1 00:00:59,726 --> 00:01:00,750 !نــــــوش 2 00:01:03,051 --> 00:01:06,651 تقديم مي کند Ashkan.Sh .:.:.:.| WwW.9Movie.Co |.:.:.:. 3 00:01:06,766 --> 00:01:07,892 بيترمن"؟" 4 00:01:11,504 --> 00:01:12,971 چرا داري صورتت رو اصلاح مي کني؟ 5 00:01:13,139 --> 00:01:14,868 "براي اينکه شخصيتِ "رابين !ريش نداشت 6 00:01:15,041 --> 00:01:17,703 بيترمن"، ما اينکارو فقط داريم" .واسه خنده انجام ميديم 7 00:01:17,877 --> 00:01:20,402 ما که مبارزان واقعي جرم و جنايت نيستيم، نه؟ 8 00:01:20,580 --> 00:01:23,447 و اگر هم بوديم، من تو رو به عنوان اولين انتخابم .براي همراهم انتخاب نمي کردم 9 00:01:23,616 --> 00:01:26,779 !کفش هات رو نگاه !اونا کفش هاي شوفريتِ، درسته؟ 10 00:01:27,053 --> 00:01:28,520 !شکمت هم که تابلوئه 11 00:01:28,922 --> 00:01:31,857 آقاي "بک"، مطمئني که ميخواي اينجوري به بنياد خيريه مادرت بري؟ 12 00:01:32,592 --> 00:01:34,116 .فکر کنم لباس رسمي (کت شلوار مشکي) ميخواد 13 00:01:35,295 --> 00:01:36,523 !اين لباسم که مشکيه 14 00:01:36,830 --> 00:01:39,128 ،فقط اينکه "هابسن" گفت .هيچ دردسري درست نکنين 15 00:01:39,299 --> 00:01:42,530 چجور دردسري ممکنه از يه بازيه بي خطرِ بالماسکه بوجود بياد؟ 16 00:01:42,702 --> 00:01:43,964 ها؟ 17 00:01:44,437 --> 00:01:45,461 .ماشين رو که قبلاً خريدم 18 00:01:53,546 --> 00:01:54,877 فکر مي کني دارن تعقيبمون مي کنن؟ 19 00:01:55,048 --> 00:01:58,211 مسخره نشو! اين ماشينِ بتمنِ !ما دوستاي اوناييم 20 00:01:58,384 --> 00:02:00,318 !راننده، ماشين رو بزن کنار 21 00:02:00,487 --> 00:02:01,545 چطوري سرعت رو کم کنم؟ 22 00:02:05,024 --> 00:02:08,152 !ترمزهاي اين لامسب کجاست؟ - فکر مي کني اين دکمه چيکار مي کنه؟ - 23 00:02:28,181 --> 00:02:31,014 .از پليسا آدرس خيريهِ مادرت رو بپرس 24 00:02:31,184 --> 00:02:33,448 .فکر کنم اين مسئله ديگه بيفايده شده باشه 25 00:02:33,620 --> 00:02:36,714 .بهشون بگو توي يه موزه ست - !ما يه مجسمه عزيز رو داغون کرديم - 26 00:02:36,890 --> 00:02:38,357 .بايد آدرسش همين طرفا باشه 27 00:02:38,525 --> 00:02:40,652 .ازت ميخوام يه چند لحظه اي حرف نزني 28 00:02:40,827 --> 00:02:43,921 .شب بخير. سرکار چه مشکلي پيش اومده؟ 29 00:02:44,097 --> 00:02:45,428 !"تو بازم مست کردي، "آرتور 30 00:02:47,000 --> 00:02:51,096 نه. من از دفعه قبلي که همديگه رو !ديديم مست باقي موندم 31 00:02:51,271 --> 00:02:54,502 "زود باشين، "بتمن" و "رابين .از ماشين بياين بيرون. يالّا 32 00:02:55,875 --> 00:02:59,333 !مي تونم به يه معظل جدي اشاره کنم؟ 33 00:02:59,512 --> 00:03:02,845 آيا گذاشتن اين تخم ها واقعاً لازم بود؟ !ممکنه در آينده منجر به تصادف بشن 34 00:03:03,016 --> 00:03:04,415 .باشه، راه بيوفتين، زود باشين 35 00:03:04,584 --> 00:03:07,883 مي دوني، دوست ندارم اينقدر !نزديکِ اين خايه ها بشم 36 00:03:08,221 --> 00:03:09,552 .بهتون حق ميدم 37 00:03:16,229 --> 00:03:17,287 (شهرِ "گاتهام" (شهري که بتمن در اون زندگي مي کرد !در امن و امانه 38 00:03:17,463 --> 00:03:18,555 .اوه، پسر 39 00:03:18,731 --> 00:03:22,167 اگر امکانش هست براي خسارتي که ...به گاوِ طلايي تون زدم يه چک امضاء کنم 40 00:03:22,335 --> 00:03:24,599 .همه مون مي تونيم به کارمون برسيم .تا ديگه حرفي نباشه 41 00:03:24,771 --> 00:03:27,604 .يا اينکه نه. برگردين.زود باشين - ....براي چي؟ - 42 00:03:27,774 --> 00:03:29,264 ما رو به زندان مي برين؟ - .آره - 43 00:03:29,442 --> 00:03:31,910 !داريم ميريم زندان !"داريم ميريم زندان، "بيترمن 44 00:03:32,078 --> 00:03:34,774 .آره - .مي دونستم اينروز فرا ميرسه و اون امروزه - 45 00:03:35,181 --> 00:03:36,671 ...همه چي خوب و مرتبه 46 00:03:36,849 --> 00:03:40,080 ولي سقوط بازار سهام نيست .که باعث نگراني ما شده 47 00:03:40,253 --> 00:03:41,845 .(نگراني شما برحقِ جناب رئيس (دانشگاه 48 00:03:43,556 --> 00:03:46,354 "ولي بهتون اطمينان ميدم که "آرتور .اين روزها يکمي جدي تر شده 49 00:03:46,526 --> 00:03:49,324 .اون به سرمايه گزاري علاقمند شده - .عاليه - 50 00:03:50,930 --> 00:03:52,955 عذرميخوام يه لحظه اجازه ميدين؟ - .حتماً - 51 00:03:55,556 --> 00:03:58,056 وارث کمپاني "بک" در رانندگي» «با سرعت غيرمجاز دستگير شد 52 00:04:00,540 --> 00:04:04,271 عذرميخوام "ويوين"، دانشگاه نميتونه روي سرمايه‌گزاري ...شرط بندي کنه، قرار نيست که اين هزينه 53 00:04:04,444 --> 00:04:08,107 .روي سرمايه گزاري که آينده نامعلومي داره وقف بشه 54 00:04:16,689 --> 00:04:18,623 !آرتور" مثل يه کشتيِ بدون لنگر مي مونه" 55 00:04:20,593 --> 00:04:23,289 .شايد وقتشه که اون رو به يه کشتيِ ديگه ببنديم 56 00:04:28,301 --> 00:04:32,863 !تيتو"! "تيتو"! توي جنگِ خروس ها مي بينمت" .بهتر از اون چيزي بود که فکر مي کردم 57 00:04:33,039 --> 00:04:34,973 عجب! تو پولِ آزاديه همه رو دادي؟ 58 00:04:35,141 --> 00:04:37,735 بنظر يکمي ناعادلانه بود که ما ميرفتيم .و اونا اون تو باقي مي موندن 59 00:04:37,910 --> 00:04:41,607 اين ولخرجي بيهوده رو توي اين رکود اقتصادي چطور توجيح مي کني؟ 60 00:04:42,015 --> 00:04:43,039 !نکته خوبي بود 61 00:04:43,216 --> 00:04:44,649 ...آه، رکود اقتصادي 62 00:04:46,386 --> 00:04:47,512 !پولِ مجاني 63 00:04:49,088 --> 00:04:50,248 !مالِ شماست 64 00:04:50,423 --> 00:04:53,051 !باشه، رکود اقتصادي تمومه !حالا توي رونق اقصادي هستيم 65 00:05:44,277 --> 00:05:46,404 .خيلي شجاعانه بود .عجب انعطاف شگفت انگيزي از خودت نشون دادي 66 00:05:47,780 --> 00:05:50,340 "سلام، "هابسن - .صبح بخير "آرتور". و دوستش - 67 00:05:50,516 --> 00:05:51,540 "تيفاني" 68 00:05:51,718 --> 00:05:54,846 اوه، خوبه که اسمش يادته !و با اطمينان صداش مي کني 69 00:05:55,021 --> 00:05:57,581 !من يه ارتباط روحي رواني با لامپ خودم ايجاد کردم 70 00:05:57,757 --> 00:06:01,716 "تيفاني"، ايشون دايه منه، "هابسن" .بهترين دوستم توي کلِ دنيا 71 00:06:01,894 --> 00:06:05,125 دايه؟ - !اون فقط از نظر ظاهري مثل بزرگ سالاست - 72 00:06:05,298 --> 00:06:07,391 ...خب اون طرفِ خندقي از شامپاين که اسمش رو 73 00:06:07,567 --> 00:06:09,933 ديشب" گذاشته بودي چه احساسي داشتي؟" 74 00:06:10,103 --> 00:06:11,127 .فوق العاده بود 75 00:06:11,304 --> 00:06:14,569 .مادرت تماس گرفت .ميخواد امروز تو رو ببينه 76 00:06:15,341 --> 00:06:18,674 ويوين"؟ فکر مي کني "ويوين" چرا ميخواد امروز منو ببينه؟" 77 00:06:18,845 --> 00:06:19,903 .اصلاً معني نداره 78 00:06:20,380 --> 00:06:22,610 ...بعد از نابود کردنِ يه مجسمه مشهور در دنيا 79 00:06:22,782 --> 00:06:27,276 ،و دور ريختنِ $78,000 از دستگاه خودپرداز !نمي تونم تصورش رو بکنم 80 00:06:27,453 --> 00:06:29,751 اون ميخواد اينجا بمونه؟ 81 00:06:29,922 --> 00:06:32,857 پيشنهاد مي کنم که بهش اجازه ندي .به سينه هات عادت کنه، عزيزم 82 00:06:33,025 --> 00:06:36,483 .اون يه خصلت معتاد کننده اي داره !تا وقتي که 6 سالش شد سينه هامو ول نمي کرد 83 00:06:36,896 --> 00:06:38,158 "هابسن" 84 00:06:38,331 --> 00:06:40,925 مجبور ميشدم به نوکِ سينه هام !سُس فلفل بزنم که ازم جدا بشه 85 00:06:41,100 --> 00:06:44,365 .اون خانم حتي يکبار هم با سينه بهم شير نداده - .علي رغم تمام تلاش هايي که انجام داد - 86 00:06:44,537 --> 00:06:46,004 !هي، اون کيفِ منه 87 00:06:46,172 --> 00:06:47,196 .اوه 88 00:06:47,373 --> 00:06:50,274 .نمي دونم اون چجوري رفته داخلِ کيفم "نمي دونم، "آرتور 89 00:06:50,443 --> 00:06:54,504 احتمالاً يکي از همون رازهاييه !که هرگز کشف نخواهد شد 90 00:06:54,680 --> 00:06:56,580 مثلاً قتلِ جان اف. کندي !قاپ زدن ساعتِ من 91 00:06:57,283 --> 00:07:00,150 !اوه، اون واقعاً مالِ خودمه - .آفرين، عاليه - 92 00:07:00,319 --> 00:07:02,287 .يه چيزي که مالِ خودته توي کيف دستيت بود 93 00:07:02,455 --> 00:07:04,923 .نه، تو نبايد بري سراغ عکس هاي دوربينم 94 00:07:05,091 --> 00:07:07,218 "آرتور" - .اوه، نگران اين چيزا نباش - 95 00:07:07,393 --> 00:07:09,987 کارِ خيلي بي ادبانه ايه !تجاوز به حريم خصوصيه 96 00:07:11,464 --> 00:07:14,661 اوه، داري ميري؟ .من از اين تصميمت 100% حمايت مي کنم 97 00:07:14,834 --> 00:07:18,463 ميخواي بري تاکسي بگيري !يا کنار خيابون وايسي اوتو بزني؟ 98 00:07:19,071 --> 00:07:22,507 !شما آدمها عجيب و نژادپرست هستين 99 00:07:22,675 --> 00:07:23,699 "خداحافط، "تيفاني 100 00:07:23,876 --> 00:07:26,936 ،بهت زنگ مي زنم .البته اگر تلفنم رو ندزديده باشي 101 00:07:27,113 --> 00:07:31,379 !اون مجسمه بي ارزش دمِ دري رو اگر خواستي بردار 102 00:07:32,151 --> 00:07:34,244 !بذارش سرِ جاش 103 00:07:36,456 --> 00:07:38,617 با بقيه دوستاي جديدت هم "الان خداحافظي کن، "آرتور 104 00:07:38,791 --> 00:07:40,691 .اونا بايد به دنياي واقعي برگردن 105 00:07:40,860 --> 00:07:45,695 "اوه، من از دنياي واقعي متنفرم، "هابسن .اگر ايرادي نداره، ميخوام کارهام رو امروز توي تختم انجام بدم 106 00:07:46,699 --> 00:07:47,893 "هابسن" 107 00:07:48,367 --> 00:07:50,028 .صبحانه. الان 108 00:08:04,217 --> 00:08:05,844 .بگير 109 00:08:11,791 --> 00:08:13,486 !"هابسن" 110 00:08:14,694 --> 00:08:16,389 هابسن"؟" 111 00:08:16,796 --> 00:08:20,163 !"هابسن"! "هابسن"! "هابسن" 112 00:08:20,333 --> 00:08:23,325 !"هابسن"! "هابسن" - چيه؟ - 113 00:08:24,203 --> 00:08:27,400 سايمون" و "گارفنکل" همجنس باز" !مابينِ خيابونِ 61 اوم و پارک 114 00:08:27,573 --> 00:08:28,972 .ببين 115 00:08:37,083 --> 00:08:40,575 !عجب هدف يابي اي !اينم يکي ديگه از استعدادهاي به هدر رفته اتِ 116 00:08:43,089 --> 00:08:45,023 !تخم هاتم بشور !درست و حسابي 117 00:08:45,191 --> 00:08:49,423 خدا مي دونه که اون دختر چه بيماري !عجيب غريبي بين لنگ هاي خودش داشته 118 00:08:50,363 --> 00:08:54,197 !اوه، "هابسن" ورژنِ آسياييِ خودت رو از دست دادي 119 00:08:55,968 --> 00:08:58,562 ،اه! تو خيلي عجله مي کني .بيش از اندازه سخت مي گيري 120 00:08:58,738 --> 00:09:01,798 "من اينجا رو دوست ندارم، "هابسون - .معلومه دوست نداري. چون آدمها اينجا کار مي کنن - 121 00:09:01,974 --> 00:09:04,442 ولي يه آسانسور هستش .که تو بايد دکمه شو فشار بدي 122 00:09:04,610 --> 00:09:05,804 .همون نقره ايه 123 00:09:17,056 --> 00:09:18,546 آقاي "بک"؟ 124 00:09:18,724 --> 00:09:20,316 .مادرتون الان شما رو مي بينه 125 00:09:22,295 --> 00:09:26,163 .نگران نباش "آرتور"، زياد طول نمي کشه .بعدش باهم کارتون تماشا مي کنيم 126 00:09:39,045 --> 00:09:40,774 "سلام، "آرتور 127 00:09:41,414 --> 00:09:42,938 "اوه، سلام، "سوزان 128 00:09:43,115 --> 00:09:47,950 از اون دور نديدم که داري از اين ...راهروي براقِ شفاف 129 00:09:48,120 --> 00:09:50,088 !يه راست به سمتِ من مياي... 130 00:09:51,123 --> 00:09:52,613 من يه تماس تلفني بهت مديونم، درسته؟ 131 00:09:53,259 --> 00:09:55,284 !از ژانويه تا الان 132 00:09:55,962 --> 00:09:57,953 .ما 3 ماه باهم دوست بوديم .تو يهويي غيبت زد 133 00:09:58,130 --> 00:09:59,825 (وقتي "هوديني" (شعبده باز معروف !خودشو ناپديد کرد، کار خيلي باحالي بود 134 00:10:01,467 --> 00:10:04,027 .هوديني" يه شعبده باز بود" !اون عادت داشت ناپديد بشه 135 00:10:04,203 --> 00:10:07,229 .من متوجه منظورت شدم - .فکر کردم بهتره بيشتر توضيح بدم - 136 00:10:09,442 --> 00:10:13,003 ميدوني، تو تنها مردي هستي که !من باهاش خوابيدم و بعدش باهام بهم زدي 137 00:10:13,746 --> 00:10:15,145 واقعاً؟ - .واقعاً - 138 00:10:15,314 --> 00:10:16,611 ...خب، مي توني منو آدمِ رمانتيکي بدوني 139 00:10:16,782 --> 00:10:21,048 ولي اعتقاد دارم اون دوستي‌مون... ...بايد شاملِ کارهاي احمقانه اي 140 00:10:21,220 --> 00:10:23,586 .نظيرِ حرف زدن ميشد 141 00:10:23,756 --> 00:10:26,816 قراره با تو چيکار کنيم، "آرتور"؟ - !منو در جنگل رها کنين - 142 00:10:26,993 --> 00:10:28,893 !با سگ ها بيوفتين دنبالم 143 00:10:29,862 --> 00:10:31,557 .توي ملاقات با مادرت موفق باشي 144 00:10:37,536 --> 00:10:39,231 "بيا تو، "آرتور 145 00:10:39,805 --> 00:10:42,740 .اوه، سلام، آينده اينجاست 146 00:10:43,042 --> 00:10:47,638 سلام "ويوين"، از زماني که توي !رَحِم ـت بودم تو رو بخاطر ميارم 147 00:10:50,282 --> 00:10:51,909 "آرتور" 148 00:10:52,485 --> 00:10:54,953 "خب، امروز "آرتور .قراره يه صحبت دوستانه باهم داشته باشيم 149 00:10:55,121 --> 00:10:56,645 .بعدش يه صحبتِ جدي 150 00:10:56,822 --> 00:10:59,347 ،و در نهايت !ميخوام باهات اتمامِ حجت کنم 151 00:10:59,525 --> 00:11:00,856 به نظرت چطوره؟ 152 00:11:01,027 --> 00:11:03,086 !به نظرم تأثير صحبت هامون با وُدکا بيشتر ميشه 153 00:11:03,262 --> 00:11:05,253 .شنيدم که مشغولِ خوشگذروني هستي 154 00:11:05,431 --> 00:11:08,059 ،درست برخلافش .معمولاً سرم شلوغه 155 00:11:08,234 --> 00:11:12,671 ،يکي از اين چکمه هاي مخصوص اسب سواري گرفتم .يکمي هم بوسيله "بيترمن" ترسونده شدم 156 00:11:12,838 --> 00:11:16,501 اول فکر کرديم که يه غده درآورده، بعدش معلوم شد که اون !فقط تلفن همراهش بود که توي جيب پشتيش گذاشته 157 00:11:16,676 --> 00:11:18,041 .ولي با اينحال دورانِ نگراني بود ديگه 158 00:11:19,412 --> 00:11:22,506 خب، تا اينجاش که خيلي خوب پيش رفته! صحبتمون بطور !شگفت‌آوري گرم بوده. بهترين صحبت مون تابحال بوده 159 00:11:22,682 --> 00:11:25,617 .مي دونم که رابطمون هرگز ايده‌آل نبوده 160 00:11:27,520 --> 00:11:29,681 نه، خواهش مي کنم .نميخواد خودت رو سرزنش کني 161 00:11:29,855 --> 00:11:32,346 ...آره، مادري کردنت جزو نقاط قوتت نبوده 162 00:11:32,525 --> 00:11:36,359 ولي منو با اون لباس دوست داشتنيه ميموني .بعنوان نماينده خودت معرفي کردي 163 00:11:36,529 --> 00:11:38,360 .مي دوني، گاهي اوقات خوشحالم که اون مُرده 164 00:11:38,531 --> 00:11:41,193 "گمون کنم منظورت پدرمه نه آقاي "تيکلز 165 00:11:41,701 --> 00:11:43,396 .چون اون هرگز مجبور نبود اين رو ببينه 166 00:11:45,604 --> 00:11:48,732 ،اگر بي طرفانه بخوام بگم !اون 2 تا دختر بهم گفتن که بالاي 18 سال هستن 167 00:11:48,908 --> 00:11:51,934 .و اينکه اونا مرد نيستن .فهميدن اين موضوع خيلي وحشتناکه 168 00:11:52,344 --> 00:11:56,440 اين آدمِ رذل دوست داشتني کيه که شلنگ تخته رو !انداخته بيرون، ولي چشماش مثل ستاره مي درخشه؟ 169 00:11:56,849 --> 00:11:58,714 !عجب وضعيت مضحکِ قابل بخششيه 170 00:11:58,884 --> 00:12:02,615 کي مي تونه با چيزي غير از اون عضوِ لذت بخشش اينقدر جذاب باشه؟ 171 00:12:03,389 --> 00:12:05,323 .تبريک ميگم - ...چطور مي توني اون هوشِ قابل توجهت رو - 172 00:12:05,491 --> 00:12:09,222 !سرِ حماقت هايي مثل اين تلف کني؟ 173 00:12:09,395 --> 00:12:12,626 !کاملاً ساده ست ...من اون رو حماقت در نظر نمي گيرم 174 00:12:12,798 --> 00:12:16,734 درواقع يه موهبت نبوغ گونه در به مبارزه !طلبيدن مرگ همراه با خوشي مي دونم 175 00:12:16,902 --> 00:12:19,837 توجيح تو اينه؟ براي همين بود که ماشين "بتمن" رو داغون کردي؟ 176 00:12:20,005 --> 00:12:23,168 .آره، همينطوره صحبت هامون تمومه؟ 177 00:12:23,375 --> 00:12:24,569 .بگير بشين 178 00:12:28,647 --> 00:12:34,210 وقتي تنها وارث شرکتي به بزرگيه شرکت ما .دستگير ميشه، سرمايه گزارانش وحشت زده ميشن 179 00:12:34,386 --> 00:12:36,445 .اين مزخرفات بايد تموم بشه 180 00:12:36,822 --> 00:12:40,087 همونجور که مرد جذاب و قهوه اي رنگي (اوباما) که ...الان داره اين کشور رو مي چرخونه که گفت 181 00:12:40,259 --> 00:12:43,057 الان وقتش رسيده که... .رفتارهاي بچه گانه کنار گذاشته بشه 182 00:12:43,229 --> 00:12:45,857 !فکر نکنم بتوني "قهوه اي رنگ" صداش کني 183 00:12:46,031 --> 00:12:48,397 .بنابراين به يک راه حل رسيدم 184 00:12:48,667 --> 00:12:50,601 "سوزان جانسون" - .جالبه - 185 00:12:50,770 --> 00:12:54,262 .خوش لباسه !اختلالِ شخصيتيش هم لب مرزه 186 00:12:54,440 --> 00:12:55,873 چطور اون يه راه حلِ؟ 187 00:12:56,041 --> 00:12:58,373 !"تو قراره که باهاش ازدواج کني، "آرتور 188 00:12:58,978 --> 00:13:02,379 !چرا؟ - .سوزان" زنِ بسيار جذابيه" - 189 00:13:04,450 --> 00:13:07,112 .دوست داشتنيه، آره .قطعاً اون حيوون رو تحتِ کنترل خودش داره 190 00:13:07,953 --> 00:13:12,014 ،زني توانا، و با اراده اي راسخ براي کمک به افرادِ محتاج !البته براي وقتي که يه دوربين اون اطراف باشه 191 00:13:12,191 --> 00:13:15,456 "راستش، اگر يه سري فيلمِ ويدئويي از "سوزان !ميخواي، بايد بياي به آپارتمانِ من 192 00:13:15,628 --> 00:13:19,086 !يکي دارم که برات بسيار هيجان انگيزه - ..."شرکتِ جهانيِ "بک - 193 00:13:19,265 --> 00:13:20,823 .نسل به نسل بوسيله خاندان "بک" اداره شده 194 00:13:21,000 --> 00:13:22,331 ...با "سوزان" که يکي از ما هستش 195 00:13:22,501 --> 00:13:27,063 خيالِ سرمايه گزاران از اين راحت ميشه که .سيرِ پيشرفتِ شرکت به پايان نخواهد رسيد 196 00:13:27,239 --> 00:13:28,706 از کي تا حالا اينقدر بدگمون شدي؟ 197 00:13:28,874 --> 00:13:33,004 ازدواج يه وسيله نيست که .باهاش از وجهه شرکت محافظت کرد 198 00:13:33,179 --> 00:13:35,545 !ازدواج براي قانوني کردن حاملگي هاي ناخواسته‌ست 199 00:13:35,714 --> 00:13:38,274 "اگر همچين احساسي داري، "آرتور .پس برام چاره اي باقي نميذاري 200 00:13:38,450 --> 00:13:41,044 ،از اين لحظه به بعد !دسترسيت قطع ميشه 201 00:13:41,987 --> 00:13:46,390 منظورت چيه "قطع ميشه"؟ از تو و چي قطع ميشم؟ 202 00:13:47,459 --> 00:13:50,826 ...منظورت که قطع شدن از؟ 203 00:13:51,697 --> 00:13:53,756 "پول، "آرتور 204 00:13:58,737 --> 00:14:02,798 نه، من بهت اجازه نميدم که "منو بازيچه خودت قرار بدي، "ويوين 205 00:14:02,975 --> 00:14:05,102 .من وقتي که عاشق شدم بايد ازدواج کنم 206 00:14:05,744 --> 00:14:09,202 .من به صداقتت احترام ميذارم !تو الان 950 ميليون دلار رو از دست دادي 207 00:14:13,252 --> 00:14:16,050 ،راستش، "سوزان" دخترِ بسيار خاصي هستش !اينطور نيست؟ 208 00:14:16,222 --> 00:14:19,453 ...با اون دهان نرم و بسيار زيباش 209 00:14:19,625 --> 00:14:21,058 !که مثلِ دهانِ دلقک مي مونه 210 00:14:21,227 --> 00:14:24,856 !منظورم از لحاظ بد بودن نيستش ها !مثلِ يک دلقکِ سکسي 211 00:14:25,030 --> 00:14:26,964 .و اون همسر فوق العاده اي خواهد بود 212 00:14:27,132 --> 00:14:31,034 آره، منظورم اينه، کيه که نخواد !با يه دلقکِ سکسي ازدواج نکنه؟ 213 00:14:31,937 --> 00:14:34,132 .تبريک ميگم، "ويوين". تو بُردي 214 00:14:34,840 --> 00:14:36,774 ..."من بهت افتخار نمي کنم "آرتور 215 00:14:36,942 --> 00:14:41,140 .ولي استعدادت رو در حفظ جون خودت تحسين مي کنم 216 00:14:41,313 --> 00:14:45,215 .تبريک ميگم. قراره تا آخرِ عمرت مردِ ثروتمندي باشي 217 00:14:45,384 --> 00:14:47,909 .اين همه چيزي بود که ميخواستم باشم 218 00:14:52,024 --> 00:14:54,788 .مطمئنم حلقه ايه که پدرت به مادرت داده بود 219 00:14:58,697 --> 00:15:00,460 !مثل يه زمين اسکيت يخي براي يه موش مي مونه 220 00:15:01,901 --> 00:15:03,027 .من "سوزان" رو دوست ندارم 221 00:15:03,202 --> 00:15:07,161 خب، من هم تو رو خيلي خيلي زياد دوست نداشتم !و 30 ساله که با خوشحالي گير همديگه افتاديم 222 00:15:07,339 --> 00:15:10,706 ،مي دونم که عالي نيستش ...ولي "سوزان" زنِ باهوش و تواناييه 223 00:15:10,876 --> 00:15:13,276 و تو هم به همچين زني احتياج داري .که ازت مراقبت کنه 224 00:15:13,445 --> 00:15:18,348 ،فکر کنم الانم يکي شون رو دارم راستش، اين حلقه رو ميخواي؟ 225 00:15:19,551 --> 00:15:24,887 !هابسن"، تو به دايه بودن من ادامه خواهي داد؟" 226 00:15:25,424 --> 00:15:27,824 .اين فقط مادرمه که ميخواد منو کنترل کنه 227 00:15:28,427 --> 00:15:30,452 هي، "هابسن" دسته چک همرات داري؟ 228 00:15:30,629 --> 00:15:32,494 !ميخوام يکمي از ثروتم رو حيف و ميل کنم 229 00:15:32,665 --> 00:15:35,566 "ده هزار دلار براي اين قطعه از کلکسيون "تزار 230 00:15:35,734 --> 00:15:40,034 ده هزار دلار، بيشتر نبود؟ 10,000 دلار ...يک، 10,000 دلار دو 231 00:15:41,440 --> 00:15:43,806 !بيست هزار دلار پول 232 00:15:43,976 --> 00:15:45,841 .بيست هزار دلار پيشنهاد ميشه 233 00:15:46,011 --> 00:15:47,876 ممنون قربان، 30 تا شنيدم؟ 30,000دلار شنيدم؟ 234 00:15:48,047 --> 00:15:49,912 !30,000دلار، لطفاً 235 00:15:50,082 --> 00:15:51,140 30,000 $ 236 00:15:51,317 --> 00:15:52,807 35,000 $ 237 00:15:52,985 --> 00:15:55,647 !چطور جرأت مي کني ميخواي باهام رقابت کني، ها؟ 238 00:15:55,821 --> 00:15:57,982 ،آره، ميخوام رقابت کنم !بعلاوه اينکه من اول پيشنهاد دادم 239 00:15:58,157 --> 00:16:01,388 !چه ربطي داره !بالاترين مبلغ برتري رو داره 240 00:16:01,560 --> 00:16:03,152 !واضحه که تا حالا به حراجي نيومدي 241 00:16:03,329 --> 00:16:04,523 !اين به اون در 242 00:16:04,697 --> 00:16:06,961 .دقيقاً همچين وضعيتي توي خاورميانه آغاز شد 243 00:16:07,132 --> 00:16:09,191 .تو چاره اي برام باقي نذاشتي 244 00:16:09,368 --> 00:16:12,235 ...!يک صد هزار دلار و يک قرون روش 245 00:16:12,404 --> 00:16:16,238 !براي اينکه شما قربان، يک آدمِ پستِ ولخرج هستي... 246 00:16:16,408 --> 00:16:19,343 !خب، اين اولين حرفِ منطقي بود که در طول روز زدي 247 00:16:20,479 --> 00:16:24,973 "به يکي از آقايونِ "بک !به مبلغ $100,000 و يک قرون فروخته شد 248 00:16:25,150 --> 00:16:27,209 .ممنون، آقايون - .تبريک ميگم - 249 00:16:27,653 --> 00:16:28,950 "هي، بيخيال "هابسن 250 00:16:29,121 --> 00:16:31,885 خودت مي دوني که هميشه به .کارد و چنگالِ "تزار نيکلاس دوم" علاقه داشتم 251 00:16:32,057 --> 00:16:33,752 !من هم همينطور - .اوه - 252 00:16:34,326 --> 00:16:36,385 :آخرين قطعه اي که براي مزايده ارائه ميشه 253 00:16:36,562 --> 00:16:40,020 کت و شلواريه که "آبراهام لينکون" باهاش دومين .سخنرانيش رو بعد از سوگند خوردن ايراد کرده بود 254 00:16:41,033 --> 00:16:43,695 ،مبلغ پيشنهادي رو از 50,000 تا شروع مي کنيم 50,000دلار نبود؟ 255 00:16:44,069 --> 00:16:45,866 !مـــــــن مــي خرمش 256 00:16:46,038 --> 00:16:48,700 .و اين وسيله جابجايي که همراه باهاشه 257 00:16:50,042 --> 00:16:53,637 اگر فکر مي کني که اين معرفِ ...يک پيروزي در برابر استبداد اقتصاديه مادرته 258 00:16:53,812 --> 00:16:56,246 .بايد بگم که گول خوردي... - "بابت قاشق ممنونم، "آرتور - 259 00:16:56,415 --> 00:16:59,851 !وقت کردي، يه چنگال برام بخر - بيترمن" و ماشين کجاست؟" - 260 00:17:00,052 --> 00:17:02,316 .گفت که با اون ماشينِ بزرگِ نقره اي مياد 261 00:17:02,488 --> 00:17:03,750 کجا؟ - ...گفتش - 262 00:17:03,922 --> 00:17:06,755 با اون ماشينِ بزرگِ نقره ايه منقّش !با اون چيزي که روشه 263 00:17:06,925 --> 00:17:09,416 .مثل يه معما مي مونه !بعضي وقت ها خيلي مبهم حرف مي زنه 264 00:17:09,595 --> 00:17:11,790 مثل يه آدمِ کوري مي مونه که !يه آدم مست رو راهنمايي کنه 265 00:17:11,964 --> 00:17:14,558 هابسن"، توي اين مدتي که دارم سرگردون ميشم" .بيترمن" رو پيدا کن" 266 00:17:22,274 --> 00:17:23,434 !واو 267 00:17:23,609 --> 00:17:24,633 اينا ديگه براي چيه؟ 268 00:17:25,210 --> 00:17:27,201 مردم کجا دارن ميرن؟ 269 00:17:27,379 --> 00:17:31,110 ،اينجا درواقع ايستگاهِ "گرند سنترال" نيستش "درستش، ترمينالِ "گرند سنترالِ 270 00:17:31,283 --> 00:17:32,409 !اوه - .اوه - 271 00:17:32,584 --> 00:17:35,985 .ببخشيد - .نه، نه، من سّد معبر کرده بودم - 272 00:17:36,855 --> 00:17:40,256 من گم شدم! مي دوني از کجا مي تونم يه نوشيدني پيدا کنم؟ 273 00:17:43,796 --> 00:17:45,229 .اين واقعاً همه پوليه که دارم 274 00:17:45,831 --> 00:17:47,128 .موفق باشي 275 00:17:47,299 --> 00:17:48,391 .بياين - !سکه - 276 00:17:48,567 --> 00:17:52,469 .وقتي بچه بودم با اينا بازي مي کردم - .همينطور ادامه بدين. وقت داره تلف ميشه - 277 00:17:52,638 --> 00:17:53,969 ...حرف از زمان شد 278 00:17:54,139 --> 00:17:58,098 ساعتي که پشتِ سرمه يکي از... .گرون ترين ساعت ها در دنياست 279 00:18:05,317 --> 00:18:07,683 ...هزاران نفر روزانه از اينجا عبور مي کنن 280 00:18:07,853 --> 00:18:10,219 و هيچکس به خودش زحمت نميده... .که بالا سرش رو نگاه کنه 281 00:18:10,389 --> 00:18:14,086 جادوئيه. اينجا تنها مکان در "منهتنِ" که .مي تونين ستاره ها رو تماشا کنين 282 00:18:14,259 --> 00:18:17,353 ...ولي هميشه به اين صورت نبود .اوه، بازم تو 283 00:18:18,964 --> 00:18:22,923 ،اگر به اون گوشه نگاه کنين ...مي تونين يه آجرِ کثيف رو ببينين 284 00:18:23,102 --> 00:18:27,801 و تمامِ سقف نيز سابقاً به همين صورت بود .تا اينکه در سال 1998 بازسازي شد 285 00:18:27,973 --> 00:18:32,307 واو! شگفت انگيزه! اگر از سقف ها خوشت مياد !من يه دونه خوشگلش رو بالاي تختم دارم 286 00:18:33,679 --> 00:18:35,943 حرفم يکمي گستاخانه بود .منظورم چيزِ ديگه اي بود، سقفم مي درخشه 287 00:18:36,115 --> 00:18:37,377 .از پيشنهادت ممنونم 288 00:18:37,549 --> 00:18:40,950 ،اگر به گوشه مخالف توجه کنين ...شما مي تونين يک 289 00:18:41,453 --> 00:18:44,286 !افسر پليس رو تماشا کنين .خانم، بابت اين موضوع بهتون اخطار داده بودم 290 00:18:44,456 --> 00:18:47,186 شما مجوزِ گردشگري نداريد .و الانم دارين توي رفت و آمد مردم تأخير ايجاد مي کنين 291 00:18:47,359 --> 00:18:48,758 ،زود باشين، پاشين، پاشين .همه بلند شين 292 00:18:48,927 --> 00:18:52,829 ...سرکار، کدوم قانونه که جلوي اين غريبه نابغه رو 293 00:18:52,998 --> 00:18:55,523 !از يافتنِ جادو در اين کُره خاکي ميگيره؟ 294 00:18:55,701 --> 00:18:59,797 .قانون 1085.1 تبصره 5 - ميشه يکمي واضح تر بگين؟ - 295 00:19:02,040 --> 00:19:04,907 !هي! هي - !اوه يه تعقيب و گريزه! ما توي يه تعقيب و گريزيم - 296 00:19:05,077 --> 00:19:06,635 !قربان، عصاي "آبراهام لينکن" منو بگيريد 297 00:19:06,812 --> 00:19:07,836 !فرار 298 00:19:08,814 --> 00:19:11,339 .سرم داره گيج ميره .قلبم داره از جاش در مياد 299 00:19:11,517 --> 00:19:13,508 !اين اولين تعقيب و گريزمه و خوشم اومد 300 00:19:14,586 --> 00:19:17,885 !بذارين رد بشم، من يه روحِ آزادم - .غرب خيابونِ 42 - 301 00:19:18,490 --> 00:19:20,253 !اين چيزيه که تو زندگي دنبالش بودم 302 00:19:20,425 --> 00:19:21,551 .ما يه فراري داريم 303 00:19:21,727 --> 00:19:24,127 درحالِ فرار کردنيم !اين يه فرارِ واقعيه 304 00:19:24,296 --> 00:19:25,991 اوه! من... من 305 00:19:26,165 --> 00:19:30,659 .نه، نه، نه - .داشتم ميرفتم مجوزم رو بيارم - 306 00:19:30,836 --> 00:19:33,532 "تو از دستِ من فرار کردي، "نائومي .الان هم بايد بازداشتت کنيم 307 00:19:33,705 --> 00:19:36,697 بعلاوه اينکه، قبلاً 3 بار بهت در موردِ .تورِ غيرمجاز اخطار داده شده بود 308 00:19:36,875 --> 00:19:39,343 ...مگر اينکه، اين يک تورِ غيرمجاز نبوده باشه 309 00:19:39,511 --> 00:19:42,878 چون اون آدمها توريست نيستن... !اونا خانواده ما هستن 310 00:19:43,749 --> 00:19:46,115 ،آره، همينطوره .اونا خانواده من هستن 311 00:19:46,285 --> 00:19:48,344 .اون خانوادمه .ما يه تجديد ديدارِ خانوادگي داشتيم 312 00:19:48,520 --> 00:19:51,853 ،تجديد ديدار، براي مثال !اون عمو "استيوارتِ" که داره دست تکون ميده 313 00:19:52,024 --> 00:19:54,219 ،آره، اوه !"سلام عمو "استيوارت 314 00:19:54,393 --> 00:19:57,419 ،زير اون کلاه آفتاب گير هم !دايان کيتون" (بازيگر) کارائيبي مونه" 315 00:19:57,596 --> 00:20:00,064 .آره، دقيقاً - ...و همچنين ما - 316 00:20:00,232 --> 00:20:02,462 !دائي "جان لنونِ" کره ايمون رو داريم 317 00:20:02,935 --> 00:20:05,301 !"و گمون کنم ايشون هم "آبراهام لينکونِ 318 00:20:05,470 --> 00:20:06,937 .اوه، نه - .نه - 319 00:20:07,105 --> 00:20:12,042 ...ايشون بطور مسلم و عجيبي - !نامزدشم! من نامزدشم - 320 00:20:12,211 --> 00:20:14,543 !ايشون نامزدمه 321 00:20:16,682 --> 00:20:18,149 !اووووه 322 00:20:21,053 --> 00:20:23,317 ...عزيزم، تو که نميخواي اين آدمها فکر کنن 323 00:20:23,488 --> 00:20:26,218 .تو از اون آدمهاي منحرفِ انگليسي هستي... 324 00:20:26,391 --> 00:20:30,555 ،نه، من يکي از اون انگليسي هاي منحرف بسيار خاص هستم ...بخاطر همين بود که از اولين قراري که باهم داشتيم 325 00:20:30,729 --> 00:20:33,664 .تو عاشقم شدي... - و اونجا دقيقاً کجا بود؟ - 326 00:20:35,067 --> 00:20:36,091 "گرند سنترال" 327 00:20:36,268 --> 00:20:38,998 شما اولين قرارِ دوستي تون .توي ايستگاهِ "گرند سنترال" بود 328 00:20:39,171 --> 00:20:43,733 از اون قرارهاي مسخره نبود. من کّل اون .مکان رو اجاره کرده بودم و خاليه خالي بود 329 00:20:43,909 --> 00:20:46,673 ،آکروبات بازها سرِجاشون بودن .و يه نمايشِ حسابي برامون اجرا کردن 330 00:20:46,878 --> 00:20:48,311 اينطور نبود، "نائومي"؟ - .نه، نه - 331 00:20:48,480 --> 00:20:50,675 .کفِ اونجا با ميليون ها برگِ گل پوشيده شده بود 332 00:20:50,882 --> 00:20:53,442 بوي خوبشون همچون نفسِ خوشبوي .فرشته ها فضا رو پُر کرده بود 333 00:20:53,619 --> 00:20:56,087 ،و ما کاملاً از خود بيخود شده بوديم اينطور نبود؟ 334 00:20:56,255 --> 00:20:58,155 !و لُخت و برهنه داشتيم براي خودمون مي دوديم 335 00:20:58,323 --> 00:21:00,848 ...نه، نه، ما فقط .لباس تنمون بود و غذا خورديم 336 00:21:01,026 --> 00:21:02,755 چه غذايي خوردين؟ - .اوه - 337 00:21:02,928 --> 00:21:04,327 اوه، چه غذايي بود؟ 338 00:21:04,496 --> 00:21:05,963 ...پِ - ...پِ... پِ... پِ - 339 00:21:06,131 --> 00:21:07,155 "پاستيل" 340 00:21:07,332 --> 00:21:09,425 جنابِ "لينکون" شما کارت شناسايي همراهتون هست؟ 341 00:21:09,601 --> 00:21:10,932 .راستش، بله 342 00:21:11,103 --> 00:21:14,470 .بفرمائين. فکر کنم اگر که بخواين پيداش خواهيد کرد 343 00:21:14,640 --> 00:21:17,336 .اگر بتونين مُچمو بگيرين کلي از اينا بازم بهتون ميدم 344 00:21:17,509 --> 00:21:20,034 "پيشِ خودت نگه دار، "آرتور .و براي نمايش هم ممنون 345 00:21:21,713 --> 00:21:24,443 .نائومي"، يه مجوز بگير. موفق باشي" - .باشه - 346 00:21:25,617 --> 00:21:27,949 چي شدش؟ تو کي هستي؟ 347 00:21:28,120 --> 00:21:32,056 !من فقط يه غريبه ژنده پوش با يه کلاه احمقانه هستم 348 00:21:32,224 --> 00:21:34,158 .اوه، خداي من 349 00:21:35,460 --> 00:21:39,590 .آرتور" سياحتِ بيهوده تو الان تموم شد .سوار ماشين شو 350 00:21:39,765 --> 00:21:43,030 .نه. عيبي نداره .هابسن" نمي تونه بهم بگه چيکار بکنم" 351 00:21:43,201 --> 00:21:46,693 .چرا مي تونم. من براي مادرش کار مي کنم .سوار ماشين شو. "بيترمن"، در رو باز کن 352 00:21:48,006 --> 00:21:50,941 .بيترمن" در رو ببند" - .سوار ماشين شو - 353 00:21:51,109 --> 00:21:53,009 !"تو نه "بيترمن - "چرا خودت "بيترمن - 354 00:21:53,178 --> 00:21:56,204 عذر ميخوام. شما کي هستين؟ 355 00:21:56,381 --> 00:21:57,712 .من دايه اش هستم 356 00:21:58,917 --> 00:22:00,214 .من نيستم. من "بيترمن" هستم 357 00:22:00,385 --> 00:22:04,719 ،خب، من بايد برگردم اونطرف پيش خانواده گيج شدم .بنابراين روز خوبي داشته باشين 358 00:22:04,890 --> 00:22:06,221 .اوه، وايسا... ببخشيد 359 00:22:07,025 --> 00:22:10,222 "نائومي کوئين" .دوست دارم دوباره ببينمت 360 00:22:10,395 --> 00:22:13,831 .من با پسرهايي که دايه دارن قرار نميذارم - !چه انتخاب عاقلانه اي - 361 00:22:13,999 --> 00:22:16,934 و تو هم اولين زني نيستي که ...دنبال کار و زندگيشه 362 00:22:17,102 --> 00:22:18,569 !و "آرتور" يهويي بهش علاقمند ميشه 363 00:22:20,205 --> 00:22:21,570 اون هميشه همراهته؟ 364 00:22:24,042 --> 00:22:28,376 :باشه شمارم 917-176-2030. 365 00:22:28,547 --> 00:22:31,209 آه... تو يادت موند؟ - .نه - 366 00:22:37,756 --> 00:22:39,087 .آرتور" سوار ماشين شو" 367 00:22:40,392 --> 00:22:45,261 من الان سوار ماشين ميشم، براي اينکه خودم ميخوام .نه بخاطر اينکه تو بهم گفتي 368 00:22:45,597 --> 00:22:47,030 !فرق مي کنه 369 00:22:47,199 --> 00:22:48,461 "بيترمن" 370 00:22:49,067 --> 00:22:53,094 ،خيلي جادويي بود، ما از دست پليسا فرار کرديم .بعدش بهشون دروغ گفتيم 371 00:22:53,271 --> 00:22:56,263 (تابحال همچين روزايي داشتي "اواندر"؟ (اواندر هاليفيلد - بوکسور - .مطمئنم داشتم - 372 00:22:57,642 --> 00:23:01,874 ،من و اين دختره مثل 2 تا رغيب کامل بوديم !"مثل تو و "مايک تايسون 373 00:23:02,047 --> 00:23:03,708 .اون ممکنه هموني باشه که دنبالشي - .آره - 374 00:23:03,882 --> 00:23:06,612 !اوه، ببخشيد که ضربه ام از گاردِ راستت رد شد 375 00:23:06,785 --> 00:23:08,946 حالت خوبه؟ - .از پَسِش بر ميام - 376 00:23:09,121 --> 00:23:10,645 ...چيزي که در مورد "نائومي" خوشم اومد 377 00:23:10,822 --> 00:23:13,382 .اينه که اون دنيا رو بطور منحصر به فردي مي بينه 378 00:23:13,558 --> 00:23:14,820 !مگس ها هم همينطوري مي بينن 379 00:23:14,993 --> 00:23:18,793 الان درست مثل زماني بود که علاقه داشتي !يه زرافه خونگي تا خوشحال باشي 380 00:23:18,964 --> 00:23:22,456 .خب، بعد از 1 هفته هم از دستش خسته شدي - !براي اينکه زرافه هه عينک يه چشمي شو خورد - 381 00:23:22,634 --> 00:23:24,932 حيوون هاي خونگي هيچ احترامي !"براي فشن و مُد قائل نيستن، "اواندر 382 00:23:25,103 --> 00:23:28,163 ،نه، براي اين بود که شما از 2 تا دنياي مختلف بودين .درست مثل تو و اين دختره 383 00:23:28,340 --> 00:23:31,537 گوش کن، ميشه لطفاً اجازه بدي روي ضربه هام تمرکز کنم يکمي بهم آب بدي؟ 384 00:23:33,278 --> 00:23:36,338 !آه! اون ودکا توش بود - حالت جا اومد؟ - 385 00:23:36,915 --> 00:23:40,942 ،نه، ولي فکر کنم يه مقداريش وارد جريان خونم شد !پس زياد هم خبر بدي نيستش 386 00:23:41,353 --> 00:23:43,412 .لباسات رو بپوش - چرا؟ - 387 00:23:43,588 --> 00:23:45,920 براي اينکه ساعت 3 قراره بري ..."پيشِ "برت جانسون 388 00:23:46,091 --> 00:23:48,025 .تا از دخترش خواستگاري کني 389 00:23:48,193 --> 00:23:51,526 من همچين کاري نمي کنم و همين جا .مي مونم تا با "اواندر" بوکس تمرين کنم 390 00:23:51,696 --> 00:23:54,824 بعدش هم قراره طبق برنامه کلاسِ موزيکم .رو با "کاني وست" (خواننده) داشته باشم 391 00:23:55,200 --> 00:23:56,758 !بيا بيرون. الان 392 00:23:59,271 --> 00:24:01,000 .مجبورم کن 393 00:24:04,309 --> 00:24:06,038 .نگران نباش فقط ميخوام يکمي باهاش شوخي کنم 394 00:24:06,211 --> 00:24:08,179 !از طناب هاي رينگ استفاده کن 395 00:24:08,346 --> 00:24:11,543 .بهش نزديک شو و تکون بخور. همونجور که بهم ياد دادي - ...آرتور"، بعد از اينکه ازدواج کردي" - 396 00:24:11,716 --> 00:24:14,708 بايد اين تمايل زيادي که به آشنايي با زناني که .تصادفي باهاشون برخورد مي کني رو تمومش کني 397 00:24:14,886 --> 00:24:17,377 ،من تصادفي باهاش آشنا نشدم .اون منو درک مي کرد 398 00:24:17,556 --> 00:24:21,822 اون به جُک هام ميخنديد. از تو خوشش اومد !ولي پتانسيل مناسبِ بيشتري هم براي سکس داشت 399 00:24:24,396 --> 00:24:28,890 "آه! واقعاً درد گرفت! "اواندر !تو بهم اطمينان دادي که من شکست ناپذيرم 400 00:24:29,067 --> 00:24:31,160 .برت جانسون"، ساعت 3" 401 00:24:31,770 --> 00:24:36,935 اواندر"، اگر اون تا 1 دقيقه ديگه از رينگ خارج نشه !خودم اون يکي گوشت رو گاز ميگيرم و مي کنم (اشاره به مبارزه با مايک تايسون و کنده شدن گوشِ هاليفيلد) 402 00:24:55,193 --> 00:24:57,423 من اينجا چيکار مي کنم، "بيترمن"؟ 403 00:24:57,863 --> 00:25:00,991 .خودت ازم خواستي که به بُرجِ "برت جانسون" برسونمت 404 00:25:03,235 --> 00:25:06,102 ...ولي اگر تو جاي من بودي - .خيلي دوست داشتم جاي تو باشم - 405 00:25:06,371 --> 00:25:08,202 .خيلي حرفت چاپلوسانه بود 406 00:25:08,373 --> 00:25:12,173 ولي اگر جاي من بودي ...و توي اين وضعيت قرار داشتي 407 00:25:12,344 --> 00:25:14,539 تو چيکار مي کردي؟ چي بايد برم بگم؟ 408 00:25:14,713 --> 00:25:20,276 ،من ميرفتم داخل و مي گفتم "آقاي "جانسون" من از بُرجتون خيلي خوشم مياد" 409 00:25:21,586 --> 00:25:23,247 "ولي عاشق دخترتون هستم" 410 00:25:23,421 --> 00:25:26,686 .ولي من عاشقِ دخترش نيستم - .اين حرفو نزن، چون بعدش بهت جوابِ رد ميده - 411 00:25:27,893 --> 00:25:29,292 !خيلي کمک حالم بودي 412 00:25:31,162 --> 00:25:33,426 .اينو بذار سرت. همين جا وايسا 413 00:25:33,598 --> 00:25:35,691 .درست مثل کلاه ايمني خودته 414 00:25:35,867 --> 00:25:38,233 بي جي (برت جانسون)" هيچوقت" .از شنيدنش خسته نميشم 415 00:25:46,645 --> 00:25:48,704 "يو-هو! "بيترمن 416 00:25:59,691 --> 00:26:01,989 !لامسب 417 00:26:02,260 --> 00:26:04,091 .آخر زمون شده 418 00:26:04,262 --> 00:26:07,629 .ساحل شرقي کاملاً تخريب شده 419 00:26:07,799 --> 00:26:09,960 .ماشين ها طبق معمول اختيار رو در دست گرفتن 420 00:26:10,135 --> 00:26:12,000 !آه! اي توسترِ کثيف 421 00:26:12,203 --> 00:26:15,104 .فقط يکنفر مي تونه بشر رو نجات بده 422 00:26:15,273 --> 00:26:18,106 !"و اون مرد "آرتور بکِ 423 00:26:18,276 --> 00:26:20,244 !عدالت 424 00:26:33,458 --> 00:26:34,482 "سلام، "آرتور 425 00:26:34,659 --> 00:26:38,993 ...اوه، ببخشيد، قبلاً استفاده نکرده بودم - چي رو استفاده نکرده بودي، "آرتور"؟ - 426 00:26:39,164 --> 00:26:42,099 !يکي از اين تفنگ هايي که ميخ ازش مي پره بيرون 427 00:26:42,267 --> 00:26:46,601 :اوه مدلِ Grip-Rite GR 350 428 00:26:47,038 --> 00:26:48,630 .تفنگِ خوبيه 429 00:26:48,807 --> 00:26:52,402 !دوست داشتنيه، اينطور نيست؟ !يکي از مورد علاقه هامه 430 00:26:53,445 --> 00:26:55,709 !مي دوني که يه چندتا ميخ توي بدنت فرو رفته؟ 431 00:26:55,880 --> 00:26:58,314 !ميخ هاي صنعتي 432 00:26:58,683 --> 00:27:00,708 .سايزِ استاندارد 433 00:27:02,053 --> 00:27:04,783 خب، از کارهايي که توي اينجا کردي "خيلي خوشم اومده، "برت 434 00:27:04,956 --> 00:27:07,982 منو يادِ يکي از کلوپ هاي همجنس بازها !که يکبار توي "کپنهاگ" رفته بودم ميندازه 435 00:27:08,159 --> 00:27:10,457 !اينجا قراره دفترِ جديدم بشه 436 00:27:10,895 --> 00:27:12,920 ،اوه، خداي من !خونه من درست اونطرفه 437 00:27:14,466 --> 00:27:17,765 "مي تونم اتاق خوابم رو ببينم، "برت .خيلي جالبه 438 00:27:18,570 --> 00:27:19,662 .و ترسناکه 439 00:27:19,838 --> 00:27:23,831 ،اين ساختمون رو فقط بخاطر اين اينجا ساختي که بتوني جاسوسي منو بکني؟ 440 00:27:27,145 --> 00:27:29,010 لازم نيست ببرنت بيمارستان؟ 441 00:27:29,180 --> 00:27:34,379 اگر هرباري که يکي از اين سوزن ها بهم ميخورد ...ميخواستم تا بيمارستان برم 442 00:27:34,552 --> 00:27:36,383 آره، اگر يه ميخ از بدنت رد بشه چي؟ 443 00:27:36,554 --> 00:27:38,249 !مسيح هم همينجوري يه قهرمان شد ديگه 444 00:27:38,423 --> 00:27:41,517 .برت"، يکمي داره بهم حالتِ تهوع دست ميده" 445 00:27:41,693 --> 00:27:44,594 "بيا اين چرت و پرت ها رو تمومش کنيم، "آرتور ...من اهلِ "پيتسبورگ" ـم 446 00:27:44,763 --> 00:27:46,856 !و حالا صاحبِ يه آسمون خراشم 447 00:27:47,032 --> 00:27:49,557 .برخلاف تو، بهم ميليارد ميليارد پول ارث نرسيده 448 00:27:49,734 --> 00:27:51,634 .خودم پول رو بدست آوردم 449 00:27:52,604 --> 00:27:53,662 ...ولي مي دوني 450 00:27:55,106 --> 00:28:00,738 .راستش با ازدواج دختر کوچولوم با تو مشکلي ندارم 451 00:28:01,212 --> 00:28:02,611 مي دوني چرا؟ 452 00:28:02,781 --> 00:28:05,181 براي اينکه خون زيادي از دست دادي !و حواست سرِجاش نيست؟ 453 00:28:05,350 --> 00:28:08,717 سوزان" کوچولوي من مي تونه" .تو رو از اين رو به اون رو بکنه 454 00:28:08,887 --> 00:28:13,517 اون يکبار يه خونه کلنگي رو خريد !و اون رو تبديل به يه آپارتمان کرد 455 00:28:13,692 --> 00:28:16,058 ،خيلي جالبه !من يکبار برعکس اينکارو انجام دادم 456 00:28:16,361 --> 00:28:21,424 .الانم با دقت به حرفهام گوش بده .ميخوام مطمئن بشم که به حرفهاش گوش ميدي 457 00:28:21,599 --> 00:28:22,725 .آره - .ميزِ ارّه اي - 458 00:28:24,102 --> 00:28:26,798 .خطرناک ترين وسيله توي ساختمون سازيه 459 00:28:26,971 --> 00:28:29,963 اگر دست هات رو با فاصله 13 سانتي متري .از تيغه نگه داري مشکلي پيش نمياد 460 00:28:30,141 --> 00:28:33,474 .نه، من از چيزايي مثل اين خوشم نمياد - .زود باش. تو از پَسِش بر مياي - 461 00:28:33,645 --> 00:28:35,306 .نه... فقط به سمت جلو فشارش ميدم 462 00:28:40,085 --> 00:28:43,316 !موفق شدم، "برت"! يه کارِ مردونه انجام دادم .شگفت انگيز بود 463 00:28:43,488 --> 00:28:46,252 !بيا يه چيزِ ديگه رو هم نصف کنيم - انگشتت چطوره؟ - 464 00:28:46,791 --> 00:28:47,917 انگشتم؟ 465 00:28:48,093 --> 00:28:52,257 ،مشکلي پيش نمياد، اين تيغه يه قطعه ايمني داره .که رطوبت رو تشخيص ميده 466 00:28:52,430 --> 00:28:56,992 ،هرچيزي که مرطوب باشه و با تيغه تماس پيدا کنه !يهويي خاموش ميشه 467 00:28:57,168 --> 00:28:59,568 "به نظرم يکمي خطرناکِ "برت 468 00:28:59,738 --> 00:29:01,069 !از زبونت استفاده کن 469 00:29:01,906 --> 00:29:04,431 زبونم؟ - .کلي رطوبت روي زبونته - 470 00:29:04,609 --> 00:29:06,941 "اوه، نه، فکر نکنم که بايد اينکارو انجام بدم، "برت 471 00:29:07,112 --> 00:29:10,479 .فکر کنم که بخوام برگردم اونطرف سمت خونه ام 472 00:29:10,648 --> 00:29:13,014 نه، "برت"! چيکار داري مي کني؟ - !تيغه رو ليس بزن - 473 00:29:13,184 --> 00:29:15,778 "نه، "برت !تو الان حواست دست خودت نيست 474 00:29:15,954 --> 00:29:18,479 بايد زبونت رو بدي بيرون .وگرنه رطوبت رو احساس نمي کنه 475 00:29:19,858 --> 00:29:21,450 !من دايه مو ميخوام 476 00:29:44,048 --> 00:29:47,984 "آقاي "جانسون :يک مرد دانايي يکبار گفت که 477 00:29:48,153 --> 00:29:52,613 من از بُرجتون خوشم مياد" "ولي عاشقِ دخترتون هستم 478 00:29:52,791 --> 00:29:54,452 مي تونم لطفاً باهاش ازدواج کنم؟ 479 00:29:54,626 --> 00:29:56,787 .حتماً 480 00:29:59,831 --> 00:30:02,629 .پاسکال"، من استيک گوشت گوساله ميخورم" - .انتخاب عالي ايه - 481 00:30:02,801 --> 00:30:05,964 ،ميشه لطفاً به "جروم" بگي که دفعه قبلي يکمي خشک و سفت بود؟ 482 00:30:06,137 --> 00:30:07,570 .حتماً بهش رسيدگي مي کنم - .ممنونم - 483 00:30:07,739 --> 00:30:11,470 براي شما قربان؟ - !فقط يه پاتيل ودکا تکيلا و يه قاشق - 484 00:30:13,978 --> 00:30:16,003 .شنيدم ميخواي يه درخواستي ازم بکني 485 00:30:16,181 --> 00:30:18,012 ،آره، همينطوره "درواقع، "سوزان 486 00:30:18,183 --> 00:30:20,981 ممکنه لطف کني بهم بگي که چه اتفاقِ کوفتي داره ميوفته؟ 487 00:30:21,152 --> 00:30:24,019 .ما يه شبِ رؤيايي باهم داريم .متوجه نميشم 488 00:30:24,189 --> 00:30:26,817 ...تو متوجه نيستي که يک توطئه هولناک درکاره 489 00:30:26,991 --> 00:30:29,585 .تا منو اغفال کنه و وارد يه ازدواجِ بدون عشق کنه ...سوزان" ما" 490 00:30:29,761 --> 00:30:32,025 "ازدواج بدون عشق" - .ما نبايد باهم ازدواج کنيم - 491 00:30:32,197 --> 00:30:34,427 ،ما هيچ تفاهمي باهم نداريم درسته؟ 492 00:30:34,599 --> 00:30:39,059 ،يعني، ما غذاهاي مشترک دوست نداريم !استيک گوساله؟ به نظرِ من که خيلي ظالمانست 493 00:30:39,237 --> 00:30:41,102 !چون ظالماسنت دوستش داري ديگه؟ 494 00:30:41,773 --> 00:30:44,367 .ما از آدمها و موسيقي يکجور خوشمون نمياد 495 00:30:44,542 --> 00:30:46,339 .تو عاشقِ اسب هايي 496 00:30:46,511 --> 00:30:48,069 .همينطوره - .ولي من بهشون اعتماد ندارم - 497 00:30:48,246 --> 00:30:50,407 .در اينباره فکر کن - !چشم هاشون، قدم هاي دزدکي شون - 498 00:30:50,582 --> 00:30:54,040 !اين يه کسب و کاره... حواست به من باشه - !کفش هاشون (نعل) هميشگيه - 499 00:30:54,219 --> 00:30:57,086 ...تنها کاري که بايد بکني - !چه موجودي به يه جور کفش اينقدر تعهد داره؟ - 500 00:30:57,255 --> 00:31:01,248 بيشتر ازدواج ها درنهايت يه جور وکالتِ - !با اون چهره هاي شرورشون - 501 00:31:02,627 --> 00:31:04,458 ،همه چيز از اين قراره .اين يه جور شراکتِ کاريه 502 00:31:04,629 --> 00:31:07,598 !همراه با اضافه شدنِ مزاياي جذابيت 503 00:31:08,433 --> 00:31:12,733 بطور قابل انکاري، يه چيزِ تاريک !و پيچيده در وجودِ تو هستش 504 00:31:12,904 --> 00:31:16,362 و بعد از مدتي، فکر کردم ممکنه قادر باشم !اون پليدي رو از وجودت خارج کنم 505 00:31:16,541 --> 00:31:19,305 ولي خيلي سخت تلاش کردم .و هنوز فکر مي کنم اون چيز در وجودت هست 506 00:31:19,477 --> 00:31:22,469 دستت رو بکن توي جيبت و اون حلقه رو در بيار .و اون 4 تا کلمه رو بگو 507 00:31:22,647 --> 00:31:25,275 .باشه !مــن دوسِــــت نــدارم 508 00:31:25,450 --> 00:31:26,542 .دوباره بگو 509 00:31:27,285 --> 00:31:28,650 !من دخترهاي ديگه رو دوست دارم 510 00:31:28,820 --> 00:31:33,052 خوبه، منم همينطور، چطوره يکي رو سر ميزمون دعوت کنيم؟ - !من هرروز مايه خجالت و آبروريزيت ميشم - 511 00:31:33,224 --> 00:31:36,921 براي مثال، ببين، من قادرم .همچين رفتاري رو از خودم نشون بدم 512 00:31:37,095 --> 00:31:38,119 .قبلاً اينارو ديدم 513 00:31:39,497 --> 00:31:40,555 .خيلي خب، باشه 514 00:31:41,900 --> 00:31:45,392 .اين فقط يه قسمتي از کارهامه !عجب خانم خوشگلي اينجاست 515 00:31:49,173 --> 00:31:52,939 بيا. ها؟ در اين مورد چي فکر مي کني؟ !اون احتمالاً حامله شده 516 00:31:53,311 --> 00:31:55,905 .عالي بود. ادامه بده - .باشه - 517 00:31:56,414 --> 00:31:58,177 آشپزخونه کجاست؟ .ميرم توي آشپزخونه 518 00:31:58,349 --> 00:31:59,941 !دارم ميام توي آشپزخونه - !ديوونه نشده؟ - 519 00:32:01,319 --> 00:32:02,650 !من يه رُباتِ ناقلام 520 00:32:02,820 --> 00:32:04,947 !ولي عاشقشم ديگه - !سينه هاي حلبي مو ببين - 521 00:32:05,123 --> 00:32:08,991 .اين کاريه که تو داري با من مي کني .من همچين احساسي رو دارم 522 00:32:10,361 --> 00:32:13,125 !فکر کنم اين سوسيسه پخته شد - .پاسکال"، نوشيدني براي همه بيار" - 523 00:32:13,298 --> 00:32:16,495 کلي خوشگذروني ديگه ميشه !توي اين آشپزخونه لعنتي کرد 524 00:32:17,268 --> 00:32:21,034 بابايي اون ميز ارّه کوچولوشو بهت نشون نداد، نه؟ 525 00:32:24,776 --> 00:32:28,303 برگرد و به همه بگو وقتي عاشق ميشي .کارهاي احمقانه مي کني. آماده اي؟ برو 526 00:32:29,280 --> 00:32:33,307 .نمي دونم چرا همچين کارهايي رو الان انجام دادم !وقتي عاشق ميشم، ديوونه ميشم 527 00:32:36,854 --> 00:32:37,946 .بگير بشين. خوبه 528 00:32:38,122 --> 00:32:39,987 !کمکم کنين !کمکم کنين 529 00:32:42,293 --> 00:32:46,593 خجالت زده کردن من يا خانوادت .چيزيه که قابلِ تحمل نخواهد بود 530 00:32:46,764 --> 00:32:48,561 برات روشنه؟ - .بله، لطفاً - 531 00:32:48,733 --> 00:32:53,727 پسرِ عزيزم، اگر اجازه شو بدي اين خودش .کلي خوشگذروني مي تونه داشته باشه 532 00:32:59,043 --> 00:33:00,340 ميشه دوباره انجامش بديم؟ 533 00:33:02,513 --> 00:33:06,313 !روي يه زانو بشين، من از اون دخترهاي سنتي ام .ادامه بده 534 00:33:08,486 --> 00:33:10,886 !"سوزان" 535 00:33:11,055 --> 00:33:14,047 در اين مورد مطمئني؟ - "داري از خودت فرار مي کني، "آرتور - 536 00:33:14,525 --> 00:33:16,823 ،اي کاش اينجوري بود !چون به خودم اجازه ميدادم فرار کنم 537 00:33:16,995 --> 00:33:18,758 .ازم خواستگاري کن .ازم خواستگاري کن 538 00:33:19,697 --> 00:33:21,096 .بگيرش. زود باش 539 00:33:21,566 --> 00:33:22,828 !"بله، "آرتور 540 00:33:24,569 --> 00:33:26,127 !بانو و آقا، زوج خوشبختمون 541 00:33:32,944 --> 00:33:34,434 !آه 542 00:33:58,102 --> 00:33:59,296 .آسپرين 543 00:34:01,372 --> 00:34:03,340 !کلّ قوطي شو بهم بده !زندگي من ديگه تموم شده 544 00:34:03,508 --> 00:34:06,568 ازت مراقبت ميشه و قراره که .يه ثروتمند فوق العاده باقي بموني 545 00:34:06,744 --> 00:34:11,613 .شايد ترجيح ميدادم بطور فوق العده اي فقير باشم .بعضي از فقرا رو که مي بينم بنظر خيلي خوشبختن 546 00:34:11,783 --> 00:34:14,650 !اونم بخاطر اينه که خُل وضع هستن .يا بخاطر اينه که تو بهشون پول ميدي 547 00:34:15,787 --> 00:34:17,584 تو چي مي دوني، "آلفرد"؟ 548 00:34:18,456 --> 00:34:21,721 .آرتور"، افرادِ فقير مجبورن کار کنن" 549 00:34:21,893 --> 00:34:25,989 اونا مجبورن توي بارون منتظر اتوبوس هايي بايستن ...که اونا رو به جايي به اسم محلّ کار مي بره 550 00:34:26,164 --> 00:34:29,327 که بخاطر همين شغل هاست که اونا رو مجبور مي کنه .کلّ سال رو بدور از تعطيلات باشن 551 00:34:29,500 --> 00:34:34,301 !"اينقدر بهم سرکوفت نزن! "اسنابسن .خودم مي دونم کار کردن چيه 552 00:34:34,472 --> 00:34:35,996 من خودم الگوي پاشنه ور کشيده ها (آماده کار کردن) هستم، نه؟ 553 00:34:36,641 --> 00:34:41,476 اين ژست پاشنه ور کشيدنت واسه يه نازپروده احمقِ ديگه .اسمش کار نيست. حالا ويتامينت رو بخور 554 00:34:50,021 --> 00:34:52,421 .من شماره شو پاک کردم - .هابسن"، من بايد ببينمش" - 555 00:34:52,590 --> 00:34:54,649 !حالا بعداً گرهِ اين نامزديه مسخره رو باز مي کنيم 556 00:34:54,826 --> 00:34:58,853 .آرتور"، تو انتخابت رو کردي" .نامزدي يجور عهد بستنه 557 00:34:59,831 --> 00:35:01,731 .مثل يه مرد باش 558 00:35:11,843 --> 00:35:14,471 ،ادامه ميديم ..."اينجا ترمينالِ "گرند سنترالِ 559 00:35:14,645 --> 00:35:18,775 .و اينجا مبداً بيش از 750,000 مسافر در روزه 560 00:35:18,950 --> 00:35:21,942 !کسل کننده ست .عجب موضوع خسته کننده اي بود 561 00:35:22,386 --> 00:35:26,789 اوه، خانمها و آقايون، ايشون يکي از :بهترين آرشيتکت هاي نيويورک هستن 562 00:35:26,958 --> 00:35:29,324 ،مردي که شماره‌تون رو مي گيره !ولي هرگز باهاتون تماس نميگيره 563 00:35:29,494 --> 00:35:30,518 !اوو 564 00:35:30,695 --> 00:35:33,163 .من هم خسته شدم - ...آره، اونم خسته شده، منم خسته شدم - 565 00:35:33,331 --> 00:35:37,700 .کلّ اين تور واقعاً کسل کننده ست .زود باش، يکمي جذابش کن. خانم 566 00:35:37,869 --> 00:35:39,393 :خيلي خب، اين يکي چطور 567 00:35:39,570 --> 00:35:41,538 اون ساعت رو اون بالا مي بيني؟ اون مجسمه ها رو مي بيني؟ 568 00:35:41,706 --> 00:35:44,834 .اونا "ژوپيتر" و "مينروا" و "هرکول" هستن (الهه هاي روم باستان) 569 00:35:45,009 --> 00:35:47,876 ،وقتي که ساعت رأس 12 ميشه .اونا از اون بالا پايين ميان و زمان رو متوقف مي کنن 570 00:35:48,045 --> 00:35:51,913 "و بعدش اونا واردِ شهر ميشن و توي رودخونه "هادسون !شنا مي کنن و توي باغ وحش گردش مي کنن 571 00:35:52,083 --> 00:35:55,382 !گاهي اوقات حتي اونا به کلوب هاي لُختي ميرن - .اوه، باشه - 572 00:35:55,553 --> 00:35:57,418 ،خيلي خب، بچه ها ...تور امروزمون تموم شد 573 00:35:57,588 --> 00:36:01,183 .چوب شورهاي فوق العاده منتظرتونه .قيمتش فقط 5 دلاره 574 00:36:03,094 --> 00:36:05,153 .واو. امروز واقعاً فوق العاده شدي - .باشه - 575 00:36:05,329 --> 00:36:07,297 .يه چيزي هست که ميخوام نشونت بدم - ...نميخوام - 576 00:36:07,465 --> 00:36:09,126 .برنامه مون زمانبندي شده. بيا 577 00:36:09,300 --> 00:36:10,426 .باشه - .اينقدر فکر نکن - 578 00:36:16,641 --> 00:36:19,906 .آرتور"، هيچ آدمي اينجا نيست" پس مردم کجا هستن؟ 579 00:36:20,077 --> 00:36:24,343 مسير حرکت مردم براي 45 دقيقه .بوسيله من و بخاطر تو جابجا شده 580 00:36:25,416 --> 00:36:30,649 ،يه جورايي رُمانتيکِ، ولي از طرفي ديگه .بطور غيرقابل باوري برات خودخواهانست 581 00:36:32,256 --> 00:36:34,315 "گرند سنترال" 582 00:36:35,326 --> 00:36:37,624 .گلبرگ هاي رُز 583 00:36:37,795 --> 00:36:40,389 !شام. اوه خداي من 584 00:36:43,234 --> 00:36:44,861 .اين اولين قرارِ دوستي مونه 585 00:36:45,036 --> 00:36:48,870 اوه، اين همون چيزي نبود که به افسرهاي !پليس گفتيم؟ کاملاً فراموش کرده بودم 586 00:36:49,373 --> 00:36:51,864 ،صبر کن !من يکي لُخت نميشم ها 587 00:36:52,043 --> 00:36:55,774 .حالا نميخواد اين صحنه رو انکار کني .انرژيمون رو توي اين بعدازظهري خالي مي کنه 588 00:36:55,947 --> 00:36:57,972 درست مثل اين مي مونه که .ما آخرين آدمها روي اين سياره ايم 589 00:36:58,716 --> 00:37:02,948 !نه! اين شگفت انگيزه .ممنونم 590 00:37:09,894 --> 00:37:13,022 .يه پيشخدمت کنارِ پله برقيه 591 00:37:13,397 --> 00:37:15,490 .اون لباسِ رسمي تنشه 592 00:37:15,967 --> 00:37:17,901 .يه سيني داره مياره - .يکمي صبر کن - 593 00:37:25,910 --> 00:37:27,605 .عاليه 594 00:37:29,347 --> 00:37:31,941 .شامِ تون. بانو - .ممنونم - 595 00:37:33,017 --> 00:37:34,985 !"پاستيل" 596 00:37:35,920 --> 00:37:40,823 اينا هم کله هاي پاستيلي مونه؟ 597 00:37:40,992 --> 00:37:43,358 ،تو اون بانمکِ يي !يعني، اون بانمک تره 598 00:37:43,527 --> 00:37:44,687 منو ميخواي؟ 599 00:37:44,862 --> 00:37:46,159 .ممنونم 600 00:37:47,999 --> 00:37:49,762 ،هي، مي دوني ...به محض اينکه ديدمت 601 00:37:49,934 --> 00:37:52,869 مي دونستم که ميخوام اين پاستيل هايي !که روي گردنته رو بخورم 602 00:37:53,037 --> 00:37:54,129 .تو اولين نفر نبودي 603 00:37:55,706 --> 00:37:58,197 چي فکر مي کني؟ خوشت اومد؟ 604 00:37:58,476 --> 00:38:01,445 ...خب، توي آخرين قرارِ دوستي که داشتم 605 00:38:01,612 --> 00:38:05,673 طرفم بهم گفت که فقط مي تونم سالاد بخورم !و بعدش بهم گفت که همجنس باز بوده 606 00:38:05,850 --> 00:38:06,976 .اين يکي بهتره - .آره - 607 00:38:07,151 --> 00:38:08,880 ،منظورم اينه ...من فقط به جنس مخالف علاقه دارم، پس 608 00:38:09,053 --> 00:38:10,077 .اوه، الانم تو بُردي 609 00:38:11,455 --> 00:38:14,049 مي دونستي علائم برج هاي 12 گانهِ آسمون برعکس نقاشي شدن؟ 610 00:38:14,225 --> 00:38:18,218 !اين گافي بوده که هنرمندش داده ...ولي بعدش "وندربيلتز" که اينکار بهش سپرده شده بوده 611 00:38:18,396 --> 00:38:20,762 .گفت که اين تصويريه که خدا از بهشت داره 612 00:38:20,965 --> 00:38:23,365 پس به "وندربيلتز" اعتماد کنيم .تا دنيا رو از منظرِ خدا ببينيم 613 00:38:25,469 --> 00:38:27,164 !يه زنه داره پشت سرت بالا پايين ميپره 614 00:38:27,505 --> 00:38:30,406 !اوه، آره، قولِ آکروبات بازها رو هم بهت داده بودم 615 00:38:34,111 --> 00:38:36,978 .آرتور" اين... اين ديوونگيه" 616 00:38:37,148 --> 00:38:39,548 .آره، اين چيزيه که پول بوجود مياره 617 00:38:39,717 --> 00:38:45,246 خلقِ هيجان و لذت و آکروبات بازي ...و پاستيل هاي کلّه اي و 618 00:38:46,524 --> 00:38:47,582 !ايتاليا 619 00:38:47,925 --> 00:38:49,688 چي؟ - !بزن بريم ايتاليا - 620 00:38:49,860 --> 00:38:52,328 .باشه، بريم کي ميخواي بري ايتاليا؟ 621 00:38:52,496 --> 00:38:58,696 ...امشب. يه جت اختصاصي اجاره مي کنم. "جوزپه" سلام - !امشب نمي تونم باهات به ايتاليا بيام - 622 00:38:59,103 --> 00:39:00,832 .عذر ميخوام 623 00:39:01,005 --> 00:39:02,063 ..."نائومي" - ها؟ - 624 00:39:02,239 --> 00:39:04,139 "دارم در موردِ "توسکاني .منطقه اي در غرب ايتاليا) صحبت مي کنم) 625 00:39:04,308 --> 00:39:08,108 بستني ميوه اي مخصوص! تابحال بستني ميوه اي هاي مخصوصش رو خوردي؟ 626 00:39:08,279 --> 00:39:10,440 !اگر بخوري مزّه بقيه بستني ها برات مزخرف ميشه 627 00:39:10,614 --> 00:39:15,074 .آرتور"، تو ايستگاه "گرند سنترال" رو خالي کردي" 628 00:39:16,787 --> 00:39:18,687 نمي توني همين جا بموني؟ 629 00:39:22,727 --> 00:39:24,388 ميشه يه چيزي نشونت بدم؟ 630 00:39:26,430 --> 00:39:28,455 ،وقتي که به نيويورک اومديم ...زماني که 11 سالم بود 631 00:39:28,632 --> 00:39:30,930 .مادرم معمولاً هميشه منو مياورد اين پايين 632 00:39:31,102 --> 00:39:34,071 .ما از ايستگاهِ "کوئينز" سوار قطار مي شديم 633 00:39:34,238 --> 00:39:37,935 .اين ديوارِ نجواگره .يه جاي واقعاً مخصوصه 634 00:39:38,109 --> 00:39:41,670 ،باشه، تو بايد بري اون گوشه .و من هم اينور مي ايستم 635 00:39:41,846 --> 00:39:43,939 .حالا يه چيزي بگو 636 00:39:44,115 --> 00:39:45,275 چي؟ 637 00:39:45,649 --> 00:39:46,877 .نمي دونم، هرچي 638 00:39:47,184 --> 00:39:51,951 اوه، مي توني باهام تماس بگيري و ازم بخواي باهات بيام !بيرون. مثل همون کاري که قرار بود انجام بدي و ندادي 639 00:39:52,923 --> 00:39:54,823 .فکرِ خوبيه 640 00:39:57,995 --> 00:40:01,260 .الو، من "آرتور" ـَم .با "نائومي" کار داشتم 641 00:40:01,432 --> 00:40:03,559 .بله، من "نائومي" هستم 642 00:40:03,868 --> 00:40:07,668 خداي من، شگفت انگيزه، تو اونجايي .ولي مي تونم صداتو کاملاً از اونجا بشنوم 643 00:40:07,838 --> 00:40:10,306 .بهش ميگن آکوستيک صدا - !عجب - 644 00:40:10,708 --> 00:40:12,107 !واسه خودم يکي از اينا ميخرم 645 00:40:12,476 --> 00:40:15,001 .لازم نيست بخريش. مجانيه 646 00:40:15,346 --> 00:40:17,177 .شگفت انگيزه 647 00:40:18,082 --> 00:40:20,243 ،من الان يه تماس تلفني داشتم .بنابراين بايد برگردم 648 00:40:20,418 --> 00:40:21,680 .اوه 649 00:40:22,987 --> 00:40:28,323 ،اگر که سرت زياد شلوغ نيست دوست داري که به قرارِ دوستي باهام ادامه بدي؟ 650 00:40:30,828 --> 00:40:35,322 راستش، الان کاملاً وقتم آزاده .اگر که دوست داري مي تونيم يه کارِ ساده انجام بديم 651 00:40:35,499 --> 00:40:37,592 شام، خونه من؟ 652 00:40:47,878 --> 00:40:49,106 ميشه بگي اين چيه؟ 653 00:40:50,014 --> 00:40:54,314 (اين يه جور از اون غذاهاي آمادست (کنسروي - .غذاي آماده - 654 00:40:54,485 --> 00:40:59,787 آره، اين يکي از اون مارک هاييه که .کنسروش از واقعيش خوشمزه تره 655 00:40:59,957 --> 00:41:02,323 .يه اتفاقي توي کارخونه شون افتاده 656 00:41:04,161 --> 00:41:05,355 !واقعاً لذيذه 657 00:41:05,529 --> 00:41:07,224 !به زندگيه آدمهاي عادي خوش اومدي 658 00:41:07,398 --> 00:41:09,764 !اين يجور موفقيت در آشپزيه امروزيه 659 00:41:11,435 --> 00:41:12,993 ...مادمازل. شما - .هيس. هيس - 660 00:41:13,170 --> 00:41:15,297 چيه؟ - .بابام خوابيده - 661 00:41:15,473 --> 00:41:18,067 ،ولي مامانت پنبه توي گوشش کرده !پس نميخواد زياد نگران باشيم 662 00:41:18,242 --> 00:41:21,177 .مادرم ديگه هيچي توي گوشش نمي کنه 663 00:41:21,345 --> 00:41:23,870 !پس لُخت و پتي گرفته خوابيده 664 00:41:24,048 --> 00:41:25,413 .اون مُرده 665 00:41:27,151 --> 00:41:28,175 .خيلي متأسفم 666 00:41:28,719 --> 00:41:31,347 .اون پارسال فوت کرد 667 00:41:31,522 --> 00:41:35,652 اخيراً اين اتفاق افتاده و من يه جُکِ لختي !"در موردِ مادرِ مُردت گفتم. خيلي متأسفم، "نائومي 668 00:41:35,826 --> 00:41:39,489 .نه، نه، نه، عيبي نداره - !من هميشه از اين سوتي ها ميدم - 669 00:41:40,064 --> 00:41:44,228 ،اگر بهت دلداري ميده .بايد بگم که باباي من هم فوت کرده 670 00:41:44,401 --> 00:41:46,198 خيلي متأسفم. اخيراً فوت کرد؟ 671 00:41:46,370 --> 00:41:50,329 ،نه، وقتي بچه بودم اين اتفاق افتاد ...پس يکي طلبِ تو ميشه، ولي 672 00:41:50,508 --> 00:41:52,339 !"يک امتياز، "نائومي - .درسته، تبريک ميگم - 673 00:41:52,510 --> 00:41:55,274 تو داري مي بري، ولي هنوزم ...زياد دير نشده تا بدوم برم خونه 674 00:41:55,446 --> 00:41:57,971 و مادرم رو سلاخي کنم !تا بتونم باهات ير به ير بشم 675 00:41:58,148 --> 00:42:00,446 .اوه، نه. پدرم وقتي که بچه بودم فوت کرد 676 00:42:00,618 --> 00:42:04,611 ،اون بدون شک، آدمِ معقولي بود ...يه آدمِ صرفه جو 677 00:42:04,788 --> 00:42:07,052 ،که نه مشروب ميخورد، نه سيگار مي کشيد .هميشه پياده روي مي کرد 678 00:42:08,425 --> 00:42:11,622 !يهو توي سنّ 44 سالگي سکته کرد و افتاد مُرد 679 00:42:11,795 --> 00:42:14,491 اين درس رو ازش ميگيريم، که چرا توي مراقبت از خودمون اينقدر خودمون رو به زحمت بندازيم؟ 680 00:42:14,698 --> 00:42:16,632 !سلامتي - !فکر نکنم بشه بهش يه درسِ آموزنده گفت - 681 00:42:16,800 --> 00:42:18,358 .اين درسي بود که من ياد گرفتم - !سلامتي - 682 00:42:23,274 --> 00:42:24,901 .نه، ممنون 683 00:42:25,709 --> 00:42:27,142 وقتيکه بچه بودي، چجوري بودي؟ 684 00:42:27,311 --> 00:42:30,576 ...خب، به غير از اينکه داغدار و ناراحت بودم 685 00:42:30,748 --> 00:42:33,512 .آره - ...يه جورايي کوچولو بودم - 686 00:42:33,717 --> 00:42:35,582 !و مثل الان اينقدر مشروب نمي خوردم 687 00:42:35,753 --> 00:42:38,984 خودت چطور؟ وقتي بچه بودي مشروب مي خوردي؟ 688 00:42:39,156 --> 00:42:40,384 !فقط سانديس خور بودم 689 00:42:40,558 --> 00:42:42,526 !عجب آدمِ عجيبي - .من بچه عجيبي بودم - 690 00:42:42,726 --> 00:42:44,853 !فکر مي کردم، هرجا ميرم ماه دنبالم مي کنه 691 00:42:45,029 --> 00:42:47,122 .فکر مي کردم قراره يه اتفاق خاصي برام بيوفته 692 00:42:47,498 --> 00:42:50,331 ..."پس عجب فرضيه هاي مسخره اي داشتي، "نائومي 693 00:42:50,501 --> 00:42:53,834 ...چون بنا بر همون فرضيه ...ماه الان درست اين بيرونـ 694 00:42:55,205 --> 00:42:58,663 نائومي"، ماه الان دقيقاً اون بيرونه ...و داره جاسوسي ما رو مي کنه 695 00:42:58,842 --> 00:43:02,608 .نورش داره ميوفته روي صورتت و خرابش مي کنه 696 00:43:02,780 --> 00:43:04,372 اين چيزا ديگه چيه؟ 697 00:43:06,650 --> 00:43:07,912 .قرص هاي پدرمه 698 00:43:08,519 --> 00:43:12,546 مدارک جرم بسيار زيادي رو اين اطراف مي بينم خانم جوان... اين ديگه چيه؟ 699 00:43:12,756 --> 00:43:14,451 ...اون هيچي نيست، اون 700 00:43:14,625 --> 00:43:17,185 .اين هيچي نيستش .يه چيزي هستش 701 00:43:18,862 --> 00:43:22,229 من سابقاً داستان مي نوشتم .و براي بچه هاي نقاشي مي کشيدم 702 00:43:25,369 --> 00:43:28,463 مجسمه آزادي اين همه راه رو از فرانسه مسافرت کرده" 703 00:43:28,639 --> 00:43:32,632 ،اون دلش براي دوستش "برج ايفل" تنگ شده "و دستش هم درد گرفته 704 00:43:32,810 --> 00:43:35,335 .نائومي"، اين فوق العادست" - .ممنونم - 705 00:43:35,512 --> 00:43:38,970 ،توي اين داستان، مجسمه آزادي .يک غولِ فرانسويه تنهاست 706 00:43:39,383 --> 00:43:43,979 "آره. و تا زماني که دوستش، "ساختمون کرايسلر .رو ملاقات کنه، تنها مي مونه 707 00:43:44,822 --> 00:43:46,153 "خيلي هوشمندانست، "نائومي 708 00:43:47,524 --> 00:43:51,187 تو بايد کاري که الان داري رو ول کني .و همه تمرکز و انرژيت رو روي اين بذاري 709 00:43:51,362 --> 00:43:53,262 .نمي تونم - چرا؟ مگه چي براي از دست دادن داري؟ - 710 00:43:53,430 --> 00:43:55,159 ...خونه، پول برق و 711 00:43:55,332 --> 00:43:58,062 وقتي که اين چاپ شد .مي توني پول همه اونا رو بدي 712 00:43:59,036 --> 00:44:03,496 .آرتور"، همچين اتفاقاتي براي افرادي مثل من نميوفته" 713 00:44:04,208 --> 00:44:06,676 پس براي چي ماه هنوزم دنبالته؟ 714 00:44:11,348 --> 00:44:13,475 !!ولي اين صدا پدرت رو بيدار نمي کنه؟ 715 00:44:14,084 --> 00:44:18,077 .اون بهش عادت کرده - ...اين صدا مي تونه پدرمو بيدار کنه - 716 00:44:18,255 --> 00:44:19,279 !اونم از توي قبرش 717 00:44:21,892 --> 00:44:24,122 ،خيلي دوست داشتنيه .ولي يکمي بهم نزديک تر بشين 718 00:44:24,294 --> 00:44:26,888 .خيلي خب .لبخند، بابا، لبخند 719 00:44:27,197 --> 00:44:29,529 خيلي خب، الان ميخوام که .عشق بيشتري رو بينِ تون ببينم 720 00:44:32,069 --> 00:44:33,593 اين ديگه چيه؟ 721 00:44:33,771 --> 00:44:35,739 اين عکسِ نامزدي تونه Town & Country براي مجله 722 00:44:35,906 --> 00:44:37,771 خيلي خب، "آرتور"، يه عکسِ 2 نفره از تو و مادرت چطوره؟ 723 00:44:38,108 --> 00:44:39,598 .اوه، باشه، خوبه 724 00:44:39,777 --> 00:44:41,210 .خيلي خب 725 00:44:41,779 --> 00:44:43,770 ويوين"؟" - بله، "آرتور"؟ - 726 00:44:43,947 --> 00:44:45,244 ...اگر فرضاً 727 00:44:45,416 --> 00:44:49,750 "من نسبت به زني که دقيقاً "سوزان... ...نيست احساس پيدا کرده باشم 728 00:44:49,920 --> 00:44:53,117 ...يجورايي غيرِ "سوزان" و برخلافِ "سوزان" باشه... 729 00:44:53,290 --> 00:44:56,885 ،اگر فرضاً اين اتفاق افتاده باشه... چه احساسي پيدا مي کني؟ 730 00:44:57,061 --> 00:44:59,825 ،فرضاً اگر اينجوري باشه .من هم بهت تبريک ميگم 731 00:44:59,997 --> 00:45:02,397 ولي متأسفانه، حتي جادوئي ترين ...رابطه هايي که با کسي ديگه پيدا کني 732 00:45:02,566 --> 00:45:04,796 توي دست و پا زدنِ تون توي فقر و نداري !پژمرده ميشه و از بين خواهد رفت 733 00:45:04,968 --> 00:45:07,266 .عالي بود ...آرتور" حالا يه چندتا عکسِ از خودت" 734 00:45:07,438 --> 00:45:09,429 و پدر زنِ آينده ات چطوره؟ - .چي؟ نه، نه - 735 00:45:09,606 --> 00:45:11,403 !"هه هه، سلام،"برت - - .سلام - 736 00:45:13,444 --> 00:45:15,742 !هيچوقت به اينجور دست دادن ها عادت نمي کنم 737 00:45:16,213 --> 00:45:18,113 ديشب کجا بودي، "آرتور"؟ 738 00:45:18,282 --> 00:45:19,647 !چي؟ فقط خونه بودم. خونه 739 00:45:19,817 --> 00:45:21,444 مطمئني؟ 740 00:45:21,618 --> 00:45:23,415 .آره - .نوبت منه. بابا - 741 00:45:23,587 --> 00:45:25,248 !اوه، خداي من - .اوه، عاليه - 742 00:45:25,422 --> 00:45:28,823 .اين براي عکسِ روي جلدِ مجله خوبه .ميخوام عروس و داماد کنار هم باشن، لطفاً 743 00:45:28,992 --> 00:45:30,289 "سوارِ اسب شو، "آرتور 744 00:45:30,461 --> 00:45:33,487 .من عاشقِ حيواناتم !ولي به تو اعتماد ندارم 745 00:45:33,664 --> 00:45:34,790 !سوارِ اسب شو 746 00:45:35,432 --> 00:45:37,662 !امروز گريه مو در نمياري 747 00:45:37,835 --> 00:45:41,771 براي عکس هاي اسب سواري، ما معمولاً از اسب هاي !اسباب بازيه دخترونه استفاده مي کنيم 748 00:45:41,939 --> 00:45:43,839 شايد بابا بتونه کمکت کنه؟ - .آره، بذار کمکت کنم - 749 00:45:44,007 --> 00:45:45,907 "نه، مشکلي نيست، "برت - .کمک کن سوار بشه - 750 00:45:46,076 --> 00:45:49,045 !"تو مردِ ضعيفي هستي، "برت". "برت !نه، "برت"!... اينجوري کمک نمي کني 751 00:45:49,213 --> 00:45:52,080 !آه! خداي من !برت" اصلاً اينکاره نيستي" 752 00:45:52,249 --> 00:45:53,876 !آهــــ 753 00:45:54,051 --> 00:45:56,019 ...اصلاً مشکل نبود. مشکل نبود 754 00:45:56,186 --> 00:45:59,246 !چرا اينقدر الکي سروصدا مي کنين !الکي سرِ هيچي شلوغش مي کنين 755 00:45:59,423 --> 00:46:00,947 .خيلي خب، زيباست 756 00:46:01,325 --> 00:46:03,020 دختره کيه، "آرتور"؟ 757 00:46:03,694 --> 00:46:06,891 "نمي دونم. گمون کنم اسمش "تريکسي !يا "راکت" يا همچين چيزايي بود 758 00:46:07,064 --> 00:46:09,032 !اسمِ اسب رو نميگم !اسمِ دختره 759 00:46:09,199 --> 00:46:11,064 .نمي دونم منظورت چيه 760 00:46:11,235 --> 00:46:13,100 .ما زودي برمي گرديم .عذر ميخوايم 761 00:46:14,571 --> 00:46:16,505 !چي...؟ من با اينکار موافقت نکردم 762 00:46:16,673 --> 00:46:19,141 !اول، پدرت. حالا هم اسبت 763 00:46:19,309 --> 00:46:22,005 کي بالاخره اين تخم هام قراره يکمي استراحت کنه؟ 764 00:46:22,312 --> 00:46:26,840 تأخير انداختن توي زمانبندي حرکتِ 100 ها قطار !بخاطرِ يه قراره مخفيانه، حرکتِ هوشمندانه اي نبود 765 00:46:27,017 --> 00:46:28,780 "توي روزنامه هاي "نيويورک تايمز !نيويورک پست" هم دربارش نوشته بود" 766 00:46:28,952 --> 00:46:32,410 بايد با اينکارم ناراحتت کرده باشم. اگر بخواي !عروسي رو هم کنسل بکني درکِت مي کنم 767 00:46:32,589 --> 00:46:36,184 .قرار نيست عروسي رو کنسل کنيم !طبق برنامه انجام ميشه. والسلام 768 00:46:36,560 --> 00:46:40,621 طبقِ برنامه، تا زماني که مرگ ما رو از هم جدا کنه"؟" قرار اينم جزوِ سوگندِ عروسيت باشه؟ 769 00:46:40,798 --> 00:46:44,666 گوش کن. "سوزان". اينکار فقط بخاطرِ پوله؟ !يه خبري برات دارم. تو الانم پولداري 770 00:46:45,002 --> 00:46:48,699 "من مثل تو ثروتمند نيستم، "آرتور .خانوادم از اين نشان هاي اصيل خانوادگي نداره 771 00:46:48,872 --> 00:46:51,432 من برات يدونه شو نقاشي مي کنم. خيلي راحته .معمولاً مثلِ يک شمشير مي مونه 772 00:46:51,608 --> 00:46:53,166 .من پچ پچ کردن هاشون رو سرِ کار مي شنوم 773 00:46:53,343 --> 00:46:56,540 توي نگاه اونا، من فقط .دخترِ يه پيمانکار اهلِ "پيتسبورگ" ـم 774 00:46:56,713 --> 00:46:57,839 ،وقتي از جلوشون رد ميشم !بهم پوزخند مي زنن 775 00:46:58,015 --> 00:47:00,984 !اون شايد فقط بخاطرِ شخصيتي که داري، باشه 776 00:47:06,557 --> 00:47:09,355 شرکتِ جهانيه "بک" نسل اندر نسل .بوسيله خانواده "بک" اداره شده 777 00:47:09,693 --> 00:47:13,094 سوزان جانسون-بک" اداره يکي از بزرگترين" .شرکت هاي دنيا رو در دست خواهد گرفت 778 00:47:13,263 --> 00:47:16,391 !تو قرار نيست سرِ راهم وايسي !با دوست دخترِ کوچولوت هم خداحافظي کن 779 00:47:16,567 --> 00:47:20,526 "ولي "ويوين". "سوزيِن". شيطان. "سوزان .من اين دخترو دوست دارم 780 00:47:20,704 --> 00:47:24,265 .ما باهم ارتباط برقرار کرديم. من و اون ...اون دنبالِ چيز ديگه اي نيست و 781 00:47:24,441 --> 00:47:26,102 !من هم دنبالِ چيزي نيستم 782 00:47:26,276 --> 00:47:29,211 جدي؟ توي اين عکس گرفتن هاي الکي ...نقشه کشيدي روبروم وايسي 783 00:47:29,379 --> 00:47:31,540 تازه، لباسي هم که الان پوشيدي !رو هم از بچه گيت انتخاب کرده بودي 784 00:47:31,715 --> 00:47:32,739 !آخ 785 00:47:33,016 --> 00:47:35,382 !خيلي خب، کفترهاي عاشق آماده اين؟ 786 00:47:35,552 --> 00:47:38,248 .فراموش نکنين، نگاه هاتون مهّمه .چهره هاي خوشحال 787 00:47:38,422 --> 00:47:39,548 .تو منو خجالت زده کردي 788 00:47:39,723 --> 00:47:41,554 يکبار ديگه منو خجالت زده کني ...به بابام ميگم که 789 00:47:41,725 --> 00:47:42,783 !مي دونم، زبونم رو قطع کنه 790 00:47:42,993 --> 00:47:44,585 !نخير !خايه هات رو 791 00:47:44,928 --> 00:47:46,293 اگر خايه هامو مرطوب نگه دارم !چيزيش نميشه 792 00:47:53,136 --> 00:47:54,899 !نظرت چيه، "هابنابس"؟ 793 00:47:55,072 --> 00:47:58,530 !فکر کنم خيرِ سرت نامزد کردي .و بيرون رفتنت با "نائومي" فکرِ خيلي بديه 794 00:47:58,709 --> 00:47:59,733 .دقيقاً 795 00:48:01,111 --> 00:48:04,308 !بخاطر همين من دعوتش کردم بياد اينجا 796 00:48:06,450 --> 00:48:07,917 .آرتور"، فکر کن" 797 00:48:08,085 --> 00:48:11,714 من فکرهامو کردم. و بخاطر همينه که قراره (همه مون دورِ هم باشيم (وقت بگذرونيم 798 00:48:11,889 --> 00:48:14,790 !من هرگز تو زندگيم وقتمو الکي تلف نکردم .امشب هم اينکارو نمي کنم 799 00:48:14,958 --> 00:48:17,756 ،هابسن"، اگر با اين دختر آشنا بشي" .عاشقش ميشي 800 00:48:17,928 --> 00:48:20,260 آرتور"، تو بايد به "نائومي" بگي" .که داري ازدواج مي کني 801 00:48:20,430 --> 00:48:23,593 ،فکر نمي کني اين موضوع بعدازظهر رُمانتيکِ مون رو خراب کنه؟ 802 00:48:24,101 --> 00:48:25,125 "سلام، "آرتور 803 00:48:26,670 --> 00:48:30,470 "سلام، "هابسن - .سلام، "سوزان"، چقدر از ديدنت خوشحال شدم - 804 00:48:30,641 --> 00:48:32,734 !ميشه 1 دقيقهِ کوچولو، ما رو تنها بذاري؟ 805 00:48:34,177 --> 00:48:36,304 .بله، حتماً 806 00:48:36,480 --> 00:48:38,607 .ممنونم 807 00:48:44,121 --> 00:48:46,453 اين ديگه چي بود؟ - !يه بوسهِ فرانسوي - 808 00:48:46,623 --> 00:48:48,614 !واقعاً؟ آخه فرانسوي ها هميشه تسليم ميشن 809 00:48:48,792 --> 00:48:50,259 !اون بدون شک يه بوسه آلماني بود 810 00:48:50,427 --> 00:48:52,486 آخه رسيدم خونه َ مو !يهو از خود بيخود شدم 811 00:48:52,996 --> 00:48:55,464 ...تصميم گرفتم که بي اختيار يه لباسي تنم بکنم 812 00:48:55,632 --> 00:48:58,567 !و بطوري ناخودآگاه، بيام اينجا 813 00:48:58,769 --> 00:49:02,569 سوزان"، بيمارانِ رواني، بي اختيار ميشن" .قبلاً هم سابقه داشته 814 00:49:06,076 --> 00:49:11,810 «نائومي: دارم از آسانسورِ خوشگل ميام بالا» .اوه، خوبه، الان داره اين اتفاق ميوفته چطوره بريم به اتاق خواب؟ 815 00:49:11,982 --> 00:49:13,279 .تو يکمي مست کردي 816 00:49:13,450 --> 00:49:15,850 !خب پس... يکمي اينجا منتظر باش. اوه نه 817 00:49:17,220 --> 00:49:19,188 !اوه، چه باحال !لباست درومد 818 00:49:19,356 --> 00:49:22,382 .من ميرم يکمي يخ بيارم - چي تو فکرته؟ - 819 00:49:22,559 --> 00:49:25,255 !گمونم قراره جراحاتي رُخ بده !يخ باعثِ کم شدن تورم ميشه 820 00:49:25,429 --> 00:49:26,896 .زود باش 821 00:49:29,733 --> 00:49:31,724 .نائومي"، خيلي خوشحالم که مي بينمت" 822 00:49:31,902 --> 00:49:33,028 جدي؟ 823 00:49:34,671 --> 00:49:36,366 .نائومي"، خيلي خوشحالم که اينجايي" 824 00:49:36,540 --> 00:49:39,873 ميني ماوس" (دوست دختر ميکي ماوس) رو کُشتي" !يا اينکه خودش راضي شد لباسش رو بهت بده؟ 825 00:49:40,644 --> 00:49:43,010 ،اگر باعث ميشه حالتون بهتر بشه !بايد بگم که درد زيادي نکشيد 826 00:49:43,280 --> 00:49:46,215 .خب، اين خيلي خوبه .بيا تو، "نائومي"، بيا تو 827 00:49:46,383 --> 00:49:48,351 ...ميدونم که قرار بود شب اينجا باشيم 828 00:49:48,518 --> 00:49:51,453 !فهميدم براي چي گفتي - ...ولي، راستش، چطوره که بريم - 829 00:49:51,621 --> 00:49:53,885 !اين شگفت انگيزه - ...اوه، نه - 830 00:49:54,057 --> 00:49:56,651 !اون ماهيه قيافش مثل گربه مي مونه - .نائومي"، نه، اينطوري نيست" - 831 00:49:56,827 --> 00:49:59,057 !عجب، موشکِ آدامسي - !بهش نگاه نکن - 832 00:49:59,229 --> 00:50:01,925 حالا بهم بگو اون اتاقي که !سطل هاي آشغالش از طلاست، کجاست 833 00:50:02,099 --> 00:50:04,431 ،اون اينجاست !راستش، توي اتاق خوابم نيست 834 00:50:04,601 --> 00:50:07,001 !تو يه شترِ براق داري. چرا؟ 835 00:50:07,170 --> 00:50:08,899 !توي انگليس 10 قرون هم نميارزه .ولش کن 836 00:50:09,072 --> 00:50:13,941 نائومي"، اجازه بده تا زماني که "آرتور" خودش رو" .آماده مي کنه، کلّ آپارتمان رو بهت نشون بدم 837 00:50:14,111 --> 00:50:16,272 ،من ميرم آماده بشم .بايد لباس درست و حسابي بپوشم 838 00:50:16,446 --> 00:50:19,381 !اوه، اين توئي - .آره، مرسي - 839 00:50:20,450 --> 00:50:23,317 !"آه، "سوزان 840 00:50:25,088 --> 00:50:26,919 !ژستِ وسوسه آميزي گرفتي 841 00:50:27,090 --> 00:50:29,615 !خوشت مياد... نامزدم؟ 842 00:50:30,727 --> 00:50:31,751 سطل هاي طلائي؟ 843 00:50:31,928 --> 00:50:34,419 !سفينه ماه نشينِ مون خراب شده !يه احمقي از پله ها انداختش پايين 844 00:50:34,598 --> 00:50:38,398 بيا اينطرف. اينجا بايد براي يه چند دقيقه اي !چشمهات رو از چيزهاي باارزش دور نگه داره 845 00:50:39,770 --> 00:50:42,034 !برو گمشو 846 00:50:42,205 --> 00:50:45,663 !ــَم Looney Tunes من عاشقِ کارتون هاي 847 00:50:45,842 --> 00:50:47,104 اين هميشه در حالِ پخشه؟