اضطرارى 911

 

من یه آمبولانس نیاز دارم

مشما رو در 9212 غربی سومین خيابان در لوس آنجلس دارم

 

بله اتاق شماره دو

 

حادثه چیه؟

 

یکی خودکشی کرده

قربانی کیه؟

 

منم

 

خداوند دنیا رو
9.5

 

در هفت رو خلق کرد

 

و در هفت ثانيه
-

 

- من مال خودمو خرد كردم
.

 

 

 

 

 

میتونم چهارتا گوشت مخصوص دیشبی رو بفرستم

نه ممنون

اسمت چی بود؟ عزرا، درسته؟

بله قربان

من فقط اسم و فامیل شما رو نیاز خواهم داشت
میتونم حسابتون رو بفرستم

میدونی دارم به چی فکر میکنم عزرا

دارم فکر میکنم شخصا خوراکتون رو براتون بفرستم

شما میتونید مدل دست اول غذای سگ بنجلتون رو ببینید

لازم نیست قربان

- چطوره با اسم فامیلتون شروع کنیم
- توماس

 

نگرفتی من با گوش خوک شروع کردم

گوشت خوک رو امتحان کردی؟

خوب نه، من جراتشو نداشتم

اما چیزای زیادی در موردش میشنوم

پس تو کلا گوشت خوک نخوردی؟

نه قربان

تو یهودی سهتی؟

بخاطر اونه که گوشت خوک نمیخوری، عزرا؟

 

خوب ... میتونیم با اسمتون شروع کنیم آقای توماس

 

بن

 

سفارشی برای بن توماس نیست.

صبر کن
صدای چی بود؟

من سفارشی برای بن توماس ندارم

- عزرا اون صدای چی بود؟
- چه صدایی؟

- کوری؟
- ببخشید

 

شوخی میکنی؟

یه فروشنده کور گوشت که گوشت نخورده

 

چونکه، چربه

هرگز سكس داشتی، عزرا؟

 

لارنس حسابه اینو کرده؟

چون من یجورایی نمیتونم تصور کنم

یه فروشنده گیاه خوار کور گوشت سکس داشته باشه

 

- گوش کن، دارم سعی میکنم کمکتون کنم قربان
- تو داری سعی میکنی منو کمک کنی؟

یه فروشنده کور گوشت داره سعی میکنه منو کمک کنه؟

احساس بدی برات دارم عزرا

برای اینکه زندگیمو نگاه میکنم که پره از زیباییه

و تو نمیتونی ببینی

 

این منصفانست؟
بنظرت این منصفانه میاد عزرا

میدونی اقیانوس چه رنگیه؟

 

میدونی؟

آبیه قربان

"آبیه قربان"
بگو چی میخوای بگی

جواب بده، چی میخوای بهم بگی

ممنون از تماستون با
Cheyenne Meats

این چیزی نیست که میخوای بگی، بزدل

 

بزدل

تو فروشنده گوشته کور و گیاه خوار
باکره بزدل، بگو چی میخوای بگی

خداحافظ آقای توماس

 

كن اندرسون، نيكول اندرسون،
على اندرسون، اد رايس، استيفن فيليپس،

مونيكا فریمن، سارا جنسن.

 

كن اندرسون، نيكول اندرسون،
على اندرسون

اد رايس، استيفن فيليپس،
مونيكا فریمن و سارا جنسن.

 

ترجمه و تطبيق

 

سلام میتونم کمکتون کنم؟

بله، سلام
دنبال امیلی هستم

 

- یکی از دوستاشی؟
- بله بله خانم

- چونکه خونه نیست
- خدايى...

نه اون امروز صبح رفت
باید آزمایشات بیشتری انجام میداد

 

ازم خواست تا وقتیکه برمیگرده مواظب دوک باشم

 

بسیار خوب...

تا حالا سعی کردی پوست موز رو تو خاک قاطی کنی؟

- واقعا؟
- کار میکنه، قسم میخورم

 

تصادفا میدونی کجا میتونم پیداش کنم؟

 

بخش قلب؟

سوار آسانسور بشید طبقه پنجم سمت چپ

ممنون

 

آسانسور رو نگهدارید

 

ممنون

 

میتونم کمکتون کنم

 

بله، عصر بخیر

 

اومدم امیلی پوزار رو ببینم

متاسفم، ساعت ملاقات
هشت صبح تا چهار بعد از ظهره

 

میدونید واقعا مهمه که یه لحظه باهاش صحبت کنم

شما فقط باید ساعت ملاقات برگردید

 

خیلی ممنون

 

پس قفط یه چیزه که من یاد گرفتم و شما باید یادتون باشه
درمورد

این قرار دادهاست

سه قدم،
اول:
بهشون بگو چی میخوای بهشون بگی

قدم دوم: شما بگید

قدم سوم:
بهشون بگو چی بهشون گفتی

 

میخواییم بهشون یادوری کنیم

دختر ترشیده های اینجا سه درصد بیشتر انگیزه دارن

که از درجه سی حرکت کنن

و اگه موفق بشن، صراحتا شایسته اسپوتنیکن

 

 

حالا اگه منو ببخشید

من یه زنه خیلی دوست داشتنیه گرسنه منتظر تو خونه دارم

 

سارا؟

 

عزیزم

 

سرکا همه از استفاده از روشنایی روز حرف میزدن

- مجبور بودی چند دقیقه قبل اینجا باشی
- گفتم نبودم

همیشه اتفاق میافته و همیشه کار میکنه

- متاسفم
- از دستت عصبانیم

در واقع تمام طول شبو از دستت عصبانی میشم
چیکار داری میکنی؟

از دستت شاکیم
من چی که از دستت شاکیم؟

 

سلام

منم برادرت،

 

کجایی؟

 

تو خونه ساحلیم

خوبی؟

 

البته

 

گوش کن، چرا تلفن ثابتو قطع کردی؟

 

تلفن شكست.

 

بیشتر از این بهش نیاز ندارم

 

کاری کردم؟

 

نه، مگر اینکه دوباره داری سیگار میکشی

 

نه، بیست پوند اضافه کردم
تو بهترین شکل زندگیمم

 

داری چیزی میخوری؟ مواظب خودت هستی؟
چون بنظر وحشتناک میای

آره خوبم، ببین باید برم

 

ملنی و بچه هارو از طرف من ببوس

بعدا باهات حرف میزنم
مواظب خودت باش

وایسا
میدونم عادته

ولی وقتیکه اینجا بودی
اشتباهی یه چیز منو نبردی؟

 

یادمه یه چیزی بهت دادم

 

یادت میاد که؟
چون خیلی خوب یادمه

 

آره

 

فقط یادت باشه دوستت دارم

 

سلام، اسم من بن توماسه
میخوام استيووارت گودمن رو ببینم

 

اینز، بهم نگاه کن
خواهش میکنم

 

اینز، دارم باهات حرف میزنم

 

میدونم دوباره امروز بعداز ظهر داروهاتو نخوردی,
حقیقت داره؟

نه

 

بذار ایندفه از افاظ تو استفاده کنیم، باشه اینز

 

منظورم اینه این طرز معالجه آروم بدرد هیچکس نمیخوره

اینز، ما چطوری میتونیم بهت کمک کنیم اگه

 

چطوره فردا برگردم و ببینم تغییر عقیده دادی، باشه؟

 

اون یه دختره

 

بنظرم امروز داشتم میومدم دفترتون

این دور و ورا بودم گفتم یخوده وایسم, شمارم ببرم

فوق‌العادست
بریم تو دفترم حرف بزنیم

بیا

من هیچ شیوه مزخرفی رو انتخاب نمیکنم

فقط سال پیش هزینه بهره برداری اینجا هفده درصد هزینه برداشت

 

مطمئنم که اونارو خوشحال میکنه

 

آره

حالا اگه بتونم فقط برایه خودمو بگیرم, سرمایه های شخصی یهخورده ردیف میشه

مجبورتون نمیکنم بزور اینجا بشینید

 

اون بی ام و جدید شماست؟

 

بن، منظورم اینه

وقتیکه فهمیدم پیوند مغز استخونم موفق نبوده

در جریان معالجاتت هستم

 

چیزا بنظر من خیلی امید بخش نمیرسن

 

ببین

من یه پداش تو ژانویه دارم

حقيقتاً به اين شش ماه تمديد احتياج دارم.

 

منظورم اینه، بهترین کاری که اینجا میتونم انجام بدم رو میکنم، قول میدم

 

میخوام خودمو نشون بدم، درتماس خواهم بود

 

ممنون که درکم میکنی
منظورم اینه اینجوری همه میبرن، درسته؟

 

سلام

 

اسم من بنه

 

کاملا درک میکنم اگه نخواهید با من حرف بزنید-

 

-ولی من واقعا دوست دارم یه لحظه از وقتتون رو داشته باشم

 

دارم سعی میکنم بفهمم استيووارت گودمن چه جور آدمیه

 

نهایت تلاشمو میکنم شرایطشو عوض کنم

 

ولی نمیخوام به اون مرد هدیه ای بدم که شایستش نیست

 

لازمه بهم بگید
آدم خوبیه یا نه

 

"دارویی که بهم میده، منو گیج میکنه."

 

"یدونه جدیدشو میخوام"

بنظر عاقلانه میره اینز
دیگه چی؟

 

میتونی بهم اعتماد کنی

 

دیگه چی اینز؟

 

اون داره مجازاتتون میکنه؟
چطوری مجازاتتون میکنه؟

 

چطوری مجازاتتون میکنه اینز؟

 

بن؟

کجا داری میری؟

- دستشویی کجاست؟
- طرف راست

مشکلی هست؟

- ببرش حموم، الان
- کاملا

ممنون

 

بن، فکر میکنم تو برداشت غلطی از اینجا داری

هرچند وقت یکبار یه سری به اینجا میزنم تا

مطمئن بشم به این آدما احترام میذاری

- این یه سوءتفاهمه
- تو مثل اون مردم رو درمان نمیکنی

 

- بذار توضیح بدم بین
- و من بهتون مهلت نمیدم

بن

هیچی بهت نمیدم هیچی

من به تو حروم زاده تقریبا اعتماد داشتم
تقریبا اعتماد داشتم

 

هى ميشل.

 

- از دیدنت خوشحالم
- توهم

 

- چطوری
- خوبم

- هی مرد
- اینجا چیکار میکنی؟

دارم میام مطمئن بشم اون همچنان تو همه چیز میزنه در کونت

 

- میتونیم یه لحظه
- آره

 

- خوبی؟
- آره خوبم، گفتی بهم زنگ میزنی

 

پونزدهم
امروز نوزدهمه

میدونم، دکتر نتایجو نداشت
پس، اطلاعاتی نداشتم که بهت بدم

بازم بیاد بهم میگفتی

- درسته
- آره

- بازم دوستیم، آره؟
- آره

دارم یخورده بیشتر بررسی میکنم

 

نکن

 

- ما یه برنامه داریم
- میدونم

- چه قولی بهم دادی
- میکنم

میدونی اونا باشگاه رو روی پانسیون اجاره میدن

خوب میدونم
فکر کنم امروز در کونی نخورم

 

داشتی به اون نگاه میکردی یا به من؟

 

درواقع فقط نشستم اینجا

 

کار اشتباهی میکنم؟

 

- فکر کنم دیروز شمارو تو آسانسور دیدم
- بله

 

در واقعا دارم بازرسی میکنم

 

اسم من بن توماسه
من با اداره درآمد داخلى هستم.

و شما به دولت 56 دلار و 19 سنت بدهكار هستيد

 

-میدونم
- حالا منو میگیرید

 

میخوایید بشینید
دوشیزه پوزار

 

من صورت درآمد رو از سه سال پیش مرور میکرم

 

- 2005, 200 ...
-

 

چند شب تو اتاق من بودی؟

 

نه خانم
من چند شب تو اتاق شما نبودم

 

اون تشریفات اداره درآمد داخلى نيست

 

پس من سالای 05 و06 و 07 و-

-و تا اونجا که شما به طور ناجوری ادعا کردید

آقای توماس

 

من فقط منفصل شدم

 

میدونید مگر اینکه شما بهم میگفتید زندانای اداره درآمد داخلی یا یه چیزای

-حالا واقعا دوست دارم خونه رو بگیرم

 

مطمئنید، مشکلی نیست

 

در تماس خواهم بود

 

به مسافرخونه خوش اومدید
میتونم کمکتون کنم؟

 

-یه اتاق میخوام
- چند ساعت؟

 

در حدود دو هفته

 

 

 

بسيار خوب بسيار خوب، !

 

ریکو

 

ریکو بس کن

یکی میخواد به ریکو یادوری کنه ما کجاییم

تو حرم، مربی

- نمیشنوم
- تو حرم، مربی

درسته ریکو تو حرم

حالا بیستا ایست بدید و شروع کنید

 

سلام، امیلی پوزا هستم

الان خونه نیستم، اما پیغامتون رو بذارید هرچه زودتر تماس میگیرم

ممنون

سلام، اسم من سوزان نوح است.

تماس گرفتم چون یه دوستم بهم گفت معرفی نامه بگیرم و میخواستم بدونم...

 

سلام امیلی هستم

 

آره عروسی دعوت میشم
الان نمیتونم هیچ درخواستی بگیرم

 

یکی رو میشناسم که اینکارو میکنه
.

به خوبی من نیست ولی هیف

 

سلام

 

دوک

 

ما اینجاییم

 

- سلام دوشیزه پوزا
- اینجا چیکار میکنید؟

 

- اومدم تو رو ببینم
- شما قبلا مردمو خبر نمیکنید

 

شما آدما ذاتا پنهان کارید

اون گوشته؟ نه نه

گوشت نیست

 

- واقعا داشت ازش لذت میبرد
اون گل‌كلم بخارپز و لعاب باقالی میخوره

 

- چرا
- اون گیاه خواره

 

-اون گیاه خواره؟
- بله

 

خوب مک میزنه

 

میتونیم حرف بزنیم، وقت دارید؟

 

نه، درواقع دوک رو باید ببرم پیاده روی

 

مشکلی نیست
منم باهاتون میام، اگر ايرادى نداره

 

من سالای 2005, 2006 و2007 نگاه میکردم...

دارم گوش میدم

 

- میتونم براتون بگیرمش
- نه، گرفتمش

 

- بذار بگیرمش، شما خوبی؟
- آره

متاسفم

 

ببین

Heel!

 

شاید نباید بهش گوشت بدیم

 

مرور میکردم

 

- شاید بعدا بتونیم اینکارو کنیم
- آره

 

پس تمام مدت آشپزی میکنید

 

نه درواقع نمیتونم آخرین باری که آشپزی کردم رو بخاطر بیارم

 

خواهرامن که هوامو دارن

 

- شما برادر خواهر دارید؟
- بله، یه برادر، بچه خوبیه،

 

منم فقط یه خواهر دارم

 

منبع درآمد دیگه ای دارید که دولت ازش خبر نداشته باشه؟

 

تازگیها یه کارائی محلی میکنم

 

منظورم یه خورده اینور اونوره

یا گهگاهی یه ربع

در واقع منظورم اینه مجبور بودم دوباره اینجا سرمایه گذاری کنم

برای پرداخت دوتا از صورتحسابای قبلی پزشکیم

 

خبر داشتم که شما از نارسائی قلبی مادر زادی رنج میبرید

 

بله، اونا رو موقع تعقیب کردن من تو بیمارستان جمع کردید؟

 

نه

 

شما در حال حاظر در حالت دوم هستید

به عبارت دیگه انقدر مریض هستید-

که تو فهرست انتظار سازمان ملل باشید

اما نه اونقدر مریض که تو بیمارستان پذیرفته بشید و تو حالت یک قرار بگیرید

اساسا, اگه قلبتون بسرعت وضعش خرابش بشه و اهدا کننده ای پیدا نشه

 

چیزی که گفتید حقیقت داره

 

اینکه شما قبول ندارید که حتی لیاقت یه قلبو داشته باشید چونکه زندگیتون قابل توجه نیست

در هر صورت

 

متاسفم

 

نمیدونم چرا اونو گفتم
متاسفم

مجبورید هر مدل از حساسیت رو به اداره درآمد داخلی ربط بدید، آقای توماس

- نه
- آره

 

پس برا خودتون یه شخصیت خوب درنظر نمیگیرید؟

 

چطوری جواب اون سوال رو میدید اگه همونو ازتون بپرسم؟

 

برای من بیشتر از

 

غیر قابل توجه میبود
بهتون اطمینان میدم

 

تا اطلاع ثانوى حساباتون رو مسدود میکنم

 

مطمئنم میخریش,
پنج شیش ماهه بدون جریمه

 

این کارتمه

اگر هر كسى از اداره درآمد داخلى سعی کرد باهاتون تماس بگیره فورا بهم خبر بدید

 

باشه

 

ممنون

ممنون

 

باشه

 

- آقای توماس
- بله؟

 

چرا احساس میکنم شما یه لطف واقعا بزرگ در حقم میکنید؟

 

برای اینکه من حس میکنم شما واقعا لیاقتشو دارید

 

درسته؟

 

سگ کسه دیگه ای هم آلوده میکنید؟

 

نه

 

- میرم خونه
- کجاست؟

 

- مواظب خودت باش امیلی
- تو هم همینطور

 

- این برایه چیه؟
- قبلا بهت گفتم

-چرا داری یه ماهی میاری تو اتاقت؟
- برای اینکه اتاقمه

 

و نمیخوام هرکسی وارد اتاقم بشه، فهمیدی؟

 

فکر نمیکنم تو بتونی یه ماهی تو اتاقت نگهداری

فکر کنم بتونم

هیچوقت کسی رو نداشتم که ماهی تو اتاقش نگهداره

 

حالا دارید

 

شبخوش

 

اولین باری که یه جعبه عروس دریائی دیدم,

 

دوازده سالم بود

 

پدرم مارو به یه نمایشگاه آبی تو مانتری برد

 

هیچوقت یادم نمیره وقتیکه گفت اون مهلکترین جانور روی زمینه.

 

برای من

 

قشنگترین چیزی بود که دیده بودم.

 

دوباره با دکتر صحبت کردم، امروز صبح پروندهاتون رو فرستاده

 

- همه چیز هست؟
- بله

 

- سوالی نیست؟
- یکی

 

همون سوال

میدونی، دیشب داشتم فکر میکردم

در مورد وقتیکه چهارده سالمون بود قرارد بزرگمون رو بستیم

 

لبه ساحلو یادت میاد
جلوی خونه مادر بزرگت

توافق کردیم هیچوت باهم دیگه دخترا رو تعیین نکنیم

 

یادم میاد که اون شب

بهم گفتی که چقدر به استيسى ميلر علاقه داشتی

 

-و اینکه رفتی ازش تقاضای بیرون رفتن کنی

و من بهت گفتم، هی مرد، تو نمیتونی، من قبلا ازشم خواستم

که اینم نکردیم

ولی اون تو رو بیشتر از من دوست داشت

 

پس بهت دروغ گفتم چونکه خیلی حسود بودم

 

و من بیست و پنج سال گذشته بار این دروغ رو به قلبم میکشم

 

بسه

 

بسه

 

تمرکز کن

 

- کاری رو که بهم قول دادی بکن
- چی، فکر میکنی من

کاری رو که بهم قول دادی بکن

 

فکر میکنی حالا من روتو زمین میندازم، مگه نه؟

 

من تو رو تو تمام زندگی لعتیم شناختم

 

باشه؟

این چیزی نیست که تو هر روز انجام بدی

برام راحت نیست

 

مطمئن میشم همه چیز همونطور که برنامه ریزی شده پیش بره

 

نگران نباش

 

ممنون

 

خدایا

 

- سلام
- نگاش کن

 

- داری اینجا چیکار میکنی؟
- اومدم تو رو ببینم

- واقعا؟
- وقت داری؟

مسلما، بیا تو دفترم

 

بشین

 

- به نظر خوب میای
-

 

حس خوبی دارم

- چطوری؟
- خوبم

 

- یه لطفی میخوام
- هرچی که لازم باشه، فقط بخواه

 

یه اسم میخوام

یکی تو سیستم، یکی که مشکل داشته باشه

 

و کمک بخواد ولی خیلی مغروره که کمک بخواد

 

- چیکار داری میکنی؟
- کمک میکنم

 

- یه اسم میخوام
- باشه

 

کانی تاپوس

پارسال دوست پسرش تقریبا اونو کشت، وقتیکه سعی کرد ترکش کنه.

 

ماه قبل اون سه تا از دندوناشو شکست.

 

اون تا حد مرگ از دادگاه رفتن میترسید و

ما نتونستیم کاری کنیم

 

- سلام
- سلام

- کانی تاپوس؟
- بله

اسم من بن توماسه
من از اداره درآمد داخلى هستم.

 

درآمد داخلى؟
اما من همیشه مالیات هامو دادم

بله، اين بيشتر از يك رسیدگی عمومیه

 

نمیفهمم

 

- زیباست
- Gracias

 

داری درمورد چی حرف میزنی؟

 

میدونی دارم درمورد چی حرف میزنم

 

نه، هیچ نظری ندارم که داری درمورد چی حرف میزنی

 

شما میگید از اداره درآمد داخلی هستید، ولی دارید بهم دروغ میگید

- نه
- شما حقیقت رو بهم نمیگید، کی شما رو فرستاده اینجا؟

 

اومدید خونه من و دارید در مورد دوست پسرم باهام حرف میزنید

 

- بچه های شما اینجا در خطرن

 

تو نمیدونی داری در مورد چی حرف میزنی

مجبور نیستید اینجوری زندگی کنید، میتونم کمکتون کنم

تو منو نمیشناسی. همین الان از خونم برو بیرون وگر نه به پلیس تلفن میکنم

- باشه
- شما کی هستید؟

- میخوام کارتمو داشته باشید
- من نیازی به کمک شما ندارم

- هروقت بخواهید میتونید بهم زنگ بزنید، میزارمش اینجا
- بهش احتیاجی ندارم

 

- تو درمانده نیستی
- میتونی از خونم بری، این خونه منه

- از خونم برو بیرون

 

نمیتونم الان حرف بزنم

نه، لازمه فورا باهات حرف بزنم
کجایی؟

- هیچجا
- گوش کن، خونه میبینمت باشه؟

نه، خونه نه
تو سفرم

-هفته بعد باهات حرف میزنم
- نه ما در مورد اين همين الان احتياج داريم بحث كنيم!

 

- شما دوتا چطورید؟
- خوبم

 

- . چه روز بزرگى
- آره نه بیشتر از دیالیز جورج

- تو اورژانس میبینمت
- آره

 

اون اطراف میبینمت

- بله آقا
- ممنون

 

شنیدم انقدر مایه دار شدی

که بورس تحصیلی یه جفت بچه رو بدی

مهم نیست

من فقط یه جفت از بخشنده های بزرگ رو متقاعد کردم که واقعا دنیا احتیاج داره چیرو بیشتر از

لاتین های برنده ببینه

 

میدونی بن
هنوزم اینو ازت میخوام

 

اما چرا من؟

 

- برای اینکه تو آدم خوبی هستی
- نه واقعا

 

حتی وقتیکه نمیدونی مردم دارن نگات میکنن

 

سلام

 

سلام

 

سلام؟

 

صداتون رو نمیشنوم دوباره بگیر

 

الان قطع میکنم

 

آقای توماس

ما حاظریم

 

اينها زيبا هستند!

پوست موز، کی میدونه؟

 

امیلی؟

 

میتونم برات پرش کنم؟

 

- سوزان؟
- بله

 

- رايان چطوره
- خوبه، آخر هفته پیش باباشه

 

میشه بهش بگی من حاظرم هرقت که اون بخواد مجانی بهش درس بدم

 

آره، باشه، الان یکم تو مدرسه شرن، ولی شاید وقتیکه رفت کلاس بالاتر

درسته

 

كلوچه چطوره؟

 

خوبه

 

میخوای ازش بخوای باهاش بری بیرون
از پیش خدمته

 

Nنهo.

 

نمیدونی

فکر نکنم اون منو ببینه

 

شب خوش، عزرا.

 

سلام

 

بن

 

سلام، ببخشید دیر زنگ زدم

 

کسی از اداره ما بهت زنگ زد؟

 

نه قفط

 

وقتی با دوک رفته بودیم پیاده روی یه مشکل تنفسی داشتم

و من غش کردم

یه آمبولانس آوردتم بیمارستان

 

متاسفم، حتی نمیدونم چرا بهت زنگ زدم

 

کارتت پیشم بود

 

بن

 

- هنوز اونجایی؟
- بله

 

هیچوقت راجب مردن فکر کردی، بن؟

 

گاهگاهى

 

صورتم کبوده
این علامت خوبی نیست

 

باید استراحت کنی
اگه میتونی یکم بخواب

 

دوست دارم باهات حرف بزنم

 

منم دوست دارم باهات حرف بزنم

 

میشه یه قصه برام بگی؟

 

باشه

 

روزی روزگاری

 

یه پسرکی بود به اسم ...

چقدر من خوش شانسم، تقویت رابطه مثل این، باشه

 

بذار حدس بزنم
اسمش بن بود

 

- نه، در واقع این پسرک اسمش تیمه
-اسم تیم رو دوست دارم

 

ادامه بده

برادر کوچیکه تیم همیشه اونو اذیت میکرد

با کاغذای اون موشک درست میکرد
چونکه اون واقعا تو این کار ماهر بود

 

اما تیم آرزوهای بزرگتری از اون داشت

 

خوب بعد چی شد؟

 

یه روز تیم رفت حیاط خلوت
و برگهارو چسبوند به دستش

 

و شروع به بالا رفتن از درخت بزرگ بلوطشون کرد

برادر کوچیکش گفت
تیم، تو نمیتونی پرواز کنی

 

و اون گفت تو فقط نگاه کن

رفت نوکه درخت

 

و پرید

 

درخته چقدر بلند بود؟

 

خیلی بلند بود
دستشو شکست.

 

اوه خدایا، این داستان وحشتناکیه

نه نه
بهتر میشه

از اون تجربه
تیم فهمید که میخواد پرواز کنه

 

پس اون زندگیشو وقف ساختن کشتی فضایی کرد

فکر کنم گفتی این یه داستان خوبه

 

خوب،

 

تا اینکه اژدها ها حاظر شدن

 

باشه، فهمیدم، حالا داره بهتر میشه
آژدها دوست دارم

مخصوصا اژدها تو فضا

 

و این اژدها های آتشی با رفتار بدشون

 

فهمیدم

 

یه نظر دارم

چرا سعی نمیکنی بخوابی
و وقتیکه خوابت برد من گوشی رو قطع میکنم.

 

- باشه بن
- بله

 

ممنون براى شنيدن و براى گفتگو.

 

سعی کن بخوابی.

 

شبخوش بن

 

شبخوش امیلی

 

امیلی...

 

امیلی؟...

 

بهت دروغ گفتم

 

من هر روز راجب مرگ فکر میکنم

 

دکتر خانه بخش مراقبت های ویژه نوزادان

 

سلام

 

کی رسیدی اینجا؟

 

دیشب، بعد از حرفامون

 

تو اینجا خوابیدی؟

 

صبح بخیر
بیمارمون چطوره؟

- بهترم
- خوبه

- سلام
- سلام بن، درسته؟ اداره درآمد داخلی

- بله چطورید
- خوبم ممنون

- تنهاتون میذارم
- نه بمون، نرو

- اون میتونه بمونه
- هرجور شما بخواهید

 

تو برای این غش کردی که

قلبت به اندازه کافی خون به مغزت نمیرسونه

این شروع بسته شدنه

 

تا کی؟

کاملا تا حدود قلبت

شاید

شیش هفته شاید یه ماه

 

اما ما داریم تورو میبریم به حالت بی 1

 

- اقلا تو لیست هستم
- فقط اون نیست

 

ما این پیجر رو بهت میدیم

و وقتیکه خاموش بشه، یعنی تو یه اهدا کننده داری

 

من داروی انرژی زا رو روت شروع کردم

فشار خونت رو حدود بیست و چهار ساعت تثبیت میکنه

 

- بعدش چی؟
- صبر میکنیم

 

- میتونم این رو تو خونه انجام بدم؟
- وقتیکه باثباتی میتونی

 

باشه

 

میرم کافه و یه چیزی برات میگیرم

اگه چیز دیگه ای هم میخوای
میتونم برات چیز دیگه ای هم بگیرم

 

میمونی؟

 

مگر اینکه کار دیگه ای بخوای بکنی

 

واقعا دوست دارم اگه میموندی

چیزی ندارم

 

- این دیگه چه چیز مزخرفیه؟
- سگه، فقط برا یه شب

صبر کن، ما اینجا دستورالعمل سگ داریم

فقط سگهای کوچیک، پودل و شیتزو
تو قرار داد هستن

به انگلیسی و اسپانیولی که همه بفهمن

گذشته از این دوست من این سگ نیست
این لعنتی اسبه

 

وقتی تو قرارداد یه دستورالعمل اسب داشتید بهم خبر بده

 

بله

- آقای توماس این کانی تاپوسه
- سلام کانی

نمیدونم چرا دارم باهاتون تماس میگیرم

اما باهاتون تماس میگیرم

 

شما گفتید میتونید کمکمون کنید
واقعا میتونید؟

 

هیچ حسی بوجود نمیاره
چی میشه اگه اون مارو پیدا کنه؟

 

اون معتاده

- چه تضمینی میدید، شما اونو نمیشناسید
- بسه

- بسه، ضعیف نباشید

- ضعیف نباشید
- من ضعیف نیستم

 

اینو بگیر
بگیرش

 

با این ماشین شروع میکنی
و میری

 

این واقعیه
و این شروع زندگی جدیدتون میشه

 

- میفهمی؟
- بله

اون بچه هارو ببین

- ببین چقدر اون بچه ها قشنگن
- بله میدونم

 

اونا لیاقتشو دارن

 

باشه؟

 

 

 

من همیشه اعتقاد داشتم اینجا میتونه روح رو شفا بده

 

امیدوارم که حقیقت براتون ثابت بشه

 

وقتیکه اسمتون رو روی خط نقطه چین قرار داد امضا کردید,

بلافاصله صاحب خونم میشید

 

فقط میخوام هرگز نگید چطور خونرو گرفتید

یا با من تماس بگیرید، به هر دلیلی

 

و اگه تعجب میکنید " چرا شما " ، لطفا دست نگهدارید.

 

تمام چیزی که از شما میخوام احترام به خواستمه.

 

و مسلما
بقدر کفایت زندگی کنید.

 

ممنون

سلام دوک
سلام عزیزم

 

- پرستار کی میاد
- باید اونجا باشه تا وقتیکه من خونه میگیرم

 

- بن؟
- بله

 

میدونم که من یه دختر با بال شکسته ام

 

ولی تو کی هستی؟

من کیم

من هم محلی تحصیلدار مهربون شما هستم

بن

 

از کدوم جهنمی میای؟

 

- من در اكلند بزرگ شدم.
- تشبيهي، باشه

 

کجا رفتی دانشگاه؟

تا اونجا که میشد دور از اکلند

مؤسسه تكنولوژى ماساچوست
تو چی؟

 

UCLA.

 

تو مؤسسه تكنولوژى ماساچوست رفتی؟
شبیه دی ام آی تی؟

 

و حالا داری تعجب میکنی من چطور از تحصيلدار مالياتی جدا شدم؟

کاملا

 

تقریبا تو این کار لیز خوردم

لغزش بزرگیه

 

از روی چی؟

 

همیشه میخواستم یه مهندس باشم

چه جور مهندسی؟

 

- یه جور که مردم رو بفرسته ماه
- واقعا؟

 

بله، بیشتر از این نمیخوام در مورد خودم حرف بزنم

 

خیلی بده
چون تو خیلی جذابی

 

هیچوقت عاشق بودی؟

 

امیلی خواهش میکنم

 

آره بودی
زودباش، میتونی بهم بگی

 

آره، ولی آخرش

 

- چی شد؟
- وایسا

- جدا، میتونستی بگی
- بسه

 

لازمه یه خورده استراحت کنی

 

فردا بهت میگم
یا شاید یه سری بزنم

 

نه، اگه فردا سوال داشته باشم چی؟

 

اون جزئی از معامله نیست

 

این چه معنی میده؟

 

امیلی، صبر کن

 

- فقط برو
- امیلی صبر کن

 

ممنون برای همه کارایی که کردی

 

- تخم مرغارو دوست داشتی؟
- اونا خوبن

- من تخم مرغایی رو که تو میاری دوست ندارم
- باشه

 

کت و شلوار میپوشی

 

- موقع هرس کردن
- لباس دیگه ای همراهم نداشتم

 

- من این کارو میکردم
- چند روز پیش اونا رو دیدم و حساب کردم

-فقط یه روز تعطیل میخوام
و اونا رو برات دربیارم

 

- بن
- بله؟

 

این واقعا یه عذرخواهی مسخرست

 

بیخیال
میخوام یه چیزی بهت نشون بدم

نه، باید تمومش کنم

 

فردا میتونی تمومش کنی

 

یالا

 

این جاییه که قبلا کار میکردم

و اینا وسایل کاره

 

فوق العاده اند
چند سالشونه؟

 

این یکی فقط کمتر از صدو بیست سالشه

 

روشی که من تو کارت دعوت عروسی انتخاب کردم

کارت دعوت های عروسی، مهمونی

این یکی چی؟

اون جوونک، آسیاب بادی هیدنبرگ

1956.من بهش میگم جونور

 

بنظر مناسب میاد

از پنج سال پیش خستم کرده و من نمیتونم کسی رو پیدا کنم تعمیرش کنه

تا حدودی یه هنر در حال مرگه

با این وجود دفيبريلاتور اینجا کار میکنه

خوشبختانه کارمو راه میندازه

میخوای ببینی چطوره؟

خوش حال میشم

 

حالا تنفر حقیقی روزنامه نگار, یه دختر امروزی, که یه کاهش دهنده فشار میخواد

 

اون تنها راهیه که ثابت میکنه رقمی نیست

 

فکر کنم اون غنیه

 

- خوبی؟
- بله

 

من واقعا چیزی در مورد تو یا اینکه از کجا اومدی نمیدونم، ولی

 

ولی تو همچنان ظاهر میشی

 

و من خوشحالم

 

باشه

 

دوک نیاز به قدم زدن داره

توهم مایلی؟

بله

 

اون پیش تو مثل یه سگه متفاوته

 

فکر نکنم ما هیچوقت بدرستی محافظت بشیم

 

چرا همچین سگ بزرگی گرفتی؟

 

اون سگ بزرگ دانمارکی رو شناختی,میانگین فقط هفت سال زنده میمونه

 

اونا نارسائی قلب دارن

 

فکر کنم اونو گرفتم برای اینکه

فکر کردم میتونه تو بیماریم کمکم کنه

يه چيزي وجود داشت كه مني كه هميشه تصور مي شد بايد ازم مراقبت بشه مي تونستم از اون مراقبت كنم.

 

میدونی من قبلا جذاب بودم

 

جذاب ملوس

- حقيقتا؟
- آره.

 

خیلی وقته همچین حسی نداشتم

 

کارای زیادیه که میخوام انجام بدم

 

میخوام سیزده ساعت برم تو یه هواپیما و استرس نداشته باشم

نمیتونم به دکترم برسم

 

مثل یه مسافرت تجربی

 

برای دیدن دنیا

 

من فقط زمان میخوام
707.5

 

که خودمو کشف کنم

میدونی چی دوست دارم

 

یه کارائی بکنم، یه چیزائی امتحان کنم
یه بارم که شده از سرم بره بیرون

 

واقعا دوست دارم برم بدوم

 

بعضی وقتا بهش فکر می کنم
چه حسی داره ؟ ... که بری بدوی؟

 

712.5

 

فردا میبینمت

 

هرچی لازم داشتی زنگ بزن
برمیگردم

 

باشه

 

- روز فوق العاده ای داشتم
- منم همینطور

 

بدون بی حسی
قبلا مغز استخون اهدا کردی؟

آدم شجاعی هستی

 

چند وقته نیکولاس رو میشناسی؟

 

چه اتفاقی برات افتاده؟

 

چقدر دیگه میخوای تو هتلم بمونی؟

- متل
- چقدر دیگه؟

 

در واقع من اینجا مترصد مرگم
725.5

پس لازمه تو پیش قسط بدی

 

سلام

 

امیلیم
خوابی؟

 

- همه چی مرتبه؟
- آره خوبم

 

هفته پیش خواهرم با بچه هاش دو رو اومدن پیشم

 

چند بار سعی کردم بهت خبر بدم، حالت خوبه؟

آره خوبم
همه چی مرتبه

 

مسافرت بودم
خيلى زياده. اين طور نيست

 

امشب گرفتاری؟

 

منظورت چیه؟

 

شاید میخوای حدود ساعت هفت سلام عرض کنی؟

 

مجبور نیستی اگه نخوای
من فقط ، میدونی

 

ببین کاملا درک میکنم اگه نخوای وقتتو با یه دختر محتضر تلف کنی

 

- میتونم ساعت هفت بیام
- باشه

 

امشب چطوری؟

 

بیا تو
خوشحالم که اون رفته

- موافقی بیرون بخوریم؟
- بخوریم؟

- آره، قبلا چیزی نخوردی که، خوردی؟
- نه

 

- نه
- یه سورپرایز بود، ولی

 

تو به موقع اومدی

 

من چند ساله برای هیچ کس آشپزی نکردم

 

ولی خوشت میاد

 

یا بهم دروغ میگی

 

این برای توئه

 

مجبور نیستی چیزی بگی, عوضش کن، اونجا

 

شام حاظره و تو نیستی پس بجنب

 

سریع

 

- فوق العاده شدی
- صورتیه

 

صورتی روشنه

 

خیلی قشنگی

 

توهم همینطور

 

همه چی گیاه خواریه

 

امیدوارم بادمجون پارمایی دوست داشته باشی

 

تو این چند سال گذشته به این خوبی به خودم حال ندادم

 

شروع کن

 

نوش جون!

 

چی فکر میکنی؟

 

خوشمزست

 

خوشحالم که دوست داریش

 

میخوای آهنگ مورد علاقمو گوش کنی؟

 

آره، تو میخونیش

 

- نه، دیگه نمیتونم بخونم
- آخر نمایش

نه

 

برقصیم؟

 

- تو به آرامش نیاز داری
- مهمون آروم

 

یه سورپرایز برات دارم

 

- سورپرایز
- بله

 

برا من

 

- چشتو ببن
- باشه

 

بازش کن

 

جونور رو تمیز کردی

در واقع درستش کردم

 

- نه نکردی
- باشه، پس بریم

- جدی میگی؟
- امتحانش کن

 

ممنون

 

-همینجا منتظر باش
-باشه

 

برمیگردم
همینجا منتظر باش

 

یه لحظه باشه

 

بگو چه خبره
787.5

 

الان

 

- بن باید بری خونه
-

میدونی اونا یه تاریخچه کامل از همه تحقیقاتی که یه مامور انجام میده نگه میدارن

- اینو میفهمی؟
- صدات و بیار پایین

- فقط صداتو ببیار پایین
- نه، تیم، کاری که تو داری میکنی یه جنایته

تو داری خودتو جای یه افسر فدرال میزنی
این خلافه

 

تو نمیتونی با زندگی مردم بازی کنی
اینو میفهمی؟

 

باشه
اونجا یه کافی شاپه

 

درست نزدیک جایی که من اقامت دارم

- فردا
- کجا اقامت داری تیم؟

 

بهم بگو، چون من نمیدونم برادر خودم کجا زندگی میکنه

 

یه متله، پنج بلوک از اینجا دورتر
فردا پیشتم، ضمانت میکنم

 

اعتبارنامه من کجاست؟
اعتبارناممو پس بده

 

بفرما

 

فقط برو خونه
تو خانوده عالی ای داری

 

- برو خونه و ازشون لذت ببر
- تیم، چرا اینجایی؟

بهم بگو امیلی پوزا کیه؟

 

فردا همه چیرو توضیح میدم

 

کلید ماشینتو بده

 

من هیچجا نمیرم

 

همینجا میمونم

 

یادت باشه دوست دارم
و

 

تیم، مجبورم نکن در بزنم، باشه؟

 

متوجه نشدم چقدر طول کشید

 

خیلی رام دوره، پس باید برم

 

نمیخوام بهت دروغ بگم

 

میخوای یه بازی بکنی؟

 

چه بازی؟

 

بازی، چی میشه

 

چی میشه

 

چی میشه اگه

 

پیجر من خاموش بشه

 

و این یه قلبه

 

و کار میکنه

 

و بدنم پسش نمیزنه

 

و

 

چی میشه من وقت داشته باشم

 

چی میشه

 

چی میشه ما بچه داشته باشیم

 

چی میشه ما عروسی کنیم

 

- دوستت دارم
- منم دوستت دارم

دوستت دارم

 

سلام

- دکتر بریار امشب هستن؟
-داره کارشو میکنه

 

میتونی بهش بگی بن توماس اینجاست
خیلی مهمه

- خبرش میکنم
- ممنون

 

دکتر بریار به ایستگاه پرستار.

 

- امیلیه؟
- نه

 

متاسفم

 

در مورد امیلی خوشبینی بیشتر از

اونچه که چند روز قبل داشتید، دارید؟

 

وقتی شما دنبال یه اهدا کننده با گروه خون کمیاب هستید ...

 

- شانسش کمه
- چی؟

 

شانسش کمه چی، یه درصد بهم بده

 

یه عدد بهم بده

 

سه پنج درسه

 

متاسفم
دوست داشتم اعداد بالاتر بود

ممنون

 

وقتشه

 

دوست دارم

 

1:38 صبح

 

-
- عزرا

 

اسم من بن توماسه

 

چند هفته چیش بهت زنگ زدم
احتمالا یادت نیست

 

چرا، یادمه

 

میخوام از رفتار بیرحمانم باهات معذرت بخوام

 

اما حتم داشتم که تو آدم خوبی بودی
مهربون، خونسرد

- چی ازم میخوای؟
- میخوام یه هدیه بهت بدم

 

تو با یه مرد به اسم دن موریس برخورد میکنی

- میتونی بهش اعتماد کنی
- تو بودی، تو رستوران؟

 

 

شبخوش

 

911 اورژانس

 

من یه آمبولانس نیاز دارم

 

من شما رو در 9212 غربی سومین خيابان در لوس آنجلس دارم.

 

بله اتاق شماره دو

 

حادثه چیه؟

 

یکی خودکشی کرده

قربانی کیه؟

 

منم

 

- تو واقعا نیاز داری نگاه کردن به اونو بس کنی
- چرا؟ میشکنه؟

 

نه، پول اضافی دادم که نشکنه

شرط میبندم میشکنه

 

 

- عزیزم چرا خاموشش نمیکنی
- متاسفم، کار دیگه نه

تقریبا تمومه

 

ما روش کار داریم

میفهمم، ولی اون به اون قلب نیاز داره ، داره میمیره

 

یک دو سه

بن؟

 

 

حدود یه سال بعد از تصادف, مریض شدم,

 

سرطان ریه گرفتم
نیاز به پیوند دوتا عضله داشتم

 

مسلما تیم فقط یکیشو میتونست بهم بده
884.5

 

اون سمت راست کبدشو به این زن بخشید

 

اسمش هالیه

 

- عزرا
-

 

یکی از والدینی؟

 

نه

 

همدیگرو ملاقات کردیم؟

 

خوبی؟

 

تو باید امیلی باشی

 

بله

 

خیلی خوشبختم که شمارو ملاقات میکنم