1 00:00:48,920 --> 00:00:51,800 گفته ميشود برخي زندگي ها با ندايي ديرينه 2 00:00:53,200 --> 00:00:58,880 که در طول زمان طنين انداز ميشود به يکديگر پيوند يافته اند 3 00:01:00,600 --> 00:01:05,280 .و اين ندا، سرنوشت است 4 00:01:06,920 --> 00:01:09,886 در زماني بسيار دور در سرزميني دور دست 5 00:01:09,920 --> 00:01:14,481 امپراطوري اي به يکباره ظهور کرد که از دشت هاي چين 6 00:01:14,522 --> 00:01:17,802 .تا سواحل مديترانه گسترده شد 7 00:01:19,125 --> 00:01:23,172 ،آن امپراطوري .پـــارس بود 8 00:01:23,207 --> 00:01:27,093 ،در ميدان جنگ باجرات در پيروزي هوشمند 9 00:01:27,130 --> 00:01:30,811 هر کجا شمشير پارسي قدم مي نهاد .پيروي به همراه داشت 10 00:01:31,612 --> 00:01:34,492 "پادشاه پارس "شرامان 11 00:01:34,533 --> 00:01:41,536 به همراه برادرش "نظام" ، حکومتي .بر پايه ي برادري و وفاداري تشکيل داد 12 00:01:41,572 --> 00:01:44,965 پادشاه دو پسر داشت که به او خوشحالي فراواني ميبخشيد 13 00:01:44,967 --> 00:01:46,417 !خوشحالي کنيد 14 00:01:46,419 --> 00:01:52,021 اما در ديدگان خدايان خانواده ي پادشاه هنوز کامل نشده بودند 15 00:01:52,903 --> 00:01:56,504 نه تا زمانيکه پادشاه، شاهدِ عملِ شجاعانه ي 16 00:01:56,545 --> 00:02:00,106 پسر بچه اي يتيم از کوچه هاي .نَسَف بود 17 00:02:00,147 --> 00:02:02,828 !از سر راه بريد کنار 18 00:02:10,752 --> 00:02:13,752 !بس کن 19 00:02:18,836 --> 00:02:20,836 !فرار کن 20 00:02:20,872 --> 00:02:22,837 !"فرار کن، "بيس !فرار کن 21 00:02:27,961 --> 00:02:29,961 .همينجا بمون 22 00:03:00,602 --> 00:03:02,302 !داره فرار ميکنه 23 00:03:05,740 --> 00:03:08,140 !بزاريد برم 24 00:03:12,144 --> 00:03:15,584 !به نام پادشاه 25 00:03:21,669 --> 00:03:25,350 اسمت چيه، پسر؟ - دَستان" ، قربان" - (دستان : نامي در شاهنامه به معناي شجاع) 26 00:03:25,391 --> 00:03:28,391 پدر و مادرت کجان؟ 27 00:03:31,474 --> 00:03:33,995 ... پسر جون 28 00:03:37,357 --> 00:03:39,357 !برادر، سوارش کن 29 00:03:39,398 --> 00:03:44,400 پادشاه تحت تأثير آن حادثه قرار گرفت و و "دستان" را به فرزندي پذيرفت 30 00:03:45,201 --> 00:03:47,887 پسري به دور از اصل و نسب پادشاهي 31 00:03:47,922 --> 00:03:50,647 .و بي هيچ چشم داشتي به قدرتش 32 00:03:50,684 --> 00:03:54,405 اما شايد اتفاق ديگري در .آن روز رخ داد 33 00:03:54,441 --> 00:03:57,687 اتفاقي فراتر از درک ساده انسان ها 34 00:03:58,688 --> 00:04:02,689 روزي، پسري از ،از سرزمين هاي غير قابل اعتماد و ناخوشايند 35 00:04:02,725 --> 00:04:05,176 تبديل شد به 36 00:04:05,212 --> 00:04:08,573 شــاهــزاده ي پـارسـي 37 00:04:09,471 --> 00:04:17,242 F a r z i n 0 7 بـا افـتـخـار تـقـديـم مـيـکـنـد 38 00:04:17,819 --> 00:04:20,791 ( پانزده سال بعد ) ( مرزهاي کشور پارس ) 39 00:04:22,710 --> 00:04:27,044 ويراستار : سروش cinemadiary@ymail.com 40 00:04:27,927 --> 00:04:32,798 کاري از تيم ترجمه Www.FarsiSubtitle.Com 41 00:04:39,627 --> 00:04:44,575 شهرِ مقدسِ الموت 42 00:04:45,687 --> 00:04:48,569 !الموتِ افسانه اي .شگفت انگيزتر از اون چيزي که فکر ميکردم 43 00:04:48,609 --> 00:04:51,376 ."گولِ زيبائيش رو نخوريد، شاهزاده "تاتس .اين شهر هم مثل بقيه شهرهاست 44 00:04:51,412 --> 00:04:53,213 کشور راحت طلب مردمان راحت طلب بار مياره 45 00:04:53,225 --> 00:04:55,225 ،بهمون خيانت کردند .حالا تاوانش رو پس ميدن 46 00:04:55,251 --> 00:04:57,863 .پدرم به طور واضح بيان کرد .الموت نبايد آسيبي ببينه 47 00:04:57,899 --> 00:05:01,501 بعضي ها اون رو مقدس مي دونن ،از اونجاييکه پدر فرزانه مان اينجا نيست 48 00:05:01,537 --> 00:05:03,668 .تصميم گيري برعهده ي منه 49 00:05:03,704 --> 00:05:07,106 آخرين رايزني رو با عموي نجيبم 50 00:05:07,143 --> 00:05:10,991 ،و دو برادرم ... گارسيو" مورد اعتماد و" 51 00:05:13,233 --> 00:05:15,199 دستان" کجاست؟" 52 00:05:15,236 --> 00:05:17,717 زودباش! همه ي پولِ اين ماهمو .روي تو شرط بستم 53 00:05:17,753 --> 00:05:20,200 !اينجوري آبرو ريزيه چرا خودت يه امتحاني نمي کني؟ - 54 00:05:20,241 --> 00:05:22,722 !برو جلو 55 00:05:25,246 --> 00:05:27,727 همه ي زورت همينه؟ 56 00:05:31,531 --> 00:05:33,532 !"شاهزاده "دستان 57 00:05:34,214 --> 00:05:36,335 شاهزاده "دستان" کجاست؟ 58 00:05:36,371 --> 00:05:38,617 .شاهزاده "دستان" اينجا نيستند 59 00:05:38,658 --> 00:05:40,138 !سرورم ، خواهش مي کنم 60 00:05:40,157 --> 00:05:42,157 شاهزاده "تاتس" خواستار گردهمايي گروهِ مشورتيِ جنگ شدند 61 00:05:42,578 --> 00:05:45,145 .بگو الان ميام 62 00:05:47,425 --> 00:05:51,747 برترين جاسوس ما ... جلوي کارواني رو گرفته که 63 00:05:51,960 --> 00:05:53,359 .در حال ترک الموت بوده 64 00:05:54,467 --> 00:05:57,347 ،شمشيرهايي با بهترين نوع ساخت 65 00:05:58,070 --> 00:06:00,435 .پيکانهاي نوک فولادي 66 00:06:00,471 --> 00:06:04,752 و پيمان نامه ي پرداخت بها .از نماينده ي حکومتِ "کوش" به الموت 67 00:06:04,788 --> 00:06:07,318 اونا به دشمناي ما ."جنگ افزار ميفروشند ، "دستان 68 00:06:07,355 --> 00:06:09,675 همچين پيکاني اسبِ منو .تو "کاشکن" به زانو درآورد 69 00:06:09,711 --> 00:06:11,921 به خاطر اين، کوچه هاي الموت .به خاک و خون کشيده ميشه 70 00:06:11,957 --> 00:06:14,523 و ممکنه سربازهاي ما .از ديوارهاشون پرت بشن پايين 71 00:06:14,559 --> 00:06:18,520 ،دستورات ما براي متوقف کردن "کاشکن" بود .نه حمله به الموت 72 00:06:18,556 --> 00:06:22,482 .کلمات خردمندانه اي بود، برادر کوچيکه - .حرف زدن، جلوي دشمنان ما رو نميگيره - 73 00:06:22,517 --> 00:06:25,683 .به محض اينکه اونا به شمشيرهاي الموتي مسلح شدن 74 00:06:39,291 --> 00:06:41,972 .نزديک صبح بهشون حمله ميکنيم 75 00:06:43,693 --> 00:06:46,573 ،اگه تصميمتون اينه .اجازه بديد من اول برم 76 00:06:47,295 --> 00:06:50,175 کي ديگه داوطلب ميشه ، "گارسيو"؟ - من سوارهِ نظامِ ارتشِ پارسم - 77 00:06:50,212 --> 00:06:52,542 .دستان" شريک مردم کوچه خيابون ـه" 78 00:06:52,578 --> 00:06:55,343 درسته که ادب درست و حسابي ندارن .اما در مقابله با جنگ خيلي ماهرانه عمل ميکنن 79 00:06:55,380 --> 00:06:57,471 افتخارِ اولين خون ريخته شده بايد مالِ من باشه 80 00:06:57,572 --> 00:06:59,572 گارسيو"، دوباره دستت رو شمشيره" - جاييه که بايد باشه - 81 00:06:59,637 --> 00:07:02,662 ... اوه، برادران من 82 00:07:02,704 --> 00:07:04,785 .همگي مشتاق هستن 83 00:07:05,184 --> 00:07:09,786 ،گفته ميشه شاهزادهِ خانمِ الموت .زيبايِ بي همتاييه 84 00:07:10,387 --> 00:07:14,268 پس بياييد همگي بريم به کاخشون تا خودمون .از نزديک ببينيم 85 00:07:16,271 --> 00:07:21,313 ."راستش، در شجاعت تو ترديدي ندارم، "دستان .اما تو براي اينکار آماده نيستي 86 00:07:22,274 --> 00:07:25,395 .سپاه "گارسيو" پيشقدم خواهد بود 87 00:07:40,283 --> 00:07:45,485 ،"شاهزاده خانم "تهمينه .سپاهيان پارسي حرکتي از خودشون نشون ندادند، سرورم 88 00:07:46,206 --> 00:07:51,408 ايمان اونا ارزش کمي .براي حقايق غير از خودشون قائله 89 00:07:51,444 --> 00:07:55,330 .شايد بهتره باشه اينقدر جلو نايستيد 90 00:07:55,410 --> 00:07:58,611 ،ايمانشون هر چقدر که باشه .کمان هاشون زياد قدرتمند نيست 91 00:07:58,647 --> 00:08:00,932 .همينطور هدفگيري شون 92 00:08:00,969 --> 00:08:02,980 .انجمن رو گرد هم بيار 93 00:08:03,015 --> 00:08:06,296 .بهشون بگو من در عبادتگاه بزرگ اعتصاب کردم .بايد دعا کنم 94 00:08:06,336 --> 00:08:10,417 عبادتگاه بزرگ؟ هزاران ساله که .کسي نتونسته به الموت نفوذ کنه 95 00:08:10,454 --> 00:08:13,305 با گذشت زمان .هرچيزي عوض ميشه 96 00:08:13,341 --> 00:08:15,341 .بايد بدونيم که اين به سود هممون هست 97 00:08:21,505 --> 00:08:23,710 ،بگو ببينم چرا از دستورِ برادرت سرپيچي کردي؟ 98 00:08:23,745 --> 00:08:26,125 چونکه "گارسيو" ميخواد .رو در رو حمله کنه 99 00:08:26,189 --> 00:08:28,227 .اين باعث نابودي دسته جمعي ميشه 100 00:08:29,428 --> 00:08:32,428 .الموتي ها سرشون به دروازه ي اصلي گرمه .ما هم از کناره ها وارد ميشيم 101 00:09:00,325 --> 00:09:02,565 امروز مشروب خوردي؟ 102 00:09:40,865 --> 00:09:43,946 .اينم راه ورود ما .دوتا دروازه وجود داره 103 00:09:43,987 --> 00:09:47,633 ورود به درِ خروجي راحته .اما درِ ورودي غير ممکنه 104 00:09:47,669 --> 00:09:51,270 درِ ورودي بوسيله ي .دو تا برج ، ديده باني ميشه 105 00:09:51,871 --> 00:09:54,591 ."هميشه راه حلي هست ، "بيس .تو حواست به در خروجي باشه 106 00:09:54,593 --> 00:09:56,592 .اوني که ميگي غير ممکنه رو بزار به عهده ي من 107 00:09:56,629 --> 00:09:58,895 اگه همه ي ما رو به کشتن بدي گارسيو" زياد خوشحال نميشه" 108 00:09:58,896 --> 00:10:00,595 ."اوه، حرفاي عجيبي ميزني، "بيس 109 00:10:00,631 --> 00:10:02,876 !بلند شين 110 00:10:12,882 --> 00:10:14,963 !شيپور رو به صدا در بيار 111 00:10:46,900 --> 00:10:48,981 .نگهش دار 112 00:11:30,923 --> 00:11:33,123 !حواست به پشتت باشه 113 00:11:44,410 --> 00:11:47,051 دروازه ي شرقي باز شده - کار آدماي "دستان"ـه - 114 00:11:47,451 --> 00:11:50,532 .وارد قلعه شدن .دستان" انجامش داده" 115 00:11:50,814 --> 00:11:54,275 .نيرو ها رو ببر به سمت دروازه ي شرقي 116 00:11:54,310 --> 00:11:57,736 !نيرو ها به سمت دروازه ي شرقي 117 00:12:27,471 --> 00:12:29,516 .از جهت دروازه ي شرقي هجوم آوردن 118 00:12:29,553 --> 00:12:32,754 مسافرين رو ببر به تالار اصلي - ...چشم ، شاهزاده خانم - 119 00:12:33,955 --> 00:12:37,235 !همگي، بريد 120 00:14:39,300 --> 00:14:44,342 مي دوني که بايد چيکار کني؟ - ثروت ما بايد محفوظ باقي بمونه - 121 00:15:03,033 --> 00:15:05,714 !از سر راه برين کنار 122 00:16:29,077 --> 00:16:32,558 آوازهاي احمقانه و فضاي معطرانه !الان ديگه به دردت نميخوره 123 00:16:32,599 --> 00:16:37,080 فکر کنم اينجا از اينا خيلي بيشتر پيدا کنيم، مگه نه "گارسيو"؟ 124 00:16:50,088 --> 00:16:53,368 واسه يه بارم شده .داستان ها درست از آب در اومدند 125 00:16:54,810 --> 00:16:58,011 ما خبر داريم که شما به طرز مخفيانه .واسه دشمنان پارس جنگ افزار ميساختين 126 00:16:59,212 --> 00:17:02,058 حالا محلش رو بهمون نشون بده - ما اينجا کوره آهنگري نداريم - 127 00:17:02,094 --> 00:17:04,175 و همه ي جنگ افزارهايي که داشتيم .رو شما گرفتيد 128 00:17:04,215 --> 00:17:06,775 .جاسوس هاي ما چيزه ديگه اي گفتن ... تو ميتوني خيلي درد ها رو درمون کني 129 00:17:06,816 --> 00:17:10,497 همه ي دردهاي دنيا هم نميتونه شما رو .در پيدا کردن چيزي که وجود نداره کمک کنه 130 00:17:10,533 --> 00:17:14,979 حرف زدنت شبيه به کسيه که تواناييه قبول راه حل سياسي رو داره 131 00:17:15,902 --> 00:17:20,583 .دست پادشاه آينده ي پارس رو بگير - .ترجيح ميدم بميرم - 132 00:17:29,429 --> 00:17:31,510 .ترتيب اينو هم ميديم 133 00:17:31,544 --> 00:17:34,110 !وايسا 134 00:17:44,596 --> 00:17:47,436 "شاهزاده "تاس 135 00:17:52,601 --> 00:17:59,124 بهم قول بديد که با مردم الموت .به مهرباني رفتار خواهد شد 136 00:18:08,329 --> 00:18:11,810 !دليرِ پارس 137 00:18:11,850 --> 00:18:14,811 .دارن "دلير پارس" صدات ميکنن 138 00:18:15,332 --> 00:18:18,898 تو هيچوقت ."دستورات رو اجرا نمي کني، "دستان 139 00:18:18,934 --> 00:18:22,615 "يه سري توضيحات واست داشتم، "تاس - نه ، نه - 140 00:18:24,217 --> 00:18:28,704 .نه بايد امشبو جشن بگيريم .به هرحال سنتي وجود داره 141 00:18:28,739 --> 00:18:33,820 ،چونکه افتخار اولين حمله رو داشتي به من يه هديه بدهکاري، يه اداي احترام 142 00:18:35,823 --> 00:18:39,464 !چه خنجر زيبايي - ،اون شهر و شاهزاده خانم رو مالِ تو کرد - 143 00:18:39,500 --> 00:18:42,222 .بنظرم براي اداي احترام کافي باشه - .قبول دارم - 144 00:18:42,225 --> 00:18:45,513 .اين نامه الان به دستم رسيد، سرورم .يه خبر خوب هم دارم 145 00:18:45,549 --> 00:18:49,550 پدرتون کار عبادت در کاخ شرقي رو به پايان رسونده و بزودي به جمع ما اضافه ميشن 146 00:18:50,471 --> 00:18:53,471 بدون شک ميخواد .اين پيروزي بزرگ رو به ما تبريک بگه 147 00:19:12,482 --> 00:19:15,227 ما نشانه هايي داشتيم که الموتي ها .دارن به دشمن ما جنگ افزار ميفروشن 148 00:19:15,229 --> 00:19:20,965 نشانه هايي؟ به بهونه بهتري نياز داري تا چنين شهر مقدسي رو تصرف کني 149 00:19:20,967 --> 00:19:22,966 !اونم با افراد من 150 00:19:23,002 --> 00:19:28,169 ،چنين مخاطره اي با هم پيمانان ما سازگار نيست 151 00:19:28,205 --> 00:19:31,851 اما به نظر من .تو حساب هيچي رو نکردي 152 00:19:31,892 --> 00:19:35,538 .به عمويت نگاه نکن، پسر 153 00:19:35,573 --> 00:19:39,294 مسئوليت تصميمات و عواقب کار .با منه 154 00:19:45,698 --> 00:19:46,987 مي دونم که براي ،تاج پادشاهي بيتابي ميکني 155 00:19:47,119 --> 00:19:50,181 اما وقتي بهت ميگم هنوز براي اين کار آماده نيستي حرفمو باور کن 156 00:19:56,264 --> 00:19:59,985 هيچکس بهتر از شما نميدونه، پدر 157 00:20:02,867 --> 00:20:05,867 چون من براي اعتماد شما ارزش زيادي قائلم 158 00:20:05,909 --> 00:20:08,870 خودم به تنهايي موضوع جنگ افزارها رو بررسي ميکنم 159 00:20:08,911 --> 00:20:13,793 ،و تا زمانيکه به شما ثابت نکنم که الموت به شما خيانت کرده ساکت نميشينم 160 00:20:42,529 --> 00:20:45,529 بخش سومش سخت تر از همه است 161 00:20:45,565 --> 00:20:47,890 !برادر! برادر 162 00:20:47,931 --> 00:20:53,813 يه سري نشانه از تونلهاي مخفي .در مرزهاي شرقي شهر پيدا کرديم. دارم ميرم اونجا 163 00:20:53,849 --> 00:20:56,294 اما مراسم جشن رو که از دست ميدي 164 00:20:56,336 --> 00:20:58,816 تو و "گارسيو" در نبود من ميتونيد .از پس پدر بربيايد 165 00:20:58,852 --> 00:21:02,218 به فکر پيشکش واسه افتخار دادن به پدر بودي؟ - .آره، معلومه - 166 00:21:02,254 --> 00:21:05,385 بيس"، پيشکش کو؟" - چي؟ - 167 00:21:05,420 --> 00:21:08,020 تا الان اينجا بود اما الان گمش کردم 168 00:21:08,057 --> 00:21:10,587 .ميدونستم که فراموش ميکني 169 00:21:10,623 --> 00:21:13,388 .لباس نيايش پادشاه الموت 170 00:21:13,424 --> 00:21:17,905 ،در سرزمين هاي شرقي خيلي مقدسه .هديه اي که پادشاه بخاطرش قدرداني خواهد کرد 171 00:21:18,307 --> 00:21:19,907 همچون يه مبارز واقعي " واسه من جنگيدي، "دستان 172 00:21:20,137 --> 00:21:22,709 .ميخواستم محبتت رو جبران کنم 173 00:21:25,231 --> 00:21:29,032 گوهري ناياب. امشب از طرف من ."اونو به پادشاه پيشکش کن، "دستان 174 00:21:29,913 --> 00:21:33,234 مطمئني که ميخواي يه زن ديگه بگيري، برادر؟ 175 00:21:34,236 --> 00:21:36,917 ."گوش کن، "دستان 176 00:21:36,957 --> 00:21:41,038 ،ازدواج با شاهزاده خانم .وفاداري مردمش رو به من ثابت ميکنه 177 00:21:41,074 --> 00:21:44,605 تا زمانيکه با ما نسبت خويشاوندي نداشته باشه .خطر بزرگي محسوب ميشه 178 00:21:44,641 --> 00:21:46,821 ،اگه پدر با ازدواج موافقت نکرد 179 00:21:46,842 --> 00:21:50,923 ازت ميخوام که با دستاي خودت .به زندگيش پايان بدي 180 00:21:59,049 --> 00:22:03,215 ،پس قراره با شاهزاده "دستان" همراه بشم .دليرِ پارس 181 00:22:03,250 --> 00:22:07,131 بايد براتون موفقيت خيلي بزرگي باشه .که تونستيد يه شهر بي گناه رو به نابودي بکشيد 182 00:22:07,172 --> 00:22:09,533 ،خوشحالم که افتخار آشنايي با شما دارم .شاهزاده خانم 183 00:22:09,573 --> 00:22:12,559 ،و اجازه بده خدمتت عرض کنم ... اگه کشتن دشمنانِ پادشاهِ کشورم 184 00:22:12,560 --> 00:22:14,654 ،جرم هستش ... .مشتاقانه حاضرم تکرارش کنم 185 00:22:14,690 --> 00:22:18,737 ،پس شما واقعاً شاهزاده پارس هستي .بي رحم و بي نجابت 186 00:22:18,778 --> 00:22:22,619 اشتباه نکن، اگه فکر ميکني .منو خوب ميشناسي، شاهزاده خانم 187 00:22:22,655 --> 00:22:26,461 خب ديگه چيا رو نگفتم؟ - .در کنار شاهزاده خانم بمون - 188 00:22:27,462 --> 00:22:30,583 ،عمراً بتوني بفهمي 189 00:22:31,264 --> 00:22:34,465 پيشنهاد ميکنم وقتي در پيشگاه پادشاه حاضر شديد .يه کم فروتن باشيد 190 00:22:34,501 --> 00:22:36,866 .به سود خودتونه 191 00:22:45,793 --> 00:22:47,953 عصبانيت پدر رو کم کردي؟ 192 00:22:47,994 --> 00:22:52,675 روزي ميرسه که به افتخار ."برادرِ پادشاه بودن ميرسي ، "دستان 193 00:22:52,711 --> 00:22:56,794 ،تا اونجايي که يادت باشه .مهمترين وظيفه ات رو بايد بخوبي انجامش بدي 194 00:22:56,830 --> 00:23:00,879 و اون وظيفه چيه؟ - .مطمئن شدن از اينکه ليوانش هميشه پر باشه - 195 00:23:01,400 --> 00:23:07,282 به سلامتي ديگر پسرم که .به جمع مبازران ماهرِ پارسي اضافه شده 196 00:23:14,487 --> 00:23:21,290 .دلمون واست تنگ شده بود ، پدر - ."داشتم براي تو و برادرانت دعا ميکردم، "دستان - 197 00:23:21,891 --> 00:23:29,059 ،در خانواده، پيوندِ ميان برادران .مثل شمشيري است که از امپراطوري ما حفاظت ميکنه 198 00:23:29,095 --> 00:23:33,176 دعا ميکردم که اين شمشير .قدرتمند باقي بمونه 199 00:23:33,697 --> 00:23:37,898 اميدوار بودم که کارم .باعث کمتر شدن تلفات افرادمون بشه 200 00:23:40,621 --> 00:23:43,467 هر شخص شريف ديگه اي بود ."کار تو رو ميکرد، "دستان 201 00:23:43,502 --> 00:23:49,023 با شهامت و دلاوري پيروزي کسب ميکرد .و جون افراد رو نجات ميداد 202 00:23:49,706 --> 00:23:53,472 ،اما شخص بزرگوار بايد در هر صورت .از انجام حمله جلوگيري کنه 203 00:23:53,507 --> 00:23:58,509 يک انسان بزرگوار، مخالف دستور حمله است .در حاليکه ميدونه که اشتباهِ 204 00:23:58,545 --> 00:24:01,876 مهم نيست که .چه کسي دستور داده باشه 205 00:24:01,912 --> 00:24:05,678 اون پسر بچه اي که من در بازار ديدم 206 00:24:05,714 --> 00:24:08,795 توانايي چيزي بيشتر از خوب بودن رو داشت 207 00:24:08,836 --> 00:24:12,797 .بلکه ميتونست به بزرگوار تبديل بشه 208 00:24:16,239 --> 00:24:21,121 ،در ضمن .يه پيشکشي براتون دارم 209 00:24:23,843 --> 00:24:29,445 افراد زيادي به تصميم من براي پذيرش پسر بچه ي کوچه بازار به خانواده ام شک کردند 210 00:24:29,481 --> 00:24:33,207 اما من پسري رو ديدم که نجيب زاده نبود 211 00:24:33,248 --> 00:24:38,410 .اما شخصيتي نجيب داشت .تفکرات شاهي داشت 212 00:24:39,131 --> 00:24:41,611 .ممنونم ، پدر 213 00:24:41,652 --> 00:24:45,733 اجازه بديد به شما لباس نيايش .پادشاه الموت رو تقديم کنم 214 00:24:55,060 --> 00:24:57,640 در ازاي اين لطف، چه درخواستي داري؟ 215 00:24:57,679 --> 00:24:58,978 !"بهرام" 216 00:25:05,865 --> 00:25:08,826 .براتون شاهزاده خانم "تهمينه" رو آوردم 217 00:25:08,867 --> 00:25:11,948 تاس" ميخواد با ازدواج با او" . با مردمانش اتحاد ايجاد کنه 218 00:25:11,983 --> 00:25:15,869 بزرگترين آرزوي من موافقت شماست 219 00:25:18,832 --> 00:25:25,874 در تمام سفرهايم، تاکنون شهري به زيبايي شهر شما نديدم، شاهزاده خانم 220 00:25:26,676 --> 00:25:31,958 بايد قبل از اينکه گله هاي شترسوار . و بيسوادتون اونجا رو بهم بريزند مي ديدينش 221 00:25:33,559 --> 00:25:37,560 اينطور که پيداست .بايد ملکه ي فوق العاده اي بشي 222 00:25:39,362 --> 00:25:43,849 خب، اما "تاس" همين الانش هم .همسران زيادي داره 223 00:25:43,885 --> 00:25:47,486 دستان" ، به گمونم" خيلي بهتر باشه که 224 00:25:47,521 --> 00:25:50,843 .اين جواهر در کاخ تو باشه 225 00:25:50,881 --> 00:25:56,170 .شاهزاده ي الموت اولين همسر تو خواهد بود 226 00:25:59,773 --> 00:26:03,059 ."نظرت چيه "دستان 227 00:26:03,094 --> 00:26:09,376 در برابر صداها کمان دشمن بدون فکر پيشروي ميکنه اما در قبال ازدواج، از ترس خشکش زده 228 00:26:09,413 --> 00:26:13,179 ميدونم که خيلي ها ممکنه بگن هنوز .عقلش به اين چيزا نميرسه 229 00:26:13,215 --> 00:26:15,901 .بايد يه نوشيدني بنوشم 230 00:26:22,184 --> 00:26:24,705 !بريد کنار !راهو باز کنيد 231 00:26:31,390 --> 00:26:34,871 !پدر - !خدا به دادمون برسه! لباس سمي بوده - 232 00:26:34,911 --> 00:26:37,191 !خواهش ميکنم يکي کمکش کنه - دستان" اين لباس رو بهش داد" - 233 00:26:37,227 --> 00:26:40,170 چرا؟ - !خواهش ميکنم کمکش کنيد - 234 00:26:40,206 --> 00:26:43,114 اين قاتل رو بگيريدش - !يکي کمکش کنه - 235 00:26:55,402 --> 00:26:57,522 "بيس" - دنبال من بيا - 236 00:27:08,209 --> 00:27:11,410 داري چيکار ميکني؟ - مي دونم چطوري بايد از اينجا خارج شد - 237 00:27:11,446 --> 00:27:14,611 .به کمک من نياز داري - .بيا بريم - 238 00:27:28,419 --> 00:27:30,500 دروازه رو ببندين - از اين طرف - 239 00:27:35,143 --> 00:27:37,303 !دروازه رو ببندين 240 00:27:38,344 --> 00:27:40,344 !بخواب رو زمين 241 00:27:43,027 --> 00:27:47,228 !اوناهاش! اون قاتل رو بگيرين !اون اسبمو برداشته! اون اسبمو دزديده 242 00:27:56,433 --> 00:27:58,011 مطالب راستين من 243 00:27:58,112 --> 00:28:01,835 تمام دنيا از مرگ پادشاه محبوبمان .اندوهگين شده اند 244 00:28:01,871 --> 00:28:03,921 همه بخاطر اين از دست رفته .تاسف ميخوريم 245 00:28:03,957 --> 00:28:08,758 ،اما اينکه قتل بدست شاهزاده "دستان" صورت گرفت دردهايمان را شديدتر ميکند 246 00:28:08,795 --> 00:28:12,561 !من پدرمو نکشتم - .لباس از طرف برادرم بود 247 00:28:12,597 --> 00:28:17,443 .تاس" قاتل پدرمه" - !حالا اون خودشو براي پادشاهي آماده ميکنه - 248 00:28:18,765 --> 00:28:21,966 !من پدرمو نکشتم 249 00:28:23,247 --> 00:28:25,727 !حرفتو باور ميکنم - .تو نبايد اينجا باشي - 250 00:28:25,729 --> 00:28:30,649 .نبايد اجازه ميدادم بياي - .اما اجازه دادي - 251 00:28:34,133 --> 00:28:38,774 به برادرم قول داده بودم که .اگه مال اون نشدي تو رو بکشم 252 00:28:38,956 --> 00:28:44,458 خب راه حلش اينه که منو ببوسي .و بعد بکُشي 253 00:28:44,938 --> 00:28:47,459 .اما من يه راه حل بهتر هم دارم 254 00:28:50,461 --> 00:28:53,582 !من تو رو بکشم !و مشکلت رو حل کنم 255 00:28:56,785 --> 00:28:59,665 !شايد بتونيم يه راه حل ديگه هم پيدا کنيم 256 00:29:34,965 --> 00:29:37,886 خب راه حلش اينه که منو ببوسي .و بعد بکُشي 257 00:29:37,921 --> 00:29:40,487 .اما من يه راه حل بهتر هم دارم 258 00:29:40,887 --> 00:29:43,087 !من تو رو بکشم 259 00:29:49,092 --> 00:29:52,893 اون چيزي رو که دزديدي !بهم پس بده، مرد پارسي 260 00:29:54,974 --> 00:29:56,974 !نه 261 00:30:10,983 --> 00:30:14,024 تو هم ديدي؟ - چي رو ديدم؟ - 262 00:30:15,305 --> 00:30:17,225 يه بار ديگه اون شمشير رو برداري .قسم ميخورم که دستت رو ميشکنم 263 00:30:17,227 --> 00:30:19,226 يه بار ديگه"؟" 264 00:30:20,027 --> 00:30:23,228 تو از شن ها استفاده کردي - چي؟ - 265 00:30:23,710 --> 00:30:26,110 اين چيه؟ 266 00:30:28,512 --> 00:30:31,277 !باورنکردنيه 267 00:30:31,313 --> 00:30:36,035 ،آزاد کردن شن ها .زمان رو بر ميگردونه عقب 268 00:30:37,717 --> 00:30:41,318 و تنها نگهدارنده خنجر ميتونه بفهمه .چه اتفاقي افتاده 269 00:30:42,999 --> 00:30:46,439 اون برميگرده و همه ي اتفاقات پيرامونش .هر بار عوض ميشه 270 00:30:46,476 --> 00:30:48,521 و هيچکس جز صاحبش خبر دار نميشه 271 00:30:50,603 --> 00:30:54,124 تا چقدر ميتونه برگرده عقب؟ .جواب بده، شاهزاده خانم 272 00:30:54,160 --> 00:30:57,246 .تو شهرمو به نابودي کشيدي 273 00:30:58,207 --> 00:31:02,048 .دليل تاخت و تاز ما هم جنگ افزار نبوده .به خاطر اين خنجر بوده 274 00:31:03,250 --> 00:31:05,690 بعد از جنگ، "تاس" خنجر رو به عنوان غنائم جنگي .از من درخواست کرد 275 00:31:05,726 --> 00:31:08,096 ،به هيچ چيزِ اون فکر نکردم .اما حالا ميفهمم 276 00:31:08,132 --> 00:31:11,253 با اين ميتونه باهاش هر چيزي رو تغيير بده ميتونه لحظه هاي سرنوشت ساز در جنگ رو تغيير بده 277 00:31:11,289 --> 00:31:14,099 .حرکات دشمنش رو پيش بيني کنه 278 00:31:14,135 --> 00:31:16,535 اون فقط يه پادشاه نميشه، قدرتمندترين فرمانروايي ميشه که پارس تا حالا به خودش ديده 279 00:31:16,594 --> 00:31:18,252 .حتي بزرگتر از پدرم 280 00:31:18,290 --> 00:31:19,402 !تمامش بخاطر اين خنجر بوده 281 00:31:20,059 --> 00:31:23,625 برادر خيانتکارم .بايد به سزاي کاره نادرستش برسه 282 00:31:23,660 --> 00:31:26,906 و به همين خاطر، پاداش دستگيريش رو .دو برابر ميکنم 283 00:31:26,942 --> 00:31:32,224 همچنين، تلاش ميکنم که امپراطوريمان طبق .خواسته ي پدرم محافظت بشه 284 00:31:32,265 --> 00:31:35,711 .فرمانروايي جديد آغاز شده 285 00:31:35,746 --> 00:31:38,626 داري چيکار ميکني؟ - .گارسيو" زياد از ما دور نيست" - 286 00:31:38,668 --> 00:31:42,309 ،اون معروفترين اسب در اين امپراطوريه .اين رد پاش رو مخفي ميکنه 287 00:31:42,345 --> 00:31:45,916 رد پا، کجا داري ميري؟ - .به "ادوارت"، جايي که پدرم به خاک سپرده ميشه - 288 00:31:45,952 --> 00:31:48,752 ،تو بخاطر قتل پادشاه تحت تعقيبي ميخواي بري در خاک سپاريش شرکت کني 289 00:31:48,753 --> 00:31:50,873 .در کنار هزاران سرباز پارسي 290 00:31:50,909 --> 00:31:53,834 ،خب، "نظام" اونجا خواهد بود .اون تنها کسي يه که ميتونم بهش اعتماد کنم 291 00:31:53,968 --> 00:31:55,560 خواهد فهميد که "تاس" براي من .پاپوش درست کرده بود 292 00:31:55,825 --> 00:31:57,002 .برو اونطرف، شاهزاده خانم 293 00:31:57,078 --> 00:31:59,159 تمام جاده ها به ادوارت .توسط سربازاي پارسي پر شده 294 00:31:59,194 --> 00:32:01,645 ،اما من از جاده ها نميرم .از وسط "دره ي برده" ها ميرم 295 00:32:01,808 --> 00:32:03,117 ،هيچکس جرأت نزديک شدن به اون بيابون رو نداره 296 00:32:03,153 --> 00:32:04,525 .پر از قاتل هاي بيرحم و آدمکشه 297 00:32:04,596 --> 00:32:07,442 خب اکثراً اينو ميگن - با اين نقشه خودتو به کشتن ميدي - 298 00:32:07,483 --> 00:32:09,564 برادرم، پدرم رو کُشته .و قتلش رو انداخته گردن من 299 00:32:09,599 --> 00:32:11,764 ،اگه قراره در تلاش براي درست کردنش بميرم .پس بزار بميرم 300 00:32:14,366 --> 00:32:17,932 ،خب، ميخواي منو اينجا تنها بزاري وسط اين نقطه نامشخص؟ 301 00:32:17,968 --> 00:32:21,169 دستان" نجيب زاده، يه زن بدبخت رو" .وسط بيابون رها ميکنه 302 00:32:21,205 --> 00:32:25,051 پس اون شرافت گرانبهايي که ازش حرف ميزدي کجا رفته؟ 303 00:32:27,053 --> 00:32:30,094 .به من قدرت بده که اونو نکُشم 304 00:32:36,898 --> 00:32:39,778 .سوار شين، ديگه داريم بهشون مي رسيم 305 00:32:45,007 --> 00:32:47,079 تا شن واقعي نباشه، مثل يه چاقوي .معمولي ميمونه 306 00:32:47,566 --> 00:32:48,776 .حتي تيز تر از اونم نيست 307 00:32:52,666 --> 00:32:56,587 از اين شن، چيز ديگه اي هم ازش هست؟ - .البته که نيست - 308 00:32:58,390 --> 00:33:00,689 چطور ميتونم يه کم ازش گير بيارم - سعي کن روي کله ت بايستي - 309 00:33:00,690 --> 00:33:02,911 .و نفس خودت رو نگه داري 310 00:33:09,075 --> 00:33:12,276 تونستي بفهمي که دنبال چي داري مي گردي، شاهزاده؟ 311 00:33:12,316 --> 00:33:15,316 .راه بيفت 312 00:33:21,721 --> 00:33:24,001 خب، اگه نتوني نحوه ي کار خنجر رو به "نظام" ثابت کني 313 00:33:24,004 --> 00:33:25,803 روي چه حسابي اين همه آدم .حرفتو باور کنن 314 00:33:25,839 --> 00:33:28,525 .به تو مربوط نيست، شاهزاده خانم 315 00:33:28,560 --> 00:33:31,086 .مي دوني، تو هم مثل اونا راه ميري 316 00:33:31,126 --> 00:33:34,927 ،سر بالا، سينه بيرون .گام هاي بلند بر ميداري 317 00:33:36,009 --> 00:33:38,690 .راه رفتن يه شاهزاده ي پارسيِ از خود راضي 318 00:33:38,730 --> 00:33:41,811 بدون شک به محضي که بدنيا اومدي .بهت گفتن، دنيا ماله توئه 319 00:33:41,847 --> 00:33:45,578 به اين قضيه اطمينان دارم - من مثل تو داخل کاخ بدنيا نيومدم - 320 00:33:45,614 --> 00:33:50,015 تو يه محله کثيف و پر جمعيت تو نَسف بدنيا اومدم .جايي که براش زندگي کردم، جنگيدم و لباس پوشيدم 321 00:33:50,617 --> 00:33:55,319 و چطوري تبديل به يه شاهزاده شدي؟ - ،پادشاه، يه روز اومده بود بازار قدم بزنه - 322 00:33:55,320 --> 00:33:59,660 ... و اون ... نمي دونم، اون 323 00:33:59,696 --> 00:34:02,587 .پيدام کرد 324 00:34:02,623 --> 00:34:06,704 ،به من سرپناه داد، بهم خونواده داد خونه داد 325 00:34:12,748 --> 00:34:19,350 تو الان داري راه رفتن يه مرد رو مي بيني که همه چيزش رو از دست داده 326 00:34:24,154 --> 00:34:28,155 .به "دره ي برده ها" خوش اومدي .سرورم 327 00:34:33,639 --> 00:34:36,639 .دارم مي ميرم از تشنگي - خب، بدتر از اينشم ميبيني - 328 00:34:36,675 --> 00:34:39,406 از اونجايي که 1 ساعت پيش قمقه ي آب رو تموم کردي 329 00:34:39,442 --> 00:34:43,923 من مثل شما پارسي ها متولد اين بيابون نيستم .همگي خشکيده و عصباني 330 00:34:43,964 --> 00:34:49,971 وضعيت جسماني من خيلي ... حساس تره - فکر کنم منظورت ناز پرورده است - 331 00:34:50,007 --> 00:34:53,813 چاه هاي الموت بخاطر .پاکي و آب خنکشون مشهور اند 332 00:34:53,849 --> 00:34:57,770 ،زمان زيادي واسه تحسين چاه هاتون ندارم اگه بيشتر از ديواراتون حفاظت ميکرديد 333 00:34:57,772 --> 00:34:59,771 .تو هم اينجا نمي بودي 334 00:35:04,775 --> 00:35:08,776 !معجزه شده، من يه شاهزاده رو ساکت کردم 335 00:35:10,658 --> 00:35:13,979 تهمينه"؟" 336 00:35:16,661 --> 00:35:19,141 صدامو ميشنوي؟ 337 00:35:22,184 --> 00:35:25,265 "آره "دستان .صداتو ميشنوم 338 00:35:43,155 --> 00:35:45,796 مي دوني کجايي، پارسي؟ 339 00:35:46,356 --> 00:35:48,762 و با اين حال هنوزم داخلشي؟ 340 00:35:48,798 --> 00:35:52,444 در قلب سودان قبيله ي دلاوري هست ."که معروفه به "ام باکا 341 00:35:52,480 --> 00:35:55,001 .اونا ترس رو بر دلِ تمام رهگذراشون ميندازن 342 00:35:55,036 --> 00:35:58,246 اونا استاد پرتاب چاقو هستن 343 00:35:58,283 --> 00:36:03,050 گفته شده که شمشيرهاشون توسط خود سازنده تقديس شده 344 00:36:03,085 --> 00:36:08,487 هدفگيريشون تو کُشتن اونقدر دقيق ـه که مي تونن گردن سه تا مرد رو بزنن 345 00:36:08,523 --> 00:36:10,888 .اونم با يه ضربه 346 00:36:11,689 --> 00:36:14,689 نه. اگه من جاي تو بودم زحمت اينکارو به خودم نميدادم. مي دوني چرا؟ 347 00:36:15,411 --> 00:36:21,173 ،اين "سيسو" ـه. اونم از "ام باکا" است من اين افتخار رو داشتم که زندگيشو نجات بدم 348 00:36:21,214 --> 00:36:25,175 به عبارتي، از حالا به بعد .تا هميشه به من مديونه 349 00:36:25,577 --> 00:36:28,747 ،خب بگو ببينم مرد پارسي دليلي محکمي وجود داره که بگه چرا من نبايد 350 00:36:28,748 --> 00:36:34,580 به "سسو" بگم که خنجر بعديش رو يه کم بالاتر بزنه؟ 351 00:37:10,240 --> 00:37:13,321 خب، خودشه، هان؟ 352 00:37:13,842 --> 00:37:17,203 ،آره ، راست ميگفتي .بدک نيست 353 00:37:22,727 --> 00:37:26,608 .ميتونست بوي بهتر از اينم بده با اين حال، معامله تموم شده ست 354 00:37:26,648 --> 00:37:30,129 شاهزاده ي ناقلا - معامله؟ - 355 00:37:30,166 --> 00:37:32,251 چه معامله اي؟ 356 00:37:32,932 --> 00:37:36,298 چه شاهزاده ي اصيلي - چه شاهزاده خانم نجيبي - 357 00:37:36,333 --> 00:37:40,834 چقدر راحت با غش کردن سرت کلاه گذاشتم که زود پريدي و يه زيباي بيهوش رو بغل کردي 358 00:37:40,871 --> 00:37:43,336 کي گفته تو زيبايي؟ - ... حتما يه دليلي داره که - 359 00:37:43,338 --> 00:37:44,337 .تو نمي توني چشم از من برداري ... 360 00:37:45,374 --> 00:37:47,704 ... تو ... من 361 00:37:47,740 --> 00:37:50,225 ،من بهت اطمينان ندارم .و تو به تيپ من نميخوري 362 00:37:50,261 --> 00:37:54,022 !من يه دختر بيچاره و برده نيستم !من در واقع قادر به ابراز افکارم هستم 363 00:37:54,062 --> 00:37:59,064 .واسه سليقه ي من زياديه - .آره، يه جمع خيلي خوبو اون تشکيل خواهد داد - 364 00:37:59,100 --> 00:38:01,310 در نظر داريد باهاش چيکار کنيد؟ 365 00:38:01,347 --> 00:38:05,228 .آره، بهش بگو نمي بيني چقدر مشتاقه بدونه؟ 366 00:38:05,949 --> 00:38:08,269 يه لحظه به من وقت بديد - باشه - 367 00:38:10,271 --> 00:38:14,032 ،قبول کردنش واسه من سخته .اما حق با تو بود 368 00:38:16,555 --> 00:38:20,956 اون چيزي رو که دنبالش بودم پيدا کردم - دستان"، به حرفام گوش کن" - 369 00:38:21,237 --> 00:38:25,238 وقتي عمويم قدرت اين خنجر رو ببينه .حرفمو باور ميکنه 370 00:38:25,279 --> 00:38:28,925 دستان"، مي دونم. به طور کامل" .باهات روراست نبودم 371 00:38:28,960 --> 00:38:33,761 اما دروغ هات خيلي زيرکانه است - من نگهبان پيمان خداوندم - 372 00:38:33,799 --> 00:38:37,245 اون خنجر مقدسه، داشت به جايي مخفي .و امن برده ميشد وقتي تو دزديديش 373 00:38:37,286 --> 00:38:40,026 ... اگه اين خنجر بدست آدم نادرستي بيفته - .مراقب چاقوت هستم - 374 00:38:40,062 --> 00:38:44,734 نميخواي که مراسم رو از دست بدي - !تو نميفهمي که چي در معرض خطره - 375 00:38:44,769 --> 00:38:48,770 !اين ماده براي خدايان است، نه انسان ها - !خدايان تو، نه من. بس کن 376 00:38:52,373 --> 00:38:54,573 !زودباش 377 00:38:57,275 --> 00:39:00,085 !سريعتر بدو. زودباش، شترمرغ 378 00:39:05,660 --> 00:39:08,660 مسابقه شترمرغ سواري؟ - هر سه شنبه و پنج شنبه - 379 00:39:09,101 --> 00:39:13,983 هر چقدر هم که از نظر زيبايي کم داشته باشن با روحيه ي جنگندگي اي که دارن، جبران ميشه 380 00:39:15,105 --> 00:39:19,906 و راه انداختن مسابقات آسونه - .داستان هاي وحشتناک زيادي درباره اينجا شنيده م - 381 00:39:19,942 --> 00:39:23,473 ،برده هاي تشنه به خون اربابانشون رو هم ميکشن؟ 382 00:39:23,509 --> 00:39:27,671 اون داستان خوبيه، خوب گفته شده .هنوزم در حال تکميله، ولي در کل حقيقت نداره 383 00:39:27,711 --> 00:39:31,512 ... اما اون اسکلت هايي که ديديم - .اونا رو از يه کولي تو "بخارا" گرفتم - 384 00:39:31,548 --> 00:39:36,915 اون شُهرتِ حکومت، همش ساختگي است ،واسه اينکه دسيسه هاي شيطاني رو دور کنم 385 00:39:36,951 --> 00:39:39,276 ،اينطوري کسي بهمون مشکوک نميشد .و کشور ما رو به حال خودمون ميگذاشت 386 00:39:39,317 --> 00:39:41,597 مي دوني که دارم در مورد چي حرف ميزنم؟ .ماليات 387 00:39:43,199 --> 00:39:48,321 پارسي هاي کثيف، سربازهاشون، دژهاشون جاده هاشون، کي پولش رو ميده، هان؟ 388 00:39:48,602 --> 00:39:50,683 .کاسب هاي خرده پا 389 00:39:50,723 --> 00:39:55,925 ميفهمي، بهمين خاطره که من اين مسابقات کوچيک رو شروع کردم، واسه يه کم بدنامي هاي نادرست 390 00:39:56,606 --> 00:40:00,928 اينو مثل بيماري مقدس .در حَرمسراهاي ترکي گسترش دادم 391 00:40:19,138 --> 00:40:22,018 !شتر مرغ هاي قوي رو نگاه کن 392 00:40:28,023 --> 00:40:30,944 !زودباش! خوشگلکم 393 00:40:36,027 --> 00:40:38,507 !عاشقشم 394 00:40:38,548 --> 00:40:44,830 ماليات بگيرها دور بر من و مشتريهام .پيداشون نميشه، وهمگي راضي اند 395 00:40:45,312 --> 00:40:50,434 !دخترا رو وارد کنيد! دخترا رو وارد کنيد !زودباش. ناظر جمعيت 396 00:40:51,835 --> 00:40:54,835 !اونجا نايستيد !بدويد، راه نرين 397 00:40:55,957 --> 00:40:58,717 !هر چي رو بندازين خودتون هم پولش رو ميديد !از دستمزد خبري نيست 398 00:40:58,759 --> 00:41:01,440 ،اينطوري بهم نگاه نکن !مي دوني دارم در مورد چي حرف ميزنم 399 00:41:01,475 --> 00:41:04,120 .کارِت رو انجام بده، ناظر جمعيت !ممنون 400 00:41:04,161 --> 00:41:08,362 مي دوني، به نظرم برنامه اي که با هم ريختيم .خيلي خوب جواب بده، جوانمرد 401 00:41:10,244 --> 00:41:14,125 !دست نزن - خيلي با نشاط ـه. از کجا پيداش کردي؟ - 402 00:41:16,048 --> 00:41:18,933 وقتي داشتم به سمت "عراق" سفر ميکردم .توي بازار برده ها در "لُرها" بود 403 00:41:18,969 --> 00:41:21,849 !داشتم باهاش داد و ستد شتر ميکردم .انوقت بهم حمله کرد 404 00:41:21,885 --> 00:41:24,731 شترها خطر کمتري دارن - شيخ "عمر" نجيب - 405 00:41:24,772 --> 00:41:27,912 ،از مهمان نوازيت تشکر ميکنم .کار و کاسبيِ خوبي رو داري ميچرخوني 406 00:41:27,948 --> 00:41:31,018 اما اگه ميتونستي يه چيزي رو واسم فراهم کني - يه چيزي رو مي دوني، مرد پارسي؟ - 407 00:41:31,055 --> 00:41:33,977 تو شباهت بي نظيري ،به اون شاهزاده ي بي آبرو داري 408 00:41:34,011 --> 00:41:36,793 .هموني که بعد از قتل پادشاه فرار کرد 409 00:41:46,543 --> 00:41:49,584 تا حالا در مورد ام باکا" واست گفتم؟" 410 00:41:49,978 --> 00:41:52,727 آره، گفتي - ،هيچ چي بهتر از يه داستان خوب نميشه - 411 00:41:52,762 --> 00:41:54,933 ... اما، هر چند داستان تو !که مي خواستي با يه شتر عوضش کني؟ 412 00:41:54,970 --> 00:41:57,719 خواهش مي کنم. فقط، يه نگاهي بهش بنداز حداقل دو تا شتر مي ارزه 413 00:41:59,162 --> 00:42:00,687 ،و در مورد تو، جوون 414 00:42:00,771 --> 00:42:03,852 خبر داري که برادرت واسه دستگيريت ... پاداش تعيين کرده، که راستشو بخواي 415 00:42:03,853 --> 00:42:05,709 البته بين خودمون بمونه ... يکم وسوسه انگيزه 416 00:42:05,817 --> 00:42:08,272 من حاضر بودم واسه همچين طلايي مادر خودم رو هم معامله کنم 417 00:42:08,910 --> 00:42:11,840 .چيه؟ تو نمي دوني اون چه شکلي بود 418 00:42:11,876 --> 00:42:14,876 .ببرش به پايگاه مرزيِ پارس 419 00:42:14,879 --> 00:42:16,878 ... وايسا، وايسا، وايسا، اين 420 00:42:19,681 --> 00:42:22,081 چه چاقوي خوبي - چيز بدرد بخوري نيست - 421 00:42:24,003 --> 00:42:26,883 اون ارزشي نداره - جداً؟ - 422 00:42:27,685 --> 00:42:30,085 !بديد ذوبش کنن 423 00:42:51,897 --> 00:42:54,418 اون پسر داره چيکار ميکنه؟ 424 00:42:55,299 --> 00:42:57,899 !نه، يه وقت ميزني پرنده رو ميکشي 425 00:42:59,901 --> 00:43:03,382 !آهاي،بياييد اينجا 426 00:43:12,428 --> 00:43:15,389 اگه جا تو بودم، اينکارو نميکردم - !برو تويه تونل - 427 00:43:16,590 --> 00:43:19,791 .ببينش! خودشه ،بعد از مسابقه ي سوم ديگه 428 00:43:19,831 --> 00:43:23,032 .از شير بز خبري نيست ! ميفهمي؟ بگيرش، زودباش 429 00:43:23,068 --> 00:43:25,513 !دروازه - !بگيرينش - 430 00:43:25,869 --> 00:43:27,514 !وايسا 431 00:43:32,118 --> 00:43:35,003 !دستک رو بده بالا، درو باز ميکنه !خنجر رو بده به من - 432 00:43:35,039 --> 00:43:38,319 !حالا وقتش نيست، دستک رو بيار بالا - !خنجر رو بده به من - 433 00:43:42,123 --> 00:43:45,003 فکر نکن به ذهن خودم نرسيد 434 00:43:49,127 --> 00:43:51,127 !تکون بخور، شاهزاده خانم 435 00:43:52,129 --> 00:43:53,129 !"دستان" 436 00:43:54,730 --> 00:43:57,531 !پارسي 437 00:44:04,935 --> 00:44:07,935 دنبال اين ميگردي؟ 438 00:44:10,858 --> 00:44:13,819 ! ...دفعه ي بعد، تو 439 00:44:21,944 --> 00:44:25,425 .همه ي اونا واسه مراسم دفن پدرم اومدند 440 00:44:34,630 --> 00:44:37,431 نزديک به 100 ها سرباز پارسي .از اون دروازه ديدباني ميدن 441 00:44:37,471 --> 00:44:39,951 شايدم بيشتر، اگه ميخواي به خنجر نزديکتر بشي 442 00:44:39,954 --> 00:44:41,953 .بايد تويه "ادوارت" کمکم کني 443 00:44:47,277 --> 00:44:51,278 ،تمام اين عالي مقام هاي خارجي .به گمونم چندتايشون رو بشناسي 444 00:45:07,447 --> 00:45:10,133 نميشد يه نفر سبک تر رو پيدا ميکردي؟ 445 00:45:10,169 --> 00:45:13,850 مغول هندوکش .مردم نجيبي داره، بايد به خودت افتخار کني 446 00:45:15,171 --> 00:45:17,852 .آره، بدجور افتخار ميکنم 447 00:45:24,496 --> 00:45:27,577 دستان"، خنجر کجاست؟" - .اشکالي نداره اگه بخاطرش بازرسيم کني - 448 00:45:27,613 --> 00:45:30,979 .بايد خيلي کامل بگرديم 449 00:45:42,185 --> 00:45:45,786 ،تاس" اينجا نيست" .بايد تو الموت مونده باشه 450 00:45:47,345 --> 00:45:48,392 ،شن هايي که خنجر رو فعال ميکنه 451 00:45:48,433 --> 00:45:50,472 بايد مقدار زياديش يه جايي تو الموت مخفي شده باشه، درست ميگم؟ 452 00:45:51,345 --> 00:45:55,191 .به همين خاطر "تاس" همونجا مونده ارتش رو هم دنبال همين فرستاده 453 00:45:55,472 --> 00:45:58,513 بايد يه پيامي رو به .عمويم برسونم تا به ملاقاتم بياد 454 00:45:58,549 --> 00:46:01,194 .اين غير ممکنه 455 00:46:58,545 --> 00:47:01,506 .سخت بود، اما غيرممکن نبود - .يه دليل ديگه که اثبات ميکنه ديوونه اي - 456 00:47:01,547 --> 00:47:03,908 پس چرا اينقدر متعجب بنظر مياي؟ 457 00:47:03,948 --> 00:47:06,548 !از سراه راه برين کنار !راه رو باز کنيد 458 00:47:11,112 --> 00:47:13,753 !بچرخ - چي؟ - 459 00:47:24,559 --> 00:47:27,360 قديما براي رشوه به من .از اينا ميخريدي 460 00:47:27,395 --> 00:47:30,806 قديما عادت داشتي .دونه هاش رو به "گارسيو" تف كني 461 00:47:30,841 --> 00:47:33,181 ."نبايد منو ميکشوندي اينجا، "دستان 462 00:47:33,218 --> 00:47:35,523 .چاره ي ديگه اي نداشتم، دنبالم بيا 463 00:47:57,535 --> 00:48:01,376 من پدر رو نکشتم، خودت ميدوني ... هيچوقت چنين کاري نمي کنم 464 00:48:01,412 --> 00:48:04,057 .رفتارت خلاف اينو ميگفت 465 00:48:04,739 --> 00:48:07,260 .چاره اي جز فرار نداشتم 466 00:48:07,296 --> 00:48:09,226 .اون لباس رو "تاس" بهم داد 467 00:48:09,242 --> 00:48:10,984 .اون کسي بود که مسمومِش کرد - "دستان" - 468 00:48:11,020 --> 00:48:12,353 اما حالا اينجا نيست، هست؟ 469 00:48:12,391 --> 00:48:14,828 به جاي اينکه در مراسم خاکسپاري پدرش باشه در الموت مونده 470 00:48:14,864 --> 00:48:17,064 هم پيمانان ما خواهند فهميد .که تاخت و تاز ما لازم بود 471 00:48:17,101 --> 00:48:19,583 پيدا کردن انبارهاي اسلحه ي الموت .خيلي مهم ـه 472 00:48:19,619 --> 00:48:24,034 .آره، اما اگه واقعا اسلحه اي وجود داشته باشه .تاخت و تاز به الموت يه دروغ بود 473 00:48:24,069 --> 00:48:26,590 ،تاس" بدنباله قدرته" .به همين خاطر پدر رو کشت 474 00:48:26,591 --> 00:48:30,591 ،و حالا اون بدنبال پيدا کردن جنگ افزار نيست ... بلکه بدنبال شن هايي ست که 475 00:48:30,628 --> 00:48:33,238 .که تامين کننده ي سوخت اين وسيله اسرارآميزه 476 00:48:33,274 --> 00:48:35,554 به اين خاطر منو آوردي اينجا، "دستان"؟ وسيله سحرآميز؟ 477 00:48:35,595 --> 00:48:39,956 يادته بعد از جنگ، جلوي "تاس" رو از گرفتن خنجري که برنده شده بودم گرفتي؟ 478 00:48:39,997 --> 00:48:43,778 اون خنجر تنها دليليه که .اون به الموت حمله کرد 479 00:48:43,815 --> 00:48:47,561 حالا اين خنجر، پيش توئه؟ 480 00:48:50,083 --> 00:48:52,083 .آره 481 00:48:57,086 --> 00:48:59,406 .قدرت شگفت انگيزي داره 482 00:49:02,609 --> 00:49:04,889 آيا اين يه جور شوخيه، "دستان"؟ 483 00:49:06,291 --> 00:49:08,771 .چي؟ مطمئنم که داخل اين بود 484 00:49:09,413 --> 00:49:12,293 خب اين به اصطلاح مدرکت کو؟ 485 00:49:12,329 --> 00:49:14,294 ."تهمينه" 486 00:49:21,819 --> 00:49:24,099 دستهات سوخته؟ - ... آره - 487 00:49:26,302 --> 00:49:30,223 .بخاطر تلاشم براي جدا کردن لباس سمي از پدرت 488 00:49:31,184 --> 00:49:33,383 مشکلي پيش اومده، "دستان"؟ - نه، نه - 489 00:49:33,385 --> 00:49:35,505 مطمئني؟ .مي دوني که ميتوني به من اطمينان کني، پسر 490 00:49:39,989 --> 00:49:42,594 موضوع اينه که 491 00:49:42,856 --> 00:49:44,382 .تاس" برادرمه" 492 00:49:44,904 --> 00:49:46,758 چطور تونست اينطوري بهم خيانت کنه؟ 493 00:49:46,793 --> 00:49:48,996 من چيزي نمي تونم بگم "دستان"، شايد اون 494 00:49:49,928 --> 00:49:51,618 ،هيچوقت اونطور که لايقت بود بهت احترام نگذاشت 495 00:49:51,635 --> 00:49:53,635 و به ديد انساني که بشه .ازش سو استفاده کرد بهت نگاه ميکرد 496 00:49:53,671 --> 00:49:55,601 .کسي که جام شرابش رو پر نگه داره 497 00:49:55,637 --> 00:49:58,082 .خدمت من به پدرت متفاوت بود 498 00:49:58,118 --> 00:50:01,639 ."ما هم خون يکديگه بوديم، "دستان - ... چندبار پدر از اينکه جونش رو - 499 00:50:01,641 --> 00:50:04,640 از دست اون شير نجات دادي حرف زد؟ ... 500 00:50:04,676 --> 00:50:07,601 اون محبوبترين داستانش بود - يکي از بيشمارها، آره - 501 00:50:07,879 --> 00:50:09,471 نه ، اون براش محبوبترين بود 502 00:50:09,511 --> 00:50:11,780 متأسفانه حرفات سر در گم کننده ست "دستان" 503 00:50:15,607 --> 00:50:18,327 !"صبر کن، "دستان 504 00:50:47,323 --> 00:50:49,343 !از اين طرف 505 00:51:08,354 --> 00:51:10,354 !قاتل 506 00:51:17,960 --> 00:51:20,360 !من پدر رو نکشتم