1 00:00:02,444 --> 00:00:05,386 من مي خوام تعادل رو به دنيامون برگردونم 2 00:00:05,454 --> 00:00:07,071 قبلاً در "فرينج" اتفاق افتاد 3 00:00:07,139 --> 00:00:08,939 يک کرمچاله ناپايدار که بسته نمي شد 4 00:00:08,991 --> 00:00:10,774 توسط بخش "فرينج" قرنطينه شد 5 00:00:10,826 --> 00:00:12,777 شهرونداني که در ميان کهربا قرنطينه شوند 6 00:00:12,845 --> 00:00:14,912 از نظر قانوني مُرده به حساب مي آيند 7 00:00:14,963 --> 00:00:18,880 ما به تو توانايي داديم تا چيزهايي که از اونور هستن رو شناسايي کني 8 00:00:18,901 --> 00:00:21,586 من بودم که گفتم مثل يه روشنايي ضعيفه؟ 9 00:00:21,637 --> 00:00:23,120 يه چيزي هست که بايد در موردش باهات صحبت کنم 10 00:00:23,172 --> 00:00:24,955 در مورد اون، "اوليويا"ي قلابي 11 00:00:25,007 --> 00:00:26,974 وقتي ازم خواستي که باهات به اين دنيا برگردم 12 00:00:27,059 --> 00:00:28,959 ...گفتي - که تو بايد کنار من باشي - 13 00:00:29,011 --> 00:00:30,895 و براي همين من برگشتم 14 00:00:30,962 --> 00:00:32,597 و بعدش شروع کرديم به ديدن همديگه 15 00:00:32,648 --> 00:00:34,215 "من فکر ميکردم اون تويي، "اوليويا 16 00:00:34,283 --> 00:00:36,767 اون من نبودم 17 00:00:36,818 --> 00:00:38,436 چطور نتونستي بفهمي؟ 18 00:00:38,504 --> 00:00:39,570 حالا اون همه جا هست 19 00:00:39,638 --> 00:00:42,306 تو خونه ام، سر کارم، تو تختم 20 00:00:42,357 --> 00:00:43,824 ديگه نمي خوام تو آپارتمانم زندگي کنم 21 00:00:43,909 --> 00:00:45,293 نمي خوامم با تو باشم 22 00:00:48,197 --> 00:00:51,097 خب، ببين ما به يه کلمه رمز احتياج داريم که اگه خواستم سريع فرار کنم اونو بگم 23 00:00:51,149 --> 00:00:52,450 از پسش بر مياي 24 00:00:52,501 --> 00:00:54,118 فقط نمي دونم در مورد چي بايد حرف بزنم 25 00:00:54,169 --> 00:00:55,620 بيخيال، اونا دوستاي من هستن 26 00:00:55,671 --> 00:00:58,289 فقط در مورد هرچي حرف ميزني (در مورد سياست و دين حرف نزن(آقاي تماشاگر 27 00:00:59,841 --> 00:01:02,877 خب، امروز چقدر هوا دوست داشتنيه 28 00:01:02,961 --> 00:01:05,596 ميبيني؟ تو هم به خوبي بقيه ميتوني جمله هاي کوتاه کوتاه بگي 29 00:01:05,664 --> 00:01:07,265 عصر بخير دوستان، کدوم واحد؟ 30 00:01:07,332 --> 00:01:08,716 خانم "کيمبال" واحد 7-سي 31 00:01:08,800 --> 00:01:10,384 بفرماييد - ممنون - 32 00:01:19,561 --> 00:01:20,895 اين آسانسور خرابه؟ 33 00:01:20,979 --> 00:01:22,363 نه، کار ميکنه 34 00:01:24,783 --> 00:01:26,033 موفق باشين 35 00:01:41,500 --> 00:01:42,700 "عصر بخير، خانم "مارچلو 36 00:01:42,751 --> 00:01:44,034 کجا ميرين؟ 37 00:01:44,086 --> 00:01:45,836 "هتل "شرودينگر"، تو "فلت بوش 38 00:01:45,887 --> 00:01:47,004 شما هم دارين از اينجا مي رين؟ 39 00:01:47,055 --> 00:01:48,506 "ديگه نمي تونم تحمل کنم، "جيمي 40 00:01:48,557 --> 00:01:49,757 هفته هاست که نخوابيدم 41 00:01:49,841 --> 00:01:51,525 بيخيال، اونقدرها هم بد نيست 42 00:01:51,593 --> 00:01:54,510 فعلاً... اما من نمي مونم که بفهمم چقدر قرار بدتر بشه 43 00:01:54,513 --> 00:01:56,013 حاضر نيستم حتي يه دقيقه ديگه تو اين ساختمون بمونم 44 00:01:56,064 --> 00:01:58,399 خيلي خب، خيلي خب. حداقل بذارين براتون يه تاکسي بگيرم 45 00:02:01,570 --> 00:02:03,104 ديدي؟ بهت که گفتم مي دونم "بروکلين" کجاست 46 00:02:03,188 --> 00:02:05,856 اه، خداي من بالاخره اومدين - سلام - 47 00:02:05,907 --> 00:02:08,075 شما بايد "کريس" باشين. از آشنايي باهاتون خوشحالم 48 00:02:08,160 --> 00:02:09,076 از "کاليفرنيا بابلي" خوشتون مياد؟ 49 00:02:09,161 --> 00:02:10,611 ام، از الان از دوست پسرت خوشم اومده 50 00:02:10,696 --> 00:02:11,946 بفرماييد تو، بفرماييد 51 00:02:12,030 --> 00:02:13,281 بيشتر مهمونا تو بالکن هستن 52 00:02:13,365 --> 00:02:15,282 چطوره برين پيششون و يه نوشيدني بخورين 53 00:02:15,367 --> 00:02:16,417 بيا، من با تو ميام 54 00:02:16,501 --> 00:02:17,568 اه، شراب؟ 55 00:02:17,619 --> 00:02:18,669 هرچي خودت دوست داشتي 56 00:02:19,755 --> 00:02:20,738 خوشتيپه 57 00:02:20,789 --> 00:02:25,426 و شيرين و بامزه - و هم سن خودت، بالاخره - 58 00:02:25,510 --> 00:02:27,678 هي، يه کم از اين مرغ ها امتحان کن، بي نظيرن 59 00:02:27,746 --> 00:02:29,046 اون فوق العاده است، و الان 60 00:02:29,097 --> 00:02:30,431 عملاً داريم باهم زندگي ميکنيم 61 00:02:30,515 --> 00:02:32,133 واقعاً؟ - با کي داري زندگي ميکني؟ - 62 00:02:32,217 --> 00:02:34,251 "سلام، "ريک - دوست پسرش - 63 00:02:34,303 --> 00:02:36,804 خب... بهش يه بخشي از کمدت رو هم دادي؟ 64 00:02:36,888 --> 00:02:38,472 به اضافه نصف کمد داروهام 65 00:02:40,425 --> 00:02:42,926 !"ريک" - خيلي خب - 66 00:02:42,978 --> 00:02:45,780 خيلي خب، به مدير ساختمون زنگ ميزنم 67 00:02:45,864 --> 00:02:49,266 ديروز، گاز خودش به خودي خود روشن شد 68 00:02:49,318 --> 00:02:52,301 آره، فقط کافيه بهش ياد بديم خودش برامون صبحونه درست کنه 69 00:02:52,321 --> 00:02:54,271 هي! جدي دارم ميگم. اين اصلاً بامزه نيست 70 00:02:54,323 --> 00:02:56,073 يه جورايي هست 71 00:02:56,124 --> 00:02:57,074 آره 72 00:02:58,460 --> 00:02:59,744 سيلويا"؟" 73 00:03:00,912 --> 00:03:01,945 ..."سيلويا" 74 00:03:01,997 --> 00:03:03,280 تو خوبي؟ - تو اونا چيه؟ - 75 00:03:03,332 --> 00:03:05,449 نمي دونم، چيه؟ کباب شدن؟ 76 00:03:05,500 --> 00:03:07,168 !کيف... کيفم رو بيارين 77 00:03:07,252 --> 00:03:08,552 !اون دچار يه جور واکنش حساسيتي شده 78 00:03:08,620 --> 00:03:09,754 !برو "کريس" رو صدا کن 79 00:03:11,340 --> 00:03:12,456 کريس" کجاست؟" 80 00:03:12,507 --> 00:03:13,891 من "کريس"م - سيلويا" نمي تونه نفس بکشه" - 81 00:03:13,958 --> 00:03:15,059 کيفش رو مي خواد 82 00:03:15,126 --> 00:03:16,260 بغل کُتشه 83 00:03:19,598 --> 00:03:22,066 "ميرن "شرودينگر" تقاطع "فلت بوش 84 00:03:35,369 --> 00:03:35,638 M با افتخار تقديم مي کند 85 00:03:35,639 --> 00:03:35,839 Mi با افتخار تقديم مي کند 86 00:03:35,840 --> 00:03:36,040 MiL با افتخار تقديم مي کند 87 00:03:36,041 --> 00:03:36,241 MiLa با افتخار تقديم مي کند 88 00:03:36,242 --> 00:03:43,855 MiLaD با افتخار تقديم مي کند 89 00:03:43,856 --> 00:03:50,681 ALL RIGHTS RESERVED TO: WwW.Free-Offline.CoM 90 00:03:50,682 --> 00:03:56,605 (قسمت چهاردهم از فصل سوم (آپارتمان 6-بي VMILAD@YAHOO.COM 91 00:04:07,862 --> 00:04:10,647 موضوع چيه، "والتر"؟ 92 00:04:10,698 --> 00:04:12,532 اه، چيز خاصي نيست 93 00:04:12,616 --> 00:04:14,651 اما در چندهفته گذشته 94 00:04:14,702 --> 00:04:16,653 ...پرونده جديدي نداشتيم و 95 00:04:16,704 --> 00:04:18,855 ...يه جورايي باعث شده 96 00:04:18,906 --> 00:04:20,123 اوليويا" رو نبينيم" 97 00:04:20,190 --> 00:04:22,191 و من يکي که دلم براش تنگ شده 98 00:04:23,711 --> 00:04:25,745 و دليل اينکه ديشب بهم نگفتي چي بود؟ 99 00:04:25,830 --> 00:04:27,831 خب، باور ميکني اگه بهت بگم يادم رفت؟ 100 00:04:27,882 --> 00:04:29,466 نه، باور نمي کنم 101 00:04:31,585 --> 00:04:32,752 "مي دوني، "والتر 102 00:04:32,837 --> 00:04:34,053 ...هر اتفاقي که بين من و "اوليويا" مي افته 103 00:04:34,138 --> 00:04:35,889 ...يا نمي افته، يا ممکنه بيفته 104 00:04:35,973 --> 00:04:37,640 واقعاً مربوط به خودمونه 105 00:04:37,708 --> 00:04:39,342 مربوط به تو نميشه 106 00:04:40,594 --> 00:04:43,212 خوشبختي تو به من مربوط ميشه 107 00:04:43,264 --> 00:04:45,148 و با اينکه اين لطفت رو نشون ميده 108 00:04:45,215 --> 00:04:47,350 ...بهت التماس ميکنم، خواهش ميکنم 109 00:04:47,401 --> 00:04:48,818 سعي نکن چيزي رو پيش بياري، خب؟ 110 00:04:48,886 --> 00:04:50,403 من نمي خوام چيزي رو پيش بيارم 111 00:04:57,328 --> 00:04:58,578 "صبح بخير، "والتر 112 00:04:58,662 --> 00:04:59,696 آره، بخير 113 00:04:59,747 --> 00:05:01,498 از ديدنت خوشحالم، عزيز جان 114 00:05:03,734 --> 00:05:05,702 حالا چي اينقدر مهم بوده؟ 115 00:05:05,753 --> 00:05:08,004 هوم؟ مهم؟ 116 00:05:08,071 --> 00:05:09,172 صبحونه 117 00:05:09,239 --> 00:05:11,073 مهمترين وعده غذايي روزانه 118 00:05:11,125 --> 00:05:13,510 که من در سال 1973 ثابتش کردم 119 00:05:13,577 --> 00:05:15,178 پنکيک زغال اخته 120 00:05:15,245 --> 00:05:17,747 اين يکي از دستور پخت هاي مخصوص خانواده "بيشاپ"ه 121 00:05:17,798 --> 00:05:19,716 که بهتره گرم خورده بشه 122 00:05:19,767 --> 00:05:21,217 والتر"، نيازي نبود اينکارو بکني" 123 00:05:21,268 --> 00:05:22,919 منم دقيقاً همينو بهش گفتم 124 00:05:22,970 --> 00:05:25,188 اه، يه چيزي کمه 125 00:05:30,361 --> 00:05:32,695 اون مي خواد که ما باهم وقت بگذرونيم 126 00:05:32,763 --> 00:05:34,096 سه تاييمون؟ 127 00:05:36,767 --> 00:05:39,268 نه، فقط دوتاييمون 128 00:05:41,205 --> 00:05:42,205 !"والتر" 129 00:05:46,794 --> 00:05:47,777 گرچه، دروغ نميگه 130 00:05:47,828 --> 00:05:50,580 پنکيکش واقعاً خوشمزه است 131 00:05:55,118 --> 00:05:57,303 من برميگردم دفتر 132 00:05:59,456 --> 00:06:00,473 "اوليويا" 133 00:06:03,293 --> 00:06:06,646 ببين، من روشش رو تاييد نمي کنم 134 00:06:06,730 --> 00:06:08,765 اما... حالا که اينجاييم 135 00:06:08,816 --> 00:06:10,433 شايد بهتر باشه از موقعيت استفاده کنيم 136 00:06:10,484 --> 00:06:12,802 و در مورد چيزي که اذيتت ميکنه صحبت کنيم 137 00:06:16,473 --> 00:06:19,192 واقعاً نمي دونم چي بگم 138 00:06:25,499 --> 00:06:29,252 ببين، مي دونم که هنوز بهش فکر ميکني 139 00:06:29,319 --> 00:06:30,787 مي دونم که دوستش داشتي 140 00:06:30,838 --> 00:06:32,338 و هنوزم داري 141 00:06:32,423 --> 00:06:33,823 و، راستش رو بخواي 142 00:06:33,891 --> 00:06:36,876 فکر نميکنم که با من صادق بوده باشي 143 00:06:38,045 --> 00:06:39,012 خب، حق با توئه 144 00:06:39,096 --> 00:06:41,381 منظورم اينه که همه چيز رو بهت نگفتم 145 00:06:41,465 --> 00:06:43,299 ...بيشتر به اين خاطر که فکر نميکردم بتوني 146 00:06:43,350 --> 00:06:45,184 که بتونم از پسش بربيام؟ 147 00:06:46,804 --> 00:06:48,771 مي دونم که تو مشکل اعتماد کردن داري 148 00:06:48,839 --> 00:06:50,440 برات سخته که آدمها رو به زندگيت راه بدي 149 00:06:50,507 --> 00:06:53,142 خب، من... برام سخته چون دلايلم واقعيه 150 00:06:53,193 --> 00:06:56,012 از خودم درشون نياوردم - مي دونم - 151 00:06:56,063 --> 00:06:58,031 من هيچوقت نمي خواستم يکي از اون دلايل باشم 152 00:07:01,652 --> 00:07:03,352 و درسته هنوز در موردش فکر ميکنم 153 00:07:03,404 --> 00:07:06,504 چون همه اش تصور ميکردم قراره اين راه رو با تو برم 154 00:07:06,540 --> 00:07:09,424 تصور ميکنم کنارت بيدار شدن چه حسي داره 155 00:07:09,460 --> 00:07:13,160 اينکه دوتايي کنار هم نشستن و قهوه خوردن و روزنامه خوندن چجوريه 156 00:07:13,247 --> 00:07:16,549 و بالاخره به دستش اورده بودم 157 00:07:16,634 --> 00:07:19,302 ديدم که ما دوتا باهم چجوري هستيم 158 00:07:19,369 --> 00:07:22,255 و اون زيبا بود 159 00:07:22,339 --> 00:07:24,057 پيتر"، اون کسي بود که اينو ازمون گرفت" 160 00:07:24,141 --> 00:07:25,341 نه من 161 00:07:25,392 --> 00:07:27,043 و حالا چي؟ 162 00:07:30,197 --> 00:07:32,932 حالا کيه که داره جلومون رو ميگيره؟ 163 00:07:44,678 --> 00:07:45,728 "دانم" 164 00:07:48,198 --> 00:07:50,016 بله، قربان. الان خودمون رو مي رسونيم 165 00:07:57,229 --> 00:07:58,313 "من ميرم دنبال "والتر 166 00:07:58,397 --> 00:07:59,397 خيلي خب 167 00:08:01,734 --> 00:08:02,867 !هي، پيامبر عاشقا 168 00:08:04,787 --> 00:08:06,237 نقشه ام جواب داد؟ 169 00:08:06,288 --> 00:08:11,856 "خب، اگه نقشه ات اين بود که اوضاع رو بين من و "اوليويا پيچيده تر و دردناک تر کني، آره خيلي هم جواب داد 170 00:08:11,911 --> 00:08:14,412 شايد بايد "فريتاتا" درست ميکردم (غذايي شبيه املت با پنير و گوشت) 171 00:08:14,463 --> 00:08:19,448 شش نفر تو مهموني طبقه هفتم ديشب سقوط کردن و مُردن 172 00:08:21,921 --> 00:08:24,821 اول تو بالکن بودن بعد تو يه چشم به هم زدن پخش خيابون شده بودن 173 00:08:24,924 --> 00:08:25,840 چي شده، همه اشون پريدن؟ 174 00:08:25,925 --> 00:08:27,291 ...مثل يه ديوونه بازي 175 00:08:27,343 --> 00:08:28,426 خودکشي دسته جمعي 176 00:08:29,895 --> 00:08:34,029 اما اونايي که با پريدن خودکشي ميکنن وقتي ميپرن ميزشون رو هم با خودشون نميارن پايين 177 00:08:34,149 --> 00:08:37,133 هيچ آسيب ساختاري تو اون بالکني که روش بودن پيدا کردن؟ 178 00:08:37,152 --> 00:08:40,021 اولين گروهي که رفتن چيزي پيدا نکردن 179 00:08:40,105 --> 00:08:42,824 اون نگهبان اسمش "جيمي اسميت"ه اون شبي که افتادن کيشيک بوده 180 00:08:45,277 --> 00:08:47,662 باشه. خب، بالا مي بينمتون 181 00:08:49,782 --> 00:08:52,200 جيمي"، من، اه، مامور "دانم" هستم" 182 00:08:52,284 --> 00:08:56,002 داشتم فکر ميکردم اگه بشه چندتا سوال ازت در مورد اتفاق ديشب بپرسم 183 00:08:56,005 --> 00:08:58,673 نمي دونم... نمي دونم چه اتفاقي افتاد 184 00:08:58,757 --> 00:09:01,175 من داشتم به خانم "مارچلو" کمک ...ميکردم که تاکسي بگيره و بعدش 185 00:09:01,260 --> 00:09:03,761 يه جسد... افتاد رو زمين 186 00:09:03,829 --> 00:09:05,713 ...بعد يکي ديگه و بعد 187 00:09:05,798 --> 00:09:07,215 همه اشون اومدن پايين 188 00:09:07,299 --> 00:09:08,332 اما همه باهم؟ 189 00:09:08,384 --> 00:09:10,351 انگار همزمان پريده بودن؟ 190 00:09:13,689 --> 00:09:15,773 شايد چيزايي که در مورد اينجا ميگن درست باشه 191 00:09:15,841 --> 00:09:18,593 چي ميگن؟ 192 00:09:37,630 --> 00:09:39,998 سيلويا" به بادوم زميني حساسيت داره" 193 00:09:40,049 --> 00:09:43,934 و من فکر کردم چيزي که درست کرديم باعث حمله اش شده 194 00:09:44,036 --> 00:09:46,588 من سريع رفتم بالکن که دوست پسرش رو صدا کنم 195 00:09:48,357 --> 00:09:51,259 ...ما اونقدر مشغول "سيلويا" بوديم که 196 00:09:51,343 --> 00:09:52,727 وقتي صداي جيغ شنيدم 197 00:09:52,811 --> 00:09:56,230 همه... غيب شده بودن 198 00:09:58,484 --> 00:09:59,934 کار خطرناک نکن 199 00:10:00,019 --> 00:10:01,352 نمي کنم، نمي کنم 200 00:10:07,059 --> 00:10:09,077 فکر نميکنم اوناپريده باشن 201 00:10:09,161 --> 00:10:11,579 حق با توئه 202 00:10:11,664 --> 00:10:14,082 و اگر هم پريده باشن... بايد از اين نرده ها ميپريدن 203 00:10:14,166 --> 00:10:15,667 که در اينصورت خيلي دورتر فرود ميومدن 204 00:10:15,734 --> 00:10:16,751 آره، با يه حساب ساده ميشه فهميد 205 00:10:16,835 --> 00:10:19,587 در صورتي که... اونا درست زير ما فرود اومدن 206 00:10:19,672 --> 00:10:23,407 انگار از وسط بالکن افتادن 207 00:10:26,378 --> 00:10:28,296 بيا زياد امتحانش نکنيم، خب؟ 208 00:10:28,380 --> 00:10:30,298 مسحور کننده است. که... چطور شش نفر 209 00:10:30,382 --> 00:10:32,467 از وسط يه سطح محکم سقوط کردن؟ 210 00:10:32,551 --> 00:10:34,102 اه، ارواح 211 00:10:34,186 --> 00:10:37,720 ظاهراً ساکنين اينجا فکر ميکنن ساختمون روزنکرانتز" رو ارواح تسخير کردن" 212 00:10:37,773 --> 00:10:41,357 ظاهراً، اتفاقاي غيرقابل توضيح يه مدتيه اينجا داره اتفاق ميفته 213 00:10:41,393 --> 00:10:42,777 اتفاقاي غيرقابل توضيح؟ 214 00:10:42,861 --> 00:10:44,979 آره، لوله هاي آب رو عوض ميکنن 215 00:10:45,064 --> 00:10:46,648 بعد دو روز بعدش يه دفعه، ميترکن 216 00:10:46,732 --> 00:10:50,151 يا برق ها ميره و مياد، بدون اينکه توضيحي وجود داشته باشه 217 00:10:50,235 --> 00:10:52,203 مردم صداهاي عجيبي رو گزارش دادن 218 00:10:52,270 --> 00:10:55,039 که همه ساختمون هاي جديد هم از اين صداها توشون پيدا ميشه 219 00:10:55,107 --> 00:10:58,042 خب، نصف ساکنين تا الان ساختمون رو ترک کردن 220 00:10:58,110 --> 00:10:59,827 حالا که چند نفر هم از بالکن سقوط کردن 221 00:10:59,912 --> 00:11:01,663 مطمئنم نصف بقيه اشون هم ميرن 222 00:11:01,747 --> 00:11:03,998 فکري نداري، "والتر"؟ 223 00:11:04,083 --> 00:11:06,117 من مي دونم چه اتفاقي داره اينجا ميفته 224 00:11:06,168 --> 00:11:08,720 ده بار، اين سکه رو پرت کردم 225 00:11:08,787 --> 00:11:10,888 !و هر ده دفعه، شير اومد 226 00:11:10,956 --> 00:11:13,508 اين تقريباً غير ممکنه 227 00:11:13,592 --> 00:11:16,811 قانون هاي فيزيک اينجا مختل شده 228 00:11:16,895 --> 00:11:19,180 اون بالکن... يه دقيقه بوده و بعدش غيب شده 229 00:11:19,264 --> 00:11:21,349 چي داري ميگي، "والتر"؟ 230 00:11:21,433 --> 00:11:22,650 که مثل اون دنيا 231 00:11:22,735 --> 00:11:26,154 دنياي ما داره شروع ميکنه به از هم پاشيدن 232 00:11:28,807 --> 00:11:31,659 !و شکاف درست از همينجا داره شروع ميشه 233 00:11:35,447 --> 00:11:36,748 لعنتي 234 00:11:38,000 --> 00:11:39,367 والتر"، داري دنبال چي ميگردي؟" 235 00:11:39,451 --> 00:11:40,585 لرزه نگارم 236 00:11:40,652 --> 00:11:44,937 چطور بايد ريز لرزه ها رو بدون لرزه نگار لعنتيم اندازه بگيرم؟ 237 00:11:45,007 --> 00:11:47,041 والتر"، ما اونارو تو انباري نگه مي داريم" 238 00:11:47,126 --> 00:11:49,544 پس چرا همه اتون همينجور نشستين؟ 239 00:11:51,213 --> 00:11:52,663 من ميرم بيارمش 240 00:11:55,333 --> 00:11:56,634 مي دوني، يه تشکر ميکردي نميمردي ها 241 00:11:56,685 --> 00:11:59,020 اه، ببخشيد که تو اين شرايط 242 00:11:59,104 --> 00:12:00,555 وقتي دنيا داره از هم ميپاشه 243 00:12:00,639 --> 00:12:03,224 يادم رفته که کلمه جادويي رو بگم 244 00:12:03,308 --> 00:12:04,976 والتر"، من درک ميکنم که تو نگراني" 245 00:12:05,027 --> 00:12:06,277 اما الان، هنوز مطمئن نيستيم 246 00:12:06,344 --> 00:12:07,862 که با چجور نقطه نازکي سر و کار داريم 247 00:12:07,946 --> 00:12:10,565 اين يه نقطه نازک نيست، عزيز جان 248 00:12:10,649 --> 00:12:12,116 يه چاله است 249 00:12:12,184 --> 00:12:15,186 که به صورت بالقوه مي تونه تبديل به يه گردآب بشه 250 00:12:15,237 --> 00:12:17,205 درسته، خودت داري ميگي بالقوه 251 00:12:17,289 --> 00:12:18,906 باشه، قبول، ما مدرک لازم داريم 252 00:12:18,991 --> 00:12:20,124 و اين وقتيه که پاي تو مياد وسط 253 00:12:20,192 --> 00:12:24,162 من ميخوام هرچي اطلاعات ميتونيم در مورد اين نقطه جمع کنيم 254 00:12:24,213 --> 00:12:25,880 طيف سنج ديجيتال 255 00:12:25,964 --> 00:12:28,132 دستگاه سنجش راديولوژي 256 00:12:28,200 --> 00:12:31,385 بايد بي قاعدگي ها رو پيدا کنيم 257 00:12:31,470 --> 00:12:32,670 والتر"، اين هنوز فقط يه نظريه است" 258 00:12:32,721 --> 00:12:36,390 پيتر"، مي دونم که اين يه علم دقيق نيست" 259 00:12:36,475 --> 00:12:42,444 شايد ترجيح مي دي که من "اوليويا" رو در معرض اضطراب و ترس بيش از اندازه قرار بدم 260 00:12:42,514 --> 00:12:46,599 به اين اميد که يه روشنايي چيزي از اونطرف ببينه 261 00:12:46,685 --> 00:12:47,852 من منظورم اين نبود 262 00:12:47,903 --> 00:12:49,737 بيا اينم لرزه نگارت 263 00:12:49,822 --> 00:12:51,906 "ممنون، "استريد 264 00:12:51,990 --> 00:12:54,575 خيلي خب، "والتر" ما ميريم اينارو تو "روزنکرانتز" نصب کنيم 265 00:12:54,660 --> 00:12:57,662 اگه لرزشي اتفاق بيفته، تو اولين نفري خواهي بود که ميفهمي 266 00:12:57,729 --> 00:12:59,747 !اه، بله. ممنون 267 00:12:59,832 --> 00:13:03,234 لطفاً! اجي مجي! ا هرچي که دلت ميخواد بشنوي 268 00:13:06,672 --> 00:13:10,291 والتر"، اينکارا براي چيه؟" 269 00:13:10,375 --> 00:13:11,408 هيچي 270 00:13:14,412 --> 00:13:17,181 اون حمله شيميايي رو يادته 271 00:13:17,249 --> 00:13:19,183 که توي اتوبوس عمومي چندسال پيش اتفاق افتاد؟ 272 00:13:19,251 --> 00:13:21,219 آره، اون يکي از اولين پرونده هامون بود 273 00:13:21,270 --> 00:13:22,520 من اون پرونده رو مي خوام 274 00:13:22,587 --> 00:13:25,306 و ميخوام يادداشت هاي آزمايشگاهيم روي اون پرونده رو داشته باشم، لطفاً 275 00:13:25,390 --> 00:13:27,225 چطور؟ 276 00:13:27,276 --> 00:13:29,644 اه، خداي عزيز 277 00:13:29,728 --> 00:13:32,280 امروز روزه "خراب در اومدن همه حدس هام"ه؟ 278 00:13:32,364 --> 00:13:34,532 !چون به من که چيزي نگفتن 279 00:13:35,784 --> 00:13:37,535 "ميرم پرونده رو برات بيارم، "والتر 280 00:13:47,290 --> 00:13:49,508 خيلي خب، لرزه نگار روشن شد 281 00:13:49,593 --> 00:13:51,627 خيلي خب، "والتر" همه چيز رو راه انداختيم 282 00:13:52,996 --> 00:13:57,716 خب، نميشه از همونجا اين کارا رو کرد؟ 283 00:13:57,801 --> 00:13:59,518 خيلي خب، باشه 284 00:13:59,603 --> 00:14:00,936 همينجا ميمونيم 285 00:14:02,171 --> 00:14:03,806 آره، خداحافظ 286 00:14:03,857 --> 00:14:05,858 شوخي ميکني - ميخواد که همينجا بمونيم 287 00:14:05,942 --> 00:14:07,509 ميگم، مي دونه که اينجا يازده درجه زير صفره؟ 288 00:14:07,561 --> 00:14:11,112 گفت که نزديک بمونيم تا اگه اتفاق لحظه آخري افتاد بفهميم 289 00:14:15,184 --> 00:14:18,819 واقعاً فکر ميکني اين اتفاقايي که داره ميفته همون آخر دنيايي که فکر ميکنيم؟ 290 00:14:18,855 --> 00:14:21,455 اگرم اينجوري باشه، دليلي نداره تو اين سرما اين بيرون منتظرش باشيم 291 00:14:21,491 --> 00:14:22,625 يه بار اونور خيابون هست 292 00:14:22,692 --> 00:14:25,393 وايسا ببينم، فکر ميکني الان وقت خوبيه که مشروب بخوريم؟ 293 00:14:25,528 --> 00:14:27,129 کي در مورد مشروب حرف زد؟ 294 00:14:27,196 --> 00:14:28,247 شايد سيب زميني سرخ کرده هم داشته باشن 295 00:14:30,083 --> 00:14:33,035 خب، حالا اين شد يه حرفي 296 00:14:33,086 --> 00:14:36,972 "عصر بخير خانم "مرچنت - "سلام، "جيمي - 297 00:15:35,231 --> 00:15:37,783 آهنگ هاي عجيبي اينجا دارن 298 00:15:37,867 --> 00:15:39,318 آهنگ "احساس" نيست؟ 299 00:15:39,402 --> 00:15:40,452 نه 300 00:15:41,821 --> 00:15:45,905 تاحالا داستان تفسير "والتر" از آهنگ "هيچوقت نمي خوام از دستت بدم" رو برات تعريف کردم؟ 301 00:15:45,992 --> 00:15:47,793 نه، اما من در واقع "بري وايت" رو خيلي دوست دارم (خواننده آهنگ ذکر شده) 302 00:15:47,877 --> 00:15:49,628 اون فقط اون موقع جوراب پاش بود 303 00:15:49,713 --> 00:15:51,413 و خودش رو تکون مي داد 304 00:15:51,464 --> 00:15:54,049 خيلي اتفاقا داشت ميفتاد - خيلي خب بسه - 305 00:15:58,304 --> 00:16:01,724 ...مي دوني وقتي امروز داشتي در مورد 306 00:16:01,791 --> 00:16:04,643 احساست وقتي که فکر ميکردي با مني حرف ميزدي؟ 307 00:16:04,728 --> 00:16:07,763 ...و گفتي که 308 00:16:07,814 --> 00:16:09,565 خيلي قشنگ بود 309 00:16:09,632 --> 00:16:11,466 آره 310 00:16:13,153 --> 00:16:15,020 منم مي خوام بدونم اون احساس چجوريه 311 00:16:21,945 --> 00:16:25,480 ...اما 312 00:16:44,968 --> 00:16:46,552 اوليويا"؟ چي شده؟" 313 00:16:47,971 --> 00:16:49,271 من بايد يه کم هوا بخورم 314 00:16:49,338 --> 00:16:50,856 متاسفم 315 00:17:01,618 --> 00:17:03,736 "اوليويا" 316 00:17:03,820 --> 00:17:05,237 ببين، اون اتفاق هر چي که بود 317 00:17:05,321 --> 00:17:06,521 ...اگه فکر ميکني اشتباه بود 318 00:17:06,573 --> 00:17:09,024 پيتر"... من نورت رو ديدم" 319 00:17:09,075 --> 00:17:10,576 وقتي همديگه رو بوسيديم... اون روشنايي رو ديدم 320 00:17:14,864 --> 00:17:17,199 يعني ترسيدي 321 00:17:19,419 --> 00:17:22,921 ترس از چي؟ - از اينکه حق با تو باشه - 322 00:17:23,006 --> 00:17:24,973 اينکه فقط موضوع در مورد اون يکي "اوليويا" نباشه 323 00:17:25,041 --> 00:17:26,925 بود، اما فکر ميکنم ايندفعه موضوع منم 324 00:17:27,010 --> 00:17:28,343 فکر ميکنم من دارم جلوي خودمون رو ميگيرم 325 00:17:28,394 --> 00:17:31,930 شايد من توانايي در معرض همچين اتفاقي قرار گرفتن رو ندارم 326 00:17:32,015 --> 00:17:32,931 اوليويا"،بيخيال" 327 00:17:33,016 --> 00:17:34,266 خودت مي دوني که اين حقيقت نداره 328 00:17:34,350 --> 00:17:35,934 بايد بتونم 329 00:17:36,019 --> 00:17:37,569 من ميترسم 330 00:17:37,654 --> 00:17:39,154 که نتونم درستش کنم 331 00:17:39,222 --> 00:17:42,891 که... که اين من واقعي باشه 332 00:17:59,425 --> 00:18:00,575 چي مي بيني؟ 333 00:18:21,898 --> 00:18:22,865 پيتر"؟" 334 00:18:22,932 --> 00:18:24,199 تو هم اينارو ميگيري؟ 335 00:18:24,267 --> 00:18:25,484 چه اتفاقي داره ميفته؟ 336 00:18:25,568 --> 00:18:26,869 نمي دونم. بهت زنگ ميزنم 337 00:18:26,936 --> 00:18:28,704 پيتر"؟" 338 00:18:56,632 --> 00:18:58,633 چي شد؟ 339 00:18:58,685 --> 00:19:00,102 اون کي بود؟ 340 00:19:02,155 --> 00:19:03,638 همسرم 341 00:19:03,690 --> 00:19:06,358 روحش 342 00:19:20,817 --> 00:19:22,768 هيچي 343 00:19:22,819 --> 00:19:25,803 فکر کنم يه جور نشت تشعشعاتي از اونوره 344 00:19:25,855 --> 00:19:27,906 پس باور نميکني که ممکنه روح شوهرش باشه؟ 345 00:19:27,973 --> 00:19:30,242 چيزي به نام روح وجود نداره 346 00:19:30,309 --> 00:19:31,777 پس يعني از اينجا جلوتر نميري؟ 347 00:19:31,828 --> 00:19:32,828 ارواح؟ 348 00:19:34,330 --> 00:19:36,748 ...بلي" و من قديما خيلي در اين مورد بحث ميکرديم" 349 00:19:36,816 --> 00:19:39,984 که بعد از مرگ چه بلايي سر انرژي بدن مياد 350 00:19:40,036 --> 00:19:45,687 ويليام" فکر ميکرد ميتونه اين انرژي رو با چيزي" که اسمش رو گذاشته بود آهنرباي روح اسير کنه 351 00:19:45,825 --> 00:19:46,958 چه اسم دلپذيري 352 00:19:48,344 --> 00:19:49,461 گفت که اگه حق با اون باشه 353 00:19:49,512 --> 00:19:52,647 از اون دنيا باهام ارتباط برقرار ميکنه 354 00:19:52,715 --> 00:19:54,983 هنوز که ارتباطي برقرار نکرده 355 00:19:56,519 --> 00:19:58,603 خب، اگه اون روح همسرش رو نميبينه 356 00:19:58,671 --> 00:20:00,689 پس خانم "مرچنت" چي ميبينه؟ 357 00:20:05,945 --> 00:20:07,979 ..."خانم "مرچنت 358 00:20:08,030 --> 00:20:10,482 اولين باري که همسرتون رو ديدين کي بود؟ 359 00:20:10,533 --> 00:20:11,850 منظورتون از وقتيه که مُرده؟ 360 00:20:14,954 --> 00:20:17,489 ...اون الان 361 00:20:17,557 --> 00:20:19,074 چند ماهي هست که مياد 362 00:20:21,461 --> 00:20:24,496 ظاهراً شما خيلي وقت باهم زندگي ميکردين 363 00:20:24,564 --> 00:20:30,051 تقريباً 45سال 364 00:20:30,136 --> 00:20:31,870 اين عکس ها خيلي زيبا هستن 365 00:20:31,921 --> 00:20:33,672 عکاس بوده؟ 366 00:20:33,723 --> 00:20:35,423 دوست داشت که وانمود کنه هست 367 00:20:37,209 --> 00:20:38,927 وقتي ميرفتيم سفر 368 00:20:39,011 --> 00:20:42,481 به همه ميگفت که ما براي نشنال جئوگرافي" کار ميکنيم" 369 00:20:42,548 --> 00:20:44,432 ...اه،اه، من مي دونم که 370 00:20:44,517 --> 00:20:45,684 به نظر بد مياد 371 00:20:45,735 --> 00:20:48,553 نه - اما اين دروغاي جزئي - 372 00:20:48,604 --> 00:20:53,558 باعث شد جاهاي ممنوعه و تماشايي زيادي رو ببينيم 373 00:20:53,609 --> 00:20:57,028 ،ما هيچوقت بچه دار نشديم واسه همين... اين دلخوشي ما بود 374 00:21:00,616 --> 00:21:04,870 باهم تيم خيلي خوبي بوديم 375 00:21:04,921 --> 00:21:08,072 منو ببخشيد، اما "درک" چجوري مُرد؟ 376 00:21:08,124 --> 00:21:12,127 احمقانه بود 377 00:21:12,211 --> 00:21:14,212 فيوز پريد، مثل هميشه 378 00:21:14,263 --> 00:21:18,183 و ما بازم شير يا خط اورديم 379 00:21:18,250 --> 00:21:20,886 هروقت يه کاري پيش ميومد که هيچکدوممون دوست نداشتيم انجامش بديم 380 00:21:20,937 --> 00:21:23,522 شير يا خط مينداختيم 381 00:21:23,589 --> 00:21:26,525 درک" اوندفعه باخت" 382 00:21:26,592 --> 00:21:29,528 سيم ها اتصالي کرد 383 00:21:29,595 --> 00:21:31,429 و اون درجا مُرد 384 00:21:31,480 --> 00:21:33,815 بعد از مرگش، حتماً خيلي براتون سخت بوده 385 00:21:33,900 --> 00:21:36,267 همون موقع بود که اومد به ديدنتون؟ 386 00:21:36,319 --> 00:21:38,787 نه 387 00:21:38,871 --> 00:21:44,108 بعد از مراسمش از تختم نمي تونستم بيام بيرون 388 00:21:44,160 --> 00:21:46,611 ما از بيست سالگيمون باهم بوديم 389 00:21:48,915 --> 00:21:50,882 اون بخشي از وجودم بود 390 00:21:50,950 --> 00:21:52,617 و بعد يه دفعه رفت 391 00:21:58,624 --> 00:22:01,543 اولين باري که بعد از مرگش ديدينش کي بود؟ 392 00:22:01,611 --> 00:22:04,980 چند روز بعدش 393 00:22:05,064 --> 00:22:06,631 وقت شام 394 00:22:12,271 --> 00:22:14,472 براي يه لحظه، فراموش کردم 395 00:22:14,523 --> 00:22:19,277 داشتم فکر ميکردم "درک" واسه شام چي دوست داره 396 00:22:19,328 --> 00:22:22,747 ...و بعدش يادم اومد 397 00:22:22,815 --> 00:22:24,482 اون مُرده 398 00:22:26,652 --> 00:22:29,838 و احساس استيصال کردم 399 00:22:29,922 --> 00:22:32,173 تنها چيزي که مي خواستم اون بود 400 00:22:33,926 --> 00:22:37,162 حتي اگه به قيمت... مرگ خودم تموم ميشد 401 00:22:41,384 --> 00:22:43,385 و اونموقع بود که اومد 402 00:22:45,137 --> 00:22:47,022 اومد که پيش من باشه 403 00:22:48,557 --> 00:22:51,526 وقتي که بهش احتياج داشتم 404 00:22:51,611 --> 00:22:54,562 شما دو نفر چند وقت اينجا زندگي کردين؟ 405 00:22:56,649 --> 00:22:58,199 بيشتر از چهل سال 406 00:23:00,319 --> 00:23:02,570 اين آپارتمان مال "درک" بود 407 00:23:02,655 --> 00:23:06,491 بعد از ازدواجمون من اومدم اينجا 408 00:23:08,628 --> 00:23:11,696 والتر"، چرا اون سوال رو پرسيدي؟" 409 00:23:11,747 --> 00:23:12,797 که چند وقت اينجا زندگي کرده؟ 410 00:23:12,865 --> 00:23:15,133 چه... چه اهميتي داره؟ 411 00:23:15,200 --> 00:23:17,168 ...چون 412 00:23:17,219 --> 00:23:19,804 اگه شوهرش از قبل اين آپارتمان رو داشته 413 00:23:19,872 --> 00:23:24,905 پس دليل خوبيه که همزاد همسرش هم تو اونطرف اين آپارتمان رو داشته باشه 414 00:23:24,927 --> 00:23:29,180 که ثابت ميکنه حق با من بوده 415 00:23:29,231 --> 00:23:33,435 دنيا داره از اين نقطه شکاف برميداره 416 00:23:33,519 --> 00:23:36,187 اون زن داره اونطرف رو مي بينه 417 00:23:36,238 --> 00:23:38,740 و اشتباهاً فکر ميکنه اون يکي "درک" همسرشه 418 00:23:38,824 --> 00:23:40,342 براي همينه که منم اونو مي بينم 419 00:23:40,409 --> 00:23:41,726 !آره 420 00:23:41,777 --> 00:23:44,395 و اگه ديواره اي که دنياها رو از هم جدا ميکنه 421 00:23:44,447 --> 00:23:50,035 اونقدر نازک شده که خانم ...مرچنت" مي تونه اونورش رو ببينه" 422 00:23:50,086 --> 00:23:51,870 اين اصلاً نشانه خوبي نيست 423 00:23:51,921 --> 00:23:56,038 والتر"، من ميفهمم که چرا اون ميتونه" اونور رو ببينه و من نه، اما... چجوريه 424 00:23:56,125 --> 00:23:57,459 که خانم "مرچنت" هم ميتونه اونور رو ببينه؟ 425 00:23:57,543 --> 00:24:01,212 "در حال حاضر، من به چجوريش فکر نميکنم، "پيتر 426 00:24:01,263 --> 00:24:03,748 من بيشتر نگران اتفاقي هستم که قراره بيفته 427 00:24:03,799 --> 00:24:05,266 ...که 428 00:24:06,802 --> 00:24:11,356 ...اگه فکر کنيم اينجا يه نقطه نازک در دنيامونه 429 00:24:11,423 --> 00:24:13,108 ...اما هر اتفاق 430 00:24:16,228 --> 00:24:17,562 يه کمي ضعيف ترش ميکنه 431 00:24:17,630 --> 00:24:18,813 ...تا زمانيکه، بالاخره 432 00:24:21,117 --> 00:24:22,567 ...يه گردآب 433 00:24:22,618 --> 00:24:23,918 يه چاله مکنده 434 00:24:23,986 --> 00:24:26,705 که همه چيزهاي اطرافش رو ميکشه تو خودش و محو ميکنه 435 00:24:26,772 --> 00:24:29,407 درست همونطوري که تو اونور ديديم 436 00:24:29,458 --> 00:24:32,043 والتر" پيداش کردم" 437 00:24:32,111 --> 00:24:33,244 خوبه. چرا انقدر طولش دادي؟ 438 00:24:33,295 --> 00:24:36,114 اف.بي.آي همه پرونده ها رو "منتقل کرده بود به "مسيو دايناميک 439 00:24:36,165 --> 00:24:37,465 کدوم پرونده؟ 440 00:24:37,550 --> 00:24:39,884 همون اتوبوس عمومي که چندسال پيش بهش حمله شده بود 441 00:24:39,952 --> 00:24:40,952 چه ربطي داره؟ 442 00:24:41,003 --> 00:24:45,321 از وقتي که از اونور برگشتيم من نگران اين موضوع بودم 443 00:24:45,391 --> 00:24:48,760 اينکه اگه اينور گردآب بوجود بياد چيکار بايد بکنيم 444 00:24:48,811 --> 00:24:50,962 چجوري بايد جلوش رو بگيريم 445 00:24:51,013 --> 00:24:52,480 ...والتر"، خواهش ميکنم نگو که داري فکر ميکني" 446 00:24:52,565 --> 00:24:53,515 من چي رو از دست دادم؟ 447 00:24:53,599 --> 00:24:56,735 ما قراره همون کاري رو بکنيم که اونا اونور کردن 448 00:25:00,990 --> 00:25:03,924 دولت ازمون خواسته اينو براي اماکن نظاميشون آناليز کنيم 449 00:25:03,976 --> 00:25:06,244 هيچکس تاحالا همچين چيزي نديده بوده 450 00:25:06,311 --> 00:25:07,328 واسه همين نگراني وجود داشت 451 00:25:07,413 --> 00:25:09,280 دليل خوبيه 452 00:25:09,331 --> 00:25:14,616 اگه حق با من باشه، اين بايد ترکيبش مشابه ترکيبي باشه که "والترنيت" استفاده ميکنه 453 00:25:14,703 --> 00:25:16,588 ما به يه سري از بهترين دانشمندامون احتياج داريم 454 00:25:16,655 --> 00:25:19,290 "و اون... دوست عصبيمون، "برندون 455 00:25:19,341 --> 00:25:21,459 دکتر "بيشاپ" بذار يه چيزي رو روشن کنم 456 00:25:21,510 --> 00:25:24,861 دارين پيشنهاد ميکنين که اف.بي.آي اون ساختمون رو تو کهربا قرنطينه کنه؟ 457 00:25:24,964 --> 00:25:27,832 شايدم کل محله رو 458 00:25:27,900 --> 00:25:29,934 بهشون بگو ميتونن به يادداشت هاي آزمايشگاهي من مراجعه کنن 459 00:25:30,002 --> 00:25:31,169 "اه،بسه "والتر 460 00:25:31,220 --> 00:25:34,737 منظورم اينه که ما ديديم که کهربا چه بلايي سر اونور و هزاران نفري که داخلش اسير شدن اورده 461 00:25:34,807 --> 00:25:36,024 حالا واکنش هاي عمومي بماند 462 00:25:36,108 --> 00:25:37,308 با اعتراضات گسترده اي مواجه ميشيم 463 00:25:37,359 --> 00:25:42,977 درک ميکنم، اما فکر ميکني واکنش عمومي به تبديل شدن يه نقطه نازک به يه گردآب چي ميتونه باشه؟ 464 00:25:43,032 --> 00:25:45,950 يه سياهچاله اي که نصف "بروکلين" رو ميبلعه 465 00:25:50,739 --> 00:25:51,823 بايد شروع کنيم 466 00:25:51,874 --> 00:25:55,808 خيلي خب، فهميدم که اين آخرين راهه اما آخرين راه بديه 467 00:25:55,828 --> 00:25:58,012 خب، تو بيشتر از همه ما در اين مورد مي دوني 468 00:25:58,080 --> 00:25:59,514 اونور اونا چيکار ميکنن؟ 469 00:25:59,582 --> 00:26:04,350 خب، تيم "فرينج" ميره اونجا و ميزان آسيب رو اندازه گيري ميکنه 470 00:26:04,420 --> 00:26:06,588 بعد يه محدوده مشخص ميکنن 471 00:26:06,672 --> 00:26:07,806 تا اونجايي که مي تونن آدمها رو تخليه ميکنن 472 00:26:07,873 --> 00:26:09,424 وقتي محفظه ها رو جاسازي کردن 473 00:26:09,508 --> 00:26:10,809 گاز پخش ميشه 474 00:26:10,876 --> 00:26:13,311 و در عرض چند ثانيه، کهربا جامد ميشه 475 00:26:16,048 --> 00:26:17,398 بايد اينو با مقامات بالا هماهنگ کنم 476 00:26:17,466 --> 00:26:19,984 فکر نميکردي اينجوري رئيس جمهور رو ببيني، نه؟ 477 00:26:20,052 --> 00:26:22,237 چندوقتيه ديدمش 478 00:26:22,321 --> 00:26:25,056 فکر کنم چون تو گلف ازش بردم زياد ازم خوشش نياد 479 00:26:27,543 --> 00:26:29,077 به چي فکر ميکني؟ 480 00:26:29,161 --> 00:26:32,330 خب، اه، من نگراني "والتر" رو درک ميکنم 481 00:26:32,397 --> 00:26:33,748 اما بايد يه راه ديگه هم باشه، نه؟ 482 00:26:33,833 --> 00:26:38,067 من ميخوام تمام اطلاعاتي که از اون نقطه نازک داريم رو بررسي کنم 483 00:26:38,120 --> 00:26:39,871 والتر" هنوز نمي دونه چي باعث اين اتفاق شده" 484 00:26:39,922 --> 00:26:41,506 اما اگه اين يه نقطه نازک جديد باشه، چرا بوجود اومده؟ 485 00:26:41,573 --> 00:26:42,590 چرا اون ساختمون؟ 486 00:26:42,675 --> 00:26:43,741 اگه بتونيم اينو بفهميم 487 00:26:43,792 --> 00:26:45,176 شايد بتونيم بفهميم چجوري متوقفش کنيم 488 00:26:45,244 --> 00:26:49,212 خيلي خب، بيا تمام گزارش هاي زمين شناسي "روزنکرانتز" رو هم در بياريم 489 00:26:49,265 --> 00:26:52,382 برگرديم به اولين گزارشي که از اونجا شده و بفهميم چي رو ناديده گرفتيم 490 00:26:54,687 --> 00:26:57,588 ما محدوده رو بر اساس يادداشت هاتون کم کرديم 491 00:26:57,640 --> 00:27:03,858 و فکر ميکنيم اين ترکيب بتونه جايگزين همون ماده اي باشه که دنبالش ميگردين 492 00:27:03,946 --> 00:27:05,947 اوضاع چطوره؟ 493 00:27:09,118 --> 00:27:11,319 والتر"، تو حالت خوبه؟" 494 00:27:17,326 --> 00:27:21,410 مدتها، فکراي بدي در مورد "والترنيت" ميکردم 495 00:27:21,446 --> 00:27:23,781 اينکه اون مرد بديه 496 00:27:23,832 --> 00:27:28,566 هرکاري ميکنه تا چيزي رو که ميخواد بدست بياره 497 00:27:28,671 --> 00:27:33,291 فکر کنم اين، کاري رو که کردم توجيه ميکرد 498 00:27:33,342 --> 00:27:36,978 و حالا مجبورم همون تصميم رو بگيرم 499 00:27:37,062 --> 00:27:41,816 و دارم پيشنهاد ميکنم دقيقاً همون کاري رو بکنيم که اون کرد 500 00:27:41,901 --> 00:27:44,269 به نظرت با اين اوصاف من چجور آدمي هستم؟ 501 00:27:44,320 --> 00:27:46,821 آدمي که سوال هاي درست ميپرسه 502 00:27:46,906 --> 00:27:49,307 فکر ميکني اون با اين سوالا روبرو نشده بوده؟ 503 00:27:55,447 --> 00:27:57,198 ترکيب آماده است، قربان 504 00:28:01,820 --> 00:28:04,122 هيچ چيز غيرطبيعي زير ساختمون نيست 505 00:28:04,173 --> 00:28:05,924 نه تونل مترويي 506 00:28:05,991 --> 00:28:07,926 نه هيچ خط شهري 507 00:28:07,993 --> 00:28:09,377 ميگم، ما چي رو داريم ناديده ميگيريم؟ 508 00:28:12,998 --> 00:28:15,433 ...متاسفم، ام 509 00:28:15,500 --> 00:28:17,135 اون زني که همسرش رو از دست داده 510 00:28:17,202 --> 00:28:19,470 ..."آليس مرچنت" 511 00:28:19,538 --> 00:28:21,806 چرا مي تونه اون طرف رو ببينه؟ 512 00:28:21,874 --> 00:28:23,524 تو مي توني ببيني 513 00:28:23,609 --> 00:28:26,577 اما فقط وقتي که... احساساتت تشديد بشن 514 00:28:26,645 --> 00:28:28,062 اين تشديد احساسات قدرتت رو فعال ميکنه 515 00:28:28,130 --> 00:28:29,480 خب، اونم همسرش رو از دست داده 516 00:28:29,531 --> 00:28:30,815 اينم بار احساسيه شديديه 517 00:28:30,866 --> 00:28:32,533 مطمئناً، اما مردم هميشه عزيزانشون رو از دست ميدن 518 00:28:32,618 --> 00:28:34,202 اين غم انگيزه اما چرا اون منحصر بفرده؟ 519 00:28:34,286 --> 00:28:38,487 آره، و... و چرا اون ميتونه فقط همزاد شوهرش رو ببينه، نه خودش رو؟ 520 00:28:38,490 --> 00:28:40,575 منظورم اينه که اگه هردوشون اون طرف زندگي ميکنن 521 00:28:40,659 --> 00:28:42,126 پس اون بايد بتونه هردوشون رو ببينه ديگه، نه؟ 522 00:28:44,029 --> 00:28:46,581 شايد اون يکي "آليس" شير يا خط رو باخته 523 00:28:46,665 --> 00:28:48,666 گفتش که از شير يا خط استفاده کردن 524 00:28:48,717 --> 00:28:50,134 که ببينن کي بره فيوز رو درست کنه 525 00:28:50,202 --> 00:28:51,336 خب، شايد دقيقاً همين اتفاق 526 00:28:51,387 --> 00:28:52,804 ...اونور افتاده، اما اون طرف 527 00:28:52,871 --> 00:28:55,306 آليس" بجاي "درک" مُرده" 528 00:28:55,374 --> 00:28:56,591 ...باشه، خب 529 00:28:56,675 --> 00:28:58,643 اگه ما داريم اشتباهي به همه اينا نگاه ميکنيم چي؟ 530 00:28:58,710 --> 00:29:01,078 اگه اين مربوط به فيزيک نباشه و مربوط به آدما باشه چي؟ 531 00:29:01,180 --> 00:29:02,930 ادامه بده 532 00:29:03,015 --> 00:29:04,432 امکانش هست که دونفر 533 00:29:04,516 --> 00:29:08,217 در غم از دست دادن همزاد هاي خودشون در يه نقطه 534 00:29:08,237 --> 00:29:10,288 يه جورايي باعث ايجاد يه نقطه نازک بشن؟ 535 00:29:10,356 --> 00:29:14,409 يه جور تشديد کوانتوم عاطفي (منظورافزايش خيلي شديد احساسات است) 536 00:29:14,493 --> 00:29:16,995 شايد 537 00:29:17,062 --> 00:29:18,830 "عمليات شبح و روح از راه دور" 538 00:29:18,897 --> 00:29:21,332 "انيشتين" 539 00:29:21,400 --> 00:29:25,018 دو شي حتي وقتي از هم به فاصله خيلي دور هم قرار ميگيرن مي تونن در ارتباط باشن 540 00:29:25,037 --> 00:29:26,671 اون مرد جملات قشنگي داره 541 00:29:26,738 --> 00:29:27,755 پس يعني امکان پذيره 542 00:29:27,840 --> 00:29:28,773 !از نظر تئوري 543 00:29:28,841 --> 00:29:30,208 بايد امتحانش کنم 544 00:29:30,259 --> 00:29:32,460 و بايد بفهمم چطور ميشه اينکارو کرد 545 00:29:32,544 --> 00:29:34,128 "دانم" 546 00:29:34,213 --> 00:29:38,013 اوليويا" همه جور اتفاقات" لرزه اي داره اونجا اتفاق ميفته 547 00:29:38,033 --> 00:29:41,352 دوباره داره اتفاق ميفته 548 00:29:52,431 --> 00:29:55,216 جنوب خيابون پاکسازي شده، قربان 549 00:29:55,267 --> 00:29:56,901 بريد به سمت غرب و به تيم "براوو" ملحق بشيد 550 00:29:56,985 --> 00:29:59,654 تا پنج دقيقه ديگه گزارش ميخوام 551 00:29:59,721 --> 00:30:00,888 اين همون دستگاه کهرباست؟ 552 00:30:00,939 --> 00:30:03,224 من يه کنترل براش آماده کردم 553 00:30:03,275 --> 00:30:04,826 که مامورهاتون توش گير نکنن 554 00:30:04,893 --> 00:30:06,727 شما دو نفر اين سيلندر رو بردارين 555 00:30:06,779 --> 00:30:08,496 بذاريدش تو راهرو 556 00:30:08,563 --> 00:30:10,832 بعد مستقيماً به من گزارش بدين، سريع 557 00:30:10,899 --> 00:30:13,284 قربان، من فکر ميکنم يه گزينه ديگه هم داريم 558 00:30:13,369 --> 00:30:14,585 ...کوتاهش ميشه 559 00:30:14,670 --> 00:30:17,038 در مورد اون زنيه که مي تونه اون طرف رو ببينه 560 00:30:17,089 --> 00:30:21,773 اگه همون اتفاق وحشتناکي که همسرش رو اينور کشته باعث شده باشه اين زن اونور بميره چي؟ 561 00:30:21,760 --> 00:30:24,295 و اين غم شديدي که هر دونفر تجربه ميکنن 562 00:30:24,380 --> 00:30:26,681 دوتا دنياي مارو باهم قاطي کرده؟ 563 00:30:26,748 --> 00:30:29,250 فکر ميکني همه اينا بخاطر احساساته؟ 564 00:30:29,301 --> 00:30:32,735 بعضي اتفاقات شيميايي طبيعي که در بدن رخ مي دن مثل "کورتکسيفان" عمل ميکنن 565 00:30:32,771 --> 00:30:35,071 "همونجوري که وقتي "اوليويا ميترسه بهش اجازه مي ده اون طرف رو ببينه 566 00:30:35,107 --> 00:30:36,590 ما نمي دونيم احساستش چجوري بهش اجازه داده اين کارو بکنه 567 00:30:36,642 --> 00:30:37,725 اما مي دونيم باعث اين اتفاق ميشن 568 00:30:37,776 --> 00:30:40,778 دکتر "بيشاپ"، اين ممکنه؟ 569 00:30:40,863 --> 00:30:42,096 احتمالش هست 570 00:30:42,147 --> 00:30:45,199 اما رو درهمتنيدگي کوانتومي اصلاً نميشه حساب کرد 571 00:30:45,267 --> 00:30:47,101 من اصلاً مطمئن نيستم 572 00:30:47,152 --> 00:30:48,202 قربان، يکي از ساکنين 573 00:30:48,270 --> 00:30:49,203 حاضر به ترک محل نميشه 574 00:30:49,271 --> 00:30:50,822 مرچنت" آپارتمان 6-بي" 575 00:30:50,906 --> 00:30:52,606 لطفاً دستور صادر کنيد - خودشه - 576 00:30:52,658 --> 00:30:54,409 بيرون کشيدنش کمکي نميکنه 577 00:30:54,460 --> 00:30:55,576 مسافت اهميتي نداره 578 00:30:55,627 --> 00:30:57,245 اگه حق با "پيتر" و "اوليويا" باشه 579 00:30:57,296 --> 00:31:00,114 و اين زوج مسئول چيزي که ما مي بينيم باشن 580 00:31:00,165 --> 00:31:04,085 اونوقت ديگه مهم نيست يه متر از هم فاصله داشته باشن يا يه کيلومتر 581 00:31:04,136 --> 00:31:05,720 اتفاقات درون اتميشو فرقي نميکنه 582 00:31:05,787 --> 00:31:08,673 اون بايد اين ارتباط رو قطع کنه 583 00:31:08,757 --> 00:31:10,057 و خودش اين اجازه رو بده 584 00:31:10,125 --> 00:31:11,759 خب، پيشنهادت چيه؟ 585 00:31:11,810 --> 00:31:14,194 قانعش کنيم که اون شوهرش نيست که داره ميبيندش 586 00:31:14,263 --> 00:31:16,814 و اين باعث ميشه همه چي متوقف بشه؟ - احتمالش هست - 587 00:31:16,899 --> 00:31:20,968 اما قبل از اينکه از کهربا استفاده کنيم بايد اين راه رو امتحان کنيم 588 00:31:21,019 --> 00:31:22,487 اما وقتي دستور دادم 589 00:31:22,571 --> 00:31:23,905 ميخوام شما دوتا فوراً بياين بيرون 590 00:31:23,972 --> 00:31:25,306 بدون هيچ گونه معطلي. فهميدين؟ 591 00:31:25,357 --> 00:31:26,741 بله قربان - بريد - 592 00:31:52,434 --> 00:31:54,185 اون اينجاست 593 00:31:56,054 --> 00:31:57,338 ..."آليس" - بريد - 594 00:31:57,389 --> 00:31:58,356 نميخوام اينجا باشين 595 00:31:58,440 --> 00:32:01,008 آليس"، چيزي که ميخوام بهت بگم" 596 00:32:01,059 --> 00:32:02,143 فهميدنش سخته 597 00:32:02,194 --> 00:32:04,345 اما همه چيزهايي که داره تو اين ساختمون اتفاق ميفته 598 00:32:04,396 --> 00:32:05,863 بخاطر توئه 599 00:32:05,948 --> 00:32:09,534 "بخاطر تو و "درک 600 00:32:09,618 --> 00:32:12,320 و تو تنها کسي هستي که ميتونه متوقفش کنه 601 00:32:12,371 --> 00:32:14,789 اما براي اين کار بايد اجازه بدي که اون بره 602 00:32:14,856 --> 00:32:16,190 من اينکارو نمي کنم 603 00:32:16,241 --> 00:32:17,959 مي دونم که چه احساسي داري 604 00:32:21,630 --> 00:32:23,164 خيلي خب، "آليس" مردي که داري مي بيني 605 00:32:23,215 --> 00:32:25,716 روح نيست، شوهرت هم نيست 606 00:32:25,801 --> 00:32:28,002 "اون شبيه "درک"ه. درست شبيه "درک 607 00:32:28,053 --> 00:32:29,003 پس کيه؟ 608 00:32:39,097 --> 00:32:40,264 چقدر وقت داريم؟ 609 00:32:40,349 --> 00:32:41,516 براي فهميدنش هيچ راهي نيست 610 00:32:41,567 --> 00:32:43,484 قربان، دستگاه رو جاسازي کرديم 611 00:32:43,552 --> 00:32:46,988 ميخوام همه تيم ها فوراً بياين پشت خط 612 00:32:47,055 --> 00:32:48,189 بله، قربان 613 00:32:52,561 --> 00:32:53,945 داري اشتباه ميکني 614 00:32:54,029 --> 00:32:55,029 قسم مي خورم 615 00:32:55,080 --> 00:32:56,697 مردي که مي بيني 616 00:32:56,748 --> 00:32:58,366 از يه جاي ديگه است 617 00:32:58,417 --> 00:32:59,700 از يه دنياي ديگه است 618 00:32:59,751 --> 00:33:00,952 داري از چي حرف مي زني؟ 619 00:33:01,036 --> 00:33:03,004 تو دنياي اون، اونم همسرش رو از دست داده 620 00:33:03,071 --> 00:33:05,206 و همسرش دقيقاً شبيه تو بوده 621 00:33:05,257 --> 00:33:06,874 اونم داره همون اشتباهي رو ميکنه که تو ميکني 622 00:33:06,925 --> 00:33:08,709 فکر ميکنه که تو همسرشي 623 00:33:08,760 --> 00:33:10,177 مي دونم که به نظر ديوونگي مياد 624 00:33:10,245 --> 00:33:12,346 اما همه اون آدمهايي که از بالکن افتادن 625 00:33:12,414 --> 00:33:15,981 بخاطر اين مُردن که شما دوتا نمي تونين همديگه رو فراموش کنيد 626 00:33:16,051 --> 00:33:18,185 همه اين اتفاق ها بخاطر تو داره ميفته 627 00:33:18,253 --> 00:33:22,423 و اگه بذاري بره مي توني جلوي همه اينارو بگيري 628 00:33:22,474 --> 00:33:23,441 ..."آليس" 629 00:33:23,525 --> 00:33:24,475 ...عزيزم 630 00:33:24,560 --> 00:33:26,143 منم 631 00:33:26,228 --> 00:33:28,896 مي تونم صدات رو بشنوم 632 00:33:28,947 --> 00:33:31,065 !درک"، صدات رو ميشنوم" 633 00:33:32,234 --> 00:33:33,701 ..."اوليويا" 634 00:33:33,768 --> 00:33:35,069 منم ديگه الان مي تونم ببينمش 635 00:33:35,120 --> 00:33:36,287 ...عزيزم 636 00:33:36,371 --> 00:33:39,040 دلم برات تنگ شده - منم، دلم برات تنگ شده - 637 00:33:44,329 --> 00:33:45,379 ...اون 638 00:33:45,447 --> 00:33:47,582 اون نور همون چيزيه که من فکر ميکنم؟ 639 00:33:47,633 --> 00:33:49,050 ديدن اونور 640 00:33:49,117 --> 00:33:51,586 آره... هممون داريم ميبينيم 641 00:33:51,637 --> 00:33:53,504 دانم"، "بيشاپ" ميخوام زود از اونجا بياين بيرون" 642 00:33:53,589 --> 00:33:56,841 ميشنوين؟ 643 00:33:56,925 --> 00:33:58,092 ...تکرار ميکنم، شما 644 00:33:58,143 --> 00:34:01,429 خيلي حرفها باهات دارم 645 00:34:01,480 --> 00:34:03,681 حرفهايي که هيچوقت فرصت گفتنشون رو پيدا نکردم 646 00:34:03,765 --> 00:34:05,600 فکر نميکنم اين ساختمون بتونه بيشتر از اين تحمل کنه 647 00:34:05,651 --> 00:34:07,101 خب، اون نميتونه ازش بگذره 648 00:34:12,107 --> 00:34:14,075 چه اتفاقي داره ميفته؟ 649 00:34:14,142 --> 00:34:16,143 تغيير سريع فشار آب و هوايي 650 00:34:16,194 --> 00:34:17,645 الکتريسيته ثابت 651 00:34:17,696 --> 00:34:19,664 ..."دکتر "بيشاپ 652 00:34:22,668 --> 00:34:24,418 اون يه گردآبه 653 00:34:24,486 --> 00:34:26,621 داره شروع ميشه 654 00:34:49,923 --> 00:34:54,259 چطور کهربا رو فعال کنم، دکتر "بيشاپ"؟ 655 00:34:54,344 --> 00:34:55,544 روشنش کن 656 00:35:03,236 --> 00:35:04,269 اون ضامن رو بکش 657 00:35:08,741 --> 00:35:10,692 فوراً تخليه کنيد، صدام رو ميشنوين؟ 658 00:35:10,743 --> 00:35:11,944 !اين يه دستور مستقيمه 659 00:35:12,028 --> 00:35:14,279 آليس"، بايد گوش کني" 660 00:35:14,364 --> 00:35:15,948 اون مرد همسر تو نيست 661 00:35:16,032 --> 00:35:17,583 اون کيه؟ اينايي که باهات هستن کين؟ 662 00:35:20,086 --> 00:35:21,670 آليس"، خواهش ميکنم" 663 00:35:21,737 --> 00:35:23,922 منو ببين 664 00:35:24,007 --> 00:35:25,007 بايد ازش بگذري 665 00:35:25,074 --> 00:35:27,459 چطور ميتوني همچين چيزي رو ازم بخواي؟ نمي تونم 666 00:35:27,544 --> 00:35:28,961 !نمي تونم 667 00:35:29,045 --> 00:35:30,012 نمي تونم 668 00:35:30,079 --> 00:35:31,079 مي دونم، مي دونم 669 00:35:31,131 --> 00:35:34,416 اما تو همينجوريش هم باهاش خاطراتي رو داري که خيلي ها روياشونه 670 00:35:34,467 --> 00:35:36,468 يه عمر زندگي با کسي که دوستش داشتي 671 00:35:36,553 --> 00:35:38,387 دور و برت رو نگاه کن 672 00:35:38,438 --> 00:35:40,255 ...کل خونه ات پر از خاطراته 673 00:35:40,306 --> 00:35:41,640 پر از عکس ها و ته بليط هايي که با اون داشتي 674 00:35:41,724 --> 00:35:43,942 پر از نشانه هايي از زندگي که با اون داشتي 675 00:35:44,027 --> 00:35:47,929 "نشانه هايي که مال تو و "درک هستن و واقعين و حقيقت دارن 676 00:35:47,981 --> 00:35:51,298 و من مي دونم وقتي که چيزي رو داري که اينقدر واقعيه، هرکاري ميکني که از دستش ندي 677 00:35:51,317 --> 00:35:53,785 اما خواهش ميکنم، بايد ازش بگذري 678 00:35:53,870 --> 00:35:57,772 آليس"، خيلي دلم برات تنگ شده" 679 00:35:57,824 --> 00:35:59,324 دل دخترها هم همينطور 680 00:36:06,049 --> 00:36:07,966 ما هيچوقت بچه نداشتيم 681 00:36:08,051 --> 00:36:11,420 معلومه که داشتيم 682 00:36:14,340 --> 00:36:16,124 نه 683 00:36:21,481 --> 00:36:23,298 من زن تو نيستم 684 00:36:25,735 --> 00:36:27,802 زن تو مُرده 685 00:36:30,823 --> 00:36:33,358 درست مثل "درک" من 686 00:36:45,922 --> 00:36:46,955 اينجا همه چيز مرتبه 687 00:36:47,006 --> 00:36:48,823 اون پايين هم همه چيز روبراهه؟ 688 00:37:01,837 --> 00:37:03,772 مي دونم درکش خيلي مشکله 689 00:37:06,726 --> 00:37:09,978 مطمئن نيستم هيچوقت واقعاً بفهمم چه اتفاقي افتاده 690 00:37:10,029 --> 00:37:15,234 و مطمئن نيستم اگرم بفهمم فرق خيلي زيادي بکنه 691 00:37:15,318 --> 00:37:21,821 مي دوني... امروز روزي بود که هيچوقت تصورش رو هم نمي کردم 692 00:37:21,874 --> 00:37:24,476 اما اگه غيرممکن 693 00:37:24,544 --> 00:37:29,615 ...مي تونه... ممکن بشه 694 00:37:29,682 --> 00:37:32,932 کي مي تونه بگه ممکن نيست ديگه دوباره همسرم رو ببينم؟ 695 00:37:35,722 --> 00:37:37,872 شايد ديدين 696 00:37:51,154 --> 00:37:52,487 ..."والتر" 697 00:37:54,390 --> 00:37:56,408 نگهبان ميخواد درها رو ببنده 698 00:37:59,362 --> 00:38:02,114 فقط چند دقيقه بهم وقت بده 699 00:38:02,198 --> 00:38:03,615 نماي زيباييه، نه؟ 700 00:38:03,683 --> 00:38:07,919 تو امروز جون خيلي ها رو نجات دادي 701 00:38:08,004 --> 00:38:11,390 بايد خيلي به خودت افتخار کني 702 00:38:11,457 --> 00:38:13,258 نه 703 00:38:13,343 --> 00:38:14,909 امروز يه پيروزي نبود 704 00:38:14,961 --> 00:38:18,913 امروز دورنماي اتفاقاتي بود که قراره بيفته 705 00:38:18,965 --> 00:38:21,416 والتر"، تو که نمي دوني اين چقدر درسته" 706 00:38:21,467 --> 00:38:23,585 متاسفانه، مي دونم 707 00:38:25,921 --> 00:38:27,472 اگه گردآب باز شده بود 708 00:38:27,557 --> 00:38:30,192 مي تونستم جلوي پيشرفتش رو بگيرم 709 00:38:30,259 --> 00:38:32,427 و بعد چندتا شکاف ديگه ايجاد ميشد 710 00:38:32,478 --> 00:38:34,179 و ما اون شکاف ها رو هم ميبستيم 711 00:38:34,247 --> 00:38:36,381 و اون شکاف هاي دنياي ما 712 00:38:36,449 --> 00:38:39,184 ...تبديل ميشدن به شکاف هاي بزرگتر و 713 00:38:41,103 --> 00:38:45,040 ...اونور، ده ها سال تحقيق و آزمايش کردن 714 00:38:45,107 --> 00:38:48,610 و بهترين راه حلي که "والترنيت" بهش رسيده اين بوده 715 00:38:50,330 --> 00:38:53,131 و اين هم کافي نيست 716 00:38:53,199 --> 00:38:55,133 وقتي دنيا ها شروع کنن به از هم پاشيدن 717 00:38:55,201 --> 00:38:58,003 هيچي نمي تونه جلوشون رو بگيره 718 00:38:58,087 --> 00:38:59,938 نمي دونم چجوري جلوشون رو بگيرم 719 00:39:01,641 --> 00:39:02,891 ...خب، پس 720 00:39:02,958 --> 00:39:05,811 فکر کنم لازمه که راهش رو پيدا کني 721 00:39:30,420 --> 00:39:32,254 ببخشيد، فکر کردم "والتر"ه 722 00:39:32,321 --> 00:39:33,789 اه... اون گمشده؟ 723 00:39:33,840 --> 00:39:35,590 "نه، امشب مونده "نيويورک 724 00:39:35,658 --> 00:39:36,958 چه خبر؟ همه چي مرتبه؟ 725 00:39:37,009 --> 00:39:38,093 آره 726 00:39:40,596 --> 00:39:41,630 شايد يه کم خودخواهانه باشه 727 00:39:41,698 --> 00:39:44,766 ...اما، ام... فکر کردم شايد 728 00:39:46,719 --> 00:39:47,853 آره، البته، بيا تو 729 00:39:49,222 --> 00:39:51,857 ميرم دوتا ليوان بيارم 730 00:39:58,564 --> 00:40:00,181 به سلامتي فاجعه اي که به موقع جلوش گرفته شد 731 00:40:00,233 --> 00:40:02,851 يا حداقل به تاخير افتاد 732 00:40:17,884 --> 00:40:20,502 ...پيتر"، چيزي که به خانم "مرچنت" گفتي" 733 00:40:26,342 --> 00:40:29,094 منم همون چيزي رو ميخوام که تو ميخواي 734 00:40:35,101 --> 00:40:36,985 فکر ميکني بايد بخاطرش چيکار کنيم؟ 735 00:41:03,596 --> 00:41:06,681 دارم برق ميزنم؟ 736 00:41:06,749 --> 00:41:08,349 نه 737 00:41:50,676 --> 00:41:54,179 چيزي پيدا کردي؟ 738 00:41:54,263 --> 00:41:55,730 هيچي 739 00:41:55,798 --> 00:41:59,551 تمام پارامترها طبيعي هستن 740 00:41:59,619 --> 00:42:03,036 عجيبه چون "استريد" گزارش يه واقعه درجه چهار رو اينجا داده 741 00:42:03,122 --> 00:42:04,138 و اون هيچوقت اشتباه نميکنه 742 00:42:04,190 --> 00:42:05,524 باتري هات رو چک کردي؟ 743 00:42:05,608 --> 00:42:07,275 ام... آره 744 00:42:15,701 --> 00:42:17,485 "مامور "دانم" از بخش "فرينج 745 00:42:17,537 --> 00:42:19,037 متاسفم که ديروقت مزاحمتون شدم 746 00:42:19,121 --> 00:42:23,373 اما ميخواستم ببينم شما متوجه چيز عجيب و غريبي اين اطراف نشدين؟ 747 00:42:23,426 --> 00:42:24,876 نه، هيچي 748 00:42:24,961 --> 00:42:27,161 ...خب، اه، خانوادتون چطور؟ شايد اونا 749 00:42:27,213 --> 00:42:28,880 نه، من اينجا تنها زندگي ميکنم 750 00:42:28,965 --> 00:42:30,849 همسرم چندماه پيش فوت شده 751 00:42:30,933 --> 00:42:32,050 اه، متاسفم 752 00:42:32,134 --> 00:42:33,501 خب، اگه چيزي توجهتون رو جلب کرد 753 00:42:33,553 --> 00:42:34,502 لطفاً با شماره ما تماس بگيرين 754 00:42:34,554 --> 00:42:35,770 باشه - خيلي خب - 755 00:42:35,838 --> 00:42:37,472 مرسي بابت وقتتون 756 00:42:41,894 --> 00:42:44,396 موضوع قرنطينه کردن رو کنسل کن 757 00:42:44,480 --> 00:42:45,864 اگه اينجا خبري هم بوده 758 00:42:45,948 --> 00:42:48,366 تا الان بسته شده 759 00:43:06,498 --> 00:43:08,715 رمز تصويري: قلب ها Glyph: H E A R T S