1 00:00:01,285 --> 00:00:32,821 تقديم به تمام پارسي‌زبانان جهان 2 00:00:32,855 --> 00:00:39,605 .:.:. WwW.PersianDown.CoM .:.:. 3 00:00:50,069 --> 00:00:53,282 گفته ميشود كه بعضي زندگي‌ها در طول زمان 4 00:00:53,316 --> 00:00:59,731 با نجوايي قديمي كه در طول زمان پژواك داشته است، بهم پيوند خورده‌اند 5 00:00:59,765 --> 00:01:05,591 سرنوشت 6 00:01:10,850 --> 00:01:13,871 سالها پيش در سرزمين‌هاي دور 7 00:01:14,253 --> 00:01:18,463 امپراطوري‌اي ظهور كرد كه از دشت‌هاي چين 8 00:01:18,966 --> 00:01:21,123 تا سواحل مديترانه گسترده بود 9 00:01:23,886 --> 00:01:26,458 آن امپراطوري "پارس" بود 10 00:01:28,100 --> 00:01:32,096 بي باك در نبرد زيرك در پيروزي 11 00:01:32,145 --> 00:01:35,347 شمشير پارسيان به هركجا مي‌رسيد نظم را حاكم ميكرد 12 00:01:35,460 --> 00:01:36,616 [شهر سلطنتي نَسَف] 13 00:01:36,733 --> 00:01:41,809 پادشاه پارس " شهرام" با "برادرش "نظام 14 00:01:41,863 --> 00:01:45,361 با برادري و وفاداري حكمراني ميكردند 15 00:01:47,075 --> 00:01:50,774 پادشاه دو پسر داشت و از اين بابت بسيار خوشحال بود 16 00:01:50,830 --> 00:01:52,026 !شادي كنيد 17 00:01:52,331 --> 00:01:54,121 اما از نظر خداوند 18 00:01:54,167 --> 00:01:57,451 خانواده پادشاه هنوز كامل نشده بود 19 00:01:58,838 --> 00:02:02,704 نه تا زماني كه پادشاه شاهد عمل شجاعانه‌ي 20 00:02:02,758 --> 00:02:06,042 پسربچه‌اي يتيم در خيابان‌هاي شهر نَسَف بود 21 00:02:06,095 --> 00:02:07,588 !از سر راه برو كنار 22 00:02:17,481 --> 00:02:18,890 !بس كن 23 00:02:19,399 --> 00:02:21,022 !وايسا !كمك - 24 00:02:26,032 --> 00:02:29,067 !فرار كن "ويس"! فرار كن 25 00:02:35,707 --> 00:02:36,785 همينجا بمون 26 00:03:09,072 --> 00:03:10,731 !بگيريدش! داره فرار ميكنه 27 00:03:14,911 --> 00:03:16,701 !ولم كن 28 00:03:17,914 --> 00:03:18,992 بيا اينجا 29 00:03:21,752 --> 00:03:24,787 !به نام پادشاه 30 00:03:31,595 --> 00:03:33,385 اسمت چيه، پسر؟ 31 00:03:33,430 --> 00:03:36,263 دستان (=قهرمان)، آقا - پدر و مادرت كجا هستن؟ 32 00:03:41,772 --> 00:03:42,850 ...پسر 33 00:03:47,985 --> 00:03:49,644 برادر، سوارش كن 34 00:03:49,696 --> 00:03:51,402 تحت تاثير كارهاي پسر 35 00:03:51,448 --> 00:03:54,650 ،پادشاه دستان را به پسرخواندگي گرفت 36 00:03:55,911 --> 00:03:57,819 پسري بدون داشتن خون سلطنتي 37 00:03:58,705 --> 00:04:00,661 و بدون چشم داشتي به تخت پادشاهي 38 00:04:02,042 --> 00:04:05,623 اما شايد چيز ديگري در آن روز رقم خورده بود 39 00:04:05,670 --> 00:04:07,957 چيزي فراتر از درك ساده 40 00:04:09,758 --> 00:04:14,502 روزي كه پسري از خانواده‌اي نامعلوم 41 00:04:16,681 --> 00:04:18,506 شاهزاده پارس شد 42 00:04:18,535 --> 00:04:21,268 شـاهــزاده‌ي پــارس شــــن‌هـاي زمــــان 43 00:04:21,280 --> 00:04:25,387 زيرنويس از امير طهماســــبي 44 00:04:25,398 --> 00:04:28,526 amir_t6262@yahoo.com 45 00:04:28,632 --> 00:04:30,716 [پانزده سال بعد] 46 00:04:33,828 --> 00:04:37,027 [مرزهاي پارس] 47 00:04:51,872 --> 00:04:57,342 [شهر مقدس الموت] 48 00:04:59,014 --> 00:05:02,179 الموت افسانه‌اي از چيزي كه فكر ميكردم هم شگفت انگيزتره 49 00:05:02,225 --> 00:05:04,761 گول ظاهر زيبايش رو نخور، شاهزاده توس اين هم شهريه مثل بقيه شهرها 50 00:05:04,978 --> 00:05:06,934 سرزمين خوش آب و هوا آدم‌ها رو ضعيف بار مياره 51 00:05:06,979 --> 00:05:09,219 اونها به ما خيانت كردن و بايد تاوانش رو بپردازن 52 00:05:09,274 --> 00:05:11,561 پدر خيلي واضح گفته كه نبايد به الموت حمله كنيم 53 00:05:11,860 --> 00:05:13,685 بعضي‌ها ميگن اون سرزمين مقدسه 54 00:05:13,737 --> 00:05:17,354 تا وقتي كه پدر فرزانه‌مون اينجا نيست، تصميم گيري با منه 55 00:05:17,823 --> 00:05:21,025 اين مشاوره آخر من با عموي فرزانه‌ام و دو برادرم 56 00:05:21,453 --> 00:05:24,203 ... گرسيوز" وفادار و " 57 00:05:27,708 --> 00:05:28,869 دستان" كجاست؟" 58 00:05:30,128 --> 00:05:32,452 !يالا! من مخارج اين ماهم رو روي اين شرط بستم 59 00:05:32,505 --> 00:05:33,583 !اين خجالت آوره 60 00:05:33,631 --> 00:05:35,290 !پس چرا خودت مبارزه نميكني؟ - !برو - 61 00:05:40,096 --> 00:05:41,505 همينو بلدي 62 00:05:46,727 --> 00:05:47,971 !شاهزاده دستان 63 00:05:49,522 --> 00:05:51,312 شاهزاده دستان كجاست؟ 64 00:05:51,774 --> 00:05:53,564 !شاهزاده دستان اينجا نيست 65 00:05:54,068 --> 00:05:55,347 سرورم، خواهش ميكنم 66 00:05:55,402 --> 00:05:57,607 شاهزاده" توس" دستور داده كه مشاورينش جمع بشن 67 00:05:58,197 --> 00:05:59,571 الان ميام 68 00:06:03,452 --> 00:06:09,453 بهترين جاسوسمون جلوي كارواني رو گرفته كه از الموت خارج ميشده 69 00:06:10,709 --> 00:06:13,661 شمشير، ساخت ماهرترين استادكارها 70 00:06:14,338 --> 00:06:16,128 با تيغه فولادي 71 00:06:16,798 --> 00:06:20,580 "و قول فرمانده "كوش براي پرداخت بهاي سلا‌ح‌ها به الموتيان 72 00:06:21,846 --> 00:06:24,086 اونها به دشمنان ما سلاح ميفروختند، دستان 73 00:06:24,140 --> 00:06:26,511 تيري مشابه همين اسبم رو در "كوشكان" كشت 74 00:06:26,559 --> 00:06:29,013 بخاطر اين خيانت، خون الموتيان در خيابان‌هايشان ريخته خواهد شد 75 00:06:29,060 --> 00:06:31,466 شايد هم سربازان ما از ديوارهايش به پايين بيفتن 76 00:06:31,521 --> 00:06:35,102 به ما دستور داده بودن شهر "كوشكان" رو مطيع امر پادشاه كنيم نه اينكه به الموت حمله نكنيم 77 00:06:35,525 --> 00:06:37,433 حرف‌ خردمندانه‌ايه، برادر 78 00:06:37,485 --> 00:06:39,939 ولي حرف، جلوي دشمنان ما رو نميگيره 79 00:06:39,987 --> 00:06:42,820 هنگامي كه در دستشان شمشير الموتي باشه 80 00:06:57,631 --> 00:06:59,290 هنگام سپيده‌دم حمله ميكنيم 81 00:07:02,093 --> 00:07:04,499 اگه تصميمت اينه، بذار حمله رو من آغاز كنم 82 00:07:05,721 --> 00:07:07,130 چيزي ميخواي بگي، گرسيوز؟ 83 00:07:07,180 --> 00:07:08,839 من سپاه پارسي رو رهبري ميكنم 84 00:07:08,890 --> 00:07:11,296 دستان دار و دسته ولگردها رو 85 00:07:11,352 --> 00:07:14,055 ممكنه كه اخلاق خوبي نداشته باشن ولي هنگام جنگ خيلي كارآمدن 86 00:07:14,105 --> 00:07:16,773 افتخار اولين خون بايد مال من باشه 87 00:07:16,816 --> 00:07:18,273 گرسيوز، دوباره دستت به شمشيره 88 00:07:18,316 --> 00:07:20,805 بايد هم باشه - !برادرانم - 89 00:07:21,611 --> 00:07:23,068 از من براي حمله مشتاق‌ترن 90 00:07:24,448 --> 00:07:29,192 ميگن كه شاهدخت الموت دختر زيباي بي‌ماننديه 91 00:07:29,786 --> 00:07:32,322 بياين به قصرش بريم تا خودمون ببينيم 92 00:07:35,876 --> 00:07:38,626 شكي در شجاعت تو ندارم، دستان 93 00:07:39,086 --> 00:07:40,662 اما تو آمادگي اين كار رو نداري 94 00:07:42,132 --> 00:07:44,206 سواره‌نظام گرسيوز، جلو ميرن 95 00:08:00,900 --> 00:08:02,856 شاهدخت تهمينه 96 00:08:02,902 --> 00:08:06,067 سپاهيان پارس از جاشون تكون نخوردن 97 00:08:07,198 --> 00:08:10,731 ايمان اون‌ها ارزش كمي براي حقايق قائله 98 00:08:10,785 --> 00:08:12,527 بجز باورهاي خودشون 99 00:08:12,578 --> 00:08:15,530 شاهد امن‌تر باشه اگه اينقدر جلو نرين 100 00:08:17,208 --> 00:08:19,911 ايمانشان هر چقدر هم قوي باشه كمان‌ها 101 00:08:20,419 --> 00:08:22,078 و هدفشون اونقدر قوي نيست 102 00:08:22,838 --> 00:08:24,628 مشاوران رو جمع كنين 103 00:08:24,965 --> 00:08:27,668 .بهشون بگين كه من در معبد بزرگ هستم بايد دعا كنم 104 00:08:27,843 --> 00:08:29,715 معبد بزرگ؟ 105 00:08:29,763 --> 00:08:32,715 الموت هزاران سال نفوذناپذير بوده 106 00:08:32,765 --> 00:08:34,555 همه چيز با گذشت زمان تغيير ميكنه 107 00:08:35,518 --> 00:08:37,177 ما اينو بهتر از همه مي‌دونيم 108 00:08:44,235 --> 00:08:46,392 بهم بگو چرا از حرف‌هاي برادرت سرپيچي كردي؟ 109 00:08:46,444 --> 00:08:49,112 چون گرسيوز فقط بلده حمله‌ي مستقيم كنه 110 00:08:49,155 --> 00:08:50,612 اين جنگ را به قتل عام تبديل ميكنه 111 00:08:52,368 --> 00:08:54,240 وقتي الموتيان سرگرم دروازه اصلي هستن 112 00:08:54,286 --> 00:08:55,565 ما از كنار قلعه وارد اونجا ميشيم 113 00:09:24,274 --> 00:09:25,518 نكنه مست هستي؟ 114 00:10:06,815 --> 00:10:08,011 اون راه ورود ماست 115 00:10:08,359 --> 00:10:11,192 دو راه هست حمله به در بيروني آسونه 116 00:10:11,403 --> 00:10:13,311 ولي در داخلي غيرممكن 117 00:10:13,989 --> 00:10:17,652 دروازه ورودي بوسيله دو نگهبان حفاظت ميشه 118 00:10:18,618 --> 00:10:20,324 "هميشه راه حلي هست، "ويس 119 00:10:20,371 --> 00:10:21,828 شما مراقب در بيروني باشين 120 00:10:21,871 --> 00:10:23,577 در غيرممكن رو بسپرين به من 121 00:10:23,623 --> 00:10:25,697 ميدوني چيه، تا زماني كه همه‌ي ما رو به كشتن ندي، خوشحال نميشي 122 00:10:25,917 --> 00:10:28,406 حرف‌هاي جالبي ميزني، ويس !هيجان‌زده شدم 123 00:10:40,222 --> 00:10:41,300 !شيپور خطر را به صدا دربيارين 124 00:11:15,883 --> 00:11:16,961 !اينو بگير 125 00:12:01,553 --> 00:12:03,461 !مراقب پشتت باش 126 00:12:15,399 --> 00:12:16,643 دروازه شرقي باز شده 127 00:12:16,775 --> 00:12:21,400 .اونها افراد دستان هستن، اون وارد قعله شده .دستان موفق شد 128 00:12:22,449 --> 00:12:23,990 سپاه رو به سمت دروازه شرقي ببريد 129 00:12:27,119 --> 00:12:29,324 !به سمت دروازه شرقي 130 00:12:49,683 --> 00:12:50,844 بجنب 131 00:13:00,443 --> 00:13:02,268 از دروازه شرقي وارد شدن 132 00:13:02,821 --> 00:13:04,527 راه‌هاي ورود به تالار رو خراب كنين 133 00:13:04,865 --> 00:13:06,192 ... شاهدخت 134 00:13:07,659 --> 00:13:09,531 !همتون برين 135 00:15:17,911 --> 00:15:19,902 ميدوني چيكار بايد بكني 136 00:15:20,456 --> 00:15:22,862 ،هر اتفاقي بيفته اين بايد در امان باشه 137 00:15:43,186 --> 00:15:45,011 !از سر راه برين كنار 138 00:17:12,482 --> 00:17:15,647 دود‌هاي معطر و آهنگ‌هاي مسخره الان ديگه به دردت نميخوره 139 00:17:16,152 --> 00:17:20,195 فكر كنم خواهي فهميد كه اينها چه اثري روي اون دارن، گرسيوز 140 00:17:34,712 --> 00:17:37,083 پس براي يه بار هم كه شده اون داستان‌ها حقيقت داشتند 141 00:17:39,592 --> 00:17:42,544 ما ميدونيم كه شما مخفيانه براي دشمنان پارس، اسلحه ميساختيد 142 00:17:43,929 --> 00:17:46,465 محل درست كردن سلاح‌ها رو نشون بده - ما اينجا اسلحه نميسازيم - 143 00:17:47,099 --> 00:17:49,007 هر اسلحه‌اي رو كه داشتيم شما گرفتين 144 00:17:49,059 --> 00:17:50,433 جاسوس ما حرفهاي ديگه‌اي زده 145 00:17:50,644 --> 00:17:52,968 ... تو ميتوني جلوي خيلي دردها رو بگيري - ... تمام دردهاي دنيا هم نميتونن - 146 00:17:53,021 --> 00:17:55,557 بهت كمك كنن دنبال چيزي بگردي، كه وجود نداره 147 00:17:55,774 --> 00:17:59,224 مثل آدم فرزانه‌اي كه به دنبال راه حل مسالمت آميز براي مشكلش ميگرده 148 00:18:01,447 --> 00:18:03,604 دستت رو به شاه آينده پارس بده 149 00:18:03,657 --> 00:18:05,233 ترجيح ميدم اول بميرم 150 00:18:15,461 --> 00:18:17,333 ميتونم ترتيبش رو بدم 151 00:18:17,880 --> 00:18:19,254 !نه 152 00:18:31,351 --> 00:18:32,808 شاهزاده توس 153 00:18:39,858 --> 00:18:44,020 قول بده كه با مردم الموت با شفقت رفتار ميشه 154 00:18:55,916 --> 00:18:59,248 !هژير (=شير) پارس !هژير پارس 155 00:18:59,462 --> 00:19:01,951 بهت ميگن هژير پارس 156 00:19:03,424 --> 00:19:06,838 تو هيچوقت از دستورات پيروي نميكني، دستان 157 00:19:07,052 --> 00:19:09,339 ... ميتونم برات توضيح بدم - نه، نه - 158 00:19:10,139 --> 00:19:11,217 نه 159 00:19:12,599 --> 00:19:14,839 نه، ما بايد جشن بگيريم 160 00:19:15,227 --> 00:19:17,384 البته يه سنتي هست 161 00:19:17,437 --> 00:19:19,558 از اونجا كه افتخار اولين حمله رو داشتي 162 00:19:19,982 --> 00:19:22,306 بايد يه تحفه بهم بدي براي بيعت 163 00:19:24,611 --> 00:19:26,020 چه خنجر زيبايي 164 00:19:26,071 --> 00:19:28,442 اون شهر و شاهدختش رو به دستت آورده 165 00:19:28,490 --> 00:19:30,944 فكر ميكنم براي بيعت كافي باشه - بنظرم درسته - 166 00:19:30,992 --> 00:19:33,232 اين پيغام الان به دستم رسيده، شاهزاده 167 00:19:33,495 --> 00:19:34,739 خبرهاي فوق العاده‌ايه 168 00:19:34,788 --> 00:19:38,784 پدرت عبادتش در قصر شرقي رو قطع كرده، تا به ما ملحق بشه 169 00:19:40,210 --> 00:19:43,162 شك ندارم كه ميخواد پيروزي بزرگمون رو ستايش كنه 170 00:20:02,856 --> 00:20:05,428 ما نشانه‌هايي داشتيم كه الموتيان به دشمنانمون كمك ميكنن 171 00:20:05,485 --> 00:20:06,859 نشانه؟ 172 00:20:07,319 --> 00:20:09,524 براي حمله به يه شهر مقدس 173 00:20:09,571 --> 00:20:13,270 با لشكريان من به بيشتر از چند نشانه احتياجه 174 00:20:13,742 --> 00:20:16,445 ... اين ماجراجويي 175 00:20:16,912 --> 00:20:19,033 با پيمان دوستي ما در تضاده 176 00:20:19,331 --> 00:20:22,164 اما فكر نميكنم تو اين رو در نظر گرفته باشي 177 00:20:23,919 --> 00:20:26,159 به عمويت نگاه نكن، پسر 178 00:20:26,796 --> 00:20:29,795 اين تصميم من بوده و نتايجش رو هم ميپذيرم 179 00:20:37,558 --> 00:20:39,549 ميدونم كه خيلي مشتاقي تا تاج پادشاهي رو بر سرت بذاري 180 00:20:39,601 --> 00:20:42,387 اما وقتي ميگم كه هنوز آمادگي اين كار رو نداري حرفم رو قبول كن 181 00:20:48,652 --> 00:20:51,521 هيچ كسي بهتر از شما نميدونه، پدر 182 00:20:55,575 --> 00:20:58,693 و از آنجا كه هيچ چيزي به اندازه‌ي اعتماد شما برايم مهم نيست 183 00:20:58,745 --> 00:21:01,697 من خودم شخصا به دنبال سلاح‌ها ميگردم 184 00:21:01,748 --> 00:21:05,874 و تا وقتي كه خيانت الموتيان رو ثابت نكنم قول ميدم كنار نكشم 185 00:21:36,573 --> 00:21:38,897 !مرحله سوم سخترين مرحله است 186 00:21:40,035 --> 00:21:43,070 !برادر! برادر 187 00:21:43,330 --> 00:21:46,662 ما نشانه‌هايي از يه تونل در مرز شرقي شهر پيدا كرديم 188 00:21:46,708 --> 00:21:48,201 دارم به اونجا ميرم 189 00:21:48,252 --> 00:21:50,409 اما جشن رو از دست ميدي 190 00:21:50,462 --> 00:21:53,746 تو و گرسيوز، پدر رو در غياب من همراهي كنين 191 00:21:53,798 --> 00:21:56,881 تحفه‌اي داري به احترام پدر، بهش تقديم كني؟ - البته - 192 00:21:57,218 --> 00:21:59,292 ويس، تحفه - چي؟ - 193 00:22:01,097 --> 00:22:03,586 همين الان گمش كردم 194 00:22:03,892 --> 00:22:08,766 ميدونستم فراموش كردي يه رداي عبادت از شهر الموت 195 00:22:08,981 --> 00:22:12,847 مقدس‌ترين در شهرهاي شرقي تحفه‌اي به پادشاهي كه تحسينش ميكنم 196 00:22:14,193 --> 00:22:17,643 تو مثل يه مبارز واقعي براي من جنگيدي، دستان خوشحالم كه عوضش كاري برايت انجام بدم 197 00:22:21,242 --> 00:22:22,818 جواهري كمياب 198 00:22:22,869 --> 00:22:25,821 امروز عصر اون شاهدخت رو به پادشاه معرفي كن 199 00:22:26,289 --> 00:22:28,825 مطمئني كه ميخواهي زن ديگه‌اي بگيري، برادر؟ 200 00:22:30,502 --> 00:22:32,374 گوش كن دستان 201 00:22:33,545 --> 00:22:36,959 با ازدواج با اون شاهدخت، مطمئن ميشم كه مردمش به من وفادار خواهند بود 202 00:22:37,884 --> 00:22:41,049 تا وقتي كه به ما نپيوسته خطر بزرگي براي ما حساب ميشه 203 00:22:41,638 --> 00:22:43,878 اگر پدر با اين وصلت موافقت نكرد 204 00:22:43,931 --> 00:22:46,599 ازت ميخوام با دستهاي خودت اون شاهدخت رو بكشي 205 00:22:56,569 --> 00:22:58,774 پس شاهزاده دستان منو همراهي خواهد كرد 206 00:22:58,821 --> 00:23:01,061 هژير پرشيا 207 00:23:01,115 --> 00:23:03,023 احساس خوبي داري كه چنين افتخاري نصيبت شده 208 00:23:03,075 --> 00:23:04,781 كه شهري بي‌گناه رو نابود كردي 209 00:23:04,827 --> 00:23:06,865 منم از ملاقات با شما خوشوقتم، شاهدخت 210 00:23:07,746 --> 00:23:11,030 اجازه بده بهت بگم مجازات ... دشمنان پادشاهم جنايتيه كه 211 00:23:11,083 --> 00:23:12,825 دوباره با خوشحالي تكرار ميكنم 212 00:23:12,876 --> 00:23:14,914 پس تو واقعا شاهزاده‌ي پارسي 213 00:23:15,462 --> 00:23:17,252 بيرحم و بي آبرو 214 00:23:17,422 --> 00:23:19,793 اشتباهي خيال نكن كه منو ميشناسي شاهدخت 215 00:23:20,800 --> 00:23:22,209 مگه ديگه چه خصوصياتي داري؟ 216 00:23:23,094 --> 00:23:24,836 اينجا با علياحضرت منتظر بمونين 217 00:23:26,139 --> 00:23:27,929 اگه از نظر شما عيبي نداره 218 00:23:30,226 --> 00:23:33,807 براي زمان معرفي شما به شاه توصيه ميكنم كمي متواضع باشين 219 00:23:33,855 --> 00:23:35,514 به نفع خودته 220 00:23:45,324 --> 00:23:47,529 عصبانيت پدر رو كم كردي، عمو 221 00:23:47,577 --> 00:23:51,525 يه روز لذت برادر پادشاه بودن را خواهي چشيد، دستان 222 00:23:52,457 --> 00:23:56,156 و يادت باشه، مهمترين وظيفه‌ات رو به خوبي انجام دهي 223 00:23:56,336 --> 00:23:57,877 واقعا؟ اون چيه؟ 224 00:23:58,128 --> 00:24:00,166 مطمئن بشي كه جام شرابش هميشه پره 225 00:24:01,758 --> 00:24:05,172 بهم گفته شده كه يكي ديگه از پسرهام 226 00:24:05,220 --> 00:24:07,258 به افتخار جنگجويي بزرگ پارس نائل آمده 227 00:24:15,229 --> 00:24:16,638 دلمون برايت تنگ شده بود، پدر 228 00:24:16,689 --> 00:24:22,061 براي تو و برادرانت دعا ميكردم، دستان 229 00:24:23,070 --> 00:24:24,563 خانواده 230 00:24:25,072 --> 00:24:27,905 پيوند بين برادران شمشيري است 231 00:24:28,659 --> 00:24:30,650 كه از امپراطوري‌ ما محافظت ميكنه 232 00:24:30,703 --> 00:24:33,572 دعا ميكردم كه اون شمشير پرقدرت بماند 233 00:24:35,623 --> 00:24:40,330 اميدوار بودم كارهايم جون افرادمون رو نجات بده 234 00:24:42,422 --> 00:24:45,421 يه مرد خوب همون كاري كه تو كردي انجام ميداد 235 00:24:45,467 --> 00:24:50,886 با غرور و شجاعت پيروزي رو به ارمغان مي آورد و جان انسان‌ها رو نجات ميداد 236 00:24:51,973 --> 00:24:54,723 اما يه مرد بزرگ 237 00:24:54,768 --> 00:24:56,759 جلوي حمله رو ميگرفت 238 00:24:57,187 --> 00:25:00,103 و جلوي كاري كه ميدونه اشتباهه رو ميگرفت 239 00:25:01,482 --> 00:25:03,769 مهم نيست چه كسي دستور ميده 240 00:25:05,278 --> 00:25:07,269 پسري كه در آن كوچه ديدم 241 00:25:08,614 --> 00:25:11,530 توانايي بيشتر از "خوب بودن" رو داره 242 00:25:11,826 --> 00:25:14,446 اون بايد "بزرگ" باشه 243 00:25:19,875 --> 00:25:23,953 در ضمن، من يه تحفه برايتان دارم 244 00:25:27,383 --> 00:25:31,214 بعضي‌ها به تصميمم براي آوردن يك پسربچه‌ي ولگرد به خانواده‌ام 245 00:25:31,261 --> 00:25:33,382 شك داشتند 246 00:25:33,430 --> 00:25:37,261 اگرچه اون پسر خونش نجيب نبود 247 00:25:37,309 --> 00:25:39,099 ولي شخصيتش نجيب بود 248 00:25:39,144 --> 00:25:41,431 يه پادشاه بالفطره 249 00:25:43,483 --> 00:25:44,810 متشكرم، پدر 250 00:25:45,108 --> 00:25:46,482 متشكرم، پدر 251 00:25:46,526 --> 00:25:49,609 ميتونم رداي عبادت الموتيان رو تقديم كنم 252 00:26:00,082 --> 00:26:01,990 چطوري ميتونم تلافي كنم؟ 253 00:26:03,085 --> 00:26:04,364 !بهرام 254 00:26:11,342 --> 00:26:13,629 ميتونم شاهدخت تهمينه رو معرفي كنم 255 00:26:14,888 --> 00:26:17,721 توس ميخواد با ازدواج با اون الموتيان رو با ما متحد كنه 256 00:26:17,765 --> 00:26:21,013 اين آرزوي قلبي منه كه شما قبول كنين 257 00:26:24,813 --> 00:26:26,685 در بين تمامي سفرهايم 258 00:26:27,816 --> 00:26:32,192 شهري به زيبايي شهر شما نديدم، علياحضرت 259 00:26:33,197 --> 00:26:36,196 بايد شهرم رو قبل از اينكه شترسوارهاي بي‌سوادتون اون رو خراب كنن 260 00:26:36,241 --> 00:26:37,698 ميديدين 261 00:26:40,371 --> 00:26:42,528 واضحه كه شما ملكه خوبي ميشين 262 00:26:46,252 --> 00:26:50,200 اما توس به اندازه كافي همسر داره 263 00:26:51,048 --> 00:26:54,415 تو دستان، فكر ميكنم فرصت كمتري داري 264 00:26:54,468 --> 00:26:57,467 كه چنين جواهري در قصرت منتظرت باشه 265 00:26:58,263 --> 00:27:01,844 شاهدخت الموت اولين همسر تو خواهد شد 266 00:27:07,522 --> 00:27:09,478 چي ميگي، دستان؟ 267 00:27:11,151 --> 00:27:13,723 بدون ترس در برابر صدها كماندار مي‌ايسته 268 00:27:13,778 --> 00:27:16,896 ولي در برابر ازدواج از ترس ميخكوب شده 269 00:27:16,948 --> 00:27:20,611 و هستند افرادي كه بگن اون هنوز اونقدر عاقل نيست 270 00:27:21,536 --> 00:27:23,159 بايد يه چيزي بخورم 271 00:27:30,671 --> 00:27:33,207 !بريد كنار! بريد كنار 272 00:27:40,555 --> 00:27:41,668 !پدر 273 00:27:41,722 --> 00:27:44,176 !خدا كمكمون كند! اون ردا سمي بود 274 00:27:44,225 --> 00:27:45,303 !يكي كمكش كنه 275 00:27:45,351 --> 00:27:47,722 اون ردا رو دستان به اون داد - چرا؟ - 276 00:27:48,229 --> 00:27:50,600 !يه نفر كمكش كنه - اون جنايتكار رو بگيرين - 277 00:27:50,814 --> 00:27:53,434 !يه نفر كمكش كنه - !شاهزاده! خودتون رو نجات بدين - 278 00:27:53,735 --> 00:27:55,276 !بگيريدش 279 00:27:55,320 --> 00:27:56,398 !برو 280 00:28:02,910 --> 00:28:03,988 !ويس 281 00:28:05,580 --> 00:28:06,658 !ويس 282 00:28:06,705 --> 00:28:07,818 !با من بيا 283 00:28:18,967 --> 00:28:21,836 چيكار داري ميكني؟ - ميتونم تو رو از اينجا نجات بدم - 284 00:28:22,304 --> 00:28:23,845 تو به كمك من احتياج داري 285 00:28:34,607 --> 00:28:36,100 !بجنب 286 00:28:40,155 --> 00:28:41,897 !دروازه رو ببندين - !از اينطرف - 287 00:28:46,953 --> 00:28:48,066 !دروازه رو ببندين 288 00:28:50,415 --> 00:28:51,528 !مراقب باش 289 00:28:55,336 --> 00:28:57,292 !اونجا! جنايتكارها رو تعقيب كنين 290 00:28:57,338 --> 00:28:59,163 !اون اسب منه !داره اسبم رو ميدزده 291 00:29:02,301 --> 00:29:03,675 !بجنب 292 00:29:09,141 --> 00:29:10,883 دوست وفادار من 293 00:29:10,935 --> 00:29:14,018 تمام دنيا در سوگ مرگ پادشاه دوست‌داشتني‌شون ماتم گرفتن 294 00:29:14,730 --> 00:29:17,017 ما در غم فراق او سوگواريم 295 00:29:17,066 --> 00:29:19,390 اين حقيقت كه او به دست شاهزاده دستان كشته شد 296 00:29:19,443 --> 00:29:21,351 اندوه و درد ما رو بيشتر كرده است 297 00:29:22,237 --> 00:29:24,109 من پدرم رو نكشتم 298 00:29:24,156 --> 00:29:25,898 اون ردا رو برادرم بهم داد 299 00:29:25,949 --> 00:29:27,276 توس پدرم رو كشته 300 00:29:27,326 --> 00:29:29,732 حالا اون پادشاه ميشه 301 00:29:32,664 --> 00:29:34,655 من پدرم رو نكشتم 302 00:29:37,085 --> 00:29:38,626 حرفت رو باور ميكنم 303 00:29:39,004 --> 00:29:41,209 تو نبايد اينجا باشي نبايد ميذاشتم تو بيايي 304 00:29:41,840 --> 00:29:43,665 ولي گذاشتي 305 00:29:48,513 --> 00:29:51,631 من به برادرم قول دادم كه اگه تو رو به دست نياره، بكشمت 306 00:29:52,893 --> 00:29:54,220 خب 307 00:29:54,268 --> 00:29:56,473 راه حلش اينه كه اول منو ببوسي 308 00:29:57,481 --> 00:29:58,890 و بعد منو بكشي 309 00:29:59,775 --> 00:30:01,398 اما من راه حل بهتري دارم 310 00:30:05,446 --> 00:30:06,903 !من تو رو ميكشم 311 00:30:07,074 --> 00:30:08,697 و اينطوري مشكل تو هم حل ميشه 312 00:30:12,204 --> 00:30:14,195 فكر كنم بتونيم راه حل بهتري پيدا كنيم 313 00:30:51,241 --> 00:30:54,608 راه حلش اينه كه اول منو ببوسي و بعد منو بكشي 314 00:30:55,037 --> 00:30:56,613 اما من راه حل بهتري دارم 315 00:30:57,664 --> 00:30:59,620 نه - !من تو رو ميكشم - 316 00:31:06,591 --> 00:31:08,796 !چيزي كه از ما دزديدي رو پس بده، مرد پارسي 317 00:31:12,762 --> 00:31:14,006 !نه 318 00:31:29,612 --> 00:31:31,520 تو هم ديدي؟ - چي رو؟ - 319 00:31:33,951 --> 00:31:36,156 اگه دوباره به سمت اون شمشير بري قسم ميخورم دستت رو بشكنم 320 00:31:36,203 --> 00:31:37,399 دوباره؟ 321 00:31:39,288 --> 00:31:41,030 تو همه‌ي شن‌ها رو مصرف كردي 322 00:31:41,208 --> 00:31:42,665 چي؟ 323 00:31:42,792 --> 00:31:44,166 اين چيه؟ 324 00:31:47,380 --> 00:31:48,837 !شگفت انگيزه 325 00:31:50,383 --> 00:31:52,006 آزاد كردن شن‌ها 326 00:31:53,136 --> 00:31:54,593 زمان رو به عقب ميره 327 00:31:57,347 --> 00:32:00,512 و تنها كسي كه خنجر در دستش هست، متوجه اين اتفاق ميشه 328 00:32:02,811 --> 00:32:05,383 اون ميتونه حوادث و زمان رو به عقب بره 329 00:32:06,272 --> 00:32:08,014 و فقط خودش متوجه بشه 330 00:32:11,195 --> 00:32:13,151 چقدر زمان رو به عقب ميبره؟ 331 00:32:13,821 --> 00:32:16,192 جواب بده، شاهدخت - !تو شهر منو ويران كردي - 332 00:32:18,951 --> 00:32:20,527 حمله ما بخاطر اسلحه‌سازي نبود 333 00:32:20,578 --> 00:32:22,071 بخاطر اين خنجر بود 334 00:32:23,916 --> 00:32:27,081 بعد از جنگ، توس ميخواست اين خنجر رو ازم بگيره 335 00:32:27,126 --> 00:32:29,082 آن موقع نفهميدم ولي حالا ميفهمم 336 00:32:29,128 --> 00:32:30,206 با اين اون ميتونه همه چيز رو عوض كنه 337 00:32:30,255 --> 00:32:32,376 اون ميتونه لحظات حساس جنگ‌ها رو عوض كنه 338 00:32:32,423 --> 00:32:34,414 اون ميتونه تمام حركات دشمن رو پيش بيني كنه 339 00:32:35,135 --> 00:32:37,885 اون يه پادشاه ساده نخواهد بود. بلكه قدرتمندترين پادشاهي خواهد بود كه پارس تا الان داشته 340 00:32:37,928 --> 00:32:39,634 حتي بزرگتر از پدرم 341 00:32:39,681 --> 00:32:40,842 !همه چيز بخاطر اين خنجر بود 342 00:32:41,515 --> 00:32:44,882 برادر خيانتكارم بايد به دست عدالت سپرده شود 343 00:32:45,185 --> 00:32:48,599 بهمين خاطر جايزه دستگيري اون رو دو برابر ميكنم 344 00:32:48,647 --> 00:32:51,480 در اين زمان من سعي ميكنم كه از امپراطوري محافظت كنم 345 00:32:51,525 --> 00:32:53,896 همانطور كه پدرم ميخواست 346 00:32:54,486 --> 00:32:56,358 سلطنت جديدي آغاز شده است 347 00:32:58,281 --> 00:33:00,901 چيكار ميكني؟ - گرسيوز خيلي از ما دور نيست - 348 00:33:00,950 --> 00:33:03,522 و "رخش" سريعترين اسب امپراطوريه 349 00:33:03,578 --> 00:33:06,577 اين ردش رو محو ميكنه - چه ردي؟ كجا ميخواي بري؟ - 350 00:33:06,624 --> 00:33:08,580 به "ابرات" ، جايي كه پدرم رو دفن ميكنن 351 00:33:08,626 --> 00:33:09,869 بخاطر قتل پدرت تحت تعقيبي 352 00:33:09,919 --> 00:33:11,328 و حالا ميخواي به مراسم تشييع جنازه‌اش بري 353 00:33:11,378 --> 00:33:13,499 جايي كه هزاران سرباز پارسي هستن؟ 354 00:33:13,546 --> 00:33:16,830 نظام هم به اونجا مياد تنها كسي كه بهش اعتماد دارم 355 00:33:16,883 --> 00:33:18,541 اون ميفهمه كه توس براي من نقشه كشيده بوده 356 00:33:18,802 --> 00:33:20,045 برو كنار، شاهدخت 357 00:33:20,095 --> 00:33:22,133 تمام جاده‌هاي ابرات پر از سربازهاي پارسيه 358 00:33:22,179 --> 00:33:25,012 من از جاده‌ها نميرم ميخوام از "دره بردگان" برم 359 00:33:25,057 --> 00:33:26,431 هيچكس نزديك اون بيابون هم نميشه 360 00:33:26,475 --> 00:33:27,754 اونجا پر از قاتل و راهزنه 361 00:33:27,811 --> 00:33:28,889 آره، اينطور هم ميشه گفت 362 00:33:28,936 --> 00:33:31,971 !اين كار تو خودكشيه - برادرم پدرم رو كشت - 363 00:33:32,022 --> 00:33:34,594 و من رو گناهكار كرد اگه با مرگم حقايق روشن بشه 364 00:33:34,650 --> 00:33:35,846 حاضرم بميرم 365 00:33:38,070 --> 00:33:41,603 پس ميخواي منو اينجا تنها بذاري در وسط ناكجا آباد؟ 366 00:33:41,907 --> 00:33:45,274 شاهزاده نجيب، دستان، يه زن درمانده رو وسط بيابان رها ميكنه 367 00:33:45,328 --> 00:33:47,996 پس اون شرافتي كه ازش صحبت ميكردي، چي شد؟ 368 00:33:51,334 --> 00:33:53,290 خداوندا! بهم قدرت بده !كه اين دختر رو نكشم 369 00:34:01,718 --> 00:34:03,839 اون نميتونه زياد از ما دور باشه 370 00:34:10,102 --> 00:34:12,259 بدون شن‌هاي درست اون فقط يه خنجر عاديه 371 00:34:12,770 --> 00:34:14,013 حتي خيلي هم تيز نيست 372 00:34:18,067 --> 00:34:20,188 از اين شن‌ها، باز هم هست؟ 373 00:34:20,529 --> 00:34:22,070 البته كه نه 374 00:34:22,280 --> 00:34:25,030 چطوري ميتونم از اون شن‌ها به دست بيارم؟ 375 00:34:25,408 --> 00:34:27,980 بايد روي سرت بايستي و نفست رو حبس كني 376 00:34:35,417 --> 00:34:37,741 چيزي كه دنبالش بودي پيدا كردي، شاهزاده 377 00:34:38,463 --> 00:34:39,837 راه بيفت 378 00:34:48,305 --> 00:34:50,676 خب اگه نتوني به عمويت ثابت كني كه اون خنجر چيكار ميكنه 379 00:34:50,724 --> 00:34:52,549 چطور ميخواي اون حرفت رو باور كنه؟ 380 00:34:52,810 --> 00:34:54,552 اين به تو ربطي نداره، شاهدخت 381 00:34:55,354 --> 00:34:57,179 ميدوني خيلي باوقار راه ميري 382 00:34:57,815 --> 00:35:02,274 سر بالا، سينه جلو قدم‌هاي بلند 383 00:35:03,112 --> 00:35:06,064 دقيقا مثل يه شاهزاده پارسي از خودراضي 384 00:35:06,155 --> 00:35:09,071 شك ندارم بخاطر اينه كه از وقتي به دنيا اومدي بهت گفتن كه همه‌ي دنيا مال توئه 385 00:35:09,117 --> 00:35:10,693 تو هم باور كردي 386 00:35:10,743 --> 00:35:12,864 من مثل تو، توي قصر به دنيا نيومدم 387 00:35:13,329 --> 00:35:15,154 من تو محله‌هاي كثيف و پايين شهر نسف به دنيا اومدم 388 00:35:15,206 --> 00:35:17,612 جايي كه براي زنده موندن بايد با چنگ و دندان مبارزه ميكردي 389 00:35:18,501 --> 00:35:20,326 پس چطوري شاهزاده شدي؟ 390 00:35:20,377 --> 00:35:24,373 ... پادشاه يه روز از بازار رد ميشد 391 00:35:24,923 --> 00:35:26,332 ... و اون ... نميدونم... اون 392 00:35:28,011 --> 00:35:29,385 اون منو پيدا كرد 393 00:35:31,306 --> 00:35:34,305 و منو همراهش برد و بهم خانه و خانواده داد 394 00:35:41,524 --> 00:35:44,096 كسي كه داري بهش نگاه ميكني 395 00:35:44,150 --> 00:35:47,398 كسيه كه همه چيزش رو از دست داده 396 00:35:53,326 --> 00:35:56,943 به دره بردگان خوش آمدي، علياحضرت 397 00:36:03,253 --> 00:36:05,458 من همه چيزم رو براي يه قطره آب ميدم 398 00:36:05,504 --> 00:36:08,420 ولي آخرين قمقمه رو يه ساعت پيش تموم كردي 399 00:36:09,301 --> 00:36:11,672 من مثل تو بدبخت و بيچاره 400 00:36:11,720 --> 00:36:13,378 در بيابون به دنيا نيومدم 401 00:36:14,388 --> 00:36:17,969 طبيعت من خيلي حساس تره 402 00:36:18,392 --> 00:36:20,134 فكر ميكنم منظورت "لوس"‍ه 403 00:36:20,227 --> 00:36:24,437 چشمه‌هاي الموت بخاطر آب تميز و خنكش معروفن 404 00:36:24,482 --> 00:36:28,644 شايد اگه وقت كمتري صرف تعريف از چشمه‌هاتون ميكردين و مراقب ديوارهاي شهرتون بودين 405 00:36:29,027 --> 00:36:30,568 الان اينجا نميبودي 406 00:36:35,827 --> 00:36:37,284 !آه! يه معجزه 407 00:36:37,327 --> 00:36:39,283 !سكوت شاهدخت 408 00:36:41,915 --> 00:36:43,028 تهمينه 409 00:36:44,835 --> 00:36:45,948 !تهمينه 410 00:36:48,463 --> 00:36:49,541 صدامو ميشنوي؟ 411 00:36:54,011 --> 00:36:56,002 بله دستان صداتو ميشنوم 412 00:37:15,907 --> 00:37:17,613 ميدوني كجا هستي مرد پارسي؟ 413 00:37:19,451 --> 00:37:21,489 جايي كه واردش شدي؟ 414 00:37:21,703 --> 00:37:23,824 در وسط بيابون‌هاي سودان قبليه‌ي جنگجويي 415 00:37:23,872 --> 00:37:25,530 به نام "ماباكا" هستن 416 00:37:25,582 --> 00:37:28,285 اونها به جان هر رهگذري ترس ميندازن 417 00:37:28,335 --> 00:37:31,418 ماباكاها در پرتاب چاقو خيلي ماهرن 418 00:37:31,672 --> 00:37:36,213 طوري چاقوهاشون رو ميچرخانند كه انگار خود خداوند چاقوهاشون رو مقدس كرده 419 00:37:36,634 --> 00:37:41,378 آنقدر هدفگيري خوبي دارن كه سه مرد رو 420 00:37:42,223 --> 00:37:43,550 با يه پرتاب چاقو ميكشن 421 00:37:45,436 --> 00:37:48,601 اگه جاي تو بودم اينكارو نميكردم ميدوني چرا؟ 422 00:37:49,440 --> 00:37:52,854 اين سسوئه، يكي از ماباكاها 423 00:37:53,026 --> 00:37:55,432 خوش‌شانس بودم كه جونش رو نجات دادم 424 00:37:55,487 --> 00:37:59,104 معني‌اش اينه كه حالا اون به من خيلي مديونه 425 00:38:00,241 --> 00:38:01,698 خب، مرد پارسي 426 00:38:01,743 --> 00:38:04,861 دليل منطقي‌اي وجود داره كه به سسو نگم كه 427 00:38:05,330 --> 00:38:08,282 خنجر بعدي‌اش رو كمي بالاتر پرتاب نكنه؟ 428 00:38:46,994 --> 00:38:49,365 پس اينه؟ - آره - 429 00:38:50,373 --> 00:38:53,954 حق داشتي بدك نيست 430 00:38:59,633 --> 00:39:01,042 ميتونست بوي بهتري بده 431 00:39:01,676 --> 00:39:03,466 ولي بهرحال ما يه قراري داشتيم 432 00:39:03,886 --> 00:39:05,213 شاهدخت باهوش 433 00:39:06,180 --> 00:39:08,586 قرار؟ چه قراري؟ 434 00:39:10,393 --> 00:39:13,926 ... چه شاهزاده نجيبي - ...چه شاهدخت مهرباني - 435 00:39:13,980 --> 00:39:16,185 وقتي اداي غش كردن درآوردم چه حالي داشتي؟ 436 00:39:16,232 --> 00:39:18,721 مشتاقانه براي كمك به يه زيباي به زمين افتاده خيز برداشتي 437 00:39:19,234 --> 00:39:20,347 كي گفته كه تو زيبايي؟ 438 00:39:20,403 --> 00:39:22,939 بايد يه دليلي باشه كه تو نميتوني چشم از من برداري؟ 439 00:39:24,407 --> 00:39:25,603 ... تو ... من 440 00:39:25,741 --> 00:39:26,854 من بهت اعتماد ندارم 441 00:39:26,908 --> 00:39:28,235 تو از جنس من نيستي 442 00:39:28,285 --> 00:39:30,075 من يه دختر برده‌ي بدبخت نيستم 443 00:39:30,119 --> 00:39:32,443 من ميتونم هر فكري كه دارم رو بيان كنم 444 00:39:32,497 --> 00:39:33,824 به درد من كه نميخوره 445 00:39:33,874 --> 00:39:36,624 آره، ميشه به چند برابر قيمت فروختش 446 00:39:37,794 --> 00:39:39,335 ميخواي باهاش چيكار كني؟ 447 00:39:39,922 --> 00:39:42,791 آره، بهش بگو نميبيني چقدر نگران منه؟ 448 00:39:44,801 --> 00:39:46,424 يه لحظه به من فرصت بده - حتما - 449 00:39:48,930 --> 00:39:50,755 برام سخته كه قبول كنم 450 00:39:51,849 --> 00:39:53,390 ولي درست ميگفتي 451 00:39:55,477 --> 00:39:57,267 من فهميدم كه دنبال چي ميگردم 452 00:39:58,398 --> 00:40:00,306 دستان، گوش كن چي ميگم 453 00:40:00,774 --> 00:40:03,892 وقتي عمويم، قدرت اين خنجر رو ببينه حرفم رو باور ميكنه 454 00:40:05,113 --> 00:40:08,563 دستان ميدونم كه خيلي باهات صادق نبودم 455 00:40:08,615 --> 00:40:10,820 اما دروغ‌هايت خيلي هوشمندانه بود 456 00:40:10,951 --> 00:40:13,487 من نگهبان يه عهد الهي هستم 457 00:40:13,538 --> 00:40:14,995 آره، آره - اون خنجر مقدسه - 458 00:40:15,122 --> 00:40:17,030 قبل از اينكه تو بدزديش داشتيم به جاي امني ميبرديمش 459 00:40:17,082 --> 00:40:18,872 ... اگه اين خنجر به دست آدم بدي بيفته 460 00:40:18,917 --> 00:40:20,244 من مراقب خنجرت هستم 461 00:40:20,377 --> 00:40:21,870 نميخواي كه از دستش بدي 462 00:40:22,545 --> 00:40:24,999 متوجه نيستي توي چه دردسري افتادي 463 00:40:25,049 --> 00:40:27,254 اين مربوط به خدايانه نه انسان‌ها 464 00:40:27,301 --> 00:40:29,790 خداي تو، نه خداي من !بجنب 465 00:40:33,223 --> 00:40:34,336 !بجنب 466 00:40:47,027 --> 00:40:50,229 مسابقه شترمرغ سواري؟ - آره، هر سه شنبه و پنج شنبه - 467 00:40:50,781 --> 00:40:55,157 درسته كه زشتن، ولي با روحيه‌ي جنگيدنشون اون رو جبران ميكنن 468 00:40:56,870 --> 00:40:58,742 برگزاري مسابقه هم راحته 469 00:40:58,914 --> 00:41:01,403 من داستان‌‌هاي وحشتناكي از اينجا شنيده بودم 470 00:41:01,834 --> 00:41:05,201 بردگان سياه و وحشي كه اربابان خودشون رو ميكشن؟ 471 00:41:05,253 --> 00:41:08,786 !داستان‌هاي جالبي هستن خوب تعريف شدن و همينطور گسترش مي‌يابند 472 00:41:08,841 --> 00:41:09,954 ولي افسوس كه حقيقت ندارن 473 00:41:10,009 --> 00:41:11,585 ... اما اون اسكلت‌هايي كه ديدم 474 00:41:11,635 --> 00:41:13,959 من اونها از كولي‌هايي در بخارا خريدم 475 00:41:14,013 --> 00:41:17,096 تمام اون شهرت ترسناك رو از خودم ساختم 476 00:41:17,140 --> 00:41:19,712 براي ترساندن بدترين غارتگرهايي 477 00:41:19,769 --> 00:41:22,223 كه به سرزمينمون حمله ميكردن 478 00:41:22,313 --> 00:41:23,687 ميدوني از چي حرف ميزنم؟ 479 00:41:23,730 --> 00:41:24,808 ماليات 480 00:41:26,107 --> 00:41:27,730 و تمام اون پارسي‌ها 481 00:41:27,776 --> 00:41:30,182 سربازهاي پارسي، استحكاماتشون جاده‌هاشون 482 00:41:30,237 --> 00:41:33,569 كي پول اونها رو ميده؟ يه تاجر بدبخت 483 00:41:34,074 --> 00:41:36,646 بهمين خاطر به فكرم رسيد 484 00:41:36,952 --> 00:41:39,572 كه يه كم داستان‌هاي دروغي بسازم 485 00:41:40,037 --> 00:41:43,784 كه مثل بيماري مسري در شبستان‌هاي تركي پخش بشه 486 00:42:03,685 --> 00:42:05,842 !اين موجودات قدرتمند رو ببين 487 00:42:12,945 --> 00:42:15,613 !بجنب، خوشگل من 488 00:42:20,661 --> 00:42:22,367 !عاشق اين كارم 489 00:42:23,956 --> 00:42:28,284 ماموران ماليات از من و مشتريانم فرار ميكنن 490 00:42:28,418 --> 00:42:30,124 همه خوشحاليم 491 00:42:30,837 --> 00:42:32,294 !دخترها رو بيارين! دخترها رو بيارين 492 00:42:32,798 --> 00:42:35,334 دخترها رو بيارين تا مردم رو كنترل كنن 493 00:42:37,760 --> 00:42:40,131 !اونجا نايست، بدو، راه نرو 494 00:42:41,973 --> 00:42:44,842 اگه اونها رو بريزي، بايد پولشون رو بدي !جريمه‌اش از پولي كه به دست مياري بيشتره 495 00:42:44,893 --> 00:42:47,643 اينطوري به من زل نزن ميدوني كه چي ميگم 496 00:42:47,686 --> 00:42:50,721 كارت رو بكن و مراقب جمعيت باش متشكرم 497 00:42:50,772 --> 00:42:52,313 فكر كنم معامله‌ي كوچكي كه كرديم 498 00:42:52,357 --> 00:42:54,015 خيلي خوب داره كار ميكنه مرد جوان 499 00:42:56,779 --> 00:42:58,272 !دست نزن 500 00:42:58,364 --> 00:43:00,688 اون خيلي دوست داشتنيه؟ اونو از كجا پيدا كردي؟ 501 00:43:02,743 --> 00:43:04,236 "در بازار برده‌فروش‌هاي "لور 502 00:43:04,285 --> 00:43:06,774 من به سمت "ابرات" ميرفتم تا اون را با يه شتر معاوضه كنم 503 00:43:06,830 --> 00:43:08,323 ولي اون بهم حمله كرد 504 00:43:08,958 --> 00:43:10,451 شترها بي خطرترن 505 00:43:10,501 --> 00:43:13,785 شيخ عمر" عزيز از مهمان‌نوازيت متشكرم" 506 00:43:14,003 --> 00:43:15,199 شما كار خوبي دارين 507 00:43:15,255 --> 00:43:16,498 ... اما اگه بتونين بهم يه كم وسيله بدين 508 00:43:16,548 --> 00:43:18,705 يه چيزي رو ميدوني، مرد پارسي؟ 509 00:43:18,758 --> 00:43:21,674 تو خيلي شبيه شاهزاده بي آبرويي هستي 510 00:43:21,719 --> 00:43:24,588 كه پادشاه رو كشته و فرار كرده 511 00:43:34,773 --> 00:43:36,894 درباره ماباكاها بهت نگفته بودم؟ 512 00:43:38,320 --> 00:43:41,189 چرا گفته بودي - هيچي جالبتر از يه داستان خوب نيست - 513 00:43:41,238 --> 00:43:43,525 ولي داستان تو مزخرف بود تو گفتي كه ميخواستي اونو با يه شتر عوض كني؟ 514 00:43:43,575 --> 00:43:46,408 منظورم اينه كه نگاش كن اون حداقل دو تا شتر مي‌ارزه 515 00:43:47,912 --> 00:43:49,903 و تو مرد جوان 516 00:43:49,955 --> 00:43:51,863 ميدوني كه برادرانت براي پيدا كردنت جايزه تعيين كرده 517 00:43:51,916 --> 00:43:54,702 بذار روراست بگم، ممكنه كه بنظرت كار ناپسندي باشه 518 00:43:54,834 --> 00:43:57,406 ولي من حتي مادر خودم را هم با اون طلاها معاوضه ميكنم 519 00:43:58,339 --> 00:44:01,042 چيه؟ تو كه نميدوني اون چه شكلي بود 520 00:44:01,174 --> 00:44:02,832 بايد ببريمش پيش مرزبان‌هاي پارسي 521 00:44:04,345 --> 00:44:06,550 !صبر كن! صبر كن 522 00:44:09,474 --> 00:44:10,717 چاقوي قشنگيه - هي، هي، هي - 523 00:44:10,767 --> 00:44:11,845 قابلي نداره 524 00:44:13,854 --> 00:44:16,141 ببين، اون بي ارزشه - واقعا؟ - 525 00:44:17,858 --> 00:44:19,766 ذوبش كن و جواهرش رو بردار 526 00:44:42,799 --> 00:44:44,624 اون پسر چيكار داره ميكنه؟ 527 00:44:46,177 --> 00:44:48,417 نه، مگه ميخواي اون پرنده‌ها رو بكشي 528 00:44:51,682 --> 00:44:53,590 !هي، اينجا 529 00:45:04,403 --> 00:45:05,730 هي، اگه جاي تو بودم اين كارو نميكردم 530 00:45:05,778 --> 00:45:07,105 برو به سمت تونل 531 00:45:08,948 --> 00:45:10,939 اينجا رو ببين 532 00:45:11,367 --> 00:45:14,117 بعد از مسابقه سوم ديگه خبري از شير بز نيست !ميشنوي؟ بجنب 533 00:45:14,162 --> 00:45:15,323 !برو بگيرش !بجنب 534 00:45:15,371 --> 00:45:17,029 !دروازه - !بگيرش - 535 00:45:18,166 --> 00:45:19,493 !وايسا 536 00:45:24,714 --> 00:45:26,290 دستگيره رو بكش، دروازه رو باز كن 537 00:45:26,341 --> 00:45:27,798 خنجر رو بده به من - ... چي، تو - 538 00:45:27,841 --> 00:45:29,417 !الان وقتش نيست ، دستگيره رو بكش 539 00:45:29,469 --> 00:45:30,630 خنجر رو بده به من 540 00:45:35,099 --> 00:45:37,055 چرا به فكر خودم نرسيده بود 541 00:45:42,690 --> 00:45:43,851 حركت كن شاهزاده 542 00:45:44,108 --> 00:45:45,482 !مرد پارسي 543 00:45:45,567 --> 00:45:46,645 !دستان 544 00:45:48,529 --> 00:45:49,642 !مرد پارسي 545 00:45:58,956 --> 00:46:01,742 دنبال اين ميگردي؟ كليد؟ 546 00:46:05,253 --> 00:46:06,662 ... دفعه بعدي 547 00:46:16,640 --> 00:46:19,556 همشون براي مراسم تدفين پدرم اومدن 548 00:46:27,054 --> 00:46:29,915 [ابرات] 549 00:46:30,152 --> 00:46:33,021 صد سرباز پارسي از اون دروازه مراقبت ميكنن 550 00:46:33,072 --> 00:46:35,740 شايد هم بيشتر اگه ميخواي به خنجرت برسي 551 00:46:35,783 --> 00:46:37,525 بايد در ابرات بهم كمك كني 552 00:46:43,039 --> 00:46:45,113 تمام اين مقامات بزرگ خارجي 553 00:46:45,292 --> 00:46:47,366 فكر ميكنم چند تاشون رو بشناسي 554 00:47:04,186 --> 00:47:06,557 نميتونستي يه آدم سبك‌تر پيدا كني؟ 555 00:47:07,104 --> 00:47:09,309 اين هندوها آدم‌هاي نجيبي هستن 556 00:47:09,357 --> 00:47:11,015 بايد به اين كار افتخار كني 557 00:47:11,943 --> 00:47:13,601 آره، واقعا 558 00:47:22,035 --> 00:47:23,528 دستان، خنجر كجاست؟ 559 00:47:23,579 --> 00:47:25,736 ميتوني خودت منو بگردي 560 00:47:25,790 --> 00:47:27,698 ولي بايد خيلي دقيق باشي 561 00:47:40,429 --> 00:47:43,381 توس اينجا نيست احتمالا در الموته 562 00:47:45,851 --> 00:47:46,929 شن‌هايي كه در خنجر ميريزي 563 00:47:46,976 --> 00:47:49,097 بايد جايي در الموت مخفي شده باشه، مگه نه؟ 564 00:47:50,481 --> 00:47:52,104 بخاطر همين توس اونجا مونده 565 00:47:52,273 --> 00:47:54,644 اين چيزيه كه سپاهيان ما دنبالشن 566 00:47:54,692 --> 00:47:56,897 بايد به عمويم پيغام بدم كه به ملاقاتم بياد 567 00:47:57,570 --> 00:47:58,897 غيرممكنه 568 00:49:00,422 --> 00:49:01,879 مشكل اما نه غيرممكن 569 00:49:01,925 --> 00:49:03,299 اثبات ديگري براي ديوونه بودنت 570 00:49:03,343 --> 00:49:05,334 چرا اينقدر تحت تاثير قرار گرفتي؟ 571 00:49:05,637 --> 00:49:07,545 از سر راه برين كنار !برين عقب 572 00:49:12,811 --> 00:49:13,889 !برگرد، برگرد - چي؟ - 573 00:49:13,936 --> 00:49:15,014 برگرد 574 00:49:27,240 --> 00:49:29,611 وقتي كه بچه بودم برايم از اين ميوه‌ها مي‌آوردي 575 00:49:29,951 --> 00:49:32,405 عادت داشتي هسته‌اش رو به سمت گرسيوز تف كني 576 00:49:34,122 --> 00:49:36,196 نبايد منو به اينجا ميكشوندي، دستان 577 00:49:36,416 --> 00:49:37,695 چاره ديگه‌اي نداشتم 578 00:49:38,085 --> 00:49:39,163 دنبالم بيا 579 00:50:01,648 --> 00:50:03,057 من پدر رو نكشتم 580 00:50:03,818 --> 00:50:05,394 تو كه ميدوني من هيچوقت چنين كاري نميكنم 581 00:50:05,445 --> 00:50:07,353 كارهايت چيز ديگه‌اي ميگن 582 00:50:08,281 --> 00:50:10,355 من چاره‌اي جز فرار نداشتم 583 00:50:11,743 --> 00:50:13,615 توس اون ردا رو به من داد 584 00:50:13,785 --> 00:50:15,610 اون بود كه ردا رو سمي كرد - ... دستان - 585 00:50:15,662 --> 00:50:17,155 اون اينجا نيست، مگه نه؟ 586 00:50:17,205 --> 00:50:19,410 به مراسم دفين پدرش نيومد در عوض در الموت موند 587 00:50:19,458 --> 00:50:21,829 هم‌پيمانان ما بايد بفهمند كه حمله ما بي‌دليل نبوده 588 00:50:21,877 --> 00:50:24,201 جستجو براي سلاح‌هاي الموت كار مهميه 589 00:50:24,254 --> 00:50:26,292 بله، ولي نه اگه سلاحي وجود نداشته باشه 590 00:50:26,965 --> 00:50:28,873 حمله به الموت يه حقه بود 591 00:50:29,176 --> 00:50:31,962 توس به دنبال قدرته بهمين خاطر پدر رو كشت 592 00:50:32,346 --> 00:50:34,136 و حالا اون دنبال سلاح نيست 593 00:50:34,181 --> 00:50:37,798 به دنبال شن‍ه تا يه وسيله سري رو باهاش پر كنه 594 00:50:38,726 --> 00:50:41,429 به اين خاطر منو به اينجا كشوندي، دستان؟ براي وسيله‌هاي سري؟ 595 00:50:41,480 --> 00:50:42,641 يادته بعد از جنگ 596 00:50:42,689 --> 00:50:44,680 نذاشتي توس يه خنجر رو از من بگيره؟ 597 00:50:46,025 --> 00:50:48,977 بخاطر اون خنجر بود كه اون به الموت حمله كرد 598 00:50:50,697 --> 00:50:53,613 اين خنجر، الان پيش توئه؟ 599 00:50:56,493 --> 00:50:57,736 آره 600 00:51:03,542 --> 00:51:05,248 اين خنجر قدرت‌هاي باورنكردني داره 601 00:51:09,256 --> 00:51:11,496 داري سربسرم ميذاري، دستان؟ 602 00:51:13,301 --> 00:51:15,292 چي؟ نه، همينجا بود 603 00:51:16,388 --> 00:51:17,845 پس اين مدرك‌هاي تو كجاست؟ 604 00:51:19,599 --> 00:51:21,140 تهمينه 605 00:51:21,936 --> 00:51:23,049 ... من ... اون ... اون 606 00:51:29,526 --> 00:51:30,983 دستهايت سوختن 607 00:51:31,820 --> 00:51:32,898 بله 608 00:51:34,197 --> 00:51:37,196 براي وقتيه كه سعي كردم اون رداي سمي رو از تن پدرت دربيارم 609 00:51:39,201 --> 00:51:41,904 چيزي شده دستان؟ - نه، نه - 610 00:51:41,954 --> 00:51:44,241 مطمئني؟ ميدوني كه ميتوني بهم اعتماد كني، پسر 611 00:51:48,335 --> 00:51:50,041 ... من فقط 612 00:51:51,422 --> 00:51:53,045 توس برادر منه 613 00:51:53,549 --> 00:51:55,505 چطور ميتونه به من خيانت كنه؟ 614 00:51:55,551 --> 00:51:57,838 نميدونم چي بگم دستان، شايد اون 615 00:51:58,804 --> 00:52:00,546 شايد اون هيچوقت اونطور كه بايد بهت احترام نميذاشته 616 00:52:00,597 --> 00:52:02,422 و بعنوان وسيله بهت نگاه ميكرده 617 00:52:02,474 --> 00:52:04,264 كسي كه جام شرابش رو پر كنه؟ 618 00:52:04,309 --> 00:52:06,347 گفتم كه خدمت من به پدرت فرق ميكرد 619 00:52:07,437 --> 00:52:09,642 ما از خون هم بوديم، دستان 620 00:52:09,856 --> 00:52:13,223 چندبار پدرم داستان نجات دادنش از دست شير رو تعريف كرده؟ 621 00:52:14,569 --> 00:52:17,319 اون داستان مورد علاقه من بود - يكي از هزاران داستان، بله - 622 00:52:17,530 --> 00:52:19,188 نه، اون داستان مورد علاقه من بود 623 00:52:19,240 --> 00:52:21,564 ميترسيدم تو زيادي حرف نزني دستان 624 00:52:25,413 --> 00:52:26,656 صبر كن !دستان 625 00:52:58,737 --> 00:52:59,850 !اينجان 626 00:53:20,591 --> 00:53:22,049 !قاتل 627 00:53:30,400 --> 00:53:32,024 !من پدر رو نكشتم 628 00:53:36,953 --> 00:53:38,411 !برين كنار !برين كنار 629 00:54:42,102 --> 00:54:43,345 حالا ميخواي چيكار كني؟ 630 00:55:32,233 --> 00:55:33,346 اون كجاست؟ 631 00:55:33,734 --> 00:55:34,930 اون كجاست؟ 632 00:55:35,778 --> 00:55:36,974 هي 633 00:55:56,840 --> 00:55:58,119 گرسيوز 634 00:55:59,968 --> 00:56:01,544 من پدر رو نكشتم 635 00:56:02,053 --> 00:56:03,462 پس خداوند تو رو ببخشد 636 00:56:03,930 --> 00:56:05,304 بعد از اينكه سرت رو از تنت جدا كردم 637 00:56:15,273 --> 00:56:17,976 ما ديگه با چوب با هم نميجنگيم برادر كوچولو 638 00:56:28,787 --> 00:56:29,900 همين كارو بلدي؟ 639 00:56:48,973 --> 00:56:50,169 اعليحضرت 640 00:56:50,266 --> 00:56:51,723 ، فكر ميكردم در الموت ماندين 641 00:56:52,477 --> 00:56:54,468 چه خبر از دستان، عمو 642 00:56:56,396 --> 00:56:58,636 دستان به آبرات اومده بود تا من رو بكشه 643 00:56:58,690 --> 00:57:01,606 در يه بازار همين الان از دستش فرار كردم 644 00:57:02,654 --> 00:57:06,152 توس، مرگ من حكومت تو رو ضعيف ميكنه 645 00:57:07,408 --> 00:57:09,613 دستان ميخواد شورش كنه 646 00:57:09,660 --> 00:57:11,984 اون تاج و تخت رو ميخواد؟ - از همين ميترسم، سرورم - 647 00:57:16,374 --> 00:57:20,037 محاكمه دستان بهش فرصت تا دروغ‌هاشو ادامه بده 648 00:57:20,336 --> 00:57:23,999 توصيه من اينه كه از محاكمه‌ي اون منصرف بشين 649 00:57:24,799 --> 00:57:27,123 اون رو زنده به "نسف" برنگردونين 650 00:57:37,561 --> 00:57:39,184 جنايت دستان هرچي كه باشه 651 00:57:39,481 --> 00:57:42,564 يه محاكمه عمومي بهترين كاريه كه يه پادشاه ميتونه انجام بده 652 00:57:43,442 --> 00:57:45,896 افراد قوي از قوانين پيروي ميكنن 653 00:57:47,822 --> 00:57:49,730 ما كه قوم وحشي نيستيم 654 00:57:50,032 --> 00:57:51,904 هر روز به پادشاه شبيه‌تر ميشي 655 00:57:52,784 --> 00:57:56,198 دستان بايد پيدا بشه و به عدالت سپرده بشه 656 00:58:01,278 --> 00:58:05,644 [مخفيگاه حشاشيون] 657 00:58:06,256 --> 00:58:07,879 بايد با ميهمانانمون صحبت كنم 658 00:58:07,924 --> 00:58:11,256 درباره‌ي اونها بايد بگم، رفتار اونها غيرعاديه 659 00:58:11,511 --> 00:58:14,463 خدمتكارها چيزهاي عجيبي ديدن و صداهاي عجيبي شنيدن 660 00:58:14,514 --> 00:58:17,086 هفته گذشته، يكي از اسب‌هامون ناپديد شد 661 00:58:17,141 --> 00:58:19,761 پس مطمئن شو كه خدمتكارها دهنشون رو بسته نگه ميدارن 662 00:58:19,811 --> 00:58:21,304 وگرنه قول ميدم 663 00:58:22,980 --> 00:58:24,603 اونها هم ناپديد ميشن 664 00:59:28,836 --> 00:59:30,708 يه ماموريت ديگه برات دارم حشاشي 665 00:59:30,754 --> 00:59:33,160 ولي بايد سريع اقدام كني 666 00:59:33,257 --> 00:59:35,047 چيزي كه خواسته بودم آوردي؟ 667 00:59:45,686 --> 00:59:48,519 اين تمرين‌ها با مهارت‌هاي شما تداخل ندارن؟ 668 00:59:48,647 --> 00:59:51,183 در حالت خلسه، ميتونيم آينده رو ببينيم 669 00:59:52,150 --> 00:59:53,311 ديدن مرگ 670 00:59:55,862 --> 00:59:57,520 سرنوشت 671 00:59:58,573 --> 00:59:59,852 و نفرين 672 01:00:06,789 --> 01:00:08,910 در حالت خلسه، ميتونيم همه چيز رو پيدا كنيم 673 01:00:08,958 --> 01:00:11,364 حتي برادرزاده‌ات شاهزاده دستان 674 01:00:11,836 --> 01:00:13,827 پس اميدوارم شاهد مرگ بسياري باشيم 675 01:00:15,338 --> 01:00:16,581 به زودي 676 01:00:54,334 --> 01:00:56,705 !سرت رو بدزد سربازان گشتي 677 01:00:59,631 --> 01:01:01,289 گرسيوز 678 01:01:09,224 --> 01:01:10,930 چرا بهم نگفتي؟ 679 01:01:13,228 --> 01:01:14,769 قبيله‌اي كه ترك كرديم 680 01:01:15,397 --> 01:01:18,183 شايد اونها از دروغ‌ها و خيانت‌هات خسته شدن 681 01:01:18,234 --> 01:01:20,391 چاره‌اي جز ترك تو نداشتم 682 01:01:21,195 --> 01:01:23,186 فكر ميكنم عمويت به حرفهات توجه نكرده 683 01:01:23,906 --> 01:01:27,024 توس نبود كه پدرم رو كشت نظام اين كارو كرده 684 01:01:28,159 --> 01:01:30,483 عمويت؟ - دستهاش سوخته بودن - 685 01:01:31,413 --> 01:01:33,784 اون گفت سعي كرده كه ردا رو از تن پدرم در بياره 686 01:01:33,832 --> 01:01:35,206 ولي هرچي فكر كردم 687 01:01:35,250 --> 01:01:38,166 يادم نمياد كه اون به ردا دست زده باشه پس حتما قبلش بهش دست زده بوده 688 01:01:40,796 --> 01:01:42,870 نظام اون ردا رو سمي كرده 689 01:01:43,842 --> 01:01:46,841 عمويم با چند دقيقه عقب بردن زمان ميخواد چيكار كنه؟ 690 01:01:46,927 --> 01:01:48,301 هيچي 691 01:01:48,763 --> 01:01:51,383 اون پدرم رو بخاطر چيز مهمتر از خنجر كشته 692 01:01:51,932 --> 01:01:53,473 چرا بهم نميگي؟ 693 01:01:53,517 --> 01:01:56,185 تو دستهاي فرزي داري 694 01:01:56,228 --> 01:01:57,602 من هم 695 01:01:57,647 --> 01:01:59,887 اگه ميخواي اينو پس بدم همه چيز رو بهم بگو 696 01:02:00,440 --> 01:02:02,098 كلك و دروغ هم در كار نباشه 697 01:02:07,208 --> 01:02:10,205 زيـرنـويـس از امـير طـهماســبي 698 01:02:13,245 --> 01:02:14,951 ميشه از اينجا بريم؟ 699 01:02:22,503 --> 01:02:26,120 فقط يه شاهزاده ميدونه موقع طوفان شن چيكار كنه 700 01:02:30,803 --> 01:02:33,968 نظام دنبالمونه تا ما رو بكشه اون مرده‌ي ما رو ميخواد 701 01:02:35,307 --> 01:02:36,634 ميخوام بدونم چرا 702 01:02:41,897 --> 01:02:45,264 در الموت قلب تپينده حيات زميني ميتپه 703 01:02:46,985 --> 01:02:49,059 شيشه‌ي شن خدايان 704 01:02:50,906 --> 01:02:52,897 مدت‌ها قبل، خداوند به انسان‌ها نگاه كرد 705 01:02:52,949 --> 01:02:55,106 و چيزي جز طمع و خيانت نديد 706 01:02:55,828 --> 01:02:58,827 بهمين خاطر يه طوفان شن عظيم فرستاد تا همه چيز رو نابود كنه 707 01:02:58,872 --> 01:03:01,278 و چهره زمين رو پاك كنه 708 01:03:01,417 --> 01:03:05,662 اما دختري كوچك از خدا خواست تا به انسان‌ها فرصت ديگه‌اي بده 709 01:03:05,962 --> 01:03:07,918 و جانش رو گرو گذاشت 710 01:03:08,798 --> 01:03:10,919 با ديدن خلوص نيت اون دختر 711 01:03:11,759 --> 01:03:14,924 خداوند، استعداد نهان انسان‌ها براي خوبي رو به ياد آورد 712 01:03:14,971 --> 01:03:17,721 بهمين خاطر شن‌ها رو به داخل ظرف شيشه‌اي فرو برد 713 01:03:34,365 --> 01:03:37,033 خنجر به دختري كه انسان‌ها رو نجات داده بود داده شد 714 01:03:38,035 --> 01:03:40,109 و اون اولين مراقب خنجر شد 715 01:03:40,370 --> 01:03:43,820 تيغه خنجر تنها چيزيه كه ميتونه وارد شيشه‌ي شن بشه 716 01:03:43,874 --> 01:03:45,746 و شن‌هاي زمان رو برداره 717 01:03:46,168 --> 01:03:48,408 اما فقط براي يه دقيقه 718 01:03:48,545 --> 01:03:50,869 اما اگه كسي خنجر را به داخل ظرف شن فرو ببره 719 01:03:50,922 --> 01:03:52,996 و همزمان جواهر انتهايش رو فشار بده؟ 720 01:03:53,175 --> 01:03:54,751 شن‌ها بطور بي پايان آزاد ميشن 721 01:03:54,801 --> 01:03:56,507 و زمان را تا وقتي كه بخواهد به عقب ميبره 722 01:03:56,553 --> 01:03:58,425 بله، اما اين كار ممنوعه 723 01:04:05,562 --> 01:04:07,470 وقتي پدرم بچه بود 724 01:04:08,272 --> 01:04:10,346 نظام جونش رو موقع شكار نجات داده بوده 725 01:04:11,817 --> 01:04:14,982 يه روز، دو شاهزاده به دنبال شكار آهوي زيبايي بودن 726 01:04:15,571 --> 01:04:18,440 اما حواسشون به شيري كه در كمينشون بود، نبود 727 01:04:18,950 --> 01:04:20,608 نظام جون شارامان رو نجات داد 728 01:04:20,910 --> 01:04:24,443 پدرم بارها و بارها اين داستان رو برايم تعريف كرده 729 01:04:24,497 --> 01:04:26,239 متوجه نميشم 730 01:04:27,249 --> 01:04:30,533 نظام ميخواهد زمان رو به عقب ببره تا كاري كه كرده بود، انجام نشه 731 01:04:30,836 --> 01:04:33,290 و پدرم رو نجات نده و اجازه بده، پدرم بميره 732 01:04:33,964 --> 01:04:36,002 تا اون پادشاه بشه 733 01:04:37,301 --> 01:04:39,292 و حتي برادرانم به دنيا نيايند 734 01:04:46,434 --> 01:04:47,975 طوفان تموم شد 735 01:05:16,589 --> 01:05:20,537 دستان، شن‌هايي كه در شيشه‌ي شن هستن، خيلي قدرتمندن 736 01:05:24,680 --> 01:05:28,130 فشار دادن جواهر، وقتي خنجر داخل شيشه است مهر و موم شيشه رو ميشكنه 737 01:05:29,309 --> 01:05:31,300 شيشه‌ي شن نابود ميشه 738 01:05:31,352 --> 01:05:33,177 شيشه‌ شن ميشكنه 739 01:05:33,313 --> 01:05:35,849 و چيزي جلودار شن‌ها نخواهد بود 740 01:05:36,775 --> 01:05:39,691 و اونها با خودشون يه بار ديگه خشم خدا رو خواهند آورد 741 01:05:39,736 --> 01:05:41,561 و همه چيز رو در مسير خودشون نابود ميكنن 742 01:05:45,574 --> 01:05:48,739 تمام انسان‌ها تاوان خيانت نظام رو خواهند پرداخت 743 01:05:50,579 --> 01:05:52,819 اين تمام چيزيه كه از ما باقي ميمونه 744 01:05:54,667 --> 01:05:58,117 نگهبانان خنجر ميگفتند كه بيرون الموت يه معبد مقدس هست 745 01:05:58,170 --> 01:06:00,327 تنها جايي كه ميشه خنجر رو مخفي كرد 746 01:06:00,380 --> 01:06:02,537 تنها راه براي جلوگيري از نابودي انسان‌هاست 747 01:06:04,926 --> 01:06:06,798 حقيقت اينه، دستان 748 01:06:08,680 --> 01:06:10,386 خنجر رو پس بده 749 01:06:11,808 --> 01:06:13,550 تا به اونجا ببرم 750 01:06:16,437 --> 01:06:18,143 نميتونم اين كارو كنم 751 01:06:21,984 --> 01:06:23,560 باهات ميام 752 01:06:24,363 --> 01:06:25,904 ميخواي كمكم كني؟ 753 01:06:28,242 --> 01:06:30,910 بقيه صحبت‌هامون رو ميتونيم روي اسب بكنيم 754 01:06:47,092 --> 01:06:48,917 سفرمون مبارك است 755 01:06:49,803 --> 01:06:52,921 براي آب توقف ميكنيم و قبل از نيمه شب به كوهستان ميرسيم 756 01:06:54,433 --> 01:06:56,638 از اينكه بهم بگي چيكار كنم، لذت ميبري 757 01:06:56,685 --> 01:06:58,593 چون خيلي خوب از دستورات اطاعت ميكني 758 01:06:58,645 --> 01:07:00,802 فكر نكن اين از خوش‌شانسي توئه 759 01:07:15,078 --> 01:07:16,452 !مرد پارسي 760 01:07:17,246 --> 01:07:19,700 در بد موقعيتي ما رو ترك كردي 761 01:07:19,749 --> 01:07:21,621 فرصت خداحافظي به ما ندادي 762 01:07:23,502 --> 01:07:25,991 يه هفته است داريم ردت رو دنبال ميكنيم 763 01:07:26,047 --> 01:07:29,379 دو روز طول كشيد تا آشوبي كه به پا كرده‌ بودي رو آروم كنيم 764 01:07:31,093 --> 01:07:32,716 مسير مسابقه‌اي كه عاشقش بودم 765 01:07:33,679 --> 01:07:36,133 مثل اثر پايي كه در شن محو ميشه، از بين رفت 766 01:07:36,682 --> 01:07:38,720 اين شترمرغ رو ميبيني؟ نگاش كن 767 01:07:38,767 --> 01:07:40,841 اون تنها بازمانده امپراطوري مسابقات منه 768 01:07:40,894 --> 01:07:43,727 و مهم نيست چقدر ماهر باشي 769 01:07:44,439 --> 01:07:46,975 چون نميتوني يه مسابقه برگزار كني 770 01:07:47,359 --> 01:07:49,350 .اون هم فقط با يه شترمرغ 771 01:07:49,611 --> 01:07:50,772 درست نميگم؟ 772 01:07:50,821 --> 01:07:51,934 آره - آره - 773 01:07:52,197 --> 01:07:53,987 بله قربان با من بياين 774 01:08:01,289 --> 01:08:04,703 ميدونستي شترمرغ‌ها تمايل دارن خودشون رو بكشن؟ 775 01:08:06,127 --> 01:08:07,620 به اين موجود بيچاره نگاه كنين 776 01:08:08,546 --> 01:08:10,833 اون يه زماني قهرماني بزرگ بود 777 01:08:11,049 --> 01:08:13,289 و حالا شب و روز بايد مراقبش باشم 778 01:08:13,342 --> 01:08:15,499 تا كار احمقانه‌اي نكنه 779 01:08:22,017 --> 01:08:23,095 اين بلايي بود كه سر من آمد 780 01:08:23,144 --> 01:08:26,558 تنها راه جبران اين خسارت بزرگ 781 01:08:26,605 --> 01:08:27,801 دنبال كردن رد دو عاشق جوان بود - شيخ عمر - 782 01:08:27,856 --> 01:08:29,894 كه اين بلا رو سرم آوردن 783 01:08:29,941 --> 01:08:32,691 آره، من به جايزه سر تو احتياج دارم 784 01:08:32,736 --> 01:08:35,308 برادرانت از ديدنت خوشحال ميشن 785 01:08:38,575 --> 01:08:40,317 اونها دراويش بيابانگردن، مرد پارسي 786 01:08:40,369 --> 01:08:41,778 چيز غيرعادي نيستن مثل فضله‌ي شتر در بيابان 787 01:08:41,827 --> 01:08:44,363 !نه شيخ، به من گوش كن - به اندازه كافي گوش كردم - 788 01:08:45,916 --> 01:08:47,622 چاقوي قشنگيه - شيخ نجيب - 789 01:08:47,667 --> 01:08:49,539 ما در مسير يه مسافرت مقدس ... به معبد 790 01:08:49,710 --> 01:08:50,788 معبد؟ چه معبدي؟ 791 01:08:50,837 --> 01:08:53,373 هيچ چيزي مقدس‌تر از طلاي پارسي‌ها نيست 792 01:09:41,845 --> 01:09:43,551 خنجر رو بده به من - اونها خيلي زيادن - 793 01:09:46,433 --> 01:09:49,432 تو نميتوني همه‌ي اونها رو بكشي !ميخواي زنده بموني؟ خنجر رو بده به من 794 01:10:08,788 --> 01:10:10,197 !خنجر رو بده به من 795 01:10:24,927 --> 01:10:26,336 !مرد پارسي 796 01:10:26,387 --> 01:10:27,844 چطور اينكارو كردي؟ 797 01:10:30,558 --> 01:10:31,719 غريضه 798 01:10:34,478 --> 01:10:35,721 چي؟ 799 01:10:45,280 --> 01:10:46,654 بايد از اينجا بريم 800 01:10:50,118 --> 01:10:51,990 ديشب چه اتفاقي افتاد؟ 801 01:10:52,080 --> 01:10:54,237 اون افعي‌ها رو حشاشيون كنترل ميكردن 802 01:10:54,289 --> 01:10:55,402 حشاشيون؟ 803 01:10:55,457 --> 01:10:57,614 سالها اونها بعنوان آدمكش به پادشاه خدمت ميكردن 804 01:10:57,668 --> 01:10:59,576 تا زماني كه پدرم دستور داد جماعت اونها منحل بشه 805 01:10:59,628 --> 01:11:02,117 نظام از دستورات پدرم سرپيچي كرده 806 01:11:02,172 --> 01:11:03,546 و اونها رو مخفي كرده 807 01:11:03,590 --> 01:11:06,044 فعاليت‌هاي آدمكشي مخفي حكومت 808 01:11:06,301 --> 01:11:07,842 بخاطر همينه كه من ماليات نميدم 809 01:11:07,886 --> 01:11:09,129 ما نميتونيم توقف كنيم 810 01:11:09,179 --> 01:11:11,300 شايد تو نتوني، ولي ما ميتونيم 811 01:11:11,347 --> 01:11:13,303 ما ميتونيم از كمك شما براي رسيدن به معبد استفاده كنيم 812 01:11:14,183 --> 01:11:16,589 با عبور از كوه هندوها در زمان طوفان؟ 813 01:11:16,644 --> 01:11:19,216 توي دردسر ميفتيم كار خطرناكيه 814 01:11:19,272 --> 01:11:21,596 !مگه ديوونه شدين؟ - در اون معبد كلي طلا هست - 815 01:11:22,149 --> 01:11:24,140 بيشتر از اوني كه ده تا اسب بتونن حمل كنن 816 01:11:24,819 --> 01:11:26,146 بدون ماليات 817 01:11:26,737 --> 01:11:28,016 قربان 818 01:11:57,600 --> 01:11:59,887 اصلا ميدوني كجا داريم ميريم؟ 819 01:11:59,936 --> 01:12:02,556 وقتي بچه بودم اين مسير رو بخاطر سپردم 820 01:12:02,605 --> 01:12:04,395 هر شاهزاده‌اي بايد مسير رو ياد ميگرفت 821 01:12:04,858 --> 01:12:06,185 اونجا جاي مقدسيه 822 01:12:09,237 --> 01:12:10,694 رسيديم 823 01:12:19,829 --> 01:12:21,108 معبد مقدس 824 01:12:21,165 --> 01:12:23,701 تنها جايي كه اون خنجر در امانه 825 01:12:24,043 --> 01:12:26,912 من انتظار مجسمه‌هاي طلايي و آبشار رو داشتم 826 01:12:31,800 --> 01:12:35,132 خنجر رو به من بده تا به اونجا ببرم 827 01:12:53,405 --> 01:12:55,776 دستت رو نبري، شاهدخت 828 01:13:01,496 --> 01:13:03,286 !هي، اينجا 829 01:13:06,416 --> 01:13:09,534 خيلي از زمان مرگشون نميگذره شايد ديشب. قبلش شكنجه شدن 830 01:13:10,712 --> 01:13:13,581 كار حشاشيونه؟ - نظام اينجا رو بلد بود - 831 01:13:14,007 --> 01:13:15,500 همشون مردن 832 01:13:19,096 --> 01:13:20,672 تمام دهكده. طلاهاي من؟ 833 01:13:20,723 --> 01:13:21,836 كجا ميري؟ 834 01:13:21,889 --> 01:13:23,761 فقط يه راه براي جلوگيري از اين اتفاق مونده 835 01:13:23,809 --> 01:13:25,765 چي؟ - بايد مطمئن بشيم جاي خنجر امنه - 836 01:13:25,811 --> 01:13:27,849 سنگي كه خنجر از آنجا آمده داخل معبده 837 01:13:27,896 --> 01:13:30,350 كدوم معبد؟ !اينجا يه عالمه سنگ و صخره هست 838 01:13:30,399 --> 01:13:32,057 اولين چيزي كه ياد گرفتم اين بود كه اگه اتفاقي افتاد 839 01:13:32,108 --> 01:13:33,517 خنجر رو داخل سنگ بذارم 840 01:13:33,569 --> 01:13:36,141 سنگ خنجر رو ميپوشونه و سپس به سمت كوهستان ببرش 841 01:13:36,196 --> 01:13:37,653 تا به دست خداوند برگرده 842 01:13:46,121 --> 01:13:47,946 به قولي كه داده شده 843 01:13:48,792 --> 01:13:50,450 بايد وفا بشه 844 01:13:51,168 --> 01:13:52,577 چه قولي؟ 845 01:13:53,754 --> 01:13:56,504 خداوند بايد زندگي كسي كه پيمان بسته رو بگيره 846 01:13:57,133 --> 01:13:59,089 معني‌اش اينه كه تو ميميري 847 01:14:10,021 --> 01:14:11,763 !همونجا بمون !همونجا بمون 848 01:14:12,188 --> 01:14:14,226 !همونجا بمون - !گوش كن - 849 01:14:14,274 --> 01:14:15,850 !شمشيرت رو بده به من 850 01:14:15,901 --> 01:14:17,857 شمشيرت رو بده به من تو لياقت اون شمشير رو نداري 851 01:14:17,903 --> 01:14:18,981 اونجا كلي جنازه هست 852 01:14:19,029 --> 01:14:22,028 كه به دستور نظام، به دست حشاشيون كشته شدن اون خيانتكاره 853 01:14:22,074 --> 01:14:23,697 حشاشيون ديگه وجود ندارن 854 01:14:23,950 --> 01:14:25,324 تو هميشه فكر ميكردي خيلي زرنگي 855 01:14:25,369 --> 01:14:26,992 اين حقه نيست، گرسيوز - !قربان - 856 01:14:28,162 --> 01:14:30,367 همشون مردن قربان در دهكده جنازه‌ها بيشتر هم هست 857 01:14:30,998 --> 01:14:32,704 ... اونطرف و - !همونجا بمون - 858 01:14:38,047 --> 01:14:39,456 نظام ميخواد منو بميرم 859 01:14:39,841 --> 01:14:43,006 تا حرفي نزنم نه يه محاكمه عمومي 860 01:14:47,764 --> 01:14:50,051 ميدونستي؟ اون بهت گفته، مگه نه؟ 861 01:14:50,183 --> 01:14:52,221 ميدونم بين ما چي گذشته، گرسيوز 862 01:14:52,477 --> 01:14:53,970 ... ولي ما 863 01:14:54,354 --> 01:14:55,467 ما با هم برادريم 864 01:14:55,814 --> 01:14:57,639 وقتي شمشيرم روي گلويت هست، اين حرفها رو ميزني 865 01:14:57,691 --> 01:15:00,560 من هميشه متعجب بودم كه چرا پدر اينقدر دعا ميكنه 866 01:15:00,903 --> 01:15:02,894 قبل از مرگش اون گفت كه پيوند برادرها 867 01:15:02,946 --> 01:15:05,020 شمشيريه كه از امپراطوري دفاع ميكنه 868 01:15:05,073 --> 01:15:07,741 اون دعا ميكرد كه اون شمشير با قدرت باقي بمونه 869 01:15:07,785 --> 01:15:09,741 چرا بايد به مراسم تدفين پدر برم 870 01:15:09,787 --> 01:15:11,612 وقتي ميدونم، اونقدر خطرناكه؟ 871 01:15:20,046 --> 01:15:21,836 نظام توصيه ميكرد كه تو رو بكشن 872 01:15:22,298 --> 01:15:24,752 توس مخالف بود و ميگفت تو بايد زنده بموني 873 01:15:24,800 --> 01:15:26,257 نظام ميخواست من كشته بشم 874 01:15:26,761 --> 01:15:29,796 و حشاشيون رو استخدام كرد تا مطمئن بشه اين اتفاق ميفته 875 01:15:30,389 --> 01:15:32,594 اون از چيزي كه من ميگم ميترسه 876 01:15:33,892 --> 01:15:35,598 و از كسي كه بهش بگم 877 01:15:40,315 --> 01:15:41,724 بهم بگو، برادر 878 01:15:45,070 --> 01:15:46,183 گرسيوز 879 01:15:51,785 --> 01:15:52,898 صبر كن !گرسيوز 880 01:15:54,204 --> 01:15:55,400 گرسيوز 881 01:15:57,957 --> 01:15:59,118 !حشاشيون 882 01:16:18,978 --> 01:16:20,221 !خفه شين! خفه شين 883 01:16:32,783 --> 01:16:33,896 !مراقب خنجر باش 884 01:16:51,300 --> 01:16:52,841 دستان !پشت سرت 885 01:17:03,311 --> 01:17:04,424 !تهمينه 886 01:17:05,772 --> 01:17:06,885 !تهمينه 887 01:17:07,150 --> 01:17:08,808 اونها رو فراموش كن !اينها رو پرت كن 888 01:17:10,152 --> 01:17:11,313 !پيداش كنين 889 01:17:19,953 --> 01:17:22,525 !هي، اينجا 890 01:17:22,581 --> 01:17:24,489 ميدوني درباره‌ي آدم‌هايي كه شمشير بزرگ دارن چي ميگن؟ 891 01:17:39,180 --> 01:17:41,218 تهمينه بذار من اين كارو كنم 892 01:17:43,101 --> 01:17:45,673 فقط يه محافظ ميتونه خنجر رو برگردونه 893 01:17:46,186 --> 01:17:48,426 اين كاري نيست كه تو بتوني انجام بدي، دستان 894 01:17:50,941 --> 01:17:52,398 من براي اين كار آمادم 895 01:17:54,778 --> 01:17:55,974 اما من نيستم 896 01:18:10,835 --> 01:18:12,244 !تهمينه 897 01:19:04,429 --> 01:19:06,135 !كافيه! بريم! كافيه 898 01:19:25,408 --> 01:19:26,521 !گرسيوز 899 01:19:27,118 --> 01:19:28,196 !گرسيوز 900 01:19:28,244 --> 01:19:30,152 دستان، متاسفم 901 01:19:34,541 --> 01:19:36,199 امپراطوري رو نجات بده 902 01:19:39,004 --> 01:19:40,497 ... برادر 903 01:19:41,298 --> 01:19:42,672 ... برادر 904 01:19:46,303 --> 01:19:47,760 خنجر كجاست؟ 905 01:19:48,805 --> 01:19:50,001 بردنش 906 01:19:51,808 --> 01:19:54,013 مراقب خنجر باش و به عواقبش فكر نكن 907 01:19:54,060 --> 01:19:56,134 اين ماموريت مقدس من بود 908 01:19:57,147 --> 01:19:58,937 اين سرنوشت من بود 909 01:20:05,405 --> 01:20:07,859 ما خودمون سرنوشتمون رو ميسازيم، شاهدخت 910 01:20:09,158 --> 01:20:10,532 ما خنجر رو پس ميگيريم 911 01:20:43,525 --> 01:20:45,730 يه اسب ديگه احتياج داريم 912 01:20:48,446 --> 01:20:49,939 تو كجا ميري؟ 913 01:20:50,532 --> 01:20:51,728 الموت 914 01:20:54,785 --> 01:20:57,654 نظام ميخواد از خنجر براي باز كردن شيشه‌ي شن استفاده كنه 915 01:20:57,705 --> 01:20:59,198 بايد جلويش رو بگيريم 916 01:20:59,248 --> 01:21:01,737 !بايد جلويش رو بگيريم! بايد جلويش رو بگيريم 917 01:21:01,793 --> 01:21:03,072 ... خوب 918 01:21:05,713 --> 01:21:07,040 چيه؟ 919 01:21:08,883 --> 01:21:10,708 يه چاقوكش با وجدان 920 01:21:31,822 --> 01:21:33,979 دوستانم در قصر گفتن كه سپاهيان پارسي 921 01:21:34,032 --> 01:21:35,857 به طبقه اول تونل رسيدن 922 01:21:35,909 --> 01:21:38,695 تا چند ساعت ديگه به شيشه‌ي شن ميرسن 923 01:21:38,745 --> 01:21:41,069 نظام خنجر رو در معبد بزرگ نگه ميداره 924 01:21:41,121 --> 01:21:44,987 كه بوسيله آدمكشي مراقبت ميشه كه در پرتاب كردن خنجر خيلي ماهره 925 01:21:45,293 --> 01:21:47,367 حشاشي‌اي كه برادرم رو كشت 926 01:21:47,419 --> 01:21:50,288 اون تنها چيز بين ما و خنجره 927 01:21:51,216 --> 01:21:53,788 ميگن كه هيچكس نيست كه به 20 متري او نزديك بشه و زنده بمونه 928 01:21:54,301 --> 01:21:56,790 لازم نيست يه نفر آنقدر بهش نزديك بشه 929 01:22:17,616 --> 01:22:19,322 يه كم آب، قربان 930 01:22:28,584 --> 01:22:30,041 مطمئني؟ 931 01:22:31,046 --> 01:22:32,503 من به اون پسر مديونم - چي؟ - 932 01:22:33,005 --> 01:22:35,874 تو يه ماباكا هستي. زخم‌خورده‌ي صحراي ناميديا 933 01:22:35,926 --> 01:22:38,546 منم ... يه برگزاركننده مسابقات يه كم بي‌آبرو 934 01:22:38,594 --> 01:22:41,926 نجابت و اين چيزها به ما نيومده 935 01:22:41,973 --> 01:22:43,169 !عجله كنين 936 01:22:43,391 --> 01:22:46,177 ... دوست من، هيچوقت بهت نگفتن 937 01:22:47,103 --> 01:22:49,390 كه خيلي حرف ميزني؟ 938 01:22:56,111 --> 01:22:57,224 بسيار خب بجنب 939 01:25:45,650 --> 01:25:47,522 درباره ماباكاها بهت گفتم؟ 940 01:25:49,821 --> 01:25:50,982 آره، گفته بودي 941 01:25:51,029 --> 01:25:52,937 اميدوارم برادرت به حرفت گوش كنه مرد پارسي 942 01:26:02,625 --> 01:26:04,367 اون اينجا بوده 943 01:26:04,668 --> 01:26:05,911 !تمام دروازه‌ها رو ببندين 944 01:26:06,419 --> 01:26:07,532 !پيداش كنين 945 01:26:41,579 --> 01:26:43,700 مسير امنه - !دستان - 946 01:26:45,374 --> 01:26:47,412 فكر كنم نبايد اين كارو كني 947 01:26:48,044 --> 01:26:49,620 نگرانم هستي؟ 948 01:26:50,379 --> 01:26:52,785 احتياط - با نگراني تركيب شده - 949 01:26:53,049 --> 01:26:55,040 تو خودت رو زيادي تحويل ميگيري، شاهزاده 950 01:26:55,550 --> 01:26:58,170 تو هم قبلا دروغگوي بهتري بودي، شاهدخت 951 01:26:58,970 --> 01:27:01,175 شايد تمرين‌هام يادم رفته 952 01:27:02,557 --> 01:27:04,881 اين ممكنه آخرين باري باشه كه با هم هستيم 953 01:27:15,319 --> 01:27:18,022 خنجر كجاست؟ - شما وزيرهاي پارسي‌ها - 954 01:27:18,574 --> 01:27:20,031 دستهاي خيلي ضعيفي دارين 955 01:27:28,916 --> 01:27:31,037 پيداش كرديم، سرورم 956 01:27:31,585 --> 01:27:32,828 ظرف شن؟ 957 01:27:34,838 --> 01:27:36,794 اما خنجر پيش من نيست 958 01:27:38,759 --> 01:27:40,168 تنهام بذارين 959 01:27:41,345 --> 01:27:42,458 سلام، توس 960 01:27:43,430 --> 01:27:44,543 !دستان 961 01:27:46,600 --> 01:27:48,223 بايد با هم صحبت كنيم - پس حرف بزن - 962 01:27:48,935 --> 01:27:51,140 تنها - بيرون تالار منتظر باشين - 963 01:27:51,980 --> 01:27:53,805 !حالا 964 01:27:55,775 --> 01:27:57,433 ما با هم برادريم، مگه نه؟ 965 01:27:59,446 --> 01:28:01,188 ردايي كه پدر رو كشت توسط نظام سمي شده بود 966 01:28:01,239 --> 01:28:02,648 نظام؟ ديوونه شدي؟ 967 01:28:02,699 --> 01:28:04,607 كي اون ردا رو بهت داد، توس؟ 968 01:28:05,118 --> 01:28:06,694 كي اون ردا رو بهت داد؟ 969 01:28:07,453 --> 01:28:09,491 تو بهش اعتماد داري؟ من هم اعتماد داشتم - 970 01:28:09,956 --> 01:28:12,113 اما الموت جايي نبود كه براي دشمنان ما سلاح تهيه ميكرد 971 01:28:12,166 --> 01:28:13,327 نظام به ما دروغ گفت 972 01:28:13,376 --> 01:28:15,332 چرا بايد چنين كاري كنه؟ چه نفعي براش داره؟ 973 01:28:15,711 --> 01:28:17,702 خوب گوش كن 974 01:28:18,130 --> 01:28:20,454 زير خيابان‌هاي اين شهر يه نيروي باستاني وجود داره 975 01:28:20,508 --> 01:28:23,460 يه ظرف كه شن‌هاي افسانه‌اي زمان در اون هست 976 01:28:24,220 --> 01:28:26,010 نظام ميخواد ازش استفاده كنه تا گذشته رو خراب كنه 977 01:28:26,055 --> 01:28:28,212 اون ميخواد زمان رو به عقب ببره و پادشاه بشه 978 01:28:29,600 --> 01:28:31,390 شن‌هاي زمان؟ 979 01:28:31,810 --> 01:28:34,513 !اين كفره دستان !ديوونه شدي؟ 980 01:28:34,562 --> 01:28:37,016 من قدرتش رو با چشمان خودم ديدم، توس 981 01:28:37,065 --> 01:28:38,890 نظام جايش رو پيدا كرده 982 01:28:38,942 --> 01:28:41,182 اگه جلوشو نگيريم، دنيا به انتها ميرسه 983 01:28:41,695 --> 01:28:43,188 اگه ميخواي منو بكشي 984 01:28:43,947 --> 01:28:45,356 بهتره همين الان اين كارو كني 985 01:28:51,328 --> 01:28:52,821 اين يه خنجر عادي نيست 986 01:28:53,998 --> 01:28:55,704 جواهر انتهايش رو فشار بده 987 01:28:56,792 --> 01:28:58,166 تا خودت ببيني 988 01:29:00,504 --> 01:29:03,254 بايد قبل از حمله به شهر اين قدرت رو ميداشتم 989 01:29:03,424 --> 01:29:05,296 درباره چي حرف ميزني؟ 990 01:29:05,718 --> 01:29:07,376 درباره چيزي كه ميدونم درسته 991 01:29:08,137 --> 01:29:09,713 مهم نيست چه اتفاقي بيفته 992 01:29:21,066 --> 01:29:24,018 ... سربازها بهم گفتن - !همونجا كه هستي وايسا - 993 01:29:30,951 --> 01:29:32,741 اون خودش رو كشت 994 01:29:32,785 --> 01:29:36,995 پس خداوند به اين خائن رحم كند كه روش ترسوها رو انتخاب كرد 995 01:29:37,958 --> 01:29:40,412 ما هر دو ميدونيم كه دستان هر چيزي بود 996 01:29:40,460 --> 01:29:42,250 ترسو نبود 997 01:29:45,673 --> 01:29:47,830 اين يه خنجر عادي نيست 998 01:29:47,884 --> 01:29:51,216 جواهر انتهايش رو فشار بده تا خودت ببيني 999 01:30:12,241 --> 01:30:13,864 مهم نيست چه اتفاقي بيفته 1000 01:30:14,742 --> 01:30:16,199 !صبر كن 1001 01:30:17,078 --> 01:30:19,283 چند لحظه پيش تو جلوي چشمانم مُردي 1002 01:30:21,583 --> 01:30:22,862 ... تو جواهر رو فشار دادي 1003 01:30:23,668 --> 01:30:25,458 از كجا ميدونستي اين كارو ميكنم؟ 1004 01:30:26,545 --> 01:30:28,583 چون ما با هم برادريم 1005 01:30:33,053 --> 01:30:34,711 روزي كه براي جنگ رفتيم 1006 01:30:34,763 --> 01:30:38,462 پدر بهم گفت كه يه پادشاه واقعي به توصيه مشاورينش توجه ميكنه 1007 01:30:39,266 --> 01:30:41,553 ولي هميشه به حرف دلش گوش ميده 1008 01:30:43,229 --> 01:30:46,145 نيايد اينقدر از من دور ميشدي تا باورت كنم 1009 01:30:46,273 --> 01:30:48,679 ... سرورم، سربازها بهم گفتن 1010 01:30:51,404 --> 01:30:53,810 ميبينم كه دستان برگشته 1011 01:30:56,868 --> 01:30:58,491 توس، يادت باشه چي بهت گفتم 1012 01:31:03,874 --> 01:31:05,995 !نه - يه لحظه صبر كن - 1013 01:31:07,544 --> 01:31:10,828 توس بيچاره خيلي دلش ميخواست به پادشاهي برسه 1014 01:31:12,633 --> 01:31:16,795 و تو دستان، هميشه در تلاش بودي 1015 01:31:16,969 --> 01:31:18,675 كه ثابت كني 1016 01:31:18,721 --> 01:31:23,677 بيشتر از چيزي هستي كه پادشاه در خيابان پيدا كرد 1017 01:31:25,311 --> 01:31:27,183 ما چه بدبخت‌هايي هستيم 1018 01:31:29,356 --> 01:31:31,228 انگار پيوند برادرها ديگه شمشيري نيست 1019 01:31:31,859 --> 01:31:34,692 كه از امپراطوري حمايت ميكرد 1020 01:31:35,821 --> 01:31:36,934 !آره 1021 01:32:00,011 --> 01:32:02,216 اون يكي از افراد ما بوده 1022 01:32:04,515 --> 01:32:06,387 اون يكي از افراد معبد بوده 1023 01:32:07,102 --> 01:32:10,137 اينطوري نظام متوجه وجود ظرف شن شده 1024 01:32:10,354 --> 01:32:13,057 نگهبانان فاسد ما رو آلوده كردن 1025 01:32:13,774 --> 01:32:15,599 ما ديگه اصيل و پاك نيستيم 1026 01:32:17,278 --> 01:32:18,771 بايد عجله كنيم 1027 01:32:27,204 --> 01:32:28,447 قرقره 1028 01:32:28,956 --> 01:32:30,069 !قرقره رو بيارين 1029 01:32:30,416 --> 01:32:31,529 !حالا 1030 01:32:34,753 --> 01:32:37,242 نگهبان‌ها يه تونل مخفي زير شهر ساختند 1031 01:32:37,297 --> 01:32:39,039 كه به ظرف شن دسترسي داشته باشن 1032 01:32:39,091 --> 01:32:41,924 اگه سريع حركت كنيم، قبل از نظام ميتونيم به اونجا برسيم 1033 01:33:08,286 --> 01:33:10,324 از اون راه به تالار ظرف شن ميرسيم 1034 01:33:12,123 --> 01:33:13,746 من راه امن رو بلدم 1035 01:33:15,084 --> 01:33:16,197 !سريعتر 1036 01:33:35,228 --> 01:33:37,184 دنبال قدم‌هايم راه بيا 1037 01:33:40,108 --> 01:33:42,811 هيچ چيزي نبايد با جايي غير از مسيري كه ميرم، تماس پيدا كنه 1038 01:34:05,132 --> 01:34:06,459 !بدو دستان! بدو 1039 01:34:07,301 --> 01:34:08,414 !بدو 1040 01:34:17,227 --> 01:34:18,636 !دستان 1041 01:37:05,056 --> 01:37:06,169 !نظام 1042 01:37:08,684 --> 01:37:10,390 تو خانواده‌ي خودت رو كشتي 1043 01:37:10,436 --> 01:37:11,977 !شهرام برادر تو بود 1044 01:37:12,313 --> 01:37:13,687 و عامل بدبختي من 1045 01:37:16,817 --> 01:37:18,013 تو الگوي من بودي 1046 01:37:21,322 --> 01:37:22,601 !دستان 1047 01:37:22,656 --> 01:37:26,734 هيچوقت نفهميدم كه چرا برادرم يه آشغال رو به قصر آورد 1048 01:37:27,034 --> 01:37:28,942 از فاضلاب لذت ببر، دستان 1049 01:37:29,579 --> 01:37:31,369 در حكومت من هم به چنين جايي خواهي رسيد 1050 01:37:42,592 --> 01:37:43,705 !تهمينه 1051 01:37:45,303 --> 01:37:48,635 !نظام !از خنجر استفاده نكن تا گذشته رو تغيير بدي 1052 01:37:48,680 --> 01:37:50,885 ... خنجر اونها رو آزاد ميكنه - چي رو آزاد ميكنه؟ - 1053 01:37:50,933 --> 01:37:53,220 خشم خدايان؟ خود جهنم؟ 1054 01:37:58,483 --> 01:37:59,596 اين كارو نكن 1055 01:38:15,331 --> 01:38:18,579 اگه اون ظرف شكسته بشه دنيا باهاش نابود ميشه 1056 01:38:19,919 --> 01:38:23,785 اين سرنوشت من نيست سرنوشت توئه. از اول اينطور بوده 1057 01:38:24,842 --> 01:38:26,750 !ولم كن - !هرگز - 1058 01:38:27,802 --> 01:38:30,422 ولم كن - نميتونم اين كارو كنم - 1059 01:38:30,846 --> 01:38:33,466 آرزو ميكردم اي كاش ميتونستيم با هم باشيم 1060 01:38:34,726 --> 01:38:35,839 !نه 1061 01:38:36,977 --> 01:38:38,719 !نه !نه 1062 01:38:41,483 --> 01:38:42,976 !دستان - !نه - 1063 01:38:43,442 --> 01:38:46,560 !تهمينه 1064 01:38:52,034 --> 01:38:53,408 !نه 1065 01:38:54,911 --> 01:38:56,024 !نه 1066 01:39:16,808 --> 01:39:18,550 !دستان 1067 01:39:19,478 --> 01:39:20,971 !تهمينه 1068 01:39:54,719 --> 01:39:56,128 خانواده 1069 01:40:35,509 --> 01:40:36,788 !شاهزاده دستان 1070 01:40:37,469 --> 01:40:38,582 !شاهزاده دستان 1071 01:40:39,388 --> 01:40:41,178 ويس؟ تو اينجايي؟ 1072 01:40:41,223 --> 01:40:42,632 البته كه اينجام 1073 01:40:43,725 --> 01:40:45,431 ما قصر الموت رو محاصره كرديم 1074 01:40:45,894 --> 01:40:47,055 جنگ تمام شد 1075 01:40:47,395 --> 01:40:48,722 هنوز نه 1076 01:40:57,280 --> 01:40:58,393 !صبر كنين 1077 01:41:03,119 --> 01:41:04,446 !صبر كنين 1078 01:41:08,749 --> 01:41:09,992 !صبر كنين 1079 01:41:12,336 --> 01:41:13,994 سربازان بزرگ پارسي 1080 01:41:14,380 --> 01:41:17,213 ما رو براي حمله به اين شهر مقدس فريب دادن 1081 01:41:17,925 --> 01:41:21,257 ... الموت هيچ اسلحه‌سازي نداره 1082 01:41:21,303 --> 01:41:22,416 !دستان 1083 01:41:23,305 --> 01:41:24,679 ديوونه شدي؟ 1084 01:41:25,015 --> 01:41:29,343 نميتونم در برابر خيانت ساكت بنشينم اين جنگ توسط كسي به راه انداخته شد 1085 01:41:29,394 --> 01:41:31,718 كه ما بيشتر از همه بهش اعتماد داشتيم 1086 01:41:32,022 --> 01:41:33,431 عموي ما نظام 1087 01:41:33,482 --> 01:41:35,390 دستان امروز به سختي جنگيده 1088 01:41:35,442 --> 01:41:36,721 شايد خيلي سخت 1089 01:41:36,777 --> 01:41:39,693 چيزي كه احتياج داره، دوري از اين آفتاب شديد و استراحته 1090 01:41:39,738 --> 01:41:41,017 وضعش رو مرتب كنه 1091 01:41:42,240 --> 01:41:44,812 سلاح‌هايي كه پيدا كرديم براي اينجا نبودن 1092 01:41:44,867 --> 01:41:47,072 اينجا سلاحي وجود نداره، عمو خودت ميدوني 1093 01:41:47,412 --> 01:41:51,408 و اين جاسوسي كه ازش حرف ميزني توسط تو استخدام شده تا ما رو به مجبور كنه 1094 01:41:51,456 --> 01:41:54,408 كه به الموت حمله كنيم 1095 01:41:54,459 --> 01:41:57,292 اين چيه دستان؟ افسوس بعد از پيروزي؟ 1096 01:41:57,337 --> 01:42:00,455 تو خودت سپاهيان رو رهبري كردي و باعث اين پيروزي شدي 1097 01:42:02,301 --> 01:42:04,672 هيچوقت نبايد ميگذاشتم كه اين حمله صورت بگيره 1098 01:42:07,097 --> 01:42:09,669 در دلم ميدونم كه اشتباه كرديم 1099 01:42:12,436 --> 01:42:13,977 هرگز نميشه 1100 01:42:14,938 --> 01:42:16,431 تو هرگز پادشاه نميشي 1101 01:42:17,106 --> 01:42:18,647 تو جراتش رو نداري 1102 01:42:18,983 --> 01:42:22,682 تو در سايه‌ي مردي بزرگ ميميري 1103 01:42:28,034 --> 01:42:31,069 اون رو بياريدش پايين تا بيشتر از اين حرفهي ابلهانه نزده 1104 01:42:31,204 --> 01:42:35,414 ... توس قبل از حركت پدر بهت گفت 1105 01:42:35,457 --> 01:42:37,448 يه پادشاه واقعي به توصيه مشاورينش توجه ميكنه 1106 01:42:37,501 --> 01:42:40,334 ولي هميشه به حرف دلش گوش ميده 1107 01:42:41,463 --> 01:42:43,335 پدر و من تنها بوديم 1108 01:42:43,382 --> 01:42:44,875 تو از كجا اينو ميدوني؟ - پدر درست ميگفت - 1109 01:42:45,260 --> 01:42:47,796 اون ما رو ميشناسه ميدونه كه چه كارهايي ميتونيم بكنيم 1110 01:42:47,970 --> 01:42:50,839 فقط به حرف دلت گوش كن - اون از دستوراتت سرپيچي ميكنه - 1111 01:42:51,182 --> 01:42:52,888 بعد از حمله ديگه نميتونيم عقب نشيني كنيم 1112 01:42:52,933 --> 01:42:54,474 توس 1113 01:42:55,895 --> 01:42:57,174 به حرفم گوش كن 1114 01:43:10,659 --> 01:43:11,938 اون جاسوس حقايق رو ميدونه 1115 01:43:12,452 --> 01:43:14,490 اونو پيدا كنين و بياريدش پيش من 1116 01:43:14,871 --> 01:43:16,862 حقيقت رو از اون ميفهميم 1117 01:43:54,200 --> 01:43:56,405 تو همه‌ي چيزهايي كه هركس آرزويش رو داره، داشتي 1118 01:43:56,453 --> 01:43:59,405 عشق، احترام و خانواده 1119 01:44:01,207 --> 01:44:03,910 اما اينها برايت كافي نبود، بود؟ 1120 01:44:40,370 --> 01:44:41,827 شاهدخت الموت 1121 01:44:43,749 --> 01:44:45,621 من به اشتباه به شهر شما حمله كردم 1122 01:44:47,502 --> 01:44:51,450 منو ببخشيد، علياحضرت اجازه بدهيد تا اشتباهم رو جبران كنم 1123 01:45:00,472 --> 01:45:03,222 اين به نفع هر دوي ما خواهد بود 1124 01:45:03,267 --> 01:45:07,393 كه ملت‌هاي ما با پيوندي قويتر از دوستي بهم بپيوندند 1125 01:45:08,064 --> 01:45:09,307 ازدواج 1126 01:45:10,940 --> 01:45:15,849 ازدواج شما با كسي كه فاتح و ناجي شهر شما بوده 1127 01:45:21,117 --> 01:45:22,230 دستان 1128 01:45:23,537 --> 01:45:27,485 چه از خون پادشاهان باشه يا نه اون مثل يه پسر براي پدر ماست 1129 01:45:27,791 --> 01:45:29,829 و مثل برادر براي من و گرسيوزه 1130 01:45:30,585 --> 01:45:32,576 شاهزاده‌ي حقيقي پارس 1131 01:45:37,718 --> 01:45:40,338 برو جلو، قبل از اينكه جايت رو بگيرم 1132 01:45:45,809 --> 01:45:47,467 سلام، شاهدخت 1133 01:45:49,645 --> 01:45:53,807 رسم اينه كه شما رو با يه هديه همراهي كنم 1134 01:45:53,858 --> 01:45:57,356 اما من غافلگير شدم و آماده نبودم 1135 01:45:58,528 --> 01:46:00,484 من چيزي براي شما ندارم 1136 01:46:01,365 --> 01:46:05,278 بجز اينكه براي خود شماست 1137 01:46:16,672 --> 01:46:19,837 با من بيا، شاهزاده دستان 1138 01:46:28,183 --> 01:46:31,016 چطور ميتونم به مردي كه به شهرم حمله كرد، اعتماد كنم؟ 1139 01:46:31,644 --> 01:46:35,177 اما من دارم فكر ميكنم كه من آن مردي كه به شهر شما حمله كرد، نيستم 1140 01:46:35,231 --> 01:46:38,230 براي اين همه تغيير خيلي زود نيست؟ 1141 01:46:38,275 --> 01:46:39,602 شايد 1142 01:46:43,948 --> 01:46:47,066 بنظر مياد كه تو چيزي در اينجا پيدا كرده باشي 1143 01:46:47,117 --> 01:46:48,907 اون ممكنه چي باشه؟ 1144 01:46:49,036 --> 01:46:51,074 آگاهي روحاني 1145 01:46:51,330 --> 01:46:53,868 سرنوشت - بله، دقيقا - 1146 01:46:54,544 --> 01:46:57,498 من اعتقاد دارم كه خود ما سرنوشتمون رو ميسازيم، شاهدخت 1147 01:46:57,965 --> 01:47:00,586 متاسفانه تو حس كنجكاوي ضعيفي داري 1148 01:47:00,635 --> 01:47:02,592 بي شك اين يكي از عيوب منه 1149 01:47:02,638 --> 01:47:04,760 لطفا منو مسخره نكن، شاهزاده 1150 01:47:05,100 --> 01:47:09,145 فكر ميكنم ما براي اينكارها خيلي كم همديگر رو ميشناسيم 1151 01:47:09,900 --> 01:47:11,358 ... اما منتظر روزي كه 1152 01:47:11,862 --> 01:47:13,403 همديگه رو بهتر بشناسيم، ميمونم 1153 01:47:52,704 --> 01:48:00,759 زيرنويس از امير طهماســــبي 1154 01:48:00,796 --> 01:48:08,478 amir_t6262@yahoo.com 1155 01:48:09,158 --> 01:48:14,131 گفته ميشود كه بعضي زندگي‌ها در طول زمان 1156 01:48:16,153 --> 01:48:22,570 با نجوايي قديمي كه در طول زمان پژواك داشته است، بهم پيوند خورده‌اند 1157 01:48:29,581 --> 01:48:32,710 .:.:. WwW.PersianDown.CoM .:.:. 1158 01:54:07,179 --> 01:54:07,179 .... Prince of Persia .... ...The Sands of Time 2010 ... Farsi Subtitle v 5.0