1
00:00:05,000 --> 00:00:20,000
تيــــم تــرجـــمــه ســـايــــت
.:: WwW.RapidBaz.Org ::.
.تقــديـــم مــي کــند
2
00:01:13,000 --> 00:01:20,000
:تـرجـمـه و زيرنويس از
حــمــزه دکــســتر
hamzeh.dexter@yahoo.com
3
00:01:24,597 --> 00:01:26,119
!هي! بيا اينجا
!يه نفر رو کنارِ ساحل پيدا کرديم
4
00:01:26,122 --> 00:01:27,743
.دارم ميام
5
00:01:32,454 --> 00:01:37,179
،اون داشت هذيون ميگفت
...ولي اسمِ شما رو مياورد
6
00:01:42,794 --> 00:01:45,918
...اون هيچي به همراه نداشت، بجز اين
7
00:01:47,328 --> 00:01:48,950
.و اين...
8
00:02:09,161 --> 00:02:12,228
اومدي اينجا که منو بکُشي؟
9
00:02:19,612 --> 00:02:22,707
.ميدونم اين چيه
10
00:02:23,159 --> 00:02:27,961
.قبلاً يکي از اينا ديدم
.چندين سالِ پيش
11
00:02:30,230 --> 00:02:35,450
متعلق به مَردي بود که من
.توي يه خواب نيمه-فراموش شده، ديدم
12
00:02:36,914 --> 00:02:42,050
.مَردي که در تصوراتش اِفراطِ زيادي داشت
13
00:02:45,793 --> 00:02:52,230
مرتجع ترين انگل، اسمش چيه؟
باکتري؟ ويروس؟
14
00:02:53,202 --> 00:02:55,954
يه کِرمِ روده اي؟
15
00:02:55,962 --> 00:02:59,877
چيزي که آقاي «کاب» قصد دارن بگن-
...اينه که
.يه ايده -
16
00:03:00,328 --> 00:03:02,810
.مرتجع شونده. به شدت واگيردار
17
00:03:02,931 --> 00:03:07,186
،به محض اينکه يه فکر، مغز رو در بر ميگيره
.از بين بردنِ اون، تقريباً غير ممکن ميشه
18
00:03:07,419 --> 00:03:11,416
،يه فکر که به کلي شکل گرفته
.کاملاً فهميده شده و چسبيده به ذهن
19
00:03:11,836 --> 00:03:15,121
.درست يه همچين جايي -
واسه کسي مثلِ شما که بدزديدش؟ -
20
00:03:15,122 --> 00:03:18,089
،بله، در حالتِ خواب
.استحکامِ هوشياري، خيلي پايينه
21
00:03:18,091 --> 00:03:22,214
.و باعث ميشه افکارتون براي دزدي
، آسيب پذير بشن
.«اسمش هست «استخراج
22
00:03:22,336 --> 00:03:25,934
آقاي «سايتو»، ما ميتونيم ناخوداگاهِ شما رو
...جوري تربيت کنيم که از خودش دفاع کنه
23
00:03:25,936 --> 00:03:29,611
.«حتي در برابرِ ماهرترين «استخراج کننده -
چطور ميتونم اينکارو بکنم؟-
24
00:03:29,631 --> 00:03:32,974
.چون من خودِ ماهرترين «استخراج کننده» هستم
25
00:03:32,994 --> 00:03:35,379
من ميدونم چطوري ذهنتون رو بگردم و
.اَسرارتون رو پيدا کنم
26
00:03:35,781 --> 00:03:39,587
حُقه هاش رو بلدم. و ميتونم بهتون يادشون
...بدم تا حتي وقتيکه خواب هستيد
27
00:03:39,590 --> 00:03:42,795
.ناخوداگاهِ شما، هيچوقت شکست نخوره
28
00:03:43,030 --> 00:03:46,963
،ببينيد، اگر کمکِ منو ميخوايد
.بايد کاملاً با من راحت باشيد
29
00:03:46,964 --> 00:03:49,816
من بايد راهِ ورود به افکارتون رو
حتي بهتر از همسرتون
30
00:03:50,018 --> 00:03:53,458
،بهتر از دکترتون
.بهتر از هر کسِ ديگه ي بدونم
31
00:03:53,578 --> 00:03:56,153
اگه اين يه خواب باشه و شما
...يه گاوصندق پُر از اسرار داخلش داريد
32
00:03:56,208 --> 00:03:58,555
.من بايد بدونم چي داخلِ اون گاوصندقه
33
00:03:58,653 --> 00:04:03,175
،براي اينکه تمامِ اين کار، درست انجام بشه
.بايد بذاريد که من کاملاً واردِ ذهنتون بشم
34
00:04:05,056 --> 00:04:10,027
.از بعدازظهرتون لذت ببريد، آقايون
.ولي روي پيشنهادتون فکر ميکنم
35
00:04:12,453 --> 00:04:14,411
.اون ميدونه
36
00:04:16,384 --> 00:04:19,182
اون بالا چه خبره؟
37
00:05:12,196 --> 00:05:15,070
.سايتو» ميدونه»
.داره باهامون بازي ميکنه
38
00:05:15,072 --> 00:05:17,716
.مهم نيست
.من ميتونم بيارمش اينجا. بهم اعتماد کن
39
00:05:17,718 --> 00:05:22,174
اطلاعات توي گاوصندقن. وقتي اسمِ
.اسرار" رو آوردم، به گاو صندق نگاه کرد"
40
00:05:22,936 --> 00:05:25,539
اون اينجا چکار ميکنه؟
41
00:05:27,000 --> 00:05:29,641
.فقط برگرد به اتاق
.خيلي خب، من ترتيبِ اينو ميدم
42
00:05:29,643 --> 00:05:32,784
.باشه، حتماً اينکارو بکن
.اومديم اينجا که کار کنيم
43
00:05:40,315 --> 00:05:44,984
اگه بپرم، زنده ميمونم؟
44
00:05:47,402 --> 00:05:51,441
.اگه درست شيرجه بزني، شايد
مال»، اينجا چکار ميکني؟»
45
00:05:51,442 --> 00:05:54,236
.گفتم شايد دلت برام تنگ شده باشه
46
00:05:54,237 --> 00:05:59,435
.ميدوني که شده
.ولي ديگه نميتونم بهت اعتماد کنم
47
00:06:00,076 --> 00:06:02,212
پس چي ميشه؟
48
00:06:02,593 --> 00:06:04,606
.مثلِ سليقه ي «آرتور» ميمونه
49
00:06:05,014 --> 00:06:09,105
،درواقع، يه اثرِ نيمه کاره ست
.از يه نقاشِ انگليسي
50
00:06:10,666 --> 00:06:13,626
.لطفاً، بشين
51
00:06:20,218 --> 00:06:24,052
...بهم بگو
بچه ها دلشون برام تنگ شده؟
52
00:06:27,559 --> 00:06:30,434
.فکرش هم نميتوني بکني چقدر
53
00:06:33,735 --> 00:06:36,688
چکار داري ميکني؟-
.ميخوام يکم هواي تازه بخورم-
54
00:06:36,699 --> 00:06:39,215
«سرِ جات بمون، «مال
55
00:06:51,461 --> 00:06:54,925
.خدا لعنتت کنه
56
00:07:55,906 --> 00:08:01,042
.برگرد -
.اسلحه رو بذار زمين -
57
00:08:08,105 --> 00:08:10,678
.لطفاً
58
00:08:21,254 --> 00:08:24,130
.«حالا اون پاکت، آقاي «کاب
59
00:08:24,134 --> 00:08:27,874
اون بهت گفت؟
تمامِ اين مدت ميدونستي؟
60
00:08:27,994 --> 00:08:33,736
اينکه اومدي اينجا تا ازم دزدي کني
يا اينکه درواقع ما الان خوابيم؟
61
00:08:36,726 --> 00:08:39,834
.ميخوام اسمِ کسي که استخدامت کرده رو بدونم
62
00:08:42,050 --> 00:08:45,226
تهديد کردن توي خواب
هيچ فايده اي نداره، درسته، «مال»؟
63
00:08:45,629 --> 00:08:51,659
.بستگي داره که چطوري تهديد کني
.کُشتنِ اون، فقط باعث ميشه بيدار بشه
64
00:08:51,778 --> 00:08:54,009
...ولي درد
65
00:08:57,018 --> 00:09:03,442
درد توي ذهن قرار داره و با توجه
به دکورِ اينجا، ما توي ذهنِ تو
هستيم، درسته، «آرتور»؟
66
00:09:15,014 --> 00:09:18,410
!داري چکار ميکني؟ خيلي زوده -
.ميدونم. ولي خواب داره از بين ميره -
67
00:09:18,412 --> 00:09:22,606
.فقط يکم ديگه «سايتو» رو خوابيده نگه دار
.ديگه چيزي نمونده
68
00:09:36,483 --> 00:09:38,641
.اينجا
.نقاشيها
69
00:09:54,233 --> 00:09:56,228
!جلوشو بگيريد
70
00:09:58,022 --> 00:09:59,086
(محرمانه)
71
00:10:21,468 --> 00:10:24,057
.فکر کنم داره جواب ميده
!بيدارش کن
72
00:10:44,489 --> 00:10:46,816
!تو بيداري
73
00:10:51,052 --> 00:10:52,978
!يه ضربه بهش بزن -
چي؟ -
74
00:10:52,980 --> 00:10:54,815
.بندازش
75
00:11:38,553 --> 00:11:40,570
.بيدار شد
76
00:11:45,253 --> 00:11:47,501
آماده بودي، هـيـم؟
77
00:11:47,503 --> 00:11:49,930
حتي رئيس هاي امنيتيم هم
.چيزي از اين آپارتمان نميدونستن
78
00:11:49,932 --> 00:11:52,184
چطوري پيداش کردي؟
79
00:11:52,185 --> 00:11:55,573
براي مَردي در موقعيتِ تو خيلي سخته که
همچين لونه ي عشقي رو به صورتِ
.راز نگه داري
80
00:11:55,574 --> 00:11:58,271
.مخصوصاً وقتي پاي يه زنِ متأهل در ميون باشه
81
00:11:58,274 --> 00:12:01,045
...اون خبر نداره -
.هنوز، ولي ما اينجاييم -
82
00:12:01,335 --> 00:12:04,030
.براي اين معماي غيرِقابلِ حل -
.دارن نزديکتر ميشن -
83
00:12:04,033 --> 00:12:06,871
.چيزي رو که ميخواستي به دست آوردي -
.خب، اين حقيقت نداره -
84
00:12:06,872 --> 00:12:09,532
تو يه قطعه کليد از اطلاعات رو
برداشتي، مگه نه؟
85
00:12:09,652 --> 00:12:12,909
،يه چيزي رو نگه داشتي
.چون ميدونستي ما چکار ميتونيم بکنيم
86
00:12:13,029 --> 00:12:15,151
سؤال اينه که اصلاً چرا گذاشتي وارد بشيم؟
87
00:12:15,205 --> 00:12:17,936
.يه آزمايش -
آزمايش براي چي؟ -
88
00:12:17,937 --> 00:12:20,253
.مهم نيست
.تو شکست خوردي
89
00:12:20,375 --> 00:12:23,134
ما تمامِ اطلاعاتي که
.اونجا داشتي رو استخراج کرديم
90
00:12:23,254 --> 00:12:25,690
.ولي روشِ خوابت کاملاً مشخصه
91
00:13:06,266 --> 00:13:07,497
...پس
92
00:13:07,499 --> 00:13:09,350
.تنهام بذار
93
00:13:09,384 --> 00:13:12,982
.«شما متوجه نيستيد آقاي «سايتو
...اون اداره اي که ما رو استخدام کرده
94
00:13:13,724 --> 00:13:17,682
.اونها شکست رو نميپذيرن
.ما دو روز هم دووم نمياريم
95
00:13:19,623 --> 00:13:20,895
کاب»؟»
96
00:13:20,897 --> 00:13:23,307
بنظر ميرسه مجبورم اينکار رو
.يکم ساده تر انجام بدم
97
00:13:24,475 --> 00:13:28,186
!بگو چي ميدوني
!بگو چي ميدوني، همين حالا
98
00:13:31,277 --> 00:13:34,563
.هميشه از اين فرش متنفر بودم
99
00:13:34,890 --> 00:13:44,362
.لکه هاي مشخصي داره و کم رنگه
.جوريکه ميفهمي از پشم درست شده
100
00:13:44,411 --> 00:13:46,904
...ولي حالا
101
00:13:47,151 --> 00:13:50,643
.اليافي از «پولي اِستر» داره...
102
00:13:53,381 --> 00:13:58,558
که معنيش اينه که من روي فرشِ خودم
.توي آپارتمانم دراز نکِشيدم
103
00:13:59,161 --> 00:14:05,389
تو فقط با شهرت و اعتبارت زندگي
.«کردي، آقاي «کاب
.من هنوز دارم خواب ميبينم
104
00:14:11,636 --> 00:14:14,758
چطور پيش رفت؟ -
.چيزي گيرمون نمياد -
105
00:14:18,765 --> 00:14:23,203
.خوابي درونِ يه خوابِ ديگه
.تحت تأثير قرار گرفتم
106
00:14:24,230 --> 00:14:27,960
،ولي توي خوابِ من
.تو بايد تحت قوانينِ من بازي کني
107
00:14:27,962 --> 00:14:31,543
...«آره، ولي ميبينيد آقاي «سايتو -
.ما توي خواب شما نيستيم -
108
00:14:31,595 --> 00:14:34,328
.توي خوابِ من هستيد
109
00:14:43,383 --> 00:14:45,423
.احمق
چطوري در موردِ فرش اشتباه کردي؟
110
00:14:45,424 --> 00:14:47,943
.تقصيرِ من نبود -
.معمار تويي -
111
00:14:47,944 --> 00:14:51,492
چه ميدونستم ميخواد گونه ي-
!لعنتيش رو بماله بهش
.کافيه -
112
00:14:52,560 --> 00:14:55,953
تو، داشتي چکار ميکردي؟ -
.همه چيز تحت کنترله -
113
00:14:56,075 --> 00:14:57,704
.من که تحت کنترل نديدمش
114
00:14:57,706 --> 00:15:01,544
.براي اين حرفها وقت نداريم
.من توي «کيوتو» پياده ميشم
115
00:15:01,664 --> 00:15:03,820
چرا؟
.هنوز بايد تمامِ کوپه ها رو بگرديم
116
00:15:03,822 --> 00:15:06,265
.از قطار خوشم نمياد
.گوش کن
117
00:15:06,385 --> 00:15:09,249
.هر کس بره پيِ کارِ خودش
118
00:16:22,511 --> 00:16:24,706
بله؟ -
.سلام، بابا -
119
00:16:24,826 --> 00:16:26,738
...سلام، بابا
120
00:16:26,859 --> 00:16:30,352
.سلام بچه ها، سلام
حالتون چطوره؟ چکار ميکنين، ها؟
121
00:16:30,472 --> 00:16:32,603
.خوبم -
.بد نيستم، فکر کنم -
122
00:16:32,724 --> 00:16:41,059
بد نيستي؟ کدومتون اينو گفت؟-
تو بودي، «جيمز»؟
آره، کِي مياي خونه، بابا؟ -
123
00:16:41,896 --> 00:16:44,595
.خب، نميتونم بيام، عزيزم. نميتونم
124
00:16:44,596 --> 00:16:48,143
تا يه مدتي نميتونم، يادته؟ -
چرا؟ -
125
00:16:49,431 --> 00:16:53,689
گفتم که، من ازتون دورم
چون دارم کار ميکنم، درسته؟
126
00:16:54,183 --> 00:16:57,482
.مادربزرگ ميگه تو هيچوقت برنميگردي
127
00:16:57,743 --> 00:17:02,637
فيليفا»، تويي؟»
گوشي رو بده به مادربزرگ، باشه؟
128
00:17:02,759 --> 00:17:05,849
.سرش رو به علامتِ منفي تکون ميده
129
00:17:06,602 --> 00:17:09,560
.بيا اميدوار باشيم که اون اشتباه ميکنه
130
00:17:10,230 --> 00:17:13,160
بابايي؟ -
بله، «جيمز»؟ -
131
00:17:13,402 --> 00:17:15,808
مامان پيشته؟
132
00:17:17,681 --> 00:17:23,472
.جيمز» ما در اين مورد باهم حرف زديم»
.مامان ديگه اينجا نيست
133
00:17:24,611 --> 00:17:26,903
کجاست؟
134
00:17:27,472 --> 00:17:30,123
.بسه ديگه، بچه ها
...باي باي بگيد
135
00:17:30,281 --> 00:17:33,654
گوش کنيد، ميخوام چندتا هديه
همراهِ پدربزرگ بفرستم، باشه؟
136
00:17:33,775 --> 00:17:36,714
...و بچه هاي خوبي باشيد، بچه
137
00:17:44,950 --> 00:17:47,305
.هليکوپتر روي سقفه -
.خيلي خب -
138
00:17:54,715 --> 00:17:57,783
حالت خوبه؟ -
.آره، آره، من خوبم -
139
00:17:57,784 --> 00:18:01,070
چرا؟-
،توي يه خواب گير کردي-
مال» سر و کله اش پيدا شد»
140
00:18:01,494 --> 00:18:03,890
،بخاطرِ پات متاسفم
.ديگه تکرار نميشه
141
00:18:03,891 --> 00:18:05,282
داره بدتر ميشه، نه؟
142
00:18:05,335 --> 00:18:07,645
.«فقط يه عذرخواهي گيرت مياد، «آرتور
143
00:18:07,698 --> 00:18:10,441
نش» کجاست؟» -
هنوز نيومده. ميخواي صبر کني؟ -
144
00:18:10,443 --> 00:18:13,782
«نه، قرار بود طرح هاي توسعه ايِ «سايتو
...،رو دو ساعتِ پيش
145
00:18:13,784 --> 00:18:18,001
توي شرکتِ «کوبول» مرور کنيم. ولي
.حالا اونا ميدونن شکست خورديم
.وقتشه که ناپديد بشيم
146
00:18:18,373 --> 00:18:21,108
اصلاً کجا ميخواي بري؟ -
.«بوينس آيريس» -
147
00:18:21,155 --> 00:18:24,665
.ممکنه يه مدت کار نکنم تا اوضاع يکم آروم بشه
148
00:18:25,086 --> 00:18:27,039
تو چي؟ -
.آمريکا»، قربان» -
149
00:18:27,161 --> 00:18:30,002
.سلام برسون
150
00:18:34,971 --> 00:18:39,367
.اون همه چيز رو لو داد
.اومد به شرکت و براي زندگيش معامله کرد
151
00:18:40,311 --> 00:18:44,117
.پس بهت پيشنهاد صلح ميدم
152
00:18:46,384 --> 00:18:49,643
.من اينجوري کار نميکنم
153
00:19:00,978 --> 00:19:04,004
باهاش چکار ميکني؟ -
.هيچي -
154
00:19:04,607 --> 00:19:07,757
.ولي از طرفِ شرکتِ «کوبول» نميتونم حرف بزنم
155
00:19:21,619 --> 00:19:24,864
از ما چي ميخواي؟ -
.الهام -
156
00:19:26,487 --> 00:19:28,568
امکان داره؟ -
.البته که نه -
157
00:19:28,569 --> 00:19:32,775
اگه ميتوني يه فکر رو از توي ذهنِ
کسي بدزدي، چطور نميتوني بجاش
يه فکر رو بذاري؟
158
00:19:32,895 --> 00:19:36,100
.خيلي خب، بذار من يه فکر رو توي ذهنت بذارم
...من بهت ميگم
159
00:19:36,309 --> 00:19:37,853
."به فيل ها فکر نکن "
160
00:19:37,854 --> 00:19:39,726
حالا به چي داري فکر ميکني؟ -
.فيل ها -
161
00:19:39,848 --> 00:19:43,198
.درسته. ولي اين فکرِ تو نيست
.چون ميدوني که من بهت دادمش
162
00:19:43,459 --> 00:19:46,570
ذهنِ فرد، هميشه ميتونه منشأ
.يک فکر رو دنبال کنه
163
00:19:46,690 --> 00:19:49,962
.ولي جعلِ الهامِ واقعي، غير ممکنه -
.اين درست نيست -
164
00:19:52,278 --> 00:19:55,263
ميتوني اينکارو بکني؟ -
داري يه انتخاب بهم پيشنهاد ميکني؟ -
165
00:19:55,803 --> 00:19:58,189
چون من خودم ميتونم يه جوري
.با شرکتِ «کوبول» کنار بيام
166
00:19:58,310 --> 00:20:02,609
.پس نيازي به انتخاب نداري -
.و من رفتن رو انتخاب ميکنم، آقا -
167
00:20:07,404 --> 00:20:10,787
.به خدمه بگو که کجا ميخواي بري
168
00:20:14,299 --> 00:20:16,240
!«هي، آقاي «کاب
169
00:20:18,410 --> 00:20:22,834
چطوري دوست داري بري خونه؟
به «آمريکا»؟
170
00:20:23,129 --> 00:20:26,649
پيشِ بچه هات؟ -
!نميتونم کاريش کنم -
171
00:20:26,950 --> 00:20:30,042
!هيچکس نميتونه -
.درست مثلِ الهام -
172
00:20:30,163 --> 00:20:33,051
.کاب»، بيا»
173
00:20:35,545 --> 00:20:37,291
اين فکر تا چه حد پيچيده ست؟
174
00:20:37,292 --> 00:20:39,701
.به اندازه ي کافي ساده ست -
...هيچ فکري ساده نيست -
175
00:20:39,822 --> 00:20:42,464
وقتيکه ميخواي بذاريش توي ذهنِ...
.يه نفر ديگه
176
00:20:42,584 --> 00:20:46,040
.رقيبِ اصليِ من، يه پيرمرده که مريضه
177
00:20:46,162 --> 00:20:50,497
.پسرش به زودي کنترل شرکت رو به ارث ميبره
178
00:20:50,925 --> 00:20:54,624
من ميخوام که اون تصميم بگيره
.امپراطوريِ پدرش رو نقض کنه
179
00:20:55,178 --> 00:20:59,162
.کاب»، بايد بيخيالِ اين قضيه بشيم» -
.صبر کن -
180
00:20:59,930 --> 00:21:05,135
اگه اينکارو بکنم... اگه حتي بتونم
اينکارو بکنم
.يه تضمين ميخوام
181
00:21:05,309 --> 00:21:07,084
از کجا بدونم ميتوني اينکارو بکني؟
182
00:21:07,085 --> 00:21:09,003
.نميدوني
183
00:21:09,342 --> 00:21:15,681
.ولي من ميتونم
پس، ميخواي کمي ايمان داشته باشي؟
184
00:21:16,161 --> 00:21:22,984
يا تبديل به يه پيرمردِ پشيموني بشي
که منتظره تا توي تنهايي بميره؟
185
00:21:25,987 --> 00:21:30,492
.«تيمت رو جمع کن، آقاي «کاب
.و افرادت رو معقولانه تر انتخاب کن
186
00:21:38,415 --> 00:21:41,715
.ببين، ميدونم چقدر دوست داري بري خونه
187
00:21:43,087 --> 00:21:46,321
.ولي اينکار شدني نيست -
.چرا، هست -
188
00:21:47,053 --> 00:21:50,367
.فقط بايد عمقي تر بهش نگاه کني -
.تو که نميدوني -
189
00:21:51,218 --> 00:21:53,627
.من قبلاً هم اينکارو کردم
190
00:21:54,448 --> 00:21:57,250
با کي؟
191
00:22:00,858 --> 00:22:03,692
چرا ميريم پاريس؟
192
00:22:04,461 --> 00:22:07,569
.يه معمارِ جديد لازم داريم
193
00:22:22,962 --> 00:22:25,974
هيچوقت از دفترت خوشت نيومد، درسته؟
194
00:22:26,939 --> 00:22:30,219
توي اون اتاقِ گرفته، جايي براي
.فکر کردن نيست
195
00:22:31,641 --> 00:22:34,544
بودنت در اينجا خطري نداره؟
196
00:22:35,500 --> 00:22:39,553
،استرداد مجرمين بين فرانسه و آمريکا
،يه مشت کارِ دفتريِ مسخره ست
.تو که اينو ميدوني
197
00:22:39,674 --> 00:22:42,680
فکر کنم بتونن کاري کنن که شاملِ
.حالِ تو بشه
198
00:22:42,918 --> 00:22:47,604
ببين، اينا رو آرودم که وقتي
.فرصتش رو پيدا کردي، بديشون به بچه هام
199
00:22:48,045 --> 00:22:50,607
...خيلي بيشتر از اسباب بازيِ حيووني لازمه
200
00:22:50,728 --> 00:22:53,462
تا اون بچه ها رو قانع کنه که هنوز
.يه پدر دارن
201
00:22:53,584 --> 00:22:54,803
.من فقط چيزي رو که ميدونم انجام ميدم
202
00:22:54,855 --> 00:22:58,502
.کاري رو ميکنم که خودت بهم ياد دادي -
.من هيچوقت يادت ندادم که يه دزد باشي -
203
00:22:58,555 --> 00:23:02,105
،نه، تو يادم دادي ذهنِ آدمها رو کنترل کنم
...ولي بعد از اتفاقي که افتاد
204
00:23:02,225 --> 00:23:06,342
اونها دنبال استفاده از راه هاي
،قانوني بودن
.که از اون مهارت استفاده کنن
205
00:23:10,882 --> 00:23:13,923
اينجا چيکار داري، «دام»؟
206
00:23:14,627 --> 00:23:16,811
.فکر کنم يه راهي براي رفتن به خونه پيدا کردم
207
00:23:17,209 --> 00:23:20,847
.يه کاريه براي چندتا آدمِ خيلي خيلي قدرتمند
208
00:23:21,294 --> 00:23:24,459
آدمهايي که معتقدم ميتونن
...اتهام هاي من رو برطرف کنن
209
00:23:26,140 --> 00:23:30,704
.ولي به کمکت احتياج دارم -
اومدي اينجا که يکي از باهوشترين-
.دانشجوهاي منو فاسد کني
210
00:23:31,486 --> 00:23:34,127
.ميدوني که دارم چه پيشنهادي ميدم
.بايد بذاري خودشون تصميم بگيرن
211
00:23:34,447 --> 00:23:38,432
.پول -
...نه فقط پول. يادته.اين -
212
00:23:38,762 --> 00:23:43,020
،يه فرصت براي ساختنِ کليساها، کلِ شهر
.چيزهاييه که هيچوقت وجود نداشتن
213
00:23:43,021 --> 00:23:45,919
چيزهايي که توي دنياي واقعي
.نميتونستن وجود داشته باشن
214
00:23:46,564 --> 00:23:51,393
پس، ميخواي اجازه بدم که يه نفر ديگه
.توي خيال پردازي هات دنبالت بياد
215
00:23:51,644 --> 00:23:55,298
.اونها درواقع واردِ خواب نميشن
...فقط مراحل رو طراحي ميکنن
216
00:23:55,428 --> 00:23:56,819
.و به اونهايي که خواب ميبينن، آموزش ميدن
.همين
217
00:23:57,138 --> 00:24:00,378
.خودت طراحيش کن
218
00:24:01,288 --> 00:24:04,026
.مال» نميذاره»
219
00:24:08,941 --> 00:24:13,242
.به واقعيت برگرد، «دام». خواهش ميکنم
220
00:24:13,642 --> 00:24:14,676
واقعيت؟
221
00:24:15,395 --> 00:24:19,996
،اون بچه ها، نوه هاي تو
.منتظر پدرشون هستن که برگرده خونه
222
00:24:20,563 --> 00:24:25,921
،اين واقعيتِ اوناست. اين کار
.اين آخرين کار، چيزيه که باعث ميشه برگردم
223
00:24:26,042 --> 00:24:29,419
اگه راهِ ديگه اي بلد بودم، الان
.اينجا نبودم
224
00:24:32,622 --> 00:24:36,154
به يه معمار به اون خوبيي که
.خودم قبلاً بودم، نياز دارم
225
00:24:39,971 --> 00:24:41,461
.يه نفر بهتر رو سراغ دارم
226
00:24:41,463 --> 00:24:45,427
آريادني»؟»
227
00:24:45,642 --> 00:24:48,502
.ميخوام با آقاي «کاب» آشنات کنم
228
00:24:48,503 --> 00:24:51,035
.از آشناييتون خوشبختم -
...اگه چند دقيقه وقت داشته باشيد -
229
00:24:51,036 --> 00:24:54,832
،آقاي «کاب» کاري براي پيشنهاد دارن
.که ميخوان درموردش باهات حرف بزنن
230
00:24:54,953 --> 00:24:57,612
به همين زودي کار پيدا شد؟ -
.نه دقيقاً -
231
00:24:57,733 --> 00:25:01,965
.يه امتحان برات دارم -
قبلش نميخواي چيزي در موردش بهم بگي؟ -
232
00:25:02,086 --> 00:25:04,898
،قبل از اينکه اين کار رو برات شرح بدم
.بايد بدونم که از عهده اش بر مياي
233
00:25:04,923 --> 00:25:08,525
چرا؟ -
.راستش رو بخواي، اينکار قانوني نيست -
234
00:25:12,028 --> 00:25:16,602
،دو دقيقه وقت داري که يه هزارراه طراحي کني
.که براي حل کردنش يک دقيقه طول بکِشه
235
00:25:17,694 --> 00:25:19,844
.بسه
236
00:25:21,063 --> 00:25:23,131
.دوباره
237
00:25:24,733 --> 00:25:26,595
.بسه
238
00:25:29,066 --> 00:25:32,246
.بايد بهتر از اين عمل کني
239
00:25:44,508 --> 00:25:47,153
.اين شد يه چيزي
240
00:26:05,711 --> 00:26:10,229
ميگن انسان فقط از نصفِ پتاسنيلِ
.واقعيِ مغزش استفاده ميکنه
.حالا، اين براي مواقعيه که ما بيدار هستيم
241
00:26:10,829 --> 00:26:13,722
،وقتي خواب هستيم
.ذهن تقريباً هرکاري ميتونه انجام بده
242
00:26:14,190 --> 00:26:16,467
مثلاً؟-
خب،تصور کن داري يه ساختمون رو-
طراحي ميکني،درست؟
243
00:26:16,589 --> 00:26:18,915
.عمداً تمامِ ظواهرش رو ميسازي
244
00:26:19,157 --> 00:26:22,577
ولي گاهي اوقات، جوري بنظر ميرسه که انگار
خود به خود ساخته شده. اگه منظورم
.رو متوجه بشي
245
00:26:22,628 --> 00:26:27,331
.آره، آره. مثلِ آمـم، کشف کردنِ چيزي -
الهامِ(=وحي) واقعي، درست؟ -
246
00:26:27,410 --> 00:26:31,653
حالا در حالتِ خواب، ذهنمون
...به طورِ مداوم اينکارو انجام ميده. ما
247
00:26:31,774 --> 00:26:36,169
همزمان دنيامون رو هم ميسازيم و
.هم مشاهده ميکنيم
248
00:26:36,170 --> 00:26:37,669
...و ذهنمون خيلي خوب اينکارو انجام ميده
249
00:26:37,723 --> 00:26:39,686
.جوريکه خودمون اصلاً متوجه نميشيم
250
00:26:39,687 --> 00:26:42,718
اين به ما اجازه ميده که درست
.درونِ اين فرايند بشيم
251
00:26:42,770 --> 00:26:45,244
چطوري؟ -
.با گرفتنِ قسمتِ خلق شده -
252
00:26:45,298 --> 00:26:49,244
.حالا، اينجاست که من به تو نياز دارم
.تو يه دنياي رؤيايي ميسازي
253
00:26:49,246 --> 00:26:51,721
.ما شخصي رو درونِ اين رؤيا مياريم
254
00:26:51,722 --> 00:26:54,379
و اونها حس ميکنن اين ضميرِ ناخودآگاهِ
.خودشونه
255
00:26:54,501 --> 00:26:59,714
چطور ميتونم اونقدر جزئيات رو دقيق درست کنم
.که اونها فکر کنن اين(رؤيا) واقعيه
256
00:26:59,758 --> 00:27:03,213
،خب، رؤيايي که در خواب ميبينيم
بنظر واقعي مياد، درسته؟
257
00:27:03,512 --> 00:27:08,017
،فقط وقتي از خواب بيدار ميشيم
.ميفهميم که انگار يه چيزِ عجيبي بوده
258
00:27:08,483 --> 00:27:13,337
بذار يه سؤالي ازت بپرسم. تو هيچوقت
قسمتِ اولِ خوابت رو يادت نمياد، درسته؟
259
00:27:13,388 --> 00:27:16,599
.هميشه درست از وسطِ ماجرا سر در مياري
260
00:27:16,720 --> 00:27:19,855
.فکر کنم، آره -
پس چطوري اومديم اينجا؟ -
261
00:27:19,857 --> 00:27:23,831
...خب، ما از -
.«در موردش فکر کن «آريادني -
262
00:27:24,280 --> 00:27:27,574
چطوري اومدي اينجا؟
الان کجايي؟
263
00:27:31,720 --> 00:27:35,458
داريم خواب ميبينيم؟ -
.درواقع تو الان وسطِ کارگاه هستي، خوابي -
264
00:27:35,577 --> 00:27:38,847
.اين اولين دَرسِت توي يه رؤياي مشترکه
.پس آماده باش
265
00:28:16,222 --> 00:28:18,832
...اگه اين فقط يه رؤياست پس چرا
266
00:28:19,076 --> 00:28:22,012
هيچوقت فقط يه رؤيا نيست، درسته؟
... ،وقتي صورتت پر از شيشه ميشه
267
00:28:22,065 --> 00:28:24,969
.احساست مثلِ جهنم ميشه
.وقتي درونش قرار داري، حس ميکني واقعيه
268
00:28:25,304 --> 00:28:27,924
.اين چيزيه که توسط ارتش ساخته شده
...اون موقع يه برنامه ي آموزشي بوده
269
00:28:28,518 --> 00:28:31,592
،براي سربازها، که بهم ديگه شليک کنن
.چاقو بزنن و بعد بيدار بشن
270
00:28:32,621 --> 00:28:34,438
معمارها چطوري درگيرِ اين ماجرا شدن؟
271
00:28:34,993 --> 00:28:36,766
خب، يه نفر بايد رؤيا رو طراحي ميکرد، درسته؟
272
00:28:38,729 --> 00:28:41,467
چطوره 5 دقيقه ديگه بهمون وقت بدي؟ -
پنج دقيقه؟ -
273
00:28:43,675 --> 00:28:45,897
.ما حداقل نيم ساعت داشتيم حرف ميزديم
274
00:28:45,950 --> 00:28:48,521
در خواب، عملکردِ ذهن
...خيلي سريعتر ميشه، بنابراين
275
00:28:48,553 --> 00:28:51,170
.زمان بنظر خيلي آهسته تر مياد
276
00:28:51,710 --> 00:28:53,933
پنج دقيقه در دنياي واقعي برابر ميشه
.با يک ساعت در خواب
277
00:28:55,623 --> 00:28:57,718
چطوره ببينيم که توي 5 دقيقه
چه کارايي ميتوني بکني؟
278
00:29:04,601 --> 00:29:07,502
.ما طرحِ اوليه رو داريم
.کتابفروشي، رستوران
279
00:29:07,532 --> 00:29:08,981
.تقريباً تمامِ چيزاي ديگه هم اينجاست
280
00:29:09,135 --> 00:29:12,548
اين آدمها کي هستن؟ -
.تجسمِ ناخودآگاهِ من -
281
00:29:12,572 --> 00:29:15,098
براي تو؟ -
.بله. يادت باشه، تويي که داري خواب ميبيني -
282
00:29:15,389 --> 00:29:19,059
،تو اين دنيا رو ساختي. من يه سوژه ام
.ذهنِ من، ساکنِ اينجاست
283
00:29:19,179 --> 00:29:21,404
.در واقع تو ميتوني با ناخودآگاهِ من حرف بزني
284
00:29:21,407 --> 00:29:23,758
اين يکي از راه هاييه که ما اطلاعات رو
.از ذهنِ يه فرد، استخراج ميکنيم
285
00:29:24,223 --> 00:29:27,276
ديگه چطوري اينکارو ميکني؟ -
... با خلقِ يه جاي امن، مثل يه -
286
00:29:28,048 --> 00:29:30,054
.مثل يه بانک يا زندان
287
00:29:30,140 --> 00:29:32,754
ذهن به طورِ خودکار، خودش رو با اطلاعاتي که
.قصدِ محافظت ازشون داره، پُر ميکنه
288
00:29:33,856 --> 00:29:36,337
متوجه ميشي؟ -
.بعد تو مياي داخل و اطلاعات رو ميدزدي -
289
00:29:37,054 --> 00:29:38,235
...خب
290
00:29:38,255 --> 00:29:44,020
،فکر ميکردم فضاي رؤيا بايد بصري باشه
.ولي بيشتر در موردِ حس کردنشه
291
00:29:44,544 --> 00:29:48,539
سؤالِ من اينه که، وقتي قوانينِ فيزيک رو
بهم بزني، چه اتفاقي ميافته؟
292
00:30:30,767 --> 00:30:33,628
اين اتفاق ميافته، نه؟ -
.آره -
293
00:30:58,088 --> 00:31:00,135
چرا دارن به من نگاه ميکنن؟
294
00:31:00,215 --> 00:31:03,772
چون ناخودآگاهِ من حس ميکنه که
.يه نفر ديگه اين دنيا رو خلق کرده
295
00:31:03,892 --> 00:31:06,345
،هرچي بيشتر چيزها رو تغيير بدي
...تجسمها سريع تر
296
00:31:06,397 --> 00:31:08,167
.باهاش تقارب پيدا ميکنن
297
00:31:08,169 --> 00:31:11,160
تقارب؟ -
طبيعتِ خارجيِ کسي که خواب-
.ميبينه رو حس ميکنه
298
00:31:11,759 --> 00:31:14,380
اونها مثلِ گلبول هاي سفيد خون
.که با عفونت مبارزه ميکنن، حمله ميکنن
299
00:31:14,435 --> 00:31:18,552
حالا ميخوان بهمون حمله کنن؟ -
.نه. فقط به تو -
300
00:31:24,040 --> 00:31:26,978
،خيلي عاليه، ولي دارم بهت ميگم
...اگه همينجور تغييرش بدي
301
00:31:31,426 --> 00:31:34,090
خداي من. ميشه به ناخودآگاهت
بگي انقدر سخت نگيره؟
302
00:31:34,474 --> 00:31:36,975
.اين ناخودآگاهمه
.يادت باشه نميتونم کنترلش کنم
303
00:32:30,833 --> 00:32:32,275
.تأثير برانگيزه
304
00:32:43,913 --> 00:32:47,513
.من اين پُل رو ميشناسم
اين مکان واقعاً وجود داره، نه؟
305
00:32:47,603 --> 00:32:49,706
،آره، هر روز که ميخوام برم دانشگاه
.از اينجا رد ميشم
306
00:32:49,826 --> 00:32:51,723
.هيچوقت مکانهايي از حافظه ات رو بازسازي نکن
307
00:32:52,152 --> 00:32:53,681
.هميشه جاهاي جديد رو تصور کن
308
00:32:53,797 --> 00:32:55,403
،خب، بايد از جاهايي که ميشناسيم
طرح بگيريم، درسته؟
309
00:32:55,535 --> 00:32:58,552
.فقط از جزئيات استفاده کن
.مثلاً يه پايه ي برق يا يه بادجه تلفن
310
00:32:58,765 --> 00:33:00,398
.هيچوقت از کلِ ناحيه استفاده نکن -
چرا؟ -
311
00:33:00,699 --> 00:33:03,433
،چون ساختنِ يه خواب از حافظه ات
...ساده ترين راه
312
00:33:03,433 --> 00:33:05,772
براي از دست دادنِ تشخصيته
.از اينکه چي واقعيه و چي خوابه
313
00:33:05,774 --> 00:33:07,109
براي تو هم همين اتفاق افتاده؟
314
00:33:07,114 --> 00:33:09,337
.گوش کن چي ميگم
اين موضوع هيچ ربطي به من نداره، فهميدي؟
315
00:33:09,611 --> 00:33:11,450
واسه همينه که براي ساختِ فضاي خوابت
به من احتياج داري؟
316
00:33:12,200 --> 00:33:14,542
.ولش کن. برو عقب
317
00:33:14,544 --> 00:33:16,930
!برو عقب -
!«کاب» -
318
00:33:16,931 --> 00:33:18,427
!ولم کن -
!بذار برم -
319
00:33:18,450 --> 00:33:19,914
!«نه! «مال -
!«کاب» -
320
00:33:20,235 --> 00:33:21,193
!«مال» -
!بيدارم کن -
321
00:33:21,757 --> 00:33:22,587
!«مال» -
!بيدارم کن -
322
00:33:22,640 --> 00:33:24,717
!مال»، نه! نه» -
!بيدارم کن -
323
00:33:24,769 --> 00:33:25,369
!مال»، نه»
324
00:33:26,846 --> 00:33:29,402
.هي، هي، هي، منو ببين
.حالت خوبه
325
00:33:29,667 --> 00:33:33,544
.تو خوبي -
چرا... چرا بيدار نميشدم؟ -
326
00:33:33,714 --> 00:33:37,565
چون هنوز يکم وقت روي ساعت مونده بود و
...نميتوني از يه خواب بيرون بياي
327
00:33:37,618 --> 00:33:38,606
.مگه اينکه بميري
328
00:33:38,738 --> 00:33:39,943
توتم» (روح محافظ شخص) رو»-
.بهم نشون بده
چي؟ -
329
00:33:40,610 --> 00:33:44,308
...توتم» يه چيزِ کوچيکِ شخصيه» -
!«اون ناخودآگاهِ تو بود، «کاب -
330
00:33:45,229 --> 00:33:48,331
.اون زن واقعي بود -
.اوه، فهميدم، تو خانمِ «کاب» رو ديدي -
331
00:33:48,783 --> 00:33:51,037
زنشه؟ -
...«آره، خب، «توتم -
332
00:33:51,501 --> 00:33:55,415
تو به يه شيء کوچيک احتياج داري
...که باهات باشه
.يه چيزيکه هميشه همراهت باشه
333
00:33:55,467 --> 00:33:56,333
.چيزيکه هيچکس ندونه
334
00:33:56,386 --> 00:33:58,881
مثل يه سکه؟ -
.نه. بايد خيلي ناب تر باشه -
335
00:33:59,807 --> 00:34:01,980
.اين يه طاسه
336
00:34:03,950 --> 00:34:06,993
.نميتونم بذارم بهش دست بزني
.ممکنه ديگه نشه ازش استفاده کرد
337
00:34:07,062 --> 00:34:10,659
فقط من، تعادل و وزنِ اين طاسِ
.بخصوص رو ميدونم
338
00:34:10,720 --> 00:34:13,096
،اينجوري وقتي تو به «توتم»ت نگاه ميکني
339
00:34:13,149 --> 00:34:15,460
.مطمئن ميشي که در خوابِ يه نفر ديگه نيستي
340
00:34:19,669 --> 00:34:23,960
نميدونم که متوجه نيستي اينجا چه خبره
... ،يا خودت نميخواي بفهمي
341
00:34:24,552 --> 00:34:27,459
ولي «کاب» مشکلاتِ جدي اي داره
.که سعي داره ناديده بگيرتشون
342
00:34:27,699 --> 00:34:31,337
و من هم همينطوري ذهنم رو
.براي همچين کسي باز نميذارم
343
00:34:37,525 --> 00:34:41,610
برميگرده. تا حالا کسي رو نديده بودم
.انقدر سريع بتونه اونکارها رو انجام بده
344
00:34:42,001 --> 00:34:45,091
.عالمِ واقعيت براي اون کافي نيست
...و وقتي اون برگرده
345
00:34:46,887 --> 00:34:49,275
،اگه برگرده
.بايد کاري کني که چندتا هزار راه درست کنه
346
00:34:49,328 --> 00:34:51,375
کجا ميخواي بري؟ -
.بايد برم «ايمز» رو ببينم -
347
00:34:51,975 --> 00:34:55,215
.ايمز»؟ نه، اون توي «مومباسا»ست»
.«خونه ي «کوبول
348
00:34:55,438 --> 00:34:58,157
.اين ريسکِ ضروريه -
.دزدهاي خوبِ زيادي وجود داره -
349
00:34:58,605 --> 00:35:02,813
.ما فقط به يه دزد نياز نداريم
.بايد جعل کننده هم باشه
350
00:35:11,031 --> 00:35:13,472
،هرچقدر بخواي ميتوني اونا رو بمالي به هم
.ولي بچه نميزان
351
00:35:14,437 --> 00:35:17,192
.کسي چه ميدونه -
.بذار يه نوشيدني برات بگيرم -
352
00:35:20,618 --> 00:35:21,419
.خودت بخور
353
00:35:28,574 --> 00:35:30,537
.لهجه ات که بهتر نشده -
.امتحانم کن -
354
00:35:30,590 --> 00:35:32,527
دستخطت چطوره؟
355
00:35:32,929 --> 00:35:34,346
.بهترين توي شهره
.خوبه -
356
00:35:34,451 --> 00:35:36,020
.خيلي ممنون
357
00:35:36,578 --> 00:35:37,514
.الهام
358
00:35:38,114 --> 00:35:41,691
...حالا، قبل از اينکه بهم بگي غيرِ ممکنه
359
00:35:42,088 --> 00:35:44,896
.نه، کاملاً ممکنه
.فقط خيلي سخته
360
00:35:45,238 --> 00:35:48,732
.جالبه-
.ولي «آرتور» همه اش بهم ميگه شدني نيست-
361
00:35:49,396 --> 00:35:51,788
... «آرتور»
هنوز با اون اعصاب خردکن کار ميکني؟
362
00:35:51,970 --> 00:35:55,864
توي کارش وارده، درسته؟ -
.اوه، اون بهترينه. ولي تخيل نداره -
363
00:35:55,918 --> 00:35:56,758
.نه مثلِ تو
364
00:35:57,251 --> 00:35:59,654
گوش کن، اگه ميخواي چيزي رو به
.کسي «الهام» کني، بايد تخيل داشته باشي
365
00:36:00,182 --> 00:36:03,553
.بذار يه چيزي ازت بپرسم
تا حالا اينکارو کردي؟
366
00:36:04,171 --> 00:36:07,710
سعيمون رو کرديم. «فکر» رو گذاشتيم
.توي جاي موردِ نظر. ولي فايده نداشت
367
00:36:07,809 --> 00:36:10,454
به اندازه ي کافي عميق نذاشتينش؟ -
.نه، موضوع درموردِ عمق نيست -
368
00:36:11,002 --> 00:36:14,383
تو به ساده ترين نوعِ يه «فکر» احتياج داري
...تا
369
00:36:14,437 --> 00:36:16,570
.بتوني توي ذهنِ سوژه ات رُشدش بدي
.ذهن، استادِ نيرنگ بازيه
370
00:36:16,909 --> 00:36:20,026
حالا اين «فکر» چيه که ميخواي بکاريش؟
371
00:36:20,445 --> 00:36:23,907
،ما ميخوايم که وارثِ يه شرکتِ بزرگ
.امپراتوريِ پدرش رو منحل کنه
372
00:36:24,498 --> 00:36:28,368
خب. ميدوني، انگيزشهاي سياسيِ مختلف
و احساسي اي وجود داره که بايد براشون
.دست به کار بشي
373
00:36:29,172 --> 00:36:33,049
،و با تمامِ اين قضايا
.واقعاً به تعصبِ سوژه ات بستگي پيدا ميکنه
374
00:36:33,536 --> 00:36:36,834
و کاري که بايد بکني اينه که
.با اصولِ اساسي شروع کني
375
00:36:37,084 --> 00:36:40,627
که چي باشه؟ -
.ارتباط با پدر -
376
00:36:43,271 --> 00:36:45,244
شيميدان داري؟ -
.نه، هنوز نه -
377
00:36:45,260 --> 00:36:52,013
.«خيلي خب، يه نفر اينجا هست. به اسمِ «يوسف
اون ترکيباتِ مخصوصِ خودش رو فرمول
.بندي ميکنه
378
00:36:52,104 --> 00:36:54,415
کِي منو ميبري پيشش؟ -
.وقتي کسي تعقيبت نکنه -
379
00:36:55,187 --> 00:36:57,535
.«آدمهاي کنارِ «بار -
.«مهندس هاي «کوبول -
380
00:36:58,068 --> 00:37:00,515
،جايزه اي که برام گذاشتن
براي زنده ام هست يا مُرده؟
381
00:37:00,796 --> 00:37:02,932
.يادم نيست
.بذار ببينيم شليک ميکنن يا نه
382
00:37:03,591 --> 00:37:06,243
.پايينِ پله ها حدودِ نيم ساعت ديگه ميبينمت
383
00:37:07,301 --> 00:37:09,950
برميگردي اينجا؟ -
.اينجا آخرين جاييه که بهش شَک ميکنن -
384
00:37:11,740 --> 00:37:12,341
.خيلي خب
385
00:37:14,436 --> 00:37:17,977
.«فردي»! «فردي سايمونز»
خداي من، واقعاً خودتي، نه؟
386
00:37:19,338 --> 00:37:22,233
کي؟ -
.نه، خودش نبود -
387
00:37:22,559 --> 00:37:24,424
حالا که خواب نميبيني، نه؟
388
00:37:42,658 --> 00:37:44,335
!برو کنار
389
00:38:02,419 --> 00:38:05,773
.قهوه نه
.يه قهوه
390
00:38:19,612 --> 00:38:20,649
.قهوه
391
00:39:16,451 --> 00:39:17,733
سوار ميشيد، آقاي «کاب»؟
392
00:39:19,605 --> 00:39:22,861
توي «مومباسا» چکار ميکني؟ -
.بايد از سرمايه گذاريم محافظت کنم -
393
00:39:26,299 --> 00:39:28,471
آه، پس فکرت براي دَک کردنِ
اونها، اين بود، ها؟
394
00:39:28,524 --> 00:39:29,908
.حالا يکي ديگه دنبالمه
395
00:39:38,924 --> 00:39:40,037
.کاب» گفت که برميگردي»
396
00:39:41,818 --> 00:39:44,951
...سعي کردم نيام، ولي -
.ولي هيچي مثلِ اين وجود نداره -
397
00:39:45,467 --> 00:39:49,319
.اين فقط... خلقتِ نابيه
398
00:39:50,103 --> 00:39:52,969
بيا يه نگاهي به چندتا سبکِ معماريِ
.پارادوکسي(ضد و نقيض)بندازيم
399
00:39:53,068 --> 00:39:54,345
بايد توي چندتا حقه، مهارت پيدا کني
400
00:39:54,347 --> 00:39:56,450
.اگه ميخواي سه سطحِ خوابِ کامل رو بسازي
401
00:39:56,502 --> 00:39:59,563
.ببخشيد -
چه جور حقه هايي؟ -
402
00:39:59,939 --> 00:40:02,957
در خواب، ميتوني «معمار» رو با
.طرحهاي غير ممکن، گول بزني
403
00:40:03,641 --> 00:40:07,533
.اين باعث ميشه بتوني چند حلقه ي بسته بسازي
.«مثلِ پله هاي «پنروس
404
00:40:07,952 --> 00:40:09,791
.راه پله ي نامحدود
405
00:40:12,640 --> 00:40:15,964
ميبيني؟
406
00:40:19,026 --> 00:40:24,488
پارادوکس. پس يه حلقه ي بسته مثلِ اين، کمکت
،ميکنه، مرزهاي خوابي رو که ساختي
.پنهان کني
407
00:40:24,641 --> 00:40:27,073
بزرگيِ اين سطح ها چقدر بايد باشه؟
408
00:40:27,407 --> 00:40:30,236
.هر چيزي ميتونه باشه
.از يه طبقه ي ساختمون گرفته تا کلِ يه شهر
409
00:40:30,260 --> 00:40:32,105
...ولي بايد اونقدر پيچيده باشن
410
00:40:32,435 --> 00:40:33,791
.که بتونيم از «تجسم کردن»، مخفيشون کنيم
411
00:40:33,845 --> 00:40:35,402
.يه هزار راه -
.درسته، يه هزار راه -
412
00:40:35,783 --> 00:40:37,937
...و هر چي هزار راه بهتر باشه -
...زمانِ بيشتري داريم -
413
00:40:37,990 --> 00:40:40,563
.قبل از اينکه «تجسم کننده»ها ما رو بگيرن -
.دقيقاً -
414
00:40:41,950 --> 00:40:43,732
،ناخودآگاهِ من به اندازه ي کافي
.آروم بنظر مياد
415
00:40:43,876 --> 00:40:45,096
.حالا صبر کن تا اوضاع وخيم باشه
416
00:40:45,892 --> 00:40:48,236
هيچکس دوست نداره احساس کنه
.يه نفر ديگه داره ذهنش رو دست کاري ميکنه
417
00:40:48,869 --> 00:40:50,713
کاب» ديگه نميتونه»
همچين جاهايي رو بسازه، درسته؟
418
00:40:52,387 --> 00:40:54,503
،نميدونم ميتونه يا نه
.ولي نميسازه
419
00:40:54,905 --> 00:40:57,214
فکر ميکنه اگه ندونه
.طرح بندي به چه شکله، امن تره
420
00:40:57,332 --> 00:40:59,260
چرا؟ -
.بهم نميگه -
421
00:40:59,277 --> 00:41:01,022
.ولي فکر کنم دليلش «مال» باشه
422
00:41:01,502 --> 00:41:03,573
همسرِ سابقش؟ -
.نه، سابق نيست -
423
00:41:03,648 --> 00:41:06,109
هنوز باهم هستن؟ -
...نه، اون -
424
00:41:07,595 --> 00:41:09,117
.اون مُرده
425
00:41:11,019 --> 00:41:13,785
چيزي که تو اونجا ديدي، فقط يه
.تجسم از اون بود
426
00:41:17,988 --> 00:41:21,276
توي زندگيِ واقعي چه شکلي بود؟ -
.خيلي زيبا -
427
00:41:25,328 --> 00:41:27,620
دنبالِ شيميدان ميگرديد؟ -
.بله -
428
00:41:27,814 --> 00:41:29,568
که ترکيبي رو براي يه کار بسازه؟
429
00:41:30,230 --> 00:41:34,670
.و باهامون واردِ کار بشه -
نه، من خيلي کم واردِ اينکار-
.«ميشم، آقاي «کاب
430
00:41:34,928 --> 00:41:38,731
ما نياز داريم که اونجا ترکيبي دقيق
.بر اساسِ نيازمون بسازيد
431
00:41:39,038 --> 00:41:41,129
نيازتون چيه؟ -
.عمقِ زياد -
432
00:41:41,131 --> 00:41:43,754
خوابي در يه خوابِ ديگه؟
دو سطح؟
433
00:41:46,646 --> 00:41:48,109
.سه تا
434
00:41:48,161 --> 00:41:52,017
.ممکن نيست
.يه خواب در يه خوابِ ديگه، خيلي ناپايداره
435
00:41:52,067 --> 00:41:58,843
امکانش هست، فقط به داروي-
.خواب آور نيازه
.خب، بايد خيلي قوي باشه -
436
00:42:00,803 --> 00:42:02,557
چند نفر عضو تيم هستن؟ -
.پنج نفر -
437
00:42:03,351 --> 00:42:03,952
.شش نفر
438
00:42:05,182 --> 00:42:09,959
تنها راهي که ميتوني مطمئن بشي
.کار رو انجام دادي، اينه که منم باهات بيام
439
00:42:10,165 --> 00:42:12,995
،توي کاري مثلِ اين
.«جايي براي جهانگردها نيست، آقاي «سايتو
440
00:42:13,125 --> 00:42:15,239
.فکر کنم اين دفعه هست
441
00:42:16,780 --> 00:42:20,134
.فکر کنم اين چيزِ خوبي براي شروع باشه
.من هر روز ازش استفاده ميکنم
442
00:42:20,757 --> 00:42:22,850
براي چي؟ -
.نشونتون ميدم -
443
00:42:27,017 --> 00:42:32,596
.شايد دلتون نخواد اينو ببينيد -
.اول شما -
444
00:42:41,669 --> 00:42:45,747
.شش، ده، دوازده
.همه بهم متصل هستن، حيوونهاي لعنتي
445
00:42:45,801 --> 00:42:47,352
.اونها هر روز ميان که خوابهاي مشترک ببينن
446
00:42:50,484 --> 00:42:52,364
ميبينيد؟
.کاملاً پايدار
447
00:42:58,921 --> 00:43:02,531
چه مدت خواب ميبينن؟ -
.سه، چهار ساعت، هر روز -
448
00:43:02,544 --> 00:43:05,652
و زمانِ خواب؟ -
با اين ترکيب؟ -
449
00:43:05,654 --> 00:43:09,273
.حدود 40 ساعت، هر روز -
چرا اينکارو ميکنن؟ -
450
00:43:09,360 --> 00:43:10,413
.«بهش بگيد، آقاي «کاب
451
00:43:12,361 --> 00:43:15,843
بعد از يه مدت، اين ميشه
.تنها راهي که ميتوني خواب ببيني
452
00:43:15,893 --> 00:43:18,068
شما هنوز خواب ميبينيد، آقاي «کاب»؟
453
00:43:18,069 --> 00:43:20,951
اونها هر روز ميان اينجا که بخوابن؟ -
.نه -
454
00:43:22,872 --> 00:43:29,200
.نه اونها ميان که بيدار بشن
.خواب براشون تبديل به واقعيت شده
455
00:43:31,222 --> 00:43:33,811
تو کي هستي که غير از اين بگي، ها؟
456
00:43:35,782 --> 00:43:37,099
.بذار ببينيم چکار ميتوني بکني
457
00:43:48,879 --> 00:43:51,729
.ميدوني چطوري پيدام کني
458
00:43:52,689 --> 00:43:54,941
.ميدوني بايد چکار کني
459
00:43:59,830 --> 00:44:01,162
خوب بود؟
460
00:44:16,437 --> 00:44:18,792
حالت خوبه، آقاي «کاب»؟
461
00:44:19,805 --> 00:44:22,898
.آره. آره. من خوبم
462
00:44:32,003 --> 00:44:36,108
،«رابرت فيشر»
.«وارث کمپانيِ اختلاطِ انرژيِ «فيشر مارو
463
00:44:36,156 --> 00:44:38,051
مشکلت با اين آقاي «فيشر» چيه؟
464
00:44:38,101 --> 00:44:40,174
.اين به تو مربوط نميشه
465
00:44:40,226 --> 00:44:44,126
آقاي «سايتو»، اين يکي از
.نمونه هاي جاسوسيِ شرکتت نيست
466
00:44:44,729 --> 00:44:49,670
تو از من يه «الهام» خواستي. اميدوارم
.سنگيني و اهميتِ اين درخواست رو درک کنيد
467
00:44:50,388 --> 00:44:54,162
،بذري که ما در ذهن اين مَرد ميکاريم
.به صورت يه فکر رشد ميکنه
468
00:44:54,218 --> 00:44:57,389
.اين فکر براي اون تعريف ميشه
...ممکنه باعث تغيير
469
00:44:58,291 --> 00:45:00,367
.ممکنه باعث تغيير همه چيز اون بشه
470
00:45:00,387 --> 00:45:04,309
ما آخرين کمپاني هستيم که بين اونها و
.تماميِ منابعِ کنترلِ انرژي قرار داريم
471
00:45:04,782 --> 00:45:09,268
ديگه نميتونيم رقابت کنيم. به زودي اونها
...کنترلِ منبعِ انرژيِ نصفِ دنيا
472
00:45:09,321 --> 00:45:13,161
.رو بدست ميگيرن
.عملاً، اونها تبديل به يه اَبَر قدرت شدن
473
00:45:14,621 --> 00:45:17,712
«دنيا نياز داره که «رابرت فيشر
.ذهنش رو تغيير بده
474
00:45:18,152 --> 00:45:22,911
.اينجاست که ما وارد کار ميشم
رابطه ي «فيشر» با پدرش چطوره؟
475
00:45:23,169 --> 00:45:26,190
.شايعه شده که رابطه شون خوب نيست
476
00:45:26,299 --> 00:45:28,874
ولي ما نميتونيم بر اساسِ شايعه کار کنيم،ميتونيم؟
477
00:45:28,921 --> 00:45:33,996
ميتوني من رو به اين مَرد برسوني؟
.«براونينگ»، دستِ راستِ «فيشر»
478
00:45:34,626 --> 00:45:36,202
.پدرخوانده ي «فيشرِ» کوچک
479
00:45:36,254 --> 00:45:39,721
.بايد شدني باشه
.اگه بتونيم به منابعِ دُرُست برسيم
480
00:45:39,901 --> 00:45:43,889
منابع چيزهايي هستن که
.«در تخصصِ من قرار دارن، آقاي «سايتو
481
00:45:44,944 --> 00:45:48,344
.من اينجا چيزي از توافق نميبينم
.ترتيبشون رو بده
482
00:45:48,396 --> 00:45:52,491
،«آقاي «براونينگ»، سياستِ «موريس فيشر
.هميشه اجتناب از دادخواهيه
483
00:45:56,990 --> 00:46:00,312
بايد مستقيماً در مورد نگرانيِ شما
با آقاي «موريس» صحبت کنيم؟
484
00:46:00,779 --> 00:46:04,100
.مطمئن نيستم لازم باشه -
.نه، نه، نه. فکر کنم لازمه -
485
00:46:26,205 --> 00:46:30,987
حالش چطوره؟
...نميخوام بي جهت مزاحمش بشم، ولي
486
00:46:31,316 --> 00:46:36,706
...رابرت»، بهت نگفتم خارج از شهر بمون»
.صبر کن، فقط کاري رو که گفتم بکن
487
00:46:36,794 --> 00:46:37,785
.«نه، حرف نزنيد، آقاي «فيشر
488
00:46:38,239 --> 00:46:41,343
!کار رو انجام بده
489
00:46:41,595 --> 00:46:45,379
.هيچوقت
.هيچوقت کاري رو که ميخوام، انجام نميدي
490
00:46:45,432 --> 00:46:47,843
.از شهر برو
491
00:46:50,198 --> 00:46:52,041
.وحشتناکه
492
00:46:54,498 --> 00:46:57,552
.بايد يکي از خاطراتِ خوبِ اون باشه
493
00:46:58,146 --> 00:47:02,360
.من ميذارمش کنار تختش
.اون حتي متوجه هم نميشه
494
00:47:03,019 --> 00:47:09,202
رابرت... ما بايد در موردِ وکالت نامه
.صحبت کنيم
495
00:47:09,254 --> 00:47:10,694
.ميدونم که الان مشکله -
.«الان وقتش نيست، عمو «پيتر -
496
00:47:10,746 --> 00:47:12,498
...ولي خيلي ضروريه که ما شروع به
497
00:47:16,753 --> 00:47:18,800
.لاشخورها دارن دورمون رو ميگيرن
498
00:47:18,953 --> 00:47:22,101
،هرچقدر «موريس فيشر» مريض تر ميشه
.پيتر براونينگ» قوي تر ميشه»
499
00:47:23,125 --> 00:47:25,451
من فرصت هاي زيادي داشتم
... ،که «براونينگ» رو زيرنظر بگيرم
500
00:47:26,164 --> 00:47:30,572
.حضورِ جسميش رو بررسي کنم
روي شخصيتش مطالعه کردم، و
.خيلي چيزاي ديگه
501
00:47:30,593 --> 00:47:33,937
،حالا، توي اولين لايه ي خواب
.من ميتونم هويتِ «براونينگ» رو جعل کنم
502
00:47:34,552 --> 00:47:37,971
و «فکر»هايي رو
.به ذهنِ ناخودآگاهِ «فيشر» تلقين کنم
503
00:47:38,050 --> 00:47:40,589
...بعد، وقتي ما اون رو يک سطح عميق تر واردِ
504
00:47:40,741 --> 00:47:44,040
،تصوراتِ «براونينگ» بکنيم
.بايد بازخوردش، دُرُست به خودش برگرده
505
00:47:44,093 --> 00:47:47,153
.پس اون، «فکر» رو خودش به خودش ميده -
.دقيقاً -
506
00:47:47,567 --> 00:47:50,103
.اين تنها راهِ که «فکر» ميتونه تلقين بشه
.بايد خودش توليدش کنه
507
00:47:50,155 --> 00:47:53,157
.ايمز»، تحتِ تأثير قرار گرفتم»
508
00:47:53,992 --> 00:47:57,388
،هميشه از اِقرارت قدرداني ميکنم
.آرتور»، خيلي ممنون»
509
00:48:18,550 --> 00:48:20,773
خودت تنهايي ميخواي بري اونجا؟
510
00:48:20,837 --> 00:48:23,772
...نه، نه. فقط
.داشتم چندتا آزمايش انجام ميدادم
511
00:48:24,626 --> 00:48:26,921
.متوجه نشدم کسي اينجا مونده
512
00:48:26,997 --> 00:48:30,991
«آره، درواقع داشتم روي «توتمِ-
.خودم کار ميکردم
.بيا، بذار يه نگاهي بندازم -
513
00:48:32,980 --> 00:48:34,366
پس داري ياد ميگيري، ها؟
514
00:48:34,447 --> 00:48:37,595
.يه راهِ قشنگ براي تشخيصِ واقعيت
515
00:48:38,746 --> 00:48:42,445
فکرِ تو بود؟ -
.نه، در واقع، فکر «مال» بود -
516
00:48:42,445 --> 00:48:47,950
.اين. اين مالِ اون بود
.اگه توي يه خواب تابش بدي، هيچوقت نميافته
517
00:48:47,959 --> 00:48:51,416
.همينطور ميچرخه و ميچرخه
518
00:48:52,406 --> 00:48:57,959
.آرتور» بهم گفت اون مُرده» -
هزار راه ها چطورن؟ -
519
00:48:58,419 --> 00:49:01,678
هر سطح مربوط به قسمتي از
...ناخودآگاهِ سوژه ميشه که
520
00:49:01,731 --> 00:49:03,174
.ما ميخوايم بهش دسترسي پيدا کنيم
521
00:49:03,226 --> 00:49:08,321
.پس، رسيدن به آخرِ سطح، بيمارستانها
.که «فيشر» پدرش رو مياره اونجا
522
00:49:08,568 --> 00:49:11,835
.راستش من يه سوال در مورد اين طرح داشتم
523
00:49:11,880 --> 00:49:16,063
نه، نه، نه. جزئيات رو بهم نشون نده. فقط کساني
.که خواب ميبينن بايد از جزئياتِ طرح آگاه باشن
524
00:49:17,070 --> 00:49:18,162
چرا انقدر مهمه؟
525
00:49:18,515 --> 00:49:20,290
...اگه يکي از ما، تصوراتش رو بوجود آورد
526
00:49:20,342 --> 00:49:22,720
ما نميخوايم که اونها
.از جزئياتِ هزار راه باخبر بشن
527
00:49:23,703 --> 00:49:26,612
.منظورت اينه درصورتيکه تو «مال» رو بياري
528
00:49:26,828 --> 00:49:30,647
تو نميتوني «مال» رو بيرون نگه-
داري، مگه نه؟
.درسته -
529
00:49:31,062 --> 00:49:34,778
تو ديگه نميتوني چيزي بسازي، چون اگه
.چيزي از هزار راه بفهمي، اون هم ميفهمه
530
00:49:35,369 --> 00:49:37,743
.که باعث از بين رفتن کل عمليات ميشه
531
00:49:37,758 --> 00:49:40,053
کاب»، بقيه هم اين موضوع رو ميدونن؟» -
.نه. نه، نميدونن -
532
00:49:40,491 --> 00:49:42,533
.اگه داره بدتر ميشه، بايد بهشون بگي
533
00:49:42,585 --> 00:49:45,245
.هيچکس نگفت داره بدتر ميشه
534
00:49:45,598 --> 00:49:48,989
.من بايد برم خونه م
.الان فقط همين برام مهمه
535
00:49:50,276 --> 00:49:57,656
چرا نميتوني بري خونه؟ -
.چون اونها فکر ميکنن من «مال» رو کُشتم -
536
00:50:00,820 --> 00:50:03,100
.ممنونم -
براي چي؟ -
537
00:50:03,332 --> 00:50:05,491
.براي اينکه نپرسيدي اينکارو کردم يا نه
538
00:50:05,539 --> 00:50:08,090
" .من امپراطوري پدرم رو منحل ميکنم "
539
00:50:08,090 --> 00:50:11,951
حالا? اين مشخصاً اين ايده ايه که خود
.رابرت» انتخاب به رد کردنش خواهد کرد»
540
00:50:12,405 --> 00:50:15,360
بخاطرِ همينه که بايد «فکر» رو
.در عمقِ ناخودآگاه بکاريم
541
00:50:15,449 --> 00:50:19,202
ناخودآگاه بوسيله ي احساسات تحريک
ميشه، درسته؟
.دليل خاصي نداره
542
00:50:19,278 --> 00:50:22,633
ما بايد يه راهي پيدا کنيم که
.اينو به مفهومِ احساسات ترجمه کنيم
543
00:50:22,761 --> 00:50:25,003
چطوري ميخواي يه استراتژيِ تجاري رو
به احساسات ترجمه کني؟
544
00:50:25,056 --> 00:50:25,540
« موريس»? و «رابرت»)
«دو نسل از «فيشر
(دو نوع مديريت کاملاً متفاوت
545
00:50:25,593 --> 00:50:27,042
ما اومديم اينجا که همينو بفهميم، درسته؟
546
00:50:27,068 --> 00:50:30,575
«حالا، بطور خلاصه، رابطه ي «رابرت
.با پدرش زيرِ فشار قرار داره
547
00:50:30,852 --> 00:50:32,046
.اينو يادم نمياد
548
00:50:32,099 --> 00:50:35,783
چون اينکه بهش پيشنهاد کنيم شرکتِ پدرش رو
.از بين ببره، توهينِ بزرگي به اون پيرمرده
549
00:50:35,969 --> 00:50:37,503
...نه، چون من فکر ميکنم احساساتِ مثبت
550
00:50:37,655 --> 00:50:39,649
.هميشه بر احساساتِ منفي غلبه ميکنن
551
00:50:39,743 --> 00:50:42,731
.همه ي ما در مورد آشتي شنيديم
.يه روان پاکسازي
552
00:50:43,758 --> 00:50:47,342
ما نياز داريم که «رابرت فيشر»، نسبت به
.همه ي اينها واکنشِ احساسيِ مثبتي نشون بده
553
00:50:47,389 --> 00:50:49,379
.خيلي خب، اينو امتحان ميکنيم
554
00:50:49,401 --> 00:50:54,259
پدرم قبول کرده که من ميخوام "
" .راهِ خودمو برم، نه اينکه جا پايِ اون بذارم
555
00:50:54,753 --> 00:50:57,133
.ميتونه عملي باشه
.ممکنه
556
00:50:57,634 --> 00:50:59,583
.ما بايد بهتر از "ممکنه" کار کنيم
557
00:50:59,626 --> 00:51:01,178
.«ممنون از همکاريت، «آرتور
558
00:51:01,331 --> 00:51:04,248
.«ببخشيد که ميخوام يکم تخصصي کار کنم، «ايمز
559
00:51:04,428 --> 00:51:07,916
تخصصي؟ -
.الهام مربوط به خاص بودن نيست -
560
00:51:07,968 --> 00:51:11,228
،وقتي وارد ذهنش ميشيم
.بايد روي چيزي که پيدا ميکنيم کار کنيم
561
00:51:12,728 --> 00:51:16,403
،در بالاترين سطح
.رابطه با پدرش رو به اشتراک ميذاريم
562
00:51:16,497 --> 00:51:19,776
:و اين رو بهش تلقين ميکنيم
" .من جا پاي پدرم نميذارم "
563
00:51:19,847 --> 00:51:24,517
:و در سطحِ بعدي، اين رو بهش ميديم
" .من راهِ خودم رو در پيش ميگيرم "
564
00:51:25,191 --> 00:51:27,627
،بعد از اون، پايين ترين سطح رو هدف ميگيريم
.و ضربه ي نهايي رو ميزنيم
565
00:51:27,631 --> 00:51:30,096
" .پدرم نميخواد که من مثلِ اون باشم " -
.دقيقاً -
566
00:51:31,285 --> 00:51:35,486
،وقتي سه لايه رو انجام ميديم
.خواب با کوچترين اختلالي، متلاشي ميشه
567
00:51:35,641 --> 00:51:37,126
.داروي خواب آور
568
00:51:37,126 --> 00:51:40,381
براي داشتنِ يه خوابِ قوي که
...سه لايه داشته باشه
569
00:51:40,407 --> 00:51:43,336
ما بايد يه داروي خواب آورِ بشدت قوي
.درست کنيم
570
00:51:55,571 --> 00:51:56,677
.شب بخير
571
00:51:57,460 --> 00:51:59,229
...ترکيبي که براي خوابِ مشترک استفاده ميشه
572
00:51:59,282 --> 00:52:01,122
يه ارتباطِ محکمي بينِ کساني که
...خواب ميبينن، ايجاد ميکنه
573
00:52:01,175 --> 00:52:03,821
.بعلاوه، عملکردِ مغز رو خيلي زياد ميکنه
574
00:52:03,829 --> 00:52:06,209
به عبارت ديگه، زمان بيشتري به ما
.براي هر سطح ميده
575
00:52:06,267 --> 00:52:09,256
عملکرد مغز در خواب، حدود 20 برابر
.حالت معموله
576
00:52:09,461 --> 00:52:12,845
وقتي درونِ يه خوابي که در يه خوابِ ديگه
.قرار داره ميشي، اثراتش ترکيب ميشه
577
00:52:12,904 --> 00:52:16,745
ما سه تا خواب داريم، ميشه 10-
...ساعت ،20ساعت
.ببخشيد، من هيچوقت رياضيم خوب نبوده-
578
00:52:16,766 --> 00:52:20,878
چقدر زمان ميبره؟ -
.يک هفته براي سطح اول -
579
00:52:21,082 --> 00:52:24,616
شش ماه براي سطح دوم و
...سطح سوم
580
00:52:24,668 --> 00:52:26,747
.ميشه 10 سال
581
00:52:28,398 --> 00:52:31,318
کي ميخواد 10 سال توي يه خواب بمونه؟
582
00:52:31,372 --> 00:52:32,956
.بستگي داره خواب چي باشه
583
00:52:32,976 --> 00:52:35,642
،خب وقتي کارمون رو انجام داديم
چطوري بيايم بيرون؟
584
00:52:35,643 --> 00:52:38,857
اميدوارم يه راهِ بهتري از
.شليک کردن به سَرَم داشته باشي
585
00:52:38,872 --> 00:52:41,173
.يه ضربه -
چه "ضربه"اي؟ -
586
00:52:41,628 --> 00:52:45,459
.اين، «آريادني»، به اين ميگن ضربه
587
00:52:46,573 --> 00:52:49,007
،مثلِ احساسِ سقوط ميمونه
... ،تکونت ميدن، بيدار ميشي
588
00:52:49,662 --> 00:52:50,912
.از خواب ميکِشنت بيرون
589
00:52:50,964 --> 00:52:52,705
با اين داروي خواب آور، ضربه رو احساس ميکنيم؟
590
00:52:52,716 --> 00:52:54,309
.اوه، نکته ي جالبش اينجاست
591
00:52:54,362 --> 00:52:57,011
من طوري تغييرش دادم که کاري به
.عملکرد گوش نداشته باشه
592
00:52:57,594 --> 00:53:01,457
،اينجوري، هرچقدر هم که خواب عميق باشه
...کسي که خواب ميبينه، هنوز ميتونه سقوط
593
00:53:02,732 --> 00:53:05,125
.يا ضربه رو احساس کنه
594
00:53:05,549 --> 00:53:07,507
نکته ش اينه که
...بايد جوري اين ضربه رو هماهنگ بزنيد
595
00:53:07,660 --> 00:53:10,356
.که بتونه در هر سه سطح رِخنه ايجاد کنه
596
00:53:10,452 --> 00:53:13,225
ميتونيم از يه موسيقي براي
.هماهنگ کردنِ ضربه هاي مختلف استفاده کنيم
597
00:53:21,716 --> 00:53:25,678
،اون هيچ برنامه اي براي عمل جراحي
.دندون پزشکي يا چيزِ ديگه اي نداره
598
00:53:25,754 --> 00:53:27,618
قرار نبود يه عملِ زانو داشته باشه؟
599
00:53:27,631 --> 00:53:32,689
.کنه REM هيچي، هيچي نيست که اون رو واردِ
.ما... ما حداقل ده ساعت وقت لازم داريم
مرحله اي از خواب که:REM )
(.در آن فرد،رؤيا ميبينيد
600
00:53:32,748 --> 00:53:34,600
.سيدني به لس آنجلس
601
00:53:35,149 --> 00:53:39,234
.يکي از طولاني ترين پروازها در دنياست
اون هر دو هفته اي يکبار، اين سفر رو
.انجام ميده
602
00:53:39,607 --> 00:53:42,127
.و حتماً با هواپيماي خصوصي پرواز ميکنه
603
00:53:42,980 --> 00:53:45,741
نه اگه يه تعميرِ غيرمنتظره
.براي هواپيماش پيش بياد
604
00:53:46,090 --> 00:53:48,401
.ولي بايد يه هواپيماي 747 باشه -
چرا؟ -
605
00:53:48,426 --> 00:53:50,293
... ،چون در هواپيماي 747، خلبان بالاست
606
00:53:50,448 --> 00:53:53,681
و کابينِ درجه يک، در دماغه قرار داره و
.پس هيچکس نميتونه وارد اونجا بشه
607
00:53:53,733 --> 00:53:56,882
ولي اونوقت بايد تمام صندلي هاي کابين
.و درجه يک رو بخري
608
00:53:56,995 --> 00:54:02,233
.من خطوطِ هوايي رو خريدم
.بنظر کوچيک ميومد
609
00:54:03,959 --> 00:54:06,576
.خب، مثل اينکه 10 ساعتمون رو به بدست آورديم
610
00:54:07,346 --> 00:54:10,446
راستي، «آريادني»؟
.کارِت عالي بود
611
00:54:57,993 --> 00:55:03,444
.ميدوني چطوري پيدام کني
.ميدوني بايد چکار کني
612
00:55:07,009 --> 00:55:10,315
يادته وقتي ازم خواستي باهات ازدواج کنم؟
613
00:55:11,815 --> 00:55:16,378
.البته که يادمه -
.گفتي يه خوابي ديدي -
614
00:55:20,389 --> 00:55:22,818
.که باهم پير ميشيم
615
00:55:24,299 --> 00:55:26,434
.و ميتونيم
616
00:55:32,588 --> 00:55:33,942
.تو نبايد اينجا باشي
617
00:55:38,840 --> 00:55:42,032
فقط ميخواستم ببينم چه جور آزمايشي رو
.هرشب اينجا انجام ميدي
618
00:55:42,102 --> 00:55:45,259
.هر چي که بود، ربطي به تو نداشت -
.تمامِ اين چيزا به من مربوط هستن -
619
00:55:45,311 --> 00:55:50,486
تو از من خواستي که توي خوابمون-
.شريک بشيم
.نه توي اين. اينا مالِ من هستن-
620
00:56:02,231 --> 00:56:07,506
چرا اينکارو با خودت ميکني؟ -
.فقط اينطوري ميتونم خواب ببينم -
621
00:56:09,536 --> 00:56:14,443
چرا خواب ديدن انقدر مهمه؟ -
.توي خوابهاي من، ما هنوز باهم هستيم -
622
00:56:29,002 --> 00:56:32,292
.اينها فقط خواب نيستن
623
00:56:32,702 --> 00:56:35,751
.اينها خاطرات هستن
.و تو گفتي هيچوقت از خاطرات استفاده نکن
624
00:56:36,015 --> 00:56:39,022
.ميدونم -
.تو سعي داري اونو زنده نگه داري -
625
00:56:39,528 --> 00:56:43,837
.نميتوني ولش کني -
.تو متوجه نيستي -
626
00:56:44,040 --> 00:56:47,539
اينا لحظاتي هستن که من حسرتشون رو
.ميخورم و خاطراتين که بايد عوضشون کنم
627
00:56:49,330 --> 00:56:51,616
اوه، اون پايين چيه که حسرتش رو ميخوري؟
628
00:56:51,618 --> 00:56:54,896
.گوش کن، تو بايد يه چيزي رو در مورد من بدوني
629
00:57:03,742 --> 00:57:07,246
اين خونه ي توست؟ -
.خونه ي من و «مال»، آره -
630
00:57:08,594 --> 00:57:12,712
مال» کجاست؟» -
.الان مُرده -
631
00:57:17,295 --> 00:57:21,892
اون پسرمه، «جيمز». داره زمين رو
.واسه يه چيزي ميکَنه، شايد يه کِرم
632
00:57:23,738 --> 00:57:25,533
.اون «فيليپا»ست
633
00:57:25,674 --> 00:57:30,332
ميدوني، فکر کردم اسشون رو صدا بزنم
...تا برگردن و لبخند بزنن و من بتونم اون
634
00:57:30,826 --> 00:57:35,863
...اون صورتِ قشنگشون رو ببينم، ولي
.ديگه خيلي دير شده
635
00:57:36,380 --> 00:57:38,628
.«يا حالا يا هيچوقت، «کاب
636
00:57:43,700 --> 00:57:48,630
بعد من شروع به ترسيدن ميکنم. ميفهمم که
...نميخوام حسرت اين لحظه رو بخورم
637
00:57:48,973 --> 00:57:51,281
.بايد براي آخرين بار چهره شون رو ببينم
638
00:57:51,335 --> 00:57:53,957
!«جيمز»! «فيليپا»
!بيايد داخل
639
00:57:54,232 --> 00:57:57,706
.ولي اون لحظه ميگذره
640
00:57:58,568 --> 00:58:01,986
.و هرکاري که بکنم، نميتونم تغييرش بدم
641
00:58:02,593 --> 00:58:07,455
.پس فقط ميخوام صداشون کنم و فرار کنم
642
00:58:10,037 --> 00:58:13,430
،اگه بخوام دوباره چهره شون رو ببينمم
.بايد برگردم خونه
643
00:58:13,841 --> 00:58:15,732
.در دنياي واقعي
644
00:58:57,344 --> 00:59:00,847
اينجا چکار ميکني؟ -
...اسم من -
645
00:59:00,934 --> 00:59:04,024
.ميدونيم کي هستي
اينجا چکار ميکني؟
646
00:59:12,438 --> 00:59:16,364
.فقط ميخوام بفهمم -
چه طور ميتوني بفهمي؟ -
647
00:59:18,055 --> 00:59:21,534
ميدوني عاشق بودن يعني چي؟
648
00:59:22,641 --> 00:59:26,552
نيمه ي يه چيزِ کامل بودن؟ -
.نه -
649
00:59:28,938 --> 00:59:30,558
.يه معما بهت ميگم
650
00:59:32,109 --> 00:59:38,184
.تو منتظرِ يه قطاري
.يه قطار که تو رو يه جاي دوري ميبره
651
00:59:40,039 --> 00:59:46,021
.تو ميدوني که اميدواري اين قطار کجا ببرتت
.ولي مطمئن نيستي
652
00:59:46,695 --> 00:59:53,285
ولي مهم نيست. چطور ممکنه
برات مهم نباشه که قطار کجا ميبرتت؟
653
00:59:53,382 --> 00:59:55,110
.چون ما هميشه باهم خواهيم بود
654
00:59:55,531 --> 00:59:59,028
چطور ميتوني اونو بياري اينجا، «دام»؟ -
اينجا کجاست؟ -
655
00:59:59,317 --> 01:00:02,639
اينجا اتاقِ هتليه که ما
.سالگرد ازدواجمون رو توش ميگذرونديم
656
01:00:02,680 --> 01:00:04,307
.اينجا چه اتفاقي افتاده
657
01:00:05,158 --> 01:00:09,358
!تو قول دادي
!تو قول دادي که ما باهم ميمونيم
658
01:00:09,448 --> 01:00:11,361
!خواهش ميکنم، من ميخوام تو اينجا بموني
!فقط الان
659
01:00:11,413 --> 01:00:14,973
!تو گفتي ما باهم ميمونيم
!گفتي کنار هم پير ميشيم
660
01:00:14,981 --> 01:00:17,073
.من بخاطرت برميگردم
.قول ميدم
661
01:00:35,267 --> 01:00:40,917
تو واقعاً فکر کردي ميتوني يه زنداني از
خاطرات درست کني و اونو توش حبس کني؟
662
01:00:41,070 --> 01:00:44,449
واقعاً فکر کردي اينکار، اونو کنترل ميکنه؟
663
01:00:44,746 --> 01:00:49,058
.وقتشه
.موريس فيشر» همين الان توي سيدني مُرد»
664
01:00:49,774 --> 01:00:52,298
مراسم تشييع جنازه چه وقتيه؟ -
.پنجشنبه، در لس آنجلس -
665
01:00:52,475 --> 01:00:55,502
رابرت» بايد جنازه رو تا قبل از»
.سه شنبه ببره
.بايد حرکت کنيم
666
01:00:55,645 --> 01:00:57,100
.باشه
667
01:00:57,260 --> 01:01:00,713
.کاب»، منم باهات ميام» -
.من به «مايلز» قول دادم، نه -
668
01:01:00,791 --> 01:01:04,238
گروه به کسي نياز داره که
.بفهمه تو با چي سر و کار داري
669
01:01:05,924 --> 01:01:08,354
.و حتماً لازم نيست که من باشم
670
01:01:08,408 --> 01:01:12,288
ولي بعدش مجبوري به «آرتور» نشون بدي
.من چي ديدم
671
01:01:18,179 --> 01:01:20,155
.يه صندليِ ديگه برامون رزرو کن
672
01:01:23,952 --> 01:01:27,215
اگه من سوار اين هواپيما بشم
... ،و تو به قولت عمل نکني
673
01:01:27,358 --> 01:01:30,432
.وقتي فرود بيايم، من تا آخر عمرم ميرم زندان
674
01:01:31,004 --> 01:01:36,075
.کار رو طبق برنامه تمام کن
.من يه تلفن از داخل هواپيما ميزنم
675
01:01:36,145 --> 01:01:39,154
و اونوقت تو هيچ مشکلي
.براي مهاجرت نخواهي داشت
676
01:01:44,038 --> 01:01:46,113
.بله -
.ممنون -
677
01:01:46,113 --> 01:01:46,693
.بله
678
01:01:46,694 --> 01:01:49,002
.صندلي سوم، سمت راست -
.خيلي ممنون -
679
01:01:53,250 --> 01:01:55,833
.ببخشيد -
.اوه، بله، ببخشيد -
680
01:02:06,322 --> 01:02:08,340
خوش اومديد، قربان. ميتونم-
کُتتون رو بگيرم؟
.متشکرم -
681
01:02:27,629 --> 01:02:28,720
.کمربندهاي خود را ببنديد*
*.سيگار نکشيد
682
01:02:30,815 --> 01:02:34,192
ببخشيد، فکر کنم اين مالِ شماست؟
.حتماً از جيبتون افتاده
683
01:02:34,420 --> 01:02:37,065
آقايون، نوشيدني ميل داريد؟ -
.اوه، آب لطفاً -
684
01:02:37,387 --> 01:02:39,053
.منم همينطور، لطفاً
685
01:02:42,640 --> 01:02:44,197
.ممنون
686
01:02:44,351 --> 01:02:47,837
،ميدونيد، نميتونم جلوي خودم رو بگيرم
...ولي شما اتفاقي با
687
01:02:47,890 --> 01:02:49,598
موريس فيشر» نسبتي نداشتيد، داشتيد؟»
688
01:02:49,623 --> 01:02:57,158
.بله، اون... اون پدرم بود -
.خب، ايشون مَرد خيلي خوبي بودن -
689
01:02:57,170 --> 01:02:59,779
.تسليت ميگم -
.قربان -
690
01:03:01,405 --> 01:03:03,774
.بفرماييد -
.متشکرم -
691
01:03:03,999 --> 01:03:09,768
.براي پدرتون، که روحش در آرامش باشه
692
01:04:18,506 --> 01:04:19,950
.ميتونستي قبل از اينکه بياي، بري دستشويي
693
01:04:20,002 --> 01:04:20,748
.ببخشيد
694
01:04:20,803 --> 01:04:23,012
قبل از اينکه بياي خيلي شامپاين
زدي، نه، «يوسف»؟
695
01:04:23,066 --> 01:04:23,963
.هاها، سفت و سخت
696
01:04:24,015 --> 01:04:26,660
خب، حالا اون توي اين هوا دنبالِ
.تاکسي ميگرده
697
01:04:39,365 --> 01:04:42,173
...گوسفند! داري چيکار -
.بزن به چاک -
698
01:04:58,928 --> 01:05:02,496
.ببين، من بايد برم، خيلي خب -
.تاکسي. متشکرم -
699
01:05:05,749 --> 01:05:08,193
.خيلي خب
.خيابون سوم و مرکز تجاري
700
01:05:09,207 --> 01:05:09,949
چکار ميکني؟
701
01:05:10,332 --> 01:05:11,999
.اوه شرمنده، فکر کردم خاليه
.خب، نيست -
702
01:05:12,190 --> 01:05:14,020
.شايد بتونيم باهم بريم -
.شايد نشه -
703
01:05:14,073 --> 01:05:15,656
...ميتوني بزني کنار و اين
704
01:05:18,754 --> 01:05:19,978
.عاليه
705
01:05:24,860 --> 01:05:26,456
!زود باش
706
01:05:38,137 --> 01:05:40,614
پونصد دلار داخلشه و
.خودِ کيف ارزشش بيشتر از اينه
707
01:05:40,684 --> 01:05:42,632
.پس بهتره منو توي مسيرم پياده کني
708
01:05:42,696 --> 01:05:43,836
...متاسفانه
709
01:05:53,125 --> 01:05:53,726
!مواظبش باش
710
01:05:53,779 --> 01:05:57,037
!نه! نه! نه
چه اتفاقي داره ميافته؟
711
01:06:00,783 --> 01:06:02,561
.اين توي طراحيِ من نبود
712
01:06:02,991 --> 01:06:06,473
کاب»؟»
کاب»؟»
713
01:06:57,124 --> 01:06:58,497
!بزنش
714
01:07:05,438 --> 01:07:08,849
تو خوبي؟ -
.آره، من خوبم. خوبم -
715
01:07:09,322 --> 01:07:11,332
.فيشر» هم خوبه»
.به جز اينکه بالا اورده
716
01:07:11,422 --> 01:07:12,577
سايتو»؟»
717
01:07:31,347 --> 01:07:32,675
!همين الان «فيشر» رو ببر به اتاقِ عقبي
718
01:07:34,061 --> 01:07:36,950
!ببرش توي اتاق عقبي -
...چه غلطي -
719
01:07:37,021 --> 01:07:38,890
اون تير خورده؟ داره ميميره؟ -
.نميدونم -
720
01:07:38,943 --> 01:07:39,779
.يا مسيح
721
01:07:40,238 --> 01:07:43,010
کجا بودي؟ چه اتفاقي برات افتاده؟ -
.دختره يه قطار باري رو به وجود آورد -
722
01:07:43,262 --> 01:07:45,260
چرا يه قطار رو گذاشتي توي مرکزِ شهر؟
723
01:07:45,314 --> 01:07:46,812
.من نذاشتم -
پس از کجا اومد؟ -
724
01:07:46,864 --> 01:07:48,778
!بذار من يه چيزي ازت بپرسم
چرا برامون کمين کرده بودن؟
725
01:07:49,194 --> 01:07:51,794
!اونها تصوراتِ عادي نبودن
،براي اينکار تمرين ديده بودن
!محضِ رضاي خدا
726
01:07:51,834 --> 01:07:53,399
.حق با توست -
چطور ممکنه؟ -
727
01:07:53,494 --> 01:07:57,635
فيشر» يه استخراج کننده داشت که»
.به ناخودآگاهش آموزش ميده از خودش دفاع کنه
728
01:07:57,688 --> 01:07:59,711
.واسه همين ناخودآگاهش مسلح بود
729
01:07:59,763 --> 01:08:01,239
.بايد توي تحقيقات نشون ميداد
.متأسفم
730
01:08:01,290 --> 01:08:03,793
پس چرا نشون نداد؟ -
.آروم باش -
731
01:08:03,877 --> 01:08:06,280
.به من نگو آروم باش
!اين وظيفه ي تو بود، لعنتي
732
01:08:06,366 --> 01:08:10,400
مسئوليتش با تو بود! قرار بود
!سابقه ي «فيشر» رو از اول تا آخر چک کني
733
01:08:10,475 --> 01:08:12,023
!ما براي همچين خشونتي آماده نشده بوديم
734
01:08:12,096 --> 01:08:13,889
ما قبلاً هم با باديگاردها رو به رو
!شده بوديم
735
01:08:13,943 --> 01:08:15,745
فقط بايد يکم بيشتر مواظب باشيم
.و بعد مشکلي پيش نمياد
736
01:08:15,863 --> 01:08:18,128
!اين قسمتي از نقشه نبود
!اون داره ميميره
737
01:08:18,181 --> 01:08:19,614
.بذار از اين بدبختي بيارمش بيرون -
!نه، نه -
738
01:08:19,667 --> 01:08:21,168
!اينکارو نکن -
موضوع چيه، «کاب»؟ -
739
01:08:21,177 --> 01:08:23,993
.اينکارو نکن -
.اون داره درد ميکِشه، ميخوام بيدارش کنم -
740
01:08:24,630 --> 01:08:27,833
.نه، اين بيدارش نميکنه -
منظورت چيه، "اين بيدارش نميکنه"؟ -
741
01:08:27,885 --> 01:08:30,308
.اينکار بيدارش نميکنه -
.وقتي ما توي خواب بميريم، بيدار ميشيم -
742
01:08:30,347 --> 01:08:34,117
،نه توي اين. براي اينجوري بيدار شدن
.خيلي دارو خورديم
743
01:08:34,213 --> 01:08:37,612
خيلي خب، پس اگه بميريم، چي ميشه؟ -
.ميريم به برزخ -
744
01:08:37,682 --> 01:08:39,683
جدي ميگي؟ -
برزخ؟ -
745
01:08:39,691 --> 01:08:42,815
.ميريم فضاي خوابي که ساختار(=بنا) نداره -
اونجا چه جور جهنيه؟ -
746
01:08:42,867 --> 01:08:46,360
.يه ناخودآگاهِ نامحدود و دردناک
.هيچي اونجا نيست
747
01:08:46,448 --> 01:08:49,001
بجز هر چيزي از کسيکه
...توي خواب مشترک از اون مونده
748
01:08:49,055 --> 01:08:53,432
.و قبل از اون، اونجا گير کرده...
.که در اين حالت، فقط تو هستي
749
01:08:53,499 --> 01:08:55,138
چه مدت ممکنه اونجا گير بيافتيم؟
750
01:08:55,371 --> 01:08:57,582
،من حتي نميتونم به فرار کردن فکر کنم
...تا وقتيکه دارو
751
01:08:57,635 --> 01:09:00,745
چقدر طول ميکِشه، «يوسف»؟ -
.ده ها سال، ممکنه تا اَبَد باشه. نميدونم -
752
01:09:00,797 --> 01:09:02,190
.از اون که خودش اونجا بوده، بپرس
753
01:09:02,231 --> 01:09:04,102
.فقط ببرش طبقه بالا
754
01:09:05,235 --> 01:09:08,193
.عاليه. ممنون
755
01:09:09,791 --> 01:09:13,134
خب، حالا توي ذهنِ «فيشر» گير کرديم و
... ،داريم با ارتشِ خصوصيش ميجنگيم
756
01:09:13,168 --> 01:09:15,720
...و اگه بميريم، توي بزرخ گُم و گور ميشيم
757
01:09:15,773 --> 01:09:18,016
تا وقتيکه مغزمون تبديل به اُملت بشه، ها؟
758
01:09:24,026 --> 01:09:27,035
جعبه کمکهاي اوليه داري؟
759
01:09:29,000 --> 01:09:31,855
پس تو از اين خطر خبر داشتي و
چيزي بهمون نگفتي؟
760
01:09:31,890 --> 01:09:34,931
قرار نبود هيچ خطري در کار باشه، چون
.من نميدونستم با يه لشکر مُسلح طرف ميشيم
761
01:09:34,973 --> 01:09:37,883
.تو اين حق رو نداشتي -
اين تنها راهي بود که ميشد تا عمقِ-
.سه لايه بريم
762
01:09:37,887 --> 01:09:41,653
و تو، تو هم ميدونستي و چيزي نگفتي؟ -
.من به اون اعتماد کردم -
763
01:09:41,662 --> 01:09:43,607
بهش اعتماد کردي. که چي؟
قولِ نصفِ سهمش رو بهت داده بود؟
764
01:09:43,624 --> 01:09:47,203
.نه. تمام سهمش رو
.گفت قبلاً هم اينکارو کرده
765
01:09:47,255 --> 01:09:50,298
قبلاً اينکارو کرده، با کي، «مال»؟
چون اون کار خيلي خوب پيش رفت؟
766
01:09:50,351 --> 01:09:52,789
اين هيچ ربطي به اون نداره. براي برگشتن
.پيش بچه هام، مجبور بودم اينکارو بکنم
767
01:09:52,874 --> 01:09:54,767
،پس ما رو وارد يه منطقه ي جنگي کردي
.که هيچ راه خروجي نداره
768
01:09:54,820 --> 01:09:58,743
يه راه خروج هست.خيلي خب، ما کار رو
،ادامه ميديم و تا جاييکه امکان داره
.سريع انجام ميدم
769
01:09:59,152 --> 01:10:01,926
.و با استفاده از يه ضربه، ميايم بيرون
.درست مثل قبلاً
770
01:10:01,979 --> 01:10:04,567
،فراموشش کن، اگه از اين عميق تر بريم
.فقط خطر رو بيشتر ميکنيم
771
01:10:04,635 --> 01:10:06,337
.من همينجا، توي همين سطح ميمونم
772
01:10:06,390 --> 01:10:08,985
همين الان نيروهاي «فيشر» اينجا رو
.محاصره کردن
773
01:10:09,018 --> 01:10:11,222
،ده ساعت که پرواز کنيم
.توي اين سطح، يه هفته محسوب ميشه
774
01:10:11,275 --> 01:10:15,772
.اين يعني اينکه همه ي ما ميميريم
.ميتونم تضمين کنم
775
01:10:15,813 --> 01:10:19,173
هيچ چاره ي ديگه اي نداريم
.مگه اينکه اينکار رو سريع ادامه بديم
776
01:10:20,642 --> 01:10:24,089
.تنها راهِ پيشروي، به عمق رفتنه
777
01:10:24,926 --> 01:10:28,849
.آماده بشيد
.تو، زود باش بريم يه تکوني بهش بديم
778
01:10:32,545 --> 01:10:36,269
.من براي آدم ربايي، بالاي 10 ميليون بيمه شدم
779
01:10:36,322 --> 01:10:40,131
.خيلي ساده ست -
.خفه شو! اينطور نيست -
780
01:10:40,144 --> 01:10:43,459
،گاوصندق پدرت
.توي دفترش، زيرِ قفسه ي کتاب قرار داره
781
01:10:43,547 --> 01:10:47,077
.ما رمزش رو ميخوايم -
.من چيزي از گاوصندوق نميدونم -
782
01:10:47,083 --> 01:10:50,267
.اين دليل نميشه که رمزش رو ندوني
783
01:10:51,135 --> 01:10:55,273
.رمزش رو بهمون بگو -
.نميدونم -
784
01:11:00,814 --> 01:11:03,032
ما يه منبعِ پيرِ خوب داريم که ميگه
.تو ميدوني
785
01:11:03,115 --> 01:11:05,903
جداً؟ کيه؟
786
01:11:06,647 --> 01:11:08,879
.اين 500دلار ميارزه
787
01:11:08,881 --> 01:11:13,775
داخلش چيه؟ -
.کارت اعتباري، کارت شناسايي، و اين -
788
01:11:18,876 --> 01:11:22,836
اين بدرد ميخوره؟ -
.شايد -
789
01:11:22,900 --> 01:11:26,332
.نوبت توست. يه ساعت وقت داري -
يه ساعت؟ -
790
01:11:27,486 --> 01:11:29,754
.قرار بود تمامِ شب رو تمرين کنم
791
01:11:29,808 --> 01:11:32,552
.سايتو» هم قرار نبود تير بخوره توي سينه اش»
792
01:11:32,599 --> 01:11:35,823
،يه ساعت وقت داريم
.حالا لطفاً يه کارِ بدردبخور انجام بده
793
01:11:38,128 --> 01:11:41,759
اون چيه؟ -
.همون منبعِ خوب -
794
01:11:44,843 --> 01:11:46,142
...«عمو «پيتر
795
01:11:46,193 --> 01:11:47,169
.نه، نه
796
01:11:47,223 --> 01:11:51,281
.فقط جلوشون رو بگير -
.رمز رو بگو -
797
01:11:51,314 --> 01:11:54,432
.نميدونم چيه -
پس چرا «براونينگ» ميگه ميدوني؟ -
798
01:11:54,524 --> 01:11:58,578
.نميدونم
.فقط بذار باهاش حرف بزنم و بعد ميفهمم
799
01:12:00,061 --> 01:12:03,446
.يه ساعت وقت داري
.حرف بزن
800
01:12:04,663 --> 01:12:06,507
حالت خوبه؟
801
01:12:07,799 --> 01:12:09,935
خوبي؟
802
01:12:12,383 --> 01:12:16,439
.اون نامردها دو روز منو زدن
803
01:12:16,816 --> 01:12:21,160
اونها يه نفر رو دارن که به دفتر پدرت
دسترسي داره و سعي دارن
.گاوصندوقش رو باز کنن
804
01:12:21,258 --> 01:12:25,155
.آره -
.گفتن من رمز رو ميدونم، ولي نميدونم -
805
01:12:25,208 --> 01:12:27,949
.آره، منم نميدونم -
چي؟ -
806
01:12:28,001 --> 01:12:32,538
موريس» بهم گفت بعد از مرگش، تو تنها کسي»
.هستي که به گاوصندوق دسترسي داري
807
01:12:32,597 --> 01:12:34,574
.نه، اون هيچوقت رمز رو بهم نگفت
808
01:12:34,648 --> 01:12:39,154
،شايد گفته، منظورم اينه که
.شايد متوجه نشدي چيزي که داده، رمز بوده
809
01:12:39,223 --> 01:12:40,772
خب، چه جوري داده؟
810
01:12:40,808 --> 01:12:43,240
نميدونم يه ترکيبي از اعداد
...که معنيِ خاصي داره
811
01:12:43,293 --> 01:12:46,843
.بر اساسِ اوقاتي که با «موريس» گذروندي
812
01:12:48,367 --> 01:12:53,382
ما لحظاتِ... معني دارِ زيادي رو باهم
.نگذرونديم
813
01:12:53,460 --> 01:12:55,803
.شايد بعد از اينکه مادرت مُرد
814
01:12:57,656 --> 01:13:01,651
ميدوني بعد از اينکه مادرم مُرد، بهم چي گفت؟
815
01:13:01,924 --> 01:13:10,003
" .رابرت»، واقعاً حرفي براي گفتن نيست» "-
.اوه، خب، اون موقع حالش زياد خوب نبوده -
816
01:13:10,003 --> 01:13:12,888
.«من 11 سالم بود، عمو «پيتر
817
01:13:12,932 --> 01:13:17,010
حالش چطوره؟ -
.درد زيادي داره -
818
01:13:17,032 --> 01:13:20,261
،وقتي به سطح هاي پايين تر بريم
.درد خيلي کمتر ميشه
819
01:13:20,263 --> 01:13:24,469
و اگه بميره؟ -
بدترين حالتش رو ميخواي؟ -
820
01:13:24,530 --> 01:13:27,515
.وقتي بيدار بشه، حافظه اش به کلي پاک ميشه
821
01:13:27,591 --> 01:13:33,691
.کاب»، من هنوز سر قولم هستم» -
.«خيلي ممنونم، «سايتو -
822
01:13:33,745 --> 01:13:37,811
.ولي وقتي بيدار بشي، چيزي از اين يادت نمياد
823
01:13:38,045 --> 01:13:40,366
.برزخ تبديل به دنياي واقعيتت ميشه
824
01:13:40,393 --> 01:13:44,515
براي مدت زيادي، انقدر اونجا ميموني
.که پير ميشي
825
01:13:44,537 --> 01:13:49,102
پشيمون؟ -
.منتظر ميموني که در تنهايي بميري -
826
01:13:49,186 --> 01:13:55,576
.نه، من برميگردم
.و دوباره با هم زنده خواهيم موند
827
01:14:01,637 --> 01:14:02,653
.نفس بکِش
828
01:14:02,890 --> 01:14:05,975
.اين آدما اگه رمز رو بهشون نديم، ميکُشنمون
829
01:14:06,003 --> 01:14:08,459
.اونها فقط پول ميخوان -
.خودم صداشون رو شنيدم -
830
01:14:08,510 --> 01:14:12,367
ميخوان ما رو بذارن توي ماشين
.و بندازنمون توي رودخونه
831
01:14:12,451 --> 01:14:15,912
خيلي خب، توي گاوصندوق چي هست؟ -
.يه چيزي براي تو -
832
01:14:15,996 --> 01:14:20,805
موريس» هميشه ميگفت»
.اين با ارزش ترين هديه ي اون به توئه
833
01:14:20,881 --> 01:14:22,547
.يه وصيت نامه
834
01:14:22,599 --> 01:14:24,746
.وصيت نامه ي «موريس»، پيش «پورت» و «دان»ـه
835
01:14:24,815 --> 01:14:28,664
اون يه وصيت ديگه ست. قرار بود
.اگه تو ميخواستي، جايگزينِ اين يکي بشه
836
01:14:28,750 --> 01:14:31,306
اين روابطِ کاريِ «فيشر مارو» رو
...از هم جدا ميکنه
837
01:14:31,364 --> 01:14:34,716
،و همونطور که ميدونيم
.اين ميشه پايانِ تمامِ امپراتوري
838
01:14:35,171 --> 01:14:41,465
.نابودي تمام ميراث من
فکر ميکني چرا بايد همچين پيشنهادي بده؟
839
01:14:41,479 --> 01:14:46,943
واقعاً نميدونم. اون خيلي دوستت
.«داشت، «رابرت
840
01:14:48,163 --> 01:14:51,559
.به روش خودش -
به روش خودش؟ -
841
01:14:52,325 --> 01:14:57,698
...لحظات آخر، منو صدا کرد که برم پيشش
842
01:14:58,186 --> 01:15:00,498
.و خيلي سخت ميتونست صحبت کنه
843
01:15:01,411 --> 01:15:06,777
ولي تمامِ سعيش رو کرد که آخرين
.چيز رو بهم بگه
844
01:15:07,522 --> 01:15:16,460
.منو کِشيد نزديکِ خودش
.و فقط يه کلمه تونستم... بشنوم
845
01:15:19,835 --> 01:15:22,423
."نااميدم"
846
01:15:27,345 --> 01:15:29,992
کِي توي برزخ بودي؟
847
01:15:30,404 --> 01:15:34,158
شايد بتوني بقيه ي گروه رو
...متقاعد کني که به کارشون ادامه بدن
848
01:15:34,210 --> 01:15:35,483
.ولي اونها حقيقت رو نميدونن
849
01:15:35,536 --> 01:15:36,983
حقيقت؟ چه حقيقتي؟
850
01:15:37,079 --> 01:15:41,542
اين حقيقت که هرلحظه ممکنه
.تو يه قطارِ باري رو از توي ديوار رد کني
851
01:15:41,686 --> 01:15:45,311
اين حقيقت که «مال» داره
.به ناخودآگاهت فشار مياره
852
01:15:45,328 --> 01:15:47,835
و اين حقيقت که همينطور که ما بيشتر
...به عمقِ ذهنِ «فيشر» نفوذ ميکنيم
853
01:15:47,888 --> 01:15:50,276
.به ذهنِ تو هم نفوذ ميکنيم
854
01:15:50,470 --> 01:15:54,841
و من... من مطمئن نيستم
.از چيزي که پيدا ميکنيم، خوشمون بياد
855
01:15:57,239 --> 01:16:03,857
ما باهم کار ميکرديم. داشتيم فرضيه ي
.خوابي در خوابِ ديگه رو بررسي ميکرديم
856
01:16:03,884 --> 01:16:08,480
من مُدام پافشاري ميکردم. ميخواستم
.عميق و عميق تر برم. ميخواستم بيشتر برم
857
01:16:08,927 --> 01:16:13,987
فقط اينو نفهميدم که اونجا
.ساعتها ميتونه به سالها تبديل بشه
858
01:16:14,086 --> 01:16:17,946
.که ميتونيم تا اينقدر عميق گير بيوفتيم
...که وقتي ما
859
01:16:17,998 --> 01:16:20,866
...به آخرِ ساحلِ ناخودآگاهمون ميرسيم
860
01:16:20,874 --> 01:16:23,923
قدرتِ تشخيصِ واقعيت از مجازي رو از
.دست ميديم
861
01:16:29,979 --> 01:16:33,158
.ما ساختيمش
.يه دنيايي رو براي خودمون ساختيم
862
01:16:34,227 --> 01:16:39,645
.اينکار رو سالها انجام داديم
.دنياي خودمون رو ساختيم
863
01:16:41,220 --> 01:16:45,749
چه مدت اونجا بودين؟ -
.حدودِ 50 سال -
864
01:16:48,961 --> 01:16:54,556
.خداي من
چطور تحمل کرديد؟
865
01:16:54,613 --> 01:16:57,042
.اولش زياد بد نبود. حس ميکرديم خدا هستيم
866
01:16:58,019 --> 01:17:01,162
مشکل اين بود که من ميدونستم
.هيچ کدومِ اينها واقعي نيستن
867
01:17:01,216 --> 01:17:05,738
آخرش، ديگه برام غير ممکن شد
.که اونجوري زندگي کنم
868
01:17:05,790 --> 01:17:08,362
براي «مال» چطور بود؟
869
01:17:11,089 --> 01:17:14,453
.اون يه چيزي رو مخفي کرد
.يه چيزي در اعماقِ وجودش
870
01:17:15,672 --> 01:17:21,584
.حقيقتي رو که يه زماني ميدونست
.تصميم گرفت فراموشش کنه
871
01:17:23,973 --> 01:17:26,794
.برزخ براش تبديل به واقعيت شد
872
01:17:28,023 --> 01:17:30,255
وقتي بيدار شدين، چه اتفاقي افتاد؟
873
01:17:30,433 --> 01:17:34,546
،خب، وقتي بعد از سالها
...بعد از ده ها سال بيدار شديم
874
01:17:34,977 --> 01:17:39,885
،که روح هاي پيرمون
... ،اونجوري جوون شده بودن
875
01:17:39,902 --> 01:17:44,727
.ميدونستم اون يه مشکلي داره
.فقط نميخواست اعتراف کنه
876
01:17:45,771 --> 01:17:51,710
.نهايتاً حقيقت رو گفت
.اون تسخيرِ يه فکر شده بود
877
01:17:51,946 --> 01:17:57,069
.يه فکرِ خيلي ساده، که همه چيز رو تغيير ميداد
878
01:17:58,045 --> 01:18:00,947
.که دنياي ما واقعي نيست
879
01:18:02,204 --> 01:18:05,751
،که براي برگشتن به واقعيت، بايد بيدار بشه
...که
880
01:18:05,824 --> 01:18:12,157
...براي برگشتن به خونه
.بايد خودمون رو بکُشيم
881
01:18:18,962 --> 01:18:22,961
پس بچه هاتون چي؟ -
.اون فکر ميکرد بچه هامون جزء تصوراتمون هستن -
882
01:18:23,013 --> 01:18:25,080
،که بچه هاي واقعيمون يه جايي
.توي اونجا منتظرمون هستن
883
01:18:25,132 --> 01:18:27,470
.ببين، «کاب»! من مادرشون هستم -
.آروم باش -
884
01:18:27,499 --> 01:18:29,716
حتي نميتوني تشخيصشون بدي؟
885
01:18:29,796 --> 01:18:31,718
اگه اين خوابِ منه، چرا نميتونم کنترلش کنم؟
886
01:18:31,772 --> 01:18:33,286
!چون خودت نميدوني داري خواب ميبيني
887
01:18:33,314 --> 01:18:37,126
اون مطمئن بود که من نميتونم نظرش رو عوض
...کنم، حالا مهم نيست که چقدر التماس کردم
888
01:18:37,179 --> 01:18:39,398
.مهم نيست چقدر درخواست کردم
889
01:18:42,493 --> 01:18:45,838
.ميخواست اينکارو انجام بده
.ولي تنهايي نميتونست
890
01:18:45,872 --> 01:18:51,915
...منو خيلي دوست داشت
.واسه همين،براي سالگرد ازدواجمون با يه نقشه اومد
891
01:18:57,969 --> 01:19:01,969
:ترجمه از
حــمــزه دکــســتر
892
01:19:18,385 --> 01:19:21,036
عزيزم داري چکار ميکني؟ -
.بهم ملحق شو -
893
01:19:21,459 --> 01:19:25,913
فقط بيا داخل، باشه؟
.فقط همين الان بيا داخل، بيا
894
01:19:26,004 --> 01:19:34,601
.نه، من ميخوام بپرم و تو هم با من مياي -
.نه، نميام. ولي الان به من گوش کن -
895
01:19:34,984 --> 01:19:38,566
اگه بپري، بيدار نميشي، يادته؟ -
896
01:19:38,618 --> 01:19:44,512
.ميميري. حالا، فقط برگرد داخل، زود باش
.برگرد داخل تا در موردش صحبت کنيم
897
01:19:44,564 --> 01:19:47,823
.به اندازه ي کافي باهم حرف زديم
898
01:19:48,440 --> 01:19:51,810
.«مال» -
.بيا لبه ي پنجره وگرنه ميپرم -
899
01:19:51,863 --> 01:19:53,166
.باشه
900
01:19:57,383 --> 01:20:00,943
ميخوايم در موردش حرف بزنيم. باشه؟
901
01:20:01,533 --> 01:20:06,544
.ازت ميخوام که يکم ايمان داشته باشي -
.نه، عزيزم -
902
01:20:07,261 --> 01:20:10,196
.نميتونم. ميدوني که، نميتونم اينکارو بکنم
903
01:20:10,230 --> 01:20:12,679
.يه لحظه صبر کن و به بچه هامون فکر کن
904
01:20:12,718 --> 01:20:17,240
،به «جيمز» فکر کن. به «فيليپا» فکر کن
.همين الان
905
01:20:17,296 --> 01:20:20,216
،اگه بدون تو هم بپرم
.بازم اونها بچه ها رو ازت ميگيرن
906
01:20:20,304 --> 01:20:22,232
منظورت چيه؟
907
01:20:22,287 --> 01:20:24,572
... ،من يه نامه نوشتم و دادم به وکيلمون
908
01:20:24,624 --> 01:20:27,285
بهش توضيح دادم که چقدر
.براي سلامت جانيم ميترسم
909
01:20:29,091 --> 01:20:32,830
.که چطور منو تهديد به مرگ کردي
910
01:20:34,337 --> 01:20:37,843
چرا اينکارو کردي؟ -
.«من دوستت دارم، «دام -
911
01:20:37,880 --> 01:20:40,076
...چرا اينکار... چرا
چرا اينکارو با من ميکني؟
912
01:20:40,130 --> 01:20:42,802
من از احساسِ گناهي که براي
.ترک کردنِ اونها داشتي، آزادت کردم
913
01:20:42,880 --> 01:20:46,016
.حالا ميريم خونه مون
.پيشِ بچه هاي واقعيمون
914
01:20:46,072 --> 01:20:49,949
!نه، نه، نه، نه، «مال»، گوش کن چي ميگم
.باشه؟ «مال»، خواهش ميکنم به من نگاه کن
915
01:20:49,969 --> 01:20:51,673
.تو منتظر يه قطاري
916
01:20:51,713 --> 01:20:55,650
!مال»، لعنتي! اينکارو نکن» -
.يه قطار که تو رو يه جاي دوري ميبره -
917
01:20:55,670 --> 01:20:59,422
!جيمز» و «فيليپا» منتظرت هستن» -
.ميدوني که دوست داري اين قطار کجا ببرتت
918
01:20:59,475 --> 01:21:01,278
!اونها منتظرمون هستن -
.ولي مطمئن نيستي -
919
01:21:01,331 --> 01:21:04,065
!مال»، به من نگاه کن» -
.ولي مهم نيست -
920
01:21:04,102 --> 01:21:07,157
!مال»، خدا لعنتت کنه» -
.چون ما باهم خواهيم بود -
921
01:21:07,254 --> 01:21:13,393
!عزيزم، به من نگاه کن
!مال»، نه! خدايـــا»
922
01:21:16,297 --> 01:21:20,066
،سه روانپزشک مختلف
.سلامت عقليش رو تأييد کرده بودن
923
01:21:20,192 --> 01:21:24,420
واسه همين براي من غير ممکن بود
.که ذاتِ ديوانگيش رو اثبات کنم
924
01:21:24,435 --> 01:21:26,645
.پس، من فرار کردم
925
01:21:26,809 --> 01:21:30,145
.«يا حالا، يا هيچوقت، «کاب
926
01:21:40,215 --> 01:21:42,752
.خيلي خب، بريم
927
01:21:42,773 --> 01:21:46,292
من بچه هام رو ترک کردم و از اون موقع
.دارم سعي ميکنم که بليت برگشتنم رو بخرم
928
01:21:46,308 --> 01:21:50,800
.احساسِ گناهِ تو، از اون نشأت گرفته
.اون از احساسِ گناهِ تو، قدرت ميگيره
929
01:21:50,812 --> 01:21:54,832
ولي تو مسئولِ فکري که
.باعث مرگش شد، نيستي
930
01:21:55,500 --> 01:21:57,879
...و اگه ما قرار باشه توي اينکار موفق بشيم
931
01:21:57,933 --> 01:22:03,310
.تو بايــد خودت رو ببخشي
.بايد باهاش رو به رو بشي
932
01:22:03,341 --> 01:22:05,397
.ولي مجبور نيستي اينکارو تنها انجام بدي
933
01:22:05,486 --> 01:22:07,929
...نه، نه، تو -
.اينکارو بايد بقيه انجام ميدم -
934
01:22:08,004 --> 01:22:12,885
،چون اونها اصلاً نميدونن با اومدنِ اينجا با تو
.چه خطري رو مرتکب شدن
935
01:22:18,657 --> 01:22:20,091
.بايد بريم
936
01:22:20,415 --> 01:22:24,210
.وقت تموم شد -
.خيلي خب. من از هيچ رمزي خبر ندارم -
937
01:22:24,291 --> 01:22:27,680
.حداقل عمداً نميدونم -
غريزي چطور، ها؟ -
938
01:22:27,881 --> 01:22:30,707
من يه نفر رو دارم که همين الان
...توي دفتر پدرت ايستاده
939
01:22:30,760 --> 01:22:32,052
.و آماده ست که رمز رو بهش بگم
940
01:22:32,122 --> 01:22:35,186
ميخوام شش عددِ اولي که
.توي ذهنت مياد رو بهم بگي
941
01:22:35,221 --> 01:22:37,153
.نميدونم -
!همين الان -
942
01:22:37,218 --> 01:22:44,253
!گفتم همين الان! همين الان -
5، 2، 8، 4، 9، 1 -
943
01:22:47,632 --> 01:22:49,546
.بايد بهتر از اينا کار کني
944
01:22:49,557 --> 01:22:53,963
.خيلي خب. سرش رو بپوشون
.ميريم توي ماشين
945
01:22:57,273 --> 01:23:02,001
ديگه ميخواي چکار کني؟ منو بکُشي؟
946
01:23:06,419 --> 01:23:08,775
چي فهميدي؟
947
01:23:08,779 --> 01:23:11,676
،رابطه ي اون پسر با پدرش
.خيلي بدتر از اون چيزيه که فکرش رو ميکرديم
948
01:23:11,677 --> 01:23:12,552
حالا اين چطور کمکمون ميکنه؟
949
01:23:12,904 --> 01:23:15,403
،هرچي موضوع سنگين تر باشه
.روانپاکسازيش قوي تر ميشه
950
01:23:16,838 --> 01:23:19,605
،چطوري ميخواي آشتيشون بدي
بعد قدرتش رو دنبال کني؟
951
01:23:19,634 --> 01:23:21,561
خب دارم روش کار ميکنم، نه؟ -
.سريع تر کار کن -
952
01:23:21,612 --> 01:23:23,521
.تصور»ات خيلي سريع دارن نزديک ميشن»
953
01:23:24,195 --> 01:23:27,294
،قبل از اينکه کاملاً محاصره بشيم
.بايد از اينجا بريم
954
01:24:02,564 --> 01:24:03,832
.لعنتي
955
01:24:03,884 --> 01:24:06,706
،نبايد وقتي خوابت يکم بزرگتر ميشه
.ازش بترسي، عزيزم
956
01:24:23,502 --> 01:24:26,733
حالا، بايد دُشمنيش رو از پدرش
.به پدرخونده اش منتقل کنيم
957
01:24:26,789 --> 01:24:28,799
يعني ميخوايم يه رابطه ي مثبت رو خراب کنيم؟
958
01:24:28,864 --> 01:24:30,606
...نه، ما رابطه با پدرش رو درست ميکنم
959
01:24:30,658 --> 01:24:33,205
.به وسيله ي افشاي ذاتِ واقعيِ پدرخونده اش
960
01:24:33,239 --> 01:24:36,925
ما بايد «فيشر» رو سه برابر
.بيشتر از مأموريت «سايتو»، غارت کنيم
961
01:24:36,969 --> 01:24:39,362
محافظ هاش چي؟
.هرچي ما عميق تر بريم، اونها بدتر ميشن
962
01:24:39,414 --> 01:24:42,293
.نه، فکر کنم بايد از روشِ آقاي «چارلز» استفاده کنيم -
.نه -
963
01:24:42,381 --> 01:24:44,123
آقاي «چارلز» کيه؟ -
.فکرِ بديه -
964
01:24:44,199 --> 01:24:46,154
همون لحظه اي که ما وارد اون
...هتل و نزديکِ «فيشر» بشيم
965
01:24:46,207 --> 01:24:50,423
.محافظ هاش محاصره مون ميکنن
.ما مثل کارِ قبلي با آقاي «چارلز»، عمل ميکنيم
966
01:24:50,477 --> 01:24:52,621
پس قبلاً هم اينکارو کردي؟ -
.آره، و فايده نداشت -
967
01:24:52,665 --> 01:24:55,773
سوژه فهميد که داره خواب ميبينه و
.ناخودآگاهش تکه تکه مون کرد
968
01:24:55,860 --> 01:24:57,378
.عاليه
ولي الان ديگه ياد گرفتيد، درسته؟
969
01:24:57,431 --> 01:24:59,453
.ميخوام يه جوري حواسشون رو پرت کنيد
970
01:24:59,506 --> 01:25:02,506
مشکلي نيست. نظرت در موردِ يه خانمِ خوشکل
که قبلاً هم ازش استفاده کردم چيه؟
971
01:25:02,558 --> 01:25:04,677
گوش کن. تو با احتياط رانندگي کن، باشه؟ -
.باشه -
972
01:25:04,703 --> 01:25:07,496
،همينطور که بيشتر به عمق ميريم
.مثلِ جهنم ناپايدار ميشه
973
01:25:11,604 --> 01:25:15,473
زياد عجله نکن. ما فقط يه بار
.براي زدنِ «ضربه» فرصت داريم
974
01:25:15,504 --> 01:25:17,985
من موزيک رو پخش ميکنم و شما
.متوجه ميشيد، بقيه اش ديگه با خودتون
975
01:25:18,474 --> 01:25:20,566
آماده ايد؟ -
!آماده ايم -
976
01:25:21,741 --> 01:25:22,988
.خوابهاي خوبي ببينيد
977
01:25:23,273 --> 01:25:24,644
خسته ات کردم؟
978
01:25:26,112 --> 01:25:30,203
.داشتم داستان زندگيم رو برات تعريف ميکردم
.فکر کنم خوشت نيامده
979
01:25:32,248 --> 01:25:33,767
.ذهنم خيلي مشغوله
980
01:25:35,085 --> 01:25:37,450
.اون آقاي «چارلز»ه
981
01:25:41,903 --> 01:25:44,580
آقاي «فيشر»، درسته؟
982
01:25:44,968 --> 01:25:48,036
.خوشحالم دوباره ميبينمتون
.راد گرين» هستم از قسمت بازاريابي»
983
01:25:48,871 --> 01:25:51,869
و شما بايد...؟ -
.داشتم ميرفتم -
984
01:25:55,463 --> 01:25:57,217
...اگه يه وقت حوصله ات سر رفت
985
01:26:02,290 --> 01:26:03,702
.حتماً سرِکارت گذاشته
986
01:26:03,755 --> 01:26:06,867
.مگه اينکه شماره تلفنش واقـعـاً 6 رقمي باشه
987
01:26:06,891 --> 01:26:08,150
528-491
988
01:26:08,203 --> 01:26:12,552
،روشِ جالبي براي دوست پيدا کردنه
.که اينجوري کيف پولِ يه نفر رو ميدزدن
989
01:26:16,102 --> 01:26:18,531
.لعنتي
...ارزشِ اون کيف پول حداقل
990
01:26:19,085 --> 01:26:20,529
پونصد دلار، درسته؟
991
01:26:20,584 --> 01:26:23,647
گوش کن، نگرانش نباش. افرادِ من همين الان
.دارن بهش رسيدگي ميکنن
992
01:26:23,658 --> 01:26:25,659
اين آقاي «چارلز» چي يا کيه؟
993
01:26:25,688 --> 01:26:29,397
يه شخصيتِ طراحي شده ست که
.ناخودآگاهِ «فيشر» رو عليه خودش ميکنه
994
01:26:29,679 --> 01:26:31,253
و چرا تو باهاش موافق نيستي؟
995
01:26:31,264 --> 01:26:33,329
چون بايد به سوژه بگه
... ،که داره خواب ميبينه
996
01:26:33,382 --> 01:26:35,799
.که توجه زيادي رو به خودمون جلب ميکنه
997
01:26:35,841 --> 01:26:37,994
پس «کاب» گفته اون نميتونه اينکارو بکنه؟
998
01:26:37,994 --> 01:26:41,018
...حالا متوجه شدي که «کاب» چقدر براي کارهايي
999
01:26:41,071 --> 01:26:43,673
.که خودش ميگه انجام نديد، وقت ميذاره
1000
01:26:45,200 --> 01:26:47,123
آقاي «سايتو»، ميتونم چند لحظه وقتتون رو بگيرم؟
1001
01:26:47,176 --> 01:26:49,574
...اوه، متاسفم، ولي -
!صبر کن -
1002
01:26:50,359 --> 01:26:54,462
.قبلاً سرزنده تر بودي -
.«خيلي سرگرم کننده بود، آقاي «ايمز -
1003
01:27:00,824 --> 01:27:02,536
اغتشاشِ هواپيما؟
1004
01:27:02,573 --> 01:27:06,237
.نه، يعني، ساده تره
.يوسف» داره رانندگي ميکنه»
1005
01:27:14,166 --> 01:27:18,716
آم، ببخشيد، گفتيد اسمتون چيه؟ -
.راد گرين» از قسمت بازاريابي» -
1006
01:27:19,334 --> 01:27:21,519
اين اصلاً حقيقت نداره، نه؟
1007
01:27:22,987 --> 01:27:26,495
.من آقاي «چارلز» هستم
منو يادت مياد، مگه نه؟
1008
01:27:26,633 --> 01:27:29,263
.من رئيسِ بخش امنيتيِ شما، در اينجا هستم
1009
01:27:29,286 --> 01:27:32,042
توي يه طبقه ي ديگه برو بيرون
.و به راهت ادامه بده
1010
01:27:32,046 --> 01:27:34,570
.کيف پول رو بنداز دور
.نيروهاي امنيتي دنبالش ميگردن
1011
01:27:34,949 --> 01:27:38,246
.باشه -
.بايد وقتِ بيشتري براي «کاب» فراهم کنيم -
1012
01:27:41,659 --> 01:27:43,399
بخش امنيتي، ها؟
1013
01:27:44,966 --> 01:27:47,836
براي هتل کار ميکني؟ -
.نه، نه -
1014
01:27:47,963 --> 01:27:54,593
.من توي يه نوع امنيتِ خيلي خاص، تخصص دارم
.امنيتِ ناخودآگاه
1015
01:27:54,633 --> 01:28:00,205
داري در مورد خوابها حرف ميزني؟
منظورت استخراجه؟
1016
01:28:00,285 --> 01:28:05,285
.من اومدم اينجا که ازتون محافظت کنم
...ببين
1017
01:28:09,699 --> 01:28:11,896
.کارت عاليه
...حالا، نقشه ات چيه؟
1018
01:28:15,945 --> 01:28:17,987
...آقاي «فيشر» من اينجام که از شما در برابرِ
1019
01:28:18,039 --> 01:28:21,992
کسي که سعي داره به
.خوابتون نفوذ پيدا کنه، محافظت کنم
1020
01:28:22,074 --> 01:28:27,322
.شما اينجا امن نيستيد
.اونها دارن ميان
1021
01:28:45,671 --> 01:28:47,904
هواي عجيبيه، نه؟
1022
01:28:52,119 --> 01:28:55,227
حسش ميکني؟
1023
01:28:55,317 --> 01:28:56,870
چه اتفاقي داره ميافته؟
1024
01:28:57,111 --> 01:29:00,077
کاب» داره توجه «فيشر» رو»
...به عجايب خواب جلب ميکنه
1025
01:29:00,131 --> 01:29:02,915
که اينکار باعث ميشه ناخودآگاهش
.دنبالِ کسيکه خواب ميبينه بگرده
1026
01:29:03,258 --> 01:29:06,502
.دنبال من
.زود باش، يه بوس بهم بده
1027
01:29:11,402 --> 01:29:14,981
.هنوز دارن بهمون نگاه ميکنن -
.آره، ارزش امتحان کردن رو داشت -
1028
01:29:15,088 --> 01:29:17,594
.بهتره از اينحا بريم بيرون
1029
01:29:33,399 --> 01:29:37,057
احساسش ميکني؟ درواقع شما
.«براي اينکار آموزش ديديد، آقاي «فيشر
1030
01:29:37,115 --> 01:29:40,889
،توجهت رو به شگفتي هاي هوا جلب کن
.و اينکه جاذبه چطوري تغيير پيدا ميکنه
1031
01:29:40,922 --> 01:29:44,679
.هيچکدومِ اينها واقعي نيست
.شما داريد خواب ميبينيد
1032
01:29:48,865 --> 01:29:51,369
...حالا، ساده ترين راه براي امتحان کردنِ خودتون
1033
01:29:51,424 --> 01:29:55,240
اينه که سعي کنيد يادتون بياد چطوري
به اين هتل رسيديد. ميتونيد اينکارو بکنيد؟
1034
01:29:55,677 --> 01:29:57,833
...نميدونم، من
1035
01:29:58,065 --> 01:30:00,492
.نفس بکِشين، نفس بکِشين
.آموزشتون رو به خاطر بيارين
1036
01:30:00,518 --> 01:30:04,058
اين واقعيت رو قبول کنين که دارين خواب
.ميبينين و من هم اينجام که ازتون محافظت کنم
1037
01:30:04,110 --> 01:30:05,404
.ادامه بدين
1038
01:30:11,735 --> 01:30:14,702
تو واقعي نيستي؟ -
.نه، نه -
1039
01:30:14,854 --> 01:30:17,463
.من تصوري از ناخودآگاه تون هستم
1040
01:30:17,549 --> 01:30:22,295
،من رو به اينجا فرستادن تا اگه استخراج کننده ها
.بخوان شما رو وارد خواب بکنن، ازتون محافظت کنم
1041
01:30:22,767 --> 01:30:26,060
و معتقدم همين الان
.«اين اتفاق ميخواد بيافته، آقاي «فيشر
1042
01:30:26,724 --> 01:30:31,024
.آره. باشه. باشه
1043
01:30:33,987 --> 01:30:39,986
ميتوني منو از اينجا ببري؟ -
.خيلي زود. دنبالم بيا -
1044
01:30:53,838 --> 01:30:55,426
.همينجا بمون
1045
01:31:00,090 --> 01:31:02,124
خداي من! داري چکار ميکني؟
1046
01:31:02,169 --> 01:31:04,508
.اينها رو فرستاده بودن اينجا که شما رو بدزدن
1047
01:31:04,529 --> 01:31:08,019
.اگه کمکِ منو ميخواين، بايد آروم باشين
1048
01:31:09,040 --> 01:31:12,489
.«ميخوام که باهام همکاري کنين، آقاي «فيشر
1049
01:31:22,979 --> 01:31:27,101
اگه اين يه خوابه، فقط کافيه
خودم رو بکُشم تا بيدار بشم، درسته؟
1050
01:31:27,164 --> 01:31:29,245
اگه من جاي شما بودم
«اينکارو نميکردم، آقاي «فيشر
1051
01:31:29,246 --> 01:31:35,031
من ميدونم که اونها داروي خواب آور به خوردتون
.دادن، اگه اون ماشه رو بکِشين، ممکنه بيدار نشين
1052
01:31:35,110 --> 01:31:40,297
.ممکنه وارد يه خوابِ خيلي عميق تري بشين
.ميدونين که از چي دارم حرف ميزنم
1053
01:31:41,653 --> 01:31:44,448
.آموزشت رو به خاطر بيار
1054
01:31:44,569 --> 01:31:48,232
.يادت باشه چي بهت گفتم
.اسلحه رو بده به من
1055
01:31:59,482 --> 01:32:01,735
اين اتاق بايد دقيقاً زيرِ اتاقِ 528 باشه؟
1056
01:32:01,737 --> 01:32:03,556
.آره
1057
01:32:11,815 --> 01:32:17,257
.فکر کن، آقاي «فيشر»، فکر کن
قبل از اين خواب، چي به خاطر مياري؟
1058
01:32:17,510 --> 01:32:22,731
.آدمهاي... آدمهاي زيادي شليک ميکردن
.و... بارون هم ميامد
1059
01:32:23,228 --> 01:32:27,123
.«عمو «پيتر
.اوه، خداي من، ما رو دزديده بودن
1060
01:32:27,184 --> 01:32:29,685
کجا نگهتون داشته بودن؟
1061
01:32:32,164 --> 01:32:35,452
.ما رو عقب وَن گذاشتن -
.پس دليلِ تغيير جاذبه ي زمين، همينه -
1062
01:32:35,573 --> 01:32:37,795
.شما همين الان عقب يه وَن هستيد
.ادامه بده
1063
01:32:37,796 --> 01:32:43,381
...ماجرا يه ربطي به
يه ربطي به گاوصندوق داشت؟
1064
01:32:44,194 --> 01:32:45,957
خدايا، چرا انقدر سخته که يادم بياد؟
1065
01:32:46,033 --> 01:32:48,525
مثل به ياد آوردن يه خواب
.بعد از بيدار شدن ميمونه
1066
01:32:48,575 --> 01:32:51,150
.گوش کن، اينکار سالها تمرين ميبره
1067
01:32:51,214 --> 01:32:53,630
...تو و «براونينگ» به اين خواب کشيده شديد
1068
01:32:53,682 --> 01:32:56,144
.چون اونها سعي دارن يه چيزي رو از ذهنت بدزدن
1069
01:32:56,197 --> 01:32:59,763
ميخوام که الان تمرکز کني و
.سعي کني يادت بياد که چي بوده
1070
01:33:00,075 --> 01:33:01,635
اون چيه، آقاي «فيشر»؟
!فکر کن
1071
01:33:01,688 --> 01:33:03,377
.آه، يه رمز
1072
01:33:03,429 --> 01:33:06,218
اونها ميخواستن اولين اعدادي که
.به ذهنم ميرسه رو بهشون بگم
1073
01:33:06,271 --> 01:33:08,765
.سعي دارن اعداد رو از ناخودآگاهت استخراج کنن
1074
01:33:08,818 --> 01:33:12,033
.اين همه چيز رو توضيح ميده
.ما الان توي هتل هستيم
1075
01:33:13,287 --> 01:33:16,526
.بايد اتاق هاي هتل رو امتحان کنيم
شماره چي بود، آقاي «فيشر»؟
1076
01:33:16,579 --> 01:33:19,390
.سعي کن به ياد بياري
.خيلي مهمه
1077
01:33:21,822 --> 01:33:24,567
.پنج? ... دو
.يه چيزِ... شماره ي بلندي بود
1078
01:33:24,620 --> 01:33:25,778
.فعلاً کافيه
.با همين ميتونيم شروع کنيم
1079
01:33:25,980 --> 01:33:27,897
.طبقه ي پنجم -
.باشه -
1080
01:33:27,950 --> 01:33:32,027
پس از يه تايمر استفاده ميکني؟ -
.نه، بايد خودم تشخيص بدم -
1081
01:33:32,080 --> 01:33:35,779
،وقتي شما توي اتاق 528 خوابيد
.من منتظرِ ضربه ي «يوسف» ميمونم
1082
01:33:35,831 --> 01:33:37,846
خب، از کجا زمانش رو ميفهمي؟ -
.موزيکش بهم هشدار ميده -
1083
01:33:37,898 --> 01:33:41,521
،و وقتي وَن به حصار پُل برخورد ميکنه
.هيچ اشتباهي نبايد رخ بده
1084
01:33:41,773 --> 01:33:45,276
.پس ما يه ضربه ي خوبِ هماهنگ دريافت ميکنيم
1085
01:33:45,329 --> 01:33:47,686
.اگه ضربه زود زده بشه، بيدار نميشيم
1086
01:33:47,741 --> 01:33:50,984
...و اگه دير زده بشه
.(من نميتونم خودمون رو بندازم(به خودمون ضربه بزنم
1087
01:33:51,037 --> 01:33:52,402
چرا نميتوني؟
1088
01:33:52,456 --> 01:33:57,458
.بخاطر وَن، مثل يه سقوطِ آزاد ميمونه
.بودنِ جاذبه نميتونه بندازتت
1089
01:33:57,658 --> 01:33:59,398
.درسته
1090
01:34:03,960 --> 01:34:07,401
.تو با مني
.ادامه بده
1091
01:34:30,915 --> 01:34:33,490
.«آقاي «چارلز -
آقاي «فيشر»، ميدوني اون چيه؟ -
1092
01:34:33,544 --> 01:34:37,387
.آره، فکر کنم، آره -
.اونها ميخواستن تو رو بخوابونن -
1093
01:34:37,560 --> 01:34:39,732
.من الان هم خواب هستم -
.دوباره -
1094
01:34:39,786 --> 01:34:42,994
منظورت چيه؟
يه خواب دورنِ يه خوابِ ديگه؟
1095
01:34:42,995 --> 01:34:45,866
.هي، ميبينم لباسات رو عوض کردي
1096
01:34:45,867 --> 01:34:47,854
ببخشيد؟
1097
01:34:48,007 --> 01:34:51,949
.اوه، معذرت ميخوام
.شما رو با يه نفر ديگه اشتباه گرفتم
1098
01:34:53,248 --> 01:34:55,919
.مطمئنم طرف خيلي خوشتيپه
1099
01:34:57,123 --> 01:35:01,201
.اون تصورِ «فيشر» از «براونينگ»ـه
.بيا دنبالش بريم و ببينيم چطور رفتار ميکنه
1100
01:35:01,202 --> 01:35:03,738
چرا؟ -
...چون طرزِ رفتارش بهمون ميگه که -
1101
01:35:03,739 --> 01:35:06,916
«اونجوري که ما ميخوايم، «فيشر
.به مُحرک ها مضنون ميشه يا نه
1102
01:35:12,281 --> 01:35:15,550
.«عمو «پيتر -
گفتي شما رو باهم دزديدن؟ -
1103
01:35:15,552 --> 01:35:18,699
.خب، نه دقيقاً. اون رو قبلاً گرفته بودن -
.داشتن شکنجه اش ميدادن
1104
01:35:18,700 --> 01:35:21,611
و ديدي که شکنجه اش کنن؟
1105
01:35:27,768 --> 01:35:32,174
آدم دُزدها براي تو کار ميکنن؟ -
.«رابرت» -
1106
01:35:32,176 --> 01:35:36,397
تو داري سعي ميکني اون گاوصندوق رو باز کني؟
تا بتوني به وصيتنامه ي دوم برسي؟
1107
01:35:36,399 --> 01:35:40,627
.فيشر مارو» تمامِ زندگيِ من بوده»
.نميتونم بذارم نابودش کني
1108
01:35:40,628 --> 01:35:43,173
.من نميخوام ميراثم رو از بين ببرم
چرا بايد اينکارو بکنم؟
1109
01:35:43,174 --> 01:35:47,943
نميتونستم بذارم بخاطرِ آخرين
.شِماتتِ پدرت، بر ضدش عمل کني
1110
01:35:48,356 --> 01:35:51,396
شِماتت؟ -
.وصيتنامه، «رابرت»، وصيتنامه -
1111
01:35:51,397 --> 01:35:53,585
.اين آخرين توهينش به تو بود
1112
01:35:53,588 --> 01:35:57,471
...يه رقابت با تو، که يه چيزي براي خودت بسازي
(راه خودت رو بري)
1113
01:35:57,472 --> 01:36:01,836
با گفتنِ اين حرف بهت که تو
.ارزش کمالات و هنرهاي اون رو نداري
1114
01:36:06,548 --> 01:36:10,191
چي، که از من نااميد بود، ها؟
1115
01:36:10,491 --> 01:36:13,160
.متاسفم
1116
01:36:13,561 --> 01:36:16,792
.ولي... اون اشتباه ميکرد
1117
01:36:17,553 --> 01:36:20,175
.تو ميتوني يه شرکت بهتر از شرکتِ اون بسازي
1118
01:36:20,229 --> 01:36:22,690
آقاي «فيشر»؟
.اون دروغ ميگه
1119
01:36:22,744 --> 01:36:24,904
از کجا ميدوني؟ -
.به من اعتماد کن، اين کارِ منه -
1120
01:36:24,958 --> 01:36:28,013
اون يه چيزي رو مخفي ميکنه
.و ما بايد بفهميم اون چيه
1121
01:36:29,321 --> 01:36:32,937
ميخوام همون کاري رو که اون قراره
.با تو انجام بده، تو با اون انجام بدي
1122
01:36:35,062 --> 01:36:38,805
ما وارد ناخودآگاهش ميشيم و ميفهميم
.اون چه چيزي رو نميخواد تو متوجه بشي
1123
01:36:40,623 --> 01:36:42,866
.باشه
1124
01:36:48,031 --> 01:36:48,901
.اون بيهوشه
1125
01:36:48,903 --> 01:36:51,697
صبر کن، ما دقيقاً
وارد ناخودآگاهِ کي ميخوايم بشيم؟
1126
01:36:51,750 --> 01:36:53,169
.«فيشر»
1127
01:36:53,223 --> 01:36:56,007
،«ولي بهش گفتم ناخودآگاهِ «براونينگ
.تا بتونه عضوي از گروهِ ما بشه
1128
01:36:56,061 --> 01:36:58,322
.قراره بهمون کمک کنه وارد ناخودآگاه خودش بشيم
1129
01:36:58,377 --> 01:36:59,400
.درسته
1130
01:36:59,753 --> 01:37:02,477
.محافظ هاش کارِت رو ميسازن
1131
01:37:02,531 --> 01:37:05,092
.و من هم کاري ميکنم با خوشحالي تعقيبم کنن
1132
01:37:05,145 --> 01:37:06,838
.فقط براي «ضربه» برگرد اينجا
1133
01:37:06,842 --> 01:37:08,715
.«بخواب، آقاي «ايمز
1134
01:37:13,049 --> 01:37:15,033
حالت خوبه؟
1135
01:37:17,855 --> 01:37:22,136
هي، آماده اي؟ -
.آره، آره. من... خوبم. آماده ام -
1136
01:37:34,875 --> 01:37:39,969
کاب»؟ «کاب»؟»
اون پايين چي هست؟
1137
01:37:42,956 --> 01:37:45,446
.اميدوارم حقايقي باشه که «فيشر» ميخواد ياد بگيره
1138
01:37:45,500 --> 01:37:48,122
منظورم اينه که، براي تو چي هست؟
1139
01:40:23,742 --> 01:40:26,196
ديدي چي شد؟
1140
01:40:44,281 --> 01:40:46,230
.ايمز»، اين خوابِ توست»
1141
01:40:46,284 --> 01:40:49,217
،ميخوام محافظ ها رو از اون ساختمون دور کني
ميفهمي؟
1142
01:40:49,271 --> 01:40:51,451
کي «فيشر» رو ميبره داخل؟ -
.من نه -
1143
01:40:51,506 --> 01:40:53,959
،همه ي مسير رو پيدا کن
.هر چيزي ممکنه به خطر بيافته
1144
01:40:54,012 --> 01:40:56,829
.من اينجا رو طراحي کردم -
.نه، تو با من مياي -
1145
01:40:56,883 --> 01:40:58,658
.من از پسش بر ميام
1146
01:40:58,712 --> 01:41:01,351
خيلي خب، تو از مسيرِي که
.به ساختمون ميرسه حرکت کن
1147
01:41:01,439 --> 01:41:04,112
.فيشر»، تو با اون ميري» -
.باشه -
1148
01:41:04,201 --> 01:41:08,815
تو چي؟ -
.اين رو سالم نگه دار. من تمام مدت بهش گوش ميدم -
1149
01:41:08,869 --> 01:41:10,879
،پنجره هاي طبقه ي بالا
...به اندازه ي کافي براي من بزرگ هستن
1150
01:41:10,933 --> 01:41:12,748
که شما رو از سمت اون برجِ جنوبي
پوشش بدم. ميبينيش؟
1151
01:41:12,802 --> 01:41:15,737
آره. تو داخل نمياي؟ -
...براي فهميدن حقيقت -
1152
01:41:15,790 --> 01:41:19,192
در موردِ پدرت، بايد خودت به تنهايي...
.وارد ذهنِ «براونينگ» بشي
1153
01:41:20,630 --> 01:41:22,363
!«بيا، «فيشر
1154
01:42:17,662 --> 01:42:21,545
!زنگ خطر رو بزن
!زنگ خطر رو بزن
1155
01:42:21,598 --> 01:42:22,623
!تکون بخوريد
1156
01:42:24,806 --> 01:42:26,422
!برو
1157
01:42:40,705 --> 01:42:42,932
!پس به من شليک ميکنن
1158
01:42:53,024 --> 01:42:54,659
.اميدوارم آماده باشن
1159
01:43:03,919 --> 01:43:06,082
.اوه، خيلي زوده
1160
01:43:11,633 --> 01:43:13,283
کاب»، صدا رو ميشنوي؟»
1161
01:43:13,373 --> 01:43:16,739
.اولين بار 20 دقيقه ي پيش شنيدمش
.فکر کردم صداي باده
1162
01:43:16,927 --> 01:43:19,391
.آره، ميشنوم
.صداي موزيکه
1163
01:43:19,544 --> 01:43:22,698
پس حالا چکار کنيم؟ -
.سريع حرکت کن -
1164
01:43:27,942 --> 01:43:30,153
.ده ثانيه ي «يوسف» براي پريدن
1165
01:43:32,079 --> 01:43:34,145
.که سه دقيقه به «آرتور» وقت ميده
1166
01:43:35,504 --> 01:43:38,091
!هي
1167
01:43:38,146 --> 01:43:39,895
به ما چقدر ميده؟ -
.شصت دقيقه -
1168
01:43:39,948 --> 01:43:41,562
اونها ميتونن اين مسيرشون رو
توي يک ساعت طي کنن؟
1169
01:43:41,635 --> 01:43:43,560
.ولي بازم بايد از تراسِ وسطي برن پايين
1170
01:43:43,614 --> 01:43:45,874
.خب پس، به مسيرِ جديد احتياج دارن
.يه مسيرِ مستقيم تر
1171
01:43:57,764 --> 01:43:59,417
.ولي اين مثل يه هزارراه طراحي شده
1172
01:43:59,471 --> 01:44:02,151
بايد يه راهِ کوتاه(ميانبُر) براي
رد شدن از هزارراه باشه، درسته؟
1173
01:44:02,205 --> 01:44:03,938
ايمز»؟»
1174
01:44:26,985 --> 01:44:27,915
ايمز» چيزي به طرح اضافه کرد؟»
1175
01:44:27,969 --> 01:44:29,966
.فکر نکنم بايد اينو بهت بگم
...اگه «مال» بفهمه
1176
01:44:30,020 --> 01:44:32,712
.ديگه براي اين چيزها وقت نداريم
چيزي اضافه کرد؟
1177
01:44:32,766 --> 01:44:35,262
يه سيستمِ هواکش درست کرد که
.ميشه باهاش از هزارراه ميان بُر زد
1178
01:44:35,316 --> 01:44:36,590
.خوبه. براي اونها توضيحش بده
1179
01:44:36,643 --> 01:44:38,213
سايتو»؟» -
.به گوشم -
1180
01:45:11,187 --> 01:45:13,386
.پارادوکس
1181
01:46:22,753 --> 01:46:25,727
اون چي بود؟ -
.ضربه -
1182
01:46:26,368 --> 01:46:29,367
کاب»، از دست داديمش؟» -
.آره، از دست داديمش -
1183
01:46:29,378 --> 01:46:34,464
،نميتونستي حداقل بجاي اين
خوابِ يه ساحلِ لعنتي رو ببيني؟
1184
01:46:37,231 --> 01:46:39,410
حالا چه غلطي بکنيم؟
1185
01:46:39,565 --> 01:46:41,708
.قبل از ضربه ي بعدي، کار رو تموم ميکنيم
1186
01:46:41,761 --> 01:46:44,560
کدوم ضربه ي بعدي؟ -
.وقتيکه وَن بيافته توي آب -
1187
01:47:07,492 --> 01:47:09,886
اگه ميخوايد تماس بگيريد، لطفاً گوشي را
.مجدداً برداشته و سعي کنيد
1188
01:47:09,941 --> 01:47:11,802
...اگه به کمک احتياج داريد
1189
01:47:11,855 --> 01:47:15,622
حالا چطوري بدونِ جاذبه، بندازمتون؟
(بهتون ضربه بزنم)
1190
01:47:17,812 --> 01:47:20,859
،آرتور» چند دقيقه وقت داره»
.ما حدود بيست دقيقه
1191
01:47:44,201 --> 01:47:45,820
حالت خوبه؟
1192
01:47:50,719 --> 01:47:53,711
!حرکت کنيد
!به طرف پايگاه
1193
01:47:58,148 --> 01:48:01,098
،يه مشکلي هست. اونها دارن ميان سمتِ تو
.مثل اينکه يه چيزي ميدونن
1194
01:48:03,039 --> 01:48:06,086
فقط يکم برامون وقت بخر، باشه؟
!بيا
1195
01:48:06,540 --> 01:48:08,634
.دارم ميام
1196
01:49:47,497 --> 01:49:49,909
،اون اتاقِ در آوردنِ کفشه
.فقط محکم تره
1197
01:49:49,962 --> 01:49:51,438
اگه پنجره داشت محکم تر ميشد؟
1198
01:49:51,492 --> 01:49:52,981
،نه، منظورم اينه که اگه پنجره داشت
.خيلي محکم نميشد
1199
01:49:53,035 --> 01:49:55,535
بهتره اميدوار باشيم «فيشر» از چيزي که
.اونجا پيدا ميکنه، خوشحال ميشه
1200
01:49:57,269 --> 01:49:59,185
اون محافظ ها بخشي از
تصوراتِ ناخودآگاهش هستن؟
1201
01:49:59,438 --> 01:50:00,941
.آره
1202
01:50:01,096 --> 01:50:02,542
داري اون قسمت از ذهنش رو نابود ميکني؟
1203
01:50:02,596 --> 01:50:04,773
.نه، نه. فقط تصوراتش رو
1204
01:50:29,884 --> 01:50:31,362
.ما رسيديم
1205
01:50:31,416 --> 01:50:34,651
.جاتون اَمنه، ولي عجله کنيد
.يه ارتش جلوي راهتون هست
1206
01:51:00,742 --> 01:51:02,521
.رسيديم
1207
01:51:51,354 --> 01:51:54,448
.يه نفر ديگه هم اونجا هست -
!فيشر»، اين يه تله ست، بيا بيرون» -
1208
01:51:56,378 --> 01:51:58,459
.زود باش. يکم پايين تر
1209
01:52:03,283 --> 01:52:09,632
!کاب». نه، اون واقعي نيست» -
تو از کجا ميدوني؟ -
1210
01:52:09,686 --> 01:52:13,595
.اون فقط يه تصوره
!فيشر»... «فيشر» واقعيه»
1211
01:52:17,606 --> 01:52:19,250
.سلام
1212
01:52:24,097 --> 01:52:27,328
!«ايمز»! «ايمز»
!همين الان برو توي اون اتاق
1213
01:53:10,757 --> 01:53:13,303
چه اتفاقي افتاد؟ -
.مال»، «فيشر» رو کُشت» -
1214
01:53:16,048 --> 01:53:18,305
.نتونستم بهش شليک کنم
1215
01:53:18,458 --> 01:53:20,207
...ولي زنده کردنش هيچ فايده اي نداره
1216
01:53:20,261 --> 01:53:24,484
.ديگه ذهنش اونجا گير کرده
.همه چيز تموم شد
1217
01:53:24,937 --> 01:53:27,121
پس همين؟
ما شکست خورديم؟
1218
01:53:27,174 --> 01:53:29,892
.کارمون تمومه
.متاسفم
1219
01:53:33,106 --> 01:53:36,577
خب، من که نيستم که ميخوام
برگردم پيش خانواده ام، مگه نه؟
1220
01:53:36,831 --> 01:53:38,888
خجالت آوره، من واقعاً
.ميخوام بدونم اون تو چه اتفاقي ميافته
1221
01:53:38,941 --> 01:53:42,367
.بخدا قسم بايد اين يکي رو انجام بديم -
.بيا دستگاه شارژ رو بذاريم -
1222
01:53:44,527 --> 01:53:46,644
.نه، هنوز يه راهِ ديگه هم هست
1223
01:53:47,097 --> 01:53:49,470
ما فقط بايد بريم
.«توي اونجا(برزخ) دنبالِ «فيشر
1224
01:53:49,524 --> 01:53:50,680
.وقتش رو نداريم
1225
01:53:50,834 --> 01:53:54,461
.نه، ولي اونجا به اندازه ي کافي وقت هست
1226
01:53:54,815 --> 01:53:56,007
.و ما پيداش ميکنيم
1227
01:53:56,060 --> 01:54:00,423
،خيلي خب، به محضِ اينکه موزيکِ «آرتور» ضربه زد
.فقط از دستگاهِ شوک،براي زنده کردنش استفاده کنيد
1228
01:54:00,477 --> 01:54:04,199
،ميتونيم از همون پايين
.ضربه ي خودش رو بهش بديم
1229
01:54:04,252 --> 01:54:05,787
.ببينيد، بذارينش اونجا
1230
01:54:05,941 --> 01:54:08,794
،همين که موزيک تموم شد
.بيمارستان رو منفجر کنيد
1231
01:54:08,848 --> 01:54:12,120
.و همه ي ما با ضربه، به لايه هاي قبلي ميريم
1232
01:54:13,182 --> 01:54:14,768
.ارزش امتحان کردن رو داره
1233
01:54:14,822 --> 01:54:18,007
،و وقتيکه من دارم شارژ رو آماده ميکنم
.سايتو» ميتونه جلوي محافظين رو بگيره»
1234
01:54:18,061 --> 01:54:20,473
سايتو» هيچوقت موفق نميشه، ميشه؟»
1235
01:54:21,314 --> 01:54:23,791
!کاب»، يالا»
.بايد سعيمون رو بکنيم
1236
01:54:23,945 --> 01:54:24,872
!بريم
1237
01:54:25,226 --> 01:54:27,790
،ببين، اگه ضربه کاملاً بهمون وارد نشه
.تمامِ کارهاي من بيهوده بوده
1238
01:54:27,844 --> 01:54:30,442
.اون درست ميگه. درست ميگه
1239
01:54:35,646 --> 01:54:37,312
ميتونم بخاطرِ اتفاق هايي که
اينجا ميافته بهت اعتماد کنم؟
1240
01:54:37,366 --> 01:54:39,015
.منظورم اينه که، «مال» هم اونجاست
1241
01:54:39,068 --> 01:54:41,427
.ميدونم کجا پيداش کنم
.اون «فيشر» رو گرفته
1242
01:54:41,481 --> 01:54:43,220
از کجا ميدوني؟
1243
01:54:43,273 --> 01:54:48,122
،اون ازم ميخواد برم دنبالش
.ميخواد باهاش برگردم اونجا
1244
01:55:15,015 --> 01:55:16,654
حالت خوبه؟
1245
01:55:23,029 --> 01:55:25,826
اينجا دنباي توئه؟ -
.بود -
1246
01:55:26,734 --> 01:55:28,677
.اون بايد اينجا باشه
1247
01:55:29,469 --> 01:55:31,236
.بيا
1248
01:56:17,870 --> 01:56:20,165
...«سايتو»
1249
01:56:20,219 --> 01:56:24,135
،ازت ميخوام... زمانيکه دارم شارژ رو برقرار ميکنم
مراقب «فيشر» باشي، خيلي خب؟
1250
01:56:24,189 --> 01:56:27,830
،توي کارهايي مثلِ اين
.جايي براي جهانگردها نيست
1251
01:56:29,483 --> 01:56:32,180
.احمق نباش
1252
01:57:04,197 --> 01:57:06,559
تمام اينا رو تو ساختي؟
.باور نکردنيه
1253
01:57:06,613 --> 01:57:08,620
.سالها طول کِشيد
1254
01:57:09,674 --> 01:57:12,364
.بر اساس حافظه مون شروع کرديم
1255
01:57:18,664 --> 01:57:20,331
.از اينطرف
1256
01:58:01,533 --> 01:58:05,793
.اينجا محله ي ماست
.يه جايي مربوط به گذشته ي من
1257
01:58:06,047 --> 01:58:10,553
اون اولين آپارتمانمون بود
.و بعدش رفتيم توي اون ساختمون
1258
01:58:10,806 --> 01:58:13,383
،بعد از اينکه «مال» باردار شد
.اونجا شد خونه مون
1259
01:58:13,438 --> 01:58:16,334
شما تمامِ اينها رو از حافظه تون ساختين؟
1260
01:58:16,487 --> 01:58:18,848
.همونطور که بهت گفتم، ما زمانِ زيادي داشتيم
1261
01:58:18,902 --> 01:58:20,600
اون چيه؟
1262
01:58:21,355 --> 01:58:23,943
.خونه ايه که «مال» توش بزرگ شده
1263
01:58:23,996 --> 01:58:26,136
اون اونجاست؟ -
.نه -
1264
01:58:26,490 --> 01:58:28,069
.بيا
1265
01:58:28,123 --> 01:58:31,378
،هردومون ميخواستيم توي يه خونه زندگي کنيم
.ولي عاشقِ يه همچين ساختموني بوديم
1266
01:58:31,431 --> 01:58:34,422
،توي دنياي واقعي
.مجبور بوديم انتخاب کنيم، ولي اينجا نه
1267
01:59:14,951 --> 01:59:17,362
چطوري ميخواي «فيشر» رو برگردوني؟
1268
01:59:17,416 --> 01:59:19,915
.بايد با يه جور ضربه برشگردونم
1269
01:59:19,968 --> 01:59:21,755
با چه وسيله اي؟
1270
01:59:22,209 --> 01:59:23,460
.(بالبداهه(هرچي که بشه
1271
01:59:23,613 --> 01:59:28,003
.گوش کن، بايد يه چيزي رو در مورد من بدوني
.در مورد الهام
1272
01:59:41,224 --> 01:59:45,126
.يه فکر، مثلِ ويروس ميمونه
.مُرتجعه
1273
01:59:46,129 --> 01:59:47,480
.به شدت واگير داره
1274
01:59:47,649 --> 01:59:51,283
.کوچکترين بذرِ يه فکر، ميتونه رشد کنه
1275
01:59:51,536 --> 01:59:57,248
(ميتونه رشد کنه تا برات تعريف بشه(باورت بشه
.يا نابودت کنه
1276
01:59:59,855 --> 02:00:05,876
:کوچکترين فکر مثل
."دنياي تو واقعي نيست"
1277
02:00:05,930 --> 02:00:09,923
ساده ست. حتي کوچکترين افکار هم
.ميتونن همه چيز رو تغيير بدن
1278
02:00:10,697 --> 02:00:15,378
.کاملاً از دنياي خودت مطمئني
از اينکه واقعيه؟
1279
02:00:15,431 --> 02:00:18,175
تو فکر ميکني اون مطمئنه؟
1280
02:00:19,112 --> 02:00:22,954
چرا فکر ميکني اون هم به اندازه ي من گُم شده؟
1281
02:00:23,076 --> 02:00:26,081
.«من ميدونم چي واقعيه، «مال
1282
02:00:26,886 --> 02:00:29,581
شَک نداري؟
1283
02:00:29,734 --> 02:00:32,712
احساس اذيت شدن نميکردي، «دام»؟
1284
02:00:32,765 --> 02:00:36,731
در تمام دنيا بوسيله ي شرکت هاي ناشناس
و نيروي پليس دنبالت نبودن؟
1285
02:00:36,886 --> 02:00:40,497
،«اونطوري که «تصورات
شخصي که خواب ميديد رو آزار ميدادن؟
1286
02:00:40,852 --> 02:00:43,741
.اعتراف کن
1287
02:00:43,895 --> 02:00:46,670
.تو ديگه فقط به يک واقعيت اعتقاد داري
1288
02:00:46,823 --> 02:00:51,207
.پس انتخاب کن
.اينجا بودن رو انتخاب کن
1289
02:00:51,561 --> 02:00:53,414
.منو انتخاب کن
1290
02:01:19,068 --> 02:01:21,978
،ميدوني من بايد چکار کنم
...بـايـد برگردم پيش بچه هامون
1291
02:01:22,033 --> 02:01:24,106
.چون تو ترکشون کردي
1292
02:01:24,259 --> 02:01:27,030
.چون ما رو ترک کردي -
.اشتباه ميکني -
1293
02:01:27,184 --> 02:01:30,105
.به هيچ وجه -
.تو گيج شدي -
1294
02:01:31,058 --> 02:01:33,372
.بچه هاي ما اينجا هستن
1295
02:01:33,426 --> 02:01:37,027
و تو دوست داري دوباره چهره شون رو ببيني، مگه نه؟
1296
02:01:37,081 --> 02:01:40,626
.«آره، ولي من ميخوام اون بالا ببينمشون، «مال
1297
02:01:54,084 --> 02:01:56,672
اون بالا؟
1298
02:01:56,726 --> 02:02:02,934
.به خودت گوش کن چي ميگي
.اينها بچه هاي ما هستن. نگاه کن
1299
02:02:02,986 --> 02:02:05,249
جيمز»؟ «فيليپا»؟»
1300
02:02:05,303 --> 02:02:07,773
.اينکارو نکن، «مال»، خواهش ميکنم
.اونها بچه هاي من نيستن
1301
02:02:07,826 --> 02:02:10,316
.تو مُدام اينو به خودت ميگي، ولي باورش نداري
1302
02:02:10,372 --> 02:02:12,250
.باور دارم -
اگه اشتباه کني، چي؟ -
1303
02:02:12,303 --> 02:02:14,952
اگه من واقعي باشم، چي؟
1304
02:02:15,943 --> 02:02:25,035
.تو همه اش چيزي رو که ميدوني، به خودت ميگي
ولي خودت به چي باور داري؟ احساست چي ميگه؟
1305
02:02:26,396 --> 02:02:28,398
.گناه
1306
02:02:28,452 --> 02:02:31,665
.«احساسِ گناه ميکنم، «مال
1307
02:02:31,719 --> 02:02:35,778
،و مهم نيست چکار کنم
...مهم نيست چقدر نا اميدم
1308
02:02:35,831 --> 02:02:40,227
...مهم نيست چقدر گيج شدم
.اين احساس گناه، هميشه باهامه
1309
02:02:40,281 --> 02:02:43,091
.من رو يادِ حقيقت ميندازه
1310
02:02:43,344 --> 02:02:46,378
چه حقيقتي؟
1311
02:02:47,272 --> 02:02:52,613
اون فکري که باعث شد واقعيت رو
.زير سؤال ببري، از طرفِ من بود
1312
02:02:55,788 --> 02:02:58,936
تو اين فکر رو توي ذهنِ من گذاشتي؟
1313
02:02:59,938 --> 02:03:01,901
اون چي داره ميگه؟
1314
02:03:02,644 --> 02:03:07,966
،دليل اينکه من ميدونستم «الهام» امکان پذيره
.اين بود که قبلاً با اون انجامش داده بودم
1315
02:03:08,843 --> 02:03:12,103
.با همسرِ خودم اينکارو کردم -
چرا؟ -
1316
02:03:12,657 --> 02:03:14,803
.ما اينجا گُم شده بوديم
1317
02:03:14,957 --> 02:03:19,619
.ميدونستم بايد فرار کنيم، ولي اون قبول نميکرد
1318
02:03:22,663 --> 02:03:29,087
،اون يه چيزي رو مخفي کرده بود
.يه چيزي... در درونِ خودش
1319
02:03:29,140 --> 02:03:33,654
،حقيقتي که زماني ميدونست
.ولي تصميم گرفت که فراموشش کنه
1320
02:03:34,275 --> 02:03:36,342
.نميتونست ازش خلاص بشه
1321
02:03:39,276 --> 02:03:41,838
.پس من تصميم گرفتم که دنبالش بگردم
1322
02:03:42,605 --> 02:03:47,536
رفتم به نقاطِ عميقِ ذهنش و
... ،اون جاي مخفي رو پيدا کردم
1323
02:03:47,595 --> 02:03:52,849
.واردش شدم و «فکر» رو اونجا کاشتم...
1324
02:03:52,902 --> 02:03:57,484
.يه فکرِ ساده که ميدونستم همه چيز رو تغيير ميده
1325
02:04:02,144 --> 02:04:04,617
.که دنياي اون واقعي نبوده
1326
02:04:16,990 --> 02:04:20,113
.که تنها راه فرار، مُردنه
1327
02:04:27,652 --> 02:04:29,776
...تو منتظرِ يه قطاري
1328
02:04:31,227 --> 02:04:34,071
.يه قطار که تو رو يه جاي دوري ميبره
1329
02:04:35,925 --> 02:04:38,624
.ميدوني که دوست داري اين قطار کجا ببرتت
1330
02:04:39,670 --> 02:04:41,897
.ولي مطمئن نيستي
1331
02:04:42,994 --> 02:04:44,998
!و اين مهم نيست
1332
02:04:45,657 --> 02:04:49,556
!حالا بهم بگو، چرا -
.چون ما باهم خواهيم موند -
1333
02:04:53,327 --> 02:04:58,062
،ولي هيچوقت نميدونستم... که اون فکر
...مثل يه سرطان در ذهنش رُشد ميکنه
1334
02:04:58,115 --> 02:05:02,026
.حتي بعد از اينکه بيدار ميشه
1335
02:05:02,681 --> 02:05:07,276
.حتي بعد از اينکه به واقعيت برگشتي
1336
02:05:07,992 --> 02:05:11,782
که هنوز به اين باور داري
.که دنيات واقعي نيست
1337
02:05:14,131 --> 02:05:17,045
.که مرگ، تنها راه فراره
1338
02:05:17,198 --> 02:05:19,432
!مال»، نه»
!خـداي مـن
1339
02:05:19,688 --> 02:05:23,397
.تو ذهن من رو آلوده کردي -
.داشتم سعي ميکردم نجاتت بدم -
1340
02:05:23,450 --> 02:05:27,452
،تو بهم خيانت کردي
.ولي ميتوني گناهت رو جبران کني
1341
02:05:27,506 --> 02:05:29,479
.هنوز ميتوني روي قولت بموني
1342
02:05:29,532 --> 02:05:35,546
.ما هنوز ميتونيم اينجا کنارِ هم بمونيم
.توي دنيايي که باهم ساختيمش
1343
02:06:55,801 --> 02:06:58,859
.کاب»، بايد «فيشر» رو پيدا کنيم»
1344
02:06:59,114 --> 02:07:01,409
.نميتوني اونو داشته باشي
1345
02:07:01,562 --> 02:07:03,840
اگه من اينجا بمونم، اونو ولش ميکني؟
1346
02:07:03,893 --> 02:07:06,362
چي داري ميگي؟
1347
02:07:09,404 --> 02:07:11,983
.فيشر» توي ايوانه»
1348
02:07:12,038 --> 02:07:14,437
.«برو ببين اون زنده ست، «آدرياني -
.کاب»، تو نميتوني اينکارو بکني» -
1349
02:07:14,490 --> 02:07:17,599
!برو ببين زنده ست يا نه، همين الان
.زود باش
1350
02:07:32,948 --> 02:07:36,168
!اينجاست و وقشته، ولي بايد همين الان بياي
1351
02:07:36,221 --> 02:07:40,490
فيشر» رو با خودت ببر، باشه؟» -
!تو نميتوي اينجا بموني که با اون باشي -
1352
02:07:42,481 --> 02:07:45,429
،نميمونم. تا الان ديگه «سايتو» مُرده
...يعني اينکه
1353
02:07:45,583 --> 02:07:49,514
.اون هم همين پايينه
.و اين يعني بايد پيداش کنم
1354
02:07:50,796 --> 02:07:54,090
،ديگه نميتوم با اون(مال) بمونم
.چون اون وجود نداره
1355
02:07:54,143 --> 02:07:58,122
.ديگه من تنها چيزي هستم که تو بهش ايمان داري
1356
02:07:59,920 --> 02:08:02,309
...اِي کاش اينطوري بود
1357
02:08:03,266 --> 02:08:06,484
...بيشتر از هرچيزي، آرزوي همين رو دارم، ولي
1358
02:08:06,738 --> 02:08:09,387
نميتونم تو رو با تمامِ اون...
.پيچيدگي هات تصور کنم
1359
02:08:09,440 --> 02:08:11,584
.با تمامِ اون کمالت
.با تمامِ اون نقص هات
1360
02:08:13,412 --> 02:08:14,616
تو خوبي؟
1361
02:08:14,670 --> 02:08:17,357
.خودت رو ببين
1362
02:08:17,710 --> 02:08:22,981
.تو فقط يه سايه اي
.تو فقط يه سايه از همسرِ واقعيِ من هستي
1363
02:08:23,035 --> 02:08:26,469
...تو بهترين چيزِ من بودي، ولي
1364
02:08:26,522 --> 02:08:29,074
.متاسفم، ولي به اندازه ي کافي خوب نيستي
1365
02:08:29,707 --> 02:08:31,324
اين حس برات واقعيه؟
1366
02:08:33,056 --> 02:08:36,286
چکار ميکني؟ -
.هرکاري بتونم -
1367
02:08:44,112 --> 02:08:45,849
!نه، نه، نه
1368
02:08:46,844 --> 02:08:48,908
!برو اونجا، همين الان
!برو، برو، برو
1369
02:09:35,389 --> 02:09:38,477
...نا اميد
1370
02:09:39,605 --> 02:09:40,799
...نا اميد
1371
02:09:40,853 --> 02:09:43,660
.ميدونم، پدر
1372
02:09:49,246 --> 02:09:54,042
.ميدونم از من نا اميد بودي
.من نميتونستم مثل تو باشم
1373
02:09:54,496 --> 02:09:58,150
...!نه، نه، نه
1374
02:09:58,283 --> 02:10:05,927
.من نا اميد بودم که تو سعي کردي مثل من باشي
1375
02:10:38,504 --> 02:10:40,475
!يالا، يالا، يالا
1376
02:10:48,807 --> 02:10:51,425
(وصيتنامه؟)
1377
02:11:04,233 --> 02:11:06,336
پدر؟
1378
02:11:49,485 --> 02:11:52,823
!«اين همون ضربه ست، «آريادني
!بايد همين الان بري
1379
02:12:05,527 --> 02:12:09,067
!خودت رو گُم نکن
!سايتو» رو پيدا کن و برشگردون»
1380
02:12:09,222 --> 02:12:10,546
.باشه
1381
02:12:50,419 --> 02:12:53,942
يادته وقتي ازم خواستي باهات ازدواج کنم؟
1382
02:12:54,295 --> 02:12:55,246
.آره
1383
02:12:55,301 --> 02:13:00,268
.گفتي خواب ديدي که باهم پير شديم
1384
02:13:00,838 --> 02:13:03,426
.ولي شديم
1385
02:13:04,204 --> 02:13:07,535
پير شديم، يادت نمياد؟
1386
02:13:11,298 --> 02:13:14,906
...بيشتر از حدِ تحملم، دلم برات تنگ شده، ولي
1387
02:13:16,628 --> 02:13:19,879
.ما دورانمون رو باهم گذرونديم ...
1388
02:13:19,941 --> 02:13:23,914
.و بايد بذارم بري
1389
02:13:23,967 --> 02:13:27,394
.بايد بذارم بري
1390
02:14:16,924 --> 02:14:18,807
.«متاسفم، «رابرت
1391
02:14:45,866 --> 02:14:49,603
ميدوني، توي وصيتنامه گفته شده بود
.که پدر ميخواست من روي پاي خودم بياستم
1392
02:14:50,556 --> 02:14:53,437
.نه اينکه براي اون زندگي کنم
1393
02:14:54,344 --> 02:14:57,164
.«منم همينکارو ميخوام بکنم، عمو «پيتر
1394
02:15:06,452 --> 02:15:08,279
چه اتفاقي افتاد؟
1395
02:15:08,333 --> 02:15:10,199
.کاب» موند» -
با «مال»؟ -
1396
02:15:10,252 --> 02:15:13,426
.نه، که «سايتو» رو پيدا کنه
1397
02:15:13,881 --> 02:15:16,644
.اون گُم ميشه
1398
02:15:17,922 --> 02:15:20,894
.نه، مشکلي براش پيش نمياد
1399
02:15:36,002 --> 02:15:39,016
ميخواي منو بکُشي؟
1400
02:15:41,937 --> 02:15:45,174
.منتظرِ يه نفر هستم
1401
02:15:48,977 --> 02:15:53,275
.يه نفر از يه خوابِ نيمه فراموش شده
1402
02:15:54,311 --> 02:15:59,810
کاب»؟»
.ممکن نيست
1403
02:16:00,229 --> 02:16:03,723
.ما مَردانِ جواني بوديم
1404
02:16:04,419 --> 02:16:07,580
...حالا من يه پيرمردم
1405
02:16:07,733 --> 02:16:11,653
.مملو از پشيماني
1406
02:16:13,052 --> 02:16:16,873
.منتظرم که در تنهايي بميرم
1407
02:16:19,059 --> 02:16:29,203
...من بخاطر تو برگشتم
.که يه چيزي رو يادت بندازم
1408
02:16:31,501 --> 02:16:34,935
.يه چيزي که زماني ميدونستي
1409
02:16:36,878 --> 02:16:40,038
.که اين دنيا واقعي نيست
1410
02:16:43,948 --> 02:16:49,473
.که متقاعدم کني به قولم عمل کنم
1411
02:16:49,625 --> 02:16:53,399
.که يکم ايمان داشته باشي، آره
1412
02:16:58,158 --> 02:17:06,307
.برگرد، تو دوباره باهم جوون بشيم
1413
02:17:09,171 --> 02:17:15,519
.با من برگرد
.برگرد
1414
02:17:25,593 --> 02:17:27,652
حوله ي گرم، قربان؟
1415
02:17:27,707 --> 02:17:30,832
.تا بيست دقيقه ديگه توي لس آنجلس فرود ميايم
1416
02:17:30,885 --> 02:17:33,966
فرم مهاجرت لازم دارين؟
1417
02:17:35,227 --> 02:17:37,024
.خيلي ممنون
1418
02:17:37,077 --> 02:17:40,147
حوله ي گرم، قربان؟ -
.اوه، نه -
1419
02:17:40,202 --> 02:17:42,174
فرم مهاجرت لازم دارين؟
1420
02:18:53,938 --> 02:18:57,520
.«به خونه خوش اومدين، آقاي «کاب -
.متشکرم، قربان -
1421
02:19:41,495 --> 02:19:44,882
.به خونه خوش اومدي
.از اين طرف
1422
02:20:05,682 --> 02:20:10,569
جيمز»؟»
فيليپا»؟»
1423
02:20:13,367 --> 02:20:15,844
!ببينيد کي اينجاست
1424
02:20:22,477 --> 02:20:25,669
هي، بچه ها، حالتون چطوره؟
1425
02:20:25,722 --> 02:20:28,723
!بابايي -
حالتون چطوره؟ -
1426
02:20:28,877 --> 02:20:30,696
!ببين چي درست کردم، بابايي
1427
02:20:30,749 --> 02:20:34,643
اونجا داري چکار ميکني؟ -
!يه خونه از سنگ درست کردم -
1428
02:20:34,798 --> 02:20:37,113
از سنگ؟ -
.بيا، ميخوام ببينيش -
1429
02:20:37,367 --> 02:20:39,654
ميتوني يکي هم براي من درست کني؟
1430
02:20:39,707 --> 02:20:42,712
!بيا، بابايي
1431
02:20:44,000 --> 02:21:00,000
:تـرجـمـه و زيرنويس از
حــمــزه دکــســتر
hamzeh.dexter@yahoo.com
1432
02:21:01,000 --> 02:21:06,000
براي دانلود زيرنويس فيلم و سريال به
::.. WwW.RapidBaz.Org ..::
.مراجعه کنيد