1
00:00:00,105 --> 00:00:01,000
تيــــم تــرجـــمــه ســـايــــت
.:: https://WwW.RapidBaz.Org ::.
تقــديـــم مــي کــند
2
00:00:01,001 --> 00:00:05,402
حالا که ما يه قلمرو برايِ خودمون
داريم ، بايد چيکار کنيم؟
3
00:00:05,702 --> 00:00:11,604
من ميدونم. هزاران هزار خدمتکار ميگيريم
.تا کفشهامونُ برق بندازن
4
00:00:11,704 --> 00:00:16,406
.بابا بيا بريم خونه-
ولي من نميتونم برگردم-
الان پليس کلِ پارک مرکزي رو
.برا پيدا کردنِ من زير و رو کرده
5
00:00:16,605 --> 00:00:21,708
.ولي ما که نميتونيم اينجا بمونيم-
.دارم بويِ غولها رو حس ميکنم-
.داره بويِ غولها رو حس ميکنه-
6
00:00:23,509 --> 00:00:28,210
يه پارتيِ کفش ميگيريم و
.هر ساعت 6 بار کفش عوض ميکنيم
7
00:00:28,410 --> 00:00:33,612
و هر کي با کفشهايِ کثيف بياد
.لتُ پارش ميکنيم
8
00:00:41,314 --> 00:00:46,816
.زود باشيد، دنبالم بياين-
.نه، يه دقيقه صبر کن-
ما الان کجاييم؟
9
00:00:47,917 --> 00:00:51,118
ما الان تو قسمتِ جنوبيِ
،قلمرو من هستيم
10
00:00:51,318 --> 00:00:55,419
همون جايي که مادر خوانده ام به من
.حمله کرد و منُ به سگ تبديل کرد
11
00:00:55,619 --> 00:01:01,322
به اينجا ميگن زندان يادبود سفيد برفي
زنداني که خطرناکترين مجرمان کلِ 9قلمرو
.نگهداري ميشن
12
00:01:01,522 --> 00:01:04,423
نُه، چي چي ؟ -
.قلمرو-
13
00:01:04,622 --> 00:01:09,024
.من شاهزاده وندل هستم
،نوه يِ مرحوم سفيد برفي
14
00:01:09,224 --> 00:01:14,326
و قرار بود به همين زودي -
.به عنوانِ پادشاه چهارمين قلمرو تاجگذاري کنم
و جناب عالي؟ کي هستين؟-
15
00:01:14,526 --> 00:01:19,327
.من توني لوئيس هستم، سرايدارم
فکر کنم قبلا با دخترم ويرجينيا
.آشنا شده باشي
16
00:01:19,428 --> 00:01:22,629
"...قلمرو غولها"
17
00:01:22,829 --> 00:01:25,230
"...جنگل شنل قرمزي"
18
00:01:25,430 --> 00:01:31,832
باشه، يه دقيقه مهلت بده، يعني داري
ميگي ما الان تو داستان سيندرلا، زيبايِ خفته
و قصه هايِ جن و پري هستيم؟
19
00:01:32,032 --> 00:01:36,333
خب، دوران طلايي ما حدود 200
.سالِ قبل بود
20
00:01:36,534 --> 00:01:40,435
زمان زندگي بانواني که بهشون
.اشاره کردي، کساني که در تاريخ ماندگار شدند
21
00:01:40,635 --> 00:01:47,937
ولي بعد از اون اوضاع به هم ريخت
.و ديگه به دوران خوش قبلي برنگشتيم
22
00:01:48,137 --> 00:01:52,739
همه يِ فرمانروايان ساير قلمروها
.به مراسم تاجگذاري من دعوت شده اند
23
00:01:52,940 --> 00:01:57,541
بعضي از اونها برايِ رسيدن به اينجا
بايد مسافت زيادي رو طي کنن
.و قلمروهايِ زيادي رو پشت سر بذارن
24
00:01:57,741 --> 00:02:01,943
هيچکس حق عبور ازبين مرزِ قلمروها
.رو نداره مگر در مواقع خاص
25
00:02:02,143 --> 00:02:05,143
اين ديگه چه مادر خوانده ايه که
تو رو به سگ تبديل کرده؟
26
00:02:05,344 --> 00:02:10,745
اون خطرناکترين و پليدترين
.زنيه که در حال حاضر زندگي ميکنه
27
00:02:10,846 --> 00:02:17,047
.منو يادِ مادر زنم ميندازه-
نميتونيم تمام روزمونُ با حرف زدن-
تلف کنيم. بايد سلول مادر خوانده مو پيدا
.کنيم، از اين طرف
28
00:02:18,448 --> 00:02:21,749
،ويرجينيا، بايد دنبالش بريم
.بجُنب
29
00:02:44,157 --> 00:02:49,459
.اينجا رو ببينين، ظرف غذاي سگه
.همون سگه که داره با بدنِ من ميچرخه
30
00:02:49,659 --> 00:02:53,060
!به من بي حرمتي کردن-
تو چرا اونو زندوني کردي؟-
31
00:02:53,160 --> 00:02:57,362
اون پدرو مادر مو با زهر
.به قتل رسوند و سعي داشت منم بکشه
32
00:02:57,562 --> 00:03:01,964
پدر و مادرشو با زهر کشته
.و خودشم ميخواسته بکشه
33
00:03:02,864 --> 00:03:07,165
چيکار ميکني، ويرجينيا؟-
.اينجا احساس عجيبي بهم ميده-
حالت خويه؟-
34
00:03:07,365 --> 00:03:10,867
.آره، برم بيرون حالم بهتر ميشه
35
00:03:10,966 --> 00:03:16,568
.غولها اينجا بودن-
.باشه. فقط زياد دور نشو-
.همون پشت در وايستا
36
00:03:29,273 --> 00:03:35,075
.فکر نکني که من ترسيدم ها
فقط نميخوام مردم منو اينجوري ببينن
.واقعا از اين وضعيت احساس شرمندگي ميکنم
37
00:03:35,175 --> 00:03:38,476
!کي اهميت ميده که تو يه سگي
38
00:03:41,277 --> 00:03:45,078
بچه هات کجا رفتن؟ برايِ هيچ کاري
.نميشه به غولها اعتماد کرد
39
00:03:45,279 --> 00:03:49,880
،مواظب حرف زدنتون باشين
.اين من بودم که شما رو از زندان آزاد کرد
40
00:03:49,980 --> 00:03:53,882
.البته. تا ابد مديون شما هستم ، اعليحضرت
41
00:03:54,081 --> 00:03:58,783
.ولي من بيشتر از اين نميتونم اينجا بمونم
.نميخوام کسي شاهزاده رو با اين وضعيت ببينه
42
00:04:02,084 --> 00:04:04,885
مطمئن شو که بچه هات اون
.سگو براي من بيارن
43
00:04:05,085 --> 00:04:09,286
.من که نوکرِ تو نيستم
.من فرمانروايِ قلمروِ غولها هستم
44
00:04:09,487 --> 00:04:13,589
!به نفعته که يادت بمونه-
.البته اعليحضرت-
45
00:04:13,788 --> 00:04:18,090
همونطور که گفتم در ازايِ تحويل دادنِ
.شاهزاده ، نيمي از قلمروش رو به شما ميدم
46
00:04:18,290 --> 00:04:22,792
دقيقا ، کِي قراره به قولت عمل کني؟
47
00:04:22,992 --> 00:04:27,893
به زودي، ولي در حال حاضر بايد
.از اينجا برم، توقفمون در اينجا خيلي طول کشيده
48
00:04:28,393 --> 00:04:30,594
.از جات بلند شو
49
00:04:30,794 --> 00:04:34,395
قراره کجا برين؟
.نميتوني از من مخفي بشي
50
00:04:34,596 --> 00:04:40,898
اگه بفهمم که فرار کردي
دستور ميدم همه يِ راهها رو مسدود کنن
و هر سوراخ سنبه اي که تو اين
.قلمرو پيدا ميشه رو دنبالت بگردن
51
00:04:41,098 --> 00:04:43,999
...نه هر سوراخ سنبه اي
52
00:05:00,104 --> 00:05:05,606
.اه ، نبايد دنبالِ اون سگه برميگشتيم اينجا-
.نه، نميشد. گرد غوليمون تموم شده بود-
53
00:05:05,706 --> 00:05:10,208
صبر کنيد! شمام ميشنوين؟
.دارن بيدار ميشن، بجنبيد، بايد از اينجا بريم
54
00:05:10,408 --> 00:05:14,410
ولي اگه همينجوري بذاريم بريم-
.ملکه خيلي عصباني ميشه
ملکه در مقابل اين دختره-
.مورچه هم به حساب نمياد
55
00:05:14,609 --> 00:05:18,811
ما با خودمون يه جادوگر از قلمرو
.دهم آورديم. بايد به بابا نشونش بديم
56
00:05:18,911 --> 00:05:21,712
با پدرش چيکار کنيم؟
.شايد قدرت جادوييه زيادي داشته باشه
57
00:05:21,912 --> 00:05:25,613
اون که الان تو زندون با-
.دستهاي بسته گرفتار شده
.تازه بيشتر شبيه خنگهاست تا جادوگرها-
58
00:05:25,714 --> 00:05:30,915
دلم ميخواست وقتي رئيس زندان اونو
.تو سلول ملکه پيدا ميکنه ، اونجا بودم
59
00:05:31,015 --> 00:05:33,916
دارين چيکار ميکنين؟
...من داشتم
60
00:05:34,117 --> 00:05:38,217
نميدونم چه وردي خوندن که يه روز کامل
.بيهوش شديم
61
00:05:38,318 --> 00:05:42,519
،تمامِ زندانُ زير و رو کرديم
.ولي انگار ملکه آب شده رفته زير زمين
62
00:05:45,120 --> 00:05:51,222
.من 12 ساله که زندان بانِ اينجام
63
00:05:51,322 --> 00:05:54,324
.تا به حال هيچکس نتونسته بود از اينجا فرار کنه
64
00:05:56,024 --> 00:05:57,624
!واقعا سابقه درخشاني داشتيد
65
00:05:57,725 --> 00:06:00,626
آنتوني، داري چيکار ميکني؟
.بهشون نگي که من تبديل به سگ شدم
66
00:06:00,826 --> 00:06:03,026
چرا نگم؟-
فقط وقتي ازت سوال ميکنن،حقِ-
.حرف زدن دادي
67
00:06:03,227 --> 00:06:07,728
.چون ملکه نقشه هاي وحشتناکي کشيده
اينجوري ممکنه تمامِ قلرو من
.تو خطر بيوفته
68
00:06:07,928 --> 00:06:10,929
.هيچکسي نميتونه بهمون کمک کنه
69
00:06:11,129 --> 00:06:15,430
بسيار خب، ملکه کجاست؟
70
00:06:17,231 --> 00:06:22,833
!آرزو ميکنم که برگردم به خونه
آرزو ميکنم که من و ويرجينيا برگرديم
!نيويورک، به خونمون، همين حالا
71
00:06:24,234 --> 00:06:27,335
،خُب
!انگار نميتوني جايي بري
72
00:06:41,439 --> 00:06:45,741
نه آنتوني! نگو که پشگِل اژدها
!قورت داده بودي؟ کودن
73
00:06:45,941 --> 00:06:47,942
پس اين يعني اينکه ، ديگه
آرزوهام تموم شدن، آره؟
74
00:06:48,142 --> 00:06:51,643
ملکه ، چطور تونست فرار کنه؟-
!بهتون که گفتم، من اصلا خبر ندارم-
75
00:06:51,843 --> 00:06:54,844
پس تو اونجا، تويِ سلولش چيکار ميکردي؟
اونم با در قفل شده؟
76
00:06:55,044 --> 00:06:59,046
.من بيگناه قرباني شدم
در تمامِ عمرم حتي يک بار هم
.با پليس مشکلي نداشتم
77
00:06:59,246 --> 00:07:03,247
پس چرا دستهات بسته است؟-
!چون اونها فکر ميکردن که من دزدم-
78
00:07:03,447 --> 00:07:08,949
.ولي باور کنين، من هيچ کاري نکرده بودم-
همينطوري ادامه بده ،آنتوني. خوب-
.داري حواسشونوُ پرت ميکني
79
00:07:09,249 --> 00:07:15,051
ببين چي ميگم، من از يه زمان ديگه اومدم
اين سگه منو از يه زمان ديگه ، آورده اينجا
.اين سگه شاهزاده وندله
80
00:07:15,251 --> 00:07:17,552
...آه، بهت که گفتم: بهشون نگو
81
00:07:20,854 --> 00:07:29,757
شاهزاده وندل؟
منو مسخره ميکني؟ من ميتونم مجبورت
.کنم 100 سال،با اين دندونهات سنگ در بياري
82
00:07:31,057 --> 00:07:34,058
!من دارم راستشو ميگم-
!اين سگه، سگ ملکه است-
83
00:07:34,258 --> 00:07:38,960
سه سال ميشه که بهش اجازه دادن
.که تو زندان ، سگ داشته باشه
!به شعورِ من توهين نکن
84
00:07:39,159 --> 00:07:42,661
.من به شما توهين نميکنم. دارم راستشو ميگم
باشه. باور نميکني؟
.بهت ثابت ميکنم
85
00:07:42,861 --> 00:07:47,363
.اگه دارم راستشو ميگم، يه بار پارس کن-
.من اصلا قصد پارس کردن ندارم، آنتوني-
86
00:07:47,562 --> 00:07:53,265
.لَج کرده.ببين. بايد منو آزاد کني برم
.غولها دخترمُ دزديدن
87
00:07:53,365 --> 00:07:57,666
!بس کن ديگه
!خيلي زود ، حقيقتُ از زير زبونت ميکشم بيرون
88
00:07:57,867 --> 00:08:03,869
!نگهبان ، دستهاشو باز کن
...يونيفرم زندانيها رو بهش بده و بندازش
89
00:08:04,169 --> 00:08:08,770
،آره...بندازش تو سلول 103
پيش او ن کوتوله يِ درخت بلوط
90
00:08:08,870 --> 00:08:11,171
و او جنِ صورت گِلي
91
00:08:11,371 --> 00:08:17,973
جن صورت گلي؟
!نه، خواهش ميکنم! من بايد برم دخترمو پيدا کنم
92
00:08:18,074 --> 00:08:21,374
با سگِ ملکه چيکار کنيم؟-
.از شرش خلاص ميشيم-
93
00:08:21,574 --> 00:08:28,277
امشب به جايِ شام چند تا موش سمي بهش ميدم
.و فردا ميندازيمش تو کوره ، بسوزه
94
00:08:29,677 --> 00:08:34,379
شنيدي؟آنتوني؟
شنيدي چي گفتن؟
95
00:08:34,479 --> 00:08:38,180
!بايد منو از اينجا ببري بيرون
!وظيفه يِ تو وحافظت از منه
96
00:08:48,884 --> 00:08:51,185
.بيا ، بذارش تو قايق
97
00:08:51,285 --> 00:08:55,086
!اين قايقِ منه-
!حالا ديگه مال ماست-
98
00:08:56,687 --> 00:08:59,288
!بزن بريم
99
00:09:22,596 --> 00:09:24,896
.تخت وسطي از توئه
100
00:09:45,103 --> 00:09:48,204
خب، برايِ چي اينجايي؟
101
00:09:51,406 --> 00:09:55,607
.برايِ يه سرقت بزرگ مسلحانه يِ بانک
102
00:09:55,807 --> 00:10:00,709
،آدمهاي زيادي صدمه ديدن
.ولي کار روزگاره ديگه، آخرش گرفتار شدم
103
00:10:01,809 --> 00:10:05,510
تو چرا اينجايي؟-
.خشونت زياد-
104
00:10:05,711 --> 00:10:08,912
.خيلي زود از کوره در ميرم
105
00:10:10,212 --> 00:10:11,813
.من يه کوتوله يِ بلوطي هستم
106
00:10:12,013 --> 00:10:17,715
يه چيز فلزي با خودت داري؟
چاقويي، چنگالي، چوب رختي؟
107
00:10:17,915 --> 00:10:19,616
.نه، چيزي ندارم
108
00:10:19,816 --> 00:10:24,818
اگه خنجري ، چيزي داشتي
.بدش به من ، برات نگهش دارم
109
00:10:26,318 --> 00:10:28,519
.البته
110
00:10:32,120 --> 00:10:34,421
تو از مجسمه سازي خوشت مياد؟
111
00:10:37,922 --> 00:10:41,223
...نه تا حالا امتحان نکردم
112
00:10:41,423 --> 00:10:43,724
.ببين چي درست کردم
113
00:10:47,626 --> 00:10:50,826
.آه، تو واقعا با استعدادي ها
114
00:10:58,429 --> 00:11:03,830
.به من ميگن جنِ صورت گِلي-
.توني-
115
00:11:04,431 --> 00:11:07,132
تو براي چي اينجايي؟-
.کَنده کاري-
116
00:11:09,833 --> 00:11:12,134
ميخواي با من دوست بشي؟
117
00:11:15,335 --> 00:11:17,736
ميشه دقيقا بگي منظورت چيه؟
118
00:11:23,238 --> 00:11:25,839
".شما از قلمرو چهارم خارج شديد"
119
00:11:46,545 --> 00:11:50,047
بهتون اطمينان ميدم که تا چند لحظه يِ
ديگر شاهزاده وندل
120
00:11:50,247 --> 00:11:57,350
برايِ تحويل گرفتن تخت سلطنتيِ مخصوص مراسم
.تاجگذاريشان به اينجا خواهند رسيد
.تختي که طي 2 سال توسط هنرمندان اين شهر ساخته شده است
121
00:11:57,450 --> 00:12:01,651
اون قرار نيست بياد ، مگه نه؟-
.معلومه که مياد-
122
00:12:01,851 --> 00:12:03,952
.نگران نباش
123
00:12:04,152 --> 00:12:07,253
مطمئنم برايِ تاخيرشان دلايلِ
،قاطعي دارند
124
00:12:07,453 --> 00:12:12,855
!خبرهاي بدي دارم، ملکه از زندان فرار کرده
125
00:12:13,055 --> 00:12:18,357
!ملکه! ملکه؟ تمام راهها رو ببنديد
!اگه پاش به اينجا برسه هممونُ نابود ميکنه
126
00:12:18,457 --> 00:12:22,358
.خبرهايِ خوب، شاهزاده وندل داره مياد
127
00:12:22,559 --> 00:12:26,260
!خدا رو شکر
!اون قدر کارهامونُ ميدونه
128
00:12:42,865 --> 00:12:46,767
.به شهر لوبياها خوش آمديد، اعليحضرت
129
00:13:08,675 --> 00:13:12,676
آنتوني، اينجا، من اينجام
.پشت درِ اتاقِ رئيس زندان
130
00:13:12,876 --> 00:13:16,977
از کجا فهميدي که منم؟-
!تو بويِ لباس چرک ميدي-
131
00:13:17,177 --> 00:13:20,879
داري چيکار ميکني؟-
به نظرت دارم چيکار ميکنم؟-
.دارم کفِ زندانُ ميسابم ديگه
132
00:13:21,079 --> 00:13:25,781
با خودت يه صابون داري؟-
آره که دارم، ميخواي چيکار؟-
خودتو بشوري؟
133
00:13:25,980 --> 00:13:29,581
.نه، هونجا وايستا، جايي نري
134
00:13:39,185 --> 00:13:45,487
.اين شاه کليدِ رئيسِ زندانه
.بزنش رو صابون. زود برش گردون
135
00:14:00,192 --> 00:14:02,693
!بدجور لک شده، قربان
136
00:14:53,310 --> 00:14:56,412
!نگاه کن، دختره بيدار شد-
!صبح بخير-
137
00:15:22,721 --> 00:15:25,522
ما قسم ميخوريم که به شاهزاده وندل خدمت کنيم
138
00:15:25,722 --> 00:15:29,824
فرمانروايِ آينده يِ شجاع و باشرافتِ
.چهارمين قلمرو
139
00:15:30,023 --> 00:15:33,225
و تعهد ميکنيم که در اين راه
.به او وفادار بمانيم
140
00:15:33,424 --> 00:15:38,426
.و تا ابد در خوشي و شادماني زندگي کنيم
141
00:15:46,729 --> 00:15:49,531
اين ديگه چيه؟-
.خوراک لوبيا-
142
00:15:49,730 --> 00:15:52,932
خوراک لوبيا؟-
.آشغال لوبيا-
143
00:15:55,333 --> 00:16:00,934
.خدايِ من، من نميتونم اينو بخورم
.مزه اش مثل تشک کهنه ميمونه
144
00:16:01,035 --> 00:16:05,836
نخير! تشک کهنه مزه اش بهتره
.مزه يِ گوشت ميده
145
00:16:06,037 --> 00:16:08,837
حالا اين غذا چند بار تو منو اومده؟
146
00:16:09,037 --> 00:16:11,138
.سه بار در روز
147
00:16:14,639 --> 00:16:19,241
.اين آبِ آشغال لوبياست
.طول ميکشه تا بهش عادت کني
148
00:16:20,941 --> 00:16:27,243
...ببينين، من بايد با يکي حرف بزنم
.يه چيزي لازم دارم که بايد برام تهيه کنه
149
00:16:27,443 --> 00:16:32,145
...مثلا اگه يه تکه کوچيک آهن بخوام
150
00:16:32,246 --> 00:16:36,146
بايد با کي حرف بزنم؟
اينجا رئيس کيه؟
151
00:16:36,347 --> 00:16:40,148
اگه بخواي چيزي بخري يا رد و بدل
...کني بايد با
152
00:16:40,248 --> 00:16:43,349
پريِ دندون حرف بزني؟
153
00:16:43,550 --> 00:16:45,049
با کي؟
154
00:16:45,250 --> 00:16:47,751
.دندون پزشک زندان
155
00:16:51,152 --> 00:16:56,454
برايِ ديدنش بايد چيکار کنم؟-
.خب، کاري نداره-
156
00:17:03,356 --> 00:17:06,057
"پري دندان"
"قبلا وقت بگيريد"
157
00:17:09,858 --> 00:17:13,960
.انگار وضعِ دندونهات خيلي خرابه
!بايد همشونو بِکِشم
158
00:17:14,160 --> 00:17:18,861
!چي ميگي؟من هنوز دهنمم باز نکردم-
!بشين-
159
00:17:26,865 --> 00:17:28,665
چند تا آبنبات ميخواي؟
160
00:17:28,865 --> 00:17:32,766
چي ؟ تو ديگه چجورشي؟ دندون پزشکها که-
.نبايد به مراجعينشون آبنبات بدن
چرا ؟-
161
00:17:32,966 --> 00:17:35,468
.چون دندونها رو خراب ميکنن-
.چرت و پرته-
162
00:17:35,667 --> 00:17:41,870
.اين که ديگه معلومه-
خيلي معذرت ميخوام. ولي اينجا، کي -
دندون پزشکه، من يا جنابعالي؟
163
00:17:42,070 --> 00:17:45,070
داري چيکار ميکني؟-
.دارم اين تسمه ها رو ميبندم-
164
00:17:45,271 --> 00:17:49,072
تسمه؟ اين تسمه ها به چه دردي ميخوره؟-
.مَحضِ اطمينان-
165
00:17:49,272 --> 00:17:52,073
:پوسيدنِ دندانها ميتونه3 تا دليل داشته باشه
166
00:17:52,273 --> 00:17:56,775
.اول: تغذيه يِ نامناسب
.دوم: مسواک نزدن
167
00:17:56,875 --> 00:18:01,676
.سوم: پري هايِ بدجنس
(ميکروب)
168
00:18:03,677 --> 00:18:06,178
...ببين، به نظرم بتونيم-
...بذار يه نگاه به دندونهات بندازم-
169
00:18:07,378 --> 00:18:09,079
اين يکي خرابه؟
170
00:18:10,579 --> 00:18:14,181
خب، با اين چطوري؟
171
00:18:18,783 --> 00:18:21,984
.اينم از دندونِ لقِت
172
00:18:23,484 --> 00:18:29,186
ناراحت نباش من دندونتو تويِ يه کيف جادويي
.نگه ميدارم
173
00:18:32,987 --> 00:18:35,988
.من اينجا اومدم، تا ازت کمک بگيرم-
کمک؟-
174
00:18:37,689 --> 00:18:41,990
.آره، من بايد يه کليد با اين قالب بسازم
175
00:18:42,290 --> 00:18:44,591
چقدر ميدي؟
176
00:18:47,292 --> 00:18:49,393
اينو ميبيني؟
177
00:18:52,294 --> 00:18:58,496
اين يه ساعت مچيه. عقربه هاش ميچرخن
.و ساعتُ نشون ميدن
178
00:18:58,696 --> 00:19:00,997
.توضيحش خيلي پيچيده است
179
00:19:03,698 --> 00:19:06,099
.ما به اينها ميگيم ساعت
180
00:19:07,399 --> 00:19:12,501
، ولي اين يکي رولکسه
.طلاي خالص
181
00:19:13,602 --> 00:19:18,303
.اگه از اون ساعتهايِ ارزونِ قلابي نباشه-
.نه، اين کارُ نکن-
182
00:19:22,505 --> 00:19:27,406
،هي، هي، همه سر جاهاشون
!شاهزاده وندل اومدن، مانعُ بردارين
183
00:19:46,113 --> 00:19:50,315
داري ميگي که شاهزاده وندل بدونِ توقف
از شهر لوبيا گذشته؟
184
00:19:50,514 --> 00:19:56,516
،روز چهارشنبه بوده، لرد چنسلور
،بعد از اون ديگه خبري از شاهزاده نداريم
اين رفتار شاهزاده باعثِ ناراحتي هنرمنداني شده
.که تختُ ساختن و ممکنه تاجگذاري رو تحريم کنن
185
00:19:56,716 --> 00:20:00,518
.شاهزاده معمولا بيخبر جايي نميرفتن
186
00:20:00,718 --> 00:20:05,920
.شايد به خاطر مراسم تاجگذاري، عصبي هستن
.مطمئنم که به زودي خبري ازشون ميشنويم
187
00:20:06,120 --> 00:20:09,721
ولي نبايد فراموش کنيم که اون
.ملکه يِ شرور ديگه زنداني نيست
188
00:20:09,921 --> 00:20:14,223
وندل کجاست؟ حالا که اين مملکت اينقدر
بهش نياز داره، کجا گذاشته رفته؟
189
00:20:14,322 --> 00:20:18,324
.اوضاع واقعا به هم ريخته است-
.فجيعه-
190
00:20:18,524 --> 00:20:22,326
.خيلي وحشتناکه-
...ولي هنوز هم-
191
00:20:22,626 --> 00:20:27,627
.مطمئنم که همه چي به خير و خوشي ميگذره
192
00:20:28,728 --> 00:20:33,929
.ولي هنوز هم يک مشکلِ بزرگ داريم
رنگ مناسبي برايِ تشريفاتِ مراسمِ تاجگذاري
.انتخاب نکرديم
193
00:20:34,029 --> 00:20:39,731
رنگ پردازي در اين ضيافت بايد
.بي نظير باشه
194
00:20:44,233 --> 00:20:47,734
.بيدار شد...بريم سرِ کارمون
195
00:20:58,638 --> 00:21:02,039
.حالا تو تله يِ غولهاي بيرحم افتادي
196
00:21:02,239 --> 00:21:05,440
.بيرحم-
.بدونِ هيچ بخششي-
197
00:21:06,541 --> 00:21:10,642
.چه پاهايِ کوچيکِ خوشگلي داري
.خيلي قشنگن
198
00:21:10,843 --> 00:21:13,643
فرمانروايِ قلمروتون کيه؟-
قلمروِ من؟-
199
00:21:13,843 --> 00:21:16,944
گفت : فرمانرواتون کيه؟-
!رئيس جمهور-
200
00:21:17,145 --> 00:21:22,346
وندل ميخواد از قلمرو شما ، لشکري جمع-
کنه و به ما حمله کنه، مگه نه؟
!نه-
201
00:21:24,947 --> 00:21:29,549
...انگار يه شکنجه يِ طولاني در راهه-
!هرچي که بخواين بدونينُ بهتون ميگم-
202
00:21:29,749 --> 00:21:33,150
بهترين روش اينه که ، اول
.شکنجه ات کنيم، بعدا حرف بزني
203
00:21:33,350 --> 00:21:37,352
شکنجه يِ سريع
.و دردناک
204
00:21:40,352 --> 00:21:42,153
!بابا اومد
205
00:21:44,454 --> 00:21:47,655
،بابا
چرا کفشهاتو در نمياري؟
206
00:21:47,855 --> 00:21:51,857
با اين کفشها من قدرتمند تر ميشم
.و ميتونم بر کل دنيا فرمانروايي کنم
207
00:21:52,057 --> 00:21:55,558
!بيخيال شو پدر! کفشها رو در بيار
208
00:22:05,461 --> 00:22:09,663
!کجا بودين؟دير کردين
209
00:22:10,763 --> 00:22:14,164
اين کيه؟
!فکر کنم، قرار بود اون سگه رو بيارين
210
00:22:14,365 --> 00:22:19,766
!سگه رو فراموش کن، پدر
!مااين دختره رو ، تو يه قلمرو ديگه پيدا کرديم
211
00:22:19,867 --> 00:22:24,268
.دهمين قلمروِ افسانه اي-
!فقط تو افسانه ها ميتوني پيداش کني-
212
00:22:24,468 --> 00:22:27,569
.حرفِ بيخود نزنيد، قلمروِ دهم وجود نداره-
.چرا، هست-
213
00:22:27,669 --> 00:22:31,270
اونجا، اين جادوگره مارو انداخت
.تو يه جعبه يِ جادويي
214
00:22:31,470 --> 00:22:35,372
اين دختره تونست شما رو زنداني کنه؟
215
00:22:35,572 --> 00:22:40,574
!اون يه جادوگره-
قبل از اينکه شما رو بگيره-
چند تا از سربازهاشو کشتين؟
216
00:22:40,773 --> 00:22:44,174
!هيچي-
!هيچکدومشون زنده نموندن-
217
00:22:44,375 --> 00:22:47,176
اول کدومتونُ شلاق بزنم تا به حرف بياين؟
218
00:22:47,376 --> 00:22:50,777
!ولي پدر ، همه يِ حرفهامون حقيقت داره-
!اينو ببينين-
219
00:23:04,582 --> 00:23:07,483
.اونا بهش ميگن برادران گيب
220
00:23:07,683 --> 00:23:13,785
آهنگ داره درموردِ يه تبِ مهلک
.حرف ميزنه که فقط شنبه ها ديده ميشه
221
00:23:14,986 --> 00:23:19,887
اينها خيلي بيشتر از قولي که ملکه
.بهم داده ، مي ارزه
222
00:23:44,596 --> 00:23:47,297
!کليدُ درست کردم-
!عالي شد-
223
00:23:47,497 --> 00:23:54,699
رئيس رفته آشپزخانه تا غذايِ منو
سمي کنه، بجنب! بايد همين الان از کليد
!استفاه کني! درو باز کن
224
00:23:54,800 --> 00:23:59,301
چند تا يونيفرم اينجا هست. ميتوني
.يکيشونُ بپوشي و خودتُ شکل زندان بانها کني
225
00:23:59,401 --> 00:24:01,902
!زود باش ديگه، عجله کن
226
00:24:02,002 --> 00:24:04,903
.اين کليده يه مشکلي داره، نميچرخه
227
00:24:07,204 --> 00:24:09,104
...شايد
228
00:24:09,304 --> 00:24:13,306
.انگار تو خيلي از شکنجه شدن خوشت مياد
229
00:24:13,506 --> 00:24:17,608
،نه، نه، نه، شما درست متوجه نشديد
من داشتم تو راهرو قدم ميزدم که
يه چيزي حس کردم، ديدم جلويِ اين درم
230
00:24:17,807 --> 00:24:20,708
.و بعدشم اينو پيدا کردم
شما کليد گم نکردين؟
231
00:24:20,908 --> 00:24:25,410
ببرينش طبقه يِ پايين
!و 50 ضربه شلاقش بزنين، همين حالا
232
00:24:25,610 --> 00:24:29,511
!نه ، نه ، دارين اشتباه ميکنين
من اومده بودم ازتون بپرسم که لباسشويي دارين يانه؟
233
00:24:29,712 --> 00:24:33,513
!لعنت، واقعا برات متاسفم
234
00:24:36,614 --> 00:24:39,615
.بيا
235
00:24:43,116 --> 00:24:45,217
.بيا اينجا آقا سگه
236
00:24:47,618 --> 00:24:51,519
.بايد يه خواب قشنگ و طولاني ببيني
237
00:25:18,028 --> 00:25:22,130
تو برايِ من ميرقصي، و وقتي رقصت
...تموم شد
238
00:25:22,230 --> 00:25:26,331
بهم ميگي که چطور بايد به قلمروتون
.حمله کنم
239
00:25:28,532 --> 00:25:32,133
...راستشو بخواين، من رقاص خوبي نيستم
240
00:25:34,634 --> 00:25:37,635
.اينا رو که بپوشي ، ميرقصي
241
00:25:44,238 --> 00:25:46,839
.وقتي حسابي سرخ شدن، بيدارم کنين
242
00:25:59,842 --> 00:26:02,944
کالسکه رو مخفي کنين و
.اتاقِ شاهزاده رو هم آماده کنين
243
00:26:03,144 --> 00:26:06,746
.به خونه خوش اومدين
.دلمون برايِ شما تنگ شده بود، اعليحضرت
244
00:26:22,851 --> 00:26:25,452
اون کيه؟
245
00:26:25,551 --> 00:26:31,754
اون نامادريِ سفيد برفيه که سالها
.قبل، اونو باسيب مسموم کرد
246
00:26:32,954 --> 00:26:37,756
.اون قويترين زن در تمام 9 قلمرو بود
247
00:26:37,956 --> 00:26:42,057
.و اينجا يکي از 5 قصرِ متعلق به اونه
248
00:26:42,258 --> 00:26:45,159
چه اتفاقي براش افتاد؟
249
00:26:45,359 --> 00:26:48,160
...بالاخره گرفتار شد
250
00:26:48,359 --> 00:26:53,061
و مجبورش کردن يک جفت کفشِ
گداخته بپوشه و
251
00:26:53,261 --> 00:26:56,863
.در مجلس عروسي سفيد برفي برقصه
252
00:26:57,062 --> 00:27:03,565
بعد با اون پاهاي سوخته رهاش کردن
253
00:27:03,765 --> 00:27:06,566
و اون تونست خودشو به باتلاقي در اين نزديکي
.برسونه
254
00:27:06,766 --> 00:27:12,168
اين زن زيبا که قابل احترام ترين زن
.دنيا بود ، تحقير شده رها شد
255
00:27:12,968 --> 00:27:18,470
ولي اون هنوز آينه هايِ جادوييشُ داشت
.و بوسيله يِ اونها به دنبالِ جانشيني برايِ خود ميگشت
256
00:27:18,670 --> 00:27:22,072
.و اون جانشين، من بودم
257
00:27:28,374 --> 00:27:31,275
.من کارِ اونو به اتمام خواهم رساند
258
00:27:31,475 --> 00:27:35,076
و يکبار برايِ هميشه خانه يِ سفيد برفي
.رو نابود خواهم کرد
259
00:27:35,176 --> 00:27:39,978
و هر احمقي رو که سدِ راهِ من بشه
!از بين خواهم برد
260
00:27:49,881 --> 00:27:55,783
.من مرده ام، ولي هنوز کارهايم ناتمام مانده اند
261
00:27:55,983 --> 00:27:59,984
.خانه يِ سفيد برفي هنوز پابرجاست
262
00:28:00,085 --> 00:28:03,685
.تو بايد کارِ منو تکميل کني
263
00:28:03,886 --> 00:28:06,887
...ميتواني منبعِ قدرتِ من را
264
00:28:07,087 --> 00:28:11,689
.در خرابه هايِ قصرم بيابي
265
00:28:48,301 --> 00:28:52,903
اينها ميراثِ من برايِ توست ، که
.قدرت من را به تو منتقل خواهند نمود
266
00:28:54,404 --> 00:28:56,904
...آينه هايي برايِ سفر کردن
267
00:28:59,205 --> 00:29:01,606
...آينه هايي برايِ جاسوسي کردن
268
00:29:04,607 --> 00:29:08,009
...آينه هايي برايِ به ياد آوردن
269
00:29:08,208 --> 00:29:11,710
...آينه هايي برايِ فراموش کردن
270
00:29:11,910 --> 00:29:15,811
!آينه هايي برايِ حکومت بر جهان
271
00:29:23,014 --> 00:29:27,115
!چه حسِ خوبي!دوباره قدرتم ُ به دست آوردم
272
00:29:36,718 --> 00:29:41,720
!همين امشب سُرخِت ميکنيم! همين امشب-
!اونا رو از من دور نگه دار-
273
00:29:42,820 --> 00:29:44,421
...جدي ميگم-
!همين امشب-
274
00:29:49,523 --> 00:29:54,525
اينجا رو گوش کنين: " هديه اي برايِ
."شجاع ترين و قويترين غولِ غارنشين
275
00:29:55,925 --> 00:29:58,526
!اين بو رو ميشناسم
276
00:30:03,928 --> 00:30:06,529
!اي ول
277
00:30:06,629 --> 00:30:09,530
!کفشه-
!شايدم چکمه-
278
00:30:12,331 --> 00:30:15,532
!سايزش اندازه يِ منه
279
00:30:19,033 --> 00:30:23,434
،مالِ منه. اين هديه برايِ منه-
!خودتم ميدوني
!ماله منه-
280
00:30:25,936 --> 00:30:29,937
حالا که نميتونيم تصميم بگيريم
.بيا سکه بندازيم
281
00:30:42,243 --> 00:30:51,444
!سلام. اومدم نجاتت بدم-
!از اين جلوتر نيا-
282
00:30:51,645 --> 00:30:55,245
!نگران نباش! من ديگه مثلِ سابق نيستم
يه دوره يِ روان درمانيِ طولاني
.گذروندم
283
00:30:55,445 --> 00:31:00,348
من فرق بينِ عشق و ميل به خوردنُ فهميدم
.اين کتابها حرفمُ ثابت ميکنن
284
00:31:01,948 --> 00:31:06,650
"تغيير عادتها"
"خودتان را در 7 روز تغيير دهيد"
285
00:31:07,049 --> 00:31:12,852
"لطفا دست از سرزنش کردنِ خود برداريد"
"کمک به خواباندن بچه ها"
!من همشونُ خوندم
286
00:31:13,852 --> 00:31:19,454
قسم ميخورم، اگه يه اينچ جلوتر بياي-
!جيغ بزنم
!اوو، من که ميدونم اين فقط يه تهديدِ تو خاليه-
287
00:31:26,156 --> 00:31:30,158
.اميدوارم بي احترامي نکرده باشم
.ولي احساس ميکنم که بهم اعتماد نداري
288
00:31:30,258 --> 00:31:34,459
!به هيچ وجه نميتونم بهت اعتماد کنم
!تو داشتي مادر بزرگمُ ميخوردي
289
00:31:38,861 --> 00:31:44,063
.فقط داشتم شوخي ميکردم
.گرگها فقط وانمود ميکنن که اين چيزها رو ميخورن
290
00:31:45,363 --> 00:31:50,665
.من اصلا قصدِ خوردنِ مادر بزگتُ نداشتم
.من آزارم به يه سوسيس هم نميرسه
291
00:31:50,865 --> 00:31:57,167
.امکان نداره، گوشتش هضم نميشه
.خب، راستش هضم که ميشه...ولي خيلي دير
292
00:32:00,168 --> 00:32:04,670
من مثلِ يه گرگ بهت قول ميدم
...که تو بامن در اماني، مثلِ
293
00:32:04,870 --> 00:32:07,471
!يه خوک تو يه خونه يِ آجري
294
00:32:07,671 --> 00:32:12,973
اگه يه لحظه صبر داشته باشي
.يه نقشه برايِ فرار میکشم
.يه فرارِ عاشقانه از يه مکانِ خطرناک
295
00:32:14,973 --> 00:32:19,075
چطوره بريم بالا؟
.من با 3 پرش ميتونم برسم به بالا
296
00:32:20,175 --> 00:32:25,077
!باورم نميشه... اين کفشها نامرئي کننده ان-
!آره ، ميدونم-
297
00:32:25,277 --> 00:32:27,678
!آره... دارم ميگم نامرئيمون ميکنن-
298
00:32:28,978 --> 00:32:32,380
بهشون دست نزن. اگه يه بار بپوشيشون
هميشه وسوسه ات ميکنن که ازشون
.استفاده کني
299
00:32:32,479 --> 00:32:36,681
...بالکن يا راهرو،مسئله اينه
300
00:32:36,781 --> 00:32:39,782
من نميخوام بپوشمشون. فقط ميخوام
!ببينم چجوري کار ميکنن
301
00:32:42,583 --> 00:32:45,884
!الانم دارن وسوسه ات ميکنن
.همينجا ولشون کن
302
00:32:48,285 --> 00:32:50,385
...فکر کنم بايد از راهرو بريم
303
00:32:52,686 --> 00:32:56,488
!نه! بالکن! بجنب، دارن ميان
304
00:33:00,489 --> 00:33:20,096
.: Saba_Movie@yahoo.com :.
305
00:33:23,097 --> 00:33:26,998
کجا؟ ميدوني داري کجا ميري؟-
.برميگردم به زندان-
!زندان؟ اگه من جايِ تو بودم اين کارُ نميکردم-
306
00:33:27,098 --> 00:33:31,000
!ميخوام برم دنبالِ پدرم
.بعدشم مستقيم ميرم ، خونه
307
00:33:31,200 --> 00:33:37,202
باشه! باشه! باشه! ولي راهش اين طرفي نيست
،ويرجينيا! خواهش ميکنم به حرفهام گوش کن
اگه دنبالِ من نياي برايِ 5 دقيقه
.هم اينجا دووم نمياري
308
00:33:37,402 --> 00:33:40,303
!بايد از اين راه دور بمونيم
309
00:33:41,704 --> 00:33:43,304
.بهتره از اين طرف بريم
310
00:33:47,406 --> 00:33:49,507
.راه نداره، من اونجا بيا نيستم
311
00:33:58,309 --> 00:34:03,511
"جنگل لوبياها"
"مواظب غولها باشيد"
312
00:34:25,618 --> 00:34:28,120
"جک شجاع"
313
00:34:28,320 --> 00:34:33,221
.جک اولين شهردار شهر لوبيا بوده
314
00:34:33,322 --> 00:34:38,323
اينجا منطقه يِ پررونقي بود
قبل از اينکه لوبيا ها همه جا جوانه بزنن
.و همه جا رو پُر کنن
315
00:34:38,423 --> 00:34:40,824
.بعدش اينجا تبديل به قلمرو غولها شد
316
00:34:40,924 --> 00:34:47,527
برايِ همينه که از شاهزاده وندل متنفرن
چون اون يه قلمرو سرسبز و زيبا و ثروتمند داره
.در صورتي که قلمرو غولها تبديل به خرابه شده
317
00:34:57,730 --> 00:35:02,432
خواهش ميکنم، نگو که کفشهايِ جادوييِ غولها
!رو برداشتي
318
00:35:07,734 --> 00:35:09,534
!خنگ ها
319
00:35:10,634 --> 00:35:14,736
احمق ها! يه دقيقه ام نميتونم
.تنهاتون بذارم
320
00:35:14,836 --> 00:35:19,238
!مادرتون بايد از شما شرمنده باشه-
.نه، ما تقصيري نداريم-
321
00:35:19,337 --> 00:35:23,139
اون جادوگره بااين جعبه يِ کفشِ
.جادويي ما رو تو تله انداخت
322
00:35:26,140 --> 00:35:28,441
"با بهترين آرزوها، از طرفِ گرگ"
323
00:35:32,342 --> 00:35:37,044
ورجينيا، ميدونم که باداشتنِ اين کفشها
احساسِ امنيت ميکني، ولي اين احساس
.واقعي نيست
324
00:35:37,243 --> 00:35:40,845
هر چيزي که مربوط به غولها بشه
.با بد يُمني و خطر همراهه
325
00:35:41,045 --> 00:35:46,747
ويرجينيا. کجايي؟
326
00:36:13,456 --> 00:36:18,058
دوباره سلام! انگار کفشها
!کاملا شارژ نشده بودن
327
00:36:18,258 --> 00:36:23,460
اگه به اندازه يِ کافي به کفشها استراحت
.ندي، نميتونن مدت زيادي نا مرئيت کنن
...يکي از ايرادهايِ ساختشون همينه
328
00:36:29,362 --> 00:36:34,063
!کفشها رو بهت نميدم-
چي رو نميدي؟-
!کفشها! اونها مالِ منن-
329
00:36:35,964 --> 00:36:39,665
!اگه الان ولشون نکني، بعدا ديگه نميتوني
330
00:36:41,666 --> 00:36:44,767
!راست ميگي... آره ، تو راست ميگي
331
00:36:44,968 --> 00:36:49,169
من اونها رو نميخوام، احساسِ عجيبي
.بهم ميدن
332
00:36:49,269 --> 00:36:54,370
وقتي که نامرئي ميشم ، احساسِ
.قدرت ميکنم
333
00:36:54,570 --> 00:36:58,972
!خيلي باحال بود! عاليه
334
00:36:59,072 --> 00:37:01,573
چجوري فهميدي که من کجام؟
335
00:37:03,874 --> 00:37:05,874
.بو کشيدم
336
00:37:07,875 --> 00:37:09,676
.دنبالم بيا
337
00:37:11,076 --> 00:37:15,578
.فقط حدود 70 تا لوبيايِ سحر آميز باقي موندن
338
00:37:15,678 --> 00:37:19,880
.بيشترشون توسط غولها نابود شدن
اونها از آب لوبياهاي سحرآميز استفاده ميکنن
.تا بيشتر بتونن شيطنت کنن
339
00:37:20,079 --> 00:37:23,081
ميشه يه چيزي بپرسم؟-
.آره، معلومه-
340
00:37:23,281 --> 00:37:25,581
به نظرِ تو من جذابم؟
341
00:37:32,184 --> 00:37:36,285
به گمونم تو از اون مردهايي
...هستي که بايد بترسم يه وقت
342
00:37:36,485 --> 00:37:40,887
آه، ويرجينيا ، خيلي دلم ميخواد باور کنم که
داري اين حرفها رو بهم ميزني ، ولي معلومه که
343
00:37:41,087 --> 00:37:45,488
الان خودت نيستي، کفشها تسخيرت کردن-
.ديگه نبايد اونها رو بپوشي
!پسشون بده، بيخيال ديگه ، برشون گردون-
344
00:37:49,689 --> 00:37:54,091
آه، واقعا متاسفم، اين کارها
!از من بعيده
345
00:37:54,292 --> 00:37:59,193
اين کفشها تاثير عجيبي رويِ هرکسي که
.ازشون استفاده بکنه، ميذارن
346
00:37:59,293 --> 00:38:01,494
!هيچي رو من تاثير نذاشته
347
00:38:03,495 --> 00:38:07,296
چيه؟-
!غولها، پيدامون کردن، لعنتي-
348
00:38:07,396 --> 00:38:10,297
.تو دردسر افتاديم
349
00:38:10,497 --> 00:38:14,799
اونها سگ دارن! ميتونن ردمونُ
!پيدا کنن. بدو! بدو
350
00:38:23,402 --> 00:38:26,702
!از اين طرف! سگها يه چيزي حس کردن
351
00:38:26,903 --> 00:38:30,204
!خيلي بهشون نزديک شديم
!سگها بوشونُ ميشنون
352
00:38:32,105 --> 00:38:34,706
!نذارين دوباره فرار کنن-
.باشه، بابا-
353
00:38:43,208 --> 00:38:46,210
.بلو بل، بيا اينجا
354
00:38:46,309 --> 00:38:50,310
چند تا قارچ جادويي داري؟
355
00:38:50,511 --> 00:38:55,713
.نه، ولي من يه خورده خزه يِ کوتوله دارم
...مصرف کني، سرتو ميترکونه
356
00:38:55,913 --> 00:39:00,814
آخرين باري که کشيدم تا 3 روز
.رويايِ پَري ميديدم
357
00:39:01,014 --> 00:39:05,616
!چه خوب
!يه گُندشو برامون بِپيچ
358
00:39:05,716 --> 00:39:09,018
...قراره يه شبِ طولاني داشته باشيم
359
00:39:19,321 --> 00:39:23,122
،بلوبل ، برلي، بلا برورت
کجايين؟
360
00:39:23,322 --> 00:39:25,323
.اومديم، بابا
361
00:39:31,826 --> 00:39:36,227
،درختهايِ لوبيا بويِ شديدي دارن-
.سگها رو گيج ميکنن
...چرا به من ميگي-
362
00:39:36,327 --> 00:39:39,128
.فعلا جامون امنه
.بهتره يه مدت همينجا بمونيم
363
00:39:43,029 --> 00:39:47,031
چي شد که درگيرِ اين ماجرا ها شدي؟
364
00:39:48,131 --> 00:39:51,332
...خب ، کاري نداشتم انجام بدم
365
00:39:51,432 --> 00:39:55,633
تو زندان بودي، مگه نه؟
چرا دستگيرت کرده بودن؟
366
00:39:55,633 --> 00:39:58,835
.چيز مهمي نبود، فقط سر به سرِ چند تا گوسفندگذاشته بودم
.همش همين
367
00:39:59,034 --> 00:40:04,437
يه گرگُ بندازن تو زندان، يه
چهار ديواري که حتي از تو دريچه هاشم
نميشه آسمونُ ديد
368
00:40:04,536 --> 00:40:07,038
.خيلي غير انسانيه
369
00:40:10,639 --> 00:40:14,540
به نظرت بهتر نيست دوباره بپوشمشون؟-
که چي؟-
370
00:40:14,740 --> 00:40:18,441
خب ميدوني ، قبل از اينکه-
دوباره کفشها نياز به شارژ
...پيدا کنن
!نه!نه-
371
00:40:20,242 --> 00:40:22,243
اين ديگه چيه؟
372
00:40:23,744 --> 00:40:27,745
.دمِ منه-
چي؟ تو دم داري؟-
373
00:40:29,945 --> 00:40:34,347
.خب، اين وقتِ ماه زياد بلند نيست
.بيشتر شبيهِ يه قلم مويِ کوچيکه
374
00:40:34,547 --> 00:40:37,949
تو يه دم داري؟-
آره..خب که چي؟-
375
00:40:38,148 --> 00:40:42,550
تو هم يه چيزهايي داري، ولي من در موردشون
حرفي نزدم، مگه نه؟
376
00:40:45,551 --> 00:40:50,452
چرا بهش دست نميزني؟
.کاملا طبيعيه
377
00:40:50,653 --> 00:40:54,154
اگه طبيعيه، پس چرا قايِمش ميکني؟
378
00:40:54,454 --> 00:40:58,055
خب اگه نميدوني، بايد متذکر بشم که
.مردم گرگها رو دوست ندارن
379
00:40:59,556 --> 00:41:01,757
بيا... چرا يه امتحاني نميکني؟
380
00:41:03,958 --> 00:41:06,259
!گازت نميگيره
381
00:41:13,461 --> 00:41:16,662
.از خواب موها دست بکش، نه برخلافش
382
00:41:26,065 --> 00:41:28,566
...کليدهام گم ميشن
383
00:41:28,766 --> 00:41:33,167
...غولها، گرگ و ملکه غيبشون ميزنه
384
00:41:33,268 --> 00:41:38,870
به حق پري هايي جنگل، چه بلايي
سر امنيت زندان اومده؟
385
00:41:39,070 --> 00:41:44,572
قربان، موقعي که مشغولِ بررسي زندان بوديم
متوجه شديم که در زمان فرارِ ملکه
.درِ زيرزمين قفل نبوده
386
00:41:44,771 --> 00:41:49,873
زير زمين؟ الان گفت : زيرزمين؟-
احتمالش هست که ملکه از-
.راهِ زيرزمين فرار کرده باشه
387
00:41:50,074 --> 00:41:53,575
چي تو زير زمينه؟
!تو بگو
388
00:41:53,775 --> 00:41:58,977
يه سري خرت و پرتهاي قديمي
مربوط به 100 سال قبل ميشن که
.هنوز اينجارو به زندان تبديل نکرده بودن
389
00:41:59,176 --> 00:42:02,077
!آينه-
.يه تيم بفرستين برايِ پاکسازي زيرزمين-
390
00:42:02,178 --> 00:42:05,879
!هر چي اون پايينه ، بکشين بالا و بريزينشون دور
391
00:42:12,882 --> 00:42:15,882
اه ، نه، آينه اي که راه ورود
!به يه دنيايِ ديگه رو باز ميکنه
392
00:42:16,083 --> 00:42:19,383
بهتره اسمِ آنتوني رو هم تو ليستِ
!کارگرها وارد کنم
393
00:42:39,791 --> 00:42:42,991
!بسيار خوب، همه توجه کنن
394
00:42:43,192 --> 00:42:45,893
.هر چي که اينجاست بايد ببرين بيرون
395
00:42:45,993 --> 00:42:51,094
بعد با يه زنجيره انساني هر چي رو که بردين بالا
.ميريزين تو قايق
396
00:42:55,997 --> 00:43:05,100
!معذرت ميخوام-
چي ميگي؟-
فاصلمون خيلي از قايق دوره-
اگه بخوايم اينجوري وسايلُ بندازيم تو قايق
.ممکنه بشکنن
397
00:43:05,299 --> 00:43:08,301
جنابِ لوئيس،مگه قراره اينها رو
برايِ مهمونيِ کوتوله ها بفرستيم؟
398
00:43:08,501 --> 00:43:13,503
!اينها يه مشت آشغالن
!حرف اضافه موقوف
399
00:43:26,907 --> 00:43:29,208
!رسيديم
400
00:43:31,008 --> 00:43:33,509
!اه، خدايا
!اميدوارم حالش خوب باشه
401
00:43:35,810 --> 00:43:38,211
اون ميتونه از خودش مراقبت کنه، مگه نه؟
402
00:43:38,411 --> 00:43:42,713
حداقل برايِ يه روزم که شده
ميتونه خودشُ تو دردسر نندازه، مگه نه؟
403
00:43:42,812 --> 00:43:47,414
،خب
،با شناختي که از پدرت دارم
.نميشه مطمئن بود
404
00:44:07,421 --> 00:44:11,022
!آينه، روشن شو! آينه، روشن شو! روشن شو
!آينه! آينه
405
00:44:12,823 --> 00:44:15,925
!به حقِ پري هايِ جنگلي
داري چيکار ميکني؟
406
00:44:18,325 --> 00:44:21,826
...ديگه کار نميکنه-
!گوش کن، لوئيس، تو نميتوني از اينجا بري-
407
00:44:21,927 --> 00:44:25,227
!همين الان، اون آينه رو بنداز تو قايق
408
00:44:26,528 --> 00:44:29,228
.نه، نميشه، ميترسم بشکنه
409
00:44:29,429 --> 00:44:35,231
از کي تا حالا ياد گرفتي از دستوراتِ من
!سرپيچي کني!ميخواي بگم بندازنت تو رودخونه
410
00:44:36,431 --> 00:44:39,732
و چون تو به بقيه بازنجير وصل شدي
411
00:44:39,932 --> 00:44:43,934
.متاسفانه، باعث ميشي که همشون غرق بشن
412
00:44:47,636 --> 00:44:49,636
...باشه...باشه...باشه
413
00:45:14,044 --> 00:45:17,546
همينجا بمون. من کفشهايِ جادويي رو ميپوشم
.و برميگردم تو زندون
414
00:45:17,646 --> 00:45:21,547
امکان نداره برگردي.ميخواي-
.اين کفشا رو کِش بري
.نه، نميخوا م همچين کاري بکنم-
!چرا ميخواي-
415
00:45:24,248 --> 00:45:27,349
!آره ميخوام!نه اينجوري که ميگي
!نميخوام باهات دعوا کنم
416
00:45:29,350 --> 00:45:32,751
.يه پيشنهادي دارم-
.بگو-
.من کفشها رو ميپوشم، تو منو ميگيري-
417
00:45:32,851 --> 00:45:36,852
تا وقتي منو بگيري ،هردوتامون
.نامرئي ميشيم
418
00:45:37,052 --> 00:45:41,454
.نه!من کفشها رو ميپوشم و تو منو ميگيري
419
00:45:43,255 --> 00:45:47,756
!تو خيلي به اين کفشها وابسته شدي
!چيزي نمونده که همين بلا سرِ منم بياد
420
00:46:00,861 --> 00:46:02,761
!لعنتي
421
00:46:04,162 --> 00:46:06,963
!حالا مجبوريم ، بکشيمِش
422
00:46:07,163 --> 00:46:09,264
!يه تونل
423
00:46:11,565 --> 00:46:17,367
.سي و يک سال طول کشيده تا اين تونلُ بکَنيم-
.خواهش ميکنم، اجازه بديم منم باهاتون بيام-
قسم ميخورم به کسي چيزي
!نگم. ميتونين به من اعتماد کنين
424
00:46:17,566 --> 00:46:23,169
ميدونيد. من فيلم "فرار از آلکاترازُ" ديدم
.ميدونم بايد چيکار کنيم
425
00:46:23,268 --> 00:46:26,169
!شايد بهتر باشه خفه اش کنيم-
!نه-
426
00:46:29,171 --> 00:46:31,171
.من بهش اعتماد دارم
427
00:46:45,276 --> 00:46:50,178
ممنون. کاش ميتونستم به جاش ساعتمُ
.بهت بدم، ولي ديگه ندارمش
428
00:46:53,779 --> 00:46:57,680
"!ده ماه زندان برايِ بي ادبي؟"
يعني با بابايِ من چيکار کردن؟
429
00:46:57,880 --> 00:47:02,082
بابات بايد تو بلوک "اي" باشه
.زندوني هايِ جديدُ اونجا نگه ميدارن
430
00:47:02,182 --> 00:47:05,383
"کشتنِ توله سگ؟"
پس شاهزاده چي ميشه؟
431
00:47:06,484 --> 00:47:09,885
...گوش کن...گ.ش کن
!اين بايد صدايِ شاهزاده باشه
432
00:47:18,488 --> 00:47:20,988
ويرجينيا، چيکار ميکني؟
.نميتونيم اونو با خودمون ببريم
433
00:47:21,189 --> 00:47:25,390
اون باعث ميشه انرژي کفش زودتر مصرف بشه
.و دوباره مرئي ميشيم
434
00:47:25,490 --> 00:47:28,091
!ويرجينيا! اين کارُ نکن
435
00:47:41,696 --> 00:47:44,197
!هي پسرا ، صبر کنين
436
00:47:44,396 --> 00:47:49,799
.متاسفم توني! هرکي بايد به فکرِ خودش باشه-
!بيخيال! راهتو برو!برو!برو-
437
00:47:53,000 --> 00:47:55,900
.فکر کنم داره ما رو به سلولِ پدر ميبره
438
00:48:00,803 --> 00:48:02,603
!همينه
439
00:48:04,904 --> 00:48:07,204
بابا، اينجايي؟
440
00:48:21,309 --> 00:48:26,111
!شارژشون تموم شد
!بهت که گفته بودم
441
00:48:35,214 --> 00:48:37,716
!واو! انگار پدرت خيلي زود دست به کار شده
442
00:49:02,724 --> 00:49:06,925
مطمئني که نميخواي با من بياي؟-
!جنها تنهايي سريعترن-
443
00:49:06,926 --> 00:49:27,170
"Copyrights © WwW.RapidBaz.Org"
444
00:49:47,171 --> 00:49:50,255
!اه! يه چيزي راهِ تونلُ بسته
445
00:49:51,548 --> 00:49:53,239
توني، خودتي؟
446
00:49:53,338 --> 00:49:57,118
کي اونجاست؟-
منم، گرگ، هموني که بهت-
لوبيايِ جادوييِ اژدها رو داد، يادته؟
447
00:49:57,217 --> 00:50:01,693
!از من دور شو-
،ما هردوتامون تو يه تونل گير افتاديم-
چطوري ازت دور شم؟
448
00:50:01,793 --> 00:50:05,374
.داشتم ميرسيدم بيرون،ولي اينجا گير کردم
449
00:50:05,573 --> 00:50:07,761
!يه هُلي بده
450
00:50:21,289 --> 00:50:25,168
خوبي؟-
.بايد برگرديم و آينه رو پيدا کنيم-
451
00:50:25,267 --> 00:50:31,235
چي؟ نه...من انداختمش تو يه قايق
.پر از آشغال، بايد همينجا کنارِ رودخونه باشه
452
00:50:31,335 --> 00:50:34,219
کدو يکي؟کدوم يکي؟-
!همينجا ها بود-
453
00:50:34,418 --> 00:50:37,204
.کجاست؟ -شرط ميبندم همين جاها بود-
پس کو؟-
!نه، همينجا بود-
454
00:50:38,795 --> 00:50:43,868
.نگاه کنين، دارن ميبرنشون-
!انگار کوتوله بلوطي همشونو دزديد
!نه! اون آينمونُ برد-
455
00:51:08,039 --> 00:51:10,525
!آينه،بيدار شو
456
00:51:19,676 --> 00:51:22,561
!پادشاهِ غولها رو احضار کن
457
00:51:23,755 --> 00:51:27,634
.توني، راش بنداز ديگه-
.دارم روش کار ميکنم-
458
00:51:28,728 --> 00:51:32,110
نگاه کنين... اونجان
!نذارين فرار کنن
459
00:51:37,481 --> 00:51:40,266
!من سريعتر ميرم-
!مواظب باش! مواظب باش-
460
00:51:42,057 --> 00:51:44,941
!بزنشون! يه چيزي بيار بزنيشون
461
00:51:46,831 --> 00:51:50,711
!گرفتمشون-
!مگه تو خوابت ببيني، غوله-
462
00:52:05,133 --> 00:52:07,620
!چه نمايشِ رقت انگيزي
463
00:52:08,913 --> 00:52:12,693
چطور جرات ميکنين،خودتونُ
!بچه هايِ من بدونين
464
00:52:12,892 --> 00:52:15,080
...شماها بدترين
465
00:52:20,849 --> 00:52:23,635
حالت خوبه، بابا؟
466
00:52:23,734 --> 00:52:25,823
چي شده؟
467
00:52:28,608 --> 00:52:32,189
.آينه. يه آينه پيدا کنين
468
00:52:33,979 --> 00:52:36,466
!برو بيرون! گمشو
469
00:52:40,146 --> 00:52:45,716
!خوشحالم که اومدي-
،اگه يه بار ديگه اين کارُ بکني-
.ميکشمت
470
00:52:45,816 --> 00:52:48,999
.خب-
خب که چي؟-
471
00:52:49,198 --> 00:52:54,370
بچه هات تونستن اون سگو بگيرن؟-
.نه ، دقيقا-
472
00:52:54,470 --> 00:52:57,056
.منو متعجب ميکنين، اعليحضرت
473
00:52:57,255 --> 00:53:03,223
اون موجودِ کوچيک و ضعيف، چطور-
ميتونه از دستِ شما فرار کنه؟
!با من اينجوري حرف نزن-
474
00:53:03,422 --> 00:53:07,699
.اون بايد دستگير بشه
!بچه هاتو بفرست بگيرنش
475
00:53:07,798 --> 00:53:10,981
مگه هنوز قلمروِ وندلُ نميخواي؟
476
00:53:11,081 --> 00:53:14,861
.بايد به سرعت به قصرت برگردي
.منتظر دستوراتِ بعدي باش
477
00:53:15,060 --> 00:53:17,347
!من از تو دستور نميگيرم
478
00:53:45,795 --> 00:53:51,564
"هشدار"
"سرزمين وحشيها"
"برگرديد"
479
00:53:51,565 --> 00:53:58,320
.: ترجمه و زيرنويس : ســـــــــبـــا :.
480
00:53:58,328 --> 00:54:03,302
ويرجينيا، تا حالا فکر کردي، اگه عاشقِ کسي
باشي ولي اون بهت جوابِ رد بده، چي ميشه؟
481
00:54:03,501 --> 00:54:06,087
من که خيلي خوشحالم
.ممنون
482
00:54:13,447 --> 00:54:16,829
چرا اين کارُ کردي؟-
!مجبور بودم! به خاطرِ خودت بود
483
00:54:17,028 --> 00:54:22,002
!تو کفشهايِ منو پرت کردي تو رودخونه-
تو داشتي فکر ميکردي که امشبم-
اونها رو بپوشي، مگه نه؟
484
00:54:23,593 --> 00:54:29,163
آره... از کجا فهميدي؟-
جادو خيلي قشنگه، ولي خيلي راحت-
.هم ميتونه آدمُ تغيير بده
485
00:54:32,446 --> 00:54:37,718
پس تو چرا ازشون خوشت نميومد؟
چطور ميتوني در مقابلِ وسوسشون مقاوت
کني ولي من نميتونم؟
486
00:54:39,906 --> 00:54:43,288
برايِ اينکه ، تو خيلي دلت ميخواد
.نامرئي باشي
487
00:54:55,522 --> 00:55:01,292
آنتوني، ميدونم که تو يکي از افراد وفادار
،به من هستي، و هرگز منُ رها نميکني
درسته که تو حاضري به خاطرِ امنيتِ من
.جونتم بدي
488
00:55:01,391 --> 00:55:05,071
ولي بهتره که به صورت رسمي
.سوگندِ وفاداري ياد کني
489
00:55:07,160 --> 00:55:10,542
.سرنوشتِ ما اينه که باهم باشيم
.کاملا مشخصه
490
00:55:10,642 --> 00:55:14,919
.سرنوشت من که معلومه. حکومت بر قلمرو چهارم
ولي سرنوشت تو چيه؟
491
00:55:16,510 --> 00:55:21,882
يعني ممکنه افرادي بي اهميت و فروتن مثلِ تو
!نقش مهمي در زندگي ايفا کنن
492
00:55:21,981 --> 00:55:26,755
گرچه، تا وقتي که تو بدني اين سگ گير کردم
.همه يِ اين حرفها خوا ب و خياله
493
00:55:26,855 --> 00:55:29,242
چي بود؟
494
00:55:29,441 --> 00:55:32,823
.هيچي. سايد يه ماهي بوده
.من ار کجا بدونم
495
00:55:44,958 --> 00:55:47,047
.از شما ميخوام که از اينجا رو ترک کنيد
496
00:55:47,246 --> 00:55:51,225
غولها اجازه يِ ورود به قلمرو چهارمُ
.ندارند، مگر با اجازه نامه يِ رسمي
497
00:55:51,424 --> 00:55:55,303
اين کار شما يک تخلفِ جدي از قوانينِ
.نُه قلمرو محسوب ميشه
498
00:55:55,502 --> 00:55:57,392
!ببند دهنتو
499
00:55:58,486 --> 00:56:03,161
اگه به سرعت اينجا رو ترک نکنيد
.مجبور ميشم به شاهزاده وندل گزارش کنم
500
00:56:03,360 --> 00:56:06,344
.و ايشان سربازهايشان را اعزام خواهند کرد
501
00:56:17,683 --> 00:56:21,562
.من آغازِ جنگ با قلمروِ چهارم را اعلام ميکنم
502
00:56:21,562 --> 00:56:26,237
پرنس وندل مهلت داره که در عرضِ
.هفت روز خودشو برايِ مقابله بامن آماده کنه
503
00:56:26,436 --> 00:56:30,714
!د غير اينصورت، قلمروِ اون به من تعلق خواهد گرفت
504
00:56:38,572 --> 00:56:42,152
!بياين بالا! بيدار شين
505
00:56:43,147 --> 00:56:46,927
.يک روزِ زيبايِ ديگه در قلمرو چهارم
506
00:56:47,126 --> 00:56:51,105
خوب خوابيدي؟ ويرجينيا؟-
.راستش نه، فقط يه ساعته که خوابم برده-
507
00:56:51,303 --> 00:56:56,177
بايد با من زير ستاره ها ميخوابيدي
.واقعا رويايي بود
508
00:56:57,371 --> 00:57:03,041
.امروز صبح واقعا زيبا شدي
!حتي از نمايِ پشت هم قشنگي
509
00:57:05,130 --> 00:57:09,009
چي ميگي؟!-
!اونجوري به دخترم نگاه نکن-
!خب، اينجوري نگاه کنم ،خوبه-