1 00:00:00,000 --> 00:00:04,000 .::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::. .:::متعلق"OPUS-SUB" کليه حقوق مادي و معنوي آثار ترجمه شده تيم :::. 2 00:00:05,210 --> 00:00:07,800 قسمت هفدهـــم امپراطورِ طلا 3 00:00:09,780 --> 00:00:14,050 چندين سالـــه که ما با هم سرِ . يه ميزِ ناهارخوري غذا مي خوريم 4 00:00:15,620 --> 00:00:19,080 سئو يون و تـــو دارين با هم تويِ . غذاخوردن هاتون تفاهم پيدا مي کنين 5 00:00:19,080 --> 00:00:20,790 سئو يون هميشه فقط به غذاهاش ناخونک مي زد 6 00:00:20,790 --> 00:00:25,380 و هيچ وقتـــم به غذاهايِ شور مثلِ . غذاهايِ دريايي و جلبکِ دريايي دست نمي زد 7 00:00:25,380 --> 00:00:29,920 اما يه روز، همهِ ترشيِ خرچنگ . رو تنهايي تموم کــــرد 8 00:00:32,150 --> 00:00:35,810 قبلاً اصلاً سبزيجات دوست ... نداشت، اما اخيراً 9 00:00:37,040 --> 00:00:40,820 من واقعاً يه مردِ پر مشغله ام پس . لطفاً بياين حرفايِ بيموردُ بس کنيم 10 00:00:40,820 --> 00:00:46,410 ، با اين حال که چنين مردِ پر مشغله اي هستي چطوري تونستي تمومِ اين سالها تحمل کني ؟ 11 00:00:51,120 --> 00:00:55,390 در عرضِ سه سالِ گذشته، وقتي که مين جائه برايِ سفرِ کاري خارج از کشور بود 12 00:00:55,390 --> 00:00:58,820 مي خواستي يه جلسهِ اضطراري برايِ سهامدارها . تشکيل بدي، اما من بودم که جلوشُ گرفتم 13 00:00:58,820 --> 00:01:00,780 .... و سالِ گذشته - . برايِ چايي ممنونم - 14 00:01:00,780 --> 00:01:02,660 . منم سرم شلوغـــــِه 15 00:01:10,070 --> 00:01:13,140 دو سالِ ديگه، من يه پيرزنـــِه . هفتاد ساله مي شم 16 00:01:14,920 --> 00:01:18,510 ، همونطوري که دارم به پايانِ زندگي ام نزديک ميشم . قلبم هم داره تندتر مي زنه و عجله داره 17 00:01:19,550 --> 00:01:26,240 ببينم ... به اين فکر کردي که دستايِ سئو يون رو رها کني ؟ 18 00:01:30,520 --> 00:01:35,220 ، بعد از اينکه من و مين جائه رو بيرون کني . نقشه داري که سرِ صندليِ رياست با سئو يون مبارزه کني 19 00:01:35,220 --> 00:01:39,790 ده سال طول مي کشه يا بيست سال ؟ 20 00:01:42,490 --> 00:01:46,890 برايِ رئيس چويي مين جائه رسيدگي و . بررسي کردنِ بحرانِ کارتهايِ اعتباري سخته 21 00:01:48,390 --> 00:01:51,090 وقتي که چندين سالِ پيش کي او اس دي اي کيو . هم سقوط کــــرد ، گفتي که 22 00:01:51,090 --> 00:01:53,940 گفتي که براي مين جائه سخته . که اين مشکلُ حل کنه 23 00:01:53,940 --> 00:01:56,450 . من مين جائه رو دستِ کم گرفتم 24 00:01:56,450 --> 00:01:58,450 . و خيلي تو رو دستِ بالا گرفتم 25 00:01:58,450 --> 00:02:00,380 . مالکِ گروه عوض ميشه 26 00:02:01,980 --> 00:02:05,650 . من خودرو سازي و صنايع شيمي رو بهت ميدم 27 00:02:05,650 --> 00:02:08,100 چطوري مي تونم به يه آدم اعتماد کنم ؟ 28 00:02:08,100 --> 00:02:10,340 . بايد به مدارکي که دارم اعتماد کنم 29 00:02:12,070 --> 00:02:13,500 ... ببينم، تائه جو 30 00:02:13,500 --> 00:02:18,090 فکر کنم چندين ماه فقط تا پايانِ محدوديتِ . اون اسناد باقي مونده، درسته 31 00:02:20,810 --> 00:02:25,740 بايد دنبالِ يه خريدارِ خوب بگردم قبل . از اينکه مهلتشون به اتمام برسه 32 00:02:27,810 --> 00:02:31,020 . تائه جو، اين آخريــــن شانسه 33 00:02:34,410 --> 00:02:38,970 مين جائه و من داريم حقِ راي مون . رو برايِ تاسيس با هم يکي مي کنيم 34 00:02:38,970 --> 00:02:41,490 . دقيقاً مثلِ تو و سئو يـــــون 35 00:02:41,490 --> 00:02:46,360 سئو يون و من دو طرفِ ترازو هستيم 36 00:02:46,360 --> 00:02:49,850 و مين جائه هم تقريباً در حالِ . نشستن بر رويِ صندليِ رياستـــِه 37 00:02:49,850 --> 00:02:57,440 ، قبل از اينکه مين جائه خودش از مقامش کناره گيري کنه چطوري مي شه اگه من يا سئو يون اون صندلي رو خالي کنيم؟ 38 00:03:00,930 --> 00:03:04,840 اون ترازو حتي بعد از ... گذشتِ ده سال هم تکون نخورده 39 00:03:04,840 --> 00:03:07,530 چقدرِ ديگه مي تونه همينطوري بمونه ؟ 40 00:03:11,660 --> 00:03:15,450 . مي خوام اون تـــرازو رو رها کنم 41 00:03:16,770 --> 00:03:20,420 ميزت رو عوض کن ... منظورتون همينـــِه ؟ 42 00:03:24,110 --> 00:03:29,460 قصد دارم سهمي که مالِ خودم هست . رو به مدير کانگ هو يئون بفروشـــَم 43 00:03:29,460 --> 00:03:34,750 بعدش، حقِ رايي که من و مين جائه . داريم از دسترس خارج ميشه 44 00:03:34,750 --> 00:03:41,000 مي خوام با تو يه حقِ رايِ . مشترک رو رويِ اون سهام امضاء کنم 45 00:03:41,000 --> 00:03:44,670 ... اگه فقط بتوني سئو يون رو بندازي بيرون 46 00:03:44,670 --> 00:03:50,790 من و تو تنها کسايي هستيم که دو . طرفِ ترازو وايستاديـــــم 47 00:03:50,790 --> 00:03:53,960 ... اول سئو يون و مين جائه رو حذف کن 48 00:03:53,960 --> 00:04:00,430 . بعدش هم با يه پيرزنهِ 70 ساله مبارزه کن اينطوري بيشـتر به نفعت نيست ؟ 49 00:04:03,900 --> 00:04:08,530 خانم هان جانگ هي ، شما هرگز . چيزي رو که به نفعِ من باشه، بهم پيشنهاد نميدين 50 00:04:10,560 --> 00:04:13,610 . کلماتِ بزرگتر از خودت رو ناديده نگيــــر 51 00:04:13,610 --> 00:04:16,120 چطوري مي دونستم ؟ 52 00:04:16,120 --> 00:04:21,520 که برايِ مدتِ 27 سال بايد . کنار چويي دونگ سونگ زندگي کنم 53 00:04:24,910 --> 00:04:27,490 اينا غذاهايِ خشک شدهِ دريايي هستن . که از يه شهرِ ساحلي اومــــده 54 00:04:27,490 --> 00:04:29,990 . تميز شدن و آمادهِ ســـرو هستن 55 00:04:31,040 --> 00:04:33,690 . اينا رو ببر پيش ِ مـــادرت . بهش بگو که بهش سلام رسوندم 56 00:05:26,420 --> 00:05:30,580 يه دکترِ جديدِ قلب و عروق به بخشِ . پزشکيِ گروهِ سونگ جين اومده 57 00:05:30,580 --> 00:05:35,390 . از هفتهِ آينده اون ازتون مراقبت ميکنه . باهاش در موردِ شما حرف زدم 58 00:05:36,870 --> 00:05:38,940 . ازت خيلي خيلي ممنونــــَم 59 00:05:42,140 --> 00:05:44,970 ، ميــــوهِ آخرِ فصله . به همين خاطر نمي دونم مزه اش خوبه يا نه 60 00:05:44,970 --> 00:05:46,700 . خواهش مي کنم يکم ازش بخـــور 61 00:05:46,700 --> 00:05:50,120 . مامانم داره از عروسش پذيرايي مي کنـــِه 62 00:05:52,050 --> 00:05:55,290 از اونجايي که فقط يک بار و اونم ... تويِ روزِ يادبودِ پدر مياين 63 00:05:55,290 --> 00:05:57,920 اگه تويِ خيابون ببينمت . اصلاً نمي تونم بشناسمت 64 00:05:57,920 --> 00:06:03,130 روزِ 12 آپريل روزِ تولدمــــِه، نيازي . نيست بياي. فقط کادويِ تولدمو برام بفرست 65 00:06:03,130 --> 00:06:05,250 ... روزِ 24 ژوئن هم روزِ تولدِ مامانـــِه 66 00:06:05,250 --> 00:06:08,620 ، روزِ شکر گذاري و تحويلِ سالِ نو . نيازي نيست بياي و تويِ پختنِ غذا بهمون کمک کني 67 00:06:08,620 --> 00:06:09,730 ... اما مطمئن شو که ميـــــاي 68 00:06:09,730 --> 00:06:11,980 مي توني برآورد کنــــي ؟ 69 00:06:15,720 --> 00:06:19,230 . تقريباً سي سالت شدي، اما هنوزم جوون به نظر ميرسي 70 00:06:19,230 --> 00:06:22,840 رنگهـــاي پايه يا رنگهاي پاستيلي . رنگ و وارنگ خيلي بهش ميــــاد 71 00:06:22,840 --> 00:06:25,070 بعدش مثلــــِه خانمها مي شــــِه ؟ 72 00:06:25,070 --> 00:06:29,350 ، بايد مدلــــه دخترونه لباس بپوشه . و دامنِ کوتاه تنش کنــــِه 73 00:06:29,350 --> 00:06:31,130 . بعدش اينطوري قيافش زنونه تر ميشه 74 00:06:31,130 --> 00:06:34,420 ازم خواست که تويِ مد و لباس . بهت کمک کنم 75 00:06:34,420 --> 00:06:39,200 ، بهم گفت که به بيشتر از 20 تا قرار رفتي . اما هيچ کدومشون ازت نخواستن واسهِ دفعهِ دوم بري 76 00:06:41,660 --> 00:06:44,970 وقتي که لباس رويِ يه مانکن تويِ . فروشگاهِ لباس باشه، پس لباسِ زنونه اس 77 00:06:44,970 --> 00:06:48,560 ، اما وقتي که تنِ هي جوئــــِه چرا تبديل به يه چيزِ ديگه ميشـــِه ؟ 78 00:06:48,560 --> 00:06:50,340 ! تائه جــــــو 79 00:07:00,080 --> 00:07:03,220 ... روزِ يادبودِ پدر امسال آگوستــــِه - . دوازدهم - 80 00:07:03,220 --> 00:07:06,360 چقدر ساده تر ميشد اگه ما طبقِ برنامه هايِ معمولمون پيش ميرفتيم ؟ 81 00:07:06,360 --> 00:07:11,950 تو و من روزِ ياد بودِ پدر هامون ... نقشِ عروس و داماد رو بازي ميکنيم 82 00:07:11,950 --> 00:07:14,130 . من اون قولُ نگه داشتم 83 00:07:21,220 --> 00:07:25,160 . من ... به ميزِ ناهارخوري تون حسودي ام ميشه 84 00:07:25,160 --> 00:07:28,500 يه ميز با کلي خنده و ... گروهِ سونگ جين 85 00:07:29,780 --> 00:07:32,080 . تو نمي توني هر دوش رو داشته باشي 86 00:07:34,330 --> 00:07:36,340 . يه دفعه دوستي رو ملاقات کردم 87 00:07:36,340 --> 00:07:41,120 داشت لاف مي زد که يه آپارتمانِ . سي و دو پيونگــي تويِ گانگنام خريده 88 00:07:42,920 --> 00:07:46,590 ، وقتي که ازش پرسيدم که کدوم طبقه اش . يه هويي ساکت شـــــد 89 00:07:48,820 --> 00:07:50,630 . به خاطرِ اينکه آپارتمانِ طبقهِ اول رو خريده بود 90 00:07:55,090 --> 00:07:57,230 فردي که طبقهِ اول زندگي ميکنه 91 00:07:57,230 --> 00:08:01,570 به کسي که طبقهِ بالاتر زندگي مي کنه و برايِ . رسيدن به خونه اش سوارِ آسانسور ميشه، حسودي ميکنه 92 00:08:01,570 --> 00:08:07,320 و همـــون آدم به يه آدمِ ديگه اي که تويِ . مجتمعِ مسکونيِ لوکسِ کناريشون زندگي ميکنه، حسودي ميکنه 93 00:08:08,400 --> 00:08:13,910 و باز همشون به کسايي که تويِ . پنت هوس زندگي ميکنن، حسودي ميکنن 94 00:08:26,540 --> 00:08:31,080 و کسي که تويِ خونه اي زندگي ميکنه ... که از دو تا پنت هوس تشکيل شـــــده 95 00:08:31,080 --> 00:08:38,100 و مديرِ اجرايي رو داره که روزيِ ده . بار جلوش وايستاده و گزارشات رو ميده 96 00:08:41,280 --> 00:08:43,180 يعني تو، داري به ميزِ ناهارخوريِ خانوادهِ من حسودي مي کنــــي ؟ 97 00:08:45,530 --> 00:08:49,150 اينا همش به اين خاطره که تويِ تعطيلات با همه چيز خودت رو وفق ميدي 98 00:08:49,150 --> 00:08:51,690 اما آيا مي توني همهِ زندگي ات يه همچين جايي زندگي کني؟ 99 00:08:51,690 --> 00:08:54,790 . بايد به ميدونِ جنگ برگــــردي 100 00:08:54,790 --> 00:09:00,190 سختــــه که مين جائه جلويِ . بحرانِ کارتهايِ اعتباري رو بگيره 101 00:09:02,150 --> 00:09:03,270 . بيا همينطوري سخت تر و سخترش کنيم 102 00:09:03,270 --> 00:09:05,500 ... اگه مين جائه دوباره بتونه اين بحران رو رد کنه 103 00:09:05,500 --> 00:09:07,670 . بعدش ما ها لحظاتِ سختي رو سپري ميکنيم 104 00:09:07,670 --> 00:09:09,300 . اينم مي تونه اتفاق بيوفتـــــه 105 00:09:09,300 --> 00:09:10,650 . دقيقاً شبيه اييم 106 00:09:15,620 --> 00:09:18,500 نشستِ همسرانِ فدراسيونِ صنعتِ . کــــره روزِ جمعهِ همين هفته اس 107 00:09:18,500 --> 00:09:22,340 اونــــا کيمچي درست ميکنن . و برايِ پيرهايي که تنها زندگي ميکنن، ميفرستن 108 00:09:22,340 --> 00:09:25,860 منم برايِ اولين بار تويِ کلِ زندگي ام دستکشِ . آشپزخانه رو به دستم ميکنم، ممنونم ازت اينا همش به خاطرِ توئه 109 00:09:27,670 --> 00:09:31,400 من شرابِ چاتوئو لاتور . و سوپِ پياز مي خورم 110 00:09:31,400 --> 00:09:34,200 خواهش مي کنم شرابِ . چاتوئو ليونانت برامون بيارين 111 00:09:35,310 --> 00:09:39,370 برايِ غذا، سوپِ کلمِ بروکلي . و برايِ غذايِ اصلي، استيکِ فلفل 112 00:09:56,570 --> 00:10:00,450 هميشه وقتي داشتم به سفرهايِ تجاري . و کاري ميرفتم تويِ راه فرودگاه، بهم زنگ ميزدي 113 00:10:03,620 --> 00:10:05,430 . اما اين يــــه بار خيلي جلو رفتي 114 00:10:05,430 --> 00:10:07,970 . بايد زودتـــر بهم مي گفتي 115 00:10:09,030 --> 00:10:12,770 نمي دونستم که امروز آخرينِ روز از ازدواجِ . نه سالم با توئه، به همين خاطر رفتن به سالنِ مــــو 116 00:10:12,770 --> 00:10:17,640 ... موهامو درست کردم . از اونجا که بعد از چند وقت ميخواستيم با هم شام بخوريم 117 00:10:17,640 --> 00:10:20,880 . به جلسهِ همسرانِ فدراسيونِ صنعتِ کره نرو 118 00:10:20,880 --> 00:10:25,890 بيا کاغذهايِ طلاق و زودتر امضاء . کنيم و قبل از جمعه بحثِ نفقه رو هم مشخص کنيم 119 00:10:28,440 --> 00:10:32,970 من با پدرم در موردِ موضوعِ پايتخت . گروهِ سونگ جين حرف ميزنم. بهت کمک ميکنه 120 00:10:32,970 --> 00:10:36,920 چندين سال از زماني که پدرت از سمتِ . رئيسِ بانک بازنشسته شده مي گذره 121 00:10:36,920 --> 00:10:39,530 .و رئيسِ جديدِ بانک هم ارتباطاتِ متفاوتي داره 122 00:10:40,600 --> 00:10:43,820 . يو جين، نگرانِ گروهِ سونگ جين نباش 123 00:10:45,150 --> 00:10:46,700 . خودم بهش رسيدگي مي کنم 124 00:10:49,120 --> 00:10:51,150 . بعدِ از 9 سال، اين اولين باره که خنده اتُ مي بينم 125 00:10:52,730 --> 00:10:55,100 ... هميشه دلم مي خواست لبخندتو ببينم 126 00:10:55,100 --> 00:10:58,920 . اگه ميدونستم، زودتر ازت جدا ميشدم 127 00:11:03,570 --> 00:11:05,690 . افسوس مي خـــــورم 128 00:11:06,700 --> 00:11:09,700 اگه درمان موفقيت آميز بود ... و اگه ما بچه دار ميشديم 129 00:11:10,880 --> 00:11:12,920 . هرگز اين روز نمي اومــــــد 130 00:11:12,920 --> 00:11:14,870 ... يو جيــــــن 131 00:11:15,870 --> 00:11:17,230 . من يه بچه دارم 132 00:11:21,020 --> 00:11:25,820 مي تونيم ... جي يونگ رو پسرِ خودمون بکنيم؟ 133 00:11:25,820 --> 00:11:27,440 ... يــــــون 134 00:11:27,440 --> 00:11:31,880 ... اگه تو باهاش بازي کنيم و منم خوب بزرگش کنم 135 00:11:34,940 --> 00:11:39,550 يونگ جائه هم تويِ بهش . به آرامش مي رســــِه 136 00:11:39,550 --> 00:11:42,030 . بچه اي که از يونگ جائه مونــــده 137 00:11:42,030 --> 00:11:46,400 بچه اي که من و يون مي خواستيم . با هم بزرگش کنيم ... جي يونگ 138 00:11:46,400 --> 00:11:49,290 . خانواده ام فکر مي کنم اون يه باره 139 00:11:50,320 --> 00:11:53,900 . اما من مي خوام اونُ به خانواده ام بيارم . حالا ديگـــه مدرسه متوسطه درس مي خونه 140 00:11:57,240 --> 00:11:59,320 . بــــزار ازت يه سئوال بپرسم 141 00:12:01,520 --> 00:12:07,910 ... تويِ اين نه سال ... روزايي که با من سپري کردي 142 00:12:09,710 --> 00:12:11,760 تحمل کـــردي ؟ 143 00:12:11,760 --> 00:12:16,100 . يو جين... تو يه آدمِ خيلي خوبي 144 00:12:16,100 --> 00:12:19,170 ... اما اون نه سالي که من با تو سپري کردم 145 00:12:19,170 --> 00:12:24,190 . برايِ من، سالهايي پر از شرمساري بود 146 00:12:28,380 --> 00:12:31,070 . ازت خوشم مي اومد چون هيچ وقت دروغ نميگفتي 147 00:12:33,050 --> 00:12:34,790 . اما اين بــــار، يکم گيج و شوکه شدم 148 00:12:37,030 --> 00:12:39,180 . اميدوار بودم که بهم دروغ بگــــي 149 00:12:53,230 --> 00:12:57,700 دفعه بعد، وقتي خواستي به کسي چنين حرفايي . بزني ، حداقل بعد از شام بهش بگـــــو 150 00:12:57,700 --> 00:13:00,040 . فکر نکنم بتونم چيزي بخـــــورم 151 00:13:00,040 --> 00:13:02,110 . واقعاً متاسفــــَم 152 00:13:02,110 --> 00:13:03,980 . دفعهِ بعد ازم عذرخواهي کن 153 00:13:03,980 --> 00:13:07,070 . برات فرصت ايجاد مي کنم 154 00:13:20,390 --> 00:13:21,650 . چويي مين جائه هستم 155 00:13:21,650 --> 00:13:25,160 مين جائه، خدماتِ پيشرفتهِ نقديِ . کارتهايِ اعتباري سونگ جين، متوقف شده 156 00:13:25,160 --> 00:13:26,900 . الان همه جا هرج و مرجـــــِه 157 00:13:26,900 --> 00:13:30,480 . تويِ اخبار امروز عصر سرخطِ خبرهاس بايد چيکـــــار کنيم ؟ 158 00:13:30,480 --> 00:13:35,790 سرخطِ خبرهايِ فردا مشکلِ کارتهايِ . اعتباريِ سونگ جين رو حل ميکنه 159 00:13:35,790 --> 00:13:38,510 . موقعيت الان اصلاً خوب نيست 160 00:13:38,510 --> 00:13:40,090 ... الان کجايي ؟ بيا همديگــــرو ببينيم - 161 00:13:40,090 --> 00:13:41,430 . دارم الان غذا مي خــــورم 162 00:13:41,680 --> 00:13:43,450 . بعداً بهت زنگ ميــــزنم 163 00:13:47,290 --> 00:13:50,750 خدمات رساني به کارتهايِ نقديِ سونگ جين از امشب متوقف شده است 164 00:13:50,750 --> 00:13:53,510 و به همين خاطر هم مشتري ها . ناراحت هستن و لحظه هايِ سختي رو تجربه ميکنن 165 00:13:53,510 --> 00:13:59,190 حسابهايِ بانکي کارتهايِ سونگ جين برايِ خدماتِ کارتهايِ نقدي در 13 بانک متوقف شده 166 00:13:59,190 --> 00:14:03,100 اما عنوان شده که به زودي از . طرفِ گروه حمايتهايي صورت مي گيره 167 00:14:07,180 --> 00:14:10,310 مين جائه با وثيقه گذاشتنِ فولادِ . سونگ جين يه وامِ ضروري گرفته 168 00:14:10,310 --> 00:14:13,210 و سرويسِ خدماتِ نقدي از امروز . صبح کارش خودش رو دوباره شروع ميکنه 169 00:14:17,730 --> 00:14:21,720 چه فايده اي داره ؟ بعد از اينکه از تپه مي ري بالا . بعدش رو به روت يه کوهِ بزرگ هست 170 00:14:21,720 --> 00:14:23,650 . ماهِ بعـــد مشکلِ اصلي شروع ميشه 171 00:14:23,650 --> 00:14:26,860 مشتري ها قبض هايِ کارتهايِ اعتباري . رو با کارتهايِ اعتباري شون پرداخت ميکنن 172 00:14:26,860 --> 00:14:29,210 و رئيس چويي مين جائه از کارتهايِ نقدي سونگ جين 173 00:14:29,210 --> 00:14:31,500 داره از پولِ قرضيِ گروهايِ . وابستهِ شرکت استفاده مي کنــــِه 174 00:14:36,530 --> 00:14:41,280 ايون جونگ ... پولِ نقدي که برايِ ساختنِ يه فروشگاهِ جديد در چونگجو پس انداز کرده بودي 175 00:14:41,280 --> 00:14:45,170 بزار من يه ماهي نگهش دارم و برايِ . کارتهايِ نقدي سونگ جين خرجش کنم 176 00:14:46,570 --> 00:14:50,540 چيکار ميشه کرد ؟ ديروز باهاشون . اوراقِ قرضه خريداري کردم 177 00:14:50,540 --> 00:14:53,610 . بايد يه روز جلوتــــر بم مي گفتي 178 00:14:56,610 --> 00:14:59,180 اگه کارتهايِ اعتباري سقوط کنن . گروه هم تقريباً باهاش سقوط مي کنه 179 00:14:59,180 --> 00:15:01,140 . مطمئنم که گروه خودش به اين قضيه رسيدگي ميکنه 180 00:15:01,140 --> 00:15:04,690 بيش از حد کارت رو گسترش دادي تا بتوني . سه ساله 10 ميليون عضو رو جذب کني 181 00:15:04,690 --> 00:15:07,520 . خيلي از اونـــا سالِ اولي هاي کالج بودن 182 00:15:07,520 --> 00:15:11,800 اينکــــه بخواي ده ميليون ون رو به ... دانش آموزاي کالج بدونِ هيچ درآمدي بدي 183 00:15:11,800 --> 00:15:14,200 . مثلِ کاري اه که متقلبها انجام ميدن و وام ميدن 184 00:15:14,200 --> 00:15:16,470 اين چيزي نيست که يه يه . شرکتِ بزرگ بايد انجامش بده 185 00:15:16,470 --> 00:15:19,750 ' اينُ برايِ کسي که بيشتر دوسش . دارين خرج کنين، کارتِ نقدي سونگ جين ' 186 00:15:19,750 --> 00:15:21,640 اين شعارِ اين محصولِ تجاري نبوده ؟ 187 00:15:21,640 --> 00:15:25,250 . اونـــا دارن مهمترين چيزاشون رو از دست ميدن . اونم فقط به خاطرِ کارتِ نقـــدي سونگ جين 188 00:15:27,070 --> 00:15:28,390 ! سئو يـــــون 189 00:15:28,390 --> 00:15:31,430 بابا همه تلاشش رو کرد که جلوت رو . بگيره و نزاره انقدر کسب و کارِ کارتهايِ اعتباري رو گسترش بدي 190 00:15:31,430 --> 00:15:35,220 پدر، براي کارتهايِ اعتباري و تجارتِ کارتهايِ .. اعتباري بايد سفره اي رو پهن کني و بعدش سود 191 00:15:35,220 --> 00:15:37,470 ... مهم نيست که چقدر از اين تجارت سود کسب کنيم 192 00:15:37,470 --> 00:15:40,390 . من هيچ وقت با پول بازي نمي کنــــَم 193 00:15:40,390 --> 00:15:45,000 اين مين جائه بود که تو رو تشويق کرد اين تجارت . رو با کارتهايِ اعتباري راه بندازي و بعدش گسترشش بدي 194 00:15:45,000 --> 00:15:48,640 . ون جائه، آتيشي که روشن کردي رو خاموش کن 195 00:15:50,890 --> 00:15:55,170 دونگ هي، من همهِ سهمِ کارتهايِ . اعتباري رو ديروز فروختم 196 00:15:55,170 --> 00:15:57,280 ببينم اينکه مخالفِ قانون نيست ؟ 197 00:15:57,280 --> 00:15:59,790 . من فقط سهمِ خودم رو فروختــــَم 198 00:15:59,790 --> 00:16:01,760 . بررسي مي کنم 199 00:16:01,760 --> 00:16:07,660 سونگ جائه، بيا امروز بريم . سرِ مــــزارِ پدرت 200 00:16:07,660 --> 00:16:10,570 ، هفتهِ گذشته تولدش بود ... اما من تنها رفتم 201 00:16:10,570 --> 00:16:13,160 سئو يون، جلسهِ استراتژي ساعتِ سه هست ، درسته ؟ 202 00:16:15,170 --> 00:16:17,470 . مامان نمي تونم باهات بيام . خودت تنهايي بــــرو 203 00:16:18,580 --> 00:16:20,710 . سئو يون، ساعتِ 2:30 ميام دفتـــرت 204 00:16:20,710 --> 00:16:22,510 بايد خلاصهِ متنِ جلسه رو . باهات هماهنگ کنم 205 00:16:22,510 --> 00:16:26,030 تو راهت، لطفاً پخ تراشيده با توت فرنگي . رو از کافه زيرزمين برام بخــــر 206 00:16:26,030 --> 00:16:29,700 . امروز با مشـــاورا قرارِ ملاقات دارم 207 00:16:29,700 --> 00:16:32,520 فکر نکنم بتونم زياد ناهار بخورم . وقتي که بزرگترا دارن سرم غرغر مي کنن 208 00:16:33,520 --> 00:16:39,320 . تائه جو، حرفايِ بزرگترا رو ناديده نگيـــر 209 00:16:44,610 --> 00:16:46,500 ! رئيس داره ميــــرسه 209 00:16:47,610 --> 00:17:12,500 ....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::.... 210 00:17:13,510 --> 00:17:14,620 . نائب رئيس 211 00:17:15,680 --> 00:17:18,860 همهِ اوراقِ عرضهِ قابلِ تبديلِ . کارتهايِ اعتباري سونگ جينُ بخــــر 212 00:17:20,020 --> 00:17:23,100 تيم مالـــي مشخص کرده . که اصلاً برايِ سرمايه گذاري مناسب نيست 213 00:17:23,100 --> 00:17:25,260 ... عملکـــردش واقعاً بـــــده 214 00:17:26,530 --> 00:17:28,070 . پس يه نفر بايد مسئوليتش رو قبول کنه 215 00:17:29,580 --> 00:17:32,050 رئيسِ کارتهايِ اعتباري . گروهِ سونگ جين، چويي ون جائه 216 00:17:33,680 --> 00:17:36,390 موقعيتت مين حالا داره به رئيس . گروهِ خدماتيِ بسته بندي سونگ جين تغيير ميکنه 217 00:17:38,260 --> 00:17:39,280 ... مين جـــــائه 218 00:17:44,940 --> 00:17:46,330 . بله، رئيس 219 00:17:46,330 --> 00:17:48,600 . حالا بايد يه راه حل پيدا کنيم 220 00:17:49,690 --> 00:17:54,170 مدير جانگ تائه جو، از امروز . به بعد تو به مسائل کارتهايِ اعتباري سونگ جين برس 221 00:17:54,170 --> 00:17:58,400 تو برايِ چندين سال تويِ اين گروه کار کردي . و حالا هم مالکِ اين خانواده هستـــي 222 00:17:58,400 --> 00:18:01,780 بيا اين بحـــران رو با هم رد کنيم 223 00:18:01,780 --> 00:18:04,870 رئيس کارتهايِ اعتباري سونگ جين . جانگ تائه جــــــو 224 00:18:06,950 --> 00:18:10,470 . کمبودِ ... شديدِ مالي وجود داره 225 00:18:10,470 --> 00:18:13,010 . بهت کمک مي کنم 226 00:18:14,150 --> 00:18:16,990 . رئيسِ فولادِ سونگ جين، کيم دائه گوان - . بله، آقــــــآ - 227 00:18:16,990 --> 00:18:21,950 فردا اعلام کن که ميخوام فولادِ . سونگ جين رو بفروشيم 228 00:18:21,950 --> 00:18:23,260 . بله، آقــــــا 229 00:18:23,260 --> 00:18:28,690 همهِ مبلغ از فروشِ فولادِ سونگ جين . رو برايِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين قرار بده 230 00:18:31,850 --> 00:18:34,890 ميتوني کمکي کنــــه ؟ 231 00:18:58,230 --> 00:19:00,900 نميتونم موقعيتِ کارتهايِ اعتباري . سونگ جيـــن رو بفهمم 232 00:19:00,900 --> 00:19:03,690 . پانزده روزه اينکارُ انجام دادن، خيلي سخت بوده 233 00:19:03,690 --> 00:19:06,880 . خدماتِ پولِ نقـــد دوباره به حالتِ تعليق در مياد 234 00:19:06,880 --> 00:19:10,470 و بيشتر فروشگاه ها کارتهايِ . اعتباريِ سونگ جينُ قبول نمي کنن 235 00:19:10,470 --> 00:19:13,410 ... اگه کارتهايِ اعتباري سونگ جين اينطوري سقوط کنـــِه 236 00:19:13,410 --> 00:19:16,940 . تو تنها کسي هستي که بايد سرزنش ها رو قبول کني 237 00:19:38,760 --> 00:19:40,880 پلاکِ اسمت رو دريافت کردي ؟ 238 00:19:40,880 --> 00:19:43,380 ... از حالا به بعد، تائه جـــــو 239 00:19:43,380 --> 00:19:47,670 ، هر مقامي که به دست بياري . به عنوانِ هديه بهت يه پلاکِ اسم ميدم 240 00:19:47,670 --> 00:19:49,640 . از اونجايي که من بهت اين عنوان رو دادم 241 00:19:49,640 --> 00:19:52,720 تو هم به خاطرِ اون ارتقاء رتبه . کلي گلِ ارکيده دريافت کــردي 242 00:19:52,720 --> 00:19:55,690 . اونا همشون از کسايي ان، که ازم متنفـــرن 243 00:19:55,690 --> 00:20:00,660 کسي که نگـــرانم بود . زنگ زد تا بهم تسلي بده 244 00:20:01,830 --> 00:20:05,750 احساس کردم که اين گلهايِ ارکيده . گلهــــايِ مراسمِ ختمم هستن 245 00:20:09,160 --> 00:20:12,130 . نيازي نيست برايِ اومدن به دفترِ رئيس در بزني . فقط هر موقع که دوست داشتي بيـــــا 246 00:20:12,130 --> 00:20:15,340 بعضي وقتا هم در موردِ موقعيتِ . کارتهايِ اعتباري سونگ جين بهم گزارش بده 247 00:20:15,340 --> 00:20:17,790 مطمئنم کسي که آتيش رو روشن . کـــرده به خوبي مي دونه 248 00:20:17,790 --> 00:20:22,450 کجا آتيش روشن شده و . چه طوري اون آتيش روشن شده 249 00:20:22,450 --> 00:20:25,360 . من نبودم که آتيشُ روشن کـــردم 250 00:20:28,150 --> 00:20:33,690 چه اتفاقي مي افته اگه من و تو با هم زيرِ خاکسترِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين، به خاک سپرده بشيم ؟ 251 00:20:33,690 --> 00:20:36,020 . امکان داره اين اتفاق بيوفتـــــِه 252 00:20:40,520 --> 00:20:41,560 . تائه جــــــو 253 00:20:42,630 --> 00:20:43,900 . تو رو مي شناســــَم 254 00:20:45,210 --> 00:20:48,910 تو نمي تونه همهِ عمـــرت رو تويِ مغازهِ . نودل فروشي آبگوشت و نودل درست کني 255 00:20:48,910 --> 00:20:53,500 ، اگه مي خواي زنده بمونــــي . کارتهايِ اعتباري سونگ جين رو احيا کن 256 00:20:53,500 --> 00:20:58,200 تو بهم گفتي کـــــه : سهمت . رو تويِ يه اردوگاهِ نابود شده به وجود بيار 257 00:20:58,200 --> 00:21:01,850 کارتهايِ اعتباري سونگ جين رو . از نابودي نجات بده و دوباره احياء کن 258 00:21:01,850 --> 00:21:04,960 . بعدش بهت يه پستِ بهتـــر مي دم 259 00:21:04,960 --> 00:21:09,110 و تائه جو ، بعدش اون . پلاکِ اسمُ بهت مي دم 260 00:21:11,420 --> 00:21:13,670 مراسمِ افتتاحيه فرداست، درستــــِه ؟ 261 00:21:13,670 --> 00:21:16,810 نمي تونم بيام چون برايِ . ناهار بايد برم خونهِ آبــــي 262 00:21:18,000 --> 00:21:23,490 به نائب رئيس چويي سئو يون بگو . برنامه ش رو خالي کن و تويِ مراسم شرکت کنه 263 00:21:23,490 --> 00:21:25,080 . بله، آقـــــــا 264 00:21:26,210 --> 00:21:32,510 تائه جو ... فقط يه راه هست که . کارتهايِ اعتباريِ سونگ جينُ نجات بدي 265 00:21:32,510 --> 00:21:37,390 . قدرتِ فروشِ فولادِ سونگ جين رو بهش اضافه کن 266 00:21:38,560 --> 00:21:41,850 . سئو يون رو هم متقاعـــــد کن 267 00:21:43,740 --> 00:21:45,400 . شما با هم ازدواج کردين 267 00:21:46,740 --> 00:22:08,400 ....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::.... 268 00:22:09,890 --> 00:22:14,920 . چويي مين جائه، اون مرد ... خيلي تغيير کرده 269 00:22:14,920 --> 00:22:16,890 . من کسي هستم که تغيير کــــــردم 270 00:22:16,890 --> 00:22:22,340 ، با مردم بلند مرتبه غذا خوردن . و با بازي کردن گلف با مردمِ پرقدرت 271 00:22:22,340 --> 00:22:26,000 . و يه زندگيِ راحت تويِ يه خونهِ بزرگ 272 00:22:26,000 --> 00:22:28,700 حالا يه سگِ شکاري تبديل به . يه حيوونِ خانگيِ دستي شده 273 00:22:28,700 --> 00:22:31,920 به خاطرِ طوفانهايِ بزرگِ زمستوني و بادهايِ قوي 274 00:22:33,350 --> 00:22:35,910 . من برايِ يه مدتِ طولاني تويِ کمپ موندم 275 00:22:37,250 --> 00:22:42,410 از کجا اومدم ... و بايد کجا برم 276 00:22:44,500 --> 00:22:46,090 . برايِ يه مدتي اينُ از ياد برده بودم 277 00:22:53,340 --> 00:22:55,190 [ دفتـــــرِ ادن ] 278 00:22:56,840 --> 00:22:57,850 . جانگ تائه جو هستم 279 00:22:57,850 --> 00:23:01,940 تائه جو! سئول هي هفتهِ آينده . با آزاديِ مشروط از زندان آزاد ميشه 280 00:23:01,940 --> 00:23:03,250 . تويِ زندون بينِ زندانها مدلـــــِه 281 00:23:03,250 --> 00:23:07,910 ، اما اگه سئول هي اونجا مـــُدله بقيهِ زنداني ها چي هستن ؟ 282 00:23:14,860 --> 00:23:17,860 آگهيِ فروشِ فوريِ فولادِ . سونگ جين بيرون اومــــده 283 00:23:20,290 --> 00:23:26,160 خواهش مي کنم راهي پيدا کن که کارتهايِ . سونگ جين رو بدونِ فروشِ فولادِ سونگ جين نجات بديم 284 00:23:26,160 --> 00:23:27,460 . راهي وجـــود نداره 285 00:23:27,460 --> 00:23:31,500 کمکِ آتش نشانيِ سونگ جين و سرمايه گذاريِ ... زندگيِ سونگ جين 286 00:23:31,500 --> 00:23:34,170 . نائب رئيس، همهِ اونا رو مسدود کرده بوديم 287 00:23:35,530 --> 00:23:38,240 ... فولادِ سونگ جين 288 00:23:38,240 --> 00:23:41,820 ، سئو يون، اون فولادِ هان سونگـــِه . جايي که پدر اونُ ساخته 289 00:23:42,920 --> 00:23:46,830 اطلاعاتِ سونگ جين، برقِ سونگ جين ... نفتِ سونگ جين 290 00:23:46,830 --> 00:23:50,530 اينها همهِ شرکتهايِ وابسته اي بودن که بعد . از اينکه رئيس چويي مين جائه صندلي رياست رو گرفت، فروخته شدن 291 00:23:50,530 --> 00:23:55,120 اونها هم شرکتهايي بودن که رئيس چويي . دونگ سونگ از پايه خودش اونا رو ساخته بود 292 00:23:55,120 --> 00:24:02,560 تصميم داره که همهِ ردِ پاها و همهِ . گامهايِ مثبت پدر رو تويِ گروه سونگ حين از بين ببره 293 00:24:02,560 --> 00:24:04,970 ... مشکلِ کارتهايِ اعتباريِ سونگ جين 294 00:24:04,970 --> 00:24:08,310 ، اگه حل نشــــِه . رئيس جانگ تائه جو صدمه مي بينـــِه 295 00:24:08,310 --> 00:24:12,100 ، برايِ حل کردنِ مشکلِ کارتهايِ اعتباري ... نائب رئيس 296 00:24:12,100 --> 00:24:17,090 چارهِ ديگه اي نداريم جز اينکه به . تماشايِ فروشِ فولادِ هان سونگ بشينيم 297 00:24:29,190 --> 00:24:33,200 ميخوام يه جلسه با سهامدارايِ عمده برگزار ... کنم . امشب وقتِ مناسبي اه 298 00:24:33,200 --> 00:24:34,550 . خانم هان جانگ هــــي 299 00:24:39,990 --> 00:24:42,240 . مي دونم که چه احساسي داره 300 00:24:43,240 --> 00:24:48,240 به محضِ اينکه ساعتِ آزادي ام رو فهميدم، تعجب . زده شدم که کسي ساعتش رو به خاطرِ داره 301 00:24:48,240 --> 00:24:50,700 . حتي ثانيه ها گذرشون برام يه عمر بودن 302 00:24:53,710 --> 00:24:58,430 مدير يون بهم گفت که مي خواد هر دفعه که . به ملاقاتش مي رم نودل با لوبيايِ سياه بخوره 303 00:24:59,500 --> 00:25:01,590 . بيا اون روز يه رستورانِ چيني رو اجاره کنيم 304 00:25:01,590 --> 00:25:06,390 ، واي، بعد از جامِ جهانيِ دوم . مدير يون ميخواد از زندان آزاد شه 305 00:25:07,460 --> 00:25:10,110 . رئيس جانگ مدتِ طولاني اي منتظر مونده 306 00:25:10,110 --> 00:25:12,500 . سئول هي کسي بوده که خيلي انتظار کشيده 307 00:25:13,800 --> 00:25:17,530 ... بهش قول داده بودم . که صاحبِ همه چيز مي شم 308 00:25:18,850 --> 00:25:20,810 . و بعدش با هم به فيليپين مي ريم 309 00:25:20,810 --> 00:25:26,250 اون تمومـــِه اين سالها با ايمان . داشتن به اين قول تويِ زندون دووم آورده 310 00:25:26,250 --> 00:25:28,930 ... مي تونم يه معامله رو لغـــو کنم 311 00:25:29,890 --> 00:25:31,690 . اما بايد رويِ قولم بمونم 312 00:25:34,810 --> 00:25:36,250 ... چويي سئو يـــــون 313 00:25:36,250 --> 00:25:39,500 . چيزي که باهاش بستم يه معامله بود 314 00:25:44,370 --> 00:25:46,950 فقط يه نفر تويِ اين دنيا وجود داره ... که بهش قول دادم 315 00:25:49,250 --> 00:25:50,600 . سئول هـــــي 316 00:25:58,470 --> 00:26:00,780 . يه آبراه نزديکِ قبر وجود داره 317 00:26:00,780 --> 00:26:03,790 ، برايِ عوض کردنِ مسيرِ آبراه . بايد يه نفر از خدمات رو خبر کنيم 318 00:26:03,790 --> 00:26:08,670 حالا مي فهمم که چرا مردم به . قبر و پرتــــره تعظيم ميکنن و احترام ميزارن 319 00:26:10,160 --> 00:26:15,320 اولين بار به روحش تويِ بهش تعظيم ميکنن . و برايِ بعدي به بدنش در زمين، برايِ همين دوباره 320 00:26:17,190 --> 00:26:22,100 ، بهم گفت که پسرش بايد برايِ اين خدمات بياد . به همين خاطر من اين هفته برنامه ريزي کردم 321 00:26:24,560 --> 00:26:26,080 . من برايِ خودم برنامه هايي دارم 322 00:26:26,080 --> 00:26:29,650 ميخوام با سئو يون به مجتمع هايِ . زيستيِ جزيرهِ ججو برم 323 00:26:30,890 --> 00:26:34,350 . پس برايِ هفتهِ بعدي برنامه ريزي مي کنم 324 00:26:37,370 --> 00:26:38,980 بايد چيکار کنم ؟ 325 00:26:41,270 --> 00:26:45,830 که بتونم مادرم رو وادار به تسليم کنم ؟- 326 00:26:48,520 --> 00:26:52,430 بعد از اينکه کارم تويِ مدرسه تموم شد . به شرکت رفتم . تا به سئو يون کمک کنم 327 00:26:53,610 --> 00:26:56,410 . تا اين جنگُ سريعتــر تموم کنه 328 00:26:58,610 --> 00:27:02,650 بعدش هم تو ديگه نيازي نيست . اينطوري زندگي کني 329 00:27:04,720 --> 00:27:06,680 . سي سال شـــــده 330 00:27:06,680 --> 00:27:12,330 ، اگه هرگز به اين خونه نمي اومـــدي . حتماً خيلي لبخند مي زدي و خوشحال ميبودي 331 00:27:12,330 --> 00:27:15,120 . منم مي تونستم روزايِ شادي رو سپري کنم 332 00:27:17,210 --> 00:27:21,240 همراه با کارمندانِ شرکت که ماهيانه چند ميليون وون حقوق دريافت مي کنن 333 00:27:21,240 --> 00:27:26,260 . اونا با شادي لبخند مي زنن ... با خانواده هاشـــــون 334 00:27:26,260 --> 00:27:30,370 مين جائه به زودي وسطِ . اين بحران کنار مي کشه 335 00:27:30,370 --> 00:27:31,740 بعـــد از اون ؟ 336 00:27:31,740 --> 00:27:35,790 . بعدش تو با تائه جو مبارزه ميکني . و بعدش هم با سئو يون 337 00:27:38,930 --> 00:27:45,750 مامان ... تو از اينکه همهِ سالهايِ زندگي اينطوري زندگي کردي پيشمون نيستي و افسوس نميخوري؟ 338 00:27:50,670 --> 00:27:55,900 . يه روزي آخرين نفسهامـــُو مي کشم 339 00:27:58,920 --> 00:28:05,150 اگه آخرين تصوير از اين دنيايي ... که دارم توش نفس مي کشم 340 00:28:05,150 --> 00:28:10,600 ديدنِ تو رويِ صندليِ رياستِ گروهِ سونگ جين باشه، چقدر خوب ميشه ؟ 341 00:28:12,170 --> 00:28:16,510 ... اگه بتونم اون لحظه رو ببينم، سونگ جائه 342 00:28:17,620 --> 00:28:21,420 بعدش ديگه چه افسوسي ميتونم داشته باشم ؟ 343 00:28:23,030 --> 00:28:25,130 . برايِ هفتهِ بعد هم برنامه ريزي کردم 344 00:28:25,130 --> 00:28:27,090 . نمي تونم به قبرستون برم 345 00:28:29,240 --> 00:28:32,070 . سونگ جائهِ من، ممنونم 346 00:28:32,070 --> 00:28:35,210 ... تائه جو، مين جائه و سئو يون 347 00:28:35,210 --> 00:28:38,610 ، اصلاً به هيچ کدوم از اونا نرفتي . به همين خاطره که خيلي ممنون هستم 348 00:28:40,810 --> 00:28:43,000 . من جرمي مرتکب مي شم 349 00:28:43,000 --> 00:28:47,750 . فقط رويِ صندلي اي که برام درست ميکنم بشين 350 00:28:49,760 --> 00:28:50,920 . برو و يکم استراحت کن 351 00:28:54,000 --> 00:28:55,360 . به زودي تمومش مي کنم 352 00:28:55,360 --> 00:28:59,590 به سئو يون کمک مي کنم و . کاري مي کنم که بالاخره تسليم بشي 353 00:29:01,310 --> 00:29:04,240 . بعد از اون مامان، بيا با هم بريم سفـــــر 354 00:29:05,330 --> 00:29:08,410 ، يه کشورِ ديگه خيلي خوبه . حتي جزيرهِ ججو هم خوبــــِه 355 00:29:10,000 --> 00:29:15,850 تا روزِ آخرِ زندگي ات، ازت يه . آدمِ شاد ميسازم. کاري ميکنم لبخند بزني، مامان 356 00:29:20,580 --> 00:29:23,330 . بياين به فولادِ سونگ جين دست نزنيم 357 00:29:23,330 --> 00:29:26,010 . من توزيعِ سونگ جينُ به فروش مي رسونم 358 00:29:26,010 --> 00:29:28,330 . سايتهايِ انبار تويِ کل کشور پخش شده 359 00:29:28,330 --> 00:29:30,670 ارزشِ املاک هم که . خيلي خوب شده 360 00:29:30,670 --> 00:29:33,120 اينا مي تونه کمک کنه که کارتهايِ . اعتباري سونگ جين به وضعيتِ نورمالش برگرده 361 00:29:33,120 --> 00:29:36,560 در توزيع، به خاطرِ رقابتِ بيش از حدِ شرکتهــــاي بزرگ 362 00:29:36,560 --> 00:29:38,870 . سودآوري بدتــــر شده 363 00:29:38,870 --> 00:29:41,740 کسب و کاري که نميتونه بهرهِ ... وامهايِ بانکي رو پرداخت کنه 364 00:29:41,740 --> 00:29:43,680 کي براش مبلغِ قابلِ توجهي مي پردازه ؟ 365 00:29:47,510 --> 00:29:49,550 ، ياسها خيلي بويِ خوبي دارن . عمه جانگ هــــي 366 00:29:50,630 --> 00:29:53,750 بياين وسايلِ نقليهِ خودروسازيِ . سونگ جينُ بفروشيم 367 00:29:53,750 --> 00:29:56,740 . قبلاً از امريکا برايِ خريدشون پيشنهاد داده شده بود 368 00:29:56,740 --> 00:29:59,860 . تو همون کسي بودي که پيشنهادُ رد کـــــرد 369 00:29:59,860 --> 00:30:04,220 الانم بازارِ خودرو کلِ دنيا . در رکورد به سر مي بـــــره 370 00:30:09,160 --> 00:30:13,200 من 500.000 پيونگ زمينِ اصلاح . شده تويِ سواحلِ غربي دارم 371 00:30:13,200 --> 00:30:15,480 . اونُ بهت مي دم 372 00:30:15,480 --> 00:30:19,270 چهار نفر از ما، که صاحبِ اکثريتِ سهام ها هستن ميتونن دارايي هايِ شخصي شونُ بزارن 373 00:30:19,270 --> 00:30:21,580 و در اولين وحله با بحرانِ ... کارتهايِ اعتباري سونگ جين مقابله کنن 374 00:30:21,580 --> 00:30:24,820 بدونِ اينکه بدونيم قراره گروهِ سونگ ... جين با کي به پايانِ کارش برسه 375 00:30:24,820 --> 00:30:28,610 به نظر مي رسه تو تنها کسي هستي که . ميخواي دارايي هايِ شخصي ات رو بدي 376 00:30:31,190 --> 00:30:32,730 ... در موردِ مدير کانگ هو يئون 377 00:30:32,730 --> 00:30:37,710 فکر کنم چندين ماه باشه که ازت خواسته بودم . تويِ شرکتِ سونگ جين براش يه جا پيدا کني 378 00:30:37,710 --> 00:30:40,030 . برايِ دهه ها سخت کار کــــرده 379 00:30:40,030 --> 00:30:43,060 باور دارم که براش بهتـــره که چند . سال بيشتـــر استراحت کنه 380 00:30:45,050 --> 00:30:46,760 . مشکل ايجــــاد ميشه 381 00:30:46,760 --> 00:30:49,970 اگه نتوني فولادِ سونگ جين رو به يه قيمتِ خوب بفروشي 382 00:30:49,970 --> 00:30:53,710 تو با عواقبِ قانوني قصور . در اين کار مواجهه مي شي، مين جائه 383 00:30:54,800 --> 00:30:57,920 بايد تويِ يه موقعيتِ مناسب . و به يه قيمتِ مناسب به فروش برسه 384 00:30:59,400 --> 00:31:04,620 ، اگه کسي حاضر شد بابتش 1.5 تريليون بپردازه . بياين فولادِ سونگ جين رو بهش واگذار کنيم 385 00:31:06,620 --> 00:31:09,730 بفرمايين اين جزئياتِ . کارتهايِ سونگ جينه پايتختــــِه 386 00:31:09,730 --> 00:31:13,130 به جز 500 ميلياردي که در عرضِ 15 روز اومــــده 387 00:31:13,130 --> 00:31:15,190 . بقيهِ خدماتِ نقدي به حالتِ تعليق در اومــــده 388 00:31:15,190 --> 00:31:19,070 و چون پرداختِ وامهايِ بلند مدت . از دو ماهِ ديگه آغار ميشه 389 00:31:19,070 --> 00:31:21,510 . چاله هايِ زيادي هست که بايد پر بشــــِه 390 00:31:21,510 --> 00:31:24,680 هزينهِ دراز مدت، توازنِ هزينه هايِ ... دراز مدت 391 00:31:24,680 --> 00:31:27,480 بعد از اينکه تلافات جبران شــــِه 392 00:31:27,480 --> 00:31:31,610 بعدش مي توني از فولادِ سونگ جين . در سه ماهِ آينده به عنوان گرانبها ترين دارايي ات استفاده کني 393 00:31:32,990 --> 00:31:37,060 آقاي جانگ تائه جو، نبايد . فولادِ سونگ جين به فروش برسه 394 00:31:37,060 --> 00:31:40,360 . بزار اين قضيه رو به دموکراسي بزاريم . بزار راي گيري کنيم 395 00:31:40,360 --> 00:31:48,230 حالا، هرکسي که با فروشِ فولادِ . سونگ جين مخالفه ... دستش رو ببره بالا 396 00:31:56,050 --> 00:31:59,870 خوب .. از فردا صبح . خودم به اين موضوع رسيدگي مي کنم 397 00:31:59,870 --> 00:32:03,510 به کسي که حتي 10.000 ون . بيشتر بده تحويل مي دمش 398 00:32:03,510 --> 00:32:06,120 ، به محضِ اينکه سوارِ هواپيما بشي . اين آگهي هم منتشر مي شه 399 00:32:06,120 --> 00:32:10,820 اگه وضعيت اضطراري شد حتماً ماسکِ اکسيژنت رو بزار 400 00:32:10,820 --> 00:32:15,530 ، و اول جليقهِ نجات رو خودت تنت کن . و بعدش به نفرِ کناري ات کمک کن 401 00:32:18,630 --> 00:32:20,260 . تائه جو، کارت عالي بود 402 00:32:20,260 --> 00:32:22,500 . بايد اول خودت رو نجات بدي 403 00:32:24,310 --> 00:32:25,640 . آقاي جانگ تائه جو 404 00:32:25,640 --> 00:32:29,630 . پس تصميم گرفتيم فولادِ سونگ جينُ بفروشيم 405 00:32:29,630 --> 00:32:32,410 . ديـــــر شده 406 00:32:32,410 --> 00:32:37,180 خيلي خوب بود که جر و بحثهايِ . بينِ تائه جو و سئو يون رو نمي شنويم 407 00:32:52,190 --> 00:32:53,460 . شب بخيـــــر 408 00:32:54,600 --> 00:32:57,600 ... در طولِ اعتصابِ سالِ گذشته 409 00:32:57,600 --> 00:33:02,410 من بودم که کارگرايِ جايگزين رو آوردم . که خطِ توليد آسيبي نبيـــــنه 410 00:33:02,410 --> 00:33:05,380 . فکر نمي کردم که آدمِ لاف زني باشي 411 00:33:05,380 --> 00:33:07,640 . دير شده، اما ازت ممنونــــَم 412 00:33:07,640 --> 00:33:12,000 ... بررسيِ فسادِ عرضهِ کالايِ چهار سالِ پيش 413 00:33:12,000 --> 00:33:16,920 من بودم که مجبور کردم مديرايِ فروش مسئوليتش . رو قبول کن به جايِ اينکه تو مسئوليتش رو قبول کني 414 00:33:20,550 --> 00:33:23,950 ، اولين بار لاف زدنت سخت بود . اما به نظر مي رسه داراي پيشرفت ميکني 415 00:33:23,950 --> 00:33:25,640 . اما بازم ازت ممنونم 416 00:33:25,640 --> 00:33:26,940 . فراموشش کرده بودم 417 00:33:26,940 --> 00:33:32,200 اين يه معامله بينِ من و تو بود . که به راندِ آخر برسيم 418 00:33:32,200 --> 00:33:36,570 شايد به همين خاطر بود . که فکر کرده بودم دوستمــــي 419 00:33:40,590 --> 00:33:42,490 . اين اشتباهت بود 420 00:33:47,880 --> 00:33:50,410 وقتي که مين جائه داشت اطلاعاتِ سونگ جينُ مي فروخت 421 00:33:50,410 --> 00:33:57,150 تو کسي بودي که سهامدارايِ عمده . رو به نبردِ قانوني تشويق مي کردي 422 00:33:58,470 --> 00:33:59,850 . من لاف نمي زنم 423 00:33:59,850 --> 00:34:03,300 در طولِ فروشِ برقِ سونگ جين و نفتِ سونگ جين 424 00:34:03,300 --> 00:34:08,530 تو کسي بودي که رسانه ها رو بهم ريختي . و تلاش کردي جلويِ فروششون رو به خارج بگيري 425 00:34:09,690 --> 00:34:15,110 ... شايد همونجا بود که فکر کردم . تو يه دوستـــــي 426 00:34:18,760 --> 00:34:21,680 اين منم که بايد مسئوليتِ افکارت رو به عهده بگيرم ؟ 427 00:34:21,680 --> 00:34:23,380 ... فولادِ سونگ جين 428 00:34:23,380 --> 00:34:27,920 اين پدرم بود که 40 سالِ پيش زمينهاش ... رو اصلاح کرد و رويِ اون زمين کارخونه رو ساخت 429 00:34:27,920 --> 00:34:29,280 عصباني هستي ؟ 430 00:34:29,280 --> 00:34:32,660 به خاطرِ اينکه من خرسِ عروسکيِ پدرت رو با آبنبات عوض کردم ؟ 431 00:34:34,470 --> 00:34:38,070 پرنسسم ، بايد چيکار کنيم ؟ . تو واقعاً عصباني هستي 432 00:34:38,070 --> 00:34:42,230 . فولادِ سونگ جين نمادِ اين گروهـــــِه 433 00:34:42,230 --> 00:34:45,030 . پدرم با عرقش اونجا رو ساخته 434 00:34:45,030 --> 00:34:47,440 ... مي خواستم برايِ زندگيِ پدرم اونجا رو نجات بدم 435 00:34:50,010 --> 00:34:52,280 رئيس چويي دونگ سونگ تنها کسي بوده که عرق ريختــــه ؟ 436 00:34:52,280 --> 00:34:55,600 بيش از 10.000 مدير و کارمند . در فولادِ سونگ جين کار مي کنن 437 00:34:55,600 --> 00:34:58,810 حتي اونا الانم، دارن تويِ شيفت هايِ . شب جلويِ کوره ها عرق مي ريزن 438 00:34:58,810 --> 00:35:02,550 اينکه اين شرکت به کي فروخته ميشه . مهم نيست، اونا بازم عرق مي ريزن 439 00:35:02,550 --> 00:35:04,090 . درست مثلــــِه پدرم 440 00:35:04,090 --> 00:35:06,360 عرقِ رئيس چويي دونگ سونگ 441 00:35:06,360 --> 00:35:09,460 فقط عرقِ يه نفر در مقابلِ . عرق ريختنِ 10.000 کارمنده 442 00:35:09,460 --> 00:35:11,360 . شب بخيـــــر 443 00:35:11,360 --> 00:35:18,010 با اينحال که چنين پدرِ باارزشي داري ... چرا نمي توني حتي به پرتــــره اش نگاه کني ؟ 444 00:35:19,540 --> 00:35:21,480 . بيا همينجــــا بس کنيم 445 00:35:21,480 --> 00:35:26,310 پرترهِ پدرت ... فقط هر سال يکبار ... اونم تويِ روزِ يادبودش مي بينيش 446 00:35:26,310 --> 00:35:28,820 . هان جانگ هي ميخواد دستم رو بگيره 447 00:35:28,820 --> 00:35:34,110 تا بتوني اينطوري با انکارِ حقوقِ مشترک و طرفِ من بودن دست و پايِ تو رو ببنده - 448 00:35:34,110 --> 00:35:39,860 چويي مين جائه رو حذف کنيم ، و بعدش هم حقوقمون ... رو با هان جانگ هي يکي کنيم 449 00:35:40,900 --> 00:35:42,360 . دارم در موردش فکر مي کنم 450 00:35:42,360 --> 00:35:48,200 برايِ مسابقهِ نهايي، فکر مي کني من با کي راحتتر باشم، تو يا هان جانگ هي ؟ 451 00:35:53,690 --> 00:35:56,270 چرا داري بهم اينا رو مي گي ؟ 452 00:35:58,020 --> 00:36:00,830 به خاطرِ اينکه منم رويِ . تو به عنوانِ يه دوست حساب مي کردم 453 00:36:01,940 --> 00:36:03,710 . منم اشتباه کـــــردم 454 00:36:03,710 --> 00:36:09,430 منم به خاطرِ کنارِ تو بودن تويِ قضيهِ . گتويِ شيليم دانگ، با مشکلاتِ زيادي رو به رو شدم 455 00:36:09,430 --> 00:36:12,720 همهِ مردم در موردِ حقوقِ . پرداخت نشده ام مي پرسيدن 456 00:36:12,720 --> 00:36:19,360 ، مهلت داره به پايان مي رسه . اما هنوز نتونستم مقدمات رو هم مصوب کنيم 457 00:36:20,540 --> 00:36:22,480 اگه تويِ دورِ آخر مقابلِ خانمِ هان جانگ هي باشم 458 00:36:22,480 --> 00:36:25,350 فکر کنم که حداقل بتونم موازنه رو برابر کنم 459 00:36:26,470 --> 00:36:28,940 ، برايِ نجاتِ عرق ريختنهايِ پدرت رئيس چويي دونگ سونگ 460 00:36:28,940 --> 00:36:31,280 . نمي تونم زندگي ام رو دور بريزم 461 00:36:31,280 --> 00:36:33,080 . خيلي خيلي عجله دارم 462 00:36:33,080 --> 00:36:38,250 فکر کردم که بهتر و باادبانه تره که . بينِ دوستا، اعلامِ زمانِ جنگ زودتر انجام بشه 463 00:36:38,250 --> 00:36:41,260 . اينبار لاف نمي زنم 464 00:36:45,680 --> 00:36:47,300 . آقاي جانگ تائه جو 465 00:36:50,850 --> 00:36:56,050 ، دستايِ هان جانگ هي رو بگير . آقايِ جانگ تائه جو 466 00:37:02,550 --> 00:37:05,290 چويي دونگ سونگ بهم گفت 467 00:37:05,290 --> 00:37:08,920 . که سئو يون به اون رفتـــــِه 468 00:37:10,680 --> 00:37:14,100 ، حتي اگرم ده تا مغزِ معمولي رو با هم ترکيب کني . بازم نمي توني باهاش مقايسه هم بکني 469 00:37:15,050 --> 00:37:18,770 . يه آدمِ هوشمند فقط حرفاشونُ باور ميکنه 470 00:37:18,770 --> 00:37:23,360 اونا هرگز مردم رو زياد کنارشون نگه نمي دارن . حتي اگرم خيلي براشون به درد بخور باشن 471 00:37:26,000 --> 00:37:28,830 . اما من رويِ قولي که بهت دادم، وايمي استم 472 00:37:30,570 --> 00:37:32,980 چطوري مي تونم به يه آدم اعتماد کنم ؟ 473 00:37:32,980 --> 00:37:37,770 من قوزکِ پايِ سئو يون رو مي بندم . و اونُ بهت تقديم مي کنم 474 00:37:37,770 --> 00:37:41,160 بعد از اينکه سهام رو به مدير کانگ هو يئون فروختي 475 00:37:41,160 --> 00:37:43,990 . بيا برايِ ايجادِ حقوقِ مشترکمون راي گيري کنيم 476 00:37:43,990 --> 00:37:47,890 چطوري مي تونم دستِ کسي رو بگيرم که الان تويِ يه باتلاق افتـــــاده ؟ 477 00:37:47,890 --> 00:37:51,750 به محض اينکه مشکلِ کارتهايِ اعتباريِ سونگ جينُ حل کردي و از باتلاق در اومدي 478 00:37:51,750 --> 00:37:54,070 . بعدش کاري که بهم گفتي رو انجام ميدم 479 00:37:55,160 --> 00:37:58,700 ، با تشکــــر از دامادِ خوبت . به دورِ آخر رسيدي 480 00:38:00,430 --> 00:38:05,150 اما خيلي بده . يه مدلِ نقره هم تويِ المپيک هست 481 00:38:05,150 --> 00:38:08,610 اما براي اين مسابقه، اوني که . مدالِ طلا رو ميبره همه چيزُ صاحب ميشه 482 00:38:11,220 --> 00:38:15,130 چويي دونگ سونگ ، که همه ... زندگي اش فريب خورد 483 00:38:15,130 --> 00:38:24,200 برايِ 27 سال، نتونست سايه اي رو که . تويِ قلبم مخفي کردم پشتِ صورتم ببينــــِه 484 00:38:27,210 --> 00:38:28,940 . نتــــرس 485 00:38:28,940 --> 00:38:31,360 . و من رو هم يه رقيب ساده و آسون نبين 486 00:38:31,360 --> 00:38:33,740 . بنــــوش 487 00:38:40,100 --> 00:38:43,980 . سونگ جائه، دونگ هي ام بي اي اش رو گرفته 488 00:38:43,980 --> 00:38:48,690 اوه خدايِ من، اون ماهانه . به بيشتر از 300 مورد پرونده رسيدگي ميکنه 489 00:38:48,690 --> 00:38:50,380 ... بعدازظهرم ميخواد بره و سخنراني کنه 490 00:38:50,380 --> 00:38:51,930 . دونگ هي، بهت افتخار مي کنم 491 00:38:51,930 --> 00:38:54,090 . ميخواد پاييز دفترِ دادستاني رو ترک کنه 492 00:38:54,090 --> 00:38:56,380 همه دارن جلوش رو ميگيرن که نگه . دادستان همهِ موارده 493 00:38:56,380 --> 00:38:58,800 . اما يه نفر بهش قولِ يه پستِ خوبُ داده 494 00:38:58,800 --> 00:39:01,530 وقتي که اون جايگاهُ بدست آورد که در موردش صحبت مي کرده 495 00:39:01,530 --> 00:39:05,780 . ميرم ببينمش و بپرسم که قولش رو به ياد داره 496 00:39:11,240 --> 00:39:12,510 . تائه جــــــو 497 00:39:12,510 --> 00:39:15,680 . تجارتِ کارتهايِ اعتباري، تجارتـــِه مردمه 498 00:39:15,680 --> 00:39:19,730 ، فقط به خاطرِ اينکه وضعيت تغيير کرده . نمي تونه بزاري همهِ کارمندان برن 499 00:39:19,730 --> 00:39:21,870 ، وقتي که وضعيت سخت ميشه ... سختي ها رو با هم قسمت کنين 500 00:39:21,870 --> 00:39:25,260 يه رهبـــر کسي اه که تنهايي دردُ احساس . کنه و دستاوردهاشُ تقسيم کنه 501 00:39:25,260 --> 00:39:29,360 شرکتِ کارتهايِ اعتباري داره ورشکسته ميشه ... با مديرايي که ميلياردها دلار جايزه گرفتن 502 00:39:29,360 --> 00:39:31,360 . اونــــا رهبر نيستن 503 00:39:33,260 --> 00:39:35,130 . بعد ازظهر بيا فروشگاه 504 00:39:35,130 --> 00:39:38,170 يه بسته تحويلي از فروشگاه ها . رو براش شرکتت بهت تحويل ميدم 505 00:39:38,170 --> 00:39:43,530 اگه از خودش يه کارِ خوب به جا بزاره . مي تونه يه صندليِ مناسب رو به دست بياره 506 00:39:53,840 --> 00:39:56,950 .سئو يون، ضيافتِ سفارتِ امريکا ساعتِ 7 اه 507 00:39:56,950 --> 00:39:59,720 مراسمِ توافقِ سرمايه گذاري هايِ تائه جو . ساعتِ 6 تويِ سوانـــِه 508 00:39:59,720 --> 00:40:02,440 به سفارت زنگ بزن و بهشون بگو ... که حدوداً 30 دقيقه دير ميکني 509 00:40:02,440 --> 00:40:03,990 . بيا سعي کنيم سرِ وقت برسيم 510 00:40:03,990 --> 00:40:06,040 . سونگ جائه، باهام بيــــــا 511 00:40:07,130 --> 00:40:09,030 . تويِ خونه شام بخـــــور 512 00:40:09,030 --> 00:40:12,270 . قراره با مشاورِ سفارت ملاقات کنم 513 00:40:12,270 --> 00:40:17,040 خودم به مسئلهِ ساخت و سازِ خودروسازيِ . سونگ جين در امريکا رسيدگي ميکنم 514 00:40:17,040 --> 00:40:19,680 . قراره ملاقات رو خودم گذاشتم 515 00:40:19,680 --> 00:40:24,190 نمي دونستم که تو آدمي هستي . که قولت رو نگه داري 516 00:40:24,190 --> 00:40:27,630 زياد زمان ميبره که يه ملاقاتِ . خصوصي با سفير برنامه ريزي شه 517 00:40:27,630 --> 00:40:31,720 ... بعدِ ضيافت، به محلِ اقامتش بـــرو - . اينکـــــارُ مي کنم - 518 00:40:31,720 --> 00:40:34,480 . به مترجم نيــــاز ندارم 519 00:40:43,310 --> 00:40:46,500 من بعنوانِ نامزدِ رئيسِ بعديِ . فدراسيونِ صنايعِ کره انتخاب شدم 520 00:40:46,500 --> 00:40:52,720 با اينهمه روسايِ سالخورده در فدراسيون . بايد بارها و بارها اين سمت رو رد کنم 521 00:40:52,720 --> 00:40:56,780 اونا رو تويِ سفرِ ماه آينده شون . به امريکا همراهي مي کنم 522 00:40:56,780 --> 00:40:59,350 به نظر مي رسه که نمي تونم تويِ روزِ تولدتون ببينمتون 523 00:40:59,350 --> 00:41:02,040 به خاطرِ همين بود که ازتون خواستم . بياين تا با هم شام بخوريم 524 00:41:02,040 --> 00:41:04,220 . نيـــــازي نيست 525 00:41:04,220 --> 00:41:08,980 ... تولد هر سال ميـــــاد . حالا ديگه از اين تولدها خسته شدم 526 00:41:09,820 --> 00:41:15,600 اگه مي تونستم ، دلم مي خواست . که هر 5 سال يا ده سال يه بار تولد بگيرم 527 00:41:17,790 --> 00:41:20,040 . مسائل رو تويِ هامپيونگ حل کن و برگرد 528 00:41:20,040 --> 00:41:24,640 يه دفتر رو تويِ ساختمونِ اصلي خالي . نگه داشتم تا تو رو به عنوانِ رئيسِ افتخاري دعوت کنم، پدر 529 00:41:24,640 --> 00:41:27,150 . بهش فکـــر نکن 530 00:41:32,090 --> 00:41:37,460 يه تاجر يه دفعه به تعطيلات تويِ يه جزيره رفته بود 531 00:41:37,460 --> 00:41:42,160 و ماهيگيري رو ديد که . تويِ يه روز ده ها ماهي شکار ميکنه 532 00:41:42,160 --> 00:41:45,600 . بنابراين بهش پيشنهادِ مشارکت داد 533 00:41:45,600 --> 00:41:50,470 بهش گفت که ساختِ يه کارخونهِ . کنسروسازي کلي سودآوري داره 534 00:41:50,470 --> 00:41:55,670 ماهيگير هم ازش پرسيد که با ... پولي که به دست مياره ميخواد چيکار کنه 535 00:41:55,670 --> 00:42:00,840 تاجر بهش گفت، کلي پول بدست مياره . و بعدش هم راحت زندگي مي کنه 536 00:42:00,840 --> 00:42:05,190 . و بعدش هم ميتونن تويِ تعطيلاتِ آخرِ هفته ماهيگيري کنن 537 00:42:05,190 --> 00:42:11,180 بعدش ماهيگير به تاجر گفت، اون همين ... حالا هم راحتــــه، هر روزم ماهيگيري ميکنه 538 00:42:11,180 --> 00:42:13,750 پس چـــرا به پول در آوردن نياز داره ؟ 539 00:42:18,930 --> 00:42:26,270 تويِ زندگي ام ... هم برام . کف زدن هم بهم دست دادن 540 00:42:26,270 --> 00:42:33,210 ، حالا، دارم تو هامپيونگ زندگي ميکنم ... بويِ زمين رو استشمام مي کنم 541 00:42:33,210 --> 00:42:36,070 بعدش هم من اين دنيا رو . از هامپيونگ ترک مي کنم 542 00:42:36,070 --> 00:42:41,460 کسايي که تو جلوشون سر خم کردي . امروز دارن سرشون رو جلوم خم مي کنن 543 00:42:42,980 --> 00:42:44,420 مين جائه، اينُ دوست داري ؟ 544 00:42:44,420 --> 00:42:48,260 اين مکان جايي اه که رئيس ... چويي دونگ سونگ توش رياست ميکرد، پدر 545 00:42:48,260 --> 00:42:50,650 . حالا چهرهِ من اون بالا نصب شده 546 00:42:51,920 --> 00:42:55,520 چرا يه مردِ جوون زنده داره با برادرِ مــُردهِ من مي جنگــــِه ؟ 547 00:42:55,520 --> 00:42:58,940 صندليِ رياستِ گروهِ سونگ جين که ... تو هرگز نتونستي روش بشيني 548 00:42:58,940 --> 00:43:01,100 . حالا من دارم روش مي شينم 549 00:43:01,100 --> 00:43:07,520 ده ها نه هزاران نفر هستن که دارن تلاش . مي کنن تو رو از رويِ اون صندلي پرت کنن پايين 550 00:43:07,520 --> 00:43:11,500 . مين جائه، اين جنگ تمومي نداره - ! پــــــدر - 551 00:43:15,250 --> 00:43:16,560 ! مين جائـــــه 552 00:43:19,600 --> 00:43:22,260 . مادر سهامِ سيمانِ سونگ جينُ فروخت 553 00:43:24,980 --> 00:43:27,050 . از بورس همين حالا بررسي کردم 554 00:43:27,050 --> 00:43:30,060 کسي که سهام رو خريده مدير . کانگ هو يئونــــِه 555 00:43:32,400 --> 00:43:35,010 . برايِ هيچي به سئول اومدم 556 00:43:36,530 --> 00:43:40,340 اينجا اتاقي نيست که بشه يه صحبتِ . دوستانه بينِ پدر و پسر رد و بدل بشه 557 00:43:40,340 --> 00:43:42,810 . هر از چندگاهي به هامپيونگ بيــــا 558 00:43:44,110 --> 00:43:47,980 . مين جائه، اين دنيايِ واقعي نيست 559 00:43:53,810 --> 00:43:55,520 اگه مادر سهامش رو فروخته باشه 560 00:43:55,520 --> 00:43:58,930 . اين به اين معني اه که حقِ رايِ مشترکتون از بين رفته مين جائه، حالا مي خواي چيکار کني ؟ 560 00:43:56,520 --> 00:44:14,930 ....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::.... 561 00:44:15,520 --> 00:44:22,250 عمه جانگ هي، همين امروز مدير . کانگ هو يئون رو تويِ شرکت استخدام ميکنم 562 00:44:22,250 --> 00:44:25,600 . فقط ولش کن . راست ميگفتي 563 00:44:25,600 --> 00:44:29,960 فکر کردم که بهتر باشه برايِ چند سالي استراحت . کنه از اونجايي که ده ها سخت کار کرده 564 00:44:29,960 --> 00:44:36,550 عمه جانگ هي، يه شايعهِ غيرِ قابلِ باور . رو در موردِ سهام شنيدم 565 00:44:38,040 --> 00:44:40,690 . تو هم برايِ ده ها کار کردي 566 00:44:40,690 --> 00:44:42,650 چطوره که يه استراحتِ کوچيک به خودت بدي ؟ 567 00:44:49,830 --> 00:44:51,710 ... مين جائه 568 00:44:51,710 --> 00:44:55,880 اينطوري نيست که مادر دستايِ تو رو . ول کنه و بازويِ سئو يون رو بالا ببره 569 00:44:55,880 --> 00:44:57,860 . نمي تونم بفهمم 570 00:44:57,860 --> 00:45:02,580 سئو يون اخيراً با تائه جو ... زياد خوب نيست 571 00:45:02,580 --> 00:45:06,520 تائه جو... الان تويِ دفترشــــِه ؟ 572 00:45:06,520 --> 00:45:10,390 سه تا شرکت علاقه مند . به خريدِ فولادِ سونگ جين هستن 573 00:45:10,390 --> 00:45:13,530 ... به زودي تلاششونُ آغاز مي کنن 574 00:45:13,530 --> 00:45:16,380 بعد از اينکه رئيس چويي دونگ سونگ فوت کرد 575 00:45:16,380 --> 00:45:19,940 گروهِ سونگ جين برايِ . سئو يون مثلِ پدرش بود 576 00:45:21,310 --> 00:45:23,410 هربار که يه گروهِ وابسته به فروش مي رسيد 577 00:45:23,410 --> 00:45:28,860 شايد سئو يون اينطوري احساس مي کرد که . بازوها و پاهايِ رئيس چويي دونگ سونگ قطع ميشه 578 00:45:28,860 --> 00:45:35,050 سئو يون هميشه فکر مي کرد که فولادِ سونگ جين . مثلهِ قلبِ رئيس چويي دونگ سونگـــــِه 579 00:45:36,220 --> 00:45:41,470 . شايد ازت نا اميد شده باشه . کاري کن حسِ بهتري داشته باشه 580 00:45:44,020 --> 00:45:49,670 نبايد همسرِ زنده ات رو تويِ خطر بندازي . به خاطرِ اينکه ميخواي از پدرِ مرده اش محافظت کني 581 00:45:49,670 --> 00:45:54,920 بزار از تو اينُ ياد بگيرم از اونجايي که با زني . نه سال زندگي کردي که بهش اهميتي نمي دادي 582 00:45:55,900 --> 00:46:03,880 ، برايِ اينکه لبخند رو به لبايِ همسرِ عصباني ات برگردوني بايد چيکار انجام بدي ؟ 583 00:46:05,620 --> 00:46:07,360 . تا حالا امتحانش نکــــردم 584 00:46:07,360 --> 00:46:12,920 به خاطرِ اينکه اهميتي نداشت که يو جين . گريه مي کنه يا مي خنـــــده 585 00:46:12,920 --> 00:46:16,930 . اما همش بعد از رئيس شدنت بود 586 00:46:16,930 --> 00:46:20,750 وقتي که من تويِ ادن بودم و . تو تويِ ساخت و سازِ سونگ جين 587 00:46:20,750 --> 00:46:22,940 . وقتي که ما بيرون و داخل داشتيم کار مي کرديم 588 00:46:22,940 --> 00:46:28,210 ده ها بار از بانکِ دائه هان وام نگرفته بودي ؟ 589 00:46:29,970 --> 00:46:35,110 طرفِ خوبِ يه زنِ قوي بودن ... تا ازش آبنيات بگيري 590 00:46:35,110 --> 00:46:36,910 . بزار اينا رو ازت ياد بگيرم 591 00:46:38,320 --> 00:46:42,180 برنامه هايِ بازسازيِ کارتهايِ . سونگ جين رو همين امروز بعد ازظهر بهم گزارش بده 592 00:46:47,740 --> 00:46:50,290 رئيس جانگ، يه نفر با وقتِ . قبلي اومده تا شما رو ببينه 593 00:47:00,600 --> 00:47:04,850 ، مدتِ زيادي گذشته . مدير کانگ هو يئون 594 00:47:14,580 --> 00:47:19,660 تلفنِ همراهِ سونگ جين الان تويِ بيشتر . از 10 درصدِ فروشگاه هايِ اروپايي هست 595 00:47:29,230 --> 00:47:34,970 تصميمتون برايِ سرمايه گذاري در بخشِ . تلفن همــراه و صنايعِ زيستي درست بوده 596 00:47:34,970 --> 00:47:39,740 . تو هم برايِ ده ها سال کار کردي حالا وقتش نيست که يکم استراحت کني ؟ 597 00:47:39,740 --> 00:47:45,060 ليگِ برترِ انگليسي ميخواد که . برايِ 10 سال ازش حمايت کنيم 598 00:47:45,060 --> 00:47:48,520 ... اما اين شبيهِ يه قراردادِ طولاني مدتـــِه - . اينکارُ انجام بده - 599 00:47:48,520 --> 00:47:52,280 قراردادِ اسپانسريِ ليگِ برتر برايِ ما سودمنـــــده 600 00:47:52,280 --> 00:47:57,800 نه فقط برايِ چهرهِ تجاريِ سونگ جين . در اروپا بلکه برايِ چهرهِ سونگ جين در آسيا هم خوبه 601 00:48:00,940 --> 00:48:07,080 . تاثير رو از حالا تا 10 سالِ ديگه مي بيني 602 00:48:07,080 --> 00:48:09,280 . با هم با من 603 00:48:26,740 --> 00:48:30,770 بهت گفته بودم ... تائه جو اسبي . نيستي که تو بتوني برونيش 604 00:48:30,770 --> 00:48:34,110 و خودت هم گفته بودي که حداقل . تلاش مي کني افسارش رو به دست بگيري 605 00:48:35,360 --> 00:48:39,770 به نظر ميرسه که عمه جانگ هي . افسارش رو به دست گرفته 606 00:48:40,930 --> 00:48:46,280 دارم فکر مي کنم ... رئيسِ . گروهِ سونگ جين، مين جائه 607 00:48:46,280 --> 00:48:49,810 مين جائه اي که داشت فولادِ . سونگ جينُ به فروش مي رسوند 608 00:48:49,810 --> 00:48:54,920 دليلِ اومدنت بينِ جانگ تائه و من چي ميتونه باشه؟ 609 00:48:54,920 --> 00:48:57,290 . عمه جانگ هي سهامش رو فروخته 610 00:48:57,290 --> 00:48:59,820 . و مالکِ سهامِ جديد مدير کانگ هو يئونه 611 00:48:59,820 --> 00:49:05,640 تائه جو و عمه جانگ هي با هم . يه حقِ مشترکِ راي گيري رو ايجاد ميکنن 612 00:49:08,240 --> 00:49:10,320 . همين حالا هم سرِ بعضي مسائل با هم مشاجره داريم 613 00:49:10,320 --> 00:49:13,670 وقتي که برايِ اولين بار بدونِ مشورت باهاش مديرهايِ . سيمانِ سونگ جين رو عوض کــــردم 614 00:49:13,670 --> 00:49:16,330 سه سالِ پيش بـــــود ؟ 615 00:49:16,330 --> 00:49:20,690 وقتي که دوشم رو از تويِ حموم برداشت . به خاطرِ اينکه مشکلِ زهکشي داشت 616 00:49:21,820 --> 00:49:23,990 . حداکثـــر دو روز طول کشيد 617 00:49:28,470 --> 00:49:30,690 . ما شرکايي هستيم که با هم تويِ يه مسير قدم برميداريم 618 00:49:30,690 --> 00:49:34,810 هيچ احساسي وجود نداره که کسي بخواد . صدمه ببينه و به خاطرش ناراحت يا عصباني بشه 619 00:49:34,810 --> 00:49:39,580 ، جانگ تائه جو و من يه معامله کرديم . تو همين حالا هم مي دوني 620 00:49:39,580 --> 00:49:41,840 . تائه جو بايد شرکاش رو عوض کنه 621 00:49:41,840 --> 00:49:45,010 . بچه هايي رو ديدم که بالا و پايين ميزدن 622 00:49:45,010 --> 00:49:48,250 يکي از اونــــا کوچيک بود 623 00:49:48,250 --> 00:49:50,670 . و يکي هم متوسط 624 00:49:50,670 --> 00:49:52,930 . مين جائه، به تو فکر کردم 625 00:49:52,930 --> 00:49:56,780 اوني که بالا و پايين ميزنه هان جانگ هي اه ... و من برايِ تو اون متوسطـــِ هستم 626 00:49:56,780 --> 00:49:58,910 . مراقب باش 627 00:49:58,910 --> 00:50:02,400 اگه تائه جو رو تشويق کني که رابطه اش ... رو با من از بين ببره و منُ کنار بزنه 628 00:50:02,400 --> 00:50:05,490 . بعدش اين تويي که بايد از مقامت کناره گيري کني 629 00:50:11,540 --> 00:50:13,180 . پس به تائه جـــو اعتماد داري 630 00:50:14,050 --> 00:50:17,900 اگه اينا برايِ قبل بود، فقط بايد به بورسِ . اوراقِ بهادار زنگ ميزدي و تائيدشون ميکردي 631 00:50:19,400 --> 00:50:20,410 چي مي تونه باشه ؟ 632 00:50:20,410 --> 00:50:22,940 ... حتي بدونِ احساس 633 00:50:22,940 --> 00:50:27,810 اين اعتماد به خاطرِ قراردادِ بلند مدت ايجاد شده ؟ 634 00:50:27,810 --> 00:50:30,090 . هر طوري که دوست داري، بهش فکر کن 635 00:50:40,300 --> 00:50:47,660 اوه، مدير کانگ هو يئون همين . چند لحظه پيش به دفترِ تائه جو رفت 636 00:50:47,660 --> 00:50:50,130 . فکر ميکردم بايد بدوني 637 00:50:51,610 --> 00:50:55,280 عمه جانگ هي کشتي رو که من . فرماندهي ميکردمُ ترک کرد 638 00:50:55,280 --> 00:50:57,410 . دوباره قصد دارم بادبانها رو باز کنم 639 00:50:57,410 --> 00:51:02,270 . بيا پيشم اگه بهم نياز داشتي . برايِ تو هم يه جا باز مي کنم 640 00:51:10,670 --> 00:51:11,920 ! مين جائه 641 00:51:16,160 --> 00:51:20,150 مدير کانگ هو يئون ... تائه جو . بهش سمتِ مديريتِ کارتهايِ اعتباريِ سونگ جينُ داد 642 00:51:20,150 --> 00:51:22,070 . به نظر ميرسه ميخواد نگهش داره 643 00:51:23,910 --> 00:51:26,250 به نظر ميرسه تائه جو و . مادر دارن باهم يه کارايي ميکنن 644 00:51:26,250 --> 00:51:31,000 ولشون کن . دو تا آدمي که با هم دارن بالا و پايين مي پرن، دو تا شون با هم به آخرِ خط ميرسن 645 00:51:31,000 --> 00:51:34,240 . بعدش اون فردي که وسطه سالم مي مونــــِه 646 00:51:34,240 --> 00:51:35,960 . ون جائه، کاري ميکنم اين اتفاق بيوفته 647 00:51:44,740 --> 00:51:48,430 بايد برايِ رئيس جانگ تائه جو . نقشه هايي داشته باشيم 648 00:51:49,650 --> 00:51:52,480 ميدوني که چرا شش نگهدارندهِ وفادار فوت کــــردن ؟ 649 00:51:52,480 --> 00:51:55,910 اونـــا فقط يه قولِ کوچيک داده بودن که کاري کنن پادشاه لباسِ سلطنتي اش رو در بيـــاره 650 00:51:55,910 --> 00:52:01,510 اما يکي از اونـــا اسمِ دوستاش رو . فاش کرد تا بتونه زندگيِ خودش رو نجات بده 651 00:52:02,900 --> 00:52:05,950 بيا کسِ ديگه اي رو مجبور . نکنيم سخت کار کنــــِه 652 00:52:07,140 --> 00:52:10,680 هيچ ايده اي نداري که چقدر . اين قضيه رو مثلهِ راز نگه داشتن، سخته 653 00:52:10,680 --> 00:52:13,010 نمي دوني چرا هانيبال شکست خورد ؟ 654 00:52:13,010 --> 00:52:16,720 اونا جنگُ باختن چون سربازايِ . کمکي نيومده بودن 655 00:52:19,120 --> 00:52:24,630 اگه مدير پارک جين تائه بهمون کمک ... کنه يا ما رو به سمتِ مرگ بفرسته 656 00:52:25,730 --> 00:52:28,070 . حتي داستانِ پشتِ سرش رو هم نمي دونم 657 00:52:28,070 --> 00:52:30,080 چطوري مي تونم به چيزي که تويِ ذهنش مي گذره اعتماد کنم ؟ 658 00:52:30,080 --> 00:52:32,440 آقاي جانگ تائه جو، پس بايد به کي اعتماد کني ؟ 659 00:52:32,440 --> 00:52:37,130 . خودم . و کسي که بهم نيــــاز داره 660 00:52:47,980 --> 00:52:50,450 اگه نتونيم دوباره از اين ... امتحانِ مقدماتي سرفراز بيرون بيايم 661 00:52:50,450 --> 00:52:58,690 ، از اونجايي که بايد وامم رو پرداخت کنم . اينبار ديگه واقعاً دستِ هان جانگ هي رو ميگيرم 662 00:52:58,690 --> 00:53:03,400 . حالا، بيا امتحانِ ميانـــترم رو بديم 663 00:53:03,400 --> 00:53:05,610 . تو رو رتبهِ اولِ کلاس مي کنم 664 00:53:05,610 --> 00:53:09,090 کي ميخواي حقِ رايِ مشترکت با هان جونگ هي رو علني کني ؟ 665 00:53:09,090 --> 00:53:12,650 وقتي برگها رو پر مي کنيم که کارتهايِ اعتباري . سونگ جين به حالتِ عادي برگرده 666 00:53:12,650 --> 00:53:14,790 . بزار به خودمون يه نگاهي بندازيم 667 00:53:14,790 --> 00:53:18,180 . فردا ميرم ملاقاتِ مين جائه 668 00:53:28,860 --> 00:53:32,500 اومدم که ببينم کشتي اي که گفته بودي . حرکت کـــرده يا هنوز لنگر انداخته 669 00:53:32,500 --> 00:53:35,430 . اگه همينحالا رفته ، بايد يه قايقِ ديگه پيدا کنم 670 00:53:48,760 --> 00:53:51,050 ... چويي مين جائه، چويي سئو يون 671 00:53:51,050 --> 00:53:54,260 . خانوادهِ چويي گروهِ سونگ جينُ ساختن 672 00:53:54,260 --> 00:53:59,250 ... جانگ تائه جو، هان جانگ هي . نمي توني اين گروهُ به اونا بسپاريم 673 00:54:01,930 --> 00:54:04,710 زياد خوب به نظر نمي رسي نکنه ديشب زياد نخوابيدي ؟ 674 00:54:04,710 --> 00:54:06,460 . وضعيتِ معده ام اصلاً خوب نيست 675 00:54:06,460 --> 00:54:11,440 حتي اگه يه توله سگم براي چند سالي نگه . داري بهش عادت ميکني ... ميدوني چه احساسي دارم 676 00:54:11,440 --> 00:54:15,980 ... چرا قبل از اينکه حرف بزنيم يکم استراحت نميکني - . بعد از اينکه از شرِ اون توله سگ رها شدم - 677 00:54:15,980 --> 00:54:20,570 . و هان جانگ هي رو مجبور کردم بره . بعد از اون يکم استراحت مي کنم 678 00:54:20,570 --> 00:54:23,820 . حقِ رايِ من نامعتبر مي شــــِه 679 00:54:23,820 --> 00:54:29,250 بعدش هم جانگ تائه جو و هان جانگ هي . اين اتاقُ اشغــــال مي کنن 680 00:54:29,250 --> 00:54:32,120 . اول نظراتِ تو رو مي شنوم 681 00:54:32,120 --> 00:54:33,630 اول من بايد برم استراحت ؟ 682 00:54:35,100 --> 00:54:38,150 مين جائه، من زمان و . ذهنِ درستي نداشتم که بهش فکر کنم 683 00:54:38,150 --> 00:54:40,760 . تصميم دارم شرکتِ اصلي رو عوض کنم 684 00:54:42,070 --> 00:54:47,010 ، سئو يون، سالها پيش ... رئيس چويي دونگ سونگ و تو 685 00:54:47,010 --> 00:54:57,290 همين امروز همهِ سهامهايِ وابسته رو ! به سيمانِ سونگ جين منتقل کن 686 00:54:57,290 --> 00:55:01,750 اين روشي بود که قبلاً استفاده کرديم تا ! بتونيم سيمانِ سونگ جينُ شرکتِ اصلي کنيم 687 00:55:01,750 --> 00:55:04,900 . دارم دنبالِ يه شرکتِ وابستهِ مناسب مي گردم 688 00:55:04,900 --> 00:55:07,120 . مين جائه، بيا شرکت کارتهايِ اعتباري رو انتخاب کنيم 689 00:55:13,670 --> 00:55:18,210 ، سونگ جين قبلاً يه نفر بوده . به همين خاطر وام گيرنده يه متخلف به حساب مياد 690 00:55:18,210 --> 00:55:21,490 قرض گرفتنِ پول از شرکتهايِ ... وابستهِ ديگه برايِ بازپرداخت وامهايِ ديگه 691 00:55:21,490 --> 00:55:27,050 حالا به يه پولِ خيلي زياد نياز داريم .که بتونيم به عادتِ عادي برگرديم،اونم فروشِ فولادِ سونگ جينه 692 00:55:27,050 --> 00:55:29,580 و بعدش اونُ به عنوانِ شرکتِ اصلي انتخاب کنيم ؟ 693 00:55:31,930 --> 00:55:35,390 قصد دارم برايِ يه مدتي . فروشِ فولادِ سونگ جينُ به تعويق بندازم 694 00:55:35,390 --> 00:55:38,240 بعدش فشارهايِ مالي رويِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين زياد ميشه 695 00:55:38,240 --> 00:55:40,920 . و خدماتِ نقدي دوباره به حالتِ تعليق درمياد 696 00:55:40,920 --> 00:55:42,960 . و قيمتِ سهام سقوطِ سنگيني ميکنه 697 00:55:42,960 --> 00:55:45,550 قبل از اينکه دستِ مين جائه رو بگيرم 698 00:55:45,550 --> 00:55:48,150 کاري مي کنم که محققِ دفترِ . دادستاني دستش رو بگيــــره 699 00:55:50,920 --> 00:55:54,770 تا اونزمان، رئيسِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين . بايد يکمي سختي و دشواري رو تحمل کنه 700 00:55:54,770 --> 00:55:56,850 . حالا ديگه برو و يکم استراحت کن 701 00:56:01,840 --> 00:56:04,030 . منم تويِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين سهم دارم 702 00:56:04,030 --> 00:56:09,690 قبل از اينکه خدماتِ نقديِ سونگ جين به حالتِ . تعليق دربياد، جونگ يون و بقيه سهامشونُ فروختن 703 00:56:09,690 --> 00:56:11,760 تو هم از شرشون خلاص شدي، درسته ؟ 704 00:56:12,810 --> 00:56:16,370 نگهشون داشتم چون احساس بدي داشتم . برايِ سرمايه گذاراها و سهامدارهايِ اقليت 705 00:56:16,370 --> 00:56:21,190 ، اگه قصد داشته باشي با داراييهات بيشتر سهام بخري . اونموقع است که قيمتِ سهام بيشتر سقوط کنه 706 00:56:21,190 --> 00:56:23,640 . کاري کن اين اتفاق بيوفتـــــِه 707 00:56:23,640 --> 00:56:28,550 بيا تعادلِ سهامِ کارتهايِ اعتباري . سونگ جين رو به نفعِ خودمون برقرار کنيم 708 00:56:28,610 --> 00:56:33,130 بعدش شرکت به فعاليتِ عادي اش برميگرده و مي تونيم يه شرکتِ اصلي در نظر بگيريم ؟ 709 00:56:35,470 --> 00:56:39,360 اين راه حلهِ خوبي اه که بدونِ هزينهِ . خيلي سنگين يه شرکتِ کنترل کننده رو شکل بديم 710 00:56:39,360 --> 00:56:42,700 ، اگه ايدهِ بهتـــري داري . آزادانه اونُ باهام درميون بزار 711 00:56:42,700 --> 00:56:44,970 ... قبل از اون يه فکرايي داشتم 712 00:56:44,970 --> 00:56:49,630 چقدر خوب ميشه اگه تو . هميشه طرفِ من بودي 713 00:56:49,630 --> 00:56:54,760 مين جائه، واقعاً متاسفم . من . هيچ وقت يه بار اين فکرُ نداشتم 714 00:56:56,060 --> 00:56:59,460 . اما حالا که ... اينطوري پيش اومده 715 00:57:08,400 --> 00:57:12,920 خدماتِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين . دوباره امــروز صبح به حالتِ تعليق در اومد 716 00:57:12,920 --> 00:57:16,600 روسايِ گروهِ سونگ جين يه جلسه . ترتيب دادن تا دنبالِ راه حل ها باشن 717 00:57:16,600 --> 00:57:19,720 اما اينطوري که مشخصه از طرفِ . گروهِ سونگ جين هيچ کمکي انجام نشده 718 00:57:19,720 --> 00:57:23,390 ، برايِ تبديل شدن به يه رهبر در صنعت . کارتهايِ اعتباري سونگ جين از يه بازاريابيِ تهاجمي استفاده کردن 719 00:57:23,390 --> 00:57:24,920 . شــــروع شد 720 00:57:24,920 --> 00:57:28,740 با رئيس شين ميونگ از اوراقِ بهادار . يه جلسه ترتيب بدين 721 00:57:28,740 --> 00:57:30,880 . امروز بعدازظهر خيلي زمانِ خوبي اه 722 00:57:30,880 --> 00:57:34,410 کارتهايِ اعتباري سونگ جين . سرمايه هايِ دولت رو دچارِ اختلال کرده 723 00:57:34,410 --> 00:57:35,950 بدونِ اندازه گيري فوق العاده 724 00:57:35,950 --> 00:57:39,610 بدونِ ترديد نمي تونه جلويِ ورشکستگي اش رو بگيره . به عنوانِ اولين شرکتِ اعتباري که ورشکسته شده 725 00:57:42,690 --> 00:57:44,750 . مدير جو، به ميونگ دانگ برو 726 00:57:44,750 --> 00:57:47,860 با پولي که تويِ ميونگ دانگ خرج کردي اونم بخاطر مشروب خوردن 727 00:57:48,860 --> 00:57:51,000 حداقل بايد صد بار با دوستات . مي رفتي مشروب مي خوردي 728 00:57:54,070 --> 00:57:56,820 سهامِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين که با 100.000 وون صدر نشين بود 729 00:57:56,830 --> 00:57:59,600 ديروز در بازارِ بورس به 7.000 . وون سقوط کـــــرد 730 00:57:59,600 --> 00:58:03,530 و فروشندگان دارن به . هر قيمتي سهامشون رو مي فروشن 731 00:58:03,530 --> 00:58:08,080 من همه سي دي ها و پول نقدي ام رو . تويِ اوراق بهادار شين ميونگ گذاشتم 732 00:58:09,200 --> 00:58:12,290 . همهِ سهام رو به قيمت 7.000 ون بخــــر 733 00:58:12,290 --> 00:58:16,360 وامهايِ کوتاهِ مدتِ ميونگ دانگ . رو هم به اوراقِ بهادارِ شين ميونگ انتقال بده 734 00:58:16,360 --> 00:58:20,730 ون جائه، اگه ما فقط 10 ميليون سهم تويِ جيبمون بزاريم 735 00:58:20,730 --> 00:58:26,330 جانگ تائه جو و عمه جانگ هي بايد برايِ . باقيِ زندگيشون فقط بويِ سيمانُ استشمام کنن 736 00:58:26,330 --> 00:58:30,600 ... مين جائه، اگه بعدها اتفاقي بيوفتـــــه 737 00:58:30,600 --> 00:58:32,170 ... به همين خاطره که 738 00:58:34,860 --> 00:58:37,260 . کاري هست که بايد انجامش بـــــدي 739 00:58:40,090 --> 00:58:44,210 رئيس چويي مين جائه امروز 5.7 . ميليون سهم خريده 740 00:58:44,210 --> 00:58:48,960 اوراقِ بهادارِ شين ميونگ در موردِ . جزئياتِ حسابها و خريد بهمون اطلاع ميده 741 00:58:51,200 --> 00:58:54,890 ، در ميانِ سرمايه دارانِ ميونگ دانگ ... خرسِ سفيد و رئيس کيم هم هستن 742 00:58:59,970 --> 00:59:01,030 . آقــــــا 743 00:59:01,030 --> 00:59:05,670 تقريباً 40 بيليون از اونها . متمايل به همکاري با رئيس چويي مين جائه ان 744 00:59:05,670 --> 00:59:07,630 رئيس گــــروه سونگ جين 745 00:59:07,630 --> 00:59:10,680 حتي يه وامِ اضطراري هم از کارگزارانِ خصوصي در ميونگ دانگ گرفته 746 00:59:10,680 --> 00:59:14,540 با قيمتِ آدامس سهام خريده و . بعدش اونا رو به قيمتِ طلا رسونده 747 00:59:14,540 --> 00:59:16,690 . بعدش هم يه شرکتِ کنترل کنندهِ اصلي تشکيل داده 748 00:59:18,340 --> 00:59:21,950 ، اگه همه اين مسائل به بيرون درز کنه ... رئيس چويي مين جائـــــه 749 00:59:23,640 --> 00:59:26,210 . کلي پول واسه خريدِ لباس ذخيره ميکنه 750 00:59:27,300 --> 00:59:30,530 چون بايد تقريباً نصفِ زندگي اش . لباسهايِ زندان رو بپوشه 751 00:59:33,230 --> 00:59:36,540 از کجا چنين ايده اي به ذهنت رسيد ؟ 752 00:59:36,540 --> 00:59:42,480 خانوادهِ روچيلد يه شايعهِ نادرست رو پراکنده کرد . که بريتانيا در نبردِ واترلو شکست خورده 753 00:59:42,480 --> 00:59:47,020 ارواقِ قرضهِ دولتي بريتانيا که ارزشش . صد پوند بود به قيمتِ 5 پوند رسيد 754 00:59:47,020 --> 00:59:50,880 و اونموقع بود که خانواده روچيلد . اوراقِ قرضه دولتي رو خريدن 755 00:59:50,880 --> 00:59:55,700 با اون پول، تونستن بانک روچيلد . رو در انگلستان تاسيس کنند 756 00:59:55,700 --> 00:59:57,580 . و هنــوزم بعد از اون ماجرا در امانن 757 00:59:57,580 --> 01:00:01,250 ، قبلاً در اينمورد قوانيني نبوده و نه پيگــردي . اما حالا ... در اينمورد قانون داريم 758 01:00:01,250 --> 01:00:03,800 . قوانين مربوط به معاملاتِ مالي 759 01:00:03,800 --> 01:00:06,330 . قانونِ خاص مجازاتِ اضافي 760 01:00:06,330 --> 01:00:12,570 مدير جو، سهامِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين رو . فقط به خاطرِ اينکه کفِ زمين ديده، جمع نکن 761 01:00:12,570 --> 01:00:17,210 ... اعضاِي خانواده و مديرانِ گروه 762 01:00:17,210 --> 01:00:19,680 ... اگه حالا سهامِ سيمانِ سونگ جينُ بخري 763 01:00:21,010 --> 01:00:25,300 ، حداقل 7 سال به زندان مي افتي . به اضافهِ مجازاتِ هاي اضافي 764 01:00:25,300 --> 01:00:27,690 . درست مثلِ چويي مين جائه 765 01:00:29,290 --> 01:00:32,800 بيا با هم ناهار بخوريم . من تويِ . يه رستورانِ ايتاليايي جا رزرو کردم 766 01:00:32,820 --> 01:00:36,750 اوه نــــه . با مدير جو برنامه داشتيم . که بريم بيرون و خورش ماهي بخوريم 767 01:00:36,750 --> 01:00:41,320 با ما بيــــا . مي تونم به يه . قابلمه خورشِ ماهي دعوتت کنم 768 01:00:41,320 --> 01:00:43,100 . دفعه بعـــــد 769 01:00:47,570 --> 01:00:52,060 بحرانِ کارتهايِ اعتباري سونگ جين که تقريباً . يه هفته اي طول کشيده کم کم داره به حالتِ نرمال برميگرده 770 01:00:52,060 --> 01:00:58,180 با توجه به تصميم گيريِ روسا که از ... فروشِ فولادِ سونگ جين استفاده بشه 771 01:01:00,050 --> 01:01:04,090 چند روزه که سئو يون رو . تويِ اتاق ناهارخوري نمي بينم 772 01:01:05,130 --> 01:01:09,280 ميتونم تصور کنم که چه حسي داره . وقتي که مجبوره بزاره فولادِ سونگ جين از دستش بره 773 01:01:11,850 --> 01:01:16,890 قصد دارم که يه جلسه با سهامدارهايِ اکثريت . با مين جائه و سئو يون فردا برگزار کنم 774 01:01:16,890 --> 01:01:19,910 . تو جايگاهِ سئو يون رو صاحب شو 775 01:01:19,910 --> 01:01:22,160 ... و منم جايگاهِ خاليِ مين جائه رو پر ميکنم 776 01:01:22,160 --> 01:01:23,960 . پس فقط من و شما باقي مي مونيم 777 01:01:25,710 --> 01:01:29,380 ، پس از حالا به بعد هرازگاهي همديگرُ مي بينيم . پس بزارين من يه فنجونِ ديگه چايي بنوشم 778 01:01:29,380 --> 01:01:35,500 من و تو با هم رقابت مي کنيم تا ببينم . کي ميتونه رئيس گروهِ سونگ جين بشه 779 01:01:37,410 --> 01:01:39,310 . مي خوام امشب رئيسِ دادستان ها رو ببينم 780 01:01:39,310 --> 01:01:42,620 نصفِ بيشترِ مطالبِ روزنامه ها و اخبار . فردا صبح در موردِ رئيس چويي مين جائه اس 781 01:01:42,620 --> 01:01:45,420 . مين جائه قبل از اينکه بره زندان، استعفاء ميده 782 01:01:45,420 --> 01:01:49,940 از هان جانگ هي هم خواسته ميشه مسئوليتِ اين قضيه .رو قبول کنه، چون چندين سال مين جائه رو حمايت ميکرده 783 01:01:49,940 --> 01:01:53,340 ... سهامهايِ دوستانه به سمتِ ما برميگردن 784 01:01:53,340 --> 01:01:56,670 . و گروهِ سونگ جين دوباره برميگرده تو دستايِ ما 785 01:01:59,730 --> 01:02:01,970 . و بعدش رقابتِ نهايي به زودي آغاز ميشه 786 01:02:01,970 --> 01:02:07,320 هان جانگ هي فردا بعد ازظهر . ديگه تويِ اين خونه نيست 787 01:02:07,320 --> 01:02:10,450 مـــردم بقيه رو نصيحت مي کنن 788 01:02:10,450 --> 01:02:15,430 اما نمي تونن صخره هايي که تويِ . يه قدمي شون هست رو ببينن 789 01:02:16,960 --> 01:02:19,560 ... جالبه بدونم که اگه مين جائه حتي ميدونست 790 01:02:21,650 --> 01:02:25,740 که فردا عصر بايد دفترِ . رياست رو ترک کنه 791 01:02:27,610 --> 01:02:29,700 اين همه سال اينقــــدر سخت تلاش ميکـــرد 792 01:02:29,780 --> 01:02:34,710 به همين خاطر اميدوارم که بعد از اين . سقوط خيلي آسيب نبينه 793 01:02:36,440 --> 01:02:37,620 . بنوش 794 01:02:39,500 --> 01:02:44,120 خـــُب ... بايد حرفايِ بزرگتر ها . رو تويِ ذهنــــم نگه دارم 795 01:02:44,120 --> 01:02:50,360 مردم بقيه رو نصيحت ميکنن اما صخره هايي . که جلوشون هست رو نمي تونن ببينن 796 01:02:54,800 --> 01:03:00,270 هان جانگ هي فردا بعدازظهر . ديگه نمي تونه تويِ اين خونه باشه 797 01:03:04,600 --> 01:03:08,190 ، به محضِ اينکه جلسه تويِ شرکتِ حقوقي تموم بشه . به ديدنِ دادستانِ کل مي رم 798 01:03:08,190 --> 01:03:11,670 شما منبعِ موثقي دارين که نشون بده مين جائه چطوري سهامها رو خريده ، درستـــــه ؟ 799 01:03:11,670 --> 01:03:13,870 . نائب رئيس 800 01:03:15,350 --> 01:03:19,750 رئيس چويي مين جائه ده ميليون از . سهام کارتهايِ نقدي سونگ جين رو امن کرد 801 01:03:19,750 --> 01:03:24,800 اون از رويِ قصد قيمتِ سهام رو کم کرد و بعدش هم تويِ سقوطِ قيمتها سهام رو خريد 802 01:03:24,800 --> 01:03:27,030 . پس بايد مجازاتِ سختي بکشــــِه 803 01:03:29,770 --> 01:03:37,210 اما ... کسي تويِ خانواده است که . هفتصد هزار تا سهم خريده 804 01:03:40,760 --> 01:03:42,510 . اين شانسه براي يه معاملهِ خيلي بزرگ 805 01:03:42,580 --> 01:03:48,110 فقط برايِ نجات دادنِ ون جائه، نميتونم . اين صندلي رو به مين جائه واگذار کنم 806 01:03:51,670 --> 01:03:53,330 ايون جونگـــــِه ؟ 807 01:03:53,330 --> 01:03:55,930 . سونگ جائه اس 808 01:04:02,110 --> 01:04:07,910 در موردِ تغييراتِ شرکت صحبت کردم . اينکه سئو يون بايد تويِ اينکار کمک کنه 809 01:04:07,910 --> 01:04:13,530 واي، سونگ جائه حتي خونه ايي که پدر بهش داده بود و تويِ سونگ بوک دانگ بود 810 01:04:13,530 --> 01:04:15,780 . رو فروخته و سهامِ کارتهايِ نقدي سونگ جينُ خريده 811 01:04:17,770 --> 01:04:19,250 . مطمئنم که اينکــــارُ کرده 812 01:04:19,250 --> 01:04:25,830 برايِ سونگ جائه، سئو يون تنها عضوِ خانواده اشه . که از رئيس چويي دونگ سونگه و تويِ اون خونه زندگي ميکنه 813 01:04:27,220 --> 01:04:33,460 ، مين جائه، داره 50 سالم ميشه . اما هنوزم از دنيـــا مي ترسم 814 01:04:34,550 --> 01:04:38,360 . تو مي توني از دنيا هم ترسناک تـــر بشي 815 01:04:44,120 --> 01:04:47,230 نمي تونيم جلويِ ضربه خوردنِ . سونگ جائه رو بگيريم 816 01:04:47,230 --> 01:04:49,680 . بايد رئيسِ دادستانها رو ببينين 817 01:04:49,680 --> 01:04:52,760 اگه اين شانس رو از دست بدين، گروهِ سونگ جين 818 01:04:52,760 --> 01:04:55,460 . از دستاتــــون مي ره 819 01:04:56,540 --> 01:05:00,150 ساعتِ 2:30 به دفترت ميام . بايد اسنادِ . جلسه رو هم خلاصه کنم 820 01:05:00,150 --> 01:05:03,130 تويِ راه، برام يخ تراشيده با توت فرنگي . از کافه زيرزمين بگــــير 821 01:05:07,140 --> 01:05:12,600 نائب رئيس، اگه همين جا بس کنين . نمي دونيم که تائه جو چه تصميمي مي گيره 822 01:05:14,940 --> 01:05:17,080 اگه اين بار نتونيم مقدمات رو انجام بديم 823 01:05:17,080 --> 01:05:20,230 از اونجايي که بايد وامم رو پرداخت کنم 824 01:05:20,230 --> 01:05:25,360 . شايد اين بار ديگه واقعاً با هان جي هي همدست بشم 825 01:05:27,920 --> 01:05:29,220 ! نائب رئيس 826 01:06:05,040 --> 01:06:06,490 . چويي سئو يـــــون هستم 827 01:06:08,540 --> 01:06:14,500 ....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::.... 827 01:06:15,540 --> 01:06:22,500 ::::براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي با لينک مستقيم:::: ::::مراجعه نماييد 3Koreanforum.ir و کيفيت مناسب به آدرس::::: 828 01:06:23,530 --> 01:06:25,920 کي بهت گفته بود که سهامِ کارتهايِ نقديِ سونگ جين رو خريداري کني ؟ 829 01:06:25,920 --> 01:06:28,550 تو نمي توني تويِ سفره اي که با . هم پهن کردي، بشيني و تنهايي همه رو بخوري 830 01:06:28,550 --> 01:06:31,420 سونگ جائه هم تويِ دامي که برات . پهن کردم ، گرفتار ميشه 831 01:06:31,420 --> 01:06:34,180 برايِ رئيس جانگ تائه جو چه نقشه اي کشيدين؟ 832 01:06:34,180 --> 01:06:36,570 با خنده سرِ ميز برش گردون 833 01:06:36,570 --> 01:06:40,010 بايد مدارکِ مربوط به ادن رو که از جستجوها . پيدا کردمُ منتشر کنم و ادن رو به تشنج و اضطراب بندازم 834 01:06:40,010 --> 01:06:42,660 تمومــــه چيزايي که گرفتم رو پس مي دم . قبل از اينکه روز به آخـــر برسه