05:42,320 شايد بايد خدا رو شکر کنيم که تو .تصميم نميگيري 94 00:05:42,320 --> 00:05:45,040 ،درسته من تصميم نميگيرم .ولي خدا که ميگيره 95 00:05:45,040 --> 00:05:47,240 ،اون قصدش رو بهم ميگه .و منم انجامش ميدم 96 00:05:47,240 --> 00:05:49,520 ،خواسته که ادوارد تاج و تختش رو از دست بده 97 00:05:49,520 --> 00:05:52,240 .و به زودي، اون راه موفقيت پسرم رو نمايان ميکنه 98 00:05:52,240 --> 00:05:53,640 ...يا بدتر، حکم ميکني که 99 00:05:53,640 --> 00:05:56,160 .تمام کارهات خواست خدا بوده 100 00:05:57,960 --> 00:06:01,440 .جاسپر همه ي اينا رو ميفهمه !تصور نميکردم که تو هم بتوني 101 00:06:01,440 --> 00:06:05,160 . " آه، آره ، " جاسپر تئودور 102 00:06:05,160 --> 00:06:08,160 اين حس خون خواهيت رو، اون هم داره، مارگارت؟ 103 00:06:08,160 --> 00:06:11,240 ، حتي سر پادشاهي که از طرف خدا تائيد شده هم از تنش جدا ميکنه ؟ 104 00:06:11,240 --> 00:06:14,120 .من و جاسپر تو همه چيز مشترکيم 105 00:06:14,120 --> 00:06:17,360 .نه، نه همه چيز، مارگارت .تو با "جاسپر تئودور" ازدواج نکردي 106 00:06:17,360 --> 00:06:18,600 .با من ازدواج کردي 107 00:06:31,360 --> 00:06:32,560 ! جورج 108 00:06:32,560 --> 00:06:35,640 ! اي ترسو ! بيا و مثل يه مرد روبروم وايسا 109 00:06:35,640 --> 00:06:38,960 ! پشت پسر دايي ـمون قايم نشو، جورج 110 00:06:38,960 --> 00:06:42,640 !مادرمون چيزي در اين مورد ميدونه؟ !لعنت به تو، ادوارد 111 00:06:42,640 --> 00:06:44,920 ،نميذارم که اون جادوگر رو تخت بشينه 112 00:06:44,920 --> 00:06:48,360 !و تو هم از وقتي با اون همخوابگي کردي، ديگه پادشاه نيستي 113 00:06:48,360 --> 00:06:51,080 جورج ؟- ... ،داريد ميريد شورا- 114 00:06:51,080 --> 00:06:53,640 تا اونا رو مجبور کنيد تاج رو بذارن رو سر جورج ؟ 115 00:07:06,520 --> 00:07:09,680 !ايزابل !ببين چي برات فرستادن 116 00:07:09,680 --> 00:07:12,720 . لباس مخصوص مراسم تاج گذاري ـه . مال ايزابل ـه 117 00:07:12,720 --> 00:07:15,760 .اونو از قصر "مينستر غربي" گرفتن 118 00:07:21,040 --> 00:07:22,920 .هنوز بوي عطر اونو ميده 119 00:07:24,440 --> 00:07:26,720 !فقط شاه و ملکه ميتونن اين خز رو بپوشن 120 00:07:28,520 --> 00:07:30,440 . داري ملکه ميشي، ايزابل 121 00:07:30,440 --> 00:07:32,400 خوشحال نيستي؟ 122 00:07:34,280 --> 00:07:37,040 . پدر اين کارها رو براي تو کرده، ايزابل 123 00:07:37,040 --> 00:07:39,800 ،اگه براي من ميکرد .خوشحال ترين دختر انگلستان ميشدم 124 00:07:39,800 --> 00:07:42,320 .ولي هنوزم 2 تا ملکه وجود داره، آني 125 00:07:42,320 --> 00:07:46,000 ،يکيشون تبعيد شده ،اون يکي هم توي قلعه سنگر گرفته 126 00:07:46,000 --> 00:07:49,600 ،و براي سرش جايزه گذاشته شده .من سومين ملکه ميشم 127 00:07:51,120 --> 00:07:54,640 ،پس اگه همينطوري که پدر جلوي اونا ايستاد جلوي ما هم وايسه چي ميشه؟ 128 00:07:54,640 --> 00:07:57,560 .اون جلوي تو نمي ايسته 129 00:07:57,560 --> 00:08:00,640 ،تو يه شاهزاده تو شکمت داري .نوه ـشو 130 00:08:02,960 --> 00:08:05,200 .حالا کسي ديگه اي که بتونه پدر بشه 131 00:08:05,200 --> 00:08:07,640 .هممون ميگفتيم که ادوارد پادشاه بر حقه 132 00:08:07,640 --> 00:08:10,240 !ميگفتيم که اون نشانه ايست از سوي خدايان 133 00:08:10,240 --> 00:08:13,680 .و همراه اون در باغ هاي زيباي انگلستان قدم خواهيم زد 134 00:08:13,680 --> 00:08:16,600 ،توي مراسم تاج گذاريش رقصيديم .گفتيم که دوستش داريم 135 00:08:16,600 --> 00:08:19,720 ،من و تو هيچوقت چنين چيزايي نگفتيم، ايزابل 136 00:08:19,720 --> 00:08:21,320 .ما ازش خوشمون نميومد 137 00:08:21,320 --> 00:08:23,160 ! هيچوقت 138 00:08:23,160 --> 00:08:27,320 ،پدر ميگه بايد اونو دشمن خودمون فرض کنيم .پس بايد همين کارو کنيم 139 00:08:31,360 --> 00:08:34,160 .ببين چقدر قشنگه 140 00:08:34,160 --> 00:08:38,840 . ياد زماني که ملکه بازي ميکرديم، افتادم (:ملکه بازي* همون يه چيزي ـه تو مايه هاي دکتر بازي دي) 141 00:08:39,480 --> 00:08:43,800 . خب، تو ميتوني تو زندگي واقعي يه ملکه باشي- . من نميخوام ملکه بشم، آني - 142 00:08:47,080 --> 00:08:50,880 .فکر کردم ازدواج به خاطر خودمه؛ ولي اينطور نيست 143 00:08:50,880 --> 00:08:52,880 . همهش به خاطر خودشونه 144 00:08:53,920 --> 00:08:57,040 . ما بازيچه ي دستشونيم، آني 145 00:08:58,040 --> 00:09:00,880 .چنين ازدواجي خيلي تاسف آوره 146 00:09:00,880 --> 00:09:02,640 .به نظر نمياد براي اون باشه 147 00:09:04,320 --> 00:09:06,280 .ما هيچوقت شبيه اون نميشيم 148 00:09:07,640 --> 00:09:10,040 .ما هيچوقت چيز هايي که اون داشته رو، نخواهيم داشت 149 00:09:13,800 --> 00:09:17,080 !سرورم .شورا به دستورتون تشکيل شده 150 00:09:23,880 --> 00:09:27,600 من بايد رهبري قدرتمند باشم که تمام ...کشور پست سرم باشن 151 00:09:57,960 --> 00:10:01,280 .که در برابر برادر خودت قيام کني- .تاج و تخت، پادشاه بر حقشو داره- 152 00:10:07,160 --> 00:10:10,320 تاج و تخت هم پريد، جورج ؟ 153 00:10:10,320 --> 00:10:13,320 .مشخصه که نتونستي شورا رو تحت فرمانت در بياري 154 00:10:14,560 --> 00:10:18,040 ،پس، بايد بذاري که برم .يا بايد منو بکشي 155 00:10:19,520 --> 00:10:21,800 چون پايان ديگه اي براش وجود نداره 156 00:10:24,440 --> 00:10:26,440 ! جورج ... جورج 157 00:10:50,680 --> 00:10:52,480 !درِش بيار 158 00:10:53,600 --> 00:10:56,200 ! گفتم، درش بيار 159 00:11:05,800 --> 00:11:10,280 .جورج پادشاه نميشه .شورا قبول نکرده 160 00:11:10,280 --> 00:11:13,080 ،پدرت بزرگترين ريسک هاي ممکن رو کرد .و شکست خورد 161 00:11:14,680 --> 00:11:16,360 .شکست خورد 162 00:11:44,000 --> 00:11:45,640 ! اليزابت 163 00:11:57,080 --> 00:11:59,720 ! به خونه خوش اومدي، پادشاه ادوارد ! پادشاه ادوارد 164 00:11:59,720 --> 00:12:00,880 .ديگه قدرتي ندارن 165 00:12:00,880 --> 00:12:04,080 ،جورج گفت که سر منو ميبره .ولي معلومه که همچين جرئتي نداره 166 00:12:04,080 --> 00:12:06,240 ! حتي وارويک هم، چنين جرئتي نداره 167 00:12:06,240 --> 00:12:08,880 .فکر ميکرد هنوز همون پسر بچه ايم که ميتونست کنترلش کنه 168 00:12:08,880 --> 00:12:11,960 ،سعي کرد تا منو مجبور به کنار گذاشتن تو کنه : اما بهش گفتم 169 00:12:11,960 --> 00:12:14,680 . که خوشحال ميشم تا ابد تو خونه ـت بمونم 170 00:12:14,680 --> 00:12:17,040 .ولي هيچوقت زنم و چيزي که هستم رو کنار نميذارم 171 00:12:17,040 --> 00:12:20,200 .خيلي احمق بودن کعه چنين فکري ميکردن- .پس، اونا آزادت کردن- 172 00:12:20,200 --> 00:12:22,960 ،شورا جورج رو تائيد نکرده .و اون پادشاه نيست 173 00:12:22,960 --> 00:12:25,760 ،پس اگه وارويک استعفا نميده ...اونا هم نميکشنش 174 00:12:25,760 --> 00:12:29,200 .منو ميفرسته پي نخود سياه تا غرورشو حفظ کنه 175 00:12:29,200 --> 00:12:31,360 .اما در حقيقت، فقط ميذاره که بره 176 00:12:31,360 --> 00:12:32,960 .و حالا هم شرمنده ميشه 177 00:12:34,560 --> 00:12:37,800 در مورد برادرم، "جان" و پدرم چيزي ميدوني؟ 178 00:12:42,960 --> 00:12:45,880 .پس، اونا تاوانشو ميدن 179 00:12:45,880 --> 00:12:47,640 .شايد خوشت نياد، ولي اونا قصر در ميرن 180 00:12:49,360 --> 00:12:51,800 .بايد آرامش داشته باشيم، اليزابت 181 00:12:51,800 --> 00:12:54,920 .و من نادوني کردم که لرد وارويک رو گذاشتم کنار 182 00:12:54,920 --> 00:12:56,720 .ولي اون ميدونه که شکست خورده 183 00:12:56,720 --> 00:12:59,960 ،و ميدونه که به خاطر بخشش من، مثل جورج .بهم ميدونه 184 00:12:59,960 --> 00:13:03,120 .نبايد ببخشيشون- .ميبخشمشون - 185 00:13:05,240 --> 00:13:06,920 .اونا برادر و پسر دايي هاي من هستن 186 00:13:06,920 --> 00:13:09,040 .و اين کشور طاقت جنگ ديگه اي رو نداره 187 00:13:09,040 --> 00:13:10,880 .مخصوصا جنگي بين اين خانواده 188 00:13:14,240 --> 00:13:16,920 .و به برادرزاده ي وارويک، لقب "دوک بدفورد" رو ميدم 189 00:13:18,520 --> 00:13:21,280 عنوان همسر اول منو؟ 190 00:13:21,280 --> 00:13:25,280 اون وارث وارويکه و براي وفادار موندن بايد بهش .مزايايي بدم 191 00:13:25,280 --> 00:13:27,200 .اون يه خيانت کاره 192 00:13:27,200 --> 00:13:30,640 ،برام مهم نيست که بردار زاده ـش چه لقبي رو به دست مياره .به شرطي که وارويک اعدام شه 193 00:13:30,640 --> 00:13:33,560 .نميتونم عشقم، و اين کارو نميکنم 194 00:13:33,560 --> 00:13:37,480 ،و مهم تر اينه که، دخترمون اليزابت رو 195 00:13:37,480 --> 00:13:41,280 .براي تحکيم روابط به عقد "بدفورد" درميارم 196 00:13:41,280 --> 00:13:43,880 .مگه اينکه از جنازه ـم رد شي 197 00:13:43,880 --> 00:13:46,600 بايد اين کارو کنيم، تا هر وقت وارويک شانش خونخواهي ـش ..،رو به دست آورد 198 00:13:46,600 --> 00:13:49,520 و اين که شانس فرمانروايي رو به دست آورد، ديگه در .برابرم قرار نگيره 199 00:13:49,520 --> 00:13:53,880 .قسم ميخورم که نذارم با برادر زاده ي وارويک ازدواج کنه 200 00:13:53,880 --> 00:13:56,880 ،پس منو ببخش که مثه ديونه ها نگرانت بودم 201 00:13:56,880 --> 00:13:58,400 .و سعي ميکردم تا محفوظت کنم 202 00:13:58,400 --> 00:13:59,920 .ولي اونا ميتونستن بکشنت 203 00:13:59,920 --> 00:14:02,960 ،پس وقتي که من پادشاه انگلستانم ..خودم اجازه ي ازدواج دخترم رو 204 00:14:02,960 --> 00:14:07,200 ،به هر کسي که دلم مبخواد، ميدم،و هيچکي .از جمله تو، نميتونه متوقفم کنه 205 00:14:11,280 --> 00:14:14,200 .پدر ما که در بهشت است، اسمت را تقديس کرده است 206 00:14:14,200 --> 00:14:17,960 ،فرمانرواييت خواهد رسيد، تو در زمين همانطور که در بهشت بودي .... 207 00:14:24,400 --> 00:14:26,480 .من ديگه داروغه هاي پادشاه نيستم 208 00:14:28,640 --> 00:14:32,120 .و لقب خانوادگيم رو ازم صلب کرد 209 00:14:32,120 --> 00:14:36,560 .بله، درسته، شاه آزاد شده 210 00:14:36,560 --> 00:14:39,200 ...و افسوس ميخورم که 211 00:14:39,200 --> 00:14:41,560 که تو و " جاسپر تئودور " براي برادرش جورج ... نامه نوشتين و 212 00:14:41,560 --> 00:14:43,400 .پشتيباني خودتون رو اعلام کردين 213 00:14:43,400 --> 00:14:46,920 .پس برادر جوونترم، "جان"، فرمانده ي "ويلت شاير" ميشه 214 00:14:46,920 --> 00:14:48,760 .در حالي که اين عنوان، بايد به من ميرسيد 215 00:14:51,760 --> 00:14:54,880 ،با اين اميد هاي الکي به موفقيتت .فقط به خودت صدمه زدي 216 00:14:54,880 --> 00:14:57,280 .و براي هميشه بانو "استافرد" ميموني 217 00:14:59,240 --> 00:15:01,600 .اميدوارم که خوشحال باشي 218 00:15:05,200 --> 00:15:06,960 .نامه ي ديگه اي نمي نويسي 219 00:15:06,960 --> 00:15:09,880 .ابدا به هيچ کسي نامه نمي نويسي . " به خصوص " جاسپر تئودور 220 00:15:09,880 --> 00:15:12,880 ...،و اگه بفهمم که اين کارو کردي، مجبور ميشم تا تموم کتابات 221 00:15:12,880 --> 00:15:16,920 آزاديت و حق ملاقات پسرت رو ازت بگيرم. روشنه، مارگارت؟ 222 00:15:19,120 --> 00:15:21,160 روشن شد؟ 223 00:15:56,280 --> 00:15:58,360 .اونا دارن واسه کريسمس ميان اينجا 224 00:16:00,160 --> 00:16:02,400 .هنوز عزاداري ـمون به پايان نرسيده 225 00:16:05,920 --> 00:16:07,600 .من نميخوام که اينجا باشم 226 00:16:10,440 --> 00:16:12,960 ،اون ميفهمه که لباس خزـش رو پوشيدم 227 00:16:12,960 --> 00:16:15,120 .و چشمان شيطانيش رو بر ما ميدوزه 228 00:16:15,120 --> 00:16:17,840 .اون اصن ديگه به ما توجهي نميکنه، ايزابل 229 00:16:17,840 --> 00:16:21,960 .اون هنوزم به خاطر پدرش ازمون متنفره 230 00:16:24,120 --> 00:16:26,600 ،شايد اين که بهمون نزديک ـن 231 00:16:26,600 --> 00:16:28,920 .به موفقيت نفرين ـمون کمک کنه 232 00:16:29,880 --> 00:16:32,000 . اونا رو ميکنم خدمه ي خودم 233 00:16:46,280 --> 00:16:48,080 .به دربار خوش اومدين 234 00:16:50,280 --> 00:16:52,120 . وارويک 235 00:16:52,120 --> 00:16:53,720 . جورج 236 00:16:56,920 --> 00:16:58,760 .افراد اشرافي برگشتن 237 00:17:35,600 --> 00:17:37,120 ...سرورم 238 00:17:43,040 --> 00:17:44,240 . بانو ريورز 239 00:17:47,920 --> 00:17:49,400 . بابت فقدان همسرتون متاسفم 240 00:17:49,400 --> 00:17:53,120 ... منظورتون کشته شدن بي رحمانه ي پدر و برادرمه که 241 00:17:53,120 --> 00:17:56,800 ،تو تمام زندگيشون بي گناه بودن 242 00:17:56,800 --> 00:17:59,360 و فقط به پروردگار و پادشاهشون وفادار بودن؟ 243 00:17:59,360 --> 00:18:01,160 ...توي ميدان نبرد 244 00:18:01,160 --> 00:18:03,280 .اين جنگ نبود 245 00:18:03,280 --> 00:18:06,800 .اين يک مرگ شرافتمندانه در ميدان نبرد نبود 246 00:18:06,800 --> 00:18:07,920 .يه قتل بود 247 00:18:07,920 --> 00:18:11,160 .و خيانتي در مقابل مردم و خدا بود 248 00:18:11,160 --> 00:18:12,840 ... ،سرورم- .ساکت باش- 249 00:18:18,040 --> 00:18:20,320 .سرورم، بايد پيش همسر و پدرم برگردم 250 00:18:20,320 --> 00:18:24,080 ،هر وقت من دستور بدم ميري . "کنتس وارويک" 251 00:18:24,080 --> 00:18:27,120 .و همتون به سازي که من بزنم ميرقصيد 252 00:19:07,840 --> 00:19:12,840 دوست داري برقصي، خواهر عزيزم؟- .نه، ممنون، آنتوني- 253 00:19:20,960 --> 00:19:23,880 .آنتوني داشت درباره ي سفرش به ايتاليا حرف ميزد 254 00:19:46,080 --> 00:19:48,200 ...نميتونمـ 255 00:19:52,960 --> 00:19:54,680 .سرورم 256 00:19:54,680 --> 00:19:56,480 .شما اصلا نبايد اينجا باشيد 257 00:19:56,480 --> 00:19:57,920 ! توماس 258 00:20:01,240 --> 00:20:03,240 .آه، چه تعصبي داشت 259 00:20:03,240 --> 00:20:06,960 .فقط از اين بابت خوشحالم که با برادرش همراه پدرم نبودن 260 00:20:06,960 --> 00:20:08,400 .تا با تبر تو، تيکه تيکه بشن 261 00:20:08,400 --> 00:20:11,680 .منم ديگه! حتما خيلي براتون دردناک بوده 262 00:20:11,680 --> 00:20:16,480 .ميدونم که ازم خوشت نمياد و اينکه بر عليه شاه توطئه کردي 263 00:20:16,480 --> 00:20:21,320 ،و در حالي که ممکنه شما رو عفو کنه .قول ميدم که هرگز نبخشمتون 264 00:20:21,320 --> 00:20:23,000 .هيچ وقت 265 00:20:23,000 --> 00:20:24,240 .لرد وارويک 266 00:20:24,240 --> 00:20:27,360 ."خاله ، دوشس "سيسيلي .سال نو مبارک 267 00:20:27,360 --> 00:20:29,880 !يکي ديگه از بينمون به دربار برگشته 268 00:20:29,880 --> 00:20:32,800 ،پسر عزيزم، جورج، منو دعوت کرده 269 00:20:32,800 --> 00:20:35,400 .تا در شادي وارث جديدمون شريک باشم 270 00:20:36,880 --> 00:20:40,520 ،به نظر مياد قدرتي که منو مجبور به خروج از دربار کرد 271 00:20:40,520 --> 00:20:43,480 .قدرتشو از دست داده، و ادوارد دوباره مرد شده 272 00:20:43,480 --> 00:20:46,800 .اون هميشه يه مرد بوده 273 00:20:48,960 --> 00:20:51,360 ...ولي به نظر مياد به حد کافي 274 00:20:51,360 --> 00:20:54,080 ،وفاداري کساني که بايد دوستش داشته باشند را .در اختيار نداره 275 00:21:02,800 --> 00:21:04,200 .خواهر 276 00:21:11,640 --> 00:21:14,080 زمين هاي بيشتر واسه خيانت کاران ؟ 277 00:21:14,080 --> 00:21:17,160 .تعجب ميکنم که چطور هنوز خسته نشدي 278 00:21:17,160 --> 00:21:21,160 ،براي اشراف معموليه، عشقم .و همه ي پادشاه ها اين کارو ميکنن 279 00:21:21,160 --> 00:21:23,040 .من لطف و ثروتم رو ميبخشم 280 00:21:23,040 --> 00:21:25,800 .. در غير اينصورت اونا خواهان بازگشت شاه هنري و 281 00:21:25,800 --> 00:21:27,880 ،يا پسرش، ادوارد 282 00:21:27,880 --> 00:21:29,680 .يا برادرم، جورج 283 00:21:29,680 --> 00:21:32,160 ،"و يا خدايي نکرده، پسر "مارگارت بوفورت .هنري تئودور، بر مسند قدرت ميشن 284 00:21:32,160 --> 00:21:35,320 ،"!لنکستر ها به قدرت باز ميگردند"- مطمئنا نميتونه به اين اميد داشته باشه؟- 285 00:21:35,320 --> 00:21:37,680 .خيليا شانسشون بيشتر از اونه 286 00:21:39,120 --> 00:21:42,600 !آه، وارويک! خوب شد اومدي .يه چيزي برات دارم 287 00:21:58,200 --> 00:22:00,720 خب عروس دامادمون چطورن، ها؟ 288 00:22:00,720 --> 00:22:04,040 دخترت عاشق سينه چاک برادر دردسرساز من شده؟ 289 00:22:05,600 --> 00:22:09,000 اونا خدا رو شاکرن که به زودي با نوزادي اونا رو .مورد لطفش قرار ميده 290 00:22:11,440 --> 00:22:13,440 .اميدوارن که يه پسر باشه 291 00:22:15,160 --> 00:22:17,080 .هممون دعا ميکنيم پسر باشه 292 00:22:35,000 --> 00:22:37,400 .بايد يه پسر به دنيا بيارم 293 00:22:46,240 --> 00:22:48,040 .انتخاب کن 294 00:22:48,040 --> 00:22:50,120 .کدوم رو ميخواي بکشي، انتخاب کن 295 00:22:53,720 --> 00:22:54,960 .اين يکي 296 00:22:54,960 --> 00:22:56,960 مطمئني ؟ 297 00:22:56,960 --> 00:22:58,600 .آره 298 00:22:58,600 --> 00:23:00,240 ...خيلي خب، بعدش 299 00:23:02,960 --> 00:23:04,440 .نقاشيش کن 300 00:23:04,440 --> 00:23:06,120 .ببين چيو انتخاب کردي 301 00:23:15,880 --> 00:23:17,400 .يه قاشق بچه ـست 302 00:23:17,400 --> 00:23:19,080 .برش گردون 303 00:23:24,720 --> 00:23:26,280 !ادوارد 304 00:23:27,400 --> 00:23:32,480 !اوه، مامان !من بچه اي به دنيا ميارم که اسمش ادوارده 305 00:23:50,440 --> 00:23:52,160 .بگير بخواب، عشقم 306 00:24:27,200 --> 00:24:30,000 .چي باعث شده خيلي گرسنه باشي 307 00:24:32,560 --> 00:24:33,840 .صبر کن 308 00:24:37,000 --> 00:24:38,440 .بنداي لباسمو باز کن 309 00:24:48,320 --> 00:24:49,520 .زود باش 310 00:25:59,720 --> 00:26:01,800 ...آه 311 00:26:01,800 --> 00:26:05,080 ميبيني که ادوارد هر چيزي بخوام، بهم ميبخشه؟ 312 00:26:05,080 --> 00:26:08,760 .نميتونم تحمل کنم، پدر !اون خيلي باهام بد رفتار ميکنه 313 00:26:08,760 --> 00:26:12,160 ! اخم نکن، پروانه کوچولوي من 314 00:26:14,120 --> 00:26:16,480 !نوبت تو هم ميرسه 315 00:26:16,480 --> 00:26:18,240 .ما به تاج و تخت نزديکيم 316 00:26:20,160 --> 00:26:22,440 .ولي به زودي، نزديک تر هم ميشيم 317 00:26:24,400 --> 00:26:26,400 ازدواح براي من؟ 318 00:26:26,400 --> 00:26:29,160 ريچارد؟- ! نه، نه ريچارد- 319 00:26:30,880 --> 00:26:33,240 .اون روح و عشقش با پادشاهه 320 00:26:38,480 --> 00:26:40,720 .وظيفه ات رو انجام بده 321 00:26:40,720 --> 00:26:42,800 ،هرگز فراموش نکن کي هستي 322 00:26:42,800 --> 00:26:45,480 .و چه اسم بزرگي رو همراه خودت داري 323 00:26:47,240 --> 00:26:49,400 .يه مدت بايد همه ـگي سختي بکشيم 324 00:26:49,400 --> 00:26:51,800 .ولي تمام اين ها ارزشش رو داره 325 00:26:51,800 --> 00:26:54,720 ،به خاطر چيزاي هم که بدهکاريم هم شده به دستش مياريم 326 00:26:58,120 --> 00:27:00,000 .و ادوارد هم ديگه بهم خيانت نميکنه 327 00:27:21,400 --> 00:27:22,880 بانوي من؟ 328 00:27:24,920 --> 00:27:27,080 منظورت از يه شورش ديگه چيه؟ 329 00:27:27,080 --> 00:27:29,320 .در حمايت از "هنري" پير و احمق 330 00:27:29,320 --> 00:27:31,520 .با رهبري که اسمي از خودش فاش نکرده 331 00:27:31,520 --> 00:27:33,880 رهبري بدون اسم؟ .متوجه نميشم 332 00:27:33,880 --> 00:27:35,840 ،ممکنه قاصد "مارگاريت آنجو" باشه 333 00:27:35,840 --> 00:27:39,280 ...ببين قبل از اينکه سپاهش رو سر و سامون بده ببين 334 00:27:39,280 --> 00:27:42,640 ،چند تا طرفدار داره تا شوهرشو آزاد کنه .پس منم کارش رو سرعت ميدم 335 00:27:42,640 --> 00:27:44,160 کس ديگه اي نميتونه سپاه رو رهبري کنه؟ 336 00:27:44,160 --> 00:27:46,440 .نه، تاج و تخت خودمه .خودم هم بايد ازش محافظت کنم 337 00:27:46,440 --> 00:27:49,640 .بايد پا به پاي مردانم که منو دوست دارن، بجنگم و خطر کنم 338 00:27:49,640 --> 00:27:52,160 ! ادوارد، خواهش ميکنم، نرو 339 00:27:52,160 --> 00:27:53,680 .من دوباره باردارم 340 00:27:54,920 --> 00:27:58,000 .و اين دفعه مطمئنم که بچه پسره 341 00:28:00,160 --> 00:28:04,360 اوه، ميدونستم! اين بهترين خبري بود که ميتونستي !بهم بدي 342 00:28:04,360 --> 00:28:05,960 از کجا مطمئني پسره؟ 343 00:28:05,960 --> 00:28:08,280 ميخواي فضولي کني تا راز هاي يه زن رو بدوني؟ 344 00:28:08,280 --> 00:28:11,280 .نه، نميخوام 345 00:28:11,280 --> 00:28:15,240 .پس، خواهش ميکنم، بمون اين دفعه، براي محافظت از جفتمون؟ 346 00:28:15,240 --> 00:28:18,040 ...الآن دليل مهم تري دارم تا از تاج و تختم 347 00:28:18,040 --> 00:28:20,600 .براي پسر وارثم حفاظت کنم 348 00:28:20,600 --> 00:28:23,240 ...شاهزاده ي من 349 00:28:23,240 --> 00:28:25,120 ! اسمشو ميذاريم ادوارد 350 00:28:26,560 --> 00:28:28,640 !ادوارد 351 00:28:30,480 --> 00:28:33,240 پسر دايي وفادارت وارويک و جورج وفادارت چطور؟ 352 00:28:33,240 --> 00:28:34,720 اونا هم همراهت ميجنگن؟ 353 00:28:34,720 --> 00:28:36,560 ،مشخصه! ملکه ي بدبين 354 00:28:36,560 --> 00:28:39,200 اونطور که صحبت کرديم وارويک در شمال، در حال .جمع آوري افراده 355 00:28:39,200 --> 00:28:42,440 ،و جورج هم کنارم خواهد بود .البته جسماً، ولي روحاً حتما نيست 356 00:28:42,440 --> 00:28:45,760 . "اون ها به من وعده ي وفاداري دادن "اليزابت . به راستي که بايد به من اعتماد کني 357 00:28:45,760 --> 00:28:48,120 . من در صبح اول ماه "مي" کنار تو خواهم بود 358 00:28:48,120 --> 00:28:51,880 به همراه هلو و ماهي نمک زده شده . براي تو و شاهزاده ام ، ادوارد 359 00:29:09,400 --> 00:29:11,200 . آني ؛ دست بزن . هيجان زده ـست 360 00:29:11,200 --> 00:29:13,640 . پسر يا دختر قوي ايه 361 00:29:23,640 --> 00:29:28,520 پدر ، اين چيه ؟ - . شورش ! عليه پادشاه - 362 00:29:42,880 --> 00:29:46,840 ! "جاسپر" ، "جاسپر" 363 00:29:50,080 --> 00:29:52,680 ... "بانوي من ؛ "مارگارت 364 00:29:52,680 --> 00:29:55,000 ! نامه ننوشتين 365 00:29:55,000 --> 00:29:58,400 ، شوهرم در را به رويم بسته بود چيزي شده ؟ 366 00:29:58,400 --> 00:30:02,520 ، شورشي به پا شده . انتظارمون ديگه به پايان رسيده 367 00:30:08,600 --> 00:30:10,400 ملکه "مارگارت" در حال سفرن ؟ 368 00:30:10,400 --> 00:30:14,480 ، اون توي کاله هستش و وقتي که ادوارد مشغول جنگ بشه . حرکت ميکنه 369 00:30:14,480 --> 00:30:18,560 آکسفورد ده هزار مرد از جنوب اورده و من هم . نصف مردم ولز را آورده ام 370 00:30:18,560 --> 00:30:22,280 . پس ، تو بايد مستاجرانت رو مسلح بکني و به راه بيوفتيد . اوضاع داره تغيير ميکنه 371 00:30:22,280 --> 00:30:24,080 . نوبت ما رسيده 372 00:30:26,560 --> 00:30:29,280 .خودم که نميرم 373 00:30:29,280 --> 00:30:32,040 و کس ديگه اي را هم نميفرستم ... - چي ؟ - 374 00:30:32,040 --> 00:30:34,600 اين جنگ همين الآنشم به اندازه ي کافي . تلفات به بار آورده 375 00:30:34,600 --> 00:30:36,880 . من ، برادر و پدرم را سر همين جنگ از دست دادم 376 00:30:36,880 --> 00:30:39,520 . و هنوز پيروز نشديم - . من هم خويشاوندانم را از دست دادم - 377 00:30:39,520 --> 00:30:41,440 . و به همين خاطر بايد به جنگ ادامه بديم 378 00:30:41,440 --> 00:30:43,400 . تا از خودگذشتي هاشون تباه و بيهوده نباشه 379 00:30:43,400 --> 00:30:46,640 ، اگه تک تکمون به پا خيزيم . ميتونيم "يورک" غاصب را سرنگون کنيم 380 00:30:46,640 --> 00:30:48,760 . و تخت و تاج را به " لنکستر" بازگردانيم 381 00:30:48,760 --> 00:30:51,240 . تا دفعه ي بعد و بعد 382 00:30:52,360 --> 00:30:55,000 !آيا اصلا شاه "هنري" ميدونه که اين جنگ در جريانه ؟ 383 00:30:55,000 --> 00:30:57,080 . اون اسم خودش را هم به سختي ميدونه 384 00:31:02,200 --> 00:31:04,040 . و "ادوارد" پادشاه بهتري ـه 385 00:31:04,040 --> 00:31:07,760 . جاده ها امن شده اند ، و ارتش هاي مخصوص اشراف منحل شده اتد 386 00:31:07,760 --> 00:31:11,120 . و راهزنها به سزاي اعمالشون رسيدند . شايد همين اهميت داشته باشد 387 00:31:11,120 --> 00:31:14,480 چيزي که مهمه اينه که پادشاه بر حق خداوند . به تخت و تاج برسه 388 00:31:14,480 --> 00:31:17,240 يا خدا رو هم مثل کاخ ـت ول ميکني ؟ 389 00:31:17,240 --> 00:31:19,880 ! اوه ، نه . ادوارد" نيز توسط خدا تدهين شده" 390 00:31:19,880 --> 00:31:22,320 پس ، چجور بايد بفهميم کي را انتخاب کنيم ؟ 391 00:31:22,320 --> 00:31:25,560 شايد خدا گيج شده و خودش را نميشناسه ؟ 392 00:31:25,560 --> 00:31:29,080 حالا ديگه به مقدسات توهين ميکني و خداي متعال رو به خاطر بي شرمي خودت سرزنش ميکني ؟ 393 00:31:29,080 --> 00:31:34,320 . تو يه ترسوئي و از ترس جونت مثل يه بچه ميترسي 394 00:31:34,320 --> 00:31:38,440 و من هر روز از خداوند ميپرسم، چرا بايد با يک . همچين مردي ازدواج ميکردم 395 00:31:38,440 --> 00:31:42,400 کافيه ، "مارگارت" ؛ کافيه - . نه ، نه . کافي نيست - 396 00:31:43,560 --> 00:31:45,360 . کافي نيست 397 00:31:45,360 --> 00:31:48,880 با چنين شرمي چگونه زندگي ميکني ؟ 398 00:31:51,800 --> 00:31:53,400 . برات متاسفم 399 00:31:53,400 --> 00:31:55,720 . اون هيچ غيرت و وفاداري اي نداره 400 00:31:55,720 --> 00:31:58,120 . بدون اون هم شکستشون ميديم 401 00:31:58,120 --> 00:32:01,440 . کاشکي باهات همراه ميشدم و ميجنگيدم 402 00:32:01,440 --> 00:32:03,840 . تو شجاعت هر مردي رو داري 403 00:32:03,840 --> 00:32:06,080 . تو يه سربازي 404 00:32:09,480 --> 00:32:11,720 ... "مارگارت" 405 00:32:11,720 --> 00:32:14,680 شورش به دستور "مارگارت آنژو" که شروع نشده 406 00:32:15,800 --> 00:32:19,600 به خاطر فعاليت هاي "وارويک" و . جورج دوکِ کلارنس" ايجاد شده" 407 00:32:19,600 --> 00:32:21,760 منظورت چيه ؟ 408 00:32:21,760 --> 00:32:24,720 .جورج نامه اي نوشته تا عنوان پسرت رو بهش برگردونن 409 00:32:24,720 --> 00:32:27,640 .به شرطي که ارتشمون رو در مقابل ادوارد قرار بديم 410 00:32:27,640 --> 00:32:32,440 ،نيرنگيه بتا وقتي که ادوارد داره درگير ميشه 411 00:32:32,440 --> 00:32:36,000 وارويک" و "جورج" با ارتششون" . بهش حمله ميکنن و ميکشنش 412 00:32:36,000 --> 00:32:39,000 . اونا براي اينکه نقششون عملي بشه به ما نياز دارن 413 00:32:39,000 --> 00:32:42,280 . واسه همينه که ارتش "استفورد" رو ميخوام - اونوقت "جورج" رو به پادشاهي مي رسونن ؟ - 414 00:32:42,280 --> 00:32:44,840 . آره ،اما جورج ضعيف و حريص ـه. 415 00:32:44,840 --> 00:32:46,920 ... و مردم خيلي زود ازش خسته ميشن 416 00:32:46,920 --> 00:32:49,640 . "وقتي خسته بشن ، ميرن سراغ "لنکستر 417 00:32:51,360 --> 00:32:54,440 . بعدش يه شانس براي بچه ـت ايجاد ميکنيم 418 00:32:57,200 --> 00:33:00,480 من پيش برادرم ميرم ، "ولس" و ازش تقاضا ميکنم . يه ارتشي برات دست و پا کنه 419 00:33:00,480 --> 00:33:02,920 . اگه بدونه که براي "لنکستر" هست اينکارو ميکنه 420 00:33:03,920 --> 00:33:06,680 . جاسپر" ، اينو بگير" 421 00:33:09,840 --> 00:33:12,760 . و بدون که ، من با تو هستم 422 00:33:37,880 --> 00:33:41,160 . اوه ، نه ؛ مادر ، نه 423 00:33:41,160 --> 00:33:44,200 . من نميخوام که ملکه باشم 424 00:33:44,200 --> 00:33:46,360 . من فقط بچه ـم را ميخوام 425 00:33:46,360 --> 00:33:48,160 چرا پدر بايد يه همچين کاري بکنه ؟ 426 00:33:53,160 --> 00:33:57,080 . دليلشو نميدونم ولي يجورايي بايد مجذوبش شده باشه 427 00:33:57,080 --> 00:34:01,240 اون زندگيش ، ثروتش و همچنين امنيت ما 4 نفر . را در خطر گذاشته 428 00:34:01,240 --> 00:34:03,480 . اون ميگه که ادوارد پادشاه انگلستان نيست 429 00:34:03,480 --> 00:34:06,040 . فقط واسه خانواده ي "ريورز" پادشاهه - ! اوه ، مادر ، نه - 430 00:34:06,040 --> 00:34:08,160 ميگه که اين همه نجنگيده که... 431 00:34:08,160 --> 00:34:11,920 همسر ادوارد پيشرفت کنه 432 00:34:11,920 --> 00:34:14,320 . اينقدر زجّه نزن "ايزابل" ، آروم باش 433 00:34:17,480 --> 00:34:19,560 . بايد ازش حمايت کنيم 434 00:34:19,560 --> 00:34:21,880 . ما بايد همگي کنارش بمونيم 435 00:34:21,880 --> 00:34:24,360 . و فقط دعا کنيم در کارش موفق باشه 436 00:34:25,760 --> 00:34:27,440 . خدا بهمون رحم کنه اگه موفق نشه 437 00:34:39,320 --> 00:34:40,600 ... سرورم 438 00:34:42,200 --> 00:34:43,960 . يه عذر خواهي به شما بدهکارم 439 00:34:43,960 --> 00:34:47,920 ، امروز به ناحق باهات صحبت کردم . ازت طلب بخشش ميکنم 440 00:34:49,240 --> 00:34:51,320 به "جاسپر تئودور" چي دادي ؟ 441 00:34:54,440 --> 00:34:56,200 يه گردنبند 442 00:34:59,400 --> 00:35:01,680 . وقتي پمبروک رو ترک کردم بهم داده بودش 443 00:35:01,680 --> 00:35:04,040 . نبايد زيورآلات مرد ديگه اي رو نگه ميداشتم 444 00:35:05,680 --> 00:35:10,200 خداوند بهم نشانه اي داد، مبني بر اينکه بايد . زن خوب و فاداري براي شما باشم 445 00:35:11,320 --> 00:35:13,400 . اميدوارم بتونم جبران کنم 446 00:35:16,160 --> 00:35:18,160 . همچنين براي مادرم 447 00:35:50,120 --> 00:35:52,600 منو به ديدار مادرم ميبرين ؟ 448 00:35:54,760 --> 00:35:56,840 تا پشيموني ـم رو نشون بدم ؟ 449 00:35:58,080 --> 00:35:59,600 ! خيلي خب 450 00:36:45,280 --> 00:36:48,760 براي چه اين چنين مفتخر شدم ؟ 451 00:36:50,960 --> 00:36:52,120 452 00:36:52,120 --> 00:36:54,280 ولز 453 00:36:54,280 --> 00:36:55,920 . "مارگارت" ، پادشاه ا"ستفورد" 454 00:36:55,920 --> 00:36:58,680 ريچارد" ، با من دعا ميکني ؟" 455 00:37:03,280 --> 00:37:05,680 ريچارد" يه چيزي رو بايد بهت بگم" 456 00:37:05,680 --> 00:37:07,240 !يه چيز عجيب 457 00:37:08,840 --> 00:37:13,760 خداوند به اشراف زادگان انگلستان فرمان داد ...تا در نبرد مقدسش بجنگند 458 00:37:13,760 --> 00:37:16,240 ...و مدعي تاج و تخت "ادوارد" رو شکست دهند 459 00:37:16,240 --> 00:37:19,120 هموني که پادشاهي را از وارث برحقش شاه "هنري" گرفت 460 00:37:24,360 --> 00:37:26,240 ... ريچارد" خداوند از تو هم" 461 00:37:28,200 --> 00:37:29,680 !با من صحبت کرد 462 00:37:32,080 --> 00:37:35,480 ،بله، "ريچارد" تو برگزيده اي کسي که اوامر خداوند رو انجام ميده 463 00:37:39,920 --> 00:37:44,280 ازم ميخواد چيکار کنم ؟ - تو نبرد مقدسش رو فرماندهي ميکني - 464 00:37:46,280 --> 00:37:47,880 ...تو ارتشي رو فرا ميخوني که 465 00:37:47,880 --> 00:37:51,200 اون ادوارد خبيث از امپراطوري خداوند بدست آورده 466 00:37:53,000 --> 00:37:57,200 ...اما من... هيچ وقت !نجنگيدم 467 00:37:57,200 --> 00:37:59,840 ...من اصلا نميدونم 468 00:37:59,840 --> 00:38:02,520 ...هيســــــ 469 00:38:02,520 --> 00:38:05,120 تمام کاري که تو بايد انجام بدي اينه که يه ارتش فراهم کني خداوند بقيه شو انجام ميده 470 00:38:05,120 --> 00:38:08,600 وقتي انجام داد، اون پادشاهي جديد لانکاسترها رو ...در کنار امپراطوري مستقر ميکنه 471 00:38:08,600 --> 00:38:11,200 ...و فکر ميکني کجا دنبال اون پادشاه بگرده 472 00:38:11,200 --> 00:38:14,160 اگر که تو خاندان لنکستر رو به پيروزي برسوني ؟ 473 00:38:20,400 --> 00:38:22,480 ...خداوند مهربان 474 00:38:22,480 --> 00:38:26,360 خواهش ميکنم در اين نبرد غريب الوقوع مراقب ادوارد باش 475 00:38:26,360 --> 00:38:28,960 ...دشمنان ادوارد رو نابود و 476 00:38:28,960 --> 00:38:32,560 و اون رو درپناه خودت نگه دار 477 00:38:35,080 --> 00:38:39,880 پروردگارا، براي پدرمان دعا ميکنيم براي موفقيت در ماموريت هايش 478 00:38:39,880 --> 00:38:43,400 و اينکه او کار درست و اراده ي تو را به انجام برساند 479 00:38:45,160 --> 00:38:47,760 براي همسرم دعا ميکنم 480 00:38:47,760 --> 00:38:50,240 ...تا به سلامت بازگردد 481 00:38:50,240 --> 00:38:52,800 و براي امنيت فرزندم 482 00:38:52,800 --> 00:38:55,840 لرد وارويک من را در برابر دشمنانش پيروز گردان 483 00:38:55,840 --> 00:38:59,080 خداوند متعال، ادوارد از يورک را در اين نبرد مغلوب کن 484 00:39:00,840 --> 00:39:04,600 .اين غاصب خبيث را که تاج پادشاه برحق را تصاحب کرده نابود کن 485 00:39:06,960 --> 00:39:09,880 ...پيروزي را نصيب برادرم و جاسپر تئودور نما 486 00:39:09,880 --> 00:39:11,960 کسي بخاطر تو در کنار لنکستر جنگيد 487 00:39:15,520 --> 00:39:17,200 خواهش ميکنم، خدايا، ادوارد را پيروز اين نبرد کن 488 00:39:20,240 --> 00:39:21,720 بگذار زنده بماند 489 00:39:21,720 --> 00:39:23,480 خواهش ميکنم، خدايا، ادوارد را مغلوب اين نبرد کن 490 00:39:23,480 --> 00:39:25,240 بگذار بميرد 491 00:39:35,680 --> 00:39:38,120 قول و قرار هاي الکي اونا بهمون اميد ميده 492 00:39:38,120 --> 00:39:39,600 الکي؟ 493 00:39:41,320 --> 00:39:44,480 وارويک و دوک کلارنس بر ضد ادوارد شدند 494 00:39:44,480 --> 00:39:47,040 و اونو در جنگ خواهند کشت 495 00:39:47,040 --> 00:39:50,400 ما فقط اينجاييم تا اون رو بکشونيم به ميدان 496 00:39:50,400 --> 00:39:51,720 ...اما... خواهرم گفت 497 00:39:53,640 --> 00:39:56,720 ولي آخه چرا بايد وارويک و دوک کلارنس بيان طرف ما ؟ 498 00:39:56,720 --> 00:39:59,000 !اوه، باور کن، اونا طرف ما نيستن 499 00:39:59,000 --> 00:40:01,640 اگر تمام اين کار به خوبي تمام بشه اونها ميخوان جرج رو پادشاه کنن 500 00:40:04,400 --> 00:40:06,240 ...ولي .. اگه نشه 501 00:40:08,120 --> 00:40:11,240 ...اونوقت ما هممون مثل يک خائن خواهيم مُرد 502 00:40:11,240 --> 00:40:14,520 و تمام دل و روده هامون تا بيرون "وست مينستر" پخش ميشه 503 00:40:14,520 --> 00:40:18,200 اما... من فکر ميکردم اين نبرد مقدس خداوند ـه که لانکستر رو به پيروزي ميرسونه ؟ 504 00:40:18,200 --> 00:40:19,520 يکم بخواب 505 00:40:20,880 --> 00:40:22,960 نوبت تو تقريبا تمومه 506 00:40:35,680 --> 00:40:37,160 خداوند منو نجات نميده ؟ 507 00:40:44,760 --> 00:40:47,320 خداوند منو نجات نميده ؟ ... منو نجات نميده 508 00:41:04,960 --> 00:41:07,600 !به نام پادشاه بايستيد !نگهبان ها 509 00:41:08,840 --> 00:41:10,880 من بايد پادشاه رو ببينم 510 00:41:10,880 --> 00:41:12,040 خواهش ميکنم 511 00:41:21,480 --> 00:41:23,520 !ادوارد نقشه هايي درکاره تا تورو بکشند 512 00:41:23,520 --> 00:41:25,840 از طرف وارويک و دوک کلارنس 513 00:41:25,840 --> 00:41:27,760 ميخوان در ميدان جنگ بر عليه تو بشن 514 00:41:27,760 --> 00:41:29,720 خواهش ميکنم، ادوارد 515 00:41:31,280 --> 00:41:33,040 ...خائن 516 00:41:58,720 --> 00:42:01,680 !نه نه 517 00:42:01,680 --> 00:42:04,360 !نه نه پسر من نيست 518 00:42:07,920 --> 00:42:11,600 !پسر من مرده !پسر من مرده 519 00:42:11,600 --> 00:42:14,600 ...بانو بيچامپ" من واقعا متاسفم"- چرا اون رفت ؟ چرا اون رفت ؟ - 520 00:42:14,600 --> 00:42:19,000 چرا اينکارو کرد ؟ پسر من مرده 521 00:42:19,000 --> 00:42:21,840 اونها شکست خوردند، پس؟ ادوارد نمرده ؟ 522 00:42:21,840 --> 00:42:25,800 برو داخل - معذرت ميخوام.. متوجه نشدم 523 00:42:25,800 --> 00:42:28,120 چطور خداوند تونسته همچين اجازه اي بده ؟ 524 00:42:28,120 --> 00:42:31,760 ..چرا.. چرا...چرا اون 525 00:42:38,480 --> 00:42:42,040 ادوارد سالمه، ولي اين همش همون تله اي بود که ازش ميترسيدم 526 00:42:42,040 --> 00:42:45,000 وارويک و جورج فرار کردند و ادوارد هم دنبالشونه 527 00:42:45,000 --> 00:42:47,520 اون ميدونسته که اونها ميتونن اونو با خونسردي به قتل برسونن 528 00:42:47,520 --> 00:42:50,440 اون ولز رو که اومده بود بهش بگه نقشه اي بر عليه ـش درکاره رو کشت 529 00:42:50,440 --> 00:42:54,040 اون ديگه پسر طلايي خاندان يورک نيست هيچ کس دوباره به اون اعتماد نميکنه 530 00:42:54,040 --> 00:42:56,600 ...بادي نگران باشه ؟ بايد نگران باشه 531 00:42:56,600 --> 00:42:59,040 ... چون حالا خانواده بيفورت بخاطر 532 00:42:59,040 --> 00:43:02,760 ...ولز عزادارند ادوارد بهانه ي جديدي از دشمنانش دردست داره 533 00:43:02,760 --> 00:43:05,280 اوه ريچارد ...پسر عزيزم 534 00:43:05,280 --> 00:43:09,520 اون يه خائن بود. اون به نام خاندان لنکستر به ادوارد خيانت کرد 535 00:43:09,520 --> 00:43:13,320 مارگارت اون پسر به خاطر مهربوني مرده 536 00:43:13,320 --> 00:43:17,040 !براش مهم نيست.. اون قلبي نداره و اون نفرين شدست 537 00:43:17,040 --> 00:43:19,560 ...مادر به نظر مياد اين تويي که نفرين شدي 538 00:43:19,560 --> 00:43:23,200 که يک خائن رو بدنيا آوردي - کافيه مارگارت.. ديگه بسه - 539 00:43:36,320 --> 00:43:38,080 جاسپر !فرار جاسپر 540 00:43:38,080 --> 00:43:41,560 پادشاه ميخواد اونو پيدا کنه و بکشه اون هم به فرانسه فرار کرده 541 00:43:41,560 --> 00:43:43,840 !ما بايد بريم هنري بياريم 542 00:43:43,840 --> 00:43:46,120 هرچه زودتر انجامش بديم امن تره 543 00:43:46,120 --> 00:43:48,560 ...نه نه جاسپر از من تقاضا کرده که اونو الان بيارم 544 00:43:48,560 --> 00:43:51,000 ...قضاوت جاسپر بهترين نيست 545 00:43:51,000 --> 00:43:53,960 شايد تو الان ميتوني ببيني از وقتي که مدرکش نابود شده 546 00:43:53,960 --> 00:43:57,680 اون از ترس جونش به فرانسه فرار کرده هنري کوچک رو هم بدون هيچ محافظي رها کرده 547 00:43:57,680 --> 00:44:01,480 !اون چاره اي نداشته - اون جنگيدن با شاه رو انتخاب کرد - اين هم عاقبتشه 548 00:44:07,600 --> 00:44:09,000 من ميخوام برم و اون پسر رو بيارم 549 00:44:09,000 --> 00:44:12,600 من هم ميخوام بيام اون پسر منه.. من نميترسم 550 00:44:12,600 --> 00:44:15,400 منم ميخام مثله تو بيام حتي اگه سرباز ها توي راه هستند 551 00:44:15,400 --> 00:44:18,000 التماس ميکنم.. التماس ميکنم خواهش ميکنم 552 00:44:18,000 --> 00:44:20,600 بسيار خب مارگارت 553 00:44:20,600 --> 00:44:23,600 شايد حالا غم و غصه ي مادرت رو بفهمي 554 00:44:32,680 --> 00:44:34,600 من درد دارم 555 00:44:35,960 --> 00:44:38,560 هر لحظه داره حرکت ميخوره يا ميچرخه 556 00:44:38,560 --> 00:44:40,440 نميتونم نفس بکشم 557 00:44:46,720 --> 00:44:47,960 ايزي 558 00:44:49,400 --> 00:44:51,080 پدر!؟ 559 00:44:51,080 --> 00:44:53,040 ما شکست خورديم 560 00:44:53,040 --> 00:44:56,360 ما شکست نخورديم عقب نشيني کرديم 561 00:44:56,360 --> 00:44:59,760 اشتباهمون اعتماد به لانکاستر بود اون پسر بيفورت ـي بهمون خيانت کرد 562 00:44:59,760 --> 00:45:02,240 پادشاه برحق جورج از يورک هست 563 00:45:02,240 --> 00:45:05,840 و ما بايد اونو تکيه زده بر تخت پادشاهي ببينيم !خداوند شاه جورج را حفظ نمايد 564 00:45:07,080 --> 00:45:09,000 !شاه جورج 565 00:45:09,000 --> 00:45:11,360 حالا ما با کشتي به کاله ميريم و ارتش جمع ميکنيم 566 00:45:11,360 --> 00:45:14,320 ما در حال جنگ با شاه ادوارد هستيم 567 00:45:14,320 --> 00:45:16,560 پدر من نميتونم دريانوردي کنم 568 00:45:16,560 --> 00:45:18,000 ...من نزديک وضع حملم هستم 569 00:45:20,280 --> 00:45:21,360 پدر!؟ 570 00:45:21,360 --> 00:45:24,600 ...وارويک و جورج براي کاله دريانوردي ميکنن 571 00:45:24,600 --> 00:45:27,160 و اونها گاريسون انگليسي رو بر عليه ما کردند 572 00:45:27,160 --> 00:45:29,800 آنتوني حرکت کرد تا اونها رو متوقف کنه اما ممکن نيست به موقع موفق بشه 573 00:45:29,800 --> 00:45:32,080 مادر ما بايد وارد عمل بشيم - اليزابت - 574 00:45:32,080 --> 00:45:36,280 اونها همسر و پسرت رو کشتن و مجازات نشدند 575 00:46:57,640 --> 00:46:58,960 !ميدونستيم 576 00:46:58,960 --> 00:47:01,200 ...آنتوني ريورز مثله يک ديوانه اومد و 577 00:47:01,200 --> 00:47:03,120 ناوگان ما در "ساوتهمپتون" رو تسخير کرد 578 00:47:03,120 --> 00:47:06,760 ميخوام سرش رو از تنش جدا کنم !ما براي کاله دريانوردي ميکنيم! حالا 579 00:47:10,360 --> 00:47:12,880 ميدنايت" ميدونه که يه اتفاقي افتاده" 580 00:47:12,880 --> 00:47:16,400 ساده نباش ايزابل اون فقط داره بدجنس بازي در مياره 581 00:47:16,400 --> 00:47:18,120 اون قرار نيست بره 582 00:47:18,120 --> 00:47:21,680 !ادوارد دنبالمونه! برين تو کشتي - پدر، ايزابل ميترسه - 583 00:47:21,680 --> 00:47:23,200 زود باش 584 00:47:25,040 --> 00:47:27,520 ديدي.. اون الان توي کشتيه 585 00:47:27,520 --> 00:47:30,680 ميتوني بخوابي و ما هم به وقتش کنارت خواهيم بود خواهي ديد 586 00:47:36,880 --> 00:47:39,520 طوفان داره شروع ميشه 587 00:47:39,520 --> 00:47:43,080 و اگه بدتر شد بايد توقف کنيم 588 00:47:57,840 --> 00:48:01,600 ببين ما بهترين کابين رو داريم هيچ وقت اين اجازه رو نداشتيم 589 00:48:01,600 --> 00:48:05,000 باد داره بلندش ميکنه 590 00:48:05,000 --> 00:48:07,520 ايزايل، اين فقط چندتا موج بزرگه 591 00:48:07,520 --> 00:48:11,600 592 00:48:11,600 --> 00:48:14,560 آني اين طوفانه ما داريم ميميريم 593 00:48:14,560 --> 00:48:17,280 594 00:48:20,720 --> 00:48:23,600 !آني !آني 595 00:48:26,280 --> 00:48:30,000 !آني !بچه داره دنيا مياد 596 00:48:32,080 --> 00:48:34,240 !آني 597 00:48:39,160 --> 00:48:41,400 مارگارت!؟ مارگارت 598 00:48:41,400 --> 00:48:43,880 بايد يه پناهگاه پيدا کنيم 599 00:48:43,880 --> 00:48:45,560 بايد يه پناهگاه پيدا کنيم 600 00:48:52,200 --> 00:48:54,920 !مادر بچه داره به دنيا مياد 601 00:48:54,920 --> 00:48:57,200 بايد برگرديم به لنگرگاه 602 00:48:57,200 --> 00:48:59,760 پدرت ميگه ميريم به طرف سواحل فرانسه 603 00:48:59,760 --> 00:49:01,680 و يه سرپناه تو ساحل پيدا ميکنيم 604 00:49:03,000 --> 00:49:06,440 براش پتو بيارين !سريع 605 00:49:19,000 --> 00:49:21,280 بايد آتش روشن کني خواهرم در حال زايمانه 606 00:49:21,280 --> 00:49:23,960 !اين يه باد جادوييه !ما توسط اون زن روي کشتي نفرين شديم 607 00:49:27,120 --> 00:49:29,360 !بهت دستور ميدم که آتش روشن کني 608 00:49:29,360 --> 00:49:32,320 من آني نويل دختر تاج گذارم 609 00:49:32,320 --> 00:49:36,160 تو اين پايين داري چکار ميکني؟ پسرم داره بدنيا مياد؟ 610 00:49:36,160 --> 00:49:38,640 ما به پتو، کهنه .. همه چيز نياز داريم 611 00:49:38,640 --> 00:49:41,520 و يه قاشق براي ايزي تا اونو گاز بگيره - تو آشپزخانه پيدا ميشه - 612 00:49:41,520 --> 00:49:45,160 و اينو بهش بده خداوند ميدونه که بهش نياز داره 613 00:49:54,200 --> 00:49:56,480 چرا متوقف شدين ؟ 614 00:49:56,480 --> 00:49:59,000 بايد مطمئن بشيم قلعه تسخير نشده همينجا منتظر باشين 615 00:49:59,000 --> 00:50:01,880 616 00:50:03,000 --> 00:50:05,320 اليزابت اين خيلي زياده 617 00:50:05,320 --> 00:50:07,720 اگه جادو اون بيرونه تو نميتوني بهش بگي برگرده 618 00:50:07,720 --> 00:50:10,040 و ممکنه اون برگرده و مارو هم غرق کنه 619 00:50:17,520 --> 00:50:19,800 فقط خدمتکارها و اون پسر هستن 620 00:50:31,440 --> 00:50:33,600 بانوي من، به پمبروک خوش آمديد 621 00:50:35,440 --> 00:50:36,840 قربان 622 00:50:39,480 --> 00:50:43,160 عمو جاسپر من کجاست ؟ اون با شما بود؟ 623 00:50:43,160 --> 00:50:45,680 اون در امانه، اما اون با ما نيست من ميترسم هنري 624 00:50:49,440 --> 00:50:52,680 برميگرده؟ - مطمئنم برميگرده - 625 00:50:52,680 --> 00:50:55,160 هنري من مادرت هستم من بانو مارگارت هستم 626 00:50:55,160 --> 00:50:58,200 من اومدم تا تورو به خونه ببرم - من جام امنه، ممنونم بانوي من - 627 00:50:58,200 --> 00:51:01,120 من منتظر عمو جاسپرـم هستم پس نميتونم اينجا رو ترک کنم 628 00:51:01,120 --> 00:51:03,120 بايد به مهتر بگم که از اسب هاتون مراقبت کنه 629 00:51:03,120 --> 00:51:06,280 ..اون داره ميبينه.. پس ..ممکنه تو بموني... تو 630 00:51:09,600 --> 00:51:11,640 اون نميخواد باهامون بياد 631 00:51:11,640 --> 00:51:13,280 اون نميخواد با من بياد 632 00:51:15,040 --> 00:51:17,480 اون پسره جاسپره تمام و کمال 633 00:51:21,640 --> 00:51:24,640 و حالا تو ميخاي اونو ماله خودت کني 634 00:51:30,160 --> 00:51:33,360 مادر چه اتفاقي افتاده؟ چرا بچه بدنيا نمياد؟ 635 00:51:33,360 --> 00:51:36,320 اون توي شکمش گير کرده اون به قابله احتياج داره 636 00:51:36,320 --> 00:51:38,800 برو از پدرت بپرس چقدر ديگه مونده تا به کالايي برسيم 637 00:51:45,800 --> 00:51:48,560 پدر؟ ايزابل به قابله احتياج داره 638 00:51:48,560 --> 00:51:52,320 مادر پرسيد کي به کالايي ميرسيم؟ - داريم به طرفش حرکت ميکنيم - 639 00:51:55,160 --> 00:51:58,680 بهترين طبيب ها در فرانسه بايد ايزابل رو ببينن 640 00:51:58,680 --> 00:52:01,960 اين صداي چيه ؟ 641 00:52:01,960 --> 00:52:06,160 اونها زنجير لنگر رو انداختن اونها هنوز با ادوارد وفادارند 642 00:52:06,160 --> 00:52:07,960 سکان رو بچرخون 643 00:52:07,960 --> 00:52:11,000 بادبان رو باز کنين همين حالا! بازش کنين 644 00:52:20,200 --> 00:52:22,960 مادر، اونها آتش آماده کردن 645 00:52:22,960 --> 00:52:28,000 !تو بايد بچه رو بچرخوني - اني - ...تو دست کوچکي داري - نه - 646 00:52:28,000 --> 00:52:31,160 بايد دستت رو ببري داخل شکمش و سعي کني بچه رو بچرخوني 647 00:52:31,160 --> 00:52:32,840 نه مادر .. خواهش ميکنم من نميتونم 648 00:52:32,840 --> 00:52:36,080 بچه گير کرده اگه خواهرت رو دوست داري بايد اين کارو بکني 649 00:52:36,080 --> 00:52:39,960 آني.. خواهش ميکنم - مادر من نميخوام بميرم - 650 00:52:39,960 --> 00:52:42,600 !آني.. آني 651 00:52:46,960 --> 00:52:48,760 !جاسپر 652 00:52:52,000 --> 00:52:53,440 !جاسپر 653 00:52:59,240 --> 00:53:00,680 متاسفم 654 00:53:00,680 --> 00:53:02,280 نه نه نه... اين منم 655 00:53:02,280 --> 00:53:05,000 متاسفم برادر من بهت خيانت کرد 656 00:53:05,000 --> 00:53:07,120 مارگارت 657 00:53:07,120 --> 00:53:08,800 من بايد برم 658 00:53:10,320 --> 00:53:13,120 براي سرم جايزه تعيين کردن و دارن دنبالم ميگردن 659 00:53:14,400 --> 00:53:16,080 به فرانسه ميرم 660 00:53:16,080 --> 00:53:19,560 ولي با يه ارتش برميگردم 661 00:53:19,560 --> 00:53:24,520 نميتونستم به پسرمون بگم که بخاطر جعبه اي که ميگفت اينجا بودم 662 00:53:24,520 --> 00:53:27,720 ولي من پشت تپه ها مخفي شده بودم منتظرت بودم 663 00:53:29,400 --> 00:53:32,920 تو ميخواستي قبل از رفتن از امنيت پسرم مطمئن بشي 664 00:53:37,240 --> 00:53:39,280 چطوري بدون تو به زندگي ادامه بدم؟ 665 00:53:47,400 --> 00:53:49,720 ممکنه بيايم و رفتنت رو ببينيم؟ 666 00:53:49,720 --> 00:53:52,520 بهتره که اون پسر تو رو صحيح و سالم ببينه 667 00:53:54,040 --> 00:53:55,280 اون بهت نزديکه (فاميل توئه) 668 00:55:06,520 --> 00:55:07,800 يه پسر بود (!!بچه مرده دنيا اومد) 669 00:55:10,920 --> 00:55:12,160 يه پسر بچه 670 00:55:29,400 --> 00:55:33,400 ..من بايد برم پسر تو الان ديگه بايد با مادرت زندگي کني 671 00:55:33,400 --> 00:55:36,280 بايد بخاطر من ازش محافظت کني باشه؟ 672 00:55:39,160 --> 00:55:41,960 مثله يک تئودور باشه هنري؟ 673 00:55:43,000 --> 00:55:44,840 مثله يک تئودور، قربان 674 00:55:57,880 --> 00:55:59,240 بيا اينجا پسر 675 00:56:39,960 --> 00:56:42,200 هنري، دلت ميخاد که با من دعا کني؟ 676 00:56:42,200 --> 00:56:45,280 ميتونيم با هم براي عمو جاسپر ـت دعا کنيم؟ - نه ممنونم بانوي من - 677 00:56:45,280 --> 00:56:48,120 مادر هنري، من ..مادر تو هستم 678 00:56:59,320 --> 00:57:01,080 ادوارد 679 00:57:07,200 --> 00:57:08,560 بيا 680 00:57:14,240 --> 00:57:15,760 تو يادت بود 681 00:57:15,760 --> 00:57:21,200 هلو و ماهي توي نمک براي "ماي دي" همونطور که قول داده بودم 682 00:57:21,200 --> 00:57:25,480 و حالا ما شاهزاده ي يورک خودمون رو داريم ادوارد، بايد در امان باشيم 683 00:57:42,200 --> 00:57:44,440 براي فقدانتون متاسفم 684 00:57:45,640 --> 00:57:47,480 !فقدانمون 685 00:57:50,800 --> 00:57:52,280 فقدان ديگران هم خواهد بود 686 00:57:53,600 --> 00:57:57,400 اگر توي قلعه وارويک ميمونديم بچه من هم زنده مبموند 687 00:57:58,360 --> 00:58:01,760 تقصير تو بود - ملکه اليزابت باز هم بچه دار ميشه - 688 00:58:01,760 --> 00:58:04,320 ما بايد قبل از اون يک بچه پسر مي داشتيم 689 00:58:05,280 --> 00:58:07,160 اين آخرش نيست ايزابل 690 00:58:13,440 --> 00:58:15,480 ...ولي اين آخر کار بچه ي منه 691 00:58:17,880 --> 00:58:19,520 اين آخر کار اونه 692 00:58:20,880 --> 00:58:26,520 : ترجمه و زيرنويس از فيلم باران نيما و مينا 693 00:58:26,521 --> 00:58:31,521 Edited By Dark Assassin