1 00:00:00,000 --> 00:00:04,000 .::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::. .:::متعلق"OPUS-SUB" کليه حقوق مادي و معنوي آثار ترجمه شده تيم :::. 2 00:00:04,860 --> 00:00:06,030 قسمتِ سيـــزدهم مردِ زيبا 3 00:00:06,030 --> 00:00:08,100 . سلام 4 00:00:11,640 --> 00:00:13,630 . رئيس نيستن 5 00:00:15,300 --> 00:00:17,930 . بهم زنگ زد و گفت که زود مياد 6 00:00:19,470 --> 00:00:21,410 . بفرمائين، برايِ شماست 7 00:00:23,000 --> 00:00:25,040 . چندين بار دستِ خالي اومدم 8 00:00:25,890 --> 00:00:27,790 . خواهش مي کنم باهم اين قهوه ها رو بنوشين 9 00:00:27,810 --> 00:00:29,410 . هنوزم بايد گرم باشه 10 00:00:42,590 --> 00:00:44,070 ... اون ساعت 11 00:00:46,220 --> 00:00:48,170 بوتونگ، مالِ توئــِه ؟ 12 00:00:52,750 --> 00:00:55,510 بله، مالِ منه 13 00:00:56,360 --> 00:00:57,730 ... اين 14 00:00:59,260 --> 00:01:00,880 ... اين ساعت 15 00:01:02,590 --> 00:01:04,630 واقعاً مالِ خودته ؟ 16 00:01:04,630 --> 00:01:08,080 . بله، اوپا ماته بهم اجازه داد مالِ خودم باشه 17 00:01:08,080 --> 00:01:10,690 . تا يه يادگاري از خانوم داشته باشم 18 00:01:12,610 --> 00:01:15,380 مالِ ماته بوده ؟ 19 00:01:18,560 --> 00:01:20,020 تو اينجايي ؟ 20 00:01:29,730 --> 00:01:32,600 . يادم رفته بود که يه مسئلهِ مهم هست که بايد بهش رسيدگي کنم 21 00:01:33,230 --> 00:01:34,900 . در دسترس هستم 22 00:01:36,790 --> 00:01:38,730 حالتِ خوبه ؟ 23 00:01:38,750 --> 00:01:40,580 . ميخواي برسونمت 24 00:01:40,580 --> 00:01:42,140 . نــه 25 00:01:42,740 --> 00:01:46,080 . نه، مشکلي نيست 26 00:01:46,080 --> 00:01:47,820 . کارت رو انجام بده 27 00:01:59,270 --> 00:02:01,160 ميتونه اون ساعت 28 00:02:03,260 --> 00:02:06,080 همون ساعت باشه ؟ 29 00:02:11,000 --> 00:02:12,880 . در موردِ سهامدار، چويي جون ها 30 00:02:13,680 --> 00:02:17,840 ميتوني کاري کني که غيرقانوني به نظر برسه ؟ 31 00:02:17,840 --> 00:02:22,240 ميدونم که يه چيزايي در موردِ اصل و نسبِ . چويي جون ها در جريانه 32 00:02:22,240 --> 00:02:25,440 بعدش، اونا مي فهمن که چويي جون ها ، پسرِ رئيسه و بعدش 33 00:02:25,440 --> 00:02:28,170 . کاري نيست که بتونيم انجامش بديم 34 00:02:28,170 --> 00:02:31,470 . اينطوري کلي پول از دست ميديم 35 00:02:31,510 --> 00:02:35,410 به نظر ميرسه که الان ظاهر شدنش . با يه سري نقشه همراهــِه 36 00:02:35,420 --> 00:02:38,210 . ممکن نيست به يه نقشهِ غيرقانوني تبديل بشه 37 00:02:39,900 --> 00:02:44,120 يه نفر ... اگه يه نفر 38 00:02:44,120 --> 00:02:47,460 ، به عنوانِ پسرِ ديگه رئيس ظاهر بشه 39 00:02:47,460 --> 00:02:51,120 ممکنه که نصفِ سهامِ پارک مون سو و نصفِ سهامِ چويي جون ها رو داشته باشه ؟ 40 00:02:51,160 --> 00:02:55,160 يا نصفِ سهامِ رئيسُ ؟ 41 00:02:57,580 --> 00:02:59,910 ، اگه يه وارثِ ديگه پيدا بشه 42 00:02:59,960 --> 00:03:04,640 ، بايد حقوقش رو مطالبه کنيم . امکان داره 43 00:03:15,700 --> 00:03:17,480 . بچه تويِ ماشينه 44 00:03:18,350 --> 00:03:22,320 ! واقعاً ميخواد اينطوري زندگي کنه؟ چقدر بچه گانه 45 00:03:46,550 --> 00:03:49,260 . همين الانم ميتوني بري و اجرا داشته باشي 46 00:03:51,130 --> 00:03:55,640 چي؟ اين صدا از ماشينِ رئيس تيم نمياد ؟ 47 00:04:01,040 --> 00:04:02,800 . شايد يه نفر داره تلاش ميکنه ماشينُ بدزده 48 00:04:03,510 --> 00:04:06,620 مشکلي نيست، جعبهِ سياه به همين دردا ميخوره ؟ 49 00:04:07,410 --> 00:04:09,550 . اوه، حدس ميزنم همينطوري باشه 50 00:04:09,550 --> 00:04:10,570 بايد بعدش چيکار کنم ؟ 51 00:04:10,570 --> 00:04:12,400 . اوه، چطوره چيزايي که ديروز ياد گرفتمو تمرين کنم 52 00:04:12,400 --> 00:04:14,100 ... ديروز 53 00:04:18,940 --> 00:04:20,070 سلام ؟ 54 00:04:20,470 --> 00:04:23,560 . من ... نا هونگ را هستم 55 00:04:23,600 --> 00:04:25,980 نبايد حداقل يه بار همديگرُ ملاقات کنيم ؟ 56 00:04:25,980 --> 00:04:27,200 . حدس ميزنم 57 00:04:28,430 --> 00:04:30,920 . يه پيشنهادِ جالب برات دارم 58 00:04:30,920 --> 00:04:33,610 . من از اين پيشنهادهايِ جالب اصلاً خوشم نمياد 59 00:04:33,640 --> 00:04:37,680 ، فکر ميکنم که هيچ تماسي از شما . دريافت نکردم نائب رئيس 60 00:04:46,710 --> 00:04:50,720 وقتي که يه وارثِ ديگه پيدا بشه، ميخواي چيکار کني؟ 61 00:04:52,160 --> 00:04:54,990 . الان وقتِ اين نيست که اينطوري رفتار کني 62 00:05:00,320 --> 00:05:02,870 عزيزم، نه. منظورت از بازداشت چيه ؟ 63 00:05:02,920 --> 00:05:05,930 چه اتفاقي افتاده ؟ 64 00:05:05,940 --> 00:05:08,790 منشي هونگ، يه کاري بکن، هان ؟ 65 00:05:08,790 --> 00:05:10,990 منظورتون از دستگيري چيه ؟ 66 00:05:10,990 --> 00:05:13,050 . رئيس هونگ تلفنش رو جواب نميده 67 00:05:13,050 --> 00:05:15,750 . اونجا خيلي هرج و مرج اتفاق افتاده 68 00:05:15,750 --> 00:05:18,140 . شنيدم امروز، روزِ اخراجه 69 00:05:18,140 --> 00:05:20,970 بايد چيکار کنيم؟ 70 00:05:20,970 --> 00:05:22,830 منشي هونگ، بايد سوارِ چي بشم ؟ 71 00:05:22,830 --> 00:05:24,700 بايد سوارِ 72 00:05:24,700 --> 00:05:28,100 . ماشينِ گشتي که ادارهِ پليس فرستاده، بشين 73 00:05:28,100 --> 00:05:32,590 . ماشين گشت باعث ميشه حالم بهم بخوره 74 00:05:34,260 --> 00:05:36,110 دوک گو ماته چي ؟ 75 00:05:49,220 --> 00:05:51,670 حکمِ بازرسي 76 00:05:54,630 --> 00:05:56,650 . اصلاً درشتي نداره 77 00:06:03,480 --> 00:06:05,560 ، اگه چيزي شما رو ناراحت ميکنه 78 00:06:06,510 --> 00:06:10,530 خواهش مي کنم تحملش کنين. چون . اين موضوع عموميه و اصلاً در امان نيستين 79 00:06:11,270 --> 00:06:12,580 ، در آخــر 80 00:06:13,350 --> 00:06:17,510 دادستان، داري سعي ميکني منُ فريب بدي ؟ 81 00:06:17,550 --> 00:06:22,620 ببينم پيرزنِ خدمتکارِ عصبي همينطوري به نتيجه ميرسي؟ 82 00:06:22,660 --> 00:06:27,560 بايد يکم از شخصيتِ واقعيِ پيرزنِ خدمتکارِ عصبي رو نشون بدم ؟ 83 00:06:27,580 --> 00:06:31,670 . پس رئيس بايد الان پشتِ ميله هايِ زندان باشه 84 00:06:33,460 --> 00:06:37,270 . من قانوناً به عنوانِ دادستانِ کشور تائيد شدم 85 00:06:37,270 --> 00:06:40,680 . بزار از اردوگاه هايِ غيرقانوني شروع کنيم 86 00:06:52,730 --> 00:06:55,820 ببينم ديروز تصادفاً نيومدي خونهِ من ؟ 87 00:06:55,820 --> 00:06:57,190 هــان ؟ 88 00:06:57,190 --> 00:06:59,760 داري چه مزخرفاتي ميگي ؟ 89 00:06:59,760 --> 00:07:02,670 ، خودمم فکر ميکردم که مزخرفه 90 00:07:02,670 --> 00:07:04,790 ، اما تويِ جعبهِ سياهِ ماشينم 91 00:07:04,790 --> 00:07:09,150 يه نفر دقيقاً شبيهِ خودت بود که دور و . برِ ماشينم ميچرخيد و بعدش هم فرار کرد 92 00:07:09,150 --> 00:07:10,950 . مثلِ يه توله سگي که ميخواد دستشويي کنه 93 00:07:12,800 --> 00:07:15,050 خودت نبودي، بودي ؟ 94 00:07:17,250 --> 00:07:19,270 ببينم با من مشکلي داري ؟ 95 00:07:19,270 --> 00:07:22,590 ، چرا کسي رو اذيت ميکني و ازش يه سگ ميسازي اونم وقتي که هيچ کارِ اشتباهي ازش سر نزده ؟ 96 00:07:22,640 --> 00:07:25,390 البته، ببينم اون ساعت چيکار داشتي ؟ 97 00:07:25,410 --> 00:07:29,730 اون به ماشينم لگد زده! بايد برم و گزارشش رو به پليس بدم ؟ 98 00:07:29,730 --> 00:07:31,170 ! رئيس 99 00:07:31,770 --> 00:07:33,570 ! هي، بهت گفتم که من نبودم 100 00:07:33,580 --> 00:07:36,680 ... نه، کي جي.... الان ... کي جي 101 00:07:39,350 --> 00:07:41,440 مردم به کي جي ميگن 102 00:07:41,440 --> 00:07:44,110 . زني که حامي داره 103 00:07:44,110 --> 00:07:49,990 من اون حامي رو گرفتم و . به آدمهايِ زيادي ضربه زدم 104 00:07:51,330 --> 00:07:54,280 ، بهرحال، بالاخره فهميدم 105 00:07:55,060 --> 00:07:57,190 ، که من ، کانگ کي جي 106 00:07:57,190 --> 00:08:01,860 . بدونِ حامي هيچي نيستم 107 00:08:01,870 --> 00:08:04,150 . يه چيزِ ديگه هم متوجه شدم 108 00:08:04,150 --> 00:08:06,960 . همه حامي دارن 109 00:08:06,960 --> 00:08:10,010 من ، کانگ کي جي، تنها آدمي نيستم . که حامي داره 110 00:08:10,030 --> 00:08:13,870 همهِ گزارشگرهايِ اينجا هم حامي دارن 111 00:08:15,810 --> 00:08:20,340 اين به اين بستگي داره ، که کجا به دنيا مياي 112 00:08:20,340 --> 00:08:23,360 و اثري که بعدها از خودت . به جا مي زاري ، آخرين خاطره به ياد موندي مهمه 113 00:08:26,700 --> 00:08:31,000 من ، کانگ کي جي خيلي به خاطرهِ . موندگارم فکر کردم 114 00:08:31,000 --> 00:08:34,440 ، به همين خاطر بود که همهِ شما رو امروز اينجا جمع کردم 115 00:08:34,440 --> 00:08:38,570 و حالا هم دارم آخرين خاطره ام . رو مي سازم 116 00:08:41,030 --> 00:08:44,470 تنها وارثِ گروهِ اس اس، کانگ کي جي 117 00:08:44,470 --> 00:08:46,490 ، از امروز 118 00:08:47,000 --> 00:08:50,540 همهِ حقوقِ نا مشروعِ وارثتي که بهم داده شده 119 00:08:51,140 --> 00:08:53,340 . رو رد مي کنم 120 00:09:13,860 --> 00:09:15,470 . بله، خودم هستم 121 00:09:16,120 --> 00:09:17,220 . بله 122 00:09:18,320 --> 00:09:20,040 . اوه، بله 123 00:09:21,030 --> 00:09:23,090 . باشه، پيامتون رو مي رسونم 124 00:09:27,530 --> 00:09:28,300 چيه ؟ 125 00:09:28,300 --> 00:09:30,970 . دوک گو ماته ميخواد با شما شام بخوره 126 00:09:30,970 --> 00:09:32,660 . دوک گو ماته، اون 126 00:09:33,970 --> 00:10:13,660 ....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::.... 127 00:10:14,040 --> 00:10:17,980 فکر مي کردم قراردادي رو امضاء کردي که ديگه هرگز منُ نبيني ؟ 128 00:10:17,980 --> 00:10:20,490 . هرگز رسماً با اين قضيه موافقت نکرديم 129 00:10:31,180 --> 00:10:33,930 چرا الان داري باهام اينطوري رفتار ميکني ؟ 130 00:10:34,680 --> 00:10:36,720 . ميخواستم تو رو ستايش کنم 131 00:10:36,740 --> 00:10:39,600 اون کي جي اي که فکر ميکردم ، جوون و نابالغــِه 132 00:10:39,620 --> 00:10:42,310 . چه روحِ شگفت انگيزي داره 133 00:10:43,470 --> 00:10:45,890 . تو کسي بودي که بهم ياد دادي 134 00:10:47,190 --> 00:10:52,430 تو بودي که بهم ياد دادي يه آدم بايد از خودش تاثير و خاطره بسازه، مگه نه ؟ 135 00:10:52,490 --> 00:10:54,360 . با تشکرِ از تو، من به اينا فکر کردم 136 00:10:54,380 --> 00:10:56,960 . که آخرين خاطره ام بايد چطوري باشه 137 00:10:57,000 --> 00:11:00,680 چطوري بايد از مهارتهايي که به ارث بردم استفاده کنم ؟ 138 00:11:00,710 --> 00:11:04,370 . از چيزيکه بهم ياد دادي، خيلي ساده استفاده کردم 139 00:11:08,300 --> 00:11:10,780 . ميخوام خارج از کشور درس بخونم 140 00:11:10,780 --> 00:11:12,350 . ميخوام تويِ رشتهِ مــُد تحصيل کنم 141 00:11:12,350 --> 00:11:15,320 . و بعدش هم ميخوام يه طراحِ مشهور بشم 142 00:11:15,320 --> 00:11:17,830 مي خوام سعي کنم يه تاثيرِ . بزرگ بزارم و يه خاطرهِ موندگار از خودم بسازم 143 00:11:20,070 --> 00:11:24,480 ، بعدها وقتي که يه طراحِ مشهور شدي . برايِ منم لباس درست کن 144 00:11:24,480 --> 00:11:26,620 . با اينحال که خيلي هم آسون نيست 145 00:11:26,640 --> 00:11:30,870 ببينم اين يه صورتِ معموليه ؟ 146 00:11:30,890 --> 00:11:32,680 . درست گرفتي 147 00:11:34,680 --> 00:11:36,380 ، بعلاوه 148 00:11:37,260 --> 00:11:39,420 ، و يه درخواستِ ديگه هم دارم 149 00:11:41,390 --> 00:11:45,310 . باهام غير رسمي حرف نزن . اين باعث ميشه اوپا حسِ بدي داشته باشه 150 00:11:51,930 --> 00:11:53,720 ! سالِ جديد مبارک 151 00:11:55,740 --> 00:11:59,270 . اوپا، سالِ جديد مبارک 152 00:12:21,540 --> 00:12:25,470 کنجکاو بودم بدونم شما خوب . شدين يا نه، به همين خاطر اومدم احوالتون رو بپرسم 153 00:12:25,500 --> 00:12:29,690 انقدر سرد بود که نشد . جايِ ديگه به ملاقاتتون بيام 154 00:12:29,690 --> 00:12:33,030 . خوشحالم که اومدي. ممنونم 155 00:12:33,590 --> 00:12:36,280 . البته که بايد مي اومدم 156 00:12:37,160 --> 00:12:39,040 ... اممم 157 00:12:40,110 --> 00:12:44,650 . برايِ کافه ازتون ممنونم 158 00:12:44,660 --> 00:12:48,330 نيازه بينِ خانواده اين همه تعارف باشه ؟ 159 00:12:48,330 --> 00:12:53,000 من ... هنوزم جزء خانواده ام ؟ 160 00:12:54,170 --> 00:12:57,140 ببينم کسِ ديگه اي تويِ اين دنيا هست 161 00:12:57,140 --> 00:13:01,380 که بتونه عنوانِ مادرِ سول ري رو يدک بکشه ؟ 162 00:13:05,100 --> 00:13:08,900 ، پدرشوهر 163 00:13:15,390 --> 00:13:19,370 . خوشحالم که سالم و سلامت برگشتين 164 00:13:48,970 --> 00:13:53,670 . اينُ اوپا ماته بهم داد . تا به عنوانِ يادگاري از خانم نگه دارم 165 00:14:01,210 --> 00:14:04,320 ببينم، از من ميخواي برات چيکار کنم ؟ 166 00:14:04,330 --> 00:14:08,190 . ميدونم که داري يه رمانِ آنلاين آماده ميکني 167 00:14:08,220 --> 00:14:12,960 . خواهش مي کنم منم جزء اين رمان کن 168 00:14:15,490 --> 00:14:18,370 موضوعِ اين رمان 169 00:14:18,370 --> 00:14:23,530 اينکه همهِ کارهايِ نا هونگ رانِ . شيطان رو فاش کني 170 00:14:39,900 --> 00:14:46,320 شرکتِ ناقص - هوس 171 00:14:57,740 --> 00:14:59,610 اون ساعت 172 00:15:01,420 --> 00:15:03,400 بوتونگ، برايِ توئه ؟ 173 00:15:06,860 --> 00:15:09,260 چرا انقدر شوکه شده بود ؟ 174 00:15:12,590 --> 00:15:14,370 اون ... ؟ 175 00:15:22,190 --> 00:15:23,840 . اين 176 00:15:23,840 --> 00:15:25,210 چــرا ؟ 177 00:15:25,210 --> 00:15:28,800 . فکر نکنم که بايد چنين چيزي رو داشته باشم 178 00:15:28,830 --> 00:15:32,790 ، اگه ميخواستي به اين زودي ازش خسته بشي واسه چي ازم خواستي که بهت بدمش ؟ 179 00:15:32,790 --> 00:15:38,210 اوپا، يادت مياد دفعهِ آخر که هونگ يي را به دفترمون اومد و بعدش يهويي از اونجا رفت ؟ 180 00:15:38,210 --> 00:15:42,440 اون اين ساعتُ ديد و بعدش هم . خيلي تعجب زده شد واسه همين رفت 181 00:15:45,610 --> 00:15:48,900 ، فکر مي کني اين 182 00:15:48,920 --> 00:15:52,200 ربطي به پسورد داشته باشه ؟ 183 00:15:59,800 --> 00:16:01,980 . اين يه ساعتِ مچيِ لوکسِ سوئيسيه 184 00:16:01,980 --> 00:16:06,100 از برندِ خيلي خوبيه واسه همين . آدمهايِ زيادي در موردش اطلاعات ندارن 185 00:16:06,100 --> 00:16:09,460 ... دقيقاً نميتونم بگم که کي طراحي شده 186 00:16:09,490 --> 00:16:13,660 ميتونين يه عکس از ساعت بگيرين و در موردش خوب تحقيق کنين ؟ 187 00:16:13,710 --> 00:16:15,980 . حس مي کنم بهتره بيشتر در موردش بررسي کنم 188 00:16:15,980 --> 00:16:18,410 . اوه، ميتونيم اينکارُ انجام بديم 189 00:16:27,520 --> 00:16:30,280 اين روزا هونگ يي را، خيلي بدجور آروم نيست ؟ 190 00:16:30,300 --> 00:16:33,870 ميخواستم بدونم که هنوزم از . آخرين درخواستِ جالبم خوشت مياد يا نه 191 00:16:53,330 --> 00:16:56,860 معاملاتِ شبکه هايِ خريد به تعويق افتاده . فکر مي کنم بايد يکمِ ديگه منتظر باشيم 192 00:16:56,860 --> 00:17:00,550 . به نظرم کمي زمان ميبره چون سال داره تموم ميشه . الانم زمانِ گردشهايِ ماليِ شرکتهاست 193 00:17:00,580 --> 00:17:04,010 فروش خوب به نظر ميرسه، به همين . خاطر بايد خبرهايِ مثبتي بشنويم 194 00:17:10,350 --> 00:17:11,670 ، فردا صبح ساعتِ 11 195 00:17:11,670 --> 00:17:16,310 بايد به جلسهِ مديرانِ شبکهِ خانگيِ اس اس . بياين ، اومدم اينُ بهتون بگم 196 00:17:16,310 --> 00:17:19,000 چرا بايد تويِ جلسهِ مديرانِ شبکهِ خانگيِ اس اس شرکت کنم ؟ 197 00:17:19,000 --> 00:17:21,290 . به خاطرِ اينکه جلسه در موردِ مديرعامله 198 00:17:21,920 --> 00:17:23,220 رئيس کانگ 199 00:17:23,220 --> 00:17:28,460 . شما رو به عنوانِ مديرعاملِ شبکهِ خانگيِ اس اس منصوب کردن 200 00:17:35,100 --> 00:17:37,620 . رئيس کانگ به زندان منتقل شده 201 00:17:37,630 --> 00:17:41,110 . مراسمِ صندليِ چرخدار به فراموشي سپرده شده 202 00:17:41,140 --> 00:17:42,750 ، در ميانِ همهِ اينا 203 00:17:42,750 --> 00:17:46,400 دوک گو ماته داره مقامِ مديرعامليِ ، شبکهِ خانگيِ اس اس رو ميگيره 204 00:17:47,340 --> 00:17:49,140 يعني چي ؟ 205 00:17:49,140 --> 00:17:54,050 کسي که ميخواست منُ زنده زنده دفن کنه . وقتي که ازش خواستم شبکهِ خانگيِ اس اسُ بهم بده 206 00:17:54,080 --> 00:17:58,890 . به خاطرِ اينکه تو اميدُ تويِ شبکهِ خانگيِ اس اس کاشتي 207 00:17:59,600 --> 00:18:02,150 رئيس باور داره که هم خونِ با ارزشش خانمِ کي جي 208 00:18:02,150 --> 00:18:04,630 به خاطرِ شما با واقعيت رو به رو شده 209 00:18:04,650 --> 00:18:07,410 . به خاطرِ شما، دوک گو ماته 210 00:18:09,170 --> 00:18:11,530 . اما بايد بدوني 211 00:18:11,530 --> 00:18:14,000 اصلاً قصد نداره که 212 00:18:14,000 --> 00:18:17,850 . تو رو دامادش کنه 213 00:18:18,890 --> 00:18:22,950 خواهش مي کنم به ايشونم بگين که چون . من عاشقِ کي جي نيستم، هيچ علاقه اي به دامادشون شدن ندارم 214 00:18:23,690 --> 00:18:26,530 . قطعاً اينُ به عنوانِ يه مژده قلمداد ميکنم 215 00:18:26,580 --> 00:18:29,440 و بهشون ميگم که شما تويِ . جلسه حضور پيدا مي کنين 216 00:18:29,440 --> 00:18:30,860 ، منُ ببخشين 217 00:18:31,590 --> 00:18:33,760 اين روزا حالِ رئيس کانگ چطوره ؟ 218 00:18:33,760 --> 00:18:36,030 . قطعاً وحشتناکه 219 00:18:36,030 --> 00:18:40,590 در حالي که رئيس دستگير شده، دوک گو ماته . داره مديرعاملِ شبکهِ خريدِ اس اس مي شه 220 00:18:40,590 --> 00:18:44,040 و دادستانِ لي هم نامزدِ دريافتِ . پستِ رئيسِ کلِ دادستان ها شده 221 00:18:44,040 --> 00:18:48,950 فکر مي کني حالِ ايشون خوبه وقتي که ايشون تنها کسي هستن که دارن بد ميارن ؟ 222 00:18:48,990 --> 00:18:53,380 صبر کن، کي نامزدِ دريافتِ پستِ دادستانِ کل شده ؟ 223 00:18:56,450 --> 00:18:58,240 بله ؟ 224 00:18:59,180 --> 00:19:01,180 . شما يه مهمون دارين 225 00:19:10,410 --> 00:19:13,910 . عدالت هميشه غالبــِه . تو اينُ اثبات کردي 226 00:19:13,910 --> 00:19:16,440 . صادقانه بهت تبريک مي گم 227 00:19:17,280 --> 00:19:20,610 مطمئن نيستم که عدالت چيه ؟ 228 00:19:21,110 --> 00:19:23,940 . ممکنه که خودت نديده باشيش 229 00:19:23,960 --> 00:19:27,320 . چقدر سرت شلوغ بوده وقتي ميخواستي همه کارارو تنهايي انجام بدي 230 00:19:27,350 --> 00:19:31,380 . همهِ زندگي ات يه جورايي عدالت بوده 231 00:19:35,820 --> 00:19:39,630 شايعات نشون ميده که دادستان ها بعد . از تموم شدنِ پروندهِ اس اس، دنبالِ ام جي هستن 232 00:19:39,630 --> 00:19:42,380 دارن يه ليست از جنبه هايِ موردِ . نيازشون پر مي کنن 233 00:19:42,390 --> 00:19:46,030 فکر مي کنم که اونا رويِ اطلاعاتِ . توسعهِ مجددِ شهرستانِ جديد دست ميزارن 234 00:19:46,030 --> 00:19:50,140 اگه اونا بفهمن که زمينِ فروشگاهُ ... غير قانوني خريداري کرديم 235 00:19:50,140 --> 00:19:53,350 . امکان داره موقعيتون به خطر بيوفته 236 00:19:54,970 --> 00:19:57,740 . بايد يه راهي پيدا کنيم 237 00:19:57,790 --> 00:20:00,010 . مي توني بري 238 00:20:27,770 --> 00:20:30,450 . مدتِ زيادي گذشته 239 00:20:30,450 --> 00:20:32,600 . به يه اطلاعاتي نياز دارم 240 00:20:32,600 --> 00:20:35,470 . هرچقدر که بخواي بهت ميدم 241 00:20:38,110 --> 00:20:43,340 . بايد دادستان لي رو بي دفاع کنيم 242 00:20:46,170 --> 00:20:48,470 . برامون سه وعدهِ غذا رو آماده کن 243 00:20:48,470 --> 00:20:50,410 . بله، براتون آماده اش ميکنم 244 00:20:50,410 --> 00:20:51,880 مادر امروز داره مياد ؟ 245 00:20:51,880 --> 00:20:55,270 . نه، يه نفر هست که ميخوام بهت معرفي اش کنم 246 00:21:01,240 --> 00:21:03,630 . اوه، اينجايي 247 00:21:09,890 --> 00:21:12,160 . اين برادرِ بزرگترتــِه 248 00:21:19,200 --> 00:21:21,650 . ما قبلاً همديگه رو ديده بوديم 249 00:21:21,650 --> 00:21:24,990 . فکر نمي کردم مناسبت اين باشه . بعداً شما رو مي بينم 250 00:21:24,990 --> 00:21:27,270 ! بشين 251 00:21:42,980 --> 00:21:44,820 ، تويِ جلسهِ سهامدارا 252 00:21:44,820 --> 00:21:48,400 . برادرِ کوچيکترت از جايگاهت محافظت کرد 253 00:21:52,950 --> 00:21:57,420 . خون هميشه تا وقتي که بميري، از خون محافظت ميکنه 254 00:21:57,420 --> 00:21:59,970 ، حالا که ملاقاتِ شما دوتا رو ميبينم 255 00:21:59,970 --> 00:22:03,040 مي فهمم که فراموش کرده بودم 256 00:22:03,040 --> 00:22:05,330 . که چه چيزي از همه مهمتره 257 00:22:08,090 --> 00:22:10,290 . نگران نباش 258 00:22:11,870 --> 00:22:14,430 اينطوري به نظر ميرسم ؟ 259 00:22:14,430 --> 00:22:16,580 ، فقط دارم ميگم 260 00:22:16,580 --> 00:22:20,510 . که اصلاً به تجارت علاقه اي ندارم 261 00:22:21,690 --> 00:22:27,420 اما ببينم کسِ ديگه اي نيست که بخواد بياد اينجا ؟ 262 00:22:28,830 --> 00:22:33,320 خيلي شتاب زده تر شدي از وقتي که . تو رو به عنوان برادرِ کوچيکتر صدا زدم 263 00:22:57,100 --> 00:22:59,220 . خواهش مي کنم چايي بخورين 264 00:22:59,220 --> 00:23:01,930 بايد چي سفارش بدم ؟ 265 00:23:02,610 --> 00:23:04,640 . خوبــِه 266 00:23:04,640 --> 00:23:08,860 ، خيلي رابطهِ خوبي با هم نداريم . به خاطرِ همين سريع نتيجه گيري ميکنم 267 00:23:08,860 --> 00:23:13,280 خودت ميدوني که نمايندهِ پارک مون سو تقريباً ، از سمتش برکنار شده بود 268 00:23:13,280 --> 00:23:15,110 مگه نه ؟ 269 00:23:15,680 --> 00:23:20,930 باور دارم که مادرِ سول ري تو رو . مثلِ يه بچه بازي داده 270 00:23:20,930 --> 00:23:23,630 . هنوزم جالب نشده 271 00:23:26,040 --> 00:23:29,130 ، پارک مون سو که تقريباً از سمتش برکنار شده بود 272 00:23:29,130 --> 00:23:33,710 . خيلي سريع به بازي برگشت . واقعاً صحنهِ کاملي بود 273 00:23:35,910 --> 00:23:38,020 ميدوني کي ازش محافظت کرد ؟ 274 00:23:39,580 --> 00:23:44,770 کي مديرعامل پارک مون سو، همسرِ هونگ يي را رو محافظت کرد ؟ 275 00:23:46,770 --> 00:23:49,530 هنوزم جالب نشده ؟ 276 00:23:51,950 --> 00:23:53,920 چويي جون ها 277 00:23:55,640 --> 00:23:58,970 ، که مردم بهش مي گن چويي ديويد 278 00:23:58,970 --> 00:24:01,190 . به خاطرِ اينکه اون تحتِ اين نام زندگي ميکنه 279 00:24:01,190 --> 00:24:03,170 . رئيس تيم چويي 280 00:24:03,880 --> 00:24:05,710 چطوري ... ؟ 281 00:24:05,710 --> 00:24:09,390 . واسهِ منم شنيدنِ اين واقعيت خيلي تعجب برانگيز بود 282 00:24:09,390 --> 00:24:14,050 . چويي جون ها، پسر رئيسه 283 00:24:15,050 --> 00:24:17,690 با سهامي که گروهِ ام جي از ، اين پسرِ نامشروع داره 284 00:24:17,690 --> 00:24:21,090 . اون از پارک مون سو محافظت کرد 285 00:24:45,750 --> 00:24:46,810 ... پس 286 00:24:46,810 --> 00:24:48,470 با خودت ماشين آوردي ؟ 287 00:24:48,470 --> 00:24:49,800 . آره 288 00:24:50,580 --> 00:24:52,940 گلف بازي مي کني ؟ 289 00:24:53,690 --> 00:24:55,540 . نـه 290 00:24:55,540 --> 00:24:57,980 چه رشتهِ ورزشي اي دوست داري ؟ 291 00:24:57,980 --> 00:25:00,230 . رشتهِ خاصي رو دوست ندارم 292 00:25:04,250 --> 00:25:06,800 . فقط يکم ماهيگيري مي کنم 293 00:25:09,540 --> 00:25:12,550 ميتونيم هر از چندگاهي با هم بريم ماهيگيري ؟ 294 00:25:12,550 --> 00:25:15,350 . بدونِ اينکه در موردِ تجارت حرف بزنيم 295 00:25:15,350 --> 00:25:19,320 متاسفم که خيلي ذوق زده ام، اما . خوب ديدنت واقعاً خوشحالم کرده 296 00:25:20,290 --> 00:25:24,310 فکر مي کردم که تنهام، اما بعد از ،ملاقات با چنين برادرِ کوچيکترِ خوش قيافه اي 297 00:25:24,310 --> 00:25:27,190 . خيلي احساسِ خوشحالي ميکنم 298 00:25:27,190 --> 00:25:29,050 . اينطوري احساس نکن 299 00:25:29,050 --> 00:25:32,770 . من يه زندگيِ آروم داشتم 300 00:25:34,010 --> 00:25:37,840 دفعهِ بعد که همديگرُ ديديم، ميتونيم يکم کمتر با هم رسمي حرف بزنيم ؟ 301 00:25:45,790 --> 00:25:51,690 ميدونم که امروز پارک مون سو، چويي . جون ها و رئيس دارن با هم ناهار ميخورن 302 00:25:51,690 --> 00:25:54,510 . حدس ميزنم اين يه معرفيِ رسميِ خانوادگيه 303 00:25:54,510 --> 00:25:56,680 . دستمو بگير 304 00:25:56,680 --> 00:26:01,810 . دستِ منو گرفتن سريعترين و امن ترين راهــِه 305 00:26:01,810 --> 00:26:04,190 نمي دوني ؟ 306 00:26:04,190 --> 00:26:06,780 . بهت کمک مي کنم تستِ دي ان اي بگيري 307 00:26:06,780 --> 00:26:10,930 ، بعدش با نتايجِ آشکار همه شون رو بيرون ميندازيم 308 00:26:10,930 --> 00:26:14,390 . بعدش ميتونيم سهمِ بيشتري رو به دست بياريم 309 00:26:14,390 --> 00:26:16,840 ، پس اون سهامي که من بدست آوردم 310 00:26:16,840 --> 00:26:20,390 بايد اونا رو به شما بدم، نائب رئيس نا هونگ ران ؟ 311 00:26:20,390 --> 00:26:23,460 . به دقت بهش فکر کن 312 00:26:23,460 --> 00:26:28,210 ، اگه تو نقشِ پسرِ نامشروعُ بازي کني . هونگ يي را بالاخره رهات ميکنه 313 00:26:32,010 --> 00:26:35,750 . دنيا اينطوريه . همين الانم هونگ يي را 314 00:26:35,750 --> 00:26:40,360 از پسرِ نامشروع، چويي جون ها . به خاطرِ همهِ کارايي که کرده ممنونه 315 00:26:40,360 --> 00:26:45,890 . اما چويي جون ها ، اولين هدفش ميشه 316 00:26:45,890 --> 00:26:49,850 . اولين نفري که هونگ يي را سعي ميکنه از شرش خلاص بشه 317 00:26:51,280 --> 00:26:55,010 . دوستانِ امروز تبديل به دشمنانِ فردا ميشن 318 00:26:55,010 --> 00:26:59,220 امکان نداره اون کسي که جايگاهِ . پارک مون سو رو تهديد کرده رو تنها بزاره 319 00:26:59,220 --> 00:27:04,720 . سرنوشتِ چويي جون ها، سرنوشتِ توئــِه 320 00:27:06,170 --> 00:27:08,690 موقعيتت يکسان نيست ؟ 321 00:27:08,690 --> 00:27:12,410 . من ... ازت محافظت ميکنم 322 00:27:13,350 --> 00:27:17,090 . اين بخشِ جالبِ درخواستِ منه 323 00:27:18,010 --> 00:27:20,380 ، دستِ هونگ يي را رو رها کن 324 00:27:20,380 --> 00:27:25,030 . و دستِ منُ بگير . اين تنها راهيه که ميتوني زنده بموني 325 00:27:31,070 --> 00:27:33,450 . در موردش فکر مي کنم 326 00:27:34,530 --> 00:27:37,680 . وقتِ زيادي باقي نمونده 327 00:27:37,680 --> 00:27:40,020 ، همونطوري که عنوان کردم 328 00:27:40,020 --> 00:27:45,500 نامِ چويي جون ها به زودي در . فاميلِ خانوادگي ثبت ميشه 329 00:27:55,640 --> 00:27:58,470 حرفي برايِ گفتن به من نداري ؟ 330 00:27:59,550 --> 00:28:01,530 مثلاً چي بايد بگم ؟ 331 00:28:01,530 --> 00:28:07,320 . چويي جون ها، کسي که به اسمِ چويي ديويد ميشناسيمش . چويي جون ها 332 00:28:09,610 --> 00:28:12,690 . بهت گفتم که اين يه مسئلهِ شخصيه 333 00:28:12,690 --> 00:28:15,340 ، اين واقعيت که چويي جون ها يه پسرِ نامشروعه 334 00:28:15,340 --> 00:28:19,160 مسئلهِ شخصي بينِ من و توئــِه ؟ 335 00:28:21,940 --> 00:28:24,920 . من، نائب رئيس نا هونگ رانو ملاقات کردم 336 00:28:24,920 --> 00:28:29,260 اون بهم گفت که دستشو بگيرم . اين تنها راهيه که ميتونم زنده بمونم 337 00:28:30,430 --> 00:28:34,160 نميخواي رويِ حرفاش حساب کني، مگه نه ؟ 338 00:28:34,160 --> 00:28:39,660 . چيزي که الان بهت ميگم اين نيست که مرددم 339 00:28:39,660 --> 00:28:44,380 از اول تا الان هيچ چيزي رو . ازت مخفي نکردم 340 00:28:46,260 --> 00:28:51,200 ، همه چيزُ باهات قسمت کردم . حتي اين که نا هونگ ران يه پسر داره 341 00:28:52,030 --> 00:28:55,350 ، چويي جون ها همسرت رو نجات داد 342 00:29:01,120 --> 00:29:03,580 . بهت اعتماد دارم 343 00:29:03,580 --> 00:29:07,940 به خاطرِ اينکه تو هم از اول . تا الان که دستامو گرفتي، بهم اعتماد داشتي 344 00:29:07,940 --> 00:29:09,620 ، ماتــه 345 00:29:10,610 --> 00:29:14,190 مهمترين چيز تويِ اين بازي اينکه . به کي اعتماد داري 346 00:29:14,190 --> 00:29:17,370 ، اگه تويِ دامِ نا هونگ ران بيوفتي 347 00:29:17,370 --> 00:29:21,360 . فقط ازت استفاده ميشه و بعدم رهات ميکنه 348 00:29:24,420 --> 00:29:26,540 . دارم ديوونه ميشم 349 00:29:29,050 --> 00:29:31,930 ، حالا دارم ميفهمم 350 00:29:31,930 --> 00:29:36,490 . که تو و نا هونگ ران خيلي به هم شبيه هستين 350 00:29:37,930 --> 00:29:53,490 ....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::.... 351 00:29:54,190 --> 00:29:56,260 اوپا، خونه بودي ؟ 352 00:29:56,260 --> 00:29:59,060 هي، تو چطوري اومدي تو ؟ 353 00:30:00,070 --> 00:30:03,330 . خوب، ميخواستم يه چيزي بهت بدم 354 00:30:03,330 --> 00:30:05,310 . بايد رمزِ وروديِ خونه ام رو عوض کنم يا يه همچين چيزي 355 00:30:10,830 --> 00:30:13,900 آخرين تاثير خيلي خيلي مهمه . حالا مي بيني 356 00:30:13,900 --> 00:30:17,330 ، زنا از اين استايل خيلي خوششون مياد 357 00:30:17,330 --> 00:30:19,980 . اما مردايِ ديگه حسودي شون ميشه 358 00:30:19,980 --> 00:30:22,110 . کلي بهش فکر کردم و انتخابش کردم 359 00:30:22,110 --> 00:30:25,640 . قابل ِ اعتماد، يه رنگِ صادقانه 360 00:30:27,280 --> 00:30:29,240 ببينم برندش چيه ؟ 361 00:30:30,120 --> 00:30:32,190 مگه برندش اهميت داره ؟ 362 00:30:32,190 --> 00:30:34,710 . پس رنگ مهمــِه 363 00:30:34,710 --> 00:30:37,680 ببينم از کجا خريديش ؟ 364 00:30:37,680 --> 00:30:40,380 . تويِ بازار 365 00:30:41,470 --> 00:30:44,450 تويِ اولين جلسهِ معارفهِ ، شبکهِ خريد اس اس 366 00:30:44,450 --> 00:30:46,980 کرواتي رو بپوشم که !از بازار خريدي ؟ 367 00:30:46,980 --> 00:30:49,190 کلِ درآمدت رو صرفِ چي ميکني ؟ 368 00:30:49,190 --> 00:30:50,540 . بعداً مي پوشمش 369 00:30:50,540 --> 00:30:52,280 . بزارش 370 00:30:52,280 --> 00:30:55,260 پس يعني اينکه ميتوني عجيب و غريب . بياي سرکار ؟ اهميتي نداره 371 00:30:55,260 --> 00:30:58,860 . بالاخره که نميخواي بپوشيش 372 00:30:58,860 --> 00:31:01,480 . وقتي که رفتم فروشگاه مي پوشمش 373 00:31:02,570 --> 00:31:04,840 . اه، فردا تولدِ مادرمــِه 374 00:31:04,840 --> 00:31:06,090 . بيا با هم شام بخوريم 375 00:31:06,090 --> 00:31:08,390 براش کادو خريدي ؟ 376 00:31:09,400 --> 00:31:10,830 ! اوه، درسته 377 00:31:10,830 --> 00:31:13,220 ! کادويِ تولدِ مادرت 378 00:31:13,220 --> 00:31:18,290 ، هي، ببينم وقت داشتي کروات بخري اما وقت نداشتي واسهِ مادرت کادو بخري ؟ 379 00:31:19,140 --> 00:31:20,390 . اوپا، من ديگه ميرم 380 00:31:20,390 --> 00:31:23,530 بايد چيکارش کنم ؟ 381 00:31:59,550 --> 00:32:04,260 . من مديرعاملِ شبکهِ خريدِ خانگيِ اس اس، دوک گو ماته هستم 382 00:32:09,770 --> 00:32:11,310 از کدوم کالج فارغ التحصيل شدين ؟ 383 00:32:11,310 --> 00:32:14,270 مديرعاملِ جوان، کجا در موردِ ترکيب و ادغام درس خوندين ؟ 384 00:32:14,270 --> 00:32:16,180 ببينم خارج از کشور تحصيل کردين ؟ 385 00:32:16,180 --> 00:32:17,510 رشتهِ اصلي تون چيه ؟ 386 00:32:17,510 --> 00:32:18,960 تجربه تون در راه اندازيِ شرکت چقدره ؟ 387 00:32:18,960 --> 00:32:22,560 مسئلهِ تعاملاتِ قبلي تون با گروهِ ام جي در چه موردي بوده ؟ 388 00:32:51,230 --> 00:32:53,910 . پس تو کرواتِ بازاري رو پوشيدي 389 00:32:53,910 --> 00:32:56,230 ، هي، همشون تويِ خشکشويي بودن 390 00:32:56,230 --> 00:32:58,440 . به همين خاطر هيچ چاره اي جز پوشيدنش نداشتم 391 00:32:59,520 --> 00:33:00,680 رئيس تيم چويي کجاست ؟ 392 00:33:00,680 --> 00:33:03,220 ، رفته فروشگاه که يه . فضايِ پي تي برامون گير بياره 393 00:33:03,220 --> 00:33:05,450 ، ميخوايم سعي کنيم جلسه هايِ توجيهي برايِ فروشگاه هايِ ديگه بزاريم 394 00:33:05,450 --> 00:33:09,390 ، چون اگه فروش تويِ اين کانالو از دست بديم . بالاخره به چيزِ ديگه اي نياز داريم 395 00:33:09,390 --> 00:33:11,660 جلسه با مديرها چطوري پيش رفت ؟ خوب پيش رفت ؟ 396 00:33:11,660 --> 00:33:13,650 البته، من کيم ؟ 397 00:33:13,650 --> 00:33:17,460 . به همين خاطره که... تو دوک گو ماته هستي 398 00:33:26,580 --> 00:33:27,690 اين ديگه چيه ؟ 399 00:33:27,690 --> 00:33:31,020 ، حالا تو فقط اسمِ رئيسُ نداري ، يه مديرعاملِ واقعي هستي 400 00:33:31,020 --> 00:33:32,820 . بايد درس بخوني 401 00:33:33,750 --> 00:33:36,460 من ميرم بيرون، پس اگه . به چيزي نياز داشتي بهم زنگ بزن 402 00:33:36,460 --> 00:33:38,550 . سخت درس بخون 403 00:33:43,150 --> 00:33:45,320 اولين دکمه مديرعاملي هست 404 00:34:00,600 --> 00:34:03,630 . خواهش مي کنم استادانه ترين و گرون قيمت ترينُ بسازين 405 00:34:03,630 --> 00:34:06,150 . و با اين کارت بفرستينش 406 00:34:06,150 --> 00:34:08,190 . بله 407 00:34:10,320 --> 00:34:13,270 دادستان، به همين زودي گلهايِ . تبريک براتون مي فرستن 408 00:34:13,270 --> 00:34:14,610 کي اين گلها رو فرستاده ؟ 409 00:34:14,610 --> 00:34:16,690 ، اسمي توش نيست 410 00:34:16,690 --> 00:34:20,010 . اما اين کارت باهاش اومده 411 00:34:30,030 --> 00:34:32,100 . دوباره اشتباه کرديم 412 00:34:32,100 --> 00:34:34,050 . خونهِ آبي دوباره هک شده 413 00:34:34,050 --> 00:34:35,230 دوباره ؟ 414 00:34:35,230 --> 00:34:38,320 . فقط اينُ پيدا کردن 415 00:34:38,320 --> 00:34:40,760 . دوباره همون آدمــِه 416 00:34:40,760 --> 00:34:43,870 . بايد اين حرومزاده رو پيدا کنيم 417 00:35:14,170 --> 00:35:16,390 واقعاً دادستان لي کيم نامهِ استعفاءي خودش رو تسليم کرده ؟ 418 00:35:16,390 --> 00:35:18,680 اون حتي خانهِ مديرِ دادستانها رو داره بررسي ميکنه 419 00:35:18,680 --> 00:35:21,080 بعدش استعفاء مي ده. چرا اون يهويي از چنين چيزايي خوشش اومده ؟ 420 00:35:21,080 --> 00:35:23,020 کسي آزار و اذيتش کرده ؟ 421 00:35:23,020 --> 00:35:25,690 به خاطرِ شخصيتش ، حتماً . کلي دشمن داره 422 00:35:25,690 --> 00:35:28,180 . اگه يه نفر هلش بده، حتماً مي افته 423 00:35:28,180 --> 00:35:30,570 ببينم نکنه داره ازدواج ميکنه ؟ 424 00:35:37,300 --> 00:35:40,250 اه، واقعاً ؟ 425 00:35:41,140 --> 00:35:45,240 . چرا نميتونن درست هدف گيري کنن، تازه تميزش کرده بودم 426 00:35:46,890 --> 00:35:52,420 ازدواجِ خانمِ طلايي لي کيم . چقدر ميتونه شگفت انگيز باشه 427 00:35:53,500 --> 00:35:58,700 ، ببينم اون ديگه دادستان نيست پس چي اونُ يه خانمِ طلايي ميکنه ؟ 428 00:36:09,900 --> 00:36:11,620 ازش خوشت مياد ؟ 429 00:36:11,620 --> 00:36:13,280 . پس سپرده گذاري کن 430 00:36:13,280 --> 00:36:16,250 زن هفتم دانش داشتن قدرته! ... يئو ميم 431 00:36:25,320 --> 00:36:29,280 چند روز قبل از اينکه رئيس دادستانها نامزدِ اين پست خانم لي کيم اين پست رو دريافت کنه 432 00:36:29,280 --> 00:36:32,340 . امروز بعدازظهر از سمتِ خودش استعفاء داد 433 00:36:32,340 --> 00:36:33,970 ، استدلالِ ايشون وضعيتِ سلامتيِش هست 434 00:36:33,970 --> 00:36:36,460 ، دادستان لي کيم با عقب نشيني از پستِ خودش 435 00:36:36,460 --> 00:36:39,130 . بخشِ دادستاني رو در سردرگمي باقي گذاشت 436 00:36:39,130 --> 00:36:44,340 به خاطرِ اين رفتارِ عجيبشون، تنها فکري که . شهروندان ميکنن اينکه رفتارِ ايشون يکم عجيبه 437 00:36:44,340 --> 00:36:46,510 زنگ ميخوره 438 00:36:57,960 --> 00:37:00,880 چرا همش داري مياي خونهِ من ؟ 439 00:37:00,880 --> 00:37:04,170 تلفنُ برنداشتي نکنه به اين خاطر بوده که ميخواستي بيام خونه ات، مگه نه ؟ 440 00:37:07,640 --> 00:37:10,220 مشکلِ وضعيتِ سلامتي ات نيست، مگه نه؟ 441 00:37:10,220 --> 00:37:14,710 چرا يهويي اين تصميمُ گرفتي ؟ 442 00:37:14,710 --> 00:37:17,250 ، وقتي ازم پرسيدي عدالت چيه 443 00:37:17,250 --> 00:37:21,220 بهم گفتي که همهِ زندگي ام عدالت بوده، مگه نه ؟ 444 00:37:22,600 --> 00:37:26,620 . ميخواستم عدالتُ نگه دارم، به همين خاطر بيخيالِ همه چي شدم 445 00:37:30,070 --> 00:37:32,340 ده سال پيش بود ؟ 446 00:37:32,340 --> 00:37:34,410 ، به خاطرِ يه سرقت 447 00:37:34,410 --> 00:37:36,990 . يه پسرِ دبيرستاني رو ديدم 448 00:37:36,990 --> 00:37:40,070 . از يه سوپر مارکت ريمن دزديده بود 449 00:37:40,070 --> 00:37:42,150 بدونِ والدين 450 00:37:42,150 --> 00:37:45,350 اون با يه مادربزرگِ مريض و . خواهر و برادرهايِ کوچيکش زندگي ميکرد 451 00:37:45,350 --> 00:37:49,990 اون داشت تلاش ميکرد خواهر و برادرهايِ کوچيکترش . رو سير کنه، اما مسيرُ اشتباه رفته بود 452 00:37:50,930 --> 00:37:54,640 . يه کاتر تويِ جيبش پيدا شد 453 00:37:54,640 --> 00:37:56,620 ، و اگه من ميگفتم اون يه شئِ خطرناکه 454 00:37:56,620 --> 00:38:00,930 . محکوميتِ اون بچه خيلي سنگين ميشد 455 00:38:00,930 --> 00:38:05,050 ، من اون کاترُ برداشتم 456 00:38:10,730 --> 00:38:13,150 و بازرسِ مسئولِ اون پرونده 457 00:38:13,150 --> 00:38:15,290 به جزيرهِ ججو منتقل شد 458 00:38:15,290 --> 00:38:18,950 و اون کاتر تبديل به رازي شد . که من فقط ازش خبر دارم 459 00:38:18,950 --> 00:38:22,450 . هميشه فکر ميکردم کارِ خوبي کردم 460 00:38:22,450 --> 00:38:25,700 . و حالا اون يه معلمِ دورانِ ابتداييــِه 461 00:38:25,700 --> 00:38:29,560 هميشه ازم تشکر ميکنه و بهم ، ميگه که همهِ اينا به خاطرِ منه 462 00:38:33,520 --> 00:38:35,180 . خيلي شرمنده ميشم 463 00:38:35,180 --> 00:38:38,440 . به خاطرِ اينکه اون خاطره تبديل به عدالت نميشه 464 00:38:40,240 --> 00:38:42,400 اما اگه 465 00:38:42,400 --> 00:38:45,690 دوباره به اون دوران برگردي همون کارُ ميکني؟ 466 00:38:45,690 --> 00:38:48,400 ديگه ميتونستم چيکار کنم ؟ 467 00:38:48,400 --> 00:38:51,270 اگه دوباره ميتونستم برگردم 468 00:38:53,120 --> 00:38:54,610 . دوباره همون کارُ مي کردم 469 00:38:54,610 --> 00:38:56,820 پس ببينم برايِ چي خجالت زده اي ؟ 470 00:38:56,820 --> 00:39:01,020 . تو از اون دوست و خانواده اش محافظت کردي 471 00:39:02,110 --> 00:39:04,600 يه چيز 472 00:39:06,110 --> 00:39:09,540 . برايِ همه بيماري به ارمغان مياره 473 00:39:12,230 --> 00:39:14,410 ، اگه رئيسِ دادستانها ميشدم 474 00:39:14,410 --> 00:39:17,930 بدون شک، باور دارم ميتونستم . يه دفتر با دادستانهايِ صادق داشته باشم 475 00:39:17,930 --> 00:39:19,210 ، با اينحال که دوباره بهش فکر کردم 476 00:39:19,210 --> 00:39:21,630 . نه، در واقع نميشه 477 00:39:21,630 --> 00:39:27,260 حتي اگرم ميتونستم رئيسِ دادستانها بشم . و تويِ بي عدالتيهاِ زيادي تصميمِ درستُ بگيرم 478 00:39:27,260 --> 00:39:29,310 ، اون کاتر 479 00:39:29,310 --> 00:39:32,310 ، يه چيزِ کوچيک 480 00:39:32,310 --> 00:39:37,240 . برايِ همهِ زندگي ام مريضي و بيماري رو آورده بود 481 00:39:37,240 --> 00:39:39,630 -- اما زندگيِ اون دوست، به خاطرِ دادستان 482 00:39:39,630 --> 00:39:40,900 . نــه 483 00:39:40,900 --> 00:39:43,410 . به خاطرِ اون زندگي کردم 484 00:39:43,410 --> 00:39:45,200 دارم ميگم که اگه 485 00:39:45,200 --> 00:39:48,200 ، وقتي آزاد شد ، درس نمي خوند 486 00:39:48,200 --> 00:39:50,560 ، و دوباره جرمهايِ بزرگتري رو مرتکب ميشد 487 00:39:50,560 --> 00:39:54,910 ، اگه به يه مجرم تبديل ميشد 488 00:40:00,950 --> 00:40:06,400 . براي عدالت ، حتي فرآيند هم بايد عادلانه باشه 489 00:40:10,950 --> 00:40:13,750 . يه پيشنهادِ جالب بهم شده بود 490 00:40:13,750 --> 00:40:17,920 . با تشکر از تو، فکر کنم جوابش رو گرفتم 491 00:40:21,150 --> 00:40:24,940 اما حالا، ببينم ميخواي چطوري زندگي کني ؟ 492 00:40:24,940 --> 00:40:27,050 ... دادستانِ ما 493 00:40:27,050 --> 00:40:31,450 منظورم، لي کيم نونا ؟ 494 00:40:32,570 --> 00:40:35,650 . نونا بودن بهتر از دادستان بودنــِه 495 00:40:35,650 --> 00:40:40,340 . کلي پيشنهاد گرفتم . فکر کنم ميتونم بيشتر پول دربيارم 496 00:40:51,920 --> 00:40:53,410 . برات آهنگِ تولدت مبارکُ مي خونيم 497 00:40:53,410 --> 00:40:56,880 لازم نيست زيادي زحمت بکشين ... اون آهنگ ... اصلاً 498 00:40:56,880 --> 00:40:58,940 از ما خجالت ميکشي ؟ 499 00:40:58,940 --> 00:41:01,540 چرا نمياد ؟ 500 00:41:02,840 --> 00:41:05,780 . دائه شيک، حالا 501 00:41:05,780 --> 00:41:07,020 . آماده شو، شروع 502 00:41:07,020 --> 00:41:08,180 . شروع 503 00:41:08,180 --> 00:41:13,950 ? ، تولدت مبارک باشه، تولدت مبارک باشه ? 504 00:41:13,950 --> 00:41:17,120 ? ، مادرِ عزيزمون ? 505 00:41:17,120 --> 00:41:21,520 ? ! تولدت مبارک باشه ? 506 00:41:27,150 --> 00:41:28,410 نمي توني بياي ؟ 507 00:41:28,410 --> 00:41:31,680 متاسفم ، بايد چيکار کنم ؟ . يه کارِ ضروري برام پيش اومد 508 00:41:31,680 --> 00:41:35,560 . حتي اگرم الان بيام، بازم دير ميکنم 509 00:41:35,560 --> 00:41:37,000 . اوه 510 00:41:37,000 --> 00:41:40,870 . باشه، برايِ مامانم توضيح ميدم 511 00:41:40,870 --> 00:41:42,170 . باشه 512 00:41:42,170 --> 00:41:44,240 ببينم چيزي خوردي ؟ 513 00:41:44,240 --> 00:41:46,580 . باشه 514 00:41:46,580 --> 00:41:49,030 . باشه، پس فردا مي بينمت 515 00:41:53,940 --> 00:41:56,150 ، برايِ اوپا يه کار ِضروري پيش اومده بود 516 00:41:56,150 --> 00:41:58,620 الانم ميخواست بياد اما دير ميشد . به همين خاطر بهش گفتم نياد 517 00:41:58,620 --> 00:42:03,140 . مشکلي نيست، همه سرشون شلوغه 518 00:42:03,140 --> 00:42:05,600 ! منُ ببخشين 519 00:42:07,710 --> 00:42:08,670 . خواهش ميکنم صورت حسابُ به من بدين 520 00:42:08,670 --> 00:42:10,170 . من ... پولشو پرداخت ميکنم 521 00:42:10,170 --> 00:42:12,640 . فراموشش کن، فراموشش کن . بوتونگ ميتونه پرداختش کنه 522 00:42:12,640 --> 00:42:16,260 ، حتي تا الانم کلي تويِ اجاره تخفيف گرفته . ميتونه ده ها بار چنين مبلغي رو پرداخت کنه 523 00:42:16,260 --> 00:42:17,820 . فراموشش کن، فراموشش کن . بوتونگ تو پرداختش کن 524 00:42:17,820 --> 00:42:20,890 . من پرداختش ميکنم 525 00:42:24,840 --> 00:42:25,940 . ممنونم 526 00:42:25,940 --> 00:42:28,020 . هي، بوتونگ 527 00:42:28,020 --> 00:42:29,600 . خونهِ اوسانو فروختيم 528 00:42:29,600 --> 00:42:32,080 . واقعاً ؟ خيلي خوبه 529 00:42:32,080 --> 00:42:34,540 فکر مي کردم بهتره يکم زمان بزارم . چون الان زمستونه 530 00:42:34,540 --> 00:42:36,900 . ميدونم، فکر کنم خيلي خوب شد 531 00:42:36,900 --> 00:42:39,630 امروز اجاره خطِ يه خونهِ اجاره اي . نزديکِ دفترُ امضاء کردم 532 00:42:39,630 --> 00:42:43,240 بهرحال، زمانِ خداحافظي با اون . اتاقِ تنگِ فروشگاه رسيده 533 00:42:43,240 --> 00:42:47,720 اوه، ببينم دائه شيکم کلي ضجر کشيده ؟ نونا . به خاطرِ نقلِ مکانتون برات يه لپ تاپ ميخره 534 00:42:47,720 --> 00:42:50,800 واوووو، کيم بوتونگ، حالا خيلي . بيشتر شبيهِ کارمندايِ دفتري شدي 535 00:42:50,800 --> 00:42:52,080 . هي، اين کادوئهِ نونا به توئه 536 00:42:52,080 --> 00:42:54,740 ببينم من بايد برات چي بخرم ؟ يه تخت خواب ؟ يا يه ميز ؟ 537 00:42:54,740 --> 00:42:59,940 حالا حتي خارجي ها هم به اسباب کشي کادو ميدن ، چي ...؟ 538 00:42:59,940 --> 00:43:02,160 . بوتونگ، تو ديگه حالا ميتوني بياي خونه 539 00:43:02,160 --> 00:43:05,010 هان ؟ منم ؟ 540 00:43:05,010 --> 00:43:09,380 . مادر، خوب. من ديگه تويِ حياط زندگي نميکنم 541 00:43:09,380 --> 00:43:10,860 ... دائه سانگم رفته، به همين خاطر اون اتاق 542 00:43:10,860 --> 00:43:14,140 ! اوه، اينطوريه ؟ خيلي عاليه 543 00:43:14,140 --> 00:43:18,920 . هميشه نگران بودم که تويِ سرما ميخوابي 544 00:43:18,920 --> 00:43:22,130 ... بوتونگ، واقعاً از اون اتاق خوشش مياد 545 00:43:22,130 --> 00:43:23,620 هي ... مگه نگفته بودي ... راحتي ... بوتونگ ؟ 546 00:43:23,620 --> 00:43:24,820 . اه بله، البته که راحته... راحته 547 00:43:24,820 --> 00:43:27,810 . اما هنوزم بايد بياد خونه 548 00:43:27,810 --> 00:43:30,260 قبلاً چون خونه تويِ اوسان بود 549 00:43:30,260 --> 00:43:33,880 و خونه خيلي دور بود ، و ما . هم تويِ سئول اتاقِ خالي نداشتيم 550 00:43:33,880 --> 00:43:38,250 اما حالا که اسباب کشي کرديم، اون . ميتونه تويِ خونهِ خودش بخوابه 551 00:43:38,250 --> 00:43:42,990 و حالا هم که ميگي، دائه سانگ هم . نيست ، خيلي عجيب و غريب تر شده 552 00:43:42,990 --> 00:43:46,010 ، نه، من از طبقهِ بالا استفاده ميکنم 553 00:43:46,010 --> 00:43:47,720 . و رئيس تيم هم از طبقهِ پايين 554 00:43:47,720 --> 00:43:51,560 ! ايششش 555 00:43:51,560 --> 00:43:55,730 ، من کاملاً به رئيس تيم اطمينان دارم 556 00:43:55,730 --> 00:43:59,190 . اما ميدوني که مردم چي فکر ميکنن 557 00:43:59,190 --> 00:44:02,180 . منم حسِ بدي دارم 558 00:44:02,180 --> 00:44:03,750 ، رئيس تيم 559 00:44:03,750 --> 00:44:10,710 ازتون ممنونم که تمامِ اين مدت از بوتونگِ . ما خوب مراقبت کردي 560 00:44:10,710 --> 00:44:14,860 اما هنوزم، مامان بايد برايِ داداش ! ديويد، کيمچي و غذا بفرستي 561 00:44:14,860 --> 00:44:16,680 . اينطوري مناسبتره 562 00:44:16,680 --> 00:44:19,600 . قبل از اينکه حرف بزني، فکر کن 563 00:44:20,730 --> 00:44:25,500 ! خيلي سير شدم، کلي غذا خوردم 564 00:44:31,600 --> 00:44:35,710 . پيش بيني نميکردم که مامانم به چي فکر ميکنه 565 00:44:35,710 --> 00:44:38,550 رئيس تيم، بايد چيکار کنيم ؟ 566 00:44:38,550 --> 00:44:42,420 بايد چيکار کنيم ؟ نميتونيم . والدين رو نگران کنيم 567 00:44:42,420 --> 00:44:46,680 بوتونگ دخترِ خوبيه، بايد . از مادرت اطاعت کني 568 00:44:47,870 --> 00:44:53,040 اما اگه از اينجا برم، ميخواي دوباره بياي داخل؟ 569 00:44:53,040 --> 00:44:56,170 ... اوووو 570 00:44:58,890 --> 00:45:03,900 چطوري برم اونم وقتي که ميدونم همهِ داستانِ رئيس تيم دلشکسته چيه ؟ 571 00:45:03,900 --> 00:45:09,010 بعد از اينکه دهنِ بزرگم رو باز کردم و گفتم . که ميخوام داستانِ سرگرم کننده کيم بوتونگُ عوض کنم 572 00:45:12,160 --> 00:45:14,520 ، بوتونگ 573 00:45:14,520 --> 00:45:18,690 . نميرم بيرونُ و نگرانت نميکنم 574 00:45:18,690 --> 00:45:23,400 . اين اتاق با ويروسِ کيم بوتونگِ شاد پر شده 575 00:45:23,400 --> 00:45:26,880 . ديگه به طبقهِ پايين اهميت نمي دم . ميخوام بيام اينجا 576 00:45:26,880 --> 00:45:28,970 واقعاً ؟ 577 00:45:28,970 --> 00:45:32,840 . مردم خيلي حيله گرن 578 00:45:32,840 --> 00:45:36,950 بعد از اينکه تويِ گرما زندگي کردم، حتي اگرم . بهم بگي که برم تويِ چادرم، فکر نکنم بتونم برم 579 00:45:36,950 --> 00:45:40,720 فقط فکر کردنِ اينکه دستا و پاهام . يخ بزنن، کافيه 580 00:45:40,720 --> 00:45:43,800 ، واقعاً تويِ اين اتاق ، اينجا 581 00:45:43,800 --> 00:45:47,430 رويِ اون تخت خواب ميخوابي و اينجا زندگي ميکني، درسته؟ 582 00:45:49,060 --> 00:45:52,150 اگه همينطوري به حرف زدن ادامه بدي، فکر . ميکنم بهتره برم همون بيرون 583 00:45:52,150 --> 00:45:55,200 . اه ... نه 584 00:45:56,340 --> 00:46:00,350 بدونِ اينکه بهت بگم و ميام . ميبينم 585 00:46:00,350 --> 00:46:02,490 . باشه 586 00:46:04,150 --> 00:46:11,350 ? . هرگز فراموشت نکردم ? 587 00:46:13,620 --> 00:46:19,140 ? . امروز ? 588 00:46:19,140 --> 00:46:24,870 ? . فقط برايِ امروز ? 589 00:46:24,870 --> 00:46:31,050 ? . همينطوري تويِ آغوشم بمون ? 590 00:46:31,050 --> 00:46:38,310 ? . همه اشکامو پاک ميکنم ? 591 00:46:38,310 --> 00:46:49,550 ? . دوســِـت دارم ? 592 00:46:49,550 --> 00:46:55,550 ? . هميشه کنارت ميمونم ? 593 00:46:55,550 --> 00:47:03,500 ? . باهات زندگي ميکنم ? 593 00:47:04,550 --> 00:47:16,500 ....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::.... 594 00:47:17,890 --> 00:47:19,880 . هونگ يي را 595 00:47:19,880 --> 00:47:24,180 با اين حال که برايِ پر کردنِ حرص و طمعت ، هر کاري مي توني انجام بدي 596 00:47:24,180 --> 00:47:28,130 اما ببينم فکر نميکني يه پسرِ بازيگوشِ جوونو دنبالِ خودت آوردن کارِ اشتباهي بوده ؟ 597 00:47:32,260 --> 00:47:35,470 در موردت چيزي رو بررسي نکردم چون ، هميشه به عنوانِ يه فرد علاقه مند بهت نگاه کردم 598 00:47:35,470 --> 00:47:41,000 اما تويِ پروندهِ سرمايه گذاري هايِ گروهِ ام جي ، رد پايِ عروسِ طلاق گرفتهِ، ام جي ممکنه باشه 599 00:47:41,000 --> 00:47:44,730 ، دارم فقط دنبالِ همهِ احتمالات ميگردم . اما هيچ فکرِ اشتباهي نکن 600 00:47:48,630 --> 00:47:49,690 و خوب که چي ؟ 601 00:47:49,690 --> 00:47:53,780 و همونطوري که ميدوني، تنها پسرِ نامشروعِ گروه ام جي 602 00:47:53,780 --> 00:47:55,840 . چويي جون ها هست 603 00:47:56,760 --> 00:48:01,880 اين يعني اينکه دوک گو ماته . پسرِ نامشروعِ رئيس نيست 604 00:48:01,880 --> 00:48:04,290 . اين رشتهِ مويِ دوک گو ماته هست 605 00:48:04,290 --> 00:48:08,170 ، اينکه بفهمي دوک گو ماته پسرِ رئيس پارک کي سئوک هست يا نه 606 00:48:08,170 --> 00:48:11,720 بسته به اين داره که يه رشته از مويِ ، همسرت پارک مون سو رو برداري 607 00:48:11,720 --> 00:48:15,440 . و باهاش تستِ دي ان اي انجام بدي . اگه تو يه تست بگيري، همه چي روشن ميشه 608 00:48:16,140 --> 00:48:20,380 دليلِ اينکه من بيام اينجا و بهت اين اطلاعاتِ ارزشمند رو بدم اينکه 609 00:48:20,380 --> 00:48:25,170 . بيشتر از اين از دوک گو ماته استفاده نکني 610 00:48:25,170 --> 00:48:29,410 بي معني نيست ؟ اون حتي . پسرِ نامشروع هم نيست 611 00:48:35,500 --> 00:48:40,680 پس چنين روزي دوباره اومد، روزي . که نائب رئيسُ دوباره اينجا ببينم 612 00:48:40,680 --> 00:48:44,150 به همين خاطر انسانيم، چون نميتونيم . قدمهايِ بعدي مون رو پيش بيني کنيم 613 00:48:46,400 --> 00:48:50,670 . فکرامو کردم . ميخوام جواب بدم 614 00:48:52,300 --> 00:48:57,590 . دستي که به سمتم دراز کردي رو نميگيرم 615 00:48:58,890 --> 00:49:01,070 ، به دست آوردن جايگاهِ واقعي م 616 00:49:01,070 --> 00:49:04,960 دو روزم دووم نمياره اگه دستت . رو بگيرم و بعدش آزمايشِ دي ان اي بدم 617 00:49:04,960 --> 00:49:08,630 . اما، فکر نکنم که اينطوري بامزه باشه 618 00:49:08,630 --> 00:49:11,290 ، از زباله شروع کردم و تا اينجا اومدم 619 00:49:11,290 --> 00:49:15,430 اينطوري پايانش خيلي بي معني نميشه ؟ 620 00:49:17,260 --> 00:49:23,310 ، وقتي که داري نقشِ يه آدمِ بزرگُ بازي ميکني . جايگاهت جلويِ چشمات ناپديد ميشه 621 00:49:23,310 --> 00:49:26,150 اگه هونگ يي را، پارک مون سو و چويي ، جون ها با هم دست به يکي کنن 622 00:49:26,150 --> 00:49:29,620 ببينم احساس نميکني که جا موندي ؟ 623 00:49:29,620 --> 00:49:32,680 به همين نميگي يه قدم عقب بودن ؟ 624 00:49:32,680 --> 00:49:35,390 ، چيزي که دارم دنبالش ميگردم پستِ رياستِ شرکت يا قدرت نيست 625 00:49:35,390 --> 00:49:37,560 . يا يه همچين چيزي 626 00:49:38,700 --> 00:49:43,400 نميخوام پسرِ پدري باشم که با تستِ دي ان اي . از حضورم آگاه ميشه، ميخوام يه رابطهِ 627 00:49:43,400 --> 00:49:45,470 . معموليِ پدر و پسري داشته باشيم . من يه همچين چيزي ميخوام 628 00:49:47,820 --> 00:49:49,870 . فکر کنم جوابم رو بهتون داده باشم 629 00:49:49,870 --> 00:49:53,110 ، اه، از حالا به بعد 630 00:49:53,110 --> 00:49:58,450 به خاطرِ نگه داشتنِ صورتِ شبکهِ خريدِ خانگيِ . اس اس، من دوک گو ماته همهِ تلاشمو ميکنم 631 00:49:59,640 --> 00:50:01,400 . چون جووني حتماً از هيچ چيزي نميترسي 632 00:50:01,460 --> 00:50:02,580 ، من 633 00:50:02,580 --> 00:50:04,530 . چيزي برايِ از دست دادن ندارم 634 00:50:04,530 --> 00:50:07,110 . به خاطرِ اينکه با هيچي شروع کردم 635 00:50:25,730 --> 00:50:27,310 هـــان ؟ 636 00:50:27,310 --> 00:50:29,570 اگه نخوايم از فروشگاه هايِ ديگه مون واسهِ ، فروش تويِ فضايِ بازمون استفاده کنيم 637 00:50:29,570 --> 00:50:33,130 . پس ديگه نميخوايم بخشهايِ فروشگاه ها رو بخريم 638 00:50:34,920 --> 00:50:38,070 ، هدفِ اصليمون الان بخشهايِ فروشگاهي نيست 639 00:50:38,070 --> 00:50:40,340 . شبکهِ خريده 640 00:50:41,440 --> 00:50:44,740 ميخواين همه چيزُ به شبکهِ خريدِ اس اس منتقل کني ؟ 641 00:50:44,740 --> 00:50:46,240 . بله 642 00:50:46,240 --> 00:50:47,770 چطوري ميخواي به عنوان مفهوم و ايدهِ ما ازش استفاده کني ؟ 643 00:50:47,770 --> 00:50:50,900 همين حالا هم تويِ شبکهِ خريد اس اس کلي . مارکهايِ فروشگاهي معرف وجود داره 644 00:50:50,900 --> 00:50:53,760 . بايد چيزي داشته باشيم که ما رو متفاوت کنه 645 00:50:53,760 --> 00:50:55,680 . لوکس، در نهايتِ باکلاسي 646 00:50:55,680 --> 00:50:57,320 . لوکسي مفهوم و ايده ِماست 647 00:50:57,320 --> 00:50:59,650 ... لوکسي 648 00:50:59,650 --> 00:51:03,640 بايد با يه مارکِ معروفِ فروشگاهي ايدهِ . اصليِ شبکه خريد رو عوض کنيم 649 00:51:03,640 --> 00:51:06,300 . زنا خودشون به خاطرِ يه اسمِ تجاري ميکشن 650 00:51:06,300 --> 00:51:08,330 . بايد از اين طرزِ فکر استفاده کنيم 651 00:51:08,330 --> 00:51:11,540 به جايِ اينکه بريم فروشگاه و بپرسيم که ميتونيم يه برنامهِ فروشِ ماهانه داشته باشيم ؟ 652 00:51:11,540 --> 00:51:13,990 . ميتونيم فقط با يه تلفن اين کارُ ممکن کنيم 653 00:51:13,990 --> 00:51:18,180 شرکتهايِ تجاريِ همکارِ ما راضي ميشن که تويِ شبکهِ خريد مارکشونو به فروش بزارن ؟ 654 00:51:18,180 --> 00:51:19,960 . بايد از فضاهايِ بازمون شروع کنيم 655 00:51:19,960 --> 00:51:23,840 و بعدش هم ميتونيم با يه سري مارکِ . نا آشنا تويِ کــُره شروع کنيم 656 00:51:23,840 --> 00:51:27,150 . ميتونيم مارکهايِ باکلاس رو هم درخواست کنيم 657 00:51:27,150 --> 00:51:30,420 ، به جايِ اينکه برندهايي رو بياريم که مستقيم فروش ميرن 658 00:51:30,420 --> 00:51:34,690 بايد محصولاتي رو با نامهايِ تجاري ارائه بديم . که کاملاً با محصولاتِ الان متفاوت باشن 659 00:51:35,670 --> 00:51:40,010 ، فکر کنم کلي مطالعه کردي . واقعاً ايده ِخوبيه 660 00:51:40,010 --> 00:51:42,880 . به خاطرِ اينکه فقط اسمِ رئيسُ يدک نميکشم 661 00:51:42,880 --> 00:51:44,200 . من پيشنهادا رو آماده ميکنم 662 00:51:44,200 --> 00:51:48,710 بايد موافقتِ گروهِ اس اس رو هم بگيريم، من . بقيهِ کارا رو انجام ميدم 663 00:51:48,710 --> 00:51:50,680 . پس خواهش مي کنم عجله کن 664 00:51:53,060 --> 00:51:55,140 . رئيس تيم 665 00:52:02,360 --> 00:52:05,360 . مهم نيست . خواهش ميکنم سخت کار کن 666 00:52:13,470 --> 00:52:15,720 ازش خوشت اومده ؟ 667 00:52:15,720 --> 00:52:18,690 . مدير کيم، دستات هميشه خوب کار ميکنن 668 00:52:19,690 --> 00:52:21,900 سلام، کلي منتظر موندين، مگه نه ؟ 669 00:52:21,900 --> 00:52:25,810 چرا انقدر سرشون شلوغه، بايد زودتر بيان ؟ دارن چي مي خونن ؟ - 670 00:52:25,810 --> 00:52:29,310 اوه، اين يه رمانِ مشهوره، که بر اساسِ يه .دادستانِ واقعي از شرکتِ مشهوري نوشته شده. خيلي شگفت انگيزه 671 00:52:29,310 --> 00:52:31,740 . مادام ، شما هم ميخونينش . من دارم ميخونمش - 672 00:52:31,740 --> 00:52:34,780 . جالبه . مثلِ تراژديهايِ صبحه 673 00:52:34,780 --> 00:52:37,030 ، گفتن که داستانش واقعي هست 674 00:52:37,030 --> 00:52:38,420 فکر ميکني درست باشه ؟ 675 00:52:38,420 --> 00:52:40,950 ، چقدر اين زن ترسناکه 676 00:52:40,950 --> 00:52:42,960 ، وقتي که داشته جايگاهِ چائه بولي ش رو بدست ميآورده 677 00:52:42,960 --> 00:52:45,900 از شرِ همهِ برادرها و خواهراش خلاص شده ؟ 678 00:52:45,900 --> 00:52:49,430 ، با کسي که دوباره ازدواج کرده . يه آدمِ مشهور بوده 679 00:52:49,430 --> 00:52:53,110 همه راه هايِ غيرقانوني، و فعاليتهايِ خرابکارانه . رو انجام داده تا از شرِ برادراش خلاص شه 680 00:52:53,110 --> 00:52:55,990 از شرِ برادرِ بزرگترش با افشاء کردنِ ، رازش در موردِ يه صندوقِ مخفي خلاص شده 681 00:52:55,990 --> 00:53:00,250 و برادرِ دومش رو به جرمِ فعاليتهايِ . مرتبط با موادِ مخدر از دور خارج کرده 682 00:53:00,250 --> 00:53:01,650 . شيطان . اون يه شيطانــِه 683 00:53:01,650 --> 00:53:04,700 رمانِ در جريانِ نوشته شدن، در موردِ يه شرکت - هوس ، فصل اول 684 00:53:14,310 --> 00:53:19,610 . کانگ مين، رمانش خيلي جالبه 685 00:53:19,610 --> 00:53:21,800 ببينم اسمِ واقعي اش نا هوان کيو نيست، درسته ؟ 686 00:53:21,800 --> 00:53:24,810 . فکر کنم اين اسم رو به ياد ميارم 687 00:53:25,780 --> 00:53:29,010 . بهت يه فرصت دادم 688 00:53:29,010 --> 00:53:30,840 ، تويِ سنِ من 689 00:53:30,840 --> 00:53:35,160 . از چنين اتفاقاتي نمي ترسم 690 00:53:35,160 --> 00:53:37,920 . مادر شوهر، هنوز نبايد بترسي 691 00:53:37,920 --> 00:53:41,200 . حتي هنوز به اوج نرسيده 692 00:53:41,200 --> 00:53:43,950 . اينطوري به اوج ميرسه 693 00:53:43,950 --> 00:53:47,410 خونريزي اي که از مبارزه کردن برايِ ارثِ ... شرکت اتفاق افتاده بالاخره تموم ميشه اما 694 00:53:47,410 --> 00:53:50,820 . اون به يه بيمهِ مطمئن تر نياز داره 695 00:53:50,820 --> 00:53:55,060 . به همين خاطر تصميم به يه ازدواجِ مصلحتي ميگيره 696 00:53:57,270 --> 00:54:00,130 . اما، اون نه 697 00:54:00,130 --> 00:54:02,140 ، اون پســر 698 00:54:02,140 --> 00:54:04,710 ، نميتونه نگهش داره 699 00:54:05,900 --> 00:54:08,090 . به همين خاطر رهاش ميکنه 700 00:54:12,040 --> 00:54:14,870 يه خطِ داستانِ معموليه، مگه نه ؟ 701 00:54:14,870 --> 00:54:17,220 . چيزِ جديدي در اينمورد نيست 702 00:54:17,220 --> 00:54:20,950 . چيزايِ جديد تازه شروع ميشن 703 00:54:20,950 --> 00:54:24,220 بعد از مدتها، زنِ اصليِ داستان 704 00:54:24,220 --> 00:54:26,810 . پسرِ نامشروعِ همسرش رو ميبينه 705 00:54:28,050 --> 00:54:33,340 . البته اون بيرحمانه ، لهش ميکنه 706 00:54:35,610 --> 00:54:39,930 اما، اون پسرِ نامشروع 707 00:54:47,490 --> 00:54:50,890 . همون پسريه که زنِ اصليِ داستان رهاش کرده 708 00:54:57,170 --> 00:55:00,690 . مادر، اين ساعتُ که ميشناسي 709 00:55:00,690 --> 00:55:03,790 . دوک گو ماته هم يکي از اونُ داره 710 00:55:05,770 --> 00:55:09,610 . دقيقاً مثلِ همون ساعتُ 711 00:55:22,970 --> 00:55:27,610 . يکم از اين اوجُ عوض ميکنم 712 00:55:27,610 --> 00:55:30,500 . در عوض، صندلي تو رها کن 713 00:55:31,810 --> 00:55:34,840 ، اگه صندليِ ملکهِ ام جي رو رها کني 714 00:55:36,100 --> 00:55:39,530 . همينجا بس مي کنم 715 00:55:39,530 --> 00:55:44,210 ... تـــو 716 00:55:48,610 --> 00:55:52,040 . تو بايد به ماته هم فکر کني 717 00:55:52,040 --> 00:55:54,550 ، مهم نيست که اون يه پسرِ رها شده است 718 00:55:54,550 --> 00:55:58,600 اگه بفهمه فردي که مثلِ يه آشغال باهاش ، رفتار کرده مادرِ واقعيِ خودشه 719 00:56:00,670 --> 00:56:03,400 بدبختي 720 00:56:03,400 --> 00:56:06,450 . ميتونه باعث بشه اون تصميماتِ افراطي بگيره 721 00:56:07,830 --> 00:56:10,320 . منم نگرانِ اين موضوعم 722 00:56:33,030 --> 00:56:37,250 . فقط بزار ازت يه چيزي بپرسم 723 00:56:41,390 --> 00:56:46,480 دوک گو ماته ... اون 724 00:56:48,440 --> 00:56:52,090 . درسته، اون پسرِ واقعيِ توئه 725 00:58:31,060 --> 00:58:32,950 . رئيس 726 00:58:34,500 --> 00:58:35,780 چرا هنوز نرفتي ؟ 727 00:58:35,780 --> 00:58:39,450 رئيس هنوز نرفته، چطوري ميتونم من برم ؟ 728 00:58:39,450 --> 00:58:43,290 . بيا، يکم از اينا بخور 729 00:58:44,720 --> 00:58:48,730 يه ليست از اسمهايِ تجاري اي که هنوز روشون کار نشده، آماده کردم 730 00:58:48,730 --> 00:58:52,600 رئيس تيم چويي و من تصميم گرفتيم . که فردا هر دو بهش رسيدگي کنيم 731 00:58:52,600 --> 00:58:56,020 ، منم ليستي که آماده کردمو بهتون ميدم . بعدش ميتونيم با هم بريم 732 00:58:56,020 --> 00:58:59,150 . بيا، بخورش 733 00:59:02,970 --> 00:59:05,990 ، اوپا، وقتي که پسرِ رئيسِ گروهِ ام جي بشي 734 00:59:05,990 --> 00:59:09,500 نه، همين حالا هم پسرشوني، منظورم اينکه 735 00:59:09,500 --> 00:59:11,790 ، وقتي که جايگاهِ واقعي ات رو پيدا کني 736 00:59:11,790 --> 00:59:13,890 اولش چيکار ميکني؟ 737 00:59:16,210 --> 00:59:19,240 . ميخوام اينُ بپاشم رويِ صورتت 738 00:59:19,240 --> 00:59:21,600 . ميدونستم 739 00:59:22,990 --> 00:59:25,240 . اول بخــور 740 00:59:39,530 --> 00:59:42,280 اول ميخوام چيکار کنم ؟ 741 00:59:42,280 --> 00:59:44,740 . بيا کاري که تو ميخواي رو انجام بديم 742 00:59:49,440 --> 00:59:53,990 . ميخوام چيزي در موردِ ساعت بگم 743 00:59:59,260 --> 01:00:03,720 خودت گفتي ميخواي در موردِ يادگاريِ مادرم بهم چيزي بگي ؟ 744 01:00:27,330 --> 01:00:29,700 -- اون .. چرا تو 745 01:00:31,990 --> 01:00:37,500 اون گفته بود که تو پسرِ نامشروعِ رئيسِ گروهِ ام جي هستي ؟ 746 01:00:39,840 --> 01:00:42,070 . دوک گو ماته 747 01:00:43,810 --> 01:00:46,650 . تو پسرِ نامشروعِ رئيسِ گروهِ ام جي نيستي 748 01:00:50,290 --> 01:00:52,390 تــــو 749 01:00:57,330 --> 01:00:59,760 . پسرِ منــي 750 01:01:04,410 --> 01:01:08,030 منظورت از اين حرف چيه ؟ 751 01:01:08,030 --> 01:01:12,950 من ... پسرِ کيم ؟ 752 01:01:24,130 --> 01:01:26,160 ... تـــو 753 01:01:27,640 --> 01:01:29,730 پسري 754 01:01:31,500 --> 01:01:33,580 . هستي که من رهاش کردم 755 01:01:34,280 --> 01:01:52,800 ....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::.... 756 01:01:52,800 --> 01:01:58,560 ? . فقط برايِ امــروز ? 757 01:01:58,560 --> 01:02:04,640 ?. تويِ آغوشم بمون ، همينطوري که الان هستي ? 758 01:02:04,640 --> 01:02:10,410 ?. همه اشکامو پاک ميکنم ?