1
00:01:43,100 --> 00:01:45,700
به نظر شما اين کتاب يه نوع اتوبيوگرافيه ؟
2
00:01:51,594 --> 00:01:53,653
خب ، اگه راستش رو بخواي ...
2
00:01:49,200 --> 00:01:52,000
آيا همه چيز يه اتوبيوگرافي نيست ؟
3
00:01:52,000 --> 00:01:56,400
منظورم اينه که ما همه چيز رو از ديد باريک
خودمون مي بينيم ، درسته ؟
5
00:02:01,504 --> 00:02:03,404
من هميشه به توماس وولف فکر ميکنم .
4
00:01:58,600 --> 00:02:01,800
تا حالا اون صفحه کوچيک "براي خوانندگان" رو ديدين ...
7
00:02:07,043 --> 00:02:09,170
در ابتداي کتاب "انجل" نوشته "لوک هوموارد"؟
ميدونيد راجع به چي دارم حرف مي زنم ؟
5
00:02:04,600 --> 00:02:09,500
به هر حال ، اون ميگه ما حاصل مجموع تمام
لحظه هاي زندگيمون هستيم...
9
00:02:15,051 --> 00:02:18,851
... و اينکه هر کسيکه دست به قلم ميبره تا بنويسه
6
00:02:13,300 --> 00:02:14,800
... و شما نميتونيد ازش اجتناب کنيد .
7
00:02:15,000 --> 00:02:19,900
پس وقتي به زندگي خودم نگاه ميکنم بايد اقرار کنم که ...
8
00:02:19,900 --> 00:02:24,400
... در اطراف زندگي من هيچ وقت گروه هاي مسلح يا خشونت
وجود نداشته، حقيقتا وجود نداشته .
9
00:02:24,400 --> 00:02:28,300
نه توطئه سياسي ، نه سقوط هليکوپتر ، درسته؟
10
00:02:28,900 --> 00:02:32,900
اما از ديدگاه من زندگيم پر از اتفاقات نمايشيه .
11
00:02:33,400 --> 00:02:35,800
بنابراين فکر کردم اگه بتونم يه کتابي بنويسم ...
12
00:02:35,900 --> 00:02:40,300
که بتونه واقعا ملاقات با يه نفر رو به تصوير بکشه...
13
00:02:40,400 --> 00:02:43,000
...چون يکي از هيجان انگيزترين اتفاقاتي که واسه من افتاده ...
14
00:02:43,000 --> 00:02:45,300
...ملاقات با يک شخص بوده ، که بتونم اون ارتباط رو بسازم .
15
00:02:45,400 --> 00:02:49,400
و اينکه بتونم براي اون ارتباط ارزش قائل بشم تا به تصوير کشيده بشه ،
16
00:02:50,000 --> 00:02:53,300
شايد يه تلاشي باشه واسه ... يا ...
17
00:02:53,600 --> 00:02:56,100
شما جواب سوال تون رو گرفتين ؟
18
00:02:56,600 --> 00:02:59,100
سعي ميکنم يه مقدار جزيي تر سوال کنم .
19
00:02:59,300 --> 00:03:02,000
ايا اصلا اين دختر فرانسوي وجود داشته که شما اون رو
تو قطار ملاقات کرده باشي...
20
00:03:02,100 --> 00:03:04,400
...و يه بعدازظهر رو با هم گرونده باشين ؟
21
00:03:08,100 --> 00:03:11,000
ببينيد ، واسه من .... منظورم اينه که...
22
00:03:11,000 --> 00:03:14,400
... اين مساله مهم نيست ، ميدونيد ؟
- پس پاسخ مثبته ؟
23
00:03:15,300 --> 00:03:19,300
خيلي خب ، چونکه من الان تو فرانسه هستم و اينجا اخرين جاييه که
من واسه تور کتابم توقف دارم ، بله .
24
00:03:19,900 --> 00:03:21,700
متشکرم
25
00:03:21,800 --> 00:03:25,200
اقاي والاس ، کتاب دوپهلو و مبهم به پايان ميرسه
26
00:03:25,100 --> 00:03:26,500
اخرش معلوم نميشه .
27
00:03:26,700 --> 00:03:29,300
فکر ميکنيد شخصيتهاي کتابتون شش ماه بعد به ميرسن ...
28
00:03:29,500 --> 00:03:32,800
...همون طوري تو کتاب به هم قول ميدن ؟
29
00:03:33,300 --> 00:03:35,200
همون طور که قول دادن ؟
30
00:03:36,700 --> 00:03:39,400
شما به اين سوال جواب بديد ، ميدونيد....
31
00:03:40,000 --> 00:03:43,300
اين يه امتحان خوبه ، درست ،
بستگي به اين داره که شما ادم خوش بيني باشيد يا بدبين
32
00:03:43,400 --> 00:03:47,400
درسته؟ منظورم اينه که شما فکر ميکنيد اونا به هم ميرسن ، درسته؟
33
00:03:47,400 --> 00:03:48,900
- و شما قطعا مي گيد نه.
- نه.
38
00:03:58,821 --> 00:04:00,812
34
00:03:51,100 --> 00:03:54,700
- به همين دليله که شما اين سوال رو مي پرسين.
-شما فکر ميکنيد اونا پيش هم برميگردن ؟
35
00:03:54,900 --> 00:03:57,000
منظورم تو زندگي واقعيه
36
00:03:58,200 --> 00:04:00,100
تو زندگي واقعي؟
37
00:04:00,400 --> 00:04:02,900
ببينيد ، به قول پدربزگم :
38
00:04:03,000 --> 00:04:06,100
"جواب دادن به اين سوال گند ميزنه به کل داستان "
39
00:04:06,900 --> 00:04:10,400
ما فقط واسه يه سوال ديگه وقت داريم.
40
00:04:10,400 --> 00:04:12,100
کتاب بعدي تون چيه ؟
41
00:04:14,500 --> 00:04:17,000
نميدونم مرد ، نميدونم .
42
00:04:17,200 --> 00:04:20,600
دارم راجع بهش فکر ميکنم...
43
00:04:20,700 --> 00:04:23,400
خب ، هميشه ميخواستم يه کتابي بنويسم ...
44
00:04:23,400 --> 00:04:27,000
...که کل اتفاقاتش در فضاي يک اهنگ پاپ باشه
45
00:04:27,100 --> 00:04:30,300
طوريکه کل داستان سه يا چهار دقيقه طول بکشه.
46
00:04:30,400 --> 00:04:33,900
داستان و ايده اش اينه که شخصيت داستان ، درسته ...
47
00:04:33,900 --> 00:04:36,600
...کاملا افسرده است...
48
00:04:36,700 --> 00:04:40,900
... ارزوي بزرگش عاشق بودنه،
ماجراجويي داشتن...
49
00:04:40,900 --> 00:04:43,600
موتورسواري در امريکاي جنوبي ...
50
00:04:43,700 --> 00:04:46,500
... ولي در عوض پشت يک ميز مرمري نشسته و خرچنگ ميخوره...
51
00:04:46,500 --> 00:04:49,600
اون شغل داره ، يه همسر زيبا داره ...
52
00:04:49,600 --> 00:04:53,000
هرچي نياز داره براش هست ولي اصلا براش مهم نيست ...
53
00:04:53,100 --> 00:04:56,000
چون چيزي که اون ميخواد مبارزه براي معناي زندگيه
54
00:04:56,100 --> 00:04:58,300
متوجه ايد ؟ چون خوشبختي در انجام کارهاييه که دوست داري انجام بدي...
55
00:04:58,400 --> 00:05:00,700
نه اينکه چيزهايي رو که ميخواي داشته باشي
56
00:05:00,800 --> 00:05:04,300
و درست در همون زماني که اونجا نشسته...
57
00:05:04,500 --> 00:05:08,700
دخترکوچولي پنج ساله اش ميپره روي ميز ...
58
00:05:08,700 --> 00:05:12,000
اون ميدونه که بايد بياردش پايين، چون ممکنه صدمه ببينه...
59
00:05:12,100 --> 00:05:16,800
اما دخترکوچولو با يه لباس تابستاني روي ميز با اهنگ پاپ داره ميرقصه
60
00:05:17,100 --> 00:05:19,100
اون به پايين نگاه ميکنه...
61
00:05:19,300 --> 00:05:21,800
و ناگهان ، اون 16 ساله ميشه ...
62
00:05:22,400 --> 00:05:27,900
با دوست دختر دبيرستاني اش که تو خونه اون با هم ميخوابيدن...
63
00:05:27,900 --> 00:05:31,400
اون تازه بکارتش رو از دست داده و عاشق دوست پسرش هست ...
64
00:05:31,400 --> 00:05:35,400
و همون اهنگ از راديو ماشين داره پخش ميشه ...
65
00:05:35,500 --> 00:05:38,500
و دخترميره روي سقف ماشين و شروع به رقصيدن ميکنه...
66
00:05:38,500 --> 00:05:40,000
و پسر نگران دوست دخترشه...
67
00:05:40,200 --> 00:05:44,500
دختر زيباست ، و حالت چهره اش درست مثل دختر کوچولو اش هست
68
00:05:44,700 --> 00:05:46,800
در حقيقت ،حتي به همين دليله که دخترش رو دوست داره.
69
00:05:46,900 --> 00:05:49,800
اون ميدونه که اين رقص رو به ياد نمياره...
70
00:05:49,900 --> 00:05:53,600
اون اونجاست ، اون اونجاست ...
هم زمان در هر دو جا
71
00:05:53,700 --> 00:05:57,100
و درست براي يک لحظه تمام زندگيش رو درون خودش مي بينه ...
72
00:05:57,100 --> 00:05:59,800
و براش واضحه که اون زمان يک خياله
73
00:06:01,900 --> 00:06:04,400
و اين اتفاق هميشه براش ميافته ...
74
00:06:04,400 --> 00:06:08,000
و در هر لحظه ، لحظه ديگري هست ...
75
00:06:08,200 --> 00:06:10,000
که همزمان با هم اتفاق ميافتند.
76
00:06:10,100 --> 00:06:13,200
به هر حال يه نوع ايده است
77
00:06:14,300 --> 00:06:16,700
نويسنده ما بايد زود به فرودگاه برسند ...
78
00:06:16,800 --> 00:06:19,700
بنابراين از همتون به خاطر اينکه امروز عصر به اينجا امديد خيلي تشکر ميکنم
79
00:06:19,900 --> 00:06:23,100
و تشکر ويژه براي اقاي والاس که با ما بودند.
80
00:06:23,100 --> 00:06:24,500
متشکرم .
81
00:06:24,700 --> 00:06:27,400
اميدواريم شما رو براي کتاب بعدي تون هم اينجا ببينيم
82
00:06:33,600 --> 00:06:37,000
از همه متشکرم . تا پروازم چقدر وقت دارم ؟
83
00:06:36,900 --> 00:06:38,600
ساعت 7:30 بايد حرکت کنيد .
84
00:06:38,800 --> 00:06:41,300
- حداکثر ساعت 7:30
- باشه.
85
00:06:45,900 --> 00:06:49,200
- سلام
- سلام
86
00:06:51,600 --> 00:06:54,300
- چطوري؟
- خوبم ، تو چطوري؟
87
00:06:55,900 --> 00:06:58,700
خوبم ، عالي
88
00:06:59,400 --> 00:07:01,700
ميخواي يه فنجون قهوه بگيري؟
89
00:07:02,300 --> 00:07:04,700
مگه الان نگفتي بايد بري فرودگاه ؟
90
00:07:05,700 --> 00:07:08,600
اره ، ولي يه کمي وقت دارم
91
00:07:08,900 --> 00:07:12,200
- باشه
- باشه؟ خيلي خب فقط اجازه بده ...
92
00:07:12,200 --> 00:07:14,300
بيرون مي بينمت .
93
00:07:15,900 --> 00:07:18,300
ببخشيد . من الان ميخوام برم يه قهوه بخورم .
94
00:07:18,400 --> 00:07:20,700
- ساعت 7:15 برميگردم.
- همه اينا رو امضا کردي؟
95
00:07:20,700 --> 00:07:23,400
- اره ، کردم
- کارت راننده فيليپ رو بگير
96
00:07:23,400 --> 00:07:25,900
اگه ديرت شد به موبايلش زنگ بزن.
97
00:07:26,000 --> 00:07:28,600
ما چمدون هات رو ميذاريم تو ماشين تا ديرت نشه.
98
00:07:28,700 --> 00:07:31,200
- خيلي خب ، بابت همه چيز ممنون .
- ممنون
99
00:07:33,300 --> 00:07:35,300
فيليپ کيه ؟
100
00:07:52,500 --> 00:07:55,800
- باورم نميشه تو اينجايي .
- من اينجا تو پاريس زندگي مي کنم.
101
00:07:57,000 --> 00:08:00,300
نبايد بيشتر مي موندي ؟
صحبت هات تموم شد ؟
102
00:08:00,400 --> 00:08:02,500
نه ، حالمو خراب ميکنن .
ديشب رو اينجا گذروندم .
103
00:08:02,600 --> 00:08:05,900
- واقعا؟
- اره ، تو اتاق زير شيرواني
104
00:08:06,100 --> 00:08:08,500
- بگذريم ، حالت چطوره ؟ ديدنت برام عجيبه.
- من خوبم .
105
00:08:08,600 --> 00:08:12,300
- از ديدنت خوشحالم .
- منم از ديدنت خوشحالم .
106
00:08:14,500 --> 00:08:16,900
- حالا ميخواي بري کافي شاپ ؟
- اره.
107
00:08:16,900 --> 00:08:19,300
خيلي خب ، يه کافه کوچيک جلوتر هست که من دوستش دارم
108
00:08:19,400 --> 00:08:23,300
وقتي اون تو ديدمت داشتم حسابي کنترلم رو از دست ميدادم.
109
00:08:23,400 --> 00:08:25,100
از کجا فهميدي من اينجام ؟
110
00:08:25,200 --> 00:08:29,600
اينجا کتابخونه مورد علاقه من تو پاريسه ، ميتوني ساعتها بشيني و مطالعه کني .
111
00:08:29,600 --> 00:08:31,600
عاشقش هستم ، يه کمي حشره داره ولي ...
112
00:08:31,600 --> 00:08:34,000
مي دونم. انگار ديشب يه گربه بالاي سرم خوابيده بود .
113
00:08:34,100 --> 00:08:36,700
يک ماه پيش عکست رو روي جلد سالنامه ديدم ...
114
00:08:36,800 --> 00:08:38,600
و اينکه قرار بود بياي اينجا ...
115
00:08:39,000 --> 00:08:41,900
خنده داره ، چون يک مقاله درباره کتابت خوندم ...
116
00:08:41,900 --> 00:08:45,900
و نمي دونم چرا ولي خيلي به نظرم اشنا اومد
- نمي دوني چرا ؟
- اره
117
00:08:46,100 --> 00:08:49,900
اما تا وقتي که عکست رو نديدم متوجه موضوع نشدم ...
118
00:08:49,900 --> 00:08:52,100
تونستي کتابم رو بخوني ؟
119
00:08:52,200 --> 00:08:53,600
اره ، من...
120
00:08:53,800 --> 00:08:56,300
من واقعا واقعا غافلگير شدم ، فکر کنم بتوني حدس بزني .
121
00:08:56,400 --> 00:08:59,000
منظورم اينه که بايد دوباره هم ميخوندمش .
122
00:08:59,000 --> 00:09:01,000
- جدي؟
- اره.
- خوشت نيومد ؟
123
00:09:02,400 --> 00:09:05,000
نه ، خوشم اومد ، خيلي رمانتيکه .
124
00:09:05,000 --> 00:09:07,700
معمولا از اين جور کتابها خوشم نمياد
ولي اين کتاب خيلي خوب نوشته شده.
125
00:09:07,800 --> 00:09:10,800
- واقعا خيلي خوب نوشتي ، تبريک ميگم.
- خيلي خب ، ممنون
126
00:09:11,000 --> 00:09:12,900
- صبر کن .
- صبر کن ؟
127
00:09:13,000 --> 00:09:17,000
قبل از اينکه جايي بريم بايد يه چيزي ازت بپرسم
128
00:09:17,300 --> 00:09:18,900
حتما ، چه سوالي ؟
129
00:09:18,900 --> 00:09:21,900
تو دسامبر اون سال اومدي "وين" ؟
130
00:09:23,600 --> 00:09:28,000
- تو اومدي ؟
- نه ، نتونستم .ولي تو اومدي؟
131
00:09:28,000 --> 00:09:31,300
- بايد بدونم . برام خيلي مهمه .
- چرا ؟ خودت که نيومدي
132
00:09:31,500 --> 00:09:33,500
ميدونم ، ولي تو اومدي ؟
133
00:09:33,700 --> 00:09:35,200
نه .
134
00:09:36,600 --> 00:09:38,100
خدا رو شکر که نيومدي .
135
00:09:38,300 --> 00:09:40,100
- اوه ، خداي من
- خدا رو شکر که نيومدي .
136
00:09:40,200 --> 00:09:43,700
خدا رو شکر که نيومدي ، اگه يکي از ما تنهايي ميرفت اونجا ...
137
00:09:43,700 --> 00:09:46,100
...خيلي ضايع ميشد
- من خيلي نگران بودم .
138
00:09:46,200 --> 00:09:50,000
از اينکه اونجا نبودم احساس خيلي بدي داشتم ، اما نمي تونستم بيام .
ميدوني مادربزرگم فوت کرد...
139
00:09:50,100 --> 00:09:52,400
...و همون روز تدفينش بود .
شانزدهم دسامبر.
140
00:09:52,500 --> 00:09:55,100
- هموني که تو بوداپست بود ؟
- اره ، يادته ؟
141
00:09:55,100 --> 00:09:57,900
- اره ، من همه چي يادم مي مونه .
- البته ، تو کتابت هم نوشتي .
142
00:09:58,000 --> 00:10:01,300
اما به هر حال من مي خواستم بيام وين ...
143
00:10:01,400 --> 00:10:05,400
که خبر فوتش رو شنيدم ، و طبيعتا بايد به مراسمش مي رفتم.
144
00:10:05,400 --> 00:10:07,100
اره ، از شنيدنش متاسفم .
145
00:10:07,200 --> 00:10:11,000
مي فهمم . ولي به هر حال تو هم که اونجا نبودي .
146
00:10:11,100 --> 00:10:13,600
صبر کن ببينم ، تو چرا اونجا نبودي ؟
147
00:10:13,600 --> 00:10:16,900
اگه من مي تونستم ميومدم ، برنامه ام همين بود .
148
00:10:17,000 --> 00:10:19,200
بهتره دليل خوبي داشته باشي
149
00:10:19,300 --> 00:10:20,700
چيه ؟
150
00:10:22,700 --> 00:10:24,100
اوه ، نه
151
00:10:24,700 --> 00:10:26,700
نه ، تو اونجا بودي ، درسته ؟
152
00:10:26,900 --> 00:10:29,500
اوه نه ، وحشتناکه
153
00:10:29,600 --> 00:10:31,300
دارم مي خندم ولي منظوري ندارم
154
00:10:31,400 --> 00:10:33,300
ازم متنفري ؟ بايد ازم متنفر باشي .
155
00:10:33,300 --> 00:10:35,600
- تمام اين مدت ازم متنفر بودي ؟ بودي .
- نه
156
00:10:35,700 --> 00:10:37,000
- اره ، بودي
- نه
157
00:10:37,100 --> 00:10:38,900
اما الان ديگه نمي توني ازم متنفر باشي ، درسته ؟
158
00:10:39,100 --> 00:10:42,300
- منظورم اينه که ، مادربزرگم ...
- ازت متنفر نيستم .کافيه ، مساله مهمي نيست .
159
00:10:42,300 --> 00:10:44,800
من اين همه راه رو تا اونجا پرواز کردم ، تو همه چي رو خراب کردي .
160
00:10:44,900 --> 00:10:48,000
کل زندگيم يه شکست کامل بوده ولي مشکلي نيست .
161
00:10:48,100 --> 00:10:51,000
- نه ، دارم شوخي ميکنم
- اينو نگو ، باورم نميشه .
162
00:10:51,000 --> 00:10:53,400
حتما خيلي از دستم عصباني بودي ، واقعا متاسفم .
163
00:10:53,500 --> 00:10:56,000
بيشتر از هز چيزي تو دنيا دوست داشتم بيام اونجا
164
00:10:56,100 --> 00:10:58,800
- صادقانه ميگم ، قسم ميخورم
- تو نميتوني عصباني باشي ، اخه مادربزرگم...
165
00:10:58,900 --> 00:11:02,600
مي دونم .صادقانه ميگم فکر کردم بايد يه همچين اتفاقي افتاده باشه
166
00:11:02,600 --> 00:11:04,600
من واقعا مستاصل شدم ولي
167
00:11:04,800 --> 00:11:08,500
بيشتر از اون من ديوونه بودم ، ما هيچ شماره تلفن يا اطلاعاتي رو به هم نداديم
168
00:11:08,500 --> 00:11:10,500
خيلي احمقانه بود ، هيچ راهي نبود باهم تماس بگيريم .
169
00:11:10,600 --> 00:11:12,900
- هيچي نداشتيم
- من حتي اسم فاميل تو رو نمي دونستم .
170
00:11:13,000 --> 00:11:16,200
يادته ، اکه اهميت ميداديم که واسه هم بنويسيم يا تلفن کنيم .
171
00:11:16,200 --> 00:11:19,800
شايد کار به اينجا نمي کشيد
- اره ، قطعا کار به اينجا نمي کشيد .
172
00:11:19,800 --> 00:11:21,000
نه ، قطعا نمي کشيد .
173
00:11:21,200 --> 00:11:23,000
ما خواستيم همون جا که از هم جدا شديم دوباره همديگر رو پيدا کنيم ...
174
00:11:23,100 --> 00:11:26,400
که اگه همه چي درست از اب در ميومد ايده خوبي بود
175
00:11:27,600 --> 00:11:29,100
حالا...
176
00:11:29,600 --> 00:11:32,800
- چند وقت تو وين بودي ؟
- فقط دوهفته .
177
00:11:34,200 --> 00:11:36,400
با دختر ديگه اي اشنا شدي ؟
178
00:11:36,500 --> 00:11:39,100
اره ، اسمش "گرچين" بود و دختر فوق العاده اي بود .
- جدي ؟
179
00:11:39,200 --> 00:11:41,900
کتابم دقيقا ترکيبي از هر دوتاي شماست .
180
00:11:42,000 --> 00:11:45,800
نه ، شوخي ميکنم ، باورت نميشه
من حتي به ايستگاه قطار برگشتم
181
00:11:45,800 --> 00:11:49,900
شماره تلفنم رو براي هتل گذاشتم گفتم شايد تاخير کرده باشي .
182
00:11:49,800 --> 00:11:52,500
- همش کاملا احمقانه بود .
- از اين طرف بريم ،
183
00:11:52,800 --> 00:11:55,800
- باهات تماس گرفتن ؟
- فقط يه جفت فاحشه که دنبال مسخره بازي بودن
184
00:11:55,900 --> 00:11:58,500
نه ، دردناک بود ، ميدوني ...
چيزي ميخواي بهم بگي ؟
185
00:11:58,500 --> 00:11:59,900
خيلي غم انگيزه ، واقعا متاسفم
186
00:12:00,100 --> 00:12:03,100
يه دو روزي اون دور و بر بودم و بالاخره برگشتم .
187
00:12:03,300 --> 00:12:05,500
دو هزار دلار به پدرم بدهکار بودم ...
188
00:12:05,600 --> 00:12:07,600
که گفته بود مراقب دختر هاي فرانسوي باشم
189
00:12:07,700 --> 00:12:09,600
مگه راجع به زنهاي فرانسوي چي بهت گفت ؟
190
00:12:09,700 --> 00:12:11,800
هيچي ، اون هيچ وقت يه زن فرانسوي رو ملاقات نکرده بود
191
00:12:11,900 --> 00:12:14,200
اون حتي هيچ وقت از مي سي سي پي خارج نشده .
192
00:12:14,200 --> 00:12:18,500
چرا تو کتابت نگفتي " شش ماه بعد اون هرزه فرانسوي پيداش نشد "
193
00:12:18,400 --> 00:12:20,000
چرا ، گفتم ، گفتم
194
00:12:20,100 --> 00:12:23,100
- گفتي ؟
- اره ، نه ، فقط يه مقدار تعديلش کردم
195
00:12:23,200 --> 00:12:25,700
من نسخه ادبي اش رو نوشتم که تو پيدات ميشه
196
00:12:25,800 --> 00:12:28,300
- اوه ، بعدش چي ميشه؟
- خب...
197
00:12:29,400 --> 00:12:31,000
- چي؟
198
00:12:31,300 --> 00:12:34,300
ما ده روز با هم عشق بازي ميکنيم ، اين قسمتي از اون داستان هست
199
00:12:34,400 --> 00:12:37,200
- جالبه ، پس يه فاحشه فرانسوي ، درسته ؟
- اره ، دقيقا
200
00:12:37,300 --> 00:12:39,800
تو همون موقع شناخت شون از هم بيشتر ميشه
201
00:12:39,900 --> 00:12:41,800
و مفهمن که اصلا نمي تونن باهم ادامه بدن
202
00:12:42,000 --> 00:12:45,300
- خوشم اومد ، واقعي تره .
- ويراستار من اين طوري فکر نمي کنه
203
00:12:45,300 --> 00:12:47,500
همه داستان عاشقانه رو دوست دارن
خوب فروش ميکنه
204
00:12:47,500 --> 00:12:49,500
اره ، دقيقا همين طوره ...
205
00:12:50,000 --> 00:12:52,600
پس اوضاع ات خوبه ، درسته ؟ منظورم اينه که ...
206
00:12:52,700 --> 00:12:55,900
- کتابت تو امريکا پرفروش ترينه .
- يه ذره پر فروشه .
207
00:12:56,000 --> 00:12:58,000
- اوه ، بي خيال
- خيلي خب ، طبق امار اره
208
00:12:58,200 --> 00:13:01,300
اکثر مردم "موبي ديک" رو نخوندن ، چرا بايد کتاب من رو بخونن؟
209
00:13:01,300 --> 00:13:03,600
منم "موبي ديک"رو نخوندم ولي کتاب تو رو دوست دارم
210
00:13:03,700 --> 00:13:06,000
- ممنون
- با اين حال ...
211
00:13:06,100 --> 00:13:08,800
به نظرم اون شب رو خيلي رويايي کردي .
212
00:13:08,900 --> 00:13:10,600
- بس کن ، اون فقط يه داستانه ، درسته؟
213
00:13:10,700 --> 00:13:12,400
- بايد اون کارو ميکردم ...
- مي دونم ، مي دونم
214
00:13:12,500 --> 00:13:15,700
مي دونم ، فکر کردم يه جاهايي تو منو ...
215
00:13:15,700 --> 00:13:20,100
خب ، يعني اونو ، نه ، منو ، حالا هرچي...
216
00:13:20,200 --> 00:13:23,300
- يه مقدار عصبي نشون دادي .
- تو يه ذره شبيه اون هستي ، درسته؟
217
00:13:23,300 --> 00:13:26,500
- به نظرت من عصبي ام ؟
- نه نه نه ، بي خيال ، شوخي مي کنم .
218
00:13:26,600 --> 00:13:28,400
کجا همچين کاري کردم ؟ من همچين کاري نکردم .
219
00:13:28,500 --> 00:13:31,200
اوه ، شايد فقط به نظر من اينطوره ، مي دوني ...
220
00:13:31,300 --> 00:13:34,300
خوندن کتابي که ميدوني بر اساس شخصيت تو نوشته شده ...
221
00:13:34,300 --> 00:13:37,000
هم زمان هم تحسين برانگيزه هم ازاردهنده
222
00:13:37,100 --> 00:13:38,600
چطور ازارت ميده ؟
223
00:13:38,900 --> 00:13:43,100
نمي دونم ، فقط بخشي از خاطره کس ديگري بودن .
224
00:13:43,000 --> 00:13:45,700
ديدن خودم از ديدگاه تو .
225
00:13:45,700 --> 00:13:48,100
چقدر طول کشيد تا اين کتابو بنويسي ؟
226
00:13:48,900 --> 00:13:50,700
سه يا چهار سال ، کم و بيش
227
00:13:50,800 --> 00:13:54,000
وه ، واسه نوشتن در مورد يک شب زمان واقعا طولانيه .
228
00:13:54,100 --> 00:13:56,700
اره ، ميدونم ، راجع به کتاب برام بگو.
229
00:13:56,900 --> 00:13:59,400
هميشه فکر ميکردم منو فراموش کردي
230
00:13:59,700 --> 00:14:02,500
نه ، يه تصوير خيلي واضح از تو در ذهنم داشتم
231
00:14:02,500 --> 00:14:04,900
- بايد يه چيزي بهت بگم ، فقط ...
- چي؟
232
00:14:04,900 --> 00:14:08,700
- خيلي وقت بود ميخواستم باهات حرف بزنم
- منم همين طور
- ولي الان برام خيلي غيرواقعيه ، درک ميکني ؟
233
00:14:08,900 --> 00:14:10,600
احساس ميکنم همه چي بايد ...
234
00:14:10,700 --> 00:14:13,100
چقدر وقت داريم ؟ 20 دقيقه و 7 ثانيه ؟
235
00:14:13,200 --> 00:14:15,500
نه ، بيشتر وقت داريم .
مي خوام درباره تو بدونم .
236
00:14:15,600 --> 00:14:18,200
بهم بگو ، چيکار ميکني ؟ برنامه ات چيه؟
237
00:14:18,400 --> 00:14:23,000
خب ، از کجا شروع کنم ؟ براي يه سازمان زيست محيطي
به نام صليب سبز کار مي کنم .
238
00:14:23,000 --> 00:14:24,300
کارشون چي هست ؟
239
00:14:24,400 --> 00:14:27,000
اساسا روي مسائل مختلف محيط زيست کار ميکنيم ...
240
00:14:27,100 --> 00:14:29,700
از ابهاي پاک گرفته تا خلع سلاح سلاحهاي شيميايي...
241
00:14:29,800 --> 00:14:32,200
قوانين بين المللي که در رابطه با محيط زيست باشه .
242
00:14:32,300 --> 00:14:34,700
- براشون چيکار ميکنيد ؟
- از اين طرف بريم .
243
00:14:35,000 --> 00:14:36,300
کارهاي مختلف .
244
00:14:36,400 --> 00:14:40,300
مثلا پارسال يه مدت تو هندوستان براي تاسيسات گند زدايي از اب کار ميکرديم
245
00:14:40,900 --> 00:14:44,300
اره ، يه کارخانه نساجي اونجا بود که منبع اصلي الودگي بود و ...
246
00:14:44,300 --> 00:14:47,300
به نظرم شما واقعا دارين يه کار مهم انجام ميدين
247
00:14:47,300 --> 00:14:50,700
اکثر مردم مثل خود من فقط مي نشينيم و غر مي زنيم ...
248
00:14:50,800 --> 00:14:55,400
که چطور امريکا داره منابع کره زمين رو مي بلعه ،
ماشينهاي شاسي بلند گند ميزنن...
249
00:14:55,400 --> 00:14:56,800
گرماي کره زمين يه واقعيته...
250
00:14:56,900 --> 00:15:00,300
از اينکه مي بينم از اون امريکاي هايي که بيخود دم از ازادي ميزنن نيستي
خوشحال ميشم
251
00:15:00,300 --> 00:15:02,800
اره، اما چطور وارد اين کار شدي ؟
252
00:15:02,800 --> 00:15:06,100
بعداز فارق التحصيلي تو علوم سياسي
اميدوار بودم براي دولت کار کنم.
253
00:15:06,100 --> 00:15:08,800
- يه مدت هم اون کارو کردم . وحشتناک بود .
- خوب نبود؟
254
00:15:08,900 --> 00:15:12,600
نه ، به هر حال خيلي خسته شدم ...
از اين طرف بريم
255
00:15:12,600 --> 00:15:14,900
از بحث هاي بي نتيجه با دوستام...
256
00:15:15,000 --> 00:15:17,200
درباره اينکه چطور دنيا داره تکه تکه ميشه .
257
00:15:17,300 --> 00:15:19,700
بنابراين فکر کردم چيزي که من واقعا ميخوام ...
258
00:15:19,800 --> 00:15:23,200
پيدا کردن چيزيه که بتونم از پسش بر بيام و بتونم درستش کنم ، مي فهمي؟
259
00:15:23,300 --> 00:15:27,000
هميشه فکر ميکردم که که تو ادم انجام دادن اين جور کارهاي جالب باشي ، راست ميگم.
260
00:15:27,000 --> 00:15:32,000
ممنون ، از اينکه همچين شغلي دارم واقعا احساس خوش شانسي مي کنم
261
00:15:32,000 --> 00:15:33,400
اره
262
00:15:33,500 --> 00:15:38,200
من در واقع سر دوراهي موندم ،
يکي اينکه همه چي داره به سمت خرابي برگشت ناپذير پيش ميره ،
263
00:15:38,200 --> 00:15:40,500
و ديگري اينکه همه چيز در مسير بهتر شدنه .
264
00:15:40,600 --> 00:15:43,000
بهتر بشه ، چطور ميتوني همچين حرفي بزني ؟
265
00:15:43,100 --> 00:15:44,900
خب منظورم اينه که ...
266
00:15:45,100 --> 00:15:48,700
مي دونم عجيبه ، ولي چيزهايي هست بايد درباره شون خوش بين باشيم .
267
00:15:48,800 --> 00:15:53,500
خيلي خب ، مي دونم کتابت داره خوب فروش مي کنه که خيلي هم عاليه
و برات خوشحالم
268
00:15:53,500 --> 00:15:56,700
ولي بذار يه خبر تازه و داغ بهت بدم :
دنيا الان کاملا به هم ريخته است.
269
00:15:56,700 --> 00:15:59,200
از ديدگاه يه ادم غربي همه چيز داره يه خرده بهتر ميشه
270
00:15:59,300 --> 00:16:02,900
ما داريم صنايع رو به کشورهاي در حال توسعه منتقل مي کنيم
که بتونيم نيروي کار ارزون به دست بياريم ...
271
00:16:03,000 --> 00:16:06,300
بدون توجه به هيچ کدوم از قوانين زيست محيطي.
صنايع نظامي از کنترل خارج شدن .
272
00:16:06,300 --> 00:16:09,200
هر ساله پنج ميليون نفر به خاطر اب الوده ميميرن که ميشه جلوش رو گرفت .
273
00:16:09,300 --> 00:16:12,300
چطوره دنيا در حال بهتر شدنه ؟
من عصباني نيستم ، من عصباني نيستم
274
00:16:12,400 --> 00:16:14,500
اما بگو مي خوام بدونم ، برام جالبه .
275
00:16:14,600 --> 00:16:18,100
مي فهمم که مشکلات جدي زيادي تو دنيا وجود اره
276
00:16:18,200 --> 00:16:20,400
- اخيش ، ممنون
- منظورم اينه که من حتي ...
277
00:16:20,500 --> 00:16:23,900
يه ناشر واسه کتابم تو کل بازار اسيا ندارم ...
- باشه ، خيلي خب
278
00:16:24,500 --> 00:16:27,400
- بگو ايست
- چي ؟ ايست
279
00:16:27,400 --> 00:16:31,300
ببين ، همه حرفم اينه که سطح اگاهي مردم بالا رفته .
مردم دارن مبارزه ميکنن.
280
00:16:31,400 --> 00:16:34,400
فکر مي کنم دنيا بهتر ميشه چون ادم هايي مثل تو ...
281
00:16:34,300 --> 00:16:36,000
دارن اموزش مي بينن و بي پروا صحبت ميکنن
282
00:16:36,400 --> 00:16:39,800
حتي تا همين اواخر هيچ اشاره کوچکي به مسايل محيط زيست
283
00:16:39,800 --> 00:16:42,100
در فرهنگ لغات مردم نبود ...
284
00:16:42,200 --> 00:16:46,300
ولي الان به مسايل روز تبديل شدن و بالاخره به مرحله مورد انتظار تو کل دنيا ميرسن.
285
00:16:46,300 --> 00:16:49,300
با چيزي که ميگي موافقم ولي در حال حاضر وضعيت خطرناکه
286
00:16:49,400 --> 00:16:52,000
يه کشور امپرياليستي ميتونه از اين نوع طرز تفکر استفاده کنه
287
00:16:52,100 --> 00:16:54,200
تا طمع اقتصادي خودش رو توجيه کنه .
288
00:16:55,500 --> 00:16:59,600
کشور خاصي مورد نظرته خانم فرانسوي
289
00:16:59,600 --> 00:17:01,800
- نه ، واقعا نه
- نه؟
290
00:17:06,800 --> 00:17:10,300
- ميخواي اونجا بشينيم ؟
- اره ، عاليه
291
00:17:10,600 --> 00:17:13,400
شايد چيزي که من ميگم اين باشه که...
292
00:17:13,500 --> 00:17:16,400
دنيا همون طور رشد ميکنه که يه ادم رشد ميکنه .
293
00:17:16,400 --> 00:17:19,400
مثلا خود من ، دارم پس رفت ميکنم ؟
294
00:17:19,500 --> 00:17:23,700
دارم پيش رفت ميکنم ؟ نمي دونم .
وقتي جوون تر بودم سالم تر بودم...
295
00:17:23,700 --> 00:17:26,100
ولي از عدم اعتماد به نفس رنج مي بردم ، متوجه اي؟
296
00:17:26,700 --> 00:17:28,800
الان که بزرگتر شدم مشکلاتم عميق تر شده ...
297
00:17:28,900 --> 00:17:30,700
ولي واسه رويارويي با مشکلات اماده ترم .
298
00:17:31,400 --> 00:17:33,500
حالا مشکلاتت چي هستن ؟
299
00:17:34,900 --> 00:17:39,400
در حال حاضر هيچي .الان مشکلي ندارم .
ميدوني ؟ فقط...
300
00:17:39,500 --> 00:17:41,200
خيلي خوشحالم که اينجام
301
00:17:41,500 --> 00:17:43,100
منم همين طور .
302
00:17:45,900 --> 00:17:48,200
چند وقته تو پاريس هستي ؟
303
00:17:48,300 --> 00:17:51,700
ديشب رسيدم ، تو دوازده روز به ده تا شهر سفر کردم
304
00:17:51,700 --> 00:17:54,000
ديگه بريدم ، خيلي خوشحالم که تموم شده ؛ مي دوني ؟
305
00:17:54,200 --> 00:17:55,600
از دوره گردي خسته شدم .
306
00:17:56,100 --> 00:17:57,600
- سلام
- سلام
307
00:17:57,800 --> 00:17:59,300
چي ميخوري ؟
308
00:17:59,400 --> 00:18:01,400
يه فنجون قهوه
309
00:18:04,900 --> 00:18:08,700
خدايا ، من عاشق اين کافه هستم ،
کاش يه همچين جايي تو امريکا هم بود
310
00:18:08,900 --> 00:18:11,400
اره ، منم وقتي اونجا بودم دلم واسه کافه تنگ ميشد .
311
00:18:11,500 --> 00:18:14,400
منظورم اينه که جاهاي کمي هست که من واقعا دوست داشته باشم
اما ...
312
00:18:14,500 --> 00:18:18,500
- تو تو امريکا زندگي مي کردي ؟
- اره ، از سال 96 تا 99
313
00:18:18,500 --> 00:18:20,100
تو دانشگاه نيويورک درس مي خوندم
314
00:18:20,400 --> 00:18:23,000
اوه خداي من ، اينو بهم نگو "سلين"
315
00:18:23,100 --> 00:18:25,100
- چي شده ؟
- نه ، فقط...
316
00:18:25,300 --> 00:18:26,900
- هيچي ، يعني ...
- چيه ؟
317
00:18:27,000 --> 00:18:30,400
من از سال 98 تو نيويورک زندگي ميکردم ،
ما تو يه زمان اونجا بوديم .
318
00:18:30,500 --> 00:18:32,000
- تو نيويورک ؟
- اره
319
00:18:32,100 --> 00:18:36,800
عجيبه ، راستش يه چند باري به ذهنم رسيد که ممکنه اونجا ببينمت ...
320
00:18:36,800 --> 00:18:39,100
اما شانس اش خيلي کم بود ، درسته ؟
321
00:18:39,600 --> 00:18:41,500
من حتي نمي دونستم تو کدوم شهر زندگي مي کني .
322
00:18:41,600 --> 00:18:45,100
- مگه يه جايي تو تگزاس نبودي ؟
- اره ، اره درسته ، فقط ...
323
00:18:45,100 --> 00:18:48,600
خيلي وقت بود که مي خواستم زندگي تو نيونيورک رو تجربه کنم .
324
00:18:50,500 --> 00:18:52,100
چي باعث شد برگردي اينجا؟
325
00:18:52,200 --> 00:18:54,200
اول اينکه درسم رو تموم کردم ...
326
00:18:54,300 --> 00:18:56,600
و اينکه ديگه ويزا نداشتم ...
327
00:18:56,700 --> 00:19:01,100
و بعدش هم داشتم از اون همه خشونت توي رسانه ها ديوونه ميشدم...
328
00:19:01,100 --> 00:19:04,400
گانگسترها ، قاتل ها ، به خصوص قتلهاي زنجيره اي ...
329
00:19:05,800 --> 00:19:07,500
اما دليل اخر اين بود که ...
330
00:19:07,600 --> 00:19:10,500
يه شب سر و صدايي از خروجي اضطراري ساختمون شنيدم ...
331
00:19:10,500 --> 00:19:13,000
واسه همين زنگ زدم پليس ،
تا بالاخره پليس اومد .
332
00:19:13,100 --> 00:19:16,600
- احتمالا سه ساعت بعد
- اره ، بعد از اين که سه بار بهم تجاوز بشه و منو بکشن
333
00:19:17,100 --> 00:19:19,600
نه ولي يه افسر مرد و يه افسر زن بودن
334
00:19:19,800 --> 00:19:21,800
من براشون توضيح دادم که چي شنيدم ...
335
00:19:21,900 --> 00:19:24,200
افسر زن از پله رفت پايين به سمت ماشين پليس ...
336
00:19:24,200 --> 00:19:25,900
و منو با افسر مرد تنها گذاشت
337
00:19:26,000 --> 00:19:30,500
اون بلافاصله ازم پرسيد که من تفنگ دارم
و من گفتم " نه ؛ البته که نه"
338
00:19:30,500 --> 00:19:33,400
و اون گفت " بسيارخب ، بهتره يه دونه تهيه کني "
339
00:19:33,500 --> 00:19:36,800
اينجا امريکاست نه فرانسه ، فهميدي؟
340
00:19:36,800 --> 00:19:39,900
و من بهش گفتم ، من اصلا بلد نيستم با اسلحه کار کنم...
341
00:19:40,000 --> 00:19:42,500
و هيچ علاقه اي هم به اسلحه يا هر چيزي مثل اون ندارم
342
00:19:42,600 --> 00:19:46,400
اون وقت افسر پليس تفنگش رو بيرون کشيد
اين جوري ، و گفت :
343
00:19:46,400 --> 00:19:51,900
بسيار خب ، يه روزي يه همچين چيزي جلوي صورت خودت مي بيني...
344
00:19:51,900 --> 00:19:54,300
و اگه ميخواي يه زندگي طولاني داشته باشي ....
345
00:19:54,800 --> 00:19:58,500
بايد بين خودت و اونا يکي رو انتخاب کني
346
00:19:59,400 --> 00:20:03,800
و بعدش رفت .و صبح روز بعد درخواست يه اسلحه کردم .
347
00:20:03,800 --> 00:20:06,300
من با يه تفنگ .
منظورم اينه که خيلي ترسناکه .
348
00:20:06,400 --> 00:20:08,600
اما بعد فهميدم يه جاي کار مشکل داشت .
349
00:20:08,700 --> 00:20:12,200
طوريکه اون پليس تفنکش رو بيرون کشيد و چيزاي ديگه ؛ درست؟
350
00:20:12,200 --> 00:20:14,100
بنابراين درخواست اسلحه ام رو کنسل کردم ...
351
00:20:14,100 --> 00:20:17,300
و رفتم اداره پليس تا از اون افسر به خاطر رفتارش شکايت کنم .
352
00:20:17,300 --> 00:20:19,900
- بعدش چي شد ؟
- کلي کاغذ بازي کردم ...
353
00:20:20,000 --> 00:20:22,800
و بعدش ترسيدم ، چون يه ويزاي دانشجويي پيزوري داشتم
354
00:20:22,900 --> 00:20:25,300
- فکر کردي برت ميگردونن ؟
- دقيقا ، به خاطر همين بي خيال شدم ...
355
00:20:25,300 --> 00:20:27,000
و کل ماجرا رو فراموش کردم
356
00:20:27,300 --> 00:20:30,800
- خب البته فکر کنم هرگز فراموشم نشه
- مشخصه
357
00:20:30,800 --> 00:20:33,400
اما الان از اينکه اينجام واقعا خوشحالم
358
00:20:33,500 --> 00:20:36,600
- دلم واسه چيزاي زيادي تو امريکا تنگ شده
- جدي ؟ مثلا چي؟
359
00:20:38,400 --> 00:20:40,000
خب...
360
00:20:40,100 --> 00:20:42,600
واسه شادابي و روحيه خوب مردم اونجا
361
00:20:42,700 --> 00:20:44,800
مثلا احوال پرسي در اونجا، حتي اگه مسخره به نظر برسه
362
00:20:44,900 --> 00:20:47,700
مثل اين : " حالتون چطوره ؟ " "عاليه"
" حالتون چطوره ؟ " "عاليه"
363
00:20:48,000 --> 00:20:50,100
" روز خوبي داشته باشين "
364
00:20:50,400 --> 00:20:54,000
نمي دونم ، پاريسي ها يه جورايي بدخلق هستند
متوجه شدي؟
365
00:20:54,000 --> 00:20:56,700
نه ، به نظرم همه خيلي خوشحال ميان
366
00:20:57,300 --> 00:21:00,200
- نه ، خوشحال نيستن
- خوشحال نيستن ؟
367
00:21:00,200 --> 00:21:03,500
خب اره ، هستن ، نميدونم ، منظورم مردهاي فرانسويه،
اونا منو ديوونه ميکنن
368
00:21:03,600 --> 00:21:05,000
چرا ؟ مگه چطوري اند؟
369
00:21:05,300 --> 00:21:08,300
خب خيلي خوبن ، عالي اند ، ميخوان نزديکت باشن
370
00:21:08,400 --> 00:21:10,400
عاشق غذا و مشروبند
اشپزهاي خوبي اند
371
00:21:10,500 --> 00:21:12,400
اما من واقعا تجربه بدي ازشون دارم
372
00:21:12,500 --> 00:21:14,200
چرا ؟ منظورت چيه ؟
373
00:21:14,900 --> 00:21:17,900
- خب به نظرم اونا اصلا ...
- اصلا چي ؟
374
00:21:18,000 --> 00:21:19,600
چطوري بگم؟
375
00:21:20,500 --> 00:21:23,800
- سکسي ؟ اره اصلا سکسي نيستن
- سکسي؟
376
00:21:23,800 --> 00:21:28,100
وايستا ، گوش کن ، تو اين زمينه من به خودم افتخار ميکنم که امريکايي ام
377
00:21:28,200 --> 00:21:30,100
بايدم افتخار کني ، البته فقط تو اين زمينه .
378
00:21:31,100 --> 00:21:33,100
تا حالا اروپاي شرقي بودي ؟
379
00:21:33,400 --> 00:21:35,900
نه ، نبودم
ممنون
380
00:21:36,900 --> 00:21:39,400
يادم مياد وقتي نوجوان بودم به "ورشو" رفتم ...
381
00:21:39,500 --> 00:21:42,100
اون موقع هنوز يه رژيم به شدت کمونيستي سرکار بود
382
00:21:42,200 --> 00:21:44,600
- که اصلا تاييدش نمي کنم
- مطمئتا
383
00:21:44,600 --> 00:21:46,600
- نه ، تاييدش نمي کنم
- شوخي کردم
384
00:21:46,700 --> 00:21:49,700
ولي يه چيز اونجا برام خيلي جالب بود
385
00:21:49,600 --> 00:21:52,900
بعداز دو هفته که اونجا بودم يه چيزي درونم تغيير کرد
386
00:21:52,900 --> 00:21:56,100
شهر کاملا افسرده و نااميد بود...
387
00:21:56,200 --> 00:21:58,900
ولي بعداز يه مدت انگار ذهنم ازادتر شده بود
388
00:21:58,900 --> 00:22:00,600
بيشتر توي دفترچه خاطراتم مي نوشتم...
389
00:22:00,800 --> 00:22:03,900
ايده هايي که قبلا هيچ وقت بهشون فکر نمي کردم...
- ايده هاي کمونيستي؟
390
00:22:03,900 --> 00:22:06,100
- گوش کن ، درام جدي ميگم
- ببخشيد...
391
00:22:06,200 --> 00:22:08,000
- خيلي خب
- ادامه بده
392
00:22:08,100 --> 00:22:10,700
- باشه ؛ يادم باشه بعدا به يه اردوگاه کار اجباري بفرستمت
393
00:22:10,800 --> 00:22:14,200
نه . اما يه مدت زمان برد تا بفهمم چرا
همچين احساس متفاوتي دارم
394
00:22:14,300 --> 00:22:17,000
يه روزکه داشتم از قبرستان يهودي ها رد ميشدم...
395
00:22:17,000 --> 00:22:18,900
نمي دونم چرا ،ولي يه اتفاقي اونجا برام افتاد...
396
00:22:19,000 --> 00:22:22,900
فهميدم که در دوهفته گذشته بيشتر عادت هامو کنار گذاشتم
397
00:22:22,800 --> 00:22:24,800
زبان تلويزيون رو نمي فهميدم...
398
00:22:24,900 --> 00:22:27,700
چيزي واسه خريد نبود ،
هيچ جا اثري از تبليغات نبود...
399
00:22:27,700 --> 00:22:29,400
تمام کاري که ميکردم قدم زدن و...
400
00:22:29,400 --> 00:22:34,200
فکر کردن و نوشتن بود
انگار مغزم در حال استراحت بود
401
00:22:34,200 --> 00:22:37,800
رها از هياهو و شلوغي هاي ديوونه کننده.
تقريبا يه حالت خلسه طبيعي بود.
402
00:22:37,900 --> 00:22:42,400
درونم کلي احساس ارامش ميکردم؛
هيچ الزامي وحود نداشت که حتمت يه جايي بري...
403
00:22:42,500 --> 00:22:43,800
مثلا خريد کردن
404
00:22:43,900 --> 00:22:46,000
اولش شبيه افسردگي به نظر ميرسه...
405
00:22:46,100 --> 00:22:47,900
ولي خيلي سريع بسيار بسيار باروح ميشه...
406
00:22:48,800 --> 00:22:50,300
جالب بود ، ميفهمي؟
407
00:22:50,400 --> 00:22:53,700
باورت ميشه 9 سال پيش بود که داشتيم تو وين قدم ميزديم؟
408
00:22:54,100 --> 00:22:57,800
- 9 سال ؟ نه ، غير ممکنه
- نه درسته ، انگار همين دو ماه پيش بود
409
00:22:57,800 --> 00:22:59,800
ولي تابستان سال 94 بود
410
00:23:01,800 --> 00:23:04,100
من فرقي کردم؟
411
00:23:05,500 --> 00:23:07,300
فرق کردم؟
412
00:23:07,900 --> 00:23:09,200
بايد لخت ببينمت
413
00:23:09,500 --> 00:23:11,400
- چي؟
- اوه ، ببخشيد
414
00:23:11,500 --> 00:23:13,900
منظورم اينه مدل موهات رو عوض کردي ،
قبلا اينطوري نبود
415
00:23:14,000 --> 00:23:16,400
- اين جوري بود ، باز بود
- اره ، بازشون کن
416
00:23:16,500 --> 00:23:18,200
باز بود ، اره باز بود ، خيلي خب
417
00:23:18,300 --> 00:23:20,500
خوبه ؟
418
00:23:20,700 --> 00:23:22,100
حالا چي؟
419
00:23:24,100 --> 00:23:26,300
خيلي خب ، زودباش ، بهم بگو
420
00:23:29,400 --> 00:23:31,900
لاغر تر ، فکر کنم يه خرده لاغرتر شدي
421
00:23:32,800 --> 00:23:34,300
به نظرت من قبلا چاق بودم؟
422
00:23:34,400 --> 00:23:37,400
- نه...
- اره ، فکر ميکردي من چاق بودم
423
00:23:37,500 --> 00:23:41,500
نه ، تو فکر ميکردي من چاق بودم،
تو کتابت هم نوشتي يه دختر چاق فرانسوي
424
00:23:41,500 --> 00:23:43,400
- نه ، گوش کن
- اوه ، نه
425
00:23:43,600 --> 00:23:45,700
جدي ميگم ، باشه؟ تو خوشگلي
426
00:23:45,900 --> 00:23:47,800
قيافه من فرق کرده ؟
427
00:23:48,100 --> 00:23:51,600
نه ، اصلا
راستش اين خط رو صورتت اضافه شده
428
00:23:51,600 --> 00:23:54,100
- مي دونم
- مثل جاي زخمه
429
00:23:54,200 --> 00:23:58,600
- جاي زخم ؟ مثل جاي گلوله؟
- نه نه نه ، ازش خوشم مياد ، متاسفم
430
00:23:59,700 --> 00:24:04,500
قبلا يه خواب مسخره ولي ترسناک ميديدم
431
00:24:05,300 --> 00:24:09,300
کابوس ناراحت کننده اي ميديم که 32 ساله شدم...
432
00:24:09,300 --> 00:24:12,500
بعد وقتي بيدار ميشدم و ميديم 23 سالمه
خيلي اروم ميشدم
433
00:24:12,600 --> 00:24:15,200
ولي الان واقعا 32 سالمه
434
00:24:15,300 --> 00:24:17,800
- گندش بزنن پسر، ولي واقعيته
- ترسناکه
435
00:24:17,900 --> 00:24:20,500
زمان به سرعت ميگذره.
ظاهرا به خاطر اينه که...
436
00:24:20,600 --> 00:24:24,000
بعد از سي سالگي ارتباط جديدي برقرار نمي کنيم
بعدش هم که تو سراشيبي زندگي قرار ميگيريم
437
00:24:25,000 --> 00:24:28,000
من مسن تر شدن رو دوست دارم ، متوجه اي؟
احساس...
438
00:24:28,100 --> 00:24:31,700
نميدونم ، احساس مي کنم مفيد ترم ،
مثلا قدر چيزايي رو که دارم بيشتر مي دونم
439
00:24:32,400 --> 00:24:35,000
نه ، در واقع منم همين طورم، واقعا دوسش دارم
440
00:24:35,300 --> 00:24:37,100
قبلا يه زماني
441
00:24:37,300 --> 00:24:38,700
تو يه گروه موسيقي "درام" ميزدم
442
00:24:38,800 --> 00:24:41,400
- جدي؟
- اره ، در واقع کارمون هم خيلي خوب بود
443
00:24:41,500 --> 00:24:45,700
ولي سرپرست گروه فقط حواسش به بستن قرارداد ضبط بود
444
00:24:45,600 --> 00:24:48,600
همه حرفهامون و فکرامون در باره برگزاري يک اجراي بزرگتر بود
445
00:24:48,700 --> 00:24:52,200
هميشه فقط به اينده فکر مي کرديم و حالا...
446
00:24:52,200 --> 00:24:54,100
اون گروه ديگه وجود نداره
447
00:24:54,100 --> 00:24:56,500
و وقتي به عقب برميگرديم و به اجراهايي که
داشتيم فکر مي کنيم...
448
00:24:56,600 --> 00:24:59,500
همه چيز حتي تمرين هامون پر از خوشحالي بود
449
00:24:59,600 --> 00:25:03,800
الان فقط ... از تک تک دقايق اون دوران لذت ميبرم ،
مي تونم يه پک بزنم ؟
450
00:25:03,800 --> 00:25:06,900
خب ، تو به تازگي يه کتاب منتشر کردي که کار خيلي مهميه
451
00:25:07,000 --> 00:25:10,200
به سراسر اروپا سفر کردي ،
ايا از اين کارت لذت نمي بري ؟
452
00:25:10,700 --> 00:25:12,600
- واقعيتش نه
- نه؟
453
00:25:12,700 --> 00:25:14,100
نه
454
00:25:14,600 --> 00:25:17,300
- يه سيگار ديگه داري؟
- اره ، البته
455
00:25:19,200 --> 00:25:20,700
بفرما
456
00:25:21,500 --> 00:25:24,600
من تو کارم ادمهايي رو مي بينم که ...
اوه ببخشيد
457
00:25:24,700 --> 00:25:27,200
داراي ديدگاه هاي بزرگ ايده اليستي هستند که ميخوان...
458
00:25:27,300 --> 00:25:30,000
يه رهبر جديد بشن تا دنياي بهتري بسازن
459
00:25:30,100 --> 00:25:32,300
اونا از هدفشون لذت ميبرن ولي
از فرايند اش نه
460
00:25:32,400 --> 00:25:34,300
- درسته
- اما واقعيتش اينه که...
461
00:25:34,300 --> 00:25:37,800
تلاشهاي واقعي براي بهبود اوضاع با پيشرفتهاي کمي همراه هستند
462
00:25:37,900 --> 00:25:40,800
- واسه لذت بردن همين کافيه
- منظورت دقيقا چيه؟
463
00:25:40,800 --> 00:25:44,400
من واسه يه سازمان کار مي کردم که به روستاييان مکزيکي کمک ميکرد
464
00:25:45,000 --> 00:25:47,500
و نگراني شون اين بود که چطور مداد براي بچه ها تهيه کنند و...
465
00:25:47,500 --> 00:25:49,900
به مدارس کوچيک اون منطقه بفرستن
466
00:25:49,900 --> 00:25:53,800
مشکلشون يه ايده بزرگ انقلابي نبود.
تهيه مداد بود
467
00:25:54,100 --> 00:25:57,500
من کساني رو مي بينم که واقعا کار مي کنن،
و چيزي که واقعا غم انگيزه اينه که ...
468
00:25:57,700 --> 00:26:00,200
ادم هايي که از همه سخت کوش تر و بخشنده تر هستند...
469
00:26:00,300 --> 00:26:02,500
و قادرند دنيامون رو بهتر کنن...
470
00:26:02,600 --> 00:26:05,800
معمولا علاقه و اشتياقي واسه رهبر بودن ندارن
471
00:26:05,900 --> 00:26:08,500
اونا هيچ علاقه اي به پاداش هاي ظاهري ندارن
472
00:26:08,500 --> 00:26:11,600
اونا حتي به اينکه اسمشون تو رسانه ها بياد اهميت نمي دن
473
00:26:11,700 --> 00:26:14,500
اونا در واقع از نفس کمک به ديگران اذت مي برن
474
00:26:14,600 --> 00:26:17,300
- اونا در لحظه زندگي مي کنن
- اره ، ولي خيلي سخته
475
00:26:17,300 --> 00:26:20,200
در لحظه زندگي کردن ...
يعني مثل اين مي مونه که ...
476
00:26:20,200 --> 00:26:24,200
هميشه يه جورايي بابت همه چيز ناراضي هستم، مي فهمي؟
477
00:26:24,300 --> 00:26:26,800
انگار هميشه بايد تلاش کنم تا اوضام رو بهتر کنم
478
00:26:26,900 --> 00:26:30,400
ارضا کردن يک نيازم باعث تحريک نياز ديگري مي شه
479
00:26:30,300 --> 00:26:33,900
اخرش به اين نتيجه مي رسم که بره به جهنم ،درسته؟
ارزوهاي زندگي که تموم نمي شن
480
00:26:34,000 --> 00:26:36,800
متوجه اي ؟ به نظرت درسته ...
481
00:26:36,800 --> 00:26:39,700
که اگه ما هيچ وقت چيزي رو نخواهيم،
هيچ وقت ناراحت نمي شيم ؟
482
00:26:39,800 --> 00:26:44,900
نميدونم ، خواسته يا ارزويي نداشتن
به نظرت يکي از عوارض افسردگي نيست؟
483
00:26:44,800 --> 00:26:48,500
چرا هست،مگه نه؟
يعني ارزو داشتن نشانه سلامته ، درسته؟
484
00:26:48,500 --> 00:26:52,100
اره ، نميدونم، اين نظريه بودايي هاست ، درسته؟
485
00:26:52,200 --> 00:26:54,600
خودتو از ارزوهات خالي کن و بعدش...
486
00:26:54,600 --> 00:26:57,800
به هر چيزي که ميخواي مي رسي
- اره ، اما واقعا احساس زندگي مي کنم ...
487
00:26:57,900 --> 00:27:00,600
وقتي ارزوهايي بيشتر از نيازهاي اوليه زندگي داشته باشم
488
00:27:00,700 --> 00:27:03,600
مثلا وقتي ميخواي با يه نفر رابطه برقرار کني
489
00:27:03,700 --> 00:27:05,400
يا يه جفت کفش کفش نو داشته باشي ، مي تونه زيبا باشه
490
00:27:05,500 --> 00:27:09,100
دوست دارم هميشه ارزوهاي جديد داشته باشم ، متوجه اي؟
491
00:27:09,100 --> 00:27:10,800
شايد يه نوع حس مستحق بودنه
492
00:27:11,000 --> 00:27:14,800
يعني مثل وقتي که حس ميکني مستحق داشتن يه جفت کفش نو هستي
493
00:27:14,800 --> 00:27:18,600
ارزو داشتن طبيعيه ، ولي به شرط اينکه
اگه بهشون نرسي افسرده نشي
494
00:27:18,600 --> 00:27:20,500
زندگي سخته ، هميشه همين طور بوده
495
00:27:20,700 --> 00:27:23,700
اگه زحمت نکشيم چيزي به دست نمياريم
496
00:27:24,900 --> 00:27:26,800
تو بودايي هستي ؟
497
00:27:27,700 --> 00:27:30,400
- نه
- نه ؟ چرا نه؟
498
00:27:30,700 --> 00:27:35,400
نميدونم ، به همون دليلي که خودمو متعلق به هيچ مذهبي نمي دونم
499
00:27:35,600 --> 00:27:39,000
اره ، مي دونم ، منم خيلي وقت پيش تصميم گرفتم همه
نوع تفکري رو بشنوم ...
500
00:27:39,100 --> 00:27:41,600
ولي درگير هيچ کدوم نشم
من فقط به سيستم اعتقاد دارم
501
00:27:43,000 --> 00:27:46,200
دو سال پيش به يکي از اين معابد راهب ها رفتم
502
00:27:46,500 --> 00:27:50,400
- راهب ؟
- اره ، اونا کاتوليک هستن ، فرقه "سيستري"
503
00:27:50,600 --> 00:27:54,200
- چرا همچين کاري کردي؟
- چرا؟ داشتم مطالعه مي کردم
504
00:27:54,200 --> 00:27:58,000
به نظرم جالب بود ، تا حالا پيش راهب ها يا راهبه ها بودي ؟
505
00:27:58,200 --> 00:28:01,500
- با روحياتم سازگار نيست
- نه؟
506
00:28:02,200 --> 00:28:06,200
خب ، فکر مي کردم ادماي خيلي عبوس و سرسختي هستن
ولي اينجوري نبودن
507
00:28:06,300 --> 00:28:08,800
خيلي زود مي خنديدند ، زود باهاشون صميمي مي شدي
508
00:28:09,000 --> 00:28:12,000
جدي ميگم ، با همه چي کنار ميومدند ...
509
00:28:12,100 --> 00:28:14,500
مي دوني ، سعي نمي کردن به زور چيزي رو قبول کني
510
00:28:14,500 --> 00:28:17,000
اونا مي خواستن زندگي و مرگشون در ارامش و با خدا بشه
511
00:28:17,100 --> 00:28:19,600
احساسشون هميشگي بود
512
00:28:19,700 --> 00:28:21,700
اونجا بودن باعث شد احساس سرزندگي کنم
513
00:28:21,800 --> 00:28:24,300
بعد مي فهمي اکثر مردمي که ملاقاتشون مي کني...
514
00:28:24,300 --> 00:28:26,100
ميخواهند يه جاي بهتر زندگي کنن...
515
00:28:26,200 --> 00:28:29,400
پول بيشتري دربيارن
احترام بيشتري کسب کنن...
516
00:28:29,500 --> 00:28:31,900
همه تحسين شون کنند ، مي بيني
خسنه کننده است
517
00:28:32,100 --> 00:28:35,200
- شوخي نمي کنم
- و يکي از اونا بودن هم خسته کننده است
518
00:28:35,300 --> 00:28:38,700
حالا من اونجام ، درست ؟
مشتاق معنويت بيشتر
519
00:28:38,600 --> 00:28:42,200
ميخوام يه ادم بهتري باشم ، مي فهمي؟
نمي توني ازش فرار کني
520
00:28:42,300 --> 00:28:48,500
من چند سال پيش يه همچين دوست پسري داشتم
که ميخواست يه بودايي بشه
521
00:28:48,500 --> 00:28:51,100
به خاطر همين به اسيا رفت و تو معابد با بعضي
اون راهب ها ملاقات کرد
522
00:28:51,200 --> 00:28:54,900
- منم يه مدت همچين فکري داشتم
- اره، بايد هم مي رفتي ، بهت ميگم چرا
523
00:28:54,900 --> 00:28:58,300
اون خيلي خوش قيافه بود و هر وقت که به يکي از
اون معابد ميرفت...
524
00:28:58,300 --> 00:29:01,000
يه راهب بهش ميگفت تا الت اش رو ساک بزنه
525
00:29:01,100 --> 00:29:02,800
واقعيته
526
00:29:03,100 --> 00:29:06,100
خب همه اين کارو ميکنن ، مگه نه؟
527
00:29:06,100 --> 00:29:08,200
به خاطر همينه که من هميشه تو رو واسه کارهات تحسين مي کنم
528
00:29:08,400 --> 00:29:10,500
- مي دوني ؟
- منظورت کدوم کارهاست ؟ ساک زدن؟
529
00:29:10,600 --> 00:29:13,800
- نه
- نه ، جوابم غلط بود ؟
530
00:29:13,900 --> 00:29:17,600
نه ، ميخوام بگم که تو خودتو از زندگي جدا نمي کني
531
00:29:17,700 --> 00:29:20,100
احساست رو تو کارت ميذاري
532
00:29:20,200 --> 00:29:22,800
اره ، سعي مي کنم
533
00:29:23,400 --> 00:29:26,700
يه چيزي رو ميدوني ؟
من بايد سوار هواپيما بشم و....
534
00:29:26,800 --> 00:29:29,100
پروازم هشت ساعت طول ميکشه
535
00:29:29,200 --> 00:29:31,500
دوست دارم يه ذره بيشتر پاريس رو ببينم
536
00:29:31,700 --> 00:29:33,200
- ميشه بريم قدم بزنيم
- اره
537
00:29:33,300 --> 00:29:34,700
- مشکلي نيست؟
- اره ، عاليه
538
00:29:34,800 --> 00:29:36,700
- ميخواي راه بريم
- اره ، بريم
539
00:29:36,800 --> 00:29:38,600
چقدر بايد بديم ؟ چهار دلار و 50 سنت؟
540
00:29:38,800 --> 00:29:41,300
نه پول دارم ، يه پولي اينجا بهم ميدن
541
00:29:41,400 --> 00:29:43,600
- واسه انعام کافيه؟
- اره ، خوبه
542
00:29:43,700 --> 00:29:46,100
- از کافي هم بيشتره
- ميذاريم اينجا
543
00:29:46,200 --> 00:29:49,700
- جاي ديدني اين نزديکي ها هست؟
- امروز روز حراجه فروشه
544
00:29:49,800 --> 00:29:52,800
- اون ديگه چيه ؟
- روزيه که همه چيز رو تو پاريس واسه فروش ميذارن
545
00:29:53,100 --> 00:29:54,500
سالي دوباره
546
00:29:56,900 --> 00:29:58,500
خيلي خب ، بريم خريد
547
00:29:58,600 --> 00:30:01,700
نه نه نه ، ايده خوبي نيست
نميخوام مجبورت کنم خريد کني
548
00:30:01,800 --> 00:30:05,800
ديوونگيه ، بريم پارک ، واقعا قشنگه
549
00:30:05,900 --> 00:30:08,300
خيلي خب ، به نظر بهتر از خريد کردنه
550
00:30:08,400 --> 00:30:10,500
نه اينکه کارايي رو که دوست دارم رو انجام نمي دم
551
00:30:10,600 --> 00:30:13,600
بعضي وقتها حتي نياز به خريد ندارم ، فقط لذت مي برم از ...
552
00:30:13,600 --> 00:30:15,400
گشتن و تماشا کردن
553
00:30:15,500 --> 00:30:17,300
ميريم اينجا؟
554
00:30:17,400 --> 00:30:19,600
- اره
- يه روانشناس ميگه برات خوبه
555
00:30:19,700 --> 00:30:22,100
- واقعا ؟ تا حال پيش روانپزشک رفتي ؟
- اوه نه
556
00:30:22,200 --> 00:30:25,200
- به نظرت من ديوونه ام ؟
- شوخي کردم
557
00:30:25,400 --> 00:30:29,300
- مشکلات جنسي ات رو درمان کرد؟
- نه ، مشکلات جنسي من؟
558
00:30:29,300 --> 00:30:30,900
- شوخي مي کنم
- واقعيت رو بهم بگو
559
00:30:31,000 --> 00:30:33,200
- ما مشکلي نداشتيم
- نه ، شوخي کردم
560
00:30:33,300 --> 00:30:35,800
- ما حتي هيچ جا باهم سکس نداشتيم
- شوخي مي کني ، مگه نه؟
561
00:30:35,900 --> 00:30:38,600
نه نداشتيم ، يعني فقط يه چيز کلي بود
562
00:30:38,600 --> 00:30:40,700
- البته که داشتيم
- نه نه نه نداشتيم
563
00:30:40,800 --> 00:30:43,600
تو کاندوم نداشتي و منم هيچ وقت بدون اون سکس نمي کنم
مخصوصا واسه يک شب
564
00:30:43,700 --> 00:30:45,600
شايد فکر کني چرت ميگم ولي نه
565
00:30:45,700 --> 00:30:48,200
برام ترسناکه که تو يادت نمياد چه اتفاقي افتاده
566
00:30:48,300 --> 00:30:49,700
نه ، گوش کن
567
00:30:49,800 --> 00:30:52,500
من يه کتاب ننوشتم ولي دفترچه خاطراتم رو نگه داشتم...
568
00:30:52,600 --> 00:30:56,500
و تمام اون شب رو کامل نوشتم
به خاطر همين گفتم اون شب رو خيلي رويايي نوشتي
569
00:30:56,500 --> 00:30:59,800
خيلي خب ، گوش کن ، من حتي مارک کاندومي رو که
استفاده کرديم يادمه
570
00:30:59,800 --> 00:31:01,700
بسه ديگه ، منزجر کننده است
نميخوام ديگه بشنوم
571
00:31:01,800 --> 00:31:04,400
- منزجرکننده نيست
572
00:31:04,500 --> 00:31:09,000
باشه ، وقتي رفتم خونه دفتچه خاطراتم رو دوباره مي خونم
ولي ميدونم حق با منه
573
00:31:11,600 --> 00:31:13,500
- يه دقيقه صبر کن
- چيه؟
574
00:31:13,600 --> 00:31:16,300
- توي قبرستون بود
- نه
575
00:31:16,400 --> 00:31:18,800
ما بعدازظهر تو قبرستون بوديم
576
00:31:18,900 --> 00:31:21,800
توي پارک بود ، اخر شب
577
00:31:22,000 --> 00:31:24,100
- توي پارک؟
- يه دقيقه صبر کن ، يه دقيقه صبر کن
578
00:31:24,200 --> 00:31:26,000
باورم نميشه
579
00:31:26,900 --> 00:31:30,200
مگه ميشه فراموش کرده باشي ؟ واقعا يادت نمياد؟
توي پارک؟
580
00:31:30,300 --> 00:31:33,100
خيلي خب ،يه دقيقه صبر کن
فکر کنم حق با تو باشه
581
00:31:33,100 --> 00:31:34,400
داري ديوونم ميکني
582
00:31:34,600 --> 00:31:36,000
- نه
- ميخواي ديوونم کني؟
583
00:31:36,100 --> 00:31:39,300
باشه ، نه متاسفم ، فکر کنم حق با تو باشه ، قبوله؟
584
00:31:39,400 --> 00:31:42,900
گاهي اوقات من بعضي چيز هارو از ذهنم خارج مي کنم
و فراموشش مي کنم
585
00:31:42,900 --> 00:31:45,500
بهتره بعضي چيز ها رو فراموش کني
به جاي اينکه باهاشون زندگي کني
586
00:31:45,700 --> 00:31:48,400
چيه ، پس اون شب برات يه خاطره ناراحت کننده بود
587
00:31:48,500 --> 00:31:50,300
منظورم اون شب خاص نبود
588
00:31:50,400 --> 00:31:52,400
منظورم اينه که بعضي چيز ها بهتره فراموش بشن
589
00:31:52,600 --> 00:31:55,100
من اون شب رو بهتر از همه سالهاي زندگيم به ياد دارم
590
00:31:55,200 --> 00:31:57,000
- منم همين طور
- واقعا؟
591
00:31:57,100 --> 00:31:59,200
خب ، لااقل اين طور فکر مي کنم
592
00:32:01,600 --> 00:32:05,300
اما شايد به خاطر اين فراموش کردم که...
593
00:32:05,400 --> 00:32:08,500
مراسم مادر بزرگم روزي بود که قرار بود
همديگه رو ببينيم
594
00:32:08,500 --> 00:32:11,500
روز سختي برام بود اما واسه تو سخت تر بوده
595
00:32:11,600 --> 00:32:16,200
برام غيرواقعي بود ، يادم مياد به جسدش تو تابوت نگاه مي کردم...
596
00:32:16,200 --> 00:32:20,500
به دستان زيباش که خيلي گرم و شيرين منو در اغوش مي گرفتن
597
00:32:20,800 --> 00:32:24,100
اما هيچ چيز تو اون تابوت شبيه خاطراتم ازش نبود
598
00:32:24,200 --> 00:32:25,800
ديگه اون گرما و صميميت وجود نداشت
599
00:32:25,900 --> 00:32:28,700
و بعدش گريه ام گرفت
مات و مبهوت بودم ، گريه ام واسه اين بود که...
600
00:32:28,800 --> 00:32:34,400
ديگه هرگز نمي تونستم ببينمش
و تو رو هم نمي تونستم ببينم
601
00:32:34,300 --> 00:32:38,100
از اين که اين طوري حزف مي زنم متاسفم
اين هفته يه خرده بدبياري داشتم
602
00:32:38,200 --> 00:32:41,200
- چرا؟
- نمي دونم ، چيز بدي نبود فقط ...
603
00:32:41,200 --> 00:32:43,200
شايد واسه خوندن کتابت بوده
604
00:32:43,300 --> 00:32:47,100
نه ، ولي فکر کردن به تابستان و پاييز اون سال
که چقدر اميد بخش بود...
605
00:32:47,200 --> 00:32:49,500
ولي بعدش يه جورايي...
606
00:32:50,000 --> 00:32:51,400
نمي دونم
607
00:32:51,400 --> 00:32:55,600
خاطره چيز عجيبي ميشه وقتي بخواي با گذشته کاري نداشته باشي
608
00:32:58,000 --> 00:33:00,900
"خاطره چيز عجيبي ميشه وقتي بخواي با گذشته کاري نداشته باشي"
609
00:33:00,900 --> 00:33:02,600
ميخواي روي ماشينت اينو بنويسي؟
610
00:33:02,700 --> 00:33:05,400
اگه بخواي يه کتاب راجع به اون شب بنويسي
عنوان خيلي خوبي براش ميشه
611
00:33:05,400 --> 00:33:09,300
- اره و يه کتاب کاملا کتفاوت ميشه
- اره ، هيچ صحنه سکسي هم نداره
612
00:33:09,700 --> 00:33:11,000
- اما مي دوني چيه؟
- چيه؟
613
00:33:11,100 --> 00:33:12,500
حالا که دوباره همديگه رو ديديم...
614
00:33:12,700 --> 00:33:15,300
مي تونيم خاطره 16 دسامبر اون سال رو عوض کنيم
615
00:33:15,400 --> 00:33:18,800
ميتونه پايانش غم انگيز نباشه و
ما درباره همديگه رو ببينيم
616
00:33:18,800 --> 00:33:23,300
حق با توئه ، يعني يه خاطره تا وقتي که زنده اي
مي تونه تموم نشه
617
00:33:23,300 --> 00:33:26,900
اره ، من يه خاطره از بچگي دارم...
618
00:33:27,000 --> 00:33:29,600
که تازه فهميدم اصلا اتفاق نيافتاده
- چي ؟
619
00:33:29,600 --> 00:33:32,500
خب وقتي 8 يا 9 ساله بودم مادرم خيلي شکاک بود...
620
00:33:32,600 --> 00:33:35,500
وقتي شبها از کلاس پيانو ميومدم خونه...
621
00:33:35,500 --> 00:33:38,200
بهم ميگفت از پيرمردهاي کثيف اب نبات نگيرم...
622
00:33:38,300 --> 00:33:40,100
چون اونا پي پي شون رو بهم ميدن
623
00:33:40,200 --> 00:33:43,300
خيلي راجع به اين موضوع وسواس داشت
و بعدها تو زندگيم...
624
00:33:43,400 --> 00:33:46,800
تصوير اين اتفاق تو ذهنم موند انگار که
واقعا برام اتفاق افتاده باشه
625
00:33:46,700 --> 00:33:50,300
حتي تا اينجا که فکر مي کردم تو مسير خونه سکس هم داشتم
626
00:33:50,400 --> 00:33:54,100
منظورم اينه که حتي الان گاهي اوقات...
627
00:33:54,800 --> 00:33:58,700
وقتي سکس دارم خودم رو تو اون خيابون مي بينم
628
00:33:58,700 --> 00:34:00,600
قسم ميخورم ، خيلي عجيبه مگه نه؟
629
00:34:00,700 --> 00:34:04,900
- اون خيابون همين نزديکيه؟ منظورم اينه که مي تونيم...؟
- مي تونيم؟ نه
630
00:34:04,900 --> 00:34:07,100
خيلي دوره
631
00:34:08,100 --> 00:34:10,700
وقتي بچه بودي دفترچه خاطرات داشتي؟
632
00:34:10,700 --> 00:34:14,100
اره ، فکر کنم هرازگاهي مي نوشتم
633
00:34:14,000 --> 00:34:16,200
خنده داره ، يکي شون رو تازگي ها خوندم ...
634
00:34:16,300 --> 00:34:18,200
- مربوط به سال هشتاد و سه...
- اره؟
635
00:34:18,500 --> 00:34:20,100
چيزي که خيلي منو متعجب ميکنه اينه که ...
636
00:34:20,200 --> 00:34:23,100
ديدگاهم به زندگي فرقي با الان نکرده
637
00:34:23,200 --> 00:34:25,200
خيلي ساده تر و خوش بين تر بودم ...
638
00:34:25,300 --> 00:34:29,600
ولي ذاتم هنوز همون طوره
احساساتم تغييري نکرده
639
00:34:29,600 --> 00:34:31,900
فهميدم که خيلي تغييري نکردم
640
00:34:32,000 --> 00:34:33,500
منم فکر نمي کنم که ادم ها عوض ميشن
641
00:34:33,600 --> 00:34:37,400
مردم نميخوان بهش اقرار کنن ولي مثل اينه که
ما يه چيز دروني داريم که هميشه ثابته
642
00:34:37,300 --> 00:34:40,900
و اتفاقاتي که برامون ميافته اونو تغيير نميده
643
00:34:41,000 --> 00:34:42,500
- واقعا ، باورت اينه؟
- اره همينه
644
00:34:42,500 --> 00:34:45,900
يه مقاله خوندم درباره کسايي که برنده لاتاري ميشن و...
645
00:34:45,900 --> 00:34:47,800
کسايي که فلج ميشن مطالعه مي کرد...
646
00:34:47,900 --> 00:34:52,000
تو فکر ميکني هرکدوم از اين اتفاقها باعث ميشه يه نفر
احساس خوشبختي کنه يا باعث خودکشي فرد بشه...
647
00:34:52,000 --> 00:34:54,700
اما مطالعه نشون ميده که بعد از شش ماه ...
648
00:34:54,800 --> 00:34:58,100
اون افراد بعد از اينکه به شرايط جديدشون عادت ميکنن...
649
00:34:58,200 --> 00:35:00,500
- کم و بيش همون افراد سابق ميشن
- همون افراد؟
650
00:35:00,600 --> 00:35:03,800
اره ، يعني اگه مثلا ذاتا ادماي خوشبين و خوش گذروني بودن...
651
00:35:03,800 --> 00:35:06,600
همين الان هم يه ادم خوش بين و خوشگذرون ولي
روي ويلچر هستند
652
00:35:06,700 --> 00:35:08,700
يا اگه ادم گنده دماغ و بدبختي بودن...
653
00:35:08,700 --> 00:35:12,700
الان يه ادم گنده دماغ بدخت ولي صاحب
يه کاديلاک جديد ، يه خونه و يه قايق تفريحي هستن
654
00:35:12,600 --> 00:35:16,000
پس فکر ميکني هر اتفاق فوق العاده اي در زندگي من بيافته
من تا ابد يه ادم افسرده باقي ميمونم؟
655
00:35:16,000 --> 00:35:17,400
- دقيقا
- عاليه
656
00:35:17,500 --> 00:35:19,200
نه ، مگه الان افسرده اي؟
657
00:35:19,400 --> 00:35:21,700
نه نه ، افسرده نيستم
658
00:35:21,700 --> 00:35:24,400
اما بعضي وقتها از اين نگران ميشم
که روزي به اخر زندگيم ميرسم و...
659
00:35:24,400 --> 00:35:27,900
کارهايي که دوست داشتم انجام ندادم
- اره ؟ چه کارهايي دوست داري انجام بدي؟
660
00:35:28,000 --> 00:35:29,700
من...
661
00:35:29,800 --> 00:35:32,800
ميخوام بيشتر نقاشي کنم
ميخوام هر روز گيتار بزنم
662
00:35:32,900 --> 00:35:36,100
ميخوام چيني ياد بگيرم
ميخوام اهنگهاي بيشتري بنويسم
663
00:35:36,100 --> 00:35:40,400
کارهاي زيادي هست که ميخوام بکنم و
مي ترسم به خيلي هاشون نرسم
664
00:35:41,100 --> 00:35:46,900
خيلي خب ، بذار يه چيزي بپرسم:
به روح اعتقاد داري ؟
665
00:35:46,900 --> 00:35:48,300
نه
666
00:35:48,400 --> 00:35:49,700
- نه؟
- نه
667
00:35:49,800 --> 00:35:53,500
- باشه ، به تولد در يک جسم جديد چطور؟
- اصلا
668
00:35:53,600 --> 00:35:55,500
- خدا؟
- نه
669
00:35:55,600 --> 00:35:58,100
- خيلي خب
- وحشتناکه؛ نه نه نه
670
00:35:58,200 --> 00:36:02,100
اما با اين وجود نميخوام از کسايي باشم که
به معجزه اعتقاد ندارن
671
00:36:02,100 --> 00:36:04,000
- پس به طالع بيني اعتقاد داري؟
- اره ، البته
672
00:36:04,100 --> 00:36:05,900
- پس درست گفتم
- اره اين با معني تره ، درسته؟
673
00:36:06,100 --> 00:36:09,500
من متولد عقربم و تو متولد کماندار و الان با هم هستيم
674
00:36:10,200 --> 00:36:12,000
نه نه نه
675
00:36:12,100 --> 00:36:15,100
انيشتين يه جمله داره که من خيلي دوسش دارم...
676
00:36:15,200 --> 00:36:18,700
اون گفته " اگه اصلا به معجزه اعتقاد نداريد...
677
00:36:18,700 --> 00:36:21,500
يه مرده متحرک هستيد "
- اره ، منم خوشم اومد
678
00:36:21,600 --> 00:36:24,900
هميشه احساسم اين بوده که يه جور راز و رمز ماورايي
تو دنيا وجود داره
679
00:36:24,900 --> 00:36:30,100
اما اخيرا به اين فکر ميکنم که من ، يعني شخصيتم
يا هر چيزي که اسمشو ميذاري...
680
00:36:30,000 --> 00:36:33,100
هيچ جايگاه ثابتي اينجا ندارم ...
681
00:36:33,200 --> 00:36:34,900
منظورم تو سرنوشته ، مي فهمي
682
00:36:35,000 --> 00:36:38,800
و هر چي بيشتر فکر مي کنم مي بينم نميتونم
بگم زندگي اهميتي نداره
683
00:36:38,800 --> 00:36:42,200
يعني زندگي همينه ، همين اتفاقاتي که داره ميافته
اتفاقاتي که به نظرت جالبه
684
00:36:42,300 --> 00:36:44,500
اتفاقاتي که به نظرت خنده داره
اتفاقاتي که برات مهم اند
685
00:36:44,600 --> 00:36:46,900
يعني شايد امروز اخرين روزته
686
00:36:47,200 --> 00:36:50,700
هر وقت همچين احساسي بهم دست ميده
به مامانم زنگ ميزنم و ميگم خيلي دوسش دارم
687
00:36:50,600 --> 00:36:52,300
- جدي؟
- اونم هميشه ميگه
688
00:36:52,400 --> 00:36:56,500
حالت خوبه؟ سرطان گرفتي؟
ميخواي خودکشي کني؟
689
00:36:56,500 --> 00:36:59,100
ارزشش رو نداره
690
00:37:00,100 --> 00:37:02,900
حالا ، راجع به خودمون چي فکر ميکني؟
691
00:37:03,000 --> 00:37:05,500
- خودمون؟
- نه ، منظورم اينه که...
692
00:37:05,700 --> 00:37:09,200
اگه قرار باشه ما امشب بميريم
- مثل اخرالزمان؟
693
00:37:09,200 --> 00:37:13,300
نه اون خيلي غم انگيزه ، اما اگه فقط ما دوتا قرار باشه
امشب بميريم چيکار ميکرديم؟
694
00:37:13,400 --> 00:37:15,300
راجع به کتابت حرف ميزديم؟
695
00:37:15,400 --> 00:37:18,200
- راجع به محيط زيست ؟ يا...
- اگه امروز اخرين روز ما باشه؟
696
00:37:18,200 --> 00:37:20,900
راجع به چي حرف ميزديم؟
چي بهم ميگفتي؟
697
00:37:20,800 --> 00:37:22,400
- خب...
- سخته ، نه؟
698
00:37:22,500 --> 00:37:23,900
- نه نه ميگم
- خيلي خب
699
00:37:23,900 --> 00:37:26,400
قطعا راجع به کتابم حرف نمي زدم
700
00:37:26,500 --> 00:37:29,100
- و همين طور محيط زيست
- خيلي خب
701
00:37:29,200 --> 00:37:33,100
اما شايد هنوز ميخواستم درباره معجزه حرف بزنم
702
00:37:33,100 --> 00:37:36,300
- ولي دوست داشتم بريم...
- چي؟
703
00:37:36,400 --> 00:37:38,000
بريم به هتل و ميدوني که...
704
00:37:38,100 --> 00:37:41,900
و اون قدر با سکس مي کرديم تا بميريم
705
00:37:41,900 --> 00:37:44,700
خب ، چرا وقت رو واسه هتل رفتن هدر بديم ؟
706
00:37:44,800 --> 00:37:48,200
چرا همين جا رو اين نيمکت اين کار رو نمي کني؟
707
00:37:48,800 --> 00:37:51,200
بيا اينجا ، بيا اينجا ، بيا اينجا
708
00:37:51,200 --> 00:37:53,600
خيلي خب ، ما قرار نيست امشب بميريم
709
00:37:53,700 --> 00:37:55,700
خيلي خب ، چه بد شد ، متاسفم
710
00:37:55,800 --> 00:37:57,300
فقط يه مثال اغراق شده بود
711
00:37:57,500 --> 00:37:59,900
- متاسفم
- باشه
712
00:38:00,000 --> 00:38:01,700
منظورم اين بود که ...
713
00:38:01,700 --> 00:38:04,600
برقرار کردن يه ارتباط واقعي با ادمها
کار خيل سختيه
714
00:38:04,600 --> 00:38:07,400
نه ، مي دونم ، بيشتر تغييرات روزمره ما...
715
00:38:07,500 --> 00:38:09,000
اره ، نه ، منظورم اينه که ...
716
00:38:09,100 --> 00:38:11,700
نمي خوام همه چيز رو به سکس ربط بدم
- خب چرا نه؟
717
00:38:11,800 --> 00:38:14,900
نه ، مثلا يکي از دوستام داشت درباره...
718
00:38:14,900 --> 00:38:18,000
- مشکلاتي که با دوست پسرش توي تختخواب داشتن حرف ميزد...
- درست
719
00:38:18,100 --> 00:38:21,600
و اينکه چطور بعد از يک سال که با هم قرار ميذاشتن
به دوست پسرش گفت...
720
00:38:21,500 --> 00:38:24,500
چيکار بايد بکنه تا اون بيشتر ارضا بشه و اونوقت
دوست پسرش خيلي ناراحت ميشه
721
00:38:24,600 --> 00:38:25,900
- چرا؟
- کاملا
722
00:38:26,100 --> 00:38:28,100
فکر کرده بود که يه عاشق بدي بوده
723
00:38:28,200 --> 00:38:30,100
شايد اون دوستت نبايد اون قدر طولش مي داده
724
00:38:30,200 --> 00:38:32,500
- بعد از يک سال...
- اما مردها خيلي زود ناراحت ميشن
725
00:38:32,600 --> 00:38:35,100
- چي ، زودتر از زنها؟
- به خصوص سر اين مساله
726
00:38:35,200 --> 00:38:36,500
- اين طور فکر ميکني؟
- اره اره
727
00:38:37,200 --> 00:38:39,300
خب شايد به اين دليله که...
728
00:38:39,400 --> 00:38:43,400
مردها زودتر ارضا ميشن
- زودتر ارضا ميشن؟
729
00:38:43,500 --> 00:38:46,400
- خب ، نمي دونم
- اره ، راست ميگي، درسته
730
00:38:46,600 --> 00:38:48,700
به هر حال، اين دوستم بهم ميگفت...
731
00:38:48,800 --> 00:38:52,400
اگه يه دفعه ديگه با يه مرد قرار بذاره
اولش يه سري سوال ازش ميپرسه...
732
00:38:52,400 --> 00:38:55,900
درباره چيزايي که دوست داره و چيزايي که دوست نداره
- چطوري؟ کتبي يا شفاهي؟
733
00:38:55,900 --> 00:38:57,700
اره ، اکثرا کتبي
734
00:38:57,700 --> 00:39:01,400
اما جواب هاش به صورت بلي يا خير نبود
يه ذره پيچيده تر بود
735
00:39:01,400 --> 00:39:04,900
مثلا به سکس با خشونت علاقه داري؟
736
00:39:04,900 --> 00:39:09,800
و جوابش اين بود" نه ولي يه چندتا کف دستي
ملايم ضرري نداره"
737
00:39:09,700 --> 00:39:13,400
درست ، يا مثلا دوست داري
تو تختخواب حرفهاي زشت بزني؟
738
00:39:13,400 --> 00:39:16,900
- يه همچين چيزي؟
- اره، ولي فقط دوست داشتن حرف زشت نه...
739
00:39:17,000 --> 00:39:19,300
بايد بگي دقيقا چي دوست داري بگي يا بشنوي؟
740
00:39:19,400 --> 00:39:20,700
- چي ؟ من؟
- خب اره
741
00:39:20,800 --> 00:39:23,500
مثلا دقيقا چه کلمه اي دوست داري بشنوي؟
742
00:39:23,500 --> 00:39:25,200
نمي دونم
743
00:39:26,600 --> 00:39:29,100
مثلا نظرت درباره کلمه کُ... چيه؟
744
00:39:29,200 --> 00:39:32,000
عاشقش ام
745
00:39:32,100 --> 00:39:33,800
خوبه
746
00:39:33,900 --> 00:39:36,900
جالبه که ما در اين نه سال چقدر منحرف شديم
747
00:39:36,900 --> 00:39:40,200
حداقلش الان وانمود نمي کنيم که هر تجربه سکسي جديد...
748
00:39:40,300 --> 00:39:42,000
مثل اتفاقيه که زندگي مون رو تغيير ميده
749
00:39:42,100 --> 00:39:45,600
ميدونم ، تا حالا تو جاهاي زيادي بودي و
ولي داره کمتر ميشه
750
00:39:45,600 --> 00:39:49,300
و من نمي تونم انتظار داشته باشم که تو در حال حاضر
چيزي غير يه سوراخ کامل باشي
751
00:39:49,400 --> 00:39:52,800
- اره ، متشکرم
- نه ، متاسفم
752
00:39:53,200 --> 00:39:56,200
- درست ميگي ، چيکار ميتوني بکني؟
- چيکار ميتوني بکني؟
753
00:39:56,200 --> 00:40:00,000
- حالا چه جور اهنگهايي مي نويسي؟
نمي دونستم اهنگ هم مي نويسي
754
00:40:00,000 --> 00:40:01,200
- چه جور اهنگي؟
- اره بگو
755
00:40:01,400 --> 00:40:03,000
- نمي دونم ، فقط اهنگه ديگه
- مثل چي؟
756
00:40:03,100 --> 00:40:05,800
مثلا درباره ادمها...
757
00:40:05,800 --> 00:40:07,500
ارتباط ادمها، يه اهنگ هم واسه گربه ام نوشتم
758
00:40:07,600 --> 00:40:10,100
- يکي شو بخون
- نه نميتونم ، گيتارم باهام نيست
759
00:40:10,100 --> 00:40:11,700
- زود باش ، بدون ساز بخون
- نه نه نه
760
00:40:11,800 --> 00:40:14,900
نه من بدون گيتار اهمگ نمي خونم
ديوونه شدي
761
00:40:15,300 --> 00:40:17,300
چرا نه؟
762
00:40:17,400 --> 00:40:19,800
- نه، باشه ؟ الان نه ، نه
- يه دونه
763
00:40:19,900 --> 00:40:23,100
اگه الان نه پس کي؟ ميخواي شش ماه ديگه اينجا
باهام قرار بذاري که با گيتارت بياي؟
764
00:40:23,100 --> 00:40:24,600
منم اين همه راه رو تا اينجا بيام
765
00:40:24,800 --> 00:40:27,800
- که تو شايد بياي شايد هم نياي
- خيلي خب ، خنده دار بود
766
00:40:27,900 --> 00:40:30,000
- بايد به کتاب فروشي برگرديم
- هنوز وقت داريم
767
00:40:30,100 --> 00:40:32,100
- از پروازت جا مي موني ، زودباش بريم
- خيلي خب
768
00:40:32,200 --> 00:40:34,000
مي تونيم تا اونجا پياده بريم
خوبه
769
00:40:34,200 --> 00:40:35,700
باشه
770
00:40:36,200 --> 00:40:39,900
- پس داري بر ميگردي نيويورک؟
- اره ، اره
771
00:40:41,500 --> 00:40:45,500
تو اون مقاله خوندم ازدواج کردي و بچه هم داري
عاليه
772
00:40:45,500 --> 00:40:48,000
اره ، چهار سالشه
773
00:40:48,100 --> 00:40:50,300
- اسمش چيه؟
- هنري ، هنک کوچولو
774
00:40:50,400 --> 00:40:53,200
- خيلي بامزه است
- اوه ، حتما
775
00:40:53,200 --> 00:40:56,100
- همسرت ، چيکار ميکنه
- تو دبستان درس ميده
776
00:40:56,600 --> 00:40:59,100
- تو بچه داري؟
- اره دو تا ،... لعنتي
777
00:40:59,200 --> 00:41:00,700
- چيه ؟
- اونا رو تو ماشين جا گذاشتم
778
00:41:00,700 --> 00:41:03,400
شيشيه هاي ماشين هم بالاست ، شش ماه پيش
به نظرت الان سالم اند؟
779
00:41:03,500 --> 00:41:06,100
نه شوخي کردم ، نه
ولي دوست دارم يه روز بچه دار بشم
780
00:41:06,200 --> 00:41:08,000
- الان امادگي اش رو ندارم
- نداري؟
781
00:41:08,100 --> 00:41:11,300
- منظورم اينه که بايد يه رابطه خوب داشته باشم
- اره خب ، خوبه
782
00:41:11,300 --> 00:41:13,400
- دوست پسرت چيکارست؟
- عکاس خبريه
783
00:41:13,500 --> 00:41:15,300
درباره جنگ کار مي کنه
784
00:41:15,400 --> 00:41:18,000
الان خيلي از اينجا دوره ، البته خوبه چون
الان خيلي سرم شلوغه
785
00:41:18,000 --> 00:41:22,100
اما خطرناک نيست؟ مگه خيلي هاشون در اين کار کشته نميشن؟
786
00:41:22,100 --> 00:41:25,400
قول داده کاراي خطرناک نکنه
اما من هميشه نگرانشم
787
00:41:25,400 --> 00:41:27,900
چون وقتي عکس مي گيره
از خود بيخود ميشه
788
00:41:28,000 --> 00:41:31,400
- منظورت چيه؟
- خب يه بار باهم تو دهلي نو بوديم
789
00:41:31,300 --> 00:41:32,800
داشتيم از کنار يه ولگرد رد ميشدي...
790
00:41:32,900 --> 00:41:35,200
- يه چي؟
- يه ولگرد ، يه بي خانمان
791
00:41:35,200 --> 00:41:36,600
خيلي خب ، درست
792
00:41:36,700 --> 00:41:40,600
به نظر نياز به کمک داشت ولي اولين واکنشش
اين بود که ازش عکس گرفت
793
00:41:40,500 --> 00:41:43,400
بهش نزديک شد و يقه اش رو درست کرد که قيافه اش بهتر بشه...
794
00:41:43,400 --> 00:41:45,200
اصلا به اون شخص اهميت نداد
795
00:41:45,200 --> 00:41:48,000
اما لزوما واسه انجام يه کار خوب
نبايد اين طوري رفتار کني
796
00:41:48,100 --> 00:41:49,400
اره ، منظورم اينه که...
797
00:41:49,500 --> 00:41:52,600
من در موردش قضاوت نمي کنم
کارايي که ميکنه خيلي حياتي و باورنکردنيه
798
00:41:52,700 --> 00:41:54,800
حرفم اينه که من هيچ وقت اين طوري کار نمي کنم
799
00:41:54,900 --> 00:41:56,600
بيا سوار قايق بشيم ، بيا
800
00:41:56,700 --> 00:41:58,000
- نه
- بيا ، خوش ميگذره
801
00:41:58,200 --> 00:42:00,500
- وقت نداري بايد بري
- داره حرکت ميکنه
802
00:42:00,600 --> 00:42:03,000
پانزده دقيقه ديگه وقت دارم
موبايل داري؟
803
00:42:03,100 --> 00:42:05,400
- اره
- خيلي خب ، من شماره راننده رو دارم
804
00:42:05,500 --> 00:42:07,600
بهش زنگ ميزنم و ميگم ايستگاه بعدي بياد دنبالم
805
00:42:07,700 --> 00:42:11,600
من تا حالا سوار اين قايق ها نشدم
واسه توريست هاست ، خجالت مي کشم
806
00:42:11,600 --> 00:42:12,900
خيلي خب ، باشه
807
00:42:16,100 --> 00:42:17,700
نه من پول دارم
808
00:42:18,400 --> 00:42:21,000
خيلي خب خيلي خب خيلي خب
809
00:42:24,300 --> 00:42:25,600
ممنون
810
00:42:25,700 --> 00:42:27,900
- پس حالا عاشقش هستي
- عاشق کي؟
811
00:42:28,000 --> 00:42:31,300
- همون عکاس جنگ
- اره ، البته
812
00:42:34,800 --> 00:42:37,000
موبايلت باهاته؟
813
00:42:37,100 --> 00:42:38,800
اوه اره
814
00:42:38,900 --> 00:42:40,700
- بذار ببينم
- خيلي خب
815
00:42:40,800 --> 00:42:42,100
چي بهش بگم؟
816
00:42:42,300 --> 00:42:44,500
بگو بياد اينجا
Quai Henri Quatre.
817
00:42:44,600 --> 00:42:47,400
اوه کجا؟
Quai
818
00:42:47,400 --> 00:42:50,200
Henri Quatre. Quai Henri Quatre.
819
00:42:50,200 --> 00:42:52,200
Henri Quatre.
820
00:42:52,300 --> 00:42:55,300
چه ات شده؟ نه نه ، ميخواي من بگم؟
821
00:42:55,400 --> 00:42:56,700
- هنري چهارم
- اره
822
00:42:56,900 --> 00:42:59,900
- بي خيال ، چرا از اول اينو نمي گي؟
- ببخشيد ، خيلي خب
823
00:43:11,400 --> 00:43:13,300
الو ، اقاي فيليپ؟
824
00:43:13,300 --> 00:43:16,000
اره ، فيليپ ، من جسي والاس هستم
825
00:43:16,100 --> 00:43:17,400
اره
826
00:43:17,600 --> 00:43:21,900
خب ، گوش کن ، من سوار قايقم ، باشه؟
827
00:43:21,800 --> 00:43:24,700
داريم ميريم به لنگرگاه هنري چهارم
828
00:43:24,800 --> 00:43:28,200
لنگرگاه هنري چهارم
مي دوني کجاست؟
829
00:43:28,200 --> 00:43:30,700
اره ، عاليه
چمدون هام با توئه ، درسته؟
830
00:43:30,800 --> 00:43:33,700
اره ، پس ما ميايم اونجا
نمي دونم ، ايستگاه بعديه
831
00:43:33,800 --> 00:43:36,200
خيلي خب
832
00:43:37,000 --> 00:43:39,500
- اوضاع خوبه؟
- اره ، اره
833
00:43:39,600 --> 00:43:41,500
اوه ، ووه
834
00:43:41,600 --> 00:43:44,300
گليساي نوتردام ، نگاش کن
- اوه ،ووه
835
00:43:44,400 --> 00:43:48,400
شنيدم وقتي المان ها پاريس رو اشغال کردن...
836
00:43:48,300 --> 00:43:50,000
موقع عقب نشيني...
837
00:43:50,100 --> 00:43:52,100
ميخواستن اين کليسا رو منفجر کنن...
838
00:43:52,200 --> 00:43:56,400
يه نفر رو گذاشتن که ضامن تکمه انفجار رو بزنه...
839
00:43:56,400 --> 00:43:59,400
ولي اون سرباز نتونست اون کار رو بکنه...
840
00:43:59,500 --> 00:44:03,200
اون از زيبايي اين کليسا خشکش زده بود...
841
00:44:03,200 --> 00:44:05,100
سپس نيروهاي متفقين وارد شهر شدن...
842
00:44:05,200 --> 00:44:08,600
اونا تمام مواد منفجره رو بدون اين که انفجاري رخ بده پيدا کردن
843
00:44:08,700 --> 00:44:12,400
عين همين مواد منفجره رو پايين برج ايفل و ...
844
00:44:12,400 --> 00:44:14,700
دو جاي ديگه پيدا کردن
845
00:44:14,700 --> 00:44:16,700
واقعيت داره؟
846
00:44:16,700 --> 00:44:19,800
نمي دونم ، من هميشه داستان رو دوست داشتم
847
00:44:19,900 --> 00:44:21,300
اره ، داستان فوق العاده ايه
848
00:44:21,400 --> 00:44:24,300
اما اين کليسا يه روز از بين ميره
849
00:44:24,300 --> 00:44:27,500
يه کليساي ديگه هم کنار رود سن وجود داشته
درست همون جا
850
00:44:27,600 --> 00:44:30,400
- چي ، درست همون جا؟
- اره
851
00:44:31,600 --> 00:44:34,100
اينجا فوق العاده است
تا حالا سوار نشده بودم
852
00:44:34,200 --> 00:44:36,800
- اره
- زيبايي هاي پاريس رو فراموش کرده بودم
853
00:44:36,900 --> 00:44:38,500
توريست بودن خيلي هم بد نيست
854
00:44:38,600 --> 00:44:41,100
- از اينکه منو سوار قايق کردي ممنونم
- خواهش مي کنم
855
00:44:41,200 --> 00:44:44,100
ميدوني ، کتابي که نوشتم يه جورايي شبيه يه ساختمونه
856
00:44:44,400 --> 00:44:48,500
چون نمي تونم جزييات اون زماني رو که
با هم گذرونديم فراموش کنم
857
00:44:48,600 --> 00:44:52,400
درست مثل ياداوريه مداومه
که يه زماني ما با هم بوديم
858
00:44:52,400 --> 00:44:55,300
يعني واقعي بود
و واقعا اتفاق افتاد
859
00:44:55,400 --> 00:44:57,400
خوشحالم که اينا رو ميگي چون...
860
00:44:57,500 --> 00:45:01,700
هميشه احساس عجيبي داشتم و نمي تونم اينجوري ادامه بدم
861
00:45:02,700 --> 00:45:06,000
ادما مشکلات و يا روابط خودشون رو دارن
862
00:45:06,000 --> 00:45:08,400
اونا از هم جدا ميشن و بعد فراموش ميکنن
863
00:45:08,500 --> 00:45:12,300
طوري ادامه ميدن که انگار فقط لباسشون رو عوض کردن
864
00:45:12,800 --> 00:45:16,000
من هيچ وقت نتونستم کسايي رو که
باهاشون بودم رو فراموش کنم
865
00:45:16,100 --> 00:45:21,600
چون هرکسي شخصيت خاص خودشو داشت
866
00:45:21,600 --> 00:45:26,500
هيچ کس جاي کس ديگه رو نمي گيره
کسي که رفته ديگه رفته
867
00:45:27,300 --> 00:45:31,500
با تموم شدن هرکدوم از روابطه هام من واقعا داغون ميشدم
هيچ وقت نتونستم خودم رو درباره جمع و جور کنم
868
00:45:31,500 --> 00:45:34,600
به خاطر همين واسه درگير شدن احساساتم خيلي مراقبم
869
00:45:34,700 --> 00:45:36,700
چون خيلي بهم اسيب ميزنه
870
00:45:36,800 --> 00:45:40,000
حتي وقتي سکس دارم هم
واقعا اون کار رو انجام نميدم
871
00:45:40,100 --> 00:45:43,000
چون دلم براش تنگ ميشه
يه اتفاق کاملا عادي
872
00:45:42,900 --> 00:45:45,600
ظاهرا من به چيزاي کوچيک خيلي اهميت ميدم
873
00:45:45,900 --> 00:45:48,200
شايد ديوونه باشم ولي وقتي يه دختر کوچولو بودم...
874
00:45:48,300 --> 00:45:51,200
مامانم ميگفت که من هميشه دير به مدرسه مي رسيدم
875
00:45:51,300 --> 00:45:53,600
يه روز دنبالم کرد تا ببينه چرا دير مي رسم
876
00:45:53,700 --> 00:45:58,000
من هميشه به برگ درختان بلوط نگاه مي کردم
که از درخت ميوفتن روي پياده رو
877
00:45:58,000 --> 00:46:03,800
يا به مورچه ها نگاه ميکردم که از خيابون رد ميشن يا
سايه اي که برگ ها روي تنه درخت ميندازن
878
00:46:03,700 --> 00:46:05,800
چيزاي کوچيک
879
00:46:06,100 --> 00:46:07,900
فکر کنم در ارتباط با ادمها هم همين طورم
880
00:46:08,400 --> 00:46:11,300
من درون شون جزييات کوچيکي مي بينم
که مختص خودشونه...
881
00:46:11,300 --> 00:46:15,400
و اونه که توجه منو جلب ميکنه و دلم براش تنگ ميشه
882
00:46:15,400 --> 00:46:16,900
هيچ کس جاي کس ديگه رو نمي گيره...
883
00:46:17,100 --> 00:46:21,000
چون همين چيزهاي خاص و زيباست که
شخصيت ادمها رو مي سازه
884
00:46:24,200 --> 00:46:27,500
مثلا يادمه که ريش ات يه ذره قرمزي توش داشت...
885
00:46:28,000 --> 00:46:30,700
و نور افتاب قرمزترش مي کرد...
886
00:46:30,800 --> 00:46:33,600
اون روز صبح قبل از اينکه تو بري
887
00:46:34,300 --> 00:46:38,200
يادمه و دلم براش تنگ شده
888
00:46:38,300 --> 00:46:39,600
واقعا ديوونم ، درسته؟
889
00:46:40,200 --> 00:46:44,100
الان مطمئنم که ميخواي بدوني چرا اون کتاب احمقانه رو نوشتم
890
00:46:44,100 --> 00:46:47,000
- چرا؟
- که تو اون کتاب رو بخوني...
891
00:46:47,100 --> 00:46:51,300
و من بتونم پيدات کنم و ازت بپرسم
"اون روز کدوم جهنمي بودي؟"
892
00:46:51,500 --> 00:46:53,700
نه ... واقعا فکر ميکردي منو پيدا کني؟
893
00:46:53,800 --> 00:46:58,300
جدي مي گم، فکر مي کردم با نوشتن اين کتاب
بتونم پيدات کنم
894
00:46:58,400 --> 00:47:00,400
باشه...ميدونم راست نمي گي
895
00:47:00,500 --> 00:47:02,800
ولي به هر حال لطفت رو ميرسونه
- ولي واقعيت داره
896
00:47:02,900 --> 00:47:05,400
به نظرت چه شانس ديکه اي داشتيم
که همديگه رو پيدا کنيم
897
00:47:06,100 --> 00:47:09,300
بعد از دسامبر اون سال تقريبا هيچ شانسي نداشتيم
898
00:47:09,500 --> 00:47:11,600
ولي ما واقعي نيستيم ، درسته؟
899
00:47:11,700 --> 00:47:14,800
ما فقط شخصيت هاي خيالي يه پيرزني هستيم...
900
00:47:14,900 --> 00:47:17,300
که داره توي بستر مرگ درباره جواني اش
خيال پردازي ميکنه
901
00:47:17,400 --> 00:47:19,500
پس بايد همديگه رو دوباره ملاقات مي کرديم
902
00:47:19,600 --> 00:47:23,500
اوه خداي من ، چرا اون روز نيومدي وين؟
903
00:47:24,400 --> 00:47:28,200
- گفتم که چرا نيومدم
- مي دونم ، فقط...
904
00:47:28,200 --> 00:47:30,400
کاش ميومدي
905
00:47:30,500 --> 00:47:32,700
زنگي مون مي تونست کاملا عوض بشه
906
00:47:32,800 --> 00:47:35,000
اينطور فکر مي کني؟
907
00:47:35,100 --> 00:47:36,700
قطعا
908
00:47:36,900 --> 00:47:40,000
شايد هم نميشد ، شايد اخرش از هم متنفر ميشديم
909
00:47:40,000 --> 00:47:42,900
چي ؟ همين جوري که الان از هم متنفريم؟
910
00:47:43,800 --> 00:47:48,200
شايد همين ملاقات اندک الان مون خوب باشه...
911
00:47:48,200 --> 00:47:52,400
که داريم تو اوج گرما قدم ميزنيم
912
00:47:52,700 --> 00:47:55,900
اوه ، خداي من ، چرا ما به هم ادرسي
يا تلفني نداديم؟
913
00:47:55,800 --> 00:47:58,000
چرا اين کار رو نکرديم؟
914
00:47:58,100 --> 00:48:00,400
چون جوون و احمق بوديم
915
00:48:00,500 --> 00:48:02,800
به نظرت الان هم همون جوري هستيم؟
916
00:48:02,900 --> 00:48:05,000
به نظرم وقتي ادم جوونه فکر مي کنه...
917
00:48:05,100 --> 00:48:07,600
مي تونه با خيلي ها ارتباط برقرار کنه
918
00:48:08,200 --> 00:48:10,800
ولي بعدا تو زندگي مي فهمي که اين اتفاق خيلي کم ميافته
919
00:48:10,900 --> 00:48:14,500
پس فکر ميکني ميتوني خرابش کني
مثل جدايي
920
00:48:14,500 --> 00:48:16,900
گذشته ها گذشته
يعني تقدير اين شکلي بوده
921
00:48:17,000 --> 00:48:19,600
واقعا به اين باور داري؟
که همه چيز دست تقديره؟
922
00:48:19,700 --> 00:48:23,700
خب ميدوني، دنيا هميشه همين طور بوده
923
00:48:23,800 --> 00:48:25,500
جدي؟
924
00:48:25,700 --> 00:48:29,600
اره ،وقتي يه همچين اتفاقات معيني ميافته
و هميشه اين اتفاقات تکرار ميشه
925
00:48:29,600 --> 00:48:32,600
مثلا وقتي دو عنصر هيدروژن و يک عنصر اکسيژن
با هم ترکيب ميشن هميشه اب بوجود مياد
926
00:48:32,700 --> 00:48:36,100
نه ، منظورم اينه که اگه مادربزرگت يه هفته
ديرتر فوت ميکرد چي ميشد ، ميفهمي؟
927
00:48:36,000 --> 00:48:38,700
يا اگه يه هفته يه حتي يه روز زودتر فوت ميکرد
928
00:48:38,700 --> 00:48:40,300
اون وقت همه چي عوض ميشد
929
00:48:40,400 --> 00:48:44,600
- نميشه اين جوري گفت
- خودم ميدونم ولي...
935
00:50:49,930 --> 00:50:55,129
930
00:48:50,100 --> 00:48:53,800
حتي ماه هاي قبل از ازدواجم هميشه به تو فکر مي کردم
931
00:48:53,900 --> 00:48:57,700
حتي وقتي تو ماشين نشسته بودم و دوستم داشت
منو به کليسا ميبرد...
932
00:48:57,700 --> 00:49:00,500
از پنجره ماشين به بيرون زل زده بودم
و فکر کردم تو رو ديدم
933
00:49:00,500 --> 00:49:02,700
نه خيلي دور از کليسا ، درست
934
00:49:02,800 --> 00:49:05,300
که داشتي چترت رو مي بستي وارد يه فروشگاه مي شدي
935
00:49:05,300 --> 00:49:09,000
کنار ساختمان سيزدهم خيابون برادوي
936
00:49:08,900 --> 00:49:12,500
فکر کردم ديوونه شدم ولي الان ميگم
شايد خودت بودي
937
00:49:13,100 --> 00:49:15,700
من تو ساختمون يازدهم همون خيابون زندگي مي کردم
938
00:49:16,400 --> 00:49:18,200
مي بيني ؟
939
00:49:19,400 --> 00:49:23,200
خب ، متاهل بودن چه احساسي داره ؟
خيلي درباره اش باهام حرف نزدي
940
00:49:23,900 --> 00:49:27,400
حرف نزدم؟ چقدر عجيبه
941
00:49:27,800 --> 00:49:31,700
نمي دونم ، تو دانشگاه با هم اشنا شديم
942
00:49:31,700 --> 00:49:38,100
يه دوره چند ساله با هم به هم زديم و
دوباره برگشتيم پيش هم و بعدش...
943
00:49:38,500 --> 00:49:42,700
چطوري بگم؟ وقتي پيش هم برگشتيم اون حامله بود و...
944
00:49:43,200 --> 00:49:44,800
اخر هم ازدواج کرديم
945
00:49:44,800 --> 00:49:46,900
چه شکليه؟
946
00:49:46,900 --> 00:49:50,000
اون يه معلم عاليه ، يه مادر خوب
947
00:49:50,000 --> 00:49:53,100
باهوشه ، خوشگله
948
00:49:53,100 --> 00:49:55,100
يادم مياد يه زماني به اين فکر مي کردم...
949
00:49:55,200 --> 00:49:57,600
که خيلي از مردها که من تحسين شون مي کردم...
950
00:49:57,700 --> 00:50:02,500
زندگي شون رو وقف چيزايي مهمتر از خودشون مي کردن
951
00:50:03,100 --> 00:50:05,800
پس چون مردهايي که تحسين شون مي کردي
متاهل بودن تو هم ازدواج کردي؟
952
00:50:05,800 --> 00:50:12,100
نه نه ، فکر مي کردم اين ايده برام بهترين چيزه
953
00:50:12,000 --> 00:50:13,700
و خواستم اين ايده رو دنبال کنم
954
00:50:13,800 --> 00:50:16,500
حتي اگه به قيمت ناديده گرفتن خودم باشه
955
00:50:16,600 --> 00:50:18,000
مي فهمي چي ميگم؟
956
00:50:18,200 --> 00:50:22,700
همون موقع يادم مياد به اين فکر مي کرم
که موضوع اين نيست همه چيز يه نفر باشي
957
00:50:22,700 --> 00:50:25,200
يعني هيچ کس نمي تونه همه چيز تو باشه
958
00:50:25,200 --> 00:50:28,100
و اينکه در نهايت اين عمل ساده واسه اثبات خودته...
959
00:50:28,200 --> 00:50:31,600
ميدوني ، انجام دادن مسئوليت هات
موضوع همينه
960
00:50:31,700 --> 00:50:35,400
منظورم اينه که اگه عشق ،
احترام و اعتماد و تحسين نيست پس چيه؟
961
00:50:35,300 --> 00:50:38,400
و من همه اونا رو احساس کردم ...
962
00:50:38,500 --> 00:50:41,300
اما الان احساس مي کنم دارم يه مهد کودک کوچيک رو اداره مي کنم...
963
00:50:41,400 --> 00:50:44,100
با کسي که باهاش قرار ميذاشتم ، درک مي کني؟
964
00:50:44,000 --> 00:50:45,900
احساس مي کنم يه راهب شدم
965
00:50:46,000 --> 00:50:50,900
تو چهار سال گذشته حتي ده بار هم با همسرم سکس نداشتم
966
00:50:51,100 --> 00:50:53,700
- چيه ؟ به من ميخندي؟
- نه
967
00:50:53,800 --> 00:50:56,600
- تاسف برانگيزه؟
- تو کدوم صومعه اي راهب ها سکس دارن؟
968
00:50:56,700 --> 00:51:00,000
خيلي خب ، مي دونم ، حتي از خيلي از راهب ها هم بهتر بلدم
969
00:51:00,100 --> 00:51:02,600
اما احساس مي کنم اگه يه نفر منو لمس مي کرد...
970
00:51:02,600 --> 00:51:04,800
مولکول هاي بدنم از هم جدا ميشدن
971
00:51:04,900 --> 00:51:07,700
خيلي خب رسيديم ، بايد بريم ، زود باش
972
00:51:07,700 --> 00:51:09,500
لعنتي
973
00:51:21,400 --> 00:51:24,400
- از شنيدنش ناراحت شدم
- از چي؟
974
00:51:24,500 --> 00:51:27,500
اين که از ازدواجت خوشحال نيستي
975
00:51:27,700 --> 00:51:30,300
- دوستم روانپزشکه
- خب چيکار ميکنه؟
976
00:51:30,400 --> 00:51:31,900
خودش ديوونه است ولي...
977
00:51:32,000 --> 00:51:35,300
نه ، اون ميگه با زوجهاي زيادي برخورد کرده
که از هم جدا شدن...
978
00:51:35,300 --> 00:51:37,400
به همين دليلي که تو گفتي
- اون دليل چيه؟
979
00:51:37,600 --> 00:51:40,300
همگي اونها بعد از چند سال زندگي مشترک
انتظار داشتن که...
980
00:51:40,300 --> 00:51:42,600
اشتياق و خواسته هاشون مثل روز اول باشه
981
00:51:42,700 --> 00:51:44,200
- اره ، درسته
- غير ممکنه
982
00:51:44,300 --> 00:51:45,700
و خدا رو شکر مي کنم ...
983
00:51:45,700 --> 00:51:49,500
که رابطه ما در اوج احساسات و اشتياق به پايان رسيد ، قبول داري؟
984
00:51:49,400 --> 00:51:51,200
مي تونست خيلي بد تر از اينا تموم بشه
985
00:51:51,400 --> 00:51:54,900
فکر مي کني مي تونستي کتابت رو تموم کني
اگه هر پنج دقيقه سکس داشتي؟
986
00:51:54,900 --> 00:51:57,500
من تو زندگي اماده مبارزه ام
987
00:51:57,600 --> 00:52:00,300
خيلي طبيعيه که همسرت بعد از تولد پسرت...
988
00:52:00,400 --> 00:52:03,000
همه عشقش رو به اون کوچولو بده و بايد اين کار رو ميکرده
- نه ،البته
989
00:52:03,100 --> 00:52:06,200
اگه همش حواسش به سکس با تو بود
مثل يه گربه وحشي رفتار ميکرد...
990
00:52:06,200 --> 00:52:08,000
هيچ معني اي نمي داد ، درسته؟
991
00:52:08,000 --> 00:52:11,600
چيزايي که ميگي درسته
ولي موضوع فقط سکس نيست
992
00:52:11,700 --> 00:52:13,900
نه ، ميدونم ، مشخصه
993
00:52:14,000 --> 00:52:15,600
من...
994
00:52:16,600 --> 00:52:19,800
مي دوني ، زوجها سردرگم ميشن
995
00:52:19,800 --> 00:52:22,000
من فکر مي کنم که ...
996
00:52:22,100 --> 00:52:26,100
مردها بايد احساس ضرورت عشق رو بکنن
ولي ديگه نمي کنن
997
00:52:26,100 --> 00:52:28,700
چون انگار رو پيشوني شون نوشته شده
که بايد سالهاي سال...
998
00:52:28,700 --> 00:52:30,500
نقش حامي و نون اور رو داشته باشن
999
00:52:30,500 --> 00:52:34,200
مثلا من يه زن قوي و مستقل در زندگي کاريم هستم
1000
00:52:34,200 --> 00:52:35,700
و نيازي ندارم که يه مرد غذاي منو بده
1001
00:52:35,900 --> 00:52:39,200
ولي در عين حال به يه مرد احتياج دارم
که منو دوست داشته باشه و منم دوسش دشته باشم
1002
00:52:40,400 --> 00:52:43,100
- راننده ات اونجاست
- اره
1003
00:52:43,100 --> 00:52:44,700
خب ، فکر کنم وقت خداحافظيه
1004
00:52:44,900 --> 00:52:46,600
- بهتره که شماره ات رو...
- نه نه
1005
00:52:46,600 --> 00:52:48,900
چرا نرسونم ات خونه ؟
1006
00:52:48,900 --> 00:52:51,300
- خب ، من ميتونم با مترو برم ، اينجوري راحتم
- نه ، من...
1007
00:52:51,300 --> 00:52:54,300
پروازم ساعت ده هست
ميتونم دو ساعت قبلش برسم
1008
00:52:54,300 --> 00:52:55,800
اينجوري بيشتر مي تونيم حرف بزني
1009
00:52:55,800 --> 00:52:58,000
- اقا ، ميشه...؟
- اخه سر راهت نيست
1010
00:53:12,000 --> 00:53:14,000
بهش گفتي کجا ميخواي بري؟
1011
00:53:14,000 --> 00:53:15,700
اره
1012
00:53:18,800 --> 00:53:21,200
- راه رو بلده؟
- اره
1013
00:53:21,300 --> 00:53:23,200
خوشحالم بالاخره يکي راه رو بلده
1014
00:53:23,300 --> 00:53:27,400
- ولي اين طوري بهتر از متروئه
- قطعا
1015
00:53:29,600 --> 00:53:34,000
فکر کنم برام بهتره که ديگه اين قدر موضوعات رو عاطفي نکنم
1016
00:53:34,000 --> 00:53:35,800
هميشه خيلي عذابم ميداده
1017
00:53:35,900 --> 00:53:39,400
هنوز ارزوهاي زيادي دارم که مربوط به
زندگي عشقيم نميشن
1018
00:53:39,500 --> 00:53:41,800
اين موضوع ناراحتم نمي کنه
ولي فکر کنم اين طوري بهتره
1019
00:53:41,900 --> 00:53:46,100
به خاطر همينه که با کسي که
هيچ وقت اينجا نيست دوست شدي؟
1020
00:53:46,000 --> 00:53:49,900
اره ، ظاهرا من نمي تونم با کسي
ارتباط روزمره داشته باشم
1021
00:53:50,000 --> 00:53:52,100
اره ، ما الان با هم خوشحاليم...
1022
00:53:52,200 --> 00:53:55,500
و اون رفته و منم دلم براش تنگ شده
ولي حداقل از درون داغون نميشم
1023
00:53:55,500 --> 00:53:57,900
وقتي يه نفر هميشه دور وربرم هست
احساس خفگي مي کنم
1024
00:53:58,000 --> 00:54:00,900
نه، صبر کن، تو همين الان گفتي
دوست داري عاشق باشي و عاشقت باشن
1025
00:54:01,000 --> 00:54:03,800
اره ولي اين کار خيلي زود حالم رو به هم ميزنه
1026
00:54:03,900 --> 00:54:05,400
فاجعه است
1027
00:54:05,400 --> 00:54:08,100
يعني من وقتي خودم تنهام واقعا خوشحالم
1028
00:54:08,200 --> 00:54:13,100
حتي تنها بودن از اينکه پيش عاشقت بشيني و
احساس تنهايي کني بهتره
1029
00:54:13,500 --> 00:54:15,500
رمانتيک بودن برام خيلي راحت نيست
1030
00:54:15,500 --> 00:54:19,000
رابطه ات رو اينجوري شروع ميکني و بعد از اينکه
يه چند باري ازت سو استفاده کردن...
1031
00:54:19,000 --> 00:54:23,300
مجبوري همه ارزوهات رو فراموش کني و
هر چي سر راه زندگي ات قرار ميگيره رو بپذيري
1032
00:54:23,800 --> 00:54:26,300
شايد اين واقعيت نداشته باشه
چون تا حالا کسي از من سواستفاده نکرده...
1033
00:54:26,400 --> 00:54:28,800
فقط رابطه هاي زيادي داشتم که خوب از اب در نيومدن
1034
00:54:28,800 --> 00:54:30,700
نه اينکه به من اهميت نداده باشن...
1035
00:54:30,700 --> 00:54:34,200
ولي هيچ وقت وابستگي يا اشتياقي وجود نداشته
1036
00:54:34,300 --> 00:54:36,500
حداقل از طرف من
1037
00:54:36,500 --> 00:54:39,200
خداي من ، متاسفم ، اين قدر بد بوده؟
1038
00:54:39,300 --> 00:54:41,300
نبوده ، درسته؟
1039
00:54:42,400 --> 00:54:45,200
ميدوني ، تا اين حد نبود فقط...
1040
00:54:45,200 --> 00:54:48,400
تا قبل از اينکه کتاب مسخره ات بخونم همه چي خوب بود
1041
00:54:48,800 --> 00:54:50,500
گند زد به زندگيم ، ميفهمي؟
1042
00:54:50,700 --> 00:54:53,400
يادم اومد که چقدر صادقانه عاشق بودم
1043
00:54:53,400 --> 00:54:55,600
چقدر به زندگي اميدوار بودم...
1044
00:54:55,700 --> 00:54:59,200
و حالا مثل اينه که ديگه به عشق هيچ اعتقادي ندارم
1045
00:54:59,200 --> 00:55:01,200
ديگه نسبت به ادم ها احساسي پيدا نمي کنم
1046
00:55:02,200 --> 00:55:05,900
انگار همه عشق و احساسم رو اون شب جا گذاشتم
1047
00:55:05,800 --> 00:55:08,300
هيچ وقت نتونستم دوباره اون احساس رو تجربه کنم
1048
00:55:08,400 --> 00:55:10,900
مثل اينکه يه جورايي اون شب همه چيزم رو ازم گرفته
1049
00:55:11,000 --> 00:55:13,400
و حالا دارم اينا رو برات ميگم
تو دوباره ميذاري ميري
1050
00:55:13,500 --> 00:55:15,400
احساس افسردگي بهم دست ميده
انگارکه عشق هيچ وقت برام اتفاق نيافتاده
1051
00:55:15,500 --> 00:55:18,200
باور نمي کنم
باور نمي کنم
1052
00:55:19,400 --> 00:55:23,600
ميدوني چيه؟ عشق و واقعيت تو زندگي من
در تضاد با هم اند
1053
00:55:23,600 --> 00:55:27,900
مسخره است ، همه دوست پسرهاي قبليم مجرد بودن...
1054
00:55:27,800 --> 00:55:30,700
با هم ميرفتيم بيرون و وقتي به هم مي زديم
اونا ازدواج مي کردن
1055
00:55:30,800 --> 00:55:34,300
و بعد بهم زنگ ميزدن و ازم تشکر ميکردن
که بهشون ياد دادم عشق چيه
1056
00:55:34,300 --> 00:55:36,800
و اينکه چطور ازم ياد گرفتن که به خانوم ها اهميت بدن
و بهشون احترام بذارن
1057
00:55:36,800 --> 00:55:39,200
- فکر کنم منم يکي از اونا هستم
- ميخوام همشون رو بکشم
1058
00:55:39,300 --> 00:55:43,000
چرا از من تقاضاي ازدواج نمي کردن؟
حتي اگه جواب رد ميدادم بايد ازم تقاضا ميکردن
1059
00:55:42,900 --> 00:55:46,700
ميدونم تقصير خودمه چون
هيچ وقت احساس نکردم که مرد مناسبي رو پيدا کردم
1060
00:55:46,900 --> 00:55:50,100
هيچ وقت ، اما تعريف يه مرد مناسب
که بتونه عشق زندگي ات باشه چيه؟
1061
00:55:50,000 --> 00:55:53,400
احمقانه است که ما فقط ميتونيم با يه شخص ديگه کامل ميشيم
1062
00:55:53,500 --> 00:55:55,800
- زشته ، درسته؟
- من ميتونم حرف بزنم؟
1063
00:55:55,900 --> 00:55:59,300
فکر کنم به خاطر اينه که چون تا حالا چند بار قلبم شکسته
و درباره خودم رو جمع کردم
1064
00:55:59,300 --> 00:56:01,900
به خاطر همين الان ديگه هيچ تلاشي واسه يه شروع ديگه نمي کنم
1065
00:56:02,000 --> 00:56:04,800
- چون ميدونم خوب از اب در نمياد
- نميتوني اين کار رو بکني
1066
00:56:04,900 --> 00:56:06,800
نمي توني همه زندگي رو در تلاش باشي
که از غصه دوري کني
1067
00:56:06,900 --> 00:56:08,700
- بايد هزينه اش رو...
- اينا فقط حرفه
1068
00:56:08,700 --> 00:56:10,200
نمي خوام ديگه پيشت باشم
1069
00:56:10,400 --> 00:56:12,500
- ماشين رو نگه دار ، ميخوام پياده شم
- نه نه
1070
00:56:12,600 --> 00:56:14,500
- به حرفت ادامه بده
- نمي خوام ادامه بدم
1071
00:56:14,600 --> 00:56:16,900
بهم دست نزن مي فهمي
ميخوام تاکسي بگيرم
1072
00:56:19,500 --> 00:56:21,900
نه نه ، اين کار رو نکن ، راهت رو برو
1073
00:56:22,000 --> 00:56:25,600
گوش کن ، من واقعا خوشحالم که...
متشکرم ، فقط راهت رو برو
1074
00:56:25,500 --> 00:56:27,200
خيلي خب
1075
00:56:28,500 --> 00:56:32,200
ببين، من خيلي خوشحالم که پيشت هستم
1076
00:56:32,200 --> 00:56:35,600
خيلي خوشحالم که فراموشم نکردي ، درست؟
1077
00:56:35,600 --> 00:56:38,300
نه ، من نيستم
و خيلي هم عصبانيم ميکنه ، مي فهمي؟
1078
00:56:38,400 --> 00:56:42,100
تو مياي پاريس
عاشقانه و متاهل
1079
00:56:42,100 --> 00:56:43,500
دهنت رو سرويس ، مي فهمي؟
1080
00:56:44,300 --> 00:56:46,600
منو دچار ترديد نکن
منم نميخوام اين کار رو با تو بکنم
1081
00:56:46,700 --> 00:56:49,200
منظورم اينه که همه نياز من يه مرد متاهل نيست
1082
00:56:49,700 --> 00:56:53,100
تو که تنها مرد روي زمين نيستي
1083
00:56:53,000 --> 00:56:55,500
خاطرات ما براي هميشه از بين رفته
1084
00:56:55,600 --> 00:56:58,500
تو اين حرف رو ميزني ، ولي حتي يادت نمياد
که ما با هم سکس داشتيم
1085
00:56:58,600 --> 00:57:01,400
البته که يادمه
1086
00:57:02,400 --> 00:57:04,800
- يادته؟
- اره
1087
00:57:04,900 --> 00:57:08,200
- زنها بعضي وقت ها وانمود ميکنن که نمي دونن ، نمي دونم چرا
- واقعا؟
1088
00:57:08,300 --> 00:57:12,300
انتظار داشتي چي بگم ؟ بگم که
يادم مياد توي پارک باهم مشروب خورديم ...
1089
00:57:12,300 --> 00:57:15,800
و به اسمون نگاه ميکرديم تا وقتي که ستاره ها رفتن و
خورشيد طلوع کرد
1090
00:57:15,800 --> 00:57:19,200
ما دوبار با هم سکس داشتيم ، الاغ
1091
00:57:20,400 --> 00:57:24,200
خيلي خب ، ميدوني چيه؟
از اينکه ديدمت واقعا خوشحالم
1092
00:57:24,200 --> 00:57:27,600
حتي اگه يه ادم ديوونه رواني شده باشي
1093
00:57:27,700 --> 00:57:31,200
هنوزم دوستت دارم و
هنوز از کنارت بودن لذت مي برم
1094
00:57:31,700 --> 00:57:36,000
منم همين حس رو دارم ، متاسفم
نمي دونم چه مرگم شده ، فقط...
1095
00:57:36,000 --> 00:57:38,500
- بايد خودم رو خالي کنم
- نگرانش نباش
1096
00:57:38,500 --> 00:57:41,200
من توي زندگي عشقيم واقعا بدبختم
1097
00:57:41,200 --> 00:57:44,400
هميشه تو اين زمينه مثل ديوونه ها رفتار کردم
1098
00:57:44,400 --> 00:57:47,500
اما دارم از ذرون مي ميرم
دارم ميميرم چون ديگه هيچ احساسي برام باقي نمونده
1099
00:57:47,600 --> 00:57:51,300
نه درد رو احساس مي کنم و نه ديگه اشتياقي دارم
حتي ديگه عصباني هم نمي شم ، فقط...
1100
00:57:51,300 --> 00:57:54,000
فکر کردي تو تنها ادمي هستي
که داره از درون مي نيره؟
1101
00:57:54,100 --> 00:57:58,300
تک تک دقايق زندگي من بده
1102
00:57:58,300 --> 00:57:59,600
- متاسفم
- نه نه
1103
00:57:59,800 --> 00:58:02,700
يعني تنها دلخوشيم اينه که پسرم رو ببرم بيرون
1104
00:58:02,700 --> 00:58:04,400
پيش مشاوره خانواده رفتم
1105
00:58:04,500 --> 00:58:07,100
کارهايي کردم که هيچ وقت فکرش رو هم نمي کردم
1106
00:58:07,200 --> 00:58:10,100
شمع روشن کردم ، براش کتب خريدم
لباس خريدم
1107
00:58:10,100 --> 00:58:12,500
- شمع کمکت کرد؟
- نه اصلا
1108
00:58:12,500 --> 00:58:15,000
اون طوري که زنم ميخواد من عاشقش نيستم
1109
00:58:15,100 --> 00:58:19,500
و حتي هيچ اينده اي واسه خودمون نمي بينم
و به پسرم نگاه مي کنم...
1110
00:58:19,500 --> 00:58:22,900
که پشت ميز درکنارم نشسته و من به اين فکرم
که بايد هر سختي رو تحمل کنم
1111
00:58:23,000 --> 00:58:25,300
که تمام لحظات زندگي پسرم کنارش باشم
1112
00:58:25,400 --> 00:58:27,300
من نميخوام به خاطر يه نفر همه زندگي ام رو از دست بدم
1113
00:58:27,400 --> 00:58:31,700
اما از طرفي هيچ لذت يا صداي خنده اي توي خونه ام وجود نداره ، مي فهمي؟
1114
00:58:31,700 --> 00:58:35,400
- نمي خوام تو همچين شرايطي بزرگ بشه
- هيچ صداي خنده اي نيست ؟وحشتناکه
1115
00:58:35,400 --> 00:58:37,400
پدر و مادرم 35 سال با هم زندگي کردن
1116
00:58:37,400 --> 00:58:39,800
. حتي وقت هايي که با هم دعوا مي کردن
اخرش به خنده ختم ميشد ، مثل ديوونه ها
1117
00:58:39,800 --> 00:58:43,600
نمي خوام از اون کسايي باشم که
در سن 52 سالگي طلاق مي گيرن...
1118
00:58:43,600 --> 00:58:48,000
و ميشينن و گريه مي کنن
و ميگن که هيچ وقت عاشق همسرشون نبودن
1119
00:58:48,000 --> 00:58:53,000
و احساس ميکنن که زندگي شون کاملا نابود شده
1120
00:58:53,000 --> 00:58:56,600
ميدوني ، من يه زندگي خوب ميخوام
و همين رو هم واسه همسرم ميخوام
1121
00:58:56,600 --> 00:58:58,800
اون لياقتش رو داره
1122
00:58:58,900 --> 00:59:02,300
اما الان فقط وانمود مي کنيم که يه زوج مسئوليت پذير هستيم
1123
00:59:02,300 --> 00:59:06,300
طوري زندگي مي کنيم که مردم از يه زوج عادي انتظار دارن
1124
00:59:07,800 --> 00:59:11,700
اما من ، در خواب يه رويا هايي مي بينم
1125
00:59:12,900 --> 00:59:14,300
چه خوابي؟
1126
00:59:14,400 --> 00:59:17,900
خواب مي بينم که
1127
00:59:18,200 --> 00:59:20,200
روي سکوي مترو ايستادم
1128
00:59:21,400 --> 00:59:24,500
و تو سوار يه قطار داري از جلوم رد ميشي
1129
00:59:24,500 --> 00:59:28,900
همان طور ميري و ميري و ميري
1130
00:59:29,000 --> 00:59:30,800
و من که شديدا عرق کردم از خواب مي پرم
1131
00:59:31,000 --> 00:59:33,200
و باز يه خواب ديگه مي بينم ...
1132
00:59:33,400 --> 00:59:37,200
که حامله اي و توي تختخواب بدون لباس کنارم خوابيدي...
1133
00:59:37,200 --> 00:59:41,000
و من بدجور ميخوام بدنت رو لمس کنم
ولي تو نميذاري و روت رو برميگردوني
1134
00:59:41,000 --> 00:59:45,400
و من ... و من بازم لمست مي کنم
1135
00:59:45,500 --> 00:59:50,000
درست روي پات ، پوست بدنت واقعا نرمه
ولي بعد هق هق کنان از خواب مي پرم
1136
00:59:50,400 --> 00:59:53,900
و ميبينم همسرم کنارم نشسته و داره به من نگاه ميکنه
و من احساس مي کنم ميليونها کيلومتر ازش فاصله دارم
1137
00:59:54,000 --> 00:59:58,000
و فکر مي کنم که يه اشکالي اين وسط هست که من ...
1138
00:59:58,000 --> 01:00:00,000
اوه خداي من ، که من ديگه نمي تونم اين طور ادامه بدم
1139
01:00:00,100 --> 01:00:02,600
تو زندگي عشق خيلي از تعهد مهم تره
1140
01:00:02,700 --> 01:00:05,500
اما در عين حال فکر مي کنم که شايد ...
1141
01:00:05,600 --> 01:00:07,500
داشتن يه زندگي عاشقانه رو فراموش کردم
1142
01:00:07,500 --> 01:00:10,800
و شايد کل اون زندگي رو
1143
01:00:10,900 --> 01:00:13,700
در اون روزي که سر قرار نيومدي جا گذاشته باشم
1144
01:00:13,600 --> 01:00:16,400
ميفهمي ، فکر مي کنم همچين اتفاقي برام افتاده
1145
01:00:17,500 --> 01:00:19,700
چرا اينا رو بهم ميگي؟
1146
01:00:20,500 --> 01:00:24,700
متاسفم ، نميدونم
1147
01:00:25,600 --> 01:00:27,500
نبايد مي گفتم
1148
01:00:27,600 --> 01:00:29,200
ميدوني ، خيلي عجيبه
1149
01:00:29,400 --> 01:00:33,400
مردم فکر ميکنن فقط خودشون زندگي سختي دارن
1150
01:00:33,400 --> 01:00:37,700
منظورم اينه که وقتي اون مقاله رو درباره ات خوندم
فکر کردم زندگي ات خيلي عاليه
1151
01:00:37,800 --> 01:00:41,700
يه همسر ، يه بچه ، يه کتاب موفق
1152
01:00:42,200 --> 01:00:45,500
اما زندگي شخصي ات داغون تر از زندگي منه
1153
01:00:45,600 --> 01:00:47,900
متاسفم
1154
01:00:48,000 --> 01:00:51,100
خب ، از اين بابت خوشحالم
1155
01:00:53,500 --> 01:00:56,800
- خونه ات اينجاست؟
- اره
1156
01:00:57,600 --> 01:01:01,800
حالا از اينکه زندگي من از زندگي تو
اشغال تره اروم شدي؟
1157
01:01:01,700 --> 01:01:03,600
اره ، باعث شدي احساس بهتري داشته باشم
1158
01:01:03,700 --> 01:01:05,800
خوبه ، خوشحالم
1159
01:01:06,000 --> 01:01:08,400
نه ، واقعا بهترين ها رو برات ارزو ميکنم
1160
01:01:08,500 --> 01:01:12,100
نه به خاطر اينکه هيچ وقت نتونستم يه رابطه خوب
يا يک خونواده داشته باشم
1161
01:01:12,100 --> 01:01:14,200
به اين خاطر که نميخوام هيچ کسي مثل من زندگي بدي داشته باشه
1162
01:01:14,300 --> 01:01:16,700
مطمئنم يه روز مادر فوق العده اي ميشي
1163
01:01:16,700 --> 01:01:18,200
- واقعا، اين طور فکر ميکني
- اره
1164
01:01:18,400 --> 01:01:21,500
فقط يه کمي داروي ضدافسردگي نياز داري
1165
01:01:22,100 --> 01:01:25,000
- خيلي خب ، بگو ايست
- ايست
1166
01:01:25,300 --> 01:01:28,000
- خيلي خب
- حاضري ؟
1167
01:01:37,600 --> 01:01:41,800
- خب ميخوام يه کاري بکنم
- چي؟
1168
01:01:44,000 --> 01:01:48,400
ميخوام بدونم هنوز اينجايي يا مولکول هاي بدنت از هم جدا ميشن؟
1169
01:01:49,200 --> 01:01:51,200
خب چطورم؟
1170
01:01:51,200 --> 01:01:53,200
هنوز اينجايي
1171
01:01:53,200 --> 01:01:55,400
خوبه، اينجا بودن رو دوست دارم
1172
01:01:59,000 --> 01:02:00,600
خونه ات همين جاست؟
1173
01:02:00,700 --> 01:02:02,400
نه ، اون پايين زندگي مي کنم
1174
01:02:02,500 --> 01:02:04,700
- اون پايين؟
- اره
1175
01:02:04,800 --> 01:02:07,300
اقا ، من با ايشون تا دم در خونه مي رم
1176
01:02:15,900 --> 01:02:17,200
باور نکردنيه
1177
01:02:17,300 --> 01:02:20,000
- اينجا زندگي مي کني؟
- اره
1178
01:02:20,100 --> 01:02:23,300
- چند وقته اينجايي؟
- چهار سال
1179
01:02:24,600 --> 01:02:26,800
- يه چيزي رو بهم بگو
- چي؟
1180
01:02:26,800 --> 01:02:28,500
درباره اون خواب هات بهم راست گفتي؟
1181
01:02:28,700 --> 01:02:31,400
يا اونا رو گفتي که مخ منو بزني؟
1182
01:02:31,400 --> 01:02:33,000
اره ، گفتم که مخت رو بزنم
1183
01:02:33,100 --> 01:02:35,600
- هميشه اين کار رو مي کنم
- اوه، خيلي خب ، جواب ميده؟
1184
01:02:35,800 --> 01:02:38,600
بعضي وقتها
1185
01:02:39,600 --> 01:02:43,100
گربه من اونجاست، خيلي نازه
نگاش کن
1186
01:02:43,100 --> 01:02:44,900
مي دوني از چي اين گربه خوشم وياد؟
1187
01:02:45,100 --> 01:02:47,400
هرروز صبح ميارمش تو حياط...
1188
01:02:47,500 --> 01:02:52,200
و هرروز طوري نگاه ميکنه که انگار بار اولشه
که ميارمش حياط
1189
01:02:52,200 --> 01:02:56,300
هرگوشه ، هر درخت ، هر گياه
1190
01:02:56,200 --> 01:02:58,700
همه چي رو با دماغ کوچيکش بو مي کنه
1191
01:02:58,800 --> 01:03:02,800
اوه ، خيلي گربه ام رو دوست دارم
1192
01:03:03,900 --> 01:03:05,800
- اسمش چيه؟
- "چه"
1193
01:03:06,300 --> 01:03:08,200
"چه"؟
1194
01:03:09,700 --> 01:03:12,100
- چيه؟
- کمونيست
1195
01:03:13,400 --> 01:03:16,300
نه ، چه به ارژانتيني يعني سلام
1196
01:03:16,400 --> 01:03:18,900
- خيلي خب
- اره
1197
01:03:18,900 --> 01:03:22,700
اوه ، عزيزم
1198
01:03:25,700 --> 01:03:29,500
يه مهموني کوچيک داريم
خيلي خوش ميگذره
1199
01:03:39,100 --> 01:03:40,900
- خب
- خب
1200
01:03:56,400 --> 01:04:00,900
ميدوني چيه؟ ميخوام يکي از اهنگهات رو برام اجرا کني
1201
01:04:00,900 --> 01:04:03,000
- از پروازت جا مي موني
- نه نمي مونم
1202
01:04:03,100 --> 01:04:06,000
هنوز يه ساعت ديگه وقت دارم
1203
01:04:06,100 --> 01:04:09,000
ارزومه که يکي از اهنگهات رو برام اجرا کني
1204
01:04:09,100 --> 01:04:11,300
فقط يکي؟ خيلي خب ولي سريع
1205
01:04:11,400 --> 01:04:13,200
باشه
1206
01:04:18,200 --> 01:04:21,500
اوه خدايا ، من عاشق اين پله هاي قديمي ام
1207
01:04:58,000 --> 01:05:00,300
- اينو نگه دار
- چي ، من؟
1208
01:05:00,400 --> 01:05:02,400
سلام رفيق
1209
01:05:03,300 --> 01:05:05,400
"چه"
1210
01:05:16,400 --> 01:05:20,100
- چاي ميخوري؟
- اره ، حتما
1211
01:05:20,500 --> 01:05:22,100
ووه
1212
01:05:23,000 --> 01:05:26,500
- بابونه بريزم؟
- اره ، عاليه
1213
01:05:26,500 --> 01:05:28,700
- مرسي
- به هم ريخته؟
1214
01:05:28,800 --> 01:05:32,500
- فکر مي کني اپارتمانم به هم ريخته است؟
- نه نه يه چيز ديگه گفتم
1215
01:05:32,600 --> 01:05:36,100
- Merci beaucoup.
- Ah, merci.
1216
01:05:36,100 --> 01:05:39,900
ميخواستم بهت بگم فرانسوي ات خيلي بهتر شده
1217
01:05:39,900 --> 01:05:41,300
- واقعا؟
- اره
1218
01:05:41,300 --> 01:05:43,900
اره ، در يادگيري زبان استادي
1219
01:05:44,600 --> 01:05:47,700
خيلي خب ، خيلي خب
چه اهنگي ميخواي برام اجرا کني؟
1220
01:05:49,700 --> 01:05:52,700
نه ، نمي تونم ، خجالت ميکشم
1221
01:05:52,700 --> 01:05:56,300
نه اصلا ، من ديگه اومدم بالا
نمي توني سرم کلاه بذاري
1222
01:05:56,400 --> 01:05:58,400
يه اهنگ ، هر چي خودت دوست داري
1223
01:05:58,600 --> 01:06:00,400
ولي گوش کن ، اخه بهم مي خندي
1224
01:06:00,400 --> 01:06:01,900
- اين طور فکر مي کني؟
- اره
1225
01:06:02,100 --> 01:06:04,100
من شک دارم
1226
01:06:06,600 --> 01:06:08,000
خيلي خب
1227
01:06:08,200 --> 01:06:10,600
چي برات اجرا کنم
1228
01:06:10,600 --> 01:06:13,000
سه تا اهنگ به انگليسي ساختم
1229
01:06:13,000 --> 01:06:14,400
يکي اش درباره گربه ام هست
1230
01:06:14,500 --> 01:06:18,500
يکي درباره دوست پسر قبلي ام ،
يعني دوتا قبلي ام
1231
01:06:18,500 --> 01:06:21,000
و يکي هم در مورد...
1232
01:06:21,300 --> 01:06:24,700
خب ، يه والس کوتاهه
1233
01:06:24,700 --> 01:06:26,800
يه والس ؟ اره
1234
01:06:27,000 --> 01:06:29,100
- والس رو بزن
- خب
1235
01:06:29,200 --> 01:06:31,600
مدتي ميشه که ساز نزدم
مطمئني؟
1236
01:06:34,700 --> 01:06:36,200
باشه
1237
01:06:36,900 --> 01:06:39,200
خيلي خب ، والس
1238
01:06:50,800 --> 01:06:55,300
بذار برات يه اهنگ والس بخونم
1239
01:06:55,200 --> 01:07:00,000
که سريع و بي مقدمه به ذهنم رسيد
1240
01:07:00,000 --> 01:07:04,500
بذار برات يه اهنگ والس بخونم
1241
01:07:04,500 --> 01:07:08,400
درباره اون اتفاق يک شب
1242
01:07:09,300 --> 01:07:15,000
اون شب به خاطر من اونجا بودي
1243
01:07:14,900 --> 01:07:20,800
تمام چيزي که هميشه در زندگي ارزويش را داشتم
1244
01:07:20,800 --> 01:07:24,400
ولي الان تو رفته اي
1245
01:07:24,300 --> 01:07:28,600
خيلي دور رفته اي
1246
01:07:29,400 --> 01:07:34,000
همه راه هاي منتهي به جزيره باراني ات
1247
01:07:34,000 --> 01:07:39,900
براي تو بود ، فقط براي اون شب بود
1248
01:07:39,800 --> 01:07:42,700
اما براي من وجود تو خيلي بيشتر ارزش داشت
1249
01:07:42,900 --> 01:07:45,600
درست همون طور که خودت ميدوني
1250
01:07:46,400 --> 01:07:49,400
به حرفهاي ديگران اهميتي نمي دم
1251
01:07:49,500 --> 01:07:54,400
مي دونم که اون روز وجودت برايم چه معني داشت
1252
01:07:54,400 --> 01:07:59,200
فقط يه فرصت دوباره مي خواهم
1253
01:07:59,200 --> 01:08:04,200
فقط يک شب ديگر مي خواهم
1254
01:08:05,200 --> 01:08:11,100
حتي اگر درست به نظر نيايد
1255
01:08:11,100 --> 01:08:15,100
تو برايم بسيار با معني تر هستي
1256
01:08:15,100 --> 01:08:19,400
از هر کسي که تا الان ميشناختم
1257
01:08:19,400 --> 01:08:25,700
فقط يه شب ديگر در کنار تو ، "جسي" کوچولوي من
1258
01:08:25,700 --> 01:08:30,800
به هزار شب در کنار ديگران مي ارزد
1259
01:08:31,600 --> 01:08:35,000
ديگر هيچ تلخي در زندگي ندارم ، شيرين من
1260
01:08:35,200 --> 01:08:40,300
اين اتفاق يک شبه را فراموش نخواهم کرد
1261
01:08:40,200 --> 01:08:46,300
حتي فردا ، در اغوش ديگري
1262
01:08:46,300 --> 01:08:52,300
قلبم تا لحظه مرگ در کنار تو مي ماند
1263
01:08:56,100 --> 01:09:00,900
بذار برات يه اهنگ والس بخونم
1264
01:09:00,800 --> 01:09:05,900
که سريع و بي مقدمه به ذهنم رسيد
1265
01:09:05,800 --> 01:09:10,700
بذار برات يه اهنگ والس بخونم
1266
01:09:10,700 --> 01:09:15,900
درباره اون يک شب عاشقانه
1267
01:09:32,100 --> 01:09:35,700
- نه ، يکي ديگه ، خواهش مي کنم ، خواهش مي کنم
- نه ، قرارمون همين بود
1268
01:09:35,800 --> 01:09:38,300
فقط يه اهنگ ، نه نه نه
1269
01:09:38,400 --> 01:09:40,900
الان ميتوني چاي ات رو بخوري و بعد...
1276
01:12:45,310 --> 01:12:47,676
- خيلي خب ، بذار يه سوال ازت بپرسم
- چي؟
1270
01:09:48,400 --> 01:09:51,700
اسم هر کسي رو که اينجا براش ميخوني تو اهنگت ميذاري؟
1271
01:09:52,200 --> 01:09:53,500
اره ، البته
1272
01:09:53,600 --> 01:09:57,700
فکر کردي اون اهنگ رو واسه تو نوشتم؟
ديوونه شدي؟
1273
01:10:01,700 --> 01:10:04,100
اين تويي؟ سلين کوچولوي چشم چپکي؟
1274
01:10:04,200 --> 01:10:06,800
- اره ، خنده داره
- نازه
1275
01:10:08,000 --> 01:10:11,400
- مادربزرگته؟
- اره
1276
01:10:12,900 --> 01:10:15,000
اوه ووه
1277
01:10:15,300 --> 01:10:18,400
- عسل هم ميخواي؟
- اره ، حتما
1278
01:11:05,900 --> 01:11:08,200
تا حالا "نينا سيمون" رو تو کنسرت ديدي؟
1279
01:11:08,300 --> 01:11:10,800
نه ، هيچ وقت
باورم نميشه که مرده باشه
1280
01:11:11,000 --> 01:11:12,500
مي دونم ، خيلي غم انگيزه
1281
01:11:13,600 --> 01:11:15,000
متشکرم
1282
01:11:15,100 --> 01:11:17,100
داغه
1283
01:11:19,000 --> 01:11:21,800
دوبار تو کنسرت ديدمش
1284
01:11:22,300 --> 01:11:24,600
خيلي عالي بود
1285
01:11:24,700 --> 01:11:27,700
يکي از اهنگ هاي اونه که من خيلي دوسش دارم
1286
01:11:42,800 --> 01:11:44,100
خيلي عالي بود
1287
01:11:46,000 --> 01:11:48,300
توي کنسرت خيلي هم با مزه بود
1288
01:11:48,300 --> 01:11:52,500
اون هميشه دقيقا وسط اهنگ
1289
01:11:52,500 --> 01:11:54,300
اهنگ رو قطع ميکرد
1290
01:11:54,400 --> 01:11:58,500
و از پشت پيانو بلند ميشد و
ميومد لبه صحنه
1291
01:11:58,500 --> 01:12:00,900
اين طوري ، خيلي اروم
1292
01:12:03,500 --> 01:12:06,800
و با يکي از حاضران شروع ميکرد به حرف زدن
1293
01:12:06,900 --> 01:12:10,300
اوه اره عزيزم اوه اره
1294
01:12:10,800 --> 01:12:13,100
منم تو رو دوست دارم
1295
01:12:13,400 --> 01:12:17,900
و برميگشت و بدون عجله وقت رو ميگذروند
1296
01:12:17,900 --> 01:12:21,300
يه باسن بزرگ و خوشگل داشت
1297
01:12:21,400 --> 01:12:22,900
و تکونش ميداد
1298
01:12:24,500 --> 01:12:29,300
و بعد ميرفت پشت پيانو و ادامه اهنگ رو اجرا ميکرد
1299
01:12:30,600 --> 01:12:32,300
و بعدش ،
1300
01:12:32,300 --> 01:12:34,800
وسط يه اهنگ ، اهنگ ديگه اي شروع ميکرد
1301
01:12:34,900 --> 01:12:38,700
و بعد دوباره قطعش ميکرد و اينطوري ميگفت
1302
01:12:38,700 --> 01:12:42,700
تو اونجايي ، ميتوني اون يارو رو تکون بدي
1303
01:12:43,400 --> 01:12:45,500
باحالي
1304
01:13:05,600 --> 01:13:07,600
اوه اره
1305
01:13:11,000 --> 01:13:15,300
عزيزم داري از پروازت جا ميموني
1306
01:13:16,300 --> 01:13:18,200
ميدونم
1307
01:16:55,900 --> 01:16:57,900
[ENGLISH]