1 00:00:01,000 --> 00:00:03,500 آب 2 00:00:03,022 --> 00:00:04,895 خاک 3 00:00:04,896 --> 00:00:07,004 آتش 4 00:00:07,005 --> 00:00:08,296 باد 5 00:00:09,362 --> 00:00:13,496 سال ها پيش چهار ملت در صلح با هم زندگي مي کردند 6 00:00:13,497 --> 00:00:17,575 بعد همه چيز تغيير کرد ملت آتش حمله کرد 7 00:00:17,776 --> 00:00:21,888 فقط آواتار که به هر چهار عنصر مسلط بود مي تونست اون هارو متوقف کنه 8 00:00:21,889 --> 00:00:25,048 اما وقتي دنيا بيشتر از هميشه بهش احتياج داشت ناپديد شد 9 00:00:25,389 --> 00:00:29,210 صدسال گذشت من و برادرم آواتار جديد رو کشف کرديم 10 00:00:29,211 --> 00:00:31,050 يه بادافزار به اسم آنگ 11 00:00:31,151 --> 00:00:33,256 اگرچه مهارت هاي بادافزاري اش عاليه 12 00:00:33,257 --> 00:00:36,989 بايد خيلي چيزها ياد بگيره قبل از اينکه براي نجات کسي آماده بشه 13 00:00:36,990 --> 00:00:40,612 اما من ايمان دارم آنگ مي تونه دنيا رو نجات بده 14 00:00:45,176 --> 00:00:48,250 آنچه در آواتار گذشت 15 00:00:48,269 --> 00:00:51,750 خواهش مي کنم پدر! من فقط علاقه ي قوم آتش رو تو قلبم داشتم 16 00:00:51,777 --> 00:00:58,345 تو بايد احترام کردن رو ياد بگيري دردو رنج معلم تو ميشه 17 00:00:58,358 --> 00:01:01,136 تو سفر کردن با هم چيز بيشتري براي بدست آوردن نداريم 18 00:01:01,178 --> 00:01:03,718 لازمه راه خودم رو خودم پيدا کنم 19 00:01:03,747 --> 00:01:07,409 تو مثل خواهرمي پدرم ميگه اون خوش شانس به دنيا اومده 20 00:01:07,424 --> 00:01:10,984 گفت من خوش شانس بودم که متولد شدم هرچند من به شانس نيازي ندارم 21 00:01:10,989 --> 00:01:14,321 من بايد هميشه جنگ و جدل کنم اين منو قوي مي کنه 22 00:01:14,343 --> 00:01:16,371 اين منو کسي مي کنه که هستم 23 00:01:17,474 --> 00:01:21,359 کتاب دوم: خاک قسمت هفتم: زوکوي تنها 24 00:01:21,360 --> 00:01:25,860 مترجم: ف.م 25 00:02:45,240 --> 00:02:48,400 يالا يه جفت بيار؟ 26 00:02:50,160 --> 00:02:52,173 آره 27 00:03:08,455 --> 00:03:11,950 مي تونم يه کم آب و يه کيف غذا و يه چيز داغ براي خوردن بگيرم؟ 28 00:03:11,969 --> 00:03:18,359 براي يه وعده غذاي گرم کافي نيست مي تونم دو تا کيف غذا بدم 29 00:03:31,178 --> 00:03:35,025 هي غريبه!تو به ما تخم مرغ پرتاب کردي؟ 30 00:03:35,026 --> 00:03:35,847 نه 31 00:03:35,848 --> 00:03:38,057 ديدي کي پرت کرد؟ 32 00:03:38,062 --> 00:03:40,270 نه 33 00:03:40,297 --> 00:03:42,701 اين کلمه ي مورد علاقه ته!نه؟ 34 00:03:42,718 --> 00:03:45,025 تخم مرغ بايد از يه جايي اومده باشه 35 00:03:45,026 --> 00:03:47,835 شايذ يه مرغ اونجا پرواز مي کرده 36 00:03:50,050 --> 00:03:55,043 ممنون از سهميه تون ارتش از حمايت شما تقدير مي کنه 37 00:03:55,053 --> 00:03:56,737 بهتره شهر رو ترک کني 38 00:03:56,737 --> 00:04:00,628 جريمه ي موندن سنگين تر از اونيه که يه تو بتوني بپردازي!غريبه 39 00:04:00,646 --> 00:04:03,320 به من اعتماد کن 40 00:04:04,342 --> 00:04:07,383 اين سربازها قرار بود مارو در مقابل ارتش آتش حفاظت کنن 41 00:04:07,398 --> 00:04:10,884 اما فقط يه دسته آدم کش ان 42 00:04:12,428 --> 00:04:15,422 ممنون که مارو لو ندادي 43 00:04:18,636 --> 00:04:24,636 مي برمت خونه ام و به اسب ساده لوحت به خاطر تو غذا ميدم!يالا من بهت بدهکارم 44 00:04:36,815 --> 00:04:39,464 هيچ کس نمي تونه دزدکي بياد دنبال ما 45 00:04:39,471 --> 00:04:41,552 شوخي نکن 46 00:04:46,289 --> 00:04:49,188 تو دوست لي هستي؟ 47 00:04:49,856 --> 00:04:52,070 اون جلوي سربازها ايستاد 48 00:04:52,077 --> 00:04:54,994 آخرسر عملا اونها فرار کردن 49 00:04:54,995 --> 00:04:56,755 ايشون اسم ندارن؟ 50 00:04:56,755 --> 00:04:58,677 من 51 00:04:58,678 --> 00:05:02,186 نبايد بگه کيه اگه نميخواد! سيلا 52 00:05:02,187 --> 00:05:06,995 هرکس که بتونه خودش رو در مقابل اون سربازهاي قلدر نگهداره به اينجا خوش اومده 53 00:05:07,003 --> 00:05:10,658 اونها بايد از پوشيدن لباس پادشاهي خاک خجالت بکشن 54 00:05:10,673 --> 00:05:15,607 سربازهاي واقعي تو جنگ هستن مثل برادر بزرگ لي !سن سو 55 00:05:15,616 --> 00:05:19,192 شام به زودي حاضر ميشه مي خواين بمونين؟ 56 00:05:19,205 --> 00:05:23,248 نمي تونم .بايد حرکت کنم 57 00:05:23,249 --> 00:05:25,540 گانسو تو اصطبل کمک مي خواد 58 00:05:25,575 --> 00:05:29,967 چرا شما دو تا يه مدت کار نمي کنين تا بعد غذا بخوريم 59 00:05:37,292 --> 00:05:39,560 به نظر نمياد مال اين دوروبر باشي 60 00:05:40,742 --> 00:05:42,266 پس از کجايي؟ 61 00:05:42,310 --> 00:05:43,357 يه جاي دور 62 00:05:43,364 --> 00:05:46,060 کجا ميري؟ 63 00:05:46,061 --> 00:05:50,837 لي!استراحت بده سوال هاي شخصي نپرس .گرفتي؟ 64 00:05:50,849 --> 00:05:57,668 آره اون جاي زخم چه طوري شد؟ 65 00:05:58,169 --> 00:06:02,462 خوب نيست که مزاحم مردم بشي در مورد چيز هايي که نمي خوام درباره اش حرف بزنن 66 00:06:02,480 --> 00:06:06,150 گذشته ي يه مرد به خودش مربوطه 67 00:06:23,619 --> 00:06:27,852 مامان!مي خواي ببيني آزولا چه جوري به اردک لاکپشتي ها غذا ميده؟ 68 00:06:27,853 --> 00:06:31,610 زوکو!چرا اين کار رو مي کني؟ 69 00:06:44,592 --> 00:06:48,319 اردک لاکپشتي هاي احمق چرا اين کاررو مي کنه؟ 70 00:06:48,355 --> 00:06:51,630 زوکو!چون مادرها مثل هم هستن 71 00:06:51,647 --> 00:06:57,872 اگه بچه شون رو اذيت کني براي جبرانش گازت مي گيرن 72 00:07:08,589 --> 00:07:10,657 آزولا 73 00:07:17,536 --> 00:07:18,423 اينو ببين 74 00:07:18,433 --> 00:07:23,546 مامان!زوکو رو وادار مي کني باما بازي کنه؟ ما تيم مساوي براي بازي نياز داريم 75 00:07:23,552 --> 00:07:25,575 من اهل ملق زدن نيستم 76 00:07:25,576 --> 00:07:29,582 نبايدم باشي.ملق زدن بازي نيست خنگ!خنگ 77 00:07:29,583 --> 00:07:32,544 اهميت نميدم نمي خوام بهات بازي کنم 78 00:07:32,545 --> 00:07:34,580 ما خواهر و برادريم 79 00:07:34,580 --> 00:07:39,472 اين مهمه براي ما که باهم وقت بگذرونيم اينطوري فکر نمي کني!مامان؟ 80 00:07:39,502 --> 00:07:43,134 آره عزيزم!فکر کنم اين ايده ي خوبيه که با خواهرت بازي کني 81 00:07:43,159 --> 00:07:47,012 الان برو!فقط براي يه مدت کوتاه 82 00:07:47,013 --> 00:07:48,598 اينطوري پيش ميره 83 00:07:48,603 --> 00:07:54,968 حالا کاري که مي کني سعي کني سيب رو روي سر طرف مقابل بزني .مثل اين 84 00:08:03,577 --> 00:08:05,199 ديدي!گفتم جواب ميده 85 00:08:05,204 --> 00:08:08,467 اونها باهم خيلي با نمک ان 86 00:08:08,478 --> 00:08:11,373 شما دو تا خيلي 87 00:08:11,384 --> 00:08:12,869 داشتم ميومدم ببرمت 88 00:08:12,876 --> 00:08:17,184 عمو آ?يروه برامون يه نامه از پشت جبهه فرستاده خيس خيس شدي 89 00:08:17,200 --> 00:08:20,753 دخترها ديوونه ان 90 00:08:21,052 --> 00:08:28,301 اگه شهر هم به باشکوهي ديوارش باشه باسينگ سي باي ديدني باشه 91 00:08:28,302 --> 00:08:36,570 اميدوارم همه ي شما يه روزي اون رو ببينيد اگه قبلش آتيش اش نزنيم 92 00:08:37,366 --> 00:08:41,073 تا اون موقع از هديه هاتون لذت ببرين 93 00:08:41,074 --> 00:08:45,294 براي زوکو يه خنجر الماس از ژنرالي که دستگير شد 94 00:08:45,295 --> 00:08:47,825 وقتي ديوار بيروني رو شکستيم 95 00:08:47,835 --> 00:08:51,759 کتيبه و مهارت برتري رو ببينين 96 00:08:51,760 --> 00:08:53,996 هرگز بدون مبارزه تسليم نشو 97 00:08:54,003 --> 00:08:57,647 و براي زولا يه دوست جديد 98 00:08:57,656 --> 00:09:01,952 اون لباس آخرين مد دخترهاي سرزمين خاک رو پوشيده 99 00:09:01,968 --> 00:09:04,040 اگه عمو از جنگ برنگرده 100 00:09:04,041 --> 00:09:06,998 بعد پدر تو نوبت بعدي پادشاه آتشه.درسته؟ 101 00:09:06,997 --> 00:09:12,127 آزولا!ما اينطوري صحبت نمي کنيم وحشتناکه که عمو ايروه برنگرده 102 00:09:12,142 --> 00:09:15,700 درضمن پادشاه آتش آزولان مظهر سلامتيه 103 00:09:15,707 --> 00:09:19,040 چه طور دوست داشتي اگه پسرعموت لوتن ميخواست پدر بميره؟ 104 00:09:19,056 --> 00:09:21,567 هنوزم فکر مي کنم پدرمون پادشاه آتش خيلي بهتري ميشه 105 00:09:21,583 --> 00:09:25,296 از خاوناده ي سلطنتي اش که عاشق چيزهاي احمقاته هستن 106 00:09:58,547 --> 00:10:01,203 اونها رو اشتباه گرفتي 107 00:10:06,486 --> 00:10:12,531 يادت باشه اينها شمشيرهاي دوتايي هستن دو نصفه ي يه اسلحه 108 00:10:12,541 --> 00:10:15,366 جدا درنظرشون نگير چون نيستن 109 00:10:15,367 --> 00:10:18,963 فقط دوقسمت متفاوت از يه کل هستن 110 00:10:31,473 --> 00:10:34,284 فکر کنم تو واقعا مثل برادرم سن سو هستي 111 00:10:34,300 --> 00:10:38,150 اون هم هميشه اينجور چيزها رو بهم نشون ميداد 112 00:10:41,894 --> 00:10:46,218 بفرمايين.اين بايد جاي چند وعده خذاتون رو بگيره 113 00:10:51,706 --> 00:10:53,833 فکر مي کني اونها چي مي خوان؟ 114 00:10:53,850 --> 00:10:55,860 دردسر 115 00:11:05,145 --> 00:11:06,963 چي مي خواي!گئو؟ 116 00:11:06,964 --> 00:11:12,633 فکر کردم يکي بايد بهت بگه گردان پسرت گير افتادن 117 00:11:12,634 --> 00:11:14,609 شما پسرها ارتش آتش چي کار مي کرد 118 00:11:14,613 --> 00:11:17,454 با آخرين گروه از زنداني هاي قبيله ي خاک؟ 119 00:11:17,472 --> 00:11:21,196 يونيفورم قوم آتش تن شون مي کردن مي اندختن شون خط جلو 120 00:11:21,209 --> 00:11:24,732 غير مسلح.اينطوري که شنيدم 121 00:11:24,733 --> 00:11:25,961 بعد فقط نگاه مي کنن 122 00:11:25,962 --> 00:11:28,787 تو دهن خودت رو بپا 123 00:11:35,669 --> 00:11:40,467 چرا براي ريشه کن کردن اين خوک هاي تو گل خودمو اذيت کنم؟ 124 00:11:51,946 --> 00:11:59,320 ايروه پسرش رو ازدست داد پسرعموت لوتن تو جنگ زنده نموند 125 00:11:59,972 --> 00:12:02,950 براي برادرم چه اتفاقي ميوفته؟ 126 00:12:02,965 --> 00:12:08,735 من ميرم جلو.سن سو رو پيدا مي کنم برش مي گردونم 127 00:12:12,822 --> 00:12:16,501 وقتي پدرم بره تو مي موني؟ 128 00:12:16,521 --> 00:12:19,781 نه.لازمه حرکت کنم 129 00:12:19,781 --> 00:12:23,505 بگير.ميخوام اينو داشته باشي دستورالعمل رو بخون 130 00:12:23,506 --> 00:12:25,879 ساخته شده در سرزمين آتش 131 00:12:25,904 --> 00:12:27,669 اون يکي 132 00:12:27,683 --> 00:12:31,532 هرگز بدون مبارزه تسليم نشو 133 00:12:43,891 --> 00:12:47,242 تمام وقتت رو تلف بازي با چاقوها مي کني حتي توش خوب هم نشدي 134 00:12:47,247 --> 00:12:50,734 يه سيب بزار رو سرت مي فهمي چقدر خوبم 135 00:12:50,737 --> 00:12:52,953 درضمن عمو برگشته خونه 136 00:12:52,959 --> 00:12:55,713 معني اش اينه که جنگ رو برديم؟ 137 00:12:55,724 --> 00:12:59,346 نه.معني اش اينه که عمو ترسو و بازنده ست 138 00:12:59,358 --> 00:13:02,289 درباره ي چي حرف مي زني؟عمو ترسو نيست 139 00:13:02,306 --> 00:13:06,169 آره هست.فهميد پسرش مرده کنار کشيد 140 00:13:06,185 --> 00:13:09,605 يه ژنرال واقعي مي مونه و باسينگ سي رو مي سوزونه 141 00:13:09,616 --> 00:13:12,421 نه که جنگ رو ببازه و گريان برگرده خونه 142 00:13:12,422 --> 00:13:14,712 تو از کجا مي دوني بايد چي کار کنه؟ 143 00:13:14,725 --> 00:13:19,591 احتمالا فقط براي اينکه پسرش براي هميشه رفته ناراحته 144 00:13:19,602 --> 00:13:22,318 پدرتون يه ديدار با پادشاه آتش آزولان درخواست کرده 145 00:13:22,329 --> 00:13:23,772 بهترين لباس ها.زود باشين 146 00:13:23,784 --> 00:13:27,521 پادشاه آتش آزولان نميتوني فقط بگي پدربزرگ؟ 147 00:13:27,532 --> 00:13:30,397 اون در واقع قدرتمند ترين پادشاه آتش نبوده 148 00:13:30,398 --> 00:13:32,959 يکي احتمالا به زودي بايد جاش رو بگيره 149 00:13:32,972 --> 00:13:37,623 خانم جوان!يه کلمه ديگه نشنوم 150 00:13:37,635 --> 00:13:40,253 اين بچه چش شده؟ 151 00:13:40,266 --> 00:13:46,374 و چه جوري پدر پدربزرگ سوزن ترتيبي داد تا تو جنگ هانتويي پيروز بشه؟ 152 00:13:46,375 --> 00:13:49,864 پدر پدربزرگ پيروز شد چون؟ 153 00:13:49,877 --> 00:13:51,915 چون ارتشش بيشتر بود 154 00:13:51,924 --> 00:13:53,959 و مزيت هاش رو هوشمندانه حساب کرده بود 155 00:13:53,960 --> 00:13:56,183 دشمن در جهت باد بود خشکسالي هم بود 156 00:13:56,191 --> 00:13:58,971 دشمنانش در يه دقيقه مثل سيب زميني برشته سوختن 157 00:13:58,972 --> 00:14:04,033 درسته عزيزم!حالا يه حرکت جديد به پدربزرگت اجرا نميکني 158 00:14:04,042 --> 00:14:07,243 که خودت رو به من نشون بدي؟ 159 00:14:30,066 --> 00:14:37,755 اون يه نابغه ي واقعيه.درست مثل پدربزرگش که اسمش رو هم داره 160 00:14:37,767 --> 00:14:39,720 هيچ وقت بهم نمي رسي 161 00:14:39,736 --> 00:14:43,982 دوست دارم نشون بدم چيزي رو که ياد گرفتم 162 00:15:04,989 --> 00:15:06,455 شکست خوردم 163 00:15:06,471 --> 00:15:10,744 نه!من عاشق ديدن تو بودم وقتي همون زوکويي هستي که هستي 164 00:15:10,758 --> 00:15:13,372 کسي که به مبارزه ادامه ميده حتي اگه سخت باشه 165 00:15:13,384 --> 00:15:17,700 پرنس اوزاي! چرا وقت من رو با اين شکوه تلف مي کنين؟ 166 00:15:17,709 --> 00:15:22,475 فقط بگين چي مي خواين.بقيه برن 167 00:15:24,985 --> 00:15:25,556 چي کار؟ 168 00:15:27,725 --> 00:15:33,833 پدر شما بايد منو درک کنين که با رفتن لوتن 169 00:15:33,844 --> 00:15:38,203 نسل آيروه قطع شده.بعد مرگ پسرش 170 00:15:38,210 --> 00:15:42,051 برادرم محاصره ي باسينگ سي رو رها کرد 171 00:15:42,058 --> 00:15:45,002 کي مي دونه کي برمي گرده خونه؟ 172 00:15:45,007 --> 00:15:49,583 اما من اينجام پدرو بچه هام هم زنده ان 173 00:15:49,593 --> 00:15:51,512 بگو چي مي خواي 174 00:15:51,523 --> 00:15:55,330 پدر!حق ارشديت آيروه رو لغو کنين 175 00:15:55,346 --> 00:16:01,030 من خدمتکار فروتن تون هستم.بفرمايين به شما و قوم تون خدمت کنم.ازمن استفاده کنين 176 00:16:01,037 --> 00:16:07,638 تو جرات مي کني پيشنهاد کني من به آيروه خيانت کنم؟به بچه ي اولم؟ 177 00:16:07,651 --> 00:16:11,598 درست بعد از مردن پسر محبوبش؟ 178 00:16:11,614 --> 00:16:14,402 فکر کنم آيروه به اندازه ي کافي اندوه داره 179 00:16:14,415 --> 00:16:20,707 اما تو !مجازات تو کم کم شروع ميشه 180 00:16:27,762 --> 00:16:31,584 پدر داره مياد تورو بکشه.واقعا داره مياد 181 00:16:31,599 --> 00:16:34,466 آزولا!اين دفعه خوب بود 182 00:16:34,480 --> 00:16:37,372 خوب باورم نکن اما من همه چيز رو شنيدم 183 00:16:37,381 --> 00:16:40,584 پدربزرگ گفت مجازات پدر بايد با جنايتش هماهنگ باشه 184 00:16:40,595 --> 00:16:46,566 تو بايد درد از دست دان اولين بچه رو با قرباني کردن مال خودت بفهمي 185 00:16:46,582 --> 00:16:47,601 دروغ گو 186 00:16:47,606 --> 00:16:50,195 من فقط براي صلاح خودت دارم مي گم 187 00:16:50,207 --> 00:16:54,563 مي دونم شايد بتوني تو سرزمين قشنگ خاک براي خودت يه خانواده پيدا کني که قبولت کنن 188 00:16:54,574 --> 00:16:58,667 بس کن!داري دروغ ميگي پدر هيچ وقت اين کار رو با من نمي کنه 189 00:16:58,676 --> 00:17:02,799 پدرت چه کاري رو هيچ وقت باهات نمي کنه؟ اينجا چه خبره؟ 190 00:17:02,813 --> 00:17:03,845 نمي دونم 191 00:17:03,856 --> 00:17:07,095 الان وقت حرف زدنه 192 00:17:08,749 --> 00:17:12,615 آزولا هميشه دروغ ميگه آزولا هميشه دروغ ميگه 193 00:17:12,627 --> 00:17:15,481 آزولا هميشه دروغ ميگه 194 00:17:18,014 --> 00:17:20,003 بايد کمک کني .از طرف لي هستم 195 00:17:20,016 --> 00:17:22,552 آدم کش ها تا گانسو رفت برگشتن 196 00:17:22,563 --> 00:17:25,427 وقتي دستور دادن بهشون غذا بديم لي روشون چاقو کشيد 197 00:17:25,428 --> 00:17:29,225 حتي نمي دونم از کجا چاقو آورده بود بعد اونها بردنش 198 00:17:29,234 --> 00:17:33,711 گفت اگه به اندازه ي کافي بزرگه که مبارزه کنه به اندازه کافي براي ملحق شدن به ارتش هم بزرگه 199 00:17:33,718 --> 00:17:37,408 مي دونم ما تورو کم مي شناسيم اما؟ 200 00:17:37,417 --> 00:17:40,249 پسرت رو بر مي گردونم 201 00:17:46,441 --> 00:17:51,529 هي!اون اينجاست!گفتم اون مياد 202 00:18:04,827 --> 00:18:07,205 بذار بچه بره 203 00:18:09,214 --> 00:18:12,854 تو فکر مي کني کي هستي که به ما بگي چي کار کنيم؟ 204 00:18:12,866 --> 00:18:16,476 مهم نيست من کي ام اما مي دونم تو کي هستي 205 00:18:16,485 --> 00:18:22,272 شما سرباز نيستين!شما قلدرها سو استفاده گر از قدرت تون هستين 206 00:18:22,273 --> 00:18:26,565 بيشتر هم رو بچه ها و زن ها شما لي رو تو ارتش تون نمي خواين 207 00:18:26,566 --> 00:18:31,907 شما ترسوها مرض دارين که يه خانواده رو که قبلا يه پسرش رو تو جنگ از دست داده رو اذيت کنين 208 00:18:31,908 --> 00:18:37,950 شما ميزارين يه غريبه اينجا وايسه و اينطوري بهتون توهين کنه؟ 209 00:19:28,240 --> 00:19:30,671 يه چپ بهش بزن!يه چپ 210 00:19:30,683 --> 00:19:32,639 اين مبارزهمشت زني نيست 211 00:19:32,640 --> 00:19:36,056 اون شمشير چپ داره.درسته؟ 212 00:19:42,350 --> 00:19:43,402 بپا 213 00:19:43,414 --> 00:19:45,397 پشتت 214 00:20:06,265 --> 00:20:07,251 مامان؟ 215 00:20:07,268 --> 00:20:10,311 زوکو!لطفا!عشقم!بهم گوش کن 216 00:20:10,322 --> 00:20:15,861 همه ي کارهايي که کردم براي حمايت از تو کردم 217 00:20:15,869 --> 00:20:17,602 اينو يادت باشه!زوکو 218 00:20:17,614 --> 00:20:24,866 مهم نيست مسائل چه جوري تغيير که هيچ وقت يادت نره کي هستي 219 00:20:33,223 --> 00:20:35,148 بلند شو 220 00:20:58,145 --> 00:21:01,305 تو!تو کي هستي؟ 221 00:21:01,306 --> 00:21:07,332 من زوکو هستم پسر اورسا و پادشاه آتش اوزاي 222 00:21:07,341 --> 00:21:12,380 پرنس سرزمين آتش و وارث تخت سلطنت 223 00:21:13,872 --> 00:21:18,516 دروغگو!من درموردت شنيدم تو پرنس نيستي يه طرد شده اي 224 00:21:18,523 --> 00:21:23,144 پدر خودش اون رو سوزوند و برکنارش کرد 225 00:21:28,880 --> 00:21:31,987 يه قدم جلوتر نيا 226 00:21:32,291 --> 00:21:34,889 اين مال توئه.بايد داشته باشي اش 227 00:21:34,897 --> 00:21:38,173 نه! ازت متنفرم 228 00:21:41,238 --> 00:21:46,271 مامان؟مامان؟مامان؟ 229 00:21:52,062 --> 00:21:53,336 مامان کجاست؟ 230 00:21:53,347 --> 00:21:57,671 هيچ کس نمي دونه.شب پيش پدربزرگ فوت کرد 231 00:21:57,672 --> 00:22:03,594 خنده دار نيست!آزولا تو مريضي و چاقوم رو هم پس مي خوام !الان 232 00:22:03,599 --> 00:22:07,676 کي مي تونه منو وادار کنه؟مامان؟ 233 00:22:11,751 --> 00:22:14,221 اون کجاست؟ 234 00:22:20,101 --> 00:22:26,139 آزولان 23سال پادشاه آتش سرزمين ما بود 235 00:22:26,140 --> 00:22:30,393 تو رهبر شجاع ما تو نبرد گارساي بودي 236 00:22:30,394 --> 00:22:34,538 فاتح بي نظير ما ت استان هاي هيوسين 237 00:22:34,552 --> 00:22:43,543 پدر آيروه بودي.پدر اوزاي.همسر آيلا که حالا مرده 238 00:22:43,554 --> 00:22:52,725 پدربزرگ لوتن که حالا مرده پدربزرگ زوکو و آزولا 239 00:22:54,684 --> 00:22:56,721 شمارا در آرامش قرار مي دهيم 240 00:22:56,732 --> 00:23:05,049 طوري که آرزو داشتي بميري حالا بوسيله ي پسر دومت موفق ميشي 241 00:23:07,691 --> 00:23:12,573 به پادشاه آتش اوزاي احترام بگذاريد 242 00:23:32,442 --> 00:23:36,506 مترجم: ف.م 243 00:23:36,607 --> 00:23:40,966 www.tvcenter.co