1 00:00:05,000 --> 00:00:20,000 تيــــم تــرجـــمــه ســـايــــت .:: WwW.RapidBaz.Org ::. .تقــديـــم مــي کــند 2 00:01:13,000 --> 00:01:20,000 :تـرجـمـه و زيرنويس از حــمــزه دکــســتر hamzeh.dexter@yahoo.com 3 00:01:24,597 --> 00:01:26,119 !هي! بيا اينجا !يه نفر رو کنارِ ساحل پيدا کرديم 4 00:01:26,122 --> 00:01:27,743 .دارم ميام 5 00:01:32,454 --> 00:01:37,179 ،اون داشت هذيون ميگفت ...ولي اسمِ شما رو مياورد 6 00:01:42,794 --> 00:01:45,918 ...اون هيچي به همراه نداشت، بجز اين 7 00:01:47,328 --> 00:01:48,950 .و اين... 8 00:02:09,161 --> 00:02:12,228 اومدي اينجا که منو بکُشي؟ 9 00:02:19,612 --> 00:02:22,707 .ميدونم اين چيه 10 00:02:23,159 --> 00:02:27,961 .قبلاً يکي از اينا ديدم .چندين سالِ پيش 11 00:02:30,230 --> 00:02:35,450 متعلق به مَردي بود که من .توي يه خواب نيمه-فراموش شده، ديدم 12 00:02:36,914 --> 00:02:42,050 .مَردي که در تصوراتش اِفراطِ زيادي داشت 13 00:02:45,793 --> 00:02:52,230 مرتجع ترين انگل، اسمش چيه؟ باکتري؟ ويروس؟ 14 00:02:53,202 --> 00:02:55,954 يه کِرمِ روده اي؟ 15 00:02:55,962 --> 00:02:59,877 چيزي که آقاي «کاب» قصد دارن بگن- ...اينه که .يه ايده - 16 00:03:00,328 --> 00:03:02,810 .مرتجع شونده. به شدت واگيردار 17 00:03:02,931 --> 00:03:07,186 ،به محض اينکه يه فکر، مغز رو در بر ميگيره .از بين بردنِ اون، تقريباً غير ممکن ميشه 18 00:03:07,419 --> 00:03:11,416 ،يه فکر که به کلي شکل گرفته .کاملاً فهميده شده و چسبيده به ذهن 19 00:03:11,836 --> 00:03:15,121 .درست يه همچين جايي - واسه کسي مثلِ شما که بدزديدش؟ - 20 00:03:15,122 --> 00:03:18,089 ،بله، در حالتِ خواب .استحکامِ هوشياري، خيلي پايينه 21 00:03:18,091 --> 00:03:22,214 .و باعث ميشه افکارتون براي دزدي ، آسيب پذير بشن .«اسمش هست «استخراج 22 00:03:22,336 --> 00:03:25,934 آقاي «سايتو»، ما ميتونيم ناخوداگاهِ شما رو ...جوري تربيت کنيم که از خودش دفاع کنه 23 00:03:25,936 --> 00:03:29,611 .«حتي در برابرِ ماهرترين «استخراج کننده - چطور ميتونم اينکارو بکنم؟- 24 00:03:29,631 --> 00:03:32,974 .چون من خودِ ماهرترين «استخراج کننده» هستم 25 00:03:32,994 --> 00:03:35,379 من ميدونم چطوري ذهنتون رو بگردم و .اَسرارتون رو پيدا کنم 26 00:03:35,781 --> 00:03:39,587 حُقه هاش رو بلدم. و ميتونم بهتون يادشون ...بدم تا حتي وقتيکه خواب هستيد 27 00:03:39,590 --> 00:03:42,795 .ناخوداگاهِ شما، هيچوقت شکست نخوره 28 00:03:43,030 --> 00:03:46,963 ،ببينيد، اگر کمکِ منو ميخوايد .بايد کاملاً با من راحت باشيد 29 00:03:46,964 --> 00:03:49,816 من بايد راهِ ورود به افکارتون رو حتي بهتر از همسرتون 30 00:03:50,018 --> 00:03:53,458 ،بهتر از دکترتون .بهتر از هر کسِ ديگه ي بدونم 31 00:03:53,578 --> 00:03:56,153 اگه اين يه خواب باشه و شما ...يه گاوصندق پُر از اسرار داخلش داريد 32 00:03:56,208 --> 00:03:58,555 .من بايد بدونم چي داخلِ اون گاوصندقه 33 00:03:58,653 --> 00:04:03,175 ،براي اينکه تمامِ اين کار، درست انجام بشه .بايد بذاريد که من کاملاً واردِ ذهنتون بشم 34 00:04:05,056 --> 00:04:10,027 .از بعدازظهرتون لذت ببريد، آقايون .ولي روي پيشنهادتون فکر ميکنم 35 00:04:12,453 --> 00:04:14,411 .اون ميدونه 36 00:04:16,384 --> 00:04:19,182 اون بالا چه خبره؟ 37 00:05:12,196 --> 00:05:15,070 .سايتو» ميدونه» .داره باهامون بازي ميکنه 38 00:05:15,072 --> 00:05:17,716 .مهم نيست .من ميتونم بيارمش اينجا. بهم اعتماد کن 39 00:05:17,718 --> 00:05:22,174 اطلاعات توي گاوصندقن. وقتي اسمِ .اسرار" رو آوردم، به گاو صندق نگاه کرد" 40 00:05:22,936 --> 00:05:25,539 اون اينجا چکار ميکنه؟ 41 00:05:27,000 --> 00:05:29,641 .فقط برگرد به اتاق .خيلي خب، من ترتيبِ اينو ميدم 42 00:05:29,643 --> 00:05:32,784 .باشه، حتماً اينکارو بکن .اومديم اينجا که کار کنيم 43 00:05:40,315 --> 00:05:44,984 اگه بپرم، زنده ميمونم؟ 44 00:05:47,402 --> 00:05:51,441 .اگه درست شيرجه بزني، شايد مال»، اينجا چکار ميکني؟» 45 00:05:51,442 --> 00:05:54,236 .گفتم شايد دلت برام تنگ شده باشه 46 00:05:54,237 --> 00:05:59,435 .ميدوني که شده .ولي ديگه نميتونم بهت اعتماد کنم 47 00:06:00,076 --> 00:06:02,212 پس چي ميشه؟ 48 00:06:02,593 --> 00:06:04,606 .مثلِ سليقه ي «آرتور» ميمونه 49 00:06:05,014 --> 00:06:09,105 ،درواقع، يه اثرِ نيمه کاره ست .از يه نقاشِ انگليسي 50 00:06:10,666 --> 00:06:13,626 .لطفاً، بشين 51 00:06:20,218 --> 00:06:24,052 ...بهم بگو بچه ها دلشون برام تنگ شده؟ 52 00:06:27,559 --> 00:06:30,434 .فکرش هم نميتوني بکني چقدر 53 00:06:33,735 --> 00:06:36,688 چکار داري ميکني؟- .ميخوام يکم هواي تازه بخورم- 54 00:06:36,699 --> 00:06:39,215 «سرِ جات بمون، «مال 55 00:06:51,461 --> 00:06:54,925 .خدا لعنتت کنه 56 00:07:55,906 --> 00:08:01,042 .برگرد - .اسلحه رو بذار زمين - 57 00:08:08,105 --> 00:08:10,678 .لطفاً 58 00:08:21,254 --> 00:08:24,130 .«حالا اون پاکت، آقاي «کاب 59 00:08:24,134 --> 00:08:27,874 اون بهت گفت؟ تمامِ اين مدت ميدونستي؟ 60 00:08:27,994 --> 00:08:33,736 اينکه اومدي اينجا تا ازم دزدي کني يا اينکه درواقع ما الان خوابيم؟ 61 00:08:36,726 --> 00:08:39,834 .ميخوام اسمِ کسي که استخدامت کرده رو بدونم 62 00:08:42,050 --> 00:08:45,226 تهديد کردن توي خواب هيچ فايده اي نداره، درسته، «مال»؟ 63 00:08:45,629 --> 00:08:51,659 .بستگي داره که چطوري تهديد کني .کُشتنِ اون، فقط باعث ميشه بيدار بشه 64 00:08:51,778 --> 00:08:54,009 ...ولي درد 65 00:08:57,018 --> 00:09:03,442 درد توي ذهن قرار داره و با توجه به دکورِ اينجا، ما توي ذهنِ تو هستيم، درسته، «آرتور»؟ 66 00:09:15,014 --> 00:09:18,410 !داري چکار ميکني؟ خيلي زوده - .ميدونم. ولي خواب داره از بين ميره - 67 00:09:18,412 --> 00:09:22,606 .فقط يکم ديگه «سايتو» رو خوابيده نگه دار .ديگه چيزي نمونده 68 00:09:36,483 --> 00:09:38,641 .اينجا .نقاشيها 69 00:09:54,233 --> 00:09:56,228 !جلوشو بگيريد 70 00:09:58,022 --> 00:09:59,086 (محرمانه) 71 00:10:21,468 --> 00:10:24,057 .فکر کنم داره جواب ميده !بيدارش کن 72 00:10:44,489 --> 00:10:46,816 !تو بيداري 73 00:10:51,052 --> 00:10:52,978 !يه ضربه بهش بزن - چي؟ - 74 00:10:52,980 --> 00:10:54,815 .بندازش 75 00:11:38,553 --> 00:11:40,570 .بيدار شد 76 00:11:45,253 --> 00:11:47,501 آماده بودي، هـيـم؟ 77 00:11:47,503 --> 00:11:49,930 حتي رئيس هاي امنيتيم هم .چيزي از اين آپارتمان نميدونستن 78 00:11:49,932 --> 00:11:52,184 چطوري پيداش کردي؟ 79 00:11:52,185 --> 00:11:55,573 براي مَردي در موقعيتِ تو خيلي سخته که همچين لونه ي عشقي رو به صورتِ .راز نگه داري 80 00:11:55,574 --> 00:11:58,271 .مخصوصاً وقتي پاي يه زنِ متأهل در ميون باشه 81 00:11:58,274 --> 00:12:01,045 ...اون خبر نداره - .هنوز، ولي ما اينجاييم - 82 00:12:01,335 --> 00:12:04,030 .براي اين معماي غيرِقابلِ حل - .دارن نزديکتر ميشن - 83 00:12:04,033 --> 00:12:06,871 .چيزي رو که ميخواستي به دست آوردي - .خب، اين حقيقت نداره - 84 00:12:06,872 --> 00:12:09,532 تو يه قطعه کليد از اطلاعات رو برداشتي، مگه نه؟ 85 00:12:09,652 --> 00:12:12,909 ،يه چيزي رو نگه داشتي .چون ميدونستي ما چکار ميتونيم بکنيم 86 00:12:13,029 --> 00:12:15,151 سؤال اينه که اصلاً چرا گذاشتي وارد بشيم؟ 87 00:12:15,205 --> 00:12:17,936 .يه آزمايش - آزمايش براي چي؟ - 88 00:12:17,937 --> 00:12:20,253 .مهم نيست .تو شکست خوردي 89 00:12:20,375 --> 00:12:23,134 ما تمامِ اطلاعاتي که .اونجا داشتي رو استخراج کرديم 90 00:12:23,254 --> 00:12:25,690 .ولي روشِ خوابت کاملاً مشخصه 91 00:13:06,266 --> 00:13:07,497 ...پس 92 00:13:07,499 --> 00:13:09,350 .تنهام بذار 93 00:13:09,384 --> 00:13:12,982 .«شما متوجه نيستيد آقاي «سايتو ...اون اداره اي که ما رو استخدام کرده 94 00:13:13,724 --> 00:13:17,682 .اونها شکست رو نميپذيرن .ما دو روز هم دووم نمياريم 95 00:13:19,623 --> 00:13:20,895 کاب»؟» 96 00:13:20,897 --> 00:13:23,307 بنظر ميرسه مجبورم اينکار رو .يکم ساده تر انجام بدم 97 00:13:24,475 --> 00:13:28,186 !بگو چي ميدوني !بگو چي ميدوني، همين حالا 98 00:13:31,277 --> 00:13:34,563 .هميشه از اين فرش متنفر بودم 99 00:13:34,890 --> 00:13:44,362 .لکه هاي مشخصي داره و کم رنگه .جوريکه ميفهمي از پشم درست شده 100 00:13:44,411 --> 00:13:46,904 ...ولي حالا 101 00:13:47,151 --> 00:13:50,643 .اليافي از «پولي اِستر» داره... 102 00:13:53,381 --> 00:13:58,558 که معنيش اينه که من روي فرشِ خودم .توي آپارتمانم دراز نکِشيدم 103 00:13:59,161 --> 00:14:05,389 تو فقط با شهرت و اعتبارت زندگي .«کردي، آقاي «کاب .من هنوز دارم خواب ميبينم 104 00:14:11,636 --> 00:14:14,758 چطور پيش رفت؟ - .چيزي گيرمون نمياد - 105 00:14:18,765 --> 00:14:23,203 .خوابي درونِ يه خوابِ ديگه .تحت تأثير قرار گرفتم 106 00:14:24,230 --> 00:14:27,960 ،ولي توي خوابِ من .تو بايد تحت قوانينِ من بازي کني 107 00:14:27,962 --> 00:14:31,543 ...«آره، ولي ميبينيد آقاي «سايتو - .ما توي خواب شما نيستيم - 108 00:14:31,595 --> 00:14:34,328 .توي خوابِ من هستيد 109 00:14:43,383 --> 00:14:45,423 .احمق چطوري در موردِ فرش اشتباه کردي؟ 110 00:14:45,424 --> 00:14:47,943 .تقصيرِ من نبود - .معمار تويي - 111 00:14:47,944 --> 00:14:51,492 چه ميدونستم ميخواد گونه ي- !لعنتيش رو بماله بهش .کافيه - 112 00:14:52,560 --> 00:14:55,953 تو، داشتي چکار ميکردي؟ - .همه چيز تحت کنترله - 113 00:14:56,075 --> 00:14:57,704 .من که تحت کنترل نديدمش 114 00:14:57,706 --> 00:15:01,544 .براي اين حرفها وقت نداريم .من توي «کيوتو» پياده ميشم 115 00:15:01,664 --> 00:15:03,820 چرا؟ .هنوز بايد تمامِ کوپه ها رو بگرديم 116 00:15:03,822 --> 00:15:06,265 .از قطار خوشم نمياد .گوش کن 117 00:15:06,385 --> 00:15:09,249 .هر کس بره پيِ کارِ خودش 118 00:16:22,511 --> 00:16:24,706 بله؟ - .سلام، بابا - 119 00:16:24,826 --> 00:16:26,738 ...سلام، بابا 120 00:16:26,859 --> 00:16:30,352 .سلام بچه ها، سلام حالتون چطوره؟ چکار ميکنين، ها؟ 121 00:16:30,472 --> 00:16:32,603 .خوبم - .بد نيستم، فکر کنم - 122 00:16:32,724 --> 00:16:41,059 بد نيستي؟ کدومتون اينو گفت؟- تو بودي، «جيمز»؟ آره، کِي مياي خونه، بابا؟ - 123 00:16:41,896 --> 00:16:44,595 .خب، نميتونم بيام، عزيزم. نميتونم 124 00:16:44,596 --> 00:16:48,143 تا يه مدتي نميتونم، يادته؟ - چرا؟ - 125 00:16:49,431 --> 00:16:53,689 گفتم که، من ازتون دورم چون دارم کار ميکنم، درسته؟ 126 00:16:54,183 --> 00:16:57,482 .مادربزرگ ميگه تو هيچوقت برنميگردي 127 00:16:57,743 --> 00:17:02,637 فيليفا»، تويي؟» گوشي رو بده به مادربزرگ، باشه؟ 128 00:17:02,759 --> 00:17:05,849 .سرش رو به علامتِ منفي تکون ميده 129 00:17:06,602 --> 00:17:09,560 .بيا اميدوار باشيم که اون اشتباه ميکنه 130 00:17:10,230 --> 00:17:13,160 بابايي؟ - بله، «جيمز»؟ - 131 00:17:13,402 --> 00:17:15,808 مامان پيشته؟ 132 00:17:17,681 --> 00:17:23,472 .جيمز» ما در اين مورد باهم حرف زديم» .مامان ديگه اينجا نيست 133 00:17:24,611 --> 00:17:26,903 کجاست؟ 134 00:17:27,472 --> 00:17:30,123 .بسه ديگه، بچه ها ...باي باي بگيد 135 00:17:30,281 --> 00:17:33,654 گوش کنيد، ميخوام چندتا هديه همراهِ پدربزرگ بفرستم، باشه؟ 136 00:17:33,775 --> 00:17:36,714 ...و بچه هاي خوبي باشيد، بچه 137 00:17:44,950 --> 00:17:47,305 .هليکوپتر روي سقفه - .خيلي خب - 138 00:17:54,715 --> 00:17:57,783 حالت خوبه؟ - .آره، آره، من خوبم - 139 00:17:57,784 --> 00:18:01,070 چرا؟- ،توي يه خواب گير کردي- مال» سر و کله اش پيدا شد» 140 00:18:01,494 --> 00:18:03,890 ،بخاطرِ پات متاسفم .ديگه تکرار نميشه 141 00:18:03,891 --> 00:18:05,282 داره بدتر ميشه، نه؟ 142 00:18:05,335 --> 00:18:07,645 .«فقط يه عذرخواهي گيرت مياد، «آرتور 143 00:18:07,698 --> 00:18:10,441 نش» کجاست؟» - هنوز نيومده. ميخواي صبر کني؟ - 144 00:18:10,443 --> 00:18:13,782 «نه، قرار بود طرح هاي توسعه ايِ «سايتو ...،رو دو ساعتِ پيش 145 00:18:13,784 --> 00:18:18,001 توي شرکتِ «کوبول» مرور کنيم. ولي .حالا اونا ميدونن شکست خورديم .وقتشه که ناپديد بشيم 146 00:18:18,373 --> 00:18:21,108 اصلاً کجا ميخواي بري؟ - .«بوينس آيريس» - 147 00:18:21,155 --> 00:18:24,665 .ممکنه يه مدت کار نکنم تا اوضاع يکم آروم بشه 148 00:18:25,086 --> 00:18:27,039 تو چي؟ - .آمريکا»، قربان» - 149 00:18:27,161 --> 00:18:30,002 .سلام برسون 150 00:18:34,971 --> 00:18:39,367 .اون همه چيز رو لو داد .اومد به شرکت و براي زندگيش معامله کرد 151 00:18:40,311 --> 00:18:44,117 .پس بهت پيشنهاد صلح ميدم 152 00:18:46,384 --> 00:18:49,643 .من اينجوري کار نميکنم 153 00:19:00,978 --> 00:19:04,004 باهاش چکار ميکني؟ - .هيچي - 154 00:19:04,607 --> 00:19:07,757 .ولي از طرفِ شرکتِ «کوبول» نميتونم حرف بزنم 155 00:19:21,619 --> 00:19:24,864 از ما چي ميخواي؟ - .الهام - 156 00:19:26,487 --> 00:19:28,568 امکان داره؟ - .البته که نه - 157 00:19:28,569 --> 00:19:32,775 اگه ميتوني يه فکر رو از توي ذهنِ کسي بدزدي، چطور نميتوني بجاش يه فکر رو بذاري؟ 158 00:19:32,895 --> 00:19:36,100 .خيلي خب، بذار من يه فکر رو توي ذهنت بذارم ...من بهت ميگم 159 00:19:36,309 --> 00:19:37,853 ."به فيل ها فکر نکن " 160 00:19:37,854 --> 00:19:39,726 حالا به چي داري فکر ميکني؟ - .فيل ها - 161 00:19:39,848 --> 00:19:43,198 .درسته. ولي اين فکرِ تو نيست .چون ميدوني که من بهت دادمش 162 00:19:43,459 --> 00:19:46,570 ذهنِ فرد، هميشه ميتونه منشأ .يک فکر رو دنبال کنه 163 00:19:46,690 --> 00:19:49,962 .ولي جعلِ الهامِ واقعي، غير ممکنه - .اين درست نيست - 164 00:19:52,278 --> 00:19:55,263 ميتوني اينکارو بکني؟ - داري يه انتخاب بهم پيشنهاد ميکني؟ - 165 00:19:55,803 --> 00:19:58,189 چون من خودم ميتونم يه جوري .با شرکتِ «کوبول» کنار بيام 166 00:19:58,310 --> 00:20:02,609 .پس نيازي به انتخاب نداري - .و من رفتن رو انتخاب ميکنم، آقا - 167 00:20:07,404 --> 00:20:10,787 .به خدمه بگو که کجا ميخواي بري 168 00:20:14,299 --> 00:20:16,240 !«هي، آقاي «کاب 169 00:20:18,410 --> 00:20:22,834 چطوري دوست داري بري خونه؟ به «آمريکا»؟ 170 00:20:23,129 --> 00:20:26,649 پيشِ بچه هات؟ - !نميتونم کاريش کنم - 171 00:20:26,950 --> 00:20:30,042 !هيچکس نميتونه - .درست مثلِ الهام - 172 00:20:30,163 --> 00:20:33,051 .کاب»، بيا» 173 00:20:35,545 --> 00:20:37,291 اين فکر تا چه حد پيچيده ست؟ 174 00:20:37,292 --> 00:20:39,701 .به اندازه ي کافي ساده ست - ...هيچ فکري ساده نيست - 175 00:20:39,822 --> 00:20:42,464 وقتيکه ميخواي بذاريش توي ذهنِ... .يه نفر ديگه 176 00:20:42,584 --> 00:20:46,040 .رقيبِ اصليِ من، يه پيرمرده که مريضه 177 00:20:46,162 --> 00:20:50,497 .پسرش به زودي کنترل شرکت رو به ارث ميبره 178 00:20:50,925 --> 00:20:54,624 من ميخوام که اون تصميم بگيره .امپراطوريِ پدرش رو نقض کنه 179 00:20:55,178 --> 00:20:59,162 .کاب»، بايد بيخيالِ اين قضيه بشيم» - .صبر کن - 180 00:20:59,930 --> 00:21:05,135 اگه اينکارو بکنم... اگه حتي بتونم اينکارو بکنم .يه تضمين ميخوام 181 00:21:05,309 --> 00:21:07,084 از کجا بدونم ميتوني اينکارو بکني؟ 182 00:21:07,085 --> 00:21:09,003 .نميدوني 183 00:21:09,342 --> 00:21:15,681 .ولي من ميتونم پس، ميخواي کمي ايمان داشته باشي؟ 184 00:21:16,161 --> 00:21:22,984 يا تبديل به يه پيرمردِ پشيموني بشي که منتظره تا توي تنهايي بميره؟ 185 00:21:25,987 --> 00:21:30,492 .«تيمت رو جمع کن، آقاي «کاب .و افرادت رو معقولانه تر انتخاب کن 186 00:21:38,415 --> 00:21:41,715 .ببين، ميدونم چقدر دوست داري بري خونه 187 00:21:43,087 --> 00:21:46,321 .ولي اينکار شدني نيست - .چرا، هست - 188 00:21:47,053 --> 00:21:50,367 .فقط بايد عمقي تر بهش نگاه کني - .تو که نميدوني - 189 00:21:51,218 --> 00:21:53,627 .من قبلاً هم اينکارو کردم 190 00:21:54,448 --> 00:21:57,250 با کي؟ 191 00:22:00,858 --> 00:22:03,692 چرا ميريم پاريس؟ 192 00:22:04,461 --> 00:22:07,569 .يه معمارِ جديد لازم داريم 193 00:22:22,962 --> 00:22:25,974 هيچوقت از دفترت خوشت نيومد، درسته؟ 194 00:22:26,939 --> 00:22:30,219 توي اون اتاقِ گرفته، جايي براي .فکر کردن نيست 195 00:22:31,641 --> 00:22:34,544 بودنت در اينجا خطري نداره؟ 196 00:22:35,500 --> 00:22:39,553 ،استرداد مجرمين بين فرانسه و آمريکا ،يه مشت کارِ دفتريِ مسخره ست .تو که اينو ميدوني 197 00:22:39,674 --> 00:22:42,680 فکر کنم بتونن کاري کنن که شاملِ .حالِ تو بشه 198 00:22:42,918 --> 00:22:47,604 ببين، اينا رو آرودم که وقتي .فرصتش رو پيدا کردي، بديشون به بچه هام 199 00:22:48,045 --> 00:22:50,607 ...خيلي بيشتر از اسباب بازيِ حيووني لازمه 200 00:22:50,728 --> 00:22:53,462 تا اون بچه ها رو قانع کنه که هنوز .يه پدر دارن 201 00:22:53,584 --> 00:22:54,803 .من فقط چيزي رو که ميدونم انجام ميدم 202 00:22:54,855 --> 00:22:58,502 .کاري رو ميکنم که خودت بهم ياد دادي - .من هيچوقت يادت ندادم که يه دزد باشي - 203 00:22:58,555 --> 00:23:02,105 ،نه، تو يادم دادي ذهنِ آدمها رو کنترل کنم ...ولي بعد از اتفاقي که افتاد 204 00:23:02,225 --> 00:23:06,342 اونها دنبال استفاده از راه هاي ،قانوني بودن .که از اون مهارت استفاده کنن 205 00:23:10,882 --> 00:23:13,923 اينجا چيکار داري، «دام»؟ 206 00:23:14,627 --> 00:23:16,811 .فکر کنم يه راهي براي رفتن به خونه پيدا کردم 207 00:23:17,209 --> 00:23:20,847 .يه کاريه براي چندتا آدمِ خيلي خيلي قدرتمند 208 00:23:21,294 --> 00:23:24,459 آدمهايي که معتقدم ميتونن ...اتهام هاي من رو برطرف کنن 209 00:23:26,140 --> 00:23:30,704 .ولي به کمکت احتياج دارم - اومدي اينجا که يکي از باهوشترين- .دانشجوهاي منو فاسد کني 210 00:23:31,486 --> 00:23:34,127 .ميدوني که دارم چه پيشنهادي ميدم .بايد بذاري خودشون تصميم بگيرن 211 00:23:34,447 --> 00:23:38,432 .پول - ...نه فقط پول. يادته.اين - 212 00:23:38,762 --> 00:23:43,020 ،يه فرصت براي ساختنِ کليساها، کلِ شهر .چيزهاييه که هيچوقت وجود نداشتن 213 00:23:43,021 --> 00:23:45,919 چيزهايي که توي دنياي واقعي .نميتونستن وجود داشته باشن 214 00:23:46,564 --> 00:23:51,393 پس، ميخواي اجازه بدم که يه نفر ديگه .توي خيال پردازي هات دنبالت بياد 215 00:23:51,644 --> 00:23:55,298 .اونها درواقع واردِ خواب نميشن ...فقط مراحل رو طراحي ميکنن 216 00:23:55,428 --> 00:23:56,819 .و به اونهايي که خواب ميبينن، آموزش ميدن .همين 217 00:23:57,138 --> 00:24:00,378 .خودت طراحيش کن 218 00:24:01,288 --> 00:24:04,026 .مال» نميذاره» 219 00:24:08,941 --> 00:24:13,242 .به واقعيت برگرد، «دام». خواهش ميکنم 220 00:24:13,642 --> 00:24:14,676 واقعيت؟ 221 00:24:15,395 --> 00:24:19,996 ،اون بچه ها، نوه هاي تو .منتظر پدرشون هستن که برگرده خونه 222 00:24:20,563 --> 00:24:25,921 ،اين واقعيتِ اوناست. اين کار .اين آخرين کار، چيزيه که باعث ميشه برگردم 223 00:24:26,042 --> 00:24:29,419 اگه راهِ ديگه اي بلد بودم، الان .اينجا نبودم 224 00:24:32,622 --> 00:24:36,154 به يه معمار به اون خوبيي که .خودم قبلاً بودم، نياز دارم 225 00:24:39,971 --> 00:24:41,461 .يه نفر بهتر رو سراغ دارم 226 00:24:41,463 --> 00:24:45,427 آريادني»؟» 227 00:24:45,642 --> 00:24:48,502 .ميخوام با آقاي «کاب» آشنات کنم 228 00:24:48,503 --> 00:24:51,035 .از آشناييتون خوشبختم - ...اگه چند دقيقه وقت داشته باشيد - 229 00:24:51,036 --> 00:24:54,832 ،آقاي «کاب» کاري براي پيشنهاد دارن .که ميخوان درموردش باهات حرف بزنن 230 00:24:54,953 --> 00:24:57,612 به همين زودي کار پيدا شد؟ - .نه دقيقاً - 231 00:24:57,733 --> 00:25:01,965 .يه امتحان برات دارم - قبلش نميخواي چيزي در موردش بهم بگي؟ - 232 00:25:02,086 --> 00:25:04,898 ،قبل از اينکه اين کار رو برات شرح بدم .بايد بدونم که از عهده اش بر مياي 233 00:25:04,923 --> 00:25:08,525 چرا؟ - .راستش رو بخواي، اينکار قانوني نيست - 234 00:25:12,028 --> 00:25:16,602 ،دو دقيقه وقت داري که يه هزارراه طراحي کني .که براي حل کردنش يک دقيقه طول بکِشه 235 00:25:17,694 --> 00:25:19,844 .بسه 236 00:25:21,063 --> 00:25:23,131 .دوباره 237 00:25:24,733 --> 00:25:26,595 .بسه 238 00:25:29,066 --> 00:25:32,246 .بايد بهتر از اين عمل کني 239 00:25:44,508 --> 00:25:47,153 .اين شد يه چيزي 240 00:26:05,711 --> 00:26:10,229 ميگن انسان فقط از نصفِ پتاسنيلِ .واقعيِ مغزش استفاده ميکنه .حالا، اين براي مواقعيه که ما بيدار هستيم 241 00:26:10,829 --> 00:26:13,722 ،وقتي خواب هستيم .ذهن تقريباً هرکاري ميتونه انجام بده 242 00:26:14,190 --> 00:26:16,467 مثلاً؟- خب،تصور کن داري يه ساختمون رو- طراحي ميکني،درست؟ 243 00:26:16,589 --> 00:26:18,915 .عمداً تمامِ ظواهرش رو ميسازي 244 00:26:19,157 --> 00:26:22,577 ولي گاهي اوقات، جوري بنظر ميرسه که انگار خود به خود ساخته شده. اگه منظورم .رو متوجه بشي 245 00:26:22,628 --> 00:26:27,331 .آره، آره. مثلِ آمـم، کشف کردنِ چيزي - الهامِ(=وحي) واقعي، درست؟ - 246 00:26:27,410 --> 00:26:31,653 حالا در حالتِ خواب، ذهنمون ...به طورِ مداوم اينکارو انجام ميده. ما 247 00:26:31,774 --> 00:26:36,169 همزمان دنيامون رو هم ميسازيم و .هم مشاهده ميکنيم 248 00:26:36,170 --> 00:26:37,669 ...و ذهنمون خيلي خوب اينکارو انجام ميده 249 00:26:37,723 --> 00:26:39,686 .جوريکه خودمون اصلاً متوجه نميشيم 250 00:26:39,687 --> 00:26:42,718 اين به ما اجازه ميده که درست .درونِ اين فرايند بشيم 251 00:26:42,770 --> 00:26:45,244 چطوري؟ - .با گرفتنِ قسمتِ خلق شده - 252 00:26:45,298 --> 00:26:49,244 .حالا، اينجاست که من به تو نياز دارم .تو يه دنياي رؤيايي ميسازي 253 00:26:49,246 --> 00:26:51,721 .ما شخصي رو درونِ اين رؤيا مياريم 254 00:26:51,722 --> 00:26:54,379 و اونها حس ميکنن اين ضميرِ ناخودآگاهِ .خودشونه 255 00:26:54,501 --> 00:26:59,714 چطور ميتونم اونقدر جزئيات رو دقيق درست کنم .که اونها فکر کنن اين(رؤيا) واقعيه 256 00:26:59,758 --> 00:27:03,213 ،خب، رؤيايي که در خواب ميبينيم بنظر واقعي مياد، درسته؟ 257 00:27:03,512 --> 00:27:08,017 ،فقط وقتي از خواب بيدار ميشيم .ميفهميم که انگار يه چيزِ عجيبي بوده 258 00:27:08,483 --> 00:27:13,337 بذار يه سؤالي ازت بپرسم. تو هيچوقت قسمتِ اولِ خوابت رو يادت نمياد، درسته؟ 259 00:27:13,388 --> 00:27:16,599 .هميشه درست از وسطِ ماجرا سر در مياري 260 00:27:16,720 --> 00:27:19,855 .فکر کنم، آره - پس چطوري اومديم اينجا؟ - 261 00:27:19,857 --> 00:27:23,831 ...خب، ما از - .«در موردش فکر کن «آريادني - 262 00:27:24,280 --> 00:27:27,574 چطوري اومدي اينجا؟ الان کجايي؟ 263 00:27:31,720 --> 00:27:35,458 داريم خواب ميبينيم؟ - .درواقع تو الان وسطِ کارگاه هستي، خوابي - 264 00:27:35,577 --> 00:27:38,847 .اين اولين دَرسِت توي يه رؤياي مشترکه .پس آماده باش 265 00:28:16,222 --> 00:28:18,832 ...اگه اين فقط يه رؤياست پس چرا 266 00:28:19,076 --> 00:28:22,012 هيچوقت فقط يه رؤيا نيست، درسته؟ ... ،وقتي صورتت پر از شيشه ميشه 267 00:28:22,065 --> 00:28:24,969 .احساست مثلِ جهنم ميشه .وقتي درونش قرار داري، حس ميکني واقعيه 268 00:28:25,304 --> 00:28:27,924 .اين چيزيه که توسط ارتش ساخته شده ...اون موقع يه برنامه ي آموزشي بوده 269 00:28:28,518 --> 00:28:31,592 ،براي سربازها، که بهم ديگه شليک کنن .چاقو بزنن و بعد بيدار بشن 270 00:28:32,621 --> 00:28:34,438 معمارها چطوري درگيرِ اين ماجرا شدن؟ 271 00:28:34,993 --> 00:28:36,766 خب، يه نفر بايد رؤيا رو طراحي ميکرد، درسته؟ 272 00:28:38,729 --> 00:28:41,467 چطوره 5 دقيقه ديگه بهمون وقت بدي؟ - پنج دقيقه؟ - 273 00:28:43,675 --> 00:28:45,897 .ما حداقل نيم ساعت داشتيم حرف ميزديم 274 00:28:45,950 --> 00:28:48,521 در خواب، عملکردِ ذهن ...خيلي سريعتر ميشه، بنابراين 275 00:28:48,553 --> 00:28:51,170 .زمان بنظر خيلي آهسته تر مياد 276 00:28:51,710 --> 00:28:53,933 پنج دقيقه در دنياي واقعي برابر ميشه .با يک ساعت در خواب 277 00:28:55,623 --> 00:28:57,718 چطوره ببينيم که توي 5 دقيقه چه کارايي ميتوني بکني؟ 278 00:29:04,601 --> 00:29:07,502 .ما طرحِ اوليه رو داريم .کتابفروشي، رستوران 279 00:29:07,532 --> 00:29:08,981 .تقريباً تمامِ چيزاي ديگه هم اينجاست 280 00:29:09,135 --> 00:29:12,548 اين آدمها کي هستن؟ - .تجسمِ ناخودآگاهِ من - 281 00:29:12,572 --> 00:29:15,098 براي تو؟ - .بله. يادت باشه، تويي که داري خواب ميبيني - 282 00:29:15,389 --> 00:29:19,059 ،تو اين دنيا رو ساختي. من يه سوژه ام .ذهنِ من، ساکنِ اينجاست 283 00:29:19,179 --> 00:29:21,404 .در واقع تو ميتوني با ناخودآگاهِ من حرف بزني 284 00:29:21,407 --> 00:29:23,758 اين يکي از راه هاييه که ما اطلاعات رو .از ذهنِ يه فرد، استخراج ميکنيم 285 00:29:24,223 --> 00:29:27,276 ديگه چطوري اينکارو ميکني؟ - ... با خلقِ يه جاي امن، مثل يه - 286 00:29:28,048 --> 00:29:30,054 .مثل يه بانک يا زندان 287 00:29:30,140 --> 00:29:32,754 ذهن به طورِ خودکار، خودش رو با اطلاعاتي که .قصدِ محافظت ازشون داره، پُر ميکنه 288 00:29:33,856 --> 00:29:36,337 متوجه ميشي؟ - .بعد تو مياي داخل و اطلاعات رو ميدزدي - 289 00:29:37,054 --> 00:29:38,235 ...خب 290 00:29:38,255 --> 00:29:44,020 ،فکر ميکردم فضاي رؤيا بايد بصري باشه .ولي بيشتر در موردِ حس کردنشه 291 00:29:44,544 --> 00:29:48,539 سؤالِ من اينه که، وقتي قوانينِ فيزيک رو بهم بزني، چه اتفاقي ميافته؟ 292 00:30:30,767 --> 00:30:33,628 اين اتفاق ميافته، نه؟ - .آره - 293 00:30:58,088 --> 00:31:00,135 چرا دارن به من نگاه ميکنن؟ 294 00:31:00,215 --> 00:31:03,772 چون ناخودآگاهِ من حس ميکنه که .يه نفر ديگه اين دنيا رو خلق کرده 295 00:31:03,892 --> 00:31:06,345 ،هرچي بيشتر چيزها رو تغيير بدي ...تجسمها سريع تر 296 00:31:06,397 --> 00:31:08,167 .باهاش تقارب پيدا ميکنن 297 00:31:08,169 --> 00:31:11,160 تقارب؟ - طبيعتِ خارجيِ کسي که خواب- .ميبينه رو حس ميکنه 298 00:31:11,759 --> 00:31:14,380 اونها مثلِ گلبول هاي سفيد خون .که با عفونت مبارزه ميکنن، حمله ميکنن 299 00:31:14,435 --> 00:31:18,552 حالا ميخوان بهمون حمله کنن؟ - .نه. فقط به تو - 300 00:31:24,040 --> 00:31:26,978 ،خيلي عاليه، ولي دارم بهت ميگم ...اگه همينجور تغييرش بدي 301 00:31:31,426 --> 00:31:34,090 خداي من. ميشه به ناخودآگاهت بگي انقدر سخت نگيره؟ 302 00:31:34,474 --> 00:31:36,975 .اين ناخودآگاهمه .يادت باشه نميتونم کنترلش کنم 303 00:32:30,833 --> 00:32:32,275 .تأثير برانگيزه 304 00:32:43,913 --> 00:32:47,513 .من اين پُل رو ميشناسم اين مکان واقعاً وجود داره، نه؟ 305 00:32:47,603 --> 00:32:49,706 ،آره، هر روز که ميخوام برم دانشگاه .از اينجا رد ميشم 306 00:32:49,826 --> 00:32:51,723 .هيچوقت مکانهايي از حافظه ات رو بازسازي نکن 307 00:32:52,152 --> 00:32:53,681 .هميشه جاهاي جديد رو تصور کن 308 00:32:53,797 --> 00:32:55,403 ،خب، بايد از جاهايي که ميشناسيم طرح بگيريم، درسته؟ 309 00:32:55,535 --> 00:32:58,552 .فقط از جزئيات استفاده کن .مثلاً يه پايه ي برق يا يه بادجه تلفن 310 00:32:58,765 --> 00:33:00,398 .هيچوقت از کلِ ناحيه استفاده نکن - چرا؟ - 311 00:33:00,699 --> 00:33:03,433 ،چون ساختنِ يه خواب از حافظه ات ...ساده ترين راه 312 00:33:03,433 --> 00:33:05,772 براي از دست دادنِ تشخصيته .از اينکه چي واقعيه و چي خوابه 313 00:33:05,774 --> 00:33:07,109 براي تو هم همين اتفاق افتاده؟ 314 00:33:07,114 --> 00:33:09,337 .گوش کن چي ميگم اين موضوع هيچ ربطي به من نداره، فهميدي؟ 315 00:33:09,611 --> 00:33:11,450 واسه همينه که براي ساختِ فضاي خوابت به من احتياج داري؟ 316 00:33:12,200 --> 00:33:14,542 .ولش کن. برو عقب 317 00:33:14,544 --> 00:33:16,930 !برو عقب - !«کاب» - 318 00:33:16,931 --> 00:33:18,427 !ولم کن - !بذار برم - 319 00:33:18,450 --> 00:33:19,914 !«نه! «مال - !«کاب» - 320 00:33:20,235 --> 00:33:21,193 !«مال» - !بيدارم کن - 321 00:33:21,757 --> 00:33:22,587 !«مال» - !بيدارم کن - 322 00:33:22,640 --> 00:33:24,717 !مال»، نه! نه» - !بيدارم کن - 323 00:33:24,769 --> 00:33:25,369 !مال»، نه» 324 00:33:26,846 --> 00:33:29,402 .هي، هي، هي، منو ببين .حالت خوبه 325 00:33:29,667 --> 00:33:33,544 .تو خوبي - چرا... چرا بيدار نميشدم؟ - 326 00:33:33,714 --> 00:33:37,565 چون هنوز يکم وقت روي ساعت مونده بود و ...نميتوني از يه خواب بيرون بياي 327 00:33:37,618 --> 00:33:38,606 .مگه اينکه بميري 328 00:33:38,738 --> 00:33:39,943 توتم» (روح‌ محافظ شخص‌) رو»- .بهم نشون بده چي؟ - 329 00:33:40,610 --> 00:33:44,308 ...توتم» يه چيزِ کوچيکِ شخصيه» - !«اون ناخودآگاهِ تو بود، «کاب - 330 00:33:45,229 --> 00:33:48,331 .اون زن واقعي بود - .اوه، فهميدم، تو خانمِ «کاب» رو ديدي - 331 00:33:48,783 --> 00:33:51,037 زنشه؟ - ...«آره، خب، «توتم - 332 00:33:51,501 --> 00:33:55,415 تو به يه شيء کوچيک احتياج داري ...که باهات باشه .يه چيزيکه هميشه همراهت باشه 333 00:33:55,467 --> 00:33:56,333 .چيزيکه هيچکس ندونه 334 00:33:56,386 --> 00:33:58,881 مثل يه سکه؟ - .نه. بايد خيلي ناب تر باشه - 335 00:33:59,807 --> 00:34:01,980 .اين يه طاسه 336 00:34:03,950 --> 00:34:06,993 .نميتونم بذارم بهش دست بزني .ممکنه ديگه نشه ازش استفاده کرد 337 00:34:07,062 --> 00:34:10,659 فقط من، تعادل و وزنِ اين طاسِ .بخصوص رو ميدونم 338 00:34:10,720 --> 00:34:13,096 ،اينجوري وقتي تو به «توتم»ت نگاه ميکني 339 00:34:13,149 --> 00:34:15,460 .مطمئن ميشي که در خوابِ يه نفر ديگه نيستي 340 00:34:19,669 --> 00:34:23,960 نميدونم که متوجه نيستي اينجا چه خبره ... ،يا خودت نميخواي بفهمي 341 00:34:24,552 --> 00:34:27,459 ولي «کاب» مشکلاتِ جدي اي داره .که سعي داره ناديده بگيرتشون 342 00:34:27,699 --> 00:34:31,337 و من هم همينطوري ذهنم رو .براي همچين کسي باز نميذارم 343 00:34:37,525 --> 00:34:41,610 برميگرده. تا حالا کسي رو نديده بودم .انقدر سريع بتونه اونکارها رو انجام بده 344 00:34:42,001 --> 00:34:45,091 .عالمِ واقعيت براي اون کافي نيست ...و وقتي اون برگرده 345 00:34:46,887 --> 00:34:49,275 ،اگه برگرده .بايد کاري کني که چندتا هزار راه درست کنه 346 00:34:49,328 --> 00:34:51,375 کجا ميخواي بري؟ - .بايد برم «ايمز» رو ببينم - 347 00:34:51,975 --> 00:34:55,215 .ايمز»؟ نه، اون توي «مومباسا»ست» .«خونه ي «کوبول 348 00:34:55,438 --> 00:34:58,157 .اين ريسکِ ضروريه - .دزدهاي خوبِ زيادي وجود داره - 349 00:34:58,605 --> 00:35:02,813 .ما فقط به يه دزد نياز نداريم .بايد جعل کننده هم باشه 350 00:35:11,031 --> 00:35:13,472 ،هرچقدر بخواي ميتوني اونا رو بمالي به هم .ولي بچه نميزان 351 00:35:14,437 --> 00:35:17,192 .کسي چه ميدونه - .بذار يه نوشيدني برات بگيرم - 352 00:35:20,618 --> 00:35:21,419 .خودت بخور 353 00:35:28,574 --> 00:35:30,537 .لهجه ات که بهتر نشده - .امتحانم کن - 354 00:35:30,590 --> 00:35:32,527 دستخطت چطوره؟ 355 00:35:32,929 --> 00:35:34,346 .بهترين توي شهره .خوبه - 356 00:35:34,451 --> 00:35:36,020 .خيلي ممنون 357 00:35:36,578 --> 00:35:37,514 .الهام 358 00:35:38,114 --> 00:35:41,691 ...حالا، قبل از اينکه بهم بگي غيرِ ممکنه 359 00:35:42,088 --> 00:35:44,896 .نه، کاملاً ممکنه .فقط خيلي سخته 360 00:35:45,238 --> 00:35:48,732 .جالبه- .ولي «آرتور» همه اش بهم ميگه شدني نيست- 361 00:35:49,396 --> 00:35:51,788 ... «آرتور» هنوز با اون اعصاب خردکن کار ميکني؟ 362 00:35:51,970 --> 00:35:55,864 توي کارش وارده، درسته؟ - .اوه، اون بهترينه. ولي تخيل نداره - 363 00:35:55,918 --> 00:35:56,758 .نه مثلِ تو 364 00:35:57,251 --> 00:35:59,654 گوش کن، اگه ميخواي چيزي رو به .کسي «الهام» کني، بايد تخيل داشته باشي 365 00:36:00,182 --> 00:36:03,553 .بذار يه چيزي ازت بپرسم تا حالا اينکارو کردي؟ 366 00:36:04,171 --> 00:36:07,710 سعيمون رو کرديم. «فکر» رو گذاشتيم .توي جاي موردِ نظر. ولي فايده نداشت 367 00:36:07,809 --> 00:36:10,454 به اندازه ي کافي عميق نذاشتينش؟ - .نه، موضوع درموردِ عمق نيست - 368 00:36:11,002 --> 00:36:14,383 تو به ساده ترين نوعِ يه «فکر» احتياج داري ...تا 369 00:36:14,437 --> 00:36:16,570 .بتوني توي ذهنِ سوژه ات رُشدش بدي .ذهن، استادِ نيرنگ بازيه 370 00:36:16,909 --> 00:36:20,026 حالا اين «فکر» چيه که ميخواي بکاريش؟ 371 00:36:20,445 --> 00:36:23,907 ،ما ميخوايم که وارثِ يه شرکتِ بزرگ .امپراتوريِ پدرش رو منحل کنه 372 00:36:24,498 --> 00:36:28,368 خب. ميدوني، انگيزشهاي سياسيِ مختلف و احساسي اي وجود داره که بايد براشون .دست به کار بشي 373 00:36:29,172 --> 00:36:33,049 ،و با تمامِ اين قضايا .واقعاً به تعصبِ سوژه ات بستگي پيدا ميکنه 374 00:36:33,536 --> 00:36:36,834 و کاري که بايد بکني اينه که .با اصولِ اساسي شروع کني 375 00:36:37,084 --> 00:36:40,627 که چي باشه؟ - .ارتباط با پدر - 376 00:36:43,271 --> 00:36:45,244 شيميدان داري؟ - .نه، هنوز نه - 377 00:36:45,260 --> 00:36:52,013 .«خيلي خب، يه نفر اينجا هست. به اسمِ «يوسف اون ترکيباتِ مخصوصِ خودش رو فرمول .بندي ميکنه 378 00:36:52,104 --> 00:36:54,415 کِي منو ميبري پيشش؟ - .وقتي کسي تعقيبت نکنه - 379 00:36:55,187 --> 00:36:57,535 .«آدمهاي کنارِ «بار - .«مهندس هاي «کوبول - 380 00:36:58,068 --> 00:37:00,515 ،جايزه اي که برام گذاشتن براي زنده ام هست يا مُرده؟ 381 00:37:00,796 --> 00:37:02,932 .يادم نيست .بذار ببينيم شليک ميکنن يا نه 382 00:37:03,591 --> 00:37:06,243 .پايينِ پله ها حدودِ نيم ساعت ديگه ميبينمت 383 00:37:07,301 --> 00:37:09,950 برميگردي اينجا؟ - .اينجا آخرين جاييه که بهش شَک ميکنن - 384 00:37:11,740 --> 00:37:12,341 .خيلي خب 385 00:37:14,436 --> 00:37:17,977 .«فردي»! «فردي سايمونز» خداي من، واقعاً خودتي، نه؟ 386 00:37:19,338 --> 00:37:22,233 کي؟ - .نه، خودش نبود - 387 00:37:22,559 --> 00:37:24,424 حالا که خواب نميبيني، نه؟ 388 00:37:42,658 --> 00:37:44,335 !برو کنار 389 00:38:02,419 --> 00:38:05,773 .قهوه نه .يه قهوه 390 00:38:19,612 --> 00:38:20,649 .قهوه 391 00:39:16,451 --> 00:39:17,733 سوار ميشيد، آقاي «کاب»؟ 392 00:39:19,605 --> 00:39:22,861 توي «مومباسا» چکار ميکني؟ - .بايد از سرمايه گذاريم محافظت کنم - 393 00:39:26,299 --> 00:39:28,471 آه، پس فکرت براي دَک کردنِ اونها، اين بود، ها؟ 394 00:39:28,524 --> 00:39:29,908 .حالا يکي ديگه دنبالمه 395 00:39:38,924 --> 00:39:40,037 .کاب» گفت که برميگردي» 396 00:39:41,818 --> 00:39:44,951 ...سعي کردم نيام، ولي - .ولي هيچي مثلِ اين وجود نداره - 397 00:39:45,467 --> 00:39:49,319 .اين فقط... خلقتِ نابيه 398 00:39:50,103 --> 00:39:52,969 بيا يه نگاهي به چندتا سبکِ معماريِ .پارادوکسي(ضد و نقيض)بندازيم 399 00:39:53,068 --> 00:39:54,345 بايد توي چندتا حقه، مهارت پيدا کني 400 00:39:54,347 --> 00:39:56,450 .اگه ميخواي سه سطحِ خوابِ کامل رو بسازي 401 00:39:56,502 --> 00:39:59,563 .ببخشيد - چه جور حقه هايي؟ - 402 00:39:59,939 --> 00:40:02,957 در خواب، ميتوني «معمار» رو با .طرحهاي غير ممکن، گول بزني 403 00:40:03,641 --> 00:40:07,533 .اين باعث ميشه بتوني چند حلقه ي بسته بسازي .«مثلِ پله هاي «پنروس 404 00:40:07,952 --> 00:40:09,791 .راه پله ي نامحدود 405 00:40:12,640 --> 00:40:15,964 ميبيني؟ 406 00:40:19,026 --> 00:40:24,488 پارادوکس. پس يه حلقه ي بسته مثلِ اين، کمکت ،ميکنه، مرزهاي خوابي رو که ساختي .پنهان کني 407 00:40:24,641 --> 00:40:27,073 بزرگيِ اين سطح ها چقدر بايد باشه؟ 408 00:40:27,407 --> 00:40:30,236 .هر چيزي ميتونه باشه .از يه طبقه ي ساختمون گرفته تا کلِ يه شهر 409 00:40:30,260 --> 00:40:32,105 ...ولي بايد اونقدر پيچيده باشن 410 00:40:32,435 --> 00:40:33,791 .که بتونيم از «تجسم کردن»، مخفيشون کنيم 411 00:40:33,845 --> 00:40:35,402 .يه هزار راه - .درسته، يه هزار راه - 412 00:40:35,783 --> 00:40:37,937 ...و هر چي هزار راه بهتر باشه - ...زمانِ بيشتري داريم - 413 00:40:37,990 --> 00:40:40,563 .قبل از اينکه «تجسم کننده»ها ما رو بگيرن - .دقيقاً - 414 00:40:41,950 --> 00:40:43,732 ،ناخودآگاهِ من به اندازه ي کافي .آروم بنظر مياد 415 00:40:43,876 --> 00:40:45,096 .حالا صبر کن تا اوضاع وخيم باشه 416 00:40:45,892 --> 00:40:48,236 هيچکس دوست نداره احساس کنه .يه نفر ديگه داره ذهنش رو دست کاري ميکنه 417 00:40:48,869 --> 00:40:50,713 کاب» ديگه نميتونه» همچين جاهايي رو بسازه، درسته؟ 418 00:40:52,387 --> 00:40:54,503 ،نميدونم ميتونه يا نه .ولي نميسازه 419 00:40:54,905 --> 00:40:57,214 فکر ميکنه اگه ندونه .طرح بندي به چه شکله، امن تره 420 00:40:57,332 --> 00:40:59,260 چرا؟ - .بهم نميگه - 421 00:40:59,277 --> 00:41:01,022 .ولي فکر کنم دليلش «مال» باشه 422 00:41:01,502 --> 00:41:03,573 همسرِ سابقش؟ - .نه، سابق نيست - 423 00:41:03,648 --> 00:41:06,109 هنوز باهم هستن؟ - ...نه، اون - 424 00:41:07,595 --> 00:41:09,117 .اون مُرده 425 00:41:11,019 --> 00:41:13,785 چيزي که تو اونجا ديدي، فقط يه .تجسم از اون بود 426 00:41:17,988 --> 00:41:21,276 توي زندگيِ واقعي چه شکلي بود؟ - .خيلي زيبا - 427 00:41:25,328 --> 00:41:27,620 دنبالِ شيميدان ميگرديد؟ - .بله - 428 00:41:27,814 --> 00:41:29,568 که ترکيبي رو براي يه کار بسازه؟ 429 00:41:30,230 --> 00:41:34,670 .و باهامون واردِ کار بشه - نه، من خيلي کم واردِ اينکار- .«ميشم، آقاي «کاب 430 00:41:34,928 --> 00:41:38,731 ما نياز داريم که اونجا ترکيبي دقيق .بر اساسِ نيازمون بسازيد 431 00:41:39,038 --> 00:41:41,129 نيازتون چيه؟ - .عمقِ زياد - 432 00:41:41,131 --> 00:41:43,754 خوابي در يه خوابِ ديگه؟ دو سطح؟ 433 00:41:46,646 --> 00:41:48,109 .سه تا 434 00:41:48,161 --> 00:41:52,017 .ممکن نيست .يه خواب در يه خوابِ ديگه، خيلي ناپايداره 435 00:41:52,067 --> 00:41:58,843 امکانش هست، فقط به داروي- .خواب آور نيازه .خب، بايد خيلي قوي باشه - 436 00:42:00,803 --> 00:42:02,557 چند نفر عضو تيم هستن؟ - .پنج نفر - 437 00:42:03,351 --> 00:42:03,952 .شش نفر 438 00:42:05,182 --> 00:42:09,959 تنها راهي که ميتوني مطمئن بشي .کار رو انجام دادي، اينه که منم باهات بيام 439 00:42:10,165 --> 00:42:12,995 ،توي کاري مثلِ اين .«جايي براي جهانگردها نيست، آقاي «سايتو 440 00:42:13,125 --> 00:42:15,239 .فکر کنم اين دفعه هست 441 00:42:16,780 --> 00:42:20,134 .فکر کنم اين چيزِ خوبي براي شروع باشه .من هر روز ازش استفاده ميکنم 442 00:42:20,757 --> 00:42:22,850 براي چي؟ - .نشونتون ميدم - 443 00:42:27,017 --> 00:42:32,596 .شايد دلتون نخواد اينو ببينيد - .اول شما - 444 00:42:41,669 --> 00:42:45,747 .شش، ده، دوازده .همه بهم متصل هستن، حيوونهاي لعنتي 445 00:42:45,801 --> 00:42:47,352 .اونها هر روز ميان که خوابهاي مشترک ببينن 446 00:42:50,484 --> 00:42:52,364 ميبينيد؟ .کاملاً پايدار 447 00:42:58,921 --> 00:43:02,531 چه مدت خواب ميبينن؟ - .سه، چهار ساعت، هر روز - 448 00:43:02,544 --> 00:43:05,652 و زمانِ خواب؟ - با اين ترکيب؟ - 449 00:43:05,654 --> 00:43:09,273 .حدود 40 ساعت، هر روز - چرا اينکارو ميکنن؟ - 450 00:43:09,360 --> 00:43:10,413 .«بهش بگيد، آقاي «کاب 451 00:43:12,361 --> 00:43:15,843 بعد از يه مدت، اين ميشه .تنها راهي که ميتوني خواب ببيني 452 00:43:15,893 --> 00:43:18,068 شما هنوز خواب ميبينيد، آقاي «کاب»؟ 453 00:43:18,069 --> 00:43:20,951 اونها هر روز ميان اينجا که بخوابن؟ - .نه - 454 00:43:22,872 --> 00:43:29,200 .نه اونها ميان که بيدار بشن .خواب براشون تبديل به واقعيت شده 455 00:43:31,222 --> 00:43:33,811 تو کي هستي که غير از اين بگي، ها؟ 456 00:43:35,782 --> 00:43:37,099 .بذار ببينيم چکار ميتوني بکني 457 00:43:48,879 --> 00:43:51,729 .ميدوني چطوري پيدام کني 458 00:43:52,689 --> 00:43:54,941 .ميدوني بايد چکار کني 459 00:43:59,830 --> 00:44:01,162 خوب بود؟ 460 00:44:16,437 --> 00:44:18,792 حالت خوبه، آقاي «کاب»؟ 461 00:44:19,805 --> 00:44:22,898 .آره. آره. من خوبم 462 00:44:32,003 --> 00:44:36,108 ،«رابرت فيشر» .«وارث کمپانيِ اختلاطِ انرژيِ «فيشر مارو 463 00:44:36,156 --> 00:44:38,051 مشکلت با اين آقاي «فيشر» چيه؟ 464 00:44:38,101 --> 00:44:40,174 .اين به تو مربوط نميشه 465 00:44:40,226 --> 00:44:44,126 آقاي «سايتو»، اين يکي از .نمونه هاي جاسوسيِ شرکتت نيست 466 00:44:44,729 --> 00:44:49,670 تو از من يه «الهام» خواستي. اميدوارم .سنگيني و اهميتِ اين درخواست رو درک کنيد 467 00:44:50,388 --> 00:44:54,162 ،بذري که ما در ذهن اين مَرد ميکاريم .به صورت يه فکر رشد ميکنه 468 00:44:54,218 --> 00:44:57,389 .اين فکر براي اون تعريف ميشه ...ممکنه باعث تغيير 469 00:44:58,291 --> 00:45:00,367 .ممکنه باعث تغيير همه چيز اون بشه 470 00:45:00,387 --> 00:45:04,309 ما آخرين کمپاني هستيم که بين اونها و .تماميِ منابعِ کنترلِ انرژي قرار داريم 471 00:45:04,782 --> 00:45:09,268 ديگه نميتونيم رقابت کنيم. به زودي اونها ...کنترلِ منبعِ انرژيِ نصفِ دنيا 472 00:45:09,321 --> 00:45:13,161 .رو بدست ميگيرن .عملاً، اونها تبديل به يه اَبَر قدرت شدن 473 00:45:14,621 --> 00:45:17,712 «دنيا نياز داره که «رابرت فيشر .ذهنش رو تغيير بده 474 00:45:18,152 --> 00:45:22,911 .اينجاست که ما وارد کار ميشم رابطه ي «فيشر» با پدرش چطوره؟ 475 00:45:23,169 --> 00:45:26,190 .شايعه شده که رابطه شون خوب نيست 476 00:45:26,299 --> 00:45:28,874 ولي ما نميتونيم بر اساسِ شايعه کار کنيم،ميتونيم؟ 477 00:45:28,921 --> 00:45:33,996 ميتوني من رو به اين مَرد برسوني؟ .«براونينگ»، دستِ راستِ «فيشر» 478 00:45:34,626 --> 00:45:36,202 .پدرخوانده ي «فيشرِ» کوچک 479 00:45:36,254 --> 00:45:39,721 .بايد شدني باشه .اگه بتونيم به منابعِ دُرُست برسيم 480 00:45:39,901 --> 00:45:43,889 منابع چيزهايي هستن که .«در تخصصِ من قرار دارن، آقاي «سايتو 481 00:45:44,944 --> 00:45:48,344 .من اينجا چيزي از توافق نميبينم .ترتيبشون رو بده 482 00:45:48,396 --> 00:45:52,491 ،«آقاي «براونينگ»، سياستِ «موريس فيشر .هميشه اجتناب از دادخواهيه 483 00:45:56,990 --> 00:46:00,312 بايد مستقيماً در مورد نگرانيِ شما با آقاي «موريس» صحبت کنيم؟ 484 00:46:00,779 --> 00:46:04,100 .مطمئن نيستم لازم باشه - .نه، نه، نه. فکر کنم لازمه - 485 00:46:26,205 --> 00:46:30,987 حالش چطوره؟ ...نميخوام بي جهت مزاحمش بشم، ولي 486 00:46:31,316 --> 00:46:36,706 ...رابرت»، بهت نگفتم خارج از شهر بمون» .صبر کن، فقط کاري رو که گفتم بکن 487 00:46:36,794 --> 00:46:37,785 .«نه، حرف نزنيد، آقاي «فيشر 488 00:46:38,239 --> 00:46:41,343 !کار رو انجام بده 489 00:46:41,595 --> 00:46:45,379 .هيچوقت .هيچوقت کاري رو که ميخوام، انجام نميدي 490 00:46:45,432 --> 00:46:47,843 .از شهر برو 491 00:46:50,198 --> 00:46:52,041 .وحشتناکه 492 00:46:54,498 --> 00:46:57,552 .بايد يکي از خاطراتِ خوبِ اون باشه 493 00:46:58,146 --> 00:47:02,360 .من ميذارمش کنار تختش .اون حتي متوجه هم نميشه 494 00:47:03,019 --> 00:47:09,202 رابرت... ما بايد در موردِ وکالت نامه .صحبت کنيم 495 00:47:09,254 --> 00:47:10,694 .ميدونم که الان مشکله - .«الان وقتش نيست، عمو «پيتر - 496 00:47:10,746 --> 00:47:12,498 ...ولي خيلي ضروريه که ما شروع به 497 00:47:16,753 --> 00:47:18,800 .لاشخورها دارن دورمون رو ميگيرن 498 00:47:18,953 --> 00:47:22,101 ،هرچقدر «موريس فيشر» مريض تر ميشه .پيتر براونينگ» قوي تر ميشه» 499 00:47:23,125 --> 00:47:25,451 من فرصت هاي زيادي داشتم ... ،که «براونينگ» رو زيرنظر بگيرم 500 00:47:26,164 --> 00:47:30,572 .حضورِ جسميش رو بررسي کنم روي شخصيتش مطالعه کردم، و .خيلي چيزاي ديگه 501 00:47:30,593 --> 00:47:33,937 ،حالا، توي اولين لايه ي خواب .من ميتونم هويتِ «براونينگ» رو جعل کنم 502 00:47:34,552 --> 00:47:37,971 و «فکر»هايي رو .به ذهنِ ناخودآگاهِ «فيشر» تلقين کنم 503 00:47:38,050 --> 00:47:40,589 ...بعد، وقتي ما اون رو يک سطح عميق تر واردِ 504 00:47:40,741 --> 00:47:44,040 ،تصوراتِ «براونينگ» بکنيم .بايد بازخوردش، دُرُست به خودش برگرده 505 00:47:44,093 --> 00:47:47,153 .پس اون، «فکر» رو خودش به خودش ميده - .دقيقاً - 506 00:47:47,567 --> 00:47:50,103 .اين تنها راهِ که «فکر» ميتونه تلقين بشه .بايد خودش توليدش کنه 507 00:47:50,155 --> 00:47:53,157 .ايمز»، تحتِ تأثير قرار گرفتم» 508 00:47:53,992 --> 00:47:57,388 ،هميشه از اِقرارت قدرداني ميکنم .آرتور»، خيلي ممنون» 509 00:48:18,550 --> 00:48:20,773 خودت تنهايي ميخواي بري اونجا؟ 510 00:48:20,837 --> 00:48:23,772 ...نه، نه. فقط .داشتم چندتا آزمايش انجام ميدادم 511 00:48:24,626 --> 00:48:26,921 .متوجه نشدم کسي اينجا مونده 512 00:48:26,997 --> 00:48:30,991 «آره، درواقع داشتم روي «توتمِ- .خودم کار ميکردم .بيا، بذار يه نگاهي بندازم - 513 00:48:32,980 --> 00:48:34,366 پس داري ياد ميگيري، ها؟ 514 00:48:34,447 --> 00:48:37,595 .يه راهِ قشنگ براي تشخيصِ واقعيت 515 00:48:38,746 --> 00:48:42,445 فکرِ تو بود؟ - .نه، در واقع، فکر «مال» بود - 516 00:48:42,445 --> 00:48:47,950 .اين. اين مالِ اون بود .اگه توي يه خواب تابش بدي، هيچوقت نميافته 517 00:48:47,959 --> 00:48:51,416 .همينطور ميچرخه و ميچرخه 518 00:48:52,406 --> 00:48:57,959 .آرتور» بهم گفت اون مُرده» - هزار راه ها چطورن؟ - 519 00:48:58,419 --> 00:49:01,678 هر سطح مربوط به قسمتي از ...ناخودآگاهِ سوژه ميشه که 520 00:49:01,731 --> 00:49:03,174 .ما ميخوايم بهش دسترسي پيدا کنيم 521 00:49:03,226 --> 00:49:08,321 .پس، رسيدن به آخرِ سطح، بيمارستانها .که «فيشر» پدرش رو مياره اونجا 522 00:49:08,568 --> 00:49:11,835 .راستش من يه سوال در مورد اين طرح داشتم 523 00:49:11,880 --> 00:49:16,063 نه، نه، نه. جزئيات رو بهم نشون نده. فقط کساني .که خواب ميبينن بايد از جزئياتِ طرح آگاه باشن 524 00:49:17,070 --> 00:49:18,162 چرا انقدر مهمه؟ 525 00:49:18,515 --> 00:49:20,290 ...اگه يکي از ما، تصوراتش رو بوجود آورد 526 00:49:20,342 --> 00:49:22,720 ما نميخوايم که اونها .از جزئياتِ هزار راه باخبر بشن 527 00:49:23,703 --> 00:49:26,612 .منظورت اينه درصورتيکه تو «مال» رو بياري 528 00:49:26,828 --> 00:49:30,647 تو نميتوني «مال» رو بيرون نگه- داري، مگه نه؟ .درسته - 529 00:49:31,062 --> 00:49:34,778 تو ديگه نميتوني چيزي بسازي، چون اگه .چيزي از هزار راه بفهمي، اون هم ميفهمه 530 00:49:35,369 --> 00:49:37,743 .که باعث از بين رفتن کل عمليات ميشه 531 00:49:37,758 --> 00:49:40,053 کاب»، بقيه هم اين موضوع رو ميدونن؟» - .نه. نه، نميدونن - 532 00:49:40,491 --> 00:49:42,533 .اگه داره بدتر ميشه، بايد بهشون بگي 533 00:49:42,585 --> 00:49:45,245 .هيچکس نگفت داره بدتر ميشه 534 00:49:45,598 --> 00:49:48,989 .من بايد برم خونه م .الان فقط همين برام مهمه 535 00:49:50,276 --> 00:49:57,656 چرا نميتوني بري خونه؟ - .چون اونها فکر ميکنن من «مال» رو کُشتم - 536 00:50:00,820 --> 00:50:03,100 .ممنونم - براي چي؟ - 537 00:50:03,332 --> 00:50:05,491 .براي اينکه نپرسيدي اينکارو کردم يا نه 538 00:50:05,539 --> 00:50:08,090 " .من امپراطوري پدرم رو منحل ميکنم " 539 00:50:08,090 --> 00:50:11,951 حالا? اين مشخصاً اين ايده ايه که خود .رابرت» انتخاب به رد کردنش خواهد کرد» 540 00:50:12,405 --> 00:50:15,360 بخاطرِ همينه که بايد «فکر» رو .در عمقِ ناخودآگاه بکاريم 541 00:50:15,449 --> 00:50:19,202 ناخودآگاه بوسيله ي احساسات تحريک ميشه، درسته؟ .دليل خاصي نداره 542 00:50:19,278 --> 00:50:22,633 ما بايد يه راهي پيدا کنيم که .اينو به مفهومِ احساسات ترجمه کنيم 543 00:50:22,761 --> 00:50:25,003 چطوري ميخواي يه استراتژيِ تجاري رو به احساسات ترجمه کني؟ 544 00:50:25,056 --> 00:50:25,540 « موريس»? و «رابرت») «دو نسل از «فيشر (دو نوع مديريت کاملاً متفاوت 545 00:50:25,593 --> 00:50:27,042 ما اومديم اينجا که همينو بفهميم، درسته؟ 546 00:50:27,068 --> 00:50:30,575 «حالا، بطور خلاصه، رابطه ي «رابرت .با پدرش زيرِ فشار قرار داره 547 00:50:30,852 --> 00:50:32,046 .اينو يادم نمياد 548 00:50:32,099 --> 00:50:35,783 چون اينکه بهش پيشنهاد کنيم شرکتِ پدرش رو .از بين ببره، توهينِ بزرگي به اون پيرمرده 549 00:50:35,969 --> 00:50:37,503 ...نه، چون من فکر ميکنم احساساتِ مثبت 550 00:50:37,655 --> 00:50:39,649 .هميشه بر احساساتِ منفي غلبه ميکنن 551 00:50:39,743 --> 00:50:42,731 .همه ي ما در مورد آشتي شنيديم .يه روان پاکسازي 552 00:50:43,758 --> 00:50:47,342 ما نياز داريم که «رابرت فيشر»، نسبت به .همه ي اينها واکنشِ احساسيِ مثبتي نشون بده 553 00:50:47,389 --> 00:50:49,379 .خيلي خب، اينو امتحان ميکنيم 554 00:50:49,401 --> 00:50:54,259 پدرم قبول کرده که من ميخوام " " .راهِ خودمو برم، نه اينکه جا پايِ اون بذارم 555 00:50:54,753 --> 00:50:57,133 .ميتونه عملي باشه .ممکنه 556 00:50:57,634 --> 00:50:59,583 .ما بايد بهتر از "ممکنه" کار کنيم 557 00:50:59,626 --> 00:51:01,178 .«ممنون از همکاريت، «آرتور 558 00:51:01,331 --> 00:51:04,248 .«ببخشيد که ميخوام يکم تخصصي کار کنم، «ايمز 559 00:51:04,428 --> 00:51:07,916 تخصصي؟ - .الهام مربوط به خاص بودن نيست - 560 00:51:07,968 --> 00:51:11,228 ،وقتي وارد ذهنش ميشيم .بايد روي چيزي که پيدا ميکنيم کار کنيم 561 00:51:12,728 --> 00:51:16,403 ،در بالاترين سطح .رابطه با پدرش رو به اشتراک ميذاريم 562 00:51:16,497 --> 00:51:19,776 :و اين رو بهش تلقين ميکنيم " .من جا پاي پدرم نميذارم " 563 00:51:19,847 --> 00:51:24,517 :و در سطحِ بعدي، اين رو بهش ميديم " .من راهِ خودم رو در پيش ميگيرم " 564 00:51:25,191 --> 00:51:27,627 ،بعد از اون، پايين ترين سطح رو هدف ميگيريم .و ضربه ي نهايي رو ميزنيم 565 00:51:27,631 --> 00:51:30,096 " .پدرم نميخواد که من مثلِ اون باشم " - .دقيقاً - 566 00:51:31,285 --> 00:51:35,486 ،وقتي سه لايه رو انجام ميديم .خواب با کوچترين اختلالي، متلاشي ميشه 567 00:51:35,641 --> 00:51:37,126 .داروي خواب آور 568 00:51:37,126 --> 00:51:40,381 براي داشتنِ يه خوابِ قوي که ...سه لايه داشته باشه 569 00:51:40,407 --> 00:51:43,336 ما بايد يه داروي خواب آورِ بشدت قوي .درست کنيم 570 00:51:55,571 --> 00:51:56,677 .شب بخير 571 00:51:57,460 --> 00:51:59,229 ...ترکيبي که براي خوابِ مشترک استفاده ميشه 572 00:51:59,282 --> 00:52:01,122 يه ارتباطِ محکمي بينِ کساني که ...خواب ميبينن، ايجاد ميکنه 573 00:52:01,175 --> 00:52:03,821 .بعلاوه، عملکردِ مغز رو خيلي زياد ميکنه 574 00:52:03,829 --> 00:52:06,209 به عبارت ديگه، زمان بيشتري به ما .براي هر سطح ميده 575 00:52:06,267 --> 00:52:09,256 عملکرد مغز در خواب، حدود 20 برابر .حالت معموله 576 00:52:09,461 --> 00:52:12,845 وقتي درونِ يه خوابي که در يه خوابِ ديگه .قرار داره ميشي، اثراتش ترکيب ميشه 577 00:52:12,904 --> 00:52:16,745 ما سه تا خواب داريم، ميشه 10- ...ساعت ،20ساعت .ببخشيد، من هيچوقت رياضيم خوب نبوده- 578 00:52:16,766 --> 00:52:20,878 چقدر زمان ميبره؟ - .يک هفته براي سطح اول - 579 00:52:21,082 --> 00:52:24,616 شش ماه براي سطح دوم و ...سطح سوم 580 00:52:24,668 --> 00:52:26,747 .ميشه 10 سال 581 00:52:28,398 --> 00:52:31,318 کي ميخواد 10 سال توي يه خواب بمونه؟ 582 00:52:31,372 --> 00:52:32,956 .بستگي داره خواب چي باشه 583 00:52:32,976 --> 00:52:35,642 ،خب وقتي کارمون رو انجام داديم چطوري بيايم بيرون؟ 584 00:52:35,643 --> 00:52:38,857 اميدوارم يه راهِ بهتري از .شليک کردن به سَرَم داشته باشي 585 00:52:38,872 --> 00:52:41,173 .يه ضربه - چه "ضربه"اي؟ - 586 00:52:41,628 --> 00:52:45,459 .اين، «آريادني»، به اين ميگن ضربه 587 00:52:46,573 --> 00:52:49,007 ،مثلِ احساسِ سقوط ميمونه ... ،تکونت ميدن، بيدار ميشي 588 00:52:49,662 --> 00:52:50,912 .از خواب ميکِشنت بيرون 589 00:52:50,964 --> 00:52:52,705 با اين داروي خواب آور، ضربه رو احساس ميکنيم؟ 590 00:52:52,716 --> 00:52:54,309 .اوه، نکته ي جالبش اينجاست 591 00:52:54,362 --> 00:52:57,011 من طوري تغييرش دادم که کاري به .عملکرد گوش نداشته باشه 592 00:52:57,594 --> 00:53:01,457 ،اينجوري، هرچقدر هم که خواب عميق باشه ...کسي که خواب ميبينه، هنوز ميتونه سقوط 593 00:53:02,732 --> 00:53:05,125 .يا ضربه رو احساس کنه 594 00:53:05,549 --> 00:53:07,507 نکته ش اينه که ...بايد جوري اين ضربه رو هماهنگ بزنيد 595 00:53:07,660 --> 00:53:10,356 .که بتونه در هر سه سطح رِخنه ايجاد کنه 596 00:53:10,452 --> 00:53:13,225 ميتونيم از يه موسيقي براي .هماهنگ کردنِ ضربه هاي مختلف استفاده کنيم 597 00:53:21,716 --> 00:53:25,678 ،اون هيچ برنامه اي براي عمل جراحي .دندون پزشکي يا چيزِ ديگه اي نداره 598 00:53:25,754 --> 00:53:27,618 قرار نبود يه عملِ زانو داشته باشه؟ 599 00:53:27,631 --> 00:53:32,689 .کنه REM هيچي، هيچي نيست که اون رو واردِ .ما... ما حداقل ده ساعت وقت لازم داريم مرحله اي از خواب که:REM ) (.در آن فرد،رؤيا ميبينيد 600 00:53:32,748 --> 00:53:34,600 .سيدني به لس آنجلس 601 00:53:35,149 --> 00:53:39,234 .يکي از طولاني ترين پروازها در دنياست اون هر دو هفته اي يکبار، اين سفر رو .انجام ميده 602 00:53:39,607 --> 00:53:42,127 .و حتماً با هواپيماي خصوصي پرواز ميکنه 603 00:53:42,980 --> 00:53:45,741 نه اگه يه تعميرِ غيرمنتظره .براي هواپيماش پيش بياد 604 00:53:46,090 --> 00:53:48,401 .ولي بايد يه هواپيماي 747 باشه - چرا؟ - 605 00:53:48,426 --> 00:53:50,293 ... ،چون در هواپيماي 747، خلبان بالاست 606 00:53:50,448 --> 00:53:53,681 و کابينِ درجه يک، در دماغه قرار داره و .پس هيچکس نميتونه وارد اونجا بشه 607 00:53:53,733 --> 00:53:56,882 ولي اونوقت بايد تمام صندلي هاي کابين .و درجه يک رو بخري 608 00:53:56,995 --> 00:54:02,233 .من خطوطِ هوايي رو خريدم .بنظر کوچيک ميومد 609 00:54:03,959 --> 00:54:06,576 .خب، مثل اينکه 10 ساعتمون رو به بدست آورديم 610 00:54:07,346 --> 00:54:10,446 راستي، «آريادني»؟ .کارِت عالي بود 611 00:54:57,993 --> 00:55:03,444 .ميدوني چطوري پيدام کني .ميدوني بايد چکار کني 612 00:55:07,009 --> 00:55:10,315 يادته وقتي ازم خواستي باهات ازدواج کنم؟ 613 00:55:11,815 --> 00:55:16,378 .البته که يادمه - .گفتي يه خوابي ديدي - 614 00:55:20,389 --> 00:55:22,818 .که باهم پير ميشيم 615 00:55:24,299 --> 00:55:26,434 .و ميتونيم 616 00:55:32,588 --> 00:55:33,942 .تو نبايد اينجا باشي 617 00:55:38,840 --> 00:55:42,032 فقط ميخواستم ببينم چه جور آزمايشي رو .هرشب اينجا انجام ميدي 618 00:55:42,102 --> 00:55:45,259 .هر چي که بود، ربطي به تو نداشت - .تمامِ اين چيزا به من مربوط هستن - 619 00:55:45,311 --> 00:55:50,486 تو از من خواستي که توي خوابمون- .شريک بشيم .نه توي اين. اينا مالِ من هستن- 620 00:56:02,231 --> 00:56:07,506 چرا اينکارو با خودت ميکني؟ - .فقط اينطوري ميتونم خواب ببينم - 621 00:56:09,536 --> 00:56:14,443 چرا خواب ديدن انقدر مهمه؟ - .توي خوابهاي من، ما هنوز باهم هستيم - 622 00:56:29,002 --> 00:56:32,292 .اينها فقط خواب نيستن 623 00:56:32,702 --> 00:56:35,751 .اينها خاطرات هستن .و تو گفتي هيچوقت از خاطرات استفاده نکن 624 00:56:36,015 --> 00:56:39,022 .ميدونم - .تو سعي داري اونو زنده نگه داري - 625 00:56:39,528 --> 00:56:43,837 .نميتوني ولش کني - .تو متوجه نيستي - 626 00:56:44,040 --> 00:56:47,539 اينا لحظاتي هستن که من حسرتشون رو .ميخورم و خاطراتين که بايد عوضشون کنم 627 00:56:49,330 --> 00:56:51,616 اوه، اون پايين چيه که حسرتش رو ميخوري؟ 628 00:56:51,618 --> 00:56:54,896 .گوش کن، تو بايد يه چيزي رو در مورد من بدوني 629 00:57:03,742 --> 00:57:07,246 اين خونه ي توست؟ - .خونه ي من و «مال»، آره - 630 00:57:08,594 --> 00:57:12,712 مال» کجاست؟» - .الان مُرده - 631 00:57:17,295 --> 00:57:21,892 اون پسرمه، «جيمز». داره زمين رو .واسه يه چيزي ميکَنه، شايد يه کِرم 632 00:57:23,738 --> 00:57:25,533 .اون «فيليپا»ست 633 00:57:25,674 --> 00:57:30,332 ميدوني، فکر کردم اسشون رو صدا بزنم ...تا برگردن و لبخند بزنن و من بتونم اون 634 00:57:30,826 --> 00:57:35,863 ...اون صورتِ قشنگشون رو ببينم، ولي .ديگه خيلي دير شده 635 00:57:36,380 --> 00:57:38,628 .«يا حالا يا هيچوقت، «کاب 636 00:57:43,700 --> 00:57:48,630 بعد من شروع به ترسيدن ميکنم. ميفهمم که ...نميخوام حسرت اين لحظه رو بخورم 637 00:57:48,973 --> 00:57:51,281 .بايد براي آخرين بار چهره شون رو ببينم 638 00:57:51,335 --> 00:57:53,957 !«جيمز»! «فيليپا» !بيايد داخل 639 00:57:54,232 --> 00:57:57,706 .ولي اون لحظه ميگذره 640 00:57:58,568 --> 00:58:01,986 .و هرکاري که بکنم، نميتونم تغييرش بدم 641 00:58:02,593 --> 00:58:07,455 .پس فقط ميخوام صداشون کنم و فرار کنم 642 00:58:10,037 --> 00:58:13,430 ،اگه بخوام دوباره چهره شون رو ببينمم .بايد برگردم خونه 643 00:58:13,841 --> 00:58:15,732 .در دنياي واقعي 644 00:58:57,344 --> 00:59:00,847 اينجا چکار ميکني؟ - ...اسم من - 645 00:59:00,934 --> 00:59:04,024 .ميدونيم کي هستي اينجا چکار ميکني؟ 646 00:59:12,438 --> 00:59:16,364 .فقط ميخوام بفهمم - چه طور ميتوني بفهمي؟ - 647 00:59:18,055 --> 00:59:21,534 ميدوني عاشق بودن يعني چي؟ 648 00:59:22,641 --> 00:59:26,552 نيمه ي يه چيزِ کامل بودن؟ - .نه - 649 00:59:28,938 --> 00:59:30,558 .يه معما بهت ميگم 650 00:59:32,109 --> 00:59:38,184 .تو منتظرِ يه قطاري .يه قطار که تو رو يه جاي دوري ميبره 651 00:59:40,039 --> 00:59:46,021 .تو ميدوني که اميدواري اين قطار کجا ببرتت .ولي مطمئن نيستي 652 00:59:46,695 --> 00:59:53,285 ولي مهم نيست. چطور ممکنه برات مهم نباشه که قطار کجا ميبرتت؟ 653 00:59:53,382 --> 00:59:55,110 .چون ما هميشه باهم خواهيم بود 654 00:59:55,531 --> 00:59:59,028 چطور ميتوني اونو بياري اينجا، «دام»؟ - اينجا کجاست؟ - 655 00:59:59,317 --> 01:00:02,639 اينجا اتاقِ هتليه که ما .سالگرد ازدواجمون رو توش ميگذرونديم 656 01:00:02,680 --> 01:00:04,307 .اينجا چه اتفاقي افتاده 657 01:00:05,158 --> 01:00:09,358 !تو قول دادي !تو قول دادي که ما باهم ميمونيم 658 01:00:09,448 --> 01:00:11,361 !خواهش ميکنم، من ميخوام تو اينجا بموني !فقط الان 659 01:00:11,413 --> 01:00:14,973 !تو گفتي ما باهم ميمونيم !گفتي کنار هم پير ميشيم 660 01:00:14,981 --> 01:00:17,073 .من بخاطرت برميگردم .قول ميدم 661 01:00:35,267 --> 01:00:40,917 تو واقعاً فکر کردي ميتوني يه زنداني از خاطرات درست کني و اونو توش حبس کني؟ 662 01:00:41,070 --> 01:00:44,449 واقعاً فکر کردي اينکار، اونو کنترل ميکنه؟ 663 01:00:44,746 --> 01:00:49,058 .وقتشه .موريس فيشر» همين الان توي سيدني مُرد» 664 01:00:49,774 --> 01:00:52,298 مراسم تشييع جنازه چه وقتيه؟ - .پنجشنبه، در لس آنجلس - 665 01:00:52,475 --> 01:00:55,502 رابرت» بايد جنازه رو تا قبل از» .سه شنبه ببره .بايد حرکت کنيم 666 01:00:55,645 --> 01:00:57,100 .باشه 667 01:00:57,260 --> 01:01:00,713 .کاب»، منم باهات ميام» - .من به «مايلز» قول دادم، نه - 668 01:01:00,791 --> 01:01:04,238 گروه به کسي نياز داره که .بفهمه تو با چي سر و کار داري 669 01:01:05,924 --> 01:01:08,354 .و حتماً لازم نيست که من باشم 670 01:01:08,408 --> 01:01:12,288 ولي بعدش مجبوري به «آرتور» نشون بدي .من چي ديدم 671 01:01:18,179 --> 01:01:20,155 .يه صندليِ ديگه برامون رزرو کن 672 01:01:23,952 --> 01:01:27,215 اگه من سوار اين هواپيما بشم ... ،و تو به قولت عمل نکني 673 01:01:27,358 --> 01:01:30,432 .وقتي فرود بيايم، من تا آخر عمرم ميرم زندان 674 01:01:31,004 --> 01:01:36,075 .کار رو طبق برنامه تمام کن .من يه تلفن از داخل هواپيما ميزنم 675 01:01:36,145 --> 01:01:39,154 و اونوقت تو هيچ مشکلي .براي مهاجرت نخواهي داشت 676 01:01:44,038 --> 01:01:46,113 .بله - .ممنون - 677 01:01:46,113 --> 01:01:46,693 .بله 678 01:01:46,694 --> 01:01:49,002 .صندلي سوم، سمت راست - .خيلي ممنون - 679 01:01:53,250 --> 01:01:55,833 .ببخشيد - .اوه، بله، ببخشيد - 680 01:02:06,322 --> 01:02:08,340 خوش اومديد، قربان. ميتونم- کُتتون رو بگيرم؟ .متشکرم - 681 01:02:27,629 --> 01:02:28,720 .کمربندهاي خود را ببنديد* *.سيگار نکشيد 682 01:02:30,815 --> 01:02:34,192 ببخشيد، فکر کنم اين مالِ شماست؟ .حتماً از جيبتون افتاده 683 01:02:34,420 --> 01:02:37,065 آقايون، نوشيدني ميل داريد؟ - .اوه، آب لطفاً - 684 01:02:37,387 --> 01:02:39,053 .منم همينطور، لطفاً 685 01:02:42,640 --> 01:02:44,197 .ممنون 686 01:02:44,351 --> 01:02:47,837 ،ميدونيد، نميتونم جلوي خودم رو بگيرم ...ولي شما اتفاقي با 687 01:02:47,890 --> 01:02:49,598 موريس فيشر» نسبتي نداشتيد، داشتيد؟» 688 01:02:49,623 --> 01:02:57,158 .بله، اون... اون پدرم بود - .خب، ايشون مَرد خيلي خوبي بودن - 689 01:02:57,170 --> 01:02:59,779 .تسليت ميگم - .قربان - 690 01:03:01,405 --> 01:03:03,774 .بفرماييد - .متشکرم - 691 01:03:03,999 --> 01:03:09,768 .براي پدرتون، که روحش در آرامش باشه 692 01:04:18,506 --> 01:04:19,950 .ميتونستي قبل از اينکه بياي، بري دستشويي 693 01:04:20,002 --> 01:04:20,748 .ببخشيد 694 01:04:20,803 --> 01:04:23,012 قبل از اينکه بياي خيلي شامپاين زدي، نه، «يوسف»؟ 695 01:04:23,066 --> 01:04:23,963 .هاها، سفت و سخت 696 01:04:24,015 --> 01:04:26,660 خب، حالا اون توي اين هوا دنبالِ .تاکسي ميگرده 697 01:04:39,365 --> 01:04:42,173 ...گوسفند! داري چيکار - .بزن به چاک - 698 01:04:58,928 --> 01:05:02,496 .ببين، من بايد برم، خيلي خب - .تاکسي. متشکرم - 699 01:05:05,749 --> 01:05:08,193 .خيلي خب .خيابون سوم و مرکز تجاري 700 01:05:09,207 --> 01:05:09,949 چکار ميکني؟ 701 01:05:10,332 --> 01:05:11,999 .اوه شرمنده، فکر کردم خاليه .خب، نيست - 702 01:05:12,190 --> 01:05:14,020 .شايد بتونيم باهم بريم - .شايد نشه - 703 01:05:14,073 --> 01:05:15,656 ...ميتوني بزني کنار و اين 704 01:05:18,754 --> 01:05:19,978 .عاليه 705 01:05:24,860 --> 01:05:26,456 !زود باش 706 01:05:38,137 --> 01:05:40,614 پونصد دلار داخلشه و .خودِ کيف ارزشش بيشتر از اينه 707 01:05:40,684 --> 01:05:42,632 .پس بهتره منو توي مسيرم پياده کني 708 01:05:42,696 --> 01:05:43,836 ...متاسفانه 709 01:05:53,125 --> 01:05:53,726 !مواظبش باش 710 01:05:53,779 --> 01:05:57,037 !نه! نه! نه چه اتفاقي داره ميافته؟ 711 01:06:00,783 --> 01:06:02,561 .اين توي طراحيِ من نبود 712 01:06:02,991 --> 01:06:06,473 کاب»؟» کاب»؟» 713 01:06:57,124 --> 01:06:58,497 !بزنش 714 01:07:05,438 --> 01:07:08,849 تو خوبي؟ - .آره، من خوبم. خوبم - 715 01:07:09,322 --> 01:07:11,332 .فيشر» هم خوبه» .به جز اينکه بالا اورده 716 01:07:11,422 --> 01:07:12,577 سايتو»؟» 717 01:07:31,347 --> 01:07:32,675 !همين الان «فيشر» رو ببر به اتاقِ عقبي 718 01:07:34,061 --> 01:07:36,950 !ببرش توي اتاق عقبي - ...چه غلطي - 719 01:07:37,021 --> 01:07:38,890 اون تير خورده؟ داره ميميره؟ - .نميدونم - 720 01:07:38,943 --> 01:07:39,779 .يا مسيح 721 01:07:40,238 --> 01:07:43,010 کجا بودي؟ چه اتفاقي برات افتاده؟ - .دختره يه قطار باري رو به وجود آورد - 722 01:07:43,262 --> 01:07:45,260 چرا يه قطار رو گذاشتي توي مرکزِ شهر؟ 723 01:07:45,314 --> 01:07:46,812 .من نذاشتم - پس از کجا اومد؟ - 724 01:07:46,864 --> 01:07:48,778 !بذار من يه چيزي ازت بپرسم چرا برامون کمين کرده بودن؟ 725 01:07:49,194 --> 01:07:51,794 !اونها تصوراتِ عادي نبودن ،براي اينکار تمرين ديده بودن !محضِ رضاي خدا 726 01:07:51,834 --> 01:07:53,399 .حق با توست - چطور ممکنه؟ - 727 01:07:53,494 --> 01:07:57,635 فيشر» يه استخراج کننده داشت که» .به ناخودآگاهش آموزش ميده از خودش دفاع کنه 728 01:07:57,688 --> 01:07:59,711 .واسه همين ناخودآگاهش مسلح بود 729 01:07:59,763 --> 01:08:01,239 .بايد توي تحقيقات نشون ميداد .متأسفم 730 01:08:01,290 --> 01:08:03,793 پس چرا نشون نداد؟ - .آروم باش - 731 01:08:03,877 --> 01:08:06,280 .به من نگو آروم باش !اين وظيفه ي تو بود، لعنتي 732 01:08:06,366 --> 01:08:10,400 مسئوليتش با تو بود! قرار بود !سابقه ي «فيشر» رو از اول تا آخر چک کني 733 01:08:10,475 --> 01:08:12,023 !ما براي همچين خشونتي آماده نشده بوديم 734 01:08:12,096 --> 01:08:13,889 ما قبلاً هم با باديگاردها رو به رو !شده بوديم 735 01:08:13,943 --> 01:08:15,745 فقط بايد يکم بيشتر مواظب باشيم .و بعد مشکلي پيش نمياد 736 01:08:15,863 --> 01:08:18,128 !اين قسمتي از نقشه نبود !اون داره ميميره 737 01:08:18,181 --> 01:08:19,614 .بذار از اين بدبختي بيارمش بيرون - !نه، نه - 738 01:08:19,667 --> 01:08:21,168 !اينکارو نکن - موضوع چيه، «کاب»؟ - 739 01:08:21,177 --> 01:08:23,993 .اينکارو نکن - .اون داره درد ميکِشه، ميخوام بيدارش کنم - 740 01:08:24,630 --> 01:08:27,833 .نه، اين بيدارش نميکنه - منظورت چيه، "اين بيدارش نميکنه"؟ - 741 01:08:27,885 --> 01:08:30,308 .اينکار بيدارش نميکنه - .وقتي ما توي خواب بميريم، بيدار ميشيم - 742 01:08:30,347 --> 01:08:34,117 ،نه توي اين. براي اينجوري بيدار شدن .خيلي دارو خورديم 743 01:08:34,213 --> 01:08:37,612 خيلي خب، پس اگه بميريم، چي ميشه؟ - .ميريم به برزخ - 744 01:08:37,682 --> 01:08:39,683 جدي ميگي؟ - برزخ؟ - 745 01:08:39,691 --> 01:08:42,815 .ميريم فضاي خوابي که ساختار(=بنا) نداره - اونجا چه جور جهنيه؟ - 746 01:08:42,867 --> 01:08:46,360 .يه ناخودآگاهِ نامحدود و دردناک .هيچي اونجا نيست 747 01:08:46,448 --> 01:08:49,001 بجز هر چيزي از کسيکه ...توي خواب مشترک از اون مونده 748 01:08:49,055 --> 01:08:53,432 .و قبل از اون، اونجا گير کرده... .که در اين حالت، فقط تو هستي 749 01:08:53,499 --> 01:08:55,138 چه مدت ممکنه اونجا گير بيافتيم؟ 750 01:08:55,371 --> 01:08:57,582 ،من حتي نميتونم به فرار کردن فکر کنم ...تا وقتيکه دارو 751 01:08:57,635 --> 01:09:00,745 چقدر طول ميکِشه، «يوسف»؟ - .ده ها سال، ممکنه تا اَبَد باشه. نميدونم - 752 01:09:00,797 --> 01:09:02,190 .از اون که خودش اونجا بوده، بپرس 753 01:09:02,231 --> 01:09:04,102 .فقط ببرش طبقه بالا 754 01:09:05,235 --> 01:09:08,193 .عاليه. ممنون 755 01:09:09,791 --> 01:09:13,134 خب، حالا توي ذهنِ «فيشر» گير کرديم و ... ،داريم با ارتشِ خصوصيش ميجنگيم 756 01:09:13,168 --> 01:09:15,720 ...و اگه بميريم، توي بزرخ گُم و گور ميشيم 757 01:09:15,773 --> 01:09:18,016 تا وقتيکه مغزمون تبديل به اُملت بشه، ها؟ 758 01:09:24,026 --> 01:09:27,035 جعبه کمکهاي اوليه داري؟ 759 01:09:29,000 --> 01:09:31,855 پس تو از اين خطر خبر داشتي و چيزي بهمون نگفتي؟ 760 01:09:31,890 --> 01:09:34,931 قرار نبود هيچ خطري در کار باشه، چون .من نميدونستم با يه لشکر مُسلح طرف ميشيم 761 01:09:34,973 --> 01:09:37,883 .تو اين حق رو نداشتي - اين تنها راهي بود که ميشد تا عمقِ- .سه لايه بريم 762 01:09:37,887 --> 01:09:41,653 و تو، تو هم ميدونستي و چيزي نگفتي؟ - .من به اون اعتماد کردم - 763 01:09:41,662 --> 01:09:43,607 بهش اعتماد کردي. که چي؟ قولِ نصفِ سهمش رو بهت داده بود؟ 764 01:09:43,624 --> 01:09:47,203 .نه. تمام سهمش رو .گفت قبلاً هم اينکارو کرده 765 01:09:47,255 --> 01:09:50,298 قبلاً اينکارو کرده، با کي، «مال»؟ چون اون کار خيلي خوب پيش رفت؟ 766 01:09:50,351 --> 01:09:52,789 اين هيچ ربطي به اون نداره. براي برگشتن .پيش بچه هام، مجبور بودم اينکارو بکنم 767 01:09:52,874 --> 01:09:54,767 ،پس ما رو وارد يه منطقه ي جنگي کردي .که هيچ راه خروجي نداره 768 01:09:54,820 --> 01:09:58,743 يه راه خروج هست.خيلي خب، ما کار رو ،ادامه ميديم و تا جاييکه امکان داره .سريع انجام ميدم 769 01:09:59,152 --> 01:10:01,926 .و با استفاده از يه ضربه، ميايم بيرون .درست مثل قبلاً 770 01:10:01,979 --> 01:10:04,567 ،فراموشش کن، اگه از اين عميق تر بريم .فقط خطر رو بيشتر ميکنيم 771 01:10:04,635 --> 01:10:06,337 .من همينجا، توي همين سطح ميمونم 772 01:10:06,390 --> 01:10:08,985 همين الان نيروهاي «فيشر» اينجا رو .محاصره کردن 773 01:10:09,018 --> 01:10:11,222 ،ده ساعت که پرواز کنيم .توي اين سطح، يه هفته محسوب ميشه 774 01:10:11,275 --> 01:10:15,772 .اين يعني اينکه همه ي ما ميميريم .ميتونم تضمين کنم 775 01:10:15,813 --> 01:10:19,173 هيچ چاره ي ديگه اي نداريم .مگه اينکه اينکار رو سريع ادامه بديم 776 01:10:20,642 --> 01:10:24,089 .تنها راهِ پيشروي، به عمق رفتنه 777 01:10:24,926 --> 01:10:28,849 .آماده بشيد .تو، زود باش بريم يه تکوني بهش بديم 778 01:10:32,545 --> 01:10:36,269 .من براي آدم ربايي، بالاي 10 ميليون بيمه شدم 779 01:10:36,322 --> 01:10:40,131 .خيلي ساده ست - .خفه شو! اينطور نيست - 780 01:10:40,144 --> 01:10:43,459 ،گاوصندق پدرت .توي دفترش، زيرِ قفسه ي کتاب قرار داره 781 01:10:43,547 --> 01:10:47,077 .ما رمزش رو ميخوايم - .من چيزي از گاوصندوق نميدونم - 782 01:10:47,083 --> 01:10:50,267 .اين دليل نميشه که رمزش رو ندوني 783 01:10:51,135 --> 01:10:55,273 .رمزش رو بهمون بگو - .نميدونم - 784 01:11:00,814 --> 01:11:03,032 ما يه منبعِ پيرِ خوب داريم که ميگه .تو ميدوني 785 01:11:03,115 --> 01:11:05,903 جداً؟ کيه؟ 786 01:11:06,647 --> 01:11:08,879 .اين 500دلار ميارزه 787 01:11:08,881 --> 01:11:13,775 داخلش چيه؟ - .کارت اعتباري، کارت شناسايي، و اين - 788 01:11:18,876 --> 01:11:22,836 اين بدرد ميخوره؟ - .شايد - 789 01:11:22,900 --> 01:11:26,332 .نوبت توست. يه ساعت وقت داري - يه ساعت؟ - 790 01:11:27,486 --> 01:11:29,754 .قرار بود تمامِ شب رو تمرين کنم 791 01:11:29,808 --> 01:11:32,552 .سايتو» هم قرار نبود تير بخوره توي سينه اش» 792 01:11:32,599 --> 01:11:35,823 ،يه ساعت وقت داريم .حالا لطفاً يه کارِ بدردبخور انجام بده 793 01:11:38,128 --> 01:11:41,759 اون چيه؟ - .همون منبعِ خوب - 794 01:11:44,843 --> 01:11:46,142 ...«عمو «پيتر 795 01:11:46,193 --> 01:11:47,169 .نه، نه 796 01:11:47,223 --> 01:11:51,281 .فقط جلوشون رو بگير - .رمز رو بگو - 797 01:11:51,314 --> 01:11:54,432 .نميدونم چيه - پس چرا «براونينگ» ميگه ميدوني؟ - 798 01:11:54,524 --> 01:11:58,578 .نميدونم .فقط بذار باهاش حرف بزنم و بعد ميفهمم 799 01:12:00,061 --> 01:12:03,446 .يه ساعت وقت داري .حرف بزن 800 01:12:04,663 --> 01:12:06,507 حالت خوبه؟ 801 01:12:07,799 --> 01:12:09,935 خوبي؟ 802 01:12:12,383 --> 01:12:16,439 .اون نامردها دو روز منو زدن 803 01:12:16,816 --> 01:12:21,160 اونها يه نفر رو دارن که به دفتر پدرت دسترسي داره و سعي دارن .گاوصندوقش رو باز کنن 804 01:12:21,258 --> 01:12:25,155 .آره - .گفتن من رمز رو ميدونم، ولي نميدونم - 805 01:12:25,208 --> 01:12:27,949 .آره، منم نميدونم - چي؟ - 806 01:12:28,001 --> 01:12:32,538 موريس» بهم گفت بعد از مرگش، تو تنها کسي» .هستي که به گاوصندوق دسترسي داري 807 01:12:32,597 --> 01:12:34,574 .نه، اون هيچوقت رمز رو بهم نگفت 808 01:12:34,648 --> 01:12:39,154 ،شايد گفته، منظورم اينه که .شايد متوجه نشدي چيزي که داده، رمز بوده 809 01:12:39,223 --> 01:12:40,772 خب، چه جوري داده؟ 810 01:12:40,808 --> 01:12:43,240 نميدونم يه ترکيبي از اعداد ...که معنيِ خاصي داره 811 01:12:43,293 --> 01:12:46,843 .بر اساسِ اوقاتي که با «موريس» گذروندي 812 01:12:48,367 --> 01:12:53,382 ما لحظاتِ... معني دارِ زيادي رو باهم .نگذرونديم 813 01:12:53,460 --> 01:12:55,803 .شايد بعد از اينکه مادرت مُرد 814 01:12:57,656 --> 01:13:01,651 ميدوني بعد از اينکه مادرم مُرد، بهم چي گفت؟ 815 01:13:01,924 --> 01:13:10,003 " .رابرت»، واقعاً حرفي براي گفتن نيست» "- .اوه، خب، اون موقع حالش زياد خوب نبوده - 816 01:13:10,003 --> 01:13:12,888 .«من 11 سالم بود، عمو «پيتر 817 01:13:12,932 --> 01:13:17,010 حالش چطوره؟ - .درد زيادي داره - 818 01:13:17,032 --> 01:13:20,261 ،وقتي به سطح هاي پايين تر بريم .درد خيلي کمتر ميشه 819 01:13:20,263 --> 01:13:24,469 و اگه بميره؟ - بدترين حالتش رو ميخواي؟ - 820 01:13:24,530 --> 01:13:27,515 .وقتي بيدار بشه، حافظه اش به کلي پاک ميشه 821 01:13:27,591 --> 01:13:33,691 .کاب»، من هنوز سر قولم هستم» - .«خيلي ممنونم، «سايتو - 822 01:13:33,745 --> 01:13:37,811 .ولي وقتي بيدار بشي، چيزي از اين يادت نمياد 823 01:13:38,045 --> 01:13:40,366 .برزخ تبديل به دنياي واقعيتت ميشه 824 01:13:40,393 --> 01:13:44,515 براي مدت زيادي، انقدر اونجا ميموني .که پير ميشي 825 01:13:44,537 --> 01:13:49,102 پشيمون؟ - .منتظر ميموني که در تنهايي بميري - 826 01:13:49,186 --> 01:13:55,576 .نه، من برميگردم .و دوباره با هم زنده خواهيم موند 827 01:14:01,637 --> 01:14:02,653 .نفس بکِش 828 01:14:02,890 --> 01:14:05,975 .اين آدما اگه رمز رو بهشون نديم، ميکُشنمون 829 01:14:06,003 --> 01:14:08,459 .اونها فقط پول ميخوان - .خودم صداشون رو شنيدم - 830 01:14:08,510 --> 01:14:12,367 ميخوان ما رو بذارن توي ماشين .و بندازنمون توي رودخونه 831 01:14:12,451 --> 01:14:15,912 خيلي خب، توي گاوصندوق چي هست؟ - .يه چيزي براي تو - 832 01:14:15,996 --> 01:14:20,805 موريس» هميشه ميگفت» .اين با ارزش ترين هديه ي اون به توئه 833 01:14:20,881 --> 01:14:22,547 .يه وصيت نامه 834 01:14:22,599 --> 01:14:24,746 .وصيت نامه ي «موريس»، پيش «پورت» و «دان»ـه 835 01:14:24,815 --> 01:14:28,664 اون يه وصيت ديگه ست. قرار بود .اگه تو ميخواستي، جايگزينِ اين يکي بشه 836 01:14:28,750 --> 01:14:31,306 اين روابطِ کاريِ «فيشر مارو» رو ...از هم جدا ميکنه 837 01:14:31,364 --> 01:14:34,716 ،و همونطور که ميدونيم .اين ميشه پايانِ تمامِ امپراتوري 838 01:14:35,171 --> 01:14:41,465 .نابودي تمام ميراث من فکر ميکني چرا بايد همچين پيشنهادي بده؟ 839 01:14:41,479 --> 01:14:46,943 واقعاً نميدونم. اون خيلي دوستت .«داشت، «رابرت 840 01:14:48,163 --> 01:14:51,559 .به روش خودش - به روش خودش؟ - 841 01:14:52,325 --> 01:14:57,698 ...لحظات آخر، منو صدا کرد که برم پيشش 842 01:14:58,186 --> 01:15:00,498 .و خيلي سخت ميتونست صحبت کنه 843 01:15:01,411 --> 01:15:06,777 ولي تمامِ سعيش رو کرد که آخرين .چيز رو بهم بگه 844 01:15:07,522 --> 01:15:16,460 .منو کِشيد نزديکِ خودش .و فقط يه کلمه تونستم... بشنوم 845 01:15:19,835 --> 01:15:22,423 ."نااميدم" 846 01:15:27,345 --> 01:15:29,992 کِي توي برزخ بودي؟ 847 01:15:30,404 --> 01:15:34,158 شايد بتوني بقيه ي گروه رو ...متقاعد کني که به کارشون ادامه بدن 848 01:15:34,210 --> 01:15:35,483 .ولي اونها حقيقت رو نميدونن 849 01:15:35,536 --> 01:15:36,983 حقيقت؟ چه حقيقتي؟ 850 01:15:37,079 --> 01:15:41,542 اين حقيقت که هرلحظه ممکنه .تو يه قطارِ باري رو از توي ديوار رد کني 851 01:15:41,686 --> 01:15:45,311 اين حقيقت که «مال» داره .به ناخودآگاهت فشار مياره 852 01:15:45,328 --> 01:15:47,835 و اين حقيقت که همينطور که ما بيشتر ...به عمقِ ذهنِ «فيشر» نفوذ ميکنيم 853 01:15:47,888 --> 01:15:50,276 .به ذهنِ تو هم نفوذ ميکنيم 854 01:15:50,470 --> 01:15:54,841 و من... من مطمئن نيستم .از چيزي که پيدا ميکنيم، خوشمون بياد 855 01:15:57,239 --> 01:16:03,857 ما باهم کار ميکرديم. داشتيم فرضيه ي .خوابي در خوابِ ديگه رو بررسي ميکرديم 856 01:16:03,884 --> 01:16:08,480 من مُدام پافشاري ميکردم. ميخواستم .عميق و عميق تر برم. ميخواستم بيشتر برم 857 01:16:08,927 --> 01:16:13,987 فقط اينو نفهميدم که اونجا .ساعتها ميتونه به سالها تبديل بشه 858 01:16:14,086 --> 01:16:17,946 .که ميتونيم تا اينقدر عميق گير بيوفتيم ...که وقتي ما 859 01:16:17,998 --> 01:16:20,866 ...به آخرِ ساحلِ ناخودآگاهمون ميرسيم 860 01:16:20,874 --> 01:16:23,923 قدرتِ تشخيصِ واقعيت از مجازي رو از .دست ميديم 861 01:16:29,979 --> 01:16:33,158 .ما ساختيمش .يه دنيايي رو براي خودمون ساختيم 862 01:16:34,227 --> 01:16:39,645 .اينکار رو سالها انجام داديم .دنياي خودمون رو ساختيم 863 01:16:41,220 --> 01:16:45,749 چه مدت اونجا بودين؟ - .حدودِ 50 سال - 864 01:16:48,961 --> 01:16:54,556 .خداي من چطور تحمل کرديد؟ 865 01:16:54,613 --> 01:16:57,042 .اولش زياد بد نبود. حس ميکرديم خدا هستيم 866 01:16:58,019 --> 01:17:01,162 مشکل اين بود که من ميدونستم .هيچ کدومِ اينها واقعي نيستن 867 01:17:01,216 --> 01:17:05,738 آخرش، ديگه برام غير ممکن شد .که اونجوري زندگي کنم 868 01:17:05,790 --> 01:17:08,362 براي «مال» چطور بود؟ 869 01:17:11,089 --> 01:17:14,453 .اون يه چيزي رو مخفي کرد .يه چيزي در اعماقِ وجودش 870 01:17:15,672 --> 01:17:21,584 .حقيقتي رو که يه زماني ميدونست .تصميم گرفت فراموشش کنه 871 01:17:23,973 --> 01:17:26,794 .برزخ براش تبديل به واقعيت شد 872 01:17:28,023 --> 01:17:30,255 وقتي بيدار شدين، چه اتفاقي افتاد؟ 873 01:17:30,433 --> 01:17:34,546 ،خب، وقتي بعد از سالها ...بعد از ده ها سال بيدار شديم 874 01:17:34,977 --> 01:17:39,885 ،که روح هاي پيرمون ... ،اونجوري جوون شده بودن 875 01:17:39,902 --> 01:17:44,727 .ميدونستم اون يه مشکلي داره .فقط نميخواست اعتراف کنه 876 01:17:45,771 --> 01:17:51,710 .نهايتاً حقيقت رو گفت .اون تسخيرِ يه فکر شده بود 877 01:17:51,946 --> 01:17:57,069 .يه فکرِ خيلي ساده، که همه چيز رو تغيير ميداد 878 01:17:58,045 --> 01:18:00,947 .که دنياي ما واقعي نيست 879 01:18:02,204 --> 01:18:05,751 ،که براي برگشتن به واقعيت، بايد بيدار بشه ...که 880 01:18:05,824 --> 01:18:12,157 ...براي برگشتن به خونه .بايد خودمون رو بکُشيم 881 01:18:18,962 --> 01:18:22,961 پس بچه هاتون چي؟ - .اون فکر ميکرد بچه هامون جزء تصوراتمون هستن - 882 01:18:23,013 --> 01:18:25,080 ،که بچه هاي واقعيمون يه جايي .توي اونجا منتظرمون هستن 883 01:18:25,132 --> 01:18:27,470 .ببين، «کاب»! من مادرشون هستم - .آروم باش - 884 01:18:27,499 --> 01:18:29,716 حتي نميتوني تشخيصشون بدي؟ 885 01:18:29,796 --> 01:18:31,718 اگه اين خوابِ منه، چرا نميتونم کنترلش کنم؟ 886 01:18:31,772 --> 01:18:33,286 !چون خودت نميدوني داري خواب ميبيني 887 01:18:33,314 --> 01:18:37,126 اون مطمئن بود که من نميتونم نظرش رو عوض ...کنم، حالا مهم نيست که چقدر التماس کردم 888 01:18:37,179 --> 01:18:39,398 .مهم نيست چقدر درخواست کردم 889 01:18:42,493 --> 01:18:45,838 .ميخواست اينکارو انجام بده .ولي تنهايي نميتونست 890 01:18:45,872 --> 01:18:51,915 ...منو خيلي دوست داشت .واسه همين،براي سالگرد ازدواجمون با يه نقشه اومد 891 01:18:57,969 --> 01:19:01,969 :ترجمه از حــمــزه دکــســتر 892 01:19:18,385 --> 01:19:21,036 عزيزم داري چکار ميکني؟ - .بهم ملحق شو - 893 01:19:21,459 --> 01:19:25,913 فقط بيا داخل، باشه؟ .فقط همين الان بيا داخل، بيا 894 01:19:26,004 --> 01:19:34,601 .نه، من ميخوام بپرم و تو هم با من مياي - .نه، نميام. ولي الان به من گوش کن - 895 01:19:34,984 --> 01:19:38,566 اگه بپري، بيدار نميشي، يادته؟ - 896 01:19:38,618 --> 01:19:44,512 .ميميري. حالا، فقط برگرد داخل، زود باش .برگرد داخل تا در موردش صحبت کنيم 897 01:19:44,564 --> 01:19:47,823 .به اندازه ي کافي باهم حرف زديم 898 01:19:48,440 --> 01:19:51,810 .«مال» - .بيا لبه ي پنجره وگرنه ميپرم - 899 01:19:51,863 --> 01:19:53,166 .باشه 900 01:19:57,383 --> 01:20:00,943 ميخوايم در موردش حرف بزنيم. باشه؟ 901 01:20:01,533 --> 01:20:06,544 .ازت ميخوام که يکم ايمان داشته باشي - .نه، عزيزم - 902 01:20:07,261 --> 01:20:10,196 .نميتونم. ميدوني که، نميتونم اينکارو بکنم 903 01:20:10,230 --> 01:20:12,679 .يه لحظه صبر کن و به بچه هامون فکر کن 904 01:20:12,718 --> 01:20:17,240 ،به «جيمز» فکر کن. به «فيليپا» فکر کن .همين الان 905 01:20:17,296 --> 01:20:20,216 ،اگه بدون تو هم بپرم .بازم اونها بچه ها رو ازت ميگيرن 906 01:20:20,304 --> 01:20:22,232 منظورت چيه؟ 907 01:20:22,287 --> 01:20:24,572 ... ،من يه نامه نوشتم و دادم به وکيلمون 908 01:20:24,624 --> 01:20:27,285 بهش توضيح دادم که چقدر .براي سلامت جانيم ميترسم 909 01:20:29,091 --> 01:20:32,830 .که چطور منو تهديد به مرگ کردي 910 01:20:34,337 --> 01:20:37,843 چرا اينکارو کردي؟ - .«من دوستت دارم، «دام - 911 01:20:37,880 --> 01:20:40,076 ...چرا اينکار... چرا چرا اينکارو با من ميکني؟ 912 01:20:40,130 --> 01:20:42,802 من از احساسِ گناهي که براي .ترک کردنِ اونها داشتي، آزادت کردم 913 01:20:42,880 --> 01:20:46,016 .حالا ميريم خونه مون .پيشِ بچه هاي واقعيمون 914 01:20:46,072 --> 01:20:49,949 !نه، نه، نه، نه، «مال»، گوش کن چي ميگم .باشه؟ «مال»، خواهش ميکنم به من نگاه کن 915 01:20:49,969 --> 01:20:51,673 .تو منتظر يه قطاري 916 01:20:51,713 --> 01:20:55,650 !مال»، لعنتي! اينکارو نکن» - .يه قطار که تو رو يه جاي دوري ميبره - 917 01:20:55,670 --> 01:20:59,422 !جيمز» و «فيليپا» منتظرت هستن» - .ميدوني که دوست داري اين قطار کجا ببرتت 918 01:20:59,475 --> 01:21:01,278 !اونها منتظرمون هستن - .ولي مطمئن نيستي - 919 01:21:01,331 --> 01:21:04,065 !مال»، به من نگاه کن» - .ولي مهم نيست - 920 01:21:04,102 --> 01:21:07,157 !مال»، خدا لعنتت کنه» - .چون ما باهم خواهيم بود - 921 01:21:07,254 --> 01:21:13,393 !عزيزم، به من نگاه کن !مال»، نه! خدايـــا» 922 01:21:16,297 --> 01:21:20,066 ،سه روانپزشک مختلف .سلامت عقليش رو تأييد کرده بودن 923 01:21:20,192 --> 01:21:24,420 واسه همين براي من غير ممکن بود .که ذاتِ ديوانگيش رو اثبات کنم 924 01:21:24,435 --> 01:21:26,645 .پس، من فرار کردم 925 01:21:26,809 --> 01:21:30,145 .«يا حالا، يا هيچوقت، «کاب 926 01:21:40,215 --> 01:21:42,752 .خيلي خب، بريم 927 01:21:42,773 --> 01:21:46,292 من بچه هام رو ترک کردم و از اون موقع .دارم سعي ميکنم که بليت برگشتنم رو بخرم 928 01:21:46,308 --> 01:21:50,800 .احساسِ گناهِ تو، از اون نشأت گرفته .اون از احساسِ گناهِ تو، قدرت ميگيره 929 01:21:50,812 --> 01:21:54,832 ولي تو مسئولِ فکري که .باعث مرگش شد، نيستي 930 01:21:55,500 --> 01:21:57,879 ...و اگه ما قرار باشه توي اينکار موفق بشيم 931 01:21:57,933 --> 01:22:03,310 .تو بايــد خودت رو ببخشي .بايد باهاش رو به رو بشي 932 01:22:03,341 --> 01:22:05,397 .ولي مجبور نيستي اينکارو تنها انجام بدي 933 01:22:05,486 --> 01:22:07,929 ...نه، نه، تو - .اينکارو بايد بقيه انجام ميدم - 934 01:22:08,004 --> 01:22:12,885 ،چون اونها اصلاً نميدونن با اومدنِ اينجا با تو .چه خطري رو مرتکب شدن 935 01:22:18,657 --> 01:22:20,091 .بايد بريم 936 01:22:20,415 --> 01:22:24,210 .وقت تموم شد - .خيلي خب. من از هيچ رمزي خبر ندارم - 937 01:22:24,291 --> 01:22:27,680 .حداقل عمداً نميدونم - غريزي چطور، ها؟ - 938 01:22:27,881 --> 01:22:30,707 من يه نفر رو دارم که همين الان ...توي دفتر پدرت ايستاده 939 01:22:30,760 --> 01:22:32,052 .و آماده ست که رمز رو بهش بگم 940 01:22:32,122 --> 01:22:35,186 ميخوام شش عددِ اولي که .توي ذهنت مياد رو بهم بگي 941 01:22:35,221 --> 01:22:37,153 .نميدونم - !همين الان - 942 01:22:37,218 --> 01:22:44,253 !گفتم همين الان! همين الان - 5، 2، 8، 4، 9، 1 - 943 01:22:47,632 --> 01:22:49,546 .بايد بهتر از اينا کار کني 944 01:22:49,557 --> 01:22:53,963 .خيلي خب. سرش رو بپوشون .ميريم توي ماشين 945 01:22:57,273 --> 01:23:02,001 ديگه ميخواي چکار کني؟ منو بکُشي؟ 946 01:23:06,419 --> 01:23:08,775 چي فهميدي؟ 947 01:23:08,779 --> 01:23:11,676 ،رابطه ي اون پسر با پدرش .خيلي بدتر از اون چيزيه که فکرش رو ميکرديم 948 01:23:11,677 --> 01:23:12,552 حالا اين چطور کمکمون ميکنه؟ 949 01:23:12,904 --> 01:23:15,403 ،هرچي موضوع سنگين تر باشه .روانپاکسازيش قوي تر ميشه 950 01:23:16,838 --> 01:23:19,605 ،چطوري ميخواي آشتيشون بدي بعد قدرتش رو دنبال کني؟ 951 01:23:19,634 --> 01:23:21,561 خب دارم روش کار ميکنم، نه؟ - .سريع تر کار کن - 952 01:23:21,612 --> 01:23:23,521 .تصور»ات خيلي سريع دارن نزديک ميشن» 953 01:23:24,195 --> 01:23:27,294 ،قبل از اينکه کاملاً محاصره بشيم .بايد از اينجا بريم 954 01:24:02,564 --> 01:24:03,832 .لعنتي 955 01:24:03,884 --> 01:24:06,706 ،نبايد وقتي خوابت يکم بزرگتر ميشه .ازش بترسي، عزيزم 956 01:24:23,502 --> 01:24:26,733 حالا، بايد دُشمنيش رو از پدرش .به پدرخونده اش منتقل کنيم 957 01:24:26,789 --> 01:24:28,799 يعني ميخوايم يه رابطه ي مثبت رو خراب کنيم؟ 958 01:24:28,864 --> 01:24:30,606 ...نه، ما رابطه با پدرش رو درست ميکنم 959 01:24:30,658 --> 01:24:33,205 .به وسيله ي افشاي ذاتِ واقعيِ پدرخونده اش 960 01:24:33,239 --> 01:24:36,925 ما بايد «فيشر» رو سه برابر .بيشتر از مأموريت «سايتو»، غارت کنيم 961 01:24:36,969 --> 01:24:39,362 محافظ هاش چي؟ .هرچي ما عميق تر بريم، اونها بدتر ميشن 962 01:24:39,414 --> 01:24:42,293 .نه، فکر کنم بايد از روشِ آقاي «چارلز» استفاده کنيم - .نه - 963 01:24:42,381 --> 01:24:44,123 آقاي «چارلز» کيه؟ - .فکرِ بديه - 964 01:24:44,199 --> 01:24:46,154 همون لحظه اي که ما وارد اون ...هتل و نزديکِ «فيشر» بشيم 965 01:24:46,207 --> 01:24:50,423 .محافظ هاش محاصره مون ميکنن .ما مثل کارِ قبلي با آقاي «چارلز»، عمل ميکنيم 966 01:24:50,477 --> 01:24:52,621 پس قبلاً هم اينکارو کردي؟ - .آره، و فايده نداشت - 967 01:24:52,665 --> 01:24:55,773 سوژه فهميد که داره خواب ميبينه و .ناخودآگاهش تکه تکه مون کرد 968 01:24:55,860 --> 01:24:57,378 .عاليه ولي الان ديگه ياد گرفتيد، درسته؟ 969 01:24:57,431 --> 01:24:59,453 .ميخوام يه جوري حواسشون رو پرت کنيد 970 01:24:59,506 --> 01:25:02,506 مشکلي نيست. نظرت در موردِ يه خانمِ خوشکل که قبلاً هم ازش استفاده کردم چيه؟ 971 01:25:02,558 --> 01:25:04,677 گوش کن. تو با احتياط رانندگي کن، باشه؟ - .باشه - 972 01:25:04,703 --> 01:25:07,496 ،همينطور که بيشتر به عمق ميريم .مثلِ جهنم ناپايدار ميشه 973 01:25:11,604 --> 01:25:15,473 زياد عجله نکن. ما فقط يه بار .براي زدنِ «ضربه» فرصت داريم 974 01:25:15,504 --> 01:25:17,985 من موزيک رو پخش ميکنم و شما .متوجه ميشيد، بقيه اش ديگه با خودتون 975 01:25:18,474 --> 01:25:20,566 آماده ايد؟ - !آماده ايم - 976 01:25:21,741 --> 01:25:22,988 .خوابهاي خوبي ببينيد 977 01:25:23,273 --> 01:25:24,644 خسته ات کردم؟ 978 01:25:26,112 --> 01:25:30,203 .داشتم داستان زندگيم رو برات تعريف ميکردم .فکر کنم خوشت نيامده 979 01:25:32,248 --> 01:25:33,767 .ذهنم خيلي مشغوله 980 01:25:35,085 --> 01:25:37,450 .اون آقاي «چارلز»ه 981 01:25:41,903 --> 01:25:44,580 آقاي «فيشر»، درسته؟ 982 01:25:44,968 --> 01:25:48,036 .خوشحالم دوباره ميبينمتون .راد گرين» هستم از قسمت بازاريابي» 983 01:25:48,871 --> 01:25:51,869 و شما بايد...؟ - .داشتم ميرفتم - 984 01:25:55,463 --> 01:25:57,217 ...اگه يه وقت حوصله ات سر رفت 985 01:26:02,290 --> 01:26:03,702 .حتماً سرِکارت گذاشته 986 01:26:03,755 --> 01:26:06,867 .مگه اينکه شماره تلفنش واقـعـاً 6 رقمي باشه 987 01:26:06,891 --> 01:26:08,150 528-491 988 01:26:08,203 --> 01:26:12,552 ،روشِ جالبي براي دوست پيدا کردنه .که اينجوري کيف پولِ يه نفر رو ميدزدن 989 01:26:16,102 --> 01:26:18,531 .لعنتي ...ارزشِ اون کيف پول حداقل 990 01:26:19,085 --> 01:26:20,529 پونصد دلار، درسته؟ 991 01:26:20,584 --> 01:26:23,647 گوش کن، نگرانش نباش. افرادِ من همين الان .دارن بهش رسيدگي ميکنن 992 01:26:23,658 --> 01:26:25,659 اين آقاي «چارلز» چي يا کيه؟ 993 01:26:25,688 --> 01:26:29,397 يه شخصيتِ طراحي شده ست که .ناخودآگاهِ «فيشر» رو عليه خودش ميکنه 994 01:26:29,679 --> 01:26:31,253 و چرا تو باهاش موافق نيستي؟ 995 01:26:31,264 --> 01:26:33,329 چون بايد به سوژه بگه ... ،که داره خواب ميبينه 996 01:26:33,382 --> 01:26:35,799 .که توجه زيادي رو به خودمون جلب ميکنه 997 01:26:35,841 --> 01:26:37,994 پس «کاب» گفته اون نميتونه اينکارو بکنه؟ 998 01:26:37,994 --> 01:26:41,018 ...حالا متوجه شدي که «کاب» چقدر براي کارهايي 999 01:26:41,071 --> 01:26:43,673 .که خودش ميگه انجام نديد، وقت ميذاره 1000 01:26:45,200 --> 01:26:47,123 آقاي «سايتو»، ميتونم چند لحظه وقتتون رو بگيرم؟ 1001 01:26:47,176 --> 01:26:49,574 ...اوه، متاسفم، ولي - !صبر کن - 1002 01:26:50,359 --> 01:26:54,462 .قبلاً سرزنده تر بودي - .«خيلي سرگرم کننده بود، آقاي «ايمز - 1003 01:27:00,824 --> 01:27:02,536 اغتشاشِ هواپيما؟ 1004 01:27:02,573 --> 01:27:06,237 .نه، يعني، ساده تره .يوسف» داره رانندگي ميکنه» 1005 01:27:14,166 --> 01:27:18,716 آم، ببخشيد، گفتيد اسمتون چيه؟ - .راد گرين» از قسمت بازاريابي» - 1006 01:27:19,334 --> 01:27:21,519 اين اصلاً حقيقت نداره، نه؟ 1007 01:27:22,987 --> 01:27:26,495 .من آقاي «چارلز» هستم منو يادت مياد، مگه نه؟ 1008 01:27:26,633 --> 01:27:29,263 .من رئيسِ بخش امنيتيِ شما، در اينجا هستم 1009 01:27:29,286 --> 01:27:32,042 توي يه طبقه ي ديگه برو بيرون .و به راهت ادامه بده 1010 01:27:32,046 --> 01:27:34,570 .کيف پول رو بنداز دور .نيروهاي امنيتي دنبالش ميگردن 1011 01:27:34,949 --> 01:27:38,246 .باشه - .بايد وقتِ بيشتري براي «کاب» فراهم کنيم - 1012 01:27:41,659 --> 01:27:43,399 بخش امنيتي، ها؟ 1013 01:27:44,966 --> 01:27:47,836 براي هتل کار ميکني؟ - .نه، نه - 1014 01:27:47,963 --> 01:27:54,593 .من توي يه نوع امنيتِ خيلي خاص، تخصص دارم .امنيتِ ناخودآگاه 1015 01:27:54,633 --> 01:28:00,205 داري در مورد خوابها حرف ميزني؟ منظورت استخراجه؟ 1016 01:28:00,285 --> 01:28:05,285 .من اومدم اينجا که ازتون محافظت کنم ...ببين 1017 01:28:09,699 --> 01:28:11,896 .کارت عاليه ...حالا، نقشه ات چيه؟ 1018 01:28:15,945 --> 01:28:17,987 ...آقاي «فيشر» من اينجام که از شما در برابرِ 1019 01:28:18,039 --> 01:28:21,992 کسي که سعي داره به .خوابتون نفوذ پيدا کنه، محافظت کنم 1020 01:28:22,074 --> 01:28:27,322 .شما اينجا امن نيستيد .اونها دارن ميان 1021 01:28:45,671 --> 01:28:47,904 هواي عجيبيه، نه؟ 1022 01:28:52,119 --> 01:28:55,227 حسش ميکني؟ 1023 01:28:55,317 --> 01:28:56,870 چه اتفاقي داره ميافته؟ 1024 01:28:57,111 --> 01:29:00,077 کاب» داره توجه «فيشر» رو» ...به عجايب خواب جلب ميکنه 1025 01:29:00,131 --> 01:29:02,915 که اينکار باعث ميشه ناخودآگاهش .دنبالِ کسيکه خواب ميبينه بگرده 1026 01:29:03,258 --> 01:29:06,502 .دنبال من .زود باش، يه بوس بهم بده 1027 01:29:11,402 --> 01:29:14,981 .هنوز دارن بهمون نگاه ميکنن - .آره، ارزش امتحان کردن رو داشت - 1028 01:29:15,088 --> 01:29:17,594 .بهتره از اينحا بريم بيرون 1029 01:29:33,399 --> 01:29:37,057 احساسش ميکني؟ درواقع شما .«براي اينکار آموزش ديديد، آقاي «فيشر 1030 01:29:37,115 --> 01:29:40,889 ،توجهت رو به شگفتي هاي هوا جلب کن .و اينکه جاذبه چطوري تغيير پيدا ميکنه 1031 01:29:40,922 --> 01:29:44,679 .هيچکدومِ اينها واقعي نيست .شما داريد خواب ميبينيد 1032 01:29:48,865 --> 01:29:51,369 ...حالا، ساده ترين راه براي امتحان کردنِ خودتون 1033 01:29:51,424 --> 01:29:55,240 اينه که سعي کنيد يادتون بياد چطوري به اين هتل رسيديد. ميتونيد اينکارو بکنيد؟ 1034 01:29:55,677 --> 01:29:57,833 ...نميدونم، من 1035 01:29:58,065 --> 01:30:00,492 .نفس بکِشين، نفس بکِشين .آموزشتون رو به خاطر بيارين 1036 01:30:00,518 --> 01:30:04,058 اين واقعيت رو قبول کنين که دارين خواب .ميبينين و من هم اينجام که ازتون محافظت کنم 1037 01:30:04,110 --> 01:30:05,404 .ادامه بدين 1038 01:30:11,735 --> 01:30:14,702 تو واقعي نيستي؟ - .نه، نه - 1039 01:30:14,854 --> 01:30:17,463 .من تصوري از ناخودآگاه تون هستم 1040 01:30:17,549 --> 01:30:22,295 ،من رو به اينجا فرستادن تا اگه استخراج کننده ها .بخوان شما رو وارد خواب بکنن، ازتون محافظت کنم 1041 01:30:22,767 --> 01:30:26,060 و معتقدم همين الان .«اين اتفاق ميخواد بيافته، آقاي «فيشر 1042 01:30:26,724 --> 01:30:31,024 .آره. باشه. باشه 1043 01:30:33,987 --> 01:30:39,986 ميتوني منو از اينجا ببري؟ - .خيلي زود. دنبالم بيا - 1044 01:30:53,838 --> 01:30:55,426 .همينجا بمون 1045 01:31:00,090 --> 01:31:02,124 خداي من! داري چکار ميکني؟ 1046 01:31:02,169 --> 01:31:04,508 .اينها رو فرستاده بودن اينجا که شما رو بدزدن 1047 01:31:04,529 --> 01:31:08,019 .اگه کمکِ منو ميخواين، بايد آروم باشين 1048 01:31:09,040 --> 01:31:12,489 .«ميخوام که باهام همکاري کنين، آقاي «فيشر 1049 01:31:22,979 --> 01:31:27,101 اگه اين يه خوابه، فقط کافيه خودم رو بکُشم تا بيدار بشم، درسته؟ 1050 01:31:27,164 --> 01:31:29,245 اگه من جاي شما بودم «اينکارو نميکردم، آقاي «فيشر 1051 01:31:29,246 --> 01:31:35,031 من ميدونم که اونها داروي خواب آور به خوردتون .دادن، اگه اون ماشه رو بکِشين، ممکنه بيدار نشين 1052 01:31:35,110 --> 01:31:40,297 .ممکنه وارد يه خوابِ خيلي عميق تري بشين .ميدونين که از چي دارم حرف ميزنم 1053 01:31:41,653 --> 01:31:44,448 .آموزشت رو به خاطر بيار 1054 01:31:44,569 --> 01:31:48,232 .يادت باشه چي بهت گفتم .اسلحه رو بده به من 1055 01:31:59,482 --> 01:32:01,735 اين اتاق بايد دقيقاً زيرِ اتاقِ 528 باشه؟ 1056 01:32:01,737 --> 01:32:03,556 .آره 1057 01:32:11,815 --> 01:32:17,257 .فکر کن، آقاي «فيشر»، فکر کن قبل از اين خواب، چي به خاطر مياري؟ 1058 01:32:17,510 --> 01:32:22,731 .آدمهاي... آدمهاي زيادي شليک ميکردن .و... بارون هم ميامد 1059 01:32:23,228 --> 01:32:27,123 .«عمو «پيتر .اوه، خداي من، ما رو دزديده بودن 1060 01:32:27,184 --> 01:32:29,685 کجا نگهتون داشته بودن؟ 1061 01:32:32,164 --> 01:32:35,452 .ما رو عقب وَن گذاشتن - .پس دليلِ تغيير جاذبه ي زمين، همينه - 1062 01:32:35,573 --> 01:32:37,795 .شما همين الان عقب يه وَن هستيد .ادامه بده 1063 01:32:37,796 --> 01:32:43,381 ...ماجرا يه ربطي به يه ربطي به گاوصندوق داشت؟ 1064 01:32:44,194 --> 01:32:45,957 خدايا، چرا انقدر سخته که يادم بياد؟ 1065 01:32:46,033 --> 01:32:48,525 مثل به ياد آوردن يه خواب .بعد از بيدار شدن ميمونه 1066 01:32:48,575 --> 01:32:51,150 .گوش کن، اينکار سالها تمرين ميبره 1067 01:32:51,214 --> 01:32:53,630 ...تو و «براونينگ» به اين خواب کشيده شديد 1068 01:32:53,682 --> 01:32:56,144 .چون اونها سعي دارن يه چيزي رو از ذهنت بدزدن 1069 01:32:56,197 --> 01:32:59,763 ميخوام که الان تمرکز کني و .سعي کني يادت بياد که چي بوده 1070 01:33:00,075 --> 01:33:01,635 اون چيه، آقاي «فيشر»؟ !فکر کن 1071 01:33:01,688 --> 01:33:03,377 .آه، يه رمز 1072 01:33:03,429 --> 01:33:06,218 اونها ميخواستن اولين اعدادي که .به ذهنم ميرسه رو بهشون بگم 1073 01:33:06,271 --> 01:33:08,765 .سعي دارن اعداد رو از ناخودآگاهت استخراج کنن 1074 01:33:08,818 --> 01:33:12,033 .اين همه چيز رو توضيح ميده .ما الان توي هتل هستيم 1075 01:33:13,287 --> 01:33:16,526 .بايد اتاق هاي هتل رو امتحان کنيم شماره چي بود، آقاي «فيشر»؟ 1076 01:33:16,579 --> 01:33:19,390 .سعي کن به ياد بياري .خيلي مهمه 1077 01:33:21,822 --> 01:33:24,567 .پنج? ... دو .يه چيزِ... شماره ي بلندي بود 1078 01:33:24,620 --> 01:33:25,778 .فعلاً کافيه .با همين ميتونيم شروع کنيم 1079 01:33:25,980 --> 01:33:27,897 .طبقه ي پنجم - .باشه - 1080 01:33:27,950 --> 01:33:32,027 پس از يه تايمر استفاده ميکني؟ - .نه، بايد خودم تشخيص بدم - 1081 01:33:32,080 --> 01:33:35,779 ،وقتي شما توي اتاق 528 خوابيد .من منتظرِ ضربه ي «يوسف» ميمونم 1082 01:33:35,831 --> 01:33:37,846 خب، از کجا زمانش رو ميفهمي؟ - .موزيکش بهم هشدار ميده - 1083 01:33:37,898 --> 01:33:41,521 ،و وقتي وَن به حصار پُل برخورد ميکنه .هيچ اشتباهي نبايد رخ بده 1084 01:33:41,773 --> 01:33:45,276 .پس ما يه ضربه ي خوبِ هماهنگ دريافت ميکنيم 1085 01:33:45,329 --> 01:33:47,686 .اگه ضربه زود زده بشه، بيدار نميشيم 1086 01:33:47,741 --> 01:33:50,984 ...و اگه دير زده بشه .(من نميتونم خودمون رو بندازم(به خودمون ضربه بزنم 1087 01:33:51,037 --> 01:33:52,402 چرا نميتوني؟ 1088 01:33:52,456 --> 01:33:57,458 .بخاطر وَن، مثل يه سقوطِ آزاد ميمونه .بودنِ جاذبه نميتونه بندازتت 1089 01:33:57,658 --> 01:33:59,398 .درسته 1090 01:34:03,960 --> 01:34:07,401 .تو با مني .ادامه بده 1091 01:34:30,915 --> 01:34:33,490 .«آقاي «چارلز - آقاي «فيشر»، ميدوني اون چيه؟ - 1092 01:34:33,544 --> 01:34:37,387 .آره، فکر کنم، آره - .اونها ميخواستن تو رو بخوابونن - 1093 01:34:37,560 --> 01:34:39,732 .من الان هم خواب هستم - .دوباره - 1094 01:34:39,786 --> 01:34:42,994 منظورت چيه؟ يه خواب دورنِ يه خوابِ ديگه؟ 1095 01:34:42,995 --> 01:34:45,866 .هي، ميبينم لباسات رو عوض کردي 1096 01:34:45,867 --> 01:34:47,854 ببخشيد؟ 1097 01:34:48,007 --> 01:34:51,949 .اوه، معذرت ميخوام .شما رو با يه نفر ديگه اشتباه گرفتم 1098 01:34:53,248 --> 01:34:55,919 .مطمئنم طرف خيلي خوشتيپه 1099 01:34:57,123 --> 01:35:01,201 .اون تصورِ «فيشر» از «براونينگ»ـه .بيا دنبالش بريم و ببينيم چطور رفتار ميکنه 1100 01:35:01,202 --> 01:35:03,738 چرا؟ - ...چون طرزِ رفتارش بهمون ميگه که - 1101 01:35:03,739 --> 01:35:06,916 «اونجوري که ما ميخوايم، «فيشر .به مُحرک ها مضنون ميشه يا نه 1102 01:35:12,281 --> 01:35:15,550 .«عمو «پيتر - گفتي شما رو باهم دزديدن؟ - 1103 01:35:15,552 --> 01:35:18,699 .خب، نه دقيقاً. اون رو قبلاً گرفته بودن - .داشتن شکنجه اش ميدادن 1104 01:35:18,700 --> 01:35:21,611 و ديدي که شکنجه اش کنن؟ 1105 01:35:27,768 --> 01:35:32,174 آدم دُزدها براي تو کار ميکنن؟ - .«رابرت» - 1106 01:35:32,176 --> 01:35:36,397 تو داري سعي ميکني اون گاوصندوق رو باز کني؟ تا بتوني به وصيتنامه ي دوم برسي؟ 1107 01:35:36,399 --> 01:35:40,627 .فيشر مارو» تمامِ زندگيِ من بوده» .نميتونم بذارم نابودش کني 1108 01:35:40,628 --> 01:35:43,173 .من نميخوام ميراثم رو از بين ببرم چرا بايد اينکارو بکنم؟ 1109 01:35:43,174 --> 01:35:47,943 نميتونستم بذارم بخاطرِ آخرين .شِماتتِ پدرت، بر ضدش عمل کني 1110 01:35:48,356 --> 01:35:51,396 شِماتت؟ - .وصيتنامه، «رابرت»، وصيتنامه - 1111 01:35:51,397 --> 01:35:53,585 .اين آخرين توهينش به تو بود 1112 01:35:53,588 --> 01:35:57,471 ...يه رقابت با تو، که يه چيزي براي خودت بسازي (راه خودت رو بري) 1113 01:35:57,472 --> 01:36:01,836 با گفتنِ اين حرف بهت که تو .ارزش کمالات و هنرهاي اون رو نداري 1114 01:36:06,548 --> 01:36:10,191 چي، که از من نااميد بود، ها؟ 1115 01:36:10,491 --> 01:36:13,160 .متاسفم 1116 01:36:13,561 --> 01:36:16,792 .ولي... اون اشتباه ميکرد 1117 01:36:17,553 --> 01:36:20,175 .تو ميتوني يه شرکت بهتر از شرکتِ اون بسازي 1118 01:36:20,229 --> 01:36:22,690 آقاي «فيشر»؟ .اون دروغ ميگه 1119 01:36:22,744 --> 01:36:24,904 از کجا ميدوني؟ - .به من اعتماد کن، اين کارِ منه - 1120 01:36:24,958 --> 01:36:28,013 اون يه چيزي رو مخفي ميکنه .و ما بايد بفهميم اون چيه 1121 01:36:29,321 --> 01:36:32,937 ميخوام همون کاري رو که اون قراره .با تو انجام بده، تو با اون انجام بدي 1122 01:36:35,062 --> 01:36:38,805 ما وارد ناخودآگاهش ميشيم و ميفهميم .اون چه چيزي رو نميخواد تو متوجه بشي 1123 01:36:40,623 --> 01:36:42,866 .باشه 1124 01:36:48,031 --> 01:36:48,901 .اون بيهوشه 1125 01:36:48,903 --> 01:36:51,697 صبر کن، ما دقيقاً وارد ناخودآگاهِ کي ميخوايم بشيم؟ 1126 01:36:51,750 --> 01:36:53,169 .«فيشر» 1127 01:36:53,223 --> 01:36:56,007 ،«ولي بهش گفتم ناخودآگاهِ «براونينگ .تا بتونه عضوي از گروهِ ما بشه 1128 01:36:56,061 --> 01:36:58,322 .قراره بهمون کمک کنه وارد ناخودآگاه خودش بشيم 1129 01:36:58,377 --> 01:36:59,400 .درسته 1130 01:36:59,753 --> 01:37:02,477 .محافظ هاش کارِت رو ميسازن 1131 01:37:02,531 --> 01:37:05,092 .و من هم کاري ميکنم با خوشحالي تعقيبم کنن 1132 01:37:05,145 --> 01:37:06,838 .فقط براي «ضربه» برگرد اينجا 1133 01:37:06,842 --> 01:37:08,715 .«بخواب، آقاي «ايمز 1134 01:37:13,049 --> 01:37:15,033 حالت خوبه؟ 1135 01:37:17,855 --> 01:37:22,136 هي، آماده اي؟ - .آره، آره. من... خوبم. آماده ام - 1136 01:37:34,875 --> 01:37:39,969 کاب»؟ «کاب»؟» اون پايين چي هست؟ 1137 01:37:42,956 --> 01:37:45,446 .اميدوارم حقايقي باشه که «فيشر» ميخواد ياد بگيره 1138 01:37:45,500 --> 01:37:48,122 منظورم اينه که، براي تو چي هست؟ 1139 01:40:23,742 --> 01:40:26,196 ديدي چي شد؟ 1140 01:40:44,281 --> 01:40:46,230 .ايمز»، اين خوابِ توست» 1141 01:40:46,284 --> 01:40:49,217 ،ميخوام محافظ ها رو از اون ساختمون دور کني ميفهمي؟ 1142 01:40:49,271 --> 01:40:51,451 کي «فيشر» رو ميبره داخل؟ - .من نه - 1143 01:40:51,506 --> 01:40:53,959 ،همه ي مسير رو پيدا کن .هر چيزي ممکنه به خطر بيافته 1144 01:40:54,012 --> 01:40:56,829 .من اينجا رو طراحي کردم - .نه، تو با من مياي - 1145 01:40:56,883 --> 01:40:58,658 .من از پسش بر ميام 1146 01:40:58,712 --> 01:41:01,351 خيلي خب، تو از مسيرِي که .به ساختمون ميرسه حرکت کن 1147 01:41:01,439 --> 01:41:04,112 .فيشر»، تو با اون ميري» - .باشه - 1148 01:41:04,201 --> 01:41:08,815 تو چي؟ - .اين رو سالم نگه دار. من تمام مدت بهش گوش ميدم - 1149 01:41:08,869 --> 01:41:10,879 ،پنجره هاي طبقه ي بالا ...به اندازه ي کافي براي من بزرگ هستن 1150 01:41:10,933 --> 01:41:12,748 که شما رو از سمت اون برجِ جنوبي پوشش بدم. ميبينيش؟ 1151 01:41:12,802 --> 01:41:15,737 آره. تو داخل نمياي؟ - ...براي فهميدن حقيقت - 1152 01:41:15,790 --> 01:41:19,192 در موردِ پدرت، بايد خودت به تنهايي... .وارد ذهنِ «براونينگ» بشي 1153 01:41:20,630 --> 01:41:22,363 !«بيا، «فيشر 1154 01:42:17,662 --> 01:42:21,545 !زنگ خطر رو بزن !زنگ خطر رو بزن 1155 01:42:21,598 --> 01:42:22,623 !تکون بخوريد 1156 01:42:24,806 --> 01:42:26,422 !برو 1157 01:42:40,705 --> 01:42:42,932 !پس به من شليک ميکنن 1158 01:42:53,024 --> 01:42:54,659 .اميدوارم آماده باشن 1159 01:43:03,919 --> 01:43:06,082 .اوه، خيلي زوده 1160 01:43:11,633 --> 01:43:13,283 کاب»، صدا رو ميشنوي؟» 1161 01:43:13,373 --> 01:43:16,739 .اولين بار 20 دقيقه ي پيش شنيدمش .فکر کردم صداي باده 1162 01:43:16,927 --> 01:43:19,391 .آره، ميشنوم .صداي موزيکه 1163 01:43:19,544 --> 01:43:22,698 پس حالا چکار کنيم؟ - .سريع حرکت کن - 1164 01:43:27,942 --> 01:43:30,153 .ده ثانيه ي «يوسف» براي پريدن 1165 01:43:32,079 --> 01:43:34,145 .که سه دقيقه به «آرتور» وقت ميده 1166 01:43:35,504 --> 01:43:38,091 !هي 1167 01:43:38,146 --> 01:43:39,895 به ما چقدر ميده؟ - .شصت دقيقه - 1168 01:43:39,948 --> 01:43:41,562 اونها ميتونن اين مسيرشون رو توي يک ساعت طي کنن؟ 1169 01:43:41,635 --> 01:43:43,560 .ولي بازم بايد از تراسِ وسطي برن پايين 1170 01:43:43,614 --> 01:43:45,874 .خب پس، به مسيرِ جديد احتياج دارن .يه مسيرِ مستقيم تر 1171 01:43:57,764 --> 01:43:59,417 .ولي اين مثل يه هزارراه طراحي شده 1172 01:43:59,471 --> 01:44:02,151 بايد يه راهِ کوتاه(ميانبُر) براي رد شدن از هزارراه باشه، درسته؟ 1173 01:44:02,205 --> 01:44:03,938 ايمز»؟» 1174 01:44:26,985 --> 01:44:27,915 ايمز» چيزي به طرح اضافه کرد؟» 1175 01:44:27,969 --> 01:44:29,966 .فکر نکنم بايد اينو بهت بگم ...اگه «مال» بفهمه 1176 01:44:30,020 --> 01:44:32,712 .ديگه براي اين چيزها وقت نداريم چيزي اضافه کرد؟ 1177 01:44:32,766 --> 01:44:35,262 يه سيستمِ هواکش درست کرد که .ميشه باهاش از هزارراه ميان بُر زد 1178 01:44:35,316 --> 01:44:36,590 .خوبه. براي اونها توضيحش بده 1179 01:44:36,643 --> 01:44:38,213 سايتو»؟» - .به گوشم - 1180 01:45:11,187 --> 01:45:13,386 .پارادوکس 1181 01:46:22,753 --> 01:46:25,727 اون چي بود؟ - .ضربه - 1182 01:46:26,368 --> 01:46:29,367 کاب»، از دست داديمش؟» - .آره، از دست داديمش - 1183 01:46:29,378 --> 01:46:34,464 ،نميتونستي حداقل بجاي اين خوابِ يه ساحلِ لعنتي رو ببيني؟ 1184 01:46:37,231 --> 01:46:39,410 حالا چه غلطي بکنيم؟ 1185 01:46:39,565 --> 01:46:41,708 .قبل از ضربه ي بعدي، کار رو تموم ميکنيم 1186 01:46:41,761 --> 01:46:44,560 کدوم ضربه ي بعدي؟ - .وقتيکه وَن بيافته توي آب - 1187 01:47:07,492 --> 01:47:09,886 اگه ميخوايد تماس بگيريد، لطفاً گوشي را .مجدداً برداشته و سعي کنيد 1188 01:47:09,941 --> 01:47:11,802 ...اگه به کمک احتياج داريد 1189 01:47:11,855 --> 01:47:15,622 حالا چطوري بدونِ جاذبه، بندازمتون؟ (بهتون ضربه بزنم) 1190 01:47:17,812 --> 01:47:20,859 ،آرتور» چند دقيقه وقت داره» .ما حدود بيست دقيقه 1191 01:47:44,201 --> 01:47:45,820 حالت خوبه؟ 1192 01:47:50,719 --> 01:47:53,711 !حرکت کنيد !به طرف پايگاه 1193 01:47:58,148 --> 01:48:01,098 ،يه مشکلي هست. اونها دارن ميان سمتِ تو .مثل اينکه يه چيزي ميدونن 1194 01:48:03,039 --> 01:48:06,086 فقط يکم برامون وقت بخر، باشه؟ !بيا 1195 01:48:06,540 --> 01:48:08,634 .دارم ميام 1196 01:49:47,497 --> 01:49:49,909 ،اون اتاقِ در آوردنِ کفشه .فقط محکم تره 1197 01:49:49,962 --> 01:49:51,438 اگه پنجره داشت محکم تر ميشد؟ 1198 01:49:51,492 --> 01:49:52,981 ،نه، منظورم اينه که اگه پنجره داشت .خيلي محکم نميشد 1199 01:49:53,035 --> 01:49:55,535 بهتره اميدوار باشيم «فيشر» از چيزي که .اونجا پيدا ميکنه، خوشحال ميشه 1200 01:49:57,269 --> 01:49:59,185 اون محافظ ها بخشي از تصوراتِ ناخودآگاهش هستن؟ 1201 01:49:59,438 --> 01:50:00,941 .آره 1202 01:50:01,096 --> 01:50:02,542 داري اون قسمت از ذهنش رو نابود ميکني؟ 1203 01:50:02,596 --> 01:50:04,773 .نه، نه. فقط تصوراتش رو 1204 01:50:29,884 --> 01:50:31,362 .ما رسيديم 1205 01:50:31,416 --> 01:50:34,651 .جاتون اَمنه، ولي عجله کنيد .يه ارتش جلوي راهتون هست 1206 01:51:00,742 --> 01:51:02,521 .رسيديم 1207 01:51:51,354 --> 01:51:54,448 .يه نفر ديگه هم اونجا هست - !فيشر»، اين يه تله ست، بيا بيرون» - 1208 01:51:56,378 --> 01:51:58,459 .زود باش. يکم پايين تر 1209 01:52:03,283 --> 01:52:09,632 !کاب». نه، اون واقعي نيست» - تو از کجا ميدوني؟ - 1210 01:52:09,686 --> 01:52:13,595 .اون فقط يه تصوره !فيشر»... «فيشر» واقعيه» 1211 01:52:17,606 --> 01:52:19,250 .سلام 1212 01:52:24,097 --> 01:52:27,328 !«ايمز»! «ايمز» !همين الان برو توي اون اتاق 1213 01:53:10,757 --> 01:53:13,303 چه اتفاقي افتاد؟ - .مال»، «فيشر» رو کُشت» - 1214 01:53:16,048 --> 01:53:18,305 .نتونستم بهش شليک کنم 1215 01:53:18,458 --> 01:53:20,207 ...ولي زنده کردنش هيچ فايده اي نداره 1216 01:53:20,261 --> 01:53:24,484 .ديگه ذهنش اونجا گير کرده .همه چيز تموم شد 1217 01:53:24,937 --> 01:53:27,121 پس همين؟ ما شکست خورديم؟ 1218 01:53:27,174 --> 01:53:29,892 .کارمون تمومه .متاسفم 1219 01:53:33,106 --> 01:53:36,577 خب، من که نيستم که ميخوام برگردم پيش خانواده ام، مگه نه؟ 1220 01:53:36,831 --> 01:53:38,888 خجالت آوره، من واقعاً .ميخوام بدونم اون تو چه اتفاقي ميافته 1221 01:53:38,941 --> 01:53:42,367 .بخدا قسم بايد اين يکي رو انجام بديم - .بيا دستگاه شارژ رو بذاريم - 1222 01:53:44,527 --> 01:53:46,644 .نه، هنوز يه راهِ ديگه هم هست 1223 01:53:47,097 --> 01:53:49,470 ما فقط بايد بريم .«توي اونجا(برزخ) دنبالِ «فيشر 1224 01:53:49,524 --> 01:53:50,680 .وقتش رو نداريم 1225 01:53:50,834 --> 01:53:54,461 .نه، ولي اونجا به اندازه ي کافي وقت هست 1226 01:53:54,815 --> 01:53:56,007 .و ما پيداش ميکنيم 1227 01:53:56,060 --> 01:54:00,423 ،خيلي خب، به محضِ اينکه موزيکِ «آرتور» ضربه زد .فقط از دستگاهِ شوک،براي زنده کردنش استفاده کنيد 1228 01:54:00,477 --> 01:54:04,199 ،ميتونيم از همون پايين .ضربه ي خودش رو بهش بديم 1229 01:54:04,252 --> 01:54:05,787 .ببينيد، بذارينش اونجا 1230 01:54:05,941 --> 01:54:08,794 ،همين که موزيک تموم شد .بيمارستان رو منفجر کنيد 1231 01:54:08,848 --> 01:54:12,120 .و همه ي ما با ضربه، به لايه هاي قبلي ميريم 1232 01:54:13,182 --> 01:54:14,768 .ارزش امتحان کردن رو داره 1233 01:54:14,822 --> 01:54:18,007 ،و وقتيکه من دارم شارژ رو آماده ميکنم .سايتو» ميتونه جلوي محافظين رو بگيره» 1234 01:54:18,061 --> 01:54:20,473 سايتو» هيچوقت موفق نميشه، ميشه؟» 1235 01:54:21,314 --> 01:54:23,791 !کاب»، يالا» .بايد سعيمون رو بکنيم 1236 01:54:23,945 --> 01:54:24,872 !بريم 1237 01:54:25,226 --> 01:54:27,790 ،ببين، اگه ضربه کاملاً بهمون وارد نشه .تمامِ کارهاي من بيهوده بوده 1238 01:54:27,844 --> 01:54:30,442 .اون درست ميگه. درست ميگه 1239 01:54:35,646 --> 01:54:37,312 ميتونم بخاطرِ اتفاق هايي که اينجا ميافته بهت اعتماد کنم؟ 1240 01:54:37,366 --> 01:54:39,015 .منظورم اينه که، «مال» هم اونجاست 1241 01:54:39,068 --> 01:54:41,427 .ميدونم کجا پيداش کنم .اون «فيشر» رو گرفته 1242 01:54:41,481 --> 01:54:43,220 از کجا ميدوني؟ 1243 01:54:43,273 --> 01:54:48,122 ،اون ازم ميخواد برم دنبالش .ميخواد باهاش برگردم اونجا 1244 01:55:15,015 --> 01:55:16,654 حالت خوبه؟ 1245 01:55:23,029 --> 01:55:25,826 اينجا دنباي توئه؟ - .بود - 1246 01:55:26,734 --> 01:55:28,677 .اون بايد اينجا باشه 1247 01:55:29,469 --> 01:55:31,236 .بيا 1248 01:56:17,870 --> 01:56:20,165 ...«سايتو» 1249 01:56:20,219 --> 01:56:24,135 ،ازت ميخوام... زمانيکه دارم شارژ رو برقرار ميکنم مراقب «فيشر» باشي، خيلي خب؟ 1250 01:56:24,189 --> 01:56:27,830 ،توي کارهايي مثلِ اين .جايي براي جهانگردها نيست 1251 01:56:29,483 --> 01:56:32,180 .احمق نباش 1252 01:57:04,197 --> 01:57:06,559 تمام اينا رو تو ساختي؟ .باور نکردنيه 1253 01:57:06,613 --> 01:57:08,620 .سالها طول کِشيد 1254 01:57:09,674 --> 01:57:12,364 .بر اساس حافظه مون شروع کرديم 1255 01:57:18,664 --> 01:57:20,331 .از اينطرف 1256 01:58:01,533 --> 01:58:05,793 .اينجا محله ي ماست .يه جايي مربوط به گذشته ي من 1257 01:58:06,047 --> 01:58:10,553 اون اولين آپارتمانمون بود .و بعدش رفتيم توي اون ساختمون 1258 01:58:10,806 --> 01:58:13,383 ،بعد از اينکه «مال» باردار شد .اونجا شد خونه مون 1259 01:58:13,438 --> 01:58:16,334 شما تمامِ اينها رو از حافظه تون ساختين؟ 1260 01:58:16,487 --> 01:58:18,848 .همونطور که بهت گفتم، ما زمانِ زيادي داشتيم 1261 01:58:18,902 --> 01:58:20,600 اون چيه؟ 1262 01:58:21,355 --> 01:58:23,943 .خونه ايه که «مال» توش بزرگ شده 1263 01:58:23,996 --> 01:58:26,136 اون اونجاست؟ - .نه - 1264 01:58:26,490 --> 01:58:28,069 .بيا 1265 01:58:28,123 --> 01:58:31,378 ،هردومون ميخواستيم توي يه خونه زندگي کنيم .ولي عاشقِ يه همچين ساختموني بوديم 1266 01:58:31,431 --> 01:58:34,422 ،توي دنياي واقعي .مجبور بوديم انتخاب کنيم، ولي اينجا نه 1267 01:59:14,951 --> 01:59:17,362 چطوري ميخواي «فيشر» رو برگردوني؟ 1268 01:59:17,416 --> 01:59:19,915 .بايد با يه جور ضربه برشگردونم 1269 01:59:19,968 --> 01:59:21,755 با چه وسيله اي؟ 1270 01:59:22,209 --> 01:59:23,460 .(بالبداهه(هرچي که بشه 1271 01:59:23,613 --> 01:59:28,003 .گوش کن، بايد يه چيزي رو در مورد من بدوني .در مورد الهام 1272 01:59:41,224 --> 01:59:45,126 .يه فکر، مثلِ ويروس ميمونه .مُرتجعه 1273 01:59:46,129 --> 01:59:47,480 .به شدت واگير داره 1274 01:59:47,649 --> 01:59:51,283 .کوچکترين بذرِ يه فکر، ميتونه رشد کنه 1275 01:59:51,536 --> 01:59:57,248 (ميتونه رشد کنه تا برات تعريف بشه(باورت بشه .يا نابودت کنه 1276 01:59:59,855 --> 02:00:05,876 :کوچکترين فکر مثل ."دنياي تو واقعي نيست" 1277 02:00:05,930 --> 02:00:09,923 ساده ست. حتي کوچکترين افکار هم .ميتونن همه چيز رو تغيير بدن 1278 02:00:10,697 --> 02:00:15,378 .کاملاً از دنياي خودت مطمئني از اينکه واقعيه؟ 1279 02:00:15,431 --> 02:00:18,175 تو فکر ميکني اون مطمئنه؟ 1280 02:00:19,112 --> 02:00:22,954 چرا فکر ميکني اون هم به اندازه ي من گُم شده؟ 1281 02:00:23,076 --> 02:00:26,081 .«من ميدونم چي واقعيه، «مال 1282 02:00:26,886 --> 02:00:29,581 شَک نداري؟ 1283 02:00:29,734 --> 02:00:32,712 احساس اذيت شدن نميکردي، «دام»؟ 1284 02:00:32,765 --> 02:00:36,731 در تمام دنيا بوسيله ي شرکت هاي ناشناس و نيروي پليس دنبالت نبودن؟ 1285 02:00:36,886 --> 02:00:40,497 ،«اونطوري که «تصورات شخصي که خواب ميديد رو آزار ميدادن؟ 1286 02:00:40,852 --> 02:00:43,741 .اعتراف کن 1287 02:00:43,895 --> 02:00:46,670 .تو ديگه فقط به يک واقعيت اعتقاد داري 1288 02:00:46,823 --> 02:00:51,207 .پس انتخاب کن .اينجا بودن رو انتخاب کن 1289 02:00:51,561 --> 02:00:53,414 .منو انتخاب کن 1290 02:01:19,068 --> 02:01:21,978 ،ميدوني من بايد چکار کنم ...بـايـد برگردم پيش بچه هامون 1291 02:01:22,033 --> 02:01:24,106 .چون تو ترکشون کردي 1292 02:01:24,259 --> 02:01:27,030 .چون ما رو ترک کردي - .اشتباه ميکني - 1293 02:01:27,184 --> 02:01:30,105 .به هيچ وجه - .تو گيج شدي - 1294 02:01:31,058 --> 02:01:33,372 .بچه هاي ما اينجا هستن 1295 02:01:33,426 --> 02:01:37,027 و تو دوست داري دوباره چهره شون رو ببيني، مگه نه؟ 1296 02:01:37,081 --> 02:01:40,626 .«آره، ولي من ميخوام اون بالا ببينمشون، «مال 1297 02:01:54,084 --> 02:01:56,672 اون بالا؟ 1298 02:01:56,726 --> 02:02:02,934 .به خودت گوش کن چي ميگي .اينها بچه هاي ما هستن. نگاه کن 1299 02:02:02,986 --> 02:02:05,249 جيمز»؟ «فيليپا»؟» 1300 02:02:05,303 --> 02:02:07,773 .اينکارو نکن، «مال»، خواهش ميکنم .اونها بچه هاي من نيستن 1301 02:02:07,826 --> 02:02:10,316 .تو مُدام اينو به خودت ميگي، ولي باورش نداري 1302 02:02:10,372 --> 02:02:12,250 .باور دارم - اگه اشتباه کني، چي؟ - 1303 02:02:12,303 --> 02:02:14,952 اگه من واقعي باشم، چي؟ 1304 02:02:15,943 --> 02:02:25,035 .تو همه اش چيزي رو که ميدوني، به خودت ميگي ولي خودت به چي باور داري؟ احساست چي ميگه؟ 1305 02:02:26,396 --> 02:02:28,398 .گناه 1306 02:02:28,452 --> 02:02:31,665 .«احساسِ گناه ميکنم، «مال 1307 02:02:31,719 --> 02:02:35,778 ،و مهم نيست چکار کنم ...مهم نيست چقدر نا اميدم 1308 02:02:35,831 --> 02:02:40,227 ...مهم نيست چقدر گيج شدم .اين احساس گناه، هميشه باهامه 1309 02:02:40,281 --> 02:02:43,091 .من رو يادِ حقيقت ميندازه 1310 02:02:43,344 --> 02:02:46,378 چه حقيقتي؟ 1311 02:02:47,272 --> 02:02:52,613 اون فکري که باعث شد واقعيت رو .زير سؤال ببري، از طرفِ من بود 1312 02:02:55,788 --> 02:02:58,936 تو اين فکر رو توي ذهنِ من گذاشتي؟ 1313 02:02:59,938 --> 02:03:01,901 اون چي داره ميگه؟ 1314 02:03:02,644 --> 02:03:07,966 ،دليل اينکه من ميدونستم «الهام» امکان پذيره .اين بود که قبلاً با اون انجامش داده بودم 1315 02:03:08,843 --> 02:03:12,103 .با همسرِ خودم اينکارو کردم - چرا؟ - 1316 02:03:12,657 --> 02:03:14,803 .ما اينجا گُم شده بوديم 1317 02:03:14,957 --> 02:03:19,619 .ميدونستم بايد فرار کنيم، ولي اون قبول نميکرد 1318 02:03:22,663 --> 02:03:29,087 ،اون يه چيزي رو مخفي کرده بود .يه چيزي... در درونِ خودش 1319 02:03:29,140 --> 02:03:33,654 ،حقيقتي که زماني ميدونست .ولي تصميم گرفت که فراموشش کنه 1320 02:03:34,275 --> 02:03:36,342 .نميتونست ازش خلاص بشه 1321 02:03:39,276 --> 02:03:41,838 .پس من تصميم گرفتم که دنبالش بگردم 1322 02:03:42,605 --> 02:03:47,536 رفتم به نقاطِ عميقِ ذهنش و ... ،اون جاي مخفي رو پيدا کردم 1323 02:03:47,595 --> 02:03:52,849 .واردش شدم و «فکر» رو اونجا کاشتم... 1324 02:03:52,902 --> 02:03:57,484 .يه فکرِ ساده که ميدونستم همه چيز رو تغيير ميده 1325 02:04:02,144 --> 02:04:04,617 .که دنياي اون واقعي نبوده 1326 02:04:16,990 --> 02:04:20,113 .که تنها راه فرار، مُردنه 1327 02:04:27,652 --> 02:04:29,776 ...تو منتظرِ يه قطاري 1328 02:04:31,227 --> 02:04:34,071 .يه قطار که تو رو يه جاي دوري ميبره 1329 02:04:35,925 --> 02:04:38,624 .ميدوني که دوست داري اين قطار کجا ببرتت 1330 02:04:39,670 --> 02:04:41,897 .ولي مطمئن نيستي 1331 02:04:42,994 --> 02:04:44,998 !و اين مهم نيست 1332 02:04:45,657 --> 02:04:49,556 !حالا بهم بگو، چرا - .چون ما باهم خواهيم موند - 1333 02:04:53,327 --> 02:04:58,062 ،ولي هيچوقت نميدونستم... که اون فکر ...مثل يه سرطان در ذهنش رُشد ميکنه 1334 02:04:58,115 --> 02:05:02,026 .حتي بعد از اينکه بيدار ميشه 1335 02:05:02,681 --> 02:05:07,276 .حتي بعد از اينکه به واقعيت برگشتي 1336 02:05:07,992 --> 02:05:11,782 که هنوز به اين باور داري .که دنيات واقعي نيست 1337 02:05:14,131 --> 02:05:17,045 .که مرگ، تنها راه فراره 1338 02:05:17,198 --> 02:05:19,432 !مال»، نه» !خـداي مـن 1339 02:05:19,688 --> 02:05:23,397 .تو ذهن من رو آلوده کردي - .داشتم سعي ميکردم نجاتت بدم - 1340 02:05:23,450 --> 02:05:27,452 ،تو بهم خيانت کردي .ولي ميتوني گناهت رو جبران کني 1341 02:05:27,506 --> 02:05:29,479 .هنوز ميتوني روي قولت بموني 1342 02:05:29,532 --> 02:05:35,546 .ما هنوز ميتونيم اينجا کنارِ هم بمونيم .توي دنيايي که باهم ساختيمش 1343 02:06:55,801 --> 02:06:58,859 .کاب»، بايد «فيشر» رو پيدا کنيم» 1344 02:06:59,114 --> 02:07:01,409 .نميتوني اونو داشته باشي 1345 02:07:01,562 --> 02:07:03,840 اگه من اينجا بمونم، اونو ولش ميکني؟ 1346 02:07:03,893 --> 02:07:06,362 چي داري ميگي؟ 1347 02:07:09,404 --> 02:07:11,983 .فيشر» توي ايوانه» 1348 02:07:12,038 --> 02:07:14,437 .«برو ببين اون زنده ست، «آدرياني - .کاب»، تو نميتوني اينکارو بکني» - 1349 02:07:14,490 --> 02:07:17,599 !برو ببين زنده ست يا نه، همين الان .زود باش 1350 02:07:32,948 --> 02:07:36,168 !اينجاست و وقشته، ولي بايد همين الان بياي 1351 02:07:36,221 --> 02:07:40,490 فيشر» رو با خودت ببر، باشه؟» - !تو نميتوي اينجا بموني که با اون باشي - 1352 02:07:42,481 --> 02:07:45,429 ،نميمونم. تا الان ديگه «سايتو» مُرده ...يعني اينکه 1353 02:07:45,583 --> 02:07:49,514 .اون هم همين پايينه .و اين يعني بايد پيداش کنم 1354 02:07:50,796 --> 02:07:54,090 ،ديگه نميتوم با اون(مال) بمونم .چون اون وجود نداره 1355 02:07:54,143 --> 02:07:58,122 .ديگه من تنها چيزي هستم که تو بهش ايمان داري 1356 02:07:59,920 --> 02:08:02,309 ...اِي کاش اينطوري بود 1357 02:08:03,266 --> 02:08:06,484 ...بيشتر از هرچيزي، آرزوي همين رو دارم، ولي 1358 02:08:06,738 --> 02:08:09,387 نميتونم تو رو با تمامِ اون... .پيچيدگي هات تصور کنم 1359 02:08:09,440 --> 02:08:11,584 .با تمامِ اون کمالت .با تمامِ اون نقص هات 1360 02:08:13,412 --> 02:08:14,616 تو خوبي؟ 1361 02:08:14,670 --> 02:08:17,357 .خودت رو ببين 1362 02:08:17,710 --> 02:08:22,981 .تو فقط يه سايه اي .تو فقط يه سايه از همسرِ واقعيِ من هستي 1363 02:08:23,035 --> 02:08:26,469 ...تو بهترين چيزِ من بودي، ولي 1364 02:08:26,522 --> 02:08:29,074 .متاسفم، ولي به اندازه ي کافي خوب نيستي 1365 02:08:29,707 --> 02:08:31,324 اين حس برات واقعيه؟ 1366 02:08:33,056 --> 02:08:36,286 چکار ميکني؟ - .هرکاري بتونم - 1367 02:08:44,112 --> 02:08:45,849 !نه، نه، نه 1368 02:08:46,844 --> 02:08:48,908 !برو اونجا، همين الان !برو، برو، برو 1369 02:09:35,389 --> 02:09:38,477 ...نا اميد 1370 02:09:39,605 --> 02:09:40,799 ...نا اميد 1371 02:09:40,853 --> 02:09:43,660 .ميدونم، پدر 1372 02:09:49,246 --> 02:09:54,042 .ميدونم از من نا اميد بودي .من نميتونستم مثل تو باشم 1373 02:09:54,496 --> 02:09:58,150 ...!نه، نه، نه 1374 02:09:58,283 --> 02:10:05,927 .من نا اميد بودم که تو سعي کردي مثل من باشي 1375 02:10:38,504 --> 02:10:40,475 !يالا، يالا، يالا 1376 02:10:48,807 --> 02:10:51,425 (وصيتنامه؟) 1377 02:11:04,233 --> 02:11:06,336 پدر؟ 1378 02:11:49,485 --> 02:11:52,823 !«اين همون ضربه ست، «آريادني !بايد همين الان بري 1379 02:12:05,527 --> 02:12:09,067 !خودت رو گُم نکن !سايتو» رو پيدا کن و برشگردون» 1380 02:12:09,222 --> 02:12:10,546 .باشه 1381 02:12:50,419 --> 02:12:53,942 يادته وقتي ازم خواستي باهات ازدواج کنم؟ 1382 02:12:54,295 --> 02:12:55,246 .آره 1383 02:12:55,301 --> 02:13:00,268 .گفتي خواب ديدي که باهم پير شديم 1384 02:13:00,838 --> 02:13:03,426 .ولي شديم 1385 02:13:04,204 --> 02:13:07,535 پير شديم، يادت نمياد؟ 1386 02:13:11,298 --> 02:13:14,906 ...بيشتر از حدِ تحملم، دلم برات تنگ شده، ولي 1387 02:13:16,628 --> 02:13:19,879 .ما دورانمون رو باهم گذرونديم ... 1388 02:13:19,941 --> 02:13:23,914 .و بايد بذارم بري 1389 02:13:23,967 --> 02:13:27,394 .بايد بذارم بري 1390 02:14:16,924 --> 02:14:18,807 .«متاسفم، «رابرت 1391 02:14:45,866 --> 02:14:49,603 ميدوني، توي وصيتنامه گفته شده بود .که پدر ميخواست من روي پاي خودم بياستم 1392 02:14:50,556 --> 02:14:53,437 .نه اينکه براي اون زندگي کنم 1393 02:14:54,344 --> 02:14:57,164 .«منم همينکارو ميخوام بکنم، عمو «پيتر 1394 02:15:06,452 --> 02:15:08,279 چه اتفاقي افتاد؟ 1395 02:15:08,333 --> 02:15:10,199 .کاب» موند» - با «مال»؟ - 1396 02:15:10,252 --> 02:15:13,426 .نه، که «سايتو» رو پيدا کنه 1397 02:15:13,881 --> 02:15:16,644 .اون گُم ميشه 1398 02:15:17,922 --> 02:15:20,894 .نه، مشکلي براش پيش نمياد 1399 02:15:36,002 --> 02:15:39,016 ميخواي منو بکُشي؟ 1400 02:15:41,937 --> 02:15:45,174 .منتظرِ يه نفر هستم 1401 02:15:48,977 --> 02:15:53,275 .يه نفر از يه خوابِ نيمه فراموش شده 1402 02:15:54,311 --> 02:15:59,810 کاب»؟» .ممکن نيست 1403 02:16:00,229 --> 02:16:03,723 .ما مَردانِ جواني بوديم 1404 02:16:04,419 --> 02:16:07,580 ...حالا من يه پيرمردم 1405 02:16:07,733 --> 02:16:11,653 .مملو از پشيماني 1406 02:16:13,052 --> 02:16:16,873 .منتظرم که در تنهايي بميرم 1407 02:16:19,059 --> 02:16:29,203 ...من بخاطر تو برگشتم .که يه چيزي رو يادت بندازم 1408 02:16:31,501 --> 02:16:34,935 .يه چيزي که زماني ميدونستي 1409 02:16:36,878 --> 02:16:40,038 .که اين دنيا واقعي نيست 1410 02:16:43,948 --> 02:16:49,473 .که متقاعدم کني به قولم عمل کنم 1411 02:16:49,625 --> 02:16:53,399 .که يکم ايمان داشته باشي، آره 1412 02:16:58,158 --> 02:17:06,307 .برگرد، تو دوباره باهم جوون بشيم 1413 02:17:09,171 --> 02:17:15,519 .با من برگرد .برگرد 1414 02:17:25,593 --> 02:17:27,652 حوله ي گرم، قربان؟ 1415 02:17:27,707 --> 02:17:30,832 .تا بيست دقيقه ديگه توي لس آنجلس فرود ميايم 1416 02:17:30,885 --> 02:17:33,966 فرم مهاجرت لازم دارين؟ 1417 02:17:35,227 --> 02:17:37,024 .خيلي ممنون 1418 02:17:37,077 --> 02:17:40,147 حوله ي گرم، قربان؟ - .اوه، نه - 1419 02:17:40,202 --> 02:17:42,174 فرم مهاجرت لازم دارين؟ 1420 02:18:53,938 --> 02:18:57,520 .«به خونه خوش اومدين، آقاي «کاب - .متشکرم، قربان - 1421 02:19:41,495 --> 02:19:44,882 .به خونه خوش اومدي .از اين طرف 1422 02:20:05,682 --> 02:20:10,569 جيمز»؟» فيليپا»؟» 1423 02:20:13,367 --> 02:20:15,844 !ببينيد کي اينجاست 1424 02:20:22,477 --> 02:20:25,669 هي، بچه ها، حالتون چطوره؟ 1425 02:20:25,722 --> 02:20:28,723 !بابايي - حالتون چطوره؟ - 1426 02:20:28,877 --> 02:20:30,696 !ببين چي درست کردم، بابايي 1427 02:20:30,749 --> 02:20:34,643 اونجا داري چکار ميکني؟ - !يه خونه از سنگ درست کردم - 1428 02:20:34,798 --> 02:20:37,113 از سنگ؟ - .بيا، ميخوام ببينيش - 1429 02:20:37,367 --> 02:20:39,654 ميتوني يکي هم براي من درست کني؟ 1430 02:20:39,707 --> 02:20:42,712 !بيا، بابايي 1431 02:20:44,000 --> 02:21:00,000 :تـرجـمـه و زيرنويس از حــمــزه دکــســتر hamzeh.dexter@yahoo.com 1432 02:21:01,000 --> 02:21:06,000 براي دانلود زيرنويس فيلم و سريال به ::.. WwW.RapidBaz.Org ..:: .مراجعه کنيد