1 00:00:01,800 --> 00:00:03,900 اعضاي هيئت منصفه 2 00:00:04,500 --> 00:00:09,000 ما مدارک بسيار واضحي در دست داريم 3 00:00:09,700 --> 00:00:12,700 که نشون ميده الينور کارلايل که در مقابل شما ايستاده 4 00:00:14,000 --> 00:00:18,300 يک قاتل و جاني شروره 5 00:00:19,300 --> 00:00:24,600 و هرگز کوچکترين حس پشيماني ابراز نکرده 6 00:00:26,800 --> 00:00:28,300 بدون پشيموني 7 00:00:28,400 --> 00:00:31,900 درسته من هيچ حسي ندارم 8 00:00:33,000 --> 00:00:34,700 چرا بايد داشته باشم ؟ 9 00:00:35,200 --> 00:00:40,400 وقتي براي يک مدت طولاني ميخوايد کسي بميره 10 00:00:40,800 --> 00:00:44,000 براي اون نقشه طرح ميکنيد و صبر ميکنيد 11 00:00:44,200 --> 00:00:48,200 تا آخرين ذره ي زندگي رو در چشمانش ببينيد 12 00:00:48,800 --> 00:00:52,300 حالا از شما ميخوام که به تمام اين ماجراي هولناک تفکر کنيد 13 00:00:52,500 --> 00:00:54,800 از لحظه اي که اين قاتل خونسرد 14 00:00:54,900 --> 00:00:56,700 بي رحمانه پس از طرح نقشه 15 00:00:56,800 --> 00:01:00,000 اون رو در يک عصر گرم در هانتربري اجرا کرد 16 00:01:00,400 --> 00:01:04,600 ...کنسرو ماهي مرگبار چنان سريع اثر کرد 17 00:01:04,800 --> 00:01:08,300 اون سعي داره تا دقيقا بفهمه چرا اينکارو کردم 18 00:01:09,000 --> 00:01:10,900 چه حسي داشتم 19 00:01:12,200 --> 00:01:15,900 همه چيز ديگه اجتناب ناپذير به نظر مياد 20 00:01:16,400 --> 00:01:19,200 انگار که از سال ها قبل شروع شده 21 00:01:19,400 --> 00:01:21,200 اما اين تابستون گذشته بود 22 00:01:21,900 --> 00:01:23,200 که همه چيز شروع شد 23 00:01:23,700 --> 00:01:26,300 شروعي در ظاهر خوش 24 00:01:27,000 --> 00:01:34,142 red2008 کاري از مجتبي .::WWW.IMDB-DL.COM::. 25 00:01:35,100 --> 00:01:39,000 رز ها رو ميپسندي ؟ - خيلي قشنگ هستن - 26 00:01:39,300 --> 00:01:42,900 خوبه من دارم سعي ميکنم مثل يه نامزد محترم رفتار کنم 27 00:01:43,200 --> 00:01:44,600 همينطور هم هستي 28 00:01:44,800 --> 00:01:48,700 به زودي اين ساعت هاي طولاني ظهر محترمانه تر هم ميشه 29 00:01:53,200 --> 00:01:57,600 خب اگه من دو هفته برم فرانسه 30 00:01:58,700 --> 00:02:01,100 ميتونيم همديگه رو در "لا تورکت" ببينيم 31 00:02:01,200 --> 00:02:03,700 مادرمم هم مياد اونجا اينطوري خيلي محترمانه ست 32 00:02:03,800 --> 00:02:06,400 و تا موقع مراسم رقص پاييزي آستور برميگرديم 33 00:02:06,500 --> 00:02:08,100 نظرت چيه ؟ 34 00:02:09,000 --> 00:02:10,500 الينور ؟ 35 00:02:10,900 --> 00:02:12,500 خيلي عاليه 36 00:02:14,100 --> 00:02:16,500 ولي تو به يه چيز ديگه فکر ميکني نه ؟ 37 00:02:18,700 --> 00:02:20,700 رودي" تو منو خوب ميشناسي" 38 00:02:20,800 --> 00:02:24,000 آره . يه چيزي که امروز صبح به دستم رسيد 39 00:02:24,200 --> 00:02:26,900 احمقانه ست ولي نميتونم از ذهنم خارجش کنم 40 00:02:27,800 --> 00:02:29,400 کنجکاو شدم 41 00:02:31,400 --> 00:02:33,100 قبض ـه ؟ 42 00:02:38,000 --> 00:02:41,222 نه اما ميخوام نشونت بدم 43 00:03:02,600 --> 00:03:05,800 هشدار : يه نفر افتاده دنبال عمه ات در هانتربري 44 00:03:06,000 --> 00:03:08,700 تو و نامزدت قراره از وصيت نامه خارج بشيد 45 00:03:09,100 --> 00:03:12,100 ممکنه اون شخص به سفيدي برف به نظر بياد 46 00:03:12,200 --> 00:03:16,400 ولي ميخواد به هر دوي شما کلک بزنه اون پيرزن هم همين روزا با يک سکته ميميره 47 00:03:17,600 --> 00:03:19,200 خداي من 48 00:03:21,700 --> 00:03:24,900 اين حقيقت نداره . حتما يه نفر ميخواسته دردسر درست کنه 49 00:03:26,000 --> 00:03:31,200 آره حتما حق با توئه ولي خيلي شوکه کننده ست 50 00:03:32,300 --> 00:03:34,500 ما اين ماه نميتونيم بريم 51 00:03:35,200 --> 00:03:37,800 آره بايد بريم - به خاطر اين نامه ؟ - 52 00:03:38,100 --> 00:03:40,800 نه . نه فقط اين 53 00:03:42,300 --> 00:03:45,700 اون براي تو مهمه همينطور براي من و مساله ي خونه هم هست 54 00:03:45,900 --> 00:03:48,400 يادته وقتي بچه بوديم تابستون ها ميرفتيم اونجا 55 00:03:48,500 --> 00:03:50,100 اون هميشه ميگفت خونه بايد براي يکي از ما باشه 56 00:03:50,200 --> 00:03:52,300 و حالا که ما نامزد کرديم يعني براي هر دوي ماست 57 00:03:52,600 --> 00:03:55,000 پس چه اشکالي داره که ازش مطمئن بشيم ؟ 58 00:03:55,200 --> 00:03:59,500 اوه رودي من خيلي دلم ميخواد برم اونجا - پس ميريم - 59 00:04:03,600 --> 00:04:07,000 تصميم گرفتم نامه رو هم بيارم ميخوام اونو به دکتر لرد نشون بدم 60 00:04:10,000 --> 00:04:11,700 مطمئني اينکار عاقلانه ست ؟ 61 00:04:12,400 --> 00:04:14,700 آره اگه قرار باشه کسي بفهمه فرستنده اش کيه اون ميتونه 62 00:04:15,500 --> 00:04:17,700 ولي عزيزم اينکار خيلي مضره 63 00:04:21,200 --> 00:04:24,100 اگه ميخواي باشه ولي نظر من اينه که اونو بسوزونيم 64 00:04:33,200 --> 00:04:34,500 ميدوني دوس دارم چي کار کنم ؟ 65 00:04:34,700 --> 00:04:36,600 وقتي بعد از اردواج با هم زندگي ميکرديم 66 00:04:36,800 --> 00:04:39,500 همه ي خدمتکارا رو رد ميکنيم برن و ميشه دقيقا همون جيزي که ميخوايم 67 00:04:39,800 --> 00:04:41,500 جدي ؟ پس غذات چي ميشه ؟ 68 00:04:41,900 --> 00:04:44,000 خودمون کنار آتيش غذا درست ميکنيم 69 00:04:44,800 --> 00:04:46,700 اجازه نميديم کسي مزاحم ما بشه 70 00:04:46,900 --> 00:04:49,800 فقط تو و من به همراه باد و درختان 71 00:05:00,200 --> 00:05:01,800 خانم بيشاپ کجاست ؟ 72 00:05:02,400 --> 00:05:04,600 همين اطراف سالن اينجا هميشه تاريک بوده 73 00:05:07,400 --> 00:05:08,800 خداي بزرگ 74 00:05:11,600 --> 00:05:13,500 هيچوقت به اين آسانسور عادت نکردم 75 00:05:14,500 --> 00:05:16,400 حيف شد که ديگه ازش استفاده نميکنه 76 00:05:16,500 --> 00:05:18,300 اون ديگه حتي از اتاقش هم نمياد بيرون 77 00:05:18,400 --> 00:05:21,300 خانم کارلايل , آقاي وينتر خيلي ببخشيد 78 00:05:25,800 --> 00:05:27,800 پرستار داره کارش رو خوب انجام ميده ولي 79 00:05:27,800 --> 00:05:30,500 آخرين سکته باعث شده اوضاع عمه تون خيلي وخيم بشه 80 00:05:33,200 --> 00:05:35,100 ببين ديگه کي اينجاست 81 00:05:35,200 --> 00:05:37,300 به تازگي درسش در آلمان تموم شد و برگشته 82 00:05:37,400 --> 00:05:40,100 حتما هر دوتون مري رو به ياد مياريد دخترِ باغبون 83 00:05:41,000 --> 00:05:43,200 سلام الينور , رودي 84 00:05:43,400 --> 00:05:47,500 سلام مري ... مدت زيادي گذشته 85 00:05:48,600 --> 00:05:51,300 سلام خانم کارلايل , آقاي وينتر خوشحالم که شما رو ميبينم 86 00:05:52,300 --> 00:05:55,500 خب امروز زياد حالش بد نيست ولي ممکنه الان خواب باشه 87 00:05:55,700 --> 00:05:57,800 ميخوايد بريد داخل ؟ - بله فکر کنم - 88 00:05:58,500 --> 00:05:59,900 لطفا ما رو ببخشيد 89 00:06:01,900 --> 00:06:03,500 ممنون پرستار هاپکينز 90 00:06:03,600 --> 00:06:05,700 چاي ميل داريد ؟ - نه ممنون من چاي نميخورم - 91 00:06:08,300 --> 00:06:10,500 آقاي وينتر ؟ - بله بفرماييد لطفا - 92 00:06:16,200 --> 00:06:18,000 الينور 93 00:06:18,700 --> 00:06:20,200 عمه لورا 94 00:06:23,000 --> 00:06:24,500 فکر کردم خوابيدي 95 00:06:24,600 --> 00:06:28,800 طبق معمول مثل يک اسير اينجا دراز کشيدم 96 00:06:29,500 --> 00:06:35,400 بيا اي مرگ تا در زير درخت سرو آرام بگيرم 97 00:06:36,300 --> 00:06:38,000 مثل هميشه ناخوشي 98 00:06:38,200 --> 00:06:40,200 اينا باعث ميشه دووم بيارم 99 00:06:40,700 --> 00:06:43,300 رودي چه خوب شد اومدي 100 00:06:45,400 --> 00:06:50,600 خيلي خوشحالم که شما نامزد کرديد 101 00:06:51,200 --> 00:06:54,700 مطمئنم که والدينتون هم همين احساس رو دارند 102 00:06:54,900 --> 00:06:58,700 منم همين فکرو ميکنم خوشحالم که ميبينمت , عمه لورا 103 00:06:58,800 --> 00:07:01,600 سرحال به نظر مياي - نه اينطور نيست - 104 00:07:02,600 --> 00:07:06,700 رودي تو نياز به استراحت داري 105 00:07:07,200 --> 00:07:10,900 و منم ميخوام با همسر آينده ات يه صحبتي بکنم 106 00:07:11,200 --> 00:07:13,400 باشه . بعدا بهت سر ميزنم 107 00:07:14,600 --> 00:07:15,900 و سعي نکن اونو عليه من کني 108 00:07:16,000 --> 00:07:18,800 وگرنه ميزارم ميرم که از ناله هاتون خلاص بشم 109 00:07:25,100 --> 00:07:26,700 مري رو ديدي ؟ 110 00:07:26,800 --> 00:07:31,100 آره خيلي هم تعجب کردم اون کي برگشت ؟ 111 00:07:31,900 --> 00:07:36,100 چند هفته قبل مطمئنم بهت گفته بودم 112 00:07:36,700 --> 00:07:39,200 خوشگل شده نه ؟ 113 00:07:40,200 --> 00:07:44,300 خيلي خوشحالم که از آلمان برگشته 114 00:07:45,800 --> 00:07:49,300 اون خيلي با من مهربون ـه 115 00:07:50,200 --> 00:07:54,400 و خيلي خوشنودم که تو و رودي با هم هستيد 116 00:07:56,600 --> 00:07:59,000 بهش علاقه داري ؟ 117 00:07:59,200 --> 00:08:00,500 البته که دارم 118 00:08:00,700 --> 00:08:05,200 کافي و نه به مقدار زياد ؟ چي ؟ - 119 00:08:05,800 --> 00:08:10,200 اين چيزيه که قديما ميگفتيم 120 00:08:10,600 --> 00:08:13,800 هرگز نبايد به يک مرد زياد علاقه مند شد 121 00:08:15,700 --> 00:08:19,500 عمه لورا يه چيزي رو روراست بهم بگو 122 00:08:21,200 --> 00:08:26,300 فکر ميکني عشق باعث خوشبختي ميشه ؟ 123 00:08:30,600 --> 00:08:35,100 عشق براي من بيشتر ناراحتي داشته تا خوشحالي 124 00:08:36,000 --> 00:08:38,200 ولي کي ميتونه بدون عشق زندگي کنه ؟ 125 00:08:39,000 --> 00:08:44,300 هر کسي که عشق واعي رو تجربه نکرده پس زندگي نکرده 126 00:08:51,400 --> 00:08:53,900 خانم کارلايل با نامزدش اينجاست 127 00:08:54,300 --> 00:08:56,400 خانم کارلايل الان پيش اونه 128 00:08:56,500 --> 00:08:58,700 خانم کارلايل برادرزاده اش ؟ - دقيقا - 129 00:08:59,600 --> 00:09:01,800 هيچوقت نميشه در موردش مطمئن بود 130 00:09:02,000 --> 00:09:03,200 جدي ؟ 131 00:09:03,400 --> 00:09:04,600 خيلي تلاش ميکنه 132 00:09:04,700 --> 00:09:06,900 به اونا ميگفتن عموزاده هاي جون جوني 133 00:09:07,000 --> 00:09:09,400 اون خوش شانس بوده که اون مرد رو تور کرده خودش هم اينو ميدونه 134 00:09:09,600 --> 00:09:11,800 ولي پشت اون چهره اون يه شخصيت عصبي داره 135 00:09:15,600 --> 00:09:18,500 يادمه بدجوري عرق ريخته بودم به سختي داشتم ادامه ميدادم 136 00:09:18,700 --> 00:09:20,800 ولي تو ادامه دادي بعد رسيدي به قله مگه نه ؟ 137 00:09:21,000 --> 00:09:22,900 فکر کنم تو بايد پنجه هات رو مشت ميکردي 138 00:09:23,100 --> 00:09:25,600 دست خودم نبود از دست هام همينطوري داشت عرق ميچکيد 139 00:09:25,800 --> 00:09:28,000 بعد جلوي پام افتادي زمين و داشتي ميخنديدي 140 00:09:30,600 --> 00:09:34,500 اوه سلام الينور . داشتيم ياد ايام قديم رو زنده ميکرديم 141 00:09:34,600 --> 00:09:37,400 البته . کلي حرف داريم که بزنيم 142 00:09:37,600 --> 00:09:39,800 تو اتاق غذاخوري چاي حاضره 143 00:09:45,800 --> 00:09:48,900 گوش کن دکتر من قبلا هم گفتم 144 00:09:49,000 --> 00:09:53,900 در هر کشور متمدني وقتي ميگم بايد تمومش کني 145 00:09:54,000 --> 00:09:58,500 تو هم بايد با يک داروي بي درد به کارم خاتمه بدي 146 00:09:58,800 --> 00:10:01,900 هنوز مطمئن نيستم دلم بخواد اعدام بشم 147 00:10:02,200 --> 00:10:04,400 الان نه تو داري خوب پيش ميري 148 00:10:05,100 --> 00:10:08,200 حالا اگه کل پولات رو بهم بدي شايد يه فکرايي بکنم 149 00:10:11,900 --> 00:10:13,900 به کي داشتي نگاه ميکردي ؟ 150 00:10:15,100 --> 00:10:16,900 برادر زاده ات 151 00:10:17,100 --> 00:10:20,500 الينور ؟ راستي يادم اومد 152 00:10:20,700 --> 00:10:24,100 اون ميخواست قبل از رفتن تو رو ببينه 153 00:10:29,200 --> 00:10:31,200 نظرت در موردش چيه ؟ 154 00:10:33,300 --> 00:10:36,100 اون .. خيلي تحسين برانگيزه 155 00:10:37,500 --> 00:10:41,100 بله .. خيلي تحسين برانگيزه 156 00:10:43,200 --> 00:10:46,600 ميدوني تو هم بايد ازدواج کني دکتر 157 00:10:54,400 --> 00:10:57,500 متاسفم ولي به کس ديگه اي اعتماد نداشتم 158 00:10:57,700 --> 00:11:02,000 نه نه کار خوبي کردي حق داري اين وحشتناک ـه 159 00:11:03,500 --> 00:11:05,400 فکر کنم بايد کار يکي از افراد روستا باشه 160 00:11:05,500 --> 00:11:07,900 اما در نامه به کي ممکنه اشاره کرده باشه ؟ 161 00:11:08,300 --> 00:11:10,800 به جز پرستارها کي به عمه ي ما دسترسي داره ؟ 162 00:11:11,100 --> 00:11:15,100 خب تد هولريک باغبون کمک ميکنه اکسيژن رو بياريم 163 00:11:15,800 --> 00:11:20,200 خانم بيشاپ , کشيش و من هم اينجا رفت و آمد داريم مري جرارد هم زياد مياد اينجا 164 00:11:20,700 --> 00:11:21,700 پرستار اوبراين اينجا زندگي ميکنه 165 00:11:21,900 --> 00:11:24,600 پرستار هاپکينز هم هر روز مياد 166 00:11:24,800 --> 00:11:27,300 فکر کنم مري جديدترين فرد اينجاست 167 00:11:27,500 --> 00:11:31,000 ممکنه کسي بخواد به اون حسادت کنه ؟ يا کسي که بهش علاقه داشته باشه ؟ 168 00:11:31,400 --> 00:11:32,900 فکر نکنم 169 00:11:33,000 --> 00:11:36,700 هر چند تد هولريک هميشه باهاش مهربون برخورد ميکنه 170 00:11:37,000 --> 00:11:39,100 احتمالا اصلا ربطي به مري نداره 171 00:11:39,500 --> 00:11:43,000 متاسفم , يه موضوع مثل اين ميره روي اعصاب آدم 172 00:11:43,200 --> 00:11:47,100 اينکه يه نفر جاسوسي کنه و ..باعث بشه احساس بدي پيدا کنيم 173 00:11:47,300 --> 00:11:49,200 بهتره که فراموشش کنيم 174 00:11:49,500 --> 00:11:52,100 خيلي لطف کردي ولي حماقت از من بود 175 00:11:52,300 --> 00:11:55,800 که ازت خواستم نقش کاراگاه رو بازي کني بهتره بسوزونيمش 176 00:11:55,900 --> 00:11:58,700 نه نه نيازي نيست کسي نقش کاراگاه رو بازي کنه 177 00:11:58,900 --> 00:12:01,600 من يه کارگاه واقعي ميشناسم اسمش پوارو ـه 178 00:12:02,400 --> 00:12:03,600 اون براي چند روز اومده اين حوالي 179 00:12:03,700 --> 00:12:06,100 تا براي دادگاه "مانبري" مدرک جمع کنه 180 00:12:06,200 --> 00:12:10,700 اينجا حوصلش سر رفته و مطمئنم الان نياز به يک سرگرمي داره 181 00:12:11,700 --> 00:12:13,600 يه سري عادت هاي عجيب داره 182 00:12:13,800 --> 00:12:16,100 مثل خوردن چاي گياهي 183 00:12:16,200 --> 00:12:18,600 اون يک فرد جذاب و بسيار محتاط ـه 184 00:12:19,400 --> 00:12:20,800 دوست من 185 00:12:21,200 --> 00:12:24,100 وقتي يک دکتر حامل پيغام باشه هميشه نگران کننده ست 186 00:12:24,300 --> 00:12:26,100 اميدوارم از طرف دکترهاي من نيومده باشي 187 00:12:26,200 --> 00:12:27,900 البته که نه پوارو حالت چطوره ؟ 188 00:12:28,400 --> 00:12:30,600 اينجا مستقر شدي ؟ همه چي راحته ؟ 189 00:12:30,800 --> 00:12:33,300 خب براي بعضي ها ممکنه باشه ولي براي من کارم اولويت داره 190 00:12:33,500 --> 00:12:38,200 آخه چه لذتي در جمع آوري مدرک براي پرونده اي که پارسال حلش کردم وجود داره ؟ 191 00:12:38,300 --> 00:12:40,700 نه همونطور که گفتي شديدا حوصله ام سر رفته 192 00:12:40,900 --> 00:12:43,900 خب شايد من بتونم کمکي کنم يک خانم که من بسيار تحسينش ميکنم 193 00:12:44,000 --> 00:12:46,900 يه مشکلي براش به وجود اومده يک نامه ي ناشناس 194 00:12:48,300 --> 00:12:50,600 منظورت اينه يه تحقيق در پيش داريم ؟ 195 00:12:50,700 --> 00:12:53,500 خب زياد هيجان زده نشو حتما يه مساله ي جزئي ـه 196 00:12:55,400 --> 00:12:57,800 اونا تد هولريک و مري جرارد هستن 197 00:12:57,900 --> 00:13:00,100 اون دختر علاقه ي زيادي به خونه ي هانتربري داره 198 00:13:00,200 --> 00:13:02,400 نامه هم در مورد همون خونه ست 199 00:13:03,200 --> 00:13:05,500 فيلم خوبيه . همراه با گاربو در پاريس توليد شده 200 00:13:05,600 --> 00:13:07,600 متاسفم تد قبلا هم که گفتم نه 201 00:13:07,800 --> 00:13:11,200 با يه نفر ديگه قرار داري مگه نه ؟ - نه البته که ندارم . متاسفم - 202 00:13:11,800 --> 00:13:13,900 خوبه . بفرماييد داخل لطفا - ممنون - 203 00:13:18,100 --> 00:13:21,100 نويسنده ي اين نامه بسيار محتاط بوده 204 00:13:21,400 --> 00:13:22,700 نظرت رو جلب کرد ؟ 205 00:13:28,600 --> 00:13:30,800 به فرورفتگي هاي کاغذ توجه کن 206 00:13:34,300 --> 00:13:36,100 حالا کلمات رو ببين 207 00:13:36,600 --> 00:13:41,800 بدانديشي در اين نامه وجود داره يا بهتره بگم تظاهر به بدانديشي 208 00:13:42,200 --> 00:13:44,300 من بريا يک لحظه هم باور نميکنم که نويسنده ي اين نامه 209 00:13:44,400 --> 00:13:47,500 به فکر حمايت از الينور کارلايل بوده باشه 210 00:13:47,800 --> 00:13:50,900 مگه اينکه الينور کارلايل خودش اين نامه رو نوشته باشه 211 00:13:51,000 --> 00:13:54,400 ايده ي عجيبيه پوارو من خودم اونو ديدم که چقدر نگران بود 212 00:13:54,600 --> 00:13:55,600 شايد براي تو عجيب باشه 213 00:13:55,800 --> 00:13:57,900 ولي از اونجايي که استراتژي تو در شطرنج برام عجيب بود 214 00:13:58,000 --> 00:14:01,300 پس بايد اينجا هم حرفم رو قبول کني اين مال خيلي وقت پيش ـه - 215 00:14:03,900 --> 00:14:05,800 راستش رو بخواي وقتي تو اومدي اينجا 216 00:14:06,800 --> 00:14:10,200 فکر ميکردم اين نامه يک موضوع کاملا جزئي باشه 217 00:14:11,200 --> 00:14:15,900 اما دقت بالاي نويسنده ي نامه لغات و طرحي که به کار برده 218 00:14:16,100 --> 00:14:18,200 ميگه که اين يک پرونده نيست 219 00:14:18,700 --> 00:14:21,100 البته ممکنه به جايي نرسه 220 00:14:21,800 --> 00:14:26,800 پس چرا ... چرا من فکر ميکنم منظر تاريکي در اون وجود داره ؟ 221 00:14:29,700 --> 00:14:31,900 خانم کارلايل - خانم بيشاپ - 222 00:14:34,000 --> 00:14:35,700 آقاي وينتر رو نديدي ؟ 223 00:14:35,900 --> 00:14:39,300 نه ولي فکر نکنم طبقه ي بالا باشه شايد رفته باغ 224 00:14:39,600 --> 00:14:41,800 بله البته . ممنون 225 00:14:45,200 --> 00:14:49,200 آره اين خيلي خوبه عزيزم ولي مطمئنم ميتوني بهتر از اينو انجام بدي 226 00:14:49,400 --> 00:14:52,100 بله خصوصا با تحصيلاتي که تو داري 227 00:14:52,200 --> 00:14:54,600 حالا بزار ببينم خاله ات چي فرستاده 228 00:14:55,200 --> 00:14:57,900 اوه ببخشيد من دنبال آقاي وينتر ميگردم 229 00:14:58,000 --> 00:15:01,900 من که نديدمش . تو ديدي مري ؟ - نه من همين الان از اداره ي پست برگشتم - 230 00:15:02,700 --> 00:15:05,600 اين از طرف خاله مري منه در نيوزلند , خواهرِ مادرم 231 00:15:06,000 --> 00:15:08,900 اسم منو از روي اون انتخاب کردن به همين خاطر هميشه براي من يه چيزايي ميفرسته 232 00:15:09,100 --> 00:15:10,700 چقدر مهربون 233 00:15:10,800 --> 00:15:15,100 آره وقتي من به دنيا اومد مهاجرت کرد اونجا و حالا تنها فاميلي ـه که برام مونده 234 00:15:16,300 --> 00:15:18,400 اوه چقدر قشنگه 235 00:15:19,200 --> 00:15:22,500 آره قشنگه . ببخشيد مزاحم شدم 236 00:15:24,400 --> 00:15:26,800 بايد اينو به خانم ولمن نشون بدي 237 00:15:27,400 --> 00:15:31,000 ميدونيد اون خيلي با من مهربونه همين امروز بهم گفت 238 00:15:31,200 --> 00:15:34,700 در آينده بهم کمک ميکنه درست مثل وقتي که براي مدرسه کمکم کرد 239 00:15:42,400 --> 00:15:45,100 خب قبل از خواب ميرم يه سر به عمه لورا بزنم 240 00:15:45,200 --> 00:15:49,900 باشه . من منتظر ميمونم بعد هم مثل هميشه ميام پيشت ميخوابونمت 241 00:15:50,200 --> 00:15:54,500 امشب بهتره نياي خانم بيشاپ همين اطراف ميچرخه بعدا به اندازه ي کافي وقت داريم 242 00:15:54,700 --> 00:15:57,300 باشه امشب رو بهت استراحت ميدم 243 00:15:58,000 --> 00:16:01,300 ديدار دوباره با مري به نظرت چطور بود ؟ 244 00:16:01,500 --> 00:16:05,200 چي ؟ اوه آره اون .. دختر خوبيه 245 00:16:14,100 --> 00:16:15,700 شب بخير 246 00:16:44,600 --> 00:16:45,900 چي کار ميکردي ؟ 247 00:16:46,100 --> 00:16:49,500 الينور .. داشتم کارش رو راحتتر ميکردم 248 00:16:55,200 --> 00:16:59,100 بله البته شب بخير 249 00:16:59,900 --> 00:17:02,400 شب بخير 250 00:17:17,300 --> 00:17:19,600 الينور کارلايل ايشون هرکول پوارو هستن 251 00:17:19,800 --> 00:17:22,100 آقاي پوارو - خانم کارلايل - 252 00:17:22,400 --> 00:17:24,000 اين نامزد من آقاي وينتره 253 00:17:24,200 --> 00:17:25,700 آقاي وينتر - حال شما چطوره ؟ 254 00:17:25,800 --> 00:17:28,100 خيلي لطف کرديد اومديد - اوه خواهش ميکنم 255 00:17:28,200 --> 00:17:30,200 شما لطف کرديد که منو دعوت کرديد 256 00:17:30,400 --> 00:17:33,200 قبلا مفتخر شديم . دادگاه "کارترايت" خيلي هيجان انگيز بود 257 00:17:33,400 --> 00:17:37,000 واقعا ؟ براي من که خيلي خسته کننده بود 258 00:17:41,300 --> 00:17:43,700 آقاي پوارو اين خانم مري جرارده 259 00:17:43,800 --> 00:17:47,400 پدر مرحومش اينجا باغبون بود تازه از اروپا برگشته 260 00:17:47,800 --> 00:17:49,100 خانم جرارد 261 00:17:49,200 --> 00:17:51,000 از ملاقات شما خيلي خوشحالم آقاي پوارو 262 00:17:53,400 --> 00:17:55,300 اوه . من قزل آلا برميدارم 263 00:17:55,600 --> 00:17:57,700 خانم جرارد ميشه بپرسم کجاي اروپا بوديد ؟ 264 00:17:57,800 --> 00:18:00,500 آلمان . همراه يک خانواده نزديک فرايبورگ زندگي ميکردم 265 00:18:01,000 --> 00:18:03,700 اوه جنگل سياه کشور زيبايي ـه 266 00:18:04,100 --> 00:18:07,000 ميدونيد به نظرم بقيه ي جوامع دارن خوب پيشرفت ميکنن 267 00:18:07,200 --> 00:18:10,000 بعضي وقتا آرزو ميکنم کاش سياستمداراي ما هم مثل اونا بودند 268 00:18:10,100 --> 00:18:12,500 فکر کنم شما شانس آورديد که اينطور نيست 269 00:18:13,000 --> 00:18:14,300 جدي ؟ 270 00:18:14,500 --> 00:18:17,200 سياست هاي اروپا فرصت هاي خوشايندي رو به اونا داده 271 00:18:17,400 --> 00:18:19,600 ميشه صحبت کنيم رودي ؟ - منو ببخشيد - 272 00:18:25,400 --> 00:18:26,900 خب آقاي پوارو 273 00:18:27,100 --> 00:18:29,500 به نظر شما نامه ي من مهم ـه ؟ 274 00:18:29,900 --> 00:18:32,300 هنوز نميتونم جوابي به شما بدم 275 00:18:32,400 --> 00:18:36,700 ولي معمولا همه چيز از نظر من مهم ـه مگه اينکه خلافش ثابت بشه 276 00:18:37,100 --> 00:18:39,800 حتي استراتژي دوست من دکتر لويد در بازي شطرنج 277 00:18:40,100 --> 00:18:43,700 تا حالا تونسته برنده بشه ؟ - نه . ولي يه بار خيلي نزديک شده بود - 278 00:18:44,500 --> 00:18:47,600 نه اون ذهن بسيار خلاقي در بازي داره 279 00:18:52,600 --> 00:18:54,700 ايشون عمه ي منه آقاي پوارو 280 00:18:54,800 --> 00:18:57,100 خيلي بيماره و نميتونه به ما ملحق بشه 281 00:19:01,000 --> 00:19:04,500 ميدونم خيلي زوده که بگيم کي نامه رو نوشته 282 00:19:04,800 --> 00:19:07,500 ولي مطمئنم دکتر لويد در مورد اهالي خونه به شما گفته 283 00:19:08,500 --> 00:19:10,900 شک نکرديد که نامه به چه کسي اشاره کرده ؟ 284 00:19:11,200 --> 00:19:13,000 همون مزاحم 285 00:19:13,600 --> 00:19:17,100 هيچ نيازي نيست که شک کنم نامه از نظر من خيلي واضح بود 286 00:19:17,300 --> 00:19:18,800 چطور ؟ 287 00:19:19,000 --> 00:19:22,100 عبارت "سفيد مثل برف" بسيار عجيبه مگه نه ؟ 288 00:19:22,700 --> 00:19:27,300 ولي قطعا به طور عمدي به کار رفته حالا به من بگيد خانم 289 00:19:27,400 --> 00:19:30,500 اون بره ي کوچک که پوستش به سفيدي برف ـه کيه ؟ 290 00:19:31,600 --> 00:19:33,000 مري 291 00:19:33,100 --> 00:19:34,000 بله 292 00:19:50,300 --> 00:19:52,300 خانم ولمن حالتون خوبه ؟ 293 00:19:52,700 --> 00:19:54,800 عزيزم تو الان خودت نيستي 294 00:19:55,900 --> 00:20:00,000 آروم باش احتمالا دوباره سکته ست الان به دکتر زنگ بزنم 295 00:20:00,300 --> 00:20:02,800 لطفا ... لوئيس 296 00:20:03,400 --> 00:20:08,300 من بايد عکس لوئيس رو ببينم 297 00:20:08,400 --> 00:20:10,300 دوباره نه 298 00:20:17,200 --> 00:20:20,200 من نميتونم به وسايل خصوصي شما دست بزنم بايد دکتر خبر کنم 299 00:20:43,700 --> 00:20:46,900 خانم ولمن تو مريضي من بايد همين الان دکتر خبر کنم 300 00:21:00,800 --> 00:21:02,800 چيزي نيست .. آروم باش 301 00:21:02,900 --> 00:21:06,900 هيجان زده نشو ميخواي کسي رو بگم بياد ؟ 302 00:21:11,200 --> 00:21:13,600 وکيل ؟ ميخواي وکيلت رو خبر کنم ؟ 303 00:21:17,700 --> 00:21:21,400 شروط ؟ ميخواي وصيت نامه ات رو تغيير بدي ؟ 304 00:21:22,800 --> 00:21:26,300 به مري مربوط ميشه ؟ مري جرارد ؟ 305 00:21:26,400 --> 00:21:28,700 من به وکيل زنگ بزنم سريع بياد اينجا 306 00:21:28,800 --> 00:21:33,100 خواهش ميکنم نگرانش نباش - حالا استراحت کن .همه چي درست ميشه 307 00:21:40,400 --> 00:21:41,700 ميشه برم داخل ؟ 308 00:21:42,300 --> 00:21:44,500 بله البته . دکتر اونجاست 309 00:21:50,600 --> 00:21:52,900 فهميدم .. بله 310 00:21:53,900 --> 00:21:57,000 ممنون . فردا اينجا ميبينمش حداحافظ 311 00:21:59,500 --> 00:22:02,700 وکيل تا فردا نميتونه بياد مشکلي نيست ؟ 312 00:22:02,800 --> 00:22:07,100 آره فکر کنم . اون يه سکته ي ديگه رو پشت سر گذاشته ولي مطمئنم هنوز يه کم زمان داره 313 00:22:08,100 --> 00:22:10,500 نسبت به ديشب يه کم حالش بهتر شده 314 00:22:17,600 --> 00:22:19,300 چيزي گم کردي ؟ 315 00:22:19,600 --> 00:22:22,900 درباره ي اليزا راسکين يکي از اهالي روستاست که تومور بدخيم داره 316 00:22:23,400 --> 00:22:25,800 مطمئنم بطري مورفين اون رو گذاشتم اينجا 317 00:22:25,900 --> 00:22:28,700 ولي الان نيست 318 00:22:29,000 --> 00:22:32,300 تنها جايي که کيفم رو گذاشتم زمين توي راهرو اون بيرون بود 319 00:22:33,100 --> 00:22:36,600 بهتره يه بار ديگه نگاه کني اينجا کسي همچين چيزي رو برنميداره 320 00:22:38,200 --> 00:22:40,100 نه اينجا نيست 321 00:22:42,600 --> 00:22:44,900 حالا که کارت رديف شده فکر ميکردم خوشحال بشي پوارو 322 00:22:45,200 --> 00:22:46,700 خوشحالم که دارم برميگردم لندن دوست من 323 00:22:46,900 --> 00:22:49,900 ولي از کارهاي ناتموم خوشم نمياد 324 00:22:50,800 --> 00:22:52,100 اون نامه ؟ - بله - 325 00:22:52,800 --> 00:22:55,600 خب شايد دلت ميخواست بيشتر از يه نامه ي ساده باشه 326 00:22:57,200 --> 00:23:01,000 بهت قول ميدم که اونا الان مسائل مهمتري دارن 327 00:23:01,200 --> 00:23:02,700 جدي ؟ - آره کارهاي عادي - 328 00:23:03,600 --> 00:23:05,900 با اين حال مجبورم اين نامه رو با بي ميلي پس بدم 329 00:23:06,000 --> 00:23:07,900 فقط به اين خاطر که متعلق به من نيست 330 00:23:09,200 --> 00:23:11,100 لطفا از اونا بخواه که نامه رو امن نگه اش دارن 331 00:23:12,000 --> 00:23:15,300 و هر گونه پيشرفتي ايجاد شد خبرم کن - مطمئنم موضوع خاصي نخواهد بود - 332 00:23:16,400 --> 00:23:18,100 البته - باشه - 333 00:23:30,200 --> 00:23:33,700 هيچ فايده اي نداره نگه اش داريم حتي کاراگاه هم نتونست چيز خاصي بفهمه 334 00:23:34,000 --> 00:23:36,500 ولي رودي .. اون از ما خواسته نامه رو سالم نگه داريم 335 00:23:36,600 --> 00:23:38,700 خب حتما ميخواسته شکست خودش رو باهاش بپوشونه 336 00:23:39,900 --> 00:23:43,400 الان ديگه رفته . و ما مسائل مهمتري داريم که بهش فکر کنيم 337 00:23:46,000 --> 00:23:48,500 خدا رو شکر دکتر گفت سکته رو پشت سر گذاشته 338 00:23:50,100 --> 00:23:52,700 نبايد زياد نگران باشي اون خودش هم اينو نميخواد 339 00:23:52,800 --> 00:23:56,500 ..نه فقط ديدن اون در اين حال 340 00:23:58,200 --> 00:24:01,500 من خيلي خسته ام رودي فکر کنم بهتره زودتر برم بخوابم 341 00:24:02,400 --> 00:24:03,700 تو ميخواي چي کار کني ؟ 342 00:24:03,900 --> 00:24:06,100 ميزارم تو بخوابي به نظر داغون مياي 343 00:24:06,200 --> 00:24:08,500 قبل از خواب ميرم يه کم بيليارد بازي کنم 344 00:24:23,400 --> 00:24:26,200 الينور , پرستار هاپکينز امشب رو اينجا ميمونه 345 00:24:26,400 --> 00:24:29,100 جاي پرستار اوبراين رو ميگيره ولي ميخواد باهات صحبت کنه 346 00:24:29,200 --> 00:24:32,100 ممنون مري ..الان ميخواي بري خونه يا 347 00:24:33,400 --> 00:24:36,800 خب خيلي دوست دارم بمونمخ - البته . اگه ميخواي نزديکش بموني - 348 00:24:37,300 --> 00:24:39,200 ميتوني از اتاق انتهاي هال استفاده کني 349 00:24:39,400 --> 00:24:41,200 عمه ام هم خوشحال ميشه - ممنون - 350 00:24:42,900 --> 00:24:44,400 شب بخير 351 00:25:36,900 --> 00:25:40,700 ولي من ... من نميدونم 352 00:25:59,300 --> 00:26:00,800 خانم کارلايل 353 00:26:02,100 --> 00:26:06,000 خانم کارلايل حال خانم ولمن خيلي بده 354 00:26:06,400 --> 00:26:09,300 دکتر رو خبر کردم شما هم بايد فورا بياي 355 00:26:11,800 --> 00:26:13,200 دارم ميام 356 00:26:37,500 --> 00:26:39,200 من خيلي متاسفم 357 00:26:39,800 --> 00:26:41,300 درد کشيد ؟ 358 00:26:41,500 --> 00:26:43,400 نه به هيچ وجه 359 00:26:44,200 --> 00:26:47,500 بعضي اوقات خيلي سريع اتفاق ميوفته 360 00:26:48,000 --> 00:26:50,200 And in it's way is a mercy. 361 00:26:50,500 --> 00:26:53,000 از اين بابت خيالت آسوده باشه 362 00:27:08,200 --> 00:27:10,300 خيلي متاسفم الينور 363 00:27:12,900 --> 00:27:15,500 ولي خدا رو هم شکر ميکنم 364 00:27:16,000 --> 00:27:19,300 ديگه نميتونستم تحمل کنم که مثل ديشب عذاب بکشه 365 00:27:20,200 --> 00:27:21,700 تو .. ديشب اونو ديدي ؟ 366 00:27:21,900 --> 00:27:27,300 چي ؟ اوه آره کارت ها رو رها کردم و يه سر به ديدنش رفتم 367 00:27:28,000 --> 00:27:30,300 وقتي که پرستار چاي مياورد 368 00:27:33,200 --> 00:27:38,500 اون روي تخت دراز کشيده بود و به سختي نفس ميکشيد اصلا نميخواستم اونطوري ببينمش 369 00:27:40,600 --> 00:27:43,400 به همين خاطر تمام شب احساس عحيبي داشتم 370 00:27:44,300 --> 00:27:46,500 ميدوني انگارخودم نبودم 371 00:27:47,800 --> 00:27:49,400 واقعا ؟ 372 00:27:55,800 --> 00:28:00,600 بهتره بري به تختت امشب نميام مزاحمت بشم 373 00:28:05,900 --> 00:28:07,800 شب بخير رودي 374 00:28:15,800 --> 00:28:18,300 لطفا يه روزنامه ي تايمز - البته قربان - 375 00:28:20,200 --> 00:28:22,400 خيلي ممنون - خواهش ميکنم قربان - 376 00:28:25,500 --> 00:28:27,400 کتابخونه ي بريتانيا لطفا 377 00:28:30,500 --> 00:28:40,878 .::WWW.IMDB-DL.COM::. 378 00:28:41,100 --> 00:28:43,100 لورا ولمن به طور ناگهاني در خانه اش در هانتربري مرد 379 00:28:43,200 --> 00:28:45,900 در تاريخ شانزدهم سپتامبر 1937 و مراسم خاکسپاري در کليساي هانتربري در تاريخ 21سپتامبر برگزار ميشود 380 00:28:48,900 --> 00:28:50,800 خاک به خاک 381 00:28:51,000 --> 00:28:56,200 به اميد رستگاري در زندگي ابدي آمين 382 00:29:08,700 --> 00:29:10,400 تو فقط به همين دليل اومدي ؟ 383 00:29:12,300 --> 00:29:16,700 خيلي ناگهاني پيش اومد . من در تشخيص هاي پزشکيم خيلي خوش بين بودم 384 00:29:17,700 --> 00:29:19,900 ولي بعضي وقتا همه چي به سرعت عوض ميشه 385 00:29:20,600 --> 00:29:23,000 اون يه بار ديگه سکته کرد و همين اثر بدي روش گذاشت 386 00:29:24,000 --> 00:29:25,800 پس ميبيني که نامه صحت داشت 387 00:29:25,900 --> 00:29:28,100 در اون نوشته شده بود که بعد از يک سکته ي ديگه ميميره 388 00:29:28,400 --> 00:29:31,700 بله ولي با توجه به شدت سکته ي قبلي حدسش زياد هم سخت نبود 389 00:29:32,400 --> 00:29:34,600 پوارو فکر کنم تو زيادي داري شلوغش ميکني 390 00:29:34,800 --> 00:29:35,900 هيچ قتلي در کار نيست 391 00:29:36,100 --> 00:29:40,400 لطفا با من روراست باش . به عنوان يه دکتر نظرت واقعا همينه ؟ 392 00:29:40,600 --> 00:29:44,200 بله همينطوره . و از تو ميخوام به عنوان يک دوست بهش احترام بزاري 393 00:29:44,600 --> 00:29:46,500 پس هيچ حق انتخابي بهم نميدي ؟ 394 00:29:46,600 --> 00:29:49,300 من نميخوام ناراحتي مردم رو ببينم - باشه - 395 00:29:51,400 --> 00:29:53,300 کي برميگردي ؟ - من برنميگردم - 396 00:29:54,000 --> 00:29:56,000 ميخوام يه کم ديگه بمونم 397 00:29:58,000 --> 00:30:01,500 و شايد بتونيم با هم شطرنج بازي کنيم 398 00:30:08,400 --> 00:30:12,400 خيلي خوب . تقريبا تموم شده باعث خجالته که اونا اهالي دهکده رو 399 00:30:12,600 --> 00:30:15,300 به صرف يه فنجون چاي دعوت نکردن بدون اون ديگه مثل سابق نيست 400 00:30:15,900 --> 00:30:19,400 شايد ولي خانم کارلايل که اصلا خوب به نظر نميومد 401 00:30:19,600 --> 00:30:21,600 شک دارم که اون تحملش رو داره يا نه 402 00:30:21,800 --> 00:30:23,900 به اندازه ي کافي تحمل داره که وصيت نامه رو بشنوه 403 00:30:24,200 --> 00:30:27,200 وکيل الان طبقه ي پايين ـه خانم ولمن هم مطمئن نبود که 404 00:30:27,300 --> 00:30:30,300 بعد از خاکسپاري يه وقفه اي ايجاد کنن 405 00:30:31,400 --> 00:30:33,000 اوه راستي بايد ازت بپرسم 406 00:30:33,200 --> 00:30:35,900 بطري مورفين رو توي خونه پيدا نکردي ؟ 407 00:30:36,000 --> 00:30:40,200 نه پيدا نکردم من که نميفهمم 408 00:30:41,800 --> 00:30:45,800 ولي يه سري کاغذ و خرت و پرت رو ريختم دور ممکنه بين اونا بوده باشه 409 00:30:46,900 --> 00:30:50,000 حتما همينطوره . من اگه جاي تو بودم خودم رو نگران نميکردم 410 00:30:52,500 --> 00:30:55,600 خب . وقتش رسيده خداحافظي کنيم 411 00:31:00,300 --> 00:31:04,100 براي اتفاقي که افتاد بسيار متاسفم خانم کارلايل , خانم وينتر 412 00:31:04,200 --> 00:31:07,300 حيف شد که اون منو زودتر فرا نخوند 413 00:31:07,900 --> 00:31:11,700 آقاي سدون کاملا واضح بود که اون ميخواست وصيت نامه اش و تغيير بده 414 00:31:12,000 --> 00:31:17,200 براي هه آشکاره . اون اسم مري رو ذکر کرد و ميخواست وصيت نامه رو عوض کنه 415 00:31:17,500 --> 00:31:21,400 خانم کارلايل به شما اطمينان ميدم که در اين مورد اشتباه ميکنيد 416 00:31:21,800 --> 00:31:26,900 هيچ تغييري ممکن نيست ايجاد بشه چون عمه ي شما اصلا وصيت نامه اي تنظيم نکرده 417 00:31:27,400 --> 00:31:29,600 چي ؟ - ولي اين غير عاديه - 418 00:31:29,700 --> 00:31:32,700 نه به اون اندازه که شما فکر ميکنيد آقاي وينتر 419 00:31:32,800 --> 00:31:34,900 مردم اغلب در اين مورد خرافاتي ميشن اونا فکر ميکنن اگه 420 00:31:35,100 --> 00:31:38,200 وصيت نامه بنويسن حتما بعدش ميميرن به همين خاطر اينکارو به تاخير ميندازن 421 00:31:38,400 --> 00:31:39,900 شما خواستيد اينکارو بکنه ؟ 422 00:31:40,100 --> 00:31:42,300 چندين بار . ولي اون هر دفعه همون حرف هميشگي رو ميزد 423 00:31:42,400 --> 00:31:47,600 اينکه قصد نداره به اين زودي ها بميره متاسفانه طبيعت انسان همينطوره 424 00:31:48,700 --> 00:31:53,500 مردم هميشه در زندگي شون از اين واقعه دوري ميکنن و اين خيلي ناخوشاينده 425 00:31:54,900 --> 00:31:57,100 با اين حساب نتيجه بسيار ساده ست 426 00:31:58,000 --> 00:32:00,300 از اونجايي که عمه ي شما بدون هيچ توصيه نامه 427 00:32:00,400 --> 00:32:05,600 وصيت نامه يا اظهاريه اي فوت کرده همه ي اموالش از جمله اين خونه 428 00:32:05,700 --> 00:32:09,300 به تنها خويشاوندش ميرسه که شما باشي 429 00:32:09,500 --> 00:32:11,700 يعني برادرزاده اش الينا کارلايل 430 00:32:11,900 --> 00:32:13,200 همه چيز ؟ 431 00:32:13,400 --> 00:32:17,600 به غير از وظايف در قبال مرگش که شرح اين زمينه بسيار اساسي ـه 432 00:32:20,100 --> 00:32:21,600 نه الينور همه چي بايد مال تو باشه 433 00:32:21,700 --> 00:32:23,900 نميخوام غير از اين فکر کني اين حق توئه 434 00:32:24,000 --> 00:32:26,800 ولي رودي ما که گفته بوديم مهم نيست پول به کي ميرسه 435 00:32:26,900 --> 00:32:28,900 چون ما قراره ازدواج کنيم . يادته ؟ 436 00:32:29,000 --> 00:32:30,500 بله 437 00:32:30,700 --> 00:32:33,100 ولي .. واقعا قراره ازدواج کنيم ؟ 438 00:32:33,600 --> 00:32:36,200 فکر ميکردم اين نظر هر دوي ماست ..البته اگه الان برنامه ي ديگه اي داري 439 00:32:37,400 --> 00:32:39,600 رودي تو نميتوني روراست باشي ؟ 440 00:32:39,700 --> 00:32:41,700 معذرت ميخوام . نميدونم من چم شده 441 00:32:41,800 --> 00:32:45,800 من ميدونم . به خاطر مري ـه مگه نه ؟ 442 00:32:48,900 --> 00:32:51,100 من ديدمت 443 00:32:52,800 --> 00:32:54,500 ..خوب من 444 00:32:54,800 --> 00:32:57,200 وقتي رسيدم اينجا يه اتفاقي افتاد 445 00:32:57,400 --> 00:33:00,200 وقتي که در باغ بوديم نميدونم چي بود 446 00:33:00,900 --> 00:33:05,200 فکر ميکني واضح نيست ؟ هر بار که به اون نگاه ميکني ميتونم در چهره ات ببينمش 447 00:33:05,600 --> 00:33:09,700 من نميخوام اين احساس رو داشته باشم من کاملا خوشبخت بودم 448 00:33:11,000 --> 00:33:13,300 اين همه ي چيزاي منطقي رو زير سوال ميبره 449 00:33:13,400 --> 00:33:16,700 عشق که مطقي نيست 450 00:33:21,600 --> 00:33:23,700 بهتره اينو پس بگيري رودي 451 00:33:32,600 --> 00:33:34,300 اون به من ارجحيت داره ؟ 452 00:33:36,700 --> 00:33:38,100 نميدونم 453 00:33:42,700 --> 00:33:46,700 خب بهش فکر کن چهل روز برو فرانسه 454 00:33:47,400 --> 00:33:51,700 خوب فکراتو بکن . اگه وقتي برگشتي هنوز همين احساس رو داشتي 455 00:33:51,800 --> 00:33:53,400 اون وقت بايد به حرف دلت گوش کني 456 00:33:54,800 --> 00:33:58,100 من لياقت تو رو ندارم حتي به عنوان يک دوست 457 00:34:03,900 --> 00:34:06,200 بعضي وقتا همه چي برام مثل يه رويا ميمونه 458 00:34:06,800 --> 00:34:08,900 انگار قراره بيدار شم و ببينم که مري ديگه اينجا نيست 459 00:34:09,000 --> 00:34:10,300 ولي اون اينجاست 460 00:34:24,000 --> 00:34:25,700 لعنت به تو مري 461 00:34:35,300 --> 00:34:37,200 اوه مري .. بشين لطفا 462 00:34:38,900 --> 00:34:40,300 ممنون 463 00:34:42,300 --> 00:34:45,900 خب برنامه ات چيه ؟ قصد داري بري ؟ 464 00:34:46,000 --> 00:34:49,100 نه همين الان بايد وسايل والدينم رو بردارم 465 00:34:49,200 --> 00:34:51,700 از داخل کلبه يه چند روزي وقت دارم 466 00:34:52,300 --> 00:34:54,600 از وقتي که رسيدم همش اينکارو به تاخير انداختم 467 00:34:56,300 --> 00:34:59,700 همونطور که ميدوني عمه ام هميشه به تو علاقه داشت 468 00:35:00,500 --> 00:35:02,500 بله اون خيلي مهربون بود 469 00:35:04,100 --> 00:35:06,700 ميدوني که اون هيچ وصيت نامه اي نوشته 470 00:35:07,300 --> 00:35:12,500 من خوب بهش فکر کردم و به نظرم رسيد اگه اون هنوز زنده بود 471 00:35:13,200 --> 00:35:15,400 دلش ميخواست تو هم ارثيه داشته باشي 472 00:35:16,100 --> 00:35:18,700 البته من يه يزايي براي خدمتکارا فراهم کردم 473 00:35:18,800 --> 00:35:21,100 ولي خوب تو در حد اونا نيستي 474 00:35:21,700 --> 00:35:25,500 مطمئنم اون دلش ميخواست تو براي آينده ات مقداري پول داشته باشي 475 00:35:25,600 --> 00:35:28,700 بنابراين هر وقت مدرکت رو گرفتي خودم ترتيبش رو ميدم 476 00:35:28,900 --> 00:35:32,400 که 7000 پوند به دستت برسه 477 00:35:34,000 --> 00:35:37,400 اين پول مال توئه و ميتوني هر کاري خواستي باهاش بکني 478 00:35:39,900 --> 00:35:41,400 ممنون 479 00:35:44,900 --> 00:35:47,500 غافلگير کنده ست که اون هيچ وصيت نامه اي تنظيم نکرده 480 00:35:47,600 --> 00:35:49,300 ولي خوب خيلي آدم ها اينکارو نميکنن 481 00:35:49,400 --> 00:35:51,300 بله من خودم هم همين امسال يکي نوشتم 482 00:35:51,800 --> 00:35:52,900 وصيت نامه ؟ 483 00:35:53,000 --> 00:35:55,400 پرستار اوبراين فکر ميکنه همه بايداينکارو بکنن 484 00:35:55,600 --> 00:35:58,600 من يه خاله در نيوزلند دارم به همين خاطر اسم اونو نوشتم 485 00:36:01,000 --> 00:36:02,700 تو خيلي لطف داري 486 00:36:02,800 --> 00:36:06,400 اين خواسته ي عمه ي منه يا حداقل من اينطور فکر ميکنم 487 00:36:11,000 --> 00:36:12,600 ممنون 488 00:36:23,100 --> 00:36:25,100 صبح بخير خانم جرارد - سلام - 489 00:36:25,200 --> 00:36:26,300 عجله داري ؟ 490 00:36:26,500 --> 00:36:29,600 خب الان يه خبر خوش بهم رسيد دارم ميرم يکي رو ببينم 491 00:36:29,800 --> 00:36:31,500 خيلي براتون خوشحالم خانم 492 00:36:34,100 --> 00:36:36,700 شما قصد نداريد در دهکده بمونيد ؟ 493 00:36:37,400 --> 00:36:39,300 فعلا که هستم 494 00:36:39,800 --> 00:36:44,600 اه بله البته ديگه مزاحم نميشم 495 00:36:47,400 --> 00:36:50,100 خانم , لطفا مراقب خودتون باشيد 496 00:36:51,900 --> 00:36:53,300 البته 497 00:37:03,800 --> 00:37:09,100 خيلي شانس آوردي مري خوب شد خانم کارلايل کار درست رو انجام داد 498 00:37:10,000 --> 00:37:14,200 اون ... اون انگار زياد راضي به اينکار نبود 499 00:37:14,700 --> 00:37:18,100 بعد از اتفاقي که بين تو و آقاي وينتر افتاد همين هم غافلگير کننده ست مگه نه؟ 500 00:37:18,500 --> 00:37:20,700 اين به ما ربطي نداره 501 00:37:20,900 --> 00:37:24,300 ببخشيد ولي کل دهکده دارن درموردش حرف ميزنن 502 00:37:27,300 --> 00:37:28,800 من اونو هدايتش نکردم 503 00:37:28,900 --> 00:37:31,700 ولي هنوز بهت پيشنهادي نداده ؟ 504 00:37:32,800 --> 00:37:36,700 راستش .. يه اشاره اي بهش کرده 505 00:37:37,100 --> 00:37:39,800 ديدي گفتم چقدر عاشقانه 506 00:37:41,200 --> 00:37:42,700 ببخشيد 507 00:37:45,900 --> 00:37:50,600 اميدوارم مشکلي پيش نياد ممکني اون آخر کار صدمه ببينه 508 00:37:50,800 --> 00:37:55,000 ميدونم . اون خانواده هرگز در عشق خوش شانس نبودن 509 00:38:07,100 --> 00:38:10,100 خانم کارلايل اجازه هست بهتون ملحق بشم ؟ 510 00:38:10,700 --> 00:38:12,200 بله . البته 511 00:38:13,300 --> 00:38:14,600 ميخواستم در مورد نامه ي ناشناس با شما صحبت کنم 512 00:38:14,800 --> 00:38:16,800 هنوز نميدونم کي اونو نوشته 513 00:38:17,200 --> 00:38:19,300 اوه نامه رو ميگيد - بله - 514 00:38:19,800 --> 00:38:22,300 انقدر اتفاق افتاده که اونو يادم رفته بود 515 00:38:23,400 --> 00:38:27,400 متاسفانه اون نامه از بين رفته آقاي پوارو 516 00:38:28,600 --> 00:38:32,000 ديگه مهم نيست کي اونو فرستاده هيچوقت هم نميتونيم بفهميم 517 00:38:32,400 --> 00:38:36,900 خانم کارلايل مهم نيست که نامه از بين رفته چون اينجا ثبت شده 518 00:38:38,400 --> 00:38:41,000 و من هم گفتم هنوز نميدونم کي اونو فرستاده نگفتم هرگز نميفهمم 519 00:38:41,100 --> 00:38:44,800 خواهش ميکنم يه کم به مهارت هاي من اعتماد داشته باشيد 520 00:38:46,400 --> 00:38:48,500 متاسفم آقاي پوارو 521 00:38:49,300 --> 00:38:51,800 راستش يه کم حواسم پرت شده 522 00:38:52,400 --> 00:38:55,000 حتما شنيديد که نامزديم رو بهم زدم 523 00:38:55,100 --> 00:38:57,000 مطمئنم الان کل روستا دارن در موردش حرف ميزنن 524 00:38:57,400 --> 00:39:00,100 بله . از شنيدنش خيلي متاسفم 525 00:39:00,700 --> 00:39:04,800 اجازه بديد بهتون همدرديم رو اعلام کنم 526 00:39:06,200 --> 00:39:11,500 من ميتونم درک کنم که دلتون شکسته دل آدم خيلي تنهاست 527 00:39:14,200 --> 00:39:15,700 ممنون 528 00:39:18,400 --> 00:39:23,100 خيلي سخته وقتي پاي يه نفر ديگه در ميون ـه 529 00:39:24,900 --> 00:39:30,700 زيبايي يک نفر ديگه زندگي آدم رو نابود ميکنه 530 00:39:34,400 --> 00:39:37,700 ولي مردي که به اين چيزا تمايل پيدا ميکنه 531 00:39:38,000 --> 00:39:41,100 احتمالش هست که بازم اينطور بشه مگه نه ؟ 532 00:39:41,600 --> 00:39:47,000 نه اينطور نيست فقط اون دختر ميتونه اونو تغييرش بده نه کس ديگه 533 00:39:47,600 --> 00:39:52,400 مري همه چيزم رو نابود کرد ..دست خودم نيست ولي دلم ميخواد 534 00:39:53,100 --> 00:39:55,700 بدجوري آرزو ميکنم 535 00:39:57,100 --> 00:39:59,200 اي کاش اون مرده بود 536 00:40:10,700 --> 00:40:12,500 بيخيال پوارو بخورش 537 00:40:13,600 --> 00:40:17,500 ميدوني مشکل تو هم همينه دکتر اين ليوان 538 00:40:17,700 --> 00:40:21,100 به طور بي نقصي پر شده ولي با اين وجود ترجيح ميدم ازش نخورم 539 00:40:21,200 --> 00:40:23,300 صبر ميکنم و همين تو رو دچار مشکل ميکنه 540 00:40:24,000 --> 00:40:25,600 به چي داري فکر ميکني ؟ 541 00:40:26,400 --> 00:40:31,500 دربارهي کاري که ناتموم مونده کاري که معلق شده 542 00:40:33,600 --> 00:40:36,600 مثل همين ليوان پر شده اما نوشيده نشده 543 00:40:36,900 --> 00:40:40,800 قطعا وقتي وشيدني داخلش ريخته ميشه بايد نوشيده بشه ولي نه 544 00:40:45,800 --> 00:40:50,700 جرم و جنايت هم ميتونه مثل همين مساله باشه 545 00:40:53,200 --> 00:40:55,400 تو ازم ميپرسي که چرا اينجا مونذم 546 00:40:55,600 --> 00:40:59,300 بعضي اوقات مثل همين قضيه ي نامه من يک الگو در پرونده ميبينم 547 00:41:02,100 --> 00:41:03,900 يک رنگ ميبينم 548 00:41:05,500 --> 00:41:10,500 اجتناب ناپذير بودنش رو در قلبم حس ميکنم 549 00:41:13,400 --> 00:41:15,800 اما چه کاري از پوارو بر مياد ؟ 550 00:41:16,900 --> 00:41:18,500 هيچي 551 00:41:20,200 --> 00:41:23,300 مثل ليوان که روي ميز منتظره 552 00:41:24,900 --> 00:41:27,100 تا يه نفر اونو بنوشه 553 00:41:32,000 --> 00:41:33,500 من ؟ 554 00:41:33,900 --> 00:41:37,100 آشپز و خدمتکارها طبق خواسته ي شما يک هفته رفتن 555 00:41:37,200 --> 00:41:39,300 ولي من نيازي به مرخصي ندارم 556 00:41:39,600 --> 00:41:42,600 و شما نبايد تنها توي اين خونه بمونيد اينکار درست نيست 557 00:41:43,200 --> 00:41:47,300 خانم بيشاپ من فقط ميخوام وسايل عمه ام رو جمع کنم 558 00:41:47,500 --> 00:41:51,000 نيازي به کسي ندارم و تقريبا مطمئنم ميخوام اينجا رو بفروشم 559 00:41:52,000 --> 00:41:55,200 خدمتکارا فکر ميکردند اينطور بشه 560 00:41:55,400 --> 00:41:58,000 ولي خب اميد داشتيم بله - 561 00:41:58,600 --> 00:42:00,100 منم اميدوار بودم 562 00:42:06,600 --> 00:42:08,900 خانم کارلايل , چه کمکي ازم ساخته ست ؟ 563 00:42:09,000 --> 00:42:10,900 من چند تا خمير کنسرو شده ميخواستم 564 00:42:11,000 --> 00:42:14,300 البته کدومش رو ميخوايد ؟ 565 00:42:14,600 --> 00:42:18,000 قزل آلا , جرچنگ , ميگو گوشت خوک و زبان ؟ 566 00:42:19,000 --> 00:42:22,000 ميدونيد برخلاف اسماشون هميشه فکر ميکنم اونا يه مزه ي خاصي دارن 567 00:42:22,200 --> 00:42:25,800 خب يه جورايي آره .. ولي البته اونا خيلي خوش طعم هستن 568 00:42:26,500 --> 00:42:29,900 من قزل آلا ميخوام , و خرچنگ و ميگو 569 00:42:32,000 --> 00:42:35,300 مردم قبلا از خوردن کنسرو ميترسيدن 570 00:42:36,200 --> 00:42:38,500 خب چند مورد مسموميت به وجود اومده بود 571 00:42:38,700 --> 00:42:42,300 ميتونم به شما اطمينان بدم خانم کارلايل اين کنسرو فوق العاده ست 572 00:42:42,400 --> 00:42:44,400 تا حالا حتي يک مورد هم نديدم کسي ازش شکايت داشته باشه 573 00:42:44,600 --> 00:42:48,100 البته منظور خاصي نداشتم ممنون 574 00:43:02,200 --> 00:43:03,500 بهتره عجله کنيم مري 575 00:43:03,600 --> 00:43:05,800 خانم کارلايل براي نهار منتظر ماست 576 00:43:05,900 --> 00:43:08,300 باشه اتاق نشيمن داره تموم ميشه 577 00:43:09,700 --> 00:43:11,500 چقدر درهم شده 578 00:43:12,100 --> 00:43:14,600 اونجا دستکش باغبوني دم دستت نيست مري ؟ 579 00:43:14,700 --> 00:43:15,800 صبر کن 580 00:44:11,600 --> 00:44:13,200 کي اونجاست ؟ 581 00:44:19,600 --> 00:44:24,000 ببخشيد که ترسوندمت فقط اومدم لباسم رو بردارم 582 00:44:24,600 --> 00:44:25,800 البته 583 00:44:26,200 --> 00:44:28,100 من دارم ساندويچ درست ميکنم 584 00:44:30,400 --> 00:44:33,500 آقاي وينتر رو توي روستا ديدم به همين زودي برگشته ؟ 585 00:44:33,600 --> 00:44:38,100 چي ؟ نه رودي اينجا نيست اون هنوز خارج از کشوره 586 00:44:39,700 --> 00:44:43,400 خب شبيه خودش بود شايد من اشتباه کردم 587 00:44:44,400 --> 00:44:45,900 بله 588 00:45:00,000 --> 00:45:02,500 ببخشيد انگار اين اطراف مگس زياد هست 589 00:45:06,200 --> 00:45:09,600 قزل آلا براي توئه ماري 590 00:45:09,700 --> 00:45:11,700 ممنون 591 00:45:26,100 --> 00:45:29,200 اوه ببخشيد . دو تاي ديگه هم ميگو و خرچنگ هستند 592 00:45:29,800 --> 00:45:31,200 ممنون 593 00:45:32,800 --> 00:45:35,800 قصد داشتم قهوه بگيرم ولي يادم رفت 594 00:45:35,900 --> 00:45:37,600 خب چاي داريم ميتونم يه کم درست کنم 595 00:45:37,700 --> 00:45:40,200 بله نه براي من ولي لطفا درست کن 596 00:45:55,400 --> 00:45:58,300 يادمه وقتي بچه بوديم اينو ميخونديم 597 00:45:58,500 --> 00:46:00,000 آره يادمه 598 00:46:00,900 --> 00:46:02,900 خيلي حيف شد مگه نه ؟ 599 00:46:03,900 --> 00:46:05,700 ديگه نميتونيم به گذشته برگرديم 600 00:46:23,300 --> 00:46:24,900 بفرماييد 601 00:46:30,400 --> 00:46:31,900 خوب و مقوي ـه 602 00:46:33,600 --> 00:46:35,600 بيا مري - ممنون 603 00:46:36,900 --> 00:46:39,400 خيلي ممنو که به فکر ما بودي خانم کارلايل 604 00:46:39,800 --> 00:46:44,300 باعث آسودگي خاطره که يه استراحتي بکنيم و با هم نهار بخوريم 605 00:46:50,400 --> 00:46:52,200 حالت خوبه مري ؟ 606 00:46:53,100 --> 00:46:55,500 فقط ساندويچ يه کم تلخ بود 607 00:46:56,000 --> 00:46:58,300 اميدوارم کنسرو مشکلي نداشته باشه 608 00:46:59,200 --> 00:47:04,400 مال من که خوب بود ميخواي يه فنجون چاي بيارم ؟ 609 00:47:07,400 --> 00:47:09,900 مطمئني يه فنجون نميخواي خانم کارلايل ؟ 610 00:47:10,400 --> 00:47:12,000 نه ممنون 611 00:47:12,300 --> 00:47:15,500 پس من ميرم زير کتري رو خاموش کنم 612 00:47:16,000 --> 00:47:19,300 روشنش گذاشتم شايد دوباره بخوام دم کنم 613 00:47:25,800 --> 00:47:27,300 مري ؟ 614 00:47:28,200 --> 00:47:29,700 بله ؟ 615 00:47:33,900 --> 00:47:34,700 هيچي 616 00:47:45,600 --> 00:47:48,700 فکر کنم بيرون يه مردي رو ديدم کسي اينجاست ؟ 617 00:47:48,800 --> 00:47:50,600 نه . فقط تد 618 00:47:51,300 --> 00:47:53,900 اون که نبود اينجا خيلي گرمه 619 00:47:54,600 --> 00:47:56,300 آره هوا شرجي ـه 620 00:47:56,500 --> 00:47:59,500 بقيه ي بشقاب ها رو شستم بزار اينا رو هم بشورم 621 00:47:59,700 --> 00:48:01,300 ممنون . صدمه ديدي ؟ 622 00:48:01,700 --> 00:48:07,300 نه خاره يکي از گل ها دستم رو بريد اون بيرون مثل جنگل شده 623 00:48:07,500 --> 00:48:10,700 بايد از تد بخوام کمک کنه 624 00:48:13,000 --> 00:48:16,700 حالت خوبه خانم کارلايل ؟ به نظر سر حال نيستي 625 00:48:18,400 --> 00:48:22,000 نه فقط ميخوام اين جمع و جور کردن تموم بشه 626 00:48:22,600 --> 00:48:25,100 هر وقت کارم اين جا تموم شد ميام بالا 627 00:48:32,200 --> 00:48:34,900 خب اينا براي نيلي و خانم مارکينسون 628 00:48:35,000 --> 00:48:40,100 و اون بيچاره که در کلبه ي ايوي زندگي ميکنه هم ميتونه اين لباساي شب رو صاحب بشه 629 00:48:40,700 --> 00:48:43,100 براي اونا مثل موهبت ميمونه 630 00:48:43,300 --> 00:48:46,700 فکر کنم حالا که مري رفته خونه بهتره اينا رو با خودم ببرم 631 00:48:46,900 --> 00:48:48,400 اون برگشته مگه نه ؟ 632 00:48:48,500 --> 00:48:51,100 مري ؟ نه من توي کتابخونه تنهاش گذاشتم 633 00:48:51,700 --> 00:48:54,900 اون که مال خيلي وقت پيش ـه تا حالا اونجا چي کار ميکنه ؟ 634 00:48:58,000 --> 00:48:59,500 مري ؟ 635 00:49:00,400 --> 00:49:02,000 مري ؟ 636 00:49:02,500 --> 00:49:04,400 انگار خوابش برده 637 00:49:05,700 --> 00:49:08,300 زودباش دختر بيدار شو 638 00:49:10,400 --> 00:49:11,800 مري ؟ 639 00:49:19,800 --> 00:49:22,100 همين الان بايد زنگ بزنم دکتر لويد 640 00:49:22,500 --> 00:49:24,500 چي شده ؟ - متوجه نشدي ؟- 641 00:49:24,700 --> 00:49:28,500 اين دختر داره ميميره فکر کنم مسموم شده 642 00:50:08,000 --> 00:50:08,500 خبرو شنيدي ؟ 643 00:50:08,900 --> 00:50:11,600 آره الينور کارلايل متهم به ارتکاب قتل شده 644 00:50:15,300 --> 00:50:19,300 يه چيزي هست که بايد بهت بگم - از اينطرف - 645 00:50:21,600 --> 00:50:23,700 اوه پوارو بيا يه نگاه به اين بنداز 646 00:50:24,600 --> 00:50:26,600 ما ديروز همينجا پيداش کرديم همونجايي که ساندويچ درست ميکرده 647 00:50:28,200 --> 00:50:31,000 بقيه اش رو نتونستيم پيدا کنيم ولي فکر کنم 648 00:50:31,100 --> 00:50:35,100 يه جور مارک مورفين باشه اونا چاي رو با هم خوردن 649 00:50:35,800 --> 00:50:38,300 پس مشکل بايد از ساندويچ باشه 650 00:50:39,200 --> 00:50:41,600 ميدونستي که قبلا يه بطري مورفين در اين خونه گم شده بود ؟ 651 00:50:42,900 --> 00:50:43,300 چي ؟ 652 00:50:44,200 --> 00:50:47,900 بله . دکتر لورد همين الان بهم گفت قبلا تو کيف يکي از پرستارا بوده 653 00:50:50,400 --> 00:50:52,700 حتما پرستار خودش اينو تاييد ميکنه 654 00:50:54,400 --> 00:50:58,100 پس خانم کارلايل فرصت داشته تا اونو برداره و ازش استفاده کنه 655 00:50:59,200 --> 00:51:05,500 انگيزه اش هم کاملا مشخص ـه . نامزدش به خاطر اون مرحومه ترکش کرده بود 656 00:51:07,000 --> 00:51:08,950 البته مشکلاتي وجود داره 657 00:51:09,000 --> 00:51:12,800 مثل اين نکته که همه ي اونا از اون ساندويچ خوردن 658 00:51:13,300 --> 00:51:16,000 اگه اظهاريه رو ميخوندي اين مشکل برطرف ميشد 659 00:51:17,400 --> 00:51:21,100 درسته که همه ي اونا ساندويچ خوردن ولي سم فقط کافي بود در يکي از اونا باشه 660 00:51:22,000 --> 00:51:25,600 و ساندويچ مورد علاقه ي مري , طبق گفته ي الينور کارلايل 661 00:51:27,000 --> 00:51:29,300 قزل آلا بوده - پس اينطوري قتل صورت گرفته - 662 00:51:30,400 --> 00:51:34,000 ولي خب اون نامه ي ناشناس هم هست که با بقيه ي چيزا جور در نمياد 663 00:51:34,900 --> 00:51:38,500 چرا نه ؟ تصور کن الينور کارلايل به خاطر بازگشت مري جرارد 664 00:51:38,600 --> 00:51:41,800 اضطراب زيادي داشته چون صحبت هاي بسياري در مورد زيباييش بوده 665 00:51:42,100 --> 00:51:45,600 اون ميدونسته که نامزدش و مري در گذشته بهم نزديک بودند 666 00:51:46,000 --> 00:51:48,400 و قرار بود اينجا همديگه رو ملاقات کنن 667 00:51:49,200 --> 00:51:51,400 پس الينور کارلايل خودش نامه ي ناشناس رو مينويسه 668 00:51:51,500 --> 00:51:53,500 به اين اميد که نامزدش رو بر عليه مري تحريک کنه 669 00:51:54,400 --> 00:51:57,200 اون ميخواسته نامزدش فکر کنه که مري 670 00:51:57,300 --> 00:52:00,100 دختري ـه که ... از فرصت ها به نفع خودش استفاده ميکنه 671 00:52:00,900 --> 00:52:03,100 ولي اينکار فايده نداره و الينور نامزدش رو از دست ميده 672 00:52:03,500 --> 00:52:05,600 و از روي درماندگي دست به ارتکاب جنايت ميزنه 673 00:52:06,300 --> 00:52:08,100 ولي چطور فکر ميکرد که ميتونسته قسر در بره ؟ 674 00:52:08,500 --> 00:52:11,500 دکتر عزيز من دارم در مورد جنايتي که از روي احساس انجام شده حرف ميزنم 675 00:52:13,100 --> 00:52:16,000 پوارو آخه چطور تونستي همچين کاري بکني ؟ چطور تونستي 676 00:52:16,100 --> 00:52:18,300 بر عليه اينور پرونده درست کني ؟ اون قاتل نيست 677 00:52:18,400 --> 00:52:19,600 چطور ميتوني انقدر مطمئن باشي ؟ - تو خودت رفتار اونو ديدي - 678 00:52:19,700 --> 00:52:22,400 من غم و غصه اش رو هم ديدم اون قادر به انجام چنين کاري نيست - 679 00:52:22,500 --> 00:52:24,200 برعکس . کاملا هم قادر به انجام قتل ـه 680 00:52:24,300 --> 00:52:27,300 اون مردي که توي خونه ست هيچ از زن ها نميدونه 681 00:52:27,400 --> 00:52:28,600 دکتر عزيز 682 00:52:29,400 --> 00:52:33,100 تو فکر ميکني من پرونده رو دست گرفتم چون ميخوام به اين يارو کمک کنم ؟ 683 00:52:34,400 --> 00:52:36,200 حقايقي رو که من بهش گفتم هر مشاوري 684 00:52:36,300 --> 00:52:40,800 حتي هر احمقي ميتونه بفهمه و اين نتايج رو بهش بگه به همين راحتي 685 00:52:41,700 --> 00:52:46,300 و در مورد تو هم فکر ميکنم زيادي داري از الينور طرفداري ميکني 686 00:52:47,000 --> 00:52:50,000 من اينو انکار نميکنم ولي الينور اينکارو نکرده 687 00:52:50,400 --> 00:52:54,400 لطفا , بهت التماس ميکنم کمک کن حقيقت رو پيدا کنيم 688 00:52:55,500 --> 00:52:58,500 ...دکتر تو از من درخواست کمک کردي 689 00:52:59,800 --> 00:53:02,300 ولي فکر ميکنم تو کاملا با من روراست نبودي 690 00:53:03,500 --> 00:53:06,300 من هنوز هم درمورد مرگ لورا ولمن مشکوک ام 691 00:53:07,100 --> 00:53:09,600 و ميخوام از پليس درخواست کنم جسدش رو نبش قبر کنه 692 00:53:10,100 --> 00:53:13,900 حالا دوباره ازت ميپرسم و لطفا راستشو بگو 693 00:53:15,400 --> 00:53:17,200 اونا قراره چي پيدا کنن ؟ 694 00:53:18,900 --> 00:53:20,400 نميدونم 695 00:53:22,200 --> 00:53:24,400 احتمالا مورفين 696 00:53:25,000 --> 00:53:26,900 خداي من من اصلا تو رو درک نميکنم 697 00:53:27,000 --> 00:53:30,400 تو يه چيز ديگه به من گفته بودي تو گفتي بيخيال بشم به عنوان يه دوست 698 00:53:30,600 --> 00:53:35,000 پوارو خواهش ميکنم ... من هرگز نميخواستم چنين کاري بکنم 699 00:53:36,000 --> 00:53:38,400 فکر ميکردم احتمالا مرگش به خاطر دلايل طبيعي بوده 700 00:53:38,700 --> 00:53:40,700 ولي يه احتمال ديگه هم وجود داشت 701 00:53:41,200 --> 00:53:44,500 من ميدونم که اون ممکنه خودش مورفين مصرف کرده باشه 702 00:53:45,200 --> 00:53:47,200 اون قبلا در موردش صحبت کرده بود - پس تو هم نقش يه دکتر بخشنده رو بازي کردي ؟- 703 00:53:48,000 --> 00:53:51,200 من فقط گفتم در موردش حرف زده بود تحت اون شرايط 704 00:53:51,700 --> 00:53:54,400 دلم نميخواست با درخواست کالبد شکافي باعث بروز يک رسوايي بشم 705 00:53:54,700 --> 00:53:57,400 يه بار ديگه بايد ازت بخوام روراست بهم جواب بدي 706 00:53:57,500 --> 00:53:59,200 تو بنا به درخواست اون بهش مورفين ندادي ؟ 707 00:53:59,700 --> 00:54:00,400 قسم ميخورم که اينکارو نکردم 708 00:54:01,100 --> 00:54:04,200 بهش گفتم اصلا دلم نميخواد اعدام بشم و اينکارو نميکنم 709 00:54:05,300 --> 00:54:07,500 بسيار خب 710 00:54:08,400 --> 00:54:11,000 ولي ايکاش بهم گفته بودي که مشکوک شدي 711 00:54:11,100 --> 00:54:13,900 چون اگه حق با تو باشه اين ميتونه براي الينور کارلايل 712 00:54:14,100 --> 00:54:16,400 بدتر از چيزي باشه که فکرشو ميکردم 713 00:54:18,500 --> 00:54:19,500 پس نميخواي صحبت کني ؟ 714 00:54:22,300 --> 00:54:26,100 من يه اظهاريه نوشتم ديگه جيزي براي گفتن ندارم 715 00:54:27,000 --> 00:54:28,300 خانم کارلايل 716 00:54:28,900 --> 00:54:33,000 ميدوني که سکوتت باعث ميشه محکوم بشي ؟ 717 00:54:35,500 --> 00:54:37,200 مهم نيست 718 00:54:41,400 --> 00:54:44,400 بايد بگم بسيار شوکه کننده ست 719 00:54:44,700 --> 00:54:46,300 بفرماييد چاي - مرسي - 720 00:54:50,200 --> 00:54:52,300 همونطور که به پليس هم گفتم آقاي پوارو 721 00:54:53,400 --> 00:54:57,000 خانم کلارلايل اونروز رفتارش بسيار عجيب بود 722 00:54:58,100 --> 00:55:02,200 فکر کردم به خاطر اين روزهاست ولي عصر اون روز خيلي مشکوک ميزد 723 00:55:03,000 --> 00:55:05,200 طوري صحبت ميکرد انگار خودش نميدونه چي داره ميگه 724 00:55:05,600 --> 00:55:09,400 چشم هاش هم خيلي روشن و عجيب شده بود 725 00:55:09,800 --> 00:55:12,900 و شما گفتيد که مثل گناهکارها به نظر ميومد ؟ 726 00:55:13,700 --> 00:55:16,200 اوه بله قبل ور بعد از اون ماجرا داشت ميلرزيد 727 00:55:17,100 --> 00:55:19,600 طوري که انگار گير افتاده 728 00:55:21,900 --> 00:55:26,400 ساندويچ هيي که درست کرده بود آيا مثل همديگه بودند ؟ 729 00:55:26,900 --> 00:55:29,100 يعني از نون متفاوتي استفاده نکرده بود ؟ 730 00:55:29,300 --> 00:55:32,300 نه قطعا نون سفيد که نبودند خيلي هم شبيه به هم بودند 731 00:55:32,800 --> 00:55:36,100 ولي ماري با طعم قزل آلا رو خورد و ما خرچنگ رو 732 00:55:37,300 --> 00:55:41,300 وقتي يادم ميفته که موقع پيدا کردن جسد ...+مري چطور شده بود 733 00:55:44,100 --> 00:55:47,200 اون يکي از زيباترين دخترايي بود که تا به حال ديدم آقاي پوارو 734 00:55:48,700 --> 00:55:51,370 و مثل گذشته متعجب کننده هم بود 735 00:55:51,380 --> 00:55:54,000 اون پيرزن از ديدنش شگفت زده شده بود 736 00:55:55,100 --> 00:55:56,400 شايد غافلگير شده بود ؟ 737 00:55:56,500 --> 00:56:01,500 خوب بستگي داره . البته ميتونه کاملا طبيعي باشه 738 00:56:01,800 --> 00:56:05,600 قطعا براي افراد پير خوبه که دور و برشون چهره ي جوون ها رو ببينن 739 00:56:07,500 --> 00:56:09,100 متوجه ام 740 00:56:10,500 --> 00:56:12,200 پس مورد ديگه اي نيست نه ؟ 741 00:56:13,100 --> 00:56:17,000 هيچ چيز ديگه اي که بتوني در مورد مري جرارد بهم بگي ؟ 742 00:56:21,200 --> 00:56:22,700 نه چيزي که من ازش باخبر باشم 743 00:56:25,400 --> 00:56:27,000 نه مري قبل از اومدن به اينجا مسموم نشده بود 744 00:56:27,600 --> 00:56:29,400 وگرنه چطور ميتونست از کلبه شون تا اينجا پياده بياد ؟ 745 00:56:29,800 --> 00:56:34,400 نه بدون شک مري در اين اتاق مسموم شده 746 00:56:34,900 --> 00:56:36,700 اما اون و پرستار هاپکينز با هم چاي خوردند 747 00:56:37,100 --> 00:56:39,000 پس ساندويچ بايد مسموم بوده باشه 748 00:56:40,500 --> 00:56:44,300 ولي پوارو به آسوني ميشده وارد اينجا شد و ساندويچ ها رو مسموم کرد 749 00:56:46,000 --> 00:56:49,800 يه نفر بيرون در باغ ديده شده ممکنه يکي از آشناهاي مري در گذشته بوده باشه 750 00:56:51,300 --> 00:56:54,200 يا به احتمال زياد کسي بوده که ما ميشناسيم 751 00:56:56,400 --> 00:56:58,300 من همه چي رو قبلا به پليس گفتم آقاي پوارو 752 00:56:58,800 --> 00:57:01,100 من اونروز اينطرف خونه نيومدم 753 00:57:01,800 --> 00:57:03,100 چون سمت جاده بودم 754 00:57:03,700 --> 00:57:06,300 کسي رو هم ديدي ؟ - نه - 755 00:57:08,400 --> 00:57:14,300 ولي يه ماشين ديدم که بعد از ظهر توي خيابون پارک کرده بود 756 00:57:15,400 --> 00:57:17,100 ماشين رو شناختي ؟ 757 00:57:19,100 --> 00:57:23,600 نه .. فکر نکنم گمون کنم سبز بود 758 00:57:25,200 --> 00:57:29,700 باورم نميشه کسي بتونه چنين کاري کنه 759 00:57:30,800 --> 00:57:33,300 مخصوصا خانم کارلايل 760 00:57:34,800 --> 00:57:38,300 آقاي هولريک تو به مري علاقه داشتي مگه نه ؟ 761 00:57:40,300 --> 00:57:41,500 همه اينو ميدونن 762 00:57:42,700 --> 00:57:45,500 وقتي از خارج برگشت ديگه مثل سابق نبود 763 00:57:47,000 --> 00:57:48,800 آيا دشمني هم داشت ؟ 764 00:57:49,300 --> 00:57:50,800 نه کسي که من بشناسم 765 00:57:52,100 --> 00:57:56,300 اون هميشه يه کم با بقيه تفاوت داشت ولي مردم دوسش داشتن 766 00:57:57,600 --> 00:58:00,100 بعد از اينکه برگشت ديگه کسي اونو خوب نميشناخت 767 00:58:00,800 --> 00:58:02,400 چطور ؟ 768 00:58:02,800 --> 00:58:06,700 اون تغيير کرده بود .. نه به صورت کلي ولي 769 00:58:07,300 --> 00:58:09,100 ديگه يکي از ما نبود 770 00:59:00,100 --> 00:59:01,900 اين به خاطر مري ـه 771 00:59:05,100 --> 00:59:07,500 "اما او در قبر است و تفاوت ها براي من" 772 00:59:09,100 --> 00:59:11,900 وردروث" . زياد کتاباش رو خوندم" 773 00:59:13,700 --> 00:59:16,300 احتمالا اين بيت شعر احساس شما رو بيان ميکنه 774 00:59:17,000 --> 00:59:21,400 بله خيلي هم عميق اساسم رو بيان ميکنه اميدوارم راضي شده باشي 775 00:59:22,000 --> 00:59:23,800 لطفا منو ببخشيد آقاي وينتر 776 00:59:23,900 --> 00:59:25,900 چيزايي هستن که نبايد گفته بشه 777 00:59:26,000 --> 00:59:28,100 اما يک کاراگاه مجبوره اونا رو بگه 778 00:59:28,200 --> 00:59:30,900 و در مورد احساس مردم سوال بپرسه 779 00:59:32,700 --> 00:59:35,600 خب اگه اين به الينور کمک ميکنه هر چي ميخواي بپرس آقاي پوارو 780 00:59:36,700 --> 00:59:38,600 مرسي 781 00:59:40,900 --> 00:59:43,400 شنيدم که شما زود از فرانسه برگشتيد 782 00:59:44,400 --> 00:59:46,600 در روز قتل اينجا ديده شديد 783 00:59:47,800 --> 00:59:51,300 درسته من زود برگشتم ولي نميخواستم الينور بدونه 784 00:59:51,400 --> 00:59:54,200 تصميم گرفتم از مري درخواست کنم باهام ازدواج کنه 785 00:59:55,800 --> 00:59:58,100 شما اونو ديديد ؟ - نه نديدم - 786 00:59:59,200 --> 01:00:01,900 خب اون انتظار ديدن من رو نداشت پس تصميم گرفتم صبر کنم 787 01:00:03,100 --> 01:00:05,300 قطعا نميخواستم براي ديدنش برم هانتربري 788 01:00:06,100 --> 01:00:08,600 و همينجا نرديک کلبه ي مري منتظر موندم 789 01:00:10,300 --> 01:00:12,000 و البته مري هرگز نيومد 790 01:00:12,200 --> 01:00:14,300 اول يه آمبولانس ديدم بعد ماشين پليس 791 01:00:15,100 --> 01:00:18,200 مردم داشتن حرف ميزدن منم شنيدم چي ميگفتن 792 01:00:18,400 --> 01:00:20,700 نميتونستم با کسي مواجه بشم 793 01:00:20,800 --> 01:00:23,700 بنابراين سوار قطار شدم رفتم شهر و منتظر اخبار موندم 794 01:00:23,900 --> 01:00:26,200 اونموقع بود که فهميدم اون مرده 795 01:00:26,300 --> 01:00:28,400 و شما فکر ميکنيد الينور اينکارو نکرده ؟ 796 01:00:28,900 --> 01:00:32,700 نه البته که نه . اينکه اونا الينور رو قاطي اين ماجرا کردن 797 01:00:32,750 --> 01:00:34,600 باعث شد برام دردناک تر بشه 798 01:00:34,800 --> 01:00:36,500 پس اگه اون از زندان آزاد بشه 799 01:00:36,600 --> 01:00:38,500 شما دوباره ميخوايد باهاش نامزد بشيد ؟ 800 01:00:38,600 --> 01:00:40,300 فکر کرديد من چطور آدمي ام ؟ 801 01:00:40,500 --> 01:00:44,000 البته که نه اون جريان ديگه تموم شده 802 01:00:45,800 --> 01:00:48,700 ولي ميخوام مشکلي براش پيش نياد اون آدم بسيار خوبي ـه 803 01:00:50,000 --> 01:00:51,500 ...بهتر از بهتر از تو ؟ - 804 01:00:51,500 --> 01:00:54,200 همينو ميخواستي بگي ؟ 805 01:01:07,400 --> 01:01:08,900 ديگه شکي نيست پوارو 806 01:01:09,900 --> 01:01:11,800 مقداري مورفين داخل جسدش پيدا شده 807 01:01:12,400 --> 01:01:15,200 در روزي که مرده بهش داده شده 808 01:01:22,500 --> 01:01:24,100 شما خيلي لطف داريد آقاي پوارو 809 01:01:25,500 --> 01:01:27,300 من با خوشحالي به سوالات شما جواب ميدم 810 01:01:28,300 --> 01:01:31,100 البته در مورد خانم ولمن هم شنيدم چه اتفاق وحشتناکي 811 01:01:32,500 --> 01:01:34,000 شما در اون موقع مشکوک نشده بوديد ؟ 812 01:01:34,500 --> 01:01:35,900 نه حتي يه ذره 813 01:01:38,500 --> 01:01:42,450 لطفا به من بگيد اون شب به جز خانم کارلايل 814 01:01:42,460 --> 01:01:45,450 کسي وارد اتاق خانم ولمن شد ؟ 815 01:01:45,500 --> 01:01:49,300 من اصلا از کنارش جم نخوردم به جز موقعي که خانم کارلايل اومد 816 01:01:50,400 --> 01:01:52,300 خب اون خيلي جسور و باهوش بوده 817 01:01:54,000 --> 01:01:55,600 ولي چرا اون بايد اينکارو بکنه ؟ 818 01:01:56,800 --> 01:02:01,400 معلومه به خاطر پول اون خيلي خوب ميدونست اگه اينکارو نکنه 819 01:02:01,500 --> 01:02:04,500 تمام پول هاي عمه اش ميرسه به مري جرارد 820 01:02:06,500 --> 01:02:10,000 يعني مري جرارد دختري بود که براي اينکار نقشه ريخته بود ؟ 821 01:02:11,500 --> 01:02:14,100 نه لطفا اين حرفو نزنيد 822 01:02:15,300 --> 01:02:18,200 خانم ولمن دوسش داشت اون دختر مهربوني بود 823 01:02:20,500 --> 01:02:21,500 ولي يکي از ما نبود 824 01:02:22,500 --> 01:02:24,100 ببخشيد 825 01:02:26,500 --> 01:02:27,800 اون تنها بچه خونوادش بود ؟ 826 01:02:31,300 --> 01:02:33,000 ممکنه اونو به فرزند خودنگي قبول کرده باشن ؟ 827 01:02:34,400 --> 01:02:34,900 چي ؟ 828 01:02:36,300 --> 01:02:40,400 نه امکان نداره بايد بگم اين کيک خيلي خوشمزه ست 829 01:02:45,200 --> 01:02:46,450 مري يه وصيت نامه نوشته بود , درسته ؟ 830 01:02:46,500 --> 01:02:49,750 الان که بهش فکر ميکنم ميبينم وحشتناکه من و پرستار هاپکينز 831 01:02:49,760 --> 01:02:52,400 بهش توصيه کرديم اين کار درستي ـه 832 01:02:52,500 --> 01:02:55,300 ما فکر ميکرديم بايد يکي داشته باشه چون انتظاراتي ازش ميرفت 833 01:02:55,500 --> 01:02:57,200 الان که فکر ميکنم ميگم اي کاش اينو نگفته بودم 834 01:02:57,300 --> 01:03:00,200 يعني اون 7000 پوند ميرسه به خاله اش ؟ اون اينجا اقوامي نداره ؟ 835 01:03:00,700 --> 01:03:02,800 فقط خواهرِ مادرش که در نيوزلند زندگي ميکنه 836 01:03:03,500 --> 01:03:06,200 من براي اون پيرزن هم يه نامه نوشتم چقدر براش شوکه کننده ست 837 01:03:07,100 --> 01:03:09,100 قراره خانم کارلايل رو اعدام کنن ؟ 838 01:03:15,500 --> 01:03:16,700 اگه گناهکار باشه بله 839 01:03:24,800 --> 01:03:30,300 خانم ولمن که ثروتش به الينور کارلايل رسيده 840 01:03:30,400 --> 01:03:32,300 با استفاده از مورفين به قتل رسيده 841 01:03:33,500 --> 01:03:34,800 مري جرارد 842 01:03:35,700 --> 01:03:39,400 که بين الينور کارلايل و نامزدش قرار گرفته بود 843 01:03:39,700 --> 01:03:42,500 با استفاده از مورفين به قتل رسيده 844 01:03:43,500 --> 01:03:47,300 و هيچکس در اين دنيا کوچکترين انگيزه اي براي انجام اين قتل ها نداره 845 01:03:47,400 --> 01:03:49,000 به جز متهم حاضر 846 01:03:49,700 --> 01:03:53,700 و به جز متهم کسي فرصت اينکار رو هم نداشته 847 01:03:55,300 --> 01:03:58,800 و اين زن انتقام جو 848 01:03:59,800 --> 01:04:03,800 در حضور بيش از يک شاهد آرزوي مرگ قرباني ها رو کرده 849 01:04:04,600 --> 01:04:09,200 و هرگز ذره اي پشيماني از خودش نشون نداده 850 01:04:18,400 --> 01:04:21,700 اعضاي هيئت منصفه راي شما چيه ؟ 851 01:04:28,300 --> 01:04:28,900 گناهکار 852 01:04:44,200 --> 01:04:47,250 الينور کارلايل تو محکوم ميشي تا از اينجا به 853 01:04:47,260 --> 01:04:53,900 به زندان برده بشي و از اونجا هم به محل اعدام 854 01:04:54,900 --> 01:04:59,000 جايي که به دار آويخته ميشي تا زماني که بميري 855 01:05:00,100 --> 01:05:03,200 باشد که خدا روح تو را قرين رحمت خويش کند 856 01:05:16,300 --> 01:05:17,500 آقاي پوارو 857 01:05:19,300 --> 01:05:23,000 خانم لطفا مراقب خودتون باشيد 858 01:05:24,800 --> 01:05:25,800 ....البته 859 01:05:50,500 --> 01:05:51,900 تجديد نظر رد شد اعدام تا 5 روز ديگر 860 01:05:52,000 --> 01:05:54,600 بايد اعتراف کنم که نمي تونستم خوب بخوابم 861 01:05:55,500 --> 01:05:57,500 ولي ديشب بالاخره خوابم برد 862 01:06:00,500 --> 01:06:02,200 و خواب ديدم 863 01:06:03,500 --> 01:06:09,800 خواب قرباني رو ديدم که سر حال بود 864 01:06:10,400 --> 01:06:12,400 توي خيابون بيرون از هتل 865 01:06:12,700 --> 01:06:15,000 دختري که دوست داشتني و مورد علاقه ي خانم ولمن بود 866 01:06:15,200 --> 01:06:17,500 دختري که همه دوسش داشتن ولي هنوز برام مثل معماست 867 01:06:23,100 --> 01:06:28,700 و بعد که بيدار شدم يه چيزي يادم اومد 868 01:06:29,300 --> 01:06:29,900 چي ؟ 869 01:06:34,800 --> 01:06:39,400 خب .. يه سري جزئياته ... در واقع نيمي از جزئيات شايد هم بيست درصدش 870 01:06:39,500 --> 01:06:41,600 اما همين نگرانم ميکنه دوست من 871 01:06:41,900 --> 01:06:44,100 يه چيزي که پرستار هاپکينز در مورد مري بهم گفت 872 01:06:44,200 --> 01:06:45,200 چه چيزي ؟ 873 01:06:45,400 --> 01:06:48,700 درسته چه چيزي ؟ چي پشت اون پنهان شده ؟ 874 01:06:48,500 --> 01:06:51,700 من که حرفات رو نميفهمم - و ناگهان متوجه شدم يه چيزي هست - 875 01:06:51,800 --> 01:06:54,300 که پرستار هاپکينز نميخواد من بفهمم 876 01:06:54,400 --> 01:06:55,900 چيزي که فکر ميکنه ربطي به جنايت نداره 877 01:06:56,000 --> 01:06:57,400 ولي من فکر ميکنم ممکنه داشته باشه 878 01:06:57,700 --> 01:06:58,850 اگه اينطور بود خودش ميفهميد 879 01:06:58,950 --> 01:07:02,350 نه دکتر هاپکينز پرستار هاپکينز زن باهوشيه 880 01:07:03,400 --> 01:07:06,000 ولي هوش و ذکاوتش با من قابل مقايسه نيست 881 01:07:06,200 --> 01:07:08,700 خودش ممکنه اينو نفهمه ولي هرکول پوارو متوجه ميشه 882 01:07:08,800 --> 01:07:11,700 و همين کلي سوال در ذهنم ايجاد ميکنه 883 01:07:13,200 --> 01:07:17,300 نه قبلا هم درست فکر ميکردم يه جاي کار ميلنگه 884 01:07:18,600 --> 01:07:22,800 ولي دکتر وقت تنگ ـه و من يه چيزي ازت ميخوام يه کتاب 885 01:07:22,900 --> 01:07:27,800 نميدونم چي بهش ميگيد , يه کتاب که داروهاي تجويزي رو توضيح ميده 886 01:07:28,000 --> 01:07:30,800 دستورالعمل ترکيبات ؟ بله دقيقا . بايد ازت قرض بگيرمش - 887 01:07:35,800 --> 01:07:38,000 مرسي 888 01:07:40,000 --> 01:07:51,145 .::WWW.IMDB-DL.COM::. 889 01:07:54,200 --> 01:07:59,300 قبلا وقتي با شما ملاقات کردم گفتم که غافلگير کننده ست 890 01:07:59,600 --> 01:08:02,800 که خانم ولمن چقدر مري رو دوست داشت 891 01:08:02,900 --> 01:08:06,000 شما گفتيد اين طبيعي ـه 892 01:08:06,300 --> 01:08:09,350 من فکر کردم شما داريد در مورد دوستي صحبت ميکنيد که طبيعي ـه 893 01:08:09,370 --> 01:08:13,700 و بعد دوباره در مورد مري و در مورد کلمه ي طبيعي فکر کردم 894 01:08:14,700 --> 01:08:18,600 و فهميدم که شما عمدا اون کلمه رو به کار برديد 895 01:08:18,600 --> 01:08:23,500 از اين بابت مطمئنم حالا ميخوام بهم بگيد چرا ؟ 896 01:08:30,500 --> 01:08:33,900 من و پرستار اوبراين هر دو درد دل هاي اون پيرزن 897 01:08:34,000 --> 01:08:36,500 در مورد گذشته اش رو شنيديم 898 01:08:39,000 --> 01:08:40,800 اون با مردي آشنا بوده به اسم لوئيس 899 01:08:43,000 --> 01:08:46,300 ولي هر دو ميدونستيم قضيه بشتر از دوستي ـه 900 01:08:47,400 --> 01:08:53,200 و بعد از مرگ مري اينو در کلبه اش پيدا کردم 901 01:08:58,000 --> 01:09:00,000 اين خانم ولمن ـه ؟ 902 01:09:12,500 --> 01:09:14,000 و اين بچه ؟ 903 01:09:15,900 --> 01:09:16,800 اون مري جرارده 904 01:09:24,800 --> 01:09:28,400 پس مري بچه ي نامشروع خانم ولمن بوده 905 01:09:30,700 --> 01:09:33,800 يه داستان ناراحت کننده ست توي نامه ميتوني اونو ببيني 906 01:09:34,500 --> 01:09:37,900 اون مرد نميتونست باهاش ازدواج کنه چون خودش خانواده داشت 907 01:09:38,700 --> 01:09:41,700 مدتي بعد هم در يک درگيري کشته شد 908 01:09:44,400 --> 01:09:47,800 جرارد ها هيچ فرزندي نداشتن خانم ولمن رفت به اسکاتلند 909 01:09:47,900 --> 01:09:51,300 و خانم جرارد رو هم با خودش برد همونجا بچه متولد شد 910 01:09:52,100 --> 01:09:54,300 اون هزينه ي مدرسه ي مري رو داد 911 01:09:54,400 --> 01:09:56,900 و به اونا گفت براش فراهم ميکنه 912 01:09:57,500 --> 01:10:01,900 اما نميتونست حقيقت رو بگه بايد از رسوايي دوري ميکرد 913 01:10:03,400 --> 01:10:06,400 ولي سرانجام مري خبردار شد 914 01:10:10,200 --> 01:10:11,200 اما چقدر غم انگيز 915 01:10:15,400 --> 01:10:19,800 مري عزيزم تمام اين سال ها من مجبور بودم اين راز رو از دختري که 916 01:10:20,300 --> 01:10:24,500 بدنيا آوردم مخفي کنم چقدر کار سختي بود 917 01:10:25,100 --> 01:10:28,000 البته ما تا حدي شک کرده بوديم 918 01:10:28,400 --> 01:10:30,700 ...پرستار فکر ميکرد اون ميدونه ولي 919 01:10:33,600 --> 01:10:36,100 الان چه فايده اي داره اين قضيه برملا بشه 920 01:10:37,500 --> 01:10:39,000 من قصد داشتم اينو از بين ببرم 921 01:10:39,900 --> 01:10:44,400 همونطور که قبلا هم گفتم آقاي پوارو بهتره بزاريم مرده ها در آرامش بمونن 922 01:10:45,500 --> 01:10:49,300 نه . نه وقتي موضوع سر جون زنده هاست 923 01:10:51,500 --> 01:10:54,500 خانم کارلايل شما قبلا چيزي نگفتيد 924 01:10:55,600 --> 01:10:57,300 ولي حالا من يه کم بيشتر ميدونم 925 01:10:57,400 --> 01:10:58,700 ميخوام به شما کمک کنم و معتقدم که ميتونم 926 01:10:58,800 --> 01:11:02,800 اما شما بايد به سوالات من در مورد اونروز جواب بديد . ازتون خواهش ميکنم 927 01:11:04,500 --> 01:11:08,500 ..چرا مگه هدفي هم داره ؟ - بله البته که داره - 928 01:11:11,100 --> 01:11:12,600 خواهش ميکنم 929 01:11:14,000 --> 01:11:16,100 حالا لطفا از اول شروع کنيد 930 01:11:16,200 --> 01:11:18,400 اولا اينکه چرا به خدمتکارها مرخصي داديد ؟ 931 01:11:19,800 --> 01:11:23,700 من غمگين بودم ميخواستم تنها باشم 932 01:11:24,900 --> 01:11:28,100 و زماني که ساندويچ درست ميکرديد کسي رو بيرون نديديد ؟ 933 01:11:29,600 --> 01:11:30,000 نه 934 01:11:31,700 --> 01:11:35,400 خوبه . بعد شما رفتيد وسايل عمه تون رو بگرديد 935 01:11:35,500 --> 01:11:38,600 آيا چيزي پيدا کرديد که روي شما تاثير گذار باشه 936 01:11:38,700 --> 01:11:41,000 هرگونه موضوع خصوصي مربوط به عمه تون ؟ 937 01:11:41,900 --> 01:11:43,400 چي ؟ نه 938 01:11:47,700 --> 01:11:51,100 بعد مري و پرستار هاپکينز رو برديد به کتابخونه 939 01:11:51,200 --> 01:11:52,900 و ساندويچ ها رو اونجا بهشون داديد 940 01:11:55,400 --> 01:11:57,900 زماني که مري رو ترک کرديد داشت چيکار ميکرد ؟ 941 01:11:59,500 --> 01:12:04,400 اون روي مبل نشسته بود کاملا طبيعي به نظر ميومد 942 01:12:06,400 --> 01:12:09,200 لطفا تمام جزئيات رو بگيد 943 01:12:14,700 --> 01:12:19,900 من رفتم پائين به آبدارخونه پرستار اونجا داشت ظرفا رو ميشست 944 01:12:21,400 --> 01:12:25,800 اون گفت که يه مرد رو در باغ ديده ولي من چيزي نديدم 945 01:12:26,700 --> 01:12:28,400 بعد در مورد چي حرف زديد ؟ 946 01:12:29,600 --> 01:12:31,100 نميدونم 947 01:12:34,000 --> 01:12:37,300 اوه بله گل هاي رز جلوي کلبه 948 01:12:38,300 --> 01:12:42,400 اون يه علامت روي بازوش افتاده بود که در اثر برخورد با خار خراشيده شده بود 949 01:12:44,100 --> 01:12:46,700 بعد همه چيزهاي گذشته يادم اومد 950 01:12:47,500 --> 01:12:49,000 زماني که بچه بوديم 951 01:12:49,100 --> 01:12:54,700 من و رودي مدام در مورد گل ها دعوا داشتيم 952 01:12:55,500 --> 01:12:57,300 اون رز سفيد دوست داشت 953 01:12:58,000 --> 01:13:01,800 من گفتم اونا واقعي نيستن چون حتي بو ندارن 954 01:13:02,200 --> 01:13:07,300 من قرمز رو ترجيح ميدادم چون بزرگ و تيره بودند 955 01:13:07,400 --> 01:13:10,700 و بوي ... تابستون ميدادند 956 01:13:13,700 --> 01:13:15,600 بعد متوجه يه چيزي شدم 957 01:13:16,000 --> 01:13:23,200 هيچ دليلي براي کشتن مري وجود نداشت چون رودي در هر صورت ديگه با من نمي موند 958 01:13:27,100 --> 01:13:28,300 ..بعد وقتي که 959 01:13:29,600 --> 01:13:34,800 وقتي که برگشتي مري مرده بود 960 01:13:36,900 --> 01:13:40,300 ممکن بخوايد از من بپرسيد آيا قصد داشتم مري جرارد رو بکشم ؟ 961 01:13:40,900 --> 01:13:44,800 نه نه خانم لطفا منو ببخشيد 962 01:13:46,400 --> 01:13:50,300 من وقت کمي دارم شما هم هر چي لازم بود رو به من گفتيد 963 01:13:50,400 --> 01:13:54,700 و چيزهايي هست که دلم نميخواد بدونم 964 01:14:20,000 --> 01:14:22,100 آقاي هولريک بيا داخل لطفا 965 01:14:23,100 --> 01:14:25,500 عذر ميخوام آقاي پوارو يه چيزي هست که بايد خصوصي به شما بگم 966 01:14:25,800 --> 01:14:30,500 آقاي هولريک قبل از اينکه تو بياي اينجا من بسيار درمانده شده بودم 967 01:14:30,700 --> 01:14:32,700 من خيلي احمق بودم ببخشيد ؟ - 968 01:14:32,800 --> 01:14:37,000 منو ببخشيد الان يه چيزي کشف کردم که بسيار دردناکه 969 01:14:37,100 --> 01:14:39,800 شديدا درناک ولي بسيار مهم 970 01:14:40,700 --> 01:14:43,600 ببخشيد . لطفا بشينيد 971 01:14:47,800 --> 01:14:49,400 هر چي ميخواستي بگي رو بگو 972 01:14:49,700 --> 01:14:51,400 به دکتر لورد مربوط ميشه قربان 973 01:14:52,500 --> 01:14:54,300 اگه موافق نيستي ميرم سراغ مقامات بالاتر 974 01:14:54,500 --> 01:14:57,300 از شما ميخوام اين موضوع رو بسيار جدي بگيريد 975 01:14:57,800 --> 01:15:01,500 هر کاري بتونم ميکنم قربان - حتما بايد فردا باشه - 976 01:15:02,600 --> 01:15:04,100 بسيار خوب 977 01:15:10,600 --> 01:15:13,100 پوارو ميدوني که کمتر از يک روز و يک شب وقت داريم ؟ 978 01:15:13,200 --> 01:15:14,100 چرا خواستي بيام اينجا ؟ 979 01:15:14,900 --> 01:15:19,400 چون ميخواستم اينو نشونت بدم 980 01:15:23,500 --> 01:15:25,500 رز زفرين - خب ؟ - 981 01:15:28,500 --> 01:15:30,200 اون آقاي وينتره ؟ 982 01:15:30,400 --> 01:15:32,200 چه خبر شده ؟ الينور چي گفت ؟ 983 01:15:32,400 --> 01:15:37,400 الان ميگم . اون در مورد دعواهاي زمان گذشته گفت 984 01:15:38,500 --> 01:15:41,300 اينکه چطور اون و آقاي وينتر در دو سمت مختلف بودند 985 01:15:41,500 --> 01:15:45,340 و خيلي واضح بهم گفت که از خيلي وقت پيش 986 01:15:45,350 --> 01:15:46,900 عاشق مردي شده که اون مرد اين احساس رو بهش نداشته 987 01:15:48,900 --> 01:15:52,400 و بعد تمام دروغ هايي که بهم گفته شده بود آشکار شد 988 01:15:53,100 --> 01:15:53,800 کي بهت دروغ گفته ؟ 989 01:15:54,200 --> 01:15:55,900 همه 990 01:15:56,900 --> 01:15:58,300 خصوصا تو 991 01:16:00,000 --> 01:16:02,100 اما دست آخر موضوع رو به نتيجه رسوندم 992 01:16:02,300 --> 01:16:07,300 و به همين خاطر يه تله گذاشتم بريم داخل خونه ؟ 993 01:16:11,200 --> 01:16:13,800 من پيام بازرس رو گرفتم آقاي پوارو ميشه بگيد اينکارا براي چيه ؟ 994 01:16:14,400 --> 01:16:16,700 اين برام خيلي ناخوشاينده ديگه دلم نميخواد اين اتاق رو ببينم 995 01:16:17,000 --> 01:16:19,200 من که غافلگير نشدم - منظورت چيه ؟ - 996 01:16:19,700 --> 01:16:21,200 آقايون , خواهش ميکنم 997 01:16:23,000 --> 01:16:26,900 من به اين نتيجه رسيدم که در اين پرونده هيچ چيز طوري که به نظر ميرسه نيست 998 01:16:28,500 --> 01:16:32,000 در ابتدا ما شنيديم که در روز قتل 999 01:16:32,500 --> 01:16:36,600 يک مرد قد بلند در باغ ديده شده که شبيه شما بوده آقاي وينتر 1000 01:16:36,900 --> 01:16:37,900 من که گفتم هرگز اينجا نيومدم 1001 01:16:38,700 --> 01:16:41,300 پس غافلگير ميشيد که از محتواي وصيت نامه ي خانم کارلايل باخبر بشيد 1002 01:16:41,500 --> 01:16:44,500 من ديشب خودم ديدمش و اون همه چيزش رو براي شما گذاشته 1003 01:16:46,500 --> 01:16:47,900 قسم ميخورم که خبر نداشتم 1004 01:16:48,100 --> 01:16:51,600 پس شايد شما بيرون ايستاديد و تماشا کرديد که ساندويچ درست ميکنه 1005 01:16:51,900 --> 01:16:53,500 و فکر کرديد ساندويچ ها براي خودش ـه 1006 01:16:54,200 --> 01:16:57,900 چون اگه اون بميره شما مرد بسيار ثروتمندي ميشيد 1007 01:16:58,100 --> 01:17:01,300 اين بي انصافي ـه من که گفتم اونروز هرگز سمت خونه نيومدم 1008 01:17:01,500 --> 01:17:06,500 هر چند اگه اون اعدام هم بشه شما بازم ثروتمند ميشيد 1009 01:17:07,600 --> 01:17:13,400 پس بيايد تصور کنيم که 1010 01:17:13,900 --> 01:17:15,800 که قتل موفقيت آميز بوده 1011 01:17:17,100 --> 01:17:20,700 خيلي آسونه که تصور کنيم شما يا يه نفر ديگه 1012 01:17:20,800 --> 01:17:24,400 خبر داشته که الينور کارلايل ميخواسته مري جرارد رو دعوت کنه اينجا 1013 01:17:24,500 --> 01:17:27,500 و همينطور اينکه طعم مورد علاقه ي مري قزل آلا بوده 1014 01:17:27,900 --> 01:17:29,400 هر دوي اين موارد براي همه مشخص ـه 1015 01:17:29,500 --> 01:17:32,800 منظورت منم هست ؟ - منظورم همه ست 1016 01:17:32,900 --> 01:17:35,700 اين فرد مورفين همراهش داشته 1017 01:17:35,800 --> 01:17:37,500 تا فرصتش فرا برسه 1018 01:17:39,900 --> 01:17:41,500 و اين چيزي ـه که اون پيدا کرده 1019 01:17:46,200 --> 01:17:47,400 ساندويچ ها 1020 01:17:48,300 --> 01:17:54,400 يکي از اونا کنسرو قزل آلا و دو تاي ديگه ميگو و خرچنگ بودند 1021 01:17:56,100 --> 01:18:00,900 قاتل دستش به ساندويچ ها ميرسه 1022 01:18:02,400 --> 01:18:05,400 و به محض اينکه اونا رو ميبينه بايد بفهمه کدوم ساندويچ مال چي کسي ـه 1023 01:18:06,200 --> 01:18:08,400 پس کدوم يکي کنسرو قزل آلا بوده ؟ 1024 01:18:16,400 --> 01:18:18,600 امکان نداره از طريق بو کردن بشه فهميد 1025 01:18:18,800 --> 01:18:21,000 پس اين شخص چيکار ميتونه بکنه ؟ 1026 01:18:22,500 --> 01:18:24,600 متاسفانه بايد بگم فقط يک راه براش وجود داشته 1027 01:18:26,000 --> 01:18:27,200 طعمش رو بچشه 1028 01:18:40,200 --> 01:18:42,400 همون دفعه ي اول هم بدمزه بود 1029 01:18:46,600 --> 01:18:50,400 اما ناگهان متوجه شدم که من چقدر احمق بودم 1030 01:18:53,200 --> 01:18:55,100 من يعني هرکول پوارو دلايل ام رو دنبال کردم 1031 01:18:55,200 --> 01:18:59,400 اما هر چي فکر کردم نتونستم به اين نتيجه برسم که شما انگليسي ها چطور طعم ها رو تشخيص ميديد 1032 01:18:59,600 --> 01:19:01,700 حالا آقايون ما چي فهميديم ؟ 1033 01:19:01,750 --> 01:19:06,100 فهميديم که داريم وارد قلمروي جنون ميشيم 1034 01:19:06,200 --> 01:19:09,400 مهم نيست که قاتل ما حتي سر آشپز بوده باشه 1035 01:19:09,500 --> 01:19:11,400 امکان نداشته اون بتونه تفاوت بين اين طعم ها رو تشخيص بده 1036 01:19:11,500 --> 01:19:16,500 نه , واقعيت اينه که تمام اين ساندويچ ها غير قابل تشخيص هستند 1037 01:19:16,700 --> 01:19:18,650 بعد تونستم نتيجه گيري کنم 1038 01:19:18,800 --> 01:19:21,800 من , هرکول پوارو اهميت نميدم در دادگاه چه مزخرفاتي گفتن 1039 01:19:21,900 --> 01:19:26,400 امکان نداره قتل از طريق ساندويچ ها صورت گرفته باشه 1040 01:19:26,500 --> 01:19:29,400 پس الينور کارلايل ساندويچ ها رو مسموم نکرده ؟ 1041 01:19:29,600 --> 01:19:31,600 نه نکرده - پس کار کي بوده ؟ - 1042 01:19:36,400 --> 01:19:37,500 هيچکس 1043 01:19:39,800 --> 01:19:41,400 پس تصادفي بوده ؟ - نه نه - 1044 01:19:42,000 --> 01:19:45,700 مري به قتل رسيده ولي نه توسط اين ساندويچ هاي آشغال 1045 01:19:46,400 --> 01:19:50,200 من قبلا گفتم که همه بهم دروغ گفتن 1046 01:19:51,000 --> 01:19:53,900 به طور مثال مردي که پرستار هاپکينز ديده بيرون ايستاده 1047 01:19:54,600 --> 01:19:56,800 پرستار دروغ گفته ؟ - نه در واقع اون دروغ نگفت - 1048 01:19:57,100 --> 01:20:01,400 و تو ازش باخبري دکتر لويد چون خيلي خوب ميدوني کي بوده 1049 01:20:01,500 --> 01:20:05,400 اون شخص تو بودي آقاي هولريک ماشينت رو شناخت 1050 01:20:05,500 --> 01:20:07,200 ولي نميخواست اينو جلوي خودت بگه 1051 01:20:07,300 --> 01:20:10,600 به همين خاطر ديشب اومد هتل و اينو به خودم گفت 1052 01:20:11,200 --> 01:20:14,800 اينم يه دروغ ديگه نه ؟ اما چرا ؟ 1053 01:20:16,300 --> 01:20:18,300 به اين خاطر بود که از بابت الينور کارلايل ميترسيدي ؟ 1054 01:20:19,400 --> 01:20:23,400 به خاطر دلت بود ؟ يا يه چيز شيطاني 1055 01:20:23,600 --> 01:20:27,300 باشه , باشه من هر کاري براي محافظت از اون ميکنم 1056 01:20:28,000 --> 01:20:30,400 خيلي احمق بودم که فکر کردم ميتونم تو رو فريب بدم 1057 01:20:30,500 --> 01:20:33,900 بله يا احمق يا يه چيز بدتر 1058 01:20:37,400 --> 01:20:40,400 لطفا همينجا بمونيد من برميگردم 1059 01:21:01,300 --> 01:21:04,000 شما به روح اعتقاد داريد ؟ 1060 01:21:05,200 --> 01:21:08,400 نه البته که نه من يک پيغام دريافت کردم که بايد بيام اينجا 1061 01:21:13,000 --> 01:21:16,400 همونطور که ميدونيد آخرين شبي که 1062 01:21:16,500 --> 01:21:19,400 خانم ولمن زنده بود يه نفر وارد اين اتاق شد 1063 01:21:21,200 --> 01:21:24,200 و مورفين رو بهش داد 1064 01:21:26,400 --> 01:21:28,500 شما در دادگاه گفتيد که در تمام طول شب هرگز 1065 01:21:28,700 --> 01:21:31,500 از کنار بيمارتون تکون نخوريد به جز وقتي که خانم کارلايل اومده بود 1066 01:21:32,100 --> 01:21:35,400 خب اون متهم بود پس کسي نميتونست شما رو زير سوال ببره 1067 01:21:36,100 --> 01:21:37,900 اما حقيقت اينه که آقاي وينتر وارد اين اتاق شده 1068 01:21:38,100 --> 01:21:40,800 زماني که شما چاي درست ميکرديد و شايد بقيه هم اومده باشن 1069 01:21:41,600 --> 01:21:44,500 خب شايد چند باري رفته باشم بيرون اين که جرم نيست 1070 01:21:45,100 --> 01:21:47,100 اين تنها دروغي نيست که گفتيد 1071 01:21:49,100 --> 01:21:54,000 وقتي از شما پرسيدم آيا مري جرارد رو به فرزند خوندگي قبول کرده بودن شما انکار کرديد 1072 01:21:54,100 --> 01:21:56,400 چرا حقيقت رو به من نگفتيد ؟ 1073 01:21:56,800 --> 01:21:59,900 چي ؟ اون که اهميت نداشت 1074 01:22:00,100 --> 01:22:04,300 اهميت نداشت ؟ تو تصور کردي 1075 01:22:04,400 --> 01:22:07,600 اينکه مري جرارد فرزند نامشروع خانم ولمن بوده اهميت نداشته ؟ 1076 01:22:08,400 --> 01:22:13,500 الينور کارلايل فقط به اين دليل وارث خانم ولمن شد که نزديک ترين خويشاوندش بود 1077 01:22:13,900 --> 01:22:15,700 حالا مشخص شده که اينطور نبوده 1078 01:22:16,700 --> 01:22:21,600 در اين صورت مري جرارد ميتونست حدود 200 هزار پوند به ارث ببره 1079 01:22:21,900 --> 01:22:26,800 اينم از اين . يه انگيزه ي ديگه براي خانم کارلايل تا اونو بکشه 1080 01:22:26,900 --> 01:22:29,850 کاملا برعکس چنين انگيزه اي وجود نداشت 1081 01:22:31,500 --> 01:22:33,800 چنين کاري بي فايده بود 1082 01:22:34,600 --> 01:22:38,200 چون مري جرارد از قبل يه وصيت نامه نوشته بود 1083 01:22:39,900 --> 01:22:41,900 تو بهش گفتي اينکارو بکنه ؟ 1084 01:22:42,500 --> 01:22:46,400 خب ما در موردش صحبت کرديم منظورتون چيه آقاي پوارو ؟ 1085 01:22:46,500 --> 01:22:49,500 اينکه يه نفر غير از الينور کارلايل از مرگ اون سود ميبره 1086 01:22:49,600 --> 01:22:51,400 اين ايده ديروز به ذهنم رسيد 1087 01:22:52,200 --> 01:22:57,100 و بعد دوباره در مورد اون نامه ي ناشناس فکر کردم 1088 01:22:57,700 --> 01:23:02,300 که باعث شروع تنش بين الينور و مري شد 1089 01:23:02,800 --> 01:23:04,600 بعد ناگهان همه چيز برام روشن شد 1090 01:23:04,800 --> 01:23:07,400 همينطور در مورد خيلي چيزهاي ديگه مثل نيوزلند 1091 01:23:08,900 --> 01:23:09,800 عذر ميخوام 1092 01:23:31,600 --> 01:23:37,600 خب آقاي پوارو از اونجايي که منو خواستيد بيام اينجا فکر کردم بهتره چاي درست کنم 1093 01:23:37,900 --> 01:23:40,300 اوه ممنون خيلي لطف کرديد 1094 01:23:41,400 --> 01:23:44,400 حالا شايد بخوايد بگيد موضوع چيه 1095 01:23:44,900 --> 01:23:47,600 راستش پرستار هاپکينز من گفتم بياي اينجا 1096 01:23:47,700 --> 01:23:49,300 تا در مورد اين رز صحبت کنيم 1097 01:23:49,500 --> 01:23:51,100 از همن رز هاي خاردار جلوي باغچه ست 1098 01:23:51,200 --> 01:23:53,300 شنيدم تيغ هاي اون باعث زخمي شدن شما شده 1099 01:23:54,900 --> 01:23:56,300 بله 1100 01:23:57,000 --> 01:23:59,700 اما همونطور که خودتون هم ميبينيد 1101 01:24:01,000 --> 01:24:03,600 رز "زفرين" اصلا خار نداره 1102 01:24:05,900 --> 01:24:08,400 خب پس حتما به ميخي چيزي گير کرده 1103 01:24:08,800 --> 01:24:11,600 فکر ميکردم خار باشه چون اونا هم خيلي تيزن 1104 01:24:14,100 --> 01:24:15,700 بفرماييد چاي - مرسي - 1105 01:24:21,700 --> 01:24:23,200 ...حتما يک 1106 01:24:24,200 --> 01:24:25,700 اشتباه بوده 1107 01:24:34,800 --> 01:24:38,500 لطفا بگيد آيا شما قبلا در نيوزلند زندگي کرديد ؟ 1108 01:24:42,000 --> 01:24:44,000 شما از کجا فهميديد ؟ 1109 01:24:45,400 --> 01:24:48,000 البته همه ميدونن 1110 01:24:48,500 --> 01:24:50,200 واقعا ؟ 1111 01:24:51,000 --> 01:24:55,800 راستش خودم هر چي سعي کردم اينو بفهمم موفق نشدم 1112 01:25:08,200 --> 01:25:09,800 ديگه اهميتي نداره 1113 01:25:11,400 --> 01:25:14,300 اما در مورد کشف کردن اسم واقعي شما موفق بودم 1114 01:25:16,400 --> 01:25:19,200 اسم کوچيک شما مري ـه درست مثل مري جرارد 1115 01:25:20,100 --> 01:25:26,200 نام خانوادگي شما هم رايلي ـه درست مثل مادرخونده ي مري 1116 01:25:29,700 --> 01:25:32,600 بيچاره مري , هرگز نفهميد شما کي هستيد مگه نه ؟ 1117 01:25:33,300 --> 01:25:37,700 و اون نامه اي که بهم نشون دادي رو اصلا در کلبه پيدا نکرده بودي 1118 01:25:38,100 --> 01:25:40,400 نه , اون نامه اي بود که خودت دريافت کردي 1119 01:25:40,600 --> 01:25:43,700 ميدوني اون موقع فکر کردم متن نامه يه کم عجيبه 1120 01:25:44,900 --> 01:25:46,900 و همينطور مري عزيزم 1121 01:25:48,200 --> 01:25:51,800 من مبجور شدم اين راز رو از دختري که پيشم آوردم مخفي نگه دارم 1122 01:25:54,000 --> 01:25:56,800 حالا چرا نويسنده ي نامه بايد نامه رو مستقيما به آدرس مري بفرسته 1123 01:25:56,900 --> 01:25:59,700 اما در نامه اون رو به عنوان سوم شخص خطاب کنه ؟ 1124 01:26:01,100 --> 01:26:04,000 چون اين نامه اي نبود که يه مادر براي دخترش نوشته 1125 01:26:05,900 --> 01:26:08,500 نه . اين نامه از طرف مادري بود براي خواهرش 1126 01:26:10,000 --> 01:26:14,700 و به راز دختر خونده اش اعتراف کرده باشه 1127 01:26:15,000 --> 01:26:20,600 بله اون نامه براي تو فرستاده شده بود يعني خاله ي مري در نيوزلند 1128 01:26:21,700 --> 01:26:24,300 و اين باعث شد وسوسه درون تو افزايش پيدا کنه 1129 01:26:25,700 --> 01:26:27,100 کدوم وسوسه ؟ 1130 01:26:27,300 --> 01:26:28,900 وسوسه ي يک ارثيه ي کلان 1131 01:26:29,000 --> 01:26:31,300 و به همين دليل بود که اومدي اينجا زندگي کني 1132 01:26:32,600 --> 01:26:34,400 تو سعي کردي الينور رو عليه مري تحريک کني 1133 01:26:34,600 --> 01:26:37,700 توسط خودکار مسمومت يعني همون نامه ي ناشناس 1134 01:26:38,200 --> 01:26:40,900 تو خانم ولمن رو کشتي با اطلاع ا اينکه اون هيچ وصيت نامه اي نداشته 1135 01:26:41,000 --> 01:26:44,100 حتي مري بيچاره رو هم گول زدي تا وصيت نامه بنويسه 1136 01:26:44,200 --> 01:26:47,300 و با اينکار به خاله ي مهربون ـش در نيوزلند لطف کنه 1137 01:26:47,600 --> 01:26:51,000 کسي که اون با کارت پستال و هديه تشويق ميکرد که البته خودت ترتيب اونا رو داده بودي 1138 01:26:52,900 --> 01:26:57,900 اوه بله اسم اون رو از روي تو انتخاب کرده بودن اما تو اونو کشتي 1139 01:27:00,100 --> 01:27:02,700 قصد داشتي بعدا اون نامه ي غمگين کنده رو علني کني 1140 01:27:02,800 --> 01:27:05,600 تا مطمئن بشي وارث عوض ميشه 1141 01:27:06,200 --> 01:27:10,200 و از يک فاصله ي دور ادعاي ارث و ميراث ميکردي 1142 01:27:14,600 --> 01:27:18,100 چه داستان تخيلي و عجيبي آقاي پوارو 1143 01:27:20,500 --> 01:27:24,100 تو اين فاصله که شما چايت رو تموم ميکني من ظرفا رو ميشورم 1144 01:27:32,500 --> 01:27:36,400 اما من هنوز تو فکرِ اون برچسب بطري هستم که پليس اينجا پيدا کرده 1145 01:27:37,400 --> 01:27:39,800 خب قطعا نوشته بوده مورفين 1146 01:27:40,700 --> 01:27:43,300 اما يه حرف در کلمه ي مورفين وجود داشت که جور در نميومد 1147 01:27:44,100 --> 01:27:46,000 "حرف "م 1148 01:27:48,100 --> 01:27:50,300 چرا حروف بزرگ نوشته نشده بود ؟ 1149 01:27:51,500 --> 01:27:54,100 و سرانجام فميدم اين فقط قسمتي 1150 01:27:54,200 --> 01:27:57,400 از اسم دارويي ـه که اونا پيدا کردن 1151 01:27:58,900 --> 01:28:02,100 اون کلمه ناقص بود و اصلا با مورفين شروع نميشد 1152 01:28:04,000 --> 01:28:06,100 منم گشتم و گشتم 1153 01:28:07,200 --> 01:28:10,400 و سرانجام يک داروي بسيار قابل توجه پيدا کردم 1154 01:28:11,400 --> 01:28:15,100 اَپومورفين , يک داروي تهوع آور 1155 01:28:16,400 --> 01:28:20,700 بله داروي تهوع آور آقاي پوارو اپومورفين باعث ميشه بالا بياري 1156 01:28:21,400 --> 01:28:23,700 اگه مسموم شده باشي بعد اين دارو رو بهت تزريق کنن 1157 01:28:23,900 --> 01:28:26,300 باعث ميشه تمام سم رو بالا بياري 1158 01:28:28,100 --> 01:28:30,100 پس داخل چاي ريخته شده بود 1159 01:28:32,600 --> 01:28:37,800 تو چاي رو مسموم کردي و بعد خودت به همراه مري ازش نوشيدي 1160 01:28:41,800 --> 01:28:43,300 و يه کمي بعدش 1161 01:28:43,400 --> 01:28:47,800 الينور کارلايل تو رو در حالي پيدا کرد که جاي سوزن سرنگ روي دستت بود 1162 01:28:48,500 --> 01:28:51,600 و با چرهاي بيمار جلوي ظرفشويي ايستاده بودي 1163 01:28:52,300 --> 01:28:55,100 و حالا بايد دوباره انجامش بدم 1164 01:28:56,000 --> 01:29:00,300 سم به طور کامل شسته ميشه از شانس خوبم من خيلي کمتر از تو خوردم 1165 01:29:01,600 --> 01:29:05,200 و اينبار سم مورفين نيست يه چيز بدتره 1166 01:29:05,400 --> 01:29:08,700 اما هيچکس متوجه نميشه که چطور وارد سيستم بدنت شده 1167 01:29:09,600 --> 01:29:11,400 و اثرش هم باقي نميمونه 1168 01:29:14,000 --> 01:29:19,600 اوه اما خانم عزيز چرا باقي ميمونه 1169 01:29:22,600 --> 01:29:24,200 اينو ميدونستي 1170 01:29:25,500 --> 01:29:30,900 ...من هميشه و هميشه ... از چاي متفر بودم 1171 01:29:40,100 --> 01:29:46,000 و اينم از داروي تهوع آورت اونو از داخل کيفت برداشتم 1172 01:29:50,700 --> 01:29:52,100 اونو بده به من 1173 01:29:55,400 --> 01:29:56,700 زود باشيد بچه ها 1174 01:30:01,200 --> 01:30:06,000 لعنت به تو خارجي عوضي امکان نداشت اونا بتونن اينو بفهمن 1175 01:30:06,800 --> 01:30:09,400 پوارو زود بيا يه ماشين منتظره 1176 01:30:10,200 --> 01:30:12,200 ما بايد عجله کنيم زياد وقت نداريم 1177 01:30:13,700 --> 01:30:18,200 و دکتر لويد لطفا تو هم بيا فکر کنم بهت نياز پيدا کنيم 1178 01:30:19,800 --> 01:30:21,300 آقاي وينتر 1179 01:30:43,200 --> 01:30:45,300 اين براي شماست 1180 01:30:45,400 --> 01:30:48,200 اينو از نزديکي کلبه چيدم و جون شما رو نجات داد 1181 01:30:49,000 --> 01:30:52,400 شما تبرئه شديد حالا آزداي که بري 1182 01:30:52,600 --> 01:30:53,400 .. اما 1183 01:30:53,900 --> 01:30:56,400 يه نفر بيرون هست که همه چي رو برات توضيح ميده 1184 01:30:56,600 --> 01:30:59,200 از جله اينکه چه کسي اون نامه رو برات نوشته 1185 01:30:59,400 --> 01:31:02,400 و در واقع بايد از اون تشکر کني 1186 01:31:12,100 --> 01:31:16,500 آقاي پوارو يادتون هست که چي گفتم ...من 1187 01:31:17,000 --> 01:31:22,200 خانم کارلايل , آرزوي مرگ کسي جرم نيست 1188 01:31:24,800 --> 01:31:28,100 فهميدي ؟ حالا برو 1189 01:31:42,400 --> 01:31:44,100 ميشه برسونمت خونه ؟ 1190 01:31:45,400 --> 01:31:47,100 بله 1191 01:32:00,500 --> 01:32:38,900 red2008 ترجمه و زيرنويس از مجتبي .::WWW.IMDB-DL.COM::.