1
00:00:09,792 --> 00:03:53,824
IMDb-Dl Proudly Presents
Translated By Elka
2
00:03:53,849 --> 00:04:03,849
:تنظيم کننده
Farid87
3
00:04:16,469 --> 00:04:18,246
شهر سايگون (در ويتنام)
4
00:04:19,687 --> 00:04:21,040
.لعنتي
5
00:04:22,863 --> 00:04:24,851
من هنوز در شهرِ سايگون تنها
.هستم
6
00:04:33,533 --> 00:04:37,089
هر سري،فکر ميکنم که دوباره ميخوام
.تو جنگل از خواب پاشم و اونجا باشم
7
00:04:43,188 --> 00:04:46,955
وقتي بعد از اولين ماموريتم رفتم
.خونه،شرايط بدتر شد
8
00:04:55,510 --> 00:04:58,048
.از خواب ميپريدم و هيچ چيزي اونجا نبود
9
00:05:06,180 --> 00:05:10,328
به ندرت با همسرم صحبت ميکردم و
اين شرايط باعث شد همسرم از من
.طلاق بگيره
10
00:05:13,506 --> 00:05:16,130
وقتي که اينجا بودم،دوست داشتم
،برم خونه
11
00:05:17,105 --> 00:05:22,015
و وقتي هم که خونه بودم،تنها فکرم
اين بود که برگردم به جنگل و ماموريت
.انجام بدم
12
00:05:25,447 --> 00:05:27,351
.يک هفته ميشه که اينجام
13
00:05:30,995 --> 00:05:32,983
.منتظر يک ماموريت هستم
14
00:05:34,085 --> 00:05:35,650
،شرايط داره سخت تر ميشه برام
15
00:05:41,157 --> 00:05:44,756
،هر دقيقه که توي اين اتاق ميمونم
،ضعيف تر ميشم
16
00:05:44,756 --> 00:05:46,916
و هر لحظه که "ويتنامي ها" توي جنگل و
،بوته زار خم ميشه و حرکت ميکنه
17
00:05:46,916 --> 00:05:48,607
.قوي تر ميشه
18
00:05:53,733 --> 00:05:57,602
،هر وقت به اطراف نگاهي ميندازم
احساس ميکنم که ديوارها بهم
.نزديک ميشند و محيط تنگ تر ميشه
19
00:07:36,127 --> 00:07:38,669
.هرکسي،هر چيزي که بخواد رو بدست مياره
20
00:07:39,713 --> 00:07:41,463
،من يه ماموريت ميخواستم
21
00:07:42,425 --> 00:07:44,799
،و به خاطر اشتباهات و تخلفاتم
.بهم يه ماموريت دادند
22
00:07:46,302 --> 00:07:48,719
خيلي راحت اومدند دنبالم و بهم
يه ماموريت دادند،انگار که مسئولِ
.هتل ميخواست غذا بياره
23
00:07:49,639 --> 00:07:52,056
،سروان ويلارد
اونجاييد؟
24
00:07:52,684 --> 00:07:54,853
.آره،دارم ميام
25
00:07:54,853 --> 00:07:57,144
،براي اين ماموريت افرادي منتخب
برگزيده ميشدند،ماموريتي
،حساس بود
26
00:07:57,980 --> 00:08:01,731
و وقتي که تمام شد،ديگه هيچ وقت
.ماموريتي نخواستم
27
00:08:10,450 --> 00:08:13,077
چي ميخوايد؟
حالتون خوبه سروان؟
28
00:08:13,077 --> 00:08:14,994
چه جوري به نظر ميام؟
29
00:08:24,171 --> 00:08:27,007
شما سروان "ويلارد"،مبارزِ
شماره 505هستيد؟
.آره
30
00:08:27,007 --> 00:08:28,675
173اُمين هوانورد؟
.بله
31
00:08:28,675 --> 00:08:31,509
براي گروه عملياتِ ويژه
برگزيده شده بوديد؟
هي رفيق،در رو نميخواي ببندي؟-
32
00:08:34,181 --> 00:08:36,763
ما دستور داريم تا شمارو تا فرودگاهِ
.نظامي همراهي کنيم
33
00:08:39,894 --> 00:08:41,854
چه اتهامي به من زدند؟
قربان؟؟-
34
00:08:41,854 --> 00:08:42,853
مگه من چيکار کردم که ميخوايد
من رو ببريد؟
35
00:08:43,606 --> 00:08:45,232
.هيچ اتهامي به شما وارد نشده،سروان
36
00:08:45,232 --> 00:08:49,150
شما دستور داريد تا به سازمانِ امنيتِ
،ارتباطات در شهرِ "نها_ترنگ" در ويتنام
.گزارش بديد
37
00:08:50,528 --> 00:08:52,322
.متوجه شدم
حله؟
38
00:08:52,322 --> 00:08:54,822
من بايد برم به "نها_ترنگ" ؟
.درسته-
39
00:08:55,867 --> 00:08:58,661
بجنبيد سروان،هنوز يه چند ساعتي وقت
.داريد تا خودتون رو آماده و مرتب کنيد
40
00:08:58,661 --> 00:09:01,369
.من حالم زياد خوب نيست
سروان؟-
41
00:09:03,415 --> 00:09:06,210
.دِيو،بيا اينجا يه کمکي بهم کن
اين يکي اصلا حالش خوب نيست
.و انگار به شدت خستست
42
00:09:06,210 --> 00:09:08,629
.سروان،بايد بريد حموم دوش بگيريد
43
00:09:08,629 --> 00:09:10,464
.انقدر اذيت نکن و حماقت نکن-
.خوب نگهش دار-
44
00:09:10,464 --> 00:09:12,716
سروان،ميخوايم شمارو ببريم حموم
.يه دوش بگيريد
45
00:09:12,716 --> 00:09:14,798
.ديگه رسيديم-
.سروان حالا زيرِ دوش بايستيد-
46
00:09:27,562 --> 00:09:31,898
من داشتم به بدترين جا در اين دنيا
ميرفتم و هنوز ازين موضوع اطلاع
.نداشتم
47
00:09:33,109 --> 00:09:35,987
هفته ها دورتر و مايل ها فراتر از
،يک رودخونه اي که
48
00:09:35,987 --> 00:09:39,074
،مستقيما به ميدانِ نبرد وصل ميشد
،مثلِ يک سيم که من رو مستقيما
49
00:09:39,074 --> 00:09:41,200
.وصل ميکرد "Kurtz" به سرهنگ
50
00:09:41,200 --> 00:09:43,909
،يه بار ديگه به من توهين کني#
.ميزنم داغونت ميکنم
51
00:09:44,537 --> 00:09:47,081
،اينکه من مسئول و سرپرستِ خاطره
52
00:09:47,081 --> 00:09:50,000
شدم،اتفاقي "Walter E. Kurtz"
...تصادفي نبود
53
00:09:50,000 --> 00:09:53,251
اما برگشتِ دوباره به شهرِ سايگون
.اتفاقي،تصادفي و شانسي بود
(امکانِ برگشت به شهر وجود نداشت)
54
00:09:54,879 --> 00:09:58,422
اصلا نميشه بدونِ گفتنِ داستانِ
خودم،درباره اين سرهنگ صحبت
.کنم و داستانش رو تعريف کنم
55
00:09:59,175 --> 00:10:01,261
و اگر داستانِ وي يک اعترافِ
...واقعي هستش
56
00:10:01,261 --> 00:10:02,512
سروان "ويلارد" خودش رو براي انجامِ
.وظيفه معرفي ميکنه،قربان
57
00:10:02,512 --> 00:10:03,596
پس واسه منم همينطوره و يک...
.اعتراف هستش
58
00:10:03,596 --> 00:10:07,099
.خيلي خوبه.بيا داخل-
.ممنونم قربان-
59
00:10:07,099 --> 00:10:10,517
.راحت باش-
.ژنرال-
60
00:10:12,521 --> 00:10:14,982
سيگار ميخواي؟
61
00:10:14,982 --> 00:10:16,731
.نه،ممنونم قربان
62
00:10:18,151 --> 00:10:20,861
سروان،تا حالا اين شخص رو ديديد؟
63
00:10:20,861 --> 00:10:22,280
.نخير قربان
64
00:10:22,280 --> 00:10:25,199
خودِ من يا ژنرال رو چطور؟
،نخير قربان
65
00:10:25,199 --> 00:10:26,448
.شخصا باهاتون ملاقاتي نداشتم
66
00:10:27,827 --> 00:10:30,121
شما تنهايي و بدونِ هيچ کمکي زياد
.کار و ماموريت انجام داديد
مگه نه سروان؟
67
00:10:30,121 --> 00:10:31,330
.بله قربان.همينطوره
68
00:10:31,330 --> 00:10:32,872
گزارشاتِ شما هوش و ذکاوت و فعاليتهاي
،جاسوسيِ شمارو در
69
00:10:32,872 --> 00:10:35,375
I سازمانِ امنيتِ ارتباطات،گروهِ
.مشخص ميکنه
70
00:10:35,375 --> 00:10:37,792
من اکنون اين اختيار رو ندارم که
درموردِ اون عمليات ها صحبت کنم
.قربان
71
00:10:47,511 --> 00:10:49,511
کار نميکرديد؟ CIA براي I شما در گروهِ
72
00:10:51,932 --> 00:10:53,142
.نخير قربان
73
00:10:53,142 --> 00:10:55,894
،شما مامور دريافتِ ماليات
74
00:10:55,894 --> 00:10:58,603
رو در "Quang Tri Province" يعني
18ژوئن،سالِ 1968،ترور نکرديد؟
75
00:11:01,399 --> 00:11:02,648
سروان؟
76
00:11:04,235 --> 00:11:08,863
قربان،من از چنين فعاليتها و عملياتها
،هيچ اطلاعي ندارم
77
00:11:10,742 --> 00:11:15,287
و اصلا اجازه صحبت در موردِ
.عملياتهارو ندارم
78
00:11:15,287 --> 00:11:17,746
.البته اگر چنين عملياتهايي وجود داشته
79
00:11:29,634 --> 00:11:31,969
ميگم وقتي که داريم باهم صحبت
.ميکنيم،يه ناهاري هم بخوريم
80
00:11:31,969 --> 00:11:35,095
.اميدوارم اشتهات باز باشه سروان
81
00:11:35,723 --> 00:11:37,764
،انگار واسه دستت يه مشکلي
82
00:11:39,476 --> 00:11:41,394
پيش اومده، زخمي شدي؟
83
00:11:41,394 --> 00:11:43,980
،من وقتي که داشتم استراحت ميکردم
هنگامِ ماهيگيري يه اتفاقاتي برام
.پيش اومد قربان
84
00:11:43,980 --> 00:11:46,941
ماهيگيري هنگامِ استراحت؟
.بله قربان
85
00:11:46,941 --> 00:11:49,444
اما الان حالت خوبه؟
واسه انجامِ ماموريت آماده اي؟
86
00:11:49,444 --> 00:11:52,112
.بله ژنرال،خيلي آماده ام
87
00:11:52,112 --> 00:11:53,864
،بذار ببينيم اينجا چي داريم
88
00:11:53,864 --> 00:11:57,282
گوشتِ گاوِ کباب شده،معمولا غذايِ
.بدي نيستش
89
00:11:59,078 --> 00:12:01,578
جِري،يه مقدار ازين بخور،ظرف رو
.بگردون و به بقيه هم بده
90
00:12:02,247 --> 00:12:05,331
،واسه اينکه در زمان صرفه جويي بشه
،شايد منم بايد غذارو پخش کنم
91
00:12:08,711 --> 00:12:11,881
سروان،نميدونم نظرت در موردِ اين
،ميگوها چيه
92
00:12:11,881 --> 00:12:14,217
،اما اگر بخوري
93
00:12:14,217 --> 00:12:17,425
ديگه نيازي نيست شجاعتت رو
.تو جايِ ديگه اي ثابت کني
(خيلي خوشمزه هستند)
94
00:12:18,470 --> 00:12:21,471
خيلي خوبه،چرا يه تيکه ازين-
رو اينجا نميذارم من؟
95
00:12:22,391 --> 00:12:25,892
سروان،تا حالا از سرهنگ
چيزي شنيديد؟ "Walter E. Kurtz"
96
00:12:28,772 --> 00:12:30,521
.بله قربان،اسمشون رو شنيدم
97
00:12:31,315 --> 00:12:32,566
.خداي من
98
00:12:32,566 --> 00:12:35,067
.افسرِ عملياتهاي نيروهايِ ويژه پنجم
99
00:12:35,569 --> 00:12:38,322
لوک،ميشه اون نوار رو واسه
سروان پخش کني؟
100
00:12:38,322 --> 00:12:41,782
.بله قربان
.خوب به اين گوش کن-
101
00:12:43,910 --> 00:12:47,122
9اکتبر،ساعت 4:30،منطقه
"Peter Victor King"
102
00:12:47,122 --> 00:12:49,163
اينو وقتي در "كشور كامبوج (کشوري
است در جنوب شرقي آسيا)" شنود
.ميکرديم،بدست آورديم
103
00:12:50,625 --> 00:12:53,086
مطابقت "Kurtz" اين با صدايِ سرهنگ
.داره و متوجه شديم که صدايِ خودشه
104
00:12:53,086 --> 00:12:55,753
،راهِ رهايي و نجات ازين شرايط#
105
00:12:57,256 --> 00:12:59,047
،مانندِ راه رفتن رويِ
106
00:13:00,092 --> 00:13:01,842
.لبه يک تيغ،سخت و دشواره
107
00:13:03,429 --> 00:13:05,053
،وضعيت و شرايطِ
108
00:13:07,266 --> 00:13:09,015
،من هم همينطوره و
109
00:13:11,602 --> 00:13:13,519
،بايد براي زنده موندن
110
00:13:14,772 --> 00:13:16,439
،اين شرايطِ سخت و دشوار رو
111
00:13:18,109 --> 00:13:21,277
،تحمل کنم و پشتِ سر بذارم و
112
00:13:23,530 --> 00:13:25,029
.نجات پيدا کنم
113
00:13:27,784 --> 00:13:32,622
سيگنالِ فرستنده:11
،دريافت شده در 30دسامبر سالِ 1968
،ساعتِ 5
114
00:13:32,622 --> 00:13:34,456
،"King Zulu King" بخشِ
115
00:13:36,250 --> 00:13:38,627
.اما ما بايد اونارو بکشيم
116
00:13:38,627 --> 00:13:40,963
بايد اونارو به آتيش بکشيم و به
.خاکستر تبديلشون کنيم
117
00:13:40,963 --> 00:13:42,463
،بايد بهشون حمله کنيم و تک تکِ مردان
118
00:13:43,799 --> 00:13:45,674
،تک تکِ زنان
119
00:13:47,595 --> 00:13:49,679
،تک تکِ روستاها
120
00:13:49,679 --> 00:13:51,304
و تمامِ ارتششون رو نابود کنيم و
،به آتش بکشيم
121
00:13:52,307 --> 00:13:55,059
.و اونا (دشمن) به من ميگن تروريست
122
00:13:55,059 --> 00:13:59,896
اسمِ اينو که خودِ تروريست ها يه
تروريست رو متهم کنند،چي ميذاريد؟
123
00:14:00,440 --> 00:14:01,688
.اونا دروغ ميگن
124
00:14:02,483 --> 00:14:05,027
اونا دروغ ميگن و ما هم بايد نسبت
،به اونايي که
125
00:14:05,027 --> 00:14:06,985
.دروغ ميگند،با گذشت باشيم
126
00:14:07,863 --> 00:14:10,822
من ازون آدمايِ خيلي پول دار
،و شهيارِ اين منطقه
127
00:14:12,910 --> 00:14:14,533
.متنفرم
128
00:14:15,661 --> 00:14:17,411
.من خيلي ازشون متنفرم
129
00:14:22,960 --> 00:14:26,047
يکي از برجسته ترين "Walt Kurtz"
و سرشناس ترين افسراني بودش
،که
130
00:14:26,047 --> 00:14:28,507
اين کشور تا حالا تو خودش ديده
.و تربيت کرده
131
00:14:28,507 --> 00:14:31,674
.خيلي باهوش و با استعداد بود
.از هر نظر برجسته و عالي بود
132
00:14:32,511 --> 00:14:35,180
و همچنين يک انسانِ خوب و
.نجيب بود
133
00:14:35,180 --> 00:14:37,055
.يک مردِ انسان دوست بود
134
00:14:38,350 --> 00:14:40,183
.شخصي شوخ طبع و با شعور و فهم بود
135
00:14:41,602 --> 00:14:43,727
،وي به نيروهايِ ويژه پيوست
136
00:14:45,815 --> 00:14:47,606
،و بعد از اون
137
00:14:49,610 --> 00:14:52,444
،طرحها و نظرياتش
138
00:14:54,948 --> 00:14:56,197
،به طرحها و نظرياتي
139
00:14:58,660 --> 00:15:00,034
.نا سالم و غلط تبديل شد
140
00:15:05,458 --> 00:15:07,082
.ناسالم و غلط
141
00:15:12,422 --> 00:15:17,094
حالا وي با ارتشي که از ناحيه بومىِ
كوهستان زى (در تپه ماهورهاى
ويتنام مركزى) هستش،واردِ كشورِ
،كامبوج شده
142
00:15:17,094 --> 00:15:20,845
ارتشي که وي رو مثلِ
،يک خدا ميپرستند
143
00:15:21,556 --> 00:15:25,057
و از تمامِ دستوراتِ وي،هر چقدر هم
.که مسخره باشه،پيروي ميکنند
144
00:15:26,644 --> 00:15:30,563
من يه سري خبرهايِ تکان دهنده
.ديگه اي هم دارم که بهت بگم
145
00:15:31,315 --> 00:15:33,606
،قراره که "Kurtz" سرهنگ
146
00:15:34,526 --> 00:15:36,276
.به اتهامِ قتل دستگير بشه
147
00:15:37,237 --> 00:15:40,365
من متوجه نميشم قربان،چه کسي
رو به قتل رسوندند؟
148
00:15:40,365 --> 00:15:44,578
دستور داد تا تعدادي "Kurtz"
از مامورانِ سازمانِ جاسوسيِ
،ويتنام رو اعدام کنند
149
00:15:44,578 --> 00:15:47,035
افرادي که به نظرِ وي،جاسوساني
.دو جانبه بودند
150
00:15:48,539 --> 00:15:51,123
بنابراين،وي امور رو خودش بدست
.گرفت و خودش دستور داد
151
00:15:53,377 --> 00:15:55,377
،"ميبني "ويلارد
152
00:15:56,547 --> 00:15:58,547
،در اين جنگ و نبرد،برخي اتفاقات
153
00:15:59,883 --> 00:16:01,924
درهم و برهم ميشه و باعثِ
.سردرگميِ آدم ميشه
154
00:16:02,802 --> 00:16:06,431
،چيزايي مثلِ قدرت،يه سري تفکرات
،اصول و پايبنديهاي اخلاقيِ قديمي
155
00:16:06,431 --> 00:16:09,098
و همچنين الزامات و احتياجاتِ عملي
.و تجربيِ نظامي
156
00:16:11,102 --> 00:16:13,560
،اون بيرون با وجودِ اين افرادِ بومي
157
00:16:14,730 --> 00:16:17,647
اين امور يک نوع انگيزه و
،وسوسه هستند تا
158
00:16:19,484 --> 00:16:20,692
.برخي افراد احساسِ بزرگي و خدايي کنند
159
00:16:24,448 --> 00:16:27,656
چونکه در قلبِ انسانهايِ منطقي
،و غير منطقي
160
00:16:28,826 --> 00:16:31,619
،انسانهايِ خوب و شيطان صفت
161
00:16:32,455 --> 00:16:34,330
.يه سري تفاوتها و مغايرتها وجود داره
162
00:16:35,875 --> 00:16:38,207
و خوبي هميشه بر بدي و پستي
.پيروز نميشه
163
00:16:40,754 --> 00:16:42,128
...گاهي اوقات
164
00:16:43,882 --> 00:16:45,465
بي رحمي و بد سرشتي و
،خواسته هاي شيطاني
165
00:16:46,134 --> 00:16:50,511
به چيزي که لينکلن(شانزدهمين رئيس
جمهورِ آمريکا) اسمش رو گذاشته
"فرشتگانِ ذات و وجودِ ما"
.پيروز ميشه
166
00:16:52,431 --> 00:16:54,848
هر کسي يه نقطه شکستي داره و
.صبر و طاقتش حدي داره
167
00:16:55,726 --> 00:16:57,476
.تو و من هم داريم
168
00:16:59,146 --> 00:17:01,313
،به اون حد و نقطه رسيد "Walt Kurtz"
169
00:17:03,400 --> 00:17:06,025
و بديهي هستش که ديگه طاقتش
تموم شده و کنترلِ خودش رو نداره
.و ديوونه شده
170
00:17:19,331 --> 00:17:23,166
.بله قربان.کاملا ديوونه شده
171
00:17:27,756 --> 00:17:31,382
ماموريتِ تو اينه که در يک قايقِ گشت زنيِ
،پيش بري "Nung" نيرويِ دريايي،تا رودخانه
172
00:17:33,344 --> 00:17:36,639
رو در "Kurtz" و مسيرِ سرهنگ
،پيدا کني و ادامه بدي "Nu Mung Ba"
173
00:17:36,639 --> 00:17:39,684
و مسير رو طي کني و در اين
مدت،تا جايي که ميتوني
.اطلاعات کسب کني
174
00:17:39,684 --> 00:17:42,520
،وقتي که سرهنگ رو پيدا کردي
،هر طوري که شده
175
00:17:42,520 --> 00:17:45,103
،به تيمش نفوذ ميکني
176
00:17:45,981 --> 00:17:48,022
،و به تسلط و فرماندهيِ سرهنگ
.خاتمه ميدي
177
00:17:54,322 --> 00:17:56,738
به فرماندهيِ سرهنگ خاتمه بدم
و وي رو متوقف کنم؟
178
00:17:58,033 --> 00:18:02,329
وي،اون بيرون،بدونِ هيچگونه ممانعت
،و محدوديتي،به طرزي نامناسب و
179
00:18:02,329 --> 00:18:08,293
فراتر از حد و مرزِ رفتاري انساني
و قابلِ قبول،داره انجامِ عمليات
،ميکنه و
180
00:18:08,293 --> 00:18:11,377
هنوز هم در ميدانِ جنگ به
نيروهايِ نظامي دستور و
.فرمان ميده
181
00:18:12,880 --> 00:18:16,215
.به شدت باهاش برخورد کن و متوقفش کن
(بکشش)
182
00:18:17,927 --> 00:18:21,387
سروان،متوجه هستيد که،اين مامورت
،اصلا وجود نداره
183
00:18:23,181 --> 00:18:25,056
.و هرگز هم وجود نخواهد داشت
(کاملا سري و محرمانه هستش)
184
00:19:20,276 --> 00:19:23,069
من تا حالا چند تا آدم رو کشتم؟
185
00:19:23,905 --> 00:19:27,073
اون 6نفري رو که کشتم ازشون
.مطمئن بودم و مستحقش بودند
186
00:19:27,949 --> 00:19:31,117
هنگامِ مرگ انقدر به من نزديک بودند
که ميتونستم نفسشون رو،روي
.صورتم حس کنم
187
00:19:33,455 --> 00:19:38,416
اما اين سري،شخصي که بايد
ميکشتم يک افسرِ ارتشِ
.آمريکايي بود
188
00:19:49,970 --> 00:19:54,305
اين مسئله نبايد رويِ من تاثيري
،ميذاشت و تفاوتي قائل ميشدم
.اما در حقيقت تاثير گذاشت
189
00:19:56,935 --> 00:20:00,480
،لعنتي،متهم کردنِ يه نفر به قتل،در اينجا
190
00:20:00,480 --> 00:20:04,065
مثلِ رفتن با سرعتِ غير مجاز و
دريافتِ جريمه در مسابقه
.اتومبيلرانيِ
191
00:20:06,152 --> 00:20:10,320
.به من ماموريت داده بودند
به جز انجامِ وظيفه، چه
غلطي ميتونستم بکنم؟
192
00:20:12,199 --> 00:20:15,826
اما واقعا نميدونستم که وقتي سرهنگ رو
.پيداش کنم،چيکار ميکنم
193
00:20:22,834 --> 00:20:25,503
مخزن رو چک کردي؟#
194
00:20:25,503 --> 00:20:26,961
.آره#
195
00:20:28,673 --> 00:20:32,343
من در قايقِ گشت زنيِ نيرويِ دريايي
در دريا حرکت ميکردم و بسمتِ پايينِ
،ساحل ميرفتم
196
00:20:32,343 --> 00:20:36,972
يک قايقِ گشت زنيِ پلاستيکي که
.خيلي هم در رودخانه ها رايجه
197
00:20:36,972 --> 00:20:39,432
به من گفته بودند که استفاده ازين قايقها
راهِ مناسب براي دريافتِ اطلاعات و حرکت
،بسمتِ مقصد
198
00:20:39,432 --> 00:20:42,018
.بدونِ جلبِ توجهِ زياد هستش
199
00:20:42,018 --> 00:20:43,895
زياد با اين مسئله مشکلي نداشتم
.و همه چيز خوب بود
200
00:20:43,895 --> 00:20:46,103
.من به هوا و زمان احتياج داشتم
201
00:20:47,356 --> 00:20:49,441
تنها مشکل و مسئله اين بود که
.تنها نبودم
202
00:20:49,441 --> 00:20:51,275
.صبح بخير سروان
203
00:20:53,654 --> 00:20:56,991
خدمه قايق اکثرا بچه و کم تجربه بودند و
204
00:20:56,991 --> 00:21:00,032
"طرفدارِ آهنگهايِ سبکِ "راک اند رول
به معني تکان دادن و غلتزدن،يک )
سبک موسيقي است) بودند و
.يه پاشون لبِ گور بود
205
00:21:01,077 --> 00:21:03,452
چند سالته؟
.17سالمه
206
00:21:04,998 --> 00:21:08,334
"Chef" مکانيکي که اونجا بود و بهش
به معنيِ آشپز ميگفتند) اهلِ شهرِ)
.نيواورلئان (امريكا)" بود"
207
00:21:08,334 --> 00:21:11,254
وي نسبت به ويتنام خيلي نگران و
عصبي بود و يه سري اخلاقهاي
.سختگيرانه داشت
208
00:21:11,254 --> 00:21:13,712
احتمالا در موردِ شهرِ خودشون يعني
.نيواورلئان" هم همينطوري بوده"
209
00:21:14,256 --> 00:21:16,592
،لنس، مسئولِ دوشکايِ 50 کاليبري
،يه موج سوارِ خيلي معروف
210
00:21:16,592 --> 00:21:19,011
.از سواحلِ جنوبِ لس آنجلس بود
211
00:21:19,011 --> 00:21:22,637
وقتي بهش نگاه ميکردي،باورت نميشد
که تو زندگيش با تفنگ شليک
.کرده باشه
212
00:21:24,725 --> 00:21:29,186
آقاي "کلين" اهلِ جنوبِ محله
تخميِ "برونکس(در شهرِ
.نيويورک-آمريکا)"بود
213
00:21:29,186 --> 00:21:31,355
،فکر کنم نور و فضايِ ويتنام
214
00:21:31,355 --> 00:21:33,564
واقعا رو مخش تاثير گذاشته بود و
.ديوونش کرده بود
215
00:21:36,527 --> 00:21:38,987
.رئيس و فرمانده گروه هم "فيليپس" بود
216
00:21:38,987 --> 00:21:42,908
شايد اين ماموريت،ماموريتِ من بود،اما
مطمئنا اين کشتي واسه رئيسِ گروه
.يعني "فيليپس" بود
217
00:21:42,908 --> 00:21:45,243
دو راه و مسير وجود داره که ميتونيم
،آب رو کنار بزنيم و پيش بريم و به
218
00:21:45,243 --> 00:21:47,662
.برسيم "Nung" رودخانه
219
00:21:47,662 --> 00:21:50,163
هر جفتش خطرناکه و متعلق
.به دشمن هستش
220
00:21:51,790 --> 00:21:53,290
.نگرانِ اين مسئله نباش
221
00:21:54,126 --> 00:21:55,667
.سيگار نميکشم
222
00:21:57,630 --> 00:22:00,925
ميدوني،من يه سري ماموريتِ ويژه
.اينجا انجام دادم
223
00:22:00,925 --> 00:22:02,799
،حدودِ 6ماه پيش
224
00:22:03,427 --> 00:22:06,761
يه نفر رو که ميخواست از پلي در
دو لانگ" عبور کنه،ازينجا رد"
.کردم و به مقصدش رسوندم
225
00:22:07,972 --> 00:22:09,931
.اونم مثلِ تو عضوِ ارتشِ دائميِ آمريکا بود
226
00:22:12,602 --> 00:22:15,102
شنيدم که يه گلوله زد تو سرش و
.خودکشي کرد
227
00:22:23,987 --> 00:22:27,280
اولش فکر کردم که يه پرونده و ماموريتِ
.اشتباهي رو بهم دادند
228
00:22:27,824 --> 00:22:30,574
نميتونستم باور کنم که اونا ميخوان
.اين سرهنگ بميره
229
00:22:32,286 --> 00:22:35,247
سرهنگ) عضوِ دانشكدهى افسرى در)
شهرِ "وست پوينت" در آمريکا بود و
،بالاترين درجه و رتبه هاش
230
00:22:35,247 --> 00:22:40,793
حضور و فرماندهي در کره،فرماندهي
در نيروهايِ هوابرد،1.000تا مدالِ افتخار
.و غيره و غيره بودش
231
00:22:44,214 --> 00:22:48,466
من صداش رو تويِ اون نوار شنيده بودم و
،يه جورايي نظرم رو جلب کرده بود
232
00:22:49,177 --> 00:22:52,845
اما نميتونستم اون صدا رو به
.اين مرد ربط بدم
233
00:22:59,937 --> 00:23:02,813
(همانطور که اونا بهم گفتند،(سرهنگ
.سابقه درخشاني داشته
234
00:23:03,774 --> 00:23:05,565
.شايد خيلي درخشان
235
00:23:06,652 --> 00:23:08,151
منظورم اينه که سابقش
.تحسين انگيز و عاليه
236
00:23:09,196 --> 00:23:13,157
از قرارِ معلوم وي رو براي رسيدن به يک
،پستِ ارشد در سازمان آماده ميکردند
237
00:23:13,157 --> 00:23:15,992
يا ميخواستند ژنرالش کنند،يا رئيسِ
.سازمان،يا هرچيزِ ديگه
238
00:23:18,287 --> 00:23:22,458
در سالِ 1964،وي با فرماني مشورتي
از انجامِ ماموريت در ويتنام بازگردانده
،ميشه
239
00:23:22,458 --> 00:23:24,835
و از همينجا،يواش يواش مسائل
.و اختلافات و خطاها شروع ميشه
240
00:23:24,835 --> 00:23:29,129
گزارشاتِ وي به فرماندهانِ ارتشِ آمريکا
و "ليندن جانسن(36اُمين رئيس
.جمهورِ آمريکا)" محدود شد
241
00:23:31,383 --> 00:23:33,216
به نظر ميرسه که اونا،چيزي رو که بايد
ميگفته رو متوجه نميشدند و زياد بابِ
.ميلشون نبوده
242
00:23:35,012 --> 00:23:38,097
در عرضِ 3ماه،وي 3تا درخواست
،براي انتقال به
243
00:23:38,097 --> 00:23:43,350
تمريناتِ نيروي هوابرد در پادگانِ ايالتِ
"(جورجيا (در جنوب شرقى آمريكا"
.داد و سرانجام با درخواستش موافقت شد
244
00:23:46,063 --> 00:23:47,521
نيروي هوابرد؟
245
00:23:50,275 --> 00:23:52,025
،اون 38سالش بود
246
00:23:54,029 --> 00:23:56,195
براي چي بايد اينکار رو ميکرد؟
247
00:23:58,533 --> 00:24:01,826
در سالِ 1966،وي به نيروهاي ويژه
،ملحق ميشه و
248
00:24:02,870 --> 00:24:04,327
.به ويتنام برميگرده
249
00:24:06,040 --> 00:24:09,167
هي،اون چيه؟
اون واسه بمب افکن هايِ
"بوئينگ بي-۵۲ استراتوفورترس"
.هستش
250
00:24:09,167 --> 00:24:12,084
خوب اين يعني چي؟
يعني اين بمب افکنها دارن
حمله ميکنند و نيروهاي زميني
.رو پشتيباني ميکنند
251
00:24:13,047 --> 00:24:14,506
گفتي اون چيه؟
صدا و جرقه بمب افکن هاي
.استراتوفورترس" هستش"
252
00:24:14,506 --> 00:24:17,675
ازش متنفرم،هر وقت که اين صدا رو
.ميشنوم،يه اتفاقِ بدي ميفته
253
00:24:17,675 --> 00:24:19,719
دشمن هيچوقت اونارو نه ميبينه نه
.صداشون رو ميشنوه رفيق
254
00:24:19,719 --> 00:24:22,055
،صداش و حرکتش باعث ميشه
255
00:24:22,055 --> 00:24:23,387
.نفسِ آدم بند بياد
256
00:24:23,973 --> 00:24:27,185
.يه اتفاقِ خيلي وحشتناک ميخواد بيفته
!دود-
257
00:24:27,185 --> 00:24:29,019
.آتش و موشکِ دوم
258
00:24:29,019 --> 00:24:30,979
"Huey" تعدادِ خيلي زيادي هلي کوپترِ
.اونجا قرار داره
259
00:24:30,979 --> 00:24:32,020
.دوربين رو بده يه نگاهي بندازم فرمانده
260
00:24:35,734 --> 00:24:38,276
اونا،اولين گروه از 9تا گروهِ
نيروهايِ نظاميِ هوايي بودند
.که داشتند حمله ميکردند
261
00:24:38,820 --> 00:24:39,905
.خودشونند
262
00:24:39,905 --> 00:24:42,531
همچنين اونا نيروهايِ اسکورت کننده
.ما براي رفتن به دهانه رودِ "نانگ" بودند
263
00:24:42,531 --> 00:24:46,535
اما قرار بود که 30کيلومتر جلوتر
،منتظرِ ما باشند
264
00:24:46,535 --> 00:24:50,954
ولي چون نيروهايِ هلي کوپتر هستند
نميتونستند سرجاشون ثابت وايسند و
.در يک موقعيت قرار بگيرند
265
00:25:03,426 --> 00:25:06,594
.هي بچه،سريع بيا پايين،سريع باش#
266
00:25:17,773 --> 00:25:20,441
اولين گروه از 9تا گروه،يک لشگرِ
،سواره نظامِ قديمي بود که
267
00:25:20,441 --> 00:25:24,070
که فقط به جايِ اسب از هلي کوپتر
،استفاده ميکرد و در ويتنام
268
00:25:24,070 --> 00:25:25,861
به سرعت حرکت ميکرد و دنبالِ
.هيچ و پوچ بود
269
00:25:26,405 --> 00:25:30,241
اونا اينجا در زمانِ خودشون،دشمن
.رو چند بار غافلگير کرده بودند
270
00:25:31,119 --> 00:25:34,786
1ساعت نشده که دشمن رو اينجا
دارن شکست ميدن و کارهارو
.به اتمام ميرسونند
271
00:25:36,248 --> 00:25:38,458
،فقط به کارت ادامه بده#
تصويرتون داره ضبط ميشه،پس
.قشنگ بدويد و به کارتون ادامه بديد
272
00:25:38,458 --> 00:25:40,961
.به دوربين نگاه نکنيد#
.ادامه بديد. به حرکت ادامه بديد
273
00:25:40,961 --> 00:25:42,629
اين تصاوير داره واسه برنامه تلويزيوني
.ضبط ميشه،به دوربين نگاه نکنيد
274
00:25:42,629 --> 00:25:43,797
.به دوربين نگاه نکنيد
275
00:25:43,797 --> 00:25:46,091
،فقط به کارتون ادامه بديد
.انگار که داريد ميجنگيد
276
00:25:46,091 --> 00:25:48,843
به دوربين نگاه نکنيد. واسه تلويزيون ضبط
.ميشه،با دقت به حرکتتون ادامه بديد
277
00:25:48,843 --> 00:25:51,470
.به حرکتتون ادامه بديد#
278
00:25:51,470 --> 00:25:55,305
به دوربين نگاه نکنيد و به حرکت#
.ادامه بديد
279
00:26:16,994 --> 00:26:19,037
افسرِ فرمانده رو کجا
ميتونم پيدا کنم؟
280
00:26:19,037 --> 00:26:21,288
.سرهنگ داره با هلي کوپتر مياد پايين
281
00:26:31,757 --> 00:26:33,799
.فرمانده تويِ اون هلي کوپتر هستش
282
00:26:56,864 --> 00:27:00,451
ستوان،اون مسير رو که از درخت
پوشيده شده حدودِ 100يارد
.بمب باران کن
283
00:27:00,451 --> 00:27:03,869
اين فضا رو يه مقدار گسترش بديد تا
.من بتونم يه نفسي بکشم
.بله قربان-
284
00:27:08,833 --> 00:27:10,752
!ورق هام
قربان؟-
285
00:27:10,752 --> 00:27:12,877
!ورق هامو برام بيار
.بله قربان
286
00:27:17,008 --> 00:27:19,593
.من فرمانده گروهِ چهارمِ تانکها هستم
.4تا از تانک ها از کار افتادند
287
00:27:19,593 --> 00:27:22,552
.از بابتِ تانک مشکلي نداريم
.چيزِ خاصي نيست سروان
288
00:27:23,055 --> 00:27:24,181
!سروان "ويلارد" هستم
289
00:27:24,181 --> 00:27:28,060
من يه سري اسنادِ مهم و دارايِ اولويت
،رو از طرفِ سازمانِ امنيتِ ارتباطات
.همرام دارم ،II گروهِ
290
00:27:28,060 --> 00:27:31,812
فکر کنم از شهرِ "نها_ترنگ" اطلاعاتِ
لازم و مختصر رو در موردِ شرايط و
چيزايِ موردِ نياز برايِ انجام
.ماموريتم،بهتون داده باشند
291
00:27:31,812 --> 00:27:34,565
کدوم ماموريت؟
من هيچ اطلاعاتي از شهرِ
.نها_ترنگ" دريافت نکردم"
292
00:27:34,565 --> 00:27:37,401
قربان،نيروهايِ شما قراره که
"Nung" مارو براي ورود به منطقه
.اسکورت کنند
293
00:27:37,401 --> 00:27:39,403
خُب،ببينيم چي پيش مياد و
.چيکار ميتونيم براتون بکنيم
!سرهنگ-
294
00:27:39,403 --> 00:27:41,237
فقط تا وقتيکه اين مسئله حل بشه
.سر راهِ من نباش سروان
295
00:27:47,410 --> 00:27:50,080
.خيلي خُب،بذار ببينم چي داريم
296
00:27:50,080 --> 00:27:54,123
(شماره هاي ورق)
،دوِ پيک، سهِ پيک، چهارِ خشت
297
00:27:55,210 --> 00:27:57,918
.ششِ گشنيز، هشتِ پيک
298
00:27:59,088 --> 00:28:01,590
تو کلِ اين جنازه ها يه نفرم
نيست که واسش ورقِ سرباز
.بيفته و لياقتش رو داشته باشه
299
00:28:01,590 --> 00:28:03,090
.چهارِ خشت
300
00:28:04,218 --> 00:28:08,430
هي سروان،اون چيه؟
."بهش ميگن "ورقِ مرگ
301
00:28:08,430 --> 00:28:11,266
چي؟
"ورقِ مرگ"
302
00:28:11,266 --> 00:28:13,933
مرگ؟-
اينکار باعث ميشه که دشمن
.بدونه چه کسي اونارو کشته
303
00:28:17,772 --> 00:28:20,275
.شاد باش بچه جون
.ما به شما هيچ آسيبي نميزنيم#
304
00:28:20,275 --> 00:28:22,900
.مراقب باشيد،مراقب باشيد
.اين چاله) الان منفجر ميشه)
305
00:28:25,279 --> 00:28:31,116
اين منطقه توسطِ "ويت کنگ (جنگجويِ#
کمونيستِ ويتنامي) " و ويتنامي هايِ
.شمالي،کنترل و اداره ميشه
306
00:28:36,163 --> 00:28:38,247
.ما براي کمک به شما اينجا هستيم#
307
00:28:41,502 --> 00:28:44,922
ما مشکلي با شما نداريم و#
،اينجا هستيم تا به کساني که
308
00:28:44,922 --> 00:28:47,049
،دوست دارند تا
309
00:28:47,049 --> 00:28:50,633
،به آغوشِ دولتِ ويتنامِ جنوبي بازگردند
.کمک کنيم
310
00:28:52,512 --> 00:28:53,761
!عجله کنيد
311
00:28:56,016 --> 00:28:57,434
.حرکت کنيد و ازينجا بريد
312
00:28:57,434 --> 00:29:03,145
اين منطقه توسطِ "ويت کنگ (جنگجويِ#
کمونيستِ ويتنامي) " و ويتنامي هايِ
.شمالي،کنترل و اداره ميشه
313
00:29:03,939 --> 00:29:05,480
هي! اين ديگه چيه؟
314
00:29:06,650 --> 00:29:07,983
اين چيه؟ چيکار داري ميکني؟
315
00:29:08,819 --> 00:29:11,155
قربان، اين شخص به شدت
.زخمي شده
316
00:29:11,155 --> 00:29:13,490
تنها چيزي که دل و رودش رو نگه
،داشته تا بيرون نريزه
317
00:29:13,490 --> 00:29:15,200
.درِ کتري هستش قربان
واقعا؟
318
00:29:15,200 --> 00:29:16,699
اين زخمي چي ميخواد بگه؟
319
00:29:17,410 --> 00:29:19,620
"اين سرباز از نيروهايِ "ويت کنگ
.هستش
320
00:29:19,620 --> 00:29:22,913
.تشنشه و آب ميخواد
ميتونه ازين آبِ کثيف و گل
.آلود بنوشه
321
00:29:24,125 --> 00:29:26,711
!گمشو ازينجا برو
.اون قمقمه رو بده به من
322
00:29:26,711 --> 00:29:29,755
.اون از نيروهايِ "ويت کنگ" هستش
...هر کسي که اونقدر شجاع باشه-
323
00:29:29,755 --> 00:29:32,841
!گمشو ازينجا برو
!ميزنم داغونت ميکنما
324
00:29:32,841 --> 00:29:34,176
!اين سرباز خيلي از افرادِ مارو کشته
325
00:29:34,176 --> 00:29:37,095
هرکسي که اونقدر شجاع باشه
تا در اين حد بجنگه و دل و رودش
،بياد بيرون
326
00:29:37,095 --> 00:29:39,014
هميشه ميتونه از قمقمه
.من آب بنوشه
327
00:29:39,014 --> 00:29:42,892
سرهنگ، فکر کنم يکي ازين سربازايي
"که الان اومدند اينجا، "لنس جانسون
.موج سواره معروف هستش
328
00:29:42,892 --> 00:29:45,684
کجا؟ اينجا؟ مطمئني؟
.اونجا هستند-
329
00:29:47,188 --> 00:29:48,604
واقعا؟
330
00:29:49,190 --> 00:29:51,940
تکرار ميکنم، داريم جسدهارو
.شمارش ميکنيم
...داريم
331
00:29:55,111 --> 00:29:59,032
اسمت چيه ملوان؟
تير اندازِ درجه سه، لنس جانسون
.هستم قربان
332
00:29:59,032 --> 00:30:02,452
...منم تير اندازِ درجه سه-
.صبر کن-
تو همون لنس جانسون،موج سوارِ
معروف هستي؟
333
00:30:02,452 --> 00:30:05,872
.بله قربان
."باعثِ افتخارِ منه که ميبينمت "لنس
334
00:30:05,872 --> 00:30:08,290
چندين سالِ که من، اون حرکاتت که
با جلويِ تخته موج سواري انجام ميدي
.رو تحسين ميکنم
335
00:30:08,290 --> 00:30:11,335
که انجام ميدي "cutback" اون حرکاتِ
.هم دوست دارم
فکر کنم تو بهتر از همه اين کار رو انجام
.ميدي
336
00:30:11,335 --> 00:30:14,129
.ممنونم قربان
راحت باش،ميتوني منو به اسم
."صدا کني و هي نگي "قربان
337
00:30:14,129 --> 00:30:16,215
.من "بيل کلگُر" هستم
.با پايِ راست موج سواري ميکنم
338
00:30:16,215 --> 00:30:18,467
اينا با تو هستند؟
.آره
339
00:30:18,467 --> 00:30:21,636
.ازت ميخوام که با چند نفر آشنا بشي-
اين "مايک" اهلِ شهر سانديگو
.كاليفرنيا - آمريكا) هستش)
340
00:30:21,636 --> 00:30:23,346
.از ديدنت خوشحالم-
اين "جاني" اهلِ مليبو در کاليفرنيا
.هستش
341
00:30:23,346 --> 00:30:25,556
."سلام "جاني-
.اينا هم موج سوارانِ خوبي هستند
342
00:30:25,556 --> 00:30:27,433
اگرچه هيچ کدوم از ما در حدِ
.تو خوب و ماهر نيستيم
343
00:30:27,433 --> 00:30:28,935
.بيخيال بابا
344
00:30:28,935 --> 00:30:32,855
.ما خيلي اوقات اينجا موج سواري ميکنيم
من دوست دارم تا سريع ماموريت رو
،تموم کنم
345
00:30:32,855 --> 00:30:35,897
"Vung Tau" و بعدش بسمتِ
شهري در جنوبِ ويتنام) پرواز)
کنم و اونجا موج سواري انجام
.بدم
346
00:30:36,900 --> 00:30:38,443
از وقتي که اومدي اينجا موج-
سواري کردي؟
.نه اصلا-
347
00:30:38,443 --> 00:30:40,568
از وقتي که اومدم اينجا
.موج سواري نکردم
348
00:30:41,780 --> 00:30:44,950
،)از خداوند (عيسي مسيح#
فرستنده تمامِ نعمتهايِ خوب و
.نيک سپاسگزاريم
349
00:30:44,950 --> 00:30:47,868
از برايِ وي،در يگانگي و يکتاييِ #
،روح القدوس
350
00:30:47,868 --> 00:30:51,622
،تمامِ افتخار و شرف و شکوه مندي
.از آنِ تو باد
.آمين اي خدايِ قادر
351
00:30:51,622 --> 00:30:55,582
بياييد با سخنانمان،دعا کنيم
.و از خداوندِ بزرگ تشکر کنيم
352
00:30:56,127 --> 00:31:00,422
خدايِ بزرگ که بهشت را به زيبايي
،ترتيب دادي و نامت مقدس است
353
00:31:00,422 --> 00:31:03,091
،تو مالکِ اين دنيا و هستي
354
00:31:03,091 --> 00:31:05,260
.و بهشت ميباشي
355
00:31:05,260 --> 00:31:07,260
،اي خدايِ بزرگ،روزي رسانِ ما باش
356
00:31:09,431 --> 00:31:12,267
همانطور که ما، کساني رو که
بر عليهِ ما گناه مرتکب شدند
و به مرزهايِ ما نفوذ کردند رو
.ميبخشيم
357
00:31:12,267 --> 00:31:15,725
مارو از وسوسه دور کن و از
.دستِ شيطان رها ساز
358
00:31:25,737 --> 00:31:28,948
بيل کلگُر" يه روزِ خيلي خوب"
.واسه خودش داشت
359
00:31:28,948 --> 00:31:31,284
اونا دور هم جمع شدند و
،گوشتِ فيله و آبجو خوردند و
360
00:31:31,284 --> 00:31:33,701
محلِ فرودِ هلي کوپترهارو به
.يه مهمونيِ ساحلي تبديل کردند
361
00:31:34,912 --> 00:31:37,707
هر چه بيشتر سعي ميکردند اون
،محيط رو شبيه به وطن کنند
362
00:31:37,707 --> 00:31:40,500
بيشتر دلشون براي خانه و
.وطن تنگ ميشد
363
00:31:40,500 --> 00:31:43,710
،گوشتِ من رو نيم پز کن
.سرد نباشه ها
364
00:31:49,509 --> 00:31:52,342
.فکر نکنم وي افسرِ بدي بود
365
00:31:53,304 --> 00:31:56,974
اون افرادش رو دوست داشت و
.کنارش احساسِ امنيت ميکرديم
366
00:31:56,974 --> 00:32:00,436
اون ازون دسته از آدما بود که يه هاله اي
از انرژيِ مثبت دورش بود و ميشد اين
.مسئله رو حس کرد
367
00:32:00,436 --> 00:32:03,856
وي ميدونست که اينجا پولِ زيادي
گيرش نمياد و زياد بهش آسيبي
.نميرسه
368
00:32:03,856 --> 00:32:07,690
ماموريتت چي شد سروان؟
نها ترنگ" همتون رو فراموش کرد؟"
369
00:32:16,159 --> 00:32:17,408
.نيرويِ هوابرد
370
00:32:19,161 --> 00:32:22,623
قربان،دوتا مسير وجود داره که ميتونيم
.ازش استفاده کنيم و واردِ رودخانه بشيم
371
00:32:22,623 --> 00:32:25,334
.خيلي خُب-
.اينجا و اينجا
372
00:32:25,334 --> 00:32:27,878
يه دلتايِ رودخانه هستش که خيلي
وسيعه اما تنها محلي که وجود داره
.همين دو تاست
373
00:32:27,878 --> 00:32:29,127
.من در اين مورد خيلي مطمئنم
374
00:32:30,464 --> 00:32:33,380
خُب،"ويلارد" اون روستايي که داري
تو نقشه بهم نشون ميدي يه جورايي
.خطرناک و هراس انگيزه
375
00:32:33,883 --> 00:32:36,219
منظورتون از خطرناک چيه قربان؟
.خطرناکه ديگه-
376
00:32:36,219 --> 00:32:38,054
در اون روستا توپخانه هايِ خيلي
.قوي و سنگيني وجود داره
377
00:32:38,054 --> 00:32:41,265
من هر سري تعدادي قايقِ اطلاعاتي
.و جاسوسي رو اونجا از دست دادم
378
00:32:41,265 --> 00:32:43,768
اسمِ اون روستايِ لعنتي چيه؟
..وين درين"
379
00:32:43,768 --> 00:32:45,642
..وين داپ"
..وين لاپ"
380
00:32:46,394 --> 00:32:48,853
دهنتو سرويس،همه اسمهايِ
.ويتنامي شبيه به همه
381
00:32:50,524 --> 00:32:53,944
مايک"، تو چيزي در موردِ اين منطقه و"
روستايِ "وين درين داپ" ميدوني؟
382
00:32:53,944 --> 00:32:55,443
.يه قله خيلي قشنگيِ
383
00:32:56,238 --> 00:32:58,239
قله؟
.آره،حدودِ 6پا-
384
00:32:58,239 --> 00:33:01,534
.يه قله خيلي خوبيه
در واقعِ اين منطقه مثلِ يک زمين گرد و
،فرورفته (بر عکسِ يک كاسه) هستش که
385
00:33:01,534 --> 00:33:03,744
كه اطرافش تپه و كوه قرار داره و طول
.و پهناش و شيبش زياده
.اين منطقه باورنکردنيِ
386
00:33:03,744 --> 00:33:05,827
.دقيقا يه شهرِ لوله اي مانند هستش
387
00:33:09,500 --> 00:33:11,709
خُب،چرا تو قبلا در موردِ اين منطقه و
قله باهام صحبت نکردي؟
388
00:33:11,709 --> 00:33:14,337
تو کلِ اين کشورِ تخمي هيچ قله
.خوبي وجود نداره
389
00:33:14,337 --> 00:33:16,381
.تمامِ اين کشور ساحليه
390
00:33:16,381 --> 00:33:18,466
.قربان اونجا خيلي خطرناکه
همونجا بود که "مک دانالد" رو
.از دست داديم
391
00:33:18,466 --> 00:33:19,715
.دشمن مارو اونجا به گلوله بست
392
00:33:20,677 --> 00:33:22,552
.اونجا مقرِ دشمن و "ويت كنگ" هستش
393
00:33:23,929 --> 00:33:26,557
قربان ما ميتونيم فردا سپيده دم
.به اونجا بريم
394
00:33:26,557 --> 00:33:28,892
هميشه هنگامِ صبح يه نسيمِ
.دريا سوي وجود داره
395
00:33:28,892 --> 00:33:30,936
شايد نتونيم قايق رو ببريم و
.ازش استفاده کنيم
396
00:33:30,936 --> 00:33:33,270
امکان داره که دهانه اون رودخونه
.خيلي کم عمق باشه
397
00:33:34,731 --> 00:33:37,733
ما قايقتون رو با هلي کوپتر بلند
ميکنيم و اونو واستون همونجايي
.که بخوايد قرار ميديم
398
00:33:37,733 --> 00:33:40,901
اين اولين گروه از 9تا گروهِ سواره نظام
هستش ها، از نيروهايِ هوارو استفاده
.ميکنيم
399
00:33:42,321 --> 00:33:44,407
من ميتونم اون منطقه رو تسخير کنم
و تا زماني که دوست داشته باشم
،نگهش دارم
400
00:33:44,407 --> 00:33:48,035
و تو هم ميتوني از بالايِ اون رودخونه
،عبور کني و هرجايي که مناسبته بري
.سروانِ جوان
401
00:33:48,035 --> 00:33:49,784
.دهنتو سرويس،يه قله 6فوتي
402
00:33:51,871 --> 00:33:53,790
خيلي خُب،هليکوپترِ آتش بار رو
بيار داخلِ لشگر و تو موقعيت
.قرارش بده
403
00:33:53,790 --> 00:33:55,959
لنس،با مايک برو و بذار واست
،يه بُرد و تخته انتخاب کنه
404
00:33:55,959 --> 00:33:57,794
و بُردِ موج سواريِ من رو که
.سايزش 8.6 هستش بيار
405
00:33:57,794 --> 00:34:00,547
...قربان من نميدونم که -
منظورت چيه سرباز؟-
406
00:34:00,547 --> 00:34:03,299
خُب،منظورم اينه که اونجا
خيلي خطرناکه، اونجا مقرِ
.ويت كنگ" هستش"
407
00:34:03,299 --> 00:34:05,299
ويت كنگ" و دشمن موج سواري"
.نميکنند
408
00:34:29,114 --> 00:34:32,282
،يا خدا، "کلين" باورت نميشه
409
00:34:33,744 --> 00:34:36,786
.رفيق،اونا دارن قايق رو بلند ميکنند
410
00:34:39,625 --> 00:34:43,459
چه احساسي داري جيمي؟
خيلي خوبم و مصمم هستم که
.بزنم دشمنِ مادر جنده رو بترکونم
411
00:34:45,713 --> 00:34:48,007
،خيلي خُب،پسر ميخوايم حرکت کنيم
.اعلام کن
412
00:34:48,007 --> 00:34:49,381
.بزن بريم
413
00:36:12,502 --> 00:36:16,380
من هيچ وقت به يه بُردِ سبک عادت
.نکردم و نميتونم ازشون استفاده کنم
414
00:36:16,380 --> 00:36:19,005
.من به يه بُردِ سنگين عادت دارم
ميدونم چي ميگي،اونا حرکت -
.رو کند ميکنند و خسته کننده هستند
415
00:36:19,800 --> 00:36:22,636
تو يه بُردِ سنگين رو ترجيح ميدي
يا سبک رو؟
.سنگين -
416
00:36:22,636 --> 00:36:23,929
واقعا؟
.آره-
417
00:36:23,929 --> 00:36:26,056
من فکر ميکردم که همه جوونا
.بُردهاي سبک رو دوست دارند
418
00:36:26,056 --> 00:36:28,349
با بردهاي سبک نميشه قسمتِ
.جلوييِ برد رو قشنگ حرکت داد
419
00:36:28,349 --> 00:36:31,769
.دوکِ ارشدِ 6، من عقابِ 7هستم
.ما موقعيت رو شناسايي کرديم
420
00:36:31,769 --> 00:36:35,231
،از دوکِ ارشدِ 6 به عقابِ 7
.در موقعيتِ 0-7-2 قرار بگيريد
421
00:36:35,231 --> 00:36:37,066
.آرايشِ حمله بگيريد
422
00:36:37,066 --> 00:36:39,735
.دريافت شد دوکِ ارشد
.ما داريم واردِ موقعيت ميشيم
423
00:36:39,735 --> 00:36:43,739
،لنس،ما قبل از طلوعِ کاملِ خورشيد
به موقعيت ميرسيم و ارتفاعمون
،کم ميشه
424
00:36:43,739 --> 00:36:46,241
،و حدودِ يک مايل ديگه
.آهنگ رو پخش ميکنيم
425
00:36:46,241 --> 00:36:48,785
آهنگ؟
آره،من بيشتر به آهنگ هاي-
"(ريچارد واگنر(آهنگساز آلمانى"
.گوش ميدم
426
00:36:48,785 --> 00:36:52,162
اين آهنگ چشم بادومي هارو
خيلي ميترسونه. پسرهام اين
.آهنگ رو دوست دارند
427
00:36:52,913 --> 00:36:54,872
.هي،اونا ميخوان آهنگ پخش کنند
428
00:37:01,839 --> 00:37:04,423
چرا شماها روي کلاهتون ميشينيد؟
429
00:37:05,633 --> 00:37:08,176
اينطوري خايه هامون با گلوله
.دشمن پنچر نميشه و نميترکه
430
00:37:19,438 --> 00:37:24,274
از دوکِ ارشد به عقابِ 7، آهنگ رو
.پخش کن و جنگِ رواني رو شروع کن
.صداش رو هم زياد کن
431
00:37:24,777 --> 00:37:28,153
.اين يه آهنگ واسه رقصِ دو نفرست
برقصيم؟
432
00:37:32,575 --> 00:37:34,241
.جيمي آمادش کن
.بله قربان -
433
00:40:13,891 --> 00:40:15,057
.آهاي ويتنامي،بدو بينم
434
00:40:34,660 --> 00:40:36,954
...ما اينجا #
.اينجا تعدادشون بيشتره #
435
00:40:36,954 --> 00:40:39,621
مواظب باش، اونجا يه کالبيرِ #
.پنجاهِ اتوماتيک وجود داره
436
00:40:40,123 --> 00:40:43,961
من يه سلاحِ سنگين و بزرگ رو
اونجا شناسايي کردم. ميريم پايين
.يه بررسي کنيم
437
00:40:43,961 --> 00:40:46,127
.خيلي خُب، روباهِ 5 صحبت ميکنه
.داريم وارد ميشيم
438
00:40:56,931 --> 00:41:00,350
.عجب شليکي #
،خيلي خوب بود تيمِ قرمز
.خيلي خوب بود
439
00:41:00,350 --> 00:41:01,808
به خاطرِ اين شليکت واست
.يه جعبه آبجو ميخرم
440
00:41:23,455 --> 00:41:26,041
گروهِ 0-1-4-6، ما الان بالايِ روستا
.قرار داريم
441
00:41:26,041 --> 00:41:28,001
.در حياطِ محوطه يه خودرو ميبينم
442
00:41:28,001 --> 00:41:31,379
.ميرم يه بررسي کنم -
،خسته نباشي پرنده شکاري
.کارت عاليه
443
00:41:31,379 --> 00:41:34,757
من ميخوام با "ام۶۱ والکان" امتدادِ
.اون درختهارو تير بارون کني
444
00:41:34,757 --> 00:41:36,718
.بزن دهنشون رو سرويس کن
445
00:41:36,718 --> 00:41:39,012
،يه ماشين رو رويِ پل ديدم
.يه سلاحِ 50کاليبري داره
446
00:41:39,012 --> 00:41:42,139
داره حرکت ميکنه تا بره
.سلاح هاش رو پُر کنه
447
00:41:42,139 --> 00:41:45,809
دوکِ ارشدِ 6 صحبت ميکنه،منطقه رو
.خالي کنيد. من خودم دارم ميام
448
00:41:45,809 --> 00:41:47,100
اين مردم اصلا تسليم نميشن؟
449
00:41:51,189 --> 00:41:52,604
.عجب شليکي کردي بيل
450
00:41:54,358 --> 00:41:56,193
!لعنتي
.چيزي نيست،چيزي نيست -
451
00:41:56,193 --> 00:42:01,532
.فقط يه منور هستش
.بايد ازينجا بريم بيرون -
452
00:42:01,532 --> 00:42:03,576
.اون منورِ تخمي رو بنداز بيرون
.ازينجا بندازش بيرون
453
00:42:03,576 --> 00:42:07,368
!ازينجا بندازش بيرون
.چيزي نيست، فقط يه منوره
454
00:42:08,038 --> 00:42:10,705
همه حالشون خوبه؟
لنس،حالت خوبه؟
.آره خوبم-
455
00:42:25,721 --> 00:42:27,012
!بخوابيد رو زمين
456
00:42:47,491 --> 00:42:51,785
!من نميخوام برم
!من نميخوام برم
!من نميخوام برم
457
00:43:06,592 --> 00:43:08,469
ما در ميدان يه سري شليک
و آتش رويت کرديم و
.دريافت کرديم
458
00:43:08,469 --> 00:43:11,429
،"Blue4 و Blue3" گروهايِ
...موقعيت رو حفظ کنيد
459
00:43:11,429 --> 00:43:14,263
.دوکِ 6،دوکِ 6، ما اينجا زخمي داريم
460
00:43:19,395 --> 00:43:22,271
.اوه خداي من،خداي من
461
00:43:23,775 --> 00:43:26,693
.يه برانکار بياريد اينجا
.حالت خوب ميشه -
462
00:43:26,693 --> 00:43:28,568
!خواهش ميکنم! کمکم کنيد
463
00:43:31,281 --> 00:43:33,990
!خواهش ميکنم کمکم کنيد -
حواست به من باشه، حالت
.خوب ميشه
464
00:43:34,701 --> 00:43:37,245
.بيا بهش مورفين بزنيم -
!خداي من! خداي من -
465
00:43:37,245 --> 00:43:41,624
- 0-3-7-7-4-2
پس اون دستمال و باند و گاز چي شد؟
466
00:43:41,624 --> 00:43:44,460
من ميخوام در عرضِ 15 دقيقه زخمي هارو
.از اونجا خارج کني و به بيمارستان ببري
467
00:43:44,460 --> 00:43:46,087
.ميخوام افرادم ازونجا خارج بشند
468
00:43:46,087 --> 00:43:48,172
.يه نفر نزديکِ دوکِ ارشد قرار بگيره
469
00:43:48,172 --> 00:43:52,132
.گروهِ 10-10 صحبت ميکنه
ما داريم وارد ميشيم، زخمي هارو
.وارد کنيد و ازونجا خارج بشيد
470
00:44:14,029 --> 00:44:16,696
!اون يه نارنجک داره
!اون يه نارنجک داره
471
00:44:19,367 --> 00:44:21,661
!خداي من
...تمامِ اونجا
472
00:44:21,661 --> 00:44:23,703
.اون زنيکه هليکوپتر رو منفجر کرد-
.وحشي هاي کيري -
473
00:44:25,874 --> 00:44:28,835
ميشه افراد رو با هليکوپتر به بيمارستان برد؟ -
چه خبره اونجا؟ -
خداي من! اون زنه يه سنگرساز و -
.يه خرابکاره
474
00:44:28,835 --> 00:44:31,003
.ميخوام اون جنده عوضي رو بزنم بکشمش
.بيا اينجا جيمي -
475
00:44:31,003 --> 00:44:33,003
.برو اونجا بزنش
476
00:44:36,258 --> 00:44:39,178
بايد بريم سمتِ درختها يه نفسي
.تازه کنيم، اينجا پر از دشمنه
477
00:44:39,178 --> 00:44:41,555
.به من داره شليک ميشه
از همه سمت داره به من
.شليک ميشه
478
00:44:41,555 --> 00:44:45,224
موقعيتِ من درست سمتِ راستِ تو
.هستش
.به من داره شليک ميشه
479
00:44:45,224 --> 00:44:48,642
!من ضربه خوردم! کمک! کمک
.من دارم وارد ميشم
.پروانه دمِ هليکوپتر از کار افتاده -
.من کنترل رو بدست گرفتم -
480
00:44:57,694 --> 00:45:00,363
نظرت چيه؟ -
.خيلي هيجان انگيزه
481
00:45:00,363 --> 00:45:03,867
.نه،نه، منظورم امواجِ-
در موردِ موج ها نظرت چيه؟
482
00:45:03,867 --> 00:45:06,618
نگاه کن، موجها از دو طرف ايجاد و
.شکافته ميشن
.نگاه کن. نگاه کن
483
00:45:07,871 --> 00:45:10,078
.نگاه کن، برخي از امواج 6فوت هستند
484
00:45:34,395 --> 00:45:35,560
.بيا اينجا لنس
485
00:45:38,857 --> 00:45:39,981
.مواظب باشيد، خمپاره زدن
486
00:45:44,446 --> 00:45:47,698
.اين منطقه فرود هنوز خيلي خطرناکه قربان
.شايد شما بايد جايِ ديگه موج سواري کنيد
487
00:45:47,698 --> 00:45:51,700
تو از موج سواري چي ميدوني سرگرد؟
.تو اهلِ " نيوجرسى" هستي
488
00:45:54,121 --> 00:45:55,746
!بيا اينجا
!بيا اينجا
489
00:45:58,459 --> 00:46:01,086
!لباست رو عوض کن و آماده شو
همين الان قربان؟
490
00:46:01,086 --> 00:46:04,047
ميخوام ببينم اون بُرد چه قدر
.خوبه و چه جوري سواري ميده
!برو آماده شو
491
00:46:04,047 --> 00:46:05,757
!اينجا خيلي خطرناکه قربان
492
00:46:05,757 --> 00:46:08,093
ميخواي موج سواري کني سرباز؟
بله قربان -
493
00:46:08,093 --> 00:46:10,595
خيلي خوبه پسر، چونکه يا بايد
موج سواري کني يا اينکه بري
.بجنگي
494
00:46:10,595 --> 00:46:12,595
مفهوم شد؟
.حالا بريد
495
00:46:13,139 --> 00:46:16,265
.من بجاي اونا پوشش ميدم
.يه بُرد هم واسه "لنس" بياريد
496
00:46:17,726 --> 00:46:20,062
تا زماني که قايق نياد اينجا
.هيچ گُهي نميتونيم بخوريم
497
00:46:20,062 --> 00:46:23,649
لنس، شرط ميبندم اصلا نميتوني
.براي رفتن به دريا صبر کني
498
00:46:23,649 --> 00:46:25,776
چي؟
ميبيني امواج چطور از هر دو سمت -
حرکت ميکنند و شکافته ميشند؟
499
00:46:25,776 --> 00:46:29,737
بطور همزمان،يه نفر ميتونه بره سمتِ
راست،يه نفر هم ميتونه بره سمتِ
چپ، نظرت چيه؟
500
00:46:29,737 --> 00:46:31,948
.ما بايد تا جزر و مد صبر کنيم
501
00:46:31,948 --> 00:46:34,740
!لنس،بيا اينجا،نگاه کن
.مواظب باشيد، خمپاره داره مياد -
502
00:46:37,412 --> 00:46:40,036
.6ساعت ديگه جزر و مد ميشه
503
00:46:41,915 --> 00:46:44,374
ميخواي 6 ساعت اينجا صبر کني؟
504
00:46:47,879 --> 00:46:49,838
!هي رئيس
505
00:46:57,972 --> 00:47:00,931
خيلي خُب بچه ها، ديگه پنهان شدن
!و قايم شدن بسه. بجنبيد
506
00:47:01,434 --> 00:47:04,145
.بيايد بريم کله کيريا، حرکت کنيد
.لعنتي -
507
00:47:04,145 --> 00:47:06,813
فکر نميکني واسه استراحت و
موج سواري يه مقدار اينجا
خطرناکه؟
508
00:47:06,813 --> 00:47:11,484
سروان، وقتي که من ميگم اينجا واسه
.موج سواري امنه، يعني اينکه امنه
509
00:47:11,484 --> 00:47:15,820
منظورم اينه که، من واسه موج سواري
.تويِ اين ساحل ترسي ندارم
من توي اين محلِ کيري موج سواري
.ميکنم
510
00:47:18,325 --> 00:47:20,324
.اون بي سيم رو بده به من سرباز
511
00:47:22,036 --> 00:47:24,330
.کبوترِ 4، من دوکِ ارشدِ 6 هستم
512
00:47:24,330 --> 00:47:27,333
!لعنتي
من ميخوام اون مسيرِ درخت هارو
.بمباران کني
513
00:47:27,333 --> 00:47:30,210
.دريافت شد دوکِ ارشدِ 6
کبوترِ سه-يک، در موقعيت قرار
.گرفته و آماده باشه
514
00:47:30,210 --> 00:47:32,002
بزن نابودشون کن پسر، بفرستشون
.به عصرِ حجر
515
00:47:33,296 --> 00:47:34,754
!نه، برگرد، نيا
516
00:47:35,548 --> 00:47:39,093
خيلي خُب، بذار من خودم به اين
.مسئله رسيدگي کنم
.شما حالتون خوبه؟ اين تفنگ رو بکش کنار
517
00:47:39,093 --> 00:47:42,347
.ببخشيد -
.بيا اينجا، چيزي نيست
518
00:47:42,347 --> 00:47:44,849
!نه خانم، ببخشيد اما شما نميتونيد بريد
!جيمي -
519
00:47:44,849 --> 00:47:46,641
،پرنده شکاريِ يک-دو صحبت ميکنه
.کبوترِ يک-سه، پيغام دريافت شد
520
00:47:46,641 --> 00:47:48,685
اونا يه سري بمبِ ناپالم در مسيرِ
.درختها نياز دارند
ناپالم،بدنِ اجسام و انسان را کمکم و)
(بهشدت ميسوزاند
521
00:47:48,685 --> 00:47:50,520
ميشه مقداري بريد پايين و
اونجارو بمباران کنيد؟
522
00:47:50,520 --> 00:47:52,481
.باشه کبوترِ يک-سه
.ميزنيم دهنشونو سرويس ميکنيم
523
00:47:52,481 --> 00:47:55,192
هدف چيه؟
هدفِ اول اينه که يه سري از
،خمپاره اندازهارو
524
00:47:55,192 --> 00:47:56,735
.از مسيرِ درختها نابود کنيم
525
00:47:56,735 --> 00:47:59,528
.دريافت شد، داريم ميريم -
خوبه، تمامِ تلاشتون رو -
کنيد و هرچي داريد خالي
.کنيد
526
00:47:59,528 --> 00:48:02,031
.تمامِ هواپيماهاتون رو بياريد
527
00:48:02,031 --> 00:48:04,573
.اينو به هليکوپترِ من ببريد
.ببريدش به بيمارستان
528
00:48:05,576 --> 00:48:09,872
.نه،نه،نه، شما بايد همراهش بريد
!بجنبيد! بريد! بريد
529
00:48:09,872 --> 00:48:12,791
!اينارو ازينجا خارج کنيد
به بچه ها بگيد من بُرد و تخته
.موج سواريم رو ميخوام
530
00:48:12,791 --> 00:48:14,417
دوکِ ارشدِ 6، کبوترِ يک-سه
.صحبت ميکنه
531
00:48:14,417 --> 00:48:17,253
،هواپيماهايِ جت عازم شدند
30ثانيه ديگه حمله صورت ميگيره
،و شما فقط 30ثانيه زمان داريد
532
00:48:17,253 --> 00:48:20,004
.افرادت رو برگردون و حواستون باشه
.اين بمبارون ازون شديداست
533
00:48:23,468 --> 00:48:25,177
،نگران نباش
534
00:48:25,177 --> 00:48:27,554
ما اينجارو مرتب و پاکسازي ميکنيم و
.سريعا آماده ميشيم پسر
535
00:48:27,554 --> 00:48:29,264
.تو نگران نباش
536
00:48:29,264 --> 00:48:30,889
.اون شلوارهايِ کوتاه رو بده به من
537
00:48:33,018 --> 00:48:36,730
،اينا از طرفِ ارتشِ هوابرده
.يه هديه از طرفِ من و افرادم
538
00:48:36,730 --> 00:48:40,189
ميخوام تو رو ببينم که اونجا داري کارت
،رو انجام ميدي و موج سواري ميکني
باشه؟
539
00:49:03,587 --> 00:49:05,129
بوش رو حس ميکني؟
540
00:49:05,631 --> 00:49:07,756
اين بو رو حس ميکني؟
چي؟ -
541
00:49:08,551 --> 00:49:10,761
اين بويِ ماده آتشزا و
.بمبِ ناپالم هستش
542
00:49:10,761 --> 00:49:13,137
هيچ چيزِ ديگه اي تويِ اين دنيا
.اين بو رو نميده
543
00:49:13,681 --> 00:49:15,556
!بجنبيد. حرکت کنيد! حرکت کنيد #
544
00:49:17,475 --> 00:49:20,059
،من از بويِ ناپالم در صبح
.خوشم مياد
545
00:49:20,645 --> 00:49:23,314
ميدوني، يه بار براي 12 ساعت
،يه تپه رو بمباران کرديم
546
00:49:23,314 --> 00:49:25,690
،و وقتي که اتفاقات تموم شد
.من از خواب بلند شدم
547
00:49:26,901 --> 00:49:29,901
ما حتي يه دونه جسدِ بد بو هم
.پيدا نکرديم
548
00:49:32,364 --> 00:49:35,284
،اما اين بو، اين بويِ بنزين
549
00:49:35,284 --> 00:49:36,950
،در تمامِ تپه
550
00:49:38,120 --> 00:49:39,786
،مثلِ بويِ خوشِ
551
00:49:42,499 --> 00:49:43,747
.پيروزي بود
552
00:49:49,130 --> 00:49:51,245
.يه روزي اين جنگ تموم ميشه
553
00:50:06,027 --> 00:50:07,651
لنس، باد رو حس ميکني؟
554
00:50:08,404 --> 00:50:09,822
.باد
چي؟ -
555
00:50:09,822 --> 00:50:13,741
!باد داره بسمتِ ساحل مياد
.اين باد منطقه رو خراب ميکنه
556
00:50:13,741 --> 00:50:16,952
.باعث ميشه وضعيتِ امواج خراب بشه
.زياد خوب نيست -
557
00:50:16,952 --> 00:50:19,370
.اين به خاطرِ بمبهايِ ناپالم هستش
558
00:50:19,370 --> 00:50:22,872
ميدونم، من عذر ميخوام سرهنگ
اما فکر نکنم بشه تويِ اين وضعيت
.موج سواري رو انجام داد
559
00:50:22,872 --> 00:50:26,625
اين بچه آبرو و اعتبار داره، نبايد
ازش انتظار داشته باشيد که
در چنين امواجِ گل آلودي موج
.سواري کنه
560
00:50:26,625 --> 00:50:29,293
.ميفهمم چي ميگي
.بله، من يه هنرمندم بيل -
561
00:50:29,293 --> 00:50:32,462
.من نميتونم اينطوري موج سواري کنم
،لنس، ببين -
562
00:50:32,462 --> 00:50:34,422
من ازت معذرت ميخوام، اين اتفاق
.تقصيرِ من نيست
563
00:50:34,422 --> 00:50:36,173
"امواج به خاطرِ بمب هايِ "ناپالم
.دارن فروکش ميشند
564
00:50:36,173 --> 00:50:37,257
...هي بيل، سو تفاهم نشه يه وقت
565
00:50:37,257 --> 00:50:39,342
اين بمب ها باعث شدند که
.گردباد شکل بگيره
566
00:50:39,342 --> 00:50:40,801
.من عذرخواهيت رو قبول ميکنم
567
00:50:40,801 --> 00:50:43,428
خيلي خُب، اما اگه فقط 20 دقيقه
...صبر کني و اين اطراف پرسه بزني
568
00:50:43,428 --> 00:50:45,302
.شايد يه سري ديگه موج سواري کنيم بيل -
.فقط 20 دقيقه صبر کن -
569
00:50:46,304 --> 00:50:48,930
.من يه هنرمندم -
.راه برو -
570
00:50:50,224 --> 00:50:53,683
.خيلي خُب، بچه ها يه امتحاني کنيد
.يکي بره چپ، يکي هم بره راست
571
00:50:54,269 --> 00:50:55,519
.ببين لنس
572
00:50:55,519 --> 00:50:57,438
نميخواي موج سواري کني؟
.نه -
573
00:50:57,438 --> 00:50:59,397
ميخواي برگردي و از سرهنگ خدافظي
کني؟
.نه -
574
00:50:59,397 --> 00:51:00,773
مطمئني؟
.آره -
575
00:51:00,773 --> 00:51:03,982
.پس بيا سريع ازينجا بريم
.اين به خاطرِ بمب هايِ "ناپالم" هستش -
576
00:51:04,484 --> 00:51:06,275
!فقط 20 دقيقه صبر کن
577
00:51:07,319 --> 00:51:08,820
!لعنتي! دهنتو سرويس
578
00:51:08,820 --> 00:51:10,319
.اونا دنبالِ شما هستند #
579
00:51:14,450 --> 00:51:16,824
.بدونِ من ازينجا نريد
کدوم گوري داري ميري؟ -
580
00:51:20,412 --> 00:51:21,660
.مراقب باشيد، خمپاره زدند
581
00:51:23,956 --> 00:51:27,165
.اين تخته موج سواريِ سرهنگ هستش -
!گمشو برو! اين واسه منه -
582
00:51:28,709 --> 00:51:32,460
.بچه ها کمک کنيد-
.تخته رو بگير و سريع حرکت کن -
583
00:51:36,756 --> 00:51:38,172
.تو يه هوابردِ تخمي هستي
584
00:52:09,987 --> 00:52:12,489
.لنس
.آشپز" روشن کن پسر"
585
00:52:12,489 --> 00:52:13,948
.زود باش، بيا چِت کنيم
586
00:52:13,948 --> 00:52:15,991
ميخواي بکشي؟
.آره رفيق، روشن کن
587
00:52:15,991 --> 00:52:18,240
.يه روزي اين جنگ تموم ميشه
588
00:52:19,535 --> 00:52:22,537
همين اتفاق واسه بچه هاي
.داخلِ قايق کافي بود
589
00:52:22,537 --> 00:52:24,747
اونا بيشتر از هرچيزي دنبالِ راهي
واسه بازگشت به خونه و وطن
.بودند
590
00:52:24,747 --> 00:52:25,996
سروان؟
591
00:52:26,499 --> 00:52:32,125
مشکل اينه که، من به خونه برگشتم
و ميدونم وقتي از جنگ برگردي،ديگه
.همچين چيزي واست وجود نداره
592
00:52:36,506 --> 00:52:38,254
"الان وقتشه که يه مقدار "ماريجوانا
.بزنيم
593
00:52:39,132 --> 00:52:42,508
.خيلي خُب، اين خيلي خوبه مادرجنده ها
594
00:52:47,513 --> 00:52:50,139
"با اون مدلي که سرهنگ "بيل
،نبرد ميکرد
595
00:52:50,139 --> 00:52:53,515
من متعجب بودم که اونا بر عليهِ
چي داشتند و چرا ضدش "Kurtz"
.بودند
596
00:52:54,226 --> 00:52:56,683
.دليلش فقط ديوانگي و قتل نبود
597
00:52:57,186 --> 00:53:00,478
.اينجور چيزا اونجا واسه همه پيش ميومد
598
00:53:10,862 --> 00:53:12,780
منظورم اينه که، اون هيچ وقت
.تشنه کُس و خانم نبود
599
00:53:12,780 --> 00:53:14,238
.من اينجا نيستم
(چِت کردم )
600
00:53:15,366 --> 00:53:18,491
من دارم تويِ جنگل راه ميرم
.و انبه جمع ميکنم
601
00:53:19,409 --> 00:53:21,201
"(راکويل ويلچ،بازيگر) Raquel Welch" من
.رو ديدم
602
00:53:23,704 --> 00:53:26,204
يه پودينگ و خامه خوشمزه
،از انبه درست کردم
603
00:53:29,959 --> 00:53:32,544
.و بينِ خودمون پخشش کردم
604
00:53:32,544 --> 00:53:38,587
اون (راکويل ويلچ) انبه دوست داره و
.رويِ شاخه بالايي قرار داره
605
00:53:39,298 --> 00:53:41,508
.ما هر دومون لختيم و تويِ جنگل هستيم
606
00:53:41,508 --> 00:53:43,218
!هي رئيس
بله؟ -
607
00:53:43,218 --> 00:53:45,175
.اون يارو سرهنگه دوباره داره مياد
608
00:53:47,720 --> 00:53:50,012
ميدوني چقدر سخته تا يه بُردِ موج
سواري پيدا کرد که تو ازش خوشت
بياد؟
609
00:53:51,181 --> 00:53:56,727
.من به شما هيچ آسيبي نميزنم
.من به شما هيچ آسيبي نميزنم
610
00:53:56,727 --> 00:54:01,812
.فقط اون تخته موج سواري رو بده به من لنس
.اون يه تخته خوبي بود و من ازش خوشم مياد
611
00:54:02,815 --> 00:54:05,189
خودت ميدوني پيدا کردنِ يه بُردِ
خوب واسه موج سواري، چقدر
.سخته
612
00:54:05,775 --> 00:54:07,067
!اون يه سمجِ مادر جندست
613
00:54:07,067 --> 00:54:08,694
.من به شما هيچ آسيبي نميزنم
614
00:54:08,694 --> 00:54:12,530
!آدمِ کيرخورِ عوضي
.من به شما هيچ آسيبي نميزنم -
615
00:54:12,530 --> 00:54:15,365
.فقط اون تخته رو بده به من لنس
616
00:54:15,365 --> 00:54:17,531
اون يه تخته خوبي بود و من
.دوسش دارم
617
00:54:18,450 --> 00:54:21,200
خودت ميدوني پيدا کردنِ يه بُردِ
خوب واسه موج سواري، چقدر
.سخته
618
00:54:22,578 --> 00:54:26,289
.من به شما هيچ آسيبي نميزنم
.يا عيسي مسيح -
619
00:54:26,289 --> 00:54:28,082
.اين يارو خيلي سمج و بد قِلِقه
620
00:54:28,082 --> 00:54:30,498
به نظرت بهمون شليک ميکنه؟
621
00:54:31,293 --> 00:54:32,501
،اون تو ساحل بهمون شليک نکرد
622
00:54:32,501 --> 00:54:34,503
اما فکر کنم اگه ميديد من دارم
بُردش رو ميبرم، بهمون شليک
.ميکرد
623
00:54:34,503 --> 00:54:37,501
،بيا بريم موج سواري
تا همه ياد بگيرن چطوريه
624
00:54:38,422 --> 00:54:39,879
بيايد اين تخته موج سواري رو
از من بگيريد و ازين قسمت
که من هستم و سلاحم توشه
ببريد بيرون. (يه وقت مياد بهمون
.(شليک ميکنه
625
00:54:40,924 --> 00:54:42,131
!آدمِ ساده لوح
626
00:54:42,633 --> 00:54:44,427
سريِ بعدي که بياد سمتمون
چجوري من بهش شليک کنم؟
627
00:54:44,427 --> 00:54:46,467
هي آشپز، اونجا که هستي، يه جايي
.هم واسه اين تخته موج سواري پيدا کن
628
00:54:50,848 --> 00:54:52,263
.لنس، بدش به من
629
00:54:58,227 --> 00:54:59,854
فکر نکنم اين همون هليکوپتري
.باشه که باهاش اومديم
630
00:54:59,854 --> 00:55:02,604
لعنتي، احتمالا تمامِ هليکوپترها رو
فرستاده تا رودخونه رو با اون صداش
،بررسي کنند
631
00:55:03,398 --> 00:55:05,441
ما بايد تا زماني که هوا کاملا
.تاريک بشه اينجا بمونيم، رئيس
632
00:55:05,441 --> 00:55:07,817
.نگران نباش، لنس
.اون زياد مارو تعقيب نميکنه
633
00:55:07,817 --> 00:55:09,611
چرا اينو ميگي؟ از کجا ميدوني؟
634
00:55:09,611 --> 00:55:11,486
واقعا فکر ميکني سرهنگ با اون همه
عظمتش ميخواد تمامِ افراد و نيروها
،در رودخونه
635
00:55:11,486 --> 00:55:13,071
بفهمند که ما تخته موج سواريش رو
دزديديم؟
636
00:55:13,071 --> 00:55:14,445
!من اونو ندزديدم
637
00:55:17,282 --> 00:55:21,116
سروان؟ چقدر بايد تويِ اين رودخانه
حرکت کنيم و پيش بريم؟
638
00:55:22,411 --> 00:55:24,327
.اين محرمانست رئيس
.من نميتونم بهت بگم
639
00:55:27,414 --> 00:55:28,830
.مسيرِ زيادي رو طي خواهيم کرد
640
00:55:31,459 --> 00:55:32,957
اوضاع خطرناک ميشه؟
641
00:55:34,502 --> 00:55:35,626
.نميدونم بچه جون
642
00:55:36,795 --> 00:55:38,672
.آره، احتمالا خطرناک ميشه
643
00:55:38,672 --> 00:55:41,797
تو دوست داري خطرناک باشه سروان؟
644
00:55:42,674 --> 00:55:43,798
.نه بابا
645
00:55:54,308 --> 00:55:57,141
هيچ وقت فرصت نشد بفهمم که
تو تويِ کارخانه هاي "ايالت اوهايو
در شمال و مركز امريكا)" چه)
.غلطي ميکني
646
00:56:01,437 --> 00:56:04,148
هي رئيس، من دارم ميرم يه چندتا
انبه پيدا کنم و بيارم، باشه؟
647
00:56:04,148 --> 00:56:06,316
.تنها نرو و يه نفر رو با خودت ببر
.باشه -
648
00:56:06,316 --> 00:56:07,981
.من باهاش ميرم
649
00:56:13,696 --> 00:56:15,153
آشپز؟
650
00:56:15,697 --> 00:56:17,655
بله قربان؟
چرا اونا تو رو اينطوري صدا ميکنند؟ -
651
00:56:18,616 --> 00:56:20,950
چجوري صدام ميکنند قربان؟
.بهت ميگن آشپز -
652
00:56:20,950 --> 00:56:24,493
به خاطرِ اينه که تو انبه و اينجور
چيزا دوست داري؟
.نه قربان، من واقعا آشپزم -
653
00:56:25,663 --> 00:56:28,954
من وردستِ سرآشپز هستم و سس
.درست ميکنم
سس؟ -
654
00:56:29,706 --> 00:56:35,920
بله قربان. ميدوني، من اهلِ
شهر نيواورلئان" هستم و"
اصلا واسه اينکه سرآشپز باشم
.تربيت شدم
655
00:56:35,920 --> 00:56:37,502
يه آشپزِ عالي که سس هاي
.خيلي خوبي درست ميکنه
656
00:56:38,129 --> 00:56:41,505
منظورت چيه؟
منظورم اينه که در درست -
کردنِ سس و اينجور چيزا
.تخصص دارم
657
00:56:45,510 --> 00:56:48,093
اين نزديکيا بايد يه
.درختِ انبه باشه
658
00:56:54,641 --> 00:56:59,100
قرار بود که من برم پاريس و
"Escoffier" در مدرسه آشپزيِ
.تحصيل کنم
659
00:57:00,311 --> 00:57:03,436
اما به خاطرِ وضعيتِ جسماني اي
،که داشتم
660
00:57:16,697 --> 00:57:19,781
.به نيرويِ دريايي پيوستم
شنيده بودم که نيرويِ دريايي
.غذاهاش بهتره
661
00:57:21,158 --> 00:57:23,158
.يه مدرسه آشپزي هم داشتند
662
00:57:23,702 --> 00:57:27,202
واقعا؟ چجوري بود؟
.اصلا در موردش نشنوي بهتره -
663
00:57:30,415 --> 00:57:33,581
اونا مارو جلويِ 100يارد گوشتِ راسته
،به صف ميکردند
664
00:57:34,418 --> 00:57:36,959
،هممون رو به صف ميکردند
.ما هم بهش نگاه ميکرديم
665
00:57:37,711 --> 00:57:39,711
.گوشتِ خيلي خوب و مجللي بود
666
00:57:40,422 --> 00:57:42,213
.مثلِ مرمر قشنگ بود و ميدرخشيد
667
00:57:44,758 --> 00:57:50,552
بعدش، اونا تمامِ گوشت ها رو تويِ
ديگ هايِ بزرگي انداختند، اونارو
.ميجوشوندند
668
00:57:51,847 --> 00:57:54,221
.من داخلِ ديگ رو نگاه کردم رفيق
رنگِ گوشت داشت خاکستري و
.تيره ميشد و انگار فاسد بود
669
00:57:55,890 --> 00:57:57,765
.اصلا باورم نميشد رفيق
670
00:57:58,643 --> 00:58:01,852
همين موقع بود که من درخواست
دادم تا به مدرسه ارتباطات و
...بيسيم برم اما اونا
671
00:58:44,048 --> 00:58:45,423
اين صدايِ چيه؟
672
00:58:47,551 --> 00:58:48,758
دشمن؟
673
00:58:59,934 --> 00:59:01,350
.يه ببره
674
00:59:04,771 --> 00:59:06,729
.ببر، رفيق اين يه ببره
675
00:59:08,107 --> 00:59:10,525
بريد پشتِ سلاح ها! لنس برو پشتِ
دوشکايِ روبرويي، کلين پشتِ
.دوشکايِ 60 کاليبري
676
00:59:10,525 --> 00:59:12,151
.متوجه شدم رفيق -
.لعنتي -
677
00:59:12,151 --> 00:59:15,778
.آشپز، سريع باش -
.اون يه ببره -
678
00:59:15,778 --> 00:59:17,904
.سروان بجنب -
چي شده؟ -
679
00:59:19,072 --> 00:59:20,447
.بزن بريم -
!ببر -
680
00:59:21,200 --> 00:59:23,784
.رئيس حق با تو بود
هيچ وقت نبايد ازين قايقِ
.تخمي بريم بيرون
681
00:59:23,784 --> 00:59:26,995
.برو پشتِ اون دوشکايِ 60 کاليبري -
.هيچ وقت از قايق خارج نشيد -
682
00:59:26,995 --> 00:59:31,954
من ديگه يادم ميمونه، هيچوقت
.ازين قايق خارج نميشم
683
00:59:34,583 --> 00:59:37,793
چي شده؟ چند نفرن؟ -
.يه ببره تخمي بود -
684
00:59:37,793 --> 00:59:39,504
چي؟-
!يه ببره تخمي بود-
685
00:59:39,504 --> 00:59:42,297
ببر؟
.آره، خودم ديدم -
686
00:59:42,297 --> 00:59:45,883
!من خودم اون ببره لعنتي رو ديدم رفيق
687
00:59:45,883 --> 00:59:50,636
،بايد بياي تويِ شهرکمون کيرمو بخوري
.چون دارم ازينجا فرار ميکنم
688
00:59:50,636 --> 00:59:52,387
.من براي اينجور چيزا اينجا نيمدم
689
00:59:52,387 --> 00:59:54,887
من به اينجور چيزا نياز ندارم، اينجور
.چيزا رو نميخوام، نميخوام اينجا باشم
690
00:59:55,389 --> 00:59:58,806
من واسه اينجور چيزا از کلاسِ هشتم
،خارج نشدم و ازش فرار نکردم
691
00:59:59,892 --> 01:00:04,771
تمامِ کاري که من ميخواستم بکنم
!آشپزي بود
!من فقط ميخواستم آشپزي ياد بگيرم رفيق
692
01:00:04,771 --> 01:00:08,480
.چيزي نيست، چيزي نيست
چه اتفاقي افتاد داداش؟ -
693
01:00:10,608 --> 01:00:12,609
.حالت خوب ميشه رفيق
.چيزي نيست
694
01:00:12,609 --> 01:00:15,111
.چيزي نيست. همه چيز الان روبراه ميشه
695
01:00:15,111 --> 01:00:18,739
.چيزي نيست
.هيچ وقت ازين قايقِ تخمي خارج نشيد
696
01:00:18,739 --> 01:00:20,406
.هيچ وقت ازين قايقِ تخمي خارج نشيد
697
01:00:20,406 --> 01:00:23,657
!!!!آهاي ببر، خداحافظ
698
01:00:25,535 --> 01:00:28,079
.هيچوقت از قايق خارج نشيد
699
01:00:28,079 --> 01:00:30,161
اين درست بود و هيچوقت نبايد
،خارج ميشديم
700
01:00:31,956 --> 01:00:34,331
مگراينکه از اول تا آخر، تمامِ مسير رو
.خودمون ميخواستيم بريم
701
01:00:39,545 --> 01:00:41,460
.از قايق خارج شده بود "Kurtz"
702
01:00:43,172 --> 01:00:45,380
اون از تمامِ برنامه ها خودش
.رو جدا کرده بود
703
01:00:48,842 --> 01:00:53,469
چطور اين اتفاق افتاده بود؟
مگه اون تويِ اولين ماموريتش
چي ديده بود؟
704
01:01:00,809 --> 01:01:02,600
.اون 38سالش بود
705
01:01:04,436 --> 01:01:08,396
اگه به نيروهايِ ويژه بپيوندي،امکان
نداره که به درجه اي بالاتر از
.سرهنگي برسي
706
01:01:09,649 --> 01:01:11,690
ميدونست از چي داره "Kurt"
.دست ميکشه و بيخيالش ميشه
707
01:01:13,609 --> 01:01:17,652
و هرچي بيشتر ميخوندم و ميخواستم
.متوجه بشم، بيشتر تحسينش ميکردم
708
01:01:19,281 --> 01:01:21,740
خانوادش و دوستانش نميتونستند
،متوجه بشند
709
01:01:21,740 --> 01:01:23,823
و نميتونستند وي رو از کاري که
.ميخواست انجام بده منصرفش کنند
710
01:01:25,867 --> 01:01:29,328
وي مجبور بود سه بار درخواست بده
.و کلي سختي رو تحمل کنه
711
01:01:29,328 --> 01:01:32,370
،اما وقتي وي تهديد به استعفا کرد
اونا (سازمان) هم درخواستش
.رو قبول کرد
712
01:01:36,584 --> 01:01:39,834
جوان ترين فردِ تويِ کلاس،نصفِ
.وي سن داشت
713
01:01:41,296 --> 01:01:43,547
اونا بايد فکر کرده باشند که وي
،شخصي پير و ممتاز بوده
714
01:01:43,547 --> 01:01:45,045
که با تلاش و تقلا اين دوره رو
.با موفقيت پشتِ سر ميذاره
715
01:01:46,507 --> 01:01:49,716
من وقتي 19 سالم بود واردِ اين دوره
.شدم و تقريبا دهنم سرويس شد
716
01:01:52,636 --> 01:01:57,221
اين مادرجنده سرسخت اين دوره
.رو به پايان رسوند
717
01:02:00,434 --> 01:02:05,685
وي ميتونست ادامه بده و به مقامِ
ژنرالي برسه، اما به جايِ اينکار
.راهِ خودش رو ادامه داد
718
01:02:09,148 --> 01:02:10,688
،ايوايِ عزيز "
719
01:02:11,190 --> 01:02:16,568
.امروز يه اتفاقِ جديد واسم رخ داد
،تقريبا داشتم توسطِ يه ببرِ تخمي
،زنده زنده خورده ميشدم
720
01:02:18,988 --> 01:02:21,364
،واقعا باورنکردنيِ، ميدوني
721
01:02:21,364 --> 01:02:24,241
ما داريم يه نفر به اسمِ سروان
،ويلارد" رو از رودخونه عبور ميديم"
722
01:02:24,241 --> 01:02:26,991
اما هنوز بهمون نگفته که کجا
.داريم ميبريمش
723
01:02:30,287 --> 01:02:32,331
.فکر ميکردم تا الان از "اِلوود" شنيده باشي
724
01:02:32,331 --> 01:02:35,333
"...من دارم ميام خونه
،ماهِ اکتبر، سالِ 1967 -
725
01:02:35,333 --> 01:02:38,627
،در يک ماموريتِ ويژه
،"Kon Tum" در منطقه
،II در گروهِ
726
01:02:38,627 --> 01:02:42,044
عملياتِ "فرشته مقرب" رو "Kurtz"
با ترکيبي از نيروهاي خودي و
،نيروهاي محلي انجام داد
727
01:02:42,670 --> 01:02:44,545
.و به موفقيتي بزرگ دست يافت
728
01:02:48,258 --> 01:02:52,258
وي هيچگونه تاييديه رسمي براي
انجامِ عمليات نداشت، فقط
.به فکرش رسيد و انجام داد
729
01:02:54,804 --> 01:02:56,178
.عجب جرأتي داشته
730
01:02:58,264 --> 01:03:01,350
به خاطرِ اينکارش ميخواستند بگيرنش و
.دهنشو سرويس کنند
731
01:03:01,350 --> 01:03:05,434
اما بعد ازينکه رسانه ها متوجه شدند
و واردِ ماجرا شدند، وي را بجايِ
.مجازات، سرهنگِ کل کردند
732
01:03:07,937 --> 01:03:12,775
شرايط در ويتنام خيلي سريع بهم
،ريخت و
733
01:03:12,775 --> 01:03:14,607
براي اينکه ميشد ازين شرايط
دور شد، بايد ازونجا خارج
.ميشدي
734
01:03:43,545 --> 01:03:46,796
تو اين شرايطِ تخمي، اين ديگه خيلي
.عجيب غريبه
735
01:03:48,424 --> 01:03:49,964
منتظرِ ما بودند؟
736
01:03:52,301 --> 01:03:53,550
.من چه ميدونم
737
01:03:59,348 --> 01:04:01,600
...سلام، سلام #
738
01:04:01,600 --> 01:04:02,765
.يا خدا
739
01:04:09,397 --> 01:04:12,565
.همه چيز به داخلِ کاميون برگردونده ميشه #
چي؟ -
740
01:04:12,565 --> 01:04:14,190
.بايد تمامِ اون وسايل رو جمع کنيم
741
01:04:21,321 --> 01:04:23,198
آشپز، ميگم تو تا حالا اينجا بودي؟
.هستش "Hau Phat" اسمشم
742
01:04:23,198 --> 01:04:25,449
!بزن بريم
باهات شرط ميبندم اينجا کلي مواد -
.مخدر ميتونيم پيدا کنيم
743
01:04:25,449 --> 01:04:27,949
.رفيق اين موتورهارو نگاه کن
744
01:04:29,035 --> 01:04:31,829
...ياماها، سوزوکي
!ايول
745
01:04:31,829 --> 01:04:34,203
.اين يکي ازين خوباشه
.آره، سوکي ياکي -
746
01:04:34,831 --> 01:04:36,205
.آره رفيق، اين خيلي خوبه
747
01:04:40,501 --> 01:04:42,169
.خواهش ميکنم-
اين بايد همون شخصي
.باشه که دنبالشيم
748
01:04:42,169 --> 01:04:43,793
.همونجاست، برو اونجا
749
01:04:44,546 --> 01:04:47,003
!گروهبان، گروهبان
750
01:04:53,510 --> 01:04:55,846
سه تا بشکه سوختِ موتورهايِ گازوئيلي
.بده، "پي بي آر 5" باشه
751
01:04:55,846 --> 01:04:58,764
،بجنبيد رفقا! زياد وقت نداريم
.فقط 1ساعت زمان داريم
752
01:04:58,764 --> 01:05:01,307
چي ميخواي؟ -
ميتونم ماريجوانايِ پانامايي که
نسبتا قرمز هستش بگيرم؟
داري؟
753
01:05:01,307 --> 01:05:03,892
،آره دارم
.بهت ميدم
754
01:05:03,892 --> 01:05:06,686
گروهبان؟
کجا ميخواي بفرستي؟ -
755
01:05:06,686 --> 01:05:08,396
.من خودم لازم دارم، جايي نميخوام بفرستم
،من نميتونم بدونِ مقصد -
756
01:05:08,396 --> 01:05:10,272
.اين کار رو انجام بدم
مقصدي داري که اين بشکه هارو
واست بفرستم؟
757
01:05:10,272 --> 01:05:11,440
.گروهبان
.من سوخت ميخوام -
758
01:05:11,440 --> 01:05:13,566
باشه اما بايد يه جايي رو بگي
.که برات بفرستم اونجا
759
01:05:13,566 --> 01:05:15,692
من نميتونم بدونِ يه مقصد
.اين کار رو انجام بدم
760
01:05:15,692 --> 01:05:18,694
.گروهبان، اين بچه ها با من هستند
.مقصد محرمانست
761
01:05:18,694 --> 01:05:21,280
،من از سازمانِ امنيتِ ارتباطات
.نامه دارم ،II گروهِ
762
01:05:21,280 --> 01:05:24,365
،باشه قربان اما گوش کن
.امشب خيلي سرمون شلوغه
763
01:05:24,365 --> 01:05:25,697
...8دلار ميشه
764
01:05:27,825 --> 01:05:29,616
.باشه بابا. آروم باش
765
01:05:30,619 --> 01:05:33,369
.به من سوخت بده -
.باشه الان ميدم
766
01:05:34,204 --> 01:05:36,874
.پسر، اين سروان قاطي کردش
،هي سروان گوش کن -
767
01:05:36,874 --> 01:05:40,249
من واقعا به خاطرِ امشب و اين
وضعيت متاسفم، خيلي سرم
.شلوغه
768
01:05:41,460 --> 01:05:44,462
اما اين رو بده به شخصي که مسئولِ
تدارکات هستش، بعدش بهت سوخت
.ميده
769
01:05:44,462 --> 01:05:47,881
هي، گوش کنيد، شماها واسه نمايش
جا و صندلي ميخوايد؟
770
01:05:47,881 --> 01:05:50,756
ميخوايد؟
.اينجا نمايش ميخوايم برگزار کنيم
771
01:05:51,300 --> 01:05:53,676
،نمايشِ خرگوش ها
منظورت همون نمايشِ سکسي هستش؟
772
01:05:53,676 --> 01:05:55,553
آره دقيقا، ميخوايد بريد ببينيد؟
773
01:05:55,553 --> 01:06:00,596
،سروان، بيا اينو بنوش، مجاني بهت ميدم
بخور و راحت باش، عصباني نباش. باشه؟
774
01:06:37,832 --> 01:06:42,166
حالتون چطوره؟
پرسيدم حالتون چطوره؟
775
01:06:43,085 --> 01:06:47,255
ميخوايم از طرفِ همه در اينجا، به همه
،شمايي که در
776
01:06:47,255 --> 01:06:50,297
سخت کار "Brute Force" عملياتِ
.ميکنيد، سلامي کنيم
777
01:06:50,924 --> 01:06:53,090
!سلام به همه سربازانِ چترباز
778
01:06:53,759 --> 01:06:56,718
!سلام به تمامِ ملوانان و تکاوران
779
01:06:57,929 --> 01:06:59,764
!ميخوايم بدونيد که بهتون افتخار ميکنيم
780
01:06:59,764 --> 01:07:01,554
چونکه ما ميدونيم موندن در اينجا و
جنگيدن چقدر سخت و دشوار
.هستش
781
01:07:02,057 --> 01:07:03,516
!آره
782
01:07:03,516 --> 01:07:06,641
،و براي اينکه اين مسئله رو ثابت کنيم
ميخوايم يه نمايشي اجرا کنيم که
.شما دوست داريد
783
01:07:07,227 --> 01:07:10,310
"دوشيزه ماهِ آگوست، دوشيزه "ساندرا
.هستش
784
01:07:12,481 --> 01:07:16,773
..."و دوشيزه ماهِ مي، دوشيزه "تري تراي
785
01:07:17,317 --> 01:07:22,277
و بازيگرِ سکسيِ سال، دوشيزه
...کري فاستر" هستش"
786
01:08:14,481 --> 01:08:15,899
چي شده؟
787
01:08:15,899 --> 01:08:18,858
.اونا امشب اينجا هستند
788
01:08:24,864 --> 01:08:26,320
!تفنگم رو روغن کاري و تميز کن
789
01:08:34,662 --> 01:08:36,619
...من آماده ام عزيزم
790
01:08:53,633 --> 01:08:55,716
.تو خيلي با نمکي، ازت خوشم مياد
791
01:08:56,302 --> 01:08:58,885
!من اينجام عزيزم
!من اينجام
792
01:09:01,014 --> 01:09:02,095
...اوه خدايِ من
793
01:09:03,807 --> 01:09:04,889
!همينه
794
01:09:05,558 --> 01:09:07,851
!جنده عوضي
795
01:09:07,851 --> 01:09:08,892
!درش بيار
796
01:09:12,021 --> 01:09:14,395
،هي خوشگله
ميخواي بيايم اونجا؟
797
01:09:14,939 --> 01:09:17,856
!معلومه که ميخوام
!اين عکس رو امضا کن
798
01:09:20,484 --> 01:09:22,151
!اين عکس رو امضا کن
799
01:09:23,321 --> 01:09:25,697
!بجنب عزيزم
!سريع بيا اينجا
800
01:09:25,697 --> 01:09:27,863
...به خانمِ من دست نزن
801
01:09:39,081 --> 01:09:40,371
.شروع کن
802
01:09:45,710 --> 01:09:46,959
!بجنب
803
01:09:49,546 --> 01:09:50,879
اينارو امضا ميکني؟
804
01:09:51,715 --> 01:09:53,631
!دخترا
!بيايد بريم
805
01:10:12,228 --> 01:10:13,478
!خدانگهدار
806
01:10:56,384 --> 01:10:58,050
ويت كنگ" براي افرادش زياد"
.ازينجور خدمات انجام نميداد
807
01:11:00,428 --> 01:11:03,178
وي يا تويِ سنگرها بود و يا
.در حالِ حرکت و پيشروي
808
01:11:07,809 --> 01:11:11,601
نظرِ وي در موردِ استراحت، دادنِ
برنجِ سرد و مقداريِ گوشتِ موشِ
.صحرايي بود
809
01:11:14,188 --> 01:11:20,023
در سبک و روشِ وي، فقط دو راه برايِ
،رسيدن به خانه و وطن وجود داشت
."مرگ يا پيروزي"
810
01:11:31,658 --> 01:11:34,574
خيلي "Kurtz" هيچ تعجبي نداره که
سخت گيرانه افرادش رو وادار به
.کار ميکنه
811
01:11:36,161 --> 01:11:39,038
جنگ توسط تعدادي دلقکِ چهار-ستاره
،اداره ميشد که
812
01:11:39,038 --> 01:11:41,287
که اگه اينطوري پيش ميرفتند
.سرانجامِ کار خيلي بد ميشد
813
01:11:44,291 --> 01:11:47,085
.رفيق، نمايش، خيلي باحال بود
814
01:11:47,085 --> 01:11:49,794
من از زماني که اون دوشيزه ماهِ دسامبر
.بود، تمامِ عکسهاشو جمع کردم، رئيس
815
01:11:50,629 --> 01:11:52,879
.هي "کلين"، نگاه کن
.اون اينجا بودش رفيق
816
01:11:53,673 --> 01:11:56,633
.من حتي به اين خوشگله نامه دادم
.جوابِ نامه رو نداد
817
01:11:56,633 --> 01:11:58,969
رفيق، واقعا فکر و ذکرت اين
،زنا شدند
818
01:11:58,969 --> 01:12:00,678
."مثلِ اون يارو تو گروهِ "دلتا
819
01:12:00,678 --> 01:12:02,762
.آره، حرفم رو باور کن
کدوم يارو؟ -
820
01:12:02,762 --> 01:12:05,973
.هموني که يه نفر رو کشت
.اون، گروهبانِ ارتش بود
821
01:12:05,973 --> 01:12:09,684
يادته؟ اون يارو واقعا مجله هايِ
رو دوست داشت و "Playboy"
.نگهشون ميداشت
822
01:12:09,684 --> 01:12:15,438
منظورم اينه که وقتي اين نمايش ها
شروع ميشد، اون سريع اونجا حاضر
.ميشد تا ازين مجله ها بگيره، رفيق
823
01:12:15,438 --> 01:12:18,147
پسر بيا اين سينه هايِ
.خوشگل رو نگاه کن
824
01:12:18,982 --> 01:12:21,734
داشتم ميگفتم، اون واسه -
"ARVN" نيروهايِ گشت زنيِ
،ويتنامِ جنوبي) کار ميکرد)
825
01:12:21,734 --> 01:12:25,361
و يکي ازون ستوانهايِ آسياييِ
،مغرور و کوني داشت
826
01:12:25,361 --> 01:12:28,530
و يه روز اون ستوان، مجلش رو ازش
،گرفت و بهش نميداد
827
01:12:28,530 --> 01:12:30,532
:وي گفت
"مجله ام رو بهم پس بده"
828
01:12:30,532 --> 01:12:34,532
:اون ستوان هم گفت
خفه شو، ميخوام واست دادگاهِ"
"نظامي تشکيل بدم
829
01:12:35,243 --> 01:12:37,412
يکي از اعضايِ معمولي و تخميِ
.بودش ديگه "ARVN"
.آره -
830
01:12:37,412 --> 01:12:41,497
اون ستوان هم ديگه عصباني شد و
.خيلي بد رفتار ميکرد
.آشپز، بيا قايق رو کنترل کن
831
01:12:41,497 --> 01:12:44,956
اين يارو سينه هايِ زنان رو تويِ
.مجله سوراخ ميکرد
832
01:12:45,584 --> 01:12:46,624
.بيا سکان رو بگير
833
01:12:47,334 --> 01:12:51,671
عکسهارو سوراخ ميکرد و قطعه
قطعه ميکرد و ازينجور
.گند کاري ها انجام ميداد
834
01:12:51,671 --> 01:12:54,757
و اون گروهبان هم به ستوان که
:اين کارهارو انجام ميداد گفت
"به نفعته که اين کارهارو با عکسا نکني"
835
01:12:54,757 --> 01:12:57,175
اون دستِ تخميت رو از"
"رويِ اون عکسا بردار
836
01:12:57,175 --> 01:12:58,843
"اين کارهارو نکن باهاشون. فهميدي؟"
837
01:12:58,843 --> 01:13:02,844
:ستوان هم به ويتنامي گفت
"!گاييدمت بابا"
.لعنتي -
838
01:13:04,346 --> 01:13:07,015
اون گروهبان هم ديگه نتونست
خودش رو کنترل کنه و بيشتر
،از اين تحمل کنه
839
01:13:07,015 --> 01:13:12,184
ديوونه شد و تفنگش رو کشيد
،بيرون و آمادش کرد
840
01:13:13,519 --> 01:13:16,897
،و دقيقا از بينِ مجله بهش شليک کرد و
841
01:13:16,897 --> 01:13:19,648
زد ترکوندش و کلا از صحنه روزگار و
.لنگرگاه محوش کرد
842
01:13:19,648 --> 01:13:23,733
.اون روز اونجا ستواني وجود نداشت
.خلاصه اين اتفاق واسش رخ داد ديگه
843
01:13:25,569 --> 01:13:29,489
واسه اينکار مجازاتش کردند؟
.گروهبان رو ميگي؟ آره -
844
01:13:29,489 --> 01:13:31,532
دهنشو "LBJ" تو پاسگاهِ
.سرويس کردند
845
01:13:31,532 --> 01:13:34,616
خيلي بده که به خاطرِ اينکارش بهش
.مدال يا يه همچين چيزي ندادند
846
01:13:38,037 --> 01:13:40,995
"ARVN" تقصيرِ اين نيروهايِ تخميِ
هستش، اونا بايد خودشون اون
.ستوان رو ميکشتند
847
01:13:42,748 --> 01:13:45,039
بايد به اين يارو که زد ستوان رو
.کُشت مدالِ شجاعت ميدادند
848
01:13:47,043 --> 01:13:48,792
اگرچه کلا به ويتنامي ها بايد
دسته خر داد، مگه نه؟
849
01:13:55,256 --> 01:13:59,051
.صبح بخير ويتنام
من "زک جانسون" سربازِ فنيِ
ارتش، عضو نيروهايِ آمريکا در
.ويتنام هستم
850
01:13:59,051 --> 01:14:02,762
دمايِ هوا در شهرِ "سايگون" حدودِ 82
،درجه هستش و خيلي مرطوبه
851
01:14:02,762 --> 01:14:05,138
"و ما از طرفِ شهردارِ "سايگون
يه پيامِ خيلي مهم براي
،تمامِ نظامياني داريم که
852
01:14:05,138 --> 01:14:07,556
در اين منطقه و در پايگاه ها
.زندگي ميکنند
853
01:14:07,556 --> 01:14:08,641
!ايول
854
01:14:08,641 --> 01:14:11,643
شهردار از شما ميخواد که لباسهايِ
شسته شدتون رو، در داخل آويزون
.کنيد و روي لبه پنجره آويزان نکنيد
855
01:14:11,643 --> 01:14:13,725
شهردار از شما تقاضا داره که
.شهرِ "سايگون" رو زيبا نگه داريد
856
01:14:14,895 --> 01:14:16,562
،حالا، يه نگاهي ميندازيم به گذشته
857
01:14:16,562 --> 01:14:19,398
،آهنگي رو به "بيگ سَم" تقديم ميکنيم
858
01:14:19,398 --> 01:14:21,608
که در گردانِ اول، سواره نظامِ 35اُم
،تنهاست
859
01:14:21,608 --> 01:14:26,027
و همچنين توسطِ تيمِ حمله و آتش
به فرمانده "An Khe" در منطقه
،عاليشون تقديم ميشه
860
01:14:26,027 --> 01:14:28,611
"Rolling Stones" آهنگ توسطِ گروهِ
خوانده شده و اسمش هست
."رضايت و خرسندي"
!خيلي خُب -
861
01:14:30,614 --> 01:14:32,404
!قشنگ برقص و سخت تمرين کن،کلين
862
01:14:32,990 --> 01:14:34,573
!قشنگ برقص داداش
863
01:14:44,499 --> 01:14:45,914
!محکم بگير، لنس
864
01:14:52,963 --> 01:14:54,420
!قشنگ برقص داداش
865
01:15:03,679 --> 01:15:04,760
!ايول
866
01:15:14,435 --> 01:15:16,602
.ايول، قشنگ ميرقصي
867
01:15:19,857 --> 01:15:22,441
!قشنگ حرکت کن
!ايول! همينه
868
01:15:22,441 --> 01:15:23,815
!خيلي خُب
869
01:15:24,568 --> 01:15:25,942
!مواظب باش لنس
870
01:15:34,283 --> 01:15:37,700
" تعهد و عمليات ضد شورش "
."Kurtz" نوشته شده توسطِ سرهنگ
871
01:15:39,703 --> 01:15:43,873
مادامي که افسران و نيروهايِ ما"
ماموريت هايِ خودشون رو محدود
،به يک سال،انجام ميدهند
872
01:15:43,873 --> 01:15:46,956
بصورتِ آماتور و ناشي ميمونند و
".مثلِ يه توريست در ويتنام هستند
873
01:15:49,877 --> 01:15:52,795
مادامي که آبجو، غذايِ خوب و لذيذ "
،دريافت ميکنند و آهنگ و رقص و شادي و
874
01:15:52,795 --> 01:15:55,630
خوش گذروني انجام ميدند و از لحاظِ
رفاهي تامين ميشند و اين امور
،در دستورِ کار قرار ميگيره
875
01:15:55,630 --> 01:15:58,173
در اجرا و مديريتِ جنگ ناتوان
".ميمونيم و ضعيف ميشيم
876
01:15:59,008 --> 01:16:00,885
،ما به تعدادِ کمتري نيرو نياز داريم "
".اما نيروهايي که بهتر باشند
877
01:16:00,885 --> 01:16:05,135
،اگر نيروها متعهد و قسم خورده باشند "
اين جنگ با يک چهارمِ نيروهايِ کنوني
".با پيروزي به اتمام ميرسه
878
01:16:05,929 --> 01:16:07,389
!لعنتي -
!لعنتي -
879
01:16:07,389 --> 01:16:10,306
وقتِ ترسيدن رسيده، حق با
تو هستش داداش، اونا دارن
.يه کاري ميکنند
880
01:16:13,059 --> 01:16:14,766
اون کيه؟
چه خبره؟ -
881
01:16:17,645 --> 01:16:19,061
؟ "Lazzaro" تو هستي
882
01:16:35,491 --> 01:16:38,825
!سايبان آتيش گرفته
من رسيدگي ميکنم، من خاموش -
.ميکنم، ازينجا خارج شو
883
01:16:39,660 --> 01:16:42,952
!برو بيرون، من خودم خاموش ميکنم
884
01:16:44,831 --> 01:16:46,540
.لنس، بيا پايين
885
01:16:46,540 --> 01:16:48,248
!اون آتيش رو خاموش کن
886
01:16:55,546 --> 01:16:57,296
چه غلطي دارن ميکنند اونا؟
887
01:17:21,731 --> 01:17:24,856
.اواخرِ تابستان، پاييزِ سالِ 1968
888
01:17:25,984 --> 01:17:29,235
،در کوهستان "Kurtz" نيروهايِ گشت زنيِ
مدام تحتِ حملاتِ کمين کنندگان قرار
،ميگرفتند
889
01:17:30,196 --> 01:17:32,153
.اردوگاه از هم پاشيد
890
01:17:38,952 --> 01:17:40,200
.ماهِ نوامبر
891
01:17:40,786 --> 01:17:44,536
دستورِ ترورِ 3تا مردِ و يک خانم "Kurtz"
.ويتنامي رو، صادر کرد
892
01:17:45,873 --> 01:17:49,207
دوتا ازين مردها در ارتشِ ويتنامِ
.جنوبي، سرهنگ بودند
893
01:17:52,127 --> 01:17:55,253
فعاليتهايِ دشمن در منطقه قديميِ
.وي، به جايي نرسيد
894
01:17:58,674 --> 01:18:00,798
به نظر ميرسه که وي، 4 نفرِ
.اصلي رو کشته
895
01:18:03,718 --> 01:18:07,803
وي به نيروهايِ ويژه پيوست و #
...بعد از اون
896
01:18:09,389 --> 01:18:12,724
ارتش برايِ آخرين بار تلاش کرد که
،اون رو واردِ ميدانِ نبرد و ماجرا کنه
897
01:18:12,724 --> 01:18:13,850
...روشهايِ وي #
898
01:18:13,850 --> 01:18:16,727
،و اگر کنار گذاشته ميشد و متوقف ميشد
.تمامِ اتفاقات فراموش ميشد
899
01:18:16,727 --> 01:18:17,768
.ناسالم شد #
900
01:18:18,728 --> 01:18:21,396
،اما وي به کارش ادامه داد
...وي با ارتشِ بومىِ كوهستانِ زى #
901
01:18:21,939 --> 01:18:23,399
،و در مسيرش هم موفق بود
902
01:18:23,399 --> 01:18:25,441
...واردِ کشورِ "كامبوج" شده #
903
01:18:25,441 --> 01:18:26,901
و اونا (سازمان) من رو فراخواند و
.واردِ ماجرا کرد
904
01:18:26,901 --> 01:18:31,860
اون ارتش، وي رو مثلِ يک خدا #
قبولش دارند و از دستوراتش که
مسخره هم هستند، اطاعت
.ميکنند
905
01:18:34,906 --> 01:18:38,865
.اونا گمش کرده بودند، اون رفته بود
906
01:18:40,743 --> 01:18:43,538
چيزي به جز يه سري شايعه و اطلاعاتِ
،تصادفي که بيشتر از
907
01:18:43,538 --> 01:18:45,328
،اسيرانِ ويتنامي دريافت ميشد
.وجود نداشت
908
01:18:47,415 --> 01:18:50,748
ويتنامي ها اسمِ وي رو ميدونستند و
.ازش ميترسيدند
909
01:18:51,918 --> 01:18:55,043
وي، به همراهِ افرادش در مسيري که
براي ورود به کشور "كامبوج" طي
.ميکردند،به مناطق حمله ميکرد
910
01:19:01,300 --> 01:19:04,093
.من ميدونم کجا دارم ميرم #
،من دارم ميرم کاخِ سفيد #
911
01:19:04,093 --> 01:19:08,513
تا با رئيس جمهورِ آمريکا شام
.بخورم عزيزم
912
01:19:08,513 --> 01:19:09,761
.من دارم به اونجا ميرم
913
01:19:10,889 --> 01:19:12,763
هي آشپز، برو اون سقف رو درست کن و
.کاورش رو بذار
914
01:19:14,600 --> 01:19:15,765
!کلين تو هم بس کن ديگه
915
01:19:20,062 --> 01:19:23,813
چند وقته که اون بچه تويِ اين
قايق هستش؟
.7ماه -
916
01:19:24,899 --> 01:19:27,441
در موردِ جايي که داريم ميريم
خيلي غر ميزنه و واقعا تو کيري
.کردنِ اعصابِ من تخصص داره
917
01:19:28,277 --> 01:19:30,443
کاملا درسته سروان، چون اون هم
.در موردِ تو همين فکر رو ميکنه
918
01:19:31,321 --> 01:19:34,029
واقعا؟ تو چي فکر ميکني رئيس؟
919
01:19:34,822 --> 01:19:35,863
.من هيچ فکري نميکنم
920
01:19:37,116 --> 01:19:40,033
طبقِ دستورات، قرار نيست که من
،بدونم اين قايق رو کجا دارم ميبرم
.پس اصلا فکري نميکنم
921
01:19:41,201 --> 01:19:44,119
،اما وقتي يه نگاه به چهرت ميندازم
متوجه ميشم جايي که داريم
.ميريم، جايِ خيلي خطرناکيه
922
01:19:55,295 --> 01:19:58,837
ما داريم بسمتِ جايي ميريم که رودخونه
ازونجا شروع ميشه و 75 کيلومتر بالايِ
.هستش "Do Luong" پلِ
923
01:20:03,467 --> 01:20:06,468
"اونجايي که ميگي کشورِ "كامبوج
.هستش سروان
.عمليات محرمانست -
924
01:20:07,511 --> 01:20:10,428
،ما قاعدتا نبايد واردِ کشورِ "كامبوج" بشيم
اما اين کشور دقيقا همونجايي هستش
.که الان داريم ميريم
925
01:20:12,973 --> 01:20:16,140
،تو فقط من رو نزديکِ مقصد برسون
بعدش ديگه با شما کاري ندارم و
.ميتونيد برگرديد
926
01:20:19,811 --> 01:20:21,311
.باشه سروان
927
01:20:42,994 --> 01:20:44,452
،پسرِ عزيزم"
928
01:20:45,371 --> 01:20:47,164
،من عذر ميخوام که تو و مادرت
929
01:20:47,164 --> 01:20:49,955
نگرانِ من شُديد و من هم در اين
چند هفته اي که گذشت، نامه اي
.برايِ شما ننوشتم
930
01:20:51,042 --> 01:20:53,500
.اما شرايطِ من اينجا خيلي سخت شده
931
01:20:55,044 --> 01:20:57,794
من بطورِ رسمي توسطِ ارتش
.متهم به قتل شدم
932
01:21:05,259 --> 01:21:08,093
،قرباني هايي که ميگن من کشتم
4تا از جاسوس هايِ دو جانبه
.ويتنامي بودند
933
01:21:08,678 --> 01:21:11,678
ما مدتها برايِ بر ملا کردنِ کارهاشون
.زمان صرف کرديم و مدرک فراهم کرديم
934
01:21:14,432 --> 01:21:18,350
وقتي که ديگه هويتِ اصليشون بر ملا
شد و ما مطمئن شديم، مثلِ يه سرباز
انجامِ وظيفه کرديم و اونارو به سزايِ
.اعمالشون رسونديم
935
01:21:19,894 --> 01:21:21,685
اتهاماتي که به من زدند واقعيت نداره
.و درست نيست
936
01:21:22,480 --> 01:21:27,856
سازمان تويِ يه سري کشمکش هايي
قرار داره و کاملا ديوونه شدند که به
.من اين اتهام رو زدند
937
01:21:38,949 --> 01:21:42,199
در جنگ، لحظه هايِ زيادي برايِ
،ترحم و برخوردِ دلسوزانه
938
01:21:43,869 --> 01:21:48,371
و لحظه هايِ زيادي نيز برايِ سنگدلي
و بي رحمي وجود داره، اما در خيلي
،از شرايط
939
01:21:49,331 --> 01:21:52,081
ممکن هستش که منظور از
بي رحمي، فقط صداقت و
.شفافيت و وضوح باشه
940
01:21:52,917 --> 01:21:55,293
منظورم به وضوح ديدنِ کاري هستش
،که نيازه که انجامش بدي و
941
01:21:55,293 --> 01:21:56,420
نيروهايِ بيمارستان و #
.تخليه بايد بياين اينجا
942
01:21:56,420 --> 01:21:59,213
و مستقيما، خيلي سريع
،با هشياريِ کامل
943
01:21:59,213 --> 01:22:00,923
...آلفا تانگو تانگو #
944
01:22:00,923 --> 01:22:02,632
".بهش نگاه کني
درخواستِ انجامِ کار و -
.پاکسازيِ محيط رو دارم
945
01:22:02,632 --> 01:22:04,550
3يا 4 نفر در زمانِ انجامِ عمليات
.اينجا کشته شدند
946
01:22:04,550 --> 01:22:07,300
من بهت اعتماد ميکنم که در موردِ"
اين نامه چيزي رو که ترجيح ميدي
،و ميپسندي به مادرت بگي
947
01:22:08,010 --> 01:22:11,680
چونکه من اصلا در موردِ اتهاماتي
"که به من زدند، نگران نيستم
948
01:22:11,680 --> 01:22:12,679
.نيروهايِ امداد و تخليه، وارد بشيد #
949
01:22:13,432 --> 01:22:17,475
من فراتر از کارها و اصولِ اخلاقيِ"
بزدلانه سازمان هستم، پس اصلا
".نگران و دلواپس نيستم
950
01:22:17,475 --> 01:22:19,144
نيرويِ امداد و تخليه، پيامم رو #
!دريافت ميکنيد؟ تمام
951
01:22:19,144 --> 01:22:22,519
.تمامِ اميدم به توست"
"دوستدارِ تو، پدرت
952
01:22:42,868 --> 01:22:44,161
.يا عيسي مسيح
953
01:22:44,161 --> 01:22:46,368
اصلا تعجبي نداره که من نميتونستم
.با راديو باهاشون ارتباط برقرار کنم
954
01:22:47,079 --> 01:22:48,370
!عجب آشغال دوني اي
!چقدر بد و ناخوشاينده
955
01:22:53,125 --> 01:22:54,877
!سلام
حالتون چطوره؟
956
01:22:54,877 --> 01:22:58,670
عجب قايقِ قشنگي داري.تا حالا
.همچين چيزي اينجاها نديده بودم
957
01:22:58,670 --> 01:23:02,423
،ما درخواستِ امداد و تخليه کرديم
شماها دريافت کرديد؟
958
01:23:02,423 --> 01:23:04,383
امداد و تخليه؟
.نه
959
01:23:04,383 --> 01:23:07,927
آره، داشتيم ميومديم، تويِ مسير
.چندتا سرباز رو ديديم که مرده بودند
960
01:23:07,927 --> 01:23:10,137
تويِ مسير؟
.آره -
961
01:23:10,137 --> 01:23:13,347
داريد تويِ اين رودخونه حرکت
ميکنيد و بسمتِ بالا ميريد؟
آره داريم بسمتِ بالايِ رودخونه
.ميريم
962
01:23:13,347 --> 01:23:17,681
!بيخيالِ اينکار بشيد
چرا؟-
963
01:23:18,350 --> 01:23:20,686
ما ميخوايم يه سري از افراد رو
.بسمتِ پايينِ رودخونه بفرستيم
964
01:23:20,686 --> 01:23:23,271
.بيخيال شيد
اين ديگه چه کاري بود؟ -
965
01:23:23,271 --> 01:23:26,730
.ما چند روز ديگه بر ميگرديم -
!!آهان، باشه، حتما برميگرديد -
966
01:23:33,944 --> 01:23:35,779
رئيس؟
بله سروان؟ -
967
01:23:35,779 --> 01:23:37,280
چرا يه نگاهي به موتور نميندازي؟
ببين کاري ميتوني بکني؟
968
01:23:37,280 --> 01:23:39,407
.من ميرم يه نگاهي به اطراف بندازم
.خيلي خُب -
969
01:23:39,407 --> 01:23:41,072
!! هي، بدونِ من ازينجا نريدا
970
01:24:04,049 --> 01:24:07,758
هي سرباز، فرماندت کجاست؟
.من چه ميدونم رفيق -
971
01:24:28,899 --> 01:24:31,148
.لباسم رو پس بده بچه کوني #
972
01:24:34,736 --> 01:24:35,735
!کوني #
973
01:24:41,491 --> 01:24:43,573
هي رفقا، فرماندتون کجاست؟
974
01:24:44,701 --> 01:24:47,870
.دو ماه پيش رفت رو مين
975
01:24:47,870 --> 01:24:50,914
.بدبخت کلا ترکيد
پس مسئولِ اينجا کيه؟ -
976
01:24:50,914 --> 01:24:54,583
.مسئول؟ من نميدونم رفيق
.من فقط يه سربازِ معمولي هستم
977
01:24:54,583 --> 01:24:58,211
فقط کاري رو که بهم بگن انجام
.ميدم. فقط يه مزدورم
978
01:24:58,211 --> 01:25:00,085
تو چطور رفيق؟
979
01:25:01,129 --> 01:25:04,382
هي لنس، اين تفنگ آخرش
.گير ميکنه. مطمئن باش
.از من به تو نصيحت
980
01:25:04,382 --> 01:25:06,925
.تو همون شرايط نگهش دار
.هي، دست از سرم بردار ديگه -
981
01:25:06,925 --> 01:25:08,383
.فقط دارم بهت ميگم که حواست باشه -
.بکش کنار، بس کن بابا
982
01:25:11,095 --> 01:25:14,011
!آهاي، بيا اينجا
983
01:25:14,514 --> 01:25:16,888
اون کشتي واسه تو هستش؟
.بيا داخل
984
01:25:18,891 --> 01:25:20,184
چي ميخواي؟
985
01:25:20,184 --> 01:25:22,850
.بيا داخل. ميخوام باهات حرف بزنم
!بجنب
986
01:25:26,230 --> 01:25:28,065
.بيا داخل، زيرِ بارون نمون
987
01:25:28,065 --> 01:25:29,105
!بکش کنار
988
01:25:30,358 --> 01:25:32,816
!بس کنيد ديگه
.هي رئيس -
989
01:25:33,819 --> 01:25:36,860
سلام چطوري سروان؟
.ميخوام با چند نفر آشنات کنم
990
01:25:39,197 --> 01:25:43,534
.کونت رو پاره ميکنم
.بچه کوني -
991
01:25:43,534 --> 01:25:45,366
.خيلي مادرجنده اي رفيق
992
01:25:49,788 --> 01:25:51,662
!عجب مادر جنده اي هستي تو
993
01:25:53,457 --> 01:25:55,873
!لعنتي! گوشم رو ول کن مادر جنده
994
01:25:58,502 --> 01:26:01,127
!آشپز، اون رو از رو من بلند کن
!بچه ادعا
995
01:26:03,297 --> 01:26:04,546
!آهاي رفقا
996
01:26:05,632 --> 01:26:07,633
!گرفتمت! کونتو الان پاره ميکنم
997
01:26:07,633 --> 01:26:10,717
!هيچ غلطي نميتوني بکني
!آهاي رفقا -
998
01:26:12,679 --> 01:26:14,219
...تو
!رفقا-
999
01:26:15,556 --> 01:26:17,805
"Hau Phat" من با افرادي که تويِ
.ديديم، يه قراري گذاشتم
1000
01:26:18,725 --> 01:26:22,142
من مذاکره کردم که 2تا بشکه
،سوخت بهشون بديم و در مقابل
دو ساعت با اون دوشيزه هايِ
.باشيم "play boy"
1001
01:26:30,190 --> 01:26:31,481
!سروان
1002
01:26:32,108 --> 01:26:34,736
هي، هي، شوخي ميکني؟
1003
01:26:34,736 --> 01:26:38,362
نه، چندتا بشکه برداريد و
.بريد به اون چادرِ بزرگ
1004
01:26:38,362 --> 01:26:39,570
!بجنبيد
1005
01:26:41,531 --> 01:26:42,739
!سروان
1006
01:26:44,242 --> 01:26:47,119
تو داري سوختمون رو به خاطرِ
،بودن با دوشيزه هايِ برترِ ماه
ميدي؟
1007
01:26:47,119 --> 01:26:50,204
نه، دارم به خاطرِ بودن با دوشيزه
برترِ سال، سوختمون رو بهشون
.ميدم
1008
01:26:50,204 --> 01:26:52,203
!خودت رو آماده کن عزيزم، آماده کن
1009
01:26:52,914 --> 01:26:54,749
!خودت رو آماده کن
1010
01:26:54,749 --> 01:26:57,917
سروان، ممکنه که ما واردِ تيراندازي
،و نبرد بشيم و سوختمون تموم بشه
1011
01:26:57,917 --> 01:26:59,584
ميخوام بهم بگي که اون
.دوشيزه چطور بود
1012
01:27:00,586 --> 01:27:03,753
.من واسه هممون مذاکره کردم رئيس
.تو هم ميتوني بري
1013
01:27:08,258 --> 01:27:10,924
اونجا يه زنِ پخته و با تجربه داره؟
چي؟ -
1014
01:27:13,762 --> 01:27:16,387
!بيخيال
.من تو قايق ميمونم
1015
01:27:17,806 --> 01:27:19,805
.هي سروان، يه کمکي کن
1016
01:27:42,114 --> 01:27:47,577
من تمامِ عکسات رو دارم، من اون عکسايِ
سکسيت که وسطِ مجله چاپ ميشه رو
،دارم
1017
01:27:47,577 --> 01:27:52,288
مجله هايِ هنرسنجي و چهره برتر
و سکسيِ سال رو دارم، حتي
.تقويم و سالنامه هاش رو هم دارم
1018
01:27:52,288 --> 01:27:54,246
!اين يه پرندست
1019
01:27:55,832 --> 01:27:57,751
وايسا، چرا تو يه پرنده داري؟
1020
01:27:57,751 --> 01:27:59,917
"Busch Gardens" من تو پارکِ تفريحيِ
.در آمريکا، مسئولِ پرنده ها بودم
1021
01:28:00,628 --> 01:28:03,211
؟ "Busch Gardens" پارکِ
آره، من مراقبِ پرنده ها -
.بودم و بهشون آموزش ميدادم
1022
01:28:07,465 --> 01:28:10,301
تو دوشيزه برترِ ماهِ دسامبر هستي؟ مگه نه؟
.دوشيزه برترِ ماهِ مي هستم -
1023
01:28:10,301 --> 01:28:11,758
داره در مياد؟
1024
01:28:18,848 --> 01:28:21,682
دوشيزه برترِ ماهِ دسامبر، موهايِ
.مشکي داره
.اونجاست -
1025
01:28:22,476 --> 01:28:24,684
اون از پرنده هايي منظم و
.معموليِ من نيستش
1026
01:28:26,478 --> 01:28:30,104
بيا، بيا عزيزم. غذا ميخواي؟
.بيا غذات رو بگير. بيا
1027
01:28:30,648 --> 01:28:36,900
چهره برتر و سکسيِ سال بودن، غريبانه
ترين تجربه اي هستش که ميتونم
.تصور کنم
1028
01:28:38,404 --> 01:28:43,822
انگار که ميخواي احساساتت رو واسه
،يه نفر ابراز کني
1029
01:28:45,200 --> 01:28:46,490
،...و قلبت رو بهشون نشون بدي
1030
01:28:47,118 --> 01:28:50,326
آره، ميخوام در موردِ رفتار و کارايي
.که پرنده هات ميکنند واسم بگي
.خيلي دوست دارم بشنوم
1031
01:28:55,540 --> 01:28:59,249
اما ميشه واسه من اين کلاه گيسه
.مشکي رو بذاري؟ خواهش ميکنم
1032
01:29:00,168 --> 01:29:04,794
و يه ديوارِ شيشه اي و نامريي...
،اين وسط وجود داره
1033
01:29:05,422 --> 01:29:08,465
اونا ميتونند دهانت رو ببينند که
،...باز و بسته ميشه
1034
01:29:08,465 --> 01:29:10,843
من حداقل برايِ دوسال پرنده هارو
،"Busch Gardens" در پارکِ
1035
01:29:10,843 --> 01:29:12,176
.آموزش ميدادم
.ايول، اينطوري خيلي قشنگ شد -
1036
01:29:12,176 --> 01:29:14,511
تويِ اون عکس)، اين موهايِ)
مشکي رويِ شونه راستت
،افتاده بود
1037
01:29:14,511 --> 01:29:16,430
.و اين دکمه هات هم باز بود
1038
01:29:16,430 --> 01:29:19,054
اما نميتونند بشنوند که...
.چي دارم ميگم
1039
01:29:20,057 --> 01:29:24,351
من بهشون آموزش ميدادم که رويِ
سرشون بايستند و بصورتِ وارونه
پرواز کنند و همچنين دوچرخه هايِ
.خيلي کوچيک رو برونند
1040
01:29:24,351 --> 01:29:25,767
.دستِ راستت هم تقريبا اينجا بود
1041
01:29:26,729 --> 01:29:29,645
!هي آشپز
!هي، ازينجا برو رفيق
1042
01:29:30,522 --> 01:29:33,191
!بعدا! بعدا
1043
01:29:33,191 --> 01:29:34,316
!15دقيقه بهم وقت بده
1044
01:29:34,316 --> 01:29:38,403
واقعا هيچ کاري نميشه کرد تا
اونا متوجه بشند و بشنوند که
.چي ميخواي بگي
1045
01:29:38,403 --> 01:29:40,279
ايراد نداره يه مقدار خم بشي؟
1046
01:29:40,279 --> 01:29:42,656
!ايول خودشه
باسنت مقداري برجسته شده
...بود و اومده بود بيرون
1047
01:29:42,656 --> 01:29:44,157
!هي رفيق، گمشو
1048
01:29:44,157 --> 01:29:45,197
!15دقيقه
1049
01:29:46,491 --> 01:29:48,992
به همين دليل من نا اميدانه و از رويِ
،ناچار سعي کردم
1050
01:29:49,869 --> 01:29:53,872
تا به يه نفر نشون بدم و ثابت
.کنم که من با استعداد هستم
1051
01:29:53,872 --> 01:29:57,583
تا حالا بچه هايِ طوطيِ "مکو" رو ديدي؟
1052
01:29:57,583 --> 01:29:59,083
...اينطوري
.همشون آبي هستند -
1053
01:29:59,083 --> 01:30:01,125
هي رفيق بسه ديگه، ميشه بري و
دست از سرم برداري؟
!در رو باز کن -
1054
01:30:01,836 --> 01:30:03,626
!منم حقي دارم رفيق
1055
01:30:04,337 --> 01:30:07,047
اونا تورو مجبور ميکنند که کاري
!رو انجام بدي که نميخواي
1056
01:30:07,047 --> 01:30:11,215
!مثلِ همين عکسي که اينجاست
1057
01:30:13,761 --> 01:30:16,761
وقتي اين عکس رو انداختم
.از خودم بدم ميومد
1058
01:30:17,847 --> 01:30:19,347
تو يه جورايي به سمتِ
.جلو خم شده بودي
1059
01:30:19,347 --> 01:30:21,515
.بچه طوطي ها خيلي قشنگند -
باسنت يه ذره اومده بود بيرون و
.برجسته شده بود
1060
01:30:21,515 --> 01:30:24,185
من آموزش دادن به طوطي هارو -
.خيلي دوست دارم
.ايول، همينطوري بود -
1061
01:30:24,185 --> 01:30:27,351
!ايول، همينطوري بود
1062
01:30:28,604 --> 01:30:31,020
!تو خيلي خوشگلي
...من فقط ميخوام
1063
01:30:33,232 --> 01:30:39,276
ميدوني، اصلا باورم نميشه
،"که من، "جي هيکس
.الان اينجا هستم
1064
01:30:39,862 --> 01:30:44,072
،شايد من صلاحيت ندارم تا با
1065
01:30:44,072 --> 01:30:48,407
يه پسرِ زيبا و معصوم رابطه اي
.داشته باشم
1066
01:30:49,076 --> 01:30:52,579
،ميدوني، اگه به خاطرِ جنگِ ويتنام نبود
1067
01:30:52,579 --> 01:30:56,120
من هرگز تورو از نزديک نميديدم
.دوشيزه ماهِ دسامبر
.ماهِ مي -
1068
01:30:57,499 --> 01:31:02,917
،کاشکي من يه نفر رو پيدا ميکردم
1069
01:31:06,338 --> 01:31:08,421
.که ديدگاهمون يکي بود
1070
01:31:15,719 --> 01:31:17,219
!!!مثلِ يه پرنده بوس ميکني
1071
01:31:17,721 --> 01:31:20,012
!خدايِ من
!منو ببوس! منو ببوس
1072
01:31:20,973 --> 01:31:22,432
اون ديگه کيه؟
1073
01:31:22,432 --> 01:31:24,599
!داري ديوونم ميکني
!منو ببوس
1074
01:31:26,101 --> 01:31:28,100
!اوه خدايِ من
.من از پرنده ها خوشم ميام -
1075
01:31:33,232 --> 01:31:34,272
کارت هنوز تموم نشده؟
1076
01:31:35,817 --> 01:31:37,358
!لعنتي
1077
01:31:38,860 --> 01:31:44,614
!مثلِ يه پرنده بکن! مثلِ يه پرنده
"پرواز کن عزيزم! مثلِ "طوطىِ كاكلى
.منو بکن
1078
01:31:44,614 --> 01:31:47,491
!پرواز کن-
!مثلِ يه عقاب ميتونم پرواز کنم
1079
01:31:47,491 --> 01:31:50,118
!مثلِ يه عقاب پرواز کن
!اينکار منو ديوونه ميکنه
1080
01:31:50,118 --> 01:31:51,867
!منو واقعا ديوونه ميکنه
1081
01:32:01,668 --> 01:32:04,626
.لنس، اون پسرِ يه نفر بود
1082
01:32:07,964 --> 01:32:12,842
لنس، اونا منو مجبور به انجامِ
،کارهايي کردند
1083
01:32:12,842 --> 01:32:14,426
.که نميخواستم انجام بدم
1084
01:32:14,426 --> 01:32:18,263
اونا بهم گفتند که روبان رو بينِ
،پاهات بذار و بکش
1085
01:32:18,263 --> 01:32:20,889
من هم نميخواستم اين کار
،رو انجام بدم
1086
01:32:20,889 --> 01:32:24,684
اما اونا بهم گفتند که از من
،انتظارِ همچين کاري رو دارند
1087
01:32:24,684 --> 01:32:26,975
بهم گفتند که مردم ميخوان همچين
.چيزي رو ببينند
1088
01:32:49,158 --> 01:32:52,242
تو ديگه کي هستي؟
.من نفرِ بعدي هستم خانم -
1089
01:32:54,161 --> 01:32:55,830
لعنتي، نميدونستم که
.کلين) باکره هستش)
1090
01:32:55,830 --> 01:32:58,707
.نميدونستم تا حالا کُس نکردي
!خفه شو عوضي-
1091
01:32:58,707 --> 01:33:02,209
ازين بابت متاسفم. اگر اين موضوع رو
ميدونستم، ميبردمت به شهرِ
،"نيواورلئان"
1092
01:33:02,209 --> 01:33:04,627
.گاييدمت رفيق -
و اونجا به چندتا خانمِ خوشگل
.معرفيت ميکردم داداش
1093
01:33:04,627 --> 01:33:07,544
.ولش کن آشپز
!پسرِ باکره! پسرِ باکره -
1094
01:33:08,755 --> 01:33:10,381
!خيلي عوضي هستي
1095
01:33:10,381 --> 01:33:13,717
داداش تو بيا شهرمون من اونجا
!درستت ميکنم، بچه اسکل
1096
01:33:13,717 --> 01:33:15,135
!ولش کن آشپز
1097
01:33:15,135 --> 01:33:17,636
تو تنها اسکل و عوضي اي هستي
.که اين اطراف ميبينم
1098
01:33:17,636 --> 01:33:20,471
اصلا ميدوني چيه؟ اگه بخوام
حال کنم، ترجيح ميدم خودم
با کيرم ور برم و به کسي نياز
.ندارم
1099
01:33:20,471 --> 01:33:22,473
!دست از سرش بردار آشپز
مثلا ميخواي باهاش چيکار کني-
بچه باکره؟
1100
01:33:22,473 --> 01:33:24,472
!پسرِ باکره -
.آشپز، بهت گفتم دست از سرش بردار-
1101
01:33:25,017 --> 01:33:27,810
!آشپز، بس کن
!ولش کن
1102
01:33:27,810 --> 01:33:31,352
مگه نميفهمي چي ميگم؟
!بس کن و اون دهنت رو ببند
1103
01:33:32,105 --> 01:33:34,771
.و اينجا هم ارتش نيست
!تو يه ملواني
1104
01:33:35,815 --> 01:33:39,860
پس اون لباسِ وز وزيِ ارتشي
مانند رو دربيار و مثلِ اونا رفتار
!نکن و مواد نکش
1105
01:33:39,860 --> 01:33:40,859
فهميدي؟
1106
01:33:45,614 --> 01:33:48,407
لنس، داستانِ اون رنگِ سبزي
که زدي به صورتت چيه؟
1107
01:33:48,407 --> 01:33:50,240
.واسه استتار زدم
چرا اونوقت؟ -
1108
01:33:50,909 --> 01:33:52,491
!اينطوري دشمن نميتونه منو ببينه
!رئيس ويتنامي ها همه جا هستند
1109
01:33:53,244 --> 01:33:56,244
ازت ميخوام اونجا هشيار باشي و
حواست باشه، بايد وظيفت رو انجام
.بدي
1110
01:34:15,176 --> 01:34:17,469
،در زاويهى چهل و پنج درجهى سمتِ چپ
.قايقِ مشکوکي وجود داره
1111
01:34:17,469 --> 01:34:20,387
،بيا يه نگاهي بندازيم
!لنس
1112
01:34:20,387 --> 01:34:23,429
!بيارشون به اين سمت
.کلين، بشين پشتِ دوشکايِ 60 کاليبري
.آشپز يه سلاحِ 16کاليبري بردار
1113
01:34:24,515 --> 01:34:26,223
کلين، بشين پشتِ اون دوشکايِ
!60کاليبري
1114
01:34:29,518 --> 01:34:30,559
چي شده رئيس؟
1115
01:34:32,896 --> 01:34:35,063
!يه قايقِ قراضه و مشکوک اونجاست سروان
ميخوايم طبقِ روالِ هميشگي يه بررسي
.کنيم
1116
01:34:36,231 --> 01:34:38,484
اينبار بيخيالِ روالِ هميشگي
.بشو و بذار برن
1117
01:34:38,484 --> 01:34:41,110
اين قايق ها امورِ مربوط به تدارکات رو
.تويِ اين دلتا اداره ميکنند، سروان
1118
01:34:41,110 --> 01:34:42,233
.ميرم يه نگاهي بندازم
1119
01:34:43,904 --> 01:34:45,571
.رئيس، ماموريتِ من اولويت داره
1120
01:34:45,571 --> 01:34:48,030
لعنتي، اگه به خاطرِ من نبود تو الان
.تويِ اين منطقه از رودخونه نبودي
1121
01:34:49,074 --> 01:34:51,740
سروان، تا زماني که ما به مقصدِ
شما برسيم، شما فقط واسه
.سواري تويِ اين قايق هستيد
1122
01:34:53,327 --> 01:34:56,204
!آماده باش لنس
!بجنب، طناب رو بنداز بچه کوني
1123
01:34:56,204 --> 01:34:58,411
.خيلي خُب، سريع باش
!بيارش اينجا
1124
01:35:12,465 --> 01:35:14,589
!اون آلونکِ جلويي رو يه نگاهي بنداز
!آدمارو ازونجا خارج کن
1125
01:35:21,971 --> 01:35:24,262
!يالا! سريع باش مادر جنده
!سريع باش
1126
01:35:26,933 --> 01:35:29,435
!شما دوتا بيايد
!کلين، حواست باشه
1127
01:35:29,435 --> 01:35:30,642
!حواسم هست رئيس
1128
01:35:35,022 --> 01:35:36,230
!اينجا امنه رئيس
1129
01:35:42,653 --> 01:35:45,530
!اينا خودشوننن
1130
01:35:45,530 --> 01:35:47,112
.مشکلي ندارند
!برو رو عرشه اون قايق و بررسي کن -
1131
01:35:48,573 --> 01:35:50,408
.اين فقط يه قايقِ تخمي هستش
.چيزي ندارند رئيس
1132
01:35:50,408 --> 01:35:51,784
.برو رويِ عرشه و بررسي کن
1133
01:35:51,784 --> 01:35:54,117
.فقط يه سري سبد و اردک و موز دارند
1134
01:35:54,661 --> 01:35:56,370
.چيزي ندارند
!انقدر کم رو نباش آشپز -
1135
01:35:56,370 --> 01:35:57,496
چِت شده؟
.برو يه بررسي کن
1136
01:35:57,496 --> 01:35:59,620
اين فقط يه قايقِ معمولي هستش
!و مقداري ماهي داره
1137
01:36:00,415 --> 01:36:01,915
!آشپز
!يه مقدار سبزيِ تخمي هم داره -
1138
01:36:01,915 --> 01:36:04,251
!برو رويِ اون قايق
!هيچ چيزي توش نيست رفيق -
1139
01:36:04,251 --> 01:36:05,791
!برو تويِ قايق
.باشه -
1140
01:36:06,460 --> 01:36:08,753
.بکش کنار بچه کوني
!لعنتي
1141
01:36:08,753 --> 01:36:11,547
.خوکِ کثيف
.ببين، انبه
1142
01:36:11,547 --> 01:36:13,632
تويِ سبدِ برنج چي هستش؟
.فقط برنج وجود داره -
1143
01:36:13,632 --> 01:36:16,257
.داخلش رو نگاه کن آشپز
.يه سري ماهيِ تخمي توشه -
1144
01:36:17,343 --> 01:36:20,135
.يه سري ديگه نارگيل هم اينجا هست
.برنج هم هستش
1145
01:36:21,637 --> 01:36:23,011
تو سبدِ سبزيجات چي هستش؟
1146
01:36:23,639 --> 01:36:25,390
!ازينجا بيا بيرون! يالا
1147
01:36:25,390 --> 01:36:28,475
.برو اونجا! خدا لعنتت کنه
.آشپز، اون سبدِ سبزيجات رو چک کن-
1148
01:36:28,475 --> 01:36:29,977
.باشه
!خفه شو چشم بادومي -
1149
01:36:29,977 --> 01:36:31,978
!اينجا هيچ چيزي وجود نداره
تو جعبه ها چيه؟ -
1150
01:36:31,978 --> 01:36:33,104
.هيچ چيزي نيستش
1151
01:36:33,104 --> 01:36:34,521
.اون قوطيِ حلبي رو چک کن
.هيچ چيزي نيست -
1152
01:36:34,521 --> 01:36:36,981
.اون قوطيِ زنگ زده رو ميگم
.فقط برنج توشه -
1153
01:36:36,981 --> 01:36:38,274
.هيچ چيزي اينجا نيست
.اون قوطيِ زرد رنگ رو بررسي کن -
1154
01:36:38,274 --> 01:36:40,565
.اون قوطيِ زرد رو بررسي کن
.اين زنه روش نشسته بود
چي توشه؟
1155
01:36:45,028 --> 01:36:46,153
!آشپز
1156
01:36:50,824 --> 01:36:52,031
!مادر جنده ها
1157
01:37:01,165 --> 01:37:03,080
.بسه! ديگه تير اندازي نکن
.بيخيال، بذار همشون رو بکشيم -
1158
01:37:03,750 --> 01:37:06,460
!مادرجنده هايِ کير خور
!بسه! بسه -
1159
01:37:06,460 --> 01:37:09,170
.بذار همه اين کوني هارو بکشيم
.بذار بزنيم بترکونميشون
1160
01:37:09,170 --> 01:37:12,336
!آشپز، بسه
.چرا نکشيم؟ يا عيسي مسيح -
1161
01:37:13,298 --> 01:37:15,422
چرا نکشيمشون؟
1162
01:37:16,884 --> 01:37:18,466
کلين؟
.من خوبم -
1163
01:37:27,016 --> 01:37:29,350
تو خوبي لنس؟
!لعنتي! لعنتي -
1164
01:37:29,350 --> 01:37:31,852
!آشپز
.بذار ببينيم زنه چي داشت قايم ميکرد
1165
01:37:31,852 --> 01:37:34,435
تو حالت خوبه؟ -
ميبيني واسه چي داشت
ميومد سمتِ من؟
1166
01:37:38,440 --> 01:37:42,649
.اين فقط يه سگه
1167
01:37:44,319 --> 01:37:46,196
.اون سگ رو بده به من
1168
01:37:46,196 --> 01:37:48,113
.نه بهت نميدم
!بدش به من -
1169
01:37:48,113 --> 01:37:50,364
!اون سگِ تخمي رو بده به من بچه کوني
1170
01:37:50,364 --> 01:37:54,032
.گاييدمت! اين انبه ها رو هم گاييدم
.آشپز -
1171
01:37:54,659 --> 01:37:55,744
ميخواي؟
1172
01:37:55,744 --> 01:37:57,868
آشپز، اون زنه زندست، پشتِ سرت
.داره حرکت ميکنه، يه نگاه بهش بنداز
1173
01:37:58,871 --> 01:38:00,079
!!آشپز
بله؟-
1174
01:38:00,079 --> 01:38:01,873
.داره پشتت حرکت ميکنه
!يه نگاهي بهش بنداز
1175
01:38:01,873 --> 01:38:03,538
.باشه، باشه
1176
01:38:04,082 --> 01:38:06,042
.آهاي کلين، يه کمکي به من بکن
1177
01:38:06,042 --> 01:38:07,917
.اون نمرده، زخمي شده
.کلين يه کمکي بهش بکن
1178
01:38:08,753 --> 01:38:12,377
.آروم باش، چيزي نيست، آروم باش
1179
01:38:13,047 --> 01:38:15,007
.خيلي خُب آشپز
.فقط يه دقيقه صبر کن
1180
01:38:15,007 --> 01:38:16,674
.بيارش بالا
داره نفس ميکشه آشپز؟ -
1181
01:38:16,674 --> 01:38:20,219
.زخمي شده، داره خونريزي ميکنه
1182
01:38:20,219 --> 01:38:22,551
.بيارش رويِ عرشه
"ARVN" ميبريم به ارتشِ
.تحويلش ميديم
1183
01:38:23,262 --> 01:38:24,764
چي داري ميگي؟
1184
01:38:24,764 --> 01:38:26,223
ميخوايم به چندتا نيرويِ
.خودي تحويلش بديم
1185
01:38:26,223 --> 01:38:27,722
.نمرده، زخمي شده
1186
01:38:28,224 --> 01:38:30,015
.ازونجا بيا بيرون آشپز
...سروان، طبقِ مقررات -
1187
01:38:41,566 --> 01:38:43,858
!گاييدمت
1188
01:38:44,568 --> 01:38:46,276
.بهت گفته بودم توقف نکن
.حالا بيا بريم
1189
01:39:45,945 --> 01:39:48,737
اونجا، اينطوري با خودمون ميساختيم
.و شرايط رو تحمل ميکرديم
1190
01:39:50,114 --> 01:39:53,031
ميزديم دشمن رو با مسلسل نصفشون
ميکرديم، بعدش دلمون ميسوخت و
.ميخواستيم کمکشون کنيم
1191
01:39:55,619 --> 01:40:02,454
اين يه دروغ بود، و هر چه بيشتر
اين چيزارو ميديدم، بيشتر از
.دروغ ها متنفر ميشدم
1192
01:40:04,958 --> 01:40:08,958
افرادِ قايق ديگه مثلِ قديم با من
رفتار نميکردند و منو مثلِ قديم
.نميديدند
1193
01:40:09,669 --> 01:40:12,338
اما احساس ميکردم که چند مورد
،فهميده بودم "Kurtz" رو درباره
1194
01:40:12,338 --> 01:40:14,546
.که تويِ پرونده نبودش
1195
01:40:19,593 --> 01:40:23,677
آخرين پايگاهِ ارتش "Do Luong" پلِ
.بود "Nung" در رودخونه
1196
01:40:28,015 --> 01:40:30,349
"Kurtz" اونطرفِ پايگاه، فقط
.حضور داشت
1197
01:40:32,477 --> 01:40:36,103
لنس، هي لنس، به چي فکر ميکني؟
1198
01:40:36,688 --> 01:40:37,728
!خيلي زيباست
1199
01:40:39,690 --> 01:40:42,524
ها؟ منظورم اينه که تو چِت شده؟
يه جورايي عجيب غريب رفتار
.ميکني
1200
01:40:43,568 --> 01:40:46,570
هايي که نگه داشته "LSD" اون
بودم رو يادته؟
.نوعي موادِ مخدر :LSD
1201
01:40:46,570 --> 01:40:49,239
.آره
.اونارو خوردم -
1202
01:40:49,239 --> 01:40:51,279
خوردي؟ LSD
.خيلي محشره -
1203
01:41:03,832 --> 01:41:07,082
.منو ببر خونه
!خدا لعنتت کنه
1204
01:41:16,632 --> 01:41:19,008
!لعنتي
1205
01:41:19,008 --> 01:41:21,134
!به سزايِ کارت ميرسي
1206
01:41:29,349 --> 01:41:32,184
رويِ عرشه کشتي، شخصي بنامِ
سروان "ويلارد" هستش؟
1207
01:41:32,184 --> 01:41:33,644
.آره
سروان "ويلارد" ؟ -
1208
01:41:33,644 --> 01:41:36,563
آره تو کي هستي؟
.ستوان "کارلسن" هستم قربان -
1209
01:41:36,563 --> 01:41:38,145
.اون نور رو بکش کنار
1210
01:41:39,773 --> 01:41:42,692
من رو از "نها ترنگ" به همراهِ اينا
سه روزِ پيش به اينجا فرستادند
.قربان
1211
01:41:42,692 --> 01:41:46,319
.انتظار داشتم زودتر بيايد
.اين بسته پستي واسه قايقه
1212
01:41:46,319 --> 01:41:48,195
نميدونيد چقدر از اومدنتون
.خوشحالم قربان
1213
01:41:48,195 --> 01:41:49,947
چطور؟ -
،الان که اومديد ميتونم ازينجا برم
1214
01:41:49,947 --> 01:41:51,529
.البته اگه بتونم راهي پيدا کنم
1215
01:41:55,534 --> 01:41:58,242
!شما تو بدترين جايِ دنيا هستيد، سروان
1216
01:42:02,998 --> 01:42:04,874
سروان، کجا داري ميري؟
1217
01:42:04,874 --> 01:42:07,540
ميرم ببينم ميتونم مقداري سوخت
.پيدا کنم و اطلاعاتي بدست بيارم
1218
01:42:09,043 --> 01:42:13,045
.اون سمتِ پل بيا دنبالم
!يه نفر باهاش بره، آشپز -
1219
01:42:13,045 --> 01:42:15,880
.من ميرم، من خودم ميخوام برم
1220
01:42:30,683 --> 01:42:32,223
.عجله کنيد
1221
01:43:08,083 --> 01:43:11,794
.يالا رفيق
.بيا آهنگ گوش کن
1222
01:43:11,794 --> 01:43:15,756
فرمانده رو کجا ميتونم پيدا کنم؟ -
دقيقا اومدي پيشِ کسي که ميدونه -
!حرومزاده
1223
01:43:15,756 --> 01:43:19,089
!لنس
.بيا اينجا
1224
01:43:22,052 --> 01:43:26,429
هنوز اينجا فرمانده و مسئولي داريد؟
Beverly Hills برو به -
1225
01:43:26,429 --> 01:43:27,680
چي؟
1226
01:43:27,680 --> 01:43:32,558
در راستايِ اين جاده،يه پناهگاهِ زيرزمينيِ
تخمي و بتوني هستش که بهش ميگن
."Beverly Hills"
1227
01:43:32,558 --> 01:43:35,142
فکر کردي کجارو ميگم؟
1228
01:44:10,293 --> 01:44:13,295
!خدا لعنتت کنه، پات رو گذاشتي رو صورتم
.فکر کرديم مُردي -
1229
01:44:13,295 --> 01:44:15,127
.لعنتي، خُب اشتباه فکر کردي
1230
01:44:18,966 --> 01:44:21,133
من بهت گفته بودم سر به سرم
نذار و منو اذيت نکن، نگفته بودم؟
1231
01:44:21,133 --> 01:44:22,925
فکر ميکني خيلي گنده و
قوي هستي بدبخت؟
1232
01:44:23,468 --> 01:44:24,928
به چي داري شليک ميکني سرباز؟
1233
01:44:24,928 --> 01:44:27,469
.به ويتنامي ها ديگه
فکر ميکني به کي دارم شليک ميکنم؟
1234
01:44:28,097 --> 01:44:30,390
!ببخشيد قربان
،اون سمت، نزديکِ سيم خاردار
،يه سري ويتنامي هستش
1235
01:44:30,390 --> 01:44:32,141
.اما فکر کنم همشون رو کُشتم
1236
01:44:32,141 --> 01:44:34,140
.رفيق هيچ گُهي نخوردي بابا
!گوش کن
1237
01:44:36,061 --> 01:44:38,978
.لعنتي، داره رفيقاش رو صدا ميکنه
!يه منور بفرست هوا
1238
01:44:47,610 --> 01:44:49,861
فکر ميکني خيلي شاخي؟
آره بدبخت؟
1239
01:44:49,861 --> 01:44:51,196
.احمق جان، اونا همشون مُردند
1240
01:44:51,196 --> 01:44:53,654
فقط يه نفر زنده مونده که زيرِ
.جسدهايِ بقيه پنهان شده
1241
01:44:54,156 --> 01:44:56,825
افسر فرمانده کيه اينجا؟
1242
01:44:56,825 --> 01:44:58,157
مگه تو نيستي؟
1243
01:45:00,327 --> 01:45:04,289
فکر ميکني خيلي شاخي؟
.الان کونتو پاره ميکنم بدبخت
1244
01:45:04,289 --> 01:45:06,037
.يه چيزِ ويژه برات دارم
1245
01:45:08,291 --> 01:45:09,999
.رفيق، اون زيرِ جسدهاست
1246
01:45:11,751 --> 01:45:14,336
!برو "رُچ" رو پيدا کن
!برو "رُچ" رو پيدا کن رفيق
1247
01:45:14,336 --> 01:45:17,795
.برو "رُچ" رو پيدا کن بدبخت
.الان ميرم -
1248
01:45:22,134 --> 01:45:25,718
رُچ، رُچ، رُچ
1249
01:45:26,512 --> 01:45:29,306
يه سري چشم بادومي اومدند سمتِ
،سيم خاردار
صداشون رو ميشنوي؟
1250
01:45:29,306 --> 01:45:31,972
!!!لنس
صداشون رو ميشنوي؟ -
1251
01:45:36,519 --> 01:45:37,976
!برو بگيرشون
1252
01:45:40,896 --> 01:45:43,855
!!آهاي سرباز، گاييدمت
1253
01:45:53,280 --> 01:45:55,530
صداش رو ميشنوي رفيق؟
1254
01:45:56,365 --> 01:45:59,743
.آره
.ميکشمت سرباز -
1255
01:45:59,743 --> 01:46:00,825
منور لازم داري؟
1256
01:46:02,828 --> 01:46:04,077
.نه
1257
01:46:05,455 --> 01:46:07,288
.اون خيلي نزديکِ رفيق
1258
01:46:07,999 --> 01:46:09,873
.واقعا بهمون نزديکه
1259
01:46:31,723 --> 01:46:38,976
!آهاي سرباز، گاييدمت
1260
01:46:44,315 --> 01:46:45,773
!مادرجنده
1261
01:46:46,900 --> 01:46:48,816
!سلام سرباز
1262
01:46:52,780 --> 01:46:54,737
ميدوني کي مسئولِ اينجاست؟
1263
01:46:57,532 --> 01:46:58,615
.آره
1264
01:47:13,752 --> 01:47:15,251
!لعنتي
1265
01:47:19,756 --> 01:47:23,133
هي رئيس، دو نفر همين الان
.رويِ اون پل ترکيدند
1266
01:47:23,133 --> 01:47:25,675
!به کارت ادامه بده رفيق
.اتفاقي واست نميفته
1267
01:47:29,930 --> 01:47:31,847
اون چيه؟
.بسته پست رفيق -
1268
01:47:31,847 --> 01:47:34,514
!بعدا بريد سراغِ اون بسته
.حواستون به اونا باشه
1269
01:47:36,851 --> 01:47:39,520
سوختِ ديزلي پيدا نکردم اما
.مقداري مهمات آوردم
1270
01:47:39,520 --> 01:47:41,187
.بيايد ازينجا بريم
1271
01:47:41,187 --> 01:47:45,730
فرمانده رو پيدا کردي سروان؟
اينجا هيچ فرمانده تخمي اي -
.وجود نداره
1272
01:47:47,233 --> 01:47:50,900
.فقط بيايد ازينجا بريم -
کدوم سمت، سروان؟ -
1273
01:47:56,989 --> 01:47:58,989
.خودت ميدوني کدوم سمت رئيس
1274
01:47:59,784 --> 01:48:01,574
فرمانده اي اينجا نبود که باهات
حرفي بزنه و الان ازينجا به بعد
!مسئوليت با خودته
1275
01:48:02,994 --> 01:48:04,284
بازم ميخواي ادامه بدي؟
1276
01:48:04,787 --> 01:48:09,082
مثلِ اين پل، ما هر شب ميسازيمش
،بعد دوباره ويتنامي ها خرابش ميکنند
1277
01:48:09,082 --> 01:48:11,748
فقط ژنرالها ميتونند بگند که راه بازه
و ميشه عبور کرد يا نه و اينجا ژنرالي
.نبود
1278
01:48:12,292 --> 01:48:13,791
.درموردش فکر کن
1279
01:48:16,878 --> 01:48:19,294
کي اهميت ميده؟
.فقط مارو ببر به قسمتِ ابتداييِ رودخونه -
1280
01:48:23,800 --> 01:48:26,174
!آشپز، بيا جلويِ قايق
1281
01:48:27,344 --> 01:48:29,218
.آماده باش کلين
.بيايد بريم -
1282
01:49:25,967 --> 01:49:27,677
اون بسته واسه کيه؟
1283
01:49:27,677 --> 01:49:32,180
!لعنتي، کلين تو يه نامه ديگه دريافت کردي
جدي ميگي؟ يه دقيقه وايسا بينم، همين -
بود؟
1284
01:49:32,180 --> 01:49:33,888
.آره واسه خودته
!لنس -
1285
01:49:34,724 --> 01:49:37,015
.آقايِ "ال بي جانسون" بيا بگير
1286
01:49:38,559 --> 01:49:41,604
.ايول داداش
.من خيلي وقته که منتظرشم
1287
01:49:41,604 --> 01:49:44,270
.من يکي ديگه دريافت کردم
.يه بسته از "ايوا" دريافت کردم
1288
01:49:45,147 --> 01:49:48,066
،لنس من حالم خوبه"
1289
01:49:48,066 --> 01:49:52,027
."من و "سو"، رفتيم به "ديزنى لند
سو" افتاد زمين و زانوش خراش"
"برداشت
1290
01:49:52,027 --> 01:49:55,112
رفيق، من ميخوام برگردم پيشِ
.آنتوني
...معلومه که يادمه رفتيم -
1291
01:49:55,112 --> 01:49:57,695
.چطور ممکنه فراموش کنم رفيق
.خيلي باحال بود
1292
01:49:58,782 --> 01:50:01,408
اونجايي که تو هستي، جايي"
،مثلِ "ديزني لند" وجود نداره
داره؟
1293
01:50:01,408 --> 01:50:02,743
"اگه داره ازش برام بگو"
1294
01:50:02,743 --> 01:50:06,202
.اينجا شبيهشه
1295
01:50:10,706 --> 01:50:13,125
يه سري رويدادها و پيشرفت هايي"
،در موردِ ماموريتت صورت گرفته که
1296
01:50:13,125 --> 01:50:15,585
به همين دليل بايد باهات
".ارتباطي برقرار ميکرديم
1297
01:50:15,585 --> 01:50:17,711
چند ماهِ پيش، به شخصي دستور"
،دادند تا ماموريتي رو انجام بده که
1298
01:50:17,711 --> 01:50:19,252
".شبيه به ماموريتِ تو بود
1299
01:50:19,922 --> 01:50:23,546
ما بر اين باور هستيم که اين"
شخص در حالِ حاضر داره با
".کار ميکنه "Kurtz" سرهنگ
1300
01:50:25,383 --> 01:50:29,220
در شهرِ سايگون، به خاطرِ خانوادش "
"اعلام شد که وي "گمشده در جنگ
".ميباشد
1301
01:50:29,220 --> 01:50:31,638
".اونا فکر ميکردند که اين شخص مُرده"
1302
01:50:31,638 --> 01:50:34,721
بعدش نامه اي که اين شخص"
سعي کرده بود به همسرش
بفرسته رو رهگيري کردند
"و بدست آوردند
1303
01:50:39,018 --> 01:50:41,059
، "سروان "ريچارد کُلبي
1304
01:50:42,978 --> 01:50:44,645
.کار ميکرد "Kurtz" اون الان با
1305
01:50:46,064 --> 01:50:47,230
"ديزني لند"
1306
01:50:48,107 --> 01:50:51,068
لعنتي اينجا از "ديزني لند" هم
.بهتره
1307
01:50:51,068 --> 01:50:54,111
،چارلز ميلر مانسون" دستورِ"
1308
01:50:54,111 --> 01:50:57,489
،قتلِ عامِ همه رو در داخلِ منزلش داد
اينکار رو به عنوانِ نشانه اي از
.اعتراض انجام داد
1309
01:50:57,489 --> 01:50:58,570
خيلي عجيبه مگه نه؟
1310
01:51:00,157 --> 01:51:03,243
.دود و مهِ بنفش، نگاه کن
.هي لنس، اونو بنداز اونور -
1311
01:51:03,243 --> 01:51:06,954
.مادرم يه نوار واسم فرستاده
.رئيس، نگاه کن رنگارنگه -
1312
01:51:06,954 --> 01:51:09,413
.هي رئيس، بيا يه پک بزن
1313
01:51:09,413 --> 01:51:12,247
.ايوا" نميتونه من رو تويِ ويتنام تصور کنه"
1314
01:51:13,083 --> 01:51:15,874
اون منو تويِ خونه وقتي دارم
آبجو مينوشم و تلويزيون ميبينم
.تصور ميکنه
1315
01:51:17,836 --> 01:51:19,168
!هي لنس، رفيق
1316
01:51:19,838 --> 01:51:21,545
!خيلي باحاله! خيلي باحاله
1317
01:51:22,339 --> 01:51:24,215
من خيلي خوشحالم که تو
...تصميم گرفتي که
1318
01:51:24,215 --> 01:51:27,173
ايوا مطمئن نيست که ميتونه با من
.رابطه اي داشته باشه يا نه
1319
01:51:28,134 --> 01:51:33,761
من 13.000 مايل ازش دورتر هستم و
.دارم سعي ميکنم رابطمون رو نگه دارم
1320
01:51:34,389 --> 01:51:37,891
اينکاري که تو کردي خيلي فراتر از
چيزي هستش که من ميتونم به
.دوستات بگم
1321
01:51:37,891 --> 01:51:41,477
اگر اين نوار خوبه، من به پدر و
،اعضايِ خانواده ميگم که
1322
01:51:41,477 --> 01:51:44,435
يک نوار از گفته هايِ خودشون
.واست بفرستند
.هي لنس -
1323
01:52:03,200 --> 01:52:04,324
!اوناهاشن، اونجا
1324
01:52:06,911 --> 01:52:09,369
!مادر جنده ها
1325
01:52:19,920 --> 01:52:21,377
!اوناهاشن، اونجا
1326
01:52:25,007 --> 01:52:26,923
!لنس! آشپز
1327
01:52:30,552 --> 01:52:35,429
!آشپز! آشپز! يه نگاه به "کلين" بنداز
!سروان، کلين گلوله خورده -
!کلين گلوله خورده
1328
01:52:35,973 --> 01:52:37,807
!لنس
اون سگه کجا رفت؟ -
1329
01:52:37,807 --> 01:52:41,101
!لنس! لنس! بيا يه نگاه به کلين بنداز
1330
01:52:41,101 --> 01:52:44,186
سگ کجاست؟
!بايد برگرديم سگ رو پيدا کنيم
1331
01:52:44,186 --> 01:52:47,856
.هي، کلين
نوار) : هميشه باعثِ خوشحاليم) -
...بود که تو
1332
01:52:47,856 --> 01:52:50,316
!آهاي داداش
1333
01:52:50,316 --> 01:52:54,485
داداش تو نبايد بميري! دهن
!سرويس نبايد بميري
1334
01:52:54,485 --> 01:52:57,237
...نوار): من اميدوارم که) -
!داداش
1335
01:52:57,237 --> 01:53:02,199
نوار): خيلي زود، البته)...
،نه خيلي زود
1336
01:53:02,199 --> 01:53:05,908
تو مياي و نوه دار ميشم و باهاشون
،بازي ميکنم و موردِ محبت قرار ميدم
1337
01:53:06,493 --> 01:53:09,452
و وقتي که همسرت بچه هارو برميگردونه
کلي از دستم عصباني ميشه که چرا
.انقدر بچه هارو لوس بارميارم
1338
01:53:11,872 --> 01:53:17,166
حتي عمه "جسي" و مادربزرگ هم
ميان تا بازگشتِ تو به خونه رو جشن
.بگيرند
1339
01:53:17,668 --> 01:53:19,920
مادربزرگ و پدر سعي ميکنند تا
،پولِ کافي جمع کنند تا برات
1340
01:53:19,920 --> 01:53:21,296
.يه ماشين بخرند
1341
01:53:21,296 --> 01:53:24,837
،اما بهشون نگو که بهت گفتم
.آخه اين يه رازه
1342
01:53:26,215 --> 01:53:31,008
،بهرحال، کارِ درست رو انجام بده
تو مسيرِ گلوله ها قرار نگير و زياد
،واردِ جريانات نشو
1343
01:53:31,552 --> 01:53:35,597
،و سالم به خونه برگرد
1344
01:53:35,597 --> 01:53:39,806
.چونکه ما خيلي دوسِت داريم
.دوستدارِ تو، مادر
1345
01:53:48,189 --> 01:53:51,522
.رفيق تو خيلي جوون بودي
1346
01:53:59,197 --> 01:54:00,862
!کلين
1347
01:55:13,706 --> 01:55:14,913
!صبر کن
1348
01:55:17,750 --> 01:55:19,541
!دوربين رو بده به من
1349
01:55:31,844 --> 01:55:34,802
لنس، برو پشتِ دوشکايِ 16 کاليبري
.که قسمتِ جلويِ قايق هستش
1350
01:55:37,222 --> 01:55:40,472
آشپز، آشپز، برو پشتِ دوشکايِ
.60کاليبري
1351
01:56:03,157 --> 01:56:04,405
!لعنتي
1352
01:56:42,141 --> 01:56:43,307
!لنس
1353
01:57:13,163 --> 01:57:16,997
.سروان رو پوشش بده
.لنس، سروان رو پوشش بده
1354
01:57:34,969 --> 01:57:36,676
.اونا فرانسوي هستند
1355
01:57:38,222 --> 01:57:41,516
.آشپز، اون اسلحه رو بردار
!برش دار! برش دار
1356
01:57:41,516 --> 01:57:43,348
!قوي و آماده باش
!سروان
1357
01:58:18,749 --> 01:58:20,873
خيلي خُب بچه ها، اسلحه هاتون
.رو بياريد پايين
1358
01:59:09,909 --> 01:59:11,284
.اهلِ شهر نيواورلئان هستم #
1359
01:59:15,997 --> 01:59:17,830
.يکي از افرادمون رو از دست داديم
1360
01:59:21,542 --> 01:59:26,544
ما فرانسوي ها هميشه به سربازي
،که از هم پيمانانِ ما بوده و مُرده
.احترام ميذاريم
1361
01:59:28,255 --> 01:59:30,046
.همتون خوش اومديد
1362
01:59:32,800 --> 01:59:34,924
.اسمِ من "هابرت دي ماريس" هستش
1363
01:59:36,428 --> 01:59:38,677
اين ناحيه و اين درختستان واسه
.خانواده من هستش
1364
01:59:39,597 --> 01:59:41,762
،70سالِ که واسه ماست
1365
01:59:43,765 --> 01:59:46,516
،و تا زماني که هممون بميريم
.واسه ما خواهد بود
1366
02:01:58,608 --> 02:02:04,068
سروان، پرچمِ "تايرون ميلر" رو به
،نمايندگي از يک ملتِ حق شناس
.بپذير
1367
02:02:24,418 --> 02:02:29,046
اين غذا خيلي خوشمزست.مگه نه؟
.شراب، سس، همه چيش خوبه
.باورم نميشه
1368
02:02:29,046 --> 02:02:31,214
ميتونم با آشپز صحبت کنم؟
1369
02:02:31,214 --> 02:02:33,507
.آشپزِ اين غذا فقط ويتنامي حرف ميزنه
1370
02:02:33,507 --> 02:02:37,552
شوخي نکن! اون به اين خوبي غذا
درست ميکنه بعد بلد نيست حتي
فرانسوي صحبت کنه؟
1371
02:02:37,552 --> 02:02:40,218
.هي لنس، آشپز يه چشم بادوميه
1372
02:02:42,555 --> 02:02:44,054
!هي، لنس
1373
02:03:12,826 --> 02:03:14,535
"(اين شعرِ "شارل بودلر (شاعر فرانسوى
.هستش
1374
02:03:14,535 --> 02:03:17,704
،واسه بچه ها، شعري کاملا بي رحمانست
،اما اونا بهش نياز دارند
1375
02:03:17,704 --> 02:03:20,370
چونکه گاهي اوقات زندگي
.خيلي بي رحم ميشه
1376
02:03:22,207 --> 02:03:23,831
...همانطور که ميبيني
1377
02:03:27,169 --> 02:03:31,003
حمله هايي که توسطِ اين
.خانواده دفع شدند
.فقط برايِ اين جنگ -
1378
02:03:31,505 --> 02:03:34,257
.حمله هايِ "ويت كنگ"، 58 بار
1379
02:03:34,257 --> 02:03:36,089
.ويتنامي هايِ شمالي، 12 بار
1380
02:03:36,800 --> 02:03:38,675
.ويتنامي هايِ جنوبي، 11 بار
1381
02:03:39,594 --> 02:03:41,385
آمريکايي ها، 6 بار؟
1382
02:03:42,929 --> 02:03:45,763
آره، خُب، شايد اشتباهي اين
.اتفاق رُخ داده
1383
02:04:06,946 --> 02:04:09,863
ميتونم سروان "ويلارد" رو معرفي کنم؟
.ايشون از ارتشِ چترباز هستش
1384
02:04:10,449 --> 02:04:12,615
."خانمِ "سارالت
.سروان -
1385
02:04:40,302 --> 02:04:43,304
ببخشيد سروان. اين يه داستاني بود
،از پاريس و
1386
02:04:43,304 --> 02:04:44,639
مردم که در زمانِ جنگ از گرسنگي
.ميمردند
1387
02:04:44,639 --> 02:04:46,807
.اونا دورِ ميز بودند و يه سکوتي برقرار بود
1388
02:04:46,807 --> 02:04:49,683
:يه نفر گفت
".يک فرشته نظاره گرِ ما هستش "
1389
02:04:49,683 --> 02:04:52,350
:يکي ديگه گفت
".پس بيايد بخوريمش"
1390
02:05:00,483 --> 02:05:04,236
چقدر ميتونيد اينجا بمونيد؟
1391
02:05:04,236 --> 02:05:05,776
.واسه هميشه ميمونيم
1392
02:05:06,529 --> 02:05:08,277
،نه، نه، منظورم اينه که
1393
02:05:09,948 --> 02:05:11,988
کِي برميگرديد به وطن و
خونتون در فرانسه؟
1394
02:05:15,201 --> 02:05:16,951
.سروان، اينجا خانه و کاشانه ماست
1395
02:05:17,495 --> 02:05:19,160
...دير يا زود شما
!نه -
1396
02:05:21,330 --> 02:05:24,997
.تو ذهنيت و طرزِ فکرِ مارو متوجه نميشي
.طرزِ فکرِ افسرانِ فرانسوي رو متوجه نميشي
1397
02:05:25,959 --> 02:05:28,335
اول، ما در جنگِ جهانيِ دوم
.شکست خورديم
1398
02:05:28,335 --> 02:05:31,127
،من نميگم شما آمريکايي ها پيروز شديد
.اما ما شکست خورديم
1399
02:05:33,631 --> 02:05:36,591
.در نبردِ "دينبينفو" کامل شکست خورديم
.در کشورِ نيجريه شکست خورديم
1400
02:05:36,591 --> 02:05:38,382
در شبه جزيره هند و چين
.شکست خورديم
1401
02:05:39,051 --> 02:05:41,509
.اما اينجا، ما شکست نميخوريم
1402
02:05:42,178 --> 02:05:47,263
.ما اين قطعه ازين زمين رو نگه ميداريم
!هيچوقت از دستش نميديم، هيچوقت
1403
02:05:52,769 --> 02:05:54,518
،آمريکايي ها
1404
02:05:57,397 --> 02:06:00,774
،در سالِ 1945
1405
02:06:00,774 --> 02:06:02,857
،بعد از جنگِ ژاپني ها
1406
02:06:03,693 --> 02:06:06,194
رئيس جمهورتون روزولت نميخواست که
،فرانسوي ها
1407
02:06:06,194 --> 02:06:08,278
در شبهجزيرهى هند و چين
(كه شامل ويتنام و كامبوج و لائوس مىشود)
.بمونند
1408
02:06:10,197 --> 02:06:13,074
،پس شما آمريکايي ها
1409
02:06:13,074 --> 02:06:15,032
.رو تشکيل داديد "Viet Minh "
سربازاني ملي گرا که بر ضدِ)
(فرانسوي ها جنگيدند
1410
02:06:17,035 --> 02:06:19,078
منظورش چيه؟
.آره، درست ميگه -
1411
02:06:19,078 --> 02:06:21,536
گروهِ کمونيستي در ويتنام توسطِ
.آمريکايي ها تشکيل شد قربان
1412
02:06:22,873 --> 02:06:24,080
آمريکايي ها؟
1413
02:06:24,707 --> 02:06:29,041
حالا شما جايِ فرانسوي هارو
هم "Viet Minh" گرفتيد و گروهِ
،با شما ميجنگه
1414
02:06:29,627 --> 02:06:31,587
چيکار ميتونيد بکنيد؟
1415
02:06:31,587 --> 02:06:34,214
.هيچي، هيچ کاري نميتونيد بکنيد
1416
02:06:34,214 --> 02:06:37,716
ويتنامي ها خيلي باهوشند. هيچ وقت
.نميدوني به چي فکر ميکنند
1417
02:06:37,716 --> 02:06:40,093
.روس ها ميخوان بهشون کمک کنند
1418
02:06:40,093 --> 02:06:43,053
ويتنامي ها ميگن بيايد به ما "
مقداري پول بديد، هممون
"کمونيست هستيم
1419
02:06:43,053 --> 02:06:45,430
،چيني ها، بهمون سلاح بديد"
".ما هممون با هم برادريم
1420
02:06:45,430 --> 02:06:46,888
.اونا از چيني ها متنفرند
1421
02:06:47,764 --> 02:06:52,310
شايد از روس ها و چيني ها
بيشتر از آمريکايي ها متنفر
.هستند
1422
02:06:52,310 --> 02:06:54,102
منظورم اينه که اگه فردا روزي
ويتنامي ها کاملا کمونيست
،باشند
1423
02:06:54,102 --> 02:06:56,352
ديگه حکومتِ کمونيستي تشکيل
.ميدند
1424
02:06:56,979 --> 02:06:59,688
و اين چيزي هستش که شما
آمريکايي ها هيچ وقت متوجه
.نشديد
1425
02:07:00,398 --> 02:07:02,775
،نميدونم، شايد در آينده
1426
02:07:02,775 --> 02:07:05,486
يه "Viet Minh" بتونيم با گروهِ
.کارايي رو انجام بديم
1427
02:07:05,486 --> 02:07:07,403
متوجه نيستي؟
1428
02:07:07,403 --> 02:07:10,238
:ويت كنگ" ميگه"
.ازينجا بريد و گم و گور شيد
1429
02:07:10,238 --> 02:07:13,032
ديگه کارِ سفيد پوستا تويِ
شبهجزيرهى هند و چين
.تموم شده
1430
02:07:13,032 --> 02:07:16,409
فرقي نميکنه فرانسوي
.باشي يا آمريکايي
1431
02:07:16,409 --> 02:07:20,076
!بريد! اونا ميخوان شمارو فراموش کنند
!نگاشون کن
1432
02:07:22,205 --> 02:07:24,955
!نگاه کن! اين يه حقيقته
!اين تخمِ مرغ رو نگاه کن
1433
02:07:28,126 --> 02:07:29,666
!سفيدي مياد بيرون
1434
02:07:31,170 --> 02:07:33,044
!زردي ميمونه
1435
02:07:41,093 --> 02:07:42,344
،وقتي من تويِ "سايگون" بودم
1436
02:07:42,344 --> 02:07:46,180
من با يه سياستمدارِ آمريکايي
صحبت کردم و وي خيلي خوب
.همه چيز رو برام توضيح داد
1437
02:07:46,180 --> 02:07:49,891
:اون گفت
،ببين، در گذشته نوبتِ کُره بود "
1438
02:07:49,891 --> 02:07:55,768
،امروز ويتنام، فردا تايلند، فيليپيني ها
".و بعدش شايد اروپا
1439
02:07:58,438 --> 02:07:59,648
اروپا، چرا که نه؟
1440
02:07:59,648 --> 02:08:02,191
"ببين اخيرا در کشورِ "چكسلواكى
!چه اتفاقاتي افتاده
1441
02:08:02,191 --> 02:08:03,900
،و حتي قبل از جنگِ جهانيِ دوم
1442
02:08:03,900 --> 02:08:06,069
آمريکايي ها دقيقا ميدونستند
که چه اتفاقاتي قراره بيفته و
.برنامه ريزي داشتند
1443
02:08:06,069 --> 02:08:08,485
اونا نميخوان مسئوليتِ اون کار
!رو بر عهده بگيرند
1444
02:08:11,405 --> 02:08:15,992
!همه شما سفيد پوستها گُهيد
.اونا دارن برايِ آزادي ميجنگند -
1445
02:08:15,992 --> 02:08:18,494
آزادي؟
.همش چرندياته
1446
02:08:18,494 --> 02:08:21,663
!فرانسوي ها مزخرفند
!آمريکايي ها مزخرفند
1447
02:08:21,663 --> 02:08:23,370
.نبرد "دينبينفو" يه حقه و کلک هستش
1448
02:08:24,206 --> 02:08:27,289
.تمامِ سربازان ميدونستند که ميميرند
1449
02:08:29,334 --> 02:08:31,251
تو درموردِ "دينبينفو" چيزي ميدوني؟
1450
02:08:34,380 --> 02:08:38,423
.آره ميدونم
.نه، تو نميدوني -
1451
02:08:38,423 --> 02:08:41,552
.نبرد "دينبينفو" يه اشتباه بود
.ميدوني، يه اشتباهِ نظامي
1452
02:08:41,552 --> 02:08:45,218
يک اشتباه؟
.يک اشتباهِ عمدي
!عمدي
1453
02:08:47,931 --> 02:08:51,889
.تمامِ سربازان ميدونستند
.ما خودمون ميدونستيم که ميميريم
1454
02:08:52,642 --> 02:08:54,476
،ژنرال ها و سرهنگ ها فکر ميکردند که
1455
02:08:54,476 --> 02:08:58,769
غيرممکن هستش که ويتنامي ها بتونند
توپ و جنگ افزار رو به بالايِ کوهستانها
.ببرند، اما اينکار رو انجام دادند
1456
02:08:59,522 --> 02:09:02,313
بعدش صبر کردند تا بارون شروع به
.باريدن کنه
1457
02:09:03,483 --> 02:09:07,735
وقتي که بارندگي ميشه، هيچ
هواپيمايي نميتونه بر فرازِ اون
.منطقه پرواز کنه
1458
02:09:07,735 --> 02:09:13,447
.و چتربازانِ ما هم از فاصله 90 متري پريدند
،خودت که بهتر ميدوني، از فاصله 90 متري
،70متري
1459
02:09:13,447 --> 02:09:16,614
.منظورم اينه که اينکار ديوانگي هستش
هيچ ارتشي تويِ دنيا نميتونه همچين
.کاري کنه و از چنين فاصله کمي بپره
1460
02:09:17,200 --> 02:09:20,659
و اونا فقط به اين دليل اينکار رو
.کردند که با دوستانشون بميرند
1461
02:09:22,663 --> 02:09:23,995
!نه، نه
1462
02:09:27,165 --> 02:09:29,542
،ارتشِ فرانسه قرباني شد
1463
02:09:29,542 --> 02:09:32,336
توسطِ سياستمداراني که در امنيت
،توي خونه و کشورشون بودند
.قرباني شد
1464
02:09:32,336 --> 02:09:35,044
اونا ارتش رو در شرايطي قرار دادند
.که پيروزي غيرممکن بود
1465
02:09:36,255 --> 02:09:39,841
دانشجويان در پاريس راهپيمايي
ميکنند،اعتراض ميکنند،تظاهرات
.ميکنند
1466
02:09:39,841 --> 02:09:42,092
اونا (سياستمداران) از پشت به سربازان
.خنجر ميزنند و خيانت ميکنند
1467
02:09:42,092 --> 02:09:46,262
سربازها نارنجک رو ميکشيدند اما
.نارنجک کار نميکرد
1468
02:09:46,262 --> 02:09:48,053
،يه تکه کاغذ ميفته زمين
1469
02:09:50,432 --> 02:09:53,976
،روش نوشته، اتحاديه زنانِ فرانسوي
"ما موافقِ ويتنامي ها هستيم"
1470
02:09:53,976 --> 02:09:55,685
!خائن ها
1471
02:09:55,685 --> 02:09:57,810
!کمونيست هايِ خائنِ وطن فروش
1472
02:09:59,229 --> 02:10:01,148
..."دينبينفو"
1473
02:10:01,148 --> 02:10:03,689
خيلي خُب، فرانسوي ها خيلي
!عوضي هستند
1474
02:10:05,817 --> 02:10:08,108
!هيچ کسي اهميتي نميده
!هيچ کسي نميخواد
1475
02:10:10,738 --> 02:10:15,032
چرا شما آمريکايي ها از ما درس نميگيريد؟
چرا از اشتباهاتِ ما درس نميگيريد؟
1476
02:10:15,032 --> 02:10:17,116
،خدايا! شما با ارتشتون، قدرتتون
،تواناييتون
1477
02:10:17,116 --> 02:10:18,324
.اگه بخوايد ميتونيد پيروزِ جنگ باشيد
1478
02:10:21,369 --> 02:10:22,785
.ميتونيد جنگ رو ببريد
1479
02:10:25,998 --> 02:10:29,206
من مطمئن هستم که ميتونيم
!کاري کنيم
1480
02:10:29,958 --> 02:10:31,541
!من مطمئنم
1481
02:10:32,085 --> 02:10:34,627
من هيچوقت کاري رو انجام نميدم
.که به ضرره مردمِ اينجا باشه
1482
02:10:35,212 --> 02:10:38,630
من متاسفم اما ميدوني، کمونيست ها
.در وطن، هيچوقت خائن نبودند
1483
02:11:12,571 --> 02:11:16,240
.ببخشيد من بايد برم
.سروان شبتون بخير
1484
02:11:16,240 --> 02:11:18,909
.من يه سوسياليست بودم
.من ميدونم که ميتونيم بمونيم -
1485
02:11:18,909 --> 02:11:22,910
من مطمئن هستم که ميتونيم
.اينجا بمونيم
1486
02:11:25,830 --> 02:11:29,291
.ميدوني، ما هميشه به مردم کمک ميکنيم
1487
02:11:29,291 --> 02:11:30,998
.ما با مردم همکاري ميکنيم
1488
02:11:47,553 --> 02:11:51,680
،ميبيني سروان، وقتي پدربزرگ و
1489
02:11:53,140 --> 02:11:55,391
،عموهام و پدرم اومدند اينجا
1490
02:11:57,977 --> 02:12:00,560
.هيچ چيزي اينجا نداشتيم
1491
02:12:01,939 --> 02:12:04,105
.ويتنامي ها اصلا رقمي نبودند
1492
02:12:06,024 --> 02:12:09,944
.بنابراين خيلي سخت کار کرديم
1493
02:12:09,944 --> 02:12:14,737
از برزيل کائوچو آورديم و اينجا
.استفاده کرديم
1494
02:12:15,656 --> 02:12:19,367
ما افرادِ ويتنامي رو گرفتيم
،باهاشون کار کرديم
1495
02:12:19,367 --> 02:12:20,700
،از هيچي شروع کرديم و
1496
02:12:21,451 --> 02:12:23,451
.به اينجا رسيديم
1497
02:12:25,037 --> 02:12:28,705
وقتي از من ميپرسي چرا ميخوايم
،اينجا بمونيم
1498
02:12:30,291 --> 02:12:32,793
.دليلش اينه که اينجا واسه ماست
1499
02:12:32,793 --> 02:12:34,250
.اينجا متعلق به ماست
1500
02:12:34,961 --> 02:12:36,627
اينجا خانواده مارو بهم نزديک
.نگه ميداره
1501
02:12:38,380 --> 02:12:40,380
.منظورم اينه که ما برايِ اينجا ميجنگيم
1502
02:12:42,299 --> 02:12:44,090
،در صورتي که شما آمريکايي ها
1503
02:12:45,009 --> 02:12:49,886
برايِ چيزهايي بي ارزش
.در تاريخ، ميجنگيد
1504
02:12:57,852 --> 02:12:59,600
.من متاسفم سروان
1505
02:13:00,103 --> 02:13:05,107
من ميرم ببينم افرادت به چيزي
،برايِ تعميرِ قايقت نياز دارند يا نه
1506
02:13:05,107 --> 02:13:08,482
.تا تو هم بري و جنگ و نبردت رو ادامه بدي
1507
02:13:43,633 --> 02:13:46,300
.به خاطرِ خانوادم عذر ميخوام سروان
1508
02:13:48,344 --> 02:13:50,469
.ما خيلي چيزها رو اينجا از دست داديم
1509
02:13:52,014 --> 02:13:55,097
هابرت"، زن و دو تا از بچه هاش"
،رو از دست داد
1510
02:13:59,519 --> 02:14:01,685
.و من هم همسرم رو از دست دادم
1511
02:14:07,608 --> 02:14:11,400
.درک ميکنم
.تو از جنگ خسته شدي -
1512
02:14:13,487 --> 02:14:15,612
.ميتونم اين رو از صورتت بفهمم
1513
02:14:18,240 --> 02:14:22,365
اين دقيقا همون چيزي هستش
که تويِ چشمانِ سربازانِ ما
.بود
1514
02:14:23,577 --> 02:14:24,618
،ما به اونا ميگيم
1515
02:14:27,747 --> 02:14:29,537
"سربازانِ از دست رفته"
1516
02:14:34,418 --> 02:14:36,959
،اگه دوست داشته باشي
.ميتونيم مقداري "کنياک" بنوشيم
1517
02:14:41,714 --> 02:14:42,963
.نه
1518
02:14:43,758 --> 02:14:46,716
...من ميخوام برم افرادم رو ببينم
1519
02:14:54,515 --> 02:14:57,098
.جنگ فردا هم ادامه خواهد داشت
1520
02:15:07,857 --> 02:15:09,899
.آره، فکر کنم حق با توئه
1521
02:15:17,906 --> 02:15:20,572
من متوجه شدم که شما هنگامِ
.شام هيچ شرابي نداشتيد
1522
02:15:21,826 --> 02:15:24,492
.نه، من شراب نمي نوشم
1523
02:15:27,913 --> 02:15:32,413
،من خيلي "کنياک" دوست دارم
.اما الان نميخوام، ممنونم
1524
02:15:36,043 --> 02:15:38,793
.پس من بايد تنها بنوشم
1525
02:15:49,094 --> 02:15:52,469
شما بعد از جنگ به آمريکا برميگرديد؟
1526
02:15:56,432 --> 02:15:59,685
.نه
،پس شما هم مثلِ ماييد -
1527
02:15:59,685 --> 02:16:01,350
.خانه شما همينجاست
1528
02:16:18,948 --> 02:16:22,866
ميدونيد چرا نميشه تويِ يه رودخونه
دوبار قدم گذاشت؟
1529
02:16:25,119 --> 02:16:28,286
آره، به خاطرِ اينکه هميشه در
.جريانه
1530
02:16:29,705 --> 02:16:32,830
من قبلا عادت داشتم واسه
.همسرم چپق درست کنم
1531
02:16:40,129 --> 02:16:44,422
اون به خاطرِ زخمهايي که در قلبش
.داشت ار مورفين استفاده ميکرد
1532
02:16:48,093 --> 02:16:51,719
همسرم گاهي عصباني ميشد و
.گاهي گريه ميکرد
1533
02:16:55,472 --> 02:16:57,139
:من بهش گفتم
1534
02:16:57,892 --> 02:17:01,267
در وجودِ تو، دو نوع شخصيت "
وجود داره، متوجه نيستي؟
1535
02:17:02,352 --> 02:17:05,978
يکيش اوني هستش که عصباني
ميشه و آدم ميکشه و يکيش
".اونيِ که عشق ميورزه
1536
02:17:08,106 --> 02:17:09,772
:و اون بهم گفت
1537
02:17:10,650 --> 02:17:14,275
من نميدونم آيا من يه حيوون "
"هستم يا يه انسانِ خوب
1538
02:17:17,738 --> 02:17:19,362
.اما تو هر جفتش هستي
1539
02:18:01,226 --> 02:18:02,975
بيشتر ميخواي؟
1540
02:18:08,689 --> 02:18:12,523
تنها چيزي که مهمه اينه که تو
.زنده هستي
1541
02:18:14,194 --> 02:18:16,109
.تو زنده هستي سروان
1542
02:18:20,406 --> 02:18:22,030
.حقيقت اينه
1543
02:19:35,916 --> 02:19:39,417
،در وجودِ تو دوتا شخصيت هستش
متوجه نيستي؟
1544
02:19:40,752 --> 02:19:44,920
،يکيش هموني هستش که ميکُشه
يکيش اوني هستش که عشق
.ميورزه
1545
02:20:14,276 --> 02:20:16,817
.چيزي نميبينم. داريم متوقف ميشيم
1546
02:20:17,319 --> 02:20:19,779
تو اجازه نداري اين قايق
.رو متوقف کني رئيس
1547
02:20:19,779 --> 02:20:22,612
.گفتم هيچي نميبينم سروان
.ميخوام قايق رو متوقف کنم
1548
02:20:23,365 --> 02:20:25,034
من ديگه جانِ افرادِ بيشتري
.رو به خطر نميندازم
1549
02:20:25,034 --> 02:20:27,950
.من اينجا فرمانده هستم لعنتي
.هرچي که من بگم رو انجام ميدي
1550
02:20:30,120 --> 02:20:32,286
آشپز، تو چيزي ميبيني؟
1551
02:20:34,290 --> 02:20:36,622
رفيق چرا اينا حمله نميکنند؟
1552
02:20:55,846 --> 02:20:57,970
.حواست به اينور باشه رئيس
1553
02:20:59,098 --> 02:21:00,764
.يه کُنده اينجا بود
1554
02:21:02,184 --> 02:21:03,557
.لنس، برو پشتِ دوشکايِ 50 کاليبري
1555
02:21:05,352 --> 02:21:07,143
.اون به ما نزديک بود
1556
02:21:09,189 --> 02:21:10,854
.خيلي نزديک بود
1557
02:21:13,149 --> 02:21:18,111
نميتونستم ببينمش، اما وقتي که
قايق بسمتِ قسمتِ ابتداييِ رودخونه
1558
02:21:18,111 --> 02:21:20,986
حرکت ميکرد و آب هم بسمتِ جنگل
جريان داشت، ميتونستم وجودش رو
.حس کنم
1559
02:21:23,531 --> 02:21:26,033
،هر اتفاقي که قرار بود بيفته
1560
02:21:26,033 --> 02:21:29,992
"اونطوري نبود که در "نها ترنگ
.بهم گفته بودند
1561
02:21:34,664 --> 02:21:35,998
.با تيرکمون دارن ميزنن
1562
02:21:35,998 --> 02:21:37,122
!شليک کنيد
1563
02:21:39,334 --> 02:21:40,583
!آشپز، شليک کن
1564
02:21:45,713 --> 02:21:47,671
!لنس، شليک کن
1565
02:21:55,512 --> 02:21:58,804
،آشپز، آشپز، چيزي نيست
.ديگه شليک نکن
1566
02:21:59,306 --> 02:22:01,182
.تيرهاشون الکي هستش
.اسباب بازيه
1567
02:22:01,182 --> 02:22:03,351
!بس کن! ساکت باش
1568
02:22:03,351 --> 02:22:06,019
!رئيس، بهشون بگو شليک نکنند
1569
02:22:06,019 --> 02:22:08,771
.تيراشون فقط يه تيکه چوب هستش
.فقط دارن مارو ميترسونند
1570
02:22:08,771 --> 02:22:10,104
!ساکت
1571
02:22:11,147 --> 02:22:14,024
تو مارو واردِ اين ماجرا و اين خراب شده
،کردي و حالا نميتوني مارو خارج کني
1572
02:22:14,024 --> 02:22:15,941
چونکه خودت نميدوني کجا
داري ميري، ميدوني؟
1573
02:22:16,527 --> 02:22:17,691
ميدوني؟
1574
02:22:18,694 --> 02:22:21,569
.حرومزاده مادر جنده
1575
02:22:23,197 --> 02:22:25,531
.لنس، سکان رو بگير
!شليک کنيد -
1576
02:22:26,200 --> 02:22:29,741
!وحشيا
.اگه جرأت داريد بيايد جلو حرومزاده ها
1577
02:22:50,216 --> 02:22:51,881
!يه نيزه
1578
02:24:11,313 --> 02:24:14,147
ماموريتِ من اينه که
واردِ كشور "كامبوج" بشم و
،اين اتفاقات رو تلافي کنم
1579
02:24:14,773 --> 02:24:17,318
اونجا سرهنگي وجود داره که عضوِ
نيروهايِ ويژه هستش و ديوونه
،شده
1580
02:24:17,318 --> 02:24:19,192
.و من بايد بکشمش
1581
02:24:20,612 --> 02:24:23,655
!اين ديگه آخرشه! لعنتي
1582
02:24:23,655 --> 02:24:25,948
!لعنت به اين ماموريتِ ويتنامِ تخمي
1583
02:24:25,948 --> 02:24:29,784
ما اينجا کمبود داريم و ضعيفيم
اونوقت بايد بريم اونجا تا تو
(KURTZ) يه نفر از افرادِ خودي
رو بکشي؟
1584
02:24:29,784 --> 02:24:33,618
!اين ديگه آخرشه
!خيلي تخميه رفيق
1585
02:24:34,370 --> 02:24:37,245
!لعنتي! خيلي ديوونگيه
1586
02:24:37,831 --> 02:24:40,917
منظورم اينه که فکر ميکردم ميخواي
،بري يه پلي
1587
02:24:40,917 --> 02:24:43,791
.راه آهني چيزي منفجر کني
1588
02:24:44,794 --> 02:24:46,921
.متاسفم
!نه، نه، وايسا، وايسا -
1589
02:24:46,921 --> 02:24:50,298
.ما همگي با هم با قايق ميريم
.ما هم همراهت ميايم
1590
02:24:50,298 --> 02:24:53,965
ما ميريم اونجا اما با قايق، باشه؟
1591
02:26:01,013 --> 02:26:04,973
ازينکه وقتي اونجا رسيدم چيکار کنم
.و اونجا چي پيدا ميکنم، ميترسيدم
1592
02:26:08,018 --> 02:26:12,477
من از خطراتي که وجود داشت آگاه
.بودم، يا فکر ميکردم که آگاه هستم
1593
02:26:15,023 --> 02:26:19,190
اما در وجودِ من، چيزي قوي تر
،از ترس وجود داشت
1594
02:26:20,819 --> 02:26:22,734
و اون هم ميلِ من براي رويارويي و
.ديدنِ سرهنگ بود
1595
02:27:35,911 --> 02:27:37,202
!به رفتن ادامه بده
1596
02:27:37,913 --> 02:27:41,580
لنس، دستت رو از رويِ تفنگها
.بردار
1597
02:29:08,474 --> 02:29:11,641
.چيزي نيست، چيزي نيست
.با همه چيز موافقت شده
1598
02:29:12,811 --> 02:29:16,061
.من به اونجا نميام
.اون حرومزاده ها به ما حمله کردند
1599
02:29:17,480 --> 02:29:20,731
آژيرت رو بزن تا بترسند
.و پراکنده بشند
1600
02:29:31,157 --> 02:29:33,159
،اون سمت مين وجود داره
.اون سمت هم همينطور
1601
02:29:33,159 --> 02:29:35,617
.مراقبِ ميمون ها هم باشيد
.اونا گاز ميگيرند
1602
02:29:36,494 --> 02:29:38,994
.عجب قايقِ قشنگي
.بيا بسمتِ من
1603
02:29:40,413 --> 02:29:42,624
.من يه آمريکايي هستم
1604
02:29:42,624 --> 02:29:44,289
.من يه غيرِ نظاميِ آمريکايي هستم
.سلام آمريکايي -
1605
02:29:45,000 --> 02:29:46,498
.سلام
1606
02:29:47,001 --> 02:29:48,417
،من يه آمريکايي هستم
.چيزِ خاصي نيست
1607
02:29:49,170 --> 02:29:52,086
تو سيگار داري درسته؟
.اين همون چيزيه که خوابشو ميديدم
1608
02:29:53,255 --> 02:29:54,338
!آشپز
1609
02:29:55,090 --> 02:29:57,757
تو کي هستي؟
تو کي هستي؟ -
1610
02:30:02,053 --> 02:30:03,677
من يه روزنامه نگارم که عکس
ميگيرم و در مقالات از عکسها
.استفاده ميکنم
1611
02:30:04,347 --> 02:30:06,723
من از سالِ 1964 از جنگ عکس
.و مقاله تهيه ميکنم
1612
02:30:06,723 --> 02:30:09,264
،من تويِ کشورهايِ ويتنام
.كامبوج و لائوس بودم
1613
02:30:13,937 --> 02:30:16,686
.بذار يه چيزي بهت بگم رفيق
.اين قايق خيلي بهم ريختست
1614
02:30:17,689 --> 02:30:19,106
اين آدما کي هستند؟
1615
02:30:19,106 --> 02:30:24,526
اونا فکر ميکنند که تو اومدي
،تا اون شخص رو ازينجا ببري
1616
02:30:24,526 --> 02:30:27,402
.اميدوارم درست نباشه
کي رو ازينجا ببرم؟ -
1617
02:30:29,697 --> 02:30:32,447
.رو ديگه "Kurtz" همون سرهنگ
1618
02:30:33,492 --> 02:30:36,200
همانطور که ميبيني همه اينا
.آدمايِ اون هستند رفيق
1619
02:30:37,494 --> 02:30:39,994
لعنتي، رفيق اين بيرون ما همه
.افرادِ اون هستيم
1620
02:30:40,913 --> 02:30:44,288
"Kurtz" ميتونيم با سرهنگ
صحبت کنيم؟
1621
02:30:44,874 --> 02:30:50,542
،هي رفيق، تو باهاش صحبت نميکني
.فقط به حرفاش گوش ميکني
1622
02:30:52,046 --> 02:30:54,045
اين يارو سرهنگ ذهنِ من رو
گسترش داد و نسبت به
.مسائل روشن کرد
1623
02:30:54,923 --> 02:30:58,384
اون يه شاعرِ جنگجو با
.احساسي عالي هستش
1624
02:30:58,384 --> 02:31:01,678
،گاهي اوقات بهش سلام ميکني
1625
02:31:01,678 --> 02:31:04,137
و اونم داره کنارت قدم ميزنه و
.حتي متوجهِ حضورت نميشه
1626
02:31:04,137 --> 02:31:07,723
بعدش ناگهاني تو رو ميگيره و
،ميبرتت يه گوشه و بهت ميگه
1627
02:31:07,723 --> 02:31:10,892
به معنيِ "Life" ميدوني بينِ کلمه"
به معنيِ اگر، وجود "if" زندگي، يه
داره؟
،اگر تونستي آروم باشي وقتي
1628
02:31:10,892 --> 02:31:12,768
تمامِ کساني که اطرافت هستند زندگيِ
خودشون و عزيزانشون رو از دست ميدند
و تو رو واسه اين از دست دادن ها
،سرزنش ميکنند
1629
02:31:12,768 --> 02:31:14,226
اگه تونستي وقتي همه بهت
"شک دارند به خودت اعتماد کني
1630
02:31:15,520 --> 02:31:18,728
من نيمتونم، چون من يه فردِ
ضعيف هستم. اما اون خيلي
.قوي و عالي هستش
1631
02:31:19,523 --> 02:31:25,360
قسمتي از شعرِ "تى اس اليوت" با اين
مفهوم که شاعر تنهاييِ خودش رو
بروز ميکنه و نميتونه با دنيايي که
دشمن ميدونه سازگاري داشته
.باشه
1632
02:31:25,360 --> 02:31:26,901
.تو قايق بمون
1633
02:31:27,821 --> 02:31:30,696
بدونِ من نرو باشه؟
.ميخوام عکس بگيرم
1634
02:31:33,241 --> 02:31:37,908
.سرهنگ ميتونه خيلي بد باشه
.ميتونه پست باشه
.ميتونه خوب باشه
1635
02:31:38,911 --> 02:31:41,744
اون داره با اين جنگ و نبرد
.مبارزه ميکنه
.مردِ خيلي بزرگي هستش
1636
02:31:49,836 --> 02:31:53,463
.کاشکي ميتونستم توصيفش کنم
.کاشکي ميتونستم
1637
02:31:53,463 --> 02:31:56,005
ميتونم بهت بگم که چند روز پيش
.ميخواست من رو بکشه
1638
02:31:56,632 --> 02:31:58,840
.فقط همينجور چيزارو ميتونم بهت بگم
چرا ميخواست بکشتت؟ -
1639
02:31:59,342 --> 02:32:00,924
.چونکه ازش عکس گرفتم
1640
02:32:01,927 --> 02:32:04,218
:بهم گفت
،اگه دوباره از من عکس بگيري"
1641
02:32:05,596 --> 02:32:09,222
."ميکشمت
.خيلي هم جدي بود
1642
02:32:11,976 --> 02:32:15,934
،پس وقتي رفتي ببينيش
خيلي آروم باش و کاملا
.خونسرد رفتار کن
1643
02:32:16,562 --> 02:32:18,270
.دوباره دوستانه رفتار ميکنه
.واقعا همينطوره
1644
02:32:19,897 --> 02:32:22,272
حواست باشه سرهنگ رو
.قضاوت نکني
1645
02:32:23,191 --> 02:32:25,316
سرهنگ رو مثلِ يه آدمِ
.معمولي قضاوت نکن
1646
02:32:32,281 --> 02:32:34,408
،خيلي خُب، حواستون باشه
.اينا آمريکايي هستند
1647
02:32:34,408 --> 02:32:35,742
!آمريکايي
1648
02:32:35,742 --> 02:32:37,241
ميشه هيجان و لرزش رو تويِ اين
.مکان حس کرد
1649
02:32:38,243 --> 02:32:41,787
.بذار ازتون عکس بگيرم
.ميشه ثابت وايسيد، آهاي، با توئم
1650
02:32:41,787 --> 02:32:43,287
ميشه ثابت وايسيد؟
1651
02:33:05,637 --> 02:33:06,802
!کُلبي
1652
02:33:23,274 --> 02:33:24,356
!سرها
1653
02:33:25,401 --> 02:33:30,611
.تو داري به سرها نگاه ميکني
گاهي اوقات اون خيلي لاف
.ميزنه و مبالغه ميکنه
1654
02:33:31,489 --> 02:33:33,321
.اون تنها کسيِ که ميتونه اجازه بده
1655
02:33:34,449 --> 02:33:36,698
.اون ديوونه شده
!اشتباه ميکني -
1656
02:33:38,659 --> 02:33:41,704
اگه ميتونستي دو روز پيش سروان
،رو ببيني و صداش رو بشنوي
1657
02:33:41,704 --> 02:33:46,163
...اگه ميتونستي
خدايا، الان تو بهش ميگي ديوونه؟
1658
02:33:46,832 --> 02:33:48,206
.معلومه که ميگم
1659
02:33:49,667 --> 02:33:55,044
.ميخوام باهاش صحبت کنم
.رفيق اون رفته -
1660
02:33:56,923 --> 02:33:59,424
اون رفته. با افرادش رفته تويِ
.جنگل و ناپديد شده
1661
02:33:59,424 --> 02:34:00,509
.منتظرش ميمونم
1662
02:34:00,509 --> 02:34:04,675
اون با اين آدما احساسِ آرامش
و راحتي ميکنه و فراموش ميکنه
.کي هستش
1663
02:34:07,097 --> 02:34:09,387
.اون خودش رو فراموش کرده
سروان؟ -
1664
02:34:10,015 --> 02:34:14,224
.شايد بايد تويِ قايق منتظرش باشيم
.باشه آشپز -
1665
02:34:14,851 --> 02:34:19,269
.ميريم يه مدتي تويِ قايق ميمونيم
.آره، بريم پيشِ لنس بمونيم -
1666
02:34:42,912 --> 02:34:47,247
اين سرهنگه خيلي غير عادي هستش
،رفيق. اون چيزي فراتر از ديوونه هستش
.اون خودِ شيطانِ
1667
02:34:48,707 --> 02:34:50,417
نگاه کن اين سرهنگ اينجا
.چه چيزايي ترتيب داده
1668
02:34:50,417 --> 02:34:53,501
.رفيق اينجا محلِ کافران و بت پرستانه
.اطرافت رو نگاه کن
1669
02:34:54,254 --> 02:34:55,585
.لعنتي، خيلي ديوونست
1670
02:34:56,130 --> 02:34:59,215
پس بهم کمک ميکني؟
.معلومه که کمکت ميکنم -
1671
02:34:59,215 --> 02:35:00,716
من هرکاري ميکنم تا ازينجا بريم
.بيرون
1672
02:35:00,716 --> 02:35:01,756
.دمت گرم
1673
02:35:02,592 --> 02:35:04,136
ميتونيم همه اين بچه کوني هارو
.بزنيم بترکونيم
1674
02:35:04,136 --> 02:35:06,760
.فاصلشون از ما زياده
.حتي متوجه هم نميشند
1675
02:35:07,680 --> 02:35:12,180
من ازين جمجمه ها، قربانگاه ها و
.اين چرنديات نميترسم
1676
02:35:14,308 --> 02:35:17,934
من قبلا فکر ميکردم که اگه تويِ
،منزلگاهِ شيطان بميرم
1677
02:35:18,478 --> 02:35:20,561
.اونوقت روحم ديگه به بهشت نميره
1678
02:35:21,522 --> 02:35:24,480
.اما الان...لعنتي
1679
02:35:26,693 --> 02:35:28,984
،فقط روحم اينجا نباشه
اصلا واسم مهم نيست
.کجا ميره
1680
02:35:29,570 --> 02:35:32,488
ميخواي چيکار کني؟
من اون يارو سرهنگِ کيري رو
.ميکشم
1681
02:35:32,488 --> 02:35:34,364
.نه، نه
.ازينجا برو -
1682
02:35:34,364 --> 02:35:35,989
،من ازت ميخوام که اينجا بموني آشپز
.بهت نياز دارم
1683
02:35:36,740 --> 02:35:40,283
من با لنس ميرم اين محيط رو يه
.نگاهي بندازم و بررسي کنم
1684
02:35:40,910 --> 02:35:43,076
ميرم ببينم ميتونم سرهنگ رو پيدا کنم
يا نه. باشه؟
1685
02:35:45,122 --> 02:35:47,496
ازم ميخواي چيکار کنم؟
.لعنتي -
1686
02:35:48,040 --> 02:35:54,042
بيا، راديو رو بگير و اگه تا ساعتِ 22
،برنگشتم
1687
02:35:56,921 --> 02:35:58,254
.درخواستِ حمله هوايي ميکني
1688
02:36:01,049 --> 02:36:02,423
حمله هوايي؟
1689
02:36:04,177 --> 02:36:08,844
.کدش "قادرِ مطلق" هستش
:مختصاتش هم اينه
0-9-2-6-4-7-1-2
1690
02:36:09,763 --> 02:36:11,096
.همه چي اينجاست
1691
02:36:12,765 --> 02:36:15,390
0-9-2-6-4-7-1-2
1692
02:36:24,273 --> 02:36:27,607
هرچيزي که ديدم نشاندهنده اين
.بود که سرهنگ ديوونه شده
1693
02:36:31,987 --> 02:36:37,655
.اونجا پُر از جسد و افراد بود
،جسدهايِ ويتنامي هايِ شمالي
.افرادِ "ويت کنگ" و مردمِ كامبوج
1694
02:36:45,330 --> 02:36:48,330
اگر تا الان زنده بودم، فقط به اين
خاطر بود که سرهنگ اينطوري
.ميخواست
1695
02:37:22,772 --> 02:37:25,188
بويي مثلِ يک مرگِ آروم و تدريجي
.در اونجا پيچيده بود
1696
02:37:26,775 --> 02:37:30,025
.بيماريِ مالاريا، کابوس
1697
02:37:32,820 --> 02:37:34,861
.اينجا ديگه آخرِ رودخانه بود
1698
02:37:49,165 --> 02:37:50,580
اهلِ کجايي "ويلارد" ؟
1699
02:37:56,170 --> 02:37:57,752
من اهلِ ايالت "اوهايو
"(در شمال و مرکز آمريکا)
.هستم قربان
1700
02:38:03,716 --> 02:38:06,341
اونجا به دنيا اومدي؟
.بله قربان -
1701
02:38:08,512 --> 02:38:11,178
کدوم محل؟
.محله "تولدو" قربان -
1702
02:38:18,519 --> 02:38:20,309
چقدر از رودخانه فاصله داره؟
1703
02:38:27,275 --> 02:38:28,982
رودخانهى اوهايو قربان؟
(به مىسىسىپى مىريزد)
1704
02:38:31,527 --> 02:38:33,193
.حدودِ 200 مايل
1705
02:38:41,200 --> 02:38:44,159
من يه بار وقتي بچه بودم اون
رودخونه رو بسمتِ پايين طي
.کردم
1706
02:38:49,039 --> 02:38:52,125
يه جايي تويِ رودخونه وجود داره
.که الان دقيق يادم نمياد
1707
02:38:52,125 --> 02:38:57,378
"بايد يه درختستانِ گياهِ "گاردنيا
.و يا يه گلزار اونجا باشه
1708
02:38:57,378 --> 02:39:00,213
همشون الان خيلي رشد کردند
.و انبوه و وحشي شدند
1709
02:39:00,213 --> 02:39:06,716
برايِ حدودِ 5 مايل، فکر ميکني که
،يه تيکه از بهشت افتاده رويِ زمين
1710
02:39:08,136 --> 02:39:10,093
."البته به شکلِ گياهِ "گاردنيا
1711
02:39:26,398 --> 02:39:31,442
تا حالا به فکرِ آزاديِ واقعي افتادي؟
1712
02:39:37,239 --> 02:39:40,156
آزاد بودن از نظراتِ ديگران؟
1713
02:39:43,702 --> 02:39:45,659
حتي آزاد بودن از نظرات و
عقايدِ خودت؟
1714
02:40:01,839 --> 02:40:05,423
سازمان بهت گفته چرا
اينکارها رو کردم "ويلارد"؟
1715
02:40:07,676 --> 02:40:12,386
ميدوني چرا ميخواستند
منو متوقف کنند؟
1716
02:40:28,024 --> 02:40:30,231
من به يک ماموريتِ محرمانه
.فرستاده شدم قربان
1717
02:40:34,445 --> 02:40:37,945
ديگه محرمانه نيست، مگه نه؟
1718
02:40:45,285 --> 02:40:46,701
اونا بهت چي گفتند؟
1719
02:40:49,705 --> 02:40:55,999
اونا به من گفتند که شما کاملا
،ديوونه و سرکش شديد
1720
02:40:58,961 --> 02:41:05,297
و سبک ها و روش هاتون
.ناسالم شده
1721
02:41:09,135 --> 02:41:11,051
روشها و طرح هام ناسالمند؟
1722
02:41:17,140 --> 02:41:23,310
من اصلا اينجا طرح و روشي
.نميبينم قربان
1723
02:41:30,400 --> 02:41:34,025
!من انتظارِ يه نفر مثلِ تو رو داشتم
1724
02:41:37,405 --> 02:41:38,654
تو چه انتظاري داشتي؟
1725
02:41:46,911 --> 02:41:48,494
تو يه تروريستي؟
1726
02:41:53,374 --> 02:41:54,540
.من يه سربازم
1727
02:41:58,420 --> 02:42:00,001
.تو هيچ کدومش نيستي
1728
02:42:02,171 --> 02:42:06,756
تو مثلِ يه پادو ميموني که توسطِ
کارمندانِ بقالي به اينور اونور
،فرستاده ميشي تا
1729
02:42:11,511 --> 02:42:13,177
.قبض هارو جمع کني
1730
02:42:57,126 --> 02:43:02,752
چرا؟ چرا يه آدمِ خوب مثلِ تو
ميخواد يه نابغه رو بکشه؟
1731
02:43:09,718 --> 02:43:11,468
خوب پيش ميره هان؟
1732
02:43:12,094 --> 02:43:13,177
چرا؟
1733
02:43:14,888 --> 02:43:16,554
ميدوني؟
1734
02:43:17,348 --> 02:43:19,389
،ميدوني که
1735
02:43:22,894 --> 02:43:24,893
سرهنگ واقعا از تو خوشش مياد؟
1736
02:43:28,189 --> 02:43:34,065
،اون خيلي از تو خوشش اومده
اما ميخواد باهات يه کاري انجام
.بده
1737
02:43:35,736 --> 02:43:37,318
کنجکاو نيستي؟
1738
02:43:37,904 --> 02:43:43,364
.من که خيلي کنجکاوم
تو نيستي؟
1739
02:43:46,868 --> 02:43:49,660
.اينجا يه اتفاقاتي داره ميفته رفيق
1740
02:43:53,080 --> 02:43:55,581
ميدوني، من يه چيزايي
.ميدونم که تو نميدوني
1741
02:43:56,083 --> 02:43:57,792
.آره داداش اينطورياست
1742
02:43:57,792 --> 02:44:03,169
سرهنگ ذهنش آرومه اما روحش
.عصباني هستش
1743
02:44:05,131 --> 02:44:06,421
!آره
1744
02:44:07,549 --> 02:44:11,550
.فکر کنم اون داره ميميره
.از همه اين اتفاقات متنفره
1745
02:44:12,636 --> 02:44:16,512
،اما با اين وجود
1746
02:44:20,016 --> 02:44:22,516
.با صدايِ بلند شعر ميخونه
1747
02:44:24,436 --> 02:44:28,102
...و صداش
1748
02:44:31,440 --> 02:44:36,194
اون از تو خوشش مياد چونکه تو
هنوز زنده اي. واست يه سري
.برنامه ها داره
1749
02:44:36,194 --> 02:44:40,820
.من قرار نيست به تو کمک کنم
.تو بايد به اون کمک کني رفيق
1750
02:44:41,781 --> 02:44:43,616
.بايد بهش کمک کني
1751
02:44:43,616 --> 02:44:46,159
فکر ميکني وقتي اون بميره
اونا چي ميخوان بگن؟
1752
02:44:46,159 --> 02:44:50,912
چونکه وقتي زمانِ مرگش
.فرا برسه بالاخره ميميره ديگه
1753
02:44:50,912 --> 02:44:52,038
در موردش چي ميخوان بگند؟
1754
02:44:52,038 --> 02:44:56,749
چي ميخوان بگند؟
:ميخوان بگند
،اون يه مردِ باهوش و مهربان بود"
1755
02:44:56,749 --> 02:45:00,627
،نقشه ها و طرح ها داشت"
"عقل و خرد داشت
!همش چرنده رفيق
1756
02:45:00,627 --> 02:45:04,670
قراره منم بهشون اطلاعاتِ درست
بدم و بهشون بگم وي چه شخصي
بود؟
.اما اشتباهه
1757
02:45:08,466 --> 02:45:09,548
.تو
1758
02:45:14,887 --> 02:45:16,803
.تقريبا 8 ساعت شده
1759
02:45:19,348 --> 02:45:22,807
.خدايا، من خوابيدم
1760
02:45:24,727 --> 02:45:27,477
من خوابيدم و دارم خواب ميبينم
.که تويِ اين قايقِ تخمي هستم
1761
02:45:39,571 --> 02:45:40,653
.لعنتي
1762
02:45:44,991 --> 02:45:46,574
8ساعت نشده؟
1763
02:45:49,661 --> 02:45:54,328
"سلام، "قادرِ مطلق"، "قادرِ مطلق
گروهِ خيابانيِ "پي بي آر" صحبت
.ميکنه
1764
02:45:54,831 --> 02:45:55,997
!بررسيِ رادويي! تمام
1765
02:45:57,000 --> 02:45:59,666
،"گروهِ خيابانيِ "پي بي آر
قادرِ مطلق" در حالتِ آماده"
.باش هستش
!تمام
1766
02:47:23,224 --> 02:47:25,683
.خدايِ من، اين ديگه چيه
1767
02:47:32,690 --> 02:47:34,439
.يا عيسي مسيح
1768
02:49:38,401 --> 02:49:42,944
،"Time" مجله
،مجله هايِ هفتگي
1769
02:49:44,363 --> 02:49:50,574
،22سپتامبر، سالِ 1967، جلدِ 90
،شماره 12
1770
02:49:51,702 --> 02:49:53,953
.جنگ در شرفِ رخ دادن هستش"
1771
02:49:53,953 --> 02:49:56,121
شايد برايِ مردمِ آمريکا سخت
،باشه که باور کنند
1772
02:49:56,121 --> 02:49:58,955
که آمريکا داره جنگ رو در ويتنام
.ميبره و پيروز ميشه
1773
02:49:59,748 --> 02:50:04,085
با اين وجود، يکي از دقيق ترين
و کامل ترين بررسي ها و
،تحقيقاتي که
1774
02:50:04,085 --> 02:50:07,045
در موردِ وضعيتِ قانونيِ جنگ صورت
،گرفته و گردآوري شده
1775
02:50:07,045 --> 02:50:10,339
مدارکِ قابلِ توجهي رو نمايان ميکنه
،مبني بر اينکه، نفوذ و اثرِ قدرتِ آمريکا
1776
02:50:10,339 --> 02:50:15,133
که 2.5 سال بعد از طرحِ افزايشِ
،تجهيزاتِ نظامي کاملا واضح بود
.حالا داره کاملا حس ميشه
1777
02:50:16,135 --> 02:50:20,011
مسئولانِ کاخِ سفيد که اثرِ
،اين قدرت رو حفظ ميکنند
1778
02:50:21,431 --> 02:50:23,640
،شايد دشمن رو واردِ شرايطي کنند که
1779
02:50:23,640 --> 02:50:27,349
.ديگه تواناييِ ادامه نبرد رو نداشته باشه
1780
02:50:30,020 --> 02:50:31,643
اين واست آشنا نيست؟
1781
02:50:32,897 --> 02:50:36,191
ازونجايي که "ليدن جانسون" ميترسه
،که مردمِ آمريکا
1782
02:50:36,191 --> 02:50:39,524
،اين نتايجِ خوش بينانه رو قبول نکنند
1783
02:50:40,068 --> 02:50:42,820
هيچوقت اجازه نميده که گزارشات
.بصورتِ کامل چاپ بشند
1784
02:50:42,820 --> 02:50:46,029
بر خلافِ اين شرايط، وي توسطِ
،چيزهايِ يافته شده و خبرات
،تحت تاثير قرار گرفته
1785
02:50:46,531 --> 02:50:49,783
و ازينکه نتايج و استدلال هارو
،برايِ همه مطرح کنه نگرانه
1786
02:50:49,783 --> 02:50:52,869
و نميتونه به کارشناساني که
در اين مورد کار ميکردند اجازه
،بده
1787
02:50:52,869 --> 02:50:54,951
تا بصورتِ کلي و برايِ عموم صحبت
.کنند و ازين بابت نگران هستش
1788
02:50:56,996 --> 02:50:58,954
."Time" بدونِ تاريخ، مجله
1789
02:51:12,757 --> 02:51:19,178
آقايِ "رابرت تامسون"، که در پيروزي بر
"کمونيست هايِ چريکي در "مالايا
تاثير گذار بود و اين پيروزي رو
،رهبري کرد
1790
02:51:19,178 --> 02:51:23,723
،و اکنون مشاورِ انجمنِ شهر ميباشد
،اخيرا به ويتنام برگشته
1791
02:51:23,723 --> 02:51:26,389
تا شرايط رو برايِ "ريچارد نيكسون
"(سى و هفتمين رئيس جمهور امريكا)
.گزارش بده
1792
02:51:27,726 --> 02:51:29,685
،وي هفته گذشته به رئيس جمهور گفت
1793
02:51:29,685 --> 02:51:35,270
که شرايط در ويتنام
.خيلي بهتر شده
1794
02:51:37,191 --> 02:51:38,898
اينا واست چه مفهومي دارند سرباز؟
1795
02:51:51,575 --> 02:51:56,494
تو آزاد ميشي. اينجا توسطِ افرادي مسلح
نگهداري ميشي. اينارو وقتي بيکار بودي
.بخون
1796
02:51:57,746 --> 02:51:59,373
.گمشون نکن
1797
02:51:59,373 --> 02:52:01,163
سعي نکن فرار کني که در اينصورت
.بهت شليک ميکنند
1798
02:52:03,458 --> 02:52:05,416
.بعدا ميتونيم در موردِ اينا صحبت کنيم
1799
02:55:24,721 --> 02:55:28,889
.ما افرادي پوچ و تو خالي هستيم"
،ما افرادي مزخرف هستيم
1800
02:55:29,600 --> 02:55:35,018
که به يکديگر متکي بوده و ذهنمان
!از کاه پُر شده است. افسوس
1801
02:55:36,563 --> 02:55:39,190
صدايِ خشک و بي روحِ ما، وقتيکه
،با يکديگر پچ پچ ميکنيم
1802
02:55:39,190 --> 02:55:42,524
،مانند صدايِ باد در چمنزاري خشک
و يا قدمِ موشها بر رويِ شيشه هايي
،شکسته
1803
02:55:43,818 --> 02:55:46,195
".آرام و بي معني هستش
.اون اينجاست -
1804
02:55:46,195 --> 02:55:47,694
،در سردابي خشک
1805
02:55:48,321 --> 02:55:54,240
اون واقعا اونجاست؟ -
،قالبي بي شکل، سايه اي بي رنگ"
1806
02:55:55,576 --> 02:56:00,371
".نيرويي افليج، جنبشي بي حرکت
1807
02:56:00,371 --> 02:56:01,912
ميدوني سرهنگ چي داره ميگه؟
1808
02:56:03,248 --> 02:56:04,956
ميدوني؟
"...اونايي که به صليب کشيده شدند" -
1809
02:56:05,582 --> 02:56:09,919
،اين يه بحثِ منطقيِ ساده هستش
،مثلِ يکي از نه تا
1810
02:56:09,919 --> 02:56:13,380
بدونِ احتمالات، بدونِ فرضيات، بدونِ
.کسريات. تو نميتوني در فضا سفر کني
1811
02:56:13,380 --> 02:56:17,842
بدونِ محاسبات و کسريات
.نميتوني بري به فضا
1812
02:56:17,842 --> 02:56:19,759
رويِ چي ميخواي فرود بياي؟ چجوري؟
يک چهارم؟ سه هشتم؟
1813
02:56:19,759 --> 02:56:22,594
وقتي ازينجا به سياره زهره يا يه همچين
چيزي بري، چيکار ميخواي بکني؟
1814
02:56:22,594 --> 02:56:24,595
.اين بحثِ منطقيِ فيزيک هستش
1815
02:56:24,595 --> 02:56:26,764
،منطق ميگه که
".فقط عشق و نفرت وجود داره "
1816
02:56:26,764 --> 02:56:29,266
،آدم يا يک نفر رو دوست داره
.يا از يک نفر متنفر هستش
1817
02:56:29,266 --> 02:56:30,348
!آدمِ احمق
1818
02:56:32,685 --> 02:56:33,726
!احمق
1819
02:56:34,769 --> 02:56:39,771
!اين دنيايِ تخمي اينطوري به اتمام ميرسه
به اين جايِ تخمي که ما توش زندگي
!ميکنيم نگاه کن رفيق
1820
02:56:40,523 --> 02:56:42,608
،اين دنيا با يک نيرويِ ناگهاني تموم نميشه
،بلکه آروم و با ناله و هق هق تموم ميشه
1821
02:56:42,608 --> 02:56:44,941
و با ناله و هق هق، همه چيز
.نابود ميشه
.من ديگه ميرم
1822
02:57:14,756 --> 02:57:17,591
تويِ رودخونه، همون لحظه که به
،سرهنگ نگاه کردم
1823
02:57:17,591 --> 02:57:19,339
.ميدونستم چيکار بايد بکنم
1824
02:57:20,301 --> 02:57:26,970
اما اين اتفاق نيفتاد. من مدتها با
وي اونحا بودم اما نه تحتِ مراقبتِ
.نيروهايِ مسلح
1825
02:57:27,973 --> 02:57:32,140
.من آزاد بودم
اما سرهنگ ميدونست که من
.جايي نميرم
1826
02:57:33,602 --> 02:57:36,894
،اون درموردِ کاري که ميخواستم بکنم
.از خودم بيشتر ميدونست
1827
02:57:43,984 --> 02:57:47,484
اگر ژنرال ها در "نها ترانگ" اون
چيزي که من ميتونستم ببينم
،رو ميديدند
1828
02:57:48,445 --> 02:57:51,028
هنوز از من ميخواستند که بکشمش؟
1829
02:57:52,281 --> 02:57:54,155
.احتمالا بيشتر از هميشه ميخواستند
1830
02:57:55,617 --> 02:57:57,618
،اگر خانوادش در وطن
1831
02:57:57,618 --> 02:58:00,659
،بفهمند که چقدر ازشون دور شده
اونوقت چي ميخوان؟
1832
02:58:03,246 --> 02:58:06,663
،اون اول از اونا خودش رو دور کرد و بريد
.بعدش از خودش
1833
02:58:08,334 --> 02:58:12,502
تا حالا يه مردي رو انقدر شکسته و
.درهم و داغون نديده بودم
1834
02:58:13,504 --> 02:58:17,630
من وحشت ها و نفرتهايي رو ديدم
.که تو ديدي
1835
02:58:20,300 --> 02:58:24,218
اما تو هيچ حقي نداري که به من
بگي قاتل. تو اين حق رو داري که
،من رو بکشي
1836
02:58:25,553 --> 02:58:31,515
،اين حق رو داري که اينکار رو بکني
اما اين اجازه رو نداري که من رو
.قضاوت کني
1837
02:58:38,854 --> 02:58:43,856
،با لغات نميشه توضيح داد که
1838
02:58:46,193 --> 02:58:52,153
برايِ کساني که معنيِ ترس رو
،نميدونند
1839
02:58:53,865 --> 02:58:59,534
.چه چيزي ضروريه
1840
02:59:01,995 --> 02:59:03,203
.ترس و وحشت
1841
02:59:06,207 --> 02:59:08,832
ترس و وحشت دارايِ يک
،چهره خاصي هستش
1842
02:59:11,126 --> 02:59:13,251
.و انسان بايد باهاش دوست بشه
1843
02:59:14,963 --> 02:59:19,797
،ترس و وحشتِ معنوي و وجداني
.دوستانِ تو هستند
1844
02:59:20,383 --> 02:59:25,176
اگه دوستشون نباشي، اونوقت اونا
دشمناني هستند که بايد ازشون
.ترسيد
1845
02:59:26,679 --> 02:59:28,554
.اونا دشمناني واقعي هستند
1846
02:59:33,559 --> 02:59:36,392
من اون زمان که با نيروهايِ ويژه
.بودم رو يادمه
1847
02:59:40,897 --> 02:59:44,815
.انگار هزار سال قبل بود
1848
02:59:48,402 --> 02:59:54,238
ما برايِ واکسيناسيون کردنِ بچه ها
.واردِ يک اردوگاه شديم
1849
02:59:58,826 --> 03:00:04,369
وقتي بچه ها رو برايِ بيماريِ فلجِ اطفال
واکسيناسيون کرديم، از اردوگاه خارج
،شديم
1850
03:00:06,832 --> 03:00:10,207
و يه پيرِ مردي اومد دنبالمون و گريه
،ميکرد، نميتونست ببينه
1851
03:00:13,794 --> 03:00:16,422
،برگشتيم اونجا
1852
03:00:16,422 --> 03:00:21,882
و ديديم که بازويِ تمامِ بچه هايي که
.واکسن زده بودند رو قطع کردند
1853
03:00:24,260 --> 03:00:31,054
تمامِ بازوهايِ کوچيک رو رويِ هم
.انباشته کرده بودند
1854
03:00:33,182 --> 03:00:35,433
،يادمه که
1855
03:00:39,312 --> 03:00:42,104
،گريه کردم، مثلِ مادربزرگايِ پير
1856
03:00:44,274 --> 03:00:46,940
.گريه کردم
1857
03:00:49,110 --> 03:00:52,360
اونقدر عصباني بودم که دندونهامو محکم
بهم فشار ميدادم و نميدونستم ميخوام
،چيکار کنم
1858
03:00:54,114 --> 03:00:56,363
و من هيچوقت نميخوام اين
.اتفاق رو فراموش کنم
1859
03:00:57,241 --> 03:00:59,073
.هيچوقت نميخوام فراموش کنم
1860
03:01:00,744 --> 03:01:05,453
بعدش احساس کردم که انگار بهم
،شليک کردند
1861
03:01:05,955 --> 03:01:08,121
،انگار با الماس بهم شليک شده بود
1862
03:01:09,333 --> 03:01:12,458
با يه گلوله الماسي مستقيم به
.پيشونيم شليک کرده بودند
همه چيز برام آشکار سازي شد)
و سريعا نقشه و طرح رو شناسايي
(.کردم
1863
03:01:14,544 --> 03:01:19,713
:بعدش به خودم گفتم
،خدايِ من، اون نابغه اي که اينکار رو کرد"
1864
03:01:21,132 --> 03:01:23,507
،اين قدرتي که اينکار رو کرد
1865
03:01:25,177 --> 03:01:29,637
.کامل، اصيل، خالص و تميز بوده
1866
03:01:32,223 --> 03:01:34,224
،بعدش فهميدم که
1867
03:01:34,224 --> 03:01:37,894
اونا از من قوي تر بودند، چونکه
ميتونستند اين شرايط رو تحمل
،کنند
1868
03:01:37,894 --> 03:01:41,853
اونا هيولا نبودند، اونا افرادي
،آموزش ديده بودند
1869
03:01:43,314 --> 03:01:48,068
،اونا افرادي بودند که با تمامِ وجود ميجنگيدند
،افرادي که فرزند و خانواده داشتند
1870
03:01:48,068 --> 03:01:51,902
،افرادي که سرشار از عشق بودند
،اما قدرتِ انجامِ
1871
03:01:53,655 --> 03:02:00,115
.اينکار رو داشتند
1872
03:02:01,202 --> 03:02:05,494
اگر من 10 تا گروه از چنين افرادي
،داشتم
1873
03:02:06,580 --> 03:02:09,538
اونوقت مشکلاتمون در اينجا به زودي
.تموم ميشد
1874
03:02:11,334 --> 03:02:15,751
،بايد دارايِ افرادي اخلاقي باشيم
1875
03:02:18,088 --> 03:02:22,130
،و همچنين افرادي که تواناييِ
1876
03:02:23,759 --> 03:02:30,011
استفاده از غريزشون برايِ کشتن
،رو داشته باشند
1877
03:02:31,931 --> 03:02:38,517
کشتني که بدونِ احساسات، بدونِ
.رنج و اندوه و بدونِ قضاوت باشه
1878
03:02:44,022 --> 03:02:46,647
چونکه قضاوت باعثِ شکستِ
.انسان ميشه
1879
03:03:06,121 --> 03:03:12,915
من نگرانِ اين هستم که پسرم، قادر
نباشه که بفهمه من ميخواستم
.چيکار کنم و کي باشم
1880
03:03:15,627 --> 03:03:20,254
،و اگر من کشته شدم
1881
03:03:21,798 --> 03:03:27,259
از يه نفر ميخوام که برگرده و برايِ
.پسرم همه چيز رو توضيح بده
1882
03:03:30,555 --> 03:03:33,555
،هر کاري رو که من انجام دادم
.هر چيزي که ديدي رو توضيح بده
1883
03:03:35,307 --> 03:03:40,809
،به خاطرِ اينکه من بيشتر از هر چيزي
.از دروغ متنفرم
1884
03:03:43,896 --> 03:03:50,899
،و "ويلارد"، اگه تو منو درک کني
.اينکار رو واسم انجام ميدي
1885
03:04:57,405 --> 03:04:59,572
."گروهِ خيابانيِ "پي بي آر
،قادرِ مطلق صحبت ميکنه
.تمام
1886
03:05:01,366 --> 03:05:04,492
."گروهِ خيابانيِ "پي بي آر
قادرِ مطلق صحبت ميکنه و
.آماده باش هستش
.تمام
1887
03:05:06,745 --> 03:05:10,621
."گروهِ خيابانيِ "پي بي آر
قادرِ مطلق صحبت ميکنه و
،در حالتِ آماده باش هستش
دريافت ميکنيد؟
1888
03:05:15,960 --> 03:05:18,752
اونا برايِ اينکار و کشتنِ سرهنگ
،داشتند به من ترفيع ميدادند
1889
03:05:19,504 --> 03:05:22,629
درصورتي که من حتي ديگه تويِ
.ارتششون هم نبودم
1890
03:05:24,800 --> 03:05:29,509
همه از من ميخواستند که
.اينکار رو انجام بدم
.بيشتر از همه خودِ سرهنگ ميخواست
1891
03:05:31,471 --> 03:05:35,846
من احساس ميکردم که اون منتظرِ من
.بود تا بيام و دردهاش رو از بين ببرم
1892
03:05:39,184 --> 03:05:43,268
وي فقط ميخواست مثلِ يک
،سرباز درحالتِ آماده باش
،ازين دنيا بره
1893
03:05:44,605 --> 03:05:48,188
نه مثلِ يک شخصِ ضعيف و
.بي مصرف و خائن
1894
03:05:52,068 --> 03:05:54,360
حتي اين جنگل هم ميخواست
،که اون بميره
1895
03:05:55,320 --> 03:05:57,986
و جنگل همون چيزي بود که
دستوراتش رو ازش ميگرفت
.و الهام ميگرفت
1896
03:07:15,292 --> 03:07:20,501
ما افرادِ جووني رو آموزش ميديم
،که از هواپيما مردم رو بکشند
،اما فرماندهاشون
1897
03:07:21,713 --> 03:07:26,717
بهشون اجازه نميدند که رويِ
،"هواپيماها بنويسند "گاييدمت
1898
03:07:26,717 --> 03:07:29,717
.چونکه يه کارِ زشته
(پس کشتنِ مردم زشت و ناپسند نيست؟)
1899
03:08:52,900 --> 03:08:59,861
.ترس و وحشت
1900
03:14:22,793 --> 03:14:27,963
"گروهِ خيابانيِ "پي بي آر
.قادرِ مطلق تماس ميگيره
1901
03:14:27,963 --> 03:14:29,796
دريافت ميکني؟
.تمام
1902
03:14:30,673 --> 03:14:32,256
."گروهِ خيابانيِ "پي بي آر
1903
03:14:32,884 --> 03:14:34,966
"گروهِ خيابانيِ "پي بي آر
...قادرِ مطلق تماس ميگيره
1904
03:15:13,203 --> 03:15:21,416
.ترس و وحشت
1905
03:15:21,416 --> 03:15:36,416
IMDb-Dl39
Translated By Elka
1906
03:15:36,441 --> 03:15:46,441
:تنظيم کننده
Farid87