1 00:00:36,565 --> 00:00:37,565 Translated By:Chobin and Hamid_m Hamid2547@yahoo.com Copyright:Fexon.com 2 00:00:37,566 --> 00:00:43,870 زندگي من،فيلمي در دوازده پرده 3 00:02:40,218 --> 00:02:45,815 خودت را به ديگران قرض بده،و خودت را به خودت بده 4 00:02:49,962 --> 00:02:56,629 پرده ي اول:قهوه خانه.نانا ميخواهد پال را ترک کند ميز بازي پين بال 5 00:03:01,272 --> 00:03:02,864 آيا واقعا از مردها خوشت مياد؟ 6 00:03:04,809 --> 00:03:08,746 نميدونم،واقعا نميدونم چي فکر ميکنم؟ 7 00:03:09,414 --> 00:03:12,746 اون بيشتر از من پول داره؟- چه اهميتي براي تو داره؟- 8 00:03:23,059 --> 00:03:24,492 چت شده؟ 9 00:03:24,961 --> 00:03:28,363 هيچي،ميخام خيلي صريح باشم 10 00:03:29,233 --> 00:03:32,293 بهترين راه براي گفتنش رو نميدونم 11 00:03:32,937 --> 00:03:36,565 يا،ميشه گفت،ميدونستم،ولي الان ديگه نميدونم 12 00:03:37,307 --> 00:03:41,141 درست همون زماني که بايد بدونم،آيا تا حالا چنين اتفاقي برات افتاده؟ 13 00:03:41,978 --> 00:03:44,572 تا حالا شده راجع به چيزي غير از خودت حرف بزني؟ 14 00:03:45,715 --> 00:03:46,841 رفتارت وحشتناکه 15 00:03:49,285 --> 00:03:52,118 من رفتارم وحشتناک نيست نانا،من ناراحتم 16 00:03:53,523 --> 00:03:56,253 من ناراحت نيستم،پال،من رفتارم وحشتناکه 17 00:03:57,593 --> 00:03:59,993 زياد سخنوري نکن،اينجا سالن سخنراني نيست 18 00:04:02,064 --> 00:04:06,297 تو هيچ موقع کاري که ازت خواستم رو نميکني،ولي هميشه از من ميخاي کاري رو که تو ميخاي بکنم 19 00:04:07,837 --> 00:04:09,997 به هر حال،من ديگه به اينجام رسيده،ميخام بميرم 20 00:04:10,706 --> 00:04:11,604 جدي ميگم 21 00:04:13,442 --> 00:04:14,739 مزخرف نگو 22 00:04:16,311 --> 00:04:20,247 دوست داشتن تو خسته کننده هست،من هميشه بايد التماست کنم 23 00:04:21,749 --> 00:04:25,709 منم اينجا ادمم،تو ميگي من بي رحمم،ولي اين تويي که بي رحمي 24 00:04:37,698 --> 00:04:41,099 چرا اين حرف رو ميزني؟اين درست نيست،کي؟شب يکشنبه؟ 25 00:04:42,738 --> 00:04:46,229 خودت ميدوني کي...من بهت التماس کردم منو به اون مرد معرفي کني 26 00:04:47,208 --> 00:04:49,039 تو از عمد اين کارو کردي 27 00:04:49,710 --> 00:04:50,734 آره،همينطوره 28 00:04:51,479 --> 00:04:53,071 ازت متنفرم 29 00:04:55,716 --> 00:04:57,979 من دوباره بهت خيانت کردم 30 00:04:59,152 --> 00:05:00,279 اين حرفو نزن 31 00:05:07,595 --> 00:05:12,998 فکر کردم صحبت کردن با تو مهمه،ولي ديگه اينطور فکر نميکنم 32 00:05:14,301 --> 00:05:17,031 ما ممکنه با هم باشيم 33 00:05:17,337 --> 00:05:19,704 ولي هر چي بيشتر حرف ميزنيم،حرفهامون کمتر معني ميده 34 00:05:21,875 --> 00:05:25,367 اگر اين حرفها رو روي سن سخنراني بزنم،اين تشکر از تو نيست 35 00:05:26,480 --> 00:05:28,345 اعمال و رفتار همه چيز نيست 36 00:05:28,615 --> 00:05:30,344 اين موضوع در مورد تو هم صدق ميکنه،چرا اين حرفو زدي؟ 37 00:05:31,017 --> 00:05:33,143 اگر اين چيزيه که من ميخام،تو چه مشکلي باهاش داري؟ 38 00:05:33,986 --> 00:05:36,079 يکي شايد يه روز منو پيدا کنه 39 00:05:46,799 --> 00:05:48,562 خوب،تسليم نشو 40 00:05:49,235 --> 00:05:54,832 من بيخيال موزيک نشدم،کاري رو که تو در مورد درسهاي زبان انگليسيت کردي نکردم 41 00:05:55,774 --> 00:05:59,801 من بيخيال اين کار نشدم،اون يارو ميخاد از من عکس بگيره 42 00:06:01,413 --> 00:06:03,278 شايد يه نقش توي يک فيلم داشته باشم 43 00:06:04,383 --> 00:06:05,782 محشر ميشه 44 00:06:06,552 --> 00:06:08,018 رفتارت وحشتناکه،پال 45 00:06:17,229 --> 00:06:23,326 تو واقعا...هميشه همينطوريه 46 00:06:24,569 --> 00:06:28,505 تو ميگي دوستم داري،ولي من اصلا جايگاه ويژه اي پيش تو ندارم 47 00:06:30,542 --> 00:06:34,774 من زياد تو رو دوست ندارم،ولي هنوز جايگاه ويژه اي پيش من داري 48 00:06:36,181 --> 00:06:39,548 با اين حرفها ميخاي به کجا برسي؟فکر کنم همه مثل همديگه باشن 49 00:06:41,019 --> 00:06:43,543 تو با کار من موافقت نکردي؟ 50 00:06:44,321 --> 00:06:46,915 اين کار و صحنه به درد تو نميخورد 51 00:06:47,824 --> 00:06:50,657 تو داري منو ترک ميکني چون من دستم خاليه 52 00:06:51,228 --> 00:06:52,423 وقتي همه ي حرفها زده شد و همه کارها بين ما تموم شد،شايد 53 00:06:55,066 --> 00:06:57,329 اون عکسهايي رو که پشت تلفن گفتي گرفتي؟ 54 00:06:59,303 --> 00:07:02,602 من بيخيالشون شدم،اونها تا آخر خفته حاظر ميشن 55 00:07:04,975 --> 00:07:07,568 اون حالش خوبه؟خوب غذا ميخوره؟ 56 00:07:07,810 --> 00:07:10,335 گوش درد گرفته?ولي دکترا ميگن چيزي نيست 57 00:07:11,415 --> 00:07:13,849 چيه؟Pathé-Marconiکارت تو 58 00:07:14,084 --> 00:07:15,449 فروشگاه موسيقي دارم 59 00:07:17,688 --> 00:07:19,382 ميتوني دو هزار فرانک بهم قرض بدي؟ 60 00:07:20,656 --> 00:07:22,385 حرفشم نزن 61 00:07:24,260 --> 00:07:27,093 والدينت بايد خوشحال باشن که من رفتم 62 00:07:27,997 --> 00:07:29,431 اونها از تو خوششون مياد 63 00:07:29,600 --> 00:07:30,760 !حتما 64 00:07:33,202 --> 00:07:34,965 چرا اينطوري نگا ميکني؟ 65 00:07:43,378 --> 00:07:44,436 هيچي 66 00:07:45,614 --> 00:07:47,845 دوباره دعوا راه ننداز 67 00:07:49,585 --> 00:07:51,314 چطوره يه کم بازي کنيم؟ 68 00:07:57,759 --> 00:07:59,488 سکه داري؟من يکي بيشتر ندارم 69 00:08:22,916 --> 00:08:23,814 يالا،تو اول بازي کن 70 00:08:45,839 --> 00:08:48,706 اون انشا هاي که بچه ها مينوشتن رو يادته؟ 71 00:08:49,510 --> 00:08:50,477 خوب چطوره مگه؟ 72 00:08:51,045 --> 00:08:55,174 اون يه انشاء خوب رو سر نهار براي ما خوند 73 00:08:55,648 --> 00:08:59,414 اون يه سري بچه بودند،و بايد حيوان مورد علاقشون رو معرفي ميکردن 74 00:09:00,653 --> 00:09:02,986 يه دختر کوچولوي هشت ساله پرنده رو انتخاب کرد 75 00:09:04,525 --> 00:09:09,223 ...يه تيکه از نوشتش اين بود"پرنده حيواني است با درون و بيرون 76 00:09:09,529 --> 00:09:11,656 بيرون را از بين ببر تا درون باقي بماند 77 00:09:11,798 --> 00:09:14,665 "درون را از بين ببر و تو روح را خواهي ديد" 78 00:09:26,412 --> 00:09:33,317 پرده ي دوم:فروشگاه موسيقي.دو هزار فرانک.نانا زندگيش را ميکند 79 00:09:43,128 --> 00:09:44,857 فعلا چيزي دم دستمون نيست 80 00:09:50,769 --> 00:09:52,259 Judy Garland? 81 00:09:59,778 --> 00:10:03,839 ...آيا رکورد گيتار رومئو 82 00:10:05,449 --> 00:10:07,644 Raphaël Romeroخدا اسمش چي بود؟ 83 00:10:14,558 --> 00:10:16,287 Raphaël Romeroگيتارِ 84 00:10:16,795 --> 00:10:18,557 تو اون قفسه اون پشت 85 00:10:45,688 --> 00:10:47,349 ريتا هنوز بيرونه؟ 86 00:10:48,124 --> 00:10:49,989 فکر ميکنم پنجشنبه برگرده 87 00:10:50,326 --> 00:10:52,089 اون دو هزار فرنک به من بدهکاره 88 00:10:57,000 --> 00:10:59,400 دو هزار فرنک بهم قرض بده- هيچ راهي نداره،همين الانشم ورشکسته هستم- 89 00:11:01,438 --> 00:11:03,770 نيازت ضروريه؟- نه،چيزي نيست- 90 00:12:11,706 --> 00:12:13,435 عاليه 91 00:12:13,774 --> 00:12:16,833 داستان چرنده ولي خيلي خوب نوشته شده 92 00:12:18,545 --> 00:12:23,346 او به آسمان خيره شده بود،آسمان پر ستاره،بعد به من رو کرد He gazed at the turquoise, star-laden sky, then turned to me 93 00:12:24,251 --> 00:12:28,551 به عنوان کسي که به سختي زندگي ميکند،منطقا تو...من حرف او را قطع کردم "As one who lives intensely, logically you..." I interrupted him 94 00:12:29,222 --> 00:12:32,385 تو براي منطق اهميت زيادي قائل شدي "You attach too much importance to logic" 95 00:12:32,692 --> 00:12:37,254 ...براي ثانيه اي چند من پر شدم از حس تلخ فتح For a few seconds I was filled with a bitter sense of triumph 96 00:12:38,031 --> 00:12:40,191 قلب شکسته ام را فراموش کردم Forgotten, my broken heart 97 00:12:40,366 --> 00:12:45,326 فراموش کردم بايد شجاع به نظر برسم Forgotten, too, the need to put on a brave face 98 00:12:45,604 --> 00:12:48,870 بله،يک راه بسيار زيبا و عالي براي فرار از اين وضع دشوار Yes, a distinctly elegant way of escaping this dilemma 99 00:12:58,551 --> 00:13:04,854 پرده ي سوم:دربان.پال.مصيبت ژاندارک.يک روزنامه نگار 100 00:13:31,215 --> 00:13:32,682 لطفا کليدم رو به من بديد 101 00:13:34,752 --> 00:13:35,912 اُه،بسيارخوب 102 00:13:46,931 --> 00:13:48,330 !يالا،کليدم رو بده 103 00:14:04,715 --> 00:14:06,114 عکسها گرفته شد 104 00:14:15,191 --> 00:14:18,558 اون اصلا شبيه من نيست،بيشتر به تو رفته 105 00:14:20,097 --> 00:14:22,122 مياي با من نهار بخوري؟- نه- 106 00:14:24,167 --> 00:14:25,759 من بايد برم 107 00:14:26,370 --> 00:14:27,597 بيا يه چيزي بخور 108 00:14:27,770 --> 00:14:31,331 من گشنه نيستم،ميخام فيلم ببينم،خدافظ 109 00:15:08,443 --> 00:15:12,345 ما بايد تو رو براي مرگ آماده کنيم 110 00:15:25,627 --> 00:15:28,026 انقدر زود؟ 111 00:15:38,238 --> 00:15:39,899 چه نوع مرگي؟ 112 00:15:44,845 --> 00:15:46,437 بايد به ستون چوبي بکشيمت At the stake 113 00:15:59,460 --> 00:16:04,453 چطور هنوز اعتقاد داريد از طرف خداوند فرستاده شديد؟ 114 00:16:09,368 --> 00:16:15,329 خداوند ميداند کجا ما را رهنما باشد،ولي ما مسير سفر خود را ميدانيم 115 00:16:26,651 --> 00:16:28,619 بله،من بچه ي او هستم 116 00:16:38,797 --> 00:16:40,697 و پيروزي بزرگ؟ 117 00:16:47,906 --> 00:16:49,999 شهادت من خواهد شد 118 00:16:51,476 --> 00:16:52,807 و رستگاري؟ 119 00:17:02,620 --> 00:17:03,814 مرگ 120 00:17:19,103 --> 00:17:20,502 مرگ 121 00:17:30,114 --> 00:17:32,207 من ديگه برم،خدافظ 122 00:17:32,383 --> 00:17:34,180 من بليط فيلمي که ديدي رو خريدم 123 00:17:34,351 --> 00:17:35,409 چه بد 124 00:17:49,566 --> 00:17:51,033 من قرار نگذاشته بوديم؟ 125 00:17:51,334 --> 00:17:54,269 مطمئن نبدم که ميايي يا نه 126 00:17:54,537 --> 00:17:56,402 چرا؟دير کردم؟ 127 00:17:56,573 --> 00:18:00,065 يه کمي،ولي اين دليل اينکه فکر کردم ممکنه نياي نبود 128 00:18:00,709 --> 00:18:03,178 من معمولا ادم وقت شناسي هستم 129 00:18:04,914 --> 00:18:06,711 يازده شب خيلي ديره 130 00:18:12,054 --> 00:18:14,249 منم فکر کردم تو فراموش کردي 131 00:18:15,824 --> 00:18:17,223 چي ميخوري؟ 132 00:18:17,526 --> 00:18:19,426 کيک هم دارين؟ 133 00:18:19,962 --> 00:18:21,294 پس يه قهوه لطفا 134 00:18:24,600 --> 00:18:26,898 اون دوست پسرت بود؟ 135 00:18:27,669 --> 00:18:29,136 نه،اون برادرم بود 136 00:18:30,572 --> 00:18:32,005 برادر زياد داري؟ 137 00:18:32,708 --> 00:18:34,767 پنج برادر و سه خواهر 138 00:18:36,244 --> 00:18:38,337 تعجب کردي؟واقعيتش رو گفتم 139 00:18:41,550 --> 00:18:43,541 از چهارشنبه به اينور چه خبر؟ 140 00:18:44,553 --> 00:18:45,918 خبري نيست 141 00:18:47,722 --> 00:18:49,747 اون ماشين قرمز بيرون مال تو هست؟ 142 00:18:51,192 --> 00:18:53,422 چي هست؟جگوار؟ 143 00:18:53,661 --> 00:18:57,859 نه،آلفا رومئو،آيا به ماشين علاقه داري؟ 144 00:18:58,232 --> 00:19:00,666 من هيچي راجع به ماشين نميدونم 145 00:19:03,104 --> 00:19:06,267 کي بايد کار عکسبرداري رو شروع کنيم؟ 146 00:19:07,008 --> 00:19:10,171 بهت گفته بودم من آماده ي اين کارم 147 00:19:11,178 --> 00:19:13,077 من فقط يکشنبه ها براي اين کار وقت دارم 148 00:19:14,681 --> 00:19:16,979 من يکشنبه دارم ميرم لندن 149 00:19:17,685 --> 00:19:19,175 خوب پس،نميدونم 150 00:19:22,223 --> 00:19:25,157 الان چطوره؟الان خسته اي؟ 151 00:19:26,526 --> 00:19:29,825 اگر بگم نه،فکر نميکني که گستاخم؟ 152 00:19:30,196 --> 00:19:31,857 نه،اصلا 153 00:19:34,200 --> 00:19:37,499 تو واقعا فکر ميکني من بتونم فيلم بازي کنم؟ 154 00:19:37,671 --> 00:19:41,300 اينطور فکر ميکنم،من گذاشتمت توي ليست انتخاب ها 155 00:19:51,817 --> 00:19:53,808 من ميخام کاري شبيه به اين بکنم 156 00:19:56,423 --> 00:19:57,788 اين براي چيه؟ 157 00:19:58,291 --> 00:20:00,884 ...اين ها رو براشون ميفرستي 158 00:20:02,227 --> 00:20:04,559 و چند روز بعد ممکنه بهت تلفن کنند 159 00:20:07,900 --> 00:20:09,891 من يه کم براي لخت شدن خجالتي هستم 160 00:20:10,636 --> 00:20:12,899 زياد چيزي نيست،ميدوني 161 00:20:15,507 --> 00:20:18,032 ميتوني دو هزار فرنک بهم قرض بدي؟ 162 00:20:18,377 --> 00:20:20,368 اره ميخام اين کارو بکنم،ولي الان انقدر همراهم نيست 163 00:20:22,547 --> 00:20:23,912 بيخيال،من خسته ام 164 00:20:29,454 --> 00:20:31,354 عکس هاي من چي ميشه؟ 165 00:20:31,924 --> 00:20:33,186 تو با من ميموني پس؟ 166 00:20:49,906 --> 00:20:57,439 پرده ي چهارم،پليس،نانا مورد بازپرسي قرار ميگيرد 167 00:21:21,937 --> 00:21:26,806 Flexburg, Moselleمتولد 15 آپريل سال 1940 در 168 00:21:27,076 --> 00:21:29,477 بدون آدرس ثابت،درسته؟ 169 00:21:32,115 --> 00:21:33,639 خوب،چي شد؟ 170 00:21:34,850 --> 00:21:37,876 ...خوب،من داشتم تو خيابون راه ميرفتم 171 00:21:38,687 --> 00:21:41,121 ...ديدم يه زن داره يه مجله ميخره 172 00:21:41,924 --> 00:21:46,418 خوب،بعد...اون يه مقدار پول از کيفش برداشت 173 00:21:48,431 --> 00:21:51,127 ...اون متوجه نشد 1000فراک رو انداخته رو زمين 174 00:21:52,668 --> 00:21:57,969 ...بعدش...منم وانمود کردم دارم مجله ميخرم 175 00:21:58,706 --> 00:22:01,402 ...و من پامو گذاشتم روي 1000 فرانک اون 176 00:22:04,245 --> 00:22:06,942 ...او رفت و 177 00:22:13,388 --> 00:22:14,946 بعدش فهميد پول رو زمين انداخته؟ 178 00:22:27,001 --> 00:22:28,832 ...اون برگشت سراغ من و 179 00:22:30,305 --> 00:22:32,899 براي مدت طولاني تو چشماي من خيره شد 180 00:22:34,875 --> 00:22:38,834 بعد من پولشو بهش برگردوندم 181 00:22:47,754 --> 00:22:49,619 پس چرا اون ازت شکايت کرده؟ 182 00:22:50,457 --> 00:22:53,688 نميدونم،شايد به خاطر اينه که خيلي بدجنسه 183 00:23:03,070 --> 00:23:05,300 هيچکسو تو پاريس داري که بري پيشش؟ 184 00:23:07,040 --> 00:23:08,734 دوستان،گاهي وقتا 185 00:23:10,176 --> 00:23:11,404 مردها؟ 186 00:23:14,914 --> 00:23:16,074 گاهي اوقات 187 00:23:20,521 --> 00:23:22,886 چرا به فکر پيشرفت و سر و سامون گرفتن نيستي؟ 188 00:23:24,423 --> 00:23:26,391 من خيلي براي اين کار تلاش کردم 189 00:23:29,662 --> 00:23:31,357 الان قصد انجام چه کارهايي رو داري؟ 190 00:23:32,430 --> 00:23:34,955 ...نميدونم...من 191 00:23:37,102 --> 00:23:38,229 ...من...يکي دگه 192 00:23:44,609 --> 00:23:51,378 پرده ي پنجم،بلوار،اولين مرد،اتاق 193 00:24:57,780 --> 00:24:58,439 اينجا چطوره؟ 194 00:25:11,160 --> 00:25:12,149 اينجا رو ميگفتي؟ 195 00:25:13,830 --> 00:25:14,990 قبلا اينجا بودي؟ 196 00:25:34,583 --> 00:25:35,743 کسي اينجا هست؟ 197 00:25:36,351 --> 00:25:38,182 اتاق 27 يا 28 کودومش؟ 198 00:25:40,756 --> 00:25:41,916 اتاق 27 199 00:26:56,628 --> 00:26:57,925 سيگار؟ 200 00:27:04,571 --> 00:27:05,799 اينجا هيچوقت زيرسيگاري پيدا نميشه 201 00:27:22,488 --> 00:27:23,512 چقدر ميخاي؟ 202 00:27:25,991 --> 00:27:28,255 نميدونم،اين به تو بستگي داره 203 00:27:31,596 --> 00:27:32,995 نميدونم 204 00:27:34,966 --> 00:27:36,263 چهار هزار فرنک؟ 205 00:27:54,584 --> 00:27:55,642 هزار فرنک بهم بدهکاري 206 00:27:56,553 --> 00:27:57,815 من پول خورد براي پس دادن بقيش ندارم 207 00:27:59,424 --> 00:28:01,085 طوري نيست،بقيش براي خودت 208 00:28:06,029 --> 00:28:07,621 همه لباساتو در بيار 209 00:28:17,407 --> 00:28:18,499 چرا نميذاري ازت لب بگريم؟ 210 00:28:30,119 --> 00:28:32,553 Yvetteپرده ي ششم،ملاقات با قهوه خانه اي در حومه ي شهر 211 00:28:32,721 --> 00:28:36,681 رائول،تيراندازي در خيابان 212 00:28:53,041 --> 00:28:54,508 ييوت چطوري؟ 213 00:28:55,177 --> 00:28:57,372 به زور شناخمت 214 00:28:58,247 --> 00:28:59,737 چطوري؟- خوبم تو چطوري؟- 215 00:28:59,915 --> 00:29:01,405 اي ميگذره،سر ميکنيم 216 00:29:01,584 --> 00:29:03,347 منم همينطور- خوش به حالت- 217 00:29:03,519 --> 00:29:05,816 چرا؟- ...سر جريانِ- 218 00:29:06,921 --> 00:29:09,412 تو اونجايي؟براي رقص؟ 219 00:29:11,292 --> 00:29:12,759 با يه نوشيدني چطوري؟ 220 00:29:15,264 --> 00:29:16,662 ريموند چطوره؟ 221 00:29:18,466 --> 00:29:20,161 همه چيزو بهت ميگم 222 00:29:20,401 --> 00:29:21,629 چه اتفاقي افتاده؟ 223 00:29:23,037 --> 00:29:24,470 زندگي سخته 224 00:29:25,073 --> 00:29:29,532 من ميخام از اينجا فرار کنم،برم طرف گرمسير 225 00:29:30,344 --> 00:29:31,834 فرار از يه خيال باطله 226 00:29:33,047 --> 00:29:34,173 زندگي همينه 227 00:29:56,136 --> 00:29:57,831 من يه دقه ديگه برميگردم 228 00:30:16,389 --> 00:30:17,583 خوب،بگو 229 00:30:18,624 --> 00:30:20,251 يه روز عصر،ريموند 230 00:30:22,528 --> 00:30:26,191 ...اومد خونه با يه بليط قطار براي بريست 231 00:30:27,066 --> 00:30:30,194 اون گفت براش اونجا کار پيدا شده،پس ما نقل مکان کرديم 232 00:30:30,736 --> 00:30:33,432 و رفتيم توي يک هتل نزديک لنگرگاه 233 00:30:36,676 --> 00:30:38,871 من چيزي از اون نديدم 234 00:30:39,945 --> 00:30:41,435 اون "کار"ميکرد 235 00:30:42,080 --> 00:30:45,106 ...من بچه ها رو ميبردم بيرون،براشون بستني ميخريدم 236 00:30:46,752 --> 00:30:48,947 من نگران بودم 237 00:30:49,155 --> 00:30:52,783 چون مطمئن نبودم چطور پول در مياره 238 00:30:53,525 --> 00:30:57,621 يه روز بعد از سه هفته 239 00:30:58,897 --> 00:31:00,762 اون ديگه برنگشت 240 00:31:01,700 --> 00:31:04,065 من بايد رو پاي خودم مي ايستادم 241 00:31:05,570 --> 00:31:09,597 ...بچه هام و مادرشوهرم که به ما اعتنايي نميکرد 242 00:31:11,176 --> 00:31:15,942 بتدريج،من فاحشه شدم،اين کار خيلي آسون تر بود 243 00:31:19,049 --> 00:31:25,148 بعد،دو سال بعد من براي رفتن فيلم رفتم به سينما 244 00:31:25,824 --> 00:31:29,987 و اونو ديدم که داره توي يک فيلم امريکايي بازي ميکنه 245 00:31:31,695 --> 00:31:33,287 و حالا؟ 246 00:31:33,464 --> 00:31:35,125 همه چيز خوبه 247 00:31:42,138 --> 00:31:43,299 ولي زياد خوش نميگذره 248 00:31:43,507 --> 00:31:46,499 اره،ادم افسرده ميشه،ولي اين تقصير من نيست 249 00:31:50,947 --> 00:31:54,678 من فکر ميکنم ما هميشه در قبال اعمالمون مسئوليم،ما آزاد هستيم 250 00:31:55,785 --> 00:31:58,151 من دستمو ميبرم بالا،خوب من خواستم و مسئولش منم 251 00:31:59,689 --> 00:32:02,886 من سرمو ميچرخونم،مسئولش منم 252 00:32:04,894 --> 00:32:08,091 من خوشحال نيستم،مسئولش منم 253 00:32:10,066 --> 00:32:12,660 من سيگار ميکشم،مسئولش منم 254 00:32:14,370 --> 00:32:17,497 چشمام رو ميبندم،مسئولش منم 255 00:32:20,710 --> 00:32:23,406 من فراموش کردم که مسئولش خودمم،ولي در واقع خودم مسئولم 256 00:32:25,348 --> 00:32:28,111 بهت گفتم گريزي وجود نداره 257 00:32:28,984 --> 00:32:30,781 همه چيز خوبه 258 00:32:32,320 --> 00:32:35,050 فقط بايد به همه چيز علاقه نشون بدي 259 00:32:38,694 --> 00:32:42,858 از اين گذشته،چيزها همون چيزهايي هستن که هستن 260 00:32:43,965 --> 00:32:46,160 يک پيغام يک پيغامه 261 00:32:47,569 --> 00:32:49,196 يک زمين يک زمينه 262 00:32:49,638 --> 00:32:51,070 يک مرد يک مرده 263 00:32:52,206 --> 00:32:55,198 و زندگي زندگيه 264 00:33:01,750 --> 00:33:07,051 پسري که بهش سلام کردم ميخاد تو رو ببينه،مشکلي نداره؟ 265 00:33:07,588 --> 00:33:08,782 نه مشکلي نيست 266 00:33:27,140 --> 00:33:33,636 #She's no film star, this baby of mine# 267 00:33:34,215 --> 00:33:40,244 #She works on the factory assembly line# 268 00:33:41,354 --> 00:33:48,021 #We live in one room down by the railway track# 269 00:33:48,661 --> 00:33:55,328 #With a lovely view of the warehouse out back# 270 00:33:56,202 --> 00:34:02,333 #No Riviera for us on our holidays# 271 00:34:03,075 --> 00:34:09,173 #No family with a fond Daddy who plays# 272 00:34:10,516 --> 00:34:17,319 #But the light that shines in my baby's eyes# 273 00:34:17,790 --> 00:34:24,059 #Is more to me than the stars in the sky# 274 00:34:25,097 --> 00:34:31,935 #And when the rest of the town starts to doze# 275 00:34:32,437 --> 00:34:38,204 #The late evening sun in our window glows# 276 00:34:39,710 --> 00:34:46,206 #We whisper in the secrecy of our own four walls# 277 00:34:47,018 --> 00:34:53,389 #And make love together as darkness falls# 278 00:35:01,765 --> 00:35:03,460 اون يه خانم يا يه خانه به دوش فاحشه؟ 279 00:35:06,636 --> 00:35:11,336 بهش توهين کن،اگر ولگرد و فاحشه باشه عصباني ميشه،ولي اگر خانم باشه،لبخند ميزنه 280 00:35:25,721 --> 00:35:26,848 خواهيم ديد 281 00:35:36,032 --> 00:35:37,794 يکي از دوستاي ييوت هستي؟ 282 00:35:40,369 --> 00:35:42,837 من از قبل شما رو ميشناسم 283 00:35:43,405 --> 00:35:45,806 نه نميشناسي- سه ماه قبل بود- 284 00:35:47,277 --> 00:35:51,212 داشتي به يه عکس نگا ميکرديSaint-Germainبلوار 285 00:35:51,780 --> 00:35:53,008 درسته 286 00:35:54,049 --> 00:35:57,450 پس چرا سعي کردي حاشا کني؟فکر کردي زرنگي؟ 287 00:35:59,021 --> 00:36:03,081 مسخره،چرا اينطوري نگام ميکني 288 00:36:04,593 --> 00:36:08,029 احمق به نظر ميرسي،و موهات افتضاحه 289 00:36:14,369 --> 00:36:16,200 صبر کن،يه چيزي هست که بايد بهت بگم 290 00:36:59,913 --> 00:37:00,971 چشمام 291 00:37:09,323 --> 00:37:17,024 Elysées پرده ي هفتم،نامه،دوباره رائول،و قهرمان 292 00:37:55,901 --> 00:38:02,533 خانم عزيز،يکي از دوستانم که براي شما کار ميکند ادرس شما را به من داده 293 00:38:38,642 --> 00:38:46,344 من ميخواهم براي شما کار کنم 294 00:39:01,831 --> 00:39:05,733 من 22 سال دارم 295 00:39:20,683 --> 00:39:26,518 من فکر ميکنم که خوشگل هستم 296 00:39:33,429 --> 00:39:37,956 ...بلندي قدم 297 00:40:10,598 --> 00:40:21,667 موهاي من کوتاه است 298 00:40:39,893 --> 00:40:46,992 ولي خيلي زود بلند ميشوند 299 00:41:00,746 --> 00:41:08,949 ...من يک عکس از خودم ميفرستم 300 00:41:13,392 --> 00:41:14,859 پس اين تويي؟ 301 00:41:17,429 --> 00:41:18,919 يک نامه ي کلاسيک 302 00:41:21,500 --> 00:41:22,762 اره خودمم 303 00:41:25,304 --> 00:41:27,135 چطور پيدام کردي؟ 304 00:41:27,739 --> 00:41:33,540 من تعقيبت کردم،من تو ماشينم بودم و تو رو ديدم که اومدي اينجا 305 00:41:34,679 --> 00:41:37,079 خيلي پر رويي 306 00:41:37,415 --> 00:41:39,941 نه،تو خيلي خوشگلي 307 00:41:49,393 --> 00:41:51,384 تو اون روز يک دفعه غيبت زد 308 00:41:51,929 --> 00:41:52,987 کي رو ميگي؟ 309 00:41:53,831 --> 00:41:58,200 وقتي خلافکارها شليک کردن،تو ناپديد شدي 310 00:41:59,437 --> 00:42:05,103 فکر نميکنم اونها خلافکار بودن،بلکه بيشتر هدف سياسي داشتن 311 00:42:07,011 --> 00:42:09,001 ...اُه،خوب 312 00:42:09,980 --> 00:42:13,143 در هر صورت منظورم اين نبود که تو شجاع نيستي 313 00:42:14,451 --> 00:42:16,283 من فقط داشتم يه چيزي ميگفتم 314 00:42:29,499 --> 00:42:31,126 در مورد من چي فکر ميکني؟ 315 00:42:36,873 --> 00:42:39,000 من فکر ميکنم تو خيلي خوبي 316 00:42:42,078 --> 00:42:46,207 پاکي خاصي توي چشم هات ميبينم 317 00:42:47,383 --> 00:42:52,446 که اينطور،من نميفهمم،اين حرفه خنده داريه براي گفتن 318 00:42:53,022 --> 00:42:54,320 چرا؟ 319 00:43:02,264 --> 00:43:08,224 ...من توقع پاسخ جامع تري رو داشتم،منظورم اين بود که 320 00:43:08,503 --> 00:43:11,301 منو در طبقه ي ويژه اي از زن ها قرار ميدي؟ 321 00:43:20,214 --> 00:43:21,841 خودت دوست داري ويژه و خاص باشي؟ 322 00:43:24,485 --> 00:43:25,713 چرا؟ 323 00:43:27,021 --> 00:43:28,318 هيچي همينطوري 324 00:43:29,524 --> 00:43:31,754 براي من سه دسته دختر وجود داره 325 00:43:35,930 --> 00:43:38,922 براي بعضي ها يک دسته وجود داره،براي بعضي ها دو دسته،و براي بعضي ها سه 326 00:43:46,873 --> 00:43:49,138 اين ادرس رو ييوت بهت داده؟ 327 00:43:56,283 --> 00:43:58,183 واقعا جدي ميخاي اين کارو بکني؟ 328 00:43:58,552 --> 00:43:59,519 چرا؟اره 329 00:44:01,455 --> 00:44:03,355 .من ميخوام پول بيشتري بدست بيارم 330 00:44:04,958 --> 00:44:07,586 من ميتونم کمکت کنم پول بيشتري .اينجا بدست بياري 331 00:44:07,894 --> 00:44:09,862 .واقعاً؟ خوشحال ميشم 332 00:44:23,609 --> 00:44:26,477 چرا تلاش نکردي بري تو کار فيلم؟ 333 00:44:27,247 --> 00:44:31,615 تلاش کردم. دوسال قبل، ميخواستم .ببرمش روي صحنه نمايش 334 00:44:33,319 --> 00:44:36,015 من توي پاسيفيکو .در شاتلت تئاتر بودم 335 00:44:37,123 --> 00:44:39,819 يه بار توي يه فيلم با .ادي کنستانتين همبازي بودم 336 00:44:41,460 --> 00:44:44,451 .من داستان زندگيمو واست تعريف مي کنم چه غم انگيز 337 00:44:47,266 --> 00:44:50,099 .من يه دوست هستم 338 00:44:52,505 --> 00:44:55,803 .يه لبخند تحويلم بده .حس لبخند زدن رو ندارم 339 00:45:35,979 --> 00:45:37,606 ميتونم همراهيتون کنم؟ 340 00:45:47,858 --> 00:45:49,348 کي شروع مي کنم؟ 341 00:45:50,394 --> 00:45:54,454 ،وقتي که روشنايي هاي شهر فزوني پيداکنند .جنب و جوش بي پايان زن هاي کوچه گرد آغاز ميشه 342 00:46:02,105 --> 00:46:08,566 پرده ي هشتم،عصرها،پول،پوست،لذت،هتل 343 00:46:10,980 --> 00:46:12,811 روال عادي و روزمره چيه؟ 344 00:46:13,149 --> 00:46:16,585 فاحشه بر روي فريبنده گي و .جذابيت هاش تجارت مي کنه 345 00:46:16,752 --> 00:46:20,711 به منظور ايجاد يه ارباب رجوع خوب و ايجاد شرايطي سودمند 346 00:46:23,893 --> 00:46:26,123 لازمه که او زيبا باشه؟ 347 00:46:26,395 --> 00:46:30,831 نه، اگرچه زيبايي يک عامل مهم .در حرفه روسپي گريه 348 00:46:31,099 --> 00:46:36,230 باعث جلب توجه .جاکش ميشه 349 00:46:36,639 --> 00:46:40,439 از اونجايي که مجذوب کردن فيزيکي ميتونه .يه منبع سودمند بي اندازه باشه 350 00:46:41,676 --> 00:46:43,667 لازمه که نام نويسي کنه؟ 351 00:46:44,346 --> 00:46:47,144 نظر به قانون 13 آوريل 1946 352 00:46:47,382 --> 00:46:55,220 روسپي ها تحت نظارت سازمان نظام پزشکي هستند و نه زير نظر پليس 353 00:46:55,524 --> 00:47:00,894 قانون سال 1946 و ماده 2,253 پنجم نوامبر 1947 354 00:47:01,062 --> 00:47:05,964 ثبت پرونده بهداشت ملي رو براي تمام .زن ها محرز کرد 355 00:47:06,133 --> 00:47:09,830 نشان داده شده بوسيله گواهي قطعي 356 00:47:10,004 --> 00:47:12,131 براي منجرشدن به يک زندگي روسپي گري 357 00:47:13,274 --> 00:47:15,140 براي منجرشدن به يک زندگي روسپي گري 358 00:47:15,810 --> 00:47:19,210 همه جا طرز کار يکسانه 359 00:47:19,713 --> 00:47:22,477 فاحشه بوسيله لباس پوشيدنش، طرز رفتار و آرايش 360 00:47:22,650 --> 00:47:25,312 .حرفه اش رو نمايان مي کنه 361 00:47:25,519 --> 00:47:27,487 گاهي اوقات، برخلاف قانون 362 00:47:27,655 --> 00:47:31,317 اون ميتونه مستقيماً به .مشتري رجوع کنه 363 00:47:32,826 --> 00:47:34,555 چقدر بايد مطالبه کنم؟ 364 00:47:35,229 --> 00:47:39,689 از 300 تا 15000 فرانک 365 00:47:39,867 --> 00:47:44,360 براي يه جلسه متغيير از چند دقيقه تا يک ساعت 366 00:47:44,537 --> 00:47:48,200 نرخ يک شب کامل از پنج هزار تا .پنجاه هزار فرانک در نوسانه 367 00:47:49,509 --> 00:47:51,101 هر جايي خواستم ميتونم برم؟ 368 00:47:51,879 --> 00:47:55,439 .کنترل ها و نظارت هايي در نظر گرفته شدن به عنوان مثال، در پاريس 369 00:47:55,615 --> 00:47:58,880 يک آيين نامه پليس مربوط به بيست و پنجم آگوست 1958 370 00:47:59,085 --> 00:48:04,182 .معطل کردن و ايستادن بي خودي رو منع کرده 371 00:48:04,356 --> 00:48:05,948 ،توي ساعات مشخصي در پارک بولوين 372 00:48:06,124 --> 00:48:09,560 .و اطراف شانزليزه 373 00:48:10,263 --> 00:48:12,128 همه پول ها مال خودم ميشه؟ 374 00:48:12,532 --> 00:48:16,558 .يه ماليات روزانه مقرر شده 375 00:48:16,969 --> 00:48:18,903 اطراف شانزليزه 376 00:48:19,071 --> 00:48:21,198 .روزانه بيست تا سي هزار فرانک 377 00:48:21,406 --> 00:48:23,340 .که هفتگي پرداخت ميشه 378 00:48:24,843 --> 00:48:26,572 من اتاق هم دارم؟ 379 00:48:27,212 --> 00:48:31,273 ،هتل ها معمولاً حوله ها رو عوض مي کنند ولي ملافه ها رونه 380 00:48:31,516 --> 00:48:35,350 رختخواب ها اغلب فقط يه ملافه .زيرين دارن 381 00:48:36,788 --> 00:48:37,914 پليس؟ 382 00:48:38,690 --> 00:48:41,351 اونا ناگهاني يورش ميارن، بازجويي ها 383 00:48:41,525 --> 00:48:49,365 هرکسي از قوانين تخطي کنه .براي تست هاي پزشکي فرستاده ميشه 384 00:48:52,403 --> 00:48:54,303 ميتونم توي يه کافه نوشيدني بخورم؟ 385 00:48:54,705 --> 00:48:57,765 يه روسپي مست مسئول اعمال ناخواسته و ناخوشاينده 386 00:48:57,942 --> 00:49:00,570 چرا که او با کارهاش توجه .همه رو جلب ميکنه 387 00:49:03,947 --> 00:49:05,437 اگه حامله شدم؟ 388 00:49:06,150 --> 00:49:09,950 مردم فکر مي کنند فاحشه ها .هميشه سقط جنين دارن 389 00:49:10,121 --> 00:49:11,110 .اين حقيقت نداره 390 00:49:11,656 --> 00:49:17,491 ،اونا تلاش مي کنند تا از حاملگي جلوگيري کنند بوسيه دارو يا وسايل ديگه 391 00:49:17,994 --> 00:49:21,760 ،اما وقتي حاملگي محرز شد .سقط جنين ها نادر هستن 392 00:49:23,933 --> 00:49:25,367 هرکسي رو بايد قبول کنم؟ 393 00:49:25,703 --> 00:49:30,366 فاحشه بايد هميشه در .اختيار مشتريش باشه 394 00:49:30,807 --> 00:49:33,241 .اون بايد هرکسي رو که پول ميده قبول کنه 395 00:49:34,411 --> 00:49:39,473 ...اين يکي... اون يکي 396 00:49:43,753 --> 00:49:45,584 مشتري ها هر روز هستن؟ 397 00:49:45,889 --> 00:49:48,687 روسپي هاي سطح پايين 398 00:49:48,858 --> 00:49:50,951 بطور ميانگين روزانه پنج تا هشت مشتري .دارن 399 00:49:51,560 --> 00:49:57,931 اونا روزانه چهار تا هشت هزارتا درميارن، اما .بعضي هاشون مبالغ شگفت انگيزي بدست ميارن 400 00:49:58,200 --> 00:50:01,864 شصت تا مشتري در روز توي شنبه ها و .عيدها بي سابقه نيست 401 00:50:03,472 --> 00:50:10,275 Luigiپرده ي نهم،مرد جوان، نانا احساس ميکند نميداند خوشبخت است يا نه 402 00:50:10,713 --> 00:50:12,476 مرخصي ها چي؟ 403 00:50:12,648 --> 00:50:15,582 معمولاً بعد از معاينه پزشکي 404 00:50:15,750 --> 00:50:19,379 مردي که همراهشه اونو ميبره بيرون 405 00:50:19,887 --> 00:50:23,016 اغلب براي ديدن بچه اش در بيرون شهر 406 00:50:23,292 --> 00:50:25,760 بعد از اون، اونا به يه رستوران يا .به يه سينما مي رن 407 00:50:30,765 --> 00:50:32,392 لوئيجي اينجاست؟- .اون طبقه بالاست- 408 00:50:35,570 --> 00:50:37,162 .پنج دقيقه طول ميکشه 409 00:50:37,338 --> 00:50:38,930 .در هر حال، فيلم شروع شده 410 00:51:16,943 --> 00:51:18,274 سيگار داري؟ 411 00:51:18,678 --> 00:51:21,169 چه نوعي؟- .فقط ميخواستم بدونم- 412 00:52:10,929 --> 00:52:13,421 سيگار داري؟- .اون پايين دارن- 413 00:52:22,574 --> 00:52:24,769 چطوري؟- .نه خوب نه بد- 414 00:52:26,944 --> 00:52:28,844 .ما قرار بود بريم سينما 415 00:52:29,746 --> 00:52:30,576 .من سرحالت ميارم 416 00:52:41,191 --> 00:52:43,659 من اداي بچه اي رو درميارم که .يه بادکنک رو ميترکونه 417 00:53:41,483 --> 00:53:43,383 .تو بايد مرد دلخواه من باشي 418 00:53:44,219 --> 00:53:46,313 حالا ميشه اجازه بدي ما حرفمون رو بزنيم؟ 419 00:57:20,863 --> 00:57:29,328 پرده ي دهم،پياده رو،مرد،شاد بودن کافي نيست 420 00:58:10,610 --> 00:58:12,908 .بازرس فليتوکس يه بي ام و خريده 421 00:58:46,312 --> 00:58:48,246 .اونا ميتونستند صندلي بذارن 422 00:58:48,781 --> 00:58:50,180 .هميشه همينطوره 423 00:58:58,256 --> 00:59:01,384 چقدر؟- .سه هزارتا، پنج هزارتا اگه لخت شم- 424 00:59:04,296 --> 00:59:07,288 .فقط يکي ديگه- .بايد يکم پول نگه دارم- 425 00:59:09,367 --> 00:59:12,962 .يکي از اونا، بعدش؟ يه کوچولو .خيلي مهربون خواهم شد 426 00:59:17,375 --> 00:59:18,933 تو اغلب مياي اينجا؟ 427 00:59:21,546 --> 00:59:24,879 قبلاً همديگرو نديديم؟- .شايد- 428 00:59:28,753 --> 00:59:30,243 اسمت چيه؟ 429 00:59:33,824 --> 00:59:35,052 .اسم قشنگيه 430 00:59:37,761 --> 00:59:39,559 .آره، عاشقشم 431 00:59:40,732 --> 00:59:42,256 شغلت چيه؟ 432 00:59:43,067 --> 00:59:45,159 .تو کار عکس هاي تبليغاتي هستم 433 00:59:45,902 --> 00:59:49,599 مثل فيلم هاست؟- .نه، اونا بي حرکت هستن- 434 00:59:50,807 --> 00:59:53,571 من توي يه فيلم با .ادي کنستانتين بودم 435 00:59:53,810 --> 00:59:56,744 ترحم لازم نيست. ديديش؟ 436 01:00:01,285 --> 01:00:04,618 حرف نميزني. رومانتيک هستي؟ 437 01:00:10,960 --> 01:00:13,292 .اگه پول بيشتري بهم بدي، ميتوني بموني 438 01:00:19,336 --> 01:00:23,499 .يه دختر ديگه هم ميخواي؟ ببينم چکار ميتونم بکنم 439 01:00:43,225 --> 01:00:45,055 داري ميري؟- .آره- 440 01:00:47,295 --> 01:00:50,264 ميتوني پنج دقيقه از وقتتو بهم بدي؟- .به مونيکا بگو، توي اتاق چهل و يکه- 441 01:01:03,745 --> 01:01:05,474 چي شده؟- .هيچي- 442 01:01:09,516 --> 01:01:11,074 .هيچوقت کار نمي کنن 443 01:01:13,121 --> 01:01:14,713 .سه شنبه ميبينمت 444 01:01:30,671 --> 01:01:32,468 چکار ميکني؟- .ميرم پايين- 445 01:01:32,606 --> 01:01:35,439 ميشه يه لحظه وقتتو بگيرم؟- چقدر؟- 446 01:01:35,609 --> 01:01:39,568 .از اون بپرس- .باشه- 447 01:01:39,913 --> 01:01:41,210 اتاق 45 448 01:02:03,636 --> 01:02:05,160 .با اون هماهنگش کن 449 01:02:20,952 --> 01:02:23,716 اسمت چيه؟- .اليزابت، مثل ملکه انگلستان- 450 01:02:27,326 --> 01:02:31,523 منم بايد لخت شم؟- .نه، ارزششو نداره- 451 01:02:31,863 --> 01:02:35,162 پس من بايد هيچ کاري نکنم؟- .نميدونم- 452 01:02:45,142 --> 01:02:46,405 اينجوري 453 01:03:00,991 --> 01:03:07,863 پرده ي يازدهم:محل زندي شارلوت،غريبه،نانا از فيلسوف بي خبره 454 01:04:19,635 --> 01:04:21,500 اشکالي نداره نگاه کنم؟ 455 01:04:25,374 --> 01:04:28,434 .خسته بنظر ميرسي- .به هيچ وجه- 456 01:04:31,312 --> 01:04:33,473 چکار ميکني؟- .مطالعه ميکنم- 457 01:04:43,424 --> 01:04:47,121 ميشه واسم يه نوشيدني بخري؟- .اگه دوست داري- 458 01:04:54,834 --> 01:04:59,465 تو اغلب اينجا مياي؟- .گهگداري. اتفاقي به اينجا رسيدم- 459 01:05:01,776 --> 01:05:04,972 چرا مطالعه ميکني؟- .اين کارمه- 460 01:05:11,751 --> 01:05:13,048 .عجيبه 461 01:05:13,286 --> 01:05:17,814 ،يه دفعه يادم رفت چي بگم .اغلب واسم اتفاق ميوفته 462 01:05:19,025 --> 01:05:24,622 من ميدونم چي ميخوام بگم. من درمورد چيزي که منظورمه فکر مي کنم 463 01:05:25,899 --> 01:05:30,562 ،اما وقتي لحظه حرف زدن فرا ميرسه .نميتونم منظورمو بگم 464 01:05:30,936 --> 01:05:32,665 بله، البته 465 01:05:34,107 --> 01:05:36,667 تو سه تفنگدار رو خوندي؟ 466 01:05:37,110 --> 01:05:39,101 فيلمشو ديدم. واسه چي؟ 467 01:05:41,480 --> 01:05:45,780 چون که در اون، پورتوس 468 01:05:46,819 --> 01:05:50,220 اين واقعاً در بيست سال بعده 469 01:05:50,489 --> 01:05:53,822 پورتوس، بلند قد، قوي يکم سربه هوا 470 01:05:55,160 --> 01:05:57,924 اون هرگز توي زندگيش فکر نکرده 471 01:05:59,198 --> 01:06:03,897 اون بايد يه بمب رو توي يه انبار زيرزميني .براي منفجر کردنش جاسازي کنه 472 01:06:04,636 --> 01:06:05,933 .اون اين کار رو انجام ميده 473 01:06:06,537 --> 01:06:10,474 ،بمب رو جاسازي ميکنه، فتيله رو روشن ميکنه و بعد شروع ميکنه به دويدن و دورشدن،البته 474 01:06:11,810 --> 01:06:14,176 اما ناگهان شروع ميکنه به فکر کردن 475 01:06:15,881 --> 01:06:21,819 در مورد چي؟ چطور امکانش هست که يک گام رو پيش روي گام ديگر قرار داد؟ 476 01:06:22,186 --> 01:06:24,120 .تو هم بايد در موردش فکر کرده باشي 477 01:06:26,624 --> 01:06:30,720 .بنابراين، اون از دويدن باز مي ايسته .نميتونه ادامه بده، نميتونه به جلو حرکت کنه 478 01:06:34,332 --> 01:06:37,233 ،بمب منفجر ميشه .زير زمين روي سرش خراب ميشه 479 01:06:37,669 --> 01:06:40,432 .او با شونه هاش آوار رو نگه ميداره 480 01:06:41,104 --> 01:06:45,473 ،اما بعد از يک روز، شايد هم دو روز .اون خرد ميشه و ميميره 481 01:06:46,643 --> 01:06:48,908 ،اولين باري که او فکر کرد .اورو به کشتن داد 482 01:06:49,147 --> 01:06:51,445 چرا اين داستان رو بهم گفتي؟ 483 01:06:53,016 --> 01:06:55,644 همينجوري، فقط واسه گپ زدن 484 01:06:55,986 --> 01:06:58,420 چرا يه نفر هميشه بايد حرف بزنه؟ 485 01:06:59,356 --> 01:07:02,814 ،اغلب يه نفر نبايد حرف بزنه .بلکه بايد در سکوت زندگي کنه 486 01:07:04,794 --> 01:07:07,525 ،هر چه بيشتر حرف بزني .کلمات معني کمتري پيدا مي کنند 487 01:07:08,098 --> 01:07:10,157 شايد، اما کسي ميتونه؟ 488 01:07:12,936 --> 01:07:13,903 .نميدونم 489 01:07:14,371 --> 01:07:17,533 من فهميدم که بدون حرف زدن نميتونيم .زندگي کنيم 490 01:07:22,678 --> 01:07:25,307 .من دوست دارم بدون حرف زدن زندگي کنم 491 01:07:26,049 --> 01:07:29,449 آره، خيلي خوب ميشه، نميشه؟ 492 01:07:30,286 --> 01:07:32,516 .مثل عشق ورزيدن به يه نفر ديگه 493 01:07:33,322 --> 01:07:35,722 .اما اين امکان پذير نيست 494 01:07:36,092 --> 01:07:40,619 ولي چرا؟ کلمات بايد درست همون .چيزي رو بيان کنند که يه نفر ميخواد بگه 495 01:07:42,297 --> 01:07:43,788 آيا اونا به ما خيانت مي کنند؟ 496 01:07:45,568 --> 01:07:47,468 .اما ماهم به اونا خيانت مي کنيم 497 01:07:47,636 --> 01:07:50,605 يه نفر بايد قادر باشه .خودشخص رو بيان کنه 498 01:07:50,773 --> 01:07:52,467 .اين گفته به رشته تحرير دراومده 499 01:07:52,807 --> 01:07:56,072 .فکر کن: يک نفر مثل افلاطون 500 01:07:56,711 --> 01:08:00,203 ميتونه هنوز هم درک بشه؟ اون ميتونه 501 01:08:00,715 --> 01:08:04,651 ،در عين حالي که به زبان يوناني نوشته شده .دوهزارو پانصد سال پيش 502 01:08:04,953 --> 01:08:09,447 ،هيچ کس واقعاً زبان رو نميشناسه حداقل، نه دقيقاً 503 01:08:10,592 --> 01:08:14,528 ،با اين وجود، چيزي هايي از ميان عبور مي کنند .بنابراين ما بايد بتونيم خودمون رو بيان کنيم 504 01:08:16,330 --> 01:08:17,763 .و بايستي اينکارو بکنيم 505 01:08:18,198 --> 01:08:22,397 چرا بايد اينکارو بکنيم؟ براي درک همديگه؟ 506 01:08:27,207 --> 01:08:32,144 ما بايد فکر کنيم، و براي فکر کردن .ما نياز به کلمات داريم 507 01:08:32,446 --> 01:08:34,004 .راه ديگه اي واسه فکرکردن وجود نداره 508 01:08:35,149 --> 01:08:37,913 ،براي ارتباط برقرار کردن، شخص بايد حرف بزنه .اين زنگي ماست 509 01:08:38,585 --> 01:08:40,712 .آره، اما خيلي سخته 510 01:08:44,992 --> 01:08:47,859 .من فکر مي کنم زندگي بايد ساده باشه 511 01:08:51,964 --> 01:08:56,333 حرفات درمورد سه تفنگدار ممکنه .يه داستان جالب بسازه 512 01:08:56,769 --> 01:08:58,397 .اما وحشتناکه 513 01:08:58,672 --> 01:09:01,072 .آره، اما اون يه اشاره کننده ست 514 01:09:02,675 --> 01:09:03,937 من باور دارم 515 01:09:05,611 --> 01:09:10,605 يک شخص فقط وقتي ياد مي گيره خوب حرف بزنه که .براي يکبار زندگي رو انکار کرده باشه 516 01:09:11,050 --> 01:09:13,951 .اين بهاشه- بنابراين، حرف زدن مخرب و کشنده ست؟- 517 01:09:14,120 --> 01:09:17,681 حرف زدن در ارتباط با زندگي تقريباً .يه رستاخيزه 518 01:09:17,857 --> 01:09:21,315 ،سخن و گفتار يه زندگي ديگست .از زماني که شخص حرف نزنه 519 01:09:23,162 --> 01:09:26,187 بنابراين، براي زندگي کردن در گفتار 520 01:09:26,998 --> 01:09:30,832 شخص بايد از درون مرگ زندگي بدون .سخن عبور کنه 521 01:09:31,002 --> 01:09:32,993 ،ممکنه نتونم منظورمو واضح بيان کنم اما 522 01:09:35,575 --> 01:09:40,978 يه قانون زاهدانه وجود داره که از .خوب حرف زدن شخص جلوگيري ميکنه 523 01:09:41,146 --> 01:09:43,239 تا زماني که شخص زندگي رو .با تفکيک ميبينه 524 01:09:46,117 --> 01:09:50,314 اما يه نفر نميتونه زندگي روزانه شو با... نميدونم 525 01:09:52,556 --> 01:09:54,024 .با جداسازي و تفکيک زندگي کنه 526 01:09:54,726 --> 01:09:58,958 ما متعادل ميشيم، به همين خاطره که .ما از سکوت به کلمات عبور مي کنيم 527 01:09:59,865 --> 01:10:04,892 ،ما بين اين دوتا تاب ميخوريم .چون که اين حرکت زندگيه 528 01:10:05,069 --> 01:10:10,974 شخص از يه زندگي روزمره به يه زندگي .که ما بهش ميگيم زندگي برتر صعود ميکنه 529 01:10:11,542 --> 01:10:13,567 زندگي متفکر 530 01:10:14,278 --> 01:10:19,238 اما اين زندگي متضمن اينه که .يک شخص "هرروز" رو کشته باشه 531 01:10:19,416 --> 01:10:20,747 زندگي بيش از حد ابتدايي 532 01:10:23,320 --> 01:10:26,686 اونوقت فکر کردن و حرف زدن يکي هستند؟ 533 01:10:27,457 --> 01:10:29,015 .من اينطور فکر مي کنم 534 01:10:29,292 --> 01:10:32,694 افلاطون هم همينو گفته، اين يه تفکر ريشه دار و .قديميه 535 01:10:33,030 --> 01:10:39,730 شخص نميتونه فکر رو از کلماتي که .اون رو بيان مي کنند تمييز بده 536 01:10:39,936 --> 01:10:45,636 لحظه اي از تفکر تنها ميتونه از طريق .کلمات فهميده بشه 537 01:10:45,975 --> 01:10:48,273 پس شخص بايد حرف بزنه و ريسک دروغ گفتن رو انجام بده؟ 538 01:10:48,678 --> 01:10:54,981 دروغ ها، همچنين، بخشي از تحقيق و بررسي ما .هستن، خطاها و دروغ ها بسيار شبيه هم هستند 539 01:10:55,151 --> 01:10:58,587 .منظورم دروغ هاي معمولي و عادي نيست 540 01:10:58,755 --> 01:11:03,851 ،مثل اينکه من قول ميدم فردا بيام .اما نميام، همونطور که نميخواستم 541 01:11:04,092 --> 01:11:06,253 .ميبني، اونا اجتناب ناپذيرند 542 01:11:06,662 --> 01:11:12,192 اما يه دروغ عمدي يکم .تفاوت دار با يک اشتباه 543 01:11:13,302 --> 01:11:17,068 شخص مي گرده و نميتونه کلمه .درست رو پيدا کنه 544 01:11:17,239 --> 01:11:21,232 اين دليليه که تو نميدونستي .چي بگي 545 01:11:21,743 --> 01:11:25,974 تو از اين ميترسيدي که نتوني کلمات درست .رو پيدا کني. اين توضيحشه 546 01:11:28,617 --> 01:11:31,484 يه نفر چطور ميتونه از پيداکردن کلمات درست اطمينان پيدا کنه؟ 547 01:11:34,556 --> 01:11:35,682 .اون يه نفر بايد تلاش کنه 548 01:11:36,058 --> 01:11:38,355 .احتياج به تلاش و کوشش داره 549 01:11:38,759 --> 01:11:44,629 شخص بايد به شيوه اي حرف بزنه .که درسته، صدمه اي نزنه 550 01:11:44,832 --> 01:11:48,928 .چيزي روبگه که بايد گفته بشه .کاري رو بکنه که بايد انجام بشه 551 01:11:49,103 --> 01:11:51,663 .بدون لطمه زدن يا ضربه زدن 552 01:11:53,808 --> 01:11:56,174 شخص بايد سعي کنه داراي يه اعتقاد خوب .و راسخ باشه 553 01:11:57,778 --> 01:12:02,874 يه نفر بهم گفت: "در همه چيز حقيقت و راستي ".نهفته است، حتي در اشتباه ها 554 01:12:04,552 --> 01:12:09,580 حقيقت داره. فرانسه اونو در قرن .هفدهم متوجه نشد 555 01:12:10,124 --> 01:12:13,058 اونا فکر کردند شخص ميتونه از خطا .اجتناب کنه 556 01:12:13,226 --> 01:12:17,287 و فراتر از اون، شخص ميتونه مستقيماً .درون حقيقت زندگي کنه 557 01:12:18,331 --> 01:12:21,232 .اين امکانپذير نيست 558 01:12:21,401 --> 01:12:25,929 :کانت، هگل، فلسفه آلماني .براي برگرداندن ما به زندگي 559 01:12:26,272 --> 01:12:30,538 و مارو متوجه کنند که ما بايد از درون خطاها .عبور کنيم تا به حقيقت برسيم 560 01:12:35,215 --> 01:12:37,011 نظرت در مورد عشق چيه؟ 561 01:12:40,219 --> 01:12:42,984 .بدن بايد وارد ماجرا ميشد 562 01:12:43,156 --> 01:12:46,557 .لايبنيتز مشروط و موکول بودن رو معرفي کرد 563 01:12:46,826 --> 01:12:51,455 حقايق مشروط و حقايق واجب .به زندگي آرايش مي بخشيدند 564 01:12:51,630 --> 01:12:55,327 .فلسفه آلماني اون رو بما نشون داد 565 01:12:55,501 --> 01:12:59,766 در زندگي، شخص با بردگي و اشتباهات زندگي .فکر مي کنه 566 01:12:59,937 --> 01:13:02,998 ،شخص بايد اون رو مديريت کنه اون واقعيته 567 01:13:05,844 --> 01:13:08,438 نبايد عشق تنها حقيقت باشه؟ 568 01:13:10,949 --> 01:13:14,145 براي اون، عشق هميشه مجبوره .حقيقت باشه 569 01:13:14,752 --> 01:13:18,210 تو کسي رو ميشناسي که بدونه روي هم رفته و در يک زمان عاشق چيه؟ 570 01:13:18,956 --> 01:13:22,586 نه. وقتي تو بيست سالته نميدوني 571 01:13:23,095 --> 01:13:27,622 ،همه چيزي که ميدوني خرده ريزه ها هستند .تو انتخاب هاي قراردادي مي کني 572 01:13:27,799 --> 01:13:30,597 .دوستت دارم تو يه عشق ناخالصه 573 01:13:30,768 --> 01:13:36,501 اما براي جمع شدن در موضوعي با چيزي .که واقعاً عاشقشي، تو نياز به بلوغ داري 574 01:13:37,174 --> 01:13:40,975 .اون يعني جستجو .اين حقيقت زندگيه 575 01:13:43,381 --> 01:13:48,511 ،اين دليليه که چرا عشق يه راه حله .در شرايطي صدق ميکنه 576 01:13:51,188 --> 01:13:58,391 پرده ي دوازدهم:دوباره مرد جوان،نقاشي تخم مرغي شکل،رائول نانا را معامله ميکند 577 01:14:09,005 --> 01:14:10,700 امروز بايد چکار کنيم؟ 578 01:14:11,507 --> 01:14:12,496 .نميدونم 579 01:14:12,675 --> 01:14:15,110 بريم لوگزامبورگ؟ 580 01:14:18,248 --> 01:14:21,012 .فکر مي کنم مي خواد بارون بباره 581 01:14:23,119 --> 01:14:26,953 بدين سان من در زير نوري واضح عکسي را ديدم که تا آن زمان کاملاً بدون .توجه مانده بود 582 01:14:28,491 --> 01:14:31,756 نقاشي دختر جواني بود که درست .در حال تبديل شدن به يک زن کامل بود 583 01:14:32,761 --> 01:14:36,253 ،من با عجله نقاشي را برانداز کردم .و سپس چشمان را بستم 584 01:14:46,075 --> 01:14:49,601 آن حرکتي بدون فکر قبلي براي .بدست آوردن زمان براي تفکر بود 585 01:14:50,745 --> 01:14:53,180 براي اطمينان از اينکه بينايي من .مرا نفريفته است 586 01:14:53,883 --> 01:14:57,944 براي آرام کردن و رام کردن علاقه وافرم براي هشياري و زل زدن بيشتر 587 01:14:59,621 --> 01:15:03,614 در لحظاتي کوتاه من دوباره به نقاشي نگاهي عميق .انداختم 588 01:15:10,265 --> 01:15:13,894 نقاشي، قبلاً گفتم، آن .دختر جوان بود 589 01:15:15,670 --> 01:15:18,662 .تنها سر و شانه ها بودند 590 01:15:18,840 --> 01:15:22,536 نقاشي شده به شيوه اي که از نظر فني به شيوه سايه روشن زدن معروف است 591 01:15:23,377 --> 01:15:26,403 بيشتر به شيوه ي سرهاي مورد علاقه سالي 592 01:15:27,581 --> 01:15:31,746 بازوها، سينه ها، و حتي انتهاي موهاي درخشان 593 01:15:31,920 --> 01:15:37,585 بطور غيرقابل مشاهده اي ذوب شده درون ابهام با وجود سايه عميق پشت سر 594 01:15:39,726 --> 01:15:42,957 ،به عنوان شي هنري .هيچ چيزي تحسين برانگيزتر از اين وجود ندارد 595 01:15:43,130 --> 01:15:44,529 .از نقاشي کردن خودش 596 01:15:45,766 --> 01:15:49,224 اما اين ميتوانست نه از بين بردن اثر باشد 597 01:15:49,403 --> 01:15:51,530 ونه زيبايي ابدي چهره 598 01:15:51,705 --> 01:15:54,105 که با شدت زياد مرا تکان داد 599 01:15:55,309 --> 01:15:59,244 حداقل ميتواند آن خيال و وهم من باشد 600 01:15:59,445 --> 01:16:02,039 براي آن سر يک انسان زنده تصور شده بود 601 01:16:06,820 --> 01:16:10,220 بالاخره، راضي با راز حقيقي اثرش 602 01:16:10,957 --> 01:16:13,118 من توي رختخواب افتادم 603 01:16:13,659 --> 01:16:16,184 من به راز عکس پي برده بودم 604 01:16:16,362 --> 01:16:21,061 در يک خطي شبيه به زندگي بيان 605 01:16:22,300 --> 01:16:25,361 اون کتاب مال توئه؟- .نه، من همينجا پيداش کردم- 606 01:16:32,378 --> 01:16:33,810 يه سيگار بهم ميدي؟ 607 01:16:43,455 --> 01:16:47,551 اين داستان ماست: يک نقاش .عشقش را نقاشي مي کند 608 01:16:48,627 --> 01:16:49,889 ميتونم ادامه بدم؟ 609 01:16:53,832 --> 01:16:57,097 و در نهان کساني که به نقاشي مي نگريستند 610 01:16:57,668 --> 01:17:01,126 صحبت از آن همانند چيز شگفت انگيز و نيرومند است 611 01:17:01,605 --> 01:17:04,871 و يک دليل نه بر بي قدرتي نقاش 612 01:17:05,076 --> 01:17:06,976 بلکه بر عشق عميقش براي او 613 01:17:07,112 --> 01:17:09,170 که او بخوبي نمايش داده شده 614 01:17:09,880 --> 01:17:13,646 اما درآخر، همانطور که تلاش به نتيجه اش نزديکتر ميشد 615 01:17:14,084 --> 01:17:16,416 در برج کوچک هيچ کسي پذيرفته نبود 616 01:17:16,720 --> 01:17:19,951 براي نقاش که شيفته بزرگ شده بود با گرمي اثرش 617 01:17:20,124 --> 01:17:24,458 و چشمانش را به ندرت از روي پارچه نقاشي برمي داشت، حتي براي سلام بر همسرش 618 01:17:25,896 --> 01:17:29,730 و او نميتوانست ببيند که رنگ هايي که او بر روي پارچه نقاشي پخش ميکند 619 01:17:29,900 --> 01:17:33,198 از لب هاي همسرش که درکنار او نشسته بود .گرفته شده بودند 620 01:17:34,337 --> 01:17:39,036 و زماني که هفته ها گذشت و اندک زماني براي کار باقي ماند 621 01:17:39,575 --> 01:17:43,512 پس اندازي جز يک قلم مو در دهان و يک ته رنگ بر روي چشم 622 01:17:43,681 --> 01:17:45,671 روح همسرش دوباره سوسو مي زد 623 01:17:45,848 --> 01:17:47,748 .همانند تابش لامپ 624 01:17:48,818 --> 01:17:52,345 و سپس قلم مو داده شد و ته رنگ قرار داده شد 625 01:17:53,690 --> 01:17:56,783 و براي يک لحظه، نقاش در مدخل ايستاد 626 01:17:56,958 --> 01:17:58,722 در مقابل اثري که انجام داده بود 627 01:17:59,495 --> 01:18:05,456 اما در لحظه بعدي، زماني که هنوز زل زده بود او بيمناک و وحشت زده شد 628 01:18:05,635 --> 01:18:09,695 :و گريه کنان با صدايي بلند براستي اين خودش زندگيست 629 01:18:10,038 --> 01:18:13,007 :ناگهان بسمت محبوبه اش برگشت 630 01:18:13,875 --> 01:18:15,399 .او مرده بود 631 01:18:24,753 --> 01:18:27,017 من دوست دارم برم موزه لوور 632 01:18:27,189 --> 01:18:30,420 .نه، من خوشم نمياد به عکس ها نگاه کنم 633 01:18:33,661 --> 01:18:37,120 .چرا؟ هنر و زيبايي زندگي هستند 634 01:18:40,769 --> 01:18:42,327 .من مي پرستمت 635 01:18:42,637 --> 01:18:44,069 .و من عاشقتم 636 01:18:52,413 --> 01:18:54,780 چرا نمياي و با من زندگي نمي کني؟ 637 01:18:54,950 --> 01:18:57,645 آره. به رائول ميگم همه چي تموم شده 638 01:19:04,558 --> 01:19:06,890 .حداقل بذار کتم رو بپوشم 639 01:19:09,095 --> 01:19:10,221 .احمق نباش 640 01:19:40,627 --> 01:19:42,185 من چه کار اشتباهي کردم؟ 641 01:19:43,662 --> 01:19:45,630 .تو بايد هرکي رو که پول ميده قبول کني 642 01:19:45,898 --> 01:19:48,992 نه هر کسي رو. بعضي وقتا باعث .کسر شانه 643 01:19:50,235 --> 01:19:51,999 .اين همون جاييه که تو اشتباه ميکني 644 01:19:59,845 --> 01:20:04,282 طول هفته سرمون شلوغ تر از اوني بود که بتونيم بريم سينما 645 01:20:04,450 --> 01:20:06,077 و توي يکشنبه ها يه صف عريض و طويله 646 01:20:09,955 --> 01:20:12,617 به کجا؟- .ماشين اونا- 647 01:20:13,292 --> 01:20:15,954 چرا مجبورم کردي بيام؟ 648 01:20:16,495 --> 01:20:18,122 .تو قراره پيششون بموني 649 01:20:21,199 --> 01:20:23,861 عالم اسفل و پسرانش 650 01:21:26,162 --> 01:21:27,493 خوب، ميري؟ 651 01:21:43,412 --> 01:21:44,640 .اول دختره 652 01:21:54,822 --> 01:21:56,050 .اول پول 653 01:22:01,030 --> 01:22:02,361 .پولو بيار 654 01:22:35,929 --> 01:22:37,362 .صدهزارتا گم شده 655 01:22:38,366 --> 01:22:41,926 فکر نکن بهت شليک نمي کنم فقط بخاطر دختره 656 01:22:47,240 --> 01:22:49,708 .تو شليک کن، من فراموش کردم پرش کنم