1 00:00:10,200 --> 00:00:45,700 UPLOADER:هوشيدر ايلداري HOUSHIDAR83@YAHOO.COM 2 00:00:54,200 --> 00:00:57,700 اين داستان مرديست به نام هارولد کريک 3 00:00:57,900 --> 00:01:00,200 و ساعت مچي او 4 00:01:00,800 --> 00:01:03,400 ...هارولد کريک مردي است با اعداد بينهايت 5 00:01:03,700 --> 00:01:07,300 محاسبات بي پايان و به طور قابل ملاحظهاي کم حرف... 6 00:01:07,500 --> 00:01:10,400 و ساعت مچي او حتي کمتر از او ميگويد 7 00:01:12,100 --> 00:01:15,000 دوازده سال است که هر روز هفته 8 00:01:15,200 --> 00:01:20,600 ...هارولد 32 دندان خود را 76 مرتبه مسواک ميزند 9 00:01:22,200 --> 00:01:24,700 سي و هشت مرتبه از عقب به جلو 10 00:01:25,300 --> 00:01:27,600 سي و هشت مرتبه بالا به پايين 11 00:01:29,100 --> 00:01:31,700 دوازده سال است که هر روز هفته 12 00:01:31,900 --> 00:01:35,900 هارولد کروات خود را با يک گره بزرگ به جاي دو گره مي‌بندد 13 00:01:36,200 --> 00:01:39,200 که در نتيجه آن در زمان 46 ثانيه صرفه جويي مي‌شود 14 00:01:39,400 --> 00:01:44,700 ساعت مچي او فکر ميکند که بستن کروات با يک گره گردن او را چاق نشان مي‌دهد 15 00:01:44,900 --> 00:01:46,500 اما هيچ چيزي نمي‌گويد 16 00:01:50,000 --> 00:01:52,200 دوازده سال است که هر روز هفته 17 00:01:52,400 --> 00:01:57,000 هارولد با سرعتي حدود 56 قدم به ازاي هر بلوك در طول 6 بلوك مي‌دود 18 00:01:57,200 --> 00:02:00,600 و به زحمت به اتوبوس 8:17 كرونكر مي‌رسد 19 00:02:01,200 --> 00:02:02,800 ساعت مچي او از نسيمي كه 20 00:02:03,000 --> 00:02:06,900 به صورتش مي‌وزد سرمست مي‌شود 21 00:02:15,600 --> 00:02:17,600 دوازده سال است که هر روز هفته 22 00:02:17,800 --> 00:02:21,100 هارولد 7.134 پرونده مالياتي را در روز 23 00:02:21,300 --> 00:02:25,200 به عنوان نماينده ارشد سازمان مالياتهاي داخلي مورد بازبيني قرار مي‌دهد 24 00:02:25,700 --> 00:02:29,400 ديان؛ واحد 2-1.469 بي.آي. ممنون 25 00:02:29,600 --> 00:02:31,900 صبح به خير آي.آر.اس 26 00:02:32,900 --> 00:02:35,700 هارولد 1417، 89 مرتبست؟ 27 00:02:36,400 --> 00:02:38,600 126.113 28 00:02:38,800 --> 00:02:39,800 اين منطقيه 29 00:02:40,200 --> 00:02:44,400 زمان ناهار او فقط 45.7 دقيقه طول مي‌كشد 30 00:02:45,600 --> 00:02:48,900 و 4.3 دقيقه براي صرف قهوه 31 00:02:49,100 --> 00:02:52,200 او به كمك ساعت مچي‌اش به دقت زمان بندي شده 32 00:02:52,600 --> 00:02:53,800 اوه! خيلي خوبه 33 00:02:54,000 --> 00:02:56,300 آره! ما به مولن مي‌ريم يا به ... 34 00:02:56,900 --> 00:03:01,000 پشت تمام اين ماجراها هارولد به تنهايي زندگي مي‌كند 35 00:03:02,000 --> 00:03:04,300 او تنها به طرف خانه قدم مي‌زند 36 00:03:06,200 --> 00:03:08,600 و به تنهايي غذا مي‌خورد 37 00:03:16,100 --> 00:03:20,000 و هر شب دقيقاً در ساعت 11:13 مي‌خوابد 38 00:03:20,200 --> 00:03:23,000 هارولد به تنهايي به رختخواب مي‌رود 39 00:03:23,200 --> 00:03:28,000 و ساعت مچي‌اش را براي استراحت بر روي ميز كنار تختش قرار مي‌دهد 40 00:03:29,100 --> 00:03:33,100 البته تمام اينها تا قبل از چهارشنبه بود 41 00:03:34,800 --> 00:03:40,000 چهارشنبه، ساعت مچي هارولد همه چيز را تغيير داد 42 00:03:46,500 --> 00:03:48,100 !اوه خداي من! گرفتيش 43 00:03:48,400 --> 00:03:49,500 !گرفتمش 44 00:03:50,000 --> 00:03:51,400 !گرفتمش 45 00:04:04,100 --> 00:04:06,600 اگر كسي از هارولد مي‌پرسيد، او جواب مي‌داد 46 00:04:06,800 --> 00:04:11,600 كه اين چهارشنبه خاص دقيقاً شبيه چهارشنبه‌هاي پيشين است 47 00:04:11,800 --> 00:04:13,900 ---و او چهارشنبه را دقيقاً به همان روشي كه او 48 00:04:24,700 --> 00:04:27,900 و او چهارشنبه را دقيقاً به همان روش هميشگي‌اش شروع كرد 49 00:04:31,200 --> 00:04:32,300 سلام؟ 50 00:04:41,900 --> 00:04:45,100 او چهارشنبه را دقيقاً به همان روش هميشگي‌اش شروع كرد 51 00:04:45,300 --> 00:04:47,000 ---وقتي كه ذهن كسي 52 00:04:47,200 --> 00:04:48,500 سلام! كسي اينجا هست؟ 53 00:04:55,900 --> 00:04:59,500 وقتي كه ذهن هر كس در مورد روزي كه در پيش دارد خيال پردازي مي‌كند 54 00:04:59,700 --> 00:05:03,800 يا حتي زماني كه تلاش براي چنگ انداختن به لحظات پاياني روياست 55 00:05:04,000 --> 00:05:07,900 هارولد مشغول شمردن دفعات مسواك زدنش بود 56 00:05:09,700 --> 00:05:12,800 خوبه! كي الان گفت كه "هارولد مشغول شمردن دفعات مسواك زدنش بود"؟ 57 00:05:13,000 --> 00:05:15,300 و چطوري مي‌دوني كه من مسواك زدنم را مي‌شمارم؟ 58 00:05:16,000 --> 00:05:17,400 !سلام 59 00:05:20,000 --> 00:05:23,800 !نكته قابل توجه اين است كه ساده‌ترين عناصر 60 00:05:26,400 --> 00:05:28,400 !نكته قابل توجه اين است كه 61 00:05:32,400 --> 00:05:36,900 نكته قابل توجه اين است كه ساده‌ترين عناصر زندگي هارولد 62 00:05:37,100 --> 00:05:39,300 كه اغلب درك نشده است 63 00:05:39,500 --> 00:05:44,900 به عنوان كاتاليزوري براي تمامي زندگي جديدش در آمده 64 00:05:46,000 --> 00:05:47,600 هارولد به دنبال اتوبوس مي‌دود 65 00:05:47,800 --> 00:05:51,100 كفشهاي سفت و چرمي او وقتي كه روي آسفالت خم مي‌شدند 66 00:05:51,300 --> 00:05:54,000 صداي گوش خراش جيغي را مي‌دادند 67 00:05:59,500 --> 00:06:03,000 و در هر حال اين يك روز شگفت آور بود 68 00:06:03,300 --> 00:06:07,100 روزي كه هارولد در باقيمانده زندگي‌اش آن را به ياد خواهد آورد 69 00:06:07,300 --> 00:06:10,100 هارولد فكر كرد كه چهارشنبه است 70 00:06:10,900 --> 00:06:12,600 متاسفم! شنيدي؟ 71 00:06:13,800 --> 00:06:16,600 صدا را. شنيدي "هارولد فكر كرد كه چهارشنبه است"؟ 72 00:06:17,400 --> 00:06:19,300 نگران نباش. الان چهارشنبه است 73 00:06:19,700 --> 00:06:23,500 نه! نه! شنيدي "هارولد فكر كرد كه چهارشنبه است"؟ 74 00:06:24,300 --> 00:06:27,000 هارولد كيه؟ هارولد منم! 75 00:06:27,600 --> 00:06:29,800 هارولد، همه چيز روبه راهه. الان هم چهارشنبست 76 00:06:30,000 --> 00:06:31,400 ...نه، نه، من 77 00:06:32,000 --> 00:06:33,600 !هيچي، بي‌خيال 78 00:06:35,200 --> 00:06:37,600 هارولد نمي‌توانست بر روي كارش تمركز كند 79 00:06:37,800 --> 00:06:38,800 معذرت مي‌خواهم، هارولد؟ 80 00:06:39,000 --> 00:06:41,900 افكار او پريشان شد ذهن او جاي ديگري بود 81 00:06:42,100 --> 00:06:43,500 ببخشيد 82 00:06:43,900 --> 00:06:46,500 ...يه نفر بايد اينجا توانايي تعمير يه لحظه صبر كنيد! 83 00:06:46,700 --> 00:06:50,000 هي هارولد، 67 مرتبه 453 يعني چي؟ 84 00:06:50,200 --> 00:06:54,000 ...وقتي كه همكارت پرسيد محصول 67 و 453 85 00:06:54,200 --> 00:06:56,400 تو چي مي‌دوني؟ من نمي‌تونم وقتي كه تو حرف مي‌زني فكر كنم 86 00:06:56,600 --> 00:06:58,100 ...او نتوانست چيزي بياد آورد 87 00:06:58,300 --> 00:06:59,200 چي؟ چي؟ 88 00:06:59,500 --> 00:07:03,600 هارولد به سرعت پاسخ داد "30.351" چي؟ اوه هيچي. 30.351 89 00:07:03,800 --> 00:07:07,100 با وجود اين جواب در واقع 31.305 است 90 00:07:07,300 --> 00:07:11,900 !صبر كن، صبر كن، صبر كن، 31.305. متاسفم 91 00:07:14,600 --> 00:07:17,900 خوش‌تيپ، من كاملاً گرفتار شده بودم ...يه كارشناس بيمه 92 00:07:18,100 --> 00:07:20,800 تقاضاي يه جت اسكي به عنوان وسيله نقليه كاري كرده... 93 00:07:22,700 --> 00:07:24,000 بهت مي‌گم كه اين واقعاً شرم آوره 94 00:07:24,200 --> 00:07:27,200 كه اونها هنوز يه ارزياب براي پاداش سالانه مشخص نكرده‌اند 95 00:07:29,500 --> 00:07:30,800 خوش‌تيپ؟ 96 00:07:31,700 --> 00:07:33,100 روبه راهي؟ 97 00:07:34,300 --> 00:07:36,400 ديو، من تحت تعقيبم 98 00:07:41,200 --> 00:07:43,600 تحت تعقيبي؟ تو كه تكون نميخوري؟ 99 00:07:43,900 --> 00:07:46,700 يه صدا من را تعقيب ميكنه !چي؟ 100 00:07:46,900 --> 00:07:49,700 !من را صداي يه زن تعقيب ميكنه 101 00:07:52,700 --> 00:07:54,200 خوبه 102 00:07:56,000 --> 00:07:57,900 چي ميگه؟ 103 00:07:58,600 --> 00:08:00,500 اون داره روايت ميكنه 104 00:08:05,200 --> 00:08:08,200 هارولد، تو به جعبه‌ها زل زدي اون چي را روايت ميكنه؟ 105 00:08:08,400 --> 00:08:10,700 نه، نه، نه، من بايد بايگاني كردن را متوقف كنم 106 00:08:10,900 --> 00:08:12,700 توجه كن. توجه كن. گوش بده. گوش بده 107 00:08:14,900 --> 00:08:17,200 !صدايي كه كاغذ لاي پوشه درست مي‌كنه 108 00:08:17,400 --> 00:08:21,700 مشابه صداييه كه موج روي شنها درست ميكنه 109 00:08:22,900 --> 00:08:24,500 و وقتي كه هارولد به اين قطعيت رسيد كه 110 00:08:24,700 --> 00:08:27,000 هر روز به تعداد كافي صداي موج گوش مي‌دهد 111 00:08:27,200 --> 00:08:32,000 فهميد آنچه او تصور ميكرده يك اقيانوس عميق و بي پايان بوده 112 00:08:33,400 --> 00:08:34,800 شنيدي؟ 113 00:08:35,000 --> 00:08:36,400 منظورت بايگاني كردنته؟ 114 00:08:36,600 --> 00:08:38,200 نه، نه، نه، صدا را ميگم 115 00:08:39,300 --> 00:08:40,500 نه 116 00:08:41,900 --> 00:08:46,300 وحشتناكترين قسمت اينه كه من گاهي اوقات تصور يه اقيانوس عميق و بي پايان را دارم 117 00:08:47,400 --> 00:08:48,700 چه اقيانوسي؟ 118 00:08:48,900 --> 00:08:51,900 ...يه اقيانوسي كه از صدا درست شده و فراموشش كن 119 00:08:52,100 --> 00:08:54,100 بازرسي جديد؛ روز خوبي داشته باشيد 120 00:08:54,300 --> 00:08:55,600 ممنون 121 00:08:57,900 --> 00:09:03,400 خوبه؛ ما يه نانوا داريم و يه فروشنده اوراق بهادار 122 00:09:07,500 --> 00:09:09,100 شايد بهتره كه تو نانوا را برداري 123 00:09:10,100 --> 00:09:11,400 باشد؟ باشد 124 00:09:19,700 --> 00:09:22,200 !لعنتي! لعنتي! لعنتي 125 00:09:22,500 --> 00:09:25,500 !بي وجدان من ميفهمم 126 00:09:26,000 --> 00:09:30,100 اوه! گم شو، مامور ماليات 127 00:09:30,300 --> 00:09:32,400 !مامور ماليات !مامور ماليات 128 00:09:33,600 --> 00:09:35,400 !مامور ماليات 129 00:09:37,600 --> 00:09:39,100 !برو خونه 130 00:09:39,300 --> 00:09:42,000 گوش بده! جاي ديگه‌اي هست كه بتونيم در اين مورد با هم صحبت كنيم؟ 131 00:09:43,300 --> 00:09:48,000 نه؛ در اين مورد ما همين جا صحبت مي‌كنيم 132 00:09:48,300 --> 00:09:53,800 خوب، اين ميگه، اين پرونده، كه شما فقط بخشي از مالياتهاي سال گذشته خودتونا پرداخت كرده‌ايد 133 00:09:54,000 --> 00:09:57,100 درسته به نظر مياد فقط 78 درصدشا 134 00:09:57,300 --> 00:09:58,900 آره 135 00:10:00,000 --> 00:10:01,300 گفتيد كه اين كار را از روي قصد انجام داديد؟ 136 00:10:01,500 --> 00:10:02,800 آره 137 00:10:03,000 --> 00:10:04,800 خوب بنابراين شما بايد منتظر رسيدگي بوده باشيد؟ 138 00:10:07,000 --> 00:10:10,600 من منتظر جريمه بودم 139 00:10:11,500 --> 00:10:14,400 يا يه توبيخ تند و تيز 140 00:10:14,900 --> 00:10:17,700 توبيخ؟ اينجا مدرسه شبانه روزي نيست دوشيزه پاسكال 141 00:10:17,900 --> 00:10:19,500 شما از دولت دزدي كرده‌ايد 142 00:10:20,300 --> 00:10:25,600 نه من از دولت دزدي نكرده‌ام من فقط كامل پرداخت نكرده‌ام 143 00:10:25,800 --> 00:10:28,700 دوشيزه پاسكال شما نمي‌توانيد مالياتتان را پرداخت نكنيد 144 00:10:29,600 --> 00:10:31,500 چرا، من مي‌تونم 145 00:10:31,700 --> 00:10:33,500 ميتونيد اگر بخواهيد كه مورد رسيدگي قرار بگيريد 146 00:10:33,700 --> 00:10:37,200 فقط در صورتي كه من تشخيص بدم شما صلاحيت رسيدگي به پرونده من را داريد؛ آقاي كريك 147 00:10:37,800 --> 00:10:40,100 دوشيزه پاسكال در حال حاضر من اينجا دارم به شما رسيدگي مي‌كنم 148 00:10:40,600 --> 00:10:42,600 حالا من بايد به سه سال گذشته شما مراجعه كنم 149 00:10:42,800 --> 00:10:44,700 تا مطمئن بشم كه تمام پرداخت نشده‌هاي شما همين است يا نه 150 00:10:45,200 --> 00:10:46,300 خوبه 151 00:10:47,700 --> 00:10:50,700 در حقيقت ميدونيد كه خوب نيست 152 00:10:50,900 --> 00:10:54,800 گوش بده؛ من خودم يكي از بزرگترين حاميان درست كردن چاله‌هاي خيابونها 153 00:10:55,000 --> 00:10:58,400 و علم كردن تاب و ساختن جان پناه براي ساختمونها هستم 154 00:10:58,600 --> 00:11:01,800 بيشتر از اين راضي نيستم كه ماليات بپردازم 155 00:11:02,600 --> 00:11:06,500 من ديگه اون اندازه طرفدار نيستم كه بيشتر از اون 156 00:11:06,700 --> 00:11:10,300 به دولت بدهم كه تو دفاع ملي خرج كنه 157 00:11:10,500 --> 00:11:14,000 يا شركتهاي فراري يا توي بودجه احتياطي جنگ 158 00:11:14,200 --> 00:11:17,800 بنابراين من اين مالياتها را نمي‌دهم 159 00:11:18,000 --> 00:11:19,600 من فكر مي‌كنم در حقيقت ... 160 00:11:19,800 --> 00:11:23,500 من نامه‌اي به اونها با آدرس خودم نوشته بودم 161 00:11:24,000 --> 00:11:27,900 آيا اين نامه‌اي نيست كه با يه همچين جمله‌اي شروع بشه "امپرياليست خوک عزيز" 162 00:11:28,100 --> 00:11:29,300 آره 163 00:11:30,300 --> 00:11:35,000 دوشيزه پاسكال؛ توضيحات شما آنارشيستي بنظر مي‌رسد؛ شما آنارشيست (هنجار شكن) هستيد؟ 164 00:11:36,000 --> 00:11:40,600 ...منظورتون اينه كه من عضو يه گروه آنارشيستي، آره 165 00:11:41,700 --> 00:11:44,000 آنارشيستها گروه دارند؟ 166 00:11:44,200 --> 00:11:45,600 فكر مي‌كنم؛ مطمئناً 167 00:11:46,100 --> 00:11:47,300 اونها دور هم جمع هم مي‌شند؟ 168 00:11:49,000 --> 00:11:50,800 نميدونم 169 00:11:51,700 --> 00:11:55,500 آيا اين كاملاً هدف شما را شكست نمي‌ده؟ 170 00:11:55,900 --> 00:12:00,000 براي هارولد بسيار مشكل بود كه بفهمد دوشيزه پاسكال يك انقلابي است 171 00:12:00,200 --> 00:12:01,500 نه الان ...بازوهاي نازك او 172 00:12:01,700 --> 00:12:03,700 چي؟ نشان‌هاي اعتراض را برافراشته... 173 00:12:03,900 --> 00:12:05,400 ...ساق پاي خوش تراش او هيچي 174 00:12:05,600 --> 00:12:08,300 از ميان گاز اشك آور مي‌آيد... 175 00:12:08,600 --> 00:12:10,900 هارولد تمايل به خيال پردازي نداشت 176 00:12:11,100 --> 00:12:14,700 بنابراين تمام تلاش خود را كرد تا يك حرفه‌اي باقي بماند 177 00:12:15,400 --> 00:12:17,300 اما البته شكست خورد 178 00:12:17,700 --> 00:12:20,900 او نتوانست اما تصور كرد ...دوشيزه پاسكال 179 00:12:21,100 --> 00:12:25,100 با تيغه انگشتانش صورت او را به آرامي نوازش مي‌كند... 180 00:12:26,500 --> 00:12:29,900 او نتوانست اما تصور كرد او را غوطه‌ور در يك وان 181 00:12:30,100 --> 00:12:32,500 در حال اصلاح ساقهايش... 182 00:12:32,700 --> 00:12:36,400 او نتوانست اما تصور كرد ...او را لخت 183 00:12:36,600 --> 00:12:39,100 دراز كشيده در رختخوابش... آقاي كريك؟ 184 00:12:41,700 --> 00:12:44,600 !آقاي كريك بله، چي شده؟ 185 00:12:44,800 --> 00:12:47,500 شما به نوك پستانهاي من زل زديد 186 00:12:49,300 --> 00:12:52,800 من؟! فكر نمي‌كنم كه زل زده بودم فكر نمي‌كنم كه اين كار را كردم 187 00:12:53,000 --> 00:12:54,600 اگه من بودم، مي‌تونم بهتون اطمينان بدم 188 00:12:54,800 --> 00:12:58,000 اين فقط به عنوان نماينده دولت ايالات متحده بوده 189 00:12:58,700 --> 00:13:04,500 ببخشيد؛ من کارهاي ديگه اي هم امروز دارم بنابراين من روز سه شنبه برمي‌گردم 190 00:13:07,200 --> 00:13:11,500 ناگهان هارولد خودش را محاصره شده و خشمگين ديد 191 00:13:11,700 --> 00:13:14,100 ...خارج از نانوايي... خفه شو! 192 00:13:14,300 --> 00:13:16,300 بي فايده به طرف آسمان دشنام ميداد 193 00:13:16,500 --> 00:13:18,700 نه، به آسمان نه! دارم به تو فحش ميدم !تو صداي احمق 194 00:13:18,900 --> 00:13:21,900 پس خفه شو و دست از سر من بردار 195 00:13:48,700 --> 00:13:50,900 هي! مواظب باش 196 00:14:19,700 --> 00:14:21,200 ببخشيد 197 00:14:23,000 --> 00:14:24,900 ببخشيد 198 00:14:29,400 --> 00:14:30,800 آيا شما خانم ايفل هستيد؟ 199 00:14:33,400 --> 00:14:34,500 بله عاليه 200 00:14:34,700 --> 00:14:36,200 ميتونم بپرسم چکار ميکنيد؟ 201 00:14:37,800 --> 00:14:39,300 پژوهش 202 00:14:39,500 --> 00:14:41,400 اوه، مزاحمتون شدم؟ بله 203 00:14:41,600 --> 00:14:44,500 متاسفم! من پني اسکر هستم 204 00:14:44,700 --> 00:14:46,500 من دستياري هستم که ناشر شما استخدام کرده 205 00:14:47,700 --> 00:14:50,800 جاسوس دستيار 206 00:14:51,000 --> 00:14:53,500 من به عنوان منشي آماده ارائه خدمات هستم 207 00:14:54,000 --> 00:14:55,700 من به منشي احتياجي ندارم 208 00:14:56,500 --> 00:14:59,500 خوب، پس من بايد به دنبال راه ديگه اي براي پر کردن وقتم باشم 209 00:14:59,700 --> 00:15:01,300 ...دوست داري من را مثل يه لاشخور نگاه کني 210 00:15:01,500 --> 00:15:04,300 بخاطر اينکه ناشرها فکر ميکنند که من رعشه دست دارم، درسته؟... 211 00:15:05,200 --> 00:15:07,100 شما رعشه دست داريد؟ 212 00:15:10,700 --> 00:15:12,200 اينها دست نوشته اند؟ 213 00:15:12,400 --> 00:15:14,800 اينها نامه هستند؛ به من 214 00:15:15,500 --> 00:15:18,400 جوابشون را داديد؟ من به نامه ها جواب نمي‌دم 215 00:15:19,100 --> 00:15:21,700 حدس ميزنم تمام اين سيگارها را کشيده‌ايد 216 00:15:22,200 --> 00:15:24,400 نه، اونا کشيده شده اومدند 217 00:15:24,900 --> 00:15:27,400 آره، اونا به من گفتند که شما شوخ طبعيد 218 00:15:31,400 --> 00:15:34,100 در مورد پريدن از يه ساختمون چي فکر مي‌کني؟ 219 00:15:35,200 --> 00:15:37,000 من در مورد پريدن از ساختمون فکر نمي‌کنم 220 00:15:37,200 --> 00:15:40,000 چرا! فکر مي‌کني نه؛ من فقط به چيزهاي لذت بخش فکر مي‌کنم 221 00:15:40,200 --> 00:15:42,100 همه در مورد پريدن از ساختمون فکر مي‌کنند 222 00:15:42,300 --> 00:15:46,000 خوب، ولي با اين همه من مطمئناً در مورد پريدن از ساختمون فکر نمي‌کنم 223 00:15:53,100 --> 00:15:54,900 ...اونها گفتند 224 00:16:00,200 --> 00:16:03,100 من اين را در يه کتاب متوهم افسرگي آور خوندم... 225 00:16:04,300 --> 00:16:06,800 که وقتي تو از يه ساختمون مي پري 226 00:16:07,000 --> 00:16:10,300 به ندرت امكان داره كه ضربه برخورد باعث مرگت شود 227 00:16:10,800 --> 00:16:12,900 خوب، مطمئنم كه اين كمكي به ما نمي‌كنه 228 00:16:13,300 --> 00:16:17,300 يه عكسي تو كتابي به نام لپر هست 229 00:16:17,500 --> 00:16:19,000 قديميه ولي قشنگه 230 00:16:19,900 --> 00:16:23,700 عكس از بالاي سر جسد زنيه كه به تازگي به سمت مرگ پريده 231 00:16:23,900 --> 00:16:27,900 خون اطراف سرش مانند هاله‌اي پخش شده 232 00:16:28,100 --> 00:16:31,300 ساق پايش زير بدنش جمع شده و بازوهايش مثل يك شاخه نازك شكسته 233 00:16:32,700 --> 00:16:35,200 ...اما چهره او بسيار با متانت است 234 00:16:35,700 --> 00:16:37,800 و در آرامش... 235 00:16:38,300 --> 00:16:40,200 و من فكر مي‌كنم اين بخاطر اينه كه وقتي اون مرده 236 00:16:40,400 --> 00:16:43,800 تونسته كه باد را در برابر صورتش حس كنه 237 00:16:49,100 --> 00:16:53,400 نمي‌دونم چطور بايد هارولد كريك را كشت و اونها تو را به همين دليل فرستادند 238 00:16:53,900 --> 00:16:55,900 بله، براي كمك به شما 239 00:16:57,100 --> 00:16:58,600 چطور ميخواهي به من كمك كني؟ 240 00:16:58,800 --> 00:17:00,900 تو، كه هيچگاه به پريدن از روي ساختمان فكر نكردي 241 00:17:01,100 --> 00:17:03,700 چه الهام عظيمي را مي‌خواهي به من ببخشي؟ 242 00:17:03,900 --> 00:17:06,200 بهت مي‌گم؛ تمام ايده‌هاي ظريفي كه تو در طول 243 00:17:06,400 --> 00:17:08,500 حرفه قابل ستايشت به عنوان يك دستيار جمع كرده‌اي 244 00:17:08,700 --> 00:17:11,500 وقتي در برابر كشتن يك مرد قرار مي‌گيرند پوچ و بي‌ارزش مي‌شوند 245 00:17:12,200 --> 00:17:14,000 من مي‌فهمم 246 00:17:14,300 --> 00:17:17,000 ---مي‌فهمي؟ من نمي‌تونم 247 00:17:23,900 --> 00:17:25,200 ...همون اندازه كه من تمايل دارم به 248 00:17:25,400 --> 00:17:29,200 من نميتونم به سادگي هارولد كريك را از ساختمون پرت كنم پايين 249 00:17:35,800 --> 00:17:41,100 دوشيزه كاترين ايفل من 11 سال است كه به عنوان دستيار نويسندگان كار مي‌كنم 250 00:17:41,300 --> 00:17:44,000 من تا به حال 20 نويسنده را در تكميل كردن 35 كتاب كمك كرده‌ام 251 00:17:44,300 --> 00:17:46,300 و هيچگاه هم مهلتهاي مقرر شده را از دست نداده‌ام 252 00:17:46,500 --> 00:17:49,500 و هيچگاه هم براي گرفتن مهلت بيشتر به ناشر مراجعه نكرده‌ام 253 00:17:49,700 --> 00:17:53,200 و از اكنون من در هر دقيقه از هر روز در دسترس شما هستم 254 00:17:53,400 --> 00:17:57,000 تا اينكه آخرين نقطه در آخرين صفحه گذاشته شود 255 00:17:57,200 --> 00:18:01,600 از موسيقي با صداي بلند خوشم نمي‌آيد در برابر مواد مخدر هم تحمل ندارم 256 00:18:01,900 --> 00:18:07,100 و من با مسرت و به آرامي به شما كمك مي‌كنم تا هارولد كريك را بكشيد 257 00:18:16,000 --> 00:18:20,400 من يه تاب كوچولو با يه نفر از بخشتون زدم كه خيلي جالب بود 258 00:18:20,600 --> 00:18:21,800 آره؟ 259 00:18:23,100 --> 00:18:25,900 اونها به من گفتند كه حال تو يه ذره لق و پقه 260 00:18:29,000 --> 00:18:31,100 تب اداره گرفتي؟ 261 00:18:31,600 --> 00:18:33,600 اوه، نميدونم؛ فكر كنم كه خوبم 262 00:18:34,300 --> 00:18:39,600 هارولد، يه درخت فكر نميكنه به اينكه يه درخته 263 00:18:39,900 --> 00:18:42,000 !اون يه درخته 264 00:18:42,500 --> 00:18:45,300 براي چي هارولد با اين مرد حرف مي‌زنه؟ 265 00:18:45,800 --> 00:18:48,300 !اين مرد يه احمقه 266 00:18:48,500 --> 00:18:53,900 اين مرد از كلماتي مثل "لق و پق" و "تاب كوچولو" استفاده مي‌كنه 267 00:18:54,400 --> 00:18:57,600 و در مورد اينكه درختها درختند توضيح مي‌دهد 268 00:18:58,100 --> 00:18:59,800 مطمئناً درختها درختند 269 00:19:00,000 --> 00:19:01,800 و هارولد هم مي‌دونه كه درختها درختند 270 00:19:02,000 --> 00:19:03,600 من دارم به تو ايمان مي‌آورم هارولد 271 00:19:03,800 --> 00:19:06,200 ...چيزي كه هارولد نمي‌دانست اين بود كه چرا نمي‌تواند 272 00:19:06,400 --> 00:19:09,000 بوي نان شيريني را از خاطرش بيرون كند... 273 00:19:09,200 --> 00:19:13,700 و چرا دوشيزه پاسكال باعث لرزش انگشتان و كرخت شدن لبهايش مي‌شود 274 00:19:15,200 --> 00:19:16,500 هارولد؟ 275 00:19:18,900 --> 00:19:21,100 بله؟ شرمنده‌ام 276 00:19:21,700 --> 00:19:23,800 چه اتفاقي داره مي‌افته، هارولد؟ 277 00:19:25,400 --> 00:19:26,600 ...خوب 278 00:19:29,000 --> 00:19:32,200 هيچي؛ همه چيز روبه راهه 279 00:19:34,400 --> 00:19:37,400 ...گوش بده، بر اساس سوابقت 280 00:19:37,600 --> 00:19:42,300 تو در چند سال اخير به مسافرت نرفتي 281 00:19:42,500 --> 00:19:45,600 بايد گفت كه تو به يه ذره توقف احتياج داري 282 00:19:46,200 --> 00:19:48,600 يه مقداري از زمان مسافرتت را استفاده كن 283 00:19:50,200 --> 00:19:53,500 باشه؛ راجع بهش فكر مي‌كنم 284 00:19:57,900 --> 00:19:59,300 هارولد 285 00:20:01,200 --> 00:20:06,000 ...من واقعاً خيلي احتياجي نمي‌بينم كه اين كار را انجام بدم، اما 286 00:20:25,300 --> 00:20:27,800 ...هارولد به سادگي فقط گمان كرد كه ساعتش خراب شده 287 00:20:28,000 --> 00:20:31,800 و حتي به اين نكته توجه نكرد كه ممكن است... ساعتش مي‌خواهد چيزي را به او نشان دهد 288 00:20:34,800 --> 00:20:37,800 در حقيقت، هارولد تا به حال يكبار هم به ساعتش توجه نشان نداده بود 289 00:20:38,000 --> 00:20:39,900 به غير از زمانهايي كه مي‌خواست بفهمد كه ساعت چند است... 290 00:20:40,100 --> 00:20:44,400 و در تنيجه اين بي‌توجهي ساعت او ديوانه شد 291 00:20:44,800 --> 00:20:47,200 ...و از اين رو، در آن بعد از ظهر خاص چهارشنبه 292 00:20:47,400 --> 00:20:50,700 ...در هنگامي كه هارولد منتظر اتوبوس بود، ساعت او ناگهان... 293 00:20:51,600 --> 00:20:53,400 ايستاد... 294 00:20:55,200 --> 00:20:56,900 ببخشيد! كسي ميدونه ساعت چنده؟ 295 00:20:57,900 --> 00:21:01,100 آره، مال من 6:18 ممنون 296 00:21:01,300 --> 00:21:07,400 بدينسان، ساعت هارولد او را در يك مسير بدون توقف در سرنوشت پرتاب كرد 297 00:21:07,600 --> 00:21:11,900 ...او حتي ذره‌اي هم نميدونست كه اين حركت ساده ظاهراً بدون ضرر 298 00:21:12,100 --> 00:21:14,900 باعث مرگ قريب الوقوع او خواهد شد... 299 00:21:15,200 --> 00:21:17,400 چي؟ چي؟ 300 00:21:17,600 --> 00:21:19,600 هي! سلام 301 00:21:20,000 --> 00:21:21,400 چي؟ 302 00:21:22,100 --> 00:21:23,400 براي چي؟ 303 00:21:24,100 --> 00:21:25,800 چرا مرگ من؟ 304 00:21:26,000 --> 00:21:27,400 !سلام 305 00:21:28,100 --> 00:21:30,100 !ببخشيد 306 00:21:30,600 --> 00:21:32,300 چه وقت؟ 307 00:21:33,000 --> 00:21:35,000 چقدر قريب الوقوع؟ 308 00:21:36,000 --> 00:21:37,500 خوب، تو كجا هستي؟ 309 00:21:44,900 --> 00:21:49,100 "هارولد 32 دندانش را 72 بار مسواك مي‌زند" 310 00:21:49,600 --> 00:21:53,200 براي چي ديگه چيزي نمي‌گي؟ !من صدات را شنديدم 311 00:21:53,800 --> 00:21:56,000 "كه باعث مرگ قريب الوقوع او خواهد شد" 312 00:21:56,600 --> 00:21:58,400 !صدات را شنيدم 313 00:21:59,100 --> 00:22:00,700 بيا اينجا! صداي احمق 314 00:22:00,900 --> 00:22:03,500 هارولد ديوانه‌وار لامپ را چنگ زده" 315 00:22:04,500 --> 00:22:08,900 هارولد خشمگينه! جهنم را از جاش، بدون هيچ دليل واضحي بيرون كشيده 316 00:22:09,200 --> 00:22:12,800 و اونا رو زمين خورد كرده مرتباً داره اونا لگدمال مي‌كنه 317 00:22:14,600 --> 00:22:17,400 هارولد جعبه دستمال كاغذيش را برمي‌داره و در طول اتاق پرتاب مي‌كنه 318 00:22:17,600 --> 00:22:19,300 "بعد هم به كمد حمله مي‌كنه 319 00:22:22,000 --> 00:22:24,000 بيا، يه چيزي بگو 320 00:22:26,200 --> 00:22:28,800 يه چيزي !يه چيزي بگو 321 00:22:30,000 --> 00:22:32,000 !يه چيزي بگو 322 00:22:39,000 --> 00:22:41,800 "...هارولد، پريشان حواس" 323 00:22:43,700 --> 00:22:45,200 !خدا 324 00:22:45,700 --> 00:22:47,800 "...هارولد، پريشان حواس" 325 00:22:50,900 --> 00:22:52,400 "...هارولد" 326 00:22:56,500 --> 00:23:00,800 ميترسم اين چيزي كه شما توضيح مي‌دهيد اسکيزوفرنى باشد 327 00:23:03,200 --> 00:23:08,500 نه. نه، اسکيزوفرنى نيست فقط يه صداهايي تو كله منه 328 00:23:08,700 --> 00:23:12,300 منظورم اينه كه اين صدا به من نميگه چكار كنم 329 00:23:12,500 --> 00:23:15,000 بهم ميگه كه چكار دارم مي‌كنم 330 00:23:15,400 --> 00:23:18,300 به دقت و با فرهنگ لغت بهتر 331 00:23:19,100 --> 00:23:22,100 آقاي كريك، شما صدايي داريد كه باهاتون صحبت مي‌كنه 332 00:23:22,500 --> 00:23:25,700 نه، با من نه؛ درباره من 333 00:23:26,100 --> 00:23:31,100 من يه جورايي درگير يه سري داستان هستم 334 00:23:31,500 --> 00:23:34,000 مثل اينكه من يه شخصيت داستاني تو زندگي خودم هستم 335 00:23:34,600 --> 00:23:38,400 اما مشكل اينه كه صداها مي‌آيند و مي‌روند 336 00:23:38,700 --> 00:23:41,800 ...مثل اينكه يه قسمتهاي ديگه‌اي تو داستان هست كه به من گفته نمي‌شه 337 00:23:42,000 --> 00:23:45,600 و من بايد قبل از اينكه خيلي دير بشه اون قسمتها را بفهمم... 338 00:23:46,000 --> 00:23:48,800 قبل از اينكه داستان با مرگ شما تموم بشه 339 00:23:49,000 --> 00:23:50,400 بله 340 00:23:51,200 --> 00:23:53,600 ...آقاي كريك من دوست ندارم كه شبيه يه قارقارك شكسته به نظر بيام 341 00:23:53,800 --> 00:23:56,100 اما اين اسکيزوفرنيه... 342 00:23:57,500 --> 00:24:02,200 شما شبيه يه قارقارك شكسته نيستيد اما اين اسكيزوفرني نيست 343 00:24:03,200 --> 00:24:06,100 چي مي‌شه اگه چيزهايي كه گفتم حقيقت داشته باشه؟ 344 00:24:06,300 --> 00:24:11,500 ...به طور فرض در اين مورد صحبت كنيم، كه اگر من بخشي از يه داستانم، راوي 345 00:24:11,700 --> 00:24:15,600 ...حتي اگر فقط در ذهن من باشه... 346 00:24:15,900 --> 00:24:17,500 پيشنهاد ميدهيد كه من چكار كنم؟... 347 00:24:18,500 --> 00:24:21,600 من پيشنهاد مي‌كنم داروهاي توصيه شده را مصرف كنيد 348 00:24:22,900 --> 00:24:24,500 و غير از اون؟ 349 00:24:24,800 --> 00:24:26,700 !من نميدونم 350 00:24:27,300 --> 00:24:31,400 گمان كنم بايد شما را سراغ يه نفر بفرستم كه درباره ادبيات مي‌دونه 351 00:24:33,700 --> 00:24:34,900 خوبه 352 00:24:35,800 --> 00:24:38,800 آره، اين ايده خوبيه 353 00:24:39,500 --> 00:24:41,300 ممنون 354 00:24:41,900 --> 00:24:44,500 پس تو اون جنتلمني هستي كه من را در مورد قضيه اون راوي ميخواست ببينه 355 00:24:44,700 --> 00:24:47,400 بله اين راوي گفته كه شما خواهيد مرد؟ 356 00:24:47,600 --> 00:24:48,700 بله 357 00:24:48,900 --> 00:24:52,400 چقدر بهت وقت داده زنده بموني؟ نمي‌دونم 358 00:24:52,600 --> 00:24:55,900 طنز دراماتيكيه دهنتا مي‌گاد 359 00:24:56,900 --> 00:24:58,900 خوب تو ديونه‌اي، چيزي هستي؟ ---خوب 360 00:24:59,100 --> 00:25:01,100 آيا مجاز هستي كه اين را به مردم ديوانه بگي؟ 361 00:25:01,400 --> 00:25:03,500 من نمي‌دونم ... اوه خوبه، چندتا پله 362 00:25:03,700 --> 00:25:06,000 در تالار ورودي بيرون بود؟ چي؟ 363 00:25:06,200 --> 00:25:08,500 وقتي كه اونجا راه مي‌رفتيم مي‌ شمرديشون نمي‌شمردي؟ 364 00:25:08,700 --> 00:25:09,900 نه 365 00:25:10,100 --> 00:25:11,800 البته تو چه بانكي كار مي‌كني؟ 366 00:25:12,000 --> 00:25:14,100 تو هيچ بانكي؛ تو موسسه اي.آر.اس كار مي‌كنم 367 00:25:14,800 --> 00:25:15,900 متاهلي؟ نه 368 00:25:16,100 --> 00:25:17,100 تا حالا؟ 369 00:25:17,300 --> 00:25:20,200 با يه حسابرس نامزد بودم من را بخاطر يه كارشناس بيمه ترك كرد 370 00:25:20,400 --> 00:25:24,200 چقدر مايه دلشكستگيه؛ تنها زندگي مي‌كني؟ بله 371 00:25:25,500 --> 00:25:28,800 حيوان خانگي داري؟ نه 372 00:25:29,200 --> 00:25:33,100 دوست داري؟ نه؛ خوب ، ديو در محل كارم 373 00:25:34,300 --> 00:25:37,500 صحيح! راوي (مرد) به نظرت چطور مي‌آد؟ 374 00:25:37,700 --> 00:25:39,000 اون يه زنه 375 00:25:40,200 --> 00:25:41,500 !يه زن 376 00:25:41,700 --> 00:25:43,900 اون يه زن خودمونيه؟ نه 377 00:25:44,100 --> 00:25:45,800 يه كسي كه ميشناسي؟ 378 00:25:46,600 --> 00:25:47,800 نه 379 00:25:48,000 --> 00:25:50,700 وقت كافي داشتي كه كاشي‌هاي دستشويي را بشماري؟ 380 00:25:51,200 --> 00:25:53,200 !من كاشي‌ها را نشمردم 381 00:25:54,600 --> 00:25:56,400 قهوه؟ نه، ممنون 382 00:25:56,600 --> 00:25:58,100 مطمئني؟ بله 383 00:25:59,200 --> 00:26:01,700 خوب اين زنه، همون صدا، بهت گفت كه مي‌ميري؟ 384 00:26:01,900 --> 00:26:04,100 اون به من نگفت اون نمي‌دونه كه من صدايش را مي‌شنوم 385 00:26:04,400 --> 00:26:06,200 اما اون اين را گفت؟ بله 386 00:26:06,400 --> 00:26:07,600 و تو اونا باور داري؟ 387 00:26:08,400 --> 00:26:10,200 اون در مورد بقيه چيزها درست مي‌گفت 388 00:26:10,400 --> 00:26:14,000 مثل؟ اينكه من چه حسي در مورد كارم دارم 389 00:26:14,200 --> 00:26:16,700 تو از كارت بيزاري؟ بله 390 00:26:18,300 --> 00:26:20,900 خوب، پر مفهوم‌ترين صداي عالم كه نيست؟ هست؟ 391 00:26:21,100 --> 00:26:23,400 اولين مورد در ليست مواردي كه آمريكايي‌ها از اون تنفر دارند: كار 392 00:26:23,700 --> 00:26:26,400 دوميش ترافيكه و سوميش گم كردن جوراب ميشنوي چي مي‌گم؟ 393 00:26:26,600 --> 00:26:27,500 يه ذره 394 00:26:27,700 --> 00:26:29,700 من مي‌گم كه تو خواهي مرد، به من ايمان داري؟ 395 00:26:29,900 --> 00:26:31,300 نه براي چي؟ 396 00:26:31,500 --> 00:26:32,800 من تو را نمي‌شناسم 397 00:26:33,000 --> 00:26:35,100 آما تو اون راوي را هم نمي‌شناسي خوب 398 00:26:36,400 --> 00:26:40,900 خوب آقاي كريك، من نمي‌تونم به شما كمكي بكنم براي چي؟ 399 00:26:41,200 --> 00:26:44,200 خوب من در مورد ديوانه‌ها خبره نيستم تبحر من در مورد تئوري ادبياته 400 00:26:44,400 --> 00:26:46,900 ... و من مجبورم بگم كه تا اينجا 401 00:26:47,100 --> 00:26:50,000 به نظر نمي‌اد هيچ نكته ادبي در مورد شما وجود داشته باشه 402 00:26:50,200 --> 00:26:53,500 من شک ندارم که تو يه صدايي ميشنوي ...اما ميتونه يه راوي نباشه 403 00:26:53,700 --> 00:26:56,700 به خاطر اينکه، رک و پوست کنده، به نظر مياد چيز خيلي زيادي براي روايت کردن وجود نداره 404 00:26:56,900 --> 00:26:59,300 ...در کنار اون اين نيمسال من 5 واحد تدريس ميکنم 405 00:26:59,500 --> 00:27:01,200 و استاد راهنماي دو داوطلب دکترا هم هستم... 406 00:27:01,400 --> 00:27:03,400 و همچنين در استخر نجات غريق استادان دانشکده هم هستم ... 407 00:27:05,700 --> 00:27:09,300 ---من فکر ميکنم تو بايد احتمالاً شايد بايد يه دفتر وقايع روزانه درست کني 408 00:27:09,500 --> 00:27:11,500 چيزهايي را که ميگه يادداشت کن يا چيزهاي ديگه را 409 00:27:11,700 --> 00:27:14,400 اينها تمام اون چيزهاييه که من ميتونم بهت پيشنهاد کنم 410 00:27:16,400 --> 00:27:19,000 من به سختي ميتونم همه اونها را به ياد بيارم :من فقط به ياد ميارم 411 00:27:19,200 --> 00:27:23,700 ...او حتي ذره‌اي هم نميدونست كه اين حركت ساده ظاهراً بدون ضرر" 412 00:27:23,900 --> 00:27:26,400 "باعث مرگ قريب الوقوع او خواهد شد... 413 00:27:26,600 --> 00:27:29,400 چي؟ ---او حتي ذره‌اي هم نميدونست كه اين" 414 00:27:29,600 --> 00:27:32,400 تو گفتي "ذره اي هم نميدونست"؟ بله 415 00:27:33,900 --> 00:27:36,700 من مقالاتي راجع به "ذره اي هم نميدونست" نوشتم 416 00:27:37,300 --> 00:27:40,400 اساس تدريس من در کلاس بر پايه "ذره اي هم نميدونست" قرار داره 417 00:27:41,800 --> 00:27:45,500 منظورم اينه که من يه بار يه سمينار کامل در مورد" "ذره اي هم نميدونست" دادم 418 00:27:45,700 --> 00:27:47,500 حروم زاده! هارولد 419 00:27:48,600 --> 00:27:51,400 "ذره اي هم نميدونست" ...به اين معنيه که يه چيزي هست که اون نميدونه 420 00:27:51,600 --> 00:27:54,900 به اين معنيه که تو يه چيزي را نميدوني اين را ميدونستي؟ 421 00:27:56,300 --> 00:27:58,800 ازت ميخوام که جمعه برگردي باشه 422 00:27:59,000 --> 00:28:01,200 نه! "قريب الوقوع" به اين معنيه که ممکنه تو جمعه مرده باشي 423 00:28:01,400 --> 00:28:05,400 فردا ساعت 9:45 بيا 424 00:28:05,600 --> 00:28:07,900 ده ثانيه پيش گفتي که کمکم نميکني 425 00:28:09,700 --> 00:28:12,400 ده ثانيه‌ي روشن کننده اي بود، هارولد 426 00:28:16,500 --> 00:28:18,800 هارولد عميقاً به فکر فرو رفته بود 427 00:28:19,000 --> 00:28:23,500 ...براي چند لحظه كوتاه از بلوار بورن تا خيابان اقليد 428 00:28:23,700 --> 00:28:26,200 ...تمام محاسبات و قواعد... 429 00:28:26,400 --> 00:28:30,700 و ظرائف زندگي هارولد به باد رفت... 430 00:28:31,900 --> 00:28:35,700 ...از اين پس در اين شرايط 431 00:28:35,900 --> 00:28:38,800 آنا پاسكال چقدر كاملتر بنظر مي‌آيد 432 00:28:40,100 --> 00:28:41,200 خانم پاسكال 433 00:28:43,500 --> 00:28:45,700 خانم پاسكال، هارولد كريك هستم از آي.آر.اس 434 00:28:45,900 --> 00:28:47,400 ببخشيد 435 00:28:50,700 --> 00:28:53,400 سلام سلام 436 00:28:53,600 --> 00:28:56,400 مي‌خواهيد بشينيد؟ نه 437 00:28:56,600 --> 00:28:58,600 يازده‌تا صندلي خالي هست 438 00:28:58,800 --> 00:29:00,500 اهميت نمي‌دم 439 00:29:04,400 --> 00:29:05,500 ببخشيد 440 00:29:17,300 --> 00:29:18,700 خوب هستيد؟ 441 00:29:19,300 --> 00:29:21,500 من چرك و نكبت هستم؛ مورد بازرسي قرار گرفته‌ام 442 00:29:23,000 --> 00:29:24,100 البته 443 00:29:24,600 --> 00:29:26,400 بوسيله يه آدمي كه واقعاً ازش مور مور مي‌شم 444 00:29:32,600 --> 00:29:35,200 فكر كنم كه يه عذر‌خواهي به شما بدهكارم 445 00:29:36,100 --> 00:29:38,600 واقعاً؟ ...ما نماينده‌هاي آي.آر.اس 446 00:29:38,800 --> 00:29:42,200 قبل از اينكه ما بتونيم كار كنيم، تستهاي توانايي مشكلي را پشت سر مي‌گذاريم 447 00:29:43,000 --> 00:29:47,300 متاسفانه در مورد شما، ما نزاكت و آداب معاشرت را آزمايش نكرديم 448 00:29:47,600 --> 00:29:49,700 بنابراين من عذر مي‌خوام 449 00:29:50,600 --> 00:29:53,700 من هيز هم بودم 450 00:29:55,600 --> 00:29:56,900 متاسفم 451 00:30:01,200 --> 00:30:03,800 خوب، عذرخواهيت پذيرفته شد 452 00:30:04,800 --> 00:30:07,600 اما فقط به دليل اينكه به لكنت افتادي 453 00:30:14,300 --> 00:30:17,700 شما هم از وسايل نقليه عمومي زياد استفاده مي‌كنيد؟ 454 00:30:18,700 --> 00:30:21,000 نه؛ فقط ديرم شده 455 00:30:22,000 --> 00:30:24,200 يه جنبش اعتراضي را بدست گرفتي؟ 456 00:30:25,400 --> 00:30:26,900 ...در حقيقت 457 00:30:28,100 --> 00:30:32,500 اين گروه دسيسه‌هاي شيطاني و قلابدوزي هفتگي منه... 458 00:30:33,900 --> 00:30:35,500 مي‌خواهي بيايي؟ 459 00:30:36,800 --> 00:30:40,200 من انگشتدونه و نطق سوسياليستيم را را تو خونه جا گذاشتم 460 00:30:42,000 --> 00:30:43,400 ...خوب پس 461 00:30:46,900 --> 00:30:50,000 هارولد دستپاچه يه صحبتي را شروع كرد 462 00:30:51,100 --> 00:30:53,500 شما دندونهاي خيلي مرتبي داريد 463 00:30:53,700 --> 00:30:55,400 يه صحبت خيلي كوتاه 464 00:30:56,600 --> 00:30:59,600 ممنون، اونا واقعيند 465 00:30:59,800 --> 00:31:03,100 ...هارولد به سرعت احتمال احمق نشان دادن خودش را 466 00:31:03,400 --> 00:31:07,200 نسبت به زماني كه به مكالمه ادامه مي‌دهد را محاسبه كرد... 467 00:31:08,700 --> 00:31:10,800 اينجا ايستگاه منه؛ بايد برم 468 00:31:12,900 --> 00:31:15,300 ...او از لاس كوتاهي كه به زودي مي‌بينمت- 469 00:31:15,500 --> 00:31:19,500 دوشيزه پاسكال زده بود سرمست و شگفت زده بود... 470 00:31:20,000 --> 00:31:23,000 ...آنقدر سرمست كه 27 بلوك نرسيده به مقصد 471 00:31:23,200 --> 00:31:27,600 از اتوبوش شهري پياده شده و حالا مجبور است كه پياده برود 472 00:31:46,500 --> 00:31:49,000 "تو هنوز كار را متوقف نكردي؟" درسته 473 00:31:49,200 --> 00:31:53,700 اميت كول، به ما بگو "تو هيچي در مورد من نداري" درباره چيه؟ 474 00:31:53,900 --> 00:31:55,500 چه معني مي‌ده؟ 475 00:31:55,700 --> 00:32:00,500 خوب، اين در مورد بودن تو جاهاي متفاوت دنيا و انجام دادن كارهاي متفاوته 476 00:32:00,700 --> 00:32:03,000 ...انجام دادن اون چيزي كه دلت مي‌خواهد... بيا تو 477 00:32:06,100 --> 00:32:10,100 آقاي كريك، بياييد داخل، بياييد داخل لطفاً 478 00:32:12,300 --> 00:32:13,300 حالتون چطوره؟ 479 00:32:14,100 --> 00:32:15,300 حالم خوبه گمون كنم 480 00:32:15,500 --> 00:32:17,300 مي‌توني اون را خاموش كني 481 00:32:17,900 --> 00:32:20,400 به نظر مي‌آيد كه راوي‌مون هنوز تو را نكشته 482 00:32:20,600 --> 00:32:23,800 نه، نه هنوز خوب، خيلي خوبه، بشين 483 00:32:24,600 --> 00:32:26,600 پله‌هاي بيرون را شمردي؟ نه 484 00:32:26,800 --> 00:32:29,700 البته كه نه ...من يه امتحان درست كردم 485 00:32:29,900 --> 00:32:32,400 چقدر برات مهيجه؟ ... كه 23 تا سوال داره ... 486 00:32:32,600 --> 00:32:36,200 كه فكر مي‌كنم ممكنه حقايق بيشتري را در مورد اين راوي آشكار كنه... 487 00:32:36,400 --> 00:32:38,200 ...حالا، هارولد هارولد 488 00:32:38,400 --> 00:32:42,200 هارولد، ممكنه به نظر احمقانه برسه، اما رك گويي تو اينجا مهمترين چيزه 489 00:32:42,500 --> 00:32:43,900 باشه 490 00:32:44,400 --> 00:32:45,800 خوب پس 491 00:32:48,000 --> 00:32:51,900 ما مي‌دونيم كه اين صداي يه زنه ...و داستان شامل مرگ تو مي‌شه 492 00:32:53,600 --> 00:32:55,200 يه داستان مدرنه، و انگليسي هم هست... 493 00:32:55,400 --> 00:32:58,200 من تصور مي‌كنم كه نويسنده، يه سري اطلاعات سرسري از شهر داره 494 00:32:58,400 --> 00:33:01,300 مطمئناً باشه، خوبه 495 00:33:04,000 --> 00:33:05,700 سوال اول 496 00:33:05,900 --> 00:33:08,400 آيا اين اواخر كسي يه هديه‌اي بيرون خونت جا گذاشته؟ 497 00:33:08,600 --> 00:33:10,200 هر چيزي؟ آدامس؟ پول؟ 498 00:33:10,400 --> 00:33:12,500 يه الاكلنگ بزرگ اسب چوبي؟ ببخشيد؟ 499 00:33:12,700 --> 00:33:14,700 فقط به سوال جواب بده نه 500 00:33:15,000 --> 00:33:17,600 ...آيا تا به حال خودت را متمايل به حل معماهاي جنايي 501 00:33:17,800 --> 00:33:21,200 در خونه‌هاي بزرگ لوكس... كه به اونها اجازه بده تمومش كنم 502 00:33:21,400 --> 00:33:23,900 كه به اونها دعوت شده باشي يا نباشي، ديده‌اي؟ 503 00:33:24,100 --> 00:33:25,300 نه؛ نه، نه، نه 504 00:33:25,500 --> 00:33:28,500 خوبه. در مقياس يك به ده 505 00:33:28,700 --> 00:33:32,300 فكر مي‌كني شانس اينكه مرتكب قتل بشي چقدره؟ 506 00:33:32,800 --> 00:33:33,800 مرتكب قتل؟ 507 00:33:34,000 --> 00:33:37,300 يك براي احتمال دور از ذهن و 10 براي منظر اون بودن در هر گوشه‌اي 508 00:33:38,100 --> 00:33:40,900 من واقعاً نمي‌دونم خوب، اجازه بده جمله‌بنديم را تغيير بدم 509 00:33:41,700 --> 00:33:43,700 آيا تو سلطان همه‌چيز هستي؟ 510 00:33:44,800 --> 00:33:45,800 مثل چي؟ هر چيزي 511 00:33:46,000 --> 00:33:48,300 سلطان مسيرهاي توپ بولينگ 512 00:33:48,500 --> 00:33:49,900 سلطان مسير توپ؟ 513 00:33:50,100 --> 00:33:54,000 سلطان مسير توپ، سلطان غول‌ها سلطان غول‌ها؟ 514 00:33:54,200 --> 00:33:58,500 آره يه سرزمين مخفي كه زير كف خونت پيدا مي‌كني 515 00:33:58,700 --> 00:34:00,000 هرچيزي نه 516 00:34:00,200 --> 00:34:02,300 نه. اين مسخرست 517 00:34:02,500 --> 00:34:05,600 موافقم؛ اما اجازه بده با مسخره‌ها شروع كنيم و به عقب برگرديم 518 00:34:06,200 --> 00:34:09,100 خوب، ميشه كه يه قسمتي از تو در يك لحظه، قسمت يه چيز ديگه هم باشه؟ 519 00:34:09,300 --> 00:34:11,500 مثل اينكه مثلاً من بازوي يه نفر ديگه را داشته باشم؟ 520 00:34:11,700 --> 00:34:14,700 ...خوب، آيا اين ممكنه كه تو يه بار از سنگ درست شده باشي 521 00:34:14,900 --> 00:34:16,800 ... يا چوب، قليا، تكه‌هاي جسد ... 522 00:34:17,000 --> 00:34:19,400 يا زمين بوسيله خاخام‌هاي بزرگ، جاي مقدسي شده باشه؟ 523 00:34:19,600 --> 00:34:23,300 نه، ببين... من متاسفم اما اين سوالها قراره چكار بكنه؟ 524 00:34:23,500 --> 00:34:25,600 ...تنها راهي كه بفهميم تو توي چه داستاني هستي 525 00:34:25,900 --> 00:34:27,800 اينه كه بفهميم تو توي چه داستانهايي نيستي... 526 00:34:28,100 --> 00:34:31,300 ...تا اينجاي كار، من نيمي از ادبيات يونان 527 00:34:31,500 --> 00:34:33,600 ...هفت تا داستان جن و پري، و ده تا افسانه چيني را كنار گذاشتم... 528 00:34:33,800 --> 00:34:36,800 ...و با قطعيت مطمئن شده‌ام كه تو، پادشاه هملت... 529 00:34:37,000 --> 00:34:39,000 ...اسكات فينچ، دوشيزه مارپل... 530 00:34:39,200 --> 00:34:42,800 هيولاي فرانكشتاين يا غول خاكي نيستي... 531 00:34:48,000 --> 00:34:50,000 آيا از اينكه فهميدي غول خاكي نيستي تسلي پيدا نكردي؟ 532 00:34:51,000 --> 00:34:54,400 آره، از عذاب فكر غول خاكي بودن نجات پيدا كردم 533 00:34:54,600 --> 00:34:55,600 خوبه 534 00:35:00,500 --> 00:35:02,200 آيا تو قدرتهاي جادويي داري؟ 535 00:35:37,800 --> 00:35:40,000 مي‌تونم بپرسم ما اينجا چكار مي‌كنيم؟ 536 00:35:40,200 --> 00:35:43,800 ما اتوموبيلهاي داغون شده را تصور مي‌كنيم !صحيح 537 00:35:45,100 --> 00:35:47,400 و ما نميتونيم اتوموبيلهاي داغون را توي ساختمون تصور كنيم؟ 538 00:35:47,600 --> 00:35:49,100 نه 539 00:35:49,900 --> 00:35:52,200 ...آيا ميدوني كه 41 درصد تصادفات 540 00:35:52,400 --> 00:35:54,900 در هواي طوفاني اتفاق مي‌افتند... 541 00:35:55,100 --> 00:35:57,300 و همچنين 90 درصد از موارد سينه پهلو 542 00:35:57,500 --> 00:36:02,400 واقعاً؟ سينه پهلو راه جالبيه براي مردن 543 00:36:03,400 --> 00:36:06,000 اما هارولد چطوري سينه پهلو بگيره؟ 544 00:36:06,200 --> 00:36:08,200 چيز جديدي امروز نوشتي؟ 545 00:36:08,400 --> 00:36:09,700 نه 546 00:36:09,900 --> 00:36:12,700 اون شعرهايي را كه بهت پيشنهاد كردم خوندي؟ ليست كلماتي را كه بهت گفتم آماده كردي؟ 547 00:36:12,900 --> 00:36:14,900 كاغذ تايپ جديد خريدي؟ يا هر كار ديگه؟ 548 00:36:15,100 --> 00:36:16,600 نه! هيچ كدوم اينها 549 00:36:18,000 --> 00:36:19,800 نشستن زير بارون كتاب نمي‌نويسه 550 00:36:20,000 --> 00:36:24,200 خوب، اين بدقت نشون مي‌ده كه تو چقدر در مورد كتاب نوشتن مي‌دوني 551 00:36:31,400 --> 00:36:32,500 اين چيه؟ 552 00:36:33,100 --> 00:36:35,500 يه نوشته‌اي در مورد جايگزين نيكوتينه 553 00:36:36,900 --> 00:36:40,000 من احتياجي به جايگزين نيكوتين ندارم، پني من سيگار مي‌كشم 554 00:36:41,100 --> 00:36:42,400 خوب، اين ممكنه كمك كنه 555 00:36:42,600 --> 00:36:45,700 ممكنه كمك كنه؟ چه كمكي؟ 556 00:36:46,200 --> 00:36:49,100 چه كمكي پني؟ كمك كنه يه رمان بنويسم؟ 557 00:36:49,300 --> 00:36:51,500 ممكنه كمك كنه جونت نجات پيدا كنه 558 00:36:51,800 --> 00:36:54,300 شغل من نجات دادن جون آدمها نيست 559 00:36:57,000 --> 00:36:59,100 در حقيقت كاملاً برعكسه 560 00:37:02,100 --> 00:37:04,200 كلمه مورد علاقت چيه؟ عدد صحيح 561 00:37:04,400 --> 00:37:06,000 خوبه، خوبه، خوبه 562 00:37:06,200 --> 00:37:08,300 آيا تا حال اشتياق چيزي را داشتي؟ 563 00:37:09,700 --> 00:37:12,200 نه تسخير روسيه 564 00:37:12,400 --> 00:37:15,000 تو مسابقه سوت زدن برنده شدي؟ نه 565 00:37:15,200 --> 00:37:19,100 هارولد، تو بايد يه مقداري جاه‌طلبي داشته باشي 566 00:37:19,900 --> 00:37:23,500 فكر نمي‌كنم بعضي روياهاي نهفته؛ فكر بكن 567 00:37:25,700 --> 00:37:27,200 ...خوب 568 00:37:28,400 --> 00:37:31,000 من هميشه تو زندگيم مي‌خواستم يه ذره بيشتر با موسيقي باشم 569 00:37:31,800 --> 00:37:35,200 مثل داستان وست سايد؟ نه 570 00:37:35,600 --> 00:37:37,500 ...مثل چي؟ 571 00:37:37,700 --> 00:37:41,100 خوب، من هميشه دلم مي‌خواست كه گيتار زدن را ياد بگيرم 572 00:37:43,600 --> 00:37:45,200 خوب 573 00:37:47,100 --> 00:37:49,000 ...آخرين چيزي كه بايد قطعي مشخص بشه 574 00:37:49,200 --> 00:37:51,700 اينه كه تو در يه كمدي هستي يا در يه تراژدي 575 00:37:51,900 --> 00:37:53,300 بر اساس يه نقل قول از ايتالو كالوينو 576 00:37:53,500 --> 00:37:56,700 :معني نهايي كه داستانها به اون اشاره دارند دو صورت داره 577 00:37:56,900 --> 00:37:59,800 تسلسل زندگي و چاره‌ناپذيري مرگ 578 00:38:00,800 --> 00:38:04,100 در تراژدي مي‌ميري و در كمدي ازدواج مي‌كني 579 00:38:07,900 --> 00:38:09,900 ...بيشتر قهرمانان داستان‌هاي كمدي عاشق كساني مي‌شوند 580 00:38:10,100 --> 00:38:11,900 كه پس از شروع داستان معرفي شده‌اند... 581 00:38:12,100 --> 00:38:14,700 معمولاً كساني كه در ابتدا از قهرمان متنفر بوده‌اند 582 00:38:15,000 --> 00:38:18,800 اگرچه، من نمي‌تونم تصور كنم كه كسي از تو متنفر باشه، هارولد 583 00:38:19,000 --> 00:38:22,800 پروفسور هيلبرت، من بازرس آي.آر.اس هستم 584 00:38:23,100 --> 00:38:24,300 هر كسي از من بدش مي‌آيد 585 00:38:25,800 --> 00:38:27,000 صحيح، صحيح، خوبه 586 00:38:27,200 --> 00:38:30,400 آيا تازگيها كسي را ملاقات نكردي كه احتمال داشته باشه ازت تا حد زيادي متنفر باشه؟ 587 00:38:31,500 --> 00:38:34,900 من بازرسي يه زني را شروع كرده‌ام كه به من گفت برم گم شم 588 00:38:35,900 --> 00:38:37,500 خوب، به نظر مي‌آيد كه كمدي باشه 589 00:38:39,200 --> 00:38:41,100 سعي كن گسترشش بدي 590 00:38:42,900 --> 00:38:43,900 چهارتاش را؟ 591 00:38:44,100 --> 00:38:46,000 ميدوني من هنوز عسلم را نگرفتم عسلم 592 00:38:46,200 --> 00:38:49,800 لولو، مي‌توني عسل را براي لاري پر كني؟ كناريش را هم همينطور؟ 593 00:38:50,000 --> 00:38:51,600 !اين پسر خوب منه 594 00:38:51,800 --> 00:38:53,700 من دارم يه مقداري آركون اضافه مي‌كنم 595 00:38:54,200 --> 00:38:55,600 !آقاي كريك 596 00:38:56,700 --> 00:39:00,200 زود اومديد اينجا خيلي از مردم را داريد كه بايد از اونها زورگيري كنيد 597 00:39:00,400 --> 00:39:02,200 نه، نه، فقط شماييد 598 00:39:03,600 --> 00:39:06,400 چايي كوچيك و نان موزي؟ بله مادام 599 00:39:06,700 --> 00:39:10,200 در حقيقت، بايد فقط يك روز طول بكشه تا مطمئن بشيم كه تمامي بدهي شما 22 درصده 600 00:39:10,400 --> 00:39:14,100 خوب، به هر حال من پرداخت نمي‌كنم، هر چند درصد كه مي‌خواهد باشد، آقاي كريك 601 00:39:14,300 --> 00:39:18,200 نه، من مي‌دونم، ولي اين ميزان درصده كه تعيين مي‌كنه سلول شما چقدر بزگ خواهد بود 602 00:39:24,900 --> 00:39:26,500 مي‌دوني، مي‌توني من را هارولد صدا كني 603 00:39:26,700 --> 00:39:29,900 آره، ميدونم، ولي نمي‌خواهم 604 00:39:32,100 --> 00:39:33,300 آين براي رامونا ست عزيزم 605 00:39:33,500 --> 00:39:36,200 اوه، ممنون خواهش ميكنم؛ خوش آمديد 606 00:39:36,800 --> 00:39:38,800 اون چيه؟ چي را علامت ميگذاري؟ 607 00:39:40,600 --> 00:39:42,200 اوه، هيچي نيست 608 00:39:42,400 --> 00:39:45,500 ...براي چي با پرونده هاي قديميتر شروع نکنيم 609 00:39:45,700 --> 00:39:48,200 و رسيد هاي سه سال گذشته... 610 00:39:48,400 --> 00:39:49,900 حتماً 611 00:39:58,600 --> 00:39:59,700 اين چيه؟ 612 00:40:01,200 --> 00:40:03,200 پرونده هاي من چي؟ 613 00:40:03,500 --> 00:40:04,900 پرونده هاي مالياتي من 614 00:40:05,900 --> 00:40:07,400 تو پرونده هات را اينجوري نگهداري مي کني؟ 615 00:40:07,600 --> 00:40:10,400 نه، در حقيقت من خيلي هم مشکل پسند هستم 616 00:40:10,600 --> 00:40:14,100 ولي من اونها را تو اين جعبه گذاشتم تا دهنت را سرويس کنم 617 00:40:27,600 --> 00:40:31,000 سلام سلام؛ خوب هستيد؟ 618 00:40:32,100 --> 00:40:34,800 خوب آروبا چطور بود؟ 619 00:40:35,000 --> 00:40:38,300 خانم پاسکال؟ ميتونم در مورد اين رسيد يه چيزي از شما بپرسم؟ 620 00:40:38,500 --> 00:40:41,400 خارق العاده بود تعجب ميکنم که اين نه؛ هفته 621 00:40:41,600 --> 00:40:44,800 اونجا چکار ميکردي؟ يه حمام آفتاب خيلي عالي گرفتم 622 00:40:45,400 --> 00:40:49,000 من حدس ميزنم که اين هفته منظورم اينه که کاملاً بدون استرس بودم 623 00:40:54,200 --> 00:40:55,900 براي اين کار کمک نمي خواهيد؟ 624 00:40:57,100 --> 00:40:59,200 تو آسمون قدم مي زدم؛ رئيس جمهور را هم ديديم--- 625 00:40:59,400 --> 00:41:01,500 اين مامور مالياته؛ سلام مامور ماليات سلام 626 00:41:01,800 --> 00:41:03,200 مي توني من را هارولد صدا بزني باشه 627 00:41:03,400 --> 00:41:05,000 حساب کتاب چطور پيش مي ره؟ نسبتاً خوب 628 00:41:05,300 --> 00:41:07,000 دنبال 22 درصد مي گردي؟ دنبال 22 درصد؟ 629 00:41:07,200 --> 00:41:09,700 بيست و دو؛ يازده ضربدر دو اينها عدد اولند 630 00:41:09,900 --> 00:41:12,900 مي خواهي ماليات دستشويي را هم بگيري؟ نه من نمي خواهم ماليات دستشويي را بگيرم 631 00:41:13,100 --> 00:41:15,400 پس من ميتونم به دستشويي برم؟ !برو 632 00:41:15,600 --> 00:41:17,300 باشه؛ من مي خواهم برم دستشويي فعلاً خداحافظ 633 00:41:17,500 --> 00:41:18,600 باي باي 634 00:42:00,600 --> 00:42:01,900 خوب، شب به خير 635 00:42:03,100 --> 00:42:04,700 کلوچه مي خواهي؟ 636 00:42:05,400 --> 00:42:06,500 اوه، نه 637 00:42:06,700 --> 00:42:10,800 بيا بگير؛ گرم و چسبناکند؛ تازه از تو فر در اومدن 638 00:42:11,600 --> 00:42:13,400 نه، من کلوچه دوست ندارم 639 00:42:15,400 --> 00:42:17,000 کلوچه دوست نداري؟ 640 00:42:20,100 --> 00:42:23,200 تو چه مرگته؟ نمي‌دونم 641 00:42:23,400 --> 00:42:26,400 !همه کلوچه را دوست دارند نه همه دوست ندارند، من مي دونم 642 00:42:26,600 --> 00:42:30,500 ...منظورم اينه که تا به حال بعد از يه روز مزخرف بد 643 00:42:30,700 --> 00:42:33,600 مامانت برات کلوچه و شير نياورده؟... 644 00:42:34,700 --> 00:42:38,200 نه؛ مامان من پخت و پز نمي کرد 645 00:42:38,400 --> 00:42:41,600 کلوچه هايي را که تا به حال داشتم از مغازه خريده شده بودند 646 00:42:44,100 --> 00:42:47,000 خوب؛ بشين 647 00:42:47,600 --> 00:42:49,700 ...نه، من !نه 648 00:42:50,200 --> 00:42:52,000 بشين 649 00:42:55,900 --> 00:42:57,100 ...حالا 650 00:42:58,100 --> 00:43:00,100 ...کلوچه بخور 651 00:43:00,300 --> 00:43:01,700 من واقعاً نمي‌تونم 652 00:43:01,900 --> 00:43:05,200 آقاي کريک، امروز واقعاً روز مزخرفي بود 653 00:43:06,100 --> 00:43:08,900 ميدونم؛ در مورد اين قضيه مطمئنم 654 00:43:09,400 --> 00:43:11,100 ...پس کلوچه‌ت را بردار 655 00:43:11,300 --> 00:43:13,500 ... بزنش توي شير ... 656 00:43:13,700 --> 00:43:15,500 و بخورش... 657 00:43:40,000 --> 00:43:42,400 اين واقعاً، واقعاً کلوچه خوبيه 658 00:43:50,700 --> 00:43:52,500 خوب، شما کي تصميم گرفتيد که نانوا بشويد؟ 659 00:43:53,800 --> 00:43:56,700 توي کالج اوه، توي کالج آشپزي؟ 660 00:43:57,800 --> 00:44:00,900 در حقيقت من حقوق دانشگاه هاروارد مي خوندم 661 00:44:01,500 --> 00:44:06,600 ...اوه، شرمنده ام؛ من فقط حدس زدم که اون نه، نه؛ مشکلي نيست؛ من تمومش نکردم 662 00:44:07,400 --> 00:44:09,400 اتفاقي افتاد؟ نه 663 00:44:10,800 --> 00:44:14,800 من به سختي پذيرفته شدم منظورم اينه که واقعاً به سختي 664 00:44:15,000 --> 00:44:18,100 تنها دليلي که اونها بهم اجازه دادند که بيايم، مقاله نويسي من بود 665 00:44:18,300 --> 00:44:22,300 مي‌خواستم که با مدرکم دنيا را جاي بهتري تبديل کنم 666 00:44:23,100 --> 00:44:27,800 ...در هر حال، ما مجبور بوديم که در اين دوره هاي تحصيلي شرکت کنيم 667 00:44:28,000 --> 00:44:31,000 من و همکلاسيهام؛ گاهي اوقات در تمام طول شب... 668 00:44:31,200 --> 00:44:35,000 و خوب، من پخت و پز ميکردم و در نتيجه هيچ کس در طول کاري که مي کرديم گرسنه نمي‌موند 669 00:44:35,200 --> 00:44:38,100 ...بعضي وقتها من تمام بعد از ظهر را توي آشپزخونه خوابگاه پخت و پز مي کردم 670 00:44:38,300 --> 00:44:42,400 و بعد من اونها را براي گروه هاي درسي مي بردم... 671 00:44:42,600 --> 00:44:44,200 و همه عاشقشون بودند... 672 00:44:44,400 --> 00:44:45,700 بخور 673 00:44:45,900 --> 00:44:50,100 ...من، کلوچه جو، شکلات بادام زميني 674 00:44:50,600 --> 00:44:54,000 شکلات سياه و شيريني فندقي درست مي کردم... 675 00:44:54,200 --> 00:44:56,600 و همه ميخوردند و راضي مي موندند 676 00:44:56,800 --> 00:44:58,900 و بيشتر درس مي خواندند و امتحانها را بهتر مي دادند... 677 00:44:59,200 --> 00:45:01,800 افراد بيشتر و بيشتري به گروه هاي درسي آمدند 678 00:45:02,100 --> 00:45:03,900 و من خوراک بيشتري با خودم مي آوردم 679 00:45:04,100 --> 00:45:06,600 من هميشه به دنبال دستورهاي شيريني پذي بهتر و بهتري بودم 680 00:45:06,800 --> 00:45:12,400 ...تا اينکه خيلي زود تونستم، پنير ايتاليايي، شيريني زردآلويي... 681 00:45:13,200 --> 00:45:15,800 ...شکلات قهوه با لعاب مغز بادام... 682 00:45:16,000 --> 00:45:20,600 کيک چيفون ليمويي با پودر خوشمزه هلو، درست کنم... 683 00:45:21,700 --> 00:45:25,700 ...و در پايان نيمسال من 27 شريک درسي داشتم 684 00:45:25,900 --> 00:45:29,400 ...و هشت عدد ژورنال "ميد" پر از دستور العمل آشپزي... 685 00:45:29,600 --> 00:45:31,100 D ونمره... 686 00:45:32,100 --> 00:45:33,900 و خوب، من مردود شدم 687 00:45:34,500 --> 00:45:37,000 من پيش خودم حساب کردم که اگر قرار باشه ...جهان را به يه جاي بهتري تبديل کنم 688 00:45:37,200 --> 00:45:39,400 مي تونم اين کار را با کلوچه انجام بدم... 689 00:45:44,200 --> 00:45:45,600 دوستشون داري؟ 690 00:45:47,100 --> 00:45:48,100 قطعاٌ 691 00:45:49,200 --> 00:45:51,000 خوشحالم 692 00:45:52,100 --> 00:45:54,100 ممنون که مجبورم کردي اينها را بخورم 693 00:45:54,900 --> 00:45:56,700 خواهش مي کنم 694 00:46:01,900 --> 00:46:04,700 من بايد برم؛ اوه، منظورم اينه که ممنون بخاطر کلوچه ها 695 00:46:04,900 --> 00:46:06,700 براي چي با خودت نمي بري خونه؟ اوه، نه 696 00:46:06,900 --> 00:46:09,000 اوه، بيا بگير نه، واقعاً ممنون 697 00:46:09,300 --> 00:46:12,300 نه، واقعاً خواهش مي کنم نه، نه، نه، واقعاً خواهش مي کنم 698 00:46:12,500 --> 00:46:14,600 دلم مي خواهد، اما نمي تونم 699 00:46:15,200 --> 00:46:16,800 براي چي نمي توني؟ ---نه، نه، منظورم اينه 700 00:46:17,000 --> 00:46:19,700 بخاطر اينکه، ببين، اين در حکم يه هديه ست 701 00:46:20,000 --> 00:46:22,600 ...در حقيقت من حتي نبايد اونها را هم مي خوردم، پس 702 00:46:22,800 --> 00:46:25,000 خوب؛ خوبه، من به هيچکس نمي گم 703 00:46:25,200 --> 00:46:27,800 ...نه؛ من مي‌دونم؛ اما اگر تو خوب، من اين کار را نمي‌کنم 704 00:46:28,000 --> 00:46:29,100 ---مي‌دونم، اما اگر تو 705 00:46:29,300 --> 00:46:32,400 ....چي؟ فکر مي‌کني من مي‌روم تلفن کنم به نه، نه، من اينها را مي‌خرم 706 00:46:32,600 --> 00:46:35,700 من اينطور راضيم که اينها را بخرم تو چه فکري مي کني؟ 707 00:46:37,800 --> 00:46:40,200 و به اين ترتيب هيچ پي آمدي باقي نمي مونه 708 00:46:42,300 --> 00:46:44,500 چي؟ نه 709 00:46:44,700 --> 00:46:46,800 خواهش مي کنم ...فقط 710 00:46:47,000 --> 00:46:48,800 براي چي من نبايد---؟ برو خونه 711 00:46:49,000 --> 00:46:50,300 واقعاً؟ اين مساله بزرگي نيست 712 00:46:50,500 --> 00:46:52,600 برو خونه 713 00:46:54,300 --> 00:46:55,700 باشه 714 00:47:00,300 --> 00:47:01,600 آيا تو ...؟ 715 00:47:03,200 --> 00:47:06,200 تو اون کلوچه ها را براي من درست کردي؛ مگه نه؟ 716 00:47:09,800 --> 00:47:13,000 !تو فقط سعي مي کردي با من مهربون باشي و من همه چيز را خراب کردم 717 00:47:17,100 --> 00:47:20,400 ...شايد به نظر تو قلمبه‌ سولمبه‌ بياد 718 00:47:22,900 --> 00:47:25,400 اما من فکر کنم که در يک تراژدي هستم... 719 00:47:56,000 --> 00:47:59,800 پروفسور هيلبرت؛ من کاملاً بين يک کمدي-تراژدي وا موندم 720 00:48:00,000 --> 00:48:02,200 در حقيقت، فکر کنم که اون من را حتي کمتر هم دوست داره 721 00:48:02,400 --> 00:48:04,500 ميدونم، خيلي عاليه منظورتون چيه؟ 722 00:48:05,400 --> 00:48:07,700 تو کاملاً چيز ديگه اي را ثابت کردي 723 00:48:07,900 --> 00:48:11,500 به نظر مي آيد که صدا وابسته به اعماليه که تو انجام مي دي 724 00:48:12,600 --> 00:48:15,100 تو ساعتت را ريست مي کني و اون ميگه که تو ساعتت را ريست کردي 725 00:48:15,300 --> 00:48:17,100 تو سوار اتوبوس مي شي و اون ميگه که تو سوار اتوبوس شدي 726 00:48:17,300 --> 00:48:19,700 تو دندونت را مسواک مي زني و اون ميگه که تو دندونات را مسواک مي زني 727 00:48:19,900 --> 00:48:23,900 اين ممکنه به اين معني باشه که تو خودت هستي که داستان را سرپا نگه مي داري 728 00:48:24,100 --> 00:48:27,800 خوب من پيشنهاد ميکنم که يه چيز ديگه را امتحان کنيم مثل چي؟ 729 00:48:28,000 --> 00:48:31,200 هيچي را امتحان مي کنيم؛ هيچي در مورد دوشيزه پاسکال چي؟ 730 00:48:31,400 --> 00:48:32,600 فراموشش کن فراموشش کنم؟ 731 00:48:32,800 --> 00:48:34,800 بغير از اعداد، اون تمام چيزيه که فکر من بهش مشغوله 732 00:48:35,000 --> 00:48:37,700 هارولد؛ اگه مي خواهي زنده بموني، بايد يه چيز ديگه را امتحان کني 733 00:48:37,900 --> 00:48:41,300 که اون يه چيز ديگه هيچيه؟ !دقيقاً هيچي 734 00:48:41,500 --> 00:48:44,200 هيچي؟ اجازه بده دوباره اين را توضيح بدم 735 00:48:44,400 --> 00:48:48,000 بعضي از طرح ها بوسيله عوامل و رويدادهاي بيروني پيش ميروند 736 00:48:48,200 --> 00:48:50,900 و بقيه بوسيله خود کارکتر ها جلو ميروند 737 00:48:51,100 --> 00:48:53,300 اگر من از ميان اون در عبور کنم، طرح ادامه پيدا مي کنه 738 00:48:53,500 --> 00:48:55,800 داستان من از ميان در ... و اگر اينجا بمونم 739 00:48:56,000 --> 00:48:58,400 طرح نمي تونه به جلو بره و داستان به پايان مي رسه 740 00:48:58,600 --> 00:49:01,400 همچنين، اگه من اينجا بمونم، ديرم مي‌شه 741 00:49:03,800 --> 00:49:06,200 فردا هيچ کاري نکن هيچي؟ 742 00:49:06,400 --> 00:49:10,800 بمون خونه؛ تلفن را جواب نده، در را باز نکن، دندونات را هم مسواک نزن 743 00:49:11,000 --> 00:49:12,400 پس کارم چي ميشه؟ بهشون تلفن بزن 744 00:49:12,600 --> 00:49:14,900 بهشون بگو که نمي آيي سر کار نرم؟ 745 00:49:15,100 --> 00:49:17,200 کارهايي که ممکنه طرح را به جلو ببره انجام نده 746 00:49:17,400 --> 00:49:19,400 در عوض مي بينيم که آيا طرح تو را پيدا ميکنه يا نه 747 00:49:20,100 --> 00:49:22,700 مارشال، پا نميزني 748 00:49:26,100 --> 00:49:29,500 مطمئنا اين غازها تاکنون هيچگاه ... :چيزي بنام خانه نشناخته اند ولي اين يکي 749 00:49:29,800 --> 00:49:31,700 يک درياچه کوچک در غرب لهستان دارد 750 00:49:32,500 --> 00:49:35,600 آلودگي ناشي از کارخانه اي در اين حوالي ...به آرامي ماهيها و حشرات کوچکي 751 00:49:35,800 --> 00:49:39,300 که اين مخلوقات از انها ... استفاده مي کنند را از بين مي برد 752 00:49:39,500 --> 00:49:44,700 تمام تلاشها براي انتقال پرندها به ابگيرهاي مشابه با شکست مواجه شده است 753 00:49:44,900 --> 00:49:48,700 شايد اين تنها آشنايي است که آنها را در اينجا نگه ميدارد 754 00:49:48,900 --> 00:49:52,900 يا شايد بي ميلي نسبت به فراموشي ...خاطرات دسته جمعي‌شان 755 00:49:53,100 --> 00:49:56,100 از تپه‌هاي اطراف درياچه كه زماني زيبا بوده‌اند... 756 00:49:56,400 --> 00:50:00,000 و تنها چند ثانيه طول مي کشد ...تا خرچنگ نقب زن بفهمد 757 00:50:00,200 --> 00:50:02,600 اون مرغ ماهي خواري که ... ...زماني ازش ميترسيد 758 00:50:02,800 --> 00:50:05,200 هم اکنون طعمه او شده است... 759 00:50:06,600 --> 00:50:09,500 پرنده زخمي سرنوشت خويش را ميداند 760 00:50:10,400 --> 00:50:12,600 ...تلاشهاي سخت او براي فرار 761 00:50:12,800 --> 00:50:16,200 تنها تاکيدي بر نوميدي او براي رهايي از ... مخمصه اي است که در ان گرفتار شده 762 00:50:19,100 --> 00:50:23,700 چشمهاي پراحساس و غمگين نخستينها اولين چيزي است که بايد بيرون آورده شود 763 00:50:23,900 --> 00:50:26,700 ...سپس به كمپانيهاي سازنده لوازم ارايشي و بهداشتي سراسر دنيا ... 764 00:50:26,900 --> 00:50:30,900 براي آزمايش كردن ريمل‌ها ... و اشك هاي مصنوعي فروخته ميشود 765 00:50:31,100 --> 00:50:35,000 سپس، پوست ميمونها از لاشه ...بيجان آنها كنده شده 766 00:50:35,200 --> 00:50:38,600 و بهم دوخته ميشود تا از آن بالش و مبلمان راحتي تهيه شود 767 00:50:38,800 --> 00:50:41,300 آقاي گوره خر فكر كرد كه بره يه نوشيدني خوب بنوشه 768 00:50:41,500 --> 00:50:43,100 ولي شما هيچ وقت نميدونيد كه ...چه كسي براي خوردن اومده 769 00:50:43,300 --> 00:50:45,600 وقتي شما در رستوران مادر طبيعت... مشغول خوردن هستيد 770 00:50:45,800 --> 00:50:48,500 اون حتما صدمه ديده؛ اين عقاب كچل... ...چيكار ميخواد بكنه 771 00:50:48,700 --> 00:50:50,700 با چندتا لوبياي قرمز و ... يك شراب خوب 772 00:50:50,900 --> 00:50:54,900 اون يه مارماهيه؛ و دوباره 773 00:50:55,100 --> 00:50:57,400 به نظر مي‌آيد اقاي كوروكوديل پير ...چندتا بز كوهي نياز داره 774 00:50:57,600 --> 00:50:59,600 تا مزه اون گوره خر شور را ... از سقف دهانش پاك كنه 775 00:50:59,800 --> 00:51:03,200 اينجا نوعي نبرد آقاوار براي شرطبندي است، كه سرمايه گذاري در آن دانسته است 776 00:51:03,400 --> 00:51:07,100 وقتي يك ميمون پوزه دار با يك مار كبرا مواجه ميشه خيلي سخته كه پيشبيني كنيم كي برنده است 777 00:51:07,300 --> 00:51:09,500 ولي اين دفعه به نظر ميرسه كه ...اين...مار كبرا است 778 00:51:09,700 --> 00:51:11,800 كه روي ميمون پوزه دار داره فشار مياره 779 00:51:12,000 --> 00:51:14,200 ولي آقاي جنتلمن بهتره هنوز ...پوله خودتو خرج نكني 780 00:51:14,400 --> 00:51:17,500 زيرا اكنون ميمون پوزه داره كه ... برگ برنده را در دست داره 781 00:51:44,400 --> 00:51:46,700 !هي! هي 782 00:51:47,400 --> 00:51:49,300 هي! هي ! هي! چيكار مي‌كني؟ 783 00:51:49,600 --> 00:51:51,600 كثافت‌ها اين چه كوفتيه 784 00:51:51,400 --> 00:51:53,600 اون لودر را متوقف كنيد؛ متوقفش كنيد لودر را متوقف كنيد 785 00:51:53,800 --> 00:51:55,800 هي هي؟ چيكار مي‌كنيد 786 00:51:56,000 --> 00:51:57,600 ما؟ تو چيكار مي‌كني؟ 787 00:51:57,800 --> 00:51:59,500 من تلويزيون تماشا مي‌كردم 788 00:51:59,700 --> 00:52:03,200 خوب، ما داريم اينجا را خراب ميكنيم ديوانه ايد؟ من اينجا زندگي ميكنم 789 00:52:03,400 --> 00:52:06,100 اون تلويزيونه؟ آره، اون تلويزيونه! تلويزيونه منه 790 00:52:06,300 --> 00:52:09,200 خوب، تلوزيون تو اونجا چيكار مي‌كرد؟ من گفتم اينجا زندگي مي‌كنم، احمق 791 00:52:09,500 --> 00:52:11,200 اينجا جائيكه وسايلم را نگه ميدارم 792 00:52:11,400 --> 00:52:14,700 !اسم من روي زنگ هست هارولد كريك 793 00:52:14,900 --> 00:52:17,900 B-آپارتمان 2 1983 مك كارتي 794 00:52:18,900 --> 00:52:21,300 شما گفتيد 1983؟ بله 795 00:52:27,900 --> 00:52:29,900 من دقيقا مطمئن نيستم كه اين توي نقشه بود 796 00:52:30,100 --> 00:52:33,100 من اميدوار بودم شما بگيد اين واقعاً يه تصادف خيلي بد بود 797 00:52:33,300 --> 00:52:36,800 ملاقات با مامور بيمه روزي كه بيمه شما تموم شده، يه تصادفه 798 00:52:37,000 --> 00:52:40,700 دريافت يه نامه از امپراتور كه مي‌گه شما ميتونيد به ديدن اون بريد 799 00:52:40,900 --> 00:52:44,000 ...اما اينكه آپارتمانت را يه لودر خورده 800 00:52:44,300 --> 00:52:45,900 يه چيز كاملا متفاوته... 801 00:52:47,500 --> 00:52:51,000 هارولد، تو سرنوشت خودت را كنترل نمي‌كني 802 00:52:51,700 --> 00:52:54,200 ميدونم مي‌فهمي؟ 803 00:52:55,700 --> 00:52:57,500 بسيار خوب.با من بيا 804 00:52:57,700 --> 00:53:00,600 هي، تام، ميتوني تا فردا اونا بذاري باشه؟ 805 00:53:01,200 --> 00:53:04,400 حق با تو بود اين راوي ممكن بود خيلي ماهرانه تو را بكشه 806 00:53:04,500 --> 00:53:08,600 ...بنابرين من خاشعانه پيشنهاد ميكنم كه شما فقط همه چيزا فراموش كنيد و بريد زندگيتونو بكنيد 807 00:53:09,400 --> 00:53:13,500 برم زنديگيمو بكنم؟ من دارم زندگيمو مي‌كنم من دوست دارم زندگيمو ادامه بدم 808 00:53:14,400 --> 00:53:18,700 ميدونم؛ البته؛ منظورم تمام اينها بود با اينحال وقت زيادي برات مونده 809 00:53:18,900 --> 00:53:22,400 ميدوني، منظورم اينه كه، هاوارد دلت را به دريا بزن 810 00:53:22,600 --> 00:53:27,100 مي‌دوني، يه چيزي براي خودت بساز، يا فقط كتاب جنايت و مكافات را بخون 811 00:53:27,300 --> 00:53:31,000 به جهنم، هارولد، تو ميتوني هيچي بجز كلوچه نخوري اگه بخواهي 812 00:53:31,600 --> 00:53:33,600 مشكلت چيه؟ 813 00:53:33,800 --> 00:53:36,900 هي، من دلم نميخواد هيچي بجز كلوچه نخورم من ميخوام زندگي كنم 814 00:53:37,100 --> 00:53:40,100 چه كسي در عقل سليمش ...در انتخاب بين كلوچه و زندگي 815 00:53:40,300 --> 00:53:41,300 كلوچه را انتخاب مي‌كنه؟... 816 00:53:41,500 --> 00:53:44,400 هارولد، اگر فكر كردن را كنار بذاري ...معتقدم مي فهمي 817 00:53:44,600 --> 00:53:46,800 كه اون واكنش بطور اجتناب ناپذيري... ...مشروط 818 00:53:47,000 --> 00:53:49,200 ...به نوع زندگيه كه منجر به ... 819 00:53:50,700 --> 00:53:53,800 و، البته... كيفيت يه كلوچه 820 00:53:55,700 --> 00:53:57,700 تو نمي فهمي من چي مي‌گم 821 00:53:58,900 --> 00:53:59,900 چرا، مي‌فهمم 822 00:54:01,100 --> 00:54:04,800 ولي تو بايد درك كني كه اين ...يه فلسفه يا نظريه ادبي نيست 823 00:54:05,000 --> 00:54:06,800 يا داستاني براي من؛ اين زندگي منه... 824 00:54:07,000 --> 00:54:11,700 كاملاً؛ پس فقط برو و از اون چيزي درست كن كه هميشه آرزوشا داشتي 825 00:54:19,300 --> 00:54:21,100 من هيچگاه انتظار نداشتم --كه اونا 826 00:54:21,300 --> 00:54:23,200 يكي ميخواي يا دو تا؟ يكي ميخوام 827 00:54:23,400 --> 00:54:25,700 يكي؟ دو تا ميخوام 828 00:54:36,700 --> 00:54:38,400 بسيار خوب، اينجا اتاق شماست 829 00:54:38,600 --> 00:54:41,200 من خوشم مياد به اينجا بگم Sleep Pod Two (غلاف خواب دونفره) 830 00:54:41,800 --> 00:54:43,100 ممنونم، ديو 831 00:54:43,300 --> 00:54:46,800 مشكلي نيست، خوش تيپ خيلي خوبه كه اينجا هستي 832 00:54:47,900 --> 00:54:51,000 چقدر تصميم داري اينجا بموني؟ مطمئن نيستم 833 00:54:57,000 --> 00:55:01,400 ديو، ميتونم يه چيزي را خلاصه مطرح كنم ؟ يك سوال كاملا فرضي 834 00:55:01,900 --> 00:55:03,400 حتماً 835 00:55:04,100 --> 00:55:06,300 ...اگه بدوني كه داري ميميري 836 00:55:07,600 --> 00:55:09,400 ...احتمالاً بزودي... 837 00:55:09,800 --> 00:55:11,800 چيكار مي كني؟... 838 00:55:13,600 --> 00:55:15,400 واو! نمي دونم 839 00:55:16,200 --> 00:55:18,200 آيا من ثروتمندترين مرد جهانم؟ 840 00:55:18,400 --> 00:55:20,600 نه، شما شماييد 841 00:55:22,200 --> 00:55:23,500 آيا من قدرت ماورايي دارم؟ 842 00:55:24,700 --> 00:55:26,000 نه، شما شماييد 843 00:55:26,200 --> 00:55:30,000 ميدونم من منم ولي آيا من قدرت ماورايي دارم؟ 844 00:55:30,800 --> 00:55:32,500 نه ، چرا دلت مي‌خواهد كه قدرت ماورايي داشته باشي؟ 845 00:55:32,700 --> 00:55:35,100 من نميدونم تو گفتي فرضي بود 846 00:55:35,500 --> 00:55:38,500 خوب، بله، رياضياتت واقعاً خوبه 847 00:55:38,900 --> 00:55:40,900 اون يه قدرت نيست، اون يه مهارته 848 00:55:41,500 --> 00:55:43,900 قبول، رياضيات شما خوبه و شما نامرئي هستيد 849 00:55:44,100 --> 00:55:46,400 و ميدونيد كه دارين مي‌ميرين قبول، قبول 850 00:55:47,700 --> 00:55:49,700 آسونه، من به اردوگاه فضايي مي‌رم 851 00:55:50,600 --> 00:55:52,200 اردوگاه فضايي 852 00:55:52,400 --> 00:55:57,400 آره، اون در آلاباما ست، اون جايي كه بچه ها ميرند تا ياد بگيرند چطور يه فضا نورد بشن 853 00:55:58,100 --> 00:56:00,300 من از وقتي كه 9 سالم بود، هميشه دلم ميخواسته برم اونجا 854 00:56:01,300 --> 00:56:04,000 شما نامرئي هستيد و دلتون مي‌خواهد كه به اردوگاه فضايي برويد؟ 855 00:56:04,300 --> 00:56:06,800 من نامرئي انتخاب نشدم شما نامرئي انتخاب شديد 856 00:56:07,600 --> 00:56:09,400 براي رفتن به اردوگاه فضايي خيلي پير نيستي؟ 857 00:56:10,900 --> 00:56:13,300 خوش تيپ، تو هيچوقت براي رفتن به اردوگاه فضايي خيلي پير نيستي 858 00:56:45,000 --> 00:56:45,900 اردوگاه فضايي 859 00:56:47,300 --> 00:56:49,900 يكصد و بيست گيتار 860 00:56:50,100 --> 00:56:52,500 هفتصد و سي و دو رشته سيم 861 00:56:52,700 --> 00:56:54,900 دويست و پنجاه و هفت پيكاپ 862 00:56:55,100 --> 00:56:58,600 يكصد و هشتاد و نه پيچ صدا 863 00:56:59,300 --> 00:57:04,600 اينجا هارولد استود، رو در رو با قديميترين آروزيش 864 00:57:05,200 --> 00:57:08,200 و ايستادن تقريبا تمام كاري بود كه هارولد انجام داد 865 00:57:08,600 --> 00:57:11,700 موضوع فقط راجع به پيداكردن يه گيتار نبود 866 00:57:11,900 --> 00:57:17,100 راجع به يافتن گيتاري بود كه چيزي راجع به هارولد بگه 867 00:57:17,300 --> 00:57:19,200 :متاسفانه، اين گيتار گفت 868 00:57:19,400 --> 00:57:23,800 وقتي به جورجيا برگردم" "اون زن احساس مرا درك ميكنه 869 00:57:25,300 --> 00:57:27,400 :اين يكي يه چيزي از ميون سيم‌هاش گفت 870 00:57:27,600 --> 00:57:30,600 "اوه، آره، اين شورت‌ها ليكرا هستند" 871 00:57:31,200 --> 00:57:33,900 ...اينها گفتند: "من خيلي حساسم و بسيار مهربان 872 00:57:34,100 --> 00:57:36,800 "و واقعاً نمي‌دونم چطور بايد گيتار زد... 873 00:57:41,800 --> 00:57:45,600 من پاداش يه چيزي هستم حدس بزن چي 874 00:57:50,400 --> 00:57:52,400 و بعد هارولد اون را ديد 875 00:57:53,300 --> 00:57:56,600 يك گيتار "فندر" به رنگ سبز كف دريا ...كه بطور مخوفي صدمه ديده 876 00:57:56,800 --> 00:57:58,400 ...داره خيره به اون نگاه مي‌كنه 877 00:57:58,600 --> 00:58:00,300 ...علي رغم ناخوشي آشكارش 878 00:58:00,500 --> 00:58:03,800 گيتار با غرور و اعتقاد راسخ ... صحبت كرد 879 00:58:04,000 --> 00:58:08,600 در واقع، اون بطورمستقيم به چشمهاي :هارولد نگاه كرد و بسادگي گفت 880 00:58:08,800 --> 00:58:11,500 "I ROCK" (موسيقي راك) 881 00:58:12,400 --> 00:58:13,700 نفس بكش.مواظب باش 882 00:58:13,900 --> 00:58:17,800 ما يك فرد 21 ساله را داريم با يه زخم گلوله تو سينه اش 883 00:58:18,700 --> 00:58:19,900 بفرماييد 884 00:58:20,300 --> 00:58:24,700 گلوله خوردن تو يه نبرد گانگستري؟ هارولد توي گروه گانگستري نيست 885 00:58:25,300 --> 00:58:27,200 اون مرد كه كت لباس فاستوني پوشيده؟ 886 00:58:29,400 --> 00:58:32,500 اون هيچ مشكلي نداره اون فقط دوست داره مريضا را نگاه كنه 887 00:58:32,700 --> 00:58:34,900 و خيلي عجيب و غريب با اهانت با اونا صحبت مي‌كنه 888 00:58:35,200 --> 00:58:36,600 اين فايده نداره 889 00:58:36,800 --> 00:58:39,300 خوب --من حتي نمي‌ دونم چرا ما اينجاييم 890 00:58:39,500 --> 00:58:41,200 من فكر نمي‌كنم قرارمون اين بود كه اينجا باشيم 891 00:58:41,400 --> 00:58:44,600 تو گفتي من نياز به تحريك بصري دارم منظورم يه موزه بود 892 00:58:44,800 --> 00:58:47,000 من احتياجي به يه موزه لعنتي ندارم من يه عليل مي‌خوام 893 00:58:47,200 --> 00:58:49,200 تو خودت عليلي 894 00:58:49,700 --> 00:58:52,200 درست مي‌گي؛ مشكل اينه كه ...اين افراد نمرده اند 895 00:58:52,400 --> 00:58:54,400 ...اونا فقط بشدت زخمي شده‌اند 896 00:58:55,100 --> 00:58:58,000 ببخشيد مرده ها كجاند؟ 897 00:58:59,400 --> 00:59:02,300 بيشتر اين افراد مريض يا زخمي اند 898 00:59:02,500 --> 00:59:04,400 منا به اشتباه ننداز كه كدوم يكي بهتره 899 00:59:04,600 --> 00:59:07,200 ولي اونا دارند بهتر ميشن كه واقعا به من كمك نميكنه 900 00:59:07,400 --> 00:59:10,800 راهي هست كه بشه افرادي كه بهتر نمي‌شند را ديد؟ 901 00:59:11,000 --> 00:59:11,900 ببخشيد؟ 902 00:59:12,100 --> 00:59:15,300 اگه ممكنه، من ميخوام كسايي كه زنده نمي‌مونند را ببينم 903 00:59:15,500 --> 00:59:17,200 ميدونيد، افرادي كه بدون شك مي‌ميرند 904 00:59:17,400 --> 00:59:20,100 متاسفم چيزي شما را اذيت ميكنه؟ 905 00:59:22,600 --> 00:59:24,700 فقط موانع يه نويسنده 906 00:59:32,500 --> 00:59:34,600 ...با هر مضراب زشتي 907 00:59:34,800 --> 00:59:38,300 هارولد كريك در اين خصوص که... ...او کي بود 908 00:59:38,500 --> 00:59:42,200 چي ميخواست... و چرا زنده بود، مصمم‌تر مي‌شد. 909 00:59:43,400 --> 00:59:46,300 هارولد ديگه تنهايي غذا نخورد 910 00:59:46,500 --> 00:59:49,700 اون ديگه دفعات مسواك زدن را نمي‌شمرد 911 00:59:49,900 --> 00:59:52,300 هارولد، مي‌بينمت اون ديگه كراوات نزد 912 00:59:52,500 --> 00:59:53,500 خدا حافظ ، ديو 913 00:59:53,800 --> 00:59:58,800 و بنابراين، ديگه نگران زماني كه طول ميكشيد تا اون را بپوشه نبود 914 01:00:01,000 --> 01:00:05,000 اون ديگه تعداد قدمهاشا تا رسيدن به ايستگاه اتوبوس نشمرد 915 01:00:07,500 --> 01:00:12,800 در عوض، كارهايي را كه قبلاً از اونا وحشت داشت انجام داد 916 01:00:13,000 --> 01:00:16,100 ...اون كارهايي بود كه از دوشنبه تا جمعه به اونها بي‌توجه بود 917 01:00:16,300 --> 01:00:19,500 در طول سالهاي زياد... 918 01:00:19,700 --> 01:00:22,000 ...اون ترانه‌هاي بيرحم 919 01:00:22,200 --> 01:00:26,500 گروههاي پانك-راك بيشماري بود، كه به او ميگفتند كه پيش بتازد 920 01:00:26,900 --> 01:00:30,300 هارولد كريك زندگيش را سپري كرده بود 921 01:00:39,500 --> 01:00:42,300 اما با وجود اين زندگيش را احيا كرد 922 01:00:42,500 --> 01:00:46,600 اميدش را باز يافت و بتدريج ... ...علت چند زخم چركي بد قديمي را درك كرد 923 01:00:46,800 --> 01:00:49,900 سفر هارولد هنوز كامل نشده بود... 924 01:00:50,800 --> 01:00:56,700 و ساعت مچي هارولد به اون اجازه نميداد فرصت ديگه اي را از دست بدهد 925 01:01:05,600 --> 01:01:07,200 دوشيزه پاسكال؟ 926 01:01:07,500 --> 01:01:10,200 دوشيزه پاسكال؟ آقاي كريك 927 01:01:10,900 --> 01:01:13,400 سلام سلام 928 01:01:13,800 --> 01:01:16,400 سلام سلام 929 01:01:16,600 --> 01:01:18,600 خوشحالم به شما رسيدم 930 01:01:19,400 --> 01:01:20,700 اوو، آره ؟ چرا؟ 931 01:01:22,000 --> 01:01:25,400 چون ميخواستم اينا را براي شما بيارم 932 01:01:27,100 --> 01:01:29,300 واقعاً آره 933 01:01:29,500 --> 01:01:33,900 پس شما نمي‌تونيد هديه قبول كنيد ولي مي‌تونيد هديه بديد 934 01:01:34,800 --> 01:01:35,900 ---گوش كنيد من نميدونم 935 01:01:36,200 --> 01:01:38,600 اين يه كمي متناقض بنظر ميرسه اينطور نيست، آقاي كريك؟ 936 01:01:38,800 --> 01:01:40,000 خيلي متناقضه ، بله 937 01:01:40,200 --> 01:01:42,600 بهتون ميگم كه چيه من اونها را مي‌خرم 938 01:01:42,800 --> 01:01:44,200 نه ...نه، نه، نه، واقعاً 939 01:01:44,400 --> 01:01:46,800 من خوشم مياد اونا را بخرم... اونا چي‌ هستند؟ 940 01:01:47,800 --> 01:01:49,200 آرد 941 01:01:49,800 --> 01:01:53,300 چي؟ من براي شما آرد خريدم 942 01:02:04,100 --> 01:02:08,100 و تمام راه، تا اينجا اونا را آوردي؟ 943 01:02:09,800 --> 01:02:14,900 دوشيزه پاسكال، من عجيب و غريب بودم و ميدونم كه اينجوري بودم 944 01:02:16,000 --> 01:02:18,800 و من شما را مي‌خوام 945 01:02:19,300 --> 01:02:21,800 چي؟ دلايل بسياري وجود داره 946 01:02:22,000 --> 01:02:25,100 تجلي هاي بسيار زيادي در زندگي من وجود داره ...كه به من مي‌گند 947 01:02:25,300 --> 01:02:26,900 ...گهگاهي بطور دقيق... 948 01:02:27,100 --> 01:02:29,900 كه من بايد بيام اينجا... ...و اينا را براتون بيارم 949 01:02:31,000 --> 01:02:33,300 ولي من اينكار را ميكنم... چونكه شما را ميخوام 950 01:02:34,400 --> 01:02:36,200 شما منا مي‌خوايد؟ 951 01:02:36,700 --> 01:02:39,300 بدون شك 952 01:02:42,100 --> 01:02:47,300 ... آيا قانون خيلي واضح و محرزي 953 01:02:47,500 --> 01:02:51,200 در مورد دوستي وجود نداره؟ 954 01:02:51,400 --> 01:02:53,600 دستور العمل بازرسي؟ آره 955 01:02:53,800 --> 01:02:56,000 آره ، اما اهميتي نمي‌دم 956 01:02:56,600 --> 01:02:59,800 چرا؟ چونكه من تورا مي‌خوام 957 01:03:05,300 --> 01:03:06,300 ...خوب 958 01:03:08,500 --> 01:03:11,400 ممكنه يه لطفي بكني اونا را يه كم ديگه بياري... 959 01:03:12,300 --> 01:03:13,600 باشه 960 01:03:16,400 --> 01:03:17,800 بسيار خوب 961 01:03:31,600 --> 01:03:33,400 براي خودت نشونه گذاشتي 962 01:03:33,600 --> 01:03:35,800 نه، تو ذهنم نگهشون داشتم 963 01:03:36,000 --> 01:03:40,100 آبيه ، اون آرد جو اون يكي چيه؟ 964 01:03:40,300 --> 01:03:41,600 نارنجيه؟ آره 965 01:03:41,800 --> 01:03:43,400 فراموش كردم 966 01:03:44,000 --> 01:03:45,000 همينجاست 967 01:03:48,600 --> 01:03:50,300 ميخواي بياي بالا؟ 968 01:03:52,800 --> 01:03:55,300 به خونت؟ آره 969 01:03:57,000 --> 01:03:58,900 حدس مي‌زنم بتونم بيام 970 01:03:59,100 --> 01:04:03,000 آيا بخاطر همين و چيزاي ديگه نبود كه آرد گرفتي؟ 971 01:04:04,500 --> 01:04:08,700 صادقانه بگم، من فقط خيلي با خودم فكر كردم تا اينكه به اين نتيجه رسيدم كه، تو را مي‌خوام 972 01:04:09,700 --> 01:04:11,700 ...گوش كن آقاي كريك 973 01:04:12,700 --> 01:04:14,200 فكر كنم از شما خوشم مي ياد... 974 01:04:15,100 --> 01:04:20,400 و قبل از اينكه كاري شتابزده كنم دوست دارم مطمئن بشم 975 01:04:21,900 --> 01:04:24,000 من مي‌خواهم شما بيايد بالا 976 01:04:25,600 --> 01:04:27,400 من نجابت را رعايت ميكنم 977 01:04:28,600 --> 01:04:30,000 عاليه 978 01:04:33,300 --> 01:04:34,700 آره، بهر حال اون ديوانه بود 979 01:04:34,900 --> 01:04:38,600 اون وقتي كه سعي داشت قرارداد را مهر كنه گرفتار شد 980 01:04:38,800 --> 01:04:41,600 نه، نه 981 01:04:46,200 --> 01:04:47,500 خوب بود؟ 982 01:04:48,100 --> 01:04:49,000 ممنون 983 01:04:49,200 --> 01:04:51,700 خواهش مي‌كنم مي‌تونم كمكت كنم 984 01:04:51,900 --> 01:04:55,100 نه، نه، مي‌خوام اونا را توي ظرف شور بذارم برو بشين روي مبل 985 01:05:04,900 --> 01:05:06,200 خوب، گيتار ميزني؟ 986 01:05:06,600 --> 01:05:09,100 چي؟ گيتار مي زني؟ 987 01:05:09,800 --> 01:05:14,100 وحشتناكه!يكي اونا در عوض يه كيك عروسي به من داد 988 01:05:14,300 --> 01:05:17,900 به اين معنيه كه حالا بايد اونا به ماليات‌هام اضافه كنم؟ 989 01:05:18,100 --> 01:05:22,600 نه؛ من اون را در گزارش نهاييم ارايه نمي‌كنم اوه، ممنون 990 01:05:23,500 --> 01:05:24,900 تو مي‌زني؟ 991 01:05:25,100 --> 01:05:26,600 در حقيقت، نه! من فقط يه آهنگ بلدم 992 01:05:26,800 --> 01:05:28,200 اوه ، بزنش 993 01:05:28,400 --> 01:05:30,600 نه ، من اونا واقعاً خوب بلد نيستم 994 01:05:30,800 --> 01:05:33,700 نه ، يالا! قول ميدم بهت نخندم بزن 995 01:05:33,900 --> 01:05:36,100 نه، نه، نه!شايد يه وقت ديگه 996 01:05:36,300 --> 01:05:37,800 باشه 997 01:08:03,400 --> 01:08:04,700 دوشيزه پاسكال؟ 998 01:08:05,200 --> 01:08:08,400 ..من من مي‌دونم 999 01:08:08,600 --> 01:08:10,500 من هم تو را مي خوام 1000 01:08:30,500 --> 01:08:36,100 زندگي هارولد پر از لحظات مهم و عادي بود 1001 01:08:36,300 --> 01:08:41,600 ولي براي هارولد، اين لحظات ...كاملاً غيرقابل تشخيص باقي موند 1002 01:08:41,800 --> 01:08:43,500 به استثناي اين يكي... 1003 01:08:44,100 --> 01:08:49,000 و آنا يه آه ملايم كشيد و تو بغل اون خزيد 1004 01:08:49,200 --> 01:08:51,300 ...هارولد يه جايي توي قلبش فهميد ... 1005 01:08:51,600 --> 01:08:54,300 كه يكي از اون لحظات مهمه... 1006 01:08:54,600 --> 01:08:58,400 فهميد كه آنا عاشق اون شده 1007 01:09:00,900 --> 01:09:02,800 پروفسور هيلبرت؛ اين يه كمديه 1008 01:09:03,000 --> 01:09:04,700 چي؟ يه كمدي 1009 01:09:05,400 --> 01:09:09,400 اون زن، زني كه از من متنفر بود آنا پاسكال؟ 1010 01:09:09,600 --> 01:09:11,700 ...ديشب آره؟ 1011 01:09:11,900 --> 01:09:13,500 اون عاشق من شده 1012 01:09:13,700 --> 01:09:15,500 اون ؟ شبيه يه معجزه‌ست 1013 01:09:15,700 --> 01:09:18,000 اون صدا هم نصفه هاي شب، اين قضيه را تاييد كرد 1014 01:09:18,200 --> 01:09:19,600 خوب، شگفت انگيزه، هارولد 1015 01:09:19,800 --> 01:09:22,900 منظورم اينه كه، اين كاملاً ليست من را باطل ميكنه ولي اين فوق العاده است 1016 01:09:23,100 --> 01:09:24,200 چه ليستي؟ 1017 01:09:24,400 --> 01:09:26,600 چندين نويسنده در قيد حيات هستند كه ...كه كارهاي قبلي اونها 1018 01:09:26,800 --> 01:09:29,500 به نظر ميرسه اونها را براي... ...نوشتن داستان تو 1019 01:09:29,700 --> 01:09:32,400 بر اساس معيارهايي كه ... من و شما قبلا تعيين كرده ايم، كانديد مي كنه 1020 01:09:32,600 --> 01:09:36,800 اگه راوي شما در قيد حيات باشه توي اين ليسته 1021 01:09:37,500 --> 01:09:40,400 ولي حالا به نظر ميرسه كه اين ليست برايت كاربرد كمي داره 1022 01:09:40,600 --> 01:09:42,600 حالا كه شما تصميم داري از اين به بعد را خوشحال زندگي كني 1023 01:09:42,800 --> 01:09:47,400 اوه، عاليه، اين خانم، كارن ايفل يكي از نويسنده هاي محبوب منه 1024 01:09:47,600 --> 01:09:48,900 سلام سلام 1025 01:09:49,100 --> 01:09:51,200 چه تراژديهاي زيباييي؛ خيلي زيبا ...بهر حال 1026 01:09:51,400 --> 01:09:55,900 اجازه بده سريع اين ليست را ... براي اطمينان برات كپي كنم 1027 01:09:57,700 --> 01:10:00,100 نويسنده جامعه ستيز 1028 01:10:00,300 --> 01:10:02,900 من فقط مي‌خوام تشكر كنم البته 1029 01:10:03,400 --> 01:10:07,300 گوش كن، لطفا، اگه دوباره صداي راوي را شنيدي بايد به من بگي 1030 01:10:07,500 --> 01:10:09,000 فقط جهت معلومات شخصي خودم 1031 01:10:09,200 --> 01:10:10,700 باشه 1032 01:10:13,300 --> 01:10:15,800 Death and taxes خوب ، اسمش را گذاشتم مرگ و ماليات 1033 01:10:16,000 --> 01:10:18,800 واو، مي دوني، من اهل تگزاسم 1034 01:10:19,000 --> 01:10:22,500 Taxes (نه، تگزاس نه (تكسيس 1035 01:10:22,700 --> 01:10:24,900 Death and taxes مرگ و ماليات Death and taxes مرگ و ماليات 1036 01:10:25,100 --> 01:10:27,100 Taxes ماليات مثل همون گفته‌ي بنجامين فرانكلين 1037 01:10:27,300 --> 01:10:29,100 دقيقاً همينطوره 1038 01:10:29,300 --> 01:10:31,300 بهتون گفته باشم كه اين خانم يه منبع خلاقيته 1039 01:10:31,500 --> 01:10:35,000 به ما بگيد، كتاب بعدي در مورد چيه؟ 1040 01:10:35,200 --> 01:10:37,700 در مورد بهم پيوستگيه 1041 01:10:39,000 --> 01:10:41,600 دورنماي قطعي مرگ 1042 01:10:41,800 --> 01:10:43,500 جزئيات شكل رفتاري يه مرد 1043 01:10:43,700 --> 01:10:45,600 اوه، خداي من، اون خودشه چي؟ 1044 01:10:45,800 --> 01:10:48,800 اون صدا؛ اون راويه نه، نمي‌تونه درست باشه 1045 01:10:49,000 --> 01:10:50,700 نه، مطمئنم 1046 01:10:50,900 --> 01:10:53,300 هارولد، اين مصاحبه مال يك دهه قبله 1047 01:10:53,500 --> 01:10:56,200 من فكر نمي كنم كسي ديگه واقعاً اين روزها از اين چيزهاي تزئيني روي سرآستين بزنه 1048 01:10:56,400 --> 01:10:58,100 اون خودشه 1049 01:10:58,300 --> 01:11:01,000 اون بريتانياييه؟ خودشه 1050 01:11:01,200 --> 01:11:03,900 كارن ايفل؟ پروفسور هيلبرت، من اين صدا را مي شناسم 1051 01:11:05,400 --> 01:11:06,300 !چرنده 1052 01:11:07,100 --> 01:11:09,400 مشكل چيه؟ اول از همه، اون در فهرست من نيست 1053 01:11:09,600 --> 01:11:14,300 ...فكر كنم بايد به لهجه‌ش اشاره ميكردي و اون نمي 1054 01:11:15,600 --> 01:11:16,600 اون مردم را مي‌كشه 1055 01:11:17,800 --> 01:11:20,300 چي؟ ---اون در هر كتاب 1056 01:11:20,500 --> 01:11:23,000 ---تمام كتابها درباره اونا مي ميرند؛ اونا را مي‌كشه 1057 01:11:23,200 --> 01:11:26,200 كي را مي‌كشه؟ قهرمان‌ها را 1058 01:11:26,400 --> 01:11:28,800 چهار سياه پوش! اون چيه؟ 1059 01:11:29,000 --> 01:11:31,600 اين راجع به دختريه كه چندين عضو ...خونواده‌اش را از دست داد 1060 01:11:31,800 --> 01:11:33,400 سريع و پشت سر هم... 1061 01:11:33,600 --> 01:11:34,800 اون كجاست؟ 1062 01:11:35,000 --> 01:11:40,100 مفقودالاثره؛ باور كن من قبلا توي يه كلاس در مورد اون درس دادم 1063 01:11:40,300 --> 01:11:43,600 به اون چند تا نامه نوشتم حدس مي‌زنم اون يه تارك دنياست؛ گوشه نشينه 1064 01:11:43,800 --> 01:11:47,000 اينجا؛ اينجا اين آخرين كتابيه كه اون نوشته 1065 01:11:47,200 --> 01:11:50,300 به كپي رايت نگاه كن، 10 ساله كه هيچي منتشر نكرده 1066 01:11:50,500 --> 01:11:52,800 اون از اين شهر شناخت داره اينجا زندگي مي‌كنه؟ 1067 01:11:53,000 --> 01:11:54,500 --يه وقتي زندگي مي كرد، بله، ولي حدس مي‌زنم كه 1068 01:11:54,700 --> 01:11:57,700 انتشارات بانكر؛ شماره 2267 خيلبان والاس اين ناشر اونه؟ 1069 01:11:57,900 --> 01:12:01,000 تو گوش نميكني، من گفتم حتي --اگه پيداش كني اون نمي 1070 01:12:01,200 --> 01:12:02,600 از كمكتون ممنونم 1071 01:12:02,800 --> 01:12:04,600 اون فقط تراژدي مي‌نويسه 1072 01:12:04,800 --> 01:12:06,200 من به خدا اعتقاد ندارم 1073 01:12:34,300 --> 01:12:37,200 خوب، داره براي اون آرد مياره 1074 01:12:48,800 --> 01:12:51,400 كي، كجا بودي؟ 1075 01:12:52,400 --> 01:12:55,300 ...رفتم بيرون سيگار بخرم 1076 01:12:55,500 --> 01:12:58,300 و فهميدم كه ... چطوري هارولد كريك را بكشم 1077 01:12:59,500 --> 01:13:00,900 سيگار خريدن؟ 1078 01:13:01,100 --> 01:13:04,500 ---بيرون كه بودم ...وقتي از فروشگاه اومدم بيرون 1079 01:13:04,800 --> 01:13:07,100 بهم الهام شد... 1080 01:13:07,700 --> 01:13:09,000 چه جوري؟ 1081 01:13:09,200 --> 01:13:11,500 خوب، پني ...مانند هر چيزي كه ارزش نوشتن داره 1082 01:13:11,700 --> 01:13:14,800 اين فكر بطور غير قابل توضيح و ... بدون هيچ روشي به ذهنم رسيد 1083 01:13:15,000 --> 01:13:18,200 صحيح! بعد چي شد؟ 1084 01:13:19,100 --> 01:13:23,300 اين كامل و بي‌عيبه، در حقيقت نمي‌تونم باور كنم كه قبلاً بهش فكر نكرده بودم 1085 01:13:23,500 --> 01:13:26,400 ...ساده است، كنايه‌آميز 1086 01:13:26,900 --> 01:13:29,100 ...احتمالاً مايه دل شكستگي 1087 01:13:30,400 --> 01:13:31,700 اينه؟ 1088 01:13:32,100 --> 01:13:33,100 بله 1089 01:13:33,300 --> 01:13:36,100 اونا را روي برگه‌هاي حقوقي نوشتيد؟ توي اتوبوس 1090 01:13:37,800 --> 01:13:39,100 خوب، بعدش 1091 01:13:42,500 --> 01:13:46,900 خوب بنابراين، امروز تمومش مي‌كنم 1092 01:13:49,000 --> 01:13:50,800 به ناشرها خبر مي‌دم تا بدونند 1093 01:13:51,500 --> 01:13:53,500 مي‌رم وسايلم را جمع كنم 1094 01:13:53,700 --> 01:13:55,700 درك مي‌كنم 1095 01:14:11,800 --> 01:14:14,300 سلام، سلام، سلام ممكنه كمكتون كنم؟ 1096 01:14:14,500 --> 01:14:16,500 مي‌خواهم با كارن ايفل صحبت كنم 1097 01:14:16,700 --> 01:14:18,100 متاسفم؟ كارم ايفل 1098 01:14:18,300 --> 01:14:20,500 اون يكي از نويسنده گان شماست مي‌خواهم با اون صحبت كنم 1099 01:14:20,700 --> 01:14:22,600 خوب، آقا، اون اينجا نيست 1100 01:14:22,800 --> 01:14:25,900 نه ، نه ، مي دونم؛ بايد اون را پيدا كنم بايد بدونم اون كجاست 1101 01:14:26,100 --> 01:14:27,400 ما فقط ناشريم 1102 01:14:27,600 --> 01:14:31,400 درسته؛ البته؛ اما بايد راهي باشه كه من بتونم با اون تماس بگيرم 1103 01:14:32,000 --> 01:14:34,200 ما آدرسي كه نامه هاي طرفداراش به اون فرستاده مي‌شه را داريم 1104 01:14:34,400 --> 01:14:36,700 نه، من نمي‌تونم نامه بفرستم؛ فوريه 1105 01:14:37,400 --> 01:14:38,600 اونا از كجا مي شناسيد؟ 1106 01:14:39,700 --> 01:14:42,300 من برادرشم برادر اون؟ 1107 01:14:42,900 --> 01:14:45,800 شوهر خواهرش(brother-in-law) اون خواهر داره؟ 1108 01:14:46,600 --> 01:14:48,900 نه ، من با برادر اون ازدواج كردم 1109 01:14:49,800 --> 01:14:52,400 تو اين ايالت نه؛ يه ايالت ديگه 1110 01:14:54,400 --> 01:14:57,700 آقا، من دارم مجبور مي‌شم كه به شما بگم اينجا را ترك كنيد 1111 01:14:57,900 --> 01:15:00,200 نه، باشه؛ گوش كنيد 1112 01:15:02,000 --> 01:15:07,000 من يكي از شخصيت‌هاي اونم؛ جديدم من توي كتاب جديدشم 1113 01:15:07,200 --> 01:15:11,600 و اون قصد داره من را بكشه در واقعيت نه؛ در كتاب 1114 01:15:11,800 --> 01:15:15,400 ولي من فكر كنم اين قضيه واقعا منو مي‌كشه ...بنابراين من مي‌خواهم با اون صحبت كنم 1115 01:15:15,600 --> 01:15:17,800 و از اون بخوام كه اينكار رو متوقف كنه... 1116 01:15:31,400 --> 01:15:34,200 سلام، هارولد؛ پلوور قشنگيه 1117 01:15:37,400 --> 01:15:38,800 سلام ، هارولد؛ تلفن ها خرابند 1118 01:15:39,000 --> 01:15:40,700 هي، هارولد، 19 درصد از 4632...؟ 1119 01:15:45,000 --> 01:15:47,300 هي، هارولد، از تعطيلات برگشتي؟ 1120 01:15:47,500 --> 01:15:49,900 هي، سرحال به نظر ميرسي 1121 01:15:50,700 --> 01:15:53,100 وحشت زده نگاه مي‌كنه آره، در به داغونه 1122 01:15:54,700 --> 01:15:56,600 هر جايي‌ كه رفته بوده؛ من يكي نمي‌خوام برم 1123 01:15:56,800 --> 01:15:58,100 من را براي اونجا ننويس 1124 01:16:01,400 --> 01:16:02,600 اون اصلاً به من محل نمي‌ذاره 1125 01:16:06,300 --> 01:16:08,000 ببين!حالا اينا نگاه كن داره مي‌ره 1126 01:16:08,300 --> 01:16:09,400 وقتي كه باهامون بودي خوب بود 1127 01:16:33,000 --> 01:16:35,800 اوه، خوش تيپ، تلفنها قطع‌اند مي‌تونم موبايلت را قرض كنم؟ 1128 01:16:36,000 --> 01:16:38,200 خط دهي پايينه لعنتي 1129 01:16:38,500 --> 01:16:40,900 روبه‌راهي؟ ديو، من به كمكت احتياج دارم 1130 01:16:41,200 --> 01:16:43,800 حتماً، موضوع چيه؟ ميتوني يه كمي پول خرد به من بدي؟ 1131 01:16:47,200 --> 01:16:50,200 چند لحظه بعد، هارولد متوجه شد ...كه داره در عرض ميدون عمومي مي‌دوه 1132 01:16:50,400 --> 01:16:52,400 بطرف نزديكترين تلفن سكه‌اي... 1133 01:16:55,700 --> 01:16:57,300 بالاخره‌، اونا پيدا كرد 1134 01:16:59,700 --> 01:17:02,600 ولي وقتي هارولد نزديك تلفن شد ...ديد كه توسط 1135 01:17:02,800 --> 01:17:06,100 يك پيرمرد هشتاد ساله كه مصممه... ...با دخترش در دنور صحبت كنه اشغال شده 1136 01:17:06,300 --> 01:17:08,400 و براش مهم نيست كه چه مدت طول ميكشه... 1137 01:17:08,600 --> 01:17:10,900 ...خوشبختانه، هارولد يه مركز تلفن را 1138 01:17:11,100 --> 01:17:12,900 در تونل مترو خيابان ششم بخاطر آورد... 1139 01:17:13,100 --> 01:17:16,500 اسم نوزادم خانم اپستين نيست اسم دخترم خانم اپستينه 1140 01:17:34,400 --> 01:17:36,800 اولين تلفن بوق نمي‌خورد 1141 01:17:37,900 --> 01:17:39,700 ...دومي به نظر مي‌رسيد با مقداري ترشحات تازه 1142 01:17:39,900 --> 01:17:41,700 تف مالي شده باشه... 1143 01:17:44,100 --> 01:17:46,200 ...هارولد با سومي شماره‌گيري كرد 1144 01:17:46,400 --> 01:17:51,100 و با دقت هر شماره را فشار مي داد ... تا از صحت اون اطمينان پيدا كنه 1145 01:18:12,600 --> 01:18:14,000 !اونا جواب نده 1146 01:18:14,200 --> 01:18:16,100 مگه بهم نگفتيد اين تلفن هيچ وقت زنگ نمي---؟ 1147 01:18:44,300 --> 01:18:46,600 سلام؟ شما كارن ايفل هستيد 1148 01:18:46,800 --> 01:18:48,400 بله اسم من هارولد كريكه 1149 01:18:48,600 --> 01:18:50,800 من مطمئنم كه شما داريد يه داستان راجع به من مي‌نويسيد 1150 01:18:51,800 --> 01:18:55,600 متاسفم؟ اسم من هارولد كريكه 1151 01:18:56,300 --> 01:18:58,800 اين يه شوخيه؟ نه 1152 01:18:59,000 --> 01:19:02,100 نه من براي آي.آر.اس كار ميكنم دوشيزه ايفل، اسم من هارولد كريكه 1153 01:19:02,300 --> 01:19:05,700 وقتي، سر كار، سراغ پرونده‌ها مي‌رم صداي يه اقيانوس ژرف و بي‌پايان را مي‌شنوم 1154 01:19:05,900 --> 01:19:08,700 !-اوه، خد‌‌ دوشيزه ايفل؟ 1155 01:19:09,700 --> 01:19:11,200 الو؟ 1156 01:19:11,400 --> 01:19:13,600 دوشيزه ايفل؟ الو؟ 1157 01:19:20,900 --> 01:19:22,100 اجازه بده بياد تو 1158 01:19:34,800 --> 01:19:36,100 سلام 1159 01:19:36,600 --> 01:19:37,700 سلام 1160 01:19:38,900 --> 01:19:40,600 من پني ام؛ دستيار كاترين هستم 1161 01:19:40,800 --> 01:19:43,700 اوه، من هارولدم؛ شخصيت اصلي اون 1162 01:20:02,100 --> 01:20:03,700 اوه، خداي من 1163 01:20:07,500 --> 01:20:09,100 اوه، خداي من 1164 01:20:10,500 --> 01:20:12,100 اوه، خداي من 1165 01:20:17,300 --> 01:20:18,600 دوشيزه ايفل؟ 1166 01:20:19,000 --> 01:20:22,200 موهات؛ چشمات 1167 01:20:23,500 --> 01:20:25,000 انگشتات 1168 01:20:27,300 --> 01:20:29,200 كفشات 1169 01:20:32,300 --> 01:20:33,500 سلام 1170 01:20:37,700 --> 01:20:39,700 من هارولد كريكم 1171 01:20:40,500 --> 01:20:42,200 مي‌دونم 1172 01:20:44,200 --> 01:20:45,400 چطوري من را پيدا كردي؟ 1173 01:20:46,400 --> 01:20:49,800 ما شما را حدود يه ذره بيشتر از 10 سال پيش ...حسابرسي كرديم 1174 01:20:50,000 --> 01:20:52,000 شماره شما توي پرونده بود... 1175 01:20:52,200 --> 01:20:56,900 متاسفم ولي بطور باورنكردني عجيبه 1176 01:20:57,100 --> 01:20:58,700 چيز جديدي بهم نمي‌گيد 1177 01:20:59,400 --> 01:21:01,500 فكر نكردي كه ديوانه‌اي؟ 1178 01:21:02,200 --> 01:21:03,700 تقريباً 1179 01:21:03,900 --> 01:21:07,400 اما بعد از اون در مورد همه‌چي درست مي‌گفتي دقيقاً همه‌چي 1180 01:21:07,700 --> 01:21:09,800 و بعد گفتيد "اون يه ذره هم نمي‌دونست" 1181 01:21:10,100 --> 01:21:14,200 اون يه ذره هم نمي‌دونست؟ آره؛ اين يه داناي كله 1182 01:21:14,800 --> 01:21:16,000 يا مسيح 1183 01:21:16,200 --> 01:21:19,600 به عبارت ديگه به اين معنيه، خوب، شما كس ديگه‌اي را علاوه بر من مي‌شناسيد 1184 01:21:20,000 --> 01:21:22,600 حداقل اين چيزيه كه پروفسور هيلبرت گفت 1185 01:21:22,800 --> 01:21:24,900 پروفسور هيلبرت؟ 1186 01:21:25,200 --> 01:21:26,900 پروفسور جولز هيلبرت؟ آره 1187 01:21:28,200 --> 01:21:30,100 آره ، اون عاشق كتاباي شماست 1188 01:21:31,000 --> 01:21:34,000 --من عاشق نامه‌هاي اونم؛ من نمي 1189 01:21:34,200 --> 01:21:36,200 بنابراين شما مي‌فهميد كه چرا ...من مجبور بودم شما را پيدا كنم 1190 01:21:36,400 --> 01:21:39,600 و ازتون بخوام كه من را نكشيد... چي؟ 1191 01:21:40,100 --> 01:21:43,000 منظورم اينه كه، معلومه شما هنوز پايان را ننوشته ايد 1192 01:21:44,000 --> 01:21:45,000 ...هارولد 1193 01:21:45,200 --> 01:21:49,400 منظورم اينه كه، الان با توجه به اينكه شما من را ملاقات ...كرده‌ايد و مي‌بينيد كه من وجود دارم 1194 01:21:49,600 --> 01:21:51,600 ديگه قصد كشتن من را نداريد، درسته؟... 1195 01:21:54,500 --> 01:21:56,200 نوشته‌ايد؟ 1196 01:21:56,700 --> 01:21:58,300 ---من مي‌تونم نه 1197 01:21:58,500 --> 01:22:00,000 نوشته‌ايد؟ يه نماي كلي دارم 1198 01:22:00,600 --> 01:22:02,400 باشه!ولي اين فقط يك طرح كليه، درسته؟ 1199 01:22:02,600 --> 01:22:04,200 آره ، تقريبا تقريبا؟ 1200 01:22:04,400 --> 01:22:06,000 فقط تايپ نشده تايپ نشده!؟ 1201 01:22:06,200 --> 01:22:07,700 ممكنه خوب باشه اين يعني چه؟ 1202 01:22:07,900 --> 01:22:11,300 متاسفم، من دارم سعي ميكنم يه كتاب بنويسم منظورت چيه كه خوب باشه؟ 1203 01:22:11,500 --> 01:22:13,500 منظورتون اينه كه متاسفيد؟ كاترين 1204 01:22:13,700 --> 01:22:15,500 اجازه بده اونا بخونه 1205 01:22:18,300 --> 01:22:20,100 اجازه بده اونا بخونه 1206 01:22:34,900 --> 01:22:37,400 اون را پيدا كردي؟ آره 1207 01:22:37,800 --> 01:22:41,200 و؟ من ممكنه الان مرده باشم 1208 01:22:41,400 --> 01:22:43,200 فقط تايپ نشده... 1209 01:22:44,200 --> 01:22:45,200 اونه؟ 1210 01:22:47,300 --> 01:22:48,600 خونديش؟ 1211 01:22:48,800 --> 01:22:51,100 سعي كردم، ولي نتونستم 1212 01:22:52,600 --> 01:22:54,600 مجبوري بخونيش 1213 01:22:55,100 --> 01:22:57,700 شما بايد به من بگيد كه بايد چكار كنم يا چكار نكنم 1214 01:22:58,200 --> 01:23:00,700 ...اي كاش بتونم جلوش را بگيرم 1215 01:23:02,100 --> 01:23:04,000 اگه شانس بيارم... 1216 01:23:04,500 --> 01:23:06,000 خواهش مي‌كنم 1217 01:23:12,800 --> 01:23:14,300 باشه 1218 01:23:14,900 --> 01:23:16,100 باشه 1219 01:23:55,000 --> 01:23:57,100 و اين يونيفورم شماست 1220 01:23:58,300 --> 01:24:01,100 برو بسلامت؛ بنتا بيرونه، بعداً كمدتون را بهتون واگذار ميكنه 1221 01:24:03,300 --> 01:24:06,200 ركاب بزن من حاضرم 1222 01:25:03,500 --> 01:25:05,200 پروفوسور هيلبرت؟ 1223 01:25:07,100 --> 01:25:09,400 سلام هارولد سلام 1224 01:25:11,300 --> 01:25:12,600 خسته بنظر مي رسي 1225 01:25:13,400 --> 01:25:15,700 نه، نه، فقط آرومم 1226 01:25:19,100 --> 01:25:21,000 هارولد، متاسفم 1227 01:25:24,700 --> 01:25:26,400 تو بايد بميري 1228 01:25:27,400 --> 01:25:28,600 چي؟ 1229 01:25:28,800 --> 01:25:31,300 اين شاهكارشه 1230 01:25:33,600 --> 01:25:38,800 ...اين احتمالاٌ مهمترين داستان دوران سراسيمه زندگي اونه 1231 01:25:39,000 --> 01:25:42,700 و اين به هيچ وجه خوب نيست مگر اينكه تو در اخر فيلم بميري... 1232 01:25:43,800 --> 01:25:45,600 ...من به كرات اونا خوندم 1233 01:25:45,800 --> 01:25:49,400 و ميدونم كه چقدر شنيدنش براي تو سخته 1234 01:25:53,500 --> 01:25:56,700 شما از من ميخواين كه دونسته با مرگم روبرو بشم؟ 1235 01:25:57,800 --> 01:25:59,500 بله 1236 01:26:01,000 --> 01:26:02,600 واقعا؟ 1237 01:26:03,600 --> 01:26:04,900 بله 1238 01:26:14,600 --> 01:26:19,100 ...من فكر كردم شما من فكر كردم شما يه راهي پيدا مي‌كنيد 1239 01:26:20,200 --> 01:26:21,500 متاسفم ، هارولد 1240 01:26:24,300 --> 01:26:28,900 نمي تونيم يه تلاشي بكنيم و ببينيم كه مي تونه اونا تغيير بده يا نه؟ 1241 01:26:29,100 --> 01:26:31,500 نه نه؟ 1242 01:26:31,700 --> 01:26:33,100 ...هارولد 1243 01:26:34,000 --> 01:26:37,300 در روند كلي اين مهم نيست... 1244 01:26:39,500 --> 01:26:42,300 !چرا ، مهمه نه 1245 01:26:44,400 --> 01:26:46,400 من ميتونم تغييرش بدم 1246 01:26:48,600 --> 01:26:50,700 من مي تونم كارما ول كنم 1247 01:26:50,900 --> 01:26:53,600 من مي‌تونم با آنا فرار كنم 1248 01:26:54,000 --> 01:26:56,600 ميتونم يه نفر ديگه باشم 1249 01:26:57,400 --> 01:26:59,500 هارولد ، به من گوش كن 1250 01:26:59,700 --> 01:27:02,100 من نمي تونم الان بميرم 1251 01:27:04,700 --> 01:27:07,200 اين زمان‌بندي خيلي بديه 1252 01:27:09,600 --> 01:27:12,700 هيچ كس تمايل به مردن نداره، هارولد ...ولي متاسفانه ما مي ميريم 1253 01:27:14,600 --> 01:27:16,100 هارولد... 1254 01:27:16,800 --> 01:27:18,700 هارولد، به من گوش كن 1255 01:27:20,900 --> 01:27:24,000 هارولد، تو يه روزي يه جاي مي ميري 1256 01:27:24,200 --> 01:27:26,400 نارسايي قلبي در بانك 1257 01:27:26,900 --> 01:27:29,100 خفه شدن توي يك معدن طلا 1258 01:27:30,000 --> 01:27:33,300 كمي طولاني تر، در اثر يه بيماري مزمن توي تعطيلات تموم مي كني 1259 01:27:33,500 --> 01:27:37,300 تو در آينده مي ميري؛ تو حتماً مي‌ميري 1260 01:27:38,100 --> 01:27:41,600 حتي اگه از اين مرگ جلوگيري كني يه مرگ ديگه تو را پيدا مي كنه 1261 01:27:41,800 --> 01:27:47,600 ...و من تضمين مي كنم كه اون به اين اندازه شاعرانه يا معني دار نيست 1262 01:27:48,000 --> 01:27:50,000 كه اون نوشته... 1263 01:27:53,300 --> 01:27:55,200 ...متاسفم 1264 01:27:56,400 --> 01:27:59,100 ولي اين سرشت تمام تراژديهاست... هارولد 1265 01:28:00,100 --> 01:28:03,900 قهرمان مي ميره ولي داستان براي هميشه زنده مي مونه 1266 01:28:42,400 --> 01:28:46,600 درست اونجا يه صندلي خالي هست نه ، من ميخوام اينجا بشينم 1267 01:29:22,300 --> 01:29:23,600 کاترين؟ 1268 01:29:35,200 --> 01:29:36,600 کاترين؟ 1269 01:29:39,300 --> 01:29:42,100 تو فكر ميكني من تاحالا چند نفرا كشتم؟ 1270 01:29:44,200 --> 01:29:46,500 کاترين چند تا؟ 1271 01:29:47,000 --> 01:29:48,300 نمي دونم هشت تا 1272 01:29:49,100 --> 01:29:53,300 -- کاترين - من هشت نفرا كشته ام؛ من شمردم 1273 01:29:53,900 --> 01:29:55,600 اونها افسانه‌ايند؛ پاشو 1274 01:29:55,800 --> 01:29:57,800 هارولد كريك افسانه نيست 1275 01:29:58,300 --> 01:30:01,000 اون افسانه نيست، پني 1276 01:30:02,100 --> 01:30:06,100 هر كتابي كه تا حالا من نوشته ام با مرگ يه نفر تموم مي‌شه هر كسي 1277 01:30:06,900 --> 01:30:09,300 حتي افراد خيلي خوب هم 1278 01:30:09,500 --> 01:30:13,500 يه كتاب درباره هلن؛ معلم مدرسه 1279 01:30:14,600 --> 01:30:19,800 من اونا كشتم روز قبل از تعطيلات تابستاني 1280 01:30:20,500 --> 01:30:22,600 چقدر بيرحمانست؟ 1281 01:30:23,100 --> 01:30:26,400 و مهندس ساختمان ، ادوارد 1282 01:30:26,600 --> 01:30:28,100 ...كسي كه من با 1283 01:30:28,300 --> 01:30:33,800 يه حمله قلبي در ساعات شلوغ رفت و آمد تو دام انداختم... 1284 01:30:34,000 --> 01:30:35,900 من اونا كشتم 1285 01:30:37,600 --> 01:30:39,600 ...من كشتم 1286 01:30:40,700 --> 01:30:42,800 پني ، من تمام اونا را كشتم 1287 01:31:16,600 --> 01:31:19,000 دوشيزه ايفل؟ دوشيزه ايفل؟ 1288 01:31:20,300 --> 01:31:22,200 هارولد سلام 1289 01:31:22,400 --> 01:31:25,800 من تازه تمومش كرم ...تو 1290 01:31:26,000 --> 01:31:28,800 آره، من تمام اونا توي اتوبوس يكمرتبه اي خوندم 1291 01:31:29,700 --> 01:31:31,400 !دوست داشتنيه 1292 01:31:31,600 --> 01:31:33,700 من قسمت راجع به گيتار را دوست دارم 1293 01:31:34,800 --> 01:31:38,600 ---خوب ، ممنون، ممنون خو --خوب ، گوش كن ، من 1294 01:31:38,900 --> 01:31:43,400 نه، من اونا خوندم و دوسش داشتم و تنها يه راه داره كه مي تونه تموم بشه 1295 01:31:44,200 --> 01:31:47,800 ...منظورم اينه كه، من سابقه زيادي در همه جنبه هاي ادبيات ندارم 1296 01:31:48,000 --> 01:31:49,900 ولي اين به اندازه كافي ساده به نظر مي‌رسه ... 1297 01:31:52,900 --> 01:31:56,300 من كتاب شما را دوست دارم ...و فكر مي كنم بايد تمومش كنيد 1298 01:32:13,600 --> 01:32:15,500 ...شب قبل از مرگ او 1299 01:32:15,700 --> 01:32:19,300 هارولد بطور غير منتظره‌اي رفت سراغ يكسري كارهاي معمولي 1300 01:32:20,800 --> 01:32:23,300 اون بازرسي هاي عقب افتاده اش را تموم كرد 1301 01:32:25,200 --> 01:32:27,800 چندتا تلفن عقب افتاده زد 1302 01:32:28,000 --> 01:32:31,800 گوش كن، برنامه شما محدوديت سني داره؟ 1303 01:32:32,400 --> 01:32:34,800 و او به طرف دوشيزه پاسكال رهسپار شد 1304 01:32:35,000 --> 01:32:38,300 جايي كه او برايش خوراك گوشت و پودينگ شكلاتي درست كرده بود... 1305 01:32:38,500 --> 01:32:41,100 و دونفري به تماشاي فيلمهاي قديمي پرداختند 1306 01:32:42,900 --> 01:32:44,500 بعدازظهري به اندازه كافي، دلپذير بود 1307 01:32:44,800 --> 01:32:48,600 به بيان ديگر، كاملاً معمولي به نظر مي‌رسيد 1308 01:32:49,300 --> 01:32:52,700 در واقع تنها چيزي كه اين شب را پر معني مي‌سازد 1309 01:32:52,900 --> 01:32:55,200 صبح قبلي آن بود... 1310 01:33:00,900 --> 01:33:03,200 مجبورم بهت يه چيزي بگم 1311 01:33:03,400 --> 01:33:04,700 مجبوري؟ 1312 01:33:05,600 --> 01:33:07,300 بايد بگم 1313 01:33:08,100 --> 01:33:11,200 يه رازه تا حدي 1314 01:33:11,400 --> 01:33:12,900 بهم بگو 1315 01:33:14,600 --> 01:33:16,600 بهت عشق مي‌ورزم 1316 01:33:19,800 --> 01:33:21,900 من هم بهت عشق ميورزم 1317 01:33:24,600 --> 01:33:28,000 اين بود؟ نه 1318 01:33:29,200 --> 01:33:31,000 من بايد اين را بهت بگم 1319 01:33:31,200 --> 01:33:33,800 فقط ازت مي‌خواهم كه به دقت گوش بدي 1320 01:33:34,000 --> 01:33:35,600 باشه 1321 01:33:36,900 --> 01:33:41,100 ...مي‌توني مقدار غذايي را كه مثل يه بخشنده نيكوكار 1322 01:33:41,300 --> 01:33:43,800 ميبخشي را كم كني... !هارولد 1323 01:33:44,000 --> 01:33:49,300 نه، نه، نه. در حقيقت اين مقدارش خيلي بشتر از اون چيزيه كه براي خودت نگه مي‌داري 1324 01:33:49,500 --> 01:33:51,700 و اين هيچ قانون مالياتي را نقض نمي‌كنه 1325 01:33:51,900 --> 01:33:56,100 هارولد، نكته در اينه كه قانون مالياتي را نقض كني 1326 01:33:56,300 --> 01:33:59,700 آنا، من هم مي‌خواهم دنيا را تبديل به يه جايه بهتري بكنم 1327 01:34:00,600 --> 01:34:03,800 فكر كنم اين راه تو را بيرون از زندان نگه مي‌داره 1328 01:34:07,800 --> 01:34:09,300 باشه 1329 01:34:09,900 --> 01:34:11,400 باشه؟ 1330 01:34:11,600 --> 01:34:13,100 آره باشه 1331 01:34:13,300 --> 01:34:17,000 ...اگه تو اومدي اينجا 1332 01:34:17,200 --> 01:34:21,400 تا درمورد ماليات توي گوشم حرف بزني... 1333 01:34:21,600 --> 01:34:23,900 بخاطر اينكه من خيلي به تو علاقه دارم 1334 01:35:46,900 --> 01:35:50,600 :از چند هفته پيش تا حالا خيلي چيزها براي هارولد عوض شده 1335 01:35:50,800 --> 01:35:52,800 گرايش و برخورد او نسبت به كار 1336 01:35:53,000 --> 01:35:55,300 اعتياد او به شمردن 1337 01:35:55,600 --> 01:35:57,400 زندگي عشقي او 1338 01:36:01,500 --> 01:36:04,900 اما علاوه بر اين دگرگوني‌ها ...مهمترين تغييري كه هارولد كريك 1339 01:36:05,100 --> 01:36:10,100 ...كرده بود اين بود كه امروز در رفتن به سر كار... 1340 01:36:10,300 --> 01:36:14,800 دير به اتوبوس 8:17 كرونكر نرسيد... 1341 01:36:17,400 --> 01:36:19,100 ...چيزي كه هارولد در مورد 1342 01:36:19,300 --> 01:36:21,700 ...چهارشنبه چهار هفته پيش نفهميد... 1343 01:36:21,900 --> 01:36:24,700 ...اين بود كه ساعتي كه او در خيابان از مردي پرسيد... 1344 01:36:24,900 --> 01:36:28,600 در حقيقت سه دقيقه كامل جلوتر از زمان واقعي بود... 1345 01:36:28,800 --> 01:36:31,100 ...و در نتيجه سه دقيقه بعد... 1346 01:36:31,300 --> 01:36:36,000 از زماني بود كه قبل از آن زندگي و ساعت هارولد با آن تنظيم شده بود... 1347 01:36:37,100 --> 01:36:39,500 اين يكي از بزرگترين اشتباهات نيست 1348 01:36:40,900 --> 01:36:44,200 ...اما اگر هارولد ساعت را روي زمان اشتباه تنظيم نكرده بود 1349 01:36:44,400 --> 01:36:48,000 دوباره به سختي به اتوبوس 8:17 كرونكر مي‌رسيد 1350 01:36:48,600 --> 01:36:50,700 و در آن جمعه خاص، نمي‌توانست به ايستگاه اتوبوس 1351 01:36:50,900 --> 01:36:54,100 درست در ساعت 8:14 برسد... 1352 01:36:54,300 --> 01:36:55,800 ببخشيد 1353 01:36:59,800 --> 01:37:01,500 هارولد؟ 1354 01:37:02,900 --> 01:37:05,000 ...وگرنه در غير اين صورت اتفاقي قابل چشم پوشي 1355 01:37:05,600 --> 01:37:07,200 به جاي اتفاقي غير قابل باور رخ مي‌داد... 1356 01:37:41,000 --> 01:37:43,300 !اوه، خداي من، اوه خداي من 1357 01:37:43,500 --> 01:37:45,200 از همتون مي‌خواهم كه همان جايي كه هستيد باستيد 1358 01:37:45,400 --> 01:37:46,900 بيا، پسرم 1359 01:37:52,100 --> 01:37:54,700 چه اتفاقي افتاد؟ من نديدمش تقصير تو نبود 1360 01:37:54,900 --> 01:37:57,200 او داشت تلاش مي‌كرد به يه پسر كمك كنه سرپرستت را خبر كن 1361 01:37:57,400 --> 01:37:58,600 باورم نمي‌شه 1362 01:37:58,800 --> 01:38:01,300 فكر كنم همش تقصير من بود نه، نبود 1363 01:38:01,500 --> 01:38:02,700 حالش خوبه؟ 1364 01:38:02,900 --> 01:38:05,700 به نظر مي‌آيد كه داره نفس مي‌كشه فكر نكنم كه نفس بكشه 1365 01:38:05,900 --> 01:38:07,200 اوه، خداي من 1366 01:38:22,200 --> 01:38:23,300 بيا تو 1367 01:38:27,000 --> 01:38:28,100 ببخشيد 1368 01:38:31,900 --> 01:38:34,100 شما پروفسور هيلبرت هستيد؟ 1369 01:38:35,800 --> 01:38:37,200 بله 1370 01:38:39,500 --> 01:38:42,000 سلام. من كارن ايفل هستم 1371 01:38:42,800 --> 01:38:47,200 فكر كنم ما يه آشنايي دوطرفه داشتيم 1372 01:38:48,600 --> 01:38:50,800 خواهش ميكنم بشينيد 1373 01:38:51,800 --> 01:38:54,300 ...نه، من فقط اومدم 1374 01:38:55,400 --> 01:38:56,800 اينجا 1375 01:39:00,100 --> 01:39:03,000 اينه؟ بله 1376 01:39:03,900 --> 01:39:05,600 آيا شما اين را خونديد؟ 1377 01:39:07,200 --> 01:39:08,900 خوبه؟ 1378 01:39:12,400 --> 01:39:13,900 بله 1379 01:39:16,500 --> 01:39:21,400 من، فكر مي‌كنم كه شايد شما علاقه‌مند به يه پايان جديد هستيد 1380 01:39:33,900 --> 01:39:35,800 عصر بخير 1381 01:39:36,700 --> 01:39:38,500 اوه، سلام 1382 01:39:39,100 --> 01:39:41,400 كار شجاعانه زيبايي را انجام داديد 1383 01:39:44,500 --> 01:39:47,500 پريدن جلوي اتوبوس كار دليرانه زيبايي بود 1384 01:39:49,100 --> 01:39:51,800 يه نوع حماقته، اما دليرانه و قشنگه 1385 01:39:52,000 --> 01:39:53,700 اوه، بله 1386 01:39:54,600 --> 01:39:56,300 اون پسر حالش خوبه؟ 1387 01:39:56,500 --> 01:39:58,700 اون خوبه. فقط چندتا خراش داره 1388 01:39:58,900 --> 01:40:00,500 اوه، خوبه 1389 01:40:03,000 --> 01:40:04,500 من خوبم؟ 1390 01:40:05,500 --> 01:40:07,400 خوب، تو نمردي 1391 01:40:07,600 --> 01:40:10,400 ...به عبارت ديگه، به نظر ميآيد كه سرت را شكستي 1392 01:40:10,600 --> 01:40:12,800 ... سه تا استخون پا و ساق را شكستي ... 1393 01:40:13,000 --> 01:40:15,700 ... چهارتا دنده شكسته و شكستگي بازوي چپ ... 1394 01:40:15,900 --> 01:40:19,800 و بريدگي شريان در سمت راستي كه بايد تو چند دقيقه تو را مي‌كشته ... 1395 01:40:20,000 --> 01:40:21,200 ...اما به طور شگفت آوري 1396 01:40:21,400 --> 01:40:24,100 ...تكه فلزي از ساعت شما، سرخرگ را بند آورده... 1397 01:40:24,300 --> 01:40:27,200 ... و خونريزي را كاهش داده، آنقدر كه زنده بماني ... 1398 01:40:27,400 --> 01:40:28,900 و اين خيلي خوبه... 1399 01:40:30,200 --> 01:40:32,500 آره ...بنابراين با كمي ورزش درماني 1400 01:40:32,700 --> 01:40:35,400 و چند ماه استراحت، بايد خوب بشي 1401 01:40:35,800 --> 01:40:38,900 خوب، تا حدي. ما نتونستيم كه خرده ساعت را 1402 01:40:39,100 --> 01:40:42,000 از بازوي شما، به علت ريسك شديد آسيب شرياني خارج كنيم 1403 01:40:42,200 --> 01:40:44,500 شما خوب خواهيد شد ...فقط يه تكه ساعت خواهيد داشت 1404 01:40:44,700 --> 01:40:47,000 كه تا پايان عمر در بازويتان كاشته شده... 1405 01:40:47,600 --> 01:40:50,500 شما خيلي خوش شانس هستيد كه زنده مونديد، آقاي كريك 1406 01:40:51,400 --> 01:40:52,400 آره 1407 01:40:56,600 --> 01:41:00,000 دكتر مركاتور، آقاي كريك ملاقاتي دارند حتماً 1408 01:41:01,000 --> 01:41:04,500 !خداي من، هارولد هي 1409 01:41:07,300 --> 01:41:10,000 من خوبم، همه چيز روبه‌راهه هارولد 1410 01:41:10,200 --> 01:41:11,700 من خوبم 1411 01:41:11,900 --> 01:41:14,500 هارولد. تو خوب نيستي 1412 01:41:14,700 --> 01:41:18,100 !به خودت نگاه كن. شديداً زخمي شدي 1413 01:41:18,300 --> 01:41:21,300 نه، من خوبم چه ---؟ چه اتفاقي افتاد؟ 1414 01:41:22,500 --> 01:41:24,100 پريدم جلوي اتوبوس 1415 01:41:24,300 --> 01:41:27,100 چي؟ براي چي؟ 1416 01:41:27,300 --> 01:41:30,900 اونجا يه پسر بود مجبور شدم كه اون را از سر راه كنار بزنم 1417 01:41:31,100 --> 01:41:33,200 چي؟ 1418 01:41:34,100 --> 01:41:37,300 مجبور بودم كاري بكنم كه اون پسر آسيب نبينه 1419 01:41:40,800 --> 01:41:43,800 تو براي نجات يه پسر پريدي جلوي اتوبوس؟ 1420 01:41:44,800 --> 01:41:46,800 چاره ديگه‌اي نداشتم 1421 01:41:47,100 --> 01:41:48,700 مجبور بودم 1422 01:42:03,100 --> 01:42:06,200 !خو... خوبه 1423 01:42:07,500 --> 01:42:10,200 شگفت آور و عظيم نيست نه 1424 01:42:10,400 --> 01:42:12,900 خوبه. بد نيست 1425 01:42:13,300 --> 01:42:16,700 ...شگفت‌انگيزترين قطعه ادبي انگليسي در چند سال اخير نيست 1426 01:42:16,900 --> 01:42:19,200 اما خوبه... 1427 01:42:21,300 --> 01:42:22,200 ...ميدوني 1428 01:42:24,700 --> 01:42:27,000 فكر كنم همين "خوبه" برام كافيه... 1429 01:42:27,200 --> 01:42:29,700 به هر حال با بقيه كتاب رابطه منطقي نداره 1430 01:42:29,900 --> 01:42:32,500 نه، نه هنوز. بقيه كتاب را بازنويسي مي‌كنم 1431 01:42:32,700 --> 01:42:35,100 ...دستيارم گفته كه مي‌ره پيش ناشر و 1432 01:42:35,300 --> 01:42:37,800 درخواست وقت بيشتري مي‌كنه... براي چي؟ 1433 01:42:38,200 --> 01:42:39,900 نميدونم. اما بينهايت فكر خوبيه 1434 01:42:40,100 --> 01:42:42,600 نه، براي چي كتاب را تغيير دادي؟ 1435 01:42:45,000 --> 01:42:46,500 به دلايل متعدد 1436 01:42:46,800 --> 01:42:49,500 متوجه شدم كه نمي‌توانم اين كار را بكنم 1437 01:42:50,800 --> 01:42:52,800 بخاطر اينكه اون واقعيه؟ 1438 01:42:53,300 --> 01:42:56,100 ....بخاطر اينكه اين كتاب در مورد مرديه 1439 01:42:56,300 --> 01:42:59,300 كه نمي‌دونه در آستانه مردنه، و بعد مي‌ميره 1440 01:42:59,500 --> 01:43:03,200 ...آما اگه مرد بدونه كه در آستانه مردنه و به حر حال مي‌ميره 1441 01:43:03,400 --> 01:43:05,800 از روي ميل مي‌ميره... ...بدونه كه مي‌تونه جلوشا بگيره، اونوقت 1442 01:43:07,600 --> 01:43:11,600 منظورم اينه كه آيا اين از اون مردهايي نيست كه تو مي‌خواهي زنده نگه داري؟ 1443 01:43:14,000 --> 01:43:16,800 ...وقتي كه هارولد يه گاز از كلوچه شكري باواريا گرفت 1444 01:43:17,000 --> 01:43:21,000 سرانجام فهميد كه همه چيز به سمت خوبي پيش مي‌ره... 1445 01:43:22,000 --> 01:43:25,600 ...بعضي اوقات، وقتي خودمونا توي ترس و نو‌ميدي مي‌بازيم 1446 01:43:25,800 --> 01:43:28,200 ... در كارهاي روتين و يكجانشيني... 1447 01:43:29,300 --> 01:43:31,500 ... در ياس و مصيبت ... 1448 01:43:32,100 --> 01:43:35,600 مي‌تونيم از خدا بخاطر كلوچه شكري باواريا تشكر كنيم 1449 01:43:36,400 --> 01:43:39,100 ...و خوشبختانه، وقتي كلوچه نيست 1450 01:43:39,300 --> 01:43:44,000 ...ميتونيم اطميناني را در احساس دست آشنايي بر روي پوستمان پيدا كنيم... 1451 01:43:45,400 --> 01:43:47,400 ...يا در يه جور اشاره عاشقونه... 1452 01:43:51,200 --> 01:43:52,600 ...يا در يه دلگرمي لطيف... 1453 01:43:57,000 --> 01:43:59,300 ...يا در يه آغوش كشيدن محبت آميز... 1454 01:44:01,600 --> 01:44:04,400 يا در بخشيدن آسودگي... 1455 01:44:05,200 --> 01:44:08,900 ...سواي از تخت چرخدار بيمارستان 1456 01:44:10,900 --> 01:44:13,000 ... و گيره‌هاي بيني ... 1457 01:44:19,700 --> 01:44:22,100 ...و شيريني دانماركي خورده نشده... 1458 01:44:24,200 --> 01:44:26,300 ... و اسراري كه به آرومي گفته مي‌شوند ... 1459 01:44:30,200 --> 01:44:33,100 ... و فندر استروكاستر ... 1460 01:44:33,700 --> 01:44:38,400 و شايد بخش‌هاي اتفاقي يك داستان 1461 01:44:39,500 --> 01:44:41,800 ...و ما بايد به ياد داشته باشيم كه همه اينها 1462 01:44:42,000 --> 01:44:44,200 ...نكات دقيق و ظريف، اختلاف سمتها و زيركيها... 1463 01:44:44,400 --> 01:44:46,400 ...كه ما فكر مي‌كنيم فقط براي پر كردن روزهايمان هستند.... 1464 01:44:46,600 --> 01:44:51,000 در حقيقت براي هدف والاتري وجود دارند 1465 01:44:51,300 --> 01:44:54,500 اونها هستند تا زندگي ما را نجات بدهند 1466 01:44:55,100 --> 01:44:57,700 ميدونم كه اين ديدگاه به نظر عجيب مي‌آيد 1467 01:44:57,900 --> 01:45:01,500 اما اين را هم مي‌دونم كه اين اتفاق افتاد و در نتيجه درسته 1468 01:45:02,500 --> 01:45:04,000 :و اين اتفاق اين بود كه 1469 01:45:04,200 --> 01:45:06,600 ساعت مچي جان هارولد را نجات داد 1470 01:45:10,200 --> 01:45:20,600 :زيرنويس شده توسط عليرضا تيموري - علي حفيظي teimoury@gmail.com hafizi_ali136@gmail.com 1471 01:45:22,200 --> 01:45:32,700 UPLOADER:هوشيدر ايلداري HOUSHIDAR83@YAHOO.COM