1 00:00:22,084 --> 00:00:33,084 شيما و فرشاد تقديم ميکنند Forum.TvCenter.Co 2 00:00:34,185 --> 00:00:36,460 ... روزي روزگاري 3 00:00:37,545 --> 00:00:42,096 ...نه، نه اين راه شروع کردنش نيست . شما فکر ميکنيد که اين يه داستان افسانه ايه و اينطور نيست 4 00:00:43,145 --> 00:00:46,137 ...اساس و المان هاي يک داستان افسانه اي رو داره ...اژدها ها 5 00:00:46,305 --> 00:00:50,014 ...الوز،شيردال...پري ها و خيلي چيزهاي ديگه 6 00:00:50,185 --> 00:00:52,062 ! و سحر و جادو داره 7 00:00:52,225 --> 00:00:57,379 حالا در روزگار من جادو بسيار .پيش پا افتاده و معمولي است 8 00:00:57,545 --> 00:00:59,581 ...اوه، خوب، همه چيز تغيير کرد 9 00:00:59,745 --> 00:01:03,181 ...فلش زمان فقط به يک جهت نشانه ميره 10 00:01:03,345 --> 00:01:06,496 پس...از کجا بايد شروع کنم؟ 11 00:01:08,345 --> 00:01:11,860 ...خوب مشخصه،بايد از ابتدا آغاز کنم 12 00:01:13,385 --> 00:01:16,536 !تيرهاتونو بندازين اون سالها،سالهاي سهمناک تاريکي بود 13 00:01:30,265 --> 00:01:34,975 .پادشاه «کنستانت» اولين پادشاه مسيحي انگلستان بود 14 00:01:37,305 --> 00:01:42,538 ...اي زندانيها ...هيچ رحم و شفقتي در کار نيست...هيچ گنجي درکار نيست 15 00:01:42,745 --> 00:01:46,021 ...بزار همه ي دنيا بميرن 16 00:01:47,065 --> 00:01:48,783 .اگه قراره من بميرم 17 00:01:48,945 --> 00:01:51,618 !ورتيگرن» اينجاست» 18 00:01:53,145 --> 00:01:54,976 !خائنين 19 00:01:55,145 --> 00:01:58,296 ...«پادشاه «ورتيگرن !او همه ي زنداني ها رو سلاخي کرده 20 00:01:59,385 --> 00:02:01,819 ...من همتونو نفرين ميکنم 21 00:02:08,545 --> 00:02:12,174 ...مرگ سپس به سادگي آمد 22 00:02:12,345 --> 00:02:17,100 ...و يک ستمگر به آرامي تاج را به شخص ديگري واگذار کرد 23 00:02:17,265 --> 00:02:19,460 .که از او بدتر بود 24 00:02:24,345 --> 00:02:27,223 ...جنگ هاي داخلي کشور را از هم گسيخت 25 00:02:32,345 --> 00:02:35,257 .سپس «ساکسون ها» آمدند (آلمانيهايي که در بريتانيا ساکن شدند) 26 00:02:39,065 --> 00:02:43,695 .کليساي مسيحيان نابود و بي حرمت شد 27 00:02:43,865 --> 00:02:48,620 سپس مکان هاي مقدس جاي .اديان بت پرست و کافر قديم شد 28 00:02:49,945 --> 00:02:54,894 .پيروان رسوم قديم از درد گريستند 29 00:02:56,185 --> 00:02:59,302 ...فقط يک نفر بود که ميتونست اون ها رو نجات بده 30 00:02:59,465 --> 00:03:02,616 .و او (دختر)از سرزمين سحر و جادو آمد 31 00:03:36,345 --> 00:03:38,905 ...من پيغامتو دريافت کردم،خواهر 32 00:03:39,065 --> 00:03:42,580 ...من يک تصميم بزرگ گرفتم 33 00:03:42,745 --> 00:03:47,773 .من وقتي اينجوري ميگي دوست ندارم، خواهر 34 00:03:47,945 --> 00:03:51,142 .من ميخوام يک رهبر براي مردم درست کنم 35 00:03:51,305 --> 00:03:55,184 ...يک جادوگر بزرگ که بريتانيا را نجات خواهد داد 36 00:03:55,345 --> 00:03:59,497 .و رسوم قديم و مردم را به ما بازخواهد گرداند 37 00:03:59,665 --> 00:04:03,021 .«اين براي تو خيلي سنگينه، «مب 38 00:04:03,185 --> 00:04:07,303 .تمام انرژي که برايت باقي مانده رو خواهد گرقت 39 00:04:07,465 --> 00:04:10,537 .اگه من اينکارو نکنم،ما خواهيم مرد 40 00:04:10,705 --> 00:04:15,096 اگه مردم ايمانشون به ما رو از دست بدن .(ما از بين خواهيم رفت(ديگه وجود نخواهيم داشت 41 00:04:15,265 --> 00:04:20,578 دين جديد همين الانشم ما رو کنار زده و گوشه گير کرده .به زودي ما فراموش خواهيم شد 42 00:04:20,745 --> 00:04:23,578 .همه چيز تغيير ميکنه، خواهر 43 00:04:23,745 --> 00:04:29,502 ...(غم انگيزه، اما بهشت، جهنم و جهان تغيير کرده(جلو رفته 44 00:04:29,665 --> 00:04:33,214 .اين سرنوشته ...من قبولش نخواهم کرد 45 00:04:33,385 --> 00:04:35,376 !من مبارزه خواهم کرد 46 00:04:35,545 --> 00:04:37,979 به من کمک ميکني؟ 47 00:04:38,145 --> 00:04:43,822 .نه.فراموش کردي من الهه درياچه ام من از آب ساخته شدم 48 00:04:43,985 --> 00:04:49,105 .حالا،روند همه چيز از دست ما رفته و من اينو ميپذيرم 49 00:04:49,265 --> 00:04:51,733 .متاسفم، دوشيزه من 50 00:04:53,025 --> 00:04:57,303 .پس،من خودم به تنهايي اينکارو خواهم کرد 51 00:05:04,945 --> 00:05:10,099 شنيدي «فريک» ؟ ...بله،اما بانو من ميترسم که خواهرت به جاي 52 00:05:10,265 --> 00:05:15,897 خوب اينجور بگيم...وقتي موضوع به تصميم گرفتن ميرسيد دودل ميشد و اون پشتيباني که تو لايقش بودي رو ازت دريغ ميکرد 53 00:05:16,065 --> 00:05:19,023 (ما تنهاييم(کسي در اين راه همراهمون نيست .بهتره شروع کنيم 54 00:05:19,185 --> 00:05:23,497 خوب،فکر نميکني حداقل چند روز بايد وايسي (تا نيروت برگرده(نيرومند بشي؟ 55 00:05:23,665 --> 00:05:25,895 !وقت نيست 56 00:05:26,065 --> 00:05:28,898 !دنياي ما داره ميميره 57 00:05:35,105 --> 00:05:38,575 !اون باشکوهه 58 00:05:39,305 --> 00:05:43,856 !حالا من بايد بهش زندگي بدم 59 00:06:03,945 --> 00:06:06,505 !يه پسر زيباست 60 00:06:06,665 --> 00:06:09,896 .لطفا،از بچه ي من مراقبت کن 61 00:06:10,065 --> 00:06:13,182 ...بهت التماس ميکنم 62 00:06:13,345 --> 00:06:15,142 .مشکلي نيست،عزيزم 63 00:06:15,305 --> 00:06:17,500 !قسم بخور 64 00:06:18,345 --> 00:06:20,301 ...من دارم ميميرم 65 00:06:21,345 --> 00:06:23,256 .قسم ميخورم 66 00:06:24,185 --> 00:06:26,745 .از بچه ات مراقبت خواهم کرد 67 00:06:33,945 --> 00:06:36,300 .بزار بچه رو ببينم 68 00:06:46,345 --> 00:06:50,782 .من اسم اين بچه رو ميزارم...مرلين 69 00:06:50,945 --> 00:06:54,381 در حالي که داري صحبت ميکني(قيافه ميگيري)مادر .رو نجات بده...داره ميميره 70 00:06:54,545 --> 00:06:57,981 .نه،اينطور نيست...اون مرده 71 00:07:04,345 --> 00:07:07,496 ...راحت بخواب بچه جون 72 00:07:07,665 --> 00:07:11,101 .تا فرشتگان تو را به سوي خانه پرواز دهند و ببرند 73 00:07:16,545 --> 00:07:19,901 چه بهونه اي داري؟ چرا اونو نجات ندادي؟ 74 00:07:20,065 --> 00:07:22,579 .او براي هدفش خدمت کرد (يعني کارش تموم شد،کاري که بايد ميکردو انجام داد) 75 00:07:22,745 --> 00:07:25,305 در راه هدفش خدمت کرد؟ 76 00:07:25,465 --> 00:07:31,779 تو خيلي سردي(هيچ حسي نداري)اگه قرار بود به قلبت مشت و ضربه بزنم مچم ميشکست 77 00:07:31,945 --> 00:07:36,302 و فکر ميکردم که قبلا به تو در راه هاي .قديم خدمت ميکردم 78 00:07:37,945 --> 00:07:42,780 ...بعد تو عوض شدي . تو مسيحي شدي 79 00:07:42,945 --> 00:07:45,505 کي اينو به تو گفته؟...ها؟ 80 00:07:45,665 --> 00:07:49,180 ،بدنبال‌متخلفين‌ قانون‌ گشتن‌،اون خنده ها ...سخن هاي بي معني 81 00:07:49,345 --> 00:07:53,463 ...من از قلب خودم پيروي کردم .اين براي من دينه و کافيه 82 00:07:53,625 --> 00:07:56,662 چرا اجازه دادي اون باهات اينطوري صحبت کنه، بانو؟ 83 00:07:56,825 --> 00:07:58,975 .چون،بهم احتياج داره، احمق 84 00:07:59,145 --> 00:08:02,137 من چرا به تو احتياج دارم، «امبروسيا» ؟ 85 00:08:03,745 --> 00:08:06,134 تا از اين بچه مراقبت کنم 86 00:08:06,745 --> 00:08:09,703 من ميتونم ازش مراقبت کنم 87 00:08:40,585 --> 00:08:42,303 !فنون شعبده بازي 88 00:08:42,465 --> 00:08:46,140 تو به چيزي بيشتر از حقه و شعبده بازي .براي بزرگ کردن اين بچه احتياج داري 89 00:08:46,305 --> 00:08:50,696 ...تو به صبر،فهم و عشق احتياج داري 90 00:08:50,865 --> 00:08:53,425 .بيشتر از همه تو به عشق احتياج داري 91 00:08:53,585 --> 00:08:57,055 ...بايد يه بار ازش استفاده کني (براي يه بارم شده امتحانش کني) 92 00:08:57,225 --> 00:08:59,420 .نه بيشتر 93 00:09:02,025 --> 00:09:04,493 خوب...چه تصميمي گرفتي؟ 94 00:09:04,665 --> 00:09:06,815 ...بچه پيش تو ميمونه 95 00:09:06,985 --> 00:09:10,421 ...اما به خاطر داشته باش .اون فقط نصفش انسانه 96 00:09:10,585 --> 00:09:14,578 .اون متعلق به منه.پسر منه 97 00:09:14,745 --> 00:09:19,182 .وقتي زمانش برسه،به دنبالش ميفرستم 98 00:09:24,105 --> 00:09:27,575 ...امبروسيا مثل يک ببر از من محافظت ميکرد 99 00:09:27,745 --> 00:09:29,895 ...از اونجا بيا بيرون 100 00:09:30,065 --> 00:09:31,578 !و بيرون بمون 101 00:09:31,745 --> 00:09:36,500 او شجاع ترين و مهربان ترين آدمي بود .که من تو عمرم شناختم 102 00:09:36,665 --> 00:09:42,297 من صداش ميکردم خاله اي،اما براي (من واقعا يک مادر بود(به يک مادر بيشتر شبيه بود 103 00:09:43,345 --> 00:09:48,499 دقت کردي وقتي خيلي بيچاره اي زمان خيلي دير سپري ميشه؟ 104 00:09:48,665 --> 00:09:52,055 ...از طرف ديگه،وقتي خوشحالي 105 00:09:52,225 --> 00:09:55,695 ...دوران کودکي من حتما خيلي خيلي شاد بوده 106 00:09:55,865 --> 00:09:59,096 .چون برام خيلي زود گذشت 107 00:10:15,145 --> 00:10:17,056 ...لطفا، بي تربيتي اونا رو ببخشيد 108 00:10:17,225 --> 00:10:20,900 ما داريم به سمت قلعه لرد «لامبرت» سفر .ميکنيم و راهمونو گم کرديم 109 00:10:21,065 --> 00:10:22,896 ...حدود يک مايل فاصله داره 110 00:10:23,065 --> 00:10:27,581 وقتي به دو راهي رسيدين،از سمت راست برين .اما از هيچ ميانبري عبور نکنين.خطرناکه و ممکنه گم بشين 111 00:10:27,745 --> 00:10:30,498 متشکرم قربان...براي جبران خدمت چي ميتونيم به شما تقديم کنيم؟ 112 00:10:30,665 --> 00:10:32,223 ...يک بوسه 113 00:10:32,385 --> 00:10:36,617 ميدوني داري با کي حرف ميزني؟ ...ايشون بانو «نيموئه» هستن 114 00:10:36,785 --> 00:10:39,458 .«دختر لرد «آردنت 115 00:10:39,625 --> 00:10:42,981 ...ازم پرسيد چي ميخوام .و من حقيقتو گفتم 116 00:10:43,145 --> 00:10:46,103 . و من فکر ميکنم که منصفانس 117 00:10:58,745 --> 00:11:01,054 .اسم من مرلينه 118 00:11:01,225 --> 00:11:03,375 .اسم من نيموئه است 119 00:11:05,025 --> 00:11:08,461 ! و من فکر ميکنم که شما يک مرد جوان بي ادب هستين 120 00:11:08,625 --> 00:11:12,777 .«من هرگز تو رو فراموش نميکنم،«نيموئه .ما همديگه رو دوباره خواهيم ديد...من ميتونم ببينمش 121 00:11:12,945 --> 00:11:15,664 .فکر نميکنم،ارباب مرلين 122 00:11:25,545 --> 00:11:32,178 ...من به «نيموئه» هشدار دادم که (جاده رو ترک نکنه(اشتباهي نره .اما با اين وجود اون خيلي خودسر بود 123 00:11:32,345 --> 00:11:35,576 ...خوب، گمان ميکنم تمام مردم جوان اينطورن 124 00:11:35,745 --> 00:11:38,896 .اون به دنبال راه خودش رفت 125 00:12:10,705 --> 00:12:14,698 ...(تقلا نکن...پايين تر ميري(غرق تر ميشي آروم باش 126 00:12:19,625 --> 00:12:21,900 اين شاخه رو نگه دار 127 00:12:23,945 --> 00:12:26,061 ...دستم بهش نميرسه 128 00:12:28,545 --> 00:12:33,335 ...بعد از اين همه سال .هنوز يادمه که چطور بود 129 00:12:35,545 --> 00:12:37,501 ...من اون قدرت رو در خودم حس کردم 130 00:12:37,665 --> 00:12:45,383 رشد کن-رشد کن-رشد کن-رشد کن !حالا رشد کن 131 00:13:04,345 --> 00:13:07,098 ...همينطوري نگهش دار 132 00:13:07,265 --> 00:13:08,983 !همينه 133 00:13:11,745 --> 00:13:13,701 .حالا در اماني 134 00:13:15,625 --> 00:13:18,583 .بهت گفتم دوباره همو ميبينيم 135 00:13:18,745 --> 00:13:21,179 ...چطور اينکارو کردي 136 00:13:21,345 --> 00:13:23,700 با شاخه؟ 137 00:13:23,865 --> 00:13:26,379 .نميدونم 138 00:13:26,545 --> 00:13:29,457 .خوب،هرچي که بود،تو جون منو نجات دادي 139 00:13:29,625 --> 00:13:32,298 .تو لايق يک بوسه ديگه اي 140 00:13:40,745 --> 00:13:42,622 ! «خاله «اي 141 00:13:42,785 --> 00:13:47,336 ...من اونو ديدم...زيباترين دختر توي دنيا 142 00:13:47,505 --> 00:13:51,293 !تنها دختري که من دوستش خواهم داشت...ميدونم ...و اون منو دوست داره و .و ما هميشه همديگه رو دوست خواهيم داشت 143 00:13:51,465 --> 00:13:54,821 چي ميگي جلو خودت؟ .داره ازت آب ميچکه،خيس شدي.لباساتو در بيار ...منم يه قهرمانم 144 00:13:54,985 --> 00:13:57,101 !من نجاتش دادم 145 00:13:57,265 --> 00:14:00,257 کيو نجات دادي؟...از چي نجات دادي؟ 146 00:14:00,425 --> 00:14:04,464 .نيموئه».دختر يه لرديه» .افتاد تو يه چاله گلي...و من نجاتش دادم 147 00:14:04,625 --> 00:14:06,502 .اين نشونه شجاعتته،عزيزم 148 00:14:06,665 --> 00:14:11,978 ...چيز غير عادي طوريه که نجاتش دادم .من اين شاخه رو داشتم،يه جورايي کاري کردم شد کنه 149 00:14:12,145 --> 00:14:17,503 ميدونم به نظر غير ممکن مياد،اما !گفتم رشد کن،رشد کن و اون رشد کرد 150 00:14:20,225 --> 00:14:22,455 چي شده خاله اي؟ 151 00:14:24,745 --> 00:14:27,054 ...من...من...بايد بشينم 152 00:14:28,065 --> 00:14:30,374 بهم بگو چي شده؟ 153 00:14:35,745 --> 00:14:40,580 !اين لحظه ايه که من سال ها ازش وحشت داشتم 154 00:14:41,745 --> 00:14:44,179 .حالا زمانيه که بايد از اينجا بري 155 00:14:44,345 --> 00:14:46,097 برم؟ 156 00:14:47,545 --> 00:14:49,263 ...من نميفهمم 157 00:14:49,425 --> 00:14:52,497 ...تو توسط ملکه «مب» به وجود اومدي 158 00:14:52,665 --> 00:14:56,704 (تو پدر فاني نداري(پدرت انسان نيست ...جادو در کاره 159 00:14:57,945 --> 00:15:00,584 . و حالا اون ميخواد که بهش بپيوندي 160 00:15:00,745 --> 00:15:04,101 !(نميخوام(اينکارو نميکنم .تو هيچ راهي نداري،عزيز من 161 00:15:06,025 --> 00:15:08,983 ...نميتوني باهاش بجنگي 162 00:15:10,545 --> 00:15:12,137 .نه هنوز 163 00:15:16,105 --> 00:15:18,141 ...داره با من حرف ميزنه 164 00:15:18,305 --> 00:15:21,103 .ميگه من بايد باهاش برم 165 00:15:21,265 --> 00:15:24,462 ...اين تو رو گرم نگه ميداره 166 00:15:24,625 --> 00:15:26,741 .در شب هاي سرد 167 00:15:29,345 --> 00:15:31,700 خاله اي .نه،نه،نه...سرتو بالا بگير 168 00:15:31,865 --> 00:15:35,653 .جادو هيچ قدرتي بر روي قلب انسان ها نداره 169 00:15:35,825 --> 00:15:38,544 .دوست دارم،خاله اي 170 00:15:45,945 --> 00:15:49,984 برو.و ميتوني به ملکه مب همايوني والا مقام ...نيرومند بگي، که جادو يا غير جادو 171 00:15:50,145 --> 00:15:54,582 ...اگه هرجوري بهت آسيب برسونه !رودشو بند پوتينم ميکنم 172 00:16:14,545 --> 00:16:17,298 ...خيلي عجيب بود 173 00:16:17,465 --> 00:16:19,376 .و باز، اينطور نبود 174 00:16:19,545 --> 00:16:24,903 نصفي از وجود من حس ميکرد...اين .طبيعي ترين چيز تو دنياس 175 00:16:43,945 --> 00:16:47,255 گمان ميکنم بايد برم داخل قايق؟ 176 00:17:00,345 --> 00:17:05,897 .حس درونم انگار داشت قوي تر و قوي تر ميشد 177 00:17:06,065 --> 00:17:08,863 .من داشتم ميومدم خونه 178 00:17:09,545 --> 00:17:13,743 متاسفم که دير کردم،کشتي بدون من حرکت کرد .واقعا خيلي بي ادبانه است 179 00:17:13,905 --> 00:17:16,021 خوب، از داخل کشتي مياي؟ 180 00:17:19,345 --> 00:17:20,778 تو کي هستي؟ 181 00:17:20,945 --> 00:17:24,540 ...ششش ساکت،من بايد تمرکز کنم ...اين ها آب خائنه 182 00:17:24,705 --> 00:17:28,698 ...جريان هاي قوي .صخره هاي ديده نشده 183 00:18:26,945 --> 00:18:29,379 ...دنبالم بيا...دنبالم بيا 184 00:18:29,545 --> 00:18:33,254 ...گم نشو...گم نشو 185 00:18:34,745 --> 00:18:38,260 .از اين طرف،اگه ممکنه،جناب مرلين 186 00:18:41,145 --> 00:18:45,024 ،اعلي حضرت،خوب،منظورمه ...من ترجيح ميدم که در زمان حال باشم 187 00:18:48,945 --> 00:18:51,698 .بلاخره اومدي 188 00:18:51,865 --> 00:18:53,821 ميدوني من کيم؟ 189 00:18:55,225 --> 00:18:57,455 «ملکه «مب درسته 190 00:18:58,945 --> 00:19:01,857 ...تو خوشتيپ بزرگ شدي،و حقيقته 191 00:19:02,025 --> 00:19:05,335 .وقتي که تو رو به وجود آوردم خوب عمل کردم (کارم خوب بود) 192 00:19:07,545 --> 00:19:09,979 ...اين مرلينه 193 00:19:10,545 --> 00:19:13,184 ...که اومده ما رو نجات بده 194 00:19:13,345 --> 00:19:17,497 .اون مردم رو به رسوم قديم برميگردونه 195 00:19:28,985 --> 00:19:30,976 من چرا اينجام؟ 196 00:19:31,145 --> 00:19:33,181 !که ياد بگيري 197 00:19:33,345 --> 00:19:37,577 من بهت آموزش ميدم تا قدرتمندترين .جادوگر دنيا بشي 198 00:19:37,745 --> 00:19:41,101 چرا؟ ... که انسان ها رو به سوي ما برگردوني 199 00:19:42,345 --> 00:19:44,905 . به راه و رسم قديم 200 00:19:50,745 --> 00:19:54,897 اگه من نخوام جادوگر بشم چي؟ .اين سرنوشت توست 201 00:19:55,065 --> 00:19:58,614 اون شاخه اي که باعث شدي رشد کنه رو يادته؟ 202 00:19:58,785 --> 00:20:02,903 .به خاطر همين اينجايي...که ياد بگيري 203 00:20:08,745 --> 00:20:14,183 .به زودي قدرتي که در وجودته رو ميفهمي 204 00:20:14,345 --> 00:20:16,700 ...و وقتي که رها بشه 205 00:20:16,865 --> 00:20:23,338 .تو اين دنيا رو در کف دستت ميگيري (دنيا تو مشتته) 206 00:20:31,345 --> 00:20:35,861 تمام جادوي جهان و تمام طلسم ها و ... سحرهايي که بهش احتياج پيدا خواهي کرد 207 00:20:36,025 --> 00:20:38,141 .در اين کتاب هاست،مرلين 208 00:20:38,305 --> 00:20:42,901 اگه من نصفه انسانم،خواهم مرد؟ 209 00:20:43,065 --> 00:20:45,021 ،در زمان معين .ما نميتونيم اونو عوض کنيم 210 00:20:45,185 --> 00:20:48,302 .اما...ما ميتونيم شکلمون رو عوض کنيم 211 00:20:51,545 --> 00:20:56,699 ...اما،فقط يک خياله .که در جاي خودش،منحصر به فرده 212 00:21:02,025 --> 00:21:04,095 ...گاهي اوقات 213 00:21:04,265 --> 00:21:07,860 ...ما ميتونيم آينده رو ببينيم 214 00:21:09,345 --> 00:21:12,337 .اين چيزيه که تو بهش تبديل خواهي شد 215 00:21:13,345 --> 00:21:17,179 آيا من انقدر پير ميشم؟ .مواظب باش،مرلين جوان 216 00:21:18,345 --> 00:21:20,097 .متاسفم،جناب .اوه،اما حق با توست 217 00:21:20,265 --> 00:21:23,814 سعي کن به اندازه اي که الان در .درونت جواني،همينطور بموني 218 00:21:24,745 --> 00:21:28,021 ...اين يه چيز ديگست که بايد مواظبش باشي 219 00:21:28,185 --> 00:21:31,336 .مرلين جوان،نصيحت کردنو شروع نکن 220 00:21:33,745 --> 00:21:35,622 .فريک»!نوبت توست» 221 00:21:36,185 --> 00:21:41,737 حالا،ارباب مرلين ...سه دسته جادو وجود داره 222 00:21:41,905 --> 00:21:48,299 سه مرحله پشت سر هم .که يک جادوگر کامل بشي 223 00:21:48,465 --> 00:21:53,698 اولين و پايين ترين مرحله .جادو توسط سحر خوانيه 224 00:21:53,865 --> 00:21:57,904 Abracadabra! Dove, and chalk! !طلسم 225 00:21:58,065 --> 00:22:02,297 مرحله دوم جادو، جادو با دسته 226 00:22:02,465 --> 00:22:08,017 .که جادوش توسط حرکات دست و انگشتان اجرا ميشه 227 00:22:09,065 --> 00:22:12,774 ...سومين و بالاترين مرحله جادوگري ...نمايش اعلي 228 00:22:12,945 --> 00:22:17,382 .جادوي ذهن خالصه 229 00:22:17,545 --> 00:22:20,503 ...کسي که به کلمه اي يا حرکتي احتياج نداره 230 00:22:20,665 --> 00:22:24,897 ...بلکه تنها با خواست و اراده خودش آسمان ها رو محک ميزنه 231 00:22:28,065 --> 00:22:32,855 البته،فقط والاترين و افضل ترين ...شخصي که داراي موهبت است 232 00:22:33,025 --> 00:22:37,576 .جادوگر اين سه مرحله ميشه !اوه،باهاش کنار بيا 233 00:22:41,225 --> 00:22:42,863 .بله،بانو 234 00:22:44,425 --> 00:22:46,381 سوالي نيست؟ 235 00:22:47,745 --> 00:22:50,259 ...من شب و روز درس خوندم 236 00:22:50,425 --> 00:22:55,294 و از اون نيروهاي ناديده که اين جهانو با هم نگه داشته بودن 237 00:22:55,465 --> 00:22:58,423 ،رازهاي جهان هاي ديگه رو ياد گرفتم 238 00:22:58,585 --> 00:23:02,703 .که زير سطح و پشت آينه ها وجود داشتند 239 00:23:06,745 --> 00:23:08,895 .نه،تو امتحانش کن 240 00:23:09,065 --> 00:23:11,374 بايد اين کارو بکنم؟ 241 00:23:11,545 --> 00:23:13,615 .بله،دست راست جناب.دست راست 242 00:23:15,065 --> 00:23:17,295 ...حالا،ارباب مرلين،بيارش بيرون 243 00:23:17,465 --> 00:23:20,582 .دست چپ، تمرکز کن 244 00:23:24,065 --> 00:23:29,219 !اين به خاطر اين اتفاق افتاد که تو تمرکز نداشتي 245 00:23:33,025 --> 00:23:36,097 خوب، چطور پيش ميره؟ 246 00:23:36,265 --> 00:23:39,974 گزارش منو خوندي، بانو؟ 247 00:23:40,145 --> 00:23:44,775 ...بله،بله .اما من احساس شخصيتو ميخوام 248 00:23:44,945 --> 00:23:49,097 خوب،منظورم اينه که،فکر ميکنم .توانايي رو داره 249 00:23:49,265 --> 00:23:52,496 .او ميتونه...به راستي...بزرگترين بشه 250 00:23:52,665 --> 00:23:54,462 !آه...ميدونستم 251 00:23:54,625 --> 00:23:57,503 ...اما او هيچ وقت نخواهد شد 252 00:23:57,665 --> 00:24:02,500 .اون نميتونه از مرحله جادوگري دست عبور کنه .نميخواد اينکارو بکنه 253 00:24:02,665 --> 00:24:05,099 ...در قلبش 254 00:24:05,265 --> 00:24:07,733 .جادو رو دوست نداره 255 00:24:11,665 --> 00:24:14,133 دوسش نداره؟ 256 00:24:14,305 --> 00:24:17,502 ...من...من...ميدونم تکان دهندس 257 00:24:17,665 --> 00:24:19,974 اما اگه...اينجوريه ديگه.اينطور نيست؟ 258 00:24:20,145 --> 00:24:23,455 !خوب، ما بايد کاري کنيم که دوسش داشته باشه 259 00:24:23,625 --> 00:24:27,095 .من کارهايي براش دارم که انجام بده 260 00:24:27,265 --> 00:24:29,574 ...خوب، حقيقت اينه که 261 00:24:29,745 --> 00:24:32,100 .ميخواد بره خونه 262 00:24:36,465 --> 00:24:38,421 خونه؟ 263 00:24:59,545 --> 00:25:02,218 چرا منو صدا کردي، مرلين؟ 264 00:25:03,345 --> 00:25:06,894 من نکردم .تو اينکارو کردي 265 00:25:09,545 --> 00:25:13,379 تو کي هستي؟ ...بانوي درياچه 266 00:25:13,545 --> 00:25:17,697 چطور با خواهر من «مب» داري کنار مياي؟ (اوضاعت باهاش چطوره) 267 00:25:18,945 --> 00:25:22,460 .ما دوتا با هم کنار نيومديم چرا؟ 268 00:25:22,625 --> 00:25:26,903 ...من با چيزي که داره انجام ميده موافق نيستم (موافقت نکردم) 269 00:25:27,065 --> 00:25:29,056 ...خلق کردن تو، و 270 00:25:29,225 --> 00:25:34,060 .بزاره مادرت اونجوري بميره 271 00:25:34,225 --> 00:25:36,944 او گذاشت مادر من بميره؟ 272 00:25:38,065 --> 00:25:42,695 ...اوه، عزيزم.من نبايد بهت ميگفتم 273 00:25:42,865 --> 00:25:45,425 .يهو از دهنم پريد 274 00:25:48,545 --> 00:25:52,060 من ميرم خونه ...تو بايد 275 00:25:52,225 --> 00:25:56,935 .خاله ات «امبروسيا» خيلي مريضه 276 00:26:01,305 --> 00:26:02,738 او کجاست؟ 277 00:26:02,905 --> 00:26:06,978 تو راه خونه است تا .«بره پيش اون جادوگر خائن،«آمبروسيا 278 00:26:07,145 --> 00:26:09,898 چطور ميتونه از درياچه رد بشه؟ 279 00:26:10,065 --> 00:26:12,784 ...خواهر عزيزم 280 00:26:12,945 --> 00:26:16,904 اگه ممکنه صحبت کنم،مادام، خيلي به قضيه کمک ميکرد ...اگه شما دوتا 281 00:26:17,065 --> 00:26:20,819 !«وقتي که نصيحتت رو احتياج داشته باشم،خودم ازت ميخوام،«فريک .هرطور شما ميخواي،مادام 282 00:26:20,985 --> 00:26:24,694 ميخواي چيکار کني؟ .من از دستش نميدم 283 00:26:36,105 --> 00:26:38,300 او کجاست؟ 284 00:26:42,465 --> 00:26:45,423 .پس...دوباره اومدي 285 00:26:45,585 --> 00:26:51,262 ...ميبينم که،تو هنوز يه تيکه کوه يخي .اوه،خواهش ميکنم،به خودت زحمت نده که در بزني بياي تو 286 00:26:51,425 --> 00:26:53,734 مرلين کجاست؟ 287 00:26:56,105 --> 00:26:58,300 گمش کردي،اينطور نيست؟ 288 00:26:58,465 --> 00:27:00,774 .بايد بگم،عاديه 289 00:27:00,945 --> 00:27:05,496 تو اين سال هاي اخير از نردبان ...موفقيت خيلي سريع سر خوردي پايين 290 00:27:05,665 --> 00:27:08,384 {حتما پشتت شکسته {و با چوب بستيش که خوب بشه 291 00:27:10,945 --> 00:27:15,780 .«منو خشمگين نکن،«امبروسيا .حوصله سرو کله زدن با تو رو ندارم 292 00:27:15,945 --> 00:27:20,575 .منم دلواپسشم ...بايد بهتر ازش مراقبت ميکردي 293 00:27:20,745 --> 00:27:24,294 .اون به اينجا خواهد امد .شنيده که تو خيلي مريضي 294 00:27:24,465 --> 00:27:27,343 .من مريض نيستم...دارم ميميرم 295 00:27:27,505 --> 00:27:32,181 .وقتي که اومد،تو بايد برش گردوني تو نميتوني کاري کني که برگرده؟ 296 00:27:32,345 --> 00:27:37,180 .بهتره که تو بهش بگي جاش پيش منه .نه،من همچين کاري نميکنم 297 00:27:37,745 --> 00:27:42,182 منو به مبارزه ميطلبي؟ .البته،به مبارزه ميطلبمت،من هميشه تو رو به مبارزه طلبيدم 298 00:27:42,345 --> 00:27:45,018 چرا؟ .اين ذات منه 299 00:27:45,185 --> 00:27:49,019 ...وقتي که پسرم بياد اينجا .من هيچ حرفي نخواهم زد 300 00:27:51,225 --> 00:27:54,501 .هرکاري که تو قلبشه انجام خواهد داد 301 00:28:18,745 --> 00:28:21,305 حالا،ببين مجبورم ميکني چه کاري انجام بدم؟ 302 00:28:27,945 --> 00:28:30,539 چيه؟ 303 00:28:30,705 --> 00:28:33,503 ...تو به من بگو 304 00:28:34,545 --> 00:28:37,901 .تو بانوي جادويي 305 00:28:47,745 --> 00:28:51,897 .پسر عزيزم،تو برگشتي 306 00:28:52,065 --> 00:28:54,499 چي شده؟ 307 00:28:54,665 --> 00:28:56,417 ...هيچي 308 00:28:56,585 --> 00:28:59,304 .همه چيز همونطوريه که بايد باشه 309 00:29:02,545 --> 00:29:05,059 ...مرلين...يادت باشه 310 00:29:05,225 --> 00:29:08,900 .فقط به قلبت گوش بده 311 00:29:24,305 --> 00:29:26,375 ...تو کشتيش .نه من اينکارو نکردم 312 00:29:26,545 --> 00:29:31,380 .همونطور که مادر واقعي منو کشتي .نه...من فقط گذاشتم بميره 313 00:29:33,345 --> 00:29:36,143 .تو قدرت اينو نداري که به من ضربه بزني 314 00:29:36,305 --> 00:29:38,500 ...نگاه کن که قدرت هاي من رشد ميکنن 315 00:29:44,665 --> 00:29:49,693 ...خيلي خوب بود،مرلين .تحت تاثير قرار گرفتم 316 00:29:49,865 --> 00:29:54,541 .من هرگز تو رو نخواهم بخشيد .من راجع به مادرت و «آمبروسيا» متاسفم 317 00:29:54,705 --> 00:29:57,981 ...اما اونا تلفات جنگ بودند (قربانيان) 318 00:29:58,145 --> 00:30:01,501 .من دارم ميجنگم که مردمو از انقراض نجات بدم 319 00:30:01,665 --> 00:30:06,580 .برام مهم نيست که تو بميري يا ناپديد بشي .من ميشم(نابود و ناپديد)...مگه اينکه مبارزه کنم و پيروز بشم 320 00:30:07,745 --> 00:30:09,975 .من هرگز به تو کمک نخواهم کرد 321 00:30:10,145 --> 00:30:12,500 ...تو ميکني 322 00:30:13,545 --> 00:30:16,139 .مجبورت ميکنم 323 00:30:26,065 --> 00:30:30,980 ...به قبر «آمبروسيا» و قبر مادرم سوگند ميخورم 324 00:30:31,145 --> 00:30:34,854 .من فقط از قدرت هايم براي شکست دادن ملکه «مب» استفاده کنم 325 00:30:35,025 --> 00:30:37,300 .بر اين،من قسم ميخورم 326 00:30:38,345 --> 00:30:41,382 ...و بنابراين،من مسيرم رو تعيين کردم 327 00:30:41,545 --> 00:30:44,264 ،ميدونستم «مب» صدامو شنيده 328 00:30:44,425 --> 00:30:49,579 .اما از همون اول فکر ميکرد ميتونه کاري کنه من فسممو بشکنم 329 00:30:49,745 --> 00:30:53,704 .به هر حال،بخشي از اون،در وجود من بود 330 00:30:54,585 --> 00:30:57,702 ...بنابراين،اون صبر کرد، صبورانه در سايه ها 331 00:30:57,865 --> 00:31:03,383 براي زماني که ميتونست حمله کنه و کاري .کنه من اشتباهات راهمو ببينم 332 00:31:05,065 --> 00:31:08,694 .بنابراين،دنيا چرخيد و دوباره چرخيد 333 00:31:08,865 --> 00:31:12,301 .باران يکسان بر سر عادل و ستمگر باريد 334 00:31:12,465 --> 00:31:18,734 مرد و زن مثل گندم بريده شدند تا دوباره .نيرومند متولد شوند 335 00:31:25,345 --> 00:31:28,621 .مب» بايد سال ها منتظر ميماند،اما ايرادي نداشت» 336 00:31:28,785 --> 00:31:32,380 ،اون سالها مثل چندين ثانيه به زودي سپري شد 337 00:31:32,545 --> 00:31:34,900 ،و بعد او يک راه پيدا کرد 338 00:31:35,065 --> 00:31:38,899 .که من قسممو بشکنم 339 00:31:48,065 --> 00:31:51,375 ...اين يک مکان خوبه براي قلعه جديد 340 00:31:51,545 --> 00:31:53,536 ...شما اينطور فکر نميکنيد،لرد آدرنت؟ 341 00:31:53,705 --> 00:31:57,778 غير قابل تسخير خواهد بود عاليجناب .هيچ ارتشي نيمتونه درش پيروز بشه و ازش عبور کنه 342 00:31:57,945 --> 00:32:02,575 .«نه حتي «اوتر .جناب، لرد «اوتر» در "نرماندي" است 343 00:32:02,745 --> 00:32:08,263 جاسوسانم ميگن که داره يه ارتش جمع ميکنه ...و آماده ميشه تا به انگلستان سفر کنه 344 00:32:08,425 --> 00:32:14,182 ...ميخواد منو بکشه.من سرزنشش نميکنم .من پدرش،پادشاه «کنستانت» رو کشتم 345 00:32:14,345 --> 00:32:17,098 ...پادشاه «کنستانت» يک ستمگر بود 346 00:32:17,265 --> 00:32:19,415 .بي شباهت به من نبود 347 00:32:23,105 --> 00:32:25,699 .لرد من،شما متقاعد کننده به نظر نميرسيد ...چيزي که من بهش علاقه دارم اينه که 348 00:32:25,865 --> 00:32:31,701 اگه ما مجبور بشيم بجنگيم،تو طرف کي خواهي بود؟...اون يا من؟ 349 00:32:31,865 --> 00:32:37,576 ...من هميشه به شما وفادار بودم عاليجناب .من تمام ارتشم را در اختيار{ضمانت}شما قرار دادم 350 00:32:37,745 --> 00:32:40,100 .درسته...تا زمان الان 351 00:32:40,265 --> 00:32:44,543 .مشکل اينه که...من به هيچ کس اعتماد ندارم ...من ضمانت ميخوام 352 00:32:44,705 --> 00:32:46,821 .من بهتون قول ميدم،جناب 353 00:32:46,985 --> 00:32:51,775 .کافي نيست.من دخترت «نيموئه» رو نگه ميدارم...که مطمئن بشم 354 00:32:52,465 --> 00:32:54,854 !اين ظالمانه است،جناب 355 00:32:55,025 --> 00:32:56,504 متاسفم 356 00:32:56,665 --> 00:33:00,180 ...«پادشاه «ورتيگرن ...هرکاري با من بکني 357 00:33:00,345 --> 00:33:02,575 .پدرم کاري که درست است رو انجام خواهد داد 358 00:33:02,745 --> 00:33:07,023 البته همينطوره...اگه تو به من وفادار بموني .جاي اون(دختر)در امانه 359 00:33:07,185 --> 00:33:12,305 .اما اگر به من خيانت کني،من خودم اونو ميکشم 360 00:33:28,745 --> 00:33:31,896 چطور پيش ميره؟پيشرفت داره؟ 361 00:33:32,065 --> 00:33:37,093 خوبه،جناب...خوبه... يه قسمت کوچيکي در سمت چپ لازمه زيرشون ستون بخوره 362 00:33:37,265 --> 00:33:39,301 !خودتونو نجات بدين،فرار کنين 363 00:33:58,065 --> 00:34:00,898 کلا بهم بگو ببينم...چه اتفاقي افتاد؟ 364 00:34:01,065 --> 00:34:03,295 ...نميدونم،جناب 365 00:34:04,345 --> 00:34:05,778 !نگهابانا!اونو ببرين 366 00:34:05,945 --> 00:34:09,460 نبايد اينکارو ميکرد...مشکل از اون .قسمت کوچيکه،مطمئنم مشکل از اونه 367 00:34:09,625 --> 00:34:12,822 !يه معمار ديگه برام بيارين 368 00:34:17,745 --> 00:34:22,694 (هي تو!تو...چرا واينساد؟(چرا فرو ريخت؟ .عاليجناب من طالع بينم،نه يک معمار 369 00:34:22,865 --> 00:34:26,301 .اگه تو يک طالع بين بودي،بايد ميدانستي 370 00:34:26,465 --> 00:34:31,493 بهم بگو قضيه چيه که هربار من ميخوام ...يک قلعه رو بازسازي کنم 371 00:34:31,665 --> 00:34:33,895 !فرو ميريزه 372 00:34:35,065 --> 00:34:37,065 ...بله،به راستي 373 00:34:38,065 --> 00:34:40,784 شما فکر ميکنيد من بايد اينو بدونم،جناب؟ 374 00:34:40,945 --> 00:34:42,981 ...بله،بله،خوب...من سنگ ها رو خواهم خواند !خوب پس برو بخونشون 375 00:34:43,145 --> 00:34:47,138 اوه،اينکارو ميکنم جناب...اينکارو ميکنم .اين چيزيه که من خيلي خوب انجامش ميدم جناب...خيلي خوب 376 00:34:50,425 --> 00:34:56,295 چرا من دور و ور خودمو با يه مشت آدم نالايق احمق پر کردم؟ 377 00:34:57,305 --> 00:35:01,776 .من در تمام عمرم پرستنده راه و رسوم قديم بودم 378 00:35:01,945 --> 00:35:04,937 .حالا...اون زندگي در خطره 379 00:35:05,105 --> 00:35:09,701 !و يه زندگي باارزشه.مال منه،زندگي منه 380 00:35:09,865 --> 00:35:13,414 ...من هيچ وقت کمکي نداشتم !نه...نه هيچ وقت 381 00:35:16,105 --> 00:35:21,418 حالا بايد چي کار کنم،نميدونم چرا همه ي .برج هاش فرو ميريزن 382 00:35:23,945 --> 00:35:27,096 ...اين زمين نفرين شدست 383 00:35:27,265 --> 00:35:33,101 !تو ظاهر شدي.تو بلاخره ظاهر شدي !همه ي اين سال ها!اين...اين...ملکه «مب» است 384 00:35:36,745 --> 00:35:41,978 اين زمين نفرين شدست،نه برج (نه قلعه نميتونن قرار بگيرن(بايستن 385 00:35:42,145 --> 00:35:44,898 پس،بايد چيکار کنيم؟ 386 00:35:45,545 --> 00:35:50,778 تو...بايد مردي رو پيدا کني که ...پدر فاني(انساني) نداشته باشه 387 00:35:50,945 --> 00:35:54,540 .و خونشو با ملات مخلوط کني 388 00:35:56,145 --> 00:35:57,897 !اووه...اه...باشکوهه 389 00:35:58,745 --> 00:36:00,178 ...اما...امم 390 00:36:00,345 --> 00:36:05,100 ...مردي که پدر فاني نداشته باشه 391 00:36:06,745 --> 00:36:09,623 کجا ميتونم يه همچين کسي رو پيدا کنم؟ 392 00:36:12,985 --> 00:36:15,419 ...من بهت نشون ميدم 393 00:36:21,545 --> 00:36:23,501 !اون مردو دستگير کنيد 394 00:36:24,345 --> 00:36:27,143 .به منزل من خوش اومدي،آقا 395 00:36:29,145 --> 00:36:31,181 چيکار ميتونم برات بکنم؟ 396 00:36:31,945 --> 00:36:35,984 .من پادشاه فال بينا هستم ...جايگاه مهمي است 397 00:36:36,145 --> 00:36:40,343 اوه...و آسيب پذيره.من سومين .فال بين همايوني امسالم 398 00:36:40,505 --> 00:36:46,102 ورتيگرن» خيلي زود ردشون کرد» .او خيلي زود ردشون کرد 399 00:36:49,745 --> 00:36:51,258 .انگار نگهش داشته 400 00:36:51,425 --> 00:36:55,976 من اينبار نگهش ميدارم،عاليجناب، نگران نباشيد (من هيچ وقت نترسيدم(نگران نبودم 401 00:36:56,145 --> 00:36:59,421 ...بنيادش جامده 402 00:37:15,425 --> 00:37:16,904 ...داشتي ميگفتي؟ 403 00:37:20,425 --> 00:37:26,057 ...عاليجناب...پيداش کردم .پسري که پدر فاني نداره 404 00:37:26,225 --> 00:37:30,503 .اين بهتره يکي از حيله و نيرنگات باشه .نه...نه...نه آقا.واقعيت داره 405 00:37:30,665 --> 00:37:33,862 ...خوب،فقط يه راه داره که بشه فهميد 406 00:37:35,945 --> 00:37:38,095 ...يه کاسه بياريد 407 00:37:38,265 --> 00:37:40,733 .گلوشو ببريد 408 00:37:42,825 --> 00:37:45,020 همين الان اينکارو بکن!تو چت شده؟ 409 00:37:45,185 --> 00:37:48,302 ...اون يه جادوگره .براي من که همچين شبيه جادوگر نيست 410 00:37:48,465 --> 00:37:51,582 ...(من هيچ وقت کاري با تو نکردم(بهت آسيبي نرسوندم چرا ميخواي گلومو ببري؟ 411 00:37:51,745 --> 00:37:55,977 قضيه شخصي نيست.من بايد خونتو با ملات .براي قلعه قاطي کنم 412 00:37:56,145 --> 00:38:00,536 اين مرد نادان پير به من ميگه اين تنها راهيه که باعث ميشه ساختمون بايسته 413 00:38:01,105 --> 00:38:04,461 .مردن آسونه اگه بدوني داري براي کشورت ميميري 414 00:38:04,625 --> 00:38:07,093 ...(اگه ممکنه اول يه سري نصيحت بکنم(پيشنهاد بدم 415 00:38:08,745 --> 00:38:12,055 عاليجناب در خطر اينکه يک مقدار .احمق جلوه کنند، هستند 416 00:38:15,145 --> 00:38:17,454 منو چي صدا کردي؟ 417 00:38:17,945 --> 00:38:20,095 احمق 418 00:38:21,545 --> 00:38:24,139 !اين مرد فکر ميکنه منه 419 00:38:24,945 --> 00:38:27,300 چرا بايد منو احمق صدا کني؟ 420 00:38:27,465 --> 00:38:32,823 چون،مشخصه چرا نميتوني اينجا !قلعه بسازي.نگاه کن 421 00:38:35,345 --> 00:38:38,576 ...دارم نگاه ميکنم .چيزي نميبينم 422 00:38:38,745 --> 00:38:42,374 (جريانو نميبيني؟(نميتوني ببيني؟ از يه حفره زيرزميني ميگذره 423 00:38:42,545 --> 00:38:45,298 !آب اينجاست،قسم ميخورم 424 00:38:45,465 --> 00:38:47,979 ...من ميتونم ببينمش،هممون ميتونيم 425 00:38:48,145 --> 00:38:50,978 ميخواستي قلعمو روي آب بسازي؟ 426 00:38:51,145 --> 00:38:53,181 اين همش نيست،اين اشتباهه 427 00:38:53,345 --> 00:38:56,701 ...تو روي اژدهاها کار کن 428 00:38:56,865 --> 00:38:58,776 اژدهاها؟کدوم اژدهاها؟ 429 00:38:58,945 --> 00:39:01,505 ...من دو تا اژدها ميبينم 430 00:39:01,665 --> 00:39:03,496 يکي قرمز...يکي سفيد 431 00:39:03,665 --> 00:39:08,420 نشانه پرچم من يک اژدهاي سفيده اين يه پيشگوييه 432 00:39:27,745 --> 00:39:30,305 به نظر شما اينطور نيست،آقا؟ چه چيز ديگه اي ديدي؟ 433 00:39:30,465 --> 00:39:33,502 .اژدهاي قرمز بر اژدهاي سفيد پيروز ميشه 434 00:39:33,665 --> 00:39:36,896 اين يه پيشگوييه...اينطور نيست آقا؟ 435 00:39:37,065 --> 00:39:39,704 .ميتونه يه نشانه باشه 436 00:39:56,745 --> 00:40:01,102 ...عاليجناب،شاهزاده «اوتر» از "نورماندي" با يک لشکر بزرگ رسيدند 437 00:40:01,265 --> 00:40:04,302 .داره به وينچستر ميتازه 438 00:40:05,345 --> 00:40:07,779 ....تو از پيش همه ي اينا رو ديدي 439 00:40:08,945 --> 00:40:10,981 .من چيزهاي ناشناخته رو ميبينم 440 00:40:11,585 --> 00:40:15,498 !ارتش هامو جمع کنيد !به سوي وينچستر ميتازيم 441 00:40:15,665 --> 00:40:18,543 .من پانزده ساله که دارم با دشمنانم ميجنگم 442 00:40:18,705 --> 00:40:24,496 هرباز من يکيشونو نابود ميکنم،يکي ديگه جاشو ميگيره.آيا اين هرگز پايان ميپذيره؟ 443 00:40:25,665 --> 00:40:31,900 ...شايد،شما به من احتياج داريد که آينده رو پيشگويي کنم بعد ميتوني همه ي اونا رو نابود کني قبل از اينکه فرصت اينو پيدا کنن که مايه ي دردسر بشن 444 00:40:32,945 --> 00:40:36,779 البته،در اون صورت ديگه نميتوني گلوي منو ببري 445 00:40:36,945 --> 00:40:40,176 ...تو يک مرد غيرعادي هستي 446 00:40:40,345 --> 00:40:43,815 ...اما من نميتونم مردان غيرعادي داشته باشم 447 00:40:45,345 --> 00:40:49,099 تو به اندازه کافي سريع نيستي ... اين اشتباهيه که اکثر دشمنانم مرتکب ميشن 448 00:40:49,265 --> 00:40:55,056 ...اون ها قبل از اينکه عمل کنن فکر ميکنن .من قبل از اينکه فکر کنم عمل ميکنم.اين مزيت منه 449 00:40:57,745 --> 00:41:00,179 .{و تو...تو به درد نميخوري{اخراجي 450 00:41:00,345 --> 00:41:02,017 .جادوگر رو ببنديد 451 00:41:02,185 --> 00:41:05,655 ...بيا،سريع .قبل از اينکه نظرش عوض شه 452 00:41:07,745 --> 00:41:09,975 دروازه ها رو باز کنيد 453 00:41:15,345 --> 00:41:17,905 .پادشاه وارد ميشوند 454 00:41:26,025 --> 00:41:27,777 ...اونجا 455 00:41:29,625 --> 00:41:31,900 .اونو بندازين داخل 456 00:41:44,585 --> 00:41:46,655 آه،«فريک»،حالت چطوره؟ 457 00:41:46,825 --> 00:41:51,580 ...ازم بيگاري کشيده ميشه !ممنون که پرسيدي 458 00:41:51,745 --> 00:41:55,499 تو اين بار توي بد دردسري افتادي،ارباب مرلين 459 00:41:55,665 --> 00:41:59,021 اون ها اصلا چطور کاري کردند که يه مرد عامه مثل پادشاه «ورتيگرن» بشه؟ 460 00:41:59,185 --> 00:42:04,100 شما انسان هاي فاني هيچ حسي از قابليت چيزها نداريد خيلي ترسناکه 461 00:42:05,145 --> 00:42:08,899 .به هرحال،من با يک پيغام از «مب» اينجا اومدم 462 00:42:10,585 --> 00:42:12,655 ...طبيعتا .اون ميخواد تو رو تنبيه کنه 463 00:42:12,825 --> 00:42:14,417 .اون از من متنفره 464 00:42:14,585 --> 00:42:19,420 اما تقريبا نااميد شده که تو نميپذيري (از قدرت جادوت استفاده کني(سرباز ميزني 465 00:42:19,585 --> 00:42:22,304 .«من به قبر «آمبروسيا» سوگند ياد کردم،«فريک 466 00:42:22,465 --> 00:42:27,380 اما چرا ازشون استفاده نميکني،ارباب مرلين؟ .چون «مب» ازم ميخواد 467 00:42:28,945 --> 00:42:32,574 ميدوني که نهايتا{بلاخره} ازش استفاده ميکني 468 00:42:32,745 --> 00:42:34,895 .تو نصفه انساني 469 00:42:36,345 --> 00:42:40,736 ...اون(ملکه مب)دشمن خطرناکيه ارباب مرلين و يک کارفرماي خيلي فقير 470 00:42:40,905 --> 00:42:44,181 ...خوب،منظورم اينه که من ميتونم برات داستان هايي بگم، .اما ديگه از مشکلات من گفتن کافيه 471 00:43:17,745 --> 00:43:20,862 .اون تويي،مرلين 472 00:43:24,665 --> 00:43:26,417 اينجا چيکار ميکني؟ 473 00:43:26,585 --> 00:43:31,579 ...من يک گروگانم...«ورتيگرن» ميخواد مطمئن شه که .پدر من به شاهزاده «اوتر» نميپيونده 474 00:43:31,745 --> 00:43:37,297 چرا...مگه ميخواست اينکارو بکنه؟ .نه...اما اون به کسي اعتماد نداره 475 00:43:39,745 --> 00:43:42,976 ...اينجا موندن خطرناکه .هيچ کس نميدونه بار بعد به کي ضربه ميزنه 476 00:43:43,145 --> 00:43:47,457 ...به نظر ميرسه من چيز اشتباهي گفتم .من بهش گفتم که «اوتر» شکستش ميده 477 00:43:47,625 --> 00:43:49,183 .اميدوارم حق با تو باشه 478 00:43:50,745 --> 00:43:54,818 مشکل چيه؟تو مريضي؟ ...نه...نه،فقط...من...آه 479 00:43:54,985 --> 00:44:00,457 به يه جايي احتياج دارم که نفس بکشم .اين چهارتا ديوار دارن خفم ميکنن 480 00:44:04,465 --> 00:44:08,697 من هيچ وقت تو رو در تمام اين سال ها فراموش نکردم 481 00:44:08,865 --> 00:44:11,902 .من هميشه به ياد تو بودم،مرلين 482 00:44:19,145 --> 00:44:23,024 ...اوتر» "وينچستر" رو گرفته» .{اون غير قابل توقفه{کسي نميتونه جلوشو بگيره 483 00:44:23,185 --> 00:44:25,460 !من جلوشو ميگيرم 484 00:44:31,545 --> 00:44:33,775 ...من دنبال تو نفرستادم 485 00:44:33,945 --> 00:44:36,175 ...به خاطر همين اينجام 486 00:44:36,345 --> 00:44:38,575 من مرداني رو به خاطر همچين گستاخيهاشون کشتم 487 00:44:38,745 --> 00:44:42,101 و زنان؟ ... و بچه ها 488 00:44:42,265 --> 00:44:44,017 ...من دارم ميلرزم 489 00:44:44,185 --> 00:44:46,745 چه چيزي تو رو انقدر قوي کرده زن؟ 490 00:44:46,905 --> 00:44:53,140 اينکه ميدونم اگه تو به من آسيب برسوني پدرم و مردانش به «اوتر» ميپيوندند 491 00:44:55,745 --> 00:44:58,703 ...بسيار خوب.تو حالا اينجايي خوب...تو چي ميخواي؟ 492 00:44:58,865 --> 00:45:01,698 ...مرلين...همون جادوگره 493 00:45:01,865 --> 00:45:04,584 .اون مريضه .براش دکتر ببريد 494 00:45:05,345 --> 00:45:08,178 .براش دوايي جز آزادي نيست 495 00:45:08,345 --> 00:45:11,303 .من نميتونم اينو بهش بدم .پس ميميره 496 00:45:11,465 --> 00:45:14,980 ...همه ما در نهايت ميميريم 497 00:45:15,145 --> 00:45:17,818 .حتي...جادوگرا 498 00:45:19,025 --> 00:45:23,064 اما اگه اينطور بشه،تو در مورد جنگ چيزي نخواهي دونست 499 00:45:23,225 --> 00:45:28,538 .اون يه پيشگويي ديگه داشته نميخواي بدوني چطور بايد پيروز بشي؟ 500 00:45:54,945 --> 00:45:59,780 من حالا قوي ترين ارتشي که بريتانيا به چشم ديده و داشته، رو دارم 501 00:45:59,945 --> 00:46:05,178 ممکنه کافي نباشه،عاليجناب اوتر» و مردانش پيرو راه مسيحيت هستن» 502 00:46:05,345 --> 00:46:07,301 .فکر ميکردم اونا با کشتار اعتقادي ندارن 503 00:46:07,465 --> 00:46:11,936 ...اوه،اونا به يه روش مقدس ميکشن .و تو رو به يه روش مقدس نابود ميکنن 504 00:46:12,105 --> 00:46:15,415 ...چقدر متقاعد کننده .وقتي اونطوري باشه که ميخوان{لازم باشه}،ميکشن 505 00:46:15,585 --> 00:46:17,974 .مثل بقيه ما جناب 506 00:46:18,145 --> 00:46:22,900 کي...حمله خواهد کرد؟ ...قبل از بهار نخواهد بود 507 00:46:23,945 --> 00:46:26,778 خوبه...ما از زمستان استفاده ميکنيم 508 00:46:26,945 --> 00:46:29,857 ...ما اونو سوپرايز ميکنيم 509 00:46:32,345 --> 00:46:35,621 .مرلين!من به کمکت احتياج دارم 510 00:46:35,785 --> 00:46:39,380 ...حالت چطوره؟ميدونم يه مقدار تند پيشرفتم {تندروي کردم،زود تصميم گرفتم} 511 00:46:39,545 --> 00:46:42,105 صبر جز خصوصيت هاي من نيست 512 00:46:42,265 --> 00:46:46,622 خوب، تو خيلي کم از اونا داري من خودمو خيلي نگران اين قضيه نميکنم،آقا 513 00:46:47,585 --> 00:46:49,780 چطور ميتونم بهت کمک کنم؟ 514 00:46:49,945 --> 00:46:53,096 ميشه «اوتر» رو شکست داد؟ 515 00:46:53,265 --> 00:46:57,702 .من در مورد جنگ نزديک "وينچستر" رويايي ديدم 516 00:46:57,865 --> 00:47:01,904 ...اما نتونستم ببينم چطور پايان ميپذيره .من خيلي ضعيف بودم 517 00:47:02,945 --> 00:47:06,494 ...دوباره خوابشو ببين .ميخوام بدونم کي پيروز ميشه 518 00:47:06,665 --> 00:47:09,782 .و من هواي تازه و نور ميخوام 519 00:47:09,945 --> 00:47:13,176 بدون اونا من نميتونم رويايي ببينم .و پيشگويي کنم 520 00:47:15,545 --> 00:47:17,342 همينو ميخواي فقط؟ 521 00:47:18,745 --> 00:47:23,694 ...دورتر از اينجا،پشت اون تپه ها «يک جزيره هست به اسم «آوالون 522 00:47:23,865 --> 00:47:29,019 «يوسف (نامزد مريم مقدس) از «آريمتا ...از "اورشليم" با جام مقدس آمد {جامي که حضرت مسيح در شام آخر به کار برد} 523 00:47:29,185 --> 00:47:33,064 ،جامي که خداوند ما،عيسي مسيح .در شام آخر به کار برد 524 00:47:33,225 --> 00:47:38,174 اون قدرت اينو داره که گرسنگان رو .غذا بده و مريضان رو شفا بده 525 00:47:38,345 --> 00:47:41,178 .اما جام مقدس از دست ما گم شد 526 00:47:41,345 --> 00:47:46,180 مردان زيادي دنبالش گشتن اما .هيچ کس ديگه اونو نديده 527 00:47:46,345 --> 00:47:50,782 اما يک روز بلاخره مردي با قلب .پاک اونو پيدا خواهد کرد 528 00:47:50,945 --> 00:47:54,938 .و آرامش و شادي برخواهد گشت 529 00:47:55,545 --> 00:47:57,900 ...داستان دوست داشتنيه 530 00:48:01,545 --> 00:48:03,137 .{و تو هم همينطور{دوست داشتني هستي 531 00:48:04,945 --> 00:48:08,176 ...اوه...اونا آسيب ديدن...خاطرات 532 00:48:08,345 --> 00:48:11,940 .خاطرات عشق،اونا صدمه ديدن 533 00:48:12,105 --> 00:48:17,896 دنياي ما داشت خودشو تکه تکه ...ميکرد،براي من مهم نبود 534 00:48:18,065 --> 00:48:23,503 اين ها حقيقتا شادترين روزهاي .زندگي من بودند 535 00:48:25,345 --> 00:48:28,143 تو واقعا يک جادوگري؟ 536 00:48:29,545 --> 00:48:32,298 ...يک جادوگر دست 537 00:48:32,465 --> 00:48:36,299 منظورت اينه که...در درستت جادو هست؟ 538 00:48:39,025 --> 00:48:43,655 خوب،براي مثال،دست ها ميتونن {خيلي بيشتر از کلمات حرف بزنن{و عمل کنن 539 00:48:44,345 --> 00:48:47,496 ...اون ها ميتونن...آم...خوشامد بگن،پذيرايي کنن 540 00:48:47,665 --> 00:48:51,021 ...التماس کنن،دعاکنن.اونا ميتونن 541 00:48:51,185 --> 00:48:53,540 ...دست ها حتي ميتونن 542 00:49:05,545 --> 00:49:09,299 اگه ما بتونيم همه چيز رو به سادگي گردي ماه فرض کنيم 543 00:49:09,465 --> 00:49:12,059 .«نگاه کن چقدر سادس،«نيموئه 544 00:49:12,225 --> 00:49:17,219 .همه چيز برابره، هيچي از چيز ديگه اي مهم تر نيست 545 00:49:28,545 --> 00:49:30,854 ...فکر کردم تو نميخواي هيچ جادويي استفاده کني 546 00:49:31,025 --> 00:49:33,778 .اوه...اون جادو نبود...جادو واقعيه 547 00:49:34,545 --> 00:49:38,094 .اون فقط يه حقه و شعبده بازي بود 548 00:49:40,745 --> 00:49:43,305 ...دروازه رو باز کنيد...دروازه رو باز کنيد 549 00:49:55,545 --> 00:49:58,059 ."هي،«ورتيگرن»...پادشاه "بريتانيا 550 00:49:58,225 --> 00:50:01,774 .من «مب» هستم...ملکه راه و رسم قديم 551 00:50:03,065 --> 00:50:05,056 چه چيزي باعث شده اينجا بياين،مادام؟ 552 00:50:05,225 --> 00:50:08,979 .من ميتونم بهت بگم چطور «اوتر» رو شکست بدي 553 00:50:10,705 --> 00:50:14,778 من بايد در قبال اين اتحاد چي بپردازم؟ .هر چيزي يه قيمتي داره 554 00:50:14,945 --> 00:50:17,379 ...جادوگر...مرلين 555 00:50:17,545 --> 00:50:19,501 .من اونو ميخوام 556 00:50:20,545 --> 00:50:23,378 ...او خيلي براي من باارزشه 557 00:50:23,545 --> 00:50:27,584 .اون ميتونه چيزهايي ببينه...اون پيشگوئه 558 00:50:27,745 --> 00:50:30,384 ...هرکسي ميتونه رويا ببينه و پيشگو باشه 559 00:50:30,545 --> 00:50:33,105 تو رويا نداري؟ 560 00:50:33,265 --> 00:50:36,701 خودتو نميبيني که پيروز ميشي؟ 561 00:50:37,745 --> 00:50:41,579 .بله...اما نميدونم چرا تو ميخواي به من کمک کني 562 00:50:41,745 --> 00:50:45,215 من ترجيح ميدم تو رو ببينم !«که بر تخت نشستي تا «اوتر 563 00:50:45,385 --> 00:50:48,502 .من به راه و رسم قديم شما اعتقادي ندارم 564 00:50:50,545 --> 00:50:54,299 .تو...به هيچي اعتقاد نداري 565 00:50:56,425 --> 00:50:59,178 .من به خودم ايمان دارم 566 00:50:59,345 --> 00:51:02,894 .اين براي پيروز کردن ما کافي نيست 567 00:51:03,065 --> 00:51:05,374 ...متوجهم 568 00:51:05,545 --> 00:51:11,142 اوتر» مسيحيت رو براي مردم مياره» .و اين آخر راه براي شما خواهد بود 569 00:51:14,145 --> 00:51:17,535 ...بسيار خوب.من به تو جادوگر رو ميدم 570 00:51:17,705 --> 00:51:20,822 بهم بگو،چطور «اوتر» رو شکست بدم؟ 571 00:51:23,025 --> 00:51:26,415 ...نيموئه» رو قرباني اژدهاي بزرگ کن» 572 00:51:27,945 --> 00:51:30,584 ...اين انقدر ساده نيست 573 00:51:31,545 --> 00:51:33,422 ...از نظر اخلاقيات منظورته؟ 574 00:51:33,585 --> 00:51:35,735 .سياسي 575 00:51:53,945 --> 00:51:57,176 .من نميتونم همچين کاري بکنم...اون گروگان منه 576 00:51:57,345 --> 00:52:00,701 .اين باعث ميشه پدرش به من وفادار بمونه 577 00:52:04,105 --> 00:52:07,984 .خبر فوري،عاليجناب .لرد «آرجنت» مرتد شده 578 00:52:08,145 --> 00:52:11,615 .اون به شاهزاده «اوتر» پيوسته 579 00:52:17,745 --> 00:52:20,782 ! «چقدر متقاعد کننده...ملکه «مب 580 00:52:20,945 --> 00:52:23,379 !براي هردوي ما 581 00:52:23,545 --> 00:52:25,820 !دختره ميميره 582 00:52:26,865 --> 00:52:29,743 ...{بزار مرلين ببينه{شاهد باشه 583 00:55:43,745 --> 00:55:46,578 .خيلي خوب،مرلين 584 00:55:46,745 --> 00:55:48,815 ...خيلي خوب 585 00:55:54,945 --> 00:55:59,097 ...«مثل «يوسف» از «آريمتا ...من به "آوالون" رفتم 586 00:55:59,265 --> 00:56:04,578 نه با جام مقدس،اما...اما با چيزي .بسيار باارزش تر براي من 587 00:56:04,745 --> 00:56:06,781 ...خواهران 588 00:56:09,345 --> 00:56:12,143 ...ازش مواظبت کنيد،خواهش ميکنم .خيلي بد آسيب ديده 589 00:56:18,345 --> 00:56:22,896 در حالي که راهب ها دعا ميکردند .و من به انتقام فکر ميکردم 590 00:56:23,065 --> 00:56:25,704 .راهبه هاي زن سودمندتر بودند 591 00:56:25,865 --> 00:56:29,301 اون ها دانش خودشون رو در استفاده از ...گياهان باستاني و داروها(جرعه)به کار بردند 592 00:56:29,465 --> 00:56:33,424 .تا سعي کنند تنها عشق منو نجات بدن 593 00:56:38,945 --> 00:56:42,904 .خيلي بد زخمي شده ،خواهران دارن همه ي تلاششون رو ميکنن 594 00:56:43,065 --> 00:56:45,977 .اما تو بايد با ما دعا کني 595 00:56:46,145 --> 00:56:51,742 اگه که اون قراره اون دخترو ازم بگيره من چرا بايد به درگاه خداي شما دعا کنم؟ 596 00:56:51,905 --> 00:56:55,295 ...اما اين کار خدا نيست 597 00:56:55,465 --> 00:56:57,376 .نه حق با تو...نيست 598 00:56:57,545 --> 00:57:00,901 ميدوني کي اينکارو کرد؟ 599 00:57:01,065 --> 00:57:03,215 ...اوه،بله...من ميدونم 600 00:57:17,425 --> 00:57:20,462 صدامو ميشنوي،«مب»؟ 601 00:57:24,945 --> 00:57:27,698 ...تو همه ي کساني که من دوست داشتم رو از بين بردي 602 00:57:27,865 --> 00:57:30,857 .«مادرم،«آمبروسيا» ، و حالا،«نيموئه 603 00:57:31,025 --> 00:57:36,053 .پايان وسيله ها و دلايل رو مشخص ميکنه .من اين کارو برات کردم 604 00:57:36,225 --> 00:57:39,695 من ازت ميخوام که از قدرتي .که در درونته استفاده کني 605 00:57:39,865 --> 00:57:44,700 برخيز،عزيز،برخيز مرلين و بزرگ .و ارجمند باش 606 00:57:44,865 --> 00:57:49,302 نه،«مب».من تو رو به خاطر .کاري که باهام کردي نابود ميکنم 607 00:57:49,465 --> 00:57:54,016 .تو نميتوني، مرلين .من هميشه خيلي زياد قوي ميمونم 608 00:57:54,185 --> 00:57:57,894 .من يه راهي پيدا خواهم کرد !من يه راهي پيدا خواهم کرد 609 00:57:58,945 --> 00:58:00,936 ...هرگز 610 00:58:01,105 --> 00:58:03,300 !هيچ وقت 611 00:58:07,745 --> 00:58:11,340 ...هيش...حرف نزن .قدرتتو نگه دار 612 00:58:12,665 --> 00:58:15,896 ...نکن...روتو به سمت ديوار برنگردون 613 00:58:23,945 --> 00:58:26,300 ...لطفا،برو بيرون 614 00:58:28,345 --> 00:58:31,701 .چيزي که مهمه اينه که تو زنده اي 615 00:58:39,345 --> 00:58:42,303 .من براي يه مدت بايد از اينجا برم 616 00:58:44,025 --> 00:58:47,415 .وقتي که برگردم ديگه براي هميشه ميمونم 617 00:58:54,345 --> 00:58:57,621 .تو هميشه براي من زيبا ميموني 618 00:59:39,225 --> 00:59:41,693 ...بانوي درياچه من 619 00:59:42,745 --> 00:59:45,100 .منم...مرلين 620 00:59:53,945 --> 00:59:56,300 ...من به کمک احتياج دارم 621 01:00:09,945 --> 01:00:12,857 ...براي چه کاري...مرلين 622 01:00:13,545 --> 01:00:15,900 ...تا «ورتيگرن» رو شکست بدم 623 01:00:16,065 --> 01:00:20,695 .اون هم پيمانِ «مب» است .و يک ستمگر 624 01:00:20,865 --> 01:00:24,778 ...پادشاه خوب...پادشاه بد 625 01:00:24,945 --> 01:00:28,301 .تو به سادگي قضاوت ميکني،مرلين 626 01:00:29,065 --> 01:00:31,499 ...تو ياد خواهي گرفت 627 01:00:39,745 --> 01:00:41,656 ...من به تو ميدم 628 01:00:41,825 --> 01:00:43,622 !اکسکاليبر 629 01:01:09,745 --> 01:01:12,179 ...من صداي آهنگ شمشير رو شنيدم 630 01:01:13,745 --> 01:01:15,895 . و زيبا بود 631 01:01:18,545 --> 01:01:21,776 ...حالا... با شمشير عدالت مسلح بودم 632 01:01:21,945 --> 01:01:24,903 .من ميخواستم با يه اژدهاي ديگه روبرو بشم 633 01:01:25,065 --> 01:01:29,422 ... يک قرمز...اون نشونه پرچم «اوتر» بود و 634 01:01:29,585 --> 01:01:33,373 ...و ميخواست اونو برتر کنه 635 01:01:33,545 --> 01:01:35,900 .اگه به من اجازه ميداد 636 01:01:47,945 --> 01:01:51,494 .به قلعه "وينچستر" خوش آمدي، مرلين 637 01:01:51,665 --> 01:01:55,374 اوه،آيا تو مرليني،همون جادوگر؟ 638 01:01:55,545 --> 01:01:59,777 .ما اينجا مسيحي هستيم،آقا .ما به کفر و ناسزاگويي تو ايمان نداريم 639 01:01:59,945 --> 01:02:05,178 خوب،اين انتخاب توئه آقا ...اما کافر يا مسيحي .اميدوارم به خبرهاي تازه ايمان داشته باشي 640 01:02:06,545 --> 01:02:11,221 خوب...خوبه يا بده؟ .به اين بستگي داره که تو چطور ازش استفده کني 641 01:02:12,545 --> 01:02:14,979 . ورتيگرن» در چند روز آينده به تو حمله خواهد کرد» 642 01:02:15,145 --> 01:02:18,182 ...هيچ کس در زمستان نميجنگه !انجام نميشه 643 01:02:18,345 --> 01:02:21,781 .قوانين جنگ: در تابستان ميجنگيم،در زمستان استراحت ميکنيم 644 01:02:21,945 --> 01:02:25,779 ،ورتيگرن» به قواينين علاقه اي نداره» .و رسوم...اون ميخواد برنده بشه 645 01:02:25,945 --> 01:02:28,857 .و اگه شرايط فرق ميکرد،من بهش کمک ميکردم 646 01:02:29,025 --> 01:02:33,303 ...اون الان داره ميتازه .ميخواي در نظرش بگير،ميخواي نگير 647 01:02:35,945 --> 01:02:38,061 چرا داري اينو به من ميگي؟ 648 01:02:38,225 --> 01:02:42,298 .«ورتيگرن» دوستِ دشمن ِ منه...«مب» 649 01:02:42,465 --> 01:02:47,095 ...پس دشمنِ دشمن من،دوست منه و به غير از اون 650 01:02:47,265 --> 01:02:51,702 من قبلا ديدم که اژدهاي قرمز، اژدهاي سفيد ....رو شکست ميده.و من فکر ميکنم 651 01:02:51,865 --> 01:02:56,381 .که تو احتمالا يک پادشاه محجوب و نسبتا خوب ميشي اوه،تو اينطور فکر ميکني،آره؟ 652 01:02:56,545 --> 01:03:00,584 پادشاه «کنستانت» نبود.تو بايد .خيلي بهتر از پدرت عمل کني 653 01:03:00,745 --> 01:03:04,499 .اما من خدمت خودمو به عنوان جادوگر بهت پيشنهاد ميکنم 654 01:03:17,345 --> 01:03:21,497 !مرلين...من بهت به عذرخواهي بدهکارم ...در مورد «ورتيگرن» درست گفتي 655 01:03:21,665 --> 01:03:23,781 .چه احمقيه...که ميخواد تو زمستون بجنگه 656 01:03:23,945 --> 01:03:28,302 شايد،من احمق بودم فکر ميکردم زمستان باعث امنيت من ميشه؟ 657 01:03:28,465 --> 01:03:30,933 .ما حالا براي اون آماده خواهيم بود 658 01:03:31,105 --> 01:03:33,903 .ما بايد زمين مبارزمونو انتخاب کنيم،آقا (جايي که ميخوايم مبارزه کنيم) 659 01:03:35,145 --> 01:03:37,534 .اينجا...ما باهاش مبارزه ميکنيم،اينجا 660 01:03:37,705 --> 01:03:40,265 ...منظورت کنار رودخانه است؟ ...بر روي اون 661 01:03:40,425 --> 01:03:45,579 اون بايد بياد اين پايين اينجا .از اينجا عبور کنه تا به "وينچستر" برسه 662 01:03:46,345 --> 01:03:50,896 اينجا جاييه که با «ورتيگرن» روبرو ميشي .و شکستش ميدي 663 01:04:05,745 --> 01:04:08,578 .اوتر» ميدونه تو ميخواي بهش حمله کني» 664 01:04:08,745 --> 01:04:11,305 ...منتظرته 665 01:04:11,465 --> 01:04:14,537 متعجبم کي بهش گفته من دارم ميام؟ 666 01:04:15,265 --> 01:04:19,053 ...مرلين اژدها نکشتش؟ 667 01:04:19,225 --> 01:04:21,614 دختره چي؟ ...اون زندس 668 01:04:21,785 --> 01:04:27,781 .براي جادوي واقعي خيلي زياده مهم نيست.من به هر حال هيچ وقت .بهش اعتقادي نداشتم 669 01:04:27,945 --> 01:04:33,303 !تو مرد شجاعي هستي،«ورتيگرن».اما خيلي احمقي 670 01:04:34,865 --> 01:04:38,255 .الان بايد به يه چيزي اعتقاد داشته باشي ...مثل چي؟ 671 01:04:38,425 --> 01:04:42,703 ،من 20 ساله پادشاه بودم .و من هرگز شکست نخوردم 672 01:04:42,865 --> 01:04:46,619 ...من از هيچ جادويي استفاده نکردم .من با دستاي خالي اينکارو کردم 673 01:04:58,545 --> 01:05:02,504 اين چيه؟ .اين از تو محافظت ميکنه 674 01:05:02,665 --> 01:05:05,225 تو از چي ميترسي،«مب»؟ 675 01:05:07,545 --> 01:05:12,778 .اين دنيا داره بدون تو ميره و تو رو جا ميذاره 676 01:05:12,945 --> 01:05:15,778 ...پادشاه ها...ملکه ها 677 01:05:15,945 --> 01:05:18,505 ...رسوم قديم...رسوم جديد 678 01:05:18,665 --> 01:05:21,975 .اون ها در نهايت با هم متحد ميشن 679 01:05:22,145 --> 01:05:27,060 ،من هيچ وقت نترسيدم و نخواهم ترسيد 680 01:05:30,745 --> 01:05:33,782 .ورتيگرن»...اين غرور توئه» 681 01:05:33,945 --> 01:05:36,982 .غرورت تو رو محکوم ميکنه 682 01:06:22,025 --> 01:06:26,621 ...لرد «آردنت»...خائن 683 01:06:26,785 --> 01:06:28,423 !تو جبهتو عوض کردي 684 01:06:33,545 --> 01:06:35,900 .کاش ميتونستم 685 01:06:41,465 --> 01:06:43,342 !حمله 686 01:08:47,545 --> 01:08:50,935 ميخواي از جادوت روي من استفاده کني،مرلين؟ 687 01:08:51,105 --> 01:08:54,017 .«من هرجور که بتونم تو رو ميکشم «ورتيگرن 688 01:08:54,185 --> 01:08:55,937 ...و من تو رو خواهم کشت 689 01:09:40,545 --> 01:09:47,895 ،فقط يک اشک براي ورتيگرن ريخته شد . و غرورش اونو کنار زد 690 01:09:48,065 --> 01:09:51,501 .اون بهاشو با جونش داد 691 01:09:57,745 --> 01:10:00,305 .اين يک شمشير نيرومنده 692 01:10:01,345 --> 01:10:03,779 ...اين اکسکاليبره 693 01:10:05,745 --> 01:10:10,296 اين فقط ميتونه توسط يک مرد خوب .با يک دليل خوب استفاده بشه 694 01:10:10,465 --> 01:10:12,581 ...من متوجهم 695 01:10:30,745 --> 01:10:35,500 ،فکر ميکردم...حالا ميتونم (با «نيموئه» باشم(وقتمو با نيموئه سپري کنم 696 01:10:35,665 --> 01:10:41,183 .فکر ميکردم «اوتر» پادشاه خوبي ميشه .و بنابراين،بهم کمک ميکنه «مب» رو شکست بدم 697 01:10:41,345 --> 01:10:45,702 .اما...من هرگز آدمي نبودم که خوب قضاوت کنه 698 01:10:45,865 --> 01:10:49,301 .من هميشه زيادي ازشون توقع داشتم 699 01:11:06,345 --> 01:11:08,142 ...«کورنوال» 700 01:11:17,025 --> 01:11:21,303 ...عاليجناب،با اجازه همسرمو معرفي ميکنم ...«بانو «ايگرين 701 01:11:23,745 --> 01:11:25,303 .و دخترم 702 01:11:31,745 --> 01:11:35,784 .به "پندراگون" خوش آمديد بانوي من، و شما 703 01:11:36,545 --> 01:11:39,742 .«عاليجناب،«مورگان لي في 704 01:11:40,745 --> 01:11:46,297 کورنوال»،به من اجازه ميدي با بانوت بعد از مهماني برقصم؟» 705 01:11:46,465 --> 01:11:49,775 ...اگر باعث خوشحالي عاليجناب بشه 706 01:11:49,945 --> 01:11:53,699 .باعث خوشنود شدن عاليجناب ميشه،خيلي زياد 707 01:12:01,025 --> 01:12:05,780 ايگرين».اون زيباست...اينطور نيست؟» 708 01:12:05,945 --> 01:12:08,778 .زيبا و زنِ کسي ديگه است 709 01:12:08,945 --> 01:12:11,379 ...اما با اين وجود زيباست 710 01:12:11,545 --> 01:12:13,854 .بقيش چه اهميتي داره 711 01:12:19,865 --> 01:12:22,698 ...تو واقعا يه جادوگري؟ 712 01:12:24,545 --> 01:12:25,898 ...بقيه اينطور ميگن 713 01:12:26,065 --> 01:12:29,023 .براي من يکم جادو انجام بده 714 01:12:30,745 --> 01:12:33,305 پشت گوشاتو ميشوري؟ 715 01:12:34,705 --> 01:12:36,821 ...اين جادوي واقعي نيست 716 01:12:36,985 --> 01:12:40,978 !اين شعبده بازيه!هرکسي ميتونه انجامش بده 717 01:12:41,145 --> 01:12:43,295 .بسيار خوب.حالا که اينجوريه تو انجامش بده 718 01:12:48,745 --> 01:12:51,179 !بفرما...ديدي؟من اينکارو کردم 719 01:12:51,345 --> 01:12:54,303 .حق با تو بود...هرکسي ميتونست انجامش بده 720 01:12:59,825 --> 01:13:05,775 بيا.قبل از اينکه اون تاجو رو سرش بزاره دوباره همه چيز شروع شده بود 721 01:13:05,945 --> 01:13:11,065 من تصميم گرقتم برم،بزار اونا يواش آبميوشونو بخورن 722 01:13:13,265 --> 01:13:15,699 ميشه من باهات سواري بيام؟ 723 01:13:15,865 --> 01:13:17,901 ...البته 724 01:13:27,745 --> 01:13:30,578 .من بهت ايمان دارم،مرلين 725 01:13:30,745 --> 01:13:32,895 .«و من به تو، «اوتر 726 01:13:33,945 --> 01:13:38,700 قدرتت چقدر قويه؟ ميتوني کاري کني يه زن دوسم داشته باشه؟ 727 01:13:39,745 --> 01:13:42,657 .نه...جادو نميتونه عشقو ايجاد کنه 728 01:13:43,705 --> 01:13:45,900 ميتوني شوهرشو بکشي؟ 729 01:13:46,945 --> 01:13:49,823 .ايگرين»...من ميخوامش،مرلين» 730 01:13:49,985 --> 01:13:53,375 تا حالا چيزي رو تو دنيا اين اندازه نخواستم (اونو بيشتراز هر چيزي تو دنيا ميخوام) 731 01:13:53,545 --> 01:13:55,900 ...خوب،تو نميتوني داشته باشيش 732 01:13:56,065 --> 01:13:58,420 تو ميدوني عشق چيه؟ 733 01:13:59,465 --> 01:14:01,421 بله،«اوتر»...متاسفانه ميدونم عشق چيه 734 01:14:01,585 --> 01:14:04,782 ...ايگرين» رو به من بده» .مال من نيست که بهت بدمش 735 01:14:04,945 --> 01:14:08,540 پس...من ميبرمش حتي اگه !اين به معني جنگ باشه 736 01:14:08,705 --> 01:14:12,618 ...اين خواهد شد !پس بزار باشه 737 01:14:12,785 --> 01:14:15,253 .من اکسکاليبر رو دارم 738 01:14:17,945 --> 01:14:19,697 ...خيلي خوب 739 01:14:23,345 --> 01:14:25,301 .شمشير رو به من بده 740 01:14:25,465 --> 01:14:28,298 . من بايد يه طلسم درست کنم 741 01:14:55,585 --> 01:14:57,701 ...چه کسي 742 01:14:57,865 --> 01:15:01,619 جرات کرد منو از خواب بيدار کنه؟ 743 01:15:01,785 --> 01:15:06,700 .من مرلينم و اين اکسکاليبر است 744 01:15:06,865 --> 01:15:10,016 از کجا گيرش آوردي؟ 745 01:15:10,185 --> 01:15:12,779 .يک هديه از بانوي درياچه 746 01:15:12,945 --> 01:15:16,381 ...(اون دوست منه(از قديم بوده 747 01:15:16,545 --> 01:15:20,015 .قبل از اينکه خورشيد طلوع کنه (يعني از آغاز) 748 01:15:23,585 --> 01:15:26,179 ...اگه بتونم بيادش بيارم 749 01:15:26,345 --> 01:15:30,338 .معنيش اينه که من يه پيرمردم 750 01:15:32,225 --> 01:15:35,103 ...من ازت ميخوام که اکسکاليبر رو برام نگه داري 751 01:15:35,265 --> 01:15:38,575 .تا زماني که يه مرد خوب بياد و ازت بگيرتش 752 01:15:38,745 --> 01:15:42,135 ...پس...من تا ابد نگهش ميدارم 753 01:15:44,225 --> 01:15:46,136 .اگه از اين طولاني تر نشه 754 01:15:50,345 --> 01:15:52,905 !تو منو گول زدي،مرلين 755 01:15:53,945 --> 01:15:58,223 ...«بيا،بيا...«اوتر .من يه جادوگرم...اين کار منه 756 01:15:59,705 --> 01:16:02,503 اگه بتوني شمشيرو بگيري .اونوقت مال توئه 757 01:16:17,065 --> 01:16:19,454 کجايي،مرلين؟ 758 01:16:22,745 --> 01:16:26,499 ..."اينجا "آوالونه .جناب «روپرت»،سفر تموم شد 759 01:16:26,665 --> 01:16:28,621 .مطمئنا اميدوارم 760 01:16:30,345 --> 01:16:33,496 .ميدوني،ما اونقدري که جوان بوديم،الان {جوان}نيستيم 761 01:16:46,545 --> 01:16:48,695 .بيا...دوست قديمي .آماده نيستم که تو منو ببيني 762 01:16:48,865 --> 01:16:51,902 .بزار من در مورد اون تصميم بگيرم 763 01:17:05,745 --> 01:17:07,940 ...من يک هيولام 764 01:17:24,545 --> 01:17:26,979 ...من نميتونم 765 01:17:27,145 --> 01:17:29,534 .مب» خيلي قويه» 766 01:17:38,945 --> 01:17:41,413 .اينجا رو ترک کن و با من بيا 767 01:17:41,585 --> 01:17:44,543 .من آماده نيستم که با دنيا روبرو بشم 768 01:17:44,705 --> 01:17:46,900 تو کي آماده خواهي شد؟ 769 01:17:47,745 --> 01:17:49,258 .نميدونم 770 01:17:51,745 --> 01:17:55,294 ...سه ماه محاصره . و ما هنوز نگرفتيمش 771 01:17:55,465 --> 01:18:00,300 ...هيچ راهي براي عبور از گذرگاه نيست،جناب .بهت توصيه ميکنم تسليم بشي و بيخيالش بشي 772 01:18:00,465 --> 01:18:02,376 ...ديوانگيه 773 01:18:02,545 --> 01:18:05,013 ...من...من بايد «ايگرين» رو داشته باشم 774 01:18:06,065 --> 01:18:10,900 ...به عنوان کسي که تجربه داره،جناب ...به عنوان کسي که يه چيزاي کوچيکي ميدونه 775 01:18:11,065 --> 01:18:15,820 .بايد بهت بگم قلمرو پادشاهي داره از هم ميپاشه در حالي که ما داريم همديگه رو تيکه تيکه ميکنيم 776 01:18:15,985 --> 01:18:20,581 ...اگه اين جنگ درباره پول يا عشق يا قدرت بود .من ميتونستم درکش کنم 777 01:18:20,745 --> 01:18:24,374 !اما همه ي اينا براي زنِ «کورنوال» !؟ 778 01:18:25,945 --> 01:18:28,778 .«تو پير به دنيا اومدي،«بوريس (يعني دل نداري،جووني نکردي) 779 01:18:28,945 --> 01:18:33,177 هيچ وقت ندونستي شهوت .داشتنِ و بدست آوردن يه زن چطوريه 780 01:18:33,345 --> 01:18:37,896 ...من همه ي عمرمو صرف جنگيدن کردم ...روزهاي خوني،و شبهاي سرد 781 01:18:38,065 --> 01:18:41,262 .با يک شمشير عادي به عنوان بالشتم 782 01:18:42,025 --> 01:18:45,301 .تو هيچ وقت "تينتاجل" رو نميگيري 783 01:18:50,945 --> 01:18:54,779 نگاه کن! صدها نفر مردن .چون تو يک آروزي بيتاب داشتي (به خاطر شهوت تو) 784 01:18:54,945 --> 01:18:57,584 ...(تو کمکم کردي اون شهوتو درمان کنم؟(بهش برسم 785 01:18:57,745 --> 01:19:00,384 .«تو اعتبار و آبروتو از دست دادي،«اوتر 786 01:19:00,545 --> 01:19:05,096 :آبرو مثل ليوانه .اگه ترک برداره،هيچ وقت نميشه درست(جبران) بشه 787 01:19:05,265 --> 01:19:09,224 بهم کمک ميکني؟ .من ديگه تو رو نميشناسم.تو تبديل به يک «بوريس» ديگه شدي 788 01:19:09,385 --> 01:19:14,095 .تو جهان رو در شهوتت فرو بردي ...تو به من کمک کن 789 01:19:14,265 --> 01:19:19,578 بله،من به تو کمک خواهم کرد.من بايد ديوانه باشم که اين ديوانگي رو تمام کنم 790 01:19:19,745 --> 01:19:22,020 براي من به چه قيمتي تمام خواهد شد؟ 791 01:19:22,185 --> 01:19:27,179 .تو بانو «ايگرين» رو خواهي داشت ...يک بچه خواهيد داشت،يک پسر 792 01:19:27,345 --> 01:19:32,180 .من ديدمش،«اوتر».اون مال منه اوه،تو باهاش چيکار خواهي کرد؟ 793 01:19:32,345 --> 01:19:35,894 ...بهش عزت و تعهد و خوبي رو ياد ميدم ...من ميتونم اين کارو بکنم 794 01:19:36,065 --> 01:19:42,015 عزت،خوبي،اين کلمات در گلوت گير ميکنن تو اونا رو خفه و مسدود ميکني،همونطور که در نهايت عزت و افتخار}مال خودتو قي و استفراغ کردي} 795 01:19:43,945 --> 01:19:45,617 ...خيلي خوب 796 01:19:46,665 --> 01:19:48,621 .مي پذيرم 797 01:19:50,425 --> 01:19:54,657 ...کورنوال» آسيبي نخواهد ديد» 798 01:19:55,545 --> 01:19:57,581 ...نه توسط من ... حالا از کمپ بيا بيرون 799 01:19:57,745 --> 01:20:02,455 ...پيش من بمون...حالا و در روز .تا «کورنوال» بتونه تو رو ببينه 800 01:20:04,505 --> 01:20:07,417 ...اوتر» داره اردوگاه رو رها ميکنه» 801 01:20:08,545 --> 01:20:10,900 .ما به دنبالش خواهيم رفت 802 01:20:12,105 --> 01:20:15,097 ...نرو ،لرد من چرا نه؟ 803 01:20:15,265 --> 01:20:18,302 ...من يه حسي دارم که ...قلعه خوب محافظت شده 804 01:20:18,465 --> 01:20:21,423 .تو در امان خواهي بود،عشق من 805 01:20:24,465 --> 01:20:28,458 مواظب مادرت باش،باشه «مورگان»؟ .باشه،پدر 806 01:20:52,345 --> 01:20:56,577 .يادت باشه،«اوتر».تو فقط تا صبح وقت داري 807 01:20:56,745 --> 01:21:00,579 .شب دوست توئه...ازش استفاده کن 808 01:21:18,745 --> 01:21:23,296 ...تو موافق نيستي .البته که موافق نيستم 809 01:21:23,465 --> 01:21:28,778 «پايان، وسيله و روش ها رو مشخص ميکنه...جناب «روپرت من اينو قبلا کجا شنيدم؟ 810 01:21:32,225 --> 01:21:34,455 ...لرد،«کورنوال» نزديک ميشوند 811 01:21:34,625 --> 01:21:36,104 !دروازه ها را باز کنيد 812 01:21:36,265 --> 01:21:39,701 !دروازه ها را باز کنيد...لرد بازگشتند 813 01:21:52,505 --> 01:21:54,336 ...خيلي زود برگشتيد،لرد من 814 01:21:57,625 --> 01:22:00,185 .اوتر» واقعا رفته» 815 01:22:00,345 --> 01:22:02,905 .مادر...جاي من...اينجا پيش توست 816 01:22:03,065 --> 01:22:06,978 ...مادر..اون تو برو به رختخواب،دخترکم...آم،باشه؟ 817 01:22:07,145 --> 01:22:11,104 ...بزار من برم .نه...هيچي نگو 818 01:22:12,825 --> 01:22:15,976 ...اما من شب بخير نگفتم ...شب بخير...شب بخير 819 01:22:25,505 --> 01:22:29,100 ...اونا ميگن همه چيز از هم پاشيده شد 820 01:22:30,145 --> 01:22:34,502 ،اوتر» به من خيانت کرد» .کورنوال» رو کشت» 821 01:22:34,665 --> 01:22:40,023 ...اما بعد...من به «ايگرين» خيانت کردم .با کمک کردن به «اوتر» براي فريفتن اون 822 01:22:40,185 --> 01:22:45,498 ...بنابراين،دنيا ميچرخه .يک خائن به ديگري خيانت ميکنه 823 01:22:45,665 --> 01:22:48,384 .مرگ بيگناه 824 01:22:48,545 --> 01:22:51,537 .براي باقي عمرم منو شکار ميکرد و به دنبالم بود 825 01:23:03,105 --> 01:23:07,257 فريک»...داري چيکار ميکني؟» 826 01:23:08,945 --> 01:23:12,733 .نوشتن داستان هاي پري،که تو در خاطره ها بموني 827 01:23:12,905 --> 01:23:17,421 ...لازم نيست اينکارو بکني .من فراموش نخواهم شد 828 01:23:20,945 --> 01:23:25,018 .براي ما...چيزها نسبتا خوب پيش ميره،براي ما 829 01:23:27,425 --> 01:23:30,417 ...من ميتونم مطمئن بشم 830 01:23:38,145 --> 01:23:39,897 تو کي هستي؟ 831 01:23:41,945 --> 01:23:43,856 !شش ساکت، من کوتوله ام 832 01:23:44,025 --> 01:23:46,300 تو قدت واسه يه کوتوله بلنده...اينطور نيست؟ 833 01:23:46,465 --> 01:23:51,493 ...خوب...در حقيقت کوتوله ها، به راستي، در سايزها و شکل هاي مختلفي ميان 834 01:23:51,665 --> 01:23:53,383 .من از گونه ي بلند قدم 835 01:23:53,545 --> 01:23:56,013 ميتوني جادو کني؟ !البته 836 01:23:56,185 --> 01:23:57,664 !ببين 837 01:23:58,705 --> 01:24:02,698 ...آه،بانوي زيبا .من در خدمتم 838 01:24:02,865 --> 01:24:05,777 .آرزوي شما...فرمان منه (چه آرزويي داري تا برات انجام بدم) 839 01:24:09,545 --> 01:24:12,981 ...نگاه کن من هياهو ميکنم 840 01:24:20,905 --> 01:24:23,863 !اين جادوي واقعيه...نه شعبده بازي 841 01:24:24,025 --> 01:24:27,779 بهم ياد ميدي چطور اينکارو بکنم؟ ...قطعا اينکارو ميکنم 842 01:24:27,945 --> 01:24:31,335 .اگه تو يه کاري براي من بکني 843 01:24:32,745 --> 01:24:38,377 .برادر کوچيک جديد تو به زودي دنيا مياد چقدر هيجان انگيزه...تو اينطور فکر نميکني؟ 844 01:24:38,545 --> 01:24:44,017 اون برادر واقعي من نيست.اون مرد .که اونو درست کرد پدر واقعي من نبود 845 01:24:44,185 --> 01:24:47,700 .«خوب،منظورم اينه که...اين زيرکانست،«مورگان 846 01:24:47,865 --> 01:24:52,893 تو شاگرد شگفت انگيزي ميشي براي .چيزهاي خارق العاده اي که من ميتونم بهت ياد بدم 847 01:24:53,065 --> 01:24:57,377 از من ميخواي چيکار کنم؟ .فقط اين سنگ ها رو بزار تو تختخواب بچه 848 01:25:02,145 --> 01:25:04,136 ...فشار بده...فشار بده 849 01:25:04,865 --> 01:25:07,698 ...بله،بله،تو داري خيلي خوب عمل ميکني 850 01:25:07,865 --> 01:25:10,902 فقط دست منو بگير...دست منو بگير ...زود باش...زودباش 851 01:25:22,985 --> 01:25:24,976 .و اينچنين...آرتور دنبا آمد 852 01:25:25,145 --> 01:25:27,136 !يه پسره 853 01:25:31,345 --> 01:25:33,017 ...بلاخره 854 01:25:33,185 --> 01:25:36,894 .يک مرد خوب...يک شاه خوب 855 01:25:40,505 --> 01:25:43,099 .تو خيلي زود خر ميشي،مرلين 856 01:25:43,265 --> 01:25:48,134 ...اوتر» زماني که «کورنوال» رو کشت گولت زد» .حالا،بچه اش نفرين شدست 857 01:25:48,305 --> 01:25:50,739 !اين پسر مال منه 858 01:25:50,905 --> 01:25:53,294 ...اون پسر پدرش خواهد بود 859 01:25:53,465 --> 01:25:57,299 به خاطر اون روزهاي خوني ادامه پيدا ميکنه 860 01:25:57,465 --> 01:26:01,014 .و بعد از اون،مردم به سمت من بازخواهند گشت 861 01:26:01,185 --> 01:26:04,416 ...من ميبينم که تو در هيچي و نيستي محو ميشي 862 01:26:04,585 --> 01:26:06,576 ...مرلين بدبخت 863 01:26:06,745 --> 01:26:08,497 .دوباره اشتباه کردي 864 01:26:08,665 --> 01:26:10,656 !من دارم پيروز ميشم 865 01:26:19,631 --> 01:26:21,781 خوب...کجا بودم؟ 866 01:26:24,431 --> 01:26:28,060 .آرتور» تازه دنيا آمده بود» 867 01:26:28,231 --> 01:26:31,507 .من با جناب «هکتور» ازش پرستاري کردم 868 01:26:31,671 --> 01:26:36,381 همونطور که ديگران باهات رفتار ميکنن باهاشون رفتار کن (همونطور که بهت خدمت ميکنن) 869 01:26:36,551 --> 01:26:38,348 .من معلمش بودم 870 01:26:38,511 --> 01:26:43,266 ...من بهش جادو درس ندادم .من بهش اخلاقيات و معنويات ياد دادم 871 01:26:46,871 --> 01:26:50,625 .که باور کنين،خيلي سخت تره 872 01:26:52,431 --> 01:26:56,185 ...پدر واقعيش ...پادشاه «اوتر»،ديوانه شد 873 01:26:56,351 --> 01:26:58,660 ...زنداني ها را بکش 874 01:26:58,831 --> 01:27:01,186 .و خودکشي کرد 875 01:27:04,711 --> 01:27:07,862 .اين ما رو به روز کرد...فکر ميکنم 876 01:27:09,031 --> 01:27:11,670 .آرتور» طوري بزرگ شد که تبديل به يک مرد خوب بشه» 877 01:27:11,831 --> 01:27:14,789 ...شايد،مثل هميشه،من زيادي ازش توقع داشتم...اما 878 01:27:14,951 --> 01:27:17,181 .او همه ي اميد من بود 879 01:27:17,351 --> 01:27:20,343 .آرتور» اونطوري حمله نميکنن،اسب ها اونجوري دوست ندارن» 880 01:27:20,511 --> 01:27:22,741 .و پياده نشو(از اسب)،ما همين الان از اينجا ميريم 881 01:27:22,911 --> 01:27:26,870 مرلين،خبرها رو شنيدي؟ !پادشاه «آرتور» مرده 882 01:27:27,031 --> 01:27:29,864 نميشنوي چي ميگم؟ !پادشاه مرده 883 01:27:30,031 --> 01:27:32,147 ...ميدونم ميدوني؟ 884 01:27:32,311 --> 01:27:35,462 تو که تو جنگل بودي، از کجا ميدوني؟ 885 01:27:35,631 --> 01:27:37,462 .يه پرنده کوچيک بهم گفت 886 01:27:37,631 --> 01:27:41,180 اونا دارن کجا ميرن؟ !که تو رو پادشاه کنن 887 01:27:44,631 --> 01:27:48,988 ...مرلين...بهم بگو من چطور پادشاه ميشم؟ 888 01:27:49,151 --> 01:27:54,145 ...چون،تو براي اين دنيا اومدي !من خون شاهانه ندارم (فرزند شاه نيستم) 889 01:27:58,791 --> 01:28:01,544 !کنار وايسا،اين کار يه مرد ِ 890 01:28:01,711 --> 01:28:06,068 !سخنران ران پرگوي پير...نگاش کن !اگه مواظب نباشه،به خودش صدمه ميزنه 891 01:28:18,231 --> 01:28:21,462 ...آرتور» همش از من سوال ميپرسيد» .اما من آماده نبودم 892 01:28:21,631 --> 01:28:27,979 «حقيقت در مورد پدرش،مرگ «کورنوال .نقش من در اين نقشه کثيف 893 01:28:28,151 --> 01:28:31,268 ...تعجبي نداره برام سخت بود که بهش بگم 894 01:28:31,431 --> 01:28:34,821 .از طرفي...من گيج شده بودم 895 01:29:17,231 --> 01:29:18,983 !شيردال ها 896 01:30:14,951 --> 01:30:17,021 ...متشکرم 897 01:30:17,191 --> 01:30:19,261 ...کاري نکردم 898 01:30:19,431 --> 01:30:22,184 .من با تو حرف نميزدم 899 01:30:23,231 --> 01:30:24,983 اون چي بود؟ 900 01:30:27,031 --> 01:30:29,386 ...اون...اون يه پيغام بود 901 01:30:29,551 --> 01:30:31,462 .از يک دوست قديمي 902 01:30:49,431 --> 01:30:52,264 ...آرتور» ازم ميخواست که توضيح بدم» 903 01:30:52,431 --> 01:30:55,468 چرا بهم نميگي؟ او نميتونست بفهمه که توضيح دادن همه چيز هيچ چيز رو حل نميکنه 904 01:30:55,631 --> 01:30:57,986 .بله،حالا...حالا زمانشه 905 01:30:58,151 --> 01:31:01,382 .اميدوارم نقش منو درش درک کنه 906 01:31:04,431 --> 01:31:08,788 .تو بايد بدوني که جناب «هکتور» پدر واقعي تو نيست 907 01:31:09,831 --> 01:31:13,870 ...پدر تو پادشاه «آرتور» بود و تو 908 01:31:14,031 --> 01:31:16,909 .وارث حقيقيه تاج هستي 909 01:31:17,831 --> 01:31:20,106 .من بهتر از اونچه که انتظار داشتم ظاهر شدم و عمل کردم 910 01:31:20,271 --> 01:31:24,708 اگه من تنها پسر «اوترم»...من .اونچه که حقمه رو ميخوام.ميخوام پادشاه بشم 911 01:31:24,871 --> 01:31:28,022 وقتي پادشاه شدي...اونوقت چي؟ 912 01:31:29,031 --> 01:31:31,101 خوب...من...چي؟حالا چي؟ 913 01:31:31,271 --> 01:31:33,660 .مسير اون درست بود (راهش درست بود) 914 01:31:34,711 --> 01:31:37,623 ...داشتي ميگفتي...اگه تو پادشاه بشي 915 01:31:37,791 --> 01:31:41,181 .من کارهايي که تو بهم ياد دادي رو ميکنم 916 01:31:41,351 --> 01:31:45,390 ...من يه شهر طلايي ميسازم 917 01:31:46,751 --> 01:31:49,265 ...که پر از صلح و آرامش باشه (وقف صلح باشه) 918 01:31:49,431 --> 01:31:51,581 . و نيکوکاري 919 01:31:52,791 --> 01:31:58,388 ،دنيا به عدالت احتياج داره .{به رحم و شفقت بيشتر از صدقه و نيکوکاري {احتياج داره 920 01:31:59,231 --> 01:32:03,622 هنوز..."کملوت" شبيه يک روياس براي .يک پادشاه درخور و شايسته 921 01:32:24,631 --> 01:32:29,102 .تمام شواليه ها در بريتانيا سعي کردن بگيرنش .اما اون شمشير پادشاه حقيقي است 922 01:32:29,271 --> 01:32:31,626 ! «مال توست، «آرتور 923 01:32:38,191 --> 01:32:44,585 .مرلين...انگار تو همين يه لحظه پيش اينجا بودي 924 01:32:44,751 --> 01:32:48,266 .لرد من،اين مرد اکسکاليبر رو ميخواد 925 01:32:48,431 --> 01:32:49,944 کيه؟ 926 01:32:50,111 --> 01:32:55,629 ،«آرتور»...تنها پسر «اوتر» . "و پادشاه مشروع "بريتانيا 927 01:32:59,711 --> 01:33:02,783 چرا بهش شمشير رو بديم؟ 928 01:33:02,951 --> 01:33:06,182 اون مثل پدرش به مردم خيانت ميکنه 929 01:33:06,351 --> 01:33:11,379 من نميدونم چيکار خواهم کرد،يا به چي .تبديل خواهم شد،فقط ميدونم چي هستم 930 01:33:11,551 --> 01:33:15,464 ...جواب عاقلانه اي بود .من يک معلم خردمند داشتم 931 01:33:15,631 --> 01:33:18,862 .تو داري راه و رسم قديمو نابود ميکني 932 01:33:19,031 --> 01:33:22,580 .تو فراموش خواهي شد،درست مثل باقي ما 933 01:33:22,751 --> 01:33:26,187 ...اين ترس توست 934 01:33:26,351 --> 01:33:28,911 .«نه من،«مب 935 01:33:29,071 --> 01:33:32,780 .من...نميتونم بميرم 936 01:33:33,711 --> 01:33:35,986 ...من 937 01:33:36,151 --> 01:33:39,188 .صخره ايم که سال ها زنده بودم 938 01:33:39,351 --> 01:33:42,707 ...براي هميشه زنده ميمونم 939 01:33:44,551 --> 01:33:47,827 .در شرف روياها 940 01:33:49,751 --> 01:33:52,549 .«حالا ببرش،«آرتور 941 01:34:09,111 --> 01:34:12,581 !شمشير مال توست 942 01:34:29,631 --> 01:34:34,068 .نگاش کن...مرلين ...سلطنتش در خون شروع ميشه 943 01:34:34,231 --> 01:34:36,984 .همينطور هم تموم ميشه 944 01:34:37,151 --> 01:34:39,790 ...نه «مب»...تو اشتباه ميکني 945 01:34:39,951 --> 01:34:42,385 !آرتور» زمين رو شفا ميده» 946 01:34:42,551 --> 01:34:45,702 !اون شمشير رو داره...اون اکسکاليبر رو داره 947 01:34:51,231 --> 01:34:53,347 !زنده باد پادشاه 948 01:34:54,751 --> 01:34:57,709 تا حالا هيچ وقت مرتب بودي،«فريک»؟ 949 01:34:57,871 --> 01:35:00,908 من سعي ميکنم،عاليجناب،اما .خيلي ازم کار کشيده ميشه 950 01:35:01,071 --> 01:35:06,270 ،من نميتونم از جن استفاده کنم،از کوتوله،يا پري ها اون ها کلا در کارهاي عملي بي استفاده ان 951 01:35:06,431 --> 01:35:10,344 !منظورم اينه که،يه عالمه کار دارم ...و کار بيشتري خواهي داشت 952 01:35:10,511 --> 01:35:17,144 ...من کاملا از مرلين نااميد شدم.فکر ميکردم ...شايد...برخلاف همه چيز 953 01:35:17,311 --> 01:35:22,066 .ممکنه برگرده خوب،منظورم اينه که،اون يه موجود کله شقه،اينطور نيست؟ 954 01:35:22,231 --> 01:35:25,826 ...من ميخواستم اون .پس خودمو گول زدم 955 01:35:26,631 --> 01:35:30,590 ...من هيچ وقت تا حالا نديدم تو اين کارو بکني !براي هيچ کس 956 01:35:31,631 --> 01:35:33,462 !کافيه 957 01:35:33,631 --> 01:35:37,988 آرتور» نفرين شدست.ميخوام همه» وقتي که لازم بود(در يه زمان خوب) اينو بدونن 958 01:35:38,151 --> 01:35:41,587 !«و اين کار تو خواهد بود...«فريک 959 01:35:42,631 --> 01:35:45,782 ...اوتر» پسرعموي من بود» !من ادعاي تاج رو ميکنم 960 01:35:45,951 --> 01:35:49,261 !تو شمشير اکسکاليبر رو از صخره بيرون نکشيدي 961 01:35:49,431 --> 01:35:51,262 .شما همه شکست خورديد 962 01:35:51,431 --> 01:35:55,868 .پدر من براساس خون پادشاهي حقشه 963 01:36:13,031 --> 01:36:15,465 اينطوري بهتره،اينطور نيست...فرمانروايان من؟ 964 01:36:15,631 --> 01:36:21,581 .حالا ميتوني به جاي جنگيدن گوش بدي .بايد براي بيشتر شما يک تجربه جديد باشه 965 01:36:22,751 --> 01:36:25,584 ...اوتر» يک پسر داشت» 966 01:36:26,631 --> 01:36:30,226 ...«من به شما...«آرتور .پاشاه حقيقي "بريتانيا" رو معرفي ميکنم 967 01:36:32,031 --> 01:36:34,591 !اوتر» پسري نداشت» ...همه اينو ميدونن 968 01:36:34,751 --> 01:36:36,742 ...او داشت 969 01:36:36,911 --> 01:36:41,382 ...اوتر» واقعا يک پسر داشت» 970 01:36:41,551 --> 01:36:46,671 ،وقتي «اوتر» "تينتاجل" رو تسخير کرد .اون بانو «ايگرين» رو گرفت 971 01:36:46,831 --> 01:36:51,029 .يک پسر به دنيا آمد ...حقيقته 972 01:36:52,031 --> 01:36:53,783 .من اونجا بودم 973 01:36:59,031 --> 01:37:00,862 آيا اين پسر «اوتره»؟ 974 01:37:01,031 --> 01:37:04,467 اگه اينطوره بزار اکسکاليبر .رو از سنگ بيرون بکشه 975 01:37:04,631 --> 01:37:07,099 ...من قبلا اينکارو کردم 976 01:37:07,271 --> 01:37:10,661 !خوب...ثابتش کن .ثابت کن که اين اکسکاليبره 977 01:37:39,151 --> 01:37:42,268 !تو واقعا اکسکاليبر رو داري 978 01:37:42,431 --> 01:37:45,707 .«تو پسر «اوتري 979 01:37:47,631 --> 01:37:51,260 ...من تو رو تصديق ميکنم .ارباب،لرد و شاه من 980 01:37:53,631 --> 01:37:55,781 !منم همينطور 981 01:37:55,951 --> 01:37:59,387 ...اون شمشير رو داره .«قبولش کن...«لات 982 01:37:59,551 --> 01:38:02,588 هرگز! نه من و نه پسرم در مقابل .يک پسر بچه زانو نخواهيم زد 983 01:38:02,751 --> 01:38:05,584 .من ميتونم از جانب خودم حرف بزنم، پدر 984 01:38:05,751 --> 01:38:09,744 ...اون اکسکاليبر رو داره .اون پادشاهه 985 01:38:09,911 --> 01:38:12,789 ... تو مسيري برخلاف پدرت ميري .دليل روشنه 986 01:38:12,951 --> 01:38:15,385 و اگه اينطور نباشه...و تو اشتباه کني؟ 987 01:38:15,551 --> 01:38:18,463 .پس بايد منو در مبارزه بکشي 988 01:38:18,631 --> 01:38:20,622 .من مرد پادشاهم،پدر 989 01:38:23,671 --> 01:38:26,390 !پس باش 990 01:38:29,031 --> 01:38:33,468 فرمانروايان من،درسته براتون سخته .يک لحظه فکر کنيد 991 01:38:33,631 --> 01:38:38,227 .ما جنگ هاي زيادي رو ديديم !ذهن من آماده شده 992 01:38:59,751 --> 01:39:02,948 !من...تو رشد کردي تو کي هستي؟ 993 01:39:03,111 --> 01:39:08,390 منو يادت نمياد؟من ميومدم بهت سر ميزدم .وقتي که خيلي کوچيک(جوان) بودي 994 01:39:26,431 --> 01:39:28,103 ...تو رو يادمه 995 01:39:28,271 --> 01:39:30,785 .فکر ميکردم تو يه رويايي !من واقعيت دارم 996 01:39:30,951 --> 01:39:35,069 تو به من دروغ گفتي،بهم گفتي منو .زيبا ميکني،اما تو هيچ وقت اينکارو نکردي 997 01:39:35,631 --> 01:39:38,782 من بهت گفتم تو رو زيبا ميکنم،همينطوره؟ 998 01:39:38,951 --> 01:39:43,581 پس اينکارو ميکنم! اما اول، وقتشه .که چيزهاي بچه گونه رو کنار بزاري 999 01:39:45,031 --> 01:39:48,740 چرا انقدر غمگيني؟ !فقط يه اسباب بازيه 1000 01:39:48,911 --> 01:39:51,061 ...به خودت نگاه کن 1001 01:39:57,631 --> 01:39:59,223 ...من زيبا هستم 1002 01:39:59,391 --> 01:40:02,861 ...خيلي،خيلي زيبا 1003 01:39:57,631 --> 01:39:59,223 ... من خوشگل شدم 1004 01:39:59,391 --> 01:40:02,861 ... خيلي ، خيلي خوشگل 1005 01:40:04,831 --> 01:40:10,667 'فک ميکنم لباس به سبک 'رومي . برازنده ي بانوان اهل مده 1006 01:40:10,831 --> 01:40:12,264 ! اوه ، فوق العاده ست 1007 01:40:14,791 --> 01:40:17,863 . حالا ... تاج و تخت نصيبم کن 1008 01:40:18,031 --> 01:40:20,784 . اين ... فراي قدرت منه 1009 01:40:28,271 --> 01:40:30,660 ... يه تجربه ي شخصيو بهت ميگم 1010 01:40:30,831 --> 01:40:35,063 ، الف" ها به قدري کوتاه هستند" ... که وقتي باران مي آيد 1011 01:40:35,231 --> 01:40:37,791 . آخرين نفرين که ميفهمن 1012 01:40:41,031 --> 01:40:43,386 ... بخاطر قدشون 1013 01:40:45,031 --> 01:40:49,149 ! اين مسخره بازيارو باهاش بس کن 1014 01:40:51,431 --> 01:40:54,104 ... "داشم به اين فکر ميکردم ... "مورگان 1015 01:40:54,271 --> 01:40:57,980 . که ممکنه يه راهي باشه تا به خواسته ت برسي 1016 01:41:00,431 --> 01:41:03,741 . پسرت ... ميتونه پادشاه بشه 1017 01:41:03,911 --> 01:41:07,870 ، خب ، چطوري؟ اگه "آرتور" لرد "لوت" شکست بده . پادشاه ميشه و من ميتونم باهاش ازدواج کنم 1018 01:41:08,031 --> 01:41:12,388 . مجبور نيستي باهاش ازدواج کني تا پسرشو داشته باشي ... ما مادرمون يکيه 1019 01:41:12,551 --> 01:41:17,067 ... و در زير اين فريبندگي و جذابيت 1020 01:41:17,231 --> 01:41:20,189 . من يه خرچنگ پيرم 1021 01:41:29,431 --> 01:41:31,103 مهمه؟ 1022 01:41:31,271 --> 01:41:33,501 ! نه ، حتي يه ذره 1023 01:41:33,671 --> 01:41:37,061 ... مجبور نيستي که منو از راه بدر کني 1024 01:41:37,231 --> 01:41:41,270 . مثل بقيه منم .. تاج و تختو ميخوام 1025 01:41:43,031 --> 01:41:47,946 . "ازت خوشم مياد "مورگان لي في . يه زن راستگو و بسيار جواني 1026 01:41:48,751 --> 01:41:51,390 . و من ازت خوشم مياد ، هر کي که هستي 1027 01:42:02,631 --> 01:42:04,587 ! کنار بمونيد 1028 01:42:05,671 --> 01:42:09,983 ! ارتش آماده ي رفتن به يه مبارزه ي خونينه 1029 01:42:17,431 --> 01:42:19,865 . منتظر علامت من بمونيد 1030 01:42:34,231 --> 01:42:36,825 ! ميکشنش ! "مرلين" 1031 01:42:37,871 --> 01:42:40,226 چيکار ميخواد بکنه؟ 1032 01:43:01,631 --> 01:43:05,146 هيچ دليلي وجود نداره که چرا اين همه . آدم بايد امروز بميرن ، سرور من 1033 01:43:05,311 --> 01:43:08,621 . دعوا بين ماست 1034 01:43:10,991 --> 01:43:12,822 ... اين اکسکاليبره 1035 01:43:12,991 --> 01:43:15,869 . شمشير پادشاه واقعي 1036 01:43:16,031 --> 01:43:19,580 ... اگه فکر ميکني حق توئه 1037 01:43:19,751 --> 01:43:21,662 ... بگيرش 1038 01:43:29,231 --> 01:43:30,664 . و منو بکش 1039 01:43:46,991 --> 01:43:49,186 ... "منو ببخش ، "آرتور 1040 01:43:51,391 --> 01:43:52,744 . ميتونم حسش کنم 1041 01:44:00,031 --> 01:44:03,740 . شمشير براي توئه ! تو پادشاه واقعي مائي 1042 01:44:07,991 --> 01:44:10,903 ! جنگ تمومه 1043 01:44:17,631 --> 01:44:20,987 ... آرتور" پادشاه واقعي ماست" 1044 01:44:21,151 --> 01:44:24,382 . با خون و حقيقت 1045 01:44:45,631 --> 01:44:47,861 ... اينجا 1046 01:44:48,031 --> 01:44:53,469 ، در اين حلقه بزاريد از ناجيمون . براي اين رستگاري تشکر کنيم 1047 01:44:53,631 --> 01:44:58,785 . و بزاريد حلقه سمبلي از هدفمون باشه 1048 01:44:58,951 --> 01:45:01,670 ... هر مردي درون حلقه 1049 01:45:01,831 --> 01:45:04,391 . با بقيه برابره 1050 01:45:04,551 --> 01:45:08,066 ... صداي خودشو به گوش ميرسونه (هر کسي حق حرف زدن داره) 1051 01:45:08,231 --> 01:45:13,259 . و براي حقيقت و افتخار ميجنگه 1052 01:45:13,431 --> 01:45:15,581 . بياين دعا کنيم 1053 01:45:18,631 --> 01:45:23,068 . فکر ميکردم بلاخره به يکي از روياهام رسيدم 1054 01:45:23,231 --> 01:45:27,270 . سرانجام يه پادشاه خوب به تخت نشست 1055 01:45:39,431 --> 01:45:41,387 ... اعليحضرت 1056 01:45:41,551 --> 01:45:46,102 ... 'ميتونم بانو "ماري" ملکه ي 'بوري کلس 1057 01:45:46,271 --> 01:45:48,865 . که براي اتحاد اومده معرفي کنم 1058 01:45:49,031 --> 01:45:51,386 . خيلي خوش اومدين ، بانوي من 1059 01:46:12,311 --> 01:46:16,020 . بانو ... با هداياتون مارو خجالت زده کردين 1060 01:46:16,751 --> 01:46:20,869 ... شايد ، من ... و همراهانم 1061 01:46:21,031 --> 01:46:23,261 . بتونيم شبو با شما باشيم 1062 01:46:23,431 --> 01:46:27,868 . سفر طولاني وخسته کننده اي داشتيم 1063 01:46:28,031 --> 01:46:31,626 . و مايليم قبل از رفتن به خونه استراحتي کنيم 1064 01:46:31,791 --> 01:46:33,747 ... البته 1065 01:46:34,791 --> 01:46:38,386 . ميتونيم اوقاتمونو با هم سپري کنيم 1066 01:46:38,551 --> 01:46:42,066 . ميتوني در مورد مردمت ... بهم بگي 1067 01:46:42,231 --> 01:46:44,870 ... باعث افتخارمه 1068 01:46:45,031 --> 01:46:46,783 . اعليحضرت 1069 01:47:23,151 --> 01:47:25,585 چي داري نشونم ميدي ، "مب"؟ 1070 01:47:27,511 --> 01:47:29,979 چيکار کردي؟ 1071 01:47:49,311 --> 01:47:51,700 ... اون روز خيلي سريع حرکت کردم 1072 01:47:51,871 --> 01:47:56,820 ، اما ميدونستم خيلي دير شده تا چيزيو که . ميتونست هممونو نابود کنه به پايان برسونم 1073 01:48:00,871 --> 01:48:03,226 ... بيرون سروران من 1074 01:48:11,231 --> 01:48:14,462 . و درارو پشت سرتون ببندين 1075 01:48:17,271 --> 01:48:20,069 مرلين" ... قضيه چيه؟" 1076 01:48:20,231 --> 01:48:23,143 ... "راستشو بهم بگو ، "آرتور 1077 01:48:23,311 --> 01:48:26,860 ؟دو شب قبل با کسي خوابيدي 1078 01:48:27,031 --> 01:48:30,467 . بله ... اگه لازمه بدوني ... خوابيدم 1079 01:48:30,631 --> 01:48:32,667 . اگرچه نميدونم چرا بايد درمودش بهت بگم 1080 01:48:32,831 --> 01:48:35,504 ... اون "مورگان لي في" بود 1081 01:48:36,311 --> 01:48:40,270 ! مادرش مادر تو "ليدي اگرين" بود 1082 01:48:52,031 --> 01:48:54,306 ... نميدونستم 1083 01:48:55,631 --> 01:48:57,269 . قسم ميخورم نميدونستم 1084 01:48:57,431 --> 01:49:00,184 . يه بچه بدنيا مياد 1085 01:49:00,351 --> 01:49:03,582 . مب" اينو فهميده" 1086 01:49:03,751 --> 01:49:08,347 ! در آينده نابودمون خواهد کرد 1087 01:49:32,231 --> 01:49:36,383 ! يه آينه . تو 'اوالون' هيچ آينه اي نيست 1088 01:49:58,031 --> 01:50:01,068 ميبيني چطور ميتونه تغييرت بده؟ 1089 01:50:01,231 --> 01:50:04,746 . قبلا منو تغيير دادي . منو زخمي کردي 1090 01:50:04,911 --> 01:50:10,269 ! ميدونم ... خيلي ناعادلانه . ناعادلانه؟ شيطاني بود 1091 01:50:10,431 --> 01:50:15,585 . با وجود شيطان دور و برم بدون شر زنده نميمونم 1092 01:50:17,031 --> 01:50:19,181 ! اوه ، چه راحت 1093 01:50:20,951 --> 01:50:23,863 . "ميتوني باهاش بجنگي ... مثل "مرلين 1094 01:50:24,031 --> 01:50:27,387 . "همه ي اين بلايا تقصير "مرلينه 1095 01:50:27,551 --> 01:50:31,339 ! درست نيست براي چي اينجايي، "مب"؟ 1096 01:50:32,391 --> 01:50:34,666 ... تا يه پيشنهادي بهت بکنم 1097 01:50:34,831 --> 01:50:40,861 ، زيبائيتو برميگردونم اگه "مرلين" به . محلي که براتون درست کردم برگرده 1098 01:50:41,031 --> 01:50:44,990 . تا پايان عمرت ميتوني اونجا باهاش زندگي کني 1099 01:50:45,151 --> 01:50:47,267 و شاد باشيم؟ 1100 01:50:48,071 --> 01:50:50,141 . و شاد باشين 1101 01:50:51,431 --> 01:50:55,390 . اون سرنوشتي داره که هدفشه 1102 01:50:55,551 --> 01:50:59,669 . از تلف کردن زندگي در امون نگه ش ميداره 1103 01:51:00,711 --> 01:51:06,707 اون باور داره که جنگ براي کار . درست وقت تلف کردن نيست 1104 01:51:06,871 --> 01:51:09,590 . من اينکارو باهاش نميکنم 1105 01:51:10,631 --> 01:51:12,383 . عاشقشم ... عاشقشم 1106 01:51:12,551 --> 01:51:15,384 ... تو ازش متنفري . منم همينطور 1107 01:51:15,551 --> 01:51:17,906 جوابت چيه؟ . نه 1108 01:51:27,391 --> 01:51:30,588 ... متاسفم . اگه نظرت عوض شد 1109 01:51:30,751 --> 01:51:34,187 ... فقط ... اسممو صدا بزن 1110 01:51:34,351 --> 01:51:36,581 . با صداي بلند 1111 01:52:06,231 --> 01:52:08,586 . نميتونم مدت زيادي دور بمونم 1112 01:52:08,751 --> 01:52:11,982 . آرتور" بيشتر از يه پادشاه برام مهمه" 1113 01:52:12,151 --> 01:52:16,144 . و کنجکاو بودم ببينم چه خبره 1114 01:52:31,431 --> 01:52:34,264 . خوشحالم ميبينمت ، دوست قديمي 1115 01:52:34,431 --> 01:52:37,343 اينا چين ، «آرتور»؟ . قولي براي تازه بودن و از نو ساختن 1116 01:52:37,511 --> 01:52:40,867 . دارم شهر 'کاملوت' رو ميسازم 1117 01:52:41,031 --> 01:52:43,465 . يه شروع تازه 1118 01:52:43,631 --> 01:52:49,388 . اون شب با "مورگان" يه اشتباه بود ، اما نميتونم باور کنم تمام ابديتو . بخاطر يه اشتباه محکوم ميشم 1119 01:52:49,551 --> 01:52:52,384 . خب ، نه با من 1120 01:52:52,551 --> 01:52:54,985 . "هيچ وقت محکومت نميکنم ، "آرتور 1121 01:52:55,151 --> 01:52:58,223 . دارم با دختر لرد «لئو» ازدواج ميکنم 1122 01:52:58,391 --> 01:52:59,870 آه ... عاشقشي؟ 1123 01:53:00,031 --> 01:53:03,990 . يک ملکه باشکوه و همسري خوب خواهد بود 1124 01:53:04,151 --> 01:53:08,190 . اميدواريم همينجا تو 'کاملوت' ازدواج کنيم . مهم نيست اگه تمومم نشه 1125 01:53:08,351 --> 01:53:13,061 اونجا پيشم هستي؟ باعث افتخاره . اسمش چيه؟ عروست؟ 1126 01:53:14,631 --> 01:53:15,984 . "گونوير" 1127 01:53:46,431 --> 01:53:49,980 . 'قرار بود برم قلعه ي 'تينتاچل 1128 01:53:50,151 --> 01:53:56,386 ... شايد "آرتور" اونقدرا مشتاق جستجو جام مقدس نيست 1129 01:53:56,551 --> 01:54:02,103 . "اگه ميدونست چه دشمن وحشتناکيه "مورگان لي في 1130 01:54:03,751 --> 01:54:07,380 . مرلين" ... اينجاست تا شمارو ببينه بانوي من" 1131 01:54:09,231 --> 01:54:11,984 ... بگو بياد تو 1132 01:54:12,151 --> 01:54:14,187 شنيدي "مردرد"؟ 1133 01:54:14,351 --> 01:54:19,027 . يه جادوگر داره مياد مارو ببينه جالب نيست؟ 1134 01:54:22,431 --> 01:54:25,070 بانو "مورگان" ، ميدوني چرا اينجام؟ 1135 01:54:25,231 --> 01:54:27,267 . به پسرم "مردرد" سلام بگو 1136 01:54:30,631 --> 01:54:36,547 مودبانه نبود ، "مردرد" ميتوني هر کاري دلت ميخواد بکني اما نه بي ادبي . بي ادبي باعث ضعف ميشه 1137 01:54:38,631 --> 01:54:42,067 داشتي ميگفتي ، "مرلين"؟ ميدوني چرا اينجام؟ 1138 01:54:42,231 --> 01:54:44,586 به پسرم مربوطه؟ 1139 01:54:44,751 --> 01:54:49,381 بزرگ نشده؟ . بله ، بايد بگم خيلي سريعتر از حالت نرمال بزرگ شده 1140 01:54:49,551 --> 01:54:52,065 ... البته ... جادوئه 1141 01:54:55,431 --> 01:54:59,982 ... بخاطر کشور ازت التماس ميکنم . روشهاي قديميو بهش يادي ندي 1142 01:55:00,151 --> 01:55:03,382 . اوه ، اين کشور هيچ ارزشي برام نداره 1143 01:55:03,551 --> 01:55:06,384 . يه حرومزاده تو تاج و تختي که براي منه نشسته 1144 01:55:06,551 --> 01:55:11,227 ... يه حرومزاده ... خونريزيو شروع کرد وقتي پدرش ، "اوثر" مادرمو . اغوا کرد و پدرمو کشت 1145 01:55:11,391 --> 01:55:13,666 . اين همون آينده ايه که انتظارشو داشتم 1146 01:55:13,831 --> 01:55:18,586 "اوه ، بهتره در مورد آينده فکر کني "مرلين . چون گذشته خيلي دردناک بوده 1147 01:55:18,751 --> 01:55:22,061 . تو خواستي "اوثر" پادشاه بشه 1148 01:55:22,231 --> 01:55:25,780 ... کمکش کردي مادرمو اغوا کنه 1149 01:55:25,951 --> 01:55:28,465 . و منو نابود کردي 1150 01:55:28,631 --> 01:55:31,748 . در پايان باعث و باني "مردرد" هم شدي 1151 01:55:31,911 --> 01:55:37,144 . "درست مثل ملکه "مب" و "آرتور . ميدونم ، اما ميتونم تحملش کنم 1152 01:55:37,311 --> 01:55:42,260 . همونطور که با حقيقت پادشاه شدن "مردرد" بايد کنار بياي 1153 01:55:42,431 --> 01:55:44,308 ! نه ... هرگز نبايد بشه 1154 01:55:46,391 --> 01:55:49,383 . مرلين" مهمونه . بدجنس نباش" 1155 01:55:49,551 --> 01:55:51,587 . فقط خواست جلب توجه کنه 1156 01:55:51,751 --> 01:55:54,584 . وقتي پادشاه شدي به همه ي خواسته هات ميرسي 1157 01:55:54,751 --> 01:55:57,345 "و اينم خواهد رسيد "مرلين . پسر "آرتور"ه 1158 01:55:57,511 --> 01:55:59,866 روشهاي قديمي چي ، "مورگان"؟ 1159 01:56:00,031 --> 01:56:03,182 خب تو در جايگاهي نيستي که . ازم بخواي چيکار کنم يا نکنم 1160 01:56:04,351 --> 01:56:08,583 . در ضمن ... روشاي قديمي بدردم خوردن 1161 01:56:08,751 --> 01:56:11,185 ... بهم يه پسر دادن 1162 01:56:11,351 --> 01:56:13,467 . و خوشگلم کردن 1163 01:56:13,631 --> 01:56:15,587 ... اوه ، "مورگان" بيچاره 1164 01:56:17,031 --> 01:56:18,544 . اين فقط يه توهمه 1165 01:56:18,711 --> 01:56:22,943 ، زيبائي هميشه همش يه توهم بوده اينو نميدونستي "مرلين"؟ 1166 01:56:29,031 --> 01:56:33,024 . فکر کنم از روش سنتي اومديم ، از در 1167 01:56:33,191 --> 01:56:36,183 . سنتيش اينه که بازش کني 1168 01:56:36,351 --> 01:56:39,900 ! مردرد" ! ببين کي اينجاست" ! "خاله ت "مب" و عمو "فريک 1169 01:56:40,631 --> 01:56:44,067 ... "خيلي وقته ، استاد "مرلين 1170 01:56:44,231 --> 01:56:47,906 تا حالا به مدرسه اي که توش سعي کردم اصول سحر و جادو بهتون ياد بدم فکر کردي؟ 1171 01:56:48,071 --> 01:56:51,188 ... "ميتونست شاگرد من باشه ، "مورگان 1172 01:56:51,351 --> 01:56:54,980 اما ثابت کرد ... نااميد کننده ست تو که اينکارو نميکني ... ميکني "مردرد"؟ 1173 01:56:55,151 --> 01:56:58,461 خوش قيافه نيست؟ .. خوش قيافه و با کاري يه خوش قيافه 1174 01:56:58,631 --> 01:57:01,270 يعني چي؟ . هرگز معنيشو درک نکردم 1175 01:57:01,431 --> 01:57:04,184 ... "اسباب بازيا ... "مردرد 1176 01:57:04,351 --> 01:57:07,900 . خاله هميشه برات اسباب بازياي قشنگ مياره " گوگولي موگولي " 1177 01:57:12,031 --> 01:57:17,708 ميبيني "مرلين" ، تو خونواده مو ازم دور کردي . و ... حالا ... يدونه جديدشو دارم 1178 01:57:17,871 --> 01:57:20,783 "هميشگي نيست "مورگان . هيچي هميشگي نيست 1179 01:57:20,951 --> 01:57:25,581 نميتوني ببيني ... و احساس کني؟ . "دارم برنده ميشم ، "مرلين 1180 01:57:25,751 --> 01:57:28,982 . هديه ي صبرمو دارم ميگيرم 1181 01:57:29,151 --> 01:57:34,179 . ساليان زياد بايد بگذره تا "مردرد" پادشاه بشه . اما من ميتونم صبر کنم 1182 01:57:34,351 --> 01:57:36,865 . زمان هيچ رزشي برام نداره 1183 01:57:39,711 --> 01:57:44,227 تو باعث مرگ "آرتور" و نابودي روياهاي "مرلين" خواهي بود 1184 01:57:44,391 --> 01:57:46,746 نخواهي بود ، عزيزم؟ 1185 01:57:46,911 --> 01:57:51,701 . اوه ! ببين ! جادوگر بزرگ و بدجنس کاري نميتونه بکنه 1186 01:58:14,711 --> 01:58:17,783 . مرلين" ... دوباره تو دردسر افتادي" 1187 01:58:19,231 --> 01:58:21,745 . هنوز همان فرياد کمک ، بانو 1188 01:58:21,911 --> 01:58:26,780 خواهرت ،«مب» قدرتاش بيشتر شده ... و من ضعيفتر 1189 01:58:27,751 --> 01:58:29,867 ... چيکار ميتونم بکنم؟ من 1190 01:58:30,031 --> 01:58:35,981 بايد مرديو براي تاج و تخت پيدا کنم در حالي . که "آرتور" براي جام مقدس ميره 1191 01:58:36,151 --> 01:58:38,745 . وفتي بره وسوسه ي تاج و تخت شروع ميشه 1192 01:58:38,911 --> 01:58:42,426 . تو به يه انسان رقيق القلب نياز داري 1193 01:58:42,591 --> 01:58:45,025 ... قبلا سعي کردم پيداش کنم . وجود نداره 1194 01:58:45,191 --> 01:58:48,786 . 'پاسخ تو در 'جويوسه 1195 01:58:49,991 --> 01:58:53,063 . کشتيم تورو ميرسونه 1196 01:58:58,151 --> 01:59:02,269 . شبيه رويا بود ... رويا تو رويا 1197 01:59:02,431 --> 01:59:08,620 . اسمانها جدا شدند و من ديدم که رويا به واقعيت پيوست 1198 01:59:08,791 --> 01:59:14,980 روزي خواهد آمد که من آرتور" , "گونوير" و 'کاملوت' به عنوان يه رويا توصيف کنن" 1199 01:59:16,591 --> 01:59:20,106 کي هستي؟ مرلين" جادوگر" 1200 01:59:20,271 --> 01:59:24,708 . هيچ جادوگري باقي نمونده . من آخرينشونم 1201 01:59:25,751 --> 01:59:28,265 تو کي هستي؟ ... "گالاهاد" 1202 01:59:28,431 --> 01:59:32,185 ... "مادرم ليدي "الين . "پدرم جناب "آرسلوت 1203 01:59:32,351 --> 01:59:36,583 اومدم اينجا تا مرديو پيدا کنم که . از "آرتور" و تختش حفاطت کنه 1204 01:59:36,751 --> 01:59:40,141 . اما بايد مرد خوبي باشه ، رقيق القلب 1205 01:59:40,311 --> 01:59:42,347 . پيداش کردي 1206 01:59:43,671 --> 01:59:46,629 . خيلي ... آسون بود 1207 01:59:47,631 --> 01:59:50,191 مطمئني اين چيزيه که ميخواي؟ 1208 01:59:50,351 --> 01:59:54,060 ... چيزي نيست که من ميخوام . چيزيه که تو ميخواي 1209 01:59:54,231 --> 01:59:59,180 نيمتونم پشيمونت کنم اين آخرين فرصتت . براي يه ماجراجوئي بزرگه 1210 01:59:59,351 --> 02:00:00,909 . بايد ميدونستم 1211 02:00:01,071 --> 02:00:05,383 . گالاهاد" ... وقتي من نيستم از مادرت محافظت کن" 1212 02:00:15,431 --> 02:00:17,501 ، سروران ، بانوان 1213 02:00:18,031 --> 02:00:20,704 ... شواليه ي قلمرو 1214 02:00:20,871 --> 02:00:24,784 من بايد به زودي برم خدا موهبت . جستجو براي جام مقدس بهم داده 1215 02:00:24,951 --> 02:00:30,708 حالا ، يک قهرمان براي محافظت از کشورمون . و ملکه در حالي که نيستم برگزيدم 1216 02:00:30,871 --> 02:00:32,862 . باعث افتخاره ، قربان 1217 02:00:33,031 --> 02:00:37,468 گاووئين" ، اميدوارم که نبري" . چون بهت احتياج دارم که باهام بياي 1218 02:00:37,631 --> 02:00:40,191 شما بايد اجازه رقابتو بدين ، قربان 1219 02:00:40,351 --> 02:00:44,390 ، "شما خيلي پيري جناب "اوريس . البته که پيره ، اما من نيستم 1220 02:00:48,711 --> 02:00:53,341 اعليحضرت ، ميخوام که جناب لورسلوت انتخاب کنيم براي حفاظت 1221 02:00:53,511 --> 02:00:55,581 "باشه ، "مرلين 1222 02:01:50,071 --> 02:01:53,302 ! "آها ! "گووين" يا "لورسلونت 1223 02:02:20,911 --> 02:02:24,062 ... لورسلونت" اين افتخارو قبول ميکنه" 1224 02:02:24,231 --> 02:02:28,190 ، اون از بهترين . و نجيب ترين شواليه هاست 1225 02:02:33,151 --> 02:02:35,984 خيلي خوش قيافه ست ... اينطور نيست؟ . بله 1226 02:02:39,031 --> 02:02:40,749 چي گفتي ، بانوي من؟ 1227 02:02:40,911 --> 02:02:42,867 ... هيچي 1228 02:02:43,031 --> 02:02:46,990 اعليحضرت؟ شمشير و زندگيمو به شما عرضه ميکنم 1229 02:02:47,151 --> 02:02:49,460 . باعث افتخاره ، شواليه شجاع 1230 02:02:49,631 --> 02:02:53,146 . لورسلونت" به عنوان يه قهرمان خواهد بود" 1231 02:03:07,431 --> 02:03:09,467 چطوره؟ 1232 02:03:09,631 --> 02:03:14,102 اميدوار کننده ، با توجه به اينکه نيزه رو خارج نکرديم چرا؟ 1233 02:03:14,271 --> 02:03:19,743 . اختلافي علمي وجود دارد که اين اجازه را به ما نميدهد 1234 02:03:19,911 --> 02:03:24,382 . معنيش اينه که مبهمه به سمت چب کشيده بشه يا راست 1235 02:03:25,431 --> 02:03:27,706 کاري هست که بتونم براتون انجام بدم ، جناب "لورسلونت"؟ 1236 02:03:28,431 --> 02:03:30,865 . دستمو بگير ، بانو 1237 02:03:31,031 --> 02:03:36,389 . نه "تانن" گياهان زهزره و اورانوس تاثير غالب خواهند داشت 1238 02:03:36,551 --> 02:03:39,588 . پزشکان ، بجاي استدلال کارتونو بکنين 1239 02:03:39,751 --> 02:03:42,743 . بايد در موردش حرف بزنيم 1240 02:03:42,911 --> 02:03:46,870 . در واقع اين مسائل فقط براي اهل فن مناسبه 1241 02:03:47,031 --> 02:03:52,059 بهمون اعتماد کن ، اگه يه شواليه رو بخاطر بازوي شکسته ش درمان کنيم دليل مرگش خواهد بود 1242 02:03:52,231 --> 02:03:53,983 ! کافيه ... کافيه 1243 02:03:59,231 --> 02:04:01,586 لورسلونت"؟ آماده اي جناب شواليه؟" 1244 02:04:04,431 --> 02:04:06,581 . "انجامش بده ... "گووين 1245 02:04:45,831 --> 02:04:49,585 . "خداحافظ "مرلين . خداحافط "آرتور" ... پيشمون برگرد 1246 02:04:49,751 --> 02:04:53,869 ... رفتن به تعقيب روياها ، سايه ها 1247 02:04:54,031 --> 02:04:58,980 اما اگه بهشون ميگفتم . گوش نميکردن 1248 02:04:59,151 --> 02:05:01,870 ... و حالا سالها در گذرن 1249 02:05:02,031 --> 02:05:05,103 ... يک سال ادغام ميشه با ديگري 1250 02:05:05,271 --> 02:05:07,387 . و ديگري 1251 02:05:08,831 --> 02:05:13,985 اگه شما پنج جوان لرزش متوقف نکنين ممکنه . کنترلمو از دست بدم و همه تونو بکشم 1252 02:05:21,311 --> 02:05:23,347 . عالي نبود 1253 02:05:30,791 --> 02:05:33,180 . "کافيه ، "مردرد 1254 02:05:36,431 --> 02:05:41,380 بايد دور بموني ، عزيزم . اين عدم کنترلو نشون ميده 1255 02:05:41,551 --> 02:05:43,985 چرا به خاله" مب" و عمو "فريک" تيراندازي کردي؟ 1256 02:05:44,151 --> 02:05:48,269 اميدوارم فقط بخاطر خوش گذروني بوده باشه ، نه خصومت شخصي 1257 02:05:48,431 --> 02:05:52,868 شخصي نيست ... دوست داره . گاهي اوقات شگفت زده ميشم اگه دوسم نداشت چيکار ميکرد 1258 02:05:53,031 --> 02:05:56,990 بس کن مادر ! خاله "مب" درک ميکنه نه مگه؟ 1259 02:05:57,151 --> 02:06:00,746 . البته که درک ميکنم ، داشتي خودتو امتحان ميکردي 1260 02:06:00,911 --> 02:06:03,471 . حالا بيا و کنارم بشين 1261 02:06:09,231 --> 02:06:14,180 "ميدوني دوست دارم ، "مردرد اما نبايد از حدت تجاوز کني 1262 02:06:14,351 --> 02:06:19,584 عليه آرتور؟ . "بله ... هميشه "آرتور" و "مرلين 1263 02:06:19,751 --> 02:06:22,185 . "به نطر رنگ پريده مياي ، "مردرد 1264 02:06:22,351 --> 02:06:25,104 . به اندازه کافي غذا نخوردي 1265 02:06:30,751 --> 02:06:34,790 . در حال حاضر قدرت ده مردو دارم ... به حرف خاله ت گوش کن 1266 02:06:35,431 --> 02:06:38,150 . لطفا به بلائي سرموهات بيار 1267 02:06:40,231 --> 02:06:42,108 خيلي خوب ، مادر 1268 02:06:43,631 --> 02:06:46,065 . پسر خوب من 1269 02:06:50,791 --> 02:06:53,385 . کارا داره خيلي آروم پيش ميره 1270 02:06:53,551 --> 02:06:58,261 اما داري به تغيير عقيده ت ادامه ميدي ... جناب "لورسلونت" اول اين بعد اون 1271 02:06:58,431 --> 02:07:00,706 ! دارم تمام سعيمو ميکنم 1272 02:07:00,871 --> 02:07:06,582 خب ، بايد بيشترش کني چطوري ميتونم بهتر از اين عمل کنم؟ 1273 02:07:08,351 --> 02:07:12,867 تنهائي ، بانوي من؟ . مرلين" سايه ي وفادار منه" 1274 02:07:13,031 --> 02:07:18,788 درسته ، و مناسب چرا تو نباشي؟ تو قهرمان مني 1275 02:07:18,951 --> 02:07:22,182 چون وقتي کنارتم نميتونم . قلبمو کنترل کنم 1276 02:07:22,351 --> 02:07:26,185 . حالا کنارمي ... خطرناکه 1277 02:07:32,231 --> 02:07:35,667 . شايد بايد براي سايه م سپاسگزار باشيم 1278 02:07:52,631 --> 02:07:57,227 چه مشکلي پيش اومده ، "مرلين"؟ . "ديوارها دارن پچ پچ ميکنن "گوونر 1279 02:07:58,431 --> 02:08:00,387 نميتوني بشنوي؟ 1280 02:08:05,631 --> 02:08:10,068 چي ميگن؟ . که با جناب "لونسلوت" خيلي دوستانه رفتار ميکني 1281 02:08:11,631 --> 02:08:13,622 به اين پچ پچا اعتقاد داري ، "مرلين"؟ 1282 02:08:13,791 --> 02:08:17,466 آه ، اما ديدم چطوري بهم نگاه ميکنين 1283 02:08:17,631 --> 02:08:21,260 . اهميتي نميدم بقيه چي فکر ميکنن . من ملکه م 1284 02:08:21,431 --> 02:08:24,582 ... به همين دليل تو کانون توجهي 1285 02:08:24,751 --> 02:08:27,709 . تو اين قضيه نميتونم ازت محافظت کنم 1286 02:08:52,631 --> 02:08:55,703 ... خيلي ... خوشگل شدي 1287 02:09:02,631 --> 02:09:06,146 .بايد خودمو از برج بندازم پائين 1288 02:09:06,311 --> 02:09:08,267 ... پس منم ميپرم 1289 02:09:10,111 --> 02:09:12,386 . نميتونم بدون تو زندگي کنم 1290 02:09:45,631 --> 02:09:47,747 ! باور نميکنم 1291 02:09:47,911 --> 02:09:50,300 ... لونسلوت" اينک" 1292 02:10:13,751 --> 02:10:15,264 ... خاله 1293 02:10:15,431 --> 02:10:18,582 . به طرز باورنکردني اي از خودت راضي هستي 1294 02:10:20,111 --> 02:10:22,386 چيکار کردي؟ 1295 02:10:22,551 --> 02:10:24,985 وحشتناکه؟ 1296 02:10:25,151 --> 02:10:26,869 ... بگو 1297 02:10:27,031 --> 02:10:29,784 . مطمئنم که عاليه ... مطمئنم 1298 02:10:29,951 --> 02:10:32,465 ... "الين" ميدونه که "لونسلونت" 1299 02:10:32,631 --> 02:10:36,590 . و "گوونر" عاشق همديگه ن 1300 02:10:37,911 --> 02:10:40,664 ! چقدر شيرين 1301 02:10:42,631 --> 02:10:46,465 اين ميل برامون ناشايست نيست؟ 1302 02:10:46,631 --> 02:10:48,462 ناشايست؟ 1303 02:10:48,631 --> 02:10:50,861 خب ، يعني چي ، مادر؟ 1304 02:10:52,231 --> 02:10:54,461 اوه ، فراموش کرده بودم واقعا يعني چي؟ 1305 02:10:54,631 --> 02:10:58,465 ... بله ... ناشايسته 1306 02:10:59,631 --> 02:11:02,862 . "اما دوست ندارم گفته بشه "فريک 1307 02:11:19,631 --> 02:11:21,986 ... بهت هشدار داده بودم 1308 02:11:22,151 --> 02:11:25,063 . گوش نکردي 1309 02:11:25,231 --> 02:11:27,062 چه اتفاقي افتاده؟ 1310 02:11:48,431 --> 02:11:51,264 چطوري مرد؟ 1311 02:11:51,431 --> 02:11:54,741 ... با قلبي شکسته مرد 1312 02:11:55,791 --> 02:11:57,782 بخاطر تو 1313 02:12:09,791 --> 02:12:11,588 ... متاسفم 1314 02:12:18,031 --> 02:12:21,182 . بيش از حد خشن مورد قضاوت قرارشون دادم 1315 02:12:21,351 --> 02:12:26,584 . بايد من سرزنش بشم که "لونسلونت" رو انتخاب کردم 1316 02:12:27,631 --> 02:12:32,989 . اي کاش بهشون ميگفتم . شايد خيلي راحت ميشد 1317 02:12:37,231 --> 02:12:40,746 اوه ، خبري فوق العاده ... "خبري فوق العاده "نيموئه 1318 02:12:40,911 --> 02:12:43,106 ! آرتور" داره برميگرده" 1319 02:12:43,271 --> 02:12:46,581 اوه ، خدارو شکر جام مقدس پيدا کرد نه ... اما چي شده مگه؟ 1320 02:12:46,751 --> 02:12:52,906 داره مياد خونه جام مقدس باشه . يا نباشه اون هيچ وقت نبايد ميرفت 1321 02:12:53,071 --> 02:12:57,064 . مرلين" ، راحت شد" . ميتونه دوباره زندگيشو از سر بگيره 1322 02:12:57,231 --> 02:13:00,860 . بله ... و بايد با تو باشه فرزندم 1323 02:13:01,031 --> 02:13:03,989 . "جاي واقعيت پيش "مرلينه 1324 02:13:04,151 --> 02:13:08,064 . خدا نميخوادت وقتي عاشق يکي ديگه اي 1325 02:13:09,911 --> 02:13:13,221 من ... من .. نبايد اين حرفو تو اين . ديوارهاي تقديس شده ميزدم 1326 02:13:13,391 --> 02:13:16,144 ... ايمان خوبه ، البته 1327 02:13:16,311 --> 02:13:17,983 ... اما عشق 1328 02:13:18,151 --> 02:13:20,665 . حتي از ايمان بهتره 1329 02:13:22,751 --> 02:13:26,266 مواظب باش ، عزيزم اين پله ها خيلي لغزنده ن 1330 02:13:26,431 --> 02:13:30,470 کجا داريم ميريم؟ . به سرزمين من ، سرزمين سحر و جادو 1331 02:13:30,631 --> 02:13:34,226 ميتونم هيولاهارو خلق کنم؟ . اوه ، اگه مايل باشي 1332 02:13:34,391 --> 02:13:37,781 . تو خيلي باهام خوبي ، خاله . همه ش بازي و خوشگذروني نيست 1333 02:13:37,951 --> 02:13:41,864 ... آرتور" داره برميگرده" يه چيزائي هست که بايد يادت بدم 1334 02:13:42,031 --> 02:13:46,104 مادرم مياد؟ نه ، ما ديگه بهش نيازي نداريم 1335 02:13:46,271 --> 02:13:49,024 مب" ... پسرمو کجا ميبري؟" ... وقتشه 1336 02:13:49,191 --> 02:13:53,104 بدون کلمه اي؟ بدون خداحافظي اي؟ . بايد آماده ش کنم 1337 02:13:53,271 --> 02:13:55,990 . تو هيچ جا نميبريش ! اون پسر منه . براي منه 1338 02:13:56,151 --> 02:13:59,223 ! من عشقو بهش دادم تو اسباب بازي 1339 02:13:59,391 --> 02:14:01,268 ! من بهش زندگي دادم 1340 02:14:01,431 --> 02:14:03,581 . هرگز نميذارم بره 1341 02:14:12,231 --> 02:14:14,745 . خيلي هوشمندانه بود ، خاله 1342 02:14:18,031 --> 02:14:19,669 ... عشق من 1343 02:14:20,311 --> 02:14:22,222 ... عشق من 1344 02:14:26,031 --> 02:14:28,989 فريک"؟" ... عقش من؟ 1345 02:14:30,231 --> 02:14:33,462 من هنوزم خوشگلم؟ 1346 02:14:33,631 --> 02:14:36,589 فراتر از کلمه ست عشق من 1347 02:14:38,831 --> 02:14:40,901 من هستم؟ 1348 02:14:43,831 --> 02:14:46,550 . اوه ... بله ... در حرف نميگنجه 1349 02:15:00,231 --> 02:15:03,587 ! تو کشتيش شايد فقط تضعيف شده 1350 02:15:03,751 --> 02:15:07,983 در هر حالتي چيزي که مهمه اينه که . ما کاراي زيادي براي انجام دادن داريم 1351 02:15:08,151 --> 02:15:12,110 مب ! تو شيطاني و خرفتي . خدا روحتو قرين رحمت کنه 1352 02:15:12,271 --> 02:15:17,220 اون قطعا کاري به بقيه شما نداره چرا يهو همه عليه من شدن؟ 1353 02:15:19,031 --> 02:15:22,546 ... تو رو با بدبختي و دردت ترک ميکنم 1354 02:15:22,711 --> 02:15:25,464 ! اما ... بدون هيچ قدرت جادوئي 1355 02:15:26,231 --> 02:15:31,259 ... حالا در جهان ... زشت و تنها ميشي 1356 02:15:31,431 --> 02:15:33,865 . درست مثل اينکه يه انساني 1357 02:15:34,031 --> 02:15:36,989 ... خداحافط "فريک" ... دلم برات تنگ ميشه 1358 02:15:37,151 --> 02:15:39,381 ! نه ، نميشه 1359 02:15:42,031 --> 02:15:47,708 چرا نکشتيش خاله "مب"؟ . چون همون چيزي بود که ميخواست 1360 02:16:09,431 --> 02:16:12,628 ! کاملوت' ساخته شده' 1361 02:16:12,791 --> 02:16:16,147 . جناب"لورسلونت" سر حرفشه 1362 02:16:16,311 --> 02:16:18,905 . بايد خودمون برسونيم قربان 1363 02:16:19,071 --> 02:16:21,187 ... "حق با توئه "گووين 1364 02:16:21,351 --> 02:16:24,423 ... آگاه کنين خودتونو و قلبتونو 1365 02:16:24,591 --> 02:16:26,468 ! رسيديم خونه 1366 02:16:42,631 --> 02:16:46,465 بقيه کجان؟ يه مشکلي هست ، قربان 1367 02:16:54,031 --> 02:16:56,101 اينجا چه خبر شده؟ 1368 02:17:14,711 --> 02:17:19,182 مرلين" کجاست؟" لونسلونت" کجاست؟" 1369 02:17:19,351 --> 02:17:21,819 ... بهت ميگم 1370 02:17:24,631 --> 02:17:26,701 تو چجور شيطاني هستي؟ 1371 02:17:26,871 --> 02:17:30,659 باظرافت ... کي شيطانه 1372 02:17:30,831 --> 02:17:35,143 بله در واقع ... کي شيطانه 1373 02:17:35,311 --> 02:17:39,224 خب ، منو نميشناسي؟ نه ، بايد بشناسم؟ 1374 02:17:40,791 --> 02:17:42,702 ! اوه .. بهم برخورد 1375 02:17:42,871 --> 02:17:45,863 ... اينجا ... در قلب من 1376 02:17:46,031 --> 02:17:49,467 . اغلب زياد آسيب نميبينه 1377 02:17:49,631 --> 02:17:52,350 ! من شناختمت ، پدر 1378 02:17:53,311 --> 02:17:56,462 . "من پسر گمشده تم ، "مردرد 1379 02:17:58,231 --> 02:18:00,540 ... "مورگان لي في" 1380 02:18:00,711 --> 02:18:02,064 . مادرته 1381 02:18:02,231 --> 02:18:05,268 ... هست نه ... پدر ، بود 1382 02:18:05,431 --> 02:18:08,946 . (به جهاني بهتر رفت (درگذشت 1383 02:18:09,111 --> 02:18:11,830 . سرانجام تنها خوابيد 1384 02:18:11,991 --> 02:18:15,267 ... يه غم بزرگ ... يه روز داره ميخنده و لبخند ميزنه 1385 02:18:15,431 --> 02:18:18,582 . بعدش ... ميره ! مثل نسيم تابستاني 1386 02:18:18,751 --> 02:18:22,710 در ميان زندگي و غيره و غيره و همينطور ميگذره 1387 02:18:22,871 --> 02:18:26,466 ... به همين دليل اينجام ... نميفهمم 1388 02:18:26,631 --> 02:18:32,069 . براي محافظت از منافعت پدر . ميبيني ، منافع تو منافع منه 1389 02:18:32,231 --> 02:18:36,383 ... در حالي که شما دور بوديد تا روحتونو پاک کنيد 1390 02:18:36,551 --> 02:18:38,906 چطوري بايد بگم؟ 1391 02:18:40,431 --> 02:18:42,820 ... بهتون خيانت شده 1392 02:18:44,311 --> 02:18:45,903 ! کافيه ... نيست 1393 02:18:46,071 --> 02:18:51,748 خب بيا "مرلين" ، بزارين در مور حقيقت صحبت کنيم 1394 02:18:51,911 --> 02:18:54,379 . پدر ... "لونسلوت" با ملکه بهت خيانت کرد 1395 02:18:54,551 --> 02:18:57,668 يا شايدم ملکه باعث خيانت شده؟ 1396 02:18:57,831 --> 02:19:01,267 . بدون هيچ تظاهر و ابهامي بهتون خيانت شده 1397 02:19:01,431 --> 02:19:06,664 . و اينجا جاي اين حرفا نيست . اتفاقا من فکر ميکنم جاش هست 1398 02:19:06,831 --> 02:19:10,665 حقيقت داره؟ . آرتور" ، تو تازه برگشتي بايد سرموقع حرف بزنيم" 1399 02:19:10,831 --> 02:19:13,470 گوونر ، حقيقت داره؟ . بله ، حقيقت داره 1400 02:19:13,631 --> 02:19:19,183 . مردرد ، تو هيچ حقي نداري اينجا باشي . اتفاقا حق دارم هممون داريم . اين يه چيز خصوصي نيست به همه ي ما مربوطه 1401 02:19:19,351 --> 02:19:22,900 چطور تونستي اينکارو با من بکني؟ اصلا به من فکر کردي؟ 1402 02:19:23,071 --> 02:19:25,585 چند سال تنها ولم کردي تو بهم فکر نکردي 1403 02:19:25,751 --> 02:19:29,983 چه افتخاري فهميدم که شوهرم پسري از زني . به نام "مورگان لي في" داره 1404 02:19:30,151 --> 02:19:31,630 ... يدونه خوبشو 1405 02:19:31,791 --> 02:19:35,227 اوه ، بيا پدر داره خيلي نارحت کننده و شخصي ميشه 1406 02:19:35,391 --> 02:19:38,269 از کي اهميت دولت فراموش کردي 1407 02:19:38,431 --> 02:19:40,467 ! ... اهميت دولت 1408 02:19:40,631 --> 02:19:43,703 ... ما داريم در مورد خيانت صحبت ميکنيم ... سروران من 1409 02:19:49,431 --> 02:19:52,264 ... من خيانتي نميبينم 1410 02:19:52,431 --> 02:19:56,265 . اون بهم خيانت کرد تنها من 1411 02:19:57,431 --> 02:20:01,265 . کافيه ... قربان ، "مردرد" درست ميگه 1412 02:20:01,431 --> 02:20:06,061 شما پادشاهي و همين باعث خيانتش شد . ما بايد به مرگ محکومش کنيم 1413 02:20:06,231 --> 02:20:08,301 واقعا فکر ميکني بايد اينکارو بکنيم؟ ! قانونه 1414 02:20:08,471 --> 02:20:11,224 ... خشنه بايد همينطور باشه 1415 02:20:12,631 --> 02:20:19,264 . سروران من الان زمانيه که بايد عدالت و مذهبمون ثابت بشه 1416 02:20:19,431 --> 02:20:24,266 .بزار اوني که گناهکار نيست اولين سنگ رو برداره 1417 02:20:24,431 --> 02:20:28,185 ميدونم در زمانم گناه مرتکب شدم و شک دارم که شما هم شده اين (همه ي ما مرتکب گناه شديم) 1418 02:20:28,351 --> 02:20:32,981 . من بايد به کمي گناه اقرار کنم 1419 02:20:33,831 --> 02:20:36,982 خب ... برايش بهانه تراشي ميکنيم چون ملکه ست 1420 02:20:37,151 --> 02:20:41,986 . چون انسانه "نه ... چون همسر "آرتوره 1421 02:20:43,031 --> 02:20:48,583 ميخواين يکي به نعل بزنين يکي به ميخ؟ فکر ميکنين اين راهشه؟ 1422 02:20:48,751 --> 02:20:52,539 آرتور"؟" فکر ميکردم 'کاملوت' قراره متفاوت باشه 1423 02:20:53,431 --> 02:20:57,470 ... هست ! پس جهاني که منظورت بودو نشون بده 1424 02:21:10,031 --> 02:21:12,465 مرلين" ... بايد چيکار کنم؟" 1425 02:21:12,631 --> 02:21:16,385 . در پايان بايد قانونو رعايت کني 1426 02:21:29,431 --> 02:21:32,980 . گوونر بخاطر خيانتش محاکمه ميشه 1427 02:21:39,031 --> 02:21:43,388 ... و تصميمهاي پر زرق و برقش هر دو عادلانه ست پدر؟ 1428 02:21:43,551 --> 02:21:45,462 حالا ! بياين بنوشيم و از لحظاتمون لذت ببريم 1429 02:21:45,631 --> 02:21:47,986 ! ازت ميخوام از 'کاملوت' بري 1430 02:21:48,151 --> 02:21:51,188 اما پدر ، من تازه رسيدم 1431 02:21:51,351 --> 02:21:53,990 فکر ميکردم ميتونيم قديمارو به ياد بياريم و دوباره يه خونواده بسازيم 1432 02:21:54,151 --> 02:21:57,507 ! حرف زدنو تموم کن . جدي نميگي ، پدر 1433 02:21:57,671 --> 02:22:01,220 من پسر محبوبتم ، شاهزاده و وارث تاج و تخت 1434 02:22:01,391 --> 02:22:02,904 . ميخوام از جلوي چشمام گم شي 1435 02:22:03,071 --> 02:22:06,859 بغلم کن پدر ! هرگز يا چيزي که حقته بهت ميدم 1436 02:22:07,031 --> 02:22:09,704 مامورا دستگيرش کنين 1437 02:22:11,831 --> 02:22:15,619 . بلند نشين ، راه خروجو بلدم 1438 02:22:17,511 --> 02:22:20,662 ... متاسفم ، پدر . اما قصد دارم نابودت کنم 1439 02:22:20,831 --> 02:22:24,107 و اين دفعه جادوگر دست آموزت نميتونه نجاتت بده 1440 02:22:44,231 --> 02:22:46,791 . "اينجام ، "نيموئه 1441 02:22:50,151 --> 02:22:55,100 چند سال پيش يه قولي بهم داده بودي هنوزم سر حرفت هستي؟ 1442 02:22:59,231 --> 02:23:01,745 چي باعث شد نظرت عوض بشه؟ 1443 02:23:01,911 --> 02:23:06,666 ... پادشاه داره مياد خونه . مرلين" آزاده که با من باشه" 1444 02:23:06,831 --> 02:23:09,823 . "همه چيزي که ميخوام "مرلينه 1445 02:23:12,631 --> 02:23:17,386 قبول ميکني تو محلي که من انتخاب کردم زندگي کني؟ 1446 02:23:17,551 --> 02:23:20,190 . اگه دوباره کاملم کني 1447 02:23:21,231 --> 02:23:23,665 ... "بهت هشدار ميدم ، "نيموئه 1448 02:23:23,831 --> 02:23:28,382 ، که اگه به اين محل بري . هرگز نميتوني ترکش کني 1449 02:23:29,231 --> 02:23:31,745 اون باهام مياد؟ . بله ... مياد 1450 02:23:39,631 --> 02:23:41,826 ! "پس انجامش بده "مب 1451 02:24:32,631 --> 02:24:37,386 بايد تماشا کنم؟ گناه من بوده ... نه اون 1452 02:24:42,631 --> 02:24:45,543 ! خيلي ديره 1453 02:25:40,511 --> 02:25:44,106 . لونسلونت هميشه همه چيزو در آخرين لحظات ول ميکرد 1454 02:25:45,111 --> 02:25:50,663 اما خطره من از اونسلونت اينه که هيچ . وقت کار درستو نکرد 1455 02:25:53,471 --> 02:25:58,101 ... پس لونسلونت و گوونر از داستان من رفته ن به 1456 02:25:58,271 --> 02:26:01,468 . افسانه ها 1457 02:26:03,631 --> 02:26:07,180 معنيش چيه؟ ... گولمون زدي پدر 1458 02:26:07,351 --> 02:26:12,869 شما ملکه رو محکوم کردين بعد با جادوگر لعنتيتون رهائيش دادين 1459 02:26:13,031 --> 02:26:16,865 . شما حتي شجاعت اينکه خودتون آزادش کنيد رو نداشتين 1460 02:26:17,031 --> 02:26:19,943 . درسته ، بايد اينکارو ميکردم 1461 02:26:20,631 --> 02:26:24,863 يک قانون براي شما و يکي براي بقيه (يعني که قانوني که براي شما قائله با مال خودش فرق ميکنه) 1462 02:26:25,031 --> 02:26:28,990 ميشنوي؟ اونا اينطور نميتونن زندگي کنن 1463 02:26:29,151 --> 02:26:34,783 من از همه ي انگليسيهاي واقعي خواستم تا . بيان و پرچم آزادي به احتزاز دربيارن 1464 02:26:44,631 --> 02:26:47,543 . شگفت زده م کردي ، پدر 1465 02:26:47,711 --> 02:26:49,622 ... ميدونم چطور به نظر مياد 1466 02:26:49,791 --> 02:26:54,182 . اشراف زاده ها زمان صحبت تموم شده 1467 02:26:54,351 --> 02:26:58,583 کساني که حق و عدالت قبول دارن منو پيروي کنن 1468 02:27:26,831 --> 02:27:28,628 کي اونجاست؟ 1469 02:27:28,791 --> 02:27:30,383 ... پدر آبوت 1470 02:27:30,551 --> 02:27:34,783 کلا شبو سواري کردم تا برسم . نيموئه رفته 1471 02:27:34,951 --> 02:27:39,900 . اما پيامي گذاشته که ميگه در درهاي سحر و جادو منتظرتو خواهد بود 1472 02:27:42,111 --> 02:27:46,582 ! دروغ ميگي چطور ميتوني اين حرفو بزني؟ 1473 02:27:46,751 --> 02:27:48,707 ! تو يه دروغگويي 1474 02:28:01,231 --> 02:28:05,907 . خوشحالم مهارتهائيو که بهت ياد دادم از دست ندادي 1475 02:28:06,071 --> 02:28:09,461 ... هيچ کدومشو از دست ندادم . و "فريک" بود که يادم داد 1476 02:28:09,631 --> 02:28:12,589 . حرف اون نمک نشناس رو نزن 1477 02:28:12,751 --> 02:28:17,541 ! بدون هيچ بازگشتي ترکم کرد 1478 02:28:18,631 --> 02:28:21,065 ... بهر حال ، نيموئه رفته 1479 02:28:21,231 --> 02:28:24,303 ... و ازت ميخواد که بهش ملحق شي 1480 02:28:24,471 --> 02:28:27,065 . وقتي آماده بودي 1481 02:28:40,631 --> 02:28:45,261 . مردان با شرافت من نميخوان تو بر عليه مرديد باهامون باشي 1482 02:28:46,031 --> 02:28:50,786 . ميگن اگه بياي ازم پيروي نميکنن 1483 02:28:53,751 --> 02:28:56,470 حالا چيکار ميکني؟ 1484 02:28:56,631 --> 02:29:01,785 . کتابمو ميبندم گرزمو ميشکنم ... و بازنشست ميشم 1485 02:29:02,831 --> 02:29:07,541 من يک زندگي براي زندگي کردن داشتم و .. آه ... يک فرصت براي زندگي 1486 02:29:08,951 --> 02:29:11,101 . ميخوام برم پيشش ، همين حالا 1487 02:29:13,031 --> 02:29:15,591 ميتوني با "مردرد" مقابله کني؟ 1488 02:29:15,751 --> 02:29:20,984 اين فقط يه جنگ ديگس و حق با ماست 1489 02:29:29,311 --> 02:29:31,745 . من بهت افتخار ميکنم ، آرتور 1490 02:29:41,031 --> 02:29:42,783 . "در مورد من نگران نباش ، "مرلين 1491 02:29:42,951 --> 02:29:45,511 . هنوزم اکسکاليبر دارم 1492 02:30:26,951 --> 02:30:30,182 ... مرلين ، من اينجام 1493 02:31:31,831 --> 02:31:33,981 ! ببين 1494 02:31:35,431 --> 02:31:38,229 ... ببين کجائيم 1495 02:32:06,231 --> 02:32:09,268 ...همه ي اين کارا،کار مبِ 1496 02:32:09,431 --> 02:32:15,586 اوه ، فراموشش کن زمان زيادي از زندگيمنو از دست داديم تا با هم باشيم، آماده ايم 1497 02:32:16,631 --> 02:32:18,622 . حالا ، نوبت مائه 1498 02:32:18,791 --> 02:32:21,988 چيزي نيست که هميشه ميخواستي؟ 1499 02:33:08,711 --> 02:33:10,906 ! چه سورپرايز خوشايندي 1500 02:33:11,071 --> 02:33:13,744 ! حرف زدن بس کن مردرد ... و بجنگ 1501 02:33:13,911 --> 02:33:17,142 . فکر کردم قبل از مرگت يخورده دوست داشته باشي حرف بزنيم 1502 02:33:17,311 --> 02:33:19,347 . اما ... هر جور مايلي 1503 02:33:36,591 --> 02:33:38,388 !پسر باهوش 1504 02:34:00,871 --> 02:34:04,181 !پدر 1505 02:34:05,631 --> 02:34:08,225 .وقتشه که...به همه ي اينا پايان داد 1506 02:34:10,231 --> 02:34:12,745 .بلاخره بر سر اين توافق کرديم 1507 02:34:12,911 --> 02:34:15,744 ...ميدوني،پدر،اگه تو زنده بموني 1508 02:34:15,911 --> 02:34:19,028 .من فکر نميکنم ما به عنوان يه خانواده خيلي شاد و خوشبخت ميشديم 1509 02:34:26,111 --> 02:34:28,067 چيه،مرلين؟ 1510 02:34:29,631 --> 02:34:32,589 .من يه جيغ شنيدم 1511 02:34:32,751 --> 02:34:35,470 .من چيزي نشنيدم 1512 02:34:35,631 --> 02:34:38,862 .اين صداي جنگه 1513 02:34:39,031 --> 02:34:41,181 .«آرتور» و «موردرد» 1514 02:34:43,431 --> 02:34:46,184 .به ما ربطي نداره 1515 02:35:47,231 --> 02:35:49,187 .«متاسفم...«موردرد 1516 02:35:50,231 --> 02:35:53,985 .به من نگو،پدر يه گناه ديگه؟ {نگو که يه گناه ديگه مرتکب شدي} 1517 02:35:54,151 --> 02:35:57,063 .تو تنها پسر خودتو کشتي 1518 02:36:44,431 --> 02:36:46,626 .آرتور» داره ميميره» 1519 02:36:46,791 --> 02:36:48,827 .بايد برم پيشش 1520 02:36:49,431 --> 02:36:51,740 .خيلي زود برميگردم 1521 02:36:51,911 --> 02:36:55,870 .من هميشه منتظرت خواهم موند 1522 02:36:57,711 --> 02:37:01,021 !خيلي زود...قسم ميخورم 1523 02:37:21,231 --> 02:37:24,189 چرا بهم نگفتي؟ 1524 02:37:31,631 --> 02:37:34,987 .ميدونستم ديگه هرگز نخواهم ديدش 1525 02:37:36,031 --> 02:37:40,183 ...من نميتونم نجاتت بدم 1526 02:37:41,871 --> 02:37:45,022 .«نمير،«موردرد 1527 02:37:46,431 --> 02:37:49,264 ...اينجا مردن...خاله مب 1528 02:37:49,431 --> 02:37:52,389 .اين آخرين کاريه که بايد انجام بدم 1529 02:38:27,231 --> 02:38:29,825 ...مرلين...دوست قديمي 1530 02:38:33,191 --> 02:38:35,466 .ميدونستم مياي 1531 02:38:36,031 --> 02:38:38,420 «روزت چطور ميگذره،«آرتور؟ 1532 02:38:38,591 --> 02:38:40,582 ...روزاهاي بهتر از اينم داشتم 1533 02:38:48,831 --> 02:38:51,743 ...شمشير رو به درياچه ببر 1534 02:38:52,431 --> 02:38:55,503 .هيچ کس نبايد داشته باشدش 1535 02:38:57,431 --> 02:39:00,025 !برو،مرلين...حالا 1536 02:39:02,711 --> 02:39:04,986 ...در آرامش باش،پسرم 1537 02:39:06,631 --> 02:39:09,862 . تو همون مردي بودي که بايد اکسکاليبر رو در دست ميگرفتي 1538 02:39:31,431 --> 02:39:33,786 ...پسش بگير،بانو 1539 02:39:47,111 --> 02:39:49,784 ...تو به من دروغ گفتي 1540 02:39:54,671 --> 02:39:57,583 .من بهت دروغ نگفتم،مرلين 1541 02:39:57,751 --> 02:40:01,983 "بهت گفتم جواب در "جويوس گارده 1542 02:40:03,031 --> 02:40:05,340 .اونجا بود که «لانسلوت»رو پيدا کردم 1543 02:40:09,351 --> 02:40:14,379 لانسلوت»نبود،بود؟» اون پسر...«گالاهاد» بود 1544 02:40:16,231 --> 02:40:19,860 .اين انسانه که اشتباه ميکنه،مرلين {انسان اشتباه ميکنه} 1545 02:40:20,031 --> 02:40:23,387 ...و بخشي از تو انسانه 1546 02:40:23,551 --> 02:40:26,224 .بهترين قسمت 1547 02:40:26,391 --> 02:40:28,586 ...خداحافظ،مرلين 1548 02:40:28,751 --> 02:40:33,381 ...خواهرم،«مب»،در مورد يه چيز درست ميگفت 1549 02:40:33,551 --> 02:40:36,190 ...وقتي ما فراموش شديم 1550 02:40:36,351 --> 02:40:40,105 .ديگه زنده نخواهيم بود {نسلمون منقرض ميشه} 1551 02:41:02,031 --> 02:41:05,990 اينجا چيکار ميکني،«فريک»؟ .متاسفانه،به اعتقاداتم خيانت ميکنم 1552 02:41:06,151 --> 02:41:11,066 به راستي،من هميشه باور داشتم که بهتره يه لحظه ترسو باشي تا اينکه بخواي بميري {زماني که در خطري و ممکنه بميري،خودتو نشون ندي} 1553 02:41:11,231 --> 02:41:14,143 .و باز،اينجا دارم ميجنگم 1554 02:41:14,311 --> 02:41:19,180 .جنگيدن در سمت درست و حق،بدتره 1555 02:41:20,231 --> 02:41:23,189 .در حقيقت،من اخطارمو دادم {استعفا} 1556 02:41:23,351 --> 02:41:28,141 ،)اگه بخواي بري دنبالش(شکارش کني .ارباب مرلين،تو به کمک احتياج خواهي داشت 1557 02:41:45,431 --> 02:41:48,150 .«ميدونستم اينجا پيدات ميکنم،«مب 1558 02:41:48,311 --> 02:41:54,261 اومدي آخرين پيروزي منو ببيني؟ .نه،اومدم آخرين دفاعتو ببينم 1559 02:41:54,431 --> 02:41:58,185 .تو هميشه يه خيال پرداز بودي،مرلين 1560 02:41:58,351 --> 02:42:00,103 ...بزار ببينم 1561 02:42:00,271 --> 02:42:02,865 ...تو «آرتور» رو از دست دادي 1562 02:42:03,031 --> 02:42:04,987 ...جنگ رو 1563 02:42:05,151 --> 02:42:07,028 ...تنها عشق حقيقيت رو 1564 02:42:07,191 --> 02:42:09,546 .«جنگ هنوز تموم نشده،«مب 1565 02:42:09,711 --> 02:42:11,861 ...تو نميتوني پيروز شي 1566 02:42:15,031 --> 02:42:17,864 چرا داري با اون خائن همفکري ميکني؟ 1567 02:42:18,031 --> 02:42:22,263 ...مادام!بعد از اون همه سال خدمت وفادارانه .يعني....بيشتر خشن و نا ملايمتانه 1568 02:42:22,431 --> 02:42:24,945 ...نه به خشني که من ميخوام بشم 1569 02:42:25,111 --> 02:42:27,671 !متاسفم!نميتونم بمونم 1570 02:42:31,431 --> 02:42:33,581 ...موردرد» مرده» 1571 02:42:33,751 --> 02:42:37,460 .پس هردومون چيزي براي از دست دادن نداريم 1572 02:42:37,631 --> 02:42:41,146 .«اين جنگ فقط بين من و توئه،«مب 1573 02:43:16,231 --> 02:43:19,382 ...بهت نشون ميدم چقدر ضعيفم 1574 02:44:07,111 --> 02:44:11,150 ...قدرت من ممکنه کم رنگ شده باشه،مرلين 1575 02:44:11,311 --> 02:44:15,589 .اما من هنوز ميتونم از پس اين انسان هاي بدبخت بربيام 1576 02:44:16,631 --> 02:44:19,099 ميخواي چيکار کني؟ {چه برنامه اي داري؟} 1577 02:44:19,271 --> 02:44:22,980 شمشير کوچيکتو...روي من استفاده کني؟ 1578 02:44:23,151 --> 02:44:25,107 ...«نه،«مب 1579 02:44:25,271 --> 02:44:28,069 .ما ميخوايم فراموشت کنيم 1580 02:44:36,431 --> 02:44:37,944 چيکار ميکني؟ 1581 02:44:38,111 --> 02:44:43,663 تو نميتوني با ما بجنگي يا ما رو بترسوني.تو ديگه اونقدر مهم نيستي 1582 02:44:43,831 --> 02:44:47,460 .«ما فراموشت ميکنيم،ملکه «مب 1583 02:44:47,631 --> 02:44:52,182 .برو به خواهرت بپيوند،در درياچه،و فراموش شو 1584 02:44:53,831 --> 02:44:56,584 ...منو نگاه کن 1585 02:45:18,591 --> 02:45:21,185 ...منو فراموش نکن،مرلين 1586 02:45:21,351 --> 02:45:23,945 ...من...آه...دوست دارم 1587 02:45:24,111 --> 02:45:26,420 .به عنوان پسرم 1588 02:45:37,431 --> 02:45:39,661 .توباختي!من پيروز شدم 1589 02:45:39,831 --> 02:45:45,781 من سعي ميکردم لبخند بزنم اما .اين لبخند...پريشاني و نابودي بود 1590 02:45:45,951 --> 02:45:51,787 در درونم فقط احساس ترحم و وحشت .ميکردم و حس ميکردم بي نيرو و قوت شدم {احساس ميکردم عمرم تلف شده} 1591 02:45:51,951 --> 02:45:55,660 هر کسي که من دوسش داشتم ...و دوسم داشت 1592 02:45:55,831 --> 02:45:59,870 .همه حالا از بين رفته بودن.همه رفته بودن 1593 02:46:00,031 --> 02:46:02,989 ... سپس...«گالاهاد» بازگشت 1594 02:46:03,151 --> 02:46:07,064 ...و با خودش جام مقدس رو آورد ...و بهار رو 1595 02:46:07,231 --> 02:46:10,462 .سرزمين دوباره حاصلخيز شد 1596 02:46:10,631 --> 02:46:14,670 ...و سيکل مرگ و تاريکي تمام شد 1597 02:46:14,831 --> 02:46:17,789 . و همينطور داستان من 1598 02:46:20,831 --> 02:46:24,710 ،حالا،اگه اين داستان سرگرمتون کرد ...يا شما رو فريفت و جادو کرد 1599 02:46:24,871 --> 02:46:29,262 شما ميتونيد تشکرتون رو به ...هر وسيله اي که مناسب ميدونيد نشون بديد 1600 02:46:29,431 --> 02:46:32,150 .اما بهتره که با پول باشه 1601 02:46:34,231 --> 02:46:36,791 هيچ وقت «نيموئه» رو پيدا کردي؟ 1602 02:46:36,951 --> 02:46:41,229 نه،من هيچ وقت «نيموئه» رو پيدا نکردم .يا حتي دوباره غار رو پيدا نکردم 1603 02:46:41,391 --> 02:46:44,588 جادو چي؟ هنوز ميتوني جادو کني؟ 1604 02:46:46,631 --> 02:46:51,785 ،من عادتامو ترک کردم،و از طرفي .هيچ کس ديگه باورش نداره 1605 02:46:56,031 --> 02:46:59,387 ،تموم شده،دوست من .ديگه نيست 1606 02:47:00,791 --> 02:47:04,750 آيا همش همونطوريه که من به خاطر دارم،ارباب مرلين؟ 1607 02:47:04,911 --> 02:47:07,505 اين تويي؟ 1608 02:47:10,151 --> 02:47:12,585 .بله...منم 1609 02:47:20,231 --> 02:47:25,783 بايد بگم،تو نسبتا داستان خوبي ميگي کلا خيلي هيجان انگيز 1610 02:47:25,951 --> 02:47:29,864 اما من فريفته شدم(گول خوردم) که تو ...تصميم ميگيري واقعيتو بگي 1611 02:47:30,031 --> 02:47:32,261 ...خوب،اونا اينجوري دوست دارن 1612 02:47:33,031 --> 02:47:37,070 و از طرفي من فکر نميکنم اونا اونچه که واقعا اتفاق افتاده رو باور کنن 1613 02:47:37,231 --> 02:47:40,029 «و تو توي اين دنيا چطوري{روزگارتو چطور ميگذروني} ارباب «فريک؟ 1614 02:47:40,191 --> 02:47:45,868 خوب...منظورم اينه که...هميشه براي يک مرد جنتلمن، يک شخص محترم احتياج هست 1615 02:47:46,031 --> 02:47:49,501 .و ميبيني که من هميشه يکي از بهترين ها بودم و خواهم بود 1616 02:47:54,431 --> 02:47:57,980 ...اوه...امکان نداره...اين 1617 02:47:58,151 --> 02:47:59,982 !«جناب «روپرته 1618 02:48:00,151 --> 02:48:04,781 بله،خوب من توي زمين در حالي که داشت چرا ميکرد پيداش کردم 1619 02:48:04,951 --> 02:48:08,307 پسر پپر عزيز،نبايد تا الان ديگه مرده باشي؟ 1620 02:48:09,751 --> 02:48:12,470 .يه ذره جادو در منم هست،مرلين 1621 02:48:12,631 --> 02:48:17,785 ...«اوه،داشت فراموشم ميشد...«نيموئه اون چي؟ 1622 02:48:17,951 --> 02:48:23,264 اوه،چيزي بيشتر از اين نميدونم وقتي ماه پيش ديدمش احوال تو رو ميپرسيد 1623 02:48:24,111 --> 02:48:27,103 نميفهمم.چه اتفاقي افتاد؟ 1624 02:48:27,631 --> 02:48:30,384 ...چند وقت،بعد از اينکه «مب» ناپديد شد 1625 02:48:30,551 --> 02:48:33,588 .طلسم هاش قدرتشونو از دست دادن 1626 02:48:33,751 --> 02:48:36,390 !و ،«نيموئه» آزاد شد 1627 02:48:37,631 --> 02:48:39,064 «اون کجاست، «فريک؟ 1628 02:48:39,231 --> 02:48:41,665 ...جناب «روپرت»ميدونه 1629 02:48:42,631 --> 02:48:45,384 .دوست قديمي من بابت همه چيز سپاسگزارم 1630 02:48:45,551 --> 02:48:50,545 .اوه،لازم نيست از من تشکر کني .من فقط پايان هاي شاد رو دوست دارم 1631 02:49:25,431 --> 02:49:28,184 ...فريک» پيدات کرد» 1632 02:49:28,351 --> 02:49:33,141 .هيچ وقت فکر نميکردم دوباره ببينمت 1633 02:49:33,311 --> 02:49:35,779 .اين همه سال...از دست رفت 1634 02:49:40,231 --> 02:49:42,586 ...پير شدي 1635 02:49:47,431 --> 02:49:49,228 .تو هم همينطور 1636 02:49:51,431 --> 02:49:53,103 مهمه؟ {اهميتي داره؟} 1637 02:49:53,271 --> 02:49:55,990 .نه...نه ديگه 1638 02:50:04,431 --> 02:50:07,184 ...فکر کنم آخرين حقه و شعبده بازي رو دارم 1639 02:50:44,031 --> 02:50:46,261 ...بيشتر نيست 1640 02:50:46,431 --> 02:50:48,945 .اين پايان جادوست 1641 02:50:49,046 --> 02:51:00,046 :مترجم NaNi & f@rshad