1
00:00:02,500 --> 00:00:19,678
9Movie و PersianDown
:تقديم ميكنند
2
00:00:19,878 --> 00:00:24,878
:تنظيم کننده
Farid87
3
00:01:01,276 --> 00:01:05,071
بون؟ -
بله، ژنرال؟ -
4
00:01:05,071 --> 00:01:07,908
من مي خوام برم دفتر کار بغلي
5
00:01:07,908 --> 00:01:10,013
بله ، قربان
6
00:01:30,472 --> 00:01:32,577
!لعنتي
7
00:01:34,664 --> 00:01:38,100
بيشتر اين اتفاقات واقعي تر از آن
چيزي هست که فکرش را مي کنيد
8
00:01:41,107 --> 00:01:44,027
اسم من باب ويلتونه
من يه روزنامه نگارهستم
9
00:01:44,027 --> 00:01:46,654
قسمتي از کار من يافتن اون جايي که
داستان آغاز ميشه
10
00:01:46,654 --> 00:01:48,906
اگه شما داستان منو دنبال کنين
ممکنه فکر کنين که اون از جايي آغاز ميشه
11
00:01:48,906 --> 00:01:51,993
که من يه پيشنهاد شغلي در
روزنامه ديلي تلگرام ميشيگان دريافت کردم
12
00:01:51,993 --> 00:01:53,036
...يا ممکنه فکر کنين اين شروع
13
00:01:53,036 --> 00:01:55,997
به زماني بر مي گرده که من با عشق
دوران دانشگاهم يعني "دبرا" ازدواج کردم
14
00:01:55,997 --> 00:01:57,540
اما شما اشتباه فکر مي کنين
15
00:01:57,540 --> 00:02:00,418
چون داستان واقعي زندگي من
به چند سال قبل بر مي گرده
16
00:02:00,418 --> 00:02:02,462
زماني که سردبير روزنامه
منو براي مصاحبه پيش يه آدم محلي
17
00:02:02,462 --> 00:02:05,006
که در برنامه راديويي گفتگوي او رو شنيده بود
فرستاد
18
00:02:05,006 --> 00:02:07,592
اون يارو ادعا مي کرد که داراي
نوعي قدرتهاي روحي ست
19
00:02:07,592 --> 00:02:10,803
که مي تونه تنها با ذهنش
به هر کجا که مي خواست پرواز کنه
20
00:02:10,803 --> 00:02:12,805
اون بهش"مشاهده از راه دور" مي گفت
21
00:02:12,805 --> 00:02:15,683
اسم اون مَرد، "گاس ليسي" بود
22
00:02:15,683 --> 00:02:17,184
شما تازگي ها چي مشاهده کردين؟
23
00:02:17,184 --> 00:02:22,064
تازگي ها، من در حال مشاهده
درياچه هيولا در اسکاتلند بودم
24
00:02:22,064 --> 00:02:25,026
مرسي مامان
...اوه، و اون مي چرخيد
25
00:02:25,026 --> 00:02:27,299
من خودم بر مي دارم، بر مي دارم
مامان، خودم بر مي دارم
26
00:02:27,299 --> 00:02:28,738
دستت درد نکنه
27
00:02:28,738 --> 00:02:30,843
...داشت اون بيرون مي چرخيد
28
00:02:32,033 --> 00:02:34,535
اون روح يه دايناسور بود
29
00:02:34,535 --> 00:02:36,640
بسيار خب. خيلي جالبه
30
00:02:37,496 --> 00:02:39,957
اين قضيه از کي براي تو آغاز شد، گاس؟
31
00:02:39,957 --> 00:02:42,334
از زماني که من يه بچه بودم شروع شد
32
00:02:42,334 --> 00:02:43,961
گاس به من گفت که در دهه هشتاد
33
00:02:43,961 --> 00:02:47,381
اون عضو يه واحد فوق محرمانه بود
که در ارتش آموزش ديده بودن
34
00:02:47,381 --> 00:02:50,676
در برنامه اي که توسط بالاترين مقامات
دولتي تصويب شده بود
35
00:02:50,676 --> 00:02:53,721
وقتي که من ازش پرسيدم هدف از تشکيل اون
:واحد چي بود، اون جواب داد
36
00:02:53,721 --> 00:02:58,642
ما در اصل جاسوس هاي ذهني بوديم
اين ماموريت اصليمون بود
37
00:02:58,642 --> 00:03:02,354
زماني که اونها فهميدن
... عضو چه گروهي شدن
38
00:03:02,354 --> 00:03:05,816
ما براي کشتن حيوانات
آموزش ديده بوديم
39
00:03:05,816 --> 00:03:09,027
...چي؟ با -
با ذهنمون. درسته -
40
00:03:09,027 --> 00:03:11,780
فقط با خيره شدن به اونها
41
00:03:11,780 --> 00:03:14,074
چه حيواناتي؟
42
00:03:14,074 --> 00:03:17,848
يکي از واحد ما
قلب يه بز رو از کار انداخت
43
00:03:18,996 --> 00:03:22,352
قدرت... نيروي که از وجود ما آزاد ميشه
44
00:03:24,459 --> 00:03:27,399
هفته گذشته من همسترم رو کشتم
45
00:03:28,755 --> 00:03:30,861
مي خواي ببينيش؟
46
00:03:32,467 --> 00:03:34,594
!اونجا! ببين
47
00:03:34,594 --> 00:03:36,805
تو تا حالا ديده بودي يه همستر
چنين کاري انجام بده؟
48
00:03:36,805 --> 00:03:40,392
...من تاحالا هرگز يه همستر نداشتم، گاس، درنتيجه -
!فقط ببين! ببين -
49
00:03:40,392 --> 00:03:42,769
ببين اون چه جوري داره به چرخش خيره ميشه
50
00:03:42,769 --> 00:03:45,272
بله، من حدس مي زنم خوانندگان ما که
... همستر دارن، متوجه ميشن چه
51
00:03:45,272 --> 00:03:49,234
...رفتار غير عادي و چه
...چي شد
52
00:03:49,234 --> 00:03:52,654
!اوه، کثافت! لعنتي! اون مُرد -
درسته، اون مرد -
53
00:03:52,654 --> 00:03:56,867
من براي حدود
سه ساعت بهش خيره شده بودم
54
00:03:56,867 --> 00:03:59,244
عجيبه، نه؟
55
00:03:59,244 --> 00:04:01,037
اون چيه؟
56
00:04:01,037 --> 00:04:02,539
اين نمُرد
تو بهش گفتي، تو اونو کُشتي؟
57
00:04:02,539 --> 00:04:04,040
...اره خب
58
00:04:04,040 --> 00:04:05,542
مامان گفت نه
59
00:04:05,542 --> 00:04:07,210
:اون گفت
"مُردن اون همستر رو نشون نده"
60
00:04:07,210 --> 00:04:10,630
به جاش اين ويديو رو نشون بده، جايي که اون"
" همستر حرکات عجيب و غريب انجام ميده
61
00:04:10,630 --> 00:04:12,757
تو بايد اسکيپر رو موقع کار ديده باشي
62
00:04:12,757 --> 00:04:15,218
اسکيپر کيه؟ -
لين کَسدي -
63
00:04:15,218 --> 00:04:19,347
واسه من، بعد از بيل اون با استعداد ترين
آدمي از لحاظ ذهني بود که باهاش ملاقات کردم
64
00:04:19,347 --> 00:04:22,704
اون يه نيروي جادويي داشت
65
00:04:23,810 --> 00:04:27,166
من فکر مي کنم اون الان
يه استوديوي رقص رو اداره مي کنه
66
00:04:29,440 --> 00:04:32,610
کودک درون من "ليسي" رو
يه ديوونه حساب ميكرد
67
00:04:32,610 --> 00:04:34,195
شما کودک درون رو مي شناسين
68
00:04:34,195 --> 00:04:37,240
:اون کسيه که ميگه
"سرت رو پايين نگاه دار"
69
00:04:37,240 --> 00:04:40,451
در شهر کوچکتون بمونيد
در شغل کوچيکتون بمونيد
70
00:04:40,451 --> 00:04:42,787
شما يه مرد خوش شانس هستين
همسرتون شما رو دوست داره
71
00:04:42,787 --> 00:04:45,164
شما هر چي رو که بخواين در اختيار دارين
72
00:04:45,164 --> 00:04:48,251
شما دنبال انجام
کارهاي مخاطره آميز نيستين
73
00:04:48,251 --> 00:04:51,087
...اما سرانجام يک روز
74
00:04:51,087 --> 00:04:54,026
وقتي شما انتظارش رو ندارين
75
00:04:54,757 --> 00:04:57,802
!اون چيز مخاطره آميز شما رو پيدا مي کنه
76
00:04:57,802 --> 00:05:00,847
"مرگ ناگهاني "رون
مثل يه شتاب دهنده براي تمام اتفاقات بود
77
00:05:00,847 --> 00:05:04,183
دبرا بعدش بهم گفت
اين مثل يه زنگ خطري براي اون بوده
78
00:05:04,183 --> 00:05:07,520
:چيزي که مردم سابقاً بهش مي گفتن
"يادآوري مرگ"
79
00:05:07,520 --> 00:05:09,981
انسداد شرايين "رون" بهش
... يادآور شده بود که
80
00:05:09,981 --> 00:05:13,859
زندگي كوتاهتر از اونه كه بخواي
هر شانسي براي شادي واقعي از دست بدي
81
00:05:13,859 --> 00:05:17,633
و مرگ اون بهش کمک کرد که
همه چيز رو مد نظر داشته باشه
82
00:05:27,998 --> 00:05:30,084
...يک هفته پس از مراسم تشييع جنازه
83
00:05:30,084 --> 00:05:32,795
او منو به خاطر سردبير روزنامه ترک کرد
84
00:05:32,795 --> 00:05:35,172
بيشتر شبيه يه فاجعه در اون
زمان به نظر مي رسيد
85
00:05:35,172 --> 00:05:36,799
...ما نمي تونيم فراتر از زندگي کوچکمون
86
00:05:36,799 --> 00:05:41,428
به وقايع بزرگ تاريخ که در گذشته
به وقوع پيوسته، بنگريم
87
00:05:41,428 --> 00:05:45,724
من مثل يک کودک يا يه
هابيت" كه در "شاير" با آسودگي زندگي ميكرد"
88
00:05:45,724 --> 00:05:49,186
و يا يه پسر روستايي بور
در يک سياره متروكه
89
00:05:49,186 --> 00:05:52,106
ناخوداگاه اون از قبل اولين گامها
... رو در راهي برداشته بود
90
00:05:52,106 --> 00:05:55,150
که بي رحمانه به داخل يک
کشمکشي
91
00:05:55,150 --> 00:05:58,070
بين دو نيروي خوب وبد
پيش مي رفت
92
00:05:58,070 --> 00:06:00,072
آمريکايي ها مردم با اراده اي هستن
93
00:06:00,072 --> 00:06:03,784
که از هر آزموني در روزگار ما سربلند بيرون آمده اند
94
00:06:03,784 --> 00:06:06,995
...بدبياري شخصيت کشور ما را
95
00:06:06,995 --> 00:06:08,205
به جهان شناسانده است
96
00:06:08,205 --> 00:06:10,791
من جايي رو که
اون مسير بهش منتهي مي شد رو ميشناختم
97
00:06:10,791 --> 00:06:14,836
يه نسيمي از آينده
اسم "بيل جانگو" رو برام آورد
98
00:06:14,836 --> 00:06:16,713
شايد هرگز نميرفتم
99
00:06:16,713 --> 00:06:18,173
...اما همونطور كه قبلا هم اتفاق افتاده
100
00:06:18,173 --> 00:06:20,801
چه بسياري از مردان در طول تاريخ بوده اند
101
00:06:20,801 --> 00:06:23,720
...که وقتي قلبشان توسط زني شکسته شد
102
00:06:23,720 --> 00:06:26,243
من به جنگ رفتم
103
00:06:44,199 --> 00:06:46,721
مرداني که به بزها خيره مي شوند
104
00:06:47,767 --> 00:06:55,121
زيرنويس از
Amir_T6262 و Majid 190cm
105
00:08:03,903 --> 00:08:07,865
خب، تا حالا هيچ جنگي ديدي؟ -
...اره، نه راستش، اوم -
106
00:08:07,865 --> 00:08:10,743
خب، من نمي خوام بهت دروغ بگم دبرا
اون لعنتي خيلي خطرناكه
107
00:08:10,743 --> 00:08:12,661
اره.ما داريم تو شبکه فاکس تماشاش کنيم
108
00:08:12,661 --> 00:08:15,184
...جدي، اون... اوم
109
00:08:16,373 --> 00:08:21,545
...من يه چيزهايي ديدم که تو نبايد بدوني
110
00:08:21,545 --> 00:08:23,714
خب، من حتي نمي دونم تو چرا اونجايي
111
00:08:23,714 --> 00:08:27,843
خب، من فکر مي کنم مهمه
... که افراد يه تصوير واضحي از اونچه
112
00:08:27,843 --> 00:08:29,929
چي؟ -
آماده اي بريم؟ -
113
00:08:29,929 --> 00:08:32,306
...چي شد، خب -
بله -
114
00:08:32,306 --> 00:08:36,268
اون کي بود... ديو بود؟ -
اره -
115
00:08:36,268 --> 00:08:38,499
اون سلام مي رسونه
116
00:08:39,688 --> 00:08:40,731
...اوه، اون
117
00:08:40,731 --> 00:08:43,942
اون ميخواد وسايلش رو از اينجا ببره؟
118
00:08:43,942 --> 00:08:46,048
...اون
119
00:08:48,572 --> 00:08:50,449
من... من بايد برم
120
00:08:50,449 --> 00:08:52,701
ما داريم ميريم، ما بايد بريم شمال
كه جنگ اونجا رو پوشش بديم
121
00:08:52,701 --> 00:08:54,931
...صبر کن باب، من فقط
122
00:08:58,498 --> 00:09:00,626
خب، يه جمله مفيد بگو؟
123
00:09:00,626 --> 00:09:04,046
"لا توتلک، انا صحافي"
124
00:09:04,046 --> 00:09:07,090
لا توتلک انا صحافي؟ -
درسته -
125
00:09:07,090 --> 00:09:11,281
يعني چي؟ -
"تيراندازي نکنين. من يک خبرنگارم" -
126
00:09:12,554 --> 00:09:15,076
باشه. سعي مي کنم تو ذهنم باشه
127
00:09:16,558 --> 00:09:20,979
لا توتلک انا صحافي
128
00:09:20,979 --> 00:09:24,608
من چندين ماهه که در انتظار مجوز
عبور از مرز عراق هستم
129
00:09:24,608 --> 00:09:27,068
در تمام اين مدت، خبرنگاران جنگي
به کار گرفته شده اي رو ديدم که
130
00:09:27,068 --> 00:09:29,696
که از اونجا برگشتن و گزارش هاي
خودشون رو منتشر کردن
131
00:09:29,696 --> 00:09:31,531
اونا هيچ کدوم به من توجهي نکردن
132
00:09:31,531 --> 00:09:33,366
من مجبورم هر طور شده به عراق برم
133
00:09:33,366 --> 00:09:36,077
...و گرنه ديگه هرگز نميتونم با خودم روبرو بشم
134
00:09:36,077 --> 00:09:40,707
همسرم، يا حتي اون ديو
يه دستِ کله خر نيستم
135
00:09:40,707 --> 00:09:44,252
...دويت ريسورس، آاا
از آرکانزاس
136
00:09:44,252 --> 00:09:46,755
درسته
ما سطل آشغال درست مي کنيم
137
00:09:46,755 --> 00:09:50,550
شما اينجا براي اين کنفرانس اومدين، درسته؟
براي بستن يه قرارداد؟
138
00:09:50,550 --> 00:09:53,887
اين طور فکر مي کنم -
معامله شما چيه؟ -
139
00:09:53,887 --> 00:09:56,701
خب... راستش ما دنبال سود زيادي نيستيم
140
00:09:58,850 --> 00:10:01,769
باب ويلتون -
اسکيپ -
141
00:10:01,769 --> 00:10:04,709
اشکال نداره اگه من... ؟ -
نه -
142
00:10:05,398 --> 00:10:09,652
پس شما اهل آرکانزاس هستين؟ -
نه -
143
00:10:09,652 --> 00:10:13,134
مدت زيادي اينجا بودين؟ -
نه -
144
00:10:16,868 --> 00:10:19,162
مراقب باش كه آرزوي چي داري
145
00:10:19,162 --> 00:10:21,706
من مي خواستم به خودم ثابت کنم
146
00:10:21,706 --> 00:10:24,375
که با وجود گناهاني که مرتکب شدم
147
00:10:24,375 --> 00:10:26,897
در عوض سرنوشت درسي به من ياد داده
148
00:10:29,881 --> 00:10:32,133
لين کسدي؟
149
00:10:32,133 --> 00:10:33,801
لين کسدي
150
00:10:33,801 --> 00:10:38,284
براي من، بعد از بيل اون با استعداد ترين
آدمي از لحاظ ذهني بود که باهاش ملاقات کردم
151
00:10:42,602 --> 00:10:45,249
آيا شما گاس ليسي رو مي شناسين؟
152
00:10:49,066 --> 00:10:51,005
اسکيپ؟
153
00:10:57,742 --> 00:10:59,430
سلام؟
154
00:11:00,119 --> 00:11:03,601
لين؟
کلاه تون پيش منه
155
00:11:11,589 --> 00:11:13,527
اسکيپ؟
156
00:11:16,218 --> 00:11:17,678
تو واسه هوپر کار کني؟ -
هوپر؟ نه -
157
00:11:17,678 --> 00:11:19,972
من براي " آن آربر" از روزنامه
ديلي تلگرام ميشيگان کار مي کنم
158
00:11:19,972 --> 00:11:21,765
از کجا درباره ليسي مي دوني؟
159
00:11:21,765 --> 00:11:25,247
من يه چند ماه پيش باهاش واسه روزنامه اي
که توش کار مي کنم مصاحبه کردم
160
00:11:29,148 --> 00:11:31,358
!دسته خر
161
00:11:31,358 --> 00:11:33,297
دنبالم بيا
162
00:11:34,820 --> 00:11:36,780
بذار ازت يه چيزي بپرسم
163
00:11:36,780 --> 00:11:40,137
صندلي ها در قسمت بار هتل چه رنگي بودن؟
164
00:11:43,871 --> 00:11:47,018
تو ساعت ها اونجا بودي
صندلي ها چه رنگي بودن؟
165
00:11:47,624 --> 00:11:48,959
سبز -
بژ -
166
00:11:48,959 --> 00:11:51,503
چند تا لامپ تو اين اتاق هست؟
167
00:11:51,503 --> 00:11:54,381
يه سرباز حرفهاي احتياج نداره چيزي رو ببينه
اون دقيق همه چي رو مي دونه
168
00:11:54,381 --> 00:11:57,259
يه سرباز حرفه اي؟ -
(يه جنگجوي "جداي" ( اشاره به فيلم جنگ ستارگان -
169
00:11:57,259 --> 00:11:58,427
اون مي دونه که تمام لامپ ها در کجا قرار داشتن
170
00:11:58,427 --> 00:12:00,053
اون ميتونه در سرتاسر اتاق قدم بزنه
...و مي تونه بهت بگه
171
00:12:00,053 --> 00:12:01,805
چند تا پريز برق در اينجا وجود داشته
172
00:12:01,805 --> 00:12:04,683
مردم با چشمان بسته دور و ورشون قدم ميزنن
173
00:12:04,683 --> 00:12:09,521
در اولين مرحله، ما ياد گرفتيم که
بلافاصله تمام جزئيات را به خاطر بسپاريم
174
00:12:09,521 --> 00:12:13,483
چي... يه مبارز گروه جداي چيه؟ -
اينجا رو نگاه کن -
175
00:12:13,483 --> 00:12:17,320
تو يه يه مبارز گروه جداي هستي؟ -
درسته -
176
00:12:17,320 --> 00:12:19,322
...من
177
00:12:19,322 --> 00:12:20,574
من نمي دونم يعني چي
178
00:12:20,574 --> 00:12:24,619
من گروهبان دوم لين کسدي
عضو نيروهاي ويژه و بازنشسته هستم
179
00:12:24,619 --> 00:12:26,621
در دهه هشتاد من در
فورت براگ آموزش ديده بودم
180
00:12:26,621 --> 00:12:30,375
تحت يه برنامه محرمانه اي
"موسوم به "پروژه جداي
181
00:12:30,375 --> 00:12:34,421
هدف از اين پروژه تربيت سربازان حرفه اي بود
182
00:12:34,421 --> 00:12:36,214
سربازاني با قدرت فوق العاده
183
00:12:36,214 --> 00:12:39,509
ما اولين نسل از اين "نيروي زميني جديد" بوديم
184
00:12:39,509 --> 00:12:42,929
تو اون نيروي فوق العاده رو داري؟ -
درسته -
185
00:12:42,929 --> 00:12:45,034
يه دقيقه صبر کن
186
00:12:45,974 --> 00:12:48,143
...تو داري ميگي که تو
187
00:12:48,143 --> 00:12:50,603
يه جاسوس ذهني مثل ليسي بودي؟
188
00:12:50,603 --> 00:12:54,399
ما ترجيح ميديم بهش "مشاهده از راه دور" بگيم
189
00:12:54,399 --> 00:12:55,820
اون چطور کار مي کنه؟
190
00:12:55,820 --> 00:12:57,610
خب، هر سرباز "جداي" تکنيک هاي مختلف داره
191
00:12:57,610 --> 00:13:02,073
مل لاندو" عادت داشت تمام مشکلاتش رو"
داخل يه چمدون کوچيک بسته بندي کنه
192
00:13:02,073 --> 00:13:03,282
براي اينکه ذهنش رو از مشکلات دور نگه داره
193
00:13:03,282 --> 00:13:07,328
استيو کاتل" آيه هاي"
... کتاب مقدس رو از حفظ مي خوند که
194
00:13:07,328 --> 00:13:09,288
تو چطور؟
195
00:13:09,288 --> 00:13:11,916
من فهميدم... من فهميدم كه
... مشروب كمك ميكنه و
196
00:13:11,916 --> 00:13:14,293
...و اگه به موسيقي راک کلاسيک گوش بدم
197
00:13:14,293 --> 00:13:18,548
اوه، جدي؟ مثل کي؟ -
من بوستون رو دوست دارم. معمولاً جواب ميده -
198
00:13:18,548 --> 00:13:22,343
چه نيروهاي ديگه اي تو بدست آوردي؟
199
00:13:22,343 --> 00:13:24,428
نامرئي شدن
200
00:13:24,428 --> 00:13:27,348
نامرئي شدن؟ -
اره. اون در مرحله سوم بود -
201
00:13:27,348 --> 00:13:32,395
مثل... نامريي شدن واقعي؟ -
خب، اره. هدف اصليمون اون بود -
202
00:13:32,395 --> 00:13:35,564
هدف نهايي ما پيدا کردن راهي جهت نامريي شدن کامله
203
00:13:35,564 --> 00:13:37,692
اما وقتي بفهمي
204
00:13:37,692 --> 00:13:42,279
ارتباطي بين ديدن و واقعيت وجود داره
205
00:13:42,279 --> 00:13:45,658
تو شروع ميكني به نامريي رقصيدن
206
00:13:45,658 --> 00:13:47,535
مثل استتار وسايل جنگي؟
207
00:13:47,535 --> 00:13:50,913
نه. اون مثل استتار وسايل جنگي نيست
208
00:13:50,913 --> 00:13:53,249
ما همچنين مراحل عمليات رو تمرين کرديم
209
00:13:53,249 --> 00:13:56,460
عبور ذره به صورت موج
از ماده به انرژي
210
00:13:56,460 --> 00:13:59,421
اجسام جامد به نظر ميان كه
درست از وسط تو عبور مي کنن
211
00:13:59,421 --> 00:14:02,236
اين کار با تمرين تنفس شروع ميشه
212
00:14:03,801 --> 00:14:07,866
بعد تو فکر مي کني شبيه دود شدي
اين همون عدم وجوده. فهميدي؟
213
00:14:11,600 --> 00:14:14,228
...من نمي دونم چي
214
00:14:14,228 --> 00:14:16,605
مي تونم باهات رو راست باشم، لين؟
215
00:14:16,605 --> 00:14:17,564
من واقعاً نمي دونم چي باعث اين ميشه
216
00:14:17,564 --> 00:14:20,567
من نمي دونم دربارش چي بايد گفت
اين يه چيز شگفت انگيزه
217
00:14:20,567 --> 00:14:22,798
...من مي خوام
218
00:14:24,321 --> 00:14:26,532
مي تونم يه داستاني در موردش بنويسم؟ -
نمي خوام چنين كاري كني -
219
00:14:26,532 --> 00:14:28,200
چون من دنبال نوشتن يه داستانم، لين
220
00:14:28,200 --> 00:14:30,077
و من قصد داشتم درباره بستن
... مجدد قراردادها بنويسم
221
00:14:30,077 --> 00:14:31,578
اما اين کار خيلي بهتره
اين خيلي بهتره
222
00:14:31,578 --> 00:14:34,039
چنين چيزي اتفاق نمي افته -
ميگم فردا ميتونيم همديگه رو ببينيم -
223
00:14:34,039 --> 00:14:36,166
من فردا دارم از اينجا ميرم
224
00:14:36,166 --> 00:14:38,043
چي؟ تو داري ميري خونه؟ -
دارم ميرم عراق -
225
00:14:38,043 --> 00:14:41,525
من دارم درباره همکاري با يه
کارخونه در "القايم" فکر مي کنم
226
00:14:43,382 --> 00:14:45,801
من مي تونم بيام -
چي؟ -
227
00:14:45,801 --> 00:14:47,886
...من مي تونم بيام، شايد -
ببين، من نمي خوام يه داستان باشم -
228
00:14:47,886 --> 00:14:50,138
من به اين توجهات نيازي ندارم -
...ببين، ما ميتونيم اسمهامومن رو عوض کنيم، مثلاً -
229
00:14:50,138 --> 00:14:52,641
ببين باب! يه جنگي اونجا درجريانه
اين قضيه رو مي فهمي؟
230
00:14:52,641 --> 00:14:53,725
!جنگ
231
00:14:53,725 --> 00:14:55,393
واسه همين من حال و حوصله
ندارم ازت مراقيت کنم
232
00:14:55,393 --> 00:14:58,939
...تو... تو نمي خواد
من مراقب خودم هستم
233
00:14:58,939 --> 00:15:01,316
من تا حالا در موقعيتهاي
خيلي خطرناکي قرار گرفتم
234
00:15:01,316 --> 00:15:03,401
من يه روزنامه نگارم، لين
مي فهمي؟
235
00:15:03,401 --> 00:15:06,466
يه روزنامه نگار
من ميرم جايي که ماجراها اتقاق ميفته
236
00:15:16,206 --> 00:15:18,375
اين چيه؟
237
00:15:18,375 --> 00:15:21,731
هيچي. من فقط يه چيزي خط خطي کردم
238
00:15:23,963 --> 00:15:26,049
موضوع چيه؟
239
00:15:26,049 --> 00:15:27,862
هيچي
240
00:15:44,609 --> 00:15:47,445
...ارتش آمريکا واقعاً هيچ چارهي ديگهاي نداره
241
00:15:47,445 --> 00:15:50,114
!جز اينکه دست به کارهاي عجيب و غريب بزنه
242
00:15:50,114 --> 00:15:51,991
...اين عمل بيانگر موضع رسمي
243
00:15:51,991 --> 00:15:55,348
ارتش ايالات متحده آمريکا
در اين موقعيت نيست
244
00:15:56,412 --> 00:15:58,873
بيل جانگو
245
00:15:58,873 --> 00:16:01,103
بيل جانگو کيه؟
246
00:16:01,667 --> 00:16:03,503
مردي که اون کتاب رو نوشته
247
00:16:03,503 --> 00:16:06,964
اون گفت تمام اين جريانات از زماني شروع شد
که از يه هليکوپتر در ويتنام به پايين پريد
248
00:16:06,964 --> 00:16:09,779
!حرکت کنين
!بريد! بريد! بريد
249
00:16:10,551 --> 00:16:11,802
!حرکن کنين! حرکت کنين
250
00:16:11,802 --> 00:16:14,325
!حرکن کنين! حرکت کنين
251
00:16:38,329 --> 00:16:40,539
!لعنت به شماها
252
00:16:40,539 --> 00:16:42,208
!هي دست نگه دار -
!تير اندازي نکنين -
253
00:16:42,208 --> 00:16:45,336
!کريس! تموش کن
254
00:16:45,336 --> 00:16:47,630
ممکنه شليک نکني؟
255
00:16:47,630 --> 00:16:49,568
!خداي من
256
00:16:52,885 --> 00:16:56,241
!دکتر -
تو خوب ميشي -
257
00:16:56,889 --> 00:16:58,619
!حواستون باشه
258
00:16:59,558 --> 00:17:01,226
منتظر چي هستين؟
259
00:17:01,226 --> 00:17:04,063
!اين چه کوفتيه
چرا هيچ کس شليک نمي کنه؟
260
00:17:04,063 --> 00:17:06,293
!آتـــــــــش
261
00:17:08,942 --> 00:17:11,862
هر كدوم از افراد بيل بارها تير اندازي کردن
262
00:17:11,862 --> 00:17:15,324
اونا به طور غريزي نمي خواستن
به سمت ديگران شليک کنن
263
00:17:15,324 --> 00:17:17,743
بيل بعد ها به يه ماجرايي برخورد کرد
... که نشون مي داد
264
00:17:17,743 --> 00:17:21,663
تنها 15 تا20 درصد سربازان تازه نفس
به قصد کُشتن شليک کرده بودن
265
00:17:21,663 --> 00:17:25,000
به علت اينکه وجدان اونا راحت بمونه
اونا هرگز به سمت هدف شليک نميكردن
266
00:17:25,000 --> 00:17:28,273
يا اينکه وانمود کردن مشغول
انجام دادن کار ديگه اي بودن
267
00:17:34,051 --> 00:17:37,179
من اينجام قربان
زنده بمونين، باشه؟
268
00:17:37,179 --> 00:17:39,014
من پيش شمام
269
00:17:39,014 --> 00:17:41,119
مقاومت کنين
270
00:17:53,862 --> 00:17:55,572
...نجابت اونها
271
00:17:55,572 --> 00:17:58,094
قدرت اونهاست
272
00:18:03,622 --> 00:18:04,956
در حالي که دوران نقاهت رو در
بيمارستان سپري مي کردم
273
00:18:04,956 --> 00:18:07,709
بيل خطاب به معاون
رئيس ستاد ارتش نوشت
274
00:18:07,709 --> 00:18:10,170
و توضيح داد که مي خواد
براي فهميدن حقيقت به ماموريت اعزام بشه
275
00:18:10,170 --> 00:18:12,922
که تاکتيک هاي مبارزات غير ارادي رو کشف کنه
276
00:18:12,922 --> 00:18:16,384
پنتاگون موافقت کرد
حقوق و هزينه هاي اون رو پرداخت کنه
277
00:18:16,384 --> 00:18:18,344
چيزي که بيل به پنتاگون نگفته بود
278
00:18:18,344 --> 00:18:21,431
اين بود که اون در حقيقت به دنبال يافتن
جوابي براي تصوّر خودش بود
279
00:18:21,431 --> 00:18:23,391
چطور نجابت مردانش مي تونست
280
00:18:23,391 --> 00:18:25,560
با وجود نداشتن علاقه ذاتي اونها به کشتن مردم
281
00:18:25,560 --> 00:18:27,687
تبديل به يه قدرت بشه؟
282
00:18:27,687 --> 00:18:30,982
چطور ميشه عشق و صلح
به پيروزي در جنگ کمک کنه؟
283
00:18:30,982 --> 00:18:34,130
بيل مي دونست کجا بايد بره که جواب رو پيدا کنه
284
00:19:13,107 --> 00:19:17,153
بيل به مدت شش سال در ميان پيروان
جنبش عصر نو" مخفيانه زندگي کرد"
285
00:19:17,153 --> 00:19:20,489
مانند تمام "جادوگران" قبل از خودش
تمام مراحل رو پشت سر گذاشت
286
00:19:20,489 --> 00:19:24,034
حالا اون به عنوان يه مرد تغيير يافته
در حال بازگشت پيش دوستان سابقش بود
287
00:19:24,034 --> 00:19:25,953
اون با خودش گزارش محرمانه اي آورد
288
00:19:25,953 --> 00:19:27,329
:که اسمش رو گذاشت
289
00:19:27,329 --> 00:19:30,477
"دفترچه راهنماي نيروي زميني جديد"
290
00:19:33,669 --> 00:19:37,131
نيروي زميني جديد" يه زيرمجموعه اي که"
نيروهاي خوب مي تونن در اونجا گرد هم بيان
291
00:19:37,131 --> 00:19:38,841
ترکيبي از شهامت و نجابت جنگجو
292
00:19:38,841 --> 00:19:42,177
آميخته با معنويت ديني
293
00:19:42,177 --> 00:19:44,388
...جنگجوي "جداي" دنبال ردپاهايي مي گرده
294
00:19:44,388 --> 00:19:46,056
: كه از اسطورههاي قديم مونده
295
00:19:46,056 --> 00:19:50,664
عيسي مسيح، لاو سه تونگ
...والت ديزني
296
00:19:52,646 --> 00:19:56,483
نقش نيروي زميني جديد
حل و فصل مناقشات در جهانه
297
00:19:56,483 --> 00:20:00,904
جنگجوي "جداي" با چتر نجات وارد مناطق جنگي
ميشود تا تکنيک خيره شدن را به کار ببرد
298
00:20:00,904 --> 00:20:02,990
حمل نمادين گُل ها و حيوانات
299
00:20:02,990 --> 00:20:05,701
نواختن موسيقي هاي بومي
...و اشعاري در مورد صلح
300
00:20:05,701 --> 00:20:09,204
اين... تکنيک خيره شدن چيه؟
301
00:20:09,204 --> 00:20:12,018
آماده اي؟
هان
302
00:20:20,007 --> 00:20:21,591
گرفتي؟ -
آهان -
303
00:20:21,591 --> 00:20:24,406
فهميدي؟ گرفتي؟ -
گمونم، متوجه شدم -
304
00:20:26,972 --> 00:20:30,434
زماني که لين گاز ماشين رو گرفته بود
تازه من فهميدم که چه غلطي کردم
305
00:20:30,434 --> 00:20:33,770
من مي خواستم برگردم. اين ديگه من نبودم
که تصميم مي گرفت، اين ديوونگي بود
306
00:20:33,770 --> 00:20:35,856
و لين بود که مي خواست اين کار انجام بشه
307
00:20:35,856 --> 00:20:40,255
اما ديگه خيلي دير شده بود
ما از مرز عبور کرده بوديم
308
00:20:45,282 --> 00:20:47,471
چيه؟ اون نيروهاي تو رو هدايت مي کنه؟
309
00:20:47,471 --> 00:20:48,618
چي؟
310
00:20:48,618 --> 00:20:51,329
مخروطه. اون باعث ميشه قدرتهاي ذهني تو
هدايت بشه يه همچنين چيزي؟
311
00:20:51,329 --> 00:20:53,017
نه
312
00:20:55,750 --> 00:20:59,713
اين باعث ميشه شام بپزه
با نور خورشيد کار مي کنه
313
00:20:59,713 --> 00:21:02,382
با استفاده از قدرت جهان
314
00:21:02,382 --> 00:21:04,759
بدون آلودگي
کاملاً تجديد پذير
315
00:21:04,759 --> 00:21:07,907
تکنولوژي نيروي زميني جديد
316
00:21:13,268 --> 00:21:15,895
کاملاً ديوانهكنندست، نه؟
317
00:21:15,895 --> 00:21:18,982
...دفعه اول که من اين دفترچه رو ديدم، گفتم
318
00:21:18,982 --> 00:21:22,777
اين چه کوفتيه؟ -
...اره. ولي خب -
319
00:21:22,777 --> 00:21:24,821
ولي چي؟
320
00:21:24,821 --> 00:21:28,616
فقط سخته که باور کني پنتاگون
هزينه اين رو پرداخت کرده
321
00:21:28,616 --> 00:21:31,703
هيچي تو اين پيدا نميشه، به خصوص
درباره مبارزه کردن؟
322
00:21:31,703 --> 00:21:34,789
نيروي زمين جديد ماموريت داشت
جلوي درگيري رو بگيره
323
00:21:34,789 --> 00:21:37,250
ما براي صلح آمده بوديم نه جنگ
324
00:21:37,250 --> 00:21:39,001
بيل فهميده بود اگه ميخواي
دنيا رو تغيير بدي
325
00:21:39,001 --> 00:21:42,338
تو بايد با تغيير و تحول در ارتش شروع کني
326
00:21:42,338 --> 00:21:45,049
اون آدمي بود که شروع به تحقيق
در زمينه سلاح هاي غير کُشنده کرد
327
00:21:45,049 --> 00:21:48,531
غير کُشنده؟ -
اينو ببين -
328
00:21:51,889 --> 00:21:53,683
شکارگر
شکارگر؟
329
00:21:53,683 --> 00:21:55,685
...لين، اين که فقط يک پلاستيک
330
00:21:55,685 --> 00:21:57,561
حالا متوجه شدي
331
00:21:57,561 --> 00:21:59,647
شکارگر صد در صد تجزيه پذيره
332
00:21:59,647 --> 00:22:02,066
اين سازگار با محيط زيسته و در ضمن
ميتونه به صد طريق مختلف بهت ضربه بزنه
333
00:22:02,066 --> 00:22:03,150
!لعنت
334
00:22:03,150 --> 00:22:07,238
اين ظرفيت هاي جنگاوري زيادي داره
هر چند يه مقدار مضحک به نظر ميرسه
335
00:22:07,238 --> 00:22:08,948
!خداي من! تمـــومش کن
336
00:22:08,948 --> 00:22:10,699
من اينو آنلاين خريداري کردم -
!لعنت بهت -
337
00:22:10,699 --> 00:22:12,368
قسمت جالبش اينه که تو مي توني
...با حقهبازي در هنگام درگيري ازش استفاده کني
338
00:22:12,368 --> 00:22:15,849
و تو هرگز نمي دوني که اين وسيله
مي تونه اين چنين کُشنده باشه
339
00:22:16,705 --> 00:22:18,811
کُره چشم
340
00:22:22,670 --> 00:22:25,484
!لعنت خدا بهت
341
00:22:28,509 --> 00:22:31,657
خب، الان گمون کنم
رسماً ديگه غروب شده باشه
342
00:22:33,263 --> 00:22:35,494
!گندش بزنن
343
00:22:55,702 --> 00:22:59,476
من يه بيماري دستگاه گوارشي دارم
استروئيدها کمکم مي کنه
344
00:23:02,125 --> 00:23:05,607
گاهي اوقات يه نيازي وجود داره، باب
345
00:23:06,421 --> 00:23:08,298
بعضي اوقات مردم در حال
طلب کردن براي چيزي هستن
346
00:23:08,298 --> 00:23:11,112
اونا حتي خودشون هم نمي دونن اون چيه
347
00:23:12,511 --> 00:23:17,827
و بعد يه مرد شبيه بيل ناگهان ظاهر ميشه
348
00:23:18,892 --> 00:23:21,414
چونکه بيل اون صدا رو شنيده بود
349
00:23:25,273 --> 00:23:29,486
ما يه ارتش تو خالي هستيم، آقايون
350
00:23:29,486 --> 00:23:32,030
ويتنام روح ما رو له کرد
351
00:23:32,030 --> 00:23:34,908
ما بايد روياي يک امريکا جديد رو ببينيم
352
00:23:34,908 --> 00:23:39,245
يه آمريکايي که ديگه چشم استثماري
به منابع طبيعي نداشته باشه
353
00:23:39,245 --> 00:23:43,728
ديگه ترفيع دادن به هر قيمتي
وجود نداشته باشه
354
00:23:44,668 --> 00:23:47,921
اما براي رسيدن به اين رويا
355
00:23:47,921 --> 00:23:52,300
ما بايد تبديل به ابرقدرت اول بشيم
تا بتونيم قدرت فوق العادهمون رو گسترش بديم
356
00:23:52,300 --> 00:23:55,512
ما بايد جنگجو هايي با ايمان قوي بسازيم
357
00:23:55,512 --> 00:23:59,265
مردان و زنان
که مي تونن عاشق هر کس ديگهاي بشن
358
00:23:59,265 --> 00:24:03,061
بوي گلها مي تونه از
ميان ديوارها احساس بشه
359
00:24:03,061 --> 00:24:08,399
ديگه بايد حرفهاي بدون فکر و احمقانه
رو کنار گذاشت و به آينده نگريست
360
00:24:08,399 --> 00:24:13,029
من ازتون مي خوام در اين
آيندهنگري به من بپيوندين
361
00:24:13,029 --> 00:24:16,616
همه شما قادر به انجامش خواهيد بود
362
00:24:16,616 --> 00:24:19,118
در ميان مخاطبان بيل در آن
... روز يک ژنرال قديمي
363
00:24:19,118 --> 00:24:21,037
از بخش اطلاعات نظامى دفاعي بود
364
00:24:21,037 --> 00:24:22,830
دين هاپگود
365
00:24:22,830 --> 00:24:24,999
...گاهي اوقات، ژنرال به علت
366
00:24:24,999 --> 00:24:28,044
تحقيقات اتحاد جماهير شوروي در مورد
قدرتهاي ذهني دچار نگراني شده بود
367
00:24:28,044 --> 00:24:29,337
بر اساس بعضي از روايت ها
368
00:24:29,337 --> 00:24:32,632
اتحاد جماهير شوروي داروهايي
روان گردان توليد کرده بود
369
00:24:32,632 --> 00:24:36,802
دستگاه هايي که قادر به بمباران
رئيس جمهور با انرژي منفي هستن
370
00:24:36,802 --> 00:24:39,138
اونها همچنين آزمايشهاي
بيرحمانه اي انجام دادن
371
00:24:39,138 --> 00:24:41,807
براي اينکه بفهمن چه حيواناتي
داراي نيروهاي ذهني هستن
372
00:24:41,807 --> 00:24:42,850
اونا تونستن، به عنوان مثال
373
00:24:42,850 --> 00:24:47,063
با برقراري ارتباط فکري بفهمن
که اضطراب به بچه گربهها منتقل شده
374
00:24:47,063 --> 00:24:49,106
!حرومزاده هاي مريض
375
00:24:49,106 --> 00:24:51,484
ولي از چه زماني روس ها
شروع به چنين تحقيقاتي کردن؟
376
00:24:51,484 --> 00:24:53,194
عرض کنم خدمتون قربان
377
00:24:53,194 --> 00:24:55,362
...به نظر مي رسه اونا متوجه تلاش هاي ما
378
00:24:55,362 --> 00:24:58,240
در برقراري ارتباط فکري با يكي از
زيردرياييهاي هستهايمون شدن
379
00:24:58,240 --> 00:25:00,701
زيردريايي ناتيلوس" وقتي كه در قطب بوده"
380
00:25:00,701 --> 00:25:02,745
چه تلاشي؟ -
هيچ تلاشي وجود نداشت -
381
00:25:02,745 --> 00:25:05,247
به نظر مي رسه اين داستان
يه حقه فرانسوي بود
382
00:25:05,247 --> 00:25:07,041
اما روس ها فکر مي کنن
که قضيه اين داستانِ
383
00:25:07,041 --> 00:25:10,628
حقه فرانسوي، فقط يک افسانه ست، قربان
384
00:25:10,628 --> 00:25:11,962
...پس اونا شروع به تحقيقات "فرا ذهني" کردن
385
00:25:11,962 --> 00:25:13,631
چون اونا فکر مي کردن ما در حال
انجام تحقيقات ذهني هستيم
386
00:25:13,631 --> 00:25:15,424
در حالي که ما واقعاً در حال انجام
چنين تحقيقاتي نيستيم؟
387
00:25:15,424 --> 00:25:17,760
بله قربان. ولي حالا که اونا شروع
به تحقيقات فراذهني کردن
388
00:25:17,760 --> 00:25:20,929
ما هم بايد تحقيقات ذهني رو انجام بديم
389
00:25:20,929 --> 00:25:25,934
ما نمي تونيم براي تحقيقات در زمينه اين
پديدههاي ماوراء طبيعي منتظر روس ها بمونيم
390
00:25:25,934 --> 00:25:29,772
:دو هفته بعد، ارتش اين موضوع رو قبول کرد که
"هركاري كه ميتونين انجام بدين"
391
00:25:29,772 --> 00:25:34,588
و بيل رو به عنوان فرمانده اولين گردان
نيروي زميني جديد منصوب کرد
392
00:25:48,790 --> 00:25:50,729
لين؟
393
00:25:53,920 --> 00:25:55,859
لين!؟
394
00:26:01,136 --> 00:26:05,182
!لين؟ لين
395
00:26:05,182 --> 00:26:07,412
چته؟
396
00:26:12,272 --> 00:26:14,357
...هيچي، من
397
00:26:14,357 --> 00:26:18,423
چي... چي کار داري مي کني؟ -
دارم به خورشيد، سلام نظامي ميدم -
398
00:26:19,487 --> 00:26:22,365
بسيار خب. ما "آسکار مايک" هستيم
399
00:26:22,365 --> 00:26:25,972
بزن بريم سرباز -
بسيار خب -
400
00:26:44,387 --> 00:26:46,222
داري چيکار مي کني؟
401
00:26:46,222 --> 00:26:48,725
تكه تكه شدن ابرها باعث ميشه من
آمادگى جسمانى خودم رو حفظ کنم
402
00:26:48,725 --> 00:26:52,770
واقعاً؟ کدوم يکي؟ -
اون يکي -
403
00:26:52,770 --> 00:26:56,419
چي؟ اون يکي؟ -
نه. اون يکي. اون بزرگه -
404
00:26:57,650 --> 00:26:59,569
اون خيلي دور به نظر نمي ياد؟
405
00:26:59,569 --> 00:27:02,091
همه اونا دور هستن
406
00:27:09,412 --> 00:27:11,642
و ديگه از بين رفت
407
00:27:24,302 --> 00:27:27,471
خداي من، تو اين همه جا براي رانندگي
در اين بيابون داشتي، لين
408
00:27:27,471 --> 00:27:29,265
بابت اين قضيه متاسفم، باب
409
00:27:29,265 --> 00:27:32,059
حتماً يه حکمتي داشته
410
00:27:32,059 --> 00:27:35,207
خلاصه بابت اين قضيه نگران نباش
يکي به زودي واسه کمک از راه مي رسه
411
00:27:40,901 --> 00:27:43,549
شير -
درسته -
412
00:27:45,531 --> 00:27:48,178
شير -
درسته -
413
00:27:49,660 --> 00:27:54,560
رکوردت چندتاست؟ -
دويست و شصت و چهار تاجواب درست متوالي -
414
00:27:55,666 --> 00:27:59,148
...به به. عاليه، اون خيلي
415
00:28:02,631 --> 00:28:04,425
خدايا دستت درد نکنه
!خدايا ممنون
416
00:28:04,425 --> 00:28:06,510
لطفاً! !لطفاً! لطفاً
417
00:28:06,510 --> 00:28:09,013
ممکنه به ما کمک کنين؟
ممکنه کمک کنين؟
418
00:28:09,013 --> 00:28:11,473
ممکنه کمک کنين؟
به يه سنگ بزرگ برخورد کرديم
419
00:28:11,473 --> 00:28:13,642
و من ازتون ممنون ميشم اگه
...بتونين ما رو از اينجا ببرين
420
00:28:13,642 --> 00:28:16,290
به يه شهري يا يه همچين جايي؟
421
00:28:17,354 --> 00:28:19,314
مي تونيم سوار شيم؟
دستت درد نکنه
422
00:28:19,314 --> 00:28:21,442
اون ميگه بپرين بالا
ميگه بريم بالا
423
00:28:21,442 --> 00:28:23,964
ما مي تونيم سوار شيم
بجنب
424
00:28:27,906 --> 00:28:32,244
ممنون. ممنون که اجازه دادين سوار بشيم
425
00:28:32,244 --> 00:28:34,830
هيچ ماشيني پيدا نکرديم
426
00:28:34,830 --> 00:28:37,769
...چقدر... چقدر راهه تا
427
00:28:42,045 --> 00:28:43,859
لين؟
428
00:28:44,423 --> 00:28:47,571
...اين -
اره -
429
00:28:51,888 --> 00:28:54,119
ما ميميريم
430
00:28:55,517 --> 00:28:58,331
ما به دست القاعده به قتل مي رسيم
431
00:29:01,356 --> 00:29:05,110
من فکر نمي کنم اونا القاعده باش -
تو لعنتي چي مي دوني؟ -
432
00:29:05,110 --> 00:29:06,611
تو نمي دوني
433
00:29:06,611 --> 00:29:09,614
!تو نمي دوني
!تو هيچي نمي دوني
434
00:29:09,614 --> 00:29:11,845
!اينا همه تقصير توئه
435
00:29:15,662 --> 00:29:17,831
باب، يه چيزي هست که من بايد بهت بگم
436
00:29:17,831 --> 00:29:21,209
وقتي که بهت گفتم من از يگان
باز نشسته شده بودم، دروغ گفتم
437
00:29:21,209 --> 00:29:22,669
من در حال انجام يه ماموريت هستم
438
00:29:22,669 --> 00:29:25,964
دويتس" فقط يه پوششي براي انجام کارهام بود"
من دوباره مشغول به کار شدم
439
00:29:25,964 --> 00:29:28,883
من نمي تونستم بهت بگم
چون اين يه عمليات سياهه
440
00:29:28,883 --> 00:29:33,263
اما من فکر مي کنم تو يه نقشي تو اين بازي داري
من فکر مي کنم اين دليليِ که تو الان اينجايي
441
00:29:33,263 --> 00:29:35,515
!تو يه احمقي
442
00:29:35,515 --> 00:29:37,934
مي دوني چرا من اينجام؟
443
00:29:37,934 --> 00:29:42,605
من قصد داشتم برم عراق براي اينکه
... مي خواستم به همسرم ثابت کنم
444
00:29:42,605 --> 00:29:45,128
...که من يه
445
00:29:45,775 --> 00:29:47,819
ولي حالا من قراره بميرم
446
00:29:47,819 --> 00:29:51,614
من قراره بميرم
...و اون راست مي گفت. من يه آدم
447
00:29:51,614 --> 00:29:52,824
!کله خر
448
00:29:52,824 --> 00:29:56,661
تا حالا درباره "مسير مطلوب" چيزي شنيدي؟
449
00:29:56,661 --> 00:29:58,996
چي؟
450
00:29:58,996 --> 00:30:01,811
"مسير مطلوب"
451
00:30:04,168 --> 00:30:06,546
زندگي تو مثل يه رودخانه مي مونه
452
00:30:06,546 --> 00:30:08,381
و اگه تو داري يه هدفي رو نشونه مي گيري
اين سرنوشتت نيست
453
00:30:08,381 --> 00:30:11,008
تو هميشه مي خواي در خلاف جهت آب شنا کني
454
00:30:11,008 --> 00:30:13,010
گاندي جوان" مي خواست راننده يه ماشين دست دوم باشه؟"
455
00:30:13,010 --> 00:30:14,387
اين اتفاق نمي افته
456
00:30:14,387 --> 00:30:16,097
آن فرانک" کوچولو مي خواست يه معلم دبيرستان باشه"
457
00:30:16,097 --> 00:30:18,266
آن" احمق"
اين سرنوشت تو نيست
458
00:30:18,266 --> 00:30:22,645
اما تو قلب و ذهن ميليونها نفر رو
تسخير ميكني
459
00:30:22,645 --> 00:30:27,900
بفهم كه سرنوشتت چيه و
مسير زندگيت به كجاست
460
00:30:27,900 --> 00:30:32,613
... بعضي وقتها اتفاقاتي در زندگي
461
00:30:32,613 --> 00:30:35,908
بهت نشونههاي منحصربفردي
ميده كه سرنوشتت چيه
462
00:30:35,908 --> 00:30:39,181
مثل اون نقاشيهايي كه
داشتي اتفاقي ميكشيدي؟
463
00:30:44,625 --> 00:30:47,795
اين "آجنا چاکرا"ست
چشم سوم
464
00:30:47,795 --> 00:30:50,256
"علامت مبارزان "جداي
465
00:30:50,256 --> 00:30:53,592
...وقتي من نقاشي تو رو ديدم، خب
466
00:30:53,592 --> 00:30:57,241
جهان بهت راهنماهايي ميداد
مثل اون، كه تو نبايد انكارشون كني
467
00:30:58,347 --> 00:31:01,703
برنامه ريزي شده بود که تو با من باشي، باب
468
00:31:02,226 --> 00:31:05,374
اين جداي درون توست
كه احساسش كرده
469
00:31:06,021 --> 00:31:08,690
فكر نميكنم اونها از نيروهاي
گارد سلطنتي يا المهدي باشن
470
00:31:08,690 --> 00:31:10,609
من فکر مي کنم ما داريم درباره
جنايتکاران معمولي حرف مي زنيم
471
00:31:10,609 --> 00:31:13,111
معنياش اينه كه اونها
سعي ميكنن ما رو به ديگر گروهها بفروشن
472
00:31:13,111 --> 00:31:15,656
ما نبايد بذاريم چنين اتفاقي بيفته -
چطور ما مي خوايم جلوشون رو بگيريم؟ -
473
00:31:15,656 --> 00:31:18,346
!اونها سه نفرن و تفنگ دارن
474
00:31:18,346 --> 00:31:19,409
ما جزء مبارزان "جداي" هستيم، باب
475
00:31:19,409 --> 00:31:22,204
ما با اسلحه نميجنگيم
ما با ذهنمون ميجنگيم
476
00:31:22,204 --> 00:31:24,081
منظورت چيه؟
477
00:31:24,081 --> 00:31:27,960
خب، بذار بهت بگم که ما چاره اي نداريم
به جز اينکه با اون افراد مبارزه کنيم
478
00:31:27,960 --> 00:31:31,922
ما از جنبههاي زيبايي شناختي
براي نفوذ
479
00:31:31,922 --> 00:31:35,987
در دشمن استفاده ميكنيم
و مانع حمله اونها ميشيم
480
00:31:37,135 --> 00:31:38,720
منظورت چيه؟
481
00:31:38,720 --> 00:31:41,681
بسيار خب، تو يكي از اونها رو ميبري بيرون
به چشماش خيره ميشي
482
00:31:41,681 --> 00:31:45,330
و همينطور پشت سر هم عبارت
483
00:31:46,645 --> 00:31:49,606
"من قصد ندارم بهت حمله کنم"
رو تكرار ميكني
484
00:31:49,606 --> 00:31:53,088
بدنت رو شُل و صدات رو آزاد مي کني
485
00:31:55,237 --> 00:31:56,696
و يكدفعه يكي از چشماش
رو از حدقه در مياري
486
00:31:56,696 --> 00:31:58,990
يا يه خودكار برميداري
و گردنش رو زخمي ميكني
487
00:31:58,990 --> 00:32:00,867
تو اينو خلق ميكني... چشمهاي از خون
488
00:32:00,867 --> 00:32:03,703
منظورم يه چشمه واقعيه
كه از تمام بدنش فواره ميزنه
489
00:32:03,703 --> 00:32:08,186
درست اونجا يه بازدارنده رواني وجود داره
490
00:32:08,750 --> 00:32:11,272
ما خودكار نداريم
491
00:32:12,087 --> 00:32:14,380
تو يه چيزي رو متوجه نشدي
492
00:32:14,380 --> 00:32:16,674
بيا اينجا
پاشو بيا
493
00:32:16,674 --> 00:32:19,302
بذار بهت يه چيزي نشون بدم
بسيار خب
494
00:32:19,302 --> 00:32:21,513
منو خفه کن -
من نمي خوام اينکارو انجام بدم، لين -
495
00:32:21,513 --> 00:32:22,764
منو خفه کن
من بايد چيکار کنم؟
496
00:32:22,764 --> 00:32:24,307
...من نمي دونم
چيزهاي تيز زيادي وجود داره
497
00:32:24,307 --> 00:32:26,893
درسته
تو مي توني بهم حمله کني
498
00:32:26,893 --> 00:32:29,062
اين علامت با انگشتات چي بود؟
499
00:32:29,062 --> 00:32:31,648
يه جورايي ميخواد بگه من فقط ميتونم
حملههاي كنايه آميز كنم
500
00:32:31,648 --> 00:32:33,753
!منو خفه کن
501
00:32:34,734 --> 00:32:36,903
خب، اگه من بخوام که تو منو خفه کني
تو چيکار ميکني؟
502
00:32:36,903 --> 00:32:39,967
من مي خوام طرز فکرت رو تغيير بدم
503
00:32:54,420 --> 00:32:57,256
ديدي؟ من فقط يه حرکت انجام دادم
504
00:32:57,256 --> 00:32:59,008
قوانين فيزيكي
اينجا زياد به درد نميخوره
505
00:32:59,008 --> 00:33:01,135
اين انرژي فيزيكيه كه مهمه، تو خوبي؟
506
00:33:01,135 --> 00:33:03,657
لبه تيز -
درسته -
507
00:33:04,221 --> 00:33:07,183
از اولش احساس ترس ميكردي؟ -
آره -
508
00:33:07,183 --> 00:33:09,852
مي خواي بگي که
ميزان ترست غير عادي بود؟
509
00:33:09,852 --> 00:33:12,313
...نمي دونم. من به هر حال خيلي ترسيدم
510
00:33:12,313 --> 00:33:16,400
اما اون ترسي كه از احساس
خفه كردنت داشتم، ميدوني، غير طبيعي بود
511
00:33:16,400 --> 00:33:17,777
مي دوني چرا؟
512
00:33:17,777 --> 00:33:20,154
چون اون تو نبودي
من بودم
513
00:33:20,154 --> 00:33:24,033
من داخل ذهنت بودم
با ذهنت مبارزه مي کردم
514
00:33:24,033 --> 00:33:28,098
...حالا تو بايد هميشه -
خب. ما مي خوايم بريم . يالا -
515
00:33:39,089 --> 00:33:42,092
متاسفم که اونجا بهت اعتقاد نداشتم، لين
516
00:33:42,092 --> 00:33:44,136
تو يه درس بزرگي ياد گرفتي
517
00:33:44,136 --> 00:33:46,847
چيزي كه ازش ميترسي، هيچ قدرتي نداره
518
00:33:46,847 --> 00:33:49,475
اين ترسه كه قدرت داره
519
00:33:49,475 --> 00:33:52,748
بيل؟ -
چيه؟ -
520
00:33:54,396 --> 00:33:57,524
تو واقعاً براي "دوايتس" کار نمي کني؟
521
00:33:57,524 --> 00:33:59,067
فقط تحت پوشش اون کار مي کنم
522
00:33:59,067 --> 00:34:01,111
گاس ليسي گفت که تو يه
استوديوي رقص رو اداره مي کني
523
00:34:01,111 --> 00:34:02,905
اونم فقط يه ظاهر سازي بوده، درسته؟
524
00:34:02,905 --> 00:34:06,074
نه. من يه استوديوي رقص رو اداره مي کنم
525
00:34:06,074 --> 00:34:09,036
من عاشق رقصم
526
00:34:09,036 --> 00:34:12,331
و تو براي يه ماموريت اومدي اينجا، درسته؟
527
00:34:12,331 --> 00:34:14,583
در وقت مناسبش، باب
528
00:34:14,583 --> 00:34:17,711
...منظوري داشتي وقتي بهم گفتي من يه جور
529
00:34:17,711 --> 00:34:20,547
نيروي جداي درونم دارم؟
530
00:34:20,547 --> 00:34:23,258
ما ياد گرفتيم كه همنوع خودمون رو بشناسيم
531
00:34:23,258 --> 00:34:25,093
آيا هميشه احساس نمي کردي که
دوست داشتي متفاوت باشي؟
532
00:34:25,093 --> 00:34:26,511
اره. اره من مي خواستم
533
00:34:26,511 --> 00:34:27,888
اين يه موقعيت براي ماست
534
00:34:27,888 --> 00:34:30,599
ما اون افرادي هستيم كه چيزي
كه وقتي بچه بوديم ميخواستيم، نيستيم
535
00:34:30,599 --> 00:34:32,997
آيا تو هميشه اين قدرت ها رو داشتي؟
536
00:34:32,997 --> 00:34:34,019
به نوعي
537
00:34:34,019 --> 00:34:36,438
فوکس ترات - 117 ماموريتش رو آغاز کرده
ما در حال پيگيريش هستيم
538
00:34:36,438 --> 00:34:39,919
...چارلي- اسکار 31.8066667
539
00:34:44,154 --> 00:34:47,302
آيا تو اون کامپيوترها رو از کار انداختي؟
540
00:34:48,992 --> 00:34:51,222
بله قربان
541
00:34:53,538 --> 00:34:56,060
!خيلي عوضي هستي
542
00:34:56,791 --> 00:34:59,502
نظرت درباره اينکه از اينجا
انتقالت بدم چيه، پسر؟
543
00:34:59,502 --> 00:35:02,839
من سرهنگ دوم "بيل جانگو" هستم
544
00:35:02,839 --> 00:35:05,842
...اگه شما اين دوره رو قبول بشين
545
00:35:05,842 --> 00:35:09,345
شما داراي يه اسلحه ذهني ميشين
546
00:35:09,345 --> 00:35:13,641
"يه "فرشته مرگ
بدترين کابوس دشمنان ما
547
00:35:13,641 --> 00:35:18,104
!تا اون زمان، شما هيچي نيستين
548
00:35:18,104 --> 00:35:20,648
!کمتر از هيچي
549
00:35:20,648 --> 00:35:25,131
متوجه ميشين؟ -
!قربان! بله، قربان -
550
00:35:30,908 --> 00:35:34,287
من فقط داشتم شوخي مي کردم
551
00:35:34,287 --> 00:35:38,769
خيلي خب، ما الان مي خوايم چيکار کنيم، هان؟
552
00:35:40,751 --> 00:35:43,129
بياين برقصيم
553
00:35:43,129 --> 00:35:45,089
خيلي خوبه
554
00:35:45,089 --> 00:35:47,258
نشون بدين هر چي که بلدين
555
00:35:47,258 --> 00:35:49,196
ايـــــنه
556
00:35:51,554 --> 00:35:55,057
اسمت کوچيکت چيه سرباز؟ -
لين، قربان -
557
00:35:55,057 --> 00:35:59,395
تو بايد پاهات رو شُل کني
قبلش لازمه ذهنت رو آزاد کني، لين
558
00:35:59,395 --> 00:36:02,481
من واقعاً يه رقاص خوب نيستم، قربان
559
00:36:02,481 --> 00:36:05,151
اين حقيقت نداره، اينطور نيست؟
560
00:36:05,151 --> 00:36:07,027
تو مي توني برقصي
561
00:36:07,027 --> 00:36:10,175
اين فقط گفته يه آدمي بوده که
تو نمي توني انجامش بدي
562
00:36:15,828 --> 00:36:19,184
!انجام اين حرکات مسخره لعنتي رو تموش کن
563
00:36:21,792 --> 00:36:25,713
خب، من افسر فرمانده تو هستم
... و بهت دستور ميدم
564
00:36:25,713 --> 00:36:28,507
!برقص
565
00:36:28,507 --> 00:36:32,156
زود باش برقص
!لعنتي
566
00:36:32,886 --> 00:36:35,409
!شروع کن
567
00:36:35,973 --> 00:36:39,184
!بزن برو
568
00:36:39,184 --> 00:36:40,602
!همينه
569
00:36:40,602 --> 00:36:43,188
خوش اومدي به جمع قهرمانان، لين
570
00:36:43,188 --> 00:36:48,610
بسيار خب، همگي يادتون باشه
شما رسما در هيچ واحدي نيستين
571
00:36:48,610 --> 00:36:52,801
و يادتون باشه در هفته اول
نبايد هيچ غذاي جامدي بخورين
572
00:36:59,830 --> 00:37:03,875
كلوچه بلژيكي، ريشه جنسان و آمفتامين
573
00:37:03,875 --> 00:37:07,838
نبايد هدرش داد، بلكه بايد كاملا سودمند باشه
574
00:37:07,838 --> 00:37:12,259
اين تازه اولشه
اون پيچ رو احساس كن. حسش ميكني؟
575
00:37:12,259 --> 00:37:14,489
!همينه! اينه
576
00:37:19,182 --> 00:37:23,103
!فکر کنين سرده -
!آفرين ! اينه -
577
00:37:23,103 --> 00:37:26,815
مادر زمين، سيستم حمايتي من بعنوان يه سرباز
578
00:37:26,815 --> 00:37:31,403
من بايد آب آبي تو رو بنوشم
در زمينهاي رسي قرمز رنگت زندگي كنم
579
00:37:31,403 --> 00:37:33,738
و از قسمتهاي سرسبزت بخورم
580
00:37:33,738 --> 00:37:37,117
بدن من رو در زمان و مكان حمل كن
581
00:37:37,117 --> 00:37:41,955
تو ارتباط من با جهان و
تمام چيزهاي درونش هستي
582
00:37:41,955 --> 00:37:47,522
تو مال مني و من مال توام
من به تو احترام ميگذارم
583
00:37:55,009 --> 00:37:57,095
... بعد از سالها سرگرداني
584
00:37:57,095 --> 00:38:00,014
لين بالاخره، خانهاش رو پيدا كرده بود
585
00:38:00,014 --> 00:38:04,414
حداقل اون بين مرداني بود
كه افتخار ميكردن، متفاوت هستن
586
00:38:05,520 --> 00:38:07,272
شانه چپ، خودشه
587
00:38:07,272 --> 00:38:09,899
اينها روزهاي طلايي لين بودن
588
00:38:09,899 --> 00:38:12,944
يه چيز خيلي خاص و نجابت خاصي
در نگاه بيل بود
589
00:38:12,944 --> 00:38:17,115
كه به جدايها اين احساس رو ميداد
كه بيشتر از يه سرباز معمولي هستن
590
00:38:17,115 --> 00:38:19,700
در دنيايي كه طمع و خشم
همه چيز رو فرا گرفته
591
00:38:19,700 --> 00:38:23,371
نيروي خوبي براي صلح وجود داشت
592
00:38:23,371 --> 00:38:27,708
براي اولين بار در طول عمرش
لين واقعا احساس شادي ميكرد
593
00:38:27,708 --> 00:38:31,379
بعدش در اين باغ، ابليسي وارد شد
594
00:38:31,379 --> 00:38:33,506
بذار تمومش كنم
بذار تمومش كنم
595
00:38:33,506 --> 00:38:36,968
لري هوپر، يه نويسنده شكست خورده
داستانهاي علمي تخيلي، اهل كلورادو بود
596
00:38:36,968 --> 00:38:39,220
بعد از ملاقات با ژنرال هوپگود در يه جشن
597
00:38:39,220 --> 00:38:42,159
قاشق خم كني، وارد نيروهاي جداي شده بود
598
00:38:45,309 --> 00:38:49,021
!خداي من
599
00:38:49,021 --> 00:38:51,482
تو اين كارو كردي؟
600
00:38:51,482 --> 00:38:54,339
... توي
601
00:38:54,339 --> 00:38:55,403
... درست از اولش
602
00:38:55,403 --> 00:38:58,884
خودش رو بين همه بدنام كرد
603
00:38:59,573 --> 00:39:04,056
تبريك ميگم، اسكاتي، متاسفم ولي
شما دو تا با هم خوشبخت نميشين
604
00:39:05,454 --> 00:39:09,166
لري به همه نشون داده بود
كه بقيه جدايها رو حقير ميدونه
605
00:39:09,166 --> 00:39:11,627
هي پسر! دوست داشتي
يكي اين كارو با تو بكنه؟
606
00:39:11,627 --> 00:39:14,630
اما لين
لين فرق داشت
607
00:39:14,630 --> 00:39:15,798
!گم شو
608
00:39:15,798 --> 00:39:18,320
اون واقعا ازش متنفر بود
609
00:39:20,010 --> 00:39:23,367
كمد كا 9 - اسكاتي؟
610
00:39:24,890 --> 00:39:26,995
... اين
611
00:39:28,727 --> 00:39:31,147
يه چيز استوانهايه؟
يه مداده؟
612
00:39:31,147 --> 00:39:33,752
خب، لري؟
613
00:39:39,112 --> 00:39:42,950
اين راهنماي روح لريه
614
00:39:42,950 --> 00:39:46,453
من دارم به داخل كمد نگاه ميكنم
615
00:39:46,453 --> 00:39:48,975
... و من
616
00:39:49,831 --> 00:39:52,000
... من يه
617
00:39:52,000 --> 00:39:54,523
قوطي حلبي ميبينم
618
00:39:55,128 --> 00:39:57,234
لين؟
619
00:40:06,014 --> 00:40:08,828
يه مرد كه روي صندلي نشسته
620
00:40:28,995 --> 00:40:31,247
نه، يه لحظه صبر كن
!"تو گفتي " آ" نه "كا
621
00:40:31,247 --> 00:40:35,563
اون گفت آ -
آفرين، لين، فوق العاده بود -
622
00:40:38,922 --> 00:40:42,592
بعد از سالها تمرين
لين اولين ماموريتش رو انجام ميداد
623
00:40:42,592 --> 00:40:46,721
يه ژنرال ارشد ناتو به دست
اعضاي بريگارد سرخ در ايتاليا ربوده شده بود
624
00:40:46,721 --> 00:40:49,182
بطور غيررسمي از لين خواسته
... شده بود كه واحد اونها
625
00:40:49,182 --> 00:40:52,330
به پيدا كردن اون ژنرال كمك كنه
قبل از اينكه خيلي دير بشه
626
00:40:53,895 --> 00:40:56,689
ما در شمال ورونا هستيم
627
00:40:56,689 --> 00:40:59,504
يه شهر كوچيك كنار يه درياچه
628
00:41:00,234 --> 00:41:02,757
من يه سينما ميبينم
629
00:41:03,404 --> 00:41:07,033
آنطرف سينما يه مغازه هست
630
00:41:07,033 --> 00:41:10,620
يا ... اون يه كافه است
631
00:41:10,620 --> 00:41:13,434
اون ژنرال در آپارتمان بالاي كافه است
632
00:41:15,500 --> 00:41:18,085
... اسم اون شهر
633
00:41:18,085 --> 00:41:20,316
يه اسم جالب داره
634
00:41:20,963 --> 00:41:23,549
دولس
635
00:41:23,549 --> 00:41:26,072
اسم اون شهر دولسه
636
00:41:26,677 --> 00:41:29,889
بيل هيچوقت آدمي با اون
قابليتهاي فيزيكي نديده بود
637
00:41:29,889 --> 00:41:32,725
و از اون زمان به بعد
آوازه لين گسترش پيدا كرد
638
00:41:32,725 --> 00:41:37,480
مقام، مدال... اين چيزها براي
جدايها خيلي بي ارزش هستن
639
00:41:37,480 --> 00:41:41,942
اما تعالي در روح، حكمت
و قدرتهاي فيزيكي
640
00:41:41,942 --> 00:41:45,029
اينها چيزهايين كه
باعث احترام ما هستن
641
00:41:45,029 --> 00:41:49,408
بوميهاي امريكا اعتقاد داشتن
وقتي يه نفر پر عقاب ميگيره
642
00:41:49,408 --> 00:41:53,746
اين نشانه عشق، قدرداني و
643
00:41:53,746 --> 00:41:56,373
احترام ابديه
644
00:41:56,373 --> 00:42:00,439
تنها انسانهاي حقيقي
پر عقاب داشتن
645
00:42:02,504 --> 00:42:05,569
!آفرين لين -
!اين عاليه -
646
00:42:09,136 --> 00:42:11,096
چيزي كه خيلي سريع بين
... بخشهاي جاسوسي پخش شد
647
00:42:11,096 --> 00:42:12,848
اين بود كه سربازي در
فورت براگ هست
648
00:42:12,848 --> 00:42:15,517
كه ميتونه هر چيزي كه بخواد
رو پيدا كنه
649
00:42:15,517 --> 00:42:17,686
درست مثل لين كه ميتونست
به هر جايي كه ميخواد پرواز كنه
650
00:42:17,686 --> 00:42:19,646
بدون اينكه اتاقش رو ترك كنه
651
00:42:19,646 --> 00:42:21,023
اونطوري كه بيل ميگفت
652
00:42:21,023 --> 00:42:24,921
ارتش با اين يكي حسابي قدرتمند شده بود
653
00:43:01,688 --> 00:43:02,939
لين؟
654
00:43:02,939 --> 00:43:06,212
نگران نباش، باب
ما سوار اون وانت نميشيم
655
00:43:09,279 --> 00:43:11,634
شما ما رو نميخواين
656
00:43:12,240 --> 00:43:14,596
!شما ما رو نميخواين
657
00:43:19,622 --> 00:43:23,104
تفنگت رو بذار كنار
658
00:43:23,710 --> 00:43:25,670
تفنگت رو بذار كنار
659
00:43:25,670 --> 00:43:27,672
باب، حركت نكن
660
00:43:27,672 --> 00:43:29,632
تفنگت رو بذار كنار
باب، حركت نكن
661
00:43:29,632 --> 00:43:33,281
باب، وايسا
!باب، وايسا
662
00:43:37,849 --> 00:43:41,497
شليك نكنين، من يه خبرنگارم
663
00:43:52,238 --> 00:43:54,176
اونجا نگهشون دارين
664
00:43:58,703 --> 00:44:01,998
در اون لحظه فكر كردم
لين داره كار درستي ميكنه
665
00:44:01,998 --> 00:44:04,083
بعدش فهميدم كاري كه اون كرد
666
00:44:04,083 --> 00:44:06,335
دقيقا يكي از تكنيكهاي "اچماير" بوده
667
00:44:06,335 --> 00:44:10,840
بن اچماير، يه سرباز در ويتنام بوده
كه 63 نفر رو كشته بوده
668
00:44:10,840 --> 00:44:15,636
اون تنها غير كرهاي بوده كه تونسته
درجه استادي در " كوا-را-دو" به دست بياره
669
00:44:15,636 --> 00:44:18,723
اينطور ميگن كه اگه اون با يه دوجين
... آدم مسابقه طناب كشي بده
670
00:44:18,723 --> 00:44:20,516
حتي يه سانت هم از جاش حركت نميكنه
671
00:44:20,516 --> 00:44:23,436
اون ميتونست كيسههاي شني كه با قلاب
672
00:44:23,436 --> 00:44:25,958
به بيضههاش وصل شده بودن رو بلند كنه
673
00:44:27,648 --> 00:44:30,025
اون يكي از معلمين جدايدر فورت براگ بود
674
00:44:30,025 --> 00:44:34,321
قربان، فايده اين تمرين چيه؟
675
00:44:34,321 --> 00:44:37,324
بن با اين حركتش خيلي
طرفدار پيدا كرده بود، حركت
676
00:44:37,324 --> 00:44:39,743
"ترس و وحشت"
روش حمله با چاقو
677
00:44:39,743 --> 00:44:43,455
خيلي از طرفداران چاقو اين حركت رو بعنوان
يه انقلاب در چاقوكشي قبول كردن
678
00:44:43,455 --> 00:44:47,084
اما ديگران اين حركت رو مورد انتقاد
قرار دادن، چون فكر ميكردن پريدن و چرخيدن
679
00:44:47,084 --> 00:44:50,566
ممكنه به خودت صدمه بزنه
680
00:44:52,381 --> 00:44:56,135
لين كسدي، اگرچه، يه تغيير ساده
در اون حركت داد
681
00:44:56,135 --> 00:45:00,180
معلومه كه لين موقع اون حركت خاص
چاقو بهمراه نداشت
682
00:45:00,180 --> 00:45:02,850
پس، هنوز فكر ميكنم كاري كه اون كرد
... يه جورايي
683
00:45:02,850 --> 00:45:04,663
بي ملاحظگي بود
684
00:45:06,478 --> 00:45:08,709
!دستهاتون رو ببرين بالا
685
00:45:12,693 --> 00:45:14,798
احمق
686
00:45:16,029 --> 00:45:18,323
!لعنت! لعنت
!اونها دنبالمون نميان
687
00:45:18,323 --> 00:45:21,972
ما خوبيم، ما خوبيم
اونها نميان! ما حالمون خوبه
688
00:45:24,413 --> 00:45:26,351
اوه، لعنت
689
00:45:31,128 --> 00:45:33,046
خودشه
690
00:45:33,046 --> 00:45:36,591
قربان، مشكلي نيست
ما امريكايي هستيم
691
00:45:36,591 --> 00:45:38,677
!ما اومديم كه كمكتون كنيم
692
00:45:38,677 --> 00:45:40,365
!قربان؟
693
00:45:40,887 --> 00:45:42,514
... قربان، شما
694
00:45:42,514 --> 00:45:43,807
!اوه، لعنتي
695
00:45:43,807 --> 00:45:47,310
چي شد؟ چي شد؟ -
فكر كنم زدم بهش -
696
00:45:47,310 --> 00:45:49,040
قربان؟
697
00:45:49,896 --> 00:45:51,439
حالتون خوبه، قربان؟
698
00:45:51,439 --> 00:45:52,857
باب، كمكم كن
699
00:45:52,857 --> 00:45:55,026
يالا، كمكش كن بياد بالا
كمكش كن بيارش بالا
700
00:45:55,026 --> 00:45:57,988
!بيارش بالا
!بيارش بالا
701
00:45:57,988 --> 00:46:01,136
!لعنت! لعنت
اون كيه؟
702
00:46:08,289 --> 00:46:10,395
!حركت نكن
703
00:46:12,252 --> 00:46:15,066
!بذارين دستاتون رو ببينم! حالا
704
00:46:24,889 --> 00:46:28,037
تاد نيكسون
اداره تجارتهاي كوچك ارتش
705
00:46:29,227 --> 00:46:30,812
محمود داعش
706
00:46:30,812 --> 00:46:33,314
ازم بپرس من تو چه تجارتي هستم، محمود
707
00:46:33,314 --> 00:46:36,401
محمود
شما چه تجارتي ميكنين، قربان؟
708
00:46:36,401 --> 00:46:40,321
الان من در كار تجارت
كيفيت زندگي هستم
709
00:46:40,321 --> 00:46:43,658
ما بيش از 25 ميليون عراقي اينجا
داريم كه ميخوان مستقل باشن
710
00:46:43,658 --> 00:46:45,618
و ميخوان يه چيزي براي خودشون بسازن
711
00:46:45,618 --> 00:46:48,246
بيشتر از هر چيز ديگهاي
هم ميخوان وسيله بخرن
712
00:46:48,246 --> 00:46:50,706
تلفن همراه، دوربين ديجيتال
وسايل رفاهي... هرچيزي كه بگي
713
00:46:50,706 --> 00:46:53,584
اگه توي بوستون خوب به فروش برن
توي بغداد هم ميتونيم خوب بفروشيم
714
00:46:53,584 --> 00:46:54,856
درست نميگم، محمود؟
715
00:46:54,856 --> 00:46:55,837
اون ميدونه درباره چي حرف ميزنم
716
00:46:55,837 --> 00:46:58,839
اولش ما فقط هاليبرتون، پارسونز و پريني
اينجا داشتيم
717
00:46:58,839 --> 00:47:01,509
حالا ميخوايم مك دونالد و استارباكس داشته باشيم
718
00:47:01,509 --> 00:47:05,012
بدون ماليات شركتي
مثل يه حمله براي طلا ميمونه
719
00:47:05,012 --> 00:47:07,890
اوه، بهرحال لعنت به فرانسويها
شنيدي چيكار كردن؟
720
00:47:07,890 --> 00:47:10,601
شيراك ميخواد پيمانكارهاي فرانسوي
رو بياره اينجا
721
00:47:10,601 --> 00:47:13,521
هي فيل، مصطلح ترين عبارت فرانسويها چيه؟
722
00:47:13,521 --> 00:47:16,065
من تسليمم
723
00:47:16,065 --> 00:47:20,986
اين لعنتي خيلي بامزه است
(سال صفر بچهها (يك روش بازاريابي
724
00:47:20,986 --> 00:47:25,886
بسيار خب، ما به محله بوميها رسيديم
مراقب پشت سرتون باشين
725
00:47:28,202 --> 00:47:30,788
ما يه سري ماشين در صف
پمپ بنزين داريم
726
00:47:30,788 --> 00:47:32,331
ميخواين صبر كنين؟
727
00:47:32,331 --> 00:47:34,291
جواب منفيه
اينجا براي ما جاي خطرناكيه
728
00:47:34,291 --> 00:47:37,773
ما پمپ بنزين رو ميگيريم
!ميريم كه دندونشونو بكشيم
729
00:47:57,731 --> 00:48:00,253
!مراقب اطراف باشين
730
00:48:10,827 --> 00:48:12,996
!پرش كن ادي -
دفعه قبلي من پرش كردم -
731
00:48:12,996 --> 00:48:17,187
مزخرف نگو -
دفعه قبلي گري پرش كرد -
732
00:48:17,834 --> 00:48:20,170
با همه احترامات، ولي مزخرف ميگين
دفعه قبلي من پرش كردم
733
00:48:20,170 --> 00:48:21,213
!مزخرفه -
!مثل هميشه -
734
00:48:21,213 --> 00:48:24,424
ما ميتونيم يه برنامه ريزي
براي پر كردن باك داشته باشيم؟
735
00:48:24,424 --> 00:48:27,469
!حمله! حمله! به ما حمله شده
736
00:48:27,469 --> 00:48:29,699
تيرانداز كجاست؟
737
00:48:32,140 --> 00:48:34,184
و چيزي كه به اسم "جنگ رمادي" معروف شد
738
00:48:34,184 --> 00:48:37,354
و 12 نفر زخمي شدن
كه بيشترشون محلي بودن
739
00:48:37,354 --> 00:48:38,897
... هر دو شركت امنيتي ادعا كردن
740
00:48:38,897 --> 00:48:41,816
اول عراقيها به سمتشون شليك كردن
741
00:48:41,816 --> 00:48:43,151
...البته، بعدش معلوم شد
742
00:48:43,151 --> 00:48:46,090
اونها به سمت همديگه
شليك ميكردن
743
00:48:47,989 --> 00:48:50,075
!يكيشونو زدم
744
00:48:50,075 --> 00:48:53,078
خونه من زياد دور نيست
ميتونيم پياده بريم اونجا
745
00:48:53,078 --> 00:48:56,017
بنظر خوب مياد، محمد -
محمود -
746
00:48:57,082 --> 00:49:00,189
وقتي به سمت يه پناهگاه فرار ميكرديم
من فهميدم اين چيزيه كه ميخواستم
747
00:49:00,189 --> 00:49:01,127
من در يه عمليات بودم
748
00:49:01,127 --> 00:49:03,630
حتي اگه ندونم اين چه عملياتي هست
749
00:49:03,630 --> 00:49:06,216
اما من دوباره صداي
كودك درونم رو ميشنيدم
750
00:49:06,216 --> 00:49:09,155
كه داشت مثل يه دختر كوچولو فرياد ميزد
751
00:49:11,763 --> 00:49:14,369
!كروم 1 كروم 1
لشكر آزادي صحبت ميكنه
752
00:49:14,369 --> 00:49:15,433
به ما حمله شده
753
00:49:15,433 --> 00:49:17,955
!اين لعنتيها پدرمون رو درمياره
754
00:49:54,347 --> 00:49:56,140
محمود ما رو به خونهاش برد
755
00:49:56,140 --> 00:49:59,226
كه فهميديم وقتي نبوده بهش دستبرد زدن
756
00:49:59,226 --> 00:50:03,898
و همينطور بطور اتفاقي
بمباران شده بوده
757
00:50:03,898 --> 00:50:06,734
همسايهها بهش گفتن كه زنش رفته
758
00:50:06,734 --> 00:50:09,548
اونها نميدونستن اون كجا رفته
759
00:50:20,956 --> 00:50:24,438
واقعا متاسفم كه بهتون زدم، قربان
760
00:50:25,669 --> 00:50:28,297
اون يه اتفاق بود
761
00:50:28,297 --> 00:50:32,634
بابت اون نيروهاي امنيتي هم معذرت ميخوام
762
00:50:32,634 --> 00:50:36,700
نميخوام فكر كنين همه امريكاييها
اينطوري هستن
763
00:50:37,431 --> 00:50:42,019
بابت آدمرباها ازتون معذرت ميخوام
764
00:50:42,019 --> 00:50:44,480
تقصير شما كه نبوده، قربان
765
00:50:44,480 --> 00:50:48,358
منظورم اينه كه در امريكا هم آدم ربا هست
766
00:50:48,358 --> 00:50:52,007
هميشه... سيب خراب هم وجود داره
767
00:51:24,019 --> 00:51:27,375
لين؟ بيداري؟
768
00:51:29,941 --> 00:51:34,340
من فقط ... داشتم به محمود فكر ميكردم
769
00:51:36,156 --> 00:51:38,074
اونها فقط ميخواستن كاري
براي زندگيشون بكنن
770
00:51:38,074 --> 00:51:42,871
يه كار ... بادووم و خوب
771
00:51:42,871 --> 00:51:46,499
اما هميشه افرادي هستن كه ميخوان
خرابش كنن
772
00:51:46,499 --> 00:51:49,169
چيزي كه لين در حقيقت بهش فكر ميكرد
لاري هوپر بود
773
00:51:49,169 --> 00:51:53,131
و نقشي كه اون در نابودي
نيروي زميني جديد داشت
774
00:51:53,131 --> 00:51:55,592
اما، اگه با انصاف باشيم، بي قاعدگي
خود جدايها
775
00:51:55,592 --> 00:51:58,595
باعث ميشد كه دوستهاي
زيادي نداشته باشن
776
00:51:58,595 --> 00:52:00,680
مثلا، يكي به اسم " تيم كوتز" بود
777
00:52:00,680 --> 00:52:03,057
كه ازش خواسته بودن كه محل تقريبي
778
00:52:03,057 --> 00:52:06,831
ژنرال مانوئل نوريگا رو مشخص كنه
واون پاسخ داده بود
779
00:52:08,521 --> 00:52:12,400
از آنجلا لانسبري بپرس -
دوباره بگو، تيم؟ -
780
00:52:12,400 --> 00:52:15,464
از آنجلا لانسبري بپرس
781
00:52:18,322 --> 00:52:21,262
عاليه. عاليه
782
00:52:31,919 --> 00:52:34,192
ما از آنجلا لانسبري پرسيديم
783
00:52:34,192 --> 00:52:35,256
و؟
784
00:52:35,256 --> 00:52:39,321
اون گفت كه نميدونه ژنرال نوريگا كجاست
785
00:52:46,934 --> 00:52:50,312
يا زماني كه ژنرال ارشد، گيلينگ
از پايگاه ديدن ميكرد
786
00:52:50,312 --> 00:52:52,732
و كارآموز جداي، كليفورد هيكاكس رو ديده بو
787
00:52:52,732 --> 00:52:56,861
كه رقص باستاني خورشيد
مردمان سيوكس رو انجام ميداده
788
00:52:56,861 --> 00:52:58,904
جدايها از يه رسوايي كوچيك نجات پيدا كردن
789
00:52:58,904 --> 00:53:01,490
شايع شده بود، رييس جمهور ريگان
ازشون حمايت كرده
790
00:53:01,490 --> 00:53:03,367
كه هم يكي از طرفداران
فيلمهاي جنگ ستارگان بود
791
00:53:03,367 --> 00:53:05,995
و هم علاقمند به موضوعات
ماوراي طبيعي
792
00:53:05,995 --> 00:53:09,498
اما بعدش، در يه تابستان
يه افسر جوان و دوست داشتني
793
00:53:09,498 --> 00:53:13,689
به اسم نورمن پندلتون، به
نيروي زميني جديد ملحق شد
794
00:53:14,670 --> 00:53:16,755
بدون داشتن اميدي براي رقابت با لين
795
00:53:16,755 --> 00:53:22,511
CIA MK-ULTRA لري روي آزمايشهاي شرم آور
استفاده از مواد روانگردان براي كنترل افراد) كار ميكرد)
796
00:53:22,511 --> 00:53:25,889
كه فكر ميكرد ميتونه قدرتهاي
فيزيكيشو ارتقا بده
797
00:53:25,889 --> 00:53:28,475
تنها چيزي كه نياز داشت، يه آزمايشگاه
بود كه خودش اون آزمايشها رو انجام بده
798
00:53:28,475 --> 00:53:30,998
و مطمئن بشه اونها بي خطرن
799
00:53:32,521 --> 00:53:35,335
ولي معلوم شد
كه اونها بي خطر نيستن
800
00:54:05,137 --> 00:54:07,492
!فرار كنين! فرار كنين
801
00:54:08,723 --> 00:54:10,537
!مزخرفه
802
00:54:20,735 --> 00:54:22,841
نورم؟
803
00:54:26,199 --> 00:54:28,201
نورم
804
00:54:28,201 --> 00:54:30,723
اون تفنگ رو بده به من
805
00:54:36,751 --> 00:54:38,503
پدر نورم كه بعدا معلوم شد
806
00:54:38,503 --> 00:54:41,923
يكي از ماموران رده بالاي
پنتاگونه، به دنبال مقصر بود
807
00:54:41,923 --> 00:54:44,884
اگر چه جدايها كاملا مطمئن بودن
كه لري مسئول اين اتفاقه
808
00:54:44,884 --> 00:54:46,469
هيچ چيزي اثبات نشد
809
00:54:46,469 --> 00:54:49,764
و هنگامي كه ازش خواستن كه در
يه جلسه انضباطي شهادت بده
810
00:54:49,764 --> 00:54:52,684
لري هم مطمئن شد كه تا جايي كه ميتونه
بيل رو بي آبرو كرده
811
00:54:52,684 --> 00:54:55,937
سرهنگ دوم جانگو، از پولهايي كه از
كارهاي غيرقانوني به دست مي آورده
812
00:54:55,937 --> 00:54:57,855
... براي كارهاي غيراخلاقي -
!اين يه دروغه -
813
00:54:57,855 --> 00:55:00,191
و براي خودش و افرادش
مواد مخدر تهيه ميكرده
814
00:55:00,191 --> 00:55:02,193
... اين
815
00:55:02,193 --> 00:55:06,092
خب، انجام كارهاي غيراخلاقي
مطمئنا يه دروغه
816
00:55:07,990 --> 00:55:11,369
سرتيپ هوپگود استعفا داد
و چند سال بعد مرد
817
00:55:11,369 --> 00:55:14,850
بيل هم با بي آبرويي اخراج شد
818
00:55:22,838 --> 00:55:25,653
كارت رو ادامه بده، لين
819
00:55:26,926 --> 00:55:30,574
دنيا بيشتر از هميشه
به جدايها نياز داره
820
00:55:36,310 --> 00:55:37,395
بعد از رفتن بيل
821
00:55:37,395 --> 00:55:41,794
سرگرد هولتز از نيروهاي ويژه
فرماندهي جدايها رو به دست گرفت
822
00:55:42,358 --> 00:55:45,194
اون زياد از تمرينات غيرعادي بيل
سر در نمي آورد
823
00:55:45,194 --> 00:55:48,258
و ميخواست تغييراتي ايجاد كنه
824
00:55:49,740 --> 00:55:52,888
هيچ چيز ديگه مثل گذشته نبود
825
00:56:49,841 --> 00:56:52,364
واقعا ممنونم، قربان
826
00:57:39,349 --> 00:57:42,018
خداي من! ما ميتونستيم يه نقشه بياريم
827
00:57:42,018 --> 00:57:44,458
عربهاي باديه نشين قرنها بدون نقشه
828
00:57:44,458 --> 00:57:46,522
مسيرشون رو در بيابون پيدا ميكردن
829
00:57:46,522 --> 00:57:48,900
ميتونيم از يه ساعت مچي
و نور خورشيد استفاده كنيم
830
00:57:48,900 --> 00:57:50,234
خب؟
831
00:57:50,234 --> 00:57:52,820
خب چي؟ -
خب، از ساعت مچي استفاده كن -
832
00:57:52,820 --> 00:57:54,363
من كه ساعت مچي ندارم
833
00:57:54,363 --> 00:57:56,616
... اوه، محض رضاي خدا
834
00:57:56,616 --> 00:57:58,304
بگير
835
00:57:59,327 --> 00:58:00,912
چيه؟
836
00:58:00,912 --> 00:58:02,580
اين كه ديجيتاله -
خب؟ -
837
00:58:02,580 --> 00:58:04,415
ما يه ساعت عقربهاي ميخوايم
838
00:58:04,415 --> 00:58:07,084
از كجا بايد ميدونستم؟
تو متخصص مسيريابي هستي
839
00:58:07,084 --> 00:58:08,669
... تو كسي هستي كه گفتي ميتوني
840
00:58:08,669 --> 00:58:09,921
مسير رو پيدا كني
841
00:58:09,921 --> 00:58:12,131
... ميتونم، اگه تو فقط ساكت -
!فرض كن كه تو اصلا ساعت نداشتي -
842
00:58:12,131 --> 00:58:13,174
من ساعت نميخوام -
چطور بايد از اين خرابشده بريم؟ -
843
00:58:13,174 --> 00:58:14,884
از توانايي سطح 2 استفاده ميكنم
844
00:58:14,884 --> 00:58:17,136
اون چيه؟ -
سطح دو، بصيرت -
845
00:58:17,136 --> 00:58:18,971
ما آموزش ديديم كه تصميمات
درست بگيريم
846
00:58:18,971 --> 00:58:20,181
... يكي مياد به سمتت
847
00:58:20,181 --> 00:58:21,307
و ميگه در جاده به يه چندراهي رسيدن
848
00:58:21,307 --> 00:58:23,413
به سمت راست برن، يا سمت چپ؟
... و تو ميگي
849
00:58:23,413 --> 00:58:24,393
!به سمت راست برين
850
00:58:24,393 --> 00:58:28,042
چي؟ فقط يه مثال بود؟ -
مثال، درست همينطور -
851
00:58:29,023 --> 00:58:32,921
ما نيم ساعته كه اينجاييم
اون " مثالت" چطوريه؟
852
00:58:35,112 --> 00:58:36,655
اوه، مسير از اين طرفه؟ -
آره -
853
00:58:36,655 --> 00:58:38,886
حالا ميدوني
854
00:59:11,565 --> 00:59:13,378
طاقت بيار
855
00:59:15,861 --> 00:59:17,487
چي شده؟
856
00:59:17,487 --> 00:59:19,531
آي. يي. دي -
چي؟ -
857
00:59:19,531 --> 00:59:23,493
(مواد منفجره جاسازي شده ( مين -
!اوه، خداي من! خداي من -
858
00:59:23,493 --> 00:59:25,704
تو حالت خوبه
تو حالت خوب ميشه
859
00:59:25,704 --> 00:59:26,913
باورم نميشه
860
00:59:26,913 --> 00:59:28,707
عجب بصيرت لعنتياي، لين
861
00:59:28,707 --> 00:59:32,044
من... بذارم زمين، ميتونم راه بيام
862
00:59:32,044 --> 00:59:34,629
!اوه، خداي من
863
00:59:34,629 --> 00:59:37,007
فكر ميكنم ممكنه از شدت خونريزي بميرم
864
00:59:37,007 --> 00:59:39,259
تو از شدت خونريزي نميميري
تو تو حالت شوك هستي
865
00:59:39,259 --> 00:59:40,969
اين حالت شوكه
866
00:59:40,969 --> 00:59:43,722
گرمه، خيلي گرمه
867
00:59:43,722 --> 00:59:45,891
تو گرمت نيست؟ -
باب؟ -
868
00:59:45,891 --> 00:59:48,393
اين خيلي مهمه كه دهنت رو بسته نگه داري
869
00:59:48,393 --> 00:59:50,896
با دهن باز كلي آب بدنت رو از دست ميدي
870
00:59:50,896 --> 00:59:53,481
... اگه توي ماشين ميمونديم، حالا
871
00:59:53,481 --> 00:59:54,649
حالمون بهتر بود
872
00:59:54,649 --> 00:59:57,277
... حالا هيچ آبي نداريم، هيچ -
همه چيز درست ميشه -
873
00:59:57,277 --> 00:59:59,070
ميتوني ديگه اين حرف رو نزني
... من دارم
874
00:59:59,070 --> 01:00:00,947
!من كاملا نابود شدم
!من وسط يه بيابونم
875
01:00:00,947 --> 01:00:04,117
من حالم خوب نميشه -
باب، تو توي شوك هستي -
876
01:00:04,117 --> 01:00:07,162
اگه بترسي، قلبت از تپش مي ايسته
877
01:00:07,162 --> 01:00:10,623
اينطوري ميخواي منو آروم كني؟
878
01:00:10,623 --> 01:00:12,437
يه لحظه صبر كن
879
01:00:13,334 --> 01:00:15,170
اين شرقه
880
01:00:15,170 --> 01:00:17,630
القايم در اونطرفه
ما مسير اشتباهي اومديم
881
01:00:17,630 --> 01:00:21,426
القايم هدف ما نيست
ما ميريم نزديك القايم
882
01:00:21,426 --> 01:00:23,845
كجا؟
883
01:00:23,845 --> 01:00:26,222
نميدونم؟ -
چي؟ -
884
01:00:26,222 --> 01:00:28,349
داري شوخي ميكني؟
اين يه شوخيه، مگه نه؟
885
01:00:28,349 --> 01:00:32,248
ما 600 مايل اومديم و تو ميگي
نميدوني قراره كجا بريم؟
886
01:00:33,688 --> 01:00:36,899
... اگه محل دقيق هدف معلوم بود
887
01:00:36,899 --> 01:00:40,570
لازم نبود يكي از نيروهاي جداي
اونو پيدا كنه، مگه نه؟
888
01:00:40,570 --> 01:00:43,322
كي اين ماموريت رو بهت داده، لين؟
889
01:00:43,322 --> 01:00:45,616
بيل -
چي؟ -
890
01:00:45,616 --> 01:00:49,120
بيل، اون دو ماه پيش اومد پيشم
891
01:00:49,120 --> 01:00:51,289
يه تجسم فيزيكي
892
01:00:51,289 --> 01:00:54,000
اون اسم منو صدا ميزد -
!اوه، خداي من -
893
01:00:54,000 --> 01:00:56,335
لين، ماموريتي در كار نيست
894
01:00:56,335 --> 01:01:00,298
ما وسط يه بيابون لعنتي گير افتاديم
چون تو يه صدايي شنيدي؟
895
01:01:00,298 --> 01:01:05,322
هيچكسي اينجا نيست
!هيچ عوضياي اينجا نيست
896
01:01:06,053 --> 01:01:08,222
وقتي سر و صداي اخراج بيل خوابيد
897
01:01:08,222 --> 01:01:11,370
يه پيروزي شگفتآور به دست آمد
898
01:01:12,351 --> 01:01:14,729
برام چي آوردي، گروهبان؟
899
01:01:14,729 --> 01:01:17,022
... اين نتايج آزمايشهاي علمي است كه من
900
01:01:17,022 --> 01:01:20,067
روي كاربردهاي مخرب
تحقيقات فراذهني انجام دادم
901
01:01:20,067 --> 01:01:23,112
من اينو به سرهنگ دوم جانگو نشون
دادم ولي اون علاقهاي بهش نداشت
902
01:01:23,112 --> 01:01:25,926
نه، مطمئنم كه علاقهاي نداشته
903
01:01:29,660 --> 01:01:32,246
ما افرادي داريم كه ميتونن اين كارو بكنن؟
904
01:01:32,246 --> 01:01:34,768
من فكر ميكنم يكي داريم، قربان
905
01:01:35,457 --> 01:01:38,605
ولي ما وسيلهاي نداريم
906
01:01:39,795 --> 01:01:41,547
... خب، قربان
907
01:01:41,547 --> 01:01:44,069
يه آزمايشگاه بز داريم
908
01:01:45,634 --> 01:01:49,596
فقط 100 متر اونطرفتر از دفتر سرگرد هولتز
يه بيمارستان خالي بود
909
01:01:49,596 --> 01:01:51,932
بيشتر سربازهايي كه در
فورت براگ بودن
910
01:01:51,932 --> 01:01:54,643
نميدونستن اونجا دقيقا
به درد چه كاري ميخوره
911
01:01:54,643 --> 01:01:56,895
چون، اونجا اگر چه خالي بود
912
01:01:56,895 --> 01:01:59,690
ولي در واقع خالي نبود
913
01:01:59,690 --> 01:02:03,902
بزها رو بطور مخفيانه از امريكاي مركزي
به اونجا مي آوردن تا حقوق گمرگي پرداخت نكنن
914
01:02:03,902 --> 01:02:07,239
نيروهاي ويژه نگران نبودن كه
سربازهاي عادي صداي بزها رو ميشنون
915
01:02:07,239 --> 01:02:09,658
چون اونها سروصدا نميكردن
916
01:02:09,658 --> 01:02:12,744
آزمايشگاه بز، در واقع بعنوان يه
آزمايشگاه مخفي ساخته شده بود
917
01:02:12,744 --> 01:02:17,040
براي اينكه به نيروهاي ويژه
آموزش عملهاي جراحي صحرايي بده
918
01:02:17,040 --> 01:02:19,751
به پاهاي بزها شليك ميكردن
919
01:02:19,751 --> 01:02:23,380
و سربازها بايد با موفقيت
پاي بزها رو پانسمان ميكردن
920
01:02:23,380 --> 01:02:26,091
قبلا آزمايشگاه بز، آزمايشگاه سگ بوده
921
01:02:26,091 --> 01:02:30,512
اما چون بيشتر سربازها دوست نداشتن
به پاي سگها شليك كنن، اونجا تغيير كرد
922
01:02:30,512 --> 01:02:34,140
ارتش سالها احساس خوبي براي انجام
اين كارها روي بزها داشت
923
01:02:34,140 --> 01:02:37,497
حتي سلاحهاي هستهاي رو
روي بزها امتحان ميكردن
924
01:02:39,271 --> 01:02:41,501
رفته باب
925
01:02:42,086 --> 01:02:43,275
چي؟
926
01:02:43,275 --> 01:02:45,235
نميتونم پيداش كنم
927
01:02:45,235 --> 01:02:47,862
من قدرتم رو از دست دادم
928
01:02:47,862 --> 01:02:49,718
اين يه نفرينه
929
01:02:49,718 --> 01:02:50,824
چه نفريني؟
930
01:02:50,824 --> 01:02:53,159
اونها اين چيز زيبايي كه ما
ساخته بوديم رو ازمون گرفتن
931
01:02:53,159 --> 01:02:55,829
و نيروي زميني جديد رو نابود كردن
932
01:02:55,829 --> 01:02:58,184
كي نابودش كرد؟
933
01:02:59,290 --> 01:03:01,396
من نابودش كردم
934
01:03:03,086 --> 01:03:06,172
هوپر و هولتز از من خواستن
كه يه آزمايشي انجام بدم
935
01:03:06,172 --> 01:03:08,341
اونها ازم خواستن كه قلب يه
بز رو از كار بندازم
936
01:03:08,341 --> 01:03:09,926
اون بز با من چيكار كرده بود؟
937
01:03:09,926 --> 01:03:13,096
اين كاملا خلاف راه و روش جداي بود
938
01:03:13,096 --> 01:03:14,472
من ميخواستم فقط اداي اين كارو در بيارم
939
01:03:14,472 --> 01:03:17,475
كه بعدش اونها متوجه بشن كه اين كار
نميكنه و فراموشش كنن
940
01:03:17,475 --> 01:03:20,311
... بعدش، كه من اونجا نشستم
941
01:03:20,311 --> 01:03:23,356
من احساسش كردم... ضربان قلب رو
942
01:03:23,356 --> 01:03:26,504
درونم
نميتونستم جلوشو بگيرم
943
01:03:28,694 --> 01:03:30,947
... شايد در اعماق وجودم
944
01:03:30,947 --> 01:03:35,554
قسمتي تاريك از من
ميخواست ببينه ميتونم اين كارو بكنم يا نه؟
945
01:03:58,224 --> 01:04:00,746
!لعنتي
946
01:04:02,228 --> 01:04:05,898
همينه
من از قدرتم براي كارهاي شيطاني استفاده كردم
947
01:04:05,898 --> 01:04:09,693
و اين يه نفرين براي من و همه ما آورد
948
01:04:09,693 --> 01:04:11,654
دقيقا مثل شعري كه ميگه
949
01:04:11,654 --> 01:04:15,366
مردي كه يه مرغ دريايي رو كشت و اونها مجبورش كردن، اون رو به گردنش آويزون كنه
950
01:04:15,366 --> 01:04:18,035
هر شب من خواب اون بز رو ميبينم
951
01:04:18,035 --> 01:04:22,248
دهنش بدون هيچ صدايي باز و بسته ميشه
952
01:04:22,248 --> 01:04:25,312
سكوت بزها
953
01:04:28,796 --> 01:04:31,423
ماموريتم رو تموم كردم و اونجا رو ترك كردم
اومدم بيرون
954
01:04:31,423 --> 01:04:33,111
و هيچوقت برنگشتم
955
01:04:34,676 --> 01:04:36,345
اما قبل از اينكه اون بتونه بره
956
01:04:36,345 --> 01:04:40,140
لري ترتيب آخرين
هديه خداحافظي رو داده بود
957
01:04:40,140 --> 01:04:41,828
... تو چيكار
958
01:04:48,190 --> 01:04:49,900
اون يه " ماك تيره" بود
959
01:04:49,900 --> 01:04:52,110
ماك تيره؟ -
ماك تيره -
960
01:04:52,110 --> 01:04:53,779
كف گرگي
961
01:04:53,779 --> 01:04:54,988
"تماس مرگ"
962
01:04:54,988 --> 01:04:57,324
در نيروي زميني جديد ممنوع شده بود
963
01:04:57,324 --> 01:05:00,035
تماس مرگ چيكار ميكنه؟
964
01:05:00,035 --> 01:05:01,870
تورو ميكشه ، باب
965
01:05:01,870 --> 01:05:04,373
با يه تماس -
!خداي من -
966
01:05:04,373 --> 01:05:08,377
يه داستاني هست كه ميگه
وونگ ويفو، بزرگترين رزميكار چيني
967
01:05:08,377 --> 01:05:11,004
با يه مردي مبارزه كرد و
شكستش داد
968
01:05:11,004 --> 01:05:15,342
و بعدش اون مرد، اين ضربه آروم
رو بهش زد
969
01:05:15,342 --> 01:05:18,261
وونگ به اون مرد نگاه كرد
و اون فقط سرش رو تكون ميداد
970
01:05:18,261 --> 01:05:19,888
همين
971
01:05:19,888 --> 01:05:22,891
اون بهش تماس مرگ رو داده بود
972
01:05:22,891 --> 01:05:24,935
وونگ مُرد
973
01:05:24,935 --> 01:05:27,145
همون لحظه اونجا؟
974
01:05:27,145 --> 01:05:28,521
نه
975
01:05:28,521 --> 01:05:30,899
حدود 18 سال بعدش
976
01:05:30,899 --> 01:05:32,108
يه چيزي در مورد ماك تيره وجود داره
977
01:05:32,108 --> 01:05:35,048
هيچوقت نميفهمي كه چه زماني
اثرش رو ميذاره
978
01:05:40,575 --> 01:05:43,536
يه جوراي خندهداري، من
لين رو تحسين ميكردم
979
01:05:43,536 --> 01:05:45,038
اون به چنان چيزي چنان اعتقاد داشت
980
01:05:45,038 --> 01:05:47,977
كه فكر ميكرد، واقعا در اثر اون ميميره
981
01:05:48,750 --> 01:05:51,211
اين چيزي بود كه من مدتها دنبالم ميگشتم
982
01:05:51,211 --> 01:05:53,087
چيزي كه بهش اعتقاد داشته باشم
983
01:05:53,087 --> 01:05:56,152
چيزي كه به زندگيم، معني بده
984
01:05:56,674 --> 01:05:59,344
بهمين خاطر بود كه گرفتار
داستان احمقانه لين شده بودم
985
01:05:59,344 --> 01:06:02,825
بهمين خاطر بود كه من اونو
تو اين بيابون دنبال كردم
986
01:06:33,127 --> 01:06:35,649
!ببين! ببين
987
01:06:38,174 --> 01:06:41,238
!يالا! يالا
988
01:07:29,183 --> 01:07:32,936
مسابقات دوستانهاي بين
افراد قرارگاه صورت ميگيره
989
01:07:32,936 --> 01:07:37,335
اگه فكر ميكنيد اين كارها بچهگانه
هستن، بهتره دوباره فكر كنين
990
01:08:07,012 --> 01:08:08,700
لين؟
991
01:08:15,812 --> 01:08:18,168
لين؟ كجا ميري؟
992
01:08:23,737 --> 01:08:25,425
لين؟
993
01:09:09,991 --> 01:09:12,096
سلام، بيل
994
01:09:15,246 --> 01:09:17,351
سلام، لين
995
01:09:19,834 --> 01:09:22,044
اين بابه
996
01:09:22,044 --> 01:09:24,547
سلام باب
997
01:09:24,547 --> 01:09:26,652
سلام
998
01:09:28,342 --> 01:09:29,885
اوه، خوبه
999
01:09:29,885 --> 01:09:32,408
همه اينجا هستن
1000
01:09:33,389 --> 01:09:36,559
"اينجا در واقع يه پايگاه "سايوپسه
(براي انجام جنگ رواني عليه دشمن)
1001
01:09:36,559 --> 01:09:39,603
ساي" براي فيزيك، درسته؟" -
ساي" براي روانشناسي" -
1002
01:09:39,603 --> 01:09:41,605
اين كنايهها اثري روي من نداره
1003
01:09:41,605 --> 01:09:44,233
اخبار راديويي، اعلاميه و اين جور چيزها
1004
01:09:44,233 --> 01:09:48,904
اوه، بگير يه اعلاميه جنگ رواني عراقي
كه اونها روي سر ما ريختن
1005
01:09:48,904 --> 01:09:50,823
... سربازهاي امريكايي"
1006
01:09:50,823 --> 01:09:51,782
...همسران شما الان در خونه
1007
01:09:51,782 --> 01:09:53,909
با "بارت سيمپسون" و
"برت رينولدز" سكس ميكنن"
1008
01:09:53,909 --> 01:09:57,162
آره، تكاليفشون رو خوب انجام ندادن
1009
01:09:57,162 --> 01:09:58,706
چطوري ما رو پيدا كردي، لين؟
1010
01:09:58,706 --> 01:10:01,125
بهت كه گفته بودم
من از دور تورو تماشا ميكردم
1011
01:10:01,125 --> 01:10:03,669
اگه اينجا يه پايگاه جنگ روانيه
تو اينجا چيكار ميكني؟
1012
01:10:03,669 --> 01:10:06,588
من گفتم اينجا در اصل يه پايگاه جنگ روانيه
1013
01:10:06,588 --> 01:10:08,757
افراد ديگهاي هم اينجا هستن كه
1014
01:10:08,757 --> 01:10:11,802
كه به دنبال راهحلهاي خلاقانه
براي مبارزه با تروريسم هستن
1015
01:10:11,802 --> 01:10:14,388
اين افراد نسبت به نيروهاي
قبلي خيلي ذهنشون بازتره
1016
01:10:14,388 --> 01:10:18,058
و توي شركت من تحقيقات تجربي
فوقالعادهاي انجام ميدن
1017
01:10:18,058 --> 01:10:20,561
سيك؟
1018
01:10:20,561 --> 01:10:23,105
تلفظش اينه
سايك
1019
01:10:23,105 --> 01:10:28,360
شركت بين المللي سيستمهاي رواني
PSIC
1020
01:10:28,360 --> 01:10:31,697
معلوم شد آدمهاي خاصي
درباره نيروي زميني جديد چيزايي شنيدن
1021
01:10:31,697 --> 01:10:34,157
اونها خيلي به بعضي كارهايي كه ما
در گذشته انجام داديم، علاقمند شدن
1022
01:10:34,157 --> 01:10:37,305
اونها يه وظيفهاي به من دادم
من هم وظيفهاي به بيل دادم
1023
01:10:38,370 --> 01:10:40,038
بيل براي تو كار ميكنه؟
1024
01:10:40,038 --> 01:10:43,937
بيل روي پيغامرساني
ناخودآگاه كار ميكنه
1025
01:10:44,543 --> 01:10:45,877
اين چيزي بود كه خودمون طراحي كرديم
1026
01:10:45,877 --> 01:10:48,422
تا با همرزمهامون قبل از مبارزه بازي كنيم
1027
01:10:48,422 --> 01:10:50,527
اجراش كن
1028
01:10:56,763 --> 01:10:58,974
اون يه پيغام ناخودآگاهه؟
1029
01:10:58,974 --> 01:11:00,141
... بهش ميگن
1030
01:11:00,141 --> 01:11:03,311
قبل از شليك با اسلحههاي سنگين، مست نكن
1031
01:11:03,311 --> 01:11:05,939
ما كلي ايدههاي جديد و پيشرفت داشتيم
1032
01:11:05,939 --> 01:11:07,399
يكي از اون ايدههاي جديد رو بهشون بگو
1033
01:11:07,399 --> 01:11:09,192
كيسهي هواي مين؟ -
كيسه هواي مين -
1034
01:11:09,192 --> 01:11:10,735
غير مرگبار
1035
01:11:10,735 --> 01:11:13,196
بمبها رو توي هوا از كار ميندازن
يكي ديگه بگو
1036
01:11:13,196 --> 01:11:15,865
هدف رو با فرومون آغشته ميكنه
و بعدش زنبورها رو رها ميكنه
1037
01:11:15,865 --> 01:11:20,036
عاليه. حمله زنبوري
!نيروهاي طبيعي
1038
01:11:20,036 --> 01:11:21,746
يكي ديگه -
پروژه آشيل -
1039
01:11:21,746 --> 01:11:25,812
... ما اعضاي بدن جنازههاي دشمن رو قطع مي -
!ما ديگه اون كارو نميكنيم! احمق -
1040
01:11:26,584 --> 01:11:30,463
مهم اينه... ما بودجه گرفتيم
ما كلي حامي داريم
1041
01:11:30,463 --> 01:11:32,173
من دارم دوباره نيروي زميني جديد رو ميسازم
1042
01:11:32,173 --> 01:11:34,050
اما اين بار بدون اون
مسخرهبازيهاي هيپي
1043
01:11:34,050 --> 01:11:38,449
چيكار ميكني، بيل؟ -
ميرم كمي بستني بردارم -
1044
01:11:45,269 --> 01:11:48,606
تو يه خاطراتي از اينكه اون
... چطوري بود داري ولي
1045
01:11:48,606 --> 01:11:51,234
اون حسابي از مشروب خوردن دست كشيده
1046
01:11:51,234 --> 01:11:54,882
اون هنوز بهترينه
اوه، تافي مدادي
1047
01:11:56,114 --> 01:11:58,116
يكي ميخواي؟ -
نه -
1048
01:11:58,116 --> 01:12:00,221
خداي من، من عاشق اينهام
1049
01:12:54,588 --> 01:12:57,633
چيه؟ اون چيه؟
1050
01:12:57,633 --> 01:13:00,155
"اين " دارك سايده
1051
01:13:10,896 --> 01:13:13,398
لين، ميخواي چيكار كني؟
1052
01:13:13,398 --> 01:13:15,754
... خيلي دير شده
1053
01:13:17,945 --> 01:13:21,573
من دارم ميميرم باب -
نه، تو نميميري -
1054
01:13:21,573 --> 01:13:23,367
... باورم نميشه تو با يه
1055
01:13:23,367 --> 01:13:25,994
... با يه نامه سفارشي، سام تيره و يا -
ماك تيره -
1056
01:13:25,994 --> 01:13:28,330
ماك تيره. نميشه همينطوري يكي به
... شونهات بزنه و بعدش
1057
01:13:28,330 --> 01:13:30,560
اين سرطانه
1058
01:13:31,249 --> 01:13:33,063
چي؟
1059
01:13:34,002 --> 01:13:37,651
همه چيزي كه ميدونم اينه كه
ماك تيره، باعثش بوده
1060
01:13:38,423 --> 01:13:40,050
سرطان
1061
01:13:40,050 --> 01:13:42,697
حداقل دكترها اينطوري ميگن
1062
01:13:46,181 --> 01:13:49,120
... روشهاي مختلفي براي ديدن
1063
01:13:49,809 --> 01:13:52,874
نامهاي مختلفي براي واقعيت ميشه گذاشت
1064
01:14:07,285 --> 01:14:09,390
اينو بده به بيل
1065
01:14:10,079 --> 01:14:12,185
من لياقتش رو ندارم
1066
01:14:15,710 --> 01:14:17,815
بگيرش
1067
01:14:25,011 --> 01:14:26,930
اين ماك تيره نبود كه داشت
لين رو ميكشت
1068
01:14:26,930 --> 01:14:29,015
سرطان هم نبود
1069
01:14:29,015 --> 01:14:31,559
قلب شكستهاش داشت اونو ميكشت
1070
01:14:31,559 --> 01:14:34,687
شايد سرطان هم همين كار رو ميكرد
1071
01:14:34,687 --> 01:14:36,606
ماموريت اون شكست خورده بود
1072
01:14:36,606 --> 01:14:40,359
و شكست چيزيه كه من خيلي راجبش ميدونم
1073
01:14:40,359 --> 01:14:42,173
بيل؟
1074
01:15:03,257 --> 01:15:06,906
لين بهم گفت كه اون لياقت پر عقاب رو نداره
1075
01:15:07,511 --> 01:15:10,326
اون ازم خواست كه اونو بهت پس بدم
1076
01:15:11,974 --> 01:15:15,122
اين الكيه -
چي؟ -
1077
01:15:16,520 --> 01:15:20,566
بيست هزار دلار بودجه براي گرفتن يه پر عقاب
1078
01:15:20,566 --> 01:15:23,088
اين يكي رو از بوقلون كندن
1079
01:15:24,069 --> 01:15:26,884
موضوع رو فهميدي
1080
01:15:28,824 --> 01:15:30,929
به لين نگو
1081
01:15:32,202 --> 01:15:34,433
اين واقعي نيست
1082
01:15:35,539 --> 01:15:38,061
هيچكدومشون واقعي نبوده
1083
01:15:42,963 --> 01:15:46,050
لين درباره نفرين بهم گفت
1084
01:15:46,050 --> 01:15:49,823
كه با كشتن اون بز
همه شما دچار نفرين شدين
1085
01:15:51,847 --> 01:15:54,995
لري با اين بزها ميخواد چيكار كنه؟
1086
01:16:00,939 --> 01:16:03,754
تو به رستگاري اعتقاد داري، بيل؟
1087
01:16:27,883 --> 01:16:30,697
معذرت ميخوام
نميخواستم بيدارت كنم
1088
01:16:32,345 --> 01:16:34,306
چطوري پيداش كردي؟
1089
01:16:34,306 --> 01:16:37,767
بهت كه گفتم
من از دور شما رو ميديدم
1090
01:16:37,767 --> 01:16:40,812
اسكاتي مرسر" بهت گفت، مگه نه؟"
1091
01:16:40,812 --> 01:16:42,939
آره، اون گفت
1092
01:16:42,939 --> 01:16:44,399
ما به اسكاتي گفتيم
كه داريم ميايم اينجا
1093
01:16:44,399 --> 01:16:46,484
و ازش خواستيم
اگه ميخواد كاري انجام بده
1094
01:16:46,484 --> 01:16:49,195
من اسكاتي رو نديدم
1095
01:16:49,195 --> 01:16:52,490
جالبه، چون اون بهم گفت كه اومده پيشت
و بهت گفته كه ممكنه
1096
01:16:52,490 --> 01:16:55,869
اينجا كاري برات باشه
1097
01:16:55,869 --> 01:16:59,767
اين دليل واقعي اومدنت نبود، لين؟
1098
01:17:01,124 --> 01:17:04,169
تو ميخواستي برگردي، مگه نه؟
1099
01:17:04,169 --> 01:17:05,628
ميتونه اتفاق بيفته
1100
01:17:05,628 --> 01:17:08,047
تو فقط بايد اون كلمه رو بگي
1101
01:17:08,047 --> 01:17:11,551
اين ميتونه عصر طلايي
در تحقيقات فرا ذهني باشه
1102
01:17:11,551 --> 01:17:13,928
تو، من و بيل
دوباره با هم
1103
01:17:13,928 --> 01:17:16,451
مثل ايام قديم
1104
01:17:22,395 --> 01:17:25,209
مجبور نيستي الان تصميم بگيري
1105
01:17:25,732 --> 01:17:28,254
فردا صبح بهم بگو
1106
01:17:37,285 --> 01:17:41,038
مادر زمين، سيستم حمايتي از من
1107
01:17:41,038 --> 01:17:44,083
.بعنوان سرباز
من بايد از آب آبيت بنوشم
1108
01:17:44,083 --> 01:17:48,671
روي خاكهاي رسي قرمزت زندگي كنم
و از زمينهاي سبزت بخورم
1109
01:17:48,671 --> 01:17:50,923
كمكم كن تا تعادلم رو به دست بيارم
1110
01:17:50,923 --> 01:17:54,385
همونطور كه تو تعادل زمين،دريا
1111
01:17:54,385 --> 01:17:56,595
و فضاي اطرافمون رو حفظ ميكني
1112
01:17:56,595 --> 01:17:58,806
كمكم كن كه قلبم رو باز كنم
1113
01:17:58,806 --> 01:18:01,600
بدونم كه جهان منو پرورش ميده
1114
01:18:01,600 --> 01:18:05,312
من چكمههايم رو عبادت ميكنم كه
هميشه به صورتت بوسه ميزنه
1115
01:18:05,312 --> 01:18:08,482
و قدمهايم رو كه با ضربان قلبت هماهنگه
1116
01:18:08,482 --> 01:18:12,069
بدنم رو در زمان و مكان حمل كن
1117
01:18:12,069 --> 01:18:16,490
تو ارتباط من با جهاني
و تمام چيزهاي درونش هستي
1118
01:18:16,490 --> 01:18:19,451
من از آن توام
و تو از آن مني
1119
01:18:19,451 --> 01:18:21,974
من بهت احترام نظامي ميذارم
1120
01:18:25,332 --> 01:18:27,437
من بهت احترام نظامي ميذارم
1121
01:18:35,634 --> 01:18:36,718
بيل؟
1122
01:18:36,718 --> 01:18:38,929
بيل! بيل؟
1123
01:18:38,929 --> 01:18:42,077
بيل؟ حالت خوبه؟
1124
01:18:44,101 --> 01:18:46,520
من همين الان تيموتي لري رو ديدم
1125
01:18:46,520 --> 01:18:48,897
تيموتي لري مرده
1126
01:18:48,897 --> 01:18:50,732
ميدونم
1127
01:18:50,732 --> 01:18:53,547
اون يه فكري داشت
1128
01:18:58,281 --> 01:19:00,450
صبح بخير آقايون
1129
01:19:00,450 --> 01:19:02,973
يه كم بستني بردار
1130
01:19:48,915 --> 01:19:51,020
تخم مرغها رو نخور
1131
01:19:53,795 --> 01:19:57,443
چي؟ -
تخم مرغها رو نخور -
1132
01:20:24,700 --> 01:20:26,661
اينجا چه خبره؟
1133
01:20:26,661 --> 01:20:29,600
ما توي تخم مرغها
مواد مخدر توهم زا جاسازي كرديم
1134
01:20:30,998 --> 01:20:34,627
بيل بهم نشون داد كه لري كجا
بستههاي مواد مخدر داره
1135
01:20:34,627 --> 01:20:37,088
و ما يه كم از مواد مخدر رو توي تخم مرغها ريختيم
1136
01:20:37,088 --> 01:20:39,443
و توي آب
1137
01:20:40,216 --> 01:20:41,467
چي؟
1138
01:20:41,467 --> 01:20:44,261
من توي منبع اصلي آب هم مواد مخدر ريختم
1139
01:20:44,261 --> 01:20:46,784
اما ما از اون آب خورديم
1140
01:20:47,807 --> 01:20:49,620
آره
1141
01:21:09,787 --> 01:21:12,039
درسته، صبر كنين
1142
01:21:12,039 --> 01:21:15,146
امروز هوا
1143
01:21:15,146 --> 01:21:16,168
گرم خواهد بود
1144
01:21:16,168 --> 01:21:18,379
منظورم اينه كه آره
اينطور حدس ميزنم
1145
01:21:18,379 --> 01:21:20,484
من واقعا به چيزي نگاه نكردم ولي
1146
01:21:21,048 --> 01:21:23,926
ميگم كه امروز هواي اون بيرون
خيلي گرم خواهد بود
1147
01:21:23,926 --> 01:21:27,324
آره، ديگه چي؟
1148
01:21:29,556 --> 01:21:33,330
خيلي جالبه، مگه نه؟
دوباره هوا گرمه
1149
01:21:36,521 --> 01:21:39,566
فكر خوبي بود اگه از
اون آب لعنتي نخورده بوديم؟
1150
01:21:39,566 --> 01:21:42,653
خب، ممكن بود باعث
بشه بهمون شك كنن
1151
01:21:42,653 --> 01:21:44,112
اما نگران نباش
بعد از سالها
1152
01:21:44,112 --> 01:21:48,178
من تحملم رو نسبت به مواد مخدر زياد كردم
1153
01:22:04,216 --> 01:22:08,823
!تو داري ميخوري به حصار
!تو داري ميخوري به حصار
1154
01:22:12,933 --> 01:22:15,747
!معركه است
!بهش نخوردي
1155
01:22:20,357 --> 01:22:25,403
به نام نيروي زميني جديد و
به عشق افرادش در هر كجا
1156
01:22:25,403 --> 01:22:27,926
!من تو رو آزاد ميكنم
1157
01:22:36,664 --> 01:22:39,729
!من اين پايگاه رو آزاد ميكنم
1158
01:22:49,636 --> 01:22:52,783
!يالا! برين! برين
1159
01:22:59,395 --> 01:23:03,794
!يالا! حركت كنين! يالا
1160
01:23:39,018 --> 01:23:41,665
تفنگت رو بيار پايين، لري
1161
01:23:47,776 --> 01:23:49,465
!نه
1162
01:23:53,741 --> 01:23:57,222
واي، من واقعا گرسنمه
1163
01:24:01,373 --> 01:24:04,313
!يالا -
!بريم، يالا -
1164
01:24:07,546 --> 01:24:09,651
!با من بياين
1165
01:24:16,472 --> 01:24:18,994
نگران نگهبانها نباش
1166
01:24:28,609 --> 01:24:30,714
!آزاد باشين
1167
01:25:17,657 --> 01:25:19,576
!صبر كنين ! صبر كنين! صبر كنين
!منتظر من بمونين
1168
01:25:19,576 --> 01:25:23,163
كجا داري ميري؟
پس ماموريت چي ميشه؟
1169
01:25:23,163 --> 01:25:25,915
!ماموريت تو هستي، باب
1170
01:25:25,915 --> 01:25:30,503
به اونها بگو چه اتفاقي افتاده
به همه بگو چه اتفاقي افتاده
1171
01:25:30,503 --> 01:25:33,025
الان وظيفه تو اينه
1172
01:25:38,177 --> 01:25:41,014
اون زمان ناراحت بودم
كه چرا لين منو با خودش نبرد
1173
01:25:41,014 --> 01:25:42,056
اما حالا ميدونم
1174
01:25:42,056 --> 01:25:46,122
دليلش اين بود كه اون و بيل
فهميده بودن كه چه اتفاقي داره ميفته
1175
01:26:05,454 --> 01:26:07,832
هيچكس دقيقا نميدونه چه اتفاقي افتاده
1176
01:26:07,832 --> 01:26:10,418
اخبار رسمي ميگن كه هليكوپتر اونها سقوط كرد
1177
01:26:10,418 --> 01:26:13,817
... بخاطر اينكه با آر.پي.جي زدنش يا
1178
01:26:13,817 --> 01:26:14,839
خب، اين اتفاقيه كه افتاده
1179
01:26:14,839 --> 01:26:18,612
وقتي سوار هليكوپتري هستي
كه روي اسيد سقوط ميكنه
1180
01:26:19,385 --> 01:26:23,222
تنها چيزي كه ميدونم اينه كه
اونها ديگه ديده نشدن
1181
01:26:23,222 --> 01:26:26,870
مثل تمام جادوگرها اونها به آسمون برگشتن
1182
01:26:30,729 --> 01:26:33,023
وقتي كه برگشتم
داستانشون رو نوشتم
1183
01:26:33,023 --> 01:26:34,483
همه چيز رو نوشتم
1184
01:26:34,483 --> 01:26:37,528
لين ماموريتي به من سپرده
و من تا آخرش هستم
1185
01:26:37,528 --> 01:26:40,155
من به همه ميگم كه چه اتفاقي افتاده
1186
01:26:40,155 --> 01:26:41,282
... حالا ميفهمم كه
1187
01:26:41,282 --> 01:26:43,200
قرار نبود من و دبرا با هم باشيم
1188
01:26:43,200 --> 01:26:45,160
حالا بابت اين موضوع خيالم راحته
1189
01:26:45,160 --> 01:26:48,789
اين سرنوشتم نبود كه به زندگي
گذشتهام برگردم
1190
01:26:48,789 --> 01:26:51,542
جهان نقشههاي ديگهاي برام داشت
1191
01:26:51,542 --> 01:26:54,545
من اين داستان رو به روزنامهها و
استوديوهاي تلويزيوني فرستادم
1192
01:26:54,545 --> 01:26:56,213
برام مهم نبود كه مسئولين باهام چيكار ميكنن
1193
01:26:56,213 --> 01:26:59,967
من آماده بودم تا زماني كه حقايق معلوم
بشه، در زندان باشم
1194
01:26:59,967 --> 01:27:02,594
اما اونها منو زنداني نكردن
1195
01:27:02,594 --> 01:27:04,263
اونها كار خيلي بدتري انجام دادن
1196
01:27:04,263 --> 01:27:07,182
استفاده از وسايل غيرعادي
براي اينكه نيروهاي عراقي رو وادار به اعتراف كنن
1197
01:27:07,182 --> 01:27:10,394
!و باور كنين، خيلي از والدين با من موافقن
1198
01:27:10,394 --> 01:27:13,313
"خيلي از زندانيها مجبورن به "بارني
1199
01:27:13,313 --> 01:27:16,566
دايناسور بنفشي كه آهنگ
دوستت دارم" رو ميخونه براي 24 ساعت"
1200
01:27:16,566 --> 01:27:20,028
پشت سر هم گوش بدن
1201
01:27:20,028 --> 01:27:22,614
و اين همون بود
1202
01:27:22,614 --> 01:27:26,076
اين تنها قسمتي از داستان
من بود كه جايي اعلام شد
1203
01:27:26,076 --> 01:27:28,598
و اين يه شوخي بود
1204
01:27:29,287 --> 01:27:31,748
و حتي اگه لازم باشه اثبات كنم كه
"چطور " دارك سايد
1205
01:27:31,748 --> 01:27:35,460
روياهاي زيبايي كه
ملتي چطور ميتونه باشه
1206
01:27:35,460 --> 01:27:38,755
رو نابود و خراب ميكنه
1207
01:27:38,755 --> 01:27:40,841
خب، اين همون بود
1208
01:27:40,841 --> 01:27:45,178
اما من دست بر نميدارم
من تسليم نميشم
1209
01:27:45,178 --> 01:27:48,056
چون وقتي به اتفاقاتي كه در دنيا
ميفتاد نگاه ميكردم
1210
01:27:48,056 --> 01:27:49,808
حالا ميدونستم
1211
01:27:49,808 --> 01:27:52,330
بيشتر از هميشه
1212
01:27:53,019 --> 01:27:55,146
همه ما بايد چيزي كه ميتونيم باشيم
1213
01:27:55,146 --> 01:27:57,190
باب؟
1214
01:27:57,190 --> 01:28:01,256
حالا
بيشتر از هميشه
1215
01:28:02,195 --> 01:28:05,009
به جداي احتياج داريم
1216
01:28:10,362 --> 01:28:16,138
زيرنويس از
amir_t6262 و Majid 190 Cm
1217
01:28:16,138 --> 01:28:23,484
amir_t6262@yahoo.com
Majid190cm@yahoo.com
1218
01:28:23,484 --> 01:28:28,733
WwW.9movie.ir
WwW.PersianDown.Com
1219
01:28:28,733 --> 01:28:44,277
تقديم به
WwW.FarsiSubtitle.CoM
1220
01:28:44,477 --> 01:28:49,477
:تنظيم کننده
Farid87